All language subtitles for Legend.of.Two.Sisters.in.the.Chaos.EP13.AsianMovie.Chinalate.xyz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه آسیا مووی و چینولات تقدیم میکنم Asianmoviee.ir Chinolate.xyz Hotaro:مترجم

♪ ابرها به دریا می افتند♪

♪ به ستاره های آسمان نگاه کن ♪

♪ ...مردم میگن وجود نور زیر دریا ♪

♪چیزی جز یه افسانه نیست ♪

♪ ...آرزوم اینه که ♪

♪ آسمون آبی رو لمس کنم ♪

♪اصلا باورم نمیشه که دریا خاکستر آسمونه ♪

♪ ...چون به چشم من♪

♪ تو اون نوری ♪

♪ ...توی ژرفای عمیق دریا هم ♪

♪ نمیتونی جلوم رو بگیری که به سمت تو ندوم ♪

♪ اشک ها تبدیل به شیشه میشوند ♪

♪ و یاسمن ها روی تمام زخم ها را میگیرند ♪

♪...چه کسی گفته ابرهای توی آسمان ♪

♪ نمیتوانند ستاره ها را درآغوش بگیرند؟ ♪

♪ ...بگذار دنیا معین کند ♪

♪ که یک تراژدی است یا یک معجزه ♪

♪ حتی اگر اشتباه باشد ♪

♪ همچنان یک غم اسرارآمیز بخوانش ♪

افسانه دو خواهر در هرج و مرج

قسمت سیزدهم

!جیانگ شاو

!جین جان

چرا اومدی اینجا؟

از کجا فهمیدی اینجام؟

تو بدون پول

کجا میتونستی رفته باشی؟

میخوام بدونم

بودن زیر آسمون

و خوابیدن تو هوای آزاد چجوریه

انگار میتونی ستاره ها رو بگیری

به نظرم بهتره دراز بکشم

مواظب باش سرما نخوری

اینجا دراز کشیدن خیلی حس خوبی میده

ماه امشب خیلی خوشگله

جین جان

سردته؟

جین جان

چه زود خوابش برد

چرا خواستید بیایم اینجا؟

میگن

برای دیدن اطراف

نباید فقط چشم داشت، گوش هم میشه داشت

زندگی هم همینطوره

وقتی نمیشه از یه راه بری

باید راه دیگه پیدا کنی

همیشه یه راهی هست

اعلی حضرت منظورتون چیه؟

شاید یه روز

دست در دست هم قدم بزنیم

یا توی جاده زندگی

اونقدر از هم دور بشیم

تا اینکه

برای هم غریبه بشیم

نه

بعضی راه ها

اونقدر باریک اند

که فقط یه نفر میتونه ازش رد بشه

اگه مسیر باریک شد

،درختا رو میبرم، دیوارا رو خراب میکنم کوه ها رو حفر میکنم و سنگ ها رو میشکنم

و مسیر رو باز میکنم

ولی نمیدونم چجوری باید

احساسمو بهت بفهمونم

ازدواج با جین جان اشتباه بود

سرنوشت غیرقابل تغییر نیست

چرا جرئت تغییر دادنشو نداری؟

ربطی به جرئت نداره

فقط دلم نمیخواد

نمیخوای؟

درسته

من و اعلی حضرت تو مشکلات باهم آشنا شدیم

من دلم رو دادم به شما

اگه اون ازدواجِ اشتباه نبود

الآن ملکتون بودم

و تا آخر عمر با پادشاه محبوبم

زندگی میکردم

پس چی نظرتو اینقدر عوض کرده؟

اون روز

وقتی که به هوش اومدم

فهمیدم که شما به اشتباه با جین جان ازدواج کردید

فکر کردم

به حد مرگ اذیت میشم

ولی نشدم

من خیلی ناراحت

و نا امید شده بودم

اما همون لحظه فهمیدم که

شاید

این سرنوشتیه که خدا برام درنظر گرفته

چرا توی زندگیم

فقط دنبال خوشبختی ام

،و باید محبت

عدالت و خویشاوندی ببینم؟

چرا نمیتونم خودم انتخاب کنم؟

،اگه میگی دوسم داری

چرا دنبال اون انتخابی؟

نمیدونم حسم به شما

چقدرش به خاطر منافعمه

و چقدرش واقعیه

من یه عشق پاک میخوام

ولی فقط اگه توی زندگیم

برای پیدا کردن عشق، همه چیزو رها کنم

به چیزی که میخوام میرسم

یو جان چرا اینقدر همه چیزو میپیچونی؟

اگه بین ما چیزی پیش بیاد

حالا چه علاقه باشه و چه مشاجره

احساست به منو

میتونی انکار کنی؟

باورم کن یو جان

ما با هم

میتونیم آینده درخشانی داشته باشیم

رونگ

این آویز یشم رو

مادرم بهم دادن و

از بچگیم همیشه پیشم بوده

بهم گفته بودن

باید بدمش

به کسی که دوسش دارم

امروز

میدمش به تو

ببخشید ولی نمیتونم قبولش کنم

واقعا نمیتونی؟

خیلی خب

این آویز یشم

تا ابد

مال تو خواهد موند

اگه نمیخوایش

به هیچ دردی نمیخوره

♪ ابرها به دریا می افتند♪

♪ به ستاره های آسمان نگاه کن ♪

♪ ...مردم میگن وجود نور زیر دریا ♪

♪چیزی جز یه افسانه نیست ♪

اگه از من خوشت نمیاد

چرا به این آویز یشم اهمیت میدی؟

♪ ...آرزوم اینه که ♪

♪ آسمون آبی رو لمس کنم ♪

مگه چشماتون

♪اصلا باورم نمیشه که دریا خاکستر آسمونه ♪

بیناییشو از دست نداده بود؟

♪ ...چون به چشم من♪

!سرم کلاه گذاشتی

!نه، یو جان- بگیرش-

♪ تو اون نوری ♪

♪ ...توی ژرفای عمیق دریا هم ♪

♪ نمیتونی جلوم رو بگیری که به سمت تو ندوم ♪

♪ اشک ها تبدیل به شیشه میشوند ♪

♪ و یاسمن ها روی تمام زخم ها را میگیرند ♪

♪...چه کسی گفته ابرهای توی آسمان ♪

♪ نمیتوانند ستاره ها را درآغوش بگیرند؟ ♪

♪ ...بگذار دنیا معین کند ♪

♪ که یک تراژدی است یا یک معجزه ♪

♪ حتی اگر اشتباه باشد ♪

♪ همچنان یک غم اسرارآمیز بخوانش ♪

جین جان

فکر کردم خوابت برده

چرا اومدی دنبالم؟

این وقت شب

داری قایمکی کجا میری؟

دارم یه چیزی برای یکی میبرم

که پول در بیارم

بانوی من

برو و بخواب

برو برو برو

باید توی

سختی و راحتیا شریک باشیم

پولمونم باید باهم خرج کنیم

منم میخوام پول دربیارم

گوش بده و برو بخواب

کی اونجاست؟

نزدیک زمان خاموشیه

زیاد اینجا نمونید

همین حالا از اینجا برید

نشون بده چی تو دستته؟

چند روز پیش، از عمارت فرمانده شهر چینگ

مرواریدِ شب دزدیده شد

بگیریدش

چرا میخواید

یه آدم بی گناه رو بگیرید؟

بانوی جوان

اون مروارید چند روزه دزدیده شده

چیزی که توی دست اون بود

دقیقا شبیه اون چیزیه که دزدیده شده

برای همین باید بگیریمش

بگیریدش

باید یه اشتباهی شده باشه

دارید شخص اشتباهی رو میگیرید

اون امکان نداره دزد باشه

بانو لطفا مزاحم کارمون نشید

وگرنه شما رو هم میگیریم

منو بگیرید؟

بیا تلاشتو بکن

جین جان

بیاید بریم

ولم کنید

آروم باش

چرا هلم میدی؟

زانو بزن

ولم کن

جین جان

گوشاتو باز کن

ما دوتا بی گناهیم

و آدمای خوبی ایم

اشتباه گرفتنمون

اگه میگی که بیگناهی

پس ثابتش کن

چرا مرواریدِ شب تصادفا

پیش شماها بود؟

جناب چینگ

باید یه اشتباهی شده باشه

من چیزی درباره مرواریدِ شب نمیدونم

فقط یکی بهم اعتماد کرد

که این گوی رو بیارم اینجا

و پول بگیرم

جناب چینگ باور کنید

اگه باور نمیکنید

میتونم ببرمتون

تا اون شخص رو ببینید

چرند نگو

فکر میکنی گول میخورم؟

زانو بزنید

جناب چینگ فو

جناب ساو خوشحالم که میبینمتون

لطفا بفرمایید

نیازی نیست

یه چیزی هست که باید خصوصی

دربارش حرف بزنیم

خوب مواظبشون باشید

من و جناب ساو زود برمیگردیم

بیا اینجا

ساو هان چرا اینجاست؟

حتما میخواد منو برگردونه

بیا هر جور شده فرار کنیم

فقط یه محافظ اینجاست

احمق نباش

درسته که اینجا فقط یه نگهبان هست

اما

بیرون کلی نگهبان هست

چطور میتونیم بریم بیرون؟

تازه اگه فرار کنیم

ساو هان حتما به اعلی حضرت خبر میده

اومدنت با من

چه معنی ای میده؟

چی داری برای خودت میگی؟

این یه جور

باهم فرار کردنه؟

نیست؟

اینجوری دیگه هیچ راه برگشتی نداریا

توی سفری که با تو داشتم

تازه فهمیدم آزاد بودن یعنی چی

دوست دارم همیشه اینجوری زندگی کنم

اما راستشو بخوای

اگه

واقعا میخوای باهام بیای

میتونم بهت بگم تا ابد

یه زندگی شاد داری

واقعا ؟

قول بده

قول میدم

خب

حالا باید چیکار کنیم؟

یه فکری دارم

بگو میخوای

،با ساو هان خصوصی حرف بزنی

و وقتی حواسش نیست

بدزدش

اینجوری میتونیم فرار کنیم

فکر خیلی خوبی کردی

جناب ساو

لطفا این بانو رو

زحمت بکشید و به خونش برسونید

ممنونم قربان

ساو هان

میخوام یه چیزی بهت بگم

بانوی من شما هنوز یادتونه که ملکه اید؟

به دستور امپراطور اینجایی؟

اگه هنوز یادتونه که ملکه اید

بیشتر از این برای امپراطور دردسر درست نکنید

من دردسر درست نکردم

...من فقط

شما از قصر فرار کردید

تو پایتخت آشوب شده

اگه مقامات بفهمن چی شده

و خاندان فو رو مسئول بدونن

فکر کردید چجوری

خانوادتون نجات پیدا میکنن؟

من فقط یه چند روز اومدم خوش بگذرونم

چیزی نشده که

کسایی که افکار خوبی توی سرشون نیست اینطور فکر نمیکنن

امپراطور تازه به تخت نشستن

و قدرتشون تثبیت نشده

خیلی از مقامات هنوز باهاشون مخالف اند

اگه خاندان فو به خاطر شما سرزنش بشن

ممکنه امپراطور

نتونن از خاندان فو مواظبت کنن

منو تهدید نکن

بانوی من میخوام بهتون یه نصیحتی بکنم

امپراطور و بانو فوی ارشد برای پیدا کردن شما

ریسک کردن و خودشون رو یه زوج جا زدن

اگه نمیدونید چجوری مخفی بشید

حداقل هویتتون رو آشکار نکنید

وگرنه اعلی حضرت هیچجوره نمیتونن به مقامات

و مردم کشور توضیح بدن

ضمنا

اگه شایعه فرار شما با یه نگهبان پخش بشه

میدونید

چه عواقبی به دنبال داره؟

چه عواقبی داره؟

خودم مسئولیتشو به عهده میگیرم

و تاوان

کارامو میدم

اون وقت

تاوانشو

نمیتونید فقط شما

و جیانگ شاو بپردازید

ممکنه خون ده ها نفر از اعضای خاندان فو توی پایتخت ریخته بشه

تازه زندگی شاهزاده وِی هم در امان نیست

زندگی بانو فوی ارشد هم در امان نیست

ارتش تیان شیونگ هم

به دست کسایی که اهداف کثیفی دارن میوفته

حتی حکومت اعلی حضرت هم

در خطر قرار میگیره

چرا همه درگیرش اند؟

این فقط یه نصیحت از من بود

اما بانو خودشون باید

تصمیم نهایی رو بگیرن

انتخاب با شماست

چند لحظه بهش فکر کنید بانو

امشب با خیال راحت اینجا استراحت کنید

امپراطور و بانو فوی ارشد الآن توی شهر جاو اند

تا چند روز دیگه میرسونمتون اونجا

...درباره نگهبان جیانگ هم

اونو اذیتش نکنید

من فقط به امپراطور وفادارم

و هرچیزی که تهدیدشون کنه رو

به هر قیمتی که باشه

از بین میبرم

جرئتشو نداری

اگه شما جرئتشو دارید

منم جرئتشو دارم

اگه شما از مرگ نمیترسید

منم ازش نمیترسم

!ساو هان

بانوی من چیکار میتونم براتون بکنم؟

من میتونم رهاش کنم

اما برای آخرین بار میخوام ببینمش

قربان خواهشا به حرفم گوش کنید

من توی شهر جاو پولم تموم شد

و از یه دوست قدیمی خواستم کمک کنه پول دربیارم

...و اون کاری که

...بهم داد

جناب ساو، خوشحالم که دوباره میبینمتون

ولش کن

امر، امر شماست

جین جان

جیانگ شاو

فکر کردم ساو هان نمیذاره بیای

تو از ساو هان خواستی آزادم کنه؟

خیلی خب

بیا بریم

بیا

چیشده جین جان؟

از این در که بریم

میتونیم آزاد باشیم

کافیه

تا همین جا کافیه

من نمیتونم باهات بیام

جین جان

داری چی میگی؟

اینکه بهت گفتم باهات میام

فقط برای این بود که وقتمون رو پر کنم

خیلی جدی نگیرش

من باهات نمیام

یادت نره من کی ام

چه مقامی دارم

و از کدوم خانواده ام

اینا نمیذارن از این در رد بشم

جیانگ شاو

من تصمیم گرفتم

که برگردم

به همون جایی که ازش اومدم

رابطه من و تو

همینجا تموم میشه

و ادامه پیدا نمیکنه

نه

این چیزی نیست که تو میخوای

حتما ساو هان یه چیزی بهت گفته

اون ترسوندتت

بیا باهم بریم

بریم

از هم جداشون کنید

اطاعت

بریم

ولم کنید. ولم کنید

بکشیدش

وایسا

بذار بره

!بذار بره

مهمان خانه تای خه

ببخشید

فقط امیدوار بودم زمان متوقف بشه

و تو همچنان بهم اهمیت بدی

میدونید چقدر نگرانتون بودم؟

میدونم

خواهشا ببخشم

باشه؟

اینکه چشماتون خوب شده

خیلی برای کشورمون خوبه

الآن فهمیدم که

اون چیزایی که میگفتی

با چیزایی که تو فکر من بود

مثل هم بود

برای تایید حس آدما به زمان نیازه

منتظرت میمونم

اما امیدوارم

توهم منتظر من بمونی

بهت گفتم

سرنوشت رو تغییر میدم

توی زمان مناسب

جین جان رو طلاق میدم

و آزادش میکنم

و با تو ازدواج میکنم

سرورم

جناب ساو پیغام فرستادن

و گفتن ملکه رو پیدا کردن

اون الآن کجاست؟

جاو جو

باید سریع بریم اونجا

اطاعت

بانوی من امیدوارم فراموش نکرده باشید

که چه قولی به من دادید

فقط میخوام بدرقه اش کنم

اگه باورت نمیشه

میتونی همراهم بیای

فرمانداری جاو جو

جین جان

جین جان

تو نمیخوای

باهام بیای؟

خیلی خب

میبینمت

بانوی من

وقتشه بریم پیش اعلی حضرت

بانوی من قولی که دادید رو

هنوز به خاطر دارید؟

بهت قول دادم

فاصلمو با جیانگ شاو حفظ کنم

و باهات بیام پیش اعلی حضرت

تا جیانگ شاو سالم بمونه

هرجا که برید ملک اعلی حضرته

هر جا باشید پیداتون میکنن

هیچکسی نیست

که بتونه ازشون فرار کنه

!هی

!هی

!هی

!هی

!یو جان

!یو جان

بگیریدشون

برید

بریم

بریم

بد نیست

دوتا گروگان به درد بخور

این بار پول کلونی در انتظارمونه

درست برخورد کنید

و از آدماتون بخواید بهای آزادیتونو بدن

اگه پول ندارید

آدمای ما

میتونن بفروشنتون

خیالت راحت باشه

اگه پول میخوای

اونقدری که میخوای رو

بهت میدیم

خوبه. پولدارید

درسته

ما پول داریم

ما از پایتخت اومدیم تا آشناهامون توی جاو جو رو ببینیم

یکی از اشراف جاو جو

بانو جین

خاله ی همسرم اند

درسته

عزیزم؟

درسته

بانو جین اشراف زاده خاله ی منه

اگه براش نامه بنویسم

...بهای آزادی من

و همسرمو میدن

خاندان جین؟

...خاندان جین همون

توی جاو جو فقط یه خاندان جین هست

خاندان خیلی بزرگی اند

،اگه خاندان جین جرئت کنه به فرمانداری خبر بده

همینطور شما

زندتون نمیذاریم

ما میخوایم زنده بمونیم

حرفی نمیزنیم

هرچقدر پول بخواید

بهتون میدیم

برو یه قلم و کاغذ بیار

اطاعت

بنویس

خاله

من و شوهرمو دزدیدن

از طرف همسر خواهرزادتون

بفرما رئیس

من و شوهرمو دزدیدن. لطفا بهای آزادیمونو بفرستید

زود اینو برسون

اطاعت

همینجا بمونید

و مث بچه آدم آروم باشید

ببندیدشون

اطاعت

خوب مواظبشون باشید

نذارید هیچجوره فرار کنن

اطاعت رئیس

مواظبشون باشید

یو جان

نامه که به بانو جین رسید

حتما به فرمانداری جاو جو خبر میدن

و زود برای نجاتمون میان

نگران نباش

با اینکه برا نجاتمون میان

ولی خودمونم باید یه جوری بریم بیرون

اگه به خاطر من نبود

شما گیر این دزدها نمی افتادید

و زندانی نمیشدید

یو جان، اینکارو نکن

اینجوری آسیب میبینی

وایسا

داری چیکار میکنی؟

مثل آدم یه گوشه بشین

برادر بزرگ

من فقط تشنمه

تشنه؟ یکی از کاسه ها رو شکستی

خبری از آب نیست

آروم یه گوشه بشین

!سرورم

حالتون خوبه؟

خوبم

پشتتو بکن

چطوری؟

دستات درد میکنن؟

خوبم

بیا

خیالت راحت

سالم از اینجا میبرمت بیرون

بهتون اعتماد دارم

صدای چی بود؟

انگار از آشپزخونه بود

بریم یه نگاه بندازیم

بریم

بریم چک کنیم

فرار کردن

بیرون رد پا هست، بریم دنبالش

بریم

بریم

بریم

!زودباش بیا

زود میفهمن چی شده

چی شده؟

پام پیچ خورده

عیبی نداره، کولت میکنم

اگه منو کول کنید نمیتونید فرار کنید

اگه بهمون رسیدن

مجبور میشید ازم محافظت کنید

من جلوتون رو نمیگیرم

یه گوشه قایم میشم تا شما بیاید

نه، حتما وقتی برگشتن

بازم اینجا رو میگردن

پیدات میکنن

پیدام نمیکنن، شما باید برید

وقت نداریم ، زود باشید

برید

زود برمیگردم

از فرمانداری جاو جو اید؟

همین حالا یه نامه از خاندان جین گرفتیم

ببخشید که دیر رسیدیم

دنبالم بیاید

!زود

!زودتر

هیچکسی تو کوهستان نبود، گول خوردیم

چیکار کنیم؟

سربازا اون بیرونن

سربازا؟

!سربازا رسیدن

نزدیک نشید

ولش کنید

!برگردید

!زود

!برگردید

!برگردید

!برگردید

!برگردید

!برگردید

!برگردید

انتظار نداشتم

آدمات اینقدر زود برسن

خیلی دست کم گرفتمت

باید سرزنش بشم

راهو باز کن

منم اینو آزاد میکنم

وگرنه

میکشمش

و هممون اینجا میمیریم

اونو آزاد کن

منم قول میدم

همتون سالم از اینجا برید

برید

رئیس، شما چی؟

اول شماها برید

من خودم میام

باشه

بریم

بهم نزدیک نشو

آروم باش

!همین حالا برگرد، وگرنه میکشمش

هدف من نجات دادن اونه

اگه بعد از رفتن من بکشیش

حسابتو میرسم

!یا میری یا میکشمش

!وایسا

سربازا همه رفتن

حالا نوبت توئه که اونو آزاد کنی

آزادش کنم؟

وقتی بیوفتن دنبالم

چجوری میتونم سالم در برم؟

یا برو بیرون

یا بپر توی چاه

منم آزادش میکنم

اینجوری میدونم نمیگیریم

نه

!خفه شو

باشه

قبول میکنم

نه

توهم باید ثابت کنی

روی قولت میمونی

نه

نه

نه

نه

نه

نه

برو به جهنم

وایسا روی شونم

یو جان، وایسا روی شونه من

وایسا روی من یو جان

یو جان

اعلی حضرت

!اعلی حضرتو پیدا کنید

!کمک

!کمک

بانو

بانوی نباید برید اونجا

عمارت جین

!چرند نگو

از زمان رسیدن نامه رونگ ار

دو ساعت گذشته

باید شخصا برم اونجا

تا خیالم راحت بشه

اسبم کجاست؟

اسبمو بیارید

بانوی من

بیرون دروازه دیدن سربازا داشتن برمیگشتن

گمونم سالم برگشتن

خیلی خب، تو برگرد

بانو

!بانو

حالتون خوبه؟

بانو خوبید؟- خانم حالم خوبه؟-

شما خیلی عجولید

مشکلی نیست

بانو

اینجا درد میکنه؟

اونجا نه

پام درد میکنه

اینجا؟

آره آره

باید در رفته باشه

مشکلی نیست

من درمانش میکنم

تحملش کنید

نقاط طب سوزنی کون لون و شانگ چیو سرجاشونن

نقاط طب سوزنی تای بای و تای شی هم خوب اند

...نقاط طب سوزنی کون لون و شانگ چیو- کلمات جادویی جین شِن؟-

اینا کمات جادویی جین شن اند که میگی؟

فامیلیت جیانگه؟

تو پسر شون یینگی

بله

پسرم

بشین

بشین بشین

بذار خوب نگات کنم

تو خیلی شبیه شون یینگی

اما اگه اون مهارت

و کلمات جادویی جین شِن نبودن

اصلا نمیفهمیدم

تو پسر شون یینگی

هر وقت موقع اسب سواری آسیب میدیدم

همینجوری پام رو جا مینداخت

حالا که فکرشو میکنم

اون سال بدون خداحافظی

از خونم رفت

حتما همون وقت تو رو حامله بوده

مادرت خیلی با اراده بود

حدس میزنم

بعد از به دنیا اوردن تو

فامیلی خودشو روت گذاشته

اما چرا هیچوقت بهم نگفت

که تورو بارداره

و گذاشت و رفت؟

به هر حال من مثل خواهرش بودم

بانو

دلیلی که باعث شده مادرم

بدون گفتن چیزی برن

حتما چیزی بوده که نمیتونستن بگن

بیخیال مهم نیست. گذشته ها گذشته

بگو ببینم

مادرت

حالا حالش خوبه؟

الآن کجاست؟

مادرم

وقتی من پنج سالم بود

تو یه حادثه مردن

تو یه حادثه مرد؟

شون یینگ

شون یینگ الآن دیگه مرده؟

بانو خودتونو ناراحت نکنید

مطمئنم مادرم هم نمیخوان

شما با فهمیدن این ناراحت بشید

فراموشش کن

توی زندگی، جدایی و مرگ همیشه هست

پسرم

امروز که تو رو دیدم هم شادم و هم غمگین

منم خیلی خوشحالم که فهمیدم مادرم

دوستِ خوب شما بودن

اما خب

من اومدم اینجا که ازتون کمک بخوام

بانو

ممکنه این نشان یشم

ربطی به خاندان جین داشته باشه؟

این نشان خاندان جین ئه

اما

ما خیلی وقته دیگه

تو کار سنگای یشم نیستیم

احتمالا این

مال حدود بیست سال پیشه

بانو

این رو هم ببینید

جفتشون کار ما اند

کارامون قبل از ارسال نشونه گذاری میشدن

اما این یکی نشونه رو نداره

این یشم بی علامت

مال مادرمه

گفتن یه هدیه از پدرمه

اما مادرم هیچوقت نگفتن پدرم کی بوده

این تنها چیزیه که

از پدرم دارم

اخیرا، کاملا اتفاقی

اون یکی رو پیدا کردم

و دیدم شبیه یشم پدرمه

و کار خاندان جینه

برای همین حدس زدم یشم پدرم هم

کار شما باشه

شما میدونید

صاحب این یشم کیه؟

درست یادم نمیاد

مال خیلی وقت پیشه

تازه یشمای بی نشونه ای مثل این

قابل شناسایی نیستن

بانو یادتون نمیاد

مادرم با کی

در ارتباط بودن؟

خیلی از کمکتون ممنونم بانو

من دیگه باید برم

جیانگ شاو یه مدت دیگه

تو عمارت من بمون

خیلی ممنونم بانو

یسری کار هست که باید انجامشون بدم

خیلی خب

هرجور که خودت راحتی

خوی جو

به جای من جیانگ شاو رو بدرقه کن

اطاعت

انتظار نداشتم جیانگ شاو

پسر شوِ وی باشه

فرمانداری

طبیب، حالش چطوره؟

اعلی حضرت

ایشون ترسیدن

و آسیب دیدن

اما مشکلشون حاد نیست

با یکم سوپ آرام بخش

و دوروز استراحت خوب میشن

بیا، یکم ازش بخور

بیا

گردنت درد میکنه؟

گلوشون آسیب دیده

زیاد نمیتونن حرف بزنن

منو ببخش یو جان

نباید اونجا ولت میکردم

سرورم، این فرماندار حقیر سستی کرده

و باعث نا آرامی داخلی شده

و شما رو به خطر انداخته، خواهش میکنم مجازاتم کنید

همه راهزنایی که امروز دیدم رو

باید بگیری و توی زندان جاو جو حبسشون کنی

یکیشونم نباید در بره

اطاعت سرورم

یو جان

Hotaro:مترجم

♪ در زندگی دنیوی غرق شده ام ♪

♪ گل ها آتش فام شده اند ♪

♪ زیر جریان عمیق سکوت ♪

♪ عاشق شده ام اما ناگزیر از نابود شدنم ♪

♪ ملاقات در رویا به سرعت به پایان میرسد ♪

♪ کوه ها و دریاهای بیشمار پیش رو اند ♪

♪ از بهار تا زمستان ♪

♪ من عشق را بهتر میشناسم ♪

♪ در دام زندگی افتاده ام ♪

♪ میخواهم محافظت کنم ♪

♪ از این عشق زودگذر ♪

♪ برای چشمان خیس اشکت ♪

♪ تمام عاطفه ام را خرج میکنم ♪

♪ تمام چیزی که میخواهم ♪

♪ بودن با تو تا ابد است ♪

♪ دوباره تو را دیدم ♪

♪ چندسال است که از هم دورمانده ایم؟ ♪

♪ کوه ها و دریا ها شاهد عشقمان هستند ♪

♪ نمیگذارم بروی ♪

♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪

♪ برای چشمان خیس اشکت ♪

♪ تمام عاطفه ام را خرج میکنم ♪

♪ تمام چیزی که میخواهم ♪

♪ بودن با تو تا ابد است ♪

♪ دوباره تو را دیدم ♪

♪ چندسال است که از هم دورمانده ایم؟ ♪

♪ کوه ها و دریاها شاهد عشقمان هستند ♪

♪ نمیگذارم بروی ♪

♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪

♪ کوه ها و دریا ها شاهد عشقمان هستند ♪

♪ نمیگذارم بروی ♪

♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.