All language subtitles for Legend.of.Two.Sisters.in.the.Chaos.EP09.AsianMovie.Chinalate.xyz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه آسیا مووی و چینولات تقدیم میکند AsianMoviee.ir Chinolate.xyz Hotaro:مترجم

♪ ابرها به دریا می افتند♪

♪ به ستاره های آسمان نگاه کن ♪

♪ ...مردم میگن وجود نور زیر دریا ♪

♪چیزی جز یه افسانه نیست ♪

♪ ...آرزوم اینه که ♪

♪ آسمون آبی رو لمس کنم ♪

♪اصلا باورم نمیشه که دریا خاکستر آسمونه ♪

♪ ...چون به چشم من♪

♪ تو اون نوری ♪

♪ ...توی ژرفای عمیق دریا هم ♪

♪ نمیتونی جلوم رو بگیری که به سمت تو ندوم ♪

♪ اشک ها تبدیل به شیشه میشوند ♪

♪ و یاسمن ها روی تمام زخم ها را میگیرند ♪

♪...چه کسی گفته ابرهای توی آسمان ♪

♪ نمیتوانند ستاره ها را درآغوش بگیرند؟ ♪

♪ ...بگذار دنیا معین کند ♪

♪ که یک تراژدی است یا یک معجزه ♪

♪ حتی اگر اشتباه باشد ♪

♪ همچنان یک غم اسرارآمیز بخوانش ♪

افسانه دو خواهر در هرج و مرج

قسمت هفتم

آقای لو

آقای لو

بریم

آقی لو

ببخشید

ازتون یه درخواست داریم

!عالی بود

خیلی باحال بود

اومدید

آره اومدیم

کجاستش؟

کجاست؟

داستانش طولانیه

مواظب باش

مواظب باش

بدو

بیا بریم

کی ازتون خواسته بیاید؟

مشکلی نداره نخوای بیایم تو

ولی حداقل مثل آدم بگو

آخه اینکارا دیگه چیه؟

آقای لو، مارو ببخشید

ببخشید

چیکار میکنی؟

چرا ازش عذرخواهی میکنی؟

بیا بریم

بهت گفته بودم این استادا

اخلاقای خاصی دارن

ولی تو گوش ندادی و رفتی تو

گفتی جذابیتت همه چیزو حل میکنه

کمرم گرفته

یکم برام ماساژش بده

پشتتو ماساژ بدم؟

دستم داره میشکنه، چجوری ماساژت بدم؟

اون مردک

خیلی بداخلاقه

هر وقت تونستم

یه درس حسابی بهش میدم

صداتو بیار پایین، خب؟

ممکنه شاهزاده جین ببینتمون

بهتره بریم

خیلی عجیب بود

اون نذاشت باهاش حرف بزنیم

ولی بازم بهش نیاز داریم

تا اون جعبه رو باز کنیم

خیلی عصبانی ام

بیخیال بهش فکر نکن

فروشگاه یون شن

اومدید

مواظب باش

درود به شما، آقا

من قبلا براتون یه نامه فرستادم

امروز اون چیز رو براتون اوردم

خیلی بهم لطف میکنید اگه

کمکم کنید

بشین

نشین

ممکنه تله داشته باشه

هی آقای لو

بهت هشدار میدم

نخواه با اون وسایل عجیبت

مسخرمون کنی

این آقا یه مهمون معمولی نیست

اون چهره ی یه امپراطورو داره

چرا اینکارو بکنم؟

چهره ی امپراطور؟

به چهره ی من یه نگاه بکن

من چهره ی یه

ژنرالو ندارم؟

تو؟

برو بیرون و بچرخ به چپ

اون جا یه پیشگوی کور هست

!تو

جین جان

حرف زدن کافیه

بیا عقب

اون یارو

یه استاد کاره؟

اصلا هم اینطور نبود

نتونست شیر رو باز کنه

اون یه استاد تقلبیه

استاد لو گفت شیر طلایی

یه کارِ خیلی خوبه

میتونه با زور

قفلشو باز کنه

،اما اگه چیز مهمی توش باشه

ممکنه کاملا خراب بشه

این حرکتمون هم بی فایده بود

شاهزاده جین

نباید زود ناامید بشید

همه چیز درست میشه

امیدوارم

فروشگاه یون شن

یه فکری به سرم زد

چه فکری داری؟

جین جان

روی تو حساب میکنیم

ولی باز تند نرو

آدمای شاهزاده وی و شاهزاده جین رو

فقط تو میتونی نجات بدی

حالا که بهم اعتماد داری

تموم تلاشمو میکنم

که هرکاری میتونم بکنم

جین جان

!تکون نخور- اسلحه هاتونو بندازید-

جین جان

بندازیدشون

میتونید تاوان آسیب دیدنشو بدید؟

بندازیدشون

جین جان

...من

جین جان

جین جان

به چه جرئتی منو زدی؟

!تو منو زدی! حتی پدرمم تاحالا نزدنم

!میخوام ازت انتقامشو بگیرم- وایسا-

حتی پدرمم جرئت زدنمو ندارن

من تو رو بیهوش کردم

اما تو همین حالا زدیم

حالا بی حسابیم

به این راحتیا هم نیست

هنوزم عصبانیم

بانوی من منظورتون چیه؟

اون یشم

باعث نگرانی همه مردممون بود

چطور میتونستم ببینم ماردم

محکوم به اعدام میشه؟

خیلی خب

ما که نمیتونیم مثل قهرمانا عمل کنیم

باید سود و زیانمون برابر باشه

من تورو زدم

تو هم منو زدی- درسته-

اما تو یه چیزی از من دزدیدی

نباید به جاش یه چیزی بهم بدی؟

...جین جان من اون یشمو

میدونم که برات مهمه

من آدم غیر منطقی ای نیستم

به جاش یه چیز دیگه بهم بده

چی میخوای؟

خودت میدونی

من واقعا با شاهزاده جین ازدواج نکردم

شاهزاده جین هم اونقدرا منو دوست نداره

آخه اون

عاشق یکی دیگه است

حالا شاهزاده جین میخواد چیکار کنه؟

راستشو بخوای

این ازدواج سوریه

اما همه قبولش کردن

پس منم باید قبولش کنم

شاهزاده جین با زنی که

دوسش داشته ازدواج نکرده و خیلی ناراحته

اون یه کیسه عطر رو زیر یه درخت تو باغ سلطنتی دفن کرده

اما متاسفانه دزدیدنش

کی میتونه از باغ سلطنتی چیزی بدزده؟

میخوای بگی

مادرم فکر کردن شاهزاده جین

،داره یه رازی رو مخفی میکنه

برای همین کیسه عطر رو دزدیدن؟

بذارش زمین

مادر

احمقانه اس

باز داری تو اتاق من چیکار میکنی؟

...این کیسه عطر

باید از نیاکان خاندان شوِ

که خیلی باهوش و موفق بودن یاد بگیری

کل روز سرگرم کیسه عطری که میخوای به یه دختر بدی

چه سودی برات داره؟

درست میگید

بگو ببینم

به کدوم دختری

میخوای با این کیسه ابراز احساسات کنی؟

...میخوام این کیسه عطرو

خیلی خب

نمیخواد بگی

نمیخوام بشنوم کیه

میتونی بری

جین جان

بده اش

انگار یکی

میخواد این کلیدو به دست بیاره

اما

این چی رو باز میکنه؟

بریم

فروشگاه یون شن

هوا خشکه. مواظب آتیش باشید

هوا خشکه. مواظب آتیش باشید

پس برای این اومدی

میخوام تورو هم بکشم

حمله کنید

بکشیدش

آقای لو

بریم

،تو خیلی احمقی

اما نمیخوام بمیری

!برگردید

کی اونجاس؟

برگردید

بریم

چی شده؟

بریم ببینیم

از این طرف رفتن

با دقت بگردید

من نباید بمیرم

ارباب جوان

منتظرم باشید

تا شما به تخت نشینید

نمیتونم آرامش خاطر داشته باشم

به جز شما هیچکس لیاقتشو نداره

که به تخت بشینه

عمارت شاهدخت سلطنتی

بانوی من

!عالیه

!عالیه

مهر یشم پشت تابلوی معبد اجدادی سلطنتیه

برو برش دار

عمارت شاهدخت سلطنتی

خوآی جین

یونگ یاو

شماها برید

اطاعت

برای چی اینجایی؟

دیشب تو شهر یه درگیری شده

یه سری کشته شدن

وزارت عدلیه درگیرشه

میخوام نگهبانامو بفرستم

کمکت کنن؟

نه ممنون

خودم

ازپسش برمیام

کارت خیلی با ارزشه

راستی خوآی جین

همین حالا رفتم پادگان

،سربازای گَشت گفتن

،دیشب موقع خاموشی

این وضع تو چندتا خیابون پیش اومده

وقتی دقت کردم

دیدم این خیابونم جزوش بوده

عمارت شاهدخت سلطنتی خیلی خاصه

به نیروهات بگو بیشتر مواظبش باشن

باورم نمیشه

ولی خیالت راحت

جرئتشو ندارن

که بیان اینجا

اومده بودی بهم هشدار بدی؟

فقط نگران بودم این اراذل و اوباش

به شاهدخت سلطنتی آسیب بزنن

فکرشم نکن

مشخصه که سنشون بالا رفته

چون انگار دیشب خیلی خوب خوابیدن

امروز صبح خیلی سرحال بیدار شدن

و برای ادای احترام به امپراطور فقید

رفتن به قصر فو نینگ

خیلی خب

خوآی جین

من دیگه میرم

بعدا میبینمت

بهت گفتم

اون کیسه یه نشان عشقه

که شاهزاده جین داده به خواهرم

فکر کردی احمقم و یه تقلبیشو واسم اوردی؟

!خیلی احمقانه بود

با هم دنبالش میگردیم

اینقدر داد نزن

خیلی عجیبه

اول جانگ یونگ یاو رو دیدم

حالاهم تو اومدی

جانگ یونگ یاو؟

اومده بود اینجا؟

چیکار داشت؟

یه چند نفر دیشب کشته شدن

تو خبر داشتی؟

افسرای وزارت عدلیه دارن روش کار میکنن

من و یونگ یاو دوستای خوبی هستیم

،نگران بود مادرم آسیب دیده باشن

اومده بود دیدنشون

اما مادرم رفتن قصر

که اینطور

برو اونجا

زودباش

برو

هیچی نیست

بریم

گوش کن

باید اون کیسه رو بهم بدی

باید

بگردی پیداش کنی

وگرنه من

بیا بیرون حرف بزنیم

چیشده؟

وقتی داشتم توی اتاق میگشتم

دستبند مهره ایم رو انداختم کنار بالش

میرم برش دارم و بیام

،اگه پیداش کنن

میفهمن یکی اونجا بوده

اونوقت به تو شک میکنن

همینجا وایسا

زودی برمیگردم

بانوی من، اون وزیر جانگه

میخواید برید سلام کنید؟

اه، بانوی من کجا دارید میرید؟

بانوی من، کیسه عطرتونو انداختید

براتون میارمش

بذار باشه

بانوی من

کیستون رو انداختید

آره این کیسه ی منه

خیلی ممنونم وزیر جانگ

راستش

،وقتی اون روز توی وزارت عدلیه دیدمتون

تازه فهمیدم

،که اون آقایی که اون روز کمکم کرد

،شما بودید

،معروفترین کارآگاه پایتخت، جانگ یونگ یاو

وزیر جانگ

لطف دارید بانوی من

اینکه امروز اتفاقی دیدمتون وزیر جانگ

خیلی خوشحالم کرد

اینکه خوشحالتون کردم

باعث افتخارمه

وزیر جانگ، درگیر کاری هستید؟

...میخواستم برم

...چیزی نیست. بانوی من میتونم

کاری براتون بکنم؟...

وزیر جانگ اگه سرتون شلوغه

میتونید برید

پس با اجازه رفع زحمت میکنم

یان ساو

فرمان شاهدخت سلطنتی

ایشون دارن به امپراطور فقید ادای احترام میکنن

کسی نمیتونه بره تو

درود به شاهدخت شو آن

وزیر جانگ چه تصادفی

درود به شاهدخت شو آن

بانو فوی ارشد

بانو فوی ارشد. چی کشوندتتون اینجا؟

من قول داده بودم

تا برای شاهدخت آن یه کیف گلدوزی شده بدوزم

چندروز پیش کارش رو تموم کردم

،امروز وقتشو پیدا کردم

و براشون اوردمش

چه تصادفی

من و یو جان از بچگی

دوستای خوبی بودیم

اون عاشق شطرنج بازی کردن بود

منم همیشه بهش میباختم

میگن شما توی بازی شطرنج نابغه اید

خواهشا امروز

به جای من شکستش بدید

باشه؟

...اما من

چیه؟

نمیخواید رقابت رو بپذیرید؟

،راستی

جناب جانگ چرا اینجایید؟

خیلی خب

اگه برای شاهدخت آن و بانو فوی ارشد

،مشکلی نداره

بدم نمیاد

یه امتحانی بکنم

لطفا

در رو ببند

!واقعا مهر یشمه

تبریک میگم بانوی من

مهر شاهدخت سلطنتی؟

چطور ممکنه تقلبی باشه؟

خالیه

از شیر تقلبی استفاده کردن

تا از کلید یه کپی بردارن

چطور چنین چیزی ممکنه؟

!تو واقعا احمقی

گولمون زدن

چطور اینکارو کردی؟

!منو مسخره کردید

!مسخرم کردید

راحت ازش نمیگذرم

جناب جانگ واقعا نابغه اند

از این حرکتا

میشه نقشه ی منو فهمید

دیگه به بن بست رسیدم

نفرمایید

ببخشید که ناراحتتون کردم

برادر یونگ یاو، تو خیلی باحالی

بازی رو به خاطر من بردی

وزیر جانگ

شما واقعا لایق تعریفایی که ازتون میشه هستید

پس شاهدخت آن و جناب جانگ

از قبل همو میشناسن

یه کار مهمی دارم که باید انجامش بدم

دیگه رفع زحمت میکنم

بانو فوی ارشد، منو ببخشید

منم میخوام برم خونه

چرا باهم نریم؟

خیلی خب

پس منم همراهیتون میکنم

نیازی نیست

به خودتون زحمت ندید بانوی من

بانو فوی ارشد

توی بازی هنوز

یه راه فرار بود

چرا شکست رو پذیرفتید؟

من و شما داریم باهم کار میکنیم

توی بازی هم نباید مقابل هم قرار بگیریم

اگه درست متوجه شده باشم

شما امروز به یه دلیلی

اومده بودید قصر

جناب جانگ

میتونم بهتون اعتماد کنم؟

هیچ قصد شخصی ای

توی قانون مجاز نیست

برای برقراری عدالت

باید استراتژی داشت

موقعیت وزیر عدلیه

مقام یه شخص غیر عادیه

جناب جانگ به خاطر هوش و شخصیتتون

تحسینتون میکنم

حق با شماست

من به خاطر شما اینجام

بانو فوی ارشد خیلی باهوش اند

پس میرم سر اصل مطلب

چرا شاهدخت سلطنتی

به قصر فونینگ اومدن؟

امپراطور فقید قبل از مرگشون ولیعهدی مشخص نکردن

مهر یشم هم گم شده

جناب جانگ باید عواقبشو بدونن

،اگه مهر یشم به دست شخص نادرستی بیوفته

آشوب به پا میشه

جناب جانگ از کجا

به شاهدخت سلطنتی مشکوک شدید؟

،توی صحنه ی قتل

یه پارچه ی خونی پیدا کردم

که مربوط به خاندان سلطنتی بود

سرنخم اون بود

پس جناب جانگ

عمدا لی خوآی جین رو آزمایش کردن

پس بانو فوی ارشد از لی خوآی جین شنیدن

که برای یه کاری اومدم قصر فو نینگ

برای همین باید میومدم

چون بازی شروع شده بود

نمیخواستم جناب جانگ

درگیر نتایج بازی بشن

،حتی اگه بپرسم هم

فکر نکنم بیشتر از این چیزی بهم بگید

من دنباله ی این مسئله رو نمیگیرم

میدونید برای چی؟

نه متاسفانه نمیدونم

،یادم به نتیجه ی جریان سکه های بزرگ افتاد

و اینکه در آخر امپراطور بهم چی گفتن

،اما اگه برای جلوگیری از یه توطئه باشه

بدم نمیاد کمکتون کنم

جناب جانگ خوشحال شدم که دیدمتون

من از یه شیر تقلبی به عنوان تله استفاده کردم

که طرح کلید رو پیدا کنم

و شاهدخت سلطنتی رو از عمارتش بیرون کنم

جین جان

بقیش به عده ی توئه

خیلی خب

تنهام بذارید

مزاحمم نشید

این دستگاها همه جا هستن

اگه بازم گیر افتادی

دیگه نجاتت نمیدم

...زیادی فکر میکنی، دیگه

این دیگه چیه؟

!بازم کن

زودباش

خیلی بامزه شدی

نخند کمکم کن

وایسا، وایسا

آقای لو آقای لو

ببخشید اون همیشه دردسر درست میکنه

لطفا آزادش کنید

آقای لو لطفا

آقای لو عصبانی نشید

!آقای لو

یه لحظه وایسا

کمکم کن ازش خلاص بشم

چیکار کنم؟

چه خبر شده؟

آقای لو

!آقای لو

!ولم کن

!پیرمرد

!خیلی بی چشم و رویی

!من زندگیتو نجات دادم

،اگه بتونیم مهر یشم رو پیدا کنیم

شاهزاده جین به تخت میشینه

،اگه تو بری توی قصر

اونوقت

ملکه میشی

اگه بهت بگم

ازش دست بکشی

قبول میکنی؟

اونوقت

خودم ازت مواظبت میکنم

حالا بهم قول میدی

که دیگه

دردسر درست نکنی؟

بهم قول میدی که

دیگه سرم داد نزنی؟

خیلی ذوق کردم که بهم قول دادی

اما

من حرفای تورو

باورشون ندارم

!خواهش میکنم

!تمومش کن

!دستمو ول کن

!خواهش میکنم

!باز شد

یه نقشه؟

چی توش نوشته؟

پدرم گفتن

باید طبق نقشه بگردیم و حکم

و مهر سلطنتی ای که برام گذاشتنو

پیدا کنیم

خیلی خوبه

زودی بریم دنبالش

عمارت شاهزاده جین

!عالیجناب

!اومدش

!عالیجناب

!عالیجناب

!عالیجناب. پیداش کردم

!عالیجناب

خوبه

!درود به اعلی حضرت

شما ها برام عزیزید. بلند شید

ممنونیم اعلی حضرت

سرورم

!تونستیم انجامش بدیم

تبریک میگیم اعلی حضرت تبریک میگیم بانو ملکه

تبریک میگیم اعلی حضرت

تبریک میگیم بانو ملکه

حکم سلطنتی

زانو بزنید

به خواست آسمانها، بدینوسیله امپراطور به تخت نشستند

امپراطور سابق درگذشتند

آسمانها و اجدادشان

ایشان را بیامرزند

،به خواست امپراطور فقید

با تاجگذاری امپراطور

وارد دوره جدیدی میشویم

سال دیگه، سال اول چونگ دِ میشه

به عنوان شروعی جدید، به همه عفو عمومی تعلق میگیره

از این پس بانو فو ملکه نام گرفته

و در کل کشور بدین نام خوانده میشوند

پادشاه و ملکه پاینده باشند

بلند شید

تارهاش خراب شده

بعضی چیزها

به سرنوشت بستگی داره، نه به آدما

بانوی من

مراسم تاجگذاری شاهزاده جین تموم شده

به نظرت قلمرو هنوز مال خاندان شوِ است؟

امپراطور فقید فامیلشو تغییر دادن

به شوِ

نه

تفاوت شوِ ی واقعی و جعلی

به ذات شخصه

تا وقتی من زنده ام

من به خاطر نیاکانم از قلمرو شوِ

با جونم محافظت میکنم

بانوی جوان

چینگ گه؟

هنوز بیداری؟

اعلی حضرت تشریف آوردند

اعلی حضرت

اعلی حضرت

چرا اومدید اینجا؟

اومدم کنار ملکه ام بخوابم

بخوابید؟

آره. کمکم کن لباسامو عوض کنم

وایسا وایسا وایسا. اعلی حضرت فکر کنم اشتباه شنیدم

میخواید اینجا بخوابید؟

این اتاق خواب منه

آره. درست میگی

ما که زن و شوهر واقعی نیستیم

بهمون دستور داده شده که ازدواج کنیم

ما باید باهم

جشن به تخت نشستنمو بگیریم

مگه یه زوج نیستیم؟

برای حسرت خوردن دیگه خیلی دیره

بهت هشدار میدم، به من دست نزن

ما باهم دیگه توافق کردیم

میبینم خیلی ترسیدی

امروز لقب ملکه رو گرفتی

طبق قوانین

شبا باید تو قصر تو بخوابم

اگه خوب باهم کنار نیایم

کشور دچار هرج و مرج میشه

و مقامات و مردم ناامید میشن

پس باید برای مردم نقش بازی کنیم

چرا زودتر بهم نگفتی؟ ترسیدم

حالا که اینطوره

امشب میتونی اونجا بخوابی

...از فردا

!اینجا تخت منه

پیشکار سونگ

بیا با پیشکار سونگ آشنا شو

تموم چیزای بزرگ و کوچیک قصر

تحت نظارت پیشکار سونگ انجام میشه

درود به شما پیشکار سونگ

اعلی حضرت رفتن بخوابن؟

بله

!پاشو

پاشو وگرنه جیغ میزنم

!پاشو

چیکار میکنی؟

امپراطور و ملکه جوان اند

حرفای زیادی برای گفتن دارن

خوبه که اینقدر باهم صمیمی اند

!برو اونجا بخواب

میخوای اونجا بخوابم؟

آره

اونجا جای خوابه؟

جین جان

...تو

بگیرش

شب بخیر

Hotaro:مترجم

♪ در زندگی دنیوی غرق شده ام ♪

♪ گل ها آتش فام شده اند ♪

♪ زیر جریان عمیق سکوت ♪

♪ عاشق شده ام اما ناگزیر از نابود شدنم ♪

♪ ملاقات در رویا به سرعت به پایان میرسد ♪

♪ کوه ها و دریاهای بیشمار پیش رو اند ♪

♪ از بهار تا زمستان ♪

♪ من عشق را بهتر میشناسم ♪

♪ در دام زندگی افتاده ام ♪

♪ میخواهم محافظت کنم ♪

♪ از این عشق زودگذر ♪

♪ برای چشمان خیس اشکت ♪

♪ تمام عاطفه ام را خرج میکنم ♪

♪ تمام چیزی که میخواهم ♪

♪ بودن با تو تا ابد است ♪

♪ دوباره تو را دیدم ♪

♪ چندسال است که از هم دورمانده ایم؟ ♪

♪ کوه ها و دریا ها شاهد عشقمان هستند ♪

♪ نمیگذارم بروی ♪

♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪

♪ برای چشمان خیس اشکت ♪

♪ تمام عاطفه ام را خرج میکنم ♪

♪ تمام چیزی که میخواهم ♪

♪ بودن با تو تا ابد است ♪

♪ دوباره تو را دیدم ♪

♪ چندسال است که از هم دورمانده ایم؟ ♪

♪ کوه ها و دریاها شاهد عشقمان هستند ♪

♪ نمیگذارم بروی ♪

♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪

♪ کوه ها و دریا ها شاهد عشقمان هستند ♪

♪ نمیگذارم بروی ♪

♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.