All language subtitles for Legend.of.Two.Sisters.in.the.Chaos.EP25.AsianMovie.Chinalate.xyz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آسیامووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم: آیدا

افسانه دو خوار در هرج و مرج

قسمت 25

خانواده فو میخواد تو غم و شادی باهات باشه

یوجان

دوس داری زندگیت رو با من بگذرونی

و از سرزمین پهناور لینگ یانگ لذت ببری؟

اعلیحضرت، فراموش نکنید

من نامزد کردم

اجازه نمیدم

نامزدی بهم خورده

من تورو از ازدواج با جانگ یونگ یاو منع میکنم

عشق حقیقی

باید شیرین

آسون و شاد باشه

بی هیچ مانعه ای

آخرش

اصلا عاشقم نبودی

بانو یوجان، یه نامه برات اومده

بانو یوجان

چرا سوزوندیشون؟

حالا که تصمیم گرفتیم بهم بزنیم

نباید تامل کنم و فکر کنم

دیگه نیازی نیست

چیز های گذشته رو نگهداریم

بدش بهم

خانواده فو میخواد تو غم و شادی باهات باشه

نامه

جیانگ شاو سرنخ هایی از مرگ مامانش بدست آورده. منم باهاش برگشتم

جین جان برگشته؟

مواظب جلو پات باش

چرا دوس داری

همه چیو مخفی نگهداری؟

چیه؟ روزهاست که منتظرم

شمشیر و جاشمشیری کوشن؟

کی گفته قراره بهت شمشیر و جا شمشیری بدم؟

دو روز پیش دیدمشون

شمشیر رو میز بود

جا شمشیری نیمه نصفه تموم شده بود

که اینطور

وقتی نبودم، یواشکی اومدی تو

و نگاه کردی، نه؟

میدونستم

خب، اگه هیچ شمشیر و جاشمشیری ای نیست

پس واسم چی گرفتی؟

یه نگاه کن

خب

فقط یه جعبه شن عه

چی هست که ببینم؟

این یه جعبه شن معمولی نیست

نشونت میدم

ببین

این فنگ شیانگه

یادته؟

این همون درختیه

که شراب رو زیرش خاک کردیم

بازم نگاه کن

بیا

شهرستان چن اینجا

و اونجا

خیلی وقت نیست

شهرستان لی که به این جاها رفتیم

کاملا شکل همن

بعدش

سفرمونو شروع میکنیم

بعد ترک پایتخت

از اینجا سوار یه کشتی میشیم

و اینجا رو به مقصد کشورهای خارجی که عمو شیائو تعریفشونو میکرد

ترک میکنیم

کشور کوتوله ها سرزمین زنان

کشور غول پیکرها سوار قایق شیم؟

کشور آرد سفید

اونجا رو ببین

یه روزی

چه تو نقشه باشه

چه نه

میبرمت اونجا

در آخر

تورو به “سرزمین روز های ابدی میبرم”.

سرزمین روز های ابدی؟

سرزمین روز های ابدی

بهت قول دادم برای

دیدن غروب خورشید میبرمت

ولی سرزمین روز های ابدی

مقصد آخرمون نیست

آخرین مقصدمون

اونجاست

♪بنابراین در دو انتهای راه وایمیسم ♪

♪ و پیشدستی میکنم♪

♪ تا تورو میون تموم پاویلیون ها همراهی کنم♪

ببین

عمارت جیانگ شاو

و جین جان

♪ حتی رود ها و کوه ها نمیتونن بیشتر از عشقم برای تو عمر کنن♪

♪ عشقم بی پایان میشه♪

عمارت جیانگ شو و جین جان ♪ برگرد و ببین زندگی چقدر نامطمعنه♪

♪ برگرد و ببین زندگی چقدر نامطمعنه♪

آخرین مقصد

خونمونه

♪ تو منو آروم میکنی♪

جین جان

باهام

ازدواج میکنی

و باهام صاحب

این عمارت میشی؟

بله

بله

♪ کی کوه ها و رود ها رو به نمایش درآورده ♪

بالاخره قراره

باهات صاحب یه خونه بشم

♪همه امیدوارن وارد صحنه بشن♪

♪ ولی خارج شدن از صحنه خیلی سخته♪

عمارت فو

بانو یوجان

انجام شد

داداش جیانگ

اگه زندگی خوبی داری

منم واست خوشحال میشم

بهم وقت بیشتری بده

بهم وقت بیشتری بده

اونوقت میتونم بی هیچ نگرانی

به زندگیم برگردم

چقدر غذا

امروز عیده؟

زمان از دستت در رفته

عید نیست

خواهرم غذاها رو اینجا فرستاده

فکر کردم تو درستشون کردی

بشین

تحقیقات رو مرگ مامانت چطور پیش میره؟

تو لیستی که شو رونگ بهم داده هشت تا از مباشران ژنرال فنگ

مردن و دو تا هم استعفا دادن

فقط 3 تاشون هنوز تو دفترن

طبق چیزی که این روزا فهمیدم

هیچکدوم از افسرانی که مردن

از پایتخت به ژائو ژو نرفته بودن

شو رونگ ، واسم اون دوتا افسری

که استعفا دادن رو بررسی میکنه

سه تایی که تو دفتر باقی میمونن هم

یکیشون

شاهزاده وی عه

خیالت راحت باشه

بابام به زن های

بی گناه صدمه ای نمیزنه

پس شاهزاده وی در نظر گرفته نمیشه

من هنوز دارم اون دوتا افسر باقی مونده رو بررسی میکنم

کاری هست بتونم برات بکنم؟

یکم سبزیجات بخور

من بهت گوشت دادم ولی تو بهم سبزیجات میدی

تو دیگه بچه نیستی

چطور میتونی فقط گوشت بخوری اونم بدون سبزیجات؟

بخورش

نه

دختر خوبی نیستی

اگه خودت نخوری خودم به خوردت میدم

بزار من بزارم تو دهنت

دهنتو باز کن

دختر خوبی باش

آفرین دختر خوب

عالیه

عمارت جیانگ شاو و جین جان

خونه م با جیانگ شاو

یوجان اینا رو فرستاده؟

بوی خیلی خوبی میدن

لازم نیست امروز غذا درست کنم

بنظر میاد که جین جان زیاد غذا درست نمیکنه

جیانگ شاو لایق بهتر از ایناست

اینا معمولا

غذاهای مورد علاقه ات بودن

دوباره فقط داری گوشت میخوری

باید سبزیجات هم بخوری

دلم نمیخواد بخورم

بهو قول دادی سبزیجات هم بخوری

نه

اگه سبزیجات نخوری اونوقت من به خوردت میدم

....تو

آفرین دختر خوب

چی شده؟

این سبزیجات خیلی خوشمزه ن

هرگز همچین سبزیجات خوشمزه ای نخورده بودم

واقعا؟

خوبه؟

بنظر میرسه دلیلی که قبلا سبزیجات دوس نداشتم

بخاطر آشپزی افتضاحم بوده

اگه همچین سبزیجات خوشمزه ای رو قبلا تست کرده بودم

بخاطر اینکه از بچگی رو غذا ایراد گیرم

اینقدر از طرف بابام سرزنش نمیشدم

واقعا خوب ازت محافظت شده بوده

ولی

مزه غذا

خیلی آشنا بنظر میاد

مثل اینه که قبلا جایی خورده باشمشون

چرا اینقدر فکر میکنی؟

فقط بخور

وگرنه من همشونو تا ته میخورم

بانو جین جان

لطفا نرو بیرون

چرا تعقیبم میکنی؟

جن جن

دیگه دنیالم نیا

حالا دیگه تو عضوی از خانواده فویی

ازت مراقبت میکنن

...من

من فقط میخواستم ببینم

که تو و جین جان زندگی خوبی دارین

اونوقت خیالم راحت میشد

شاهدخت فوچینگ مرده

هیچ راهی وجود نداره که راز اون نامه رو فهمید

فهمیدن حقیقت مرگ مادرم داره سخت تر میشه

شو رونگ لیست رو بهم داد

و گفت یه کسیو میفرسته تا عمارت ژنرال فنگ رو بگرده

نمیدونم سرنخی بدست میاره یا نه

چرا پسره ای که غذا رو میرسونه

هر دفعه اینقدر تند میدوعه؟

باید دفعه بعدی بگیرمش

و بهش بگم کیک اوسمانتوس بیاره

دلم برای کیکی که سر آشپز

لیو درست میکرد تنگ شده

برگشتی

دوباره کلی غذا رسیده

اون پسره که غذا ها رو میفرسته

روشن بینه؟

این پسره درست همون وقتی که تو برمیگردی

غذا رو میاره

این چند روزه اشتهات خوب شده

احتمالا خیلی از دستپختم خوشت اومده

بزار ببینم

چرا همچین چیزی تو

زنبیلشه؟

خواهرت اینو

ننوشته، نه؟

البته که نه

دستخط یوجان خیلی قشنگتره

اگه یوجان ننوشته پس

چطور تو زنبیلشه؟

شاید این زنبیل

مال یوجان نیست

مال یوجان نیست؟

پس مال کیه؟

یادت رفته که چای جن جن

هم عضوی از خانواده ی فوعه؟

منظورت اینه که

غذا هایی که این چند روز خوردم رو

همگی چای جن جن درست کرده؟

و ممکنه خودش درستشون کرده باشه

جین جان، کجا میری؟

میخوام غذا هایی که

این چند روز خوردم رو بالا بیارم

چای جن جن

قول دادی مزاحم ما نشی

حالا هر روز غذا میفرستی

تو قولتو شکستی

و هنوزم بیخیال نمیشی

اگه بگیرمت

یه درس حسابی بهت میدم

طبیعتا این موقع ها غذا رو میفرسته

چرا هنوز نرسیده؟

امروز نمیاد؟

آره

چای جن جن

واقعا خودتی

گرفتمت

مگه قول ندادی بیخیال شی

چرا هنوزم اینجا غذا میفرستی؟

چی میخوای؟

منو ترسوندی

بهم بگو

چرا اینجا غذا میاری؟

...من

تو هنوزم نمیخوای بیخیال جیانگ شاو بشی، نه؟

آره

نمیخوام بیخیالش شم

چیکار میتونی بکنی؟

گوش کن

چند روزه تورو زیر نظر دارم

تو تنبل و شکم پرستی هیچ کاری ازت ساخته نیست

تو لایق جیانگ شاو نیستی

به تو ربطی نداره

جیانگ شاو منو دوس داره

نه تورو

....تو

خیله خب

من فقط نگرانتم

تو هیچی نمیدونی

شاید یه روزی تورو

ول کنه

همچین چیزی اتفاق نمیفته

گوش کن

ما قراره

ازدواج کنیم

مگه روشنت نکردم؟

خیله خب

یه بار دیگه هم بهت میگم

گوش کن

من و جیانگ شاو

قراره ازدواج کنیم

تو

...تو

گریه نکن

گریه نکن

گریه نمیکنم

چشم هات مشکل دارن

داری اینجوری گریه میکنی

با کی حرف میزدی؟

چای جن جن

تازه دیدمش

بهش گفتم داریم با هم ازدواج میکنیم

راستش

وقت میبره که بیخیال کسی بشی

یونگ یاو

یونگ یاو

شنیدم اوسمانتوس

تو تپه غربی واقعا خوشگله

زنان و مردان جوان زیادی برای دیدنش رفتن

چطوره ما هم

بریم اونجا؟

باعث افتخارمه

که توسط شما دعوت بشم

ولی با یوجان قرار دارم

شاهدخت

باید کس دیگه ای رو پیدا کنید

با یوجان قرار داری؟

ازت دعوت کرده؟

البته

فو یوجان دوست نداره

چرا دعوتت کرده؟

یوجان دعوتم کرده

چون دوسم داره

شاهدخت

باید الان برم

فو یوجان دوست نداره

ولی بازم دعوتت کرده

داره زیاده روی میکنه

چی فکر میکنی؟

آخرین نت هنوزم خیلی قوی عه

الان چی؟

این جوریه

کارای دیگه ای دارم که باید انجام بدم. باید برم

یوجان

تو اونی هستی که داره ازدواج میکنه

چرا میخوای من لباستو انتخاب کنم؟

جیانگ شاو گفته

تورو به عنوان خواهرش قبول داره

پس من زن داداشت میشم

به عنوان خواهرم

چه اشکالی داره که باهام لباس عروسیمو انتخاب کنی؟

چرا اینقدر پر رویی؟

زن داداشت؟ شما که هنوز ازدواج نکردین

دیر یا زود اتفاق میفته

تازه شم

این روز بزودی میرسید

نباید

بری بیرون

میدونی چند نفر چشمشون به

عمارت شاهزاده وی عه؟

دردسر درست نکن

بعد انتخاب لباس برگرد

میدونم

جین جان

بیا بریم

شماره ای 6 کوچه گل هلو

بعدا میبینمت

بریم - جین جان -

ولم کن

چرا عجله داری؟

تو هنوزم یه آدم مرده ای

چطور تونستی

بهش آدرست رو بگی؟

اگه لو بری

میدونی چقدر واسه جیانگ شاو خطرناک میشه؟

خوآجینه

ما با هم بزرگ شدیم

بهتر از همه میشناسمش

به کس دیگه ای نمیگه که

من زنده م

باید مراقب باشی

میفهمی؟

هر چه افراد بیشتری هویتت رو بدونن

خطرناک تر میشه

حالا برو

جیانگ شاو بزودی برمیگرده

...خب - از اینجا برو بیرون.برو -

فو جین جان

چطور میتونی اینقدر ناسپاس باشی؟

من به فکر تو عم

ولی تو منو میندازی بیرون

نگران من نباش

سرت به کار خودت باشه

و از جبانگ شاو دور بمون

تو

فکر کردی دلم میخواد نگرانت باشم؟

عمارت شاهدخت

با لب خندون برگشتی

خبر خوبیه؟

امروز

جین جان رو دیدم

ملکه؟

....مگه ایشون

نمیدونم چه اتفاقی افتاده

ولی جین جان هنوز زنده ست

خیلی عالیه

کار دیگه ای نیست

برو استراحت کن

خوآجین

از وقتی شاهدخت مردن

.افسرده ای

حالا میتونی بخاطر بانو جین جان خودتو جمع و جور کنی

واست خوشحالم

....فقط اینکه

ملکه مرده

اونی که زنده ست

فو جین جانه

اگه هنوزم میخوای دوباره اونو بدست بیاری

کمکت میکنم

پسش بگیرم؟

درود شاهدخت

شاهدخت، چه کاری میتونم براتون بکنم؟

فو یوجان

تو میدونی من یونگ یاو رو دوس دارم

چرا اونو ازم دزدیدی؟

تو همین حالاشم برادرمو داری

چرا همچنان مزاحم یونگ یاو میشی؟

فکر نمیکنی زیادی داری حریص بازی در میاری؟

خیلی وقت پیش با اعلیحضرت بهم زدم

بهم زدی؟

مجبورش کردی کلی کار برات بکنه

این چه نوع بهم زدنیه؟

تو گیر برادرمی

ولی همزمان با یونگ یاو بیرون میری

مشخصه که تو

داری با احساساتش بازی میکنی

واسم مهم نیست بین

تو و برادرم چه اتفاقی افتاده

اگه یونگ یاو رو دوس نداری

پس بهش امید نده

ازش استفاده نکن تا

رابطه بین خودت و برادرمو رو امتحان کنی

کارای دیگه ای دارم که باید انجام بدم. باید برم

یوجان

واسه یونگ یاو احساس تاسف میکنم

اون خیلی تورو دوس داره

شاهدخت شو آن

نگران نباش

واسه یونگ یاو همه چیو روشن میکنم

یوجان

دیر وقته

بیا تو حرف بزنیم

بیا اینجا حرف بزنیم

چی شده؟

هنوزم بخاطر موضوع سنتور

دفعه پیش منو سرزنش میکنی؟

دفعه پیش

کارم خوب نبود. متاسفم

من باید ازت عذرخواهی کنم

مسئله سنتور

باعث شد بفهمم

که دوست نخواهم داشت

بخاطر اینه که

به اندازه کافی کارم خوب نبوده؟

مسئله تو نیستی

تقصیر منه

فکر کردم

بعد ترک شو رونگ

میتونم یه رابطه خالص

با کس دیگه ای داشته باشم

ولی فهمیدم

که نمیتونم عاشق کس دیگه ای بشم

ما تازه شروع کردیم

میتونیم دوباره سعی کنیم

یه سال

دو سال

باقی عمرم

دستیار وزیر جانگ

نمیخواستم

بهت صدمه بزنم

خیلی متاسفم

جرات ندارم تقاضای بخشش کنم

ولی خواهش میکنم نامزدیمونو بهم بزن

اون توافقی که بعد اینکه عاشق هم بشیم

ازدواج کنیم رو

بیا همینجا تمومش کنیم

هیچ احساسی

به من نداری؟

متاسفم

جین جان

کارت تموم شد؟

من غذای تند نمیخورم

البته که میدونم

من باهات بزرگ شدم

میدونم چی دوس داری

این غذا ها رو خریدم

ولی این سوپ ماهی رو خودم درست میکنم

باید مزه ش کنی

آشپزی میکنی؟

چیه؟

باورت نمیشه؟

هنوز آماده نشده.بیا یه نگاه به داخل بنداز

بیا. سوپ ماهیمو امتحان کن

بیا

باشه

چطوره؟

خوبه

هرگز

چیزی شبیهشو نخوردم

واقعا؟ عالیه

اگه دوس داری

اینم واسه تو

باشه

خوآجین

اینقدر تحت تاثیر قرار گرفتی؟

نیازی نیست عجله کنی

هنوز کلی هست

این یکی رو امتحان کن

خوآجین

چته؟

یکم آب بخور

آب

آب

بیا

خوآجین

بنظر میاد یکی بهم خوشامد نمیگه

من باید برم

این چیه؟

گذاشتمش رو پیشخوان

چرا اینجاست؟

....جین جان، برش کاغذ عروسی

هنوز بهت نگفتم

من و جیانگ شاو

قراره ازدواج کنیم

ازدواج کنید؟

جین جان لو رفته

فرمانده لی خونتونه

اینجوری نمیبرنش

اینجوری خرابش میکنی

منو ببین

تازه دوباره دیدمت

حالا باید ببینم با کس دیگه ای ازدواج میکنی

متاسفم

باشه

نمیتونم اینکارو کنم

خوآجین. ببین

این بهترین برش کاغذیه

که امروز درست کردم

جیانگ شاو

برگشتی

چرا بهم نگفتی

امروز یه ملاقات کننده داریم؟

وگرنه امروز بیرون نمیرفتم

مادرت مهم تره

واسه همین خوآجین رو خودم سرگرم کردم

....تو

ما صحبتشو کردیم

که بند بساط عروسی رو

با هم آماده کنیم

خوآجین گفت میخواد یاد بگیره

واسه همین یادش دادم

یه روزی به کارش میاد

خیله خب

اینا رو بزار کنار

خوآجین رو اذیت نکن

خونتون

یکم کوچیک و

یکم کهنه ست

ولی بعد تزئیناتی که کردینش قشنگ بنظر میاد

جین جان از بچگی زندگی مجللی داشته

انتظار نداشتم همچین زندگی ای انتخاب کنه

لازم نیست نگران باشی

من مراقب جین جان هستم

بهش فکر کردم

بهتره بهترین برش کاغذی که درست کردم رو نگهداری

امیدوارم خوشبختی حقیقیت رو پیدا کنی

جین جان

تو نمیدونی

که مامانم مرده

....چطور

چطور اتفاق افتاد؟

اشتباهاتی مرتکب شد

شاید ترک کردن این دنیا بهترین نتیجه رو براش داشته باشه

فکر کردم

تو این دنیا تنها موندم

خوشبختانه، تو هنوز زنده ای

من دیگه

لایق خوشبختی نیستم

ولی خیلی خوشحالم که دوباره میبینمت

خوآجین

....من

نگران من نباش

راستی

از زمان های قدیم

ازدواج توسط تصمیم والدین هر دو طرف انجام میشده

والدیدن جیانگ شاو مردن

شاهزاده وی روز عروسی رو برات مشخص کرده؟

....من - آره -

من هنوز به بابام نگفتم

چرا نگفتی؟

بعد اینکه مردنم رو جعل کردم

اون حتی نمیخواست ببینتم

حتی اگه بخوام هم شانسشو ندارم

شاهزاده وی فقط عصبانیه

ناراحت نباش

به دیدن شاهزاده وی میرم

و غیر مستقیم سعی میکنم ببینم نظرش چیه

باشه

خوآجین، مرسی

به شاهزاده وی فکر میکنی؟

نمیدونم

اوضاع و احوال بابام چطوره؟

وقتی رفتم مریض بود

مریض شد چون من عصبانیش کردم

کاش میتونستم برگردم و ببینمش

....اما

میترسم منو نبخشه

وقتی بچه بودم

خانواده م فقیر بودن

مامانم

سعی میکرد هر دفعه که برمیگرده

مقداری میوه برام بیاره

مامانت خیلی باهات مهربون بوده

ولی وقتی بچه بودم

میوه دوس نداشتم

فقط دلم میخواست گوشت بخورم

بنابراین یواشکی

میوه ای که مامانم

برام خریده بود

رو بیرون انداختم

خیلی بدجنس بودی

چطور ممکنه همچین بچه بدجنسی وجود داشته باشه؟

بعدش چی شد؟

مامانم بازم هر از چند روزی

برام میوه میاورد

بعضی وقتا

گلابی بود

بعضی وقتا

پرتقال بود

منظورم اینه که

والدین هیچوقت

واقعا از دستمون عصبانی نمیشن

فقط به روش خودشون

بهمون اهمیت میدن

بابا

واسه چی اینجایی؟

بیا تو

جین جان؟

کی برگشته؟

کسی دیدتش؟

بابا

جین جان مدتیه که برگشته

تو یه خونه پرت، تو شهر

قایم شده

اونجا رو بررسی کردم

پیدا کردن اون مکان راحت نیست

نگران نباش

بابا

وزن از دست دادی

بعد اینکه رفتی

چرا برگشتی؟

بابا

من سرزنشش کردم

اون اشتباهشو میدونه

واسه همین امروز اونو

اینجا آوردم تا

ازت عذرخواهی کنه

بابا

میدونم اشتباه کردم

تا زمانیکه بتونی منو ببخشی

میتونم هر تنبیهی رو قبول کنم

بابا

جین جان عمدا بی توجه به وضعیت کلی

رفتار کرده

اون تقریبا کاری کرد که خانواده فو

مجبور بشن گناه فریب امپراتور رو تحمل کنن؟

باید شدیدا تنبیه بشه

طبق قانون خانوادگیمون

باید 50 ضربه شلاق بخوره

بابا

لطفا منو بزن

من مایلم تنبیه رو قبول کنم

تو عضوی از خانواده فو نیستی

هیچ قاونی برای تو نیست

بابا

اگه تو طاقت انجامشو نداری

من واست تنبیهش میکنم

جین جان

من خواهر بزرگم

اگه طبق قوانین خانواده تنبیهت کنم

حاضری قبول کنی؟

آره

البته

باشه

باهام بیا بیرون و تنبیهتو بپذیر

خواهر

فقط انجامش بده

این چوب دستی

از ده ها سال پیش تو خانواده مون دست به دست شده

خیلی بد دردت میگیره

بیا از شاخه برای زدن به پشتت استفاده کنیم

اونقدرا درد نمیگیره

اشکالی نداره

از چوب دستی استفاده کن

من اشتباه کردم

تنبیه حقمه

فقط انجامش بده

جین جان

اگه درد گرفت میتونی داد بزنی

مشکلی نیست

پوستم به اندازه کافی کلفته

درد نمیگیره

آسیامووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم: آیدا

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.