Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آسیا مووی با افتخار تقدیم میکند مترجم:آیدا AsianMoviee.ir
افسانه دو خواهر در هرج و مرج
قسمت 34
چه روز پر نشاطی
چیویون
اینجور فکر نمیکنی؟
حق با شماست، سرورم
اولیاحضرت
صیغه امروز خیلی عجیب بنظر میومد
چطور؟
وقتی کبودی های رو دستت رو دید
پوزخند زد
پوزخند زد؟
مطمعنی؟
آره
فقط واسه یه ثانیه پوزخند زد
فکر نکنم اشتباه دیده باشم
...ولی
حتی اگه پوزخند نزده باشه هم
بازم بنظرم امروز عجیب غریب بود
نه
باید برم یه نگاهی بندازم
چیویون
برو مقداری مرهم
که ملکه چند روز پیش بهم داده بود رو بردار
و واسه شاهدخت شو آن بفرس
به عنوان هدیه در عوض
گوجه سبزی که بهم داد
چشم
یادت نره بهش بگی
من امروز مرهم رو با
ملکه امتحان کردم
و مطمعنم
پوست رو نرم میکنه
بهش بگو خیالش راحت باشه
و با شجاعت ازش استفاده کنه
چشم
سرورم، یکم دسر بخورین
عذر میخوام، سرورم
عذر میخوام، سرورم
تو فقط یه استکان شکوندی
نیازی به عذرخواهی نیست
مرسی، سرورم
مرسی، سرورم
شنیدم امروز
یه استکان شکوندی
سرورم بحای اینکه تنبیهت کنه
با حقوق 3 ماه بهت پاداش داده
منم گیج شدم
خودتو اذیت نکن
بهرحال، یه پاداش گیرت اومد
زیادی فکر نکن
چیویون همچنین از منم خواست زیادی فکر نکنم
گفت سرورم امروز تو حال و هوای خوبی بودن
و من بهتره پاداشمو
بپذیرم
آره.آره
شنیدم امروز کیک شاه بلوط هست
حالا که پاداش گرفتی
میتونی منو به یکیش دعوت کنی؟
وقتی به اندازه کافی پول پس انداز کردم
منم دعوتت میکنم
اولیاحضرت
صیغه نجیب زاده ژائو
امروز خیلی عجیب غریب بوده
وقتی کبودی های
روی دستت رو دید
پوزخند زد
وقتی به قصرش برگشت
به خدمتکاری که مرتکب اشتباه شده بود بجای تنبیه
پاداش داد
تازه شم
خدمتکار شخصیش گفت
امروز تو حس و حال خیلی خوبی بوده
اولیاحضرت
بنظرت عجیب نیست؟
از خواجه گو بپرس
امروز اعلیحضرت برای نهار میان یا نه
چشم
جن جن
همونطور که گفتی
صیغه نجیب زاده امروز تو حال و هوای خوبی بوده
وقتی خوشحاله
کارای خاصی میکنه
و عجیب نیست
اولیاحضرت
به من اعتماد کن و اینو بررسی کن
اون یه صیغه نجیب زاده از یه کشور خارجی عه
که هر روز و همیشه رو بخور کار میکنه
ولی امروز
مرتبا کارای عجیبی انجام میداد
که معمولا انجام نمیداد
ارزش فکر داره
خیله خب، پس
با اعلیحضرت حرفشو میزنم تا
قصر جینگ مینگ رو تو لیست تحت نطارت قرار بده
لن پی کی اومد درباره نهار بپرسه؟
چرا بهم نگفتی؟
یوجان الان خیلی ضعیفه
باید نهارشو به طور منظم بخوره
به لن پی گفتم
تا اولیاحضرت رو مجبور کنه شامشون رو سر وقت بخورن
و منتظر شما نشن
درود
اعلیحضرت
چیزی دستگیرت شده؟
بله
چیه؟
طبق حرف های دکتر های همایونی
سمی که اولیاحضرت خوردن
بوی تندی داره
حدس میزنم
کسی که مسمومش کرده
سم رو با چیز دیگه ای
که بوی تند داره
پوشونده
تا دیگران
متوجه نشن
بخور های در حال اشتعال
خدمتکاران و خواجه ها رو بررسی کردم
ولی هیچی پیدا نکردم
پس
اعلیحضرت
میشه از اولیاحضرت بپرسم
به چیزی که بوی
تندی داره دست زدن یا نه؟
آره
حالا که پیغامی از
ژائو وان ار رسیده
یعنی
فو یوجان
بزودی میمیره
یادت باشه
اونایی که با
ژائو وان ار تماس داشتن رو بکشی
نزار اونا سد راه
نقشه مون بشن
چشم
چیه؟
فکر میکنی
خیلی ظالمم؟
واست متاسف میشم
وقتی میبینم تو درد گرفتن انتقام
گیر کردی
حالا
تو تنها کسی هستی
که بهم اهمیت میدی
شاهدخت
یان ساو
موقع نهاره
برو نهار رو آماده کن
چشم
جن جن حساسه
اگه بنظرش صیغه ژائو عجیب غریبه
بررسیش میکنم
پس، اعلیحضرت
محافظانی میفرستم
که حواسشون به قصر جینگ مینگ باشه
اوه
اخیرا
اگه جانگ یاو چیزی از
قصرت برد
جلوشو نگیر
و بزار بره
سرنخی
بدست آورده؟
نه واقعا
فقط به چیزایی مشکوکه
که اینطور، اعلیحضرت
یوجان
نگران نباش
کسی که مسمومت کرده رو پیدا میکنم
جیانگ شاو
داروی گیاهی رو میاره
اعلیحضرت، باورتون دارم
بیا نهار بخور
بیشتر بخور
شاهدخت
یونگ یاو؟
چی تورو کشونده اینجا؟
اومدم باهات
نهار بخورم
باهام نهار بخوری؟
خب
همچنین اومدم بهت
طلسم بدم
این از معبد برج سفیده
جایی که هر ماه فقط 3 تاشون
در دسترسه؟
تو خیلی ضعیفی که بخوای گرسنگی بکشی
بیا بریم نهار بخوریم
چای
ترجیح میدم
داروی گیاهی رو با خودم حمل کنم
فقط یه روز مونده تا برسیم
خواهرم چیزیش نمیشه
مستخدم
دو کاسه نودل میخوایم
الان میام خدمتتون
رسید، لطفا
باشه
راهو باز کن
چیکار میکنی؟
وایسا
چیکار میکنی؟
خدایا - برو، برو -
چیکار کنیم؟
چیکار کنیم؟
چطور به شو رونگ توضیح بدم؟
چیزی نیست. چیزی نیست
فقط تو آب خیس شده
وقتی خشک بشه قابل استفاده ست، درسته؟
محاله
تو آب، دیگه کار نمیکنه
بیا به شینژو برگردیم و بیشتر بخریم
خیلی دیره
فقط دو روز باقی مونده
پس
خواهرم چطور زنده بمونه؟
جین جان
چطوره همین الان به پایتخت برگردیم
شاید
بتونیم مدت زمان بیشتری یوجان رو همراهی کنیم
این طلسم برای توعه
شاهدخت
تخت آماده ست
بیاید و بخوابین
تنهام بزار
چشم
یان ساو
یونگ یاو هنوزم
تو اتاق مطالعه میخوابه؟
بله
از وقتی به اتاق مطالعه رفته
هرگز بیرون نیومده
بیا بریم
شاهدخت، کجا میرین؟
میرم به اتاق مطالعه
تا یونگ یاو رو برگردونم
شاهدخت
ملازمش همین حالا گفت
که تو اتاق مطالعه ست
چرا الان اینجا نیست؟
شاید
رفته بیرون کار کنه
پرونده مسمومیت ملکه؟
رو این پرونده داره کار میکنه؟
شاهدخت
چطور تونستید فایل وزارت عدالت رو بخونید؟
همچین قصدی نداشتم
فقط اومدم بپرسم
به اتاقمون برمیگردی یا نه
وقتی تو اتاق مطالعه ندیدمت
و فایل رو میز
درباره ملکه بود
خوندمش
ملکه
واقعا مسموم شده؟
شاهدخت
اعلیحضرت از شوهرتون خواسته
تا این پرونده رو بررسی کنه
ردمونو میگیره؟
نه
تو این پرونده
هیچ سرنخی بجا نزاشتیم
هرچقدر باهوش هم که باشه
نمیتونه ردمونو بگیره
تازه شم
حالا که میدونیم
داره این پرونده رو حل میکنه
میتونه چیز خوبی باشه
حداقلش
میفهمیم پرونده چطور پیش میره
آره
فایل
تو اتاق مطالعه مون
نگهداری میشه
حتی اگه
شوهرتون سرنخی هم بدست بیاره
میتونیم سریع نابودش کنیم
از فردا به بعد
باهاش غذا میخورم
شاید
وقتی غذا میخوریم
بتونم اطلاعاتی ازش بدست بیارم
اولیاحضرت
اشتباهی تو دفاتر حساب هست
که نیاز به اصلاح داشته باشه؟
نه
همش درسته
بله
ببخش که منتظرت گذاشتم
این دفاتر حساب رو بردار
و توزیعشون کن
اولیاحضرت، کمک به شما
وظیفه منه
اخیرا
احساس ضعف میکنم
اگه اشتباهی بود
لطفا بهم بگو
اولیاحضرت، خیلی وسواس بخرج میدین
هرگز هیچ اشتباهی نکردین
هرگز نیاز نبوده بهتون یادآوری کنم
خب
میرم تا دفاتر حساب رو توزیع کنم
وقتی ضعیفین
نامنظم نمینویسید
اولیاحضرت
به خودتون اجبار نکنید
من اینقدر ضعیفم
که حتی نمیتونم بنویسم
کل صبح مشغول خوندن دفاتر حساب بودین
حتی آدم های عادی هم خسته میشن
و شما مریضید
اولیاحضرت
خوب مراقب خودتون باشین
و استراحت کینن
این چند وقته
تو برام بنویس
وگرنه
مردم نمیتونن بخونن
چشم
یوجان
زمستون داره میاد
هیچ گلی نمونده که ازش لذت ببریم
باد به شدت میوزه
برگردیم؟
اگه یه گل پیدا کردم
چی بهم جایزه میدی؟
هر چی بخوای
بهت میدم
چه جایزه بزرگی
اعلیحضرت
اینجا منتظرم باش
دستتو بده بهم
چیه؟
خوب بنظر میاد؟
آره
منظورم گل بود
نه من
اغلب گل ها تو
بادهای گرم شکوفه میدن
ولی ارزش صحبت ندارن
همچون گل هایی
خیلی ضعیفن
این یکی بهتره
همونطور که آرزوشو داره
تو باد سرد
به روشنی شکوفه میده
و یه ثانیه از زندگیشو هدر نمیده
اعلیحضرت
من یه گل ضعیف نیستم
نمیخوام
با یه صورت زرد و یه بدن ضعیف
تو رخت خواب دراز بکشم
و منتظر مرگم باشم
نه
تو نمیمیری
اعلیحضرت
هنوزم میشه جایزه مو بگیرم؟
حتما
پس
لطفا بهم لبخند بزن
عاشق وقتی م که لبخند میزنی
بهم قول بده
همیشه همین جوری لبخند بزنی
یوجان
یوجان
اولیاحضرت!اولیاحضرت
برو دکتر بیار
برو دکتر بیار
یوجان
اعلیحضرت، ازشون بخواه برن
مارو تنها بزارید
چشم
هنوزم دلم میخواد به عمارت چینگ هوی برم
منو ببر اونجا
باشه
.میبرمت اونجا
به این زودی اینقدر ضعیف شده؟
چقدر خوشحالم
فو یوجان
برو به جهنم
اعلیحضرت
من اینجام
بالا رو نگاه کن
به چی؟
نه پایین رو نگاه کن
و نه منو
یوجان، چی شده؟
وقتی منو اینجا آوردی
سرخابمو خراب کردی
حتما خیلی
زشت شدم
مزخرفه
تو چشم های من
تو خوشگلترین دختری
فقط چون میخوام
همیشه خوشگل ترین دختر تو
قلبت باشم
نمیخوام
پایین رو نگاه کنی
بالا رو نگاه کن
باشه
♪ عشق زود گذر♪
ببین
ستاره های تو آسمون چشم های
مردم مرده ست
دارن خانواده هاشونو که
همچنان زنده ن تماشا میکنن
بابام بهم گفته
مامان از آسمون
هی منو نگاه میکنه
واسه همین، باید خوب مراقب خودم باشم
اگه موفق نشم
خوب از خودم مراقبت کنم
مامانم ناراحت میشه
واسه همین، از خودم
خوب مراقبت کردم
♪ تو دنیای زمینی گم شدم ♪
اعلیحضرت
اگه روزی
من تبدیل به ستاره شدم
منم از آسمون نگاهت میکنم
تو باید خوب از خودت مراقبت کنی
وگرنه ناراحت میشم
در آینده
وقتی دلت برام تنگ شد
به ستاره های آسمون
نگاه کن
پر نور ترینش
حتما منم
بس کن، یوجان
باشه؟
....اگه
اگه تو درست بگی
هرگز به ستاره ها نگاه نمیکنم
کاری میکنم هی نگرانم بشی
اینکارو میکنم
پس، ستاره نشو
بهم قول بده
منو ترک نکنی
داروی گیاهی بزودی میرسه
نگران نباش. حالت خوب میشه
نمیمیری
♪ دیگه نگرانی نداشته باش♪
امروز روز آخره
اگه داروی گیاهی نیاد
خیلی دیر میشه
امروز میرسه، مگه نه؟
داروهای گیاهی دیگه رو آماده کنین
وقتی اون یکی بیاد
فورا بپزینش
ملکه رو منتظر نگه ندارین
چشم
قصر بائوسی
یوجان
یوجان
جیانگ شاو بزودی برمیگرده
نخواب
صدامو میشنوی؟
باشه
دم دروازه نگهبانی بده
همین که جیانگ شاو رو دیدی
اجازه بده اسب رو تو قصر بتازونه
چشم
یوجان
یوجان
من اینجام
نخواب، باشه؟
داروی گیاهی داره میرسه
منو محکم نگهدار
من اینجام
من اینجام. نگران نباش
یوجان، نمیر
اعلیحضرت
منم نمیخوام بمیرم
میخوام
بمونم و
باهات باشم
خیلی میترسم
نترس
من اینجام. نترس
من اینجا باهاتم
اینو میشنوی؟
جیانگ شاو سوار اسبه
دارو بزودی میرسه
فکر کنم
صداشو شنیدم
خوبه، پس
عمارت شاهدخت
آقا
همونطور که آرزوشو داشتین
داروی گیاهی جیانگ شاو خراب شده
مطمعنی؟
دیدم که
داروی گیاهی تو آب افتاد
و خراب شد
دیگه واسشون دیره که
دوباره به شینگژو برن
باید برگردن
خوبه
کارت خوب بود
شو رونگ
حس از دست دادن کسی که
عاشقشی رو بچش
دکتر
حالش چطوره؟
سم
مهار شده
حدس میزنم
دارو داره کار میکنه
معتقدم بعد اینکه دارو رو بخوره
سم از بین بره
مرسی، دکتر
برو و باقی دارو رو اماده کن
چشم
داره میاد. داره میاد
داروی گیاهی
متاسفانه ایشون اولین مردی عه
که تو قصر سوار اسبه
زودباش
برو
زودباش
برو
برو، برو - شما دوتا. دنبالش برید -
گو فو
بدرقه ش کن
از این طرف، دکتر
با من بیاین
یوجان
یوجان، بیداری؟
اعلیحضرت
چقدر عالیه که
دوباره میبینمت
خواهر
بالاخره، بیدار شدی
عالیه
جین جان
تقصیر منه
که نگرانت کردم
بعد بهبود پیدا کردنم
هر جور دلت میخواد تنبیهم کن
خواهر
من چیزی جز
سلامتیت نمیخوام
بنظر میاد
روزهاست که نخوابیدی
برو و کمی استراحت کن
خوشبختانه، تو داروی گیاهی بیشتری تو چینژو خریدی
وگرنه
خواهرم میمرد
جین جان
نگران نباش
یه بسته داروی دیگه دارم
یه کیلو
واسه یه ماه کافیه
صداتو بیار پایین
نزار بقیه صداتو بشنون
یادته وقتی توی صف بودی
من رفتم بیرون؟
برو تو صف وایسا
میرم یه چیزی بخرم
برو - باشه -
منظورت وقتی تو صف بودم عه؟
همون وقت بود
که داروی بیشتری خریدی؟
یکی تو قصر ملکه رو مسموم کرده
ممکنه سفرمون به چینژو رو
نشه مخفیانه نگهداشت
محض احتیاط
به یه داروخونه دیگه رفتم
یه جور عادته
عالیه، جیانگ شاو
تو خیلی قابل اعتمادی
ولی الان
داروی گیاهی تو ملا عام خراب شد
نباید میزاشتم بقیه در مورد داروی بیشتری که داشتیم بفهمن
باید باهات میرفتم
منظورت اینه که
یکی دارومون خراب کرده؟
شاید
زیادی مشکوک باشم
ولی دارو مربوط
به زنده موندن ملکه ست
نباید بی ملاخظه باشیم
اگه کسی بخواد
داروی گیاهی رو خراب کنه
چرا نزاریم موفق شه؟
اونوقت حفاظشونو پایین میارن
تا ما هم بتونیم صحیح و سالم برگردیم
واقعا کسی مارو می پاییده
تا دارو رو خراب کنه؟
مطمعن نیستم
شاید
فقط یه اتفاق بود
همه چیو به اعیلحضرت گفتم
و ازش خواستم بررسیش کنه
حالا
حتی نمیدونیم کی خواهرمو مسموم کرده
واقعا نگرانم
که دوباره به خواهرم صدمه بزنن
کاش
بابا اونو برای بهبود یافتن برگردونه خونه
خیله خب
زیادی فکر نکن
بیا اول از قصر بریم بیرون
برو
یو یینگ
دفعه قبلی، تایید کردی
که فو یوجان میمیره
هر جور میخوای مجازاتم کن
چه فایده ای داره؟
من فقط از زیر دستام
میخوام چیزی که میخوام رو بهم بدن
اگه دوباره شکست خوردی
از کارت استعفا بده
فهمیدم
بلند شو
یه شایعه شده که
که شاهزاده ی امپراتور پیشین میون مردم عادی زندگی میکنه
بعضیا باورش کردن
بعضیا هم نکردن
ولی بیشترشون باور نکردن
برو پیاز داغ شایعه رو زیاد کن
مطمعن شو به گوش شو رونگ برسه
فورا میرم
مزه ش چطوره؟
عالیه
اخیرا
همش دارو خوردم
دهنم تلخ شده
بالاخره
دارم یه چیز خوشمزه میخورم
مرسی، جن جن
اگه از سوپ خوشت اومده
هر ورز برات درستش میکنم
اخیرا خیلی بهتر بنظر میای
همش به لطف گیاه نوش داروییه
که داداش جیانگ و جین جان برات آوردن
خیلی خوب کار کرد
آره
حالا میتونم راه برم
کنجکاوم بدونم کی برادرم
میتونه بفهمه کی مسمومت کرده
اگه پیداشون کنیم
میکشیمشون
دستیار وزیر جانگ تموم خواجه ها و
خدمتکارای قصر بائوسی رو بررسی کرده
ولی هیچ مورد مشکوکی پیدا نکرده
اونی که مسمومم کرده
احتمالا به قصرم دسترسی داره
تازه شم، بهم گفت که
سم نه بی مزه
بوده و نه بی بو
جن جن
تو بهم گفتی
که به ژائو وان ار رو مشکوکی؟
آره
بنظر زن خوبی نمیاد
امتحانش کن
تا بفهمیم هست یا نه
جن جن
درباره ژائو وان ار
به اعلیحضرت چیزی نگو
درود اعلیحضرت
وان ار، اومدی
بشین
اولیاحضرت
چند روز پیش مریض بودین
بنظر میاد کاملا بهبود یافتین
مریض نبودم
راستشو بهت بگم
مسموم شده بودم
وان ار
چته؟
هیچی
فقط سوپرایز شدم
که فهمیدم مسموم شده بودین
پس سم زدایی شدین؟
البته
خوشبختانه، اعلیحضرت از افرادی خواست
از پنگزی مقداری داروی گیاهی بخرن
و اون سم رو سرکوب کرد
دکتر گفت
در عرض چند روز
سم کاملا از بین میره
پس عالیه
چون من مسموم شده بودم
اعلیحضرت خشمگین بودن
چند تا خدمتکار و خواجه جدید به
قصرم فرستادن
محض احتیاط که دوباره مسموم نشم
اولیاحضرت خوبه که
محتاط باشین
آره
دفعه قبل بی احتیاط بودم
حالا، افراد زیادی دور و برم هستن
فکر نمیکنم
اون شخص جرات کنه دوباره مسمومم کنه
هر چند
دلم میخواد دوباره بیاد
وگرنه
نمیتونم بگیرمش
اینجور فکر نمکنی
وان ار؟
حق با شماست
اوه
هنوزم قرص های بخوری که دفعه قبل
بهم دادی رو داری؟
نه
چه حیف
عاشق بوش بودم
بعدش، از لن پی خواستم یکم برام درست کنه
ولی بوش فرق داشت
اگه دوس دارین
میتونم براتون بیشتر درست کنم
ولی وقت بیشتری میبره
عاشق بخور هایی م که تو درست میکنی
میتونم صبر کنم
ازم خواستی
از شر آدمایی که در ارتباط بودیم خلاص شم
واسه همین
سم بر طرف شده این یادداشت تو مخروط بخور پنهان شده
و توسط یه خدمتکار عادی فرستاده شده
محض افشا نشدن
اونو فرستادم بره
شاهدخت
صیغه نجیب زاده چی گفت؟
سم تو بدن فو یوجان
برطرف شده
چی؟
محاله
نمیشه اونو برطرف کرد
الان بحث و جدل فایده ای نداره
خوشبختانه
فو یوجان به ژائو وان ار اعتماد داره
برو
اینو به ژائو وان ار بده
ازش بخواه
اینو به سم تبدیل کنه
این دفعه
نباید بزاریم فو یوجان زنده بمونه
چشم
شاهدخت
بزارش کنار
یونگ یاو
بیا تو
شاهدخت
متوجه شدم
تقریبا کل کیک خرمالو رو خوردی
برات مقدار بیشتری آوردم
مرسی
عاشقشونم
مشکل چیه؟
بوی چیزی رو حس میکنی؟
بوی خفیفی عه
مثل چایی
یان ساو
تو دستات چیه؟
چیزی تو دستاش نیست
مزه چایی میده
و بوی خوبی داره
برگ استلاریا؟
چه برگ استلاریایی؟
نمیدونم درباره چی حرف میزنی؟
تو سمی که اولیاحضرت خوردن
برگ استلاریا هست
بوی قوی ای داره
و لبه های اره ای داره
و مزه ش شبیه چایی عه
امروز، تازه فهمیدیم که این
یکی از گیاهانی موجود
تو سمی بوده که اولیاحضرت خوردن
وقتی برگشتم خونه
تو اتاقت
پیداش کردم
نمیخوای بهم توضیح بدی
چرا اینو داری؟
سم چه
ربطی
به تو داره؟
خب
حالا که دیدیش
دیگه ازت
مخفی نمیکنم
آره
این برگ استلاریاست
که ملکه خوردن
....پس
....ملکه بوسیله
من مسموم شده
چرا؟
چرا؟
جانگ یونگ یاو
تو ازم میپرسی چرا؟
چون میخوام بکشمش
من یه شاهدختم
همش بخاطر فو یوجان
همچین زندگی فلک زده ای رو دارم
میخوام با جونش
تقاص بچه مو پس بده
چه اشکالی داره؟
من زنتم
ولی هرگز
اونی نبودم
که تو بیشتر از همه بهش اهمیت میدی
تو هر حالت
تو بیشتر به فو یوجان اهمیت میدی
قبل ازدواجمون
بخاطر دعوت اون
منو رد کردی
بعد ازدواجمون
بخاطر حرف اون
منو ول کردی
حتی حالا هم
هنوزم سنتور اونو نگه داشتی
بخاطر این
میخوای بکشیش؟
نه
میخوام بکشمش
چون بچه مو کشت
بچه مونو
میخوام با جونش تقاص پس بده
اشتباه میکنم؟
آره؟
حالا هر چی
این دلیلی نیست که باهاش مردم رو بکشی
و هر دومون میدونیم
که اون هیچ ربطی
به مرگ بچه مون نداره
گناهش گردن تو نیست
در عوض گناهش گردن منه
باید بهت اهمیت میدادم
نباید نگرانت میگذاشتم
اگه این آهنگ
میتونه آرومت کنه
این سفر رو ارزنده میدارم
قول دادیم عاشق هم باشیم
منم باید تلاش کنم
دلم میخواد امتحان کنم
چه سنتور قشنگی
ولی من مستحقش نیستم
چرا به کس دیگه ای نمیدیش؟
یوجان
دستیار وزیر جانگ
نمیخواستم بهت صدمه ای بزنم
متاسفم
که به قلبت صدمه زدم
توقع ندارم منو ببخشی
ولی لطفا توافقمونو پایان بده
نباید نگهت میداشت
و نباید
امید واهی درباره ت میداشتم
گروه ترجمه آسیا مووی مترجم:آیدا AsianMoviee.ir
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.