All language subtitles for Legend.of.Two.Sisters.in.the.Chaos.EP21.AsianMovie.Chinalate.xyz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه آسیا مووی و چینولات تقدیم میکنم Asianmoviee.ir Chinolate.xyz

افسانه دو خواهر در هرج و مرج

قسمت 21

عمارت فو

اعلیحضرت

نیازی نیست

چه کاری میتونم براتون بکنم

اعلیحضرت؟

چیز خاص نیست

فقط دلم برات تنگ شده بود

خوبی؟

این روزا پژمرده بنظر میای

یوجان، میدونم

هنوزم منو سرزنش میکنی

نه

گوش کن یوجان

اعلیحضرت

ملکه چطور مرد؟

چرا دلیل مرگ رو اعلام نمیکنید

اعلیحضرت؟

به دنیا اعلام کنم؟

از چیزی میترسین؟

منظورت چیه؟

منظورت اینه که

من مسبب مرگشم؟

واقعا اینجوری درباره م فکر میکنی؟

نه، همچین جراتی ندارم

دیگه چه کاری میتونم برات,k بکنم؟

یوجان، هیچ اعتمادی

بین ما نیست؟

اعلیحضرت

هنوزم لازمه برای جین جان در معبد هان شیو دعا کنم

اگه اینجا بهم نیازی ندارین

پس من میرم

لن پی

وایسا

دستیار وزیر جانگ آیا عمدا اینجا اینو نواختی؟

بله

این آهنگ درباره روز های بارونی تو پاییزه

توسط جونگ جیجانگ استاد گوقین از سلسله پیشین

برای خواهر کوچیکتر مرحومش ساخته شده

با وجود سودای غمگینی که داره

قدرت و نیروی خاص خورشید رو

نمایان میکنه

که غم هات رو

بعد بارندگی

تسکین میده

اولیاحضرت فوت کردن

بانو یوجان

فراموشش کن و چشم انتظار باش

اگه این آهنگ

میتونه آرومت کنه

این سفر رو ارزنده میدارم

بابت توجهتون ممنونم، دستیار وزیر جانگ

خیلی ممنونم

متاسفانه ازدواجمون

بخاطر مرگ ناگهانی خواهرم

به تاخیر میفته

امیدوارم ناراحت نشید

مطمعنا درک میکنم

خدافظ

برو و زود برگرد

بدرقه ت میکنم

ارباب

برات یکم دارو پیدا میکنم

ارباب

اولیاحضرت قبلا مرده ن

الان داری چیکار میکنی؟

همش تقصیر منه

نه بخاطر جین جان از قصر محافظت کردم

نه اونو از آتیش نجات دادم

سوخت و مرد

یه سانحه بود

تقصیر تو نیست

اگه اولیاحضرت هنوزم زنده بودن

توقع نداشت که ببینه

اینقدر غم زده ای

ارباب

عمارت فو

مگه اون نگهبان دائما

پیش ساو خان نبود؟

اعلیحضرت افرادی رو فرستادن تا منو بکشن

نه

باید فورا ولش کنم

و قبل دیدن پدر و خواهر

خودمو در امان نگه دارم

عمارت جیانگ

عمارت فو

مباشر جو

لطفا همینجا وایسا

سرورم، مراقب قدم هاتون باشین

دختر اول خانواده فو همیشه

ارتباطات پیچیده ای با اعلیحضرت داره

ازدواجش با دستیار وزیر جانگ فردا برنامه ریزی شده

وقوع آتش سوزی

یه حادثه بوده؟

دختر خانواده فو ملکه ست؟

اگه تقدیرت نباشه

به طور قطع اون جایگاه رو نخواهی داشت

سرورم باهاتون موافقم

بیا به عمارت جیانگ بریم

چای جن جن

چای جن جن

من به طرز ناراحت کننده ای مردم

بهم نزدیک نشو

نمیبخشمت

وقتشه که تاوان پس بدی

من نبودم

من قاتل نیستم

کس دیگه ایه

اون کیه؟

برو

خواجه لی، چرا اینجایی؟

بنظر میرسه

خواجه لی خیلی به شاهزاده جوان

اهمیت میده حتی با وجود اینکه

دیگه تو قصر خدمت نمیکنی

سرورم

این وقت شب چه کاری ازم ساخته ست؟

سخت نگیر

بخاطر اینکه نگرانشم

اینجا اومدم

جن جن

....تو

چی شده؟

داداش جیانگ

داداش جیانگ

روح جین جان الان اینجا اومد

جن جن

آروم باش

بهم بگو چه اتفاقی افتاد

جین جان اینجا اومد

بهم گفت به طرز ناراحت کننده ای مرده

و ازم خواست باهاش برم

آروم باش

هیچ روحی تو دنیا وجود نداره

خودتو نترسون

واقعا؟

آره

داداش جیانگ

میشه امروز اینجا پیشم بمونی؟

خیلی میترسم

نه

اگه ترسیدی

میتونم دم ورودی نگهبانی بدم

جن جن

آیا این گیره مویی که دم ورودیه مال توعه؟

نه، نیست

من همچین گیره ارزشمندی ندارم

محاله

اعلیحضرت

گنج های زیادی بهت اعطا کردن

حتما باید توش گیره های موی با ارزشی هم باشه

هر چی اعلیحضرت بهم دادن رو

تو یه جعبه گذاشتم

هرگز ازشون استفاده نکردم

چقدر عجیب

پس این گیره موی کیه؟

جن جن

شاید

واقعا جین جان بوده

چطور ممکنه؟

مطمعنم

باید جین جان باشه

باید جین جان باشه

واقعا امشب

روح جین جان بوده؟

جن جن

هیچ روحی تو دنیا وجود نداره

جین جان بوده

جین جان هنوز زنده ست

اون هنوز زنده ست

خواجه لی

شاهزاده وی

خواجه لی

شاهزاده وی

میشه خصوصی حرف بزنیم؟

مباشر

درو لطفا ببند

لطفا

از این طرف، لطفا

خواهر

من برگشتم

جین جان

واقعا خودتی

واقعا خودمم

بابا

برو بیرون

فقط برو بیرون

دختر دومم

قبلا تو یه آتیش سوزی بزرگ مرده

فورا برو بیرون

فورا برو بیرون

بابا

خبر خوبیه که جین جان برگشته

حالا دیگه نمیتونه خودشو در معرض عموم قرار بده

غیر خونه کجای پایتخت میتونه بره؟

یوجان

اون برای خانوادمون دردسر میسازه

همینکه پیداش کنن

خانوادمون

به جرم فریب امپراتور

مجازات میشه

جرم نابودی کل خانواده ست

مگه نمیدونی؟

مگه نمیدونی؟

هیچکی منو پیدا نکرده

خفه شو

جین جان

کی بزرگ میشی و

و درست رفتار میکنی؟

کی دیگه

برای خانوادمون دردسر درست نمیکنی؟

برو

فقط برو

بابا

لطفا آروم باش

فورا بهش یه درس خوبی میدم

باهام بیا

عالیجناب

لطفا آروم باشین

مرسی که اونو برگردوندی

خواجه لی

باعث افتخارمه، عالیجناب

ولی الان وقتشه که

هر چه زودتر یه راه حلی پیدا کنیم

آره

مرسی

خودت آتیش رو روشن کردی؟

میدونی چقدر ناراحت بودم؟

خواهر

فقط تو توی

دنیا منو دوس داری

بابا خیلی عصبانیه

و شو رونگ قصد داره منو بکشه

حالا چیکار کنم؟

شو رونگ قصد داره تورو بکشه؟

مگه خودت آتیش رو روشن نکردی؟

شو رونگ، ساو خان رو فرستاد تا منو به بیرون پایتخت اسکورت کنه

ولی ساو خان درست بیرون شهر میخواست منو بکشه

اگه بخاطر هوشیاریم

نبود، مرده بودم

خواهر

فکرش کن

هیچکی

غیر شو رونگ

نمیتونه به ساو خان دستور بده

اون امپراتوره

هر کسی تو اون موقعیت

آدم دیگه ای میشه

ممکنه خیلی وحشتناک

عجیب بشه

شو رونگ واقعا میخواد تورو بکشه؟

....ولی

عمارت فو

پسر جوان

قبل سپیده دم اینجا اومدی

چرا نمیری؟

آقا

هنوزم یه چیزی هست

که میخوام از خانواده م بپرسم

ولی میترسم امیدم، ناامید شه

مرد جوان

اگه سوالی تو زندگیت داشتی

بپرسش

شاید خبر خوبی باشه

اگه نپرسی

تبدیل به یه

درد همیشگی تو قلبت میشه

یا

یه عمری متاسف میشی

دقیقا

موافقم

چینگ گه، یه کاسه دیگه بیار

خانم،آروم بخورین

بیا

آروم بخور، خفه نشی

جین جان

در آینده مثل اینبار الم شنگه راه ننداز

برای این اتفاق

نه تنها من و بابا برات ناراحت شدیم

بلکه چینگ گه هم شب و روز گریه میکرد

چینگ گه

متاسفم

که اینقدر ناراحتت کردم

ببین

من خوبم

خیلی خوشحالم

که میبینم صحیح و سالم برگشتی

بانو یوجان، فرمانده جیانگ اومدن

بانو یوجان

....بانو یوجان، میدونی

....من

....منظورم اینه که

جین جان؟

آره

....جین جان، هنوزم

آره

جین جان واقعا مرده

قبلا تو آتیش مرد

آقای جیانگ

لطفا اول برگرد و برو

برگرد و فکر کن

چه اشتباهی مرتکب شدی

لطفا برو

بابت نصیحتتون ممنونم

که اینطور

یه کیسه شاه بلوط بهم بده

باشه

بفرما

مرسی

چای جن جن تو نیست؟

چی مینویسه؟

چه خبره؟

داره چیکار میکنه؟

شاه بلوط

از حالا به بعد، جیانگ شاو همیشه در خدمت جین جانه

چی؟

از همون اولش میدونست من حواسم بهش عه

.ولی بازم منو فریب داد

همین حالاشم اشتباه خودمو میدونم. چطور ببینمت؟

واقعا؟

متاسفم

باید زودتر انجامش میدادی

اشتباهتو میدونی؟

....من

میدونم اشتباه کردم

به چه طریقی فکر میکنی اشتباه کردی؟

هر وقت تورو ناراحت میکنم

در اشتباهم

جوابمو بده

تک تک کلماتی که درباره رفتن بود

رو واقعا جدی میگی؟

البته، که جدی میگم

از چیزا های دیگه جدی تر میگم

اگه فکر میکنی اشتباه کردی

بهت رحم میکنم و میبخشمت

داداش جیانگ

داداش جیانگ

من برگشتم

جن جن

چرا اینقدر زود برگشتی؟

بیا

....من

ماهی مورد علاقه تو گرفتم

تا امشب برات حریره ماهی بپزم

راستی

مگه نمیدونستی وقتی برگردم

لباساتو میشورم

وقت داشتم

واسه همین خودم شستمشون

لباس شستن و غذا درست کردن برات

همیشه منو خوشحال میکنه

صدای چیه؟

جن جن

خدای من، فکر کنم یه چیزی تو آشپزخونه افتاد

جن جن، یادته دیروز

بهت گفتم

برات یه مکان زندگی دیگه پیدا میکنم

چه نظری درباره ش داری؟

بهرحال

هر چقدر هم که رابطه مون صمیمی هم که باشه

بازم زن و شوهر نیستیم که

میترسم

اگه به موندن تو خونه من ادامه بدی

آبرو و اعتبارت خراب شه

ازم میخوای برم؟

بعد زندگی اینجا

دیگه کجا میتونم برم؟

تو کل پایتخت

هیچ جا رو برای زندگی پیدا نمیکنم

محاله

پایتخت خیلی بزرگه و

و اعلیحضرت قطعا خوب مقدمات رو برات آماده میکنه

ولی من از خانواده چای عم

و اون صاحب منصبان

نمیزارن تو پایتخت بمونم

فقط اگه با تو ازدواج کنم

و عضوی از خانواده جیانگ بشم

میتونم تو پایتخت بمونم

بهم کمک کن

و بهم رحم کن

نمیخوام به لوچنگ برگردم

هیچ فامیلی اونجا ندارم

جن جن، چه خبره؟

باد خیلی شدیده

گریه نکن

لطفا، گریه نکن

جین جان

جین جان

جین جان

ولم کن

نه

جین جان، نرو

میدونم چرا عصبانی هستی

و خودتو ازم قایم میکنی

همش تقصیر منه

فورا به چای جن جن میگم

و ازش میخوام به مسافر خونه بره

حالا دیگه بی فایده ست

باید زودتر اینکارو میکردی - ....من -

اون موقع به این دلیل که

خواهر کوچیکتر اعلیحضرته قبولش کردم

تو پایتخت خونه نداشت

و اعلیحضرت ازم خواستن خوب مراقبش باشم

اونو به عنوان خواهر کوچیکتر خودم در نظر گرفتم

عاشقش نیستم

تو ممکنه اونو به عنوان خواهر کوچیکترت در نظر گرفته باشی

ولی اون مصممه که باهات ازدواج کنه

اون نظر شخصی خودشه

من هیچوقت موافقت نکردم

میدونی که تو تنها دختری هستی

که میخوام باهاش ازدواج کنم، نه؟

جین جان

همیشه برنامه داشتم

بیا از پایتخت بریم

ما

از پایتخت بریم؟

تو حالا دیگه ملکه نیستی

اگه به موندن اینجا ادامه بدی

هر لحظه ممکنه هویتت لو بره

منم حقیقت مرگ مامانمو فهمیدم

هیچ چیز و هیچکس

حالا نمیتونه مانع ما بشه

بیا اول به دینگژو برگردیم

و بعدش

هر جا که دوس داریم بریم

فقط خودمون دوتا؟

ما خیلی آزادیم

و هر جا دلمون بخواد میتونیم بریم

قطعا

دنیا خیلی بزرگه

هر جا دلت بخواد بری

باهات میام

باشه

عمارت فو

یوجان

مایل نیست منو ببینه؟

اعلیحضرت

بانو یوجان میخواد شما رو ببینه

ولی واقعا امروز حالش خوب نیست

میترسه شما هم ازش بگیرید

اعلیحضرت امیدوارم بتونین

ببخشیدش

اگه حال یوجان خوب نیست

فکر کنم

باید شخصا به دیدنش برم

اگه مریضه چطور میتونه اینجا بخوابه؟

اگه سرما بخوره چی؟

عاشقمی

مگه نه؟

اعلیحضرت

به یوجان نگو اینجا اومدم

چشم

حالا هنوزم عصبانی هستی؟

اصلا عصبانی نیستم

دروغ نمیگی؟

همش تقصیر توعه

باید تورو سرزنش کرد

بشین

برات غذا میپزم

دنبالش میگردم

هیچکس نیست

....من

تردید نکن

برو و دنبالش بگرد

چای جن جن تو پایتخت تنهاست

میترسم

بیرون در خطر باشه

چیه؟

فکر میکردی جلوتو میگرم تا دنبالش نگردی؟

فقط برو

میرم

لازم نیست باهام بیای

تو حالا هویت متفاوتی داری

نباید شناسایی بشی

بیشتر مراقب باش

فهمیدی؟

فهمیدم

باشه

جن جن

داری میای تا منو برونی؟

ازم خوشت نمیاد؟

فکر میکنی خواسته م زیادیه

و دیگه تحمل منو نداری؟

اصلا ازت بدم نمیاد

ولی واسه من

تو اونی نیستی که

منو شادترین و غمگین ترین میکنی

فو جین جان

اونیه که تورو

شاد ترین و غمگین ترین میکنه؟

آره

اون خاص ترین

و بی همتا ترین فرد تو قلبمه

ولی داداش جیانگ

تو هم

خاص ترین و

و بی همتا ترین فرد تو قلب منی

نیستم

اعلیحضرت خاص ترین

و بی همتا ترین فرد برای توعه

ایشون تنها فامیل تو توی دنیاست

فقط اون میتونه از صمیم قلب باهات رفتار کنه

فقط اونه که همیشه پیشت میمونه

اون نیست

وقتی من تنها توی

تو یه کلبه کوچیک تو شینگژو بودم

اون پیشم نبود

وقتی صاحبان منصب منو نکوهش میکردن

و تو دیوان در دسترسشون بودم، اون کنارم نبود

اون نگرانی های همه جز منو

در نظر گرفت

گرچه من خواهر کوچیکترش بودم

ولی

وقتی تو تنها ترین حالتم بودم و احساس درماندگی میکردم

تو چراغ راهنمام بودی

وقتی بقیه اذیتم میکردن

تو بهم یه خونه دادی

از وقتی بی خونه شدم

تو بهم

محبت کردی

جن جن

من باهات خوبم چون تو

خواهر کوچیکه اعلیحضرتی

و چون تو پایتخت

بی خونه و آشیونه ای

امیدوارم درک کنی

تو فقط خواهر کوچیکه

برادرمی

قصر فونینگ

حتما میدونی که

جن جن

تنها خویشاوند مستقیمیه

که من تو دنیا دارم

ولی بخاطر قانون کشور

نمیتونم به

پایتخت بیارمش

علاوه بر این

باید نگران آینده ش هم باشم

اگه بخواد تو قصر بمونه

باید فامیلیش رو عوض کنه

مطمعنا

ازدواج

میتونه این مشکل رو حل کنه

ولی جن جن همین حالاشم به یکی علاقه داره

من

نمیخوام خلاف خواسته ش ازدواج کنه

خانم چای میتونه فامیلیشو عوض کنه

و دختر خونده من بشه

این تنها

را حل برای اونه

قبلا با جین جان حرفشو زدم

دوستی خوبی

با بانو

یوجان داره

و

خیلی تورو تحسین میکنه

اینکه پیش تو باشه

و راهنمایی های تورو داشته باشه

چیز خوبی

برای جن جنه

خیلی مفتخرم که

بتونم کاری براتون کنم اعلیحضرت

پس

یه روز خوب انتخاب میکنم

تا تشریفات رو برات روشن کنم

تا بتونی یه دختر جدید به فرزند خوندگی بگیری

مرسی

اعلیحضرت

اعلیحضرت

امیدوارم

بتونید

یباید و با یکی آشنا شید

اون کیه؟

عمارت فو

بابا

من برگشتم

چرا برگشتی؟

مگه نمردی؟

اعلیحضرت

دخترم

قصر رو آتیش زد

و مرتکب جرم سنگینی شده

همش بخاطر آموزش خانوادگی ضعیف منه

جین جان

به اعلیحضرت التماس کن ببخشتت

من

میدونم یه جرم

سنگین و غیر قابل بخششه

من امروز جین جان رو آوردم اینجا

حتی اگه بکشینش هم

هیچ اعتراضی ندارم

بلند شو

پدر

لطفا بلند شو

هرگز نگفتم که جین جان رو میکشم

اون شب

یه مورد اضطراری بود

واسه همین مجبور شدم جین جان رو از قصر بیرون بفرستم

میخواستم بعد اینکه جین جان

تو یه مکان امن خوب پنهان شد

بهتون حقیقت روبگم

دیگه تظاهر بسه

تو ساو خان رو فرستادی

تا منو بکشه

ساو خان رو فرستادم تا تورو به بیرون قصر اسکورت کنه

من بهش دستور ندادم تورو بکشه

واقعا؟

ساو خان حتما خودش همچین تصمیمی گرفته

من

بعدا ساو خان رو در این باره مورد بازجویی قرار میدم

اگه ساو خان واقعا اربابشو دلخور کرده باشه

من

مطمعنا مجازاتش میکنم

مرسی ، اعلیحضرت

واقعا بخاطر مشکلات بزرگی

که دخترم درست کرده متاسفم

بعدا

اونو از پایتخت دور میفرستم

باشه

یوجان

لن پی، تو واسه یه مدت برو

چیزی که الان گفتم رو باور نکردی؟

فکر میکنی من ساو خان رو

فرستادم تا جین جان رو بکشه؟

ساو خان یکی از مورد اعتماد ترین زیردستان شماست اعلیحضرت

اعلیحضرت فقط شما میتونین بهش دستور بدین

ولی واقعا نمیفهمم

دلیل اینکه باید جین جان رو بکشی چیه؟

واسه همین واقعا مرددم

لازم نیست مردد باشی

چرا باید ساو خان رو بفرستم تا جین جان رو بکشه؟

خیلی مسخره ست

من فقط عصبانیم

که چرا اون موقع حقیقت رو بهم نگفتید

وگرنه، احساس بهتری پیدا میکردم

دفعه پیش اومدم اینجا

تا بهت حقیقت رو بگم

و بهت یه سوپرایز خوشایند بدم

ولی تو

هی به من شک داشتی که جین جان رو کشته باشم

عصبانی بودم

و رغبتی نداشتم

که بهت حقیقت رو بگم

بخاطر تموم مشکلاتی که جین جان درست کرده متاسفم

رک بگم

بهترین موقعیت برامونه

یوجان

دیگه تردید بسه

پس تا زمانیکه

بتونم حقیقت مرگ جین جان

رو بپوشونم

میتونم ملکه رو دوباره برگزینم

قول میدم

اون موقع باهات ازدواج کنم

یوجان

بهم اعتماد کن

....من

زانو بزن

گفتم که مسخره ست

ساو خان

چطور جرات کردی نه تنها دستور منو نقض کنی

بلکه مخفیانه ملکه رو به قتل برسونی

و در برابر همه بپوشونیش

تو یه خائنی

من از مرگ نمیترسم

ولی کاری که کردم همش بخاطر شما بوده اعلیحضرت

هرگز قصد نداشتم بهتون خیانت کنم اعلیحضرت

منظورت اینه که

برای نافرمانی از دستور من، حق داری؟

نه

میدونم یه جرم غیر قابل بخششه

ولی خیلی مزخرفه که ملکه آتیش بپا کرده باشه و تظاهر به مردن کرده باشه

اگه آزاد باشه که بیرون حرکت کنه

ممکنه مشکلات بیشتری بار بیاره

همینکه هویتش فاش بشه

اعلیحضرت، اعتبارتون صدمه میبینه

و میون صاحب منصبان شایعه پراکنی میشه

ساو خان

اگه اینطور باشه

مردم چه جور نگاهتون میکنن اعلیحضرت؟

....تو

اعلیحضرت

آقای ساو

بخاطر قصد و نیتش برای حفظ

آبرو و اعتبار شما اعلیحضرت، قابل بخشش عه

ساو خان

میشه مرگ رو بخشید

ولی مجازات های دیگه باید اجرا بشه

گوش کن

شاهزاده وی همین حالاشم قبول کرده که جین جان رو از پابتخت ببره

مطمعن نیستم که آیا در آینده برمیگرده یا نه

وظیفه تو اینه

که مخفیانه

از جین جان محافظت کنی

اگه جین جان درآینده برگشت

و فاش شدن هویتش بخطر افتاد

تو

باید تو این قضیه خوب ازش محافظت کنی

اگه تو حفاظت از

هویت جین جان شکست خوردی

و در آینده خودسرانه خلاف

دستور من تصمیمی گرفتی

شدیدا مجازات میشی

چشم

اعلیحضرت

یه حکم همایونی صادر کن

تا به ساو خان، وزیر پرسنل ها

پنجاه ضربه شلاق به عنوان مجازات زده شه

برای رحمت و ببخششتون ممنونم

اعلیحضرت

مترجم:آیدا تیم ترجمه آسیا مووی asiamovee.xyz

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.