All language subtitles for Legend.of.Two.Sisters.in.the.Chaos.EP26.AsianMovie.Chinalate.xyz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آسیامووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم: آیدا

افسانه دو خواهر در هرج و مرج

قسمت 26

انجامش بده

جین جان

اگه درد کرد داد بزن

اشکالی نداره

پوستم به اندازه کافی کلفته

درد نمیگیره

عالیجناب

بانو یوجان داره شخصا بانو جین جان رو تنبیه میکنه

به صدای

سنگین

شلاق گوش کن

واقعا میتونی صداشو تحمل کنی؟

عالیجناب

لطفا منو ببخشید که بی پرده حرف میزنم

چیز خوبیه که بانو جین جان

نسوخته و نمرده

اگه میخواین درسی بهش یاد بدین

میتونین سرزنشش کنین

چطور میتونه زیر

شلاق ها رو دووم بیاره؟

اگه خانم هوزم اینجا میبود

چقدر دلش میشکست

....اگه زنده بود

فراموشش کن

بزار بیان تو

ارباب

اومدن

بابا

من اشتباه کردم

چه کار اشتباهی کردی؟

آتیش روشن کردم

و مرگمو جعل کردم

به این فکر نکردم

که ممکنه تو و خواهر صدمه ببینین

و رو کل خانواده اثر بزاره

حواسم با

ناراحتیم تو قصر پرت بود

ولی شما و خواهر

رو ناراحت و نگران خودم کردم

رو این موضوع

بی ملاحظه بودم

...من - بابا -

نگاش کن

اون همین حالاشم اشتباهاتشو میدونه

شلاق خورده

و سرزنش شده

دیگه از دستش عصبانی نباش

حالا که متوجه اشتباهاتت شدی

باید در آینده محتاط باشی

مواظب باش غرور نگیرتت و عجله نکنی

نباید الان هویتت رو لو بدی

تو پایتخت باید

خیلی مواظب باشی

میدونم

نگران نباشید

آروم تو خونه میشینم

و هرگز

بیرون نمیرم

با طبیعت بی قراری که داری

میتونی تو خونه بمونی و اصلا بیرون نری؟

یوجان

تو خیلی

آسون میگیری

بیشتر مراقبش باش

میدونم

خیله خب

بلند شو

بابا

صبر کن

یه چیزی هست که میخوام بهت بگم

دوباره چیکار کردی؟

نه، نه

چیز خوبیه

بابا

....من

من و جیانگ شاو

میخوایم ازدواج کنیم

ازدواج کنید؟

کی؟

تازه تصمیم گرفتیم

بابا

من و جیانگ شو عاشق همیم

امیدوارم

بتونم اجازه ت رو بگیرم

اگه مخالفت کنم چی؟

چرا؟

بزار ازت بپرسم

جیانگ شاو الان

کجاست؟

...اون

اون تو پایتخته

با هویتی که داری نباید الان لو بری

امن ترین راه اینه که

از پایتخت دور بمونی

فکر میکردم جیانگ شاو شجاع و باهوشه

واسه همینم تورو بهش سپردم

وقتی دیدم از پایتخت میری خیالم راحت شد

چند وقت شده؟

حالا دوباره به پایتخت برگشتی

اینجور نیست

میدونی حتی اگه

یه روز دیگه هم تو پایتخت بگذرونی

برات خطرناک تره

فکر میکنم جیانگ شاو

اصلا به زندگی تو اهمیتی نمیده

اینجور نیست

برای برگشتمون دلیل داشتیم

اهمیتی به دلیلت نمیدم

اجازه این ازدواج

بین تو و جیانگ شاو رو نمیدم

نه، بابا

خیله خب، بیا بریم

لطفا بفرمایین

عالیجناب

آقای ساو اومدن

عالیجناب

باید هر چه زودتر

خدمتکارای غیر ضروری رو از عمارتت پاک کنی

منظورت اینه که

خبرا لو رفتن؟

خدمتکارا وراجن

افراد غیر قابل اعتماد رو دور و برت نگه ندار

فورا بررسیش کن

نیازی نیست

به اون خدمتکار وراج

رسیدگی کردم

ولی یادت باشه

نباید دیگه تکرار شه

صبر کن تا خدمتکارا برن

و فقط افراد قابل اعتماد بمونن

اونوقت ملکه میتونه

موقتا تو عمارت فو پنهان شه

و توسط شما محافظت شه

اینجوری مناسب تره

باشه

که اینطور

بدرقه ش کن

آقای ساو

از این طرف لطفا

جیانگ شاو

جین جان

درد میکنه

چی شده؟

هیچی

یکم شلاق خوردم

تا زمانیکه بتونی خشم بابا رو آروم کنی

ارزششو داره

بابات دیگه الان از دستت عصبانی نیست؟

ولی

با ازدواجمون مخالفه

فکر میکردم بعد اینکه آروم شه

مثل یوجان

برای ازدواجمون خوشحال بشه

ولی اصلا اینجور نشد

چیکار کنیم؟

خیله خب، نگران نباش

پیش

شاهزاده وی میرم

و کاری میکنم مارو به رسمیت بشناسه

بابا؟

درود شاهزاده وی

تو

گذاشتی جین جان

تو همچین جایی زندگی کنه؟

نه، بابا

خودم این محوطه رو انتخاب کردم

فکر میکنم

....این محوطه

شاهزاده وی

این محوطه

فقط یه اقامتگاه موقته

بعد اینکه کارمو تو پایتخت انجام دادم

جین جان رو بر میدارم

و به شهرم بر میگردم

نیازی نیست که مزاحم تو بشم

جین جان

بیا بریم خونه

بابا

....نه....من

برو خونه

برو

یوجان، عاشقتم

نمیدونم میتونی بهم یه شانس بدی تا

عشقمو بهت ثابت کنم یا نه

خوشحال میشم

با تو بیرون برم

گفتیم که نیاز به محبت متقابل داریم

در نتیجه منم باید یه تلاشی بکنم

من و یوجان عاشق همیم

امیدوارم بتونی

نامزدیت رو با یوجان بهم بزنی

تو عاشق

اعلیحضرتی؟

مطمعن نیستم

فکر میکردم

بعد ترک شو رونگ

میتونم با کس دیگه ای

یه رابطه خالص داشته باشم

ولی معلوم شد

دیگه عاشق کس دیگه ای نمیشم

گارسون

آقا

یه سبو شراب دیگه بهم بده

آقا

الانه که ببندیم

بیا

بهم یه سبو

دیگه، شراب بده

آقا - زود باش -

آقا ما بستیم

آقا،آقا ؟

نیازی به شراب نیست

خانم

زود

میبرمش

باشه

مراقب باش

بیا، مراقب باش

معمولا متنفر بود

ببینه مردم مست میکنن

امروز چطور اینقدر شراب خورده؟

بزار ازش نگهداری کنم

چشم

اینقدر فو یوجان رو دوس داری؟

یوجان تورو دوس نداره

بعدش اینقدر ناراحت شدی

که حتی کارایی که

خیلی ازشون متنفر بودی رو انجام دادی

کی منو

میبنی؟

ترکم نکن

ترکم نکن

ترکم نکن

یوجان

من یوجان نیستم

ولم کن

ولم کن

ولم کن

ولم کن

ولم کن

شاهدخت؟

من لایق مرگم

شاهدخت، لطفا منو بکشید

مرسی

این کاریه که باید بکنم

بهت اجازه نمیدم

با جین جان ازدواج کنی

عالیجناب

گرچه فقیر زاده شدم

نمیتونم به جین جان یه زندگی تجمللی بدم

ولی با تموم قلبم باهاش رفتار میکنم

مقام

جایگاه

ثروت

خانواده فو همشونو داره

منظورم اینه که

تو به اندازه کافی به جین جان اهمیت نمیدی

جین جان بخاطر تو

بیخیال ملکه شدن شد

حتی بخاطر تو خانواده فو رو هم نادیده گرفت

تو بخاطر اون بیخیال چی شدی؟

تو براش چیکار کردی؟

هدیه اتو

برمیدارم

میتونی برگردی و بری

اعلیحضرت

شاهدخت رو بی عفت کردم

من لایق مرگم

لطفا منو مجازات کنین

میتونی با مرگم گناهات رو جبران کنی؟

میتونی با مرگت صدمه ای که به شو آن

زدی رو جبران کنی؟

جانگ یونگ یاو

اگه یه مردی

باید مسئولیت پذیر باشی

برادر

مهم نیست

تو هنوزم داری ازش محافظت میکنی

اعلیحضرت

میخوام با شاهدخت شو آن ازدواج کنم

لطفا بهمون اجازه ازدواج بدید

اجازه میدم

ارباب

....ارباب

...لباستون

زود باش

لباسا رو عوض کن

آقا ،لطفا

لطفا کمکم کنید

خانم، لطفا

لطفا این نامه رو به شماره آ 6

کوچه گل هلو بفرست

بابامو معطل کردم

همین الان به عمارت فو بیا

یا حالا یا هیچوقت

عمارت فو

چرا اینقدر

عجله داشتی منو ببینی؟

آقا

جین جان چند روز پیش با عجله رفت

یه چیزی رو جا گذاشته

اومدم تا بهش بدمش

مگه چیزی هست که ما نداشته باشیم؟

آینده جین جانه

بزارش زمین

یا میشه گفت

آینده من و جین جانه

عمارت جیانگ شاو و جین جان

جرات ندارم چیزیو

که چند روز پیش بهم گفتینو فراموش کنم

در طول این روزا

به این فکر میکردم

که چه کاری میتونم برای جین جان کنم

خیلی چیزی واسم باقی نمونده

بنابراین

بعد کمی تفکر

جونم تنها چیزیه که

میتونم به جین جان بدم

جونت؟

چه فایده ای داره؟

از جونم استفاده میکنم

تا جین جان رو همراهی کنم

تا به جین جان فکر کنم

و نگرانش بشم

اون میخواد زندگی شادی رو داشته باشه

من همراهیش میکنم تا دور دنیا بزنیم

اگه جایگاه بالا

و ثروت بزرگ بخواد

به دیوان میرم

و براش بخشش و افتخار به ارمغان میارم

تموم شد؟

تموم شد

حرفای قشنگ

بابا

جیانگ شاو

تو هم اینجایی. چه تصادفی

خونه کوچیک من

یادم رفت دفعه پیش برش دارم

جیانگ شاو

مرسی که واسم آوردیش

بابا

ببین

میتونی درشو باز کنی

جالب نیست؟

دو تا آدم کوچیک هم توشه

این خونه آینده مونه

جیانگ شاو خودش درستش کرده

من به جات خجالت کشیدم

حال و احوالت چطوره؟

دلت واسم تنگ شده؟

البته

یو شوان

اگه زنده بودی

حتما از جیانگ شاو خوشت میومد

مهم نیست

دخترمون بزرگ شده

نمیتونم نگهش دارم

بزار کاریو که میخوان انجام بدن

جین جان

فکر میکنی بابات

اجازه ازدواجمونو بده؟

من بابامو میشناسم

به اون سنگدلی که فکر میکنی نیست

واقعا؟

راستش

فکر نمیکنم

که واقعا بخواد مارو از هم جدا کنه

فقط نگران زندگی آینده مونه

اگه بابات

دلش به رحم نیاد چی؟

اگه

نرم نشه

تظاهر میکنم که یه شیطانم

و تورو میبرم

سپس

یه جای دوری میریم و

مستقر میشیم

تا اون زمان

دیگه ازمون عصبانی نخواهد بود

و برمیگردیم تا ببینیمش

تو برو بیرون

یه حرفی دارم که میخوام به جیانگ شاو بزنم

جیانگ شاو

در حین

همچین زمان طولانی ای

فهمیدم

چه جور مردی هستی

وگرنه

چطور جین جان رو بهت میسپردم؟

تقاضای یه مجلس عروسی

مجلل رو ندارم

ولی نمیتونی چیزی رو از قلم بندازی

میدونم

پول زیادی

نداری

این کیسه سکه نقره رو بگیر

و مقداری هدیه نامزدی بخر

نمیتونی با دست خالی

با جین جان ازدواج کنی

عالیجناب، منظورتون اینه که

من و جین جان

....ما میتونیم

چیزی که

امروز گفتیو یادت باشه

اگه روزی

جین جان رو ناراحت کنی

نمیزارم قسر در بری

مرسی، عالیجناب

هنوزم اینجوری صدام میزنی؟

....مرسی

مرسی، پدر

عمارت فو

بابا

خیلی کار کردی

بیا یکم استراحت کن

این چیه؟

جین جان

یاد گرفتی چطور آشپزی کنی؟

فقط این سوپ ماهی رو یاد گرفتم؟

مزه ش کن

بابا، چی شده؟

یکم آب بخور

خیلی شوره

بابا

از سوپ ماهی که برات درست کردم خوشت نیومد؟

باید اسمشو بزاری سوپ ماهی شور

ولی جیانگ شاو

واقعا از سوپی که درست میکنم خوشش میاد

خیله خب

برو بیرون

عمارت فو

خواهر؟

چرا اینجایی؟

برو بیرون. زود باش

من میرم

خواهر

چرا اینجایی؟

خواهر

....تو و جیانگ شاو

حرف نزن

جین جان

جیانگ شاو تورو بوسید

بخاطرش خوشحال شدی؟

البته

اگه نتونی

تحمل کنی به کسی نزدیک بشی

معنیش چیه؟

البته

به این معنیه

که دوسش نداری

احساسی بهش نداری

چی شده؟

حق با توعه

یکی باید قاطع باشه

و درباره رابطه

سرزنده و بشاش باشه

از این لحاظ به اندازه تو خوب نیستم

خواهر

تو فقط زیادی داری بهش فکر میکنی

♪ تنها مینوشی ولی احساس تنهایی بیشتری میکنی♪

♪ بار اولی که تو شلوغی همو دیدیم نمیتونستم چشم هاتو فراموش کنم♪

یهویی

گذرم به اینجا افتاد

قصد نداشتم

درباره ت سوالی کنم یا به دیدنت بیام

حالا میرم

اعلیحضرت

♪ با ثروت و افتخار زاده شدیم چطور همو بغل کنیم ♪

حالا که تصمیم گرفتی بیخیال رابطه مون بشی

مجبورت نمیکنم

میخوای دنبال

عشق به اصلاح خالصت بری

پس برو

تنها کاری که میتونم بکنم اینه که

دیگه نبینمت

....ولی اگه ازم میخوای تا کاملا فراموشت کنم

میشه یه لطفی بهم بکنی؟

بله، بانو یوجان

بچرخ

♪ ترجیح میدم تورو نبینم♪

موضوع چیه؟

چشم هاتو ببند

چشم هامو ببندم؟

♪ میترسم دلم دوباره بپره♪

♪زیادی زود خوشحال شدیم♪

♪ نمیتونیم جلو خودمونو بگیریم جز اینکه عاشق شیم♪

....تو

نمیتونم تحمل کنم و به کسای دیگه نزدیک شم

ولی مایلم به تو نزدیک شم

قبلا ردت کردم

میتونی منو نادیده بگیری

ولی میخوام بهت بگم

فقط میتونم عاشق تو شم

نمیتونم جلو خودمو بگیرم و عاشقت نشم

حتی ممکنه این رابطه

شامل سود و منفعت باشه

دیگه نمیخوام پا پس بکشم

پس پا پس نکش

♪ با ثروت و افتخار زاده شدیم چطور همو بغل کنیم ♪

♪ در آخر هیچ عشقی جز غم نیست ♪

عمارت فو

♪ عشق و تنفر هیچ پایانی نداره♪

بانو

اعلیحضرت یه پیغام براتون فرستادن

دعوتتون کردن تا فردا باهاشو به جایی برید

گفتن کجا؟

مردی که این پیغام رو فرستاد

گفت وقتی برید میفهمید

بانو

میرید؟

آره

منم میخوام اعلیحضرت رو ببینم

عمارت شاهدخت

خوآجین

بزار یادبودی های

شاهدخت همایونی رو جمع کنیم

نیازی نیست

وقتی مادرم زنده بود موفق نشدم وظایف فرزندیم رو بجا بیارم

این الان تنها کاریه که میتونم براش بکنم

برو

فقط برای شاهدخت همایونی

جیانگ شاو میدونه ژنرال فنگ مادرشو نکشته. داره برمیگرده

جیانگ شاو

مادرشو نکشته

یو یینگ رو بیار اینجا

چشم

خوآجین

با مامانم چیکار میکردی؟

اون کسی که مادر جیانگ شاو رو کشته

چه خبره؟

مامان جیانگ شاو

و شاهدخت همایونی دوست بودن

داشتیم به جیانگ شاو کمک میکردیم

دنبال کسی که مامانشو کشته بگرده

پیداش کردین؟

همونطور که میبینین

ما با دینگ ار که کل خانواده ش از بین رفتن شروع کردیم

بعدش نگهبانان سلطنتی رو پیدا کردیم

و از اونا فهمیدیم که

کار ژنرال فنگ بوده

ژنرال فنگ به ژائو ژو رفت

به زیبایی مادر جیانگ شاو چشم طمع کرد

واسه همین به زیردستش دستور داد تا مادر جیانگ شاو رو بگیره

انتظار نداشت که

مادر جیانگ شاو زن سرسختی باشه

تو رودخونه پرید و مرد

ولی

بعدش فهمیدیم که

ژنرال فنگ لانگ اونی نیست که پشت این قضیه بوده

پس کیه؟

نفهمیدیم

گمش کردیم

باورم نمیشه

یه کاری برام بکن

لطفا بگید

به عمارت فو برو

و یه شی رو بدزد

که بتونه هویت فو یان شین رو ثابت کنه

آقا

اعلیحضرت بهم دستور دادن

که این نامه رو بهتون بدم

از شر خانواده دینگ ار خلاص شو

هیچ اشتباهی ازت سر نزنه

اعلیحضرت

هیچی از عمارت ژنرال فنگ پیدا نکردن

واسه همین دستور دادن

حواسمون خوب به اقامتگاه ژنرال فنگ باشه

همونطور که توقع داشتیم

چند روز پیش یکی یواشکی وارد شد

بنظر میومد دنبال چیزی میگرده

بعد اینکه اعلیحضرت فهمیدن

دستور دادن تا

دوباره عمارت رو بگردن

بعد 2 الی 3 روزی که گشتن

نامه و حلقه رو تو یه

محفظه مخفی پیدا کردن

این نامه امضا نشده؟

یو

منو کجا میبری؟

انگار قراره بارون بیاد

آره، بنظر میاد واقعا قراره بارون بگیره

باید عجله کنیم. بزودی به اونجا میرسیم

چی شد؟

نگاه نکن

خوبی؟

خوبم

بیا بریم

مشخصه که خوب نیستی

بیا بریم

مراقب باش

اینجا همون جاییه که میخواستی بیاریم؟

سوپرایزه، نه؟

وقتی بچه بودم

عادت داشتم یواشکی بیام اینجا

اون زمانا

وقتی نمیتونستم

مشکلی رو حل کنم

میومدم اینجا تا بهش فکر کنم

اینجا

آرامش دارم

وقتی به قصر برمیگشتم

مثل این بود که جواب ها

خود به خود از این

معبد مخروبه بیرون میومدن

چرا این مکان رو دوس داری؟

بوش کن

بوی زمین

و صدای جنگل رو میده

من تحت حمایت بابام بزرگ شدم

ولی بخاطر تولدم

سرزنش شدم

تو همچین قصر بزرگی

تنها چیزی که حس کردم تنهایی بود

فقط وقتی میام اینجا

وقتی به این معبد متروکه میام

میتونم

یه آزادی خاصی رو حس کنم

چون هیچ

تضاد منافعه ای

هیچ توطئه ای وجود نداره

باعث میشه به ساده ترین حالت برگردی

واسه همین

تورو آوردم اینجا

اگه هنوزم مطمعن نیستی

که احساساتت نسبت به من به اندازه کافی خالصه یا نه

فقط بیا اینجا تا خودتو آروم کنی

و درباره ش فکر کنی

میترسم

تا یه مدتی

بارون بند نیاد

بیا بریم تو و یکم استراحت کنیم

مراقب باش

این معبد متروکه

نیازمنده تعمیره

چند روز دیگه

چند تا صنعتگر میارم

تا این مکان رو احیا کنن

اگه اشاره نکرده بودی خوب بهش فکر نمیکردم

از وقتی بچه بودم و اینجا رو پیدا کردم

خیلی سال گذشته

وقتی مجسمه رو میبینم

منو یاد معبد ماه ای که

وقتی تو ژائو ژو بودیم رفتیم، میندازه

اعلیحضرت با عجله رفتن کجا رفتن؟

بنظر میومد

به عمارت شاهزاده وی رفتن

پیغامی که از عمارت شاهزاده وی رسیده

گفته که اعلیحضرت از اونجا رفتن

ای بدرد نخور

چرا دنبالشون نرفتی؟

اشتباه کردم

لطفا منو ببخشید

همین الان برو پیداشون کن

چشم - چشم -

زخمت چطوره؟

بزار ببینم

خوبه

واقعا

من خوبم

مشکلی نیست

جدی میگم، ببین

چرا اینقدر خون اومده؟

تو خوب نیستی

واقعا خوبم

نه

باید فورا تورو به قصر برگردونم

باید گیاه روی زخمت گذاشته شه

نباید بزاری بدتر شه

زحمت نکش - بیا بریم -

ولی

اگه یه کاری درباره ش نکنی

بعد یه مدتی

....پای چپت

بارون سنگینه

بیرون تاریکه

میترسم

انرژی برای برگشت به قصر نداشته باشم

بیا اینجا بمونیم

باشه؟

نگران نباش

گو فو وقتی متوجه بشه تو قصر نیستم

یکی رو میفرسته دنبالم بگرده

از وقتی بچه بودم

اون ازم مراقبت میکرد

وقتی ببینه دور و بر نیستم

یاد این مکان میفته

میتونم زودتر برم و گو فو رو پیدا کنم

بیرون خیلی تاریکه

و جاده رو هم نمیشناسی

اگه گم بشی

بیشتر دردسر میشه

تازه شم

اگه منو اینجا تنها ول کنی

چیکار کنم؟

به من گوش بده

اینجا بمون

یکم بخواب

خودتو شارژ کن

انرژی اضافه هدر نده

نگران نباش

من جنگ های زیادی رو بردم

صد هزار دشمن بود که

سرمو میخواستن

حتی یه جنگ رو هم نباختم

چطور میتونم تو همچین جای ناشناخته ای ببازم؟

بخواب

یه مدت بخواب

لطفا یه دقیقه صبر کنین

ارباب یو بزودی میرسه اینجا

باشه

آقا

این ارباب یوعه

ارباب یو

تو انگشترو

تراشیدی؟

آره. من تراشیدمش

یادت میاد به کی

این انگشتر

رو فروختی؟

....خب

باید بررسیش کنم

زود باش

کتاب حساب رو برام بیار

انگشتر سفارشی برای شاهزاده وی فو یانشین

آره

این انگشتر

مخصوصا برای شاهزاده وی ساخته شده

شاهزاده وی؟

درباره کدوم شاهزاده وی حرف میزنی؟

کی دیگه هست؟

عضو کمیسیون نظامی ارتش تیان شیونگ

آقای فو یانشین

اعلیحضرت

اعلیحضرت

داری تو تب میسوزی

اعلیحضرت

بیدار شو

اعلیحضرت

آب

آب؟

باشه

اعلیحضرت

بیا

بیدار شدی

حالت چطوره؟

سردمه

هنوزم یکم سرده

اعلیحضرت

بهم قول بده که

اینجا شکست نخوری

بهت قول میدم

تحمل میکنم

و تا ابد ازت مراقبت میکنم

تا ابد با هم خواهیم بود

مترجم:آیدا

آسیامووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم: آیدا

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.