Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمه آسیا مووی و چینولات تقدیم میکنم Asianmoviee.ir Chinolate.xyz
مترجم : آناهیتا حکمت
افسانه دو خواهر در هرج و مرج
قسمت دوازده
هرکسی عاشقه یا به کسی حس نفرت داره باید این حس رو
بی ریا و رک و روراست بیان کنه
چرا انقدر پیچیدست؟
اینکار
واقعا کار سختیه
شما میتونی اینکار رو بکنی؟
من بقیه رو نمیدونم
اما درباره ی تو
مطمئنم
اما من نمیتونم
حداقل
الان نمیتونم
چه حسی داری
اگر همه ی در و پنجره های
این خونه
با چوب تخته بشن؟
هیچ نور خورشیدی
دیگه داخل نمیاد
در مقابل تاریکی درونی
این نور گذرا غیرقابل تحمل تره
من نمیتونم طمع کنم
گل
گل
جمعیت رو ببین فکر کنم امروز
کار و بار هتل ها سکه ست
حتما بخاطر
سفرت خسته ای
چطوره یه چیزی بخوریم؟
میرم ببینم مسافرخونه
اتاق داره یا نه
زود برگرد
اقا
دو بسته شیرینی به من بده
باشه
ممنون خانم جین
سال دیگه هم میایم
ممنون
هروقت دوست داشتین تشریف بیارین
اما لطفا قبل از اومدنتون
همچین هدیه ای به من ندین
هرکسی شایسته ی
امپراطور شدن نیست
تو پایتخت حسابی مراقب خودتون باشین
یادتون باشه
اگر کسی بهتون بد کرد
من همیشه پشت شمام
تازه
دختر
اگر بتونی عشق و نفرتت رو صادقانه ابراز کنی
تو زندگیت دیگه هیچ حسرت و پشیمونی ای نداری
خب رانگ
دیگه داره دیر میشه
برید
بریم
کافیه بفرمایید
نگران نباش
بفرما
پولشو بده
مگه این ربان چی داره؟
چرا همه میخوان بخرنش؟
دختر جان
حتما مال اینجا نیستی
ما تو ژاو یه درخت ارزو داریم
هرکسی میتونه ارزوش رو روی این کاغذ بنویسه
و به درخت گره بزنه
هرچی ربان بالا تر باشه
اون ارزو هم
زودتر براورده میشه
اما
درخت ارزو فقط یبار درسال کار میکنه
اون روز هم پس فرداست
یکی میخوای؟
تموم میشه ها
واقعا انقدر جادوییه؟
منم یکی میخوام
چنگ نندازین به همه میرسه
دستتون طوری شد عالیجناب؟
حتما بخاطر سفر طولانی خیلی خسته ای
جلوتر یه معبده
میریم اونجا استراحت میکنیم
هنوز نیم ساعتم از راه افتادنمون نگذشته
جین جان هنوز تو دینگ جوعه و پیدا نشده
من خسته نیستم نیاز به استراحت ندارم
حتی اگر خسته هم نباشی
اسب که خسته ست و استراحت میخواد
باشه یکم استراحت کنیم
وایسا
ارباب میشه بدونم تو این معبد
کدوم خدا ستایش میشه؟
این مجسمه ی
خدای عاشق هاست (کسی که زوج هارو بهم میرسونه )
خدای عاشق ها؟
برای ازدواج دعا میکنه؟
بله
نیومدین که دعا کنین؟
یوجان
ما نمیدونیم جین جان کجاست
من خیلی نگرانم بیاین به راهمون ادامه بدیم
مگه قرار نشد استراحت کنیم؟
پس از قصد این معبد رو
برای استراحت انتخاب کردین عالیجناب
چی؟
اگر اینجا بمونیم
مطمئنم که ارباب شروع به
پیشگویی کردن درباره ما میکنن
و بعدش؟
بعدش هم ما
ازدواج رو جذب میکنیم
و مطمئنن تو پیشگویی گفته میشه که ما
با وجود همه ی سختی ها پایان خوشی داریم
و بعدش؟
بعدشم حتما یکه میخورین
و میگین که تصادفی بوده
اگر اینطوریه پس نباید
همچین چیز جالبی رو از دست بدیم
ارباب
ما میخوایم بخت و اقبالمون رو بدونیم
اقا
با اینکه معبد سرشناسی نیستیم
اما باز هم قوانین خودمون رو داریم
ما فقط کسایی که
خلوص نیت دارند رو قبول میکنیم
هماهنگی خوبی نبود؟
بفرمایین اقا
اگر درست گفته باشی
حتما من از قبل
همه ی چوب بامبو هارو اینجا جمع کردم
تا بهترین پیشگویی بهمون برسه
اقا
داستان های گذشته رو از سرتون بیرون کنین
عشقتون اونی که مد نظرمه نیست
اقا
این بدترین پیشگوییه
شما در گذشته فکرای دیگه ای داشتید
و عشقتون هم به اینده نمیخوره
بانو و اقا
متاسفانه این پیشگویی اصلا
برای ازدواجتون خوب نیست
هنوزم فکر میکنی
من از قبل اینارو هماهنگ کردم؟
اگر بخوایم میتونیم
اینده رو عوض کنیم
ما از ژاژو رفتیم
دیگه لازم نیست تظاهر کنیم زن و شوهریم
بیاین همدیگه رو خواهر و برادر بدونیم
باشه
نیاز نیست از یه پیرزن بترسین
اینجا چیکار میکنین؟
من تصادفا ازین راه
برای برگشت از ژاژو اومدم
عالیجناب
میدونم نمیتونم بکشمتون
نمیخوام هم اینکارو بکنم
میشه بهم بگین
جسد سوزونده شده ی اربابم
کجاست؟
خواهش میکنم
فقط میخوام سنگ قبرش رو تمیز کنم
جسد لو چنگ فو خارج از جین چنگ
تو جنگل بامبو دفن شده
برو اونجا
و براش دعا کن
ممنون عالیجناب
ممنون عالیجناب
تو ...
آیی مرده
ارباب من دفن شده
من بالاخره میتونم
بهشون تو بهشت ملحق شم
خانم چن
نباید اینکارو بکنین
آیی جونش رو داد
تا ازت مراقبت کنه
بلند شو
مراقب باش
عالیجناب
عالیجناب
چرا نخوابیدی؟
چیزی میخوای بهم بگی؟
نه
فقط نتونستم بخوابم
یکم سرحال نیستم
داری دروغ میگی
یه چیزی ذهنت رو مشغول کرده
پس تو بگو چی داره تو سر و دلم میگذره
وقتی نزدیک شهرت میشیم
نمیتونی به خاطرات بچگیت فکر نکنی
اما همه چیز به کل عوض شده
اگر پدرت کنارت بود
اینطوری تو شهر
سرگردون نمیشدی
اگر پدرم کنارم بود
چه تغییری حاصل میشد؟
به هر حال همه اینا واسه گذشتس
راستش
هرچی به ژاژو نزدیک تر میشیم
من بیشتر ...
بیشتر میترسی درسته؟
میترسی خبری از پدرت بهت نرسه
نه
فقط میترسم
که حقیقت رو بفهمم
پدر من کیه؟
میخوام ببینمش
اما از دیدنش هم بیزارم
چرا اون من و مادرم رو ول کرد؟
هیچ پدری
بی دلیل دست از خانوادش نمیکشه
حتما پدر تو هم اونموقه
دلایل ناراحت کننده ای داشته
شاید
دکتر
چشمای برادرم چطورن؟
خداروشکر میکنم که چشماش رو
با اب بهاری شستین و
فورا اوردینش پیش دکتر
درست به موقه
اما مطمئن نیستم که بتونم به صورت کامل
گرده های زهر رو پاک کنم
روی چشم هاش مرهم میذارم و چند روزی
با پارچه ی مشکی میپوشونمشون
چند روز؟
ینی تو این چند روز
نمیتونه چیزی ببینه؟
این لطف خداست که به جای تمام عمرش
فقط همین چند روز رو باید
با نابینایی سر کنه
چشم ها عضو های حساسی هستن
در مقابل همچین زهر قوی ای
به این زودی خوب نمیشن
منظورتون اینه که
ممکنه کور بشم؟
مطمئن نیستم
اما همه ی سعیم رو میکنم که درمانت کنم
من میرم از کوهستان گیاه جمع کنم
تا برای فردا دارو درست کنم
ممنون دکتر
این مرغ سوخاری واقعا بوی خوبی داره
ینی بوی به این خوبی
نمیتونه اون رو بیدار کنه؟
جین جان کجاست؟
امروز تولدشه و من این مرغ رو
مخصوصا برای اون خریدم
چرا بدون اینکه به من بگه
ازینجا رفته؟
اقا
اون خانومی رو که
با من اومده بود دیدین؟
ایشون چند ساعت پیش
ازینجا رفتن
ازم ادرس درخت جادویی رو گرفتن
حتما رفتن پیش اون درخت تا ارزو کنن
امروز همون روزیه که درخت جادویی ما
ارزوی ادمارو حقیقی میکنه
درخت جادویی؟ - بله -
اقا
میشه ادرسشو به منم بدین؟
امیدوارم بتونم
جیانگ شائو
امیدوارم جیانگ شائو پدرش رو پیدا کنه
جین جان
چرا این وقت شب اومدی اینجا؟
میگن درخت جادویی یبار در سال کار میکنه
برای همین
یه ربان خریدم تا ارزو کنم
میگن هرچی بالاتر بتونی ارزوت رو بذاری
زودتر حقیقی میشه
برای همین منم میخوام تلاشمو کنم که بذارمش بالای درخت
پس بندازش
ارزوی بزرگیه
برای همین امیدوارم
که درخت جادویی ارزوم رو براورده کنه
فکر میکنی واقعا ارزو کردن پیش یه درخت
ارزوت رو حقیقی میکنه؟
خلوص نیت و باور هرکاری میکنه
چطوره با هم یه ارزو کنیم؟
بهتره به جای یه ارزو
دوتا ارزو کنیم
جین جان اینجا خلاف باده
بیا بریم اینور
که در جهت باده
باشه
بیا باهم ارزو کنیم
چشمات رو ببند
واقعا جواب میده
واقعا رفت بالای درخت
کارت عالی بود
چرا اومدی اینجا؟
برات مرغ خریدم
اما نتونستم
تو هتل پیدات کنم
برای همین از مسئول هتل پرسیدم
که کجا رفتی
برای من غذای خوشمزه خریدی؟
بیا بریم هتل
جین جان وایسا
امیدوارم جیانگ شائو پدرش رو پیدا کنه
چرا تو بارون
من رو اوردی کوهستان؟
یادت رفته امروز چه روزیه؟
چه روزیه؟
تولدته
تولد من؟
توقع نداشتم یادت بمونه
البته که میمونه
کوهنوردی
هدیه تولد منه؟
این کوهستان
چیز خاصی رو به یادت نمیاره؟
نمیدونستم منظره ی این کوهستان
شبیه اونیه که میخواستیم
باهم ازش بالا بریم
تا طلوع خورشید رو ببینیم
میشه این رو به جای
طلوع خورشید پایتخت قبول کنی؟
نه
اینا باهم
کلی فرق دارن
تو دفعه ی پیش زدی زیر قولت
قرار نیست که یه کوهستان دیگ گیر بیاری
منو ببری اونجا و طلوع خورشیدشو نشونم بدی
تا نشون بدی سر قولت هستی
باشه بابا
مطمئن باش که تو پایتخت هم
میبرمت به اون کوهستان
تا جبران کنم
باشه؟
جین جان
هنوز خیلی زوده
میخوای بریم یجا بارون خیسمون نکنه؟
باشه
بریم
کی بارون بند میاد؟
همش داره بارون میاد
میخواستم بیارمت اینجا
تا طلوع خورشید رو ببینی
عیبی نداره بابا
ببین
هنوز تا صبح
خیلی مونده
صبح که بشه بارون بند میاد
ما هم مطمئنا طلوع خورشید رو میبینیم
امیدوارم
سردته؟
یکم
بیا اینجا
دیدن طلوع خورشید
هدیه تولدمه؟
میخواستم بهت خوشگلترین منظره رو نشون بدم
منظره ی اینجا هم خیلی خوشگله
اما
نمیتونم طلوع خورشید رو نشونت بدم
چرا میتونی
ببین
ببین
اونجاست
خورشید داره طلوع میکنه
ببین
چقدر طلوع خورشید قشنگه
مگه نه؟
کجاست؟
اونجاست دیگه نمیتونی ببینی؟
اره
خیلی خوشگله
اونجارو ببین
خورشید داره از پشت قله میاد بیرون
اونجام همینطور
اونجا هم
ابر هارو ببین
من تا حالا همچین
منظره ی قشنگی ندیده بودم
خیلی خوشگله
طوری نیست
مراقب باش
مراقب باش
بذار من انجامش میدم
بیا
انقدر دست پا چلفتی ام؟
شاید فردا خوب بشی
اگر فردا و
پس فردا و تا همیشه کور موندم چی؟
راستش بیشتر بخاطر جوابت تو معبد ناراحتم
تا نابیناییم
تو واقعا
به پیشگویی اعتقاد داری؟
الان برات یه لگن اب میارم
پس باور داری
منو تنها بذار
اگر فکر میکنی
گذشته ی ما
فقط یه معاملست
میتونی بری
کاهان جین جان رو پیدا نکرده
برو بهش محلق شو
اینطوری سریع تر پیداش میکنین
تو چی؟
بالاخره یکی پیدا میشه مراقب من باشه
به کمک تو نیازی ندارم
اگر کس دیگه مراقبت باشه خیالم راحت نیست
نمیدونی دلم نمیخواد که پیش تو
دست پا چلفتی به نظر بیام؟
میشه یکم غرور برام بذاری؟
مراقب خودتون باشین عالیجناب
گفتم برو
نمیرم
شما مریضی
یه بیمار به مراقبت نیاز داره
هیچ ربطی هم به غرور نداره
میخوام خودم ازتون مراقبت کنم
جین جان
برو بالا استراحت کن
من پول اتاق رو میدم
باشه
خدافظ
اقا اتاق رو برای امروز هم میخوایم
اقا
این برای دوتا اتاق کافی نیست
خب
یه اتاق کافیه من امروز اینجا نمیمونم
باشه
اقا
برادر من اتفاقی قوری رو شکست
میشه تمیزش کنین و
یدونه جدید بفرستین؟
باشه الان میگم بیان تمیز کنن
برادر من حال خوشی ندارن
و نمیخوان کسی مزاحم بشه
انگار اینجا کسب و کار خیلی خوب نیست
من یه ایده ای دارم
میخوام کل طبقه دوم رو اجاره کنم
اینطوری میشه شما
دیگه مشتری قبول نکنین؟
خب
ایده ی خوبیه
اما یه مسافر خانوم طبقه دوم هست
من میرم و راضیشون میکنم
تا برن یه هتل دیگه
نمیدونم سرکله زدن باهاش راحت هست یا نه
شما برو باهاش حرف بزن
من منتظر میمونم
باشه
مراقب باشین
اقا
دوست من کجاست؟
رفتن
رفت؟
پول کافی نداشتن
برای همین پول
اتاق شمارو دادن
ولی نتونستن برای خودشون اتاق بگیرن
پول نداشت؟
دیدم که ازون سمت رفتن
چرا نمیرین دنبالش؟
منم پول اتاق رو
بهتون پس میدم
میخوای من ازینجا برم؟
نه
من نمیرم
میرم اون رو برمیگردونم
خانم
راستش
اینجا کسب و کار خیلی زیاد نیست
یه نفر اومده و
کل طبقه دوم رو اجاره کرده
برای همین میخواین من برم؟
نه نه نه
مهمان اون اتاق بیمارن
ببینین امروز
چندتا قوری شکسته
خشنه؟
من زودتر اومدم
هیچکس نمیتونه من رو بندازه بیرون
پول هم نمیتونین بهم بدین
میرم باهاش کنار میام
خانم
بذارین ببرمتون تو تخت تا استراحت کنین
چرا مسئول هتل نیومد؟
میگم براتون فرنی درست کنن
خواهره؟اینجا چیکار میکنه؟
خدای من حتما اومده من رو
بخاطر یواشکی رفتنم برگردونه
نه
پیدا کردن پدرش برای جیانگ شائو کار راحتی نیست
باید با اون برم ژاژو
خانم
درست به موقه اومدین
لطفا یکم فرنی درست کنین
و اب گرم بفرستین
باشه
نه
نمیتونم از راه پله برم پایین
اگر خواهرم من رو ببینه
با توجه به اخلاق بدی که داره
عمرا بذاره من برم
اینم وثیغه
دو روز دیگه
صبح هنگام ، صاحب بار تو جای تعیین شده پولتون رو میده
سخت نگیر
من عمرا همچین شغلی رو از دست نمیدم
جین جان چیشده؟
یه سری از پایتخت تو این مسافرخونه ان
دیگه نمیتونیم اینجا بمونیم
باید مراقب باشیم
چیشده؟
این راه رو مستقیم بریم
میرسیم به شهر ون
جایی که خونه ی سابقم بوده
خونه ی تو اونجاست؟
وقتی پنج سالم بود
با مادرم
اونجا زندگی میکردم
تو پنج سالگی
مادرم من رو فرستاد پیش عمو جو
و ازش خواست
که من رو ببره به کمپ نظامی
با اینکه
عضو رسمی اونجا نبودم
از باقی سرباز ها
هنرهای رزمی رو کامل یاد گرفتم
و
بعدش؟
مادرم همون روز که ازونجا رفت
یه اتفاقی براش افتاد
باورم نمیشه
میگن که
مادرم
موقه نجات دادن یه بچه
غرق میشه
خوشبختانه یه ادم خوش قلب
برای مادرم مراسم ختم میگیره
من اونموقه هیچی نمیدونستم
فکر میکردم سال بعدش وقتی برگردم
مادرم رو میبینم
اما
نمیدونستم
که از روزی که
مادرم رفت
یتیم شده بودم
جیانگ شائو
ناراحت نباش
ناراحت نیستم
همه ی اینا واسه خیلی وقت پیشه
غم و اندوه من
به طور تدریجی با گذر زمان از بین رفت
خونت هنوزم اونجاست؟
اره
همسایه حواسشون به اون خونه بوده
من هرسال میام
و میرم سر مزار مادرم
بیا بریم یه نگاهی بندازیم
نه
مادرم از دنیا رفته
و اون خونه خالیه
بهتره به راهمون ادامه بدیم
بیدار شدین عالیجناب
کل شب کنارم بودی؟
میدونم حتما بخاطر اینکه جین جان رو پیدا نکردی
خیلی نگرانی
لازم نیست وقتت رو اینجا هدر بدی
بعد از بهبودی شما میرم دنبالش
برو دنبال جین جان بگرد
من اینجا کار مهمتری دارم
کار مهم تر؟
تو داری
درباره من حرف میزنی؟
حالا که این رو ازت شنیدم
کور شدن ارزشش رو داشت
چه مضخرفات
هنوز خیلی زوده
بیشتر بخوابین
من گرسنمه
فرنی میخوام
باشه
گفتم پختن
امیدوارم شیرین باشه
و توش اسمانتوس داشته باشه
وقتی میخندی خیلی قشنگ تر میشی
منو که نمیتونین ببینین
اما میتونم صداتو بشنوم
امیدوارم دیگه هیچوقت مریض نشین
وقتی مریض میشین خیلی بچه میشین
خانم فرنی امادست
لطفا یکم گلابی و اسمانتوس هم
توی فرنی بریزین
چشم
میوه های شیرین و تازه
میوه ی شیرین
میوه های شیرین
ممنون
مراقب باشین
مراقب باشین
تکون نخورین
یه چیزی بخورین
بعد میبرمتون پیش دکتر
تکون نخورین
بشقاب اینجاست
بذارین کمک کنم
گوشت نداریم؟
نه
دکتر غذای سبک پیشنهاد داده
بفرما
بیشتر بخورین
جیانگ شائو
گرسنته؟
اینجایی
یه سوال دارم
چرا تو باید همچین غذایی
تو طول سفر همراهت داشته باشی؟
یه بی خانمان سنگم جلوش باشه میخوره
هرجا هم هوا خوب باشه میخوابه
خونه بدوشی اصلا کار راحتی نیست
همینکه تو راه غذا همراه ادم باشه
خیلی اتفاق خوش یمنیه
اگر زندگی انقدر سخته
چرا با خودت
غذای بهتر نمیاری؟
هیچ غذایی در مقایسه با این کیک
که یه سال تاریخ انقضا داره دووم زیادی نداره
ینی اگر در اینده باهات خونه بدوش زندگی کنم
ازم میخوای همش ازینا بخورم؟
سخت نگیر
برات غذای خوب هم میخرم بابا
تبریک میگم
چشم های برادرتون
نشونه های بهبودی نشون میدن
چرا حس میکنم خیلی باد کردن؟
درسته
حتما قبل از بهبودی
مواد سمی بیرون اومدن
وقتی از طریق پوست میان بیرون
باعث پف و تورم چشم میشن
اما این نشونه ی بهبودیه
خیالم با حرفاتون راحت شد
دیروز از روی کوه
یکم گیاه دارویی جمع کردم
و امروز اونارو میذارم روی چشماتون
یکم سوپ های دارویی هم تجویز میکنم
سوپ هارو طبق دستور پخت من بپزین
اینطوری طی چند روز چشما خوب میشن
ممنون دکتر
الان حالتون چطوره؟
وقتی بچه بودم پدر مادرم رو از دست دادم
و همش اینور اونور سرگردون بودم
اما توام الان میخوای
بخاطر من
همچین زندگی ای داشته باشی
من واقعا خیلی خوش شانسم
من تو زندگی
هرچی که دارم
به پات میریزم
من میخوام کنار تو
هم بدی هارو بچشم هم خوبی ها
به هر حال
من چه توی خوبی چه بدی
کنار تو میمونم
چه بوی خوبی
فرنی ماهیه (اه اه)
چیشد؟
مادرم عاشق پختن این غذا بود
برای همین
فرنی ماهی همیشه من رو
یاد مادرم میندازه
خیلی احساساتی شدم
یه فکری دارم
چطوره که ما
بریم تو روستا
و فرنی ماهی بخریم بخوریم؟
نمیریم تو روستا
چپ
چپ چپ
زود باش
دوباره رفت سمت راست
اوناهاش
خیلی سریعه
صداتو بیار پایین تر
ماهی هارو میترسونی
میشه یکم کلتو کار بندازی؟
یکی سمت راسته
خیلی دیوونه ای
تو ازم خواستی ماهی بگیرم
تا برام فرنی درست کنی
فرنی ای که تو روستا میفروختن
مزه ی فرنی مادرت رو نمیده
برای همین خواستم
خودم برات بپزم
فکر کنم پخته
بچش
مراقب باش داغه
یکم بی نمکه
بی نمک؟
یکم بیشتر نمک بزن
میتونی بیشتر بزنی؟
بذار بخورم
هنوزم بی نمکه
بازم؟
الان کافیه
دقیقا همون مزه ست
دستت درد نکنه
خیلی حیف شد
که توش بامبو نداره ( یا خدا )
مادرم همیشه توش بامبو میزد
واقعا متاسفم
این نزدیکی ها جنگل بامبو نیست
اما
نمیدونستم
که انقدر نمک لازممون میشه
تو نمیخوای
امتحانش کنی؟
خیلی شوره
جیانگ شائو چطور جرات کردی منو گول بزنی
من اینکارو نکردم - گولم زدی -
بخدا گولت نزدم - بیتربیت -
بابا به جون خودم گول نزدم - چطور جرات میکنی -
من اینکارو نکردم
من گولت نزدم شلوغ نکن باشه؟
جین جان من گولت نزدم
فرنی های مادرم دقیقا همین مزه رو میدادن
داری دروغ میگی
هیچکس فرنی ماهی رو انقدر شور درست نمیکنه
چون تو خانواده ثروتمندی بدنیا اومدی نمیدونی من چی میگم
اما مادرم اینطور درست میکرد
مادرم
تو خانواده فقیری بزرگ شد
برای همین
به این مزه ها عادت کرده بود
فقط غذای شور
میتونه کل خانواده رو سیر کنه
کسی که همچین غذایی بخوره
نیروی کشاورزی کردن رو داره
خب
حتی وقتی خانوادم بعده ها وضعشون بهتر شد
مادرم باز هم
فرنی ماهی رو شور درست میکرد
منم همیشه بهش میگفتم
که خیلی
خوشمزست
نمیخواستم ناراحت بشه
بالاخره
به این مزه عادت کردم
توقع نداشتم
که انقدر زندگی تلخی داشته باشی
غذای شیرین دوست داری؟
من هنوز ابنبات دارم
بیا یه چیز شیرین بخور
اینطوری دیگه تلخی رو احساس نمیکنی
نه
من الان ناراحت نیستم
فراموشش کن
من همیشه کنارت میمونم
و باهات خوب رفتار میکنم
باشه
عالیجناب
بذارین بازم براتون نارنگی پوست بگیرم
نارنگی از کجا گیر اوردی؟
یکی تو خیابون میفروخت
دیدم تازست
یکم خریدم
خیلی شیرینه
خودتم بخور
یوجان
من بیشتر میخوام
بازم؟
رییس
اقا
ما دوتا اتاق میخوایم
باشه ازین سمت
برو بالا
با این اقا حساب کتاب میکنم
اقا
دو تا اتاق میخوایم
دو تا اتاق
ازین سمت
سلام اقا
اقا
این پول برای
دو تا اتاق کافی نیست
نه من دوتا اتاق نمیخوام
یکی کافیه
اقا
خانم - دوست من کجاست؟ -
اون برای یه اتاق
پول داد؟
بله
آسیا مووی با افتخار تقدیم میکند
http://AsianMoviee.ir
مترجم : آناهیتا حکمت
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.