All language subtitles for Legend.of.Two.Sisters.in.the.Chaos.EP30.AsianMovie.Chinalate.xyz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم:آیدا تیم ترجمه آسیا مووی و چینولات تقدیم میکند Asianmoviee.ir Chinolate.xyz

افسانه دو خواهر در هرج و مرج

قسمت 30

چه خبره؟

یکم نگران جین جانم

اشتها ندرم

نگران نباش

شاهزاده وی رفته تا حقیقت رو کشف کنه

همینکه جیانگ شاو پیداش بشه

همه چی روشن میشه

تو جیانگ شاو رو خوب میشناسی

حتما یه سوتفاهمی پیش اومده

بعد اینکه همه چی روشن شد، درست میشه

امیدوارم

میتونی الان غذاتو بخوری؟

باشه

اعلیحضرت هنوز نیومدن؟

از 6 گذشته

اعلیحضرت

دیگه اینجا نمیان

طبق رسوم لینگ یانگ

اعلیحضرت باید امروز به اینجا بیان

نمیدونم چرا هنوز نیومده

متاسفانه

شب رو با اولیاحضرت میگذرونن

اولیاحضرت؟

اعلیحضرت و اولیاحضرت خیلی عاشق همن

معمولا

تو قصر اولیاحضرت میخوابن

اولیاحضرت بخاطر افسانه

اینکه دختر فو ملکه ست خیلی مورد لطفه

میتونم سرنخ ها رو

راحت تر از اون بگیرم

درود اولیاحضرت

نیازی نیست

لطفا بلند شو

بشین

مرسی، اولیاحضرت

تو و من تنها ملکه و

صیغه ی اعلیحضرتیم

من هیچکیو تو قصر ندارم

تا باهاش حرف بزنم

اگه وقت داشتی

میتونی بیای اینجا

مطعنا بیشتر اینجا میام

اگه چیزی تو قصر جینگ مینگ

نیاز داشتی بهم بگو

همه چی تو قصر

جینگ مینگ دارم

به عنوان یه تازه وارد

به اینجا عادت کردی؟

نان کوانگ محیط خیس و مرطوبی داره

با میاسمی سرتاسر سال داره

به راحتی لینگ یانگ نیست

راستش اینجا

خیلی حس بهتری دارم

خوبه

چرا میخندی؟

اولیاحضرت فکر میکردم

شخص خیلی موقری باشین

انتظار نداشتم بشه اینقدر راحت باهاتون کنار اومد

و اینقدر بهم اهمیت بدید

الان خیلی حالم بهتره

چیکار میکنی؟

بهت گفتم

که وسایل منو بررسی نکنی

منظوری نداشتم

سرورم، متاسفم

بهم بگو

چی دیدی؟

هیچی ندیدم

واقعا؟

واقعا هیچی ندیدم

میتونی بری

اولیاحضرت

فکر میکنم صیغه جدید

واقعا بلده چطور رفتار کنه

اصلا اشاره ای به این نکرد

که اعلیحضرت دیشب به دیدنش نرفته

حتی اثری از اعتراض یا خشم

هم درش نبود

اگه بخاطر شخصیت بی تفاوت و

و خونسردیش تو علایق شخصیش نباشه

حتما یه شخص نیرنگ باز و حیله گره

باید صبر کنم و ببینم

سرورم

نیازی نیست، مباشر سونگ

چیو یون

سرورم تازه به لینگ یانگ رسیدن

و قوانین حرممون رو نمیدونن

ولی تو که میدونی

چرا جلو سرورم رو نگرفتی

که همچین اشتباه بزرگی نکنن؟

معنی قصر رو اصلا میدونی؟

قصر جاییه که خانواده همایونی توش جمع شدن

چطور میتونی لوح یادبود کس دیگه ای رو داشته باشی؟

اگه شانس خانواده همایونی بخاطر همچین بد بیاری خراب شه

تو باید مسئولیتشو به دوش بکشی

متاسفم

نمیدونستم

سرورم

این یه مسئله جدی عه

لطفا لوح یادبود رو بهم بدید

من

اینو به اعلیحضرت گزارش میدم

و اعلیحضرت تصمیم میگیرن

که شما بی میلید یا نه

متاسفانه

باید خودم به عهده ش بگیرم

....تو

مباشر سونگ

نیستش

مباشر سونگ

اشتباه برداشت کردی، من ندارمش

سرورم

باید اینو

به اعلیحضرت گزارش بدم

و به اینجا دعوتشون کنم

اینجا خوب از سرورم مراقبت کن

چشم

سرورم

سرورم

سرورم

سرورم

سرورم

سرورم

قصر بائوسی

جلومو نگیرید

اولیاحضرت

اولیاحضرت

سرورم

نمیشه بی اجازه وارد قصر اولیاحضرت بشید

اولیاحضرت

اولیاحضرت، به کمکتون نیاز دارم

اولیاحضرت

اولیاحضرت، نیاز به کمکتون دارم

کی بیرون این همه سرو صدا راه انداخته؟

بزارید بررسی کنم

اولیاحضرت

اولیاحضرت، به کمکتون نیاز دارم

اولیاحضرت

اولیاحضرت،به کمکتون نیاز دارم

اولیاحضرت

اولیاحضرت

وان ار بیرون زانو زده

و خواستار دیدن شماست

اولیاحضرت

اولیاحضرت، لطفا کمکم کنید

اولیاحضرت

بلندش کنید

اولیاحضرت، لطفا کمکم کنید

مگه قاونو قصر رو نمیدونی

که داشتن لوح یادبود تو قصر ممنوعه؟

واقعا نمیدونستم

اگه میدونستم، جرا نمیکردم انجامش بدم

مباشر سونگ

به اعلیحضرت گزارش داده

اگه اعلیحضرت خبردار شن

مطمعنا میمیرم

نمیمیری

ولی البته مجازات میشی

قانون همایونیه

هیچ کاری از دستم ساخته نیست

فرق داره

.....این لوح یادبود

.....این لوح یادبود

لوح یادبود شوهر ژائو

قبل اومدن به اینجا ازدواج کرده بودم

من و شوهرم عمیقا عاشق هم بودیم

قسم خوردم که جز اون

عاشق هیچکی تو زندگیم نشم

ولی اون بخاطر بیماری مرد و من

تو خیابون های نان کوانگ سرگردان شدم

بعدش شاهزاده ی نان کوانگ منو پیدا کرد

و مورد لطف شاه نان کوانگ قرار گرفتم

که منو اینجا آورد

تا با اعلیحضرت ازدواج کنم

شاید نباید

تو این دنیا زنده میموندم

برای بزرگداشت قولمون

به همدیگه

باید منم بعد مرگش

دنبالش میرفتم

ژائو وان ار

میدونی از چی حرف میزنی؟

میدونم

عشقم برای عزیزمه

و هیچکی نمیتونه از بین ببرتش

تو قلبم ابدی عه

متاسفم، اولیاحضرت

لطفا لوح یادبود رو بهم پس بدید

جلو اعلیحضرت گناهمو میپذیرم

و تقاضای بخشش میکنم

احساسات رو درک میکنم

چون منم همین حس رو نسبت به

اعلیحضرت دارم

لن پی

لوح رو به وان ار برگردون

وایسا

بسوزونش

وگرنه، نمیتونم نجاتت بدم

مرسی، اولیاحضرت

بعد سوزوندنش

به بقیه میگم که

لوح یادبود یکی از اقوامته

هرچند

هنوزم تنبهیت میکنم

میدونم

اولیاحضرت این بزرگترین رحم و شفقتیه

که میتونید بهم ارزانی کنید

لطفا منو شدیدا تنبیه کنید

من مشکلی ندارم

نهایتا

اینه که 3 روز تو خونه

باید قوانین قصر رو کپی کنی

اولیاحضرت

جونمو بهتون مدیونم

لوح یادبود شوهر ژائو

عزیزم

متاسفم

باید از لوح یادبودت استفاده کنم

تا اعتماد ملکه رو بدست بیارم

اولیاحضرت فقط وقتی مطمعن شه

عشق اعلیحضرت نسبت بهش رو نمیدزدم

برای دونستن رازم

دیگه نسبت بهم محتاط نخواهد بود

بابا

مامان

از وقتی فهمیدم قاتلتون

از قصر لینگ یانگه

همه راهی رو امتحان کردم و بالاخره

وارد قصری شدم که قاتلتون توش اقامت داره

فو یوجان از خانواده فو لینگ یانگه

به عنوان ملکه

حتما سرنخ هایی درباره افسانه

دختر خانواده فو ملکه ست رو داره

راحت باشید

بابا مامان

از طریق اون

قاتل رو پیدا میکنم

و هر چقدر سخت هم که باشه

با دستای خودمو قاتل رو میکشم

تا انتقام

خانواده مونو بگیرم

عمارت فو

بانو جین جان همیشه بی میلن

که مرگ عالیجناب رو باور کنن

از وقتی برگشته

همش اون یه تیکه کاغذ تو دستشه

و خیره بهشه

و آروم گریه میکنه

کاملا با کسی که بود فرق کرده

نمیتونه به اینجور بودن ادامه بده

منو تنها بزار

من باهاش حرف میزنم

جین جان

خوآجین

از شنیدن خبر مرگ

شاهزاده وی خیلی ناراحت شدم

توقع نداشتم که یه قاتل

نزدیک پایتخت باشه

جین جان

اگه خیلی ناراحتی

گریه کن و بیرونش بریز

بعد گریه آروم شو

شاهزاده وی دیگه مرده

باید بهتر زندگی کنی

جیانگ شاو عه

ژنرال شنگ گفت

جیانگ شاو پدرمو کشته

ولی چرا جیانگ شاو

باید پدرتو بکشه؟

نمیدونم

نمیدونم از کی قصد کرد

که پدرمو بکشه

و چرا

نمیدونم کجاست

نمیتونم ازش بپرسم

وقتی بیرون بودیم

چه زندگی خوب و آزادی داشتیم

دوسش داشتم

فکر میکردم تو زندگیم خیلی خوشحال میشم

ولی اون نه تنها از ازدواج فرار کرد

بلکه حتی بابام رو هم کشت

زندگی بی ثباته

این تصمیم جیانگ شاو بوده

و نشون میده که نمیتونید یه زوج بشید

جین جان

فقط جلوتو ببین

تو قلبم

تو همیشه یه دختر شجاعی

جیانگ شاو حالا دیگه رفته

وداع ابدی، عشقم

هر چقدر هم که اینجا گریه زاری کنی

راه حلی پیدا نمیکنی

فعلا فراموشش کن

در آینده وقتی پیداش کردی

میتونی ازش بپرسی و همه چیو روشن کنی

موافقم

بی فایده ست

که همچنان اینجا بمونم

خوآجین

بابت نصیحتت ممنونم

ما با هم بزرگ شدیم

لازم نیست ازم تشکر کنی

همیشه با من خیلی خوب بودی

خیلی خوشبختم که تورو میشناسم

بیا یه روزی بعدا با هم

بریم اسب سواری، باشه؟

خودتو راحت کن

باشه

پس من

پس فردا

دم در برت میدارم

با همدیگه به مزرعه اسب ها میریم

باشه

دیگه ناراحت نباش

برو و یکم استراحت کن

بیش از این مزاحمت نمیشم

خدافظ

خوب استراحت کن

جین جان

نیازی به تشکرت ندارم

فقط به خودت نیاز دارم

وداع ابدی ، عشقم

مانع بین ما بالاخره رفته

بالاخره اون روز رسید

بالاخره بیدار شدی

تو همون کسی هستی که

میخواد منو بکشه؟

اگه میدونی

پس دیگه نیازی به لاپوشونیش نیست

اگه بخاطر جین جان نبود

همین الان کشته بودمت

اسم جین جان رو به زبون نیار

تو لایق عشق اون نیستی

تو اونو ناامید کردی

و اونو تو مراسم عروسی

منتظر نگه داشتی

مگه مامانت

اصول اخلقی بنیادی

یه شخص رو بهت یاد نداده؟

باشه

من جای اون

بهت یاد میدم

تو مامانمو کشتی

باید انتقامشو

بگیرم

کی مامانتو کشتم؟

پانزده سال پیش

زنی به اسم

جیانگ شون یینگ رو تو ژائو ژو

کشتی

من پسر

جیانگ شون یینگم

نه تو زندگی زنی رو کشتم

و نه 15 سال پیش به ژائو ژو رفتم

دروغ میگی

من تحقیق کردم

چیو تحقیق کردی؟

ولش کن

هیچ مدرکی داری

که من مامانتو کشتم؟

گفتی که این

انگشتر

مال توعه

مال منه

خب که چی؟

به عنوان یه نشونه برداشتیش

و دستور دادی تا همه

کسایی که رازهاتو میدونستن بمیرن

مزخرفه

هرگز اسم جیانگ شون یینگ رو نشنیدم

چطور ممکنه مامانتو کشته باشم؟

اگه

با این انگشتر

استنباط کردی که مامانتو کشتم

باشه

گوش کن

حتما کسی این دام رو پهن کرده

تا برام پاپوش درست کنه

چون

خیلی وقت نیست که

این انگشتر رو گم کردم

خیلی وقت نیست گمش کردی؟

فکر کردی باورم میشه؟

باشه

جوابمو بده

کی بهت گفته من 15 سال پیش

تو ژائو ژو بودم؟

سوابق گذشته ت تو

آرشیو رسمی رو چک کردم

مزخرفه

من یه سال پیش

به ژائو ژو رفتم

تو یه

دروغگوی محضی

قبلا اسناد عبور 15 سال پیشت به

ژائو ژو

رو تو آرشیو رسمی خوندم

فو یان شین 15 سال پیش به ژائو ژو رفت

پانزده سال پیش

به ژائو ژو رفت

اون اسناد عبور جعلی هستن

اسناد عبور اصلی رو دارم

تا بی گناهیمو ثابت کنم

تو مدارک رو در دست داری

و میتونی هر موقع اونا رو دست کاری کنی

چطور باورت کنم؟

مهر روی سند های اصلی عبور

نمیتونن جعل شن

یکی بهت ثابتشون میکنه

اگه هنوزم حرفمو باور نداری

یه راهی هست

که ثابت کنم

پانزده سال پیش به ژائو ژو نرفتم

من الان تحت کنترل توام

بهرحال چاره ای ندارم

تو هنوزم یه چاره ای داری

میتونی امروز بری

و منو به عنوان

قاتل مامانت

در نظر بگیری

منم میتونم جین جان رو متقاعد کنم

تا کاملا امیدشو بهت از دست بده

اما اگه با من برگردی

کمکت میکنم تا قاتل واقعه ای مامانتو پیدا کنی

تا جین جان و تو

هنوزم بتونید یه زوج خوب بشین

تصمیم

به عهده خودته

باشه

باهات برمیگردم

عمارت فو

جین جان

خواهر

چرا جیانگ شاو بابا رو کشته؟

چی؟

جیانگ شاو قاتل باباست؟

باید پیداش کنم

و واضح در این باره ازش بپرسم

اگه نتونه یه توضیح قابل قبول بده

...من

....من

اون موقع چیکار کنم، خواهر؟

....اون

مهم نیست که از مراسم ازدواج فرار کرده

ولی چرا میبایست بابا رو بکشه؟

عشقمون

الکیه؟

حتی اگه رازی هم داشته که

باید ازم پنهانش میکرد

چرا بی هیچ نگرانی به احساسات من

بابارو کشته؟

بابات حالش خوبه

فقط یه دامه

که مردی که پشت این قضایاست رو بیرون بکشه

فعلا نمیدونیم

کی پشت این قضایاست

ولی نمیتونیم فعلا به جین جان بگیم

وگرنه رازمونو لو میده

نمیتونم درباره زنده موندن بابا چیزی به جین جان بگم

ولی نمیتونم طاقت بیارم جین جان رو اینقدر ناراحت ببینم

اگه دلت میخواد برو پیداش کن

خواهر

میدونی جیانگ شاو کجاست؟

اون به لوچنگ رفته تا به درخواست اعلیحضرت

یه خائن رو بکشه

ولی الان از جاش اطلاعی نداریم

هیچکی نمیدونه

الان کجاست

من میرم و پیداش میکنم

هر جایی هم که باشه

باید پیداش کنم

گریه نکن

امروز با خوآجین قرار گذاشتم تا

باهاش برم اسب سواری

متاسفانه نمیتونم برم

لطفا به خوآجین یه پیغام برسون

و بهش بگو من به مقصد لوچنگ اینجا رو ترک کردم

بهش بگو نگران من نباشه

علاوه بر این

از طرف من از خوآجین عذرخواهی کن

بهش بگو

یه روزی خودم شخصا ازش عذرخواهی میکنم

چشم

خانم

لوچنگ تو مرز نان کوانگ و لینگ یانگه

تنهایی اونجا خوب از خودت

مراقبت کن

میدونم

قبل پیدا کردن جیانگ شاو

خوب مراقب خودم هستم

عمارت شاهدخت

ارباب

شلاقی که سفارش دادید رسیده

نشونم بده

چه شلاق زیبایی

حتما جین جان خوشش میاد

اسب رو واسم آماده کن

چشم

ارباب

به دیدن بانو جین جان میری؟

امروز با جین جان قرار گذاشتم اسب سواری برم

ارباب

یه چیز هست میخوام بهت بگم

چیه؟

سرورم

چند روزه که مردن

درباره شو رونگ

چی فکر میکنی؟

شو رونگ برنامه داره تا مقاومت رو در برابر دشمنان خارجی افزایش بده

الان وقت خوبی واسمونه که انتقام سرورم رو بگیریم

این روزا بهش فکر کردم

شو رونگ مادرمو کشته

و من باید انتقامشو بگیرم

ولی نباید یه خائن بشم

و نباید هیچ کاری علیه لینگ یانگ کنم

نمیتونیم کاری خلافه امپراتور پیشین که این همه منو دوس داشت کنم

نظرتو عوض کردی و

و به این راحتی بخاطر فو جین جان

مرگ سرورمو فراموش کردی؟

چطور میتونم مرگ مامانمو فراموش کنم؟

ببخشید ارباب

عذر میخوام

فراموشش کن

تقصیر تو نیست

جیانگ شاو از عروسی فرار کرده

و الان مکانش معلوم نیست

به جرم ترور فو یانشین متهم شده

ازدواجش با جین جان محاله

حالا هیچکس نمیتونه

جلو رابطه منو با جین جان بگیره

الان موقع خوبی واسه منه

نه میتونم یه خائن بشم

و نه میتونم بخاطر جین جان اعلیحضرت رو دلخور کنم

اگه مامان هنوزم زنده بود

حتما خیلی خوشحال میشد

ببینه با جین جان قرار میزارم

ولی سرورم فقط میخواست که ببینه شما

به تخت بنشینید و

حق حاکمیت خانواده شو رو بگیرید

ولی این هرگز آرزوی من نبوده

باید الان برم

فو جین جان

قصر بائو سی

اوولیاحضرت

دخترا اغلب طبع ضعیف و نرمی دارن

شبانگاه کنار تختتون این بخور رو بسوزونید

روحتون رو آروم میکنه و نیروی تازه پیدا میکنین

تنها چیز خوبیه که از نان کوانگ

به اینجا آوردم

این هدیه من برای

شماست اولیاحضرت

لطفا بپذیرینش

بوی اصلی ادویه به خوبی با بوی

نامشخص دارو ترکیب شده

بوی ترکیب شده به صورت معتدلانه ای طراوت بخشه

این دقیقا بویی که دوس دارم

مرسی

لن پی

باید در ازای

اودیه هات

چیزی بهت بدم

این مرهم رو پزشک همایونی درست کرده

برای مراقبت دست بهترینه

حالا که امروز اینجایی

یه امتحانیش کن

اگه دوسش داری

واسه تو

فکر کردی یه دختر اشرافی هستی؟

حتی نمیدونی چطور خودت تنهایی لباسا رو بشوری

نمیفهمم چرا مباشر

تورو به اینجا برگردونده

مرسی، اولیاحضرت

میترسم زدن مرهم رو دستم

باعث حروم کردنش بشه

این مرهم برای دست شما طراحی شده

حروم نمیشه

یه دختر باید

از دستاش هم مثل صورتش

خوب مراقبت کنه

پوست دستت خیلی حساسه

بعد یه دوره معین مراقبت پوستی

دخترای دیگه

دستات رو تحسین میکنن

مرسی، اولیاحضرت

اولیاحضرت شخص خیلی مهربونیه

اولیاحضرت، چرا اینقدر نسبت به وان ار مهربونید؟

حتی پماد اعلیحضرت رو به عنوان هدیه بهش دادین

اولیاحضرت

اونو خیلی دوس دارید؟

آره

ژائو وان ار یه شخص دوست داشتنی ایه

خوبه که وقتی تو قصر احساس

تنهایی میکنم یه دوست خوب

داشته باشم

یه شخص دوست داشتنی؟

فقط یه شخص دوست داشتنی

لوح یادبود شوهر مرده شو

با وجود خطر مرگش حمل میکنه

اونم وقتی قراره تو قصر ازدواج کنه

موافقم

عمارت فو

چی گفتی؟

جین جان کجاست؟

فرمانده

بانو به لوچنگ تو مرز رفته

لوچنگ؟

چرا رفته اونجا؟

بانو بخاطر جیانگ شاو رفته اونجا

جیانگ شاو تو لوچنگه؟

اولیاحضرت به بانو گفتن

که جیانگ شاو تو لوچنگه

جین جان هم با عجله رفت واسه همین

وقت نکرد باهاتون اسب سواری بره

ازم خواست تا

وقتی رسیدید ازتون عذرخواهی کنم

وقتی برگرده شخصا ازتون

عذرخواهی میکنه

واسه جین جانه

فعلا واسش برش دار

چشم

خدافظ

سرورم

یه روز کامل باهاش ور رفتی

این دیگه چیه؟

بخور آرامش بخشیه که دارم برای اولیاحضرت آماده میکنم

یه بوی سبک طراوت بخشی داره

و خیلی مناسب اولیاحضرته

تو واقعا با اولیاحضرت خوبی

اولیاحضرت بهم کمک کرده

جونمو بهش مدیونم

اولیاحضرت، این یه بخور آرامش دهنده ست

که شخصا براتون آماده کردم

اگه بوی مورد علاقه تونه امتحانش کنید

انتظار نداشتم بتونی بخور آماده کنی

وقتی بچه بودم

از مامانم یاد گرفتم

لن پی، روشنش کن

چشم

اولیاحضرت

از پزشک همایونی نمیخواید بررسیش کنه؟

ما خواهریم

فکر نمیکنم

بخوای بهم صدمه بزنی

نمیزنم

بهت اعتماد دارم

اولیاحضرت

بخور داره میسوزه حالا

چه بوی طراوت بخش و با دوامی

بوش طوریه که انگار

بالای کوه ایستادم

تموم نگرانیهام

یهو رفتن

وان ار

یادم میدی چطور بخور درست کنم؟

میخواین یاد بگیرین چطور درستش کنین؟

اعلیحضرت این چند روزه

ناراحتن

این بخورا خیلی مناسبشونه

خیلی دردسر داره

اگه اعلیحضرت دوس دارن

بیشتر درست میکنم

و به اعلیحضرت تحویل میدم

میخوام شخصا واسه اعلیحضرت درستش کنم

که اینطور

عالیجناب

هنوز زنده ای

حالا فهمیدی

چرا منعت کردم که یه خاکسپاری ترتیب بدی؟

جین جان کوشش؟

جین جان به لوچنگ رفته تا

تا دنبال فرمانده جیانگ بگرده

کسی پیشش هست؟

فرمانده لی باهاش رفته

کسیو دنبالش نفرستادی؟

خوآجین حتما

برش میگردونه

جانگ شنگ

منو اینجا تنها بزار

چشم

اگه مدارک رو میخوای

دنبالم بیا

اینا همه جواز عبور منه

اگه دوس داری بررسیشون کن

جواز عبور بایستی امضا

و مهر وزارت کارکنان رو داشته باشه

از جانگ شنگ خواستم

که اون شخص رو به اینجا بیاره

بیا تو

عالیجناب، اومدش

درود عالیجناب

نیازی نیست

اینجا یه جواز عبور دارم

لطفا بررسی کن واقعه ای یا جعلیه

یه سند از وزارت کارکنانه

مهرش واقعه ایه

محال ممکنه جعلی باشه

خوب بررسیش کن

قطعا امضای وزارت کاکنان

رو با ده سال سابقه کاری

تشخیص میدم

خیلی با مهر ها

آشنایی دارم

خوب بررسی کن و ببین

آیا 15 سال پیش به

ژائو ژو رفتم یا نه

پیداش نکردم

بهم اعتماد میکنی

یا نه؟

فرمانداری/i>

بالاخره رسیدی

دنبالت میگشتم

این روزا از فرمانداری

درباره جا و مکان

جیانگ شاو پرسیدم

ولی قبول نکردن بهم بگن

ماموریت جیانگ شاو فوق محرمانه ارتشه

البته که فرمانداری بهت نمیگه

میرمت اونجا

دنبالم بیا

درود فرمانده لی

نیازی نیست

چشم

دادرس

آیا چند روز پیش کسی

به اسم جیانگ شاو

به لوچنگ اومد؟

آره، اومد

قرار بود

به درخواست اعلیحضرت

یه خائن رو

بکشه

ولی

اون

برنگشته

برنگشته؟

کسیو فرستادی پیداش کنه؟

....خب

فقط بگو

بله

طبق عقل سلیم

جیانگ شاو

بعد ترور موفق باید برمیگشت

و گزارش میداد

ولی

تا حالا برنگشته

افرادمون

چون برنگشت کل راه رو

دبالش گشت

ولی جسدشو

پیدا نکردن

جسدش پیدا نشده

پس حتما زنده ست

افرادمون دارن روش تحقیق میکنن

جیانگ شاو

بعد ترور

حتما

شدیدا صدمه دیده

تنهایی تو کمپ

دشمن به دام افتاده بوده

اگه اون

بوسیله دشمن محاصره شده باشه

میترسم

نتونسته باشه به سلامت فرار کرده باشه

پس چرا گم شده؟

میدون جنگ

تو مرزه

مردمی هستن

که در طول راه جسو ها رو جمع میکنن

حدس من اینه

شاید

جسدش توسط دشمن

جمع

و برده شده

یکی بیاد

جناب

این چیزیه که تو خون پیدا کردیم

گمان میکنیم

چیزیه که

فرمانده جیانگ بجا گذاشته

جین جان

آروم باش

به من گوش کن

از کجا آوردیش؟ - جین جان -

از کجا آوردیش؟ - جین جان -

جین جان

آروم باش

حتما پیداش میکنیم

آقای دادرس مطمعنا کمکمون میکنه

شونه رو اینجا پیدا کردیم

کجایی؟

این خون توعه؟

جیانگ شاو

تویی؟

ولم کن - جین جان -

جیانگ شاو بیا بیرون - بلند شو -

جیانگ شاو بیا بیرون

جیانگ شاو بیا بیرون

بیا بیرون، فقط بیا بیرون

جیانگ شاو قبلا مرده

جیانگ شاو بیا بیرون

جیانگ شاو قبلا مرده

جیانگ شاو بیا بیرون

جیانگ شاو بیا بیرون

جیانگ شاو کجایی؟

بیا بیرون

فقط بیا بیرون

منو ترک نکن. فقط بیا بیرون

بیا بیرون و منو ببین

جین جان

یه روز کامل

هیچی نخوردی

اون بهرحال مرده

حالا شاهزاده وی تو بهشت به آرامش میرسه

تو مورد علاقه و لطف شاهزاده وی هستی

حتما دلش نمیخواد تورو ناراحت ببینه

عاشقتم

خیلی وقته

تو توی قلبمی

به جون خودم قسم میخورم

همیشه عاشقت باشم

و ازت محافظت کنم

فقط بهم اجازه بده

در آینده ازت محافظت کنم، باشه؟

خوآجین

درباره چی حرف میزنی؟

مریضی؟

میدونم باورت نمیشه

جین جان

از ته قلبمه

وقتی فهمیدم تو و جیانگ شاو عاشق همید

عقب کشیدم

ولی جیانگ شاو

قاتل باباته

و حالا هم مرده

نمیتونه خوشبختی ای که لایقشی رو بهت بده

ولی من میتونم

بزار کنارت باشم

و تا آخر عمرم

ازت مراقبت کنم

باشه؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.