All language subtitles for Legend.of.Two.Sisters.in.the.Chaos.EP20.AsianMovie.Chinalate.xyz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه آسیا مووی و چینولات تقدیم میکنم Asianmoviee.ir Chinolate.xyz

افسانه دو خواهر در هرج و مرج

قسمت 20

از اینجا برید بیرون

چی شده؟

خواهر کوچیکت لجبازه

چرا میخندی؟

واقعا برای تو

یه دوره ست

بنظر میرسه

تو اجازه ازدواجشونو میدی

مگه اینکه من جلو جن جن رو بگیرم

همچین چیزی نگفتم

ولی

من فقط یه خواهر کوچیکتر از خودم دارم

میخوام تموم تلاشمو کنم

تا خوشحال باشه

هم تو و هم من

از یه ازدواج اشتباه رنج کشیدیم

هرکز اجازه نده همچین دردی

رو جن جن هم بکشه

انتظار نداشتم یه دردسر سازی

مثل تو اینقدر

منطقی باشه

عزیزان

امروز برای امور دولتی نیست

بخاطر امور خانوادگیمه

میخوام ملکه رو منسوخ کنم

درباره این چه نظری دارید؟

من موافقم

من حمایت میکنم

من حمایت میکنم

اعلیحضرت، اولیاحضرت چه اشتباهی مرتکب شدن؟

نامناسب رفتار میکنه و تو امور حرم خوب نیست

کدوم یک از هفت عیب بزرگ رو اولیاحضرت مرتکب شدن؟

پسر نداشتن

ژنرال، داری شوخی میکنی؟

اولیاحضرت کمتر از یه ساله که ملکه شدن

یکم وقت نیاز دارن

علاوه بر این

گناه پسر نداشتنشون فقط وقتی قابل اطلاقه که سنشون از 50 بگذره

اولیاحضرت هنوزم خیلی جوونن

در آینده پسر دار میشن

اعلیحضرت

من با حرفی که الان آقای سو زد مخالفم

اولیاحضرت یه زن فوق العاده هستن

که نباید 7 عیب بزرگ شاملشون بشه

به عنوان مادر یک ملت، اولیاحضرت

باید برای زنان مثال زدنی باشن

نباید استثنایی براشون قایل شد

اعلیحضرت، منسوخ ملکه یه موضوع بزرگه

فکر کنم وزیر جنگ از قوانین صلاحدیدهای خاصی روش داشته باشه

مطمعنا به قوانین منسوخ ملکه احترام میزارم

آقای جنگ

طبق قوانین بهم بگو

چطور ملکه رو منسوخ کنم

اعلیحضرت

اولیا حضرت از یه خانواده سلطنتی هستن

اخلاق و رفتارشون عمیقا توسط خانواده فو پرورش یافته

هرگز درباره گناه بزرگشون چیزی نشنیدم

قابل درکه که

ایشون به عنوان رهبر

حرم، اشتباهی مرتکب شده باشن

پیشنهاد میکنم مباشران بیشتری

برای کمک بهشون بفرستین تا بتدریج یاد بگیرن

چطور به امور حرم برسه

فکر میکنم منسوخ کردن ملکه غیر منطقیه

اولیا حضرت هیچ اشتباهی مرتکب نشدن

فکر نمیکنم مناسب باشه که بی دلیل منسوخشون کنید

اعلیحضرت

نمیتونم باهاتون موافقت کنم

اعلیحضرت امیدوارم

دوباره روش فکر کنید

اعلیحضرت

امیدوارم بتونید

گناه بزرگی که امروز با مخالفت

از پیشنهادتون مرتکب شدم رو ببخشید

اعلیحضرت امیدوارم روش دوباره فکر کنید

خیلی جالبه که اعلیحضرت

میخواد ملکه رو منسوخ کنه

ملکه چیکار کرده

که اعلیحضرت اینقدر مصممه

که ازدواجش رو با خانواده فو منسوخ کنه؟

مطمعنا خانواده فو

منفعت زیادی برای اعلیحضرت به ارمغان میاره

قاعدتا، اعلیحضرت نباید

ازدواجشو با فو جین جان خراب کنه

فعلا میتونی بری

چشم

سرورم

حتما اعلیحضرت دلایل ناشناخته ای

رو برای منسوخ ملکه داره

یک مرد فقط

دو دلیل برای طلاق داره

اولیش، اینه که یه عاشق جدید داره

و دیگه عاشق زنش نیست

دومیش، هدف و قصد بالاتری داره

که سود و منفعت بیشتری میاره

ولی کی نجیب تر از فو جین جان

تو قلب اعلیحضرته؟

وقتی اعلیحضرت شاهزاده جین بود

یه بار گفت که با بانو یوجان ازدواج میکنه

شاید اعیحضرت عاشق

بانو یوجانه

عالیه

بیا امتحانش کنیم

کی این نامه رو

اینجا گذاشته؟

نمیدونم

شاید دختری که تمیز میکنه

اینجا گذاشتتش

امشب ساعت 8 تو گوشه باغچه بامبو میبینمت. از طرف یوجان

دیگه نپرس

میدونم اون کیه

اون واقعا یه احمقه عاشقه

یک ساعته تمام

تو باد شدید منتظر بوده

یو یینگ

بله

طبق نقشه پیش برو

بانو یوجان

اینا به روز ترین

لباس هایی هستن

که تو پایتخته

به اندازه کافی وقت دارین تا انتخابشون کنین

مرسی، رئیس

درباره برنامه اعلیحضرت

برای منسوخ کردن ملکه شنیدین؟

دوتا دخترای خانواده فو

زیرکن و تو حساب کتاب خوبن

میگن

بعد اینکه دختر دوم با اعلیحضرت ازدواج کرد

و ملکه شد

دختر اول مخالف آشتی کردن بود

واقعا؟

نمیدونم واقعا چرا خانواده فو دختراشو

اینجوری آموزش میده

شاید

اونا شایعه سازایی هستن

که میگن دخترای خانواده فو ملکه ن

حتی میگن اعلیحضرت قصد دارن

به تحریک بانو یوجان کاملا ملکه رو منسوخ کنن

واقعا؟

واقعا هیچ حد و مرزی ندارن

درباره چی حرف میزنین؟

چطور جرات کردی منو بزنی

یکی بیاد

دستگیرش کنید

چشم - چشم -

چطور جرات کردی قانون رو نقض کنی؟

اربابت کیه؟

وایسا

بانو یوجان - بانو یوجان -

چطور جرات کردی به ملکه فحش بدی

و آبروی اعلیحضرت رو ببری؟

چطور جرات کردی

قانون همایونی رو به چالش بکشی؟

ولش کنین

بانو یوجان

الان میریم

وایسا

درباره اعلیحضرت شایعه سازی میکنی؟

واقعا آموزش خانوادگیتو

خوار میشمارم

اگه دوباره شایعه پراکنی کنی

بابات حتما مقامشو

از دست میده

سرورم

داستان عاشقانه بین اعلیحضرت

و بانو یوجان الان همه جا پخش شده

پیدات کردن؟

همه الان دارن درباره ش

حرف میزنن

چطور میتونن منشا رو پیدا کنن؟

بیا اینجا

کارت خوب بود

هر چه داستان های عاشقانه بیشتر باشه

بهتره

عمارت فو

شایعه های زیادی بوجود اومده

واقعا نمیتونم

حقیقت رو از دروغ تشخیص بدم

نمیدونم این ادعا

درباره قصد اعلیحضرت

که میخواد بانو یوجان رو بجای بانو

جین جان ملکه کنه حقیقت داره یا نه

پس حقیقت داره، مگه نه؟

توقع نداشتم

همش درباره خانواده تو باشه

فقط با یک ملکه راضی نشدی

و ترتیبی دادی تا اون یکی دیگه دختر هم

اعلیحضرت رو جذب کنه

واقعا از نقشه ها و اقدامات

پیچیده ت ممنونم

آقای سو

بخاطر آموزش ضعیف خانواده م متاسفم

سالهاست که با هم دوستیم

فکر کنم این سالها از دوستیمون تجلیل کردم

هر وقت به مشکلی میخوری

همیشه من اولین کسی م که ازت طرفداری میکنم

بله

تموم تلاشمو

میکنم تا

بی گناهیت رو ثابت کنم

توقع نداشتم

همچین معمای غیر قابل حلی باشه

آقای سو

واقعا کار مضحکیه که اعلیحضرت

بخوان ملکه رو عوض کنن

از یوجان نخواستم

که همچین کارایی کنه

حتی اگه همچین منظوری هم نداشتی

به عنوان حقیقت در نظرش میگیرن

حالا همه این داستان مزخرف رو میدونن

تموم رعیت ها دارن درباره

داستان عاشقانه بین دختر هات و اعلیحضرت حرف میزنن

میتونی بهم بگی

آیا اعلیحضرت

قصد داره یوجان رو ملکه کنه؟

...این

این خیلی مضحکه

واقعا شرم بر تو

فعلا سعی کن جلوی شایعه ها رو بگیری

.وگرنه صاحبان منصب تحقیرت میکنن

باشه، آقای سو

بلافاصله با جانگ یونگ یاو

درباره ازدواج حرف میزنم

آقای سو از دیدنت خوشحالم

سلام، بابا

عالیجناب

بنظر میرسه

شایعه ها همه جا پخش شده

آقای فان

آقای فان

چیکار میتونم براتون کنم شاهزاده وی؟

آقای صدراعظم

صاحبان منصب رو

شایعه های

اخیر چه نظری دارن؟

به عنوان دوست قدیمیت

باید رک حقیقت رو بهت بگم

ده ها پرونده اتهام

علیه تو ، تو دستم دارم

که ادعا میکنن

وقتی متوجه شدی که جایگاه دختر

دومت داره از دست میره

از دختر اولت استفاده کردی

تا اعلیحضرت رو جذب کنی

تو شایعه اینکه دختر فو

ملکه ست رو پخش کردی تا تاج رو بدست بیاری

تو باید اقدامات مقدماتی رو انجام بدی

مجبورت میکنن تا با همچین بهونه ای

بیخیال قدرت های نظامیت بشی

مرسی آقای فان

لن پی

مارو تنها بزار

بابا

اینا هدایای نامزدی از جانگ یونگ یاو عه

لباس عروسیت رو آماده کن

همش بخاطر شایعه هاست؟

حتما شنیدیشون

چقدر شرم آوره

میگن دختر اول خانواده فو

اعلیحضرت رو اغوا کرده

تا بجای خواهر کوچیکترش

اونو ملکه کنه

امروز

منو متهم کردن، ادعا کردن

که از دختر اولم استفاده کردم

تا اعلیحضرت رو فریب بدم و ازم خواستن

تا بیخیال قدرت نظامیم بشم

بیخیال قدرت نظامیت بشی؟

غیر ممکنه

اگه قبول نکنم

منو به عنوان یه

صاحب مقام حیله گر و جاه طلب در نظر میگیرن

که تلاش داره اعلیحضرت رو فریب بده

و خواهر بزرگتر

جین جان

چشم به موقعیت اون داره

از حالا به بعد

مضحکه عام و خاص میشیم

و جایگاه ملکه

به جای افتخار

شرم آور خواهد بود

....ولی بابا

بس کن

اگه با جانگ یونگ یاو ازدواج کنی

همه شایعه ها

تموم میشه

اگه قبول نکنی باهاش ازدواج کنی

فورا بیخیال قدرت نظامیم میشم

تا ثابت کنم که

خانواده مون این آرزو رو نداره

که اعلیحضرت رو فریب بده

انتخاب به عهده توعه

بابا

چی؟

منظورت اینه که یوجان فردا با جانگ یونگ یاو ازدواج میکنه؟

میگن جانگ یونگ یاو هدایای

نامزدی رو به خانواده فو تحویل داده

غیر ممکنه

گو فو

پیغام اشتباهی گرفتی؟

اعلیحضرت

برای خود شخص اعلیحضرت

رونگ

از حالا به بعد منو فراموش کن دوستدار تو. یوجان/i>

این جوابت بعد از شکستن قولته؟

این نامه نباید از طرف یوجان باشه

از کجا آوردیش؟

از خانواده فو

شخصا از خود یوجان گرفتی؟

نه

یهویی از طرف خانوادمه

اعلیحضرت

خواهرم با یکی دیگه ازدواج میکنه

مگه اینکه الان منو منسوخ کنی

فورا باهام به

عمارت فو بیا

شاهدخت

دستیار وزیر جانگ فردا با بانو یوجان ازدواج میکنه

چی؟

باهام بیا

عمارت فو

اعلیحضرت

لازم نیست

بابا

گفته شده

که قراره خواهر فردا ازدواج کنه

چرا اینقدر با عجله؟

زیادی به تاخیر افتاده

زودتر از خواهر بزرگت ازدواج کردی

نباید بیشتر از این به تاخیرش بندازیم

خواهر

حقیقت داره؟

واقعا با جانگ یونگ یاو ازدواج میکنی؟

اعلیحضرت

لطفا بفرمایین تو

اعلیحضرت

میخوام درباره چیزی به صورت

خصوصی با بانو یوجان حرف بزنم

خب

نامعقوله

من امپراتورم

هر کاری میکنم نا معقوله

بابا

عشق اعلیحضرت نسبت به خواهرم

خالصانه و از ته دله

و هیچوقت حد و مرز رو نشکستن

اشکالی داره که اینجا

درباره ش

آشکارا حرف بزنن؟

♪ تو زندگی زمینی گم شدم♪

♪گل ها دارن روشن تر میشن♪

یوجان

قول دادی منتظرم میمونی

من تسلیم نشدم

تو هم نباید تسلیم شی

عشقمون این همه

سختی رو تحمل کرده

ما قبول کردیم که تا آخرش دووم بیاریم

اعلیحضرت

چرا باید راهی که پر از

مشقته رو انتخاب کنیم؟

چون چاره دیگه ای نداریم

فقط با این راهه

که میتونیم نیمه راه

به هم برسیم

علیرغم تموم مشکلات و موانع

و حتی چالش هایی که علیه دنیاست

باید تا آخر مسیر

ادامه بدم

حتی اگه تظاهر کنیم

اون شایعه ها رو نمیشنویم

مگه این همه

اتهاماتی که علیه

خانواده فو تو دیوان هست رو نمیبینی؟

خب که چی؟

تو امپراتوری

تو گرفتاری های خانواده فو رو درک نمیکنی

اگه به موقع مدارک رو

برای پرونده چینگ جو پیدا نمیکردم، اونوقت چه بلایی

سر شاهزاده وی و خانواده م میومد؟

بوضوح میتونم صاحب منصبان وفادار رو از حیله گراش تو دیوان تشخیص بدم

واقعا فکر میکردی شاهزاده وی رو تنبیه میکنم؟

یوجان

تو همیشه میگی مطمعن نیستی

که عشقت واسه من

مرتبط به علاقه و نفع خانواده ست یا نه

ولی اگه همیشه بخوای

جوگیر علاقه و سود خانواده ت باشی

تنها برده دیگرون میشی

و حتی کنترل خودتم از دست میدی

طی این سالها

به اندازه کافی

واسه خانوادت کار انجام دادی

تا کی میخوای اینجوری ادامه بدی؟

کی میخوای ول کنی

و واسه خودت زندگی کنی؟

نمیتونم

اگه بابام نبود منم اینجا نبودم

نمیتونم خانواده فو رو فقط

بخاطر خودم نابود کنم

نه. بهم اعتماد کن

تا زمانیکه من همچنان امپراتور

باشم، خانواده فو

هرگز به مشکل نمیخوره

اعلیحضرت

من واقعا خستمه

نمیدونم چطور با فردا

و پس فردا

و آینده رو به رو شم

♪ تنها چیزی که میخوام ♪

♪ اینه که تا ابد با تو باشم ♪

♪ دوباره از همونجایی که شروع کردیم ببینمت♪

♪ سالهای زیادی رو از دست دادیم♪

♪ کوه ها و دریاها شاهد عشقمونن ♪

♪ هرگز ولت نمیکنم♪

♪ دیگه نگرانی نخواهی داشت♪

اینقدر خراب کاری نکنید

واسه من هر

دوتون دردسر سازین

بابا

همیشه ادعا میکنی

هر کاری برای

شادی دخترات انجام میدی

پس چرا بازم مجبورمون کردی

تا با کسی که دوس نداریم ازدواج کنیم؟

عشق؟

اگه هر کسی بتونه

هر کاری دوس داره بکنه

دیگه هیچ قانونی تو دنیا نبود

قوانین سخت و محکم اند

ولی ما میتونیم انعطاف پذیر باشیم

چطور به خودمون اجازه بدیم

که تو دام قوانین باشیم؟

....تو

واقعا نمیتونم

شما دوتا رو تحمل کنم

بابا

چرا میانبر

نزنیم؟

خیلی کسل آوره

که بخوایم همیشه پیرو اون قوانین احمقانه قدیمی باشیم

فراموشش کن

کجا میری؟

...من

میخوام به خودم خوش بگذره

خب

عمارت جیانگ

زن و شوهر

هیچوقت از مرگ نمیترسن

یه جفت

هرگز فنا ناپذیران رو تحسین نمیکنن

داداش جیانگ

هر چی اون به تو میده

منم میتونم بهت بدم

یه روزی عشقمو درک میکنی

چرا اینجایی؟

اعلیحضرت کجان؟

از سر راهم برو کنار

دنبال جیانگ شو میگردم

داداش جیانگ اینجا نیست

این چیه؟

لباس عروس

لباس عروسمه

داداشم قبول کرده حکمی

رو برای ازدواجم با جیانگ شو صادر کنه

به زودی قراره ازدواج کنم

حتی اگه همدیگه رو هم دوس داشته باشین

بازم تو ملکه ای و نباید

خوشبختی داداش جیانگ رو از بین ببری

هر اتفاقی هم که بیفته

مطمعنا از داداشم میخوام

ازدواجمو با داداش جیانگ تحقق ببخشه

دستیار وزیر جانگ

میدونم

تو عمارتتی

اولیاحضرت

چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟

یونگ یاو

مراقب خودت باش

متاسفم، اولیاحضرت

بیا بریم

اولیاحضرت

بانو یوجان چشه؟

از اینجا برو

اولیاحضرت

برو بیرون

چشم

درو ببند

و اصلا نزار کسی وارد شه

چشم

رونگ

اعلیحضرت

من واقعا خستمه

نمیدونم چطور با فردا و

پس فردا

و آینده رو به رو شم

اعلیحضرت

اعلیحضرت

قصر سیمینگ آتیش گرفته

قصر سیمینگ آتیش گرفته؟

اعلیحضرت اومده بودم ازتون سوال کنم چطور

شایعه های مربوط به خانواده فو رو تو پایتخت از بین ببرم

اما به محض ورود دیدم که قصر آتیش گرفته

زود باش

منو ببر اونجا

بله

اعلیحضرت

کی آتیش گرفت؟

چرا اتیش گرفت؟

متاسفم

همش تقصیر منه

بهم بگو چه اتفاقی افتاد

اولیاحضرت حتما از چیزی دلخور شده بودن

چون بعد از برگشتشون تموم خدمتکارا

رو مرخص کردن و حتی نزدیک ترین خدمتکارشون

چینگ گه رو

رو هم نپذیرفتن

ایشون فقط در رو بستن

فکر میکردیم میخوان

یه مدت تنها باشن واسه همین از آشپز

همایونی خواستیم براشون

حریره و سوپ درست کنه

....ولی توقع نداشتیم که

منظورت اینه که

اولیاحضرت هنوزم اون توعه؟

همش تقصیر منه

همش تقصیر منه - یه کاری کن -

برو ملکه رو نجات بده

زودباش

قصر سیمینگ

زود باش

زود باش

کی آتیشو روشن کرده؟

ملکه کجاست؟

اولیاحضرت همه افراد رو مرخص کردن

و هر مزاحمتی رو ممنوع کردن

چی؟

جن جن

چرا امروز با این عجله ازم

خواستی به دیدن اعلیحضرت برم؟

چه اتفاقی افتاده؟

داداش جیانگ

تو هم میخوای من خوشحال باشم

مگه نه؟

حتما همینطوره

فرار کنین! آتیش! فرار کنین

آتیش

چرا وحشت زده ای؟

آقا

قصر سیمینگ آتیش گرفته

قصر سیمینگ؟

....خب

اولیاحضرت کجان؟

میگن هنوزم تو قصره

دنبالم بیا

جن جن

تو خودتو اینجا قایم کن

داداش جیانگ

نرو

منو تنها نزار

الان اینجا همه چی قاطی پاطی شده

تو دختر خانواده چای هستی

اگه ببینن

که با اعلیحضرت تو قصر ملاقات داشتی

اون صاحب منصب هایی که مخالف ورودت به پایتخت بودن

از این فرصت استفاده میکنن تا بازداشتت کنن

و واسه اعلیحضرت دردسر درست کنن

پس بیا از اینجا بریم

اونوقت

نمیتونن منو پیدا کنن

نه

باید به قصر سیمینگ برم تا جین جان رو پیدا کنم

هیچکی اینجا نیست

همینجا منتظرم بمون

داداش جیانگ

نرو

من میترسم

اولیاحضرت رو ندیدی؟

میگن هنوزم داخلن

اعلیحضرت کجان؟

نمیدونم

فرمانده لی

اولیاحضرت رو ندیدی؟

خودم انجامش بدم

فرمانده نرو اونجا جلومو نگیر

باید جین جان رو نجات بدم - فرمانده -

فرمانده، نرو اونجا

جین جان

جلومو نگیر

نرو اونجا

همه چی حاضره؟

حاضره

تو راه به کسی برنخوردی؟

اعلیحضرت

خیلی مراقب بودم

و هیچکی متوجه من نشد

الان هیچکی اینجا نیست

جسد رو محفیانه ببر تو

اگه لو برید

هیچ کدومتون زنده نمیمونید

چشم

زودباش

اعلیحضرت جین جان رو کشته

و حتی از آتیش استفاده کرده تا جسدشو نابود کنه

یوجان

یوجان

یوجان

خبرای بد

میگن

قصر سیمینگ آتیش گرفته

و الان جین جان گمشده

چی؟

چرا بدون دلیل آتیش گرفته؟

جین جان گمشده

و من هنوزم منتظر اطلاعات بیشتری از قصرم

کجا میری؟

به قصر میرم

قصر سیمینگ

اعلیحضرت تشریف آوردن

عمه

بزار گذشته ها تو گذشته بمونه

دیگه مزاحم

ملکه نشو

سرورم

فکر کنم

جسدشون بدجور سوخته و نابود شده

بهتره

نبینیدش

واقعا؟

جین جان

جین جان

جین جان

جین جان

جین جان

چطور ممکنه همچین چیزی رخ بده؟

اعلیحضرت

چرا قصر سیمینگ آتیش گرفت؟

کی آتیشو روشن کرده؟

بانو یوجان

لطفا تو تالار وینگ استراحت کنید

نه

از اینجا نمیرم

بزار نگاه کنم

باور نمیکنم

ولم کن

جین جان

ولم کن

جین جان

ولم کن

باور نمیکنم

ولم کن

جین جان

چینگ گه

بهم بگو

امشب چه اتفاقی افتاد؟

نمیدونم

امروز یهو اولیا حضرت عصبانی شدن

و همه رو از قصر بیرون کردن

بعدش

قصر سیمینگ

آتیش گرفت

همه افراد

مرخص شده بودن؟

بهم بگو

جین جان نمرده

درسته؟

نه

جین جان

واقعا مرده

محاله

خودم شخصا جسدشو دیدم

اون

واقعا مرده

ولی چرا مرد؟

بهم بگو

چرا خوب مراقبش نبودی؟

یوجان

به من گوش بده

یوجان

فو جین جان مرده

و خواهرش خیلی ناراحته

راسشتو بهش

بگم؟

نه

خستمه

اینجا امن نیست

فورا باید از اینجا بریم

کجا میبریم؟

اعلیحضرت قبلا ترتیبشو دادن

اولیاحضرت، فقط دنبال من بیاین

اعلیحضرت ازم خواستن شما رو از پایتخت ببرم

ولی با بابام و خواهرم خدافظی نکردم

علاوه بر این

باید جیانگ شو رو پیدا کنم

جیانگ شو رو بیار اینجا

اینجا منتظرتم

باشه

بیا اول بریم اونجا

بعدا میرم جیانگ شو رو پیدا میکنم

و اون اونجا بهتون

ملحق میشه

روح، اونجا یه روحه

خب

جین جان؟

چه شده؟

مگه ندیدی که من

قصر سیمینگ رو آتیش زدم؟

اونا فکر میکنن مرده م

عمدا آتیش سوزی راه انداختی

تا تحت پوشش آتیش فرار کنی؟

دربارش چی فکر میکنی؟

فکر میکنی

حقه خیلی خوبیه؟

از وقتی این راهرو مخفی رو کشف کردم

به اندازه کافی مراقب بودم

تا به کس دیگه ای

درباره ش چیزی نگم

خل و چل

چه خل و چلی

علاوه بر این

یه آدم پوشالی رو تخت درست کردم

و لباسمو بهش پوشوندم

بر این باورم

که هنوزم

خاکسترهای انسان شکل رو تخت باشه

خاکستر های انسان شکل؟

همه جا هرج و مرجه

فکر کنم الان بتونم فرار کنم

....تو

تو میدونی الان داری چیکار میکنی؟

میدونی اگه قصر رو ترک کنی

و بیرون زنده

پیدات کنن

اونوقت کل خانواده ت

به جرم

فریب امپراتور

باید بمیرن؟

ساو خان

مخفیانه ملکه رو از پایتخت ببر

یادت باشه که خوب در طول راه

ازش مراقت کنی و هرگز نزاری

کسی بفهمه که ملکه هنوزم زنده ست

چشم

اعلیحضرت

من

برو

گو فو

برو یه جسد مونث پیدا کن

و زودی اونجا میبینمت

چشم

چرا میخوای منو بکشی؟

انتظار نداشتم مواظبم باشی

از کجا فهمیدی؟

همیشه رو روابطم با جیانگ شاو حساس بودی

هرگز ممکن نبود قبول کنی براش پیغام بفرستی

که اینجا بهم ملحق شه

واسه همین مطمعنا مشکوک بودی

داداش جیانگ

داداش جیانگ

جین جان

....جین جان واقعا

نه

چرا خودکشی کرد؟

بهم بگو

چرا خودکشی کرد؟

اولیاحضرت

....ایشون

جن جن

مشروب هم داری؟

آره

یکم برات میارم

بیا با هم بنوشیم

عمارت فو

آقا

بیا

یکم آب بخور

خوب مراقبش باش

اگه فرد مشکوکی دیدی

فورا بهم اطلاع بده

چشم

آقا، از خودتون پذیرایی کنید

ساو خان برنگشته

اعلیحضرت

ساو خان همیشه وفادار و قابل اعتماد بوده

اشتباهی مرتکب نمیشه

این ایده اولیاحضرت

واقعا خیلی عجیب غریبه

میگن خانواده فو

الان سخت غصه دارن

امیدوارم ساو خان بتونه جین جان

رو هر چه دورتر ببره

تا دردسر بیشتری درست نکنه

تموم مردم پایتخت

الان دارن درباره خانواده فو حرف میزنن

در آینده

وقتی همه چی آروم شد

بهشون حقیقت رو میگم

بانو یوجان

لن پی گفت کل روز هیچی نخوردی

این غذاها رو امتحان کن

دوستشون نداری؟

اگه دوس نداری

یه چیز دیگه درست میکنم

یا یه غذای دیگه برات میخرم

اشتها ندارم

ناراحت نباش

میدونم الان خیلی ناراحتی

منم عزیزامو از دست دادم

و درداتو میدونم

ولی

این درد ها

بتدریج ناپدید میشن

من خوبم

نگران من نباش

فقط نمیفهمم چرا جین جان

همچین کار احمقانه ای کرده

نباید اینکارو میکرد

منظورم اینه که

جین جان همیشه

خوش بین

روشن

و صاف و ساده بوده

....اون نمیکرد

شاید بخاطر حرف های اعلیحضرت

ناراحت شده

اعلیحضرت

خیلی عاشقته

اون روزی تو لو چنگ

همش چشمشون به شما بود

ولی

بهرحال اون امپراتوره

خیلی چیزا هست که ما ازشون خبر نداریم

بانو یوجان

اگه ایشون بخواد

باهاش ازدواج میکنی؟

اگه ممکنه

امیدوارم باهاش ازدواج نکنی

چرا؟

اون امپراتوره

هر کی تو اون موقعیت باشه

یه فرد دیگه میشه

ممکنه خیلی وحشتناک

و عجیب بشه

جن جن

درباره چی حرف میزنی؟

رازی چیزی میدونی؟

....من

اون شب

....من دیدم

بیا، پنکیک ها رو الان بخور

بعدش

با عجله به پایتخت میریم

نمیخوام بخورمش

امروز فرق داره

میگن چون قصر تازه آتیش گرفته

پایتخت شدیدا تحت بررسیه

اگه بعدا اینجا میرسیدیم

ممکن بود چیزی برای خوردن گیرمون نیاد

باشه

بیا

بگیرش

دختر

میخوای یه پنکیک بخوری؟

هیچ پولی ندارم

مهم نیست

بنظر میاد

روزهاست که غذایی نخوردی

مرسی

سخت نگیر

بیا بریم

بابا

آبجی

خیلی دلم واستون تنگ شده

میخوام بیام خونه

مترجم: آیدا

تیم ترجمه آسیامووی با افتخار تقدیم‌میکند asianmoviee.ir برای دانلود فیلم و سریال بیشتر به سایت مراجعه کنید

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.