All language subtitles for Legend.of.Two.Sisters.in.the.Chaos.EP23.AsianMovie.Chinalate.xyz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آسیامووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم: آیدا

افسانه دو خواهر در هرج و مرج

قسمت 23

راستی

امروز آهنگ مورد علاقه یوجان

هم نواخته میشه؟

آهنگ مورد علاقه یوجان؟

دستیار وزیر جانگ، مگه نمیدونی؟

آهنگ مورد علاقه یوجان

اسمش یو یوآن عه

درسته؟

یو یوآن؟

پس

چطوره امروز بنوازمش؟

نیازی نیست

آره. نیازی نیست

فقط وقتی یه شخص خاص میزنه

خوشش میاد

درست میگم؟

ایشون آقای چینگ فنگن؟

اون واقعا جاویدانه

آره

این آهنگ خیلی خوبه

آره

آیا این آهنگ

چانگ شینگه؟

چانگ شینگ؟

چه اسم خوبی

این آهنگ رو اون ساخته؟

همچین آهنگ قشنگی رو

اون نساخته

شیکانگ ساخته

این آهنگ از برف معنیشو گرفته

و میلشو به پاکیزگی

گوشه نشینی نشون میده

حق با توعه

واقعا پاکیزه و برتره

همچین شخص با استعدادی چه زندگی منزوی ای داره

چه حیف

این آهنگ نباید بوسیله دنیا آلوده شه

و نه میشه با چشمان دنیوی ازش لذت برده

حق با اونه

اگه با چشمان دنیوی ازش لذت ببری

داری گل رو با برف مقایسه میکنی

اعلیحضرت

الان وقت تشویقه

عزلت از مغازه چونگ رن؟

اون روزی گفتی که ازش خوشت نمیاد

ولی فکر کردم حیفه که

اونجا ولش کنم

واسه همینم برش داشتم

یونگ یاو، نوبت توعه که بنوازی؟

عالیه

واست گل میندازم

گل میندازی؟

برادر

نمیدونی

معنی این چیه؟

بزار توضیح بدم

اگه از نواختنش خوشت بیاد

میتونی براش گل بندازی

گل ها رو اینجا میفروشن

ولی چرا کسی واسه اون گل ننداخت؟

...اون

نمیدونم

آقای چینگ فنگ

از این کار خوشش نمیاد

قانونشه

کسی نمیتونه بشکنتش

ببخشید؟

گرونترین گل های اینجا رو میخوام

اون پولشو میده

چرا اونوقت؟

یونگ یاو

کارای زیادی برای لینگ یانگ کرده

مرد دست راستته

برادر

برای اونم

نمیخوای گل بخری؟

لن پی

از پول من استفاده کن

گو فو

اعلیحضرت

بگیرش

بهمون گرونترین گلهاتو بده

گرون ترین گل ها

چشم، اعلیحضرت

میخوام این آهنگ

رو برای کسی بنوازم

و امروز

اون کس اینجاست

امیدوارم اون کس احساساتمو درک کنه

اسم آهنگی که میزنه

چیه؟

چی شده؟

میتونی فقط با یه آهنگ

احساسات اونو بفهمی؟

آره

اسم آهنگی که میزنه

چیه؟

اسمش آهنگ اظهار عشقه

نمیتونم زیباییشو فراموش کنم

اگه یه روز نبینمش

احساس میکنم دارم دیوونه میشم

خوبه

خوبه

واقعا از نیت خوبت

ممنونم

خوبه

چیکار میکنی؟

یونگ یاو هنوزم داره مینوازه

یونگ یاو؟

چقدر صمیمی

ولی چرا عصبانی شدی؟

اون قبلا بهمون گفته که

این آهنگ

رو برای کسی مینوازه

پس اون کس میتونه لذت ببره

یا قطعش کنه

هیچ ربطی به دیگرون نداره

درباره چی حرف میزنی؟

فکر میکنی اون یه نفر تویی؟

....اعلحضرت

یونگ یاو

این اهنگ

رو حتما برای من نواختی، درسته؟

قبلا، می یوآن شاه چو رو به یه زیبارو تشبیه کرد

و حالا

تو

از این آهنگ استفاده کردی

تا وفاداریتو نشون بدی

یونگ یاو

تو مردی هستی که شخصیت نجیبی داری

احساساتمون مثل هم عه

من

خیلی خوشحال شدم

بله

یونگ یاو یه ادیب با معرفته

اون از این آهنگ استفاده کرد تا وفاداریشو نشون بده

مرسی

یه کار دیگه دارم که باید انجام بدم

باید برم

یکم کار برای انجام تو فصر دارم

پس منم میرم

گو فو

کالسکه رو آماده کن

یونگ یاو

اگه فردا تجمعی باشه

دوباره با هم اینجا بیایم؟

فردا کارایی دارم که باید انجام بدم

شاید یه روز دیگه

تو خیلی فو یوجان رو دوس داری

حتی اگه من اونم بشم

بازم فایده نداره

بعدش، قراره جذر و مد رو ببینیم

....پس باید از این طرف بریم

آقا

خیلی متاسفم

حالت چطوره؟

خوبم

خوبم

آقا

خوبی؟

جیانگ شاو

باید اونو پیش دکتر ببریم

آرومتر

بفرما

مرسی

بیا

آقا

مرسی

برای امروز ممنونم

من

خیلی سپاس گذارم

خواهش میکنم

تقصیر منه

تصادفا به شما برخوردم

این چیه؟

داره تکون میخوره

خانم

این یه توپ کریستاله

مردم خارجی

برای پیشگویی

ازش استفاده میکنن

خارج؟

مال خارجه؟

همچین چیزی رو تو پایتخت ندیدم

وقتی بچه بودم

با کاروان های بازرگانی به خارج رفتم

بعدها

پام صدمه دید

و رفتم خونه تا رو زمین ها کار کنم

اون موقع

توپ کریستال

رو گرفتم

فقط اینکه

امسال

محصول بدی داشتیم

و وضعیت سلامتیم

داره بد و بدتر میشه

واسه همین بیرون آوردمش تا

تا گرو بزارمش

خارج رفته بودی؟

آقا

من پول این توپ کریستال رو میدم

لطفا درباره خارج بیشتر برام بگو

این زیاده

میتونی برام بیشتر تعریف کنی

خانم

اگه علاقه داری

پس بیشتر

برات تعریف میکنم

....وقتی بچه بودم

یه روز

ناوگانم

گرفتار طوفان شد

و مسیرشو گم کرد

و باد مارو به سرزمین عجیبی رسوند

تابستون بود

ولی اون مکان تا جایی

که چشم کار میکرد زمین یخی بود

علاوه بر این

خورشید اونجا

هیچوقت غروب نمیکرد

بلکه همیشه تو آسمون بود

بعدش

یه ادیب تو کشتیمون

یه اسم رو اون مکان گذاشت

بهش میگن

سرزمین روز های ابدی

سرزمین روز های ابدی؟

جیانگ شاو

بیا به دیدن جزر و مد نریم

بیا

سرزمین روز های ابدی رو پیدا کنیم

باشه؟

باشه؟

باشه

اینقدر منو تکون نده

میبرمت تا پیداش کنی

آقای شائو

یادت میاد چطور به

سرزمین روز های ابدی رفتی؟

...برای رفتن بهش

باید بهش فکر کنم

یکی مونده

این مکان رو بگردید

نزارین هیچ کسی فرار کنه

چشم

خانم

هیچکی اینجا نیست

سرورم گفتن

بخاطر اون هدف بزرگ

باید هویت شاهزاده خانم لو بره

و اون دو خواجه باید نابود بشن

نباید هنوز خیلی دور شده باشه

برید بگیریدش

چشم - چشم -

آقا

ببخشید

....لطفا به من

جیانگ شاو

جو شیاو بی

جو شیاو بی

چرا اینجایی؟

بیا یه جای آروم پیدا کنیم تا حرف بزنیم

هیچکس

جز خواجین نمیتونه

تاج و تخت رو بدست بیاره

حتی بچه امپراتور پیشین هم نمیتونه

هنوز آماده نیست

الان وقتش نیست که جیانگ شاو هویت حقیقیش رو فاش کنه

کشتن مادر جیانگ کار ژنرال فنگ نبوده از طرف شاهدخت همایونی

کشتن مادرم کار

ژنرال فنگ نبوده؟

جیانگ شاو

باید خوب بهش فکر کنی

چند تا سرنخ

تو نامه شاهدخت همایونی هست

بخاطر این چند تا کلمه

که نمیدونی حقیقت دارن یا نه

دوباره میخوای سگ دو بزنی؟

این از طرف شاهدخت همایونی عه

پیغام رسون

چیز دیگه ای نگفت؟

نگهبانای اون به دینگژو اومدن

و ازم خواستن هر چه زودتر این نامه رو بهت بدم

بعدش من به پایتخت رفتم تا پیدات کنم

اون موقع بود که فهمیدم رفتی

خوشبختانه

خوب پایتخت رو میشناسم

چند نفر از دوستام کمکم کردن

و تونستم جاتو پیدا کنم

واسه همین اومدم اینجا

رک بهت میگم

خیلی وقته مامانت مرده

حتی اگه بتونی قاتلش رو هم پیدا کنی

چیکار میخوای بکنی؟

فقط غم و دردت رو زیاد میکنه

فقط به این فکر کن

که چقدر الان

با گشتن با

بانو جین جان خوشحالی

حاضری بیخیال همچین زندگی ای بشی

و بانو جین جان رو بخاطر

این سرنخ دست نیافتی به پایتخت برگردونی؟

نه

نمیتونم جین جان رو یه پایتخت برگردونم

وضعیتش خاصه

حاضری تنهاش بزاری

و به پایتخت برگردی؟

اگه مامانت میدونست

میخواست که هر روز

خوشحال باشی

بجای اینکه ناراحت باشی

این خسته کننده ست

بهش فکر میکنم

نباید به جین جان

درباره سرنخ چیزی بگی

میدونم

فراموشش کن

میتونی فردا بری

نزار جین جان ببینتت

کی اونجاست؟

خیلی عجیبه

تو یه نجیب زاده ای

حتما برات خیلی سخت بوده

که اینجا بیای

کل این دنیا متعلق به اعلیحضرته

اعلیحضرت اگه شما میخواین منو ببینین

باید بیام و بهتون احترام بزارم

خیله خب

از حالا به بعد

سنتور رو بهم یاد میدی

ولی

دیگه چانگ گین رو نزن

به نطر تو

چقدر طول میکشه تا

بتونم از جانگ یانگ یاو پیشی بگیرم؟

دستیار وزیر جانگ از بچگی نواختن رو یاد گرفته

ممکن آسون نباشه که تو همچین زمان کوتاهی ازش پیشی بگیرین

علاوه بر این، یادگیری سنتور نیازمند پشتکار و زمانه

....من

باشه

میفهمم

روزی 2 ساعت

تخصیص میدم

سه ساعت میدم

چشم، اعلیحضرت

امروز سفرمونو به

سرزمین روزهای ابدی آغاز میکنیم

باشه

لطفا

راه رو نشون بده

اعلیحضرت

ساعت چنده؟

ساعت دوعه

فقط 4 ساعت تا رفتن به دیوان مونده

اعلیحضرت، لطفا برید بخوابید

نمیتونم

اگه گزارشات تموم نشن

چطور با صاحبان منصب در میونش بزارم؟

اعلیحضرت، لطفا سنتور رو یاد نگیرین

میتونین از این ساعات استفاده کنین

و بخوابین

فکر کردی دلم نمیخواد؟

ولی آقای چینگ فنگ گفت

اگه با پشتکار نقاط ضعفمو جبران نکنم

از جانگ یونگ یاو نمیبرم

دستیار وزیر جانگ سنتور رو از بچگی یاد گرفته

اعلیحضرت شما سوارکاری و تیراندازی یاد گرفتین

هر دوتون نقاط قوت دارین

چرا باید با اون رقابت کنین؟

گو فو

اعلیحضرت

تو خیلی باهوشی

خوب گفتی

جانگ یونگ یاو نقطه قوت خودشو داره

من ندارم؟

تو نواختن ابزار موسیقی خوبه

خب که چی؟

پاداش

بهت پاداش میدم

مرسی، اعلیحضرت

هرگز دوباره اونو یاد نمیگیرم

عمارت فو

سومین دختر فو یانشین جن جن

امروز جن جن رو

به عنوان

دخترم، به رسمیت میشناسم

اون تو شجره نامه فو

ذکر میشه

از حالا به بعد

تو دختر منی

امیدوارم از قوانین خونه تبعیت کنی

و صادق باشی

مرسی، پدر

امیدوارم زندگی آروم

شاد و بی غمی رو بگذرونی

مرسی، یوجان

یوجان

لطفا مراقب

جن جن باش

همونطور که میدونی

اون بهم ریخته و تنها مونده

و الان خیلی نیاز به مراقبت داره

اون الان عضوی از خانواده فو عه

واسه همین طبیعتا مراقبش خواهیم بود

اعلیحضرت، نگران نباشید

ازم عصیانی هستی که

نواختن جانگ یونگ یاو رو قطع کردم؟

اعلیحضرت، دارین زیادی فکر میکنین

اگه قطعش نمیکردم

دلتو بدست میاورد؟

شما قبلا قطعش کردین

واسه همین من از کجا بدونم؟

تازه شم

این موضوعی

بین من و اونه

هیچ ربطی به شما نداره

پایتخت

جین جان

اینجا چیکار میکنیم؟

مشخصه میریم تو شهر

نه

مگه توافق نکردیم از کنار پایتخت بگذریم

و به سمت شمال برای یافتن سرزمین رو زهای ابدی بریم؟

حالا که اینجاییم

بهتره اول به شهر بریم

وقتی سرنخ مرتبط با قاتل مامانتو پیدا کردیم

میریم اونجا

جین جان

....تو

تو میدونستی؟

اون شب

تصادفا حرفاتو

با جو شیاو بی شنیدم

جین جان

مرسی

خیله خب حالا

برو تو

وقتی سرنخ رو پیدا کردی

لازمه منو تا سرزمین روز های ابدی

همراهی کنی

باشه

بیا بریم

عمارت جیانگ

جیانگ شو

فردا میبینمت

عمارت جیانگ

چرا اون کلید خونه اتو داره؟

اون روز اینقدر عجله داشتم

که یادم رفت کلیدمو بردارم

جین جان

واقعا انتظار نداشتم برگرده

بیش از حد روش فکر نکن

بیا بریم تو

بریم

خیلی تمیزه

اون خیلی کوشاست

در حالیکه نبودیم

اینجا رو تمیز نگه داشته

روت تاثیر گذاشته و پشیمون شدی؟

درباره چی حرف میزنی؟

حتی با وجود اینکه داره باهاش کنار میاد

ممکنه

نیاز به زمان داشته باشه تا بیخال شه

جین جان

بیا بریم

فکر میکنم

جن جن هر از گاهی برمیگرده

تازه شم

از قصر دور نیست

میترسم اینجا پیدات کنن

باید یه خونه دور از چشم پیدا کنیم

تا توش زندگی کنیم

میخوای مقداری از لباس هاتو

با خودت ببرِی؟

نیازی نیست

اگه جن جن بفهمه چیزی گم شده

بهمون مشکوک میشه

حق با توعه

بیا بریم

بریم

لطفا بیاین تو

لطفا

از این طرف

این تو

لطفا، بیاین تو

لطفا ، یه نگاهی بندازید

گرچه این خونه بزرگ نیست

ولی یه اتاق بزرگ و آشپزخونه و انباری داره

هر چی بخواین داره

و میون تموم کوچه های اینجا

این خونه آروم ترینه

و هیچکش مزاحمتون نمیشه

درسته

تو طول راه

افراد زیادی رو ندیدم

فکر کنم خوبه

این مکان خیلی

کهنه ست

خوبه

میتونیم چیزایی که لازم داریم رو بخریم

ولی اینجا واقعا ساکته

و هیچکی پیدامون نمیکنه

خودشه

تصمیممو گرفتم

این خونه رو میخرم

باشه

لطفا کاغذ رو امضا کنید

امضای من کافیه

لطفا کلید رو بگیرید

پس من میرم

به سلامت

تموم شد

حسم درست بود

...این

هر چی باشه، خیلی وقته کسی نیومده

ببین

این در

خیلی خوشگله

نه؟

...چرا

چرا اینقدر راحت افتاد؟

اون مرده

فقط حیاط رو نشون داد

و مارو تو اتاق نیاورد

اگه اینقدر زود موافقت نمیکردی

ازش میخواستم

تموم اتاق ها رو باز کنه

فراموشش کن

این خونه خیلی وقته اجاره نشده

ببین

این تخت خیلی بزرگه

....عصر ها میتونیم

خوبی؟

خوبم

....این اتاق

اشکال نداره

تنها کاری که باید بکنیم اینه

که تمیزش کنیم

فراموشش کن

بزار من انجامش بدم

مگه قرار نبود بری بیرون دنبال سرنخ؟

میتونی خودت تنهایی انجامش بدی؟

بیا با هم انجامش بدیم

جیانگ شاو، میتونم انجامش بدم

منو دست کم نگیر

...من

حالا برو

میتونی بری و کارهای خودتو بکنی - ....من -

من از پسش بر میام، بهم اعتماد کن

مطمعنی؟

آره. حالا برو

تو عمارت شاهدخت

چه اتفاقی افتاده؟

امروز

مهمون نمیپذیریم

اومدم اینجا تا شاهدخت همایونی رو ببینم

سرورم مردن

مگه قرار نبود

با جین جان تو دینگژو ساکن بشی؟

چرا برگشتی؟

یهویی

یه چیزی فهمیدم

واسه همین برگشتم اینجا

چی نیاز داری؟

شاهدخت همایونی

چطور مرده؟

بخاطر شاهدخت همایونی

به پایتخت برگشتی؟

پنج روز پیش

شروع شد

اون روز، لی فانگ با یه خواجه

به دیدنم اومد

لی فانگ

به اعلیحضرت درود میفرسته

خواجه لی، از طریق بانو یوجان

برام یه نامه فرستادی، و گفتی

حرف مهمی داری که بهم بزنی

میخوای چی بگی؟

امروز اینجام تا

شاهدخت فو چینگ رو به محاکمه بکشونم

اون

امپراتور پیشین رو کشته

خواجه لی

چی گفتی؟

خواجه لی

مگه پدرم

بخاطر یه مریضی سخت نمرد؟

اعلیحضرت

امپراتور پیشین توسط

شاهدخت همایونی کشته شد

برادر

منو سرزنش نکن

خواجه لی

حالا چیکار کنیم؟

بیا بریم و شاهزاده جین رو پیدا کنیم

بیا بریم! زودباش

منو سرزنش نکن

قصر فونینگ

خواجه لی

چرا اومدی بیرون؟

...من

یهویی به ذهنم رسیدم

که قرص های اعلیحضرت داره تموم میشه

از دکتر ها میخوام تا اضافش کنن

پس باید عجله کنی، خواجه لی

اعلیحضرت رو در خوردن داروش معطل نکن

اعلیحضرت الان حالشون چطوره؟

اعلیحضرت خوبن

داییت الان حالش خوبه

اون تو خوابیده

مراقب این مکان باش

و نزار کسی مزاحم اعلیحضرت بشه

مامان، نگران نباش

بعد اینکه قصر رو ترک کردین

تو خونه تسخیر شده قایم شید

تا وقتی خبری از من نشنیدید

نرید بیرون

خواجه لی

مگه با ما نمیای بیرون؟

میتونیم بریم و شاهزاده جین رو پیدا کنیم

آره

وقت کافی نداریم

یادتون باشه

تا زمانیکه شما در امان باشید

من در امانم

میشنوید چی میگم؟

حالا برید

حالا برید! زودباشید

خواجه لی

خواجه لی

حالا برید! زودباشید

خواجه لی، چقدر عجله داری

کجا میری؟

خوشبختانه

از قبل به خواجه ها گفته بودم

که اگه خبر مرگ من درز کرد

لو بدن که شاهدخت همایونی

قاتل امپراتور پیشینه

تا بتونم

جونم رو از

دست شاهدخت همایونی نجات بدم

اگه، همونطور که میگی

عمه م ، بابامو کشته باشه

چرا الان داری بهم میگی؟

شاهدخت همایونی

منو با تنها خانواده ای که دارم

تهدید کرد

واسه همینم

تا حالا به تعویقش انداختم

به جانگ یانگ یاو دستور میدم تا

تا این مسئله رو کاملا بررسی کنه

اگه عمه م قاتل باشه

نمیبخشمش

ولی لی فانگ

اگه بفهمم که داری دروغ میگی

عواقبشو میفهمی

اعلیحضرت

اگه حرفی

که زدم حقیقت نداشته باشه

حاضرم

بمیرم

راستش، منم اولش فکر نمیکردم

عمه م بتونه بابامو بکشه

هر چی باشه، هیچکس بیشتر از

عمه م به کشور و دودمان

خانواده شو بها نمیداد

پدرم

نه تنها یه امپراتور خوب بود

بلکه آخرین مرد تو خانواده شو هم بود

ولی مدارکی که جانگ یونگ یاو پیدا کرده

باعث شد اعتراف کنم

که دلیل مرگش عجیبه

جانگ یونگ یاو فورا نگاه کرد

که ببینه بعد از اینکه پدرم به شدت مریض شد

کیا به قصر فونینگ رفت و آمد داشتن

بی استثنا

همشون مردن

این باعث تعجبم شد

بعدش از عمه م خواستم تا کمکم کنه

دلیل اصلی مرگ پدرمو پیدا کنم

و ازش خواستم

به وزارت عدالت بره

چطور پیش رفت؟

فردا آخرین روزه

حقیقت مرگ برادرم

رو پیدا کردی؟

فهمیدم که

گویا شما به دکتر چن که نبض

امپراتور پپیشین رو گرفت، کمک کردین

دکتر چن همچنین گفت

که حاضره براتون

بمیره

چی؟

اینقدر نامهربون بنظر میرسم؟

نمیتونم به کسی کمکی کنم؟

منظورم این نبود

یکم سرنخ پیدا کردم

که دوس دارم تاییدشو از شما سرورم بگیرم

بله

من دکتر چن رو نجات دادم

و دکتر چن گفت جبران میکنه

ولی این هیچ ربطی به

پرونده ای که ازم کمک خواستی نداره

گمان میکنی

که من و دکتر چن کاری با

برادرم کردیم؟

سرورم

کردین؟

دستیار وزیر جانگ

نمیتونی بی هیچ مدرکی اینو بگی؟

راستشو بگم

اگه بخاطر اعلیحضرت نبود

وقتمو هدر نمیدادم

با تو رو پرونده ای کار کنم

فردا آخرین روزه

اگه همچنان نتونی چیزی پیدا کنی

به عمارت شاهدخت

برمیگردم

با توجه به اعتراف لی فانگ

جونگ یاو همچنین اون روز از خوآجین

درباره اون مسئله پرسید

ولی خوآجین هیچی

درباره دلیل مرگ پدر نمیدونست

اون فکر کرده

که پدر بخاطر یه بیماری وخیم مرده

اون موقع عمه به وزارت عدالت رفت

و اون واقعا فکر کرد که عمه بخاطر علت

مرگ پدر ،مورد شک عه

و پیشقدم شد تا به جانگ یونگ یاو کمک کنه پرونده رو بررسی کنه

واقعا باور داری که

لی خوآجین

هیچی درباره مرگ پدرت نمیدونسته؟

خوآجین

رو خیلی خوب میشناسم

باهاش بزرگ شدم

به لینگ یانگ و پدر

کامل وفاداره

هیچ صدمه ای به بابا نمیزنه

پس در این صورت

باید منتظر شاهدخت همایونی باشی

تا مرتکب اشتباهی بشه

واسه همین به

جانگ یونگ یاو گفتم

اگه موفق نشد پرونده رو طی 3 روز

حل کنه

جایگاهش ازش گرفته میشه

ولی انتظار نداشتم

شو آن بیاد و بخاطرش التماس کنه

و ازم بخواد بهش وقت بیشتری بدم

قبول کردی؟

شوآن احتمالا فکر کرده که یوجان میتونه منو متقاعد کنه

واسه همین از قصر رفته بیرون تا یوجان رو پیدا کنه

یوجان

التماست میکنم

حالا فقط تو میتونی برادرم رو متقاعد کنی

لطفا به دیدنش برو

و ازش درخواست چند روز دیگه کن

اعلیحضرت از دستیار وزیر جانگ خواسته

که طی 3 روز حقیقت رو دریابه

و اونم قبول کرده

تو این زمان

اگه از اعلیحضرت زمان بیشتری بخوایم

نه تنها پرستیژ اعلیحضرت کاهش پیدا میکنه

بلکه توانایی دستیار وزیر جانگ هم

مورد سوال قرار میگیره

فردا آخرین فرصته

به خودت مطمعنی؟

چی شده؟

خوشحالم

که به من اهمیت میدی

از شاهدخت شوآن

تموم سرنخ های مرتبط با اینو گرفتم

اگه هیچ مدرکی نداری

تا شاهدخت همایونیمونو به این ببندی

پس چطوره

بزاری خودش حقیقت رو بگه؟

بزارم خودش حقیقت رو بگه؟

مامان

سرورم، مراقب خودتون باشین

خوآجین

خوآجین

....چی

چی شده؟

چرا گرفتنت؟

یونگ یاو میخواد چیزی ازم بپرسه

باید از قوانین پیروی کنم

میتونی بعدا حرف بزنی

دستیار وزیر جانگ منتظره

چه خبره؟

خوآجین

خوآجین

سرورم

سرورم

....خوآجین

وزیر عدالت خوآجین رو برد

دیدم

چرا اینکارو کردن؟

نمیدونم

بهم نگفتن

دستور اعلیحضرت رو داشتن

و بردنش

....من

احمق

چرا هنوزم اینجا وایسادی؟

با اینجا وایسادن جواب میگیری؟

حالا برو

چشم

احمق

آسیامووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم: آیدا

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.