Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمه آسیا مووی و چینولات تقدیم میکنم Asianmoviee.ir Chinolate.xyz
مترجم : آناهیتا حکمت
افسانه دو خواهر در هرج و مرج
قسمت چهار
لو چنگ فو واقعا که یه مرده
اون فقط بخاطر هوسی که به تو داره
میخواد جلو تر از برنامه باهات ازدواج کنه
نمیدونم ارتش الان کجاست
اگر مراسم عروسی جلوتر از برنامه ریزیمون گرفته بشه
نقشه مون اصلا عملی نمیشه
نه
باید برم و همین الان اون رو بکشم
وایسا
نگران نباش
نمیتونم
تو فردا ازدواج میکنی
سخت نگیر
منم انتظار داشتم همینطور بشه
یه چاره در نظر گرفتم
داری به چی فکر میکنی؟
هیچی
بس کن
تا چند روز دیگه وقتی ماموریت جین چنگ
انجام شد
من باهات میام جنگل
به من دروغ نگو
تو موقع ادم دزدی
اون نشان چوبی رو گم کردی
ازونموقه تا الان
همش بخاطرش پریشون احوالی
اون اخرین چیزی بود
که از مادرم برام مونده بود
هرچقدر شده تلاش میکنیم
تا پیداش کنیم
اگر نتونستیم
من ـــ
من دستور میدم که ارتشمون بره و برات پیداش کنه
چی رو؟
تو
چطور جرات کردی فال گوش وایسی
انگار شما دوتا
خیلی باهم دیگه صمیمی هستین
نه - نه نه -
وقتتون رو اینطوری هدر ندین
برین استراحت کنین
برای کار پیشه رو اماده شین
بانو
بدنتون نمیتونه تحمل کنه
مهم نیست
بریز
فقط اینطوری
لو چنگ فو باور میکنه که
من عمدی زمان عروسی رو عقب ننداختم
لان پی
اب داغ بریز توش
آب رو ببرین
= نشان شاهزاده چنگ =
عالیجناب
این نشان شاهزاده چنگه
اگر کسی پیداتون نکرد
بهتره ازش استفاده کنین
بعد ازینکه ارتش رسید
من زود برمیگردم جین چنگ
بعدش
با یه عقاب براتون
پیغام میفرستم
ما مقدمات رو اماده میکنیم
و دروازه های شهر رو برای ارتش باز میکنیم
دکتر
حال بانوی من
چطوره؟
خیلی وضع خوبی ندارن
یکم مریض احوال و گیجن
اینا علائم
ناسازگاری با آب و هواست
علاوه بر اون
ایشون ضعیف هستن
به همین دلیل ممکنه تب کنن
اما
خیلی مشکل بزرگی نیست
یه سری دارو باید مصرف کنن
تا زود خوب بشن
بعد از مصرف دارو ها
بازم معاینه شون میکنم
اما فردا روز عروسی بانوی من هست
میشه لطفا یه سری
داروی تاثیرگذار تر بدین؟
یه سری داروهایی هستن
که موقتا به فرد بیمار انرژی میدن
اما با وجود ضعف بانو
میترسم عوارض جانبی داشته باشن
من پیشنهاد میکنم
که خوب استراحت کنن
تا بهبودی پیدا کنن
لان پی
رو حرف دکتر حرف نزن
من خودم
از وضعیت بدنم با خبرم
عروسی به تاخیر نمیفته
اون با همچین شرایطی باز هم
اصرار به ازدواج داره
بله
عالیجناب
من باید
یه چیزی بگم
بگو
عالیجناب
بانو یو جان سرماخوردگی شدیدی دارن
با شرایط اب و هوا ناسازگارن
و گلاب به روتون اسهال استفراغ هم دارن
متاسفانه ایشون نمیتونن شب عروسی
با شما وظایف همسری رو به جا بیارن
نمیتونن وظایف همسری رو به جا بیارن؟
درسته
برو و دستور من رو ابلاغ کن
حال بانو خوب نیست
برای همین مراسم عروسی باید
پنج
نه
سه روز عقب بیفته
بله عالیجناب
عالیجناب و ارتش
جلوی ورودی شهر هستن
وقتی عروس وارد اتاق عروسی شد
افرادمون که بین نگهبان ها هستن
دروازه های شهر رو باز میکنن
تا عالیجناب رو راهنمایی کنن
بیا فورا دست به کار بشیم
بانو
عالیجناب بی صبرانه منتظر جشن هستن
ایشون دستور دادن براتون غذا بیارم
تا احساس گرسنگی نکنین
ممنون
قبل ازینکه عروس وارد اتاق عروسی بشه
خوب بگردینش
حواست خیلی باید به نگهبان ها
و خدمتکارهاش باشه
یادت باشه
فقط بانو میتونن
وارد اتاق عروسی بشن
علاوه بر اون
براش یه مقدار شیرینی هم اماده کن
امروز روز عروسی ماست
امیدوارم کنترل رفتارش رو داشته باشه
بله سرورم
زی یوان
دیگه نمیتونم بخورم
عالیجناب شخصا اینارو براتون تدارک دیدن
بانوی من
عالیجناب رو نا امید نکنین
این اخرین تیکه ست
لطفا بخورین
بفرمایین
من بیرون منتظر میمونم
اگر کمک خواستین صدام بزنین
توقع نداشتم لو چنگ فو انقدر بهم شک داشته باشه
با اینکه میدونست ضعیف شدم
بازم تو غذا زهر ریخته بود
باعث افتخاره که اینجا میبینمتون
عالیجناب
بریم
چی؟
چه خبره؟
خدای من
برو عالیجناب رو پیدا کن
تو
هوانگ جیان
خواهر
خوبی؟
نه
بریم
من از قصد این گیره سر رو جا به جا کردم
بهش داروی بیهوشی زده بودم
الان نمیمیره
تو پنج کیلومتری شهر ، در جنگل بامبو ها
منتظر شاهزاده جین باش
لو چنگ فو کجاست؟
به پایتخت پیغام فرستادم و گفتم
عالیجناب لو چنگ فو رو به قتل رسوندن
و جین چنگ رو اشغال کردن
نقشت چیه؟
اگر بعد از بازگشت شما به پایتخت
سرکله ی لو چنگ فو پیدا بشه
فکر میکنین عالیجناب
چه واکنشی نشون بدن؟
فریب دادن امپراطور
جرم سبکی نیست
چطور جرات میکنی
تو داری من رو
با لو چنگ فو تهدید میکنی
نه
من فقط نمیخوام تو جین چنگ بمیرم
باید خوب بدونی که
باید بمیری
اگر من رو بکشین
شرط میبندم
که لو چنگ فو صحیح و سالم برمیگرده به پایتخت
لطفا این جرم رو
فریب دادن امپراطور در نظر بگیرین عالیجناب
من میتونم همین الان بکشمت
و بعدش دنبال لو چنگ فو بگردم
هزینش فقط
تلف کردن بیشتره وقته
لازم نیست انقدر ناراحت باشین
من شمارو کشوندم اینجا
تا باهاتون معامله کنم
معامله؟
بله
اگر جون من رو بهم ببخشین
خاندان فو باهاتون
همکاری میکنن
و بهتون ثروت و هرچی که بخواین میدن
چطور باید بهت اعتماد کنم؟
من میتونم همین الان بکشمت
و لو چنگ فو رو گیر بیارم
اینطوری با یه حرکت
همه ی ماموریت هام رو به پایان میرسونم
و وقتی برگردم
عالیجناب بهم
پاداش بزرگی میدن
مطمئنین که
حتما لو چنگ فو رو پیدا میکنین؟
اگر ماموریتتون شکست بخوره
حتی اگر عالیجناب سرزنشتون هم نکنن
حسابی ازتون نا امید میشن
به شایعات بین افسر ها
و تهدید ملکه ی سلطنتی فکر کنین
متاسفانه شما
تو شرایط پیچیده ای هستین
باید با دقت حساب ضرر و منفعتتون رو داشته باشین
من فقط میخوام زنده بمونم
و شما میخواین
ماموریتی که عالیجناب بهتون داده رو عملی کنین
حالا که جفتمون چاره ی خوبی داریم
چرا بیشتر بهش فکر نمیکنین؟
چه چاره ای؟
اگر من
هیچوقت به جین چنگ نیومده باشم
عالیجناب دیگه سرزنشتون نمیکنن
که چرا نتونستین کاری کنین
اما تو این سفر
ما همراهان زیادی داریم و
جای تو تغییر کرده
من
با افراد خودم کنار میام
اما کنار اومدن با افراد شما
به خودتون بستگی داره
تو خیلی خوب داری از من استفاده میکنی
باشه
حالا که ما
تفاوق به همکاری کردیم
بهم بگو لو چنگ فو کجاست
وقتی برگردین
خودتون میبیننش
گفته بودن که
بانو یو جان هوش و ذکاوت نمونه ای داره
امروز من
به این حرف رسیدم
عالیجناب
لطفا یادتون باشه
که خاندان فو و شما
باهم تو یه قایق هستن
= نقشه ی منقطه ای جین چنگ =
شاهزاده جین
هیچوقت من رو نا امید نکرده
من خیلی
خوشحالم
لی فانگ
دستور من رو ابلاغ کن
و بگو که از حالا شاهزاده جین فرماندار پایتخت هستن
تمام زیردستان و همیارانشون هم
پاداش میگیرن
بله عالیجناب
ازینهمه لطفتون
واقعا ممنون و مفتخرم پدر
اقای جو
بانوان
به افراد بگو این خبر رو پخش کنن که من
سرما خورده بودم و سه روز
در منزل تو رخت خواب بودم
جین جان از دست ادم ربا فرار کرده
و سفری که به جای من برای ازدواج میرفت
برگشته
بله
پدر
عروس اشتباهی دزدیده شد
اما من فکر نمیکردم مراسم عروسی به تاخیر بیفته
برای همین برای بانو یو جان یه جایگزین پیدا کردم
خوشبختانه لو چنگ فو هیچوقت بانو یوجان رو ندیده بود
و به هویتش شک نکرد
منظورت اینه که
تو نمیدونستی دختری که دزدیده شده فو جین جان بوده؟
نه نمیدونستم
وقتی برگشتم به پایتخت
فهمیدم که فو یو جان به علت سرماخوردگی
با درشکه ی عروسی نرفته بوده
و خاندان فو
دختر دومشون رو به عنوان جایگزین فرستاده بودن
چون پدرشون هیچ مشخصات
دقیقی ارائه نکرده بوده
من نمیخواستم باعث شم که خاندان فو ــــ
فراموشش کن
من همین الانش هم خیلی خوشحالم که
جین چنگ رو بدست اوردی
برو و استراحت کن
بله
پدر
عالیجناب
جائو آن برگشته
بیارش تو
بله عالیجناب
دیدن شما باعث افتخاره عالیجناب
من هویت شاهزاده رو پیدا کردم
اون جیانگ شائوست
ینی کسی که بانو فو جین جان رو تو مسیر
رفتن به مراسم ازدواج دزدید
اون با شاهزاده جین به پایتخت برگشته و الان هم
تو عمارت شاهزاده جین هست
جیانگ شائو
پسر من جیانگ شائوعه
عالیجناب
عالیجناب
از وقتی نشان چوبی رو گرفتم
من
شب ها بی خوابی کشیدم
و منتظر خبر های خوب تو بودم
چیه؟
انگار میخوای یه چیزی بگی
چیزی دیگه ای هست؟
من رفتم به جین چنگ
تا یواشکی از شاهزاده ی جوان محافظت کنم
اما تصادفا فهمیدم که یه سری از افسران
با لو چنگ فو همدست بودن
که بهش پیغام میرسوندن
من این سکه ی بزرگ رو از لو چنگ فو گرفتم
این همون سکه ی شانسی هستش که
شما تو جشن سالیانه بهش هدیه دادین
من شخصا این رو طراحی
و تولید کردم
فقط دوازده تا ازین وجود داره
توقع نداشتم که این سکه
اینطوری
به دست خودم برگرده
همدستی با دشمن
یک جرم نا بخشودنیه
دستور من رو ابلاغ کن
بگو که فردا تو دادگاه همه ی
سکه های شانس باید برسی بشن
بله یه چیز دیگه عالیجناب
من بانو یو جان رو در جین چنگ دیدم
جائو آن
شاهزاده جین
ماموریتشون رو به خوبی تموم نکردن
من
از تو خواستم که براش ماموریتش رو تموم کنی
عالیجناب
تو این مراسم ازدواج
مطمئنا یکی داشته یواشکی با دشمن همدستی میکرده
چرا به عالیجناب چیزی نگفتین؟
اونا هیچ مدرکی نداشتن
اما
اگر عالیجناب
دلجویی شمارو ببینن
من میترسم یوقت
مجبور شین همه چیز رو لاپوشونی کنین
کاهان
یادت باشه
هیچوقت سعی نکن ذهن امپراطور رو بخونی
بله
تو خیلی وقته که تو میدون مبارزه
کنار من بودی
میدونی چرا من
تورو به عنوان
افسر شهری در نظر گرفتم؟
چون لایق ژنرال بودن نیستم
اتفاقا برعکس
اما تو زیادی متکبری
باید یکم رو رفتارت و اعصابت کار کنی
ممنون از پیشنهادتون عالیجناب
تو این مقامی که هستی همه ی تلاشت رو بکن
و رو خودت کار کن
خیلی جالبه که این
گلدون بزرگ از زمرد درجه یک ساخته شده ( دوستان زمرد سفید هم داریم )
خیلی با ارزشه
اگر خوشت اومده
برای تو
میتونی هرچیزی که
ازش خوشت اومده رو
با خودت ببری
تو رفاقت ما
این چیزا
هیچ ارزشی ندارن
ممنون
جیانگ شائو
راستش رو بگو
تو این عمارت رو
دوست داری؟
اره
اگر دوسش داری
همینجا بمون
و فکر کن خونه ی خودته
من یه ادم سطح پایینم
عادت کردم به اینکه
خونه نداشته باشمش و زندگیم عادی باشه
لایق همچین جای بزرگی نیستم
من اسم کسایی رو که تو پیروزی
در جین چنگ عالی بودن رو یاد داشت کردم
اسم تو هم
تو لیست اون اسامی
یاد داشت شده
تو لقب
فرمانده ی رده هفتمی رو میگیری
ینی یه افسر رسمی؟
شوخی نکن
پدرم حتما به کسایی که تو بدست اوردن جین چانگ
بهترین همکاری رو کردن پاداش میده
هرکسی که تو سفر به جین چانگ بوده
پاداش میگیره بدون شک
من باید ازین فرصت
استفاده کنم و اسمت رو جز بهترین ها
یاد داشت کنم و این پست رو بهت بدم
تا بتونی اینجا بمونی
درست نیست که
کسی مثل من
برای حکومت کار کنه
چرا؟
اگر دوست داری اینجا بمونی
میتونیم باهم کار کنیم
و دستاورد های بزرگتری بدست بیاریم
حالا که اینطوره
تلاشم رو میکنم
اما من رو سرزنش نکن
اگر تو کارم خیلی خوب نبودم
من همین الانشم کلی خوشحالم
که تو همراه من بودی
عالیجناب
جین جان
تو همش نیم ساعت
بعد از برگشت رفتی
هیچ دختری
به پای شیطنت تو نمیرسه
خدمتکارا گفتن
یه نونوایی جدید باز شده
که شیرینی هاش حرف ندارن
منم میخواستم بریم امتحانشون کنیم
اگر میخواستی خب میگفتی خدمتکار ها برات بخرن
فقط وقتی داغه خوشمزست
خیلی کسل کنندست که بخوای
هر روز تو خونه بمونی
برین کنار
برین کنار
خواهر مراقب باش
برین کنار
مراقب باشین
نرو
برین کنار
نگهبان جائو
اینجا چیکار میکنی؟
برگرد
عالیجناب
این یه دستور از طرف عالیجنابه
میخواین سرپیچی کنین؟
شاهزاده جین حتی میخواستن جائو آن رو بکشن
جائو آن تغییر قیافه داده بود
شاید شاهزاده جین نشناخته بودنش
یا
تظاهر کردن که نشناختن
تو فکر میکنی شاهزاده جین
به حدی ظالم هست
که افراد من رو بکشه؟
من فکر کردم
اون به حد کافی عاقل شده
اما توقع نداشتم که
قلب مهربونش فقط برای خانم فو باشه
قلب مهربون چیز خوبی نیست
اما حداقل از خائن بودن بهتره
عالیجناب فردا سکه ی بزرگ رو برسی میکنن
اما تو گفتی سکه نیست
من درست ازش مراقبت نکردم
من رو باید سرزنش کنین
برای چی؟
مگه فایده ای داره؟
چه احمقی
برو سکه ی بزرگ رو پیدا کن
تا فردا به مشکل نخوریم
وقتی داشتن دستور رو صدور میکردن
عالیجناب گفتن
سکه ی بزرگی که جائو آن پیدا کرده
از لو چنگ فو گرفته شده
و این خودش یه مدرک برای همکاری با دشمن بوده
اما کی چیزی رو داده که میتونسته
هویت شمارو
برای لو چنگ فو فاش کنه؟
حتما کار کا یینگ بوده
بعد از شکست اوپین
تو کشتن شو رانگ
من کا یینگ رو مجبور کردم
که قایمکی با لو چنگ فو ارتباط برقرار کنه
و خانم فو و شو رانگ رو بفروشه
اون مشخصا
ازینکه هویتش رو کنم ترسیده
و سکه ی بزرگ رو دزدیده
تا من رو هم درگیر نگه داره
من
شاهزاده جین و بانو فو رو راهی کردم
تا جین چنگ گرفته بشه و لو چنگ فو کشته بشه
توقع نداشتم
که اینجا یه نفر
نقشه ی من رو
یواشکی به گوش لو چنگ فو برسونه
این ادم
کسی بوده که من بهش سکه ی شانس رو پاداش داده بودم
امروز عالیجناب همه ی شمارو جمع کردن اینجا
تا همه ی شما سکه شانسی رو که
تو جشن سالیانه هدیه گرفته بودین نشون بدین
و بی گناهی خودتون رو
اثبات کنین
بررسی کنین
شاهزاده جین
بله پدر
قبل ازینکه بیام اینجا
خودم شخصا بررسی کردم
اونموقه همراهم بود
الان چطور؟
نیست؟
مطمئن باشین من کسی نیستم که با دشمن همکاری کرده
اگر بهم اعتماد کنین
میدونین که یکی از سکه های سینی چوبی
برای من هست و نه هیچکس دیگه
منظورت اینه که
یه نفر اینجا
سکه ی شانس تورو دزدیده بوده؟
سکه ی من
یه شکاف بزرگ داره
لطفا دوباره بررسی کنین
پدر جان
بررسی کنین
بله
عالیجناب
هیچکدوم از سکه ها
شکافی روی خودشون ندارن
غیرممکنه
شاهزاده جین
بهونه ی دیگه ای هم دارین؟
من فقط میخوام بدونم
چرا پسر من
شاهزاده جین از لینگ یانگ
قایمکی با پنگ زه
همکاری کرده
پدر لطفا بهم اعتماد کنین
من هرگز با لو چنگ فو
همدستی نکردم
مدارک شواهد اینجان
چطور ازم میخوای بهت اعتماد کنم؟
بیاین اینجا
شاهزاده جین رو
برای محاکمه ببرین زندان
از جانگ یانگ یو ، رییس وزارت دادگستری
بخواین که بازجویی رو شروع کنه
بله
عمه
برادر من هرگز همچین کاری نمیکنه
شوآن
پدرت تصمیمش رو گرفته
بلند شین لطفا
سکه هارو بهشون برگردون
بله
عالیجناب
سکه های شانس رو به صاحبانشون
برگردونین
بانو
کی این اتفاق افتاد؟
همین الان
اونا هنوز تو دادگاه هستن
اما بیشتر افسران
باید بدونن
درشکه ی من رو اماده کن
کجا میرید بانو؟
اگر میخواین شاهزاده جین رو ببینین
امیدوارم بذارین برای یه روز دیگه
اگر شاهزاده جین تو زندان باشه
من با به ملاقات رفتنش
تمام شک هارو از خاندان فو پاک میکنم
یهو یاد یکی از پرونده های
ارتش خودمون افتادم
دوست دارم بدونم بازجویی های دادگستری چطور داره پیش میره
باید سوابق پرونده رو چک کنم
بانو یو جان
شاهزاده جین ــــ
ببخشید اما امروز وقت ندارم
اگر دادگستری سرشون به پرونده ی حیاتی ای شلوغه
من برای چک کردن سوابق پرونده یه روز دیگه میام
کا یینگ حتما
به توانایی های من پی برده
اگر من بخوام
اون نجات پیدا میکنه
اگر هم من بخوام
اون میمیره
عالیجناب
شاهزاده جین رو فرستادن زندان
و از جانگ یانگ یو خواستن بازجویی رو عهده بگیره
نمیدونم حقیقت رو پیدا میکنه یا نه
میگن جانگ خیلی با استعداده
اما با این حال بازم
یه جوون بی تجربست
جایی برای ترس نیست
تازه
من سکه ی کایینگ رو دارم
اگر بازجویی جانگ یانگ یو فراتر بره
فقط به کا یینگ شک خواهد کرد
من فقط میترسم
کایینگ تو دردسر بیفته
اون به حد مرگ
از بازجویی میترسه
حالا که جرات کرده بهم خیانت کنه
میفهمه که من
راه های مختلفی
برای مجازات کردنش دارم
هنوز هم میخوای شاهزاده جین رو نجات بدی؟
از وضعیت فعلیش با خبری؟
بله
اما این رو هم میدونم که
شاهزاده جین خیانتکار نیست
وقتی کار به خودی خود میشه بهتر بشه
کسی به یه مهره ی کمکی پیشنهاد کمک نمیده
اگر حالا که تو دردسره کمکش کنیم
شاهزاده جین این لطف خاندان فو رو
صد یا هزار برابر بیشتر
جبران میکنه
تو خیلی ساده ای
تو از کجا مطمئنی که شاهزاده جین
حتما از این دردسر خلاص میشه؟
بعد از بدست اوردن جین چنگ
عالیجناب شاهزاده رو فرماندار پایتخت کردن
دو لقب شاهزاده جین
و فرماندار پایتخت
نشونه ی ولیعهد شدنه
عالیجناب دارن علنا اعلام میکنن
که شاهزاده جین ولیعهد انتخابی خودشون هستن
این ولیعهد الان
توسط عالیجناب زندانی شده
یو جان
تو نباید خاندان فو
و ارتشمون رو به خطر بندازی
پدر
متوجه نیستین
الان اوضا چه طوریه؟
عالیجناب مریضن
و هنوز هم تصمیم گرفته نشده که کی جانشین میشه
خاندان فو ارتش قدرتمندی داره
که ولیعهد بهش شک داره
همه میخوان این دشمنی رو پاک کنن
اگر ما اشتباهی بکنیم
خاندان فو نابود میشه
عالیجناب بار ها کسایی رو فرستاده تا من رو بکشن
فقط چون میترسه که رفتار خاندان فو
نسبت به ولیعهد
تو تصمیمش اثر بذاره
پدر
اگر ما کاری نکنیم
خانواده فو به خطر بزرگی میفتن
تو خیلی برای اینکه بفهمی
اوضاع دقیقا چطوریه بی تجربه ای
پدر
نباید دست رو دست بذاریم
الان همه چی امنه اما تو خطریم
من بهتون ثابت میکنم
که شاهزاده جین
ولیعهد لینگ یانگ میشن
چطور میخوای ثابت کنی؟
بیگناهی شاهزاده جین رو اثبات میکنم
سخت نگیرین پدر
نمیذارم خانواده فو درگیر بشن
تو ...
میخوای سرنوشت خانواده فو رو به خطر بندازی؟
شاهزاده جین بی گناهه
تا زمانی که ما صاحب واقعی سکه ی بزرگ رو پیدا کنیم
شاهزاده جین هم بیگناهیش ثابت میشه
چون شاهزاده جین رو دوست داری
میخوای با استفاده از پدر نجاتش بدی؟
به نظر میرسه که خانواده فو دارن پیشرفت میکنن
اما حقیقت اینه که وضعیت سختی دارن
من نمیخوام بخاطر عشق
خانوادمون رو به خطر بندازم
فقط میخوام به پدر نشون بدم که انتخابم
به نفع خانواده فو عه
تازه
شاهزاده جین جون من رو نجات داد
من باید جبران کنم
اره جواب مهربونی رو با مهربونی بده
الان جیانگ شائو هم تو فکر اینه که یه طوری
شاهزاده جین رو نجات بده
اما اون نقش زیادی نداره
و نمیتونه کاری بکنه
یه راهی پیدا کن که دادگستری
دوباره سکه ی بزرگ رو بررسی کنه
ما حتما سرنخ پیدا میکنیم
عالیجناب از جانگ یانگ یو خواسته
که بازجویی رو به عهده بگیره
اون تو سن کمی
تو کار خودش بهترین شناخته شد
وقتی بیرون ازینجا کار میکرد
فقط تو چند سال
کلی پرونده رو حل کرد
اون هرچقدرم که پرونده پیچیده باشه
میتونه به حقیقت برسه
چند ماه پیش عالیجناب ازش خواست که بیاد پایتخت
و اون رو رییس وزارت دادگستری کرد
متاسفانه
من اون رو نمیشناسم و بدون دلیل نمیتونم ببینمش
این اسم
خیلی برام اشناست
خواهر یادم اومد
جانگ یانگ یو رفیق بچگی هواجین بوده
هواجین دربارش بهم گفت
بفرمایین
خسته نباشی هواجین
این جانگ یانگ یوست
رییس وزارت دادگستری
اقای جانگ
من امروز دعوتتون کردم اینجا
تا ازتون کمک بخوام
بفرمایین بانو یو جان
میخواستم بدونم تحقیقات سر پرونده ی
همدستی شاهزاده جین با دشمن چطور پیش میره
توقع نداشتم
که به این پرونده اهمیت بدین
ایشون زندگی من رو نجات دادن
برای همین نمیتونم ببینم بهشون تهمت زده میشه
اون روز فقط شکاف روی سکه ها
توی دادگاه بررسی شد
اما اینکه سکه ها واقعی بودن یا نه بررسی نشد
درسته؟
اگر اینطوره
چرا از عالیجناب درخواست نمیکنین
که دوباره سکه هارو چک کنن؟
منظورتون اینه که
اگر دوباره سکه ها بررسی بشن
بیگناهی
شاهزاده جین اثبات میشه؟
اگر شاهزاده جین
واقعا با لو چنگ فو همدستی کرده باشه
دیگه چرا جین چنگ رو به تصرف دراورده؟
راستش من فکر نمیکنم که شاهزاده جین
با دشمن همدستی کرده باشه
از همه مهم تر اون پنگ زه هست
شما از اعماق قلب
به شاهزاده جین اعتماد دارین
درسته؟
باشه
من از فردا از عالیجناب درخواست میکنم
که دوباره سکه هارو بررسی کنن
آسیا مووی با افتخار تقدیم میکند
http://asianmoviee.ir
مترجم : آناهیتا حکمت
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.