All language subtitles for Legend.of.Two.Sisters.in.the.Chaos.EP19.AsianMovie.Chinalate.xyz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه آسیا مووی و چینولات تقدیم میکنم Asianmoviee.ir Chinolate.xyz

افسانه دو خواهر در هرج و مرج

قسمت 19

این نامه هایی که واسه فو پاپوش درست کردن که به دادرس شینگ ژو دستور داده

سرمایه تعمیر سد رو اختلاس کنه رو

تو نوشتی؟

بانو یوجان، من مجبور شدم

منو گرفتن و شکنجه م دادن

مجبور شدم طبق دستورشون بنویسمش

من، من واقعا نمیخواستم

برای شاهزاده وی و خانواده فو پاپوش درست کنم

پس کی گرفتت؟

نمیشناختمشون

رئیس یه هنرور نظامی بود

منو مجبور کرد نامه ها رو بنویسم و قصد داشت منو بکشه

اگه اینقدر باهوش نبودم که فرار کنم

اونوقت یه جایی

مرده و خاک شده بودم

گرچه، فرار کردم

ولی جرات ندارم به پایتخت برگردم

باید خودمو تو منطقه اپیدمی با این بهونه

که مبتلا شدم ، قایم میکردم

دستیار وزیر جانگ

بانو یوجان

التماستون میکنم

هیچوقت جا و مکانم رو به اون فرد لو ندید

وگرنه مطمعنا میمیرم

اینجا رو امضا کن

توقع نداشتم فو یوجان بتونه وانگ داشیان رو پیدا کنه

نه

وانگ داشیان باید بمیره

فورا دستور بده تا وانگ داشیان رو بکشن

چشم

اعلیحضرت

همین الان از نگهبانان سلطتنی یه پیغام دریافت کردم

بانو یوجان امروز صبح زود به

با دستیار وزیر جانگ به منطقه اپیدمی رفته

دوباره با جانگ یونگ یاو عه

گو فو

گروهی از نگهبانان سلطنتی برام آماده کن

به منطقه اپیدمی و قربانیان سر خواهم زد

چشم

شهادت نامه رو گرفتیم

بیا برگردیم تا به اعلیحضرت گزارش بدیم

بانو یوجان، بانو یوجان

هر چی میدونستم بهت گفتم

هنوزم یه لطفی ازت میخوام

آقای وانگ

لطفا از هر کدوم از این نامه ها یه کپی درست کن

باشه

بیا بریم

خانم

برو - برو -

اعلیحضرت یه پیغام ناراحت کننده رسیده

دنبالم بیاین

زود باشین

مچ پام پیچ خورده

یکم استراحت کن

باید فورا به فرمانداری برگردیم

باشه

یوجان

خانم

دستیار وزیر جانگ

دستیار وزیر جانگ، خوبی؟

عقب نشینی کنید

دستیار وزیر جانگ

برید بگیرشون

دستیار وزیر جانگ

فورا دستیار وزیر جانگ رو به دکتر ببر

یوجان

چه خبره؟

چی شده؟

صدمه دیدی؟

من خوبم

وانگ داشیان که این نامه های جعلی رو آماده کرده رو پیدا کردیم

وقتی با شاهد تو راه فرمانداری بودیم

چند تا آدم سیاه پوش یهویی

بیرون پریدن تا وانگ داشیان رو بکشن

دستیار وزیر جانگ صدمه دید تا منو نجات بده

نباید اینقدر خودتو سرزنش کنی

مطمعنا تموم تلاشمو میکنم تا دستیار وزیر جانگ رو درمان کنم

وانگ داشیان کجاست؟

اعلیحضرت

حتما وانگ داشیان تو این هرج و مرج در رفته

اون شاهد قطعی این پرونده ست

نباید بمیره

به نگهبانان سلطنتی دستور میدم تا تو شهر دنبالش بگردن

هرگز اجازه نمیدم

قاتل های ،صاحب منصبان

دولت فرار کنن

دکتر

دستیار وزیر جانگ الان چطوره؟

زخمش عمیقه

ولی خوشبختانه استخونش صدمه ندیده

لازمه که یه مدت استراحت کنه

وگرنه در آینده مشکل ساز میشه

مرسی، دکتر

دستیار وزیر جانگ

مرسی که امروز منو نجات دادی

جونمو بهت مدیونم

مشکلی نیست، یوجان

راستش، اینکارو کردم

فقط واسه اینکه از شاهد محافظت کنم

و پرونده رو حل کنم

فقط اینجوری میتونیم

عدالت رو در حق مردم شینگژو اجرا کنیم

تکون نخور

دستیار وزیر جانگ، شدیدا صدمه دیدی تشریفات رو فراموش کن

مرسی، اعلیحضرت

الان وقت اعلیحضرت و دستیار وزیر جانگه

من الان باید برم

میدونم چی شده

تو برای اینکه از شاهد محافظت کنی صدمه دیدی

اعلیحضرت

وانگ داشیان یه شاهد خیلی مهمه

اعتراف کرد که بهش دستور دادن

برای شاهزاده وی پاپوش درست کنه همونطور که به وو یانگ

دستور داده بودن تا بودجه رو برداره

اعلیحضرت

باید هر چه زودتر پیداش کنیم

سخت نگیر

از نگهبانان سلطنی خواستم تو شهر دنبالش بگردن

شینگ ژو تازه گرفتار سیل شده و الان کمبود دارو داره

واسه درمانت مناسب نیست

نگهبانان سلطنتی رو اعزام میکنم تا تورو بعد درمان اسکورت کنن

مرسی، اعلیحضرت

باید خوب استراحت کنی

و زود برگردی و برام کار کنی

خانم

وو یانگ، دادرس شینگ ژو

همین الان تو حیاطی که حبس شده بود خودکشی کرد

وانگ داشیان رو پیدا کردن؟

نگران نباش، خانم

اعلیحضرت به نگهبانان سلطنتی دستور دادن کل شهر رو دنبالش بگردن

مطمعنا پیداش میکنیم

وقتمون داره تموم میشه

اعلیحضرت فقط 5 روز بهمون مهلت دادن

تقریبا وقتش داره تموم میشه

خواهر

خواهر

یه دفتر حساب از وو یانگ گرفتم

چی؟

من و جیانگ شاو به خونه وو یانگ رفتیم

و فهمیدیم وو یانگ از پسرش خواسته

یه رشته شماره و جا و مکان رو حفظ کنه

برش گردوندیم

با توجه به اطلاعاتی که صاحب منصبان دستگیر شده لو دادن

فهمیدیم که کل مفاد رو تو یه

دفترچه حساب شرح داده

جیانگ شاو هنوزم داره دفاتر حساب باقی مونده رو بررسی میکنه

بعد بررسیش اونا رو به اعلیحضرت ارائه میدیم

با این دفاتر حسابی که در دست داریم

هیچکس جرات نداره که برای خانوادمون پاپوش درست کنه

اعلیحضرت

چند تا دفتر حساب وو یانگ رو پیدا کردم

دفتر حساب وو یانگ؟

وو یانگ تموم پول های غیر قانونی این سالهاش

و تموم افرادی که باهاش مرتبط بودن

رو تو این دفاتر حساب ثبت کرده

اون بعدش مخاطب اعداد رو ترکیب کرده

و از پسرش خواسته

تا حفظشون کنه

حتی خانم وو هم ازشون خبر نداره

جین جان و جیانگ شاو

تصادفا پیداش کردن

این دفاتر حساب و شهادت وانگ داشیان برای اثبات

بی گناهی خانواده فو کافیه

وزیر درآمد

مشاور وزارت کار

و وزیر جنگ یان چونگ

تعجبی نداره چرا یان چونگ اصرار داشت خودش شخصا

دونه های امداد سوانح رو اسکورت کنه

خاک بر سر این صاحب منصبان احمق

اعلیحضرت، آروم باشین

با این دفتر حساب هایی که در دست داریم

مطمعنا این صاحب منصبان فاسد رو از جا برمیچینیم

این دفتر حسابا خیلی مهمن

وگرنه، نمیفهمیدیم چطور

از شر این صاحب منصبان فاسد راحت شیم

بخاطر ظلم چند روز

پیشم متاسفم

اعلیحضرت، توضیح ندین

درک میکنم

شما امپراتورید

باید حتما مردم رو در اولویت قرار بدین

همچنین به من زمان و فرصت اینو

دادید که دفاتر حساب رو پیدا کنم

و بی گناهی خانوادمونو ثابت کنم

خیلی عالیه که تورو کنار خودم دارم

چینگ گه

چه نطری درباره ش داری؟

واقعا قشنگ بنظر میاد

ولی بهش عادت ندارم

پس این یکی

چینگ گه

اینو به جیانگ شاو برسون

یه دقیقه صبر کن

اینجوری به دستش برسون

چشم

فرمانده جیانگ

اولیاحضرت ازم خواستن این کتاب رو به شما تحویل بدم

داداش جیانگ

حالا دیگه میرم

باشه

داداش جیانگ

اون خدمتکاره اولیاحضرته؟

آره

جن جن

اون چیه؟

دسریه که امروز درست کردم

خیلی شیرینه. امتحانش کن

باشه

خوشمزه ست

این شیرینی خیلی خوشمزه ست

مقداری برای اعلیحضرت بردی؟

اعلیحضرت کلی از اینا داره

داداش جیانگ

بزار برات کمی آب بریزم

یکم آب بنوش - باشه -

ببخشید، داداش جیانگ

لباساتو عوض کن - باشه، عوضشون میکنم -

داداش جیانگ، من میرم

باشه

منظور جین جان چیه؟

فردا 7 تا 9 شب

دروازه شرقی فرمانداری

اولیاحضرت چطور جرات میکنه

یه دیدار مخفیانه با داداش جیانگ داشته باشه

نه. داداش جیانگ مال منه

داداش جیانگ

مرسی که امشب باهام به دیدن قبر والدینم اومدی

هفتمین روز بعد مرگشونه

بجای اعلیحضرت همراهیت کردم

اعلیحضرت خیلی بهت اهمیت میدن

تو و برادرت باید در آینده از هم حمایت کنید

جن جن، چته؟

من خوبم

شاید امروز زیادی گریه کردم

یکم خستمه

تو واقعا امروز خستته

برگرد و زود استراحت کن

داداش جیانگ

مرسی که کل روز رو با من بودی

چندین و چند بار بهت گفتم

باعث افتخار منه، چون من و تو خواهر برادریم

اولیاحضرت

جیانگ شاو عجب عوضی ایه

اولیاحضرت، چه خبره؟

فرمانده جیانگ چی شد؟ - درباره اون عوضی حرف نزن -

اولیاحضرت

تنهام بزار

قول دادی که ترکم نکنی

قول دادی

هرگز با دختر دیگه ای قرار نزاری

قولتو شکستی

عمارت شاهدخت

یان چونگ دستگیر شده

مگه وو یان نمرده؟

پس چرا یان چونگ دستگیر شده؟

ملکه و فو یوجان چند تا دفتر حساب

از وو یانگ تو خونه ش پیدا کردن

این دفاتر حساب یان چونگ رو لو داد

....اعلیحضرت - صبر کن -

دفتر حساب؟

وو یانگ چرا دفتر حساب داشت؟

چرا یان چونگ ازشون خبر نداشت؟

اعلیحضرت درخواست کردن تا یان چونگ رو بازداشت نگه داریم و منتظر دادگاه باشیم

اون کار امداد سوانح حالا دیگه تموم شده

اعلیحضرت از شینگ ژو رفتن

و به زودی به پایتخت میرسن

!چه احمق بی مصرفی

لعنتی

سرورم، لطفا آروم باشید

خوشبختانه، یان چونگ هرگز جرات نمیکنه شما رو لو بده سرورم

فقط تنهام بزار

چشم

لعنتی

جن جن، نمیتونی با من وارد قصر بشی

جیانگ شاو، اونو به تو میسپارم

لطفا خوب ازش مراقبت کن

کجا میریم؟

من ترتیبشو میدم. بشین

آدمای زیادی تو جینگ ژو مردن

این صاحب منصبان فاسد واقعا خیلی بی شرم ند - آره -

جن جن، چه خبره؟

ناراحتی؟

نمیخوای اینجا بمونی؟

چطوره محل زندگیتو عوض کنیم؟

غذاهاتون، لطفا

من هر جا میرم، تنها زندگی میکنم

خوبه

از غذاها خوشت نمیاد؟

این یکی رو امتحان کن

همچنین این یکی رو

داداش جیانگ

من میترسم

چه خبره؟

هیچ آشنایی

تو پایتخت ندارم

خیلی تنها

و وحشت زده م

آرزو دارم مثل قبلا

تو خونه باشم

گرچه فقیرانه بود

ولی همه فامیلام اونجا بودن

باشه

ناراحت نباش

داداش جیانگ

میشه پیش تو بمونم؟

....من

میتونم خدمتکارت شم

میتونم خونت رو برات تمیز کنم

قول میدم هیچ دردسری درست نکنم

منو میپذیری؟

تو خونه من بمونی؟

....من، خب

باشه، باشه

اگه واقعا دوس داری

میتونی ابتدا تو اتاق مهمان بمونی

ولی لازم نیست خونه مو تمیز کنی

چون مهمونی

باشه؟

مرسی، داداش جیانگ

باشه

پس میشه بیشتر بخوری؟

بیا

عمارت جیانگ

جن جن، یکم اونجا وایسا

تمیز کاری نکردم

و همه چی بهم ریخته ست

واسم مهم نیست

خیلی ساده و سخته

اینجا حس خوبی نخواهی داشت

امیدوارم واست مهم نباشه

داداش جیانگ

هر وقت با توعم

احساس میکنم تو خونه خودمم

هیچ آشنایی

تو پایتخت ندارم

و خیلی وحشت زده م

تو هنوزم برادرتو داری

بخاطر وضعیتش نمیتونه فورا

هویت تورو به رسمیت بشناسه

ولی خیلی بهت اهمیت میده

داداش جیانگ

بیا فراموشش کنیم، باشه؟

داداش جیانگ، بزار من انجامش بدم

تو مهمون منی، فقط استراحت کن

دیر وقته. برو بخواب

من میرم

وزیر جنگ یانگ چونگ

وزیر درآمد لیو شینگ

و مباشر وزارت کار جانگ ژائو با

دادرس شینگ ژو وو یانگ، همدست شدن

و مدیر نظامی وانگ که

بودجه های فرمانداری رو برای استفاده شخصی

تصاحب کرد

و منو فریب داد

جرم و گناهشون خیلی بزرگه

محکوم به

اینن که سرشون از تنشون جدا شه

مجازات به زودی اجرا میشه

شاهزاده وی فو یانشین بی گناهه

و عنوانش رو دوباره بدست میاره

اعلیحضرت

گرچه دفاتر حساب وو یانگ شامل فو یانشین نیست

نامه های بین فو یانشین و وو یانگ هنوزم هستن

من شخصا پیشنهاد میکنم تحقیقات دقیقی تو خانواده فو انجام بشه

منطقی بنظر میاد

گو فو

ارائه ش کن

این نامه ها درباره فساد منه

غیر ممکنه

.....اعلیحضرت، من

نگران نباش

این نامه ها رو

همون کسی نوشته که که دستخط شاهزاده وی رو بازنویسی کرده

اون دستخط تورو

هم کپی کرده

ولی میزان پولی که تو

دفاتر حساب وو یانگ ثبت شده

با میزان پول غیر قانونیه که تو جاهای متفاوت یافت شده تطابق داره

شکی توش داری؟

در اینصورت

هنوزم اعتراض داری؟

هیچ اعتراضی نیست

یونگ یاو

چرا اینقدر بد صدمه دیدی؟

نه

باید اعلیحضرت رو متقاعد کنم

تا تورو از همچین

پرونده خطرناکی دور نگهداره

نه بابا، شاهدخت

این کارو در خدمت اعلیحضرت انجام میدم

مسئله خطرناکی نیست

....ولی

بانو یوجان اومدن

شاهدخت

نیازی نیست

من میرم

لطفا خوب استراحت کن

بابت توجهتون ممنونم، شاهدخت

دستیار وزیر جانگ، حالت چطوره؟

اعلیحضرت اینقدر مهربونن که

هر روز یه دکتر همایونی رو برای تشخیص میفرستن

تقریبا خوب شدم

خدا رو شکر

دستیار وزیر جانگ حواست باشه داروهاتو مرتب بخوری

دستیار وزیر جانگ

راستش لازم نیست

رو نامزدیمون جدی باشی

اصلا - ...اگه -

یادت باشه

نامزدیمون همیشه

واسه من مهمه

تو هنوز کاملا خوب نشدی

نیاز به یه استراحت خوب داری

من میرم

عمارت جیانگ

صبح بخیر، داداش جیانگ

....جن جن، خب

همه اینا رو برای من آماده کردی؟

دقیقا

خیلی ممنون

ولی در آینده دیگه اینکارو نکن

ولی

آب رو آماده کردم

باشه، مرسی

در آینده دیگه اینکارو نکن

...من

شمشیرت، داداش جیانگ

مواظب جلو پات باش، داداش حیانگ

برگشتی

جن جن، چرا این همه غذا درست کردی؟

بهت گفتم

دیگه از این کارا نکنی

داداش جیانگ

بیا

بشین

توقع نداشتم آشپزی بلد باشی

از سوال به دوره

من از یه خانواده کشاورزم و

هیچ خدمتکاری تو خونه ندارم

اگه لازم باشه باید خودم برای خودم آشپزی کنم

پس منم امتحان میکنم

خیلی خوبه

توقع نداشتم مهارت آشپزیت به این عالی ای باشه

واقعا؟

پس بیشتر بخور

دفعه دیگه اونو هم اینجا میارم تا امتحانش کنه

داداش جیانگ

اون کیه؟

دارم درباره یه دردسر ساز حرف میزنم

هر روز دردسر درست میکنه و من نگرانشم

داداش جیانگ

از خودت پذیرایی کن

باشه

چرا

همشونو انجام دادی؟

چیزی نیست

معمولا به والدینم تو خونه تو لباس شستن کمکم میکنم

....تو

خدای من، در آینده اینکارو نکن

اگه اعلیحضرت خبردار شن

منو سرزنش میکنن

هیچ ربطی به اون نداره

باشه، بیا فراموشش کنیم

ولی تو اینجا یه مهمونی

به عنوان اومدنت به خونه

همین که برام آشپزی کنی کافیه

ولی در آینده

هرگز اینکارو دوباره انجام نده

داداش جیانگ

تو خیلی باهام خوبی

منم امیدوارم که باهات خوب باشم

بیا از هم حمایت کنیم، باشه؟

یا

با من به عنوان یه غریبه رفتار میکنی؟

اگه منو به عنوان یه غریبه در نظر گرفتی

مطمعنا این کارا رو انجام نمیدم

چرا گریه میکنی؟

....چرا

چرا گریه میکنی؟

بیا، بشین و گوش کن

جن جن، به من گوش کن

گرچه هویت خاصی داری

و اعلیحضرت اغلب نمیتونن به دیدنت بیان

ولی خیلی دلشون برات تنگ شده

ازم خواستن

باهات مثل خواهر واقعه ای خودم رفتار کنم

پس نظرت چیه؟

....من

فکر میکنم تو تنهایی

و امیدوارم یه جای زندگی برات پیدا کنم

ولی تو بی میلی

ولی اینجا مکان زندگی موقت واسته

راه حل نهایی نیست

جن جن، چرا دوباره داری گریه میکنی؟

منظوری نداشتم

احساس تاسف میکنم

مگه اینکه بهم اجازه بدی انجامش بدم

باشه

باشه، انجامش بده

انجامش بده

واقعا؟

چیکار میتونم براتون بکنم؟

دنبال جیانگ شاو میگردم

میشه بدونم شما کی هستید؟

من بزرگتر جیانگ شاو عم

تو کی هستی؟

....من

من جیانگ

جن جنم

من تازه به پایتخت اومدم

واسه همینم منو نمیشناسید، خانم

نام خانوادگی تو هم جیانگه؟

خانم، از این طرف لطفا

باشه

فکر میکردم

تو خواهر قسم خورده جیانگ شاویی

ولی واقعا چه تصادفی که

فامیلی خانوادگی تو هم جیانگه

از اون جهت که جیانگ شاو تورو به خونه آورده

پس قسمتت این بوده که اینجا باشی

داداش جیانگ از رو ترحم منو پذیرفته

جیانگ شاو مهربون ولی هوشیاره

شناسایی رابطه هاش با مردم دور و برش آسونه

اگه اجازه داده اینجا بمونی

نشون دهنده اینه که واقعا بهت اهمیت میده

راستی

مامانش زود مرده

به عنوان بزرگترش،یه سوال مخصوص ازت دارم

اهل کجایی؟

شینگ ژو

شینگ ژو؟

حین سفر امداد سوانحش اونجا

باهات آشنا شده؟

جیانگ شاو فقط یه نگهبانه

معتقدم که

حتما خیلی تلاش کرده

تا تورو از شینگ ژو به اینجا بیاره

دیگه کی تو خانوادته؟

والیدنم هر دو مردن

برادر هم داری؟

ببین، خانم جیانگ

این شیرینی ها مورد علاقه جیانگ شاو هستن

امروز واسه اون اینا رو اینجا آوردم

اگه جیانگ شاو الان خونه نیست

پس من میرم

خدافظ

عمارت جیانگ

جن جن

داداش جیانگ، بشین

خودت همه این خوراکی ها رو درست کردی؟

شیرین و خوشمزه ن

نه

یه بزرگتر اینا رو درست کرده و

مخصوصا برای تو فرستاده

بزرگتر؟

من بزرگتری ندارم

ادعا کرد بزرگرترته

و خیلی درباره ت میدونست

....واسه همینم من

یادم اومد

با شکوه لباس پوشیده بود

و حدود 40 سالش بود و خیلی خوشگل بود

اسمتو

بهش گفتی؟

گفتم فامیلیم جیانگه

و از شینگ ژو اومدم

چیز دیگه ای نگفتم

خدای من

میدونی اون کیه؟

کیه؟

شاهدخت همایونی، عمه اعلیحضرته

بلند شو

تقصیر منه

به جن جن درباره شاهدخت همایونی چیزی نگفتم

یه روزی دیر یا زود میرسید

نمیتونم یه عمر ازش پنهونش کنم

شاید چیز خوبی باشه

تا زودتر رو شه

من فقط میترسم شاهدخت همایونی

متوجه چیزی بشه چون همین حالاشم متوجه جن جن شده

ما باید اول دست به کار شیم

من اول به دیدنش میرم

اعلیحضرت شاهدخت همایونی دارن میان

لطفا بیا تو

چرا میخواستید منو ببینید

اعلیحضرت؟

چیز خاصی نیست

چون خیلی وقته ندیدمت

دلم برات تنگ شده

عمه

لطفا بشین

چند روز پیش پیغامی از لوچنگ دریافت شده

گفته شد که خونه خانواده چای

سوخته و تموم اعضاش مردن

نمیدونم درباره ش شنیدی یا نه

متاسفانه به طور کامل نسوخته

میگن خانم چای گمشده

عمه

واقعا خوب مطلعی

راستش امور خانواده چای یه ربطایی به شما داره اعلیحضرت

خانواده چای هیچ ربطی بمن ندارن

همونطور که من هیچ ارتباطی باهاشون ندارم

باشه

اخیرا دختری تو خونه فرمانده جیانگ پیدا کردم

و گمان میکنم خانم چای عه

معتقدم فردا بعد تحقیقات بیشتر

میتونم حقیقت رو دریابم

ولی کاملا مطمعنم که

اون خانم چای عه

چه حیف که اون اینقدر جوونه

که نمیدونه باباش

قبلا به بابات قول داده

وارد پایتخت نشه

بنظر میرسه

باید هر چه زودتر بهش بگم

و بهش یاداوری کنم که پایتخت

یه مکان منع شده براشه

عمه

منتظر نتایج تحقیقت هستم

اگه ثابت شد که اون خانم چای عه

مطمعنا از صاحب منصبان میخوام

که تصمیم بگیرن باهاش چیکار کنن

ساکت

آقا و خانم چای قبلا مردن

خانم چای درباره قول پدرش به پدرم چیزی نمیدونه

و قبلا وارد پایتخت شده

فکر میکنید چه طوری باید

با خانم چای رفتار شه؟

آقا و خانم چای قبلا مردن

و قولشون به امپراتور پیشین باید باطل شه

بنابراین خانم چای نباید جز نقض شوندگان قول تلقی شه

قول آقا و خانم چای به امپراتور پیشین

شامل تمام اعضای خانواده چای بجز

آقا و خانم چای هم میشه

خانم چای نقض کننده

حکم همایونی تلقی میشه

اعلیحضرت

امپراتور پیشین یه حکمی صادر کردن

تا ورود آقا و خانم چای به پایتخت ممنوع بشه

ولی اگه خانم چای قبلا ازدواج کرده باشه

و نام فامیلی شوهرش رو گرفته باشه

دیگه به عنوان عضوی از

خانواده چای تلقی نمیشه

موافقم

در این باره چه نظری داری خانم چای؟

لطفا ازدواج رو بهم اعطا کنید، اعلیحضرت

منظورت اینه که

با جیانگ شاو ازدواج میکنی؟

بله

درباره کس دیگه چی فکر میکنی؟

پسرای زیادی تو پایتختن

هر کس دیگه ای بخوای رو میتونی انتخاب کنی

نه

من فقط میخوام با جبانگ شاو ازدواج کنم

همیشه گفتی که واسم متاسف و ناراحتی

فقط بهم اجازه بده باهاش ازدواج کنم

و اونوقت من میبخشمت

باشه

اگه بخواد باهات ازدواج کنه

بلافاصله حکم صادر میکنم

باشه

من میرم و بهش میگم

باشه

جن جن

اعلیحضرت گفتن دنبال من میگردی

داداش جیانگ

خبر داری که من برای اینکه بتونم تو پایتخت

بمونم باید ازدواج کنم؟

تقصیر منه

باید زودتر درباره

دیدار شاهدخت همایونی بهت میگفتم

این مهم نیست

من بزودی ازدواج میکنم

فقط اینکه نمیدونم

آیا میتونی با من ازدواج کنی یا نه

....من

جن جن

درباره چی حرف میزنی؟

شوخیت گرفته؟

نمیخوای باهام ازدواج کنی؟

پس چرا اینقدر باهام خوب بودی؟

جن جن

من باهات خوبم چون تو

خواهر کوچیکتر اعلیحضرتی

و تو پایتخت تنهایی

ولی این دلیلی نمیتونه باشه

که ما با هم ازدواج کنیم

برای اینکه با کسی ازدواج کنی

باید

خیلی دوستش داشته باشی

خیلی دوستش داشته باشی

خیلی دوستش داشته باشی

من مطمعنا تورو

خیلی دوس دارم

ولی تو چی؟

من همین حالا هم عشقمو دارم

فامیلی خانوادگیش فو عه؟

تو قصره؟

جن جن اینقدر حرف مفت نزن

آره

یا نه

خودم هم

مطمعن نیستم

بهرحال، در آینده درباره ش

باهات حرف میزنم

چیزی که داشتم رو از دست دادم

هرگز نمیزارم این بار از دستم در بره

قصر سیمینگ

چای جن جن قراره ازدواج کنه؟

عالیه

مباشر سونگ همه ی پسرای نجیب زاده

تو پایتخت رو میشناسه

ازش بخواه یه لیست تهیه کنه و اونوقت من

شخصا خودم اونو به اعلیحضرت تحویل میدم

چشم

اعلیحضرت رسیدن

میدونی که جن جن قراره ازدواج کنه؟

تازه شنیدم خیلی براش خوشحالم

برنامه دارم از مباشر سونگ بخوام

....تا یه لیستی از همه ی

میخواد با جیانگ شاو ازدواج کنه

اعلیحضرتی، چه نظری دارین؟

ملکه من، تو چه نظری داری؟

فکر نمیکنم بهم بیان

راه حل بهتری داری؟

میرم باهاش حرف بزنم

اولیاحضرت

چه کاری میتونم براتون کنم

اولیاحضرت؟

تو عاشق جیانگ شاویی و میخوای باهاش ازدواج کنی؟

آره

اگه جیانگ شاو عاشقت نباشه چی؟

مطمعنا عاشقمه

عاشقته؟

باورم نمیشه شخصا اینو بگه

حتی اگه الان هم عاشقم نباشه

بتدریج وقتی با همیم

عاشقم میشه

از کجا میدونی رفته رفته عاشقت میشه؟

اگه هیچوقت عاشقت نشه چی؟

تو خوشحالی ولی اون باید

ازدواج کنه و با کسی که دوسش نداره بی شادی زندگی کنه

اونم واسه یه عمر

عاشقت نمیشه

اینجوری عشق رو معنی میکنی؟

این چیزیه که بین من و اونه

متعجبم با

چه هویتی

منو بخاطرش سرزنش میکنید، اولیاحضرت

مترجم:آیدا تیم ترجمه آسیا مووی asiamovee.xyz

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.