All language subtitles for Legend.of.Two.Sisters.in.the.Chaos.EP03.AsianMovie.Chinalate.xyz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه آسیا مووی و چینولات تقدیم میکنم Asianmoviee.ir Chinolate.xyz Hotaro:مترجم

♪ ابرها به دریا می افتند♪

♪ به ستاره های آسمان نگاه کن ♪

♪ ...مردم میگن وجود نور زیر دریا ♪

♪چیزی جز یه افسانه نیست ♪

♪ ...آرزوم اینه که ♪

♪ آسمون آبی رو لمس کنم ♪

♪اصلا باورم نمیشه که دریا خاکستر آسمونه ♪

♪ ...چون به چشم من♪

♪ تو اون نوری ♪

♪ ...توی ژرفای عمیق دریا هم ♪

♪ نمیتونی جلوم رو بگیری که به سمت تو ندوم ♪

♪ اشک ها تبدیل به شیشه میشوند ♪

♪ و یاسمن ها روی تمام زخم ها را میگیرند ♪

♪...چه کسی گفته ابرهای توی آسمان ♪

♪ نمیتوانند ستاره ها را درآغوش بگیرند؟ ♪

♪ ...بگذار دنیا معین کند ♪

♪ که یک تراژدی است یا یک معجزه ♪

♪ حتی اگر اشتباه باشد ♪

♪ همچنان یک غم اسرارآمیز بخوانش ♪

افسانه دو خواهر در هرج و مرج

قسمت سوم

فکر کردی احمقم؟

فرار نکن

!مواظب باش

پاشو

بیدار شو

انگار واقعا رفته

اگه نمیتونی بلند بشی

به خودت فشار نیار

تو...تو...تو نرفته بودی؟

کجا بودی؟

بگیرش

مگه قبلا بهت نگفته بودم

که نمیذارم

هیچکسی جلوی چشمم بمیره؟

چته؟

حالا که تنهام نذاشتی

لایق دوستی هستی

به خاطر اینکه جونمو نجات دادی

بهت مدیون بودم

تشکر نیازه نداره

من اشتباها

دزدیدمت

باید سالم

برت گردونم خونه ات

از لطفت خیلی ممنونم

اونجان، اونجان

زودباشید، اونجان

زودباشید

بالاخره خودتونو رسوندید

بانو فوی دوم

عذرمیخوام که دیر کردم

حالتون خوبه؟

آره خوبم

اون کیه؟

اون کسیه که جونمو نجات داد

اون دزد

فرار کرد

منو زود ببرید پیش شاهزاده جین

نباید نگرانشون کنم

بانو فوی ارشد خودشون سوار کجاوه شدن

گفتن حالشون خوب نبوده

اما نگران بودن

فرمان امپراطور

به تعویق بیوفته

برای همین شمارو جانشین خودشون کردن

حالا

همه چیز خوبه

بانو فوی ارشد خودشونو رسوندن

و با محافظت شاهزاده جین عازم شدن

خواهرم

الآن اونجاست؟

بله

گمونم

باید به جین چنگ رسیده باشن

خبر خوبیه که فرمان امپراطور

انجام شده

خب پس

جناب جیا

شما میتونید به شاهزاده جین بپیوندید

این فاصله از پایتخت رو

میتونم خودم برم

بانو فوی دوم

مطمئنید که نمیخواید

همراهیتون کنم؟

من جنگیدنم خوبه

اون دزد

نمیتونه شکستم بده

تازه

به نظرت محافظت از من

مهم تر از شاهزاده جینه؟

باشه

حالا که اینطوره

ما دیگه میریم

راه بیوفتید

حالا که ماموریتت شکست خورده

حاضری

یه ماموریت دیگه رو قبول کنی؟

کار خیلی بزرگیه

مشکلی نیست

اما

باید برم توی جنگل

و چیزی که گم کردمو پیدا کنم

چی هست؟

یه چیزِ

خیلی مهم

خیلی خب

بیا بهم بریم

بریم

گشنمه

چقدر دیگه طول میکشه؟

اینجوری

قبل از کجاوه عروس

نمیتونیم به جین چنگ برسیم

بسه دیگه

یکم کمکم دنبالش بگرد

برای چی؟

من دارم بهت پول میدم

پس رئیستم

بیخیال

پیداش نمیکنیم

من رفتم

فرار نکن

چرا اینقدر زود ول کردی رفتی؟

لی فانگ

نمیتونم درست ببینمش

کمکم چکش کن

سنگ یشم وسط نشان چوبی

یه تکه از همین سنگ یشمه؟

بله

تکه ای از این نشان یشمیه

بیست سال از اونوقت گذشته

آره

بیست سال گذشته

دقیقا بیست ساله

پدرم مریض شدن

و بهم دستور دادن برگردم

میدونم

تو روح آزادی داری

و به زندگی اشرافی عادت نداری

اما تو حالا فرزندمون رو بارداری

میخوام لقبی که لایقشی رو بهت بدم

من به لقب نیازی ندارم

ولم کن

اما باید به خاطر بچمون

قبولش کنی

اگه بچمون پسر شد

میشه پسر ارشدم

بعد از امپراطور شدنم

شاهزاده میشه

و درآینده به تخت میشینه

امپراطور شدن چه فایده ای داره؟

اون باید کنار من

آزاد باشه

اینجوری از یه امپراطورم خوشحال تره

یه امپراطور

کلی کار سرش ریخته

و هیچگونه آزادی ای نداره

به خودت فکر کن

تو عاشق منی

اما پیش روت

کل گزینه ی دیگه هم داری

میتونی یه امپراطور خوب بشی

و کلی معشوقه داشته باشی

حتی اگه دوسشون نداشته باشی

این چیزا دست من نیست

دست تو نیست؟

اینا فقط بهونست که میاری

یه دختر عادی

میتونه باهات بیاد پایتخت

فقط به خاطر ثروت

اما من نمیتونم

چون ارزش آزادی برام بیشتر از

یه عالمه ثروته

من همه چیز رو رها میکنم

که بتونم آزاد باشم

فرقی نمیکنه عشق باشه و یا ثروت

این بچه رو فراموش کن

دور نندازش

ازت خواهش میکنم

این نشان چوبی رو

شخصا بری بچمون درست کردم

این نشون هویتشه

نمیتونی هویتشو مخفی کنی

و نباید هم ازش

مخفی کنی که کیه

بعد از اون

اون واقعا رفت

حتی کسی رو فرستادم که هواش رو داشته باشه

ولی اون هیچ جا نبود

مثل یه پرنده رفته بود

تا آزاد باشه

و هیچوقت هم برنگشت

ایشون واقعا

بهترین آدم توی دنیا بودن

اون با اینکه باردار بود

ناپدید شد و

برای همیشه توی خاطرم باقی موند

حالا میبینم

اون بچه به سلامت متولد شده

و حسابی بزرگ شده

اون واقعا پسر منه

!خداروشکر

بالاخره یه خبری ازش بهم رسید

!امپراطور

!امپراطور

باید حتما پیداش کنیم

باید هرجوری شده پیداش کنم

عمارت شاهزاده چنگ

عمارت شاهزاده چنگ

عمارت شاهزاده چنگ

انگار به موقع رسیدیم

اول باید لیو چنگ فو رو بکشیم

تا خواهرم در امان بمونه

راستشو بخوای

این ماموریتِ مرگ و زندگیه

بعد از اتمامش

باید کاملا

هزینش پرداخت بشه

خیالت تخت

باید موقعیت خاندان فو رو توی پایتخت بدونی

اگه کارمون درست پیش رفت

حتی میتونم کاری کنم که تو پایتخت

یه مقام دولتی جزء بشی

و زندگی خوبی داشته باشی

به جز اون هزینه

!نون گوشتی

!نون گوشتی میفروشم

!نون گوشتی میفروشم! نون گوشتی

آقا

دوتا نون گوشتی بدید

چشم

نه. فقط یکی بدید

خیلی خب

اینم یه نون گوشتی

!نوش جونتون

بیا

!نون گوشتی

چرا یکی گرفتی؟ خودت چی؟

...من

من...من سیرم

جاو آن

برو دنبال اون دزد

مطمئن شو

که صاحب واقعی این نشانه یا نه

من

امیدوارم

امنیتشو تضمین کنی

اطاعت

این و این، خوب نیستن

این یکی هم خوب نیست

انگار عمارت قراره شلوغ بشه- دنبالم بیاید-

نمیدونستی؟

به زودی عروسی عالیجنابه

تو این چندروزه، ندیمه زی یوآن

مشغول بود

و ندیمه و خدمتکار میخرید

به دنیا اومدن تو یه خاندان سلطنتی خیلی خوبه

ما اگه شانس بیاریم

میتونیم شکم خانوادمونو سیر کنیم

خانواده سلطنتی

ده ها خدمتکار دارن- بریم-

حتی نیاز ندارن که

پوست میوه رو بگیرن

این سرنوشته

کاریشم نمیشه کرد

این چیه؟

علف چه چیان

به چه درد میخوره؟

اون علفایی که توی راه چیدی

فایده ای هم داشتن؟

انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده

زود باش

خواهر

دلـ..دلت درد میکنه؟

آشنا به نظر نمیای

من دو روز پیش اومدم

اربابت کیه؟

زی یوآن

خواهر زی یوآن

دیروز کلی وقت داشتن خدمتکارای جدید میخریدن

برای همین

خدمتکارای جدید مثل من

دو روز دیگه معرفی میشن

خیلی خب

این ظرف غذا رو

ببر فو یوآن

زود باش

خواهر

برو پیش طبیب

انگار

حقه ات گرفت

چیکار میکنی؟

یه خواهر دلش درد میکرد

گفت این غذا رو ببریم برای عالیجناب

اربابت کیه؟

من از آشپزخونه ام

تازه وارد اینجا شدم

عالیجناب به شاهدخت خیلی اهمیت میدن

نمیخوان دلتنگ بشن

برای همین کلی خدمتکار خریدن

و آداب رو بهمون آموزش دادن

تا شاهدخت رو شاد کنیم

،اگه راستشو بخوای

چند روز پیش کل دار و ندارمو دزدیدن

و احساس بد شانسی میکردم

اگه به خاطر اینکار نبود

الآن کاملا بدبخت شده بودم

حالا یه شغل دارم

و دارم ازش لذت میبرم

و هر روز یه وعده غذای خوبم میخورم

...قربان، حقیقتا خیلی- کافیه-

برید تو

ممنونیم

!وایسید

هیچ غریبه ای حق نداره وارد

حیاط شخصی عالیجناب بشه

مگه اینو نمیدونی؟

ازتون پوزش میطلبم

دیگه تکرار نشه

اطاعت

ظرف غذا رو بدید به اون

محکم تر بگیرش

گرفتمش بابا

من دیگه خسته شدم- مواظب باشید-

آروم آروم آروم

آروم آروم

آروم

خسته ای؟

آروم بابا، آروم

محکم تر بگیریدش

کجه کجه

پشتشو بگیر

آروم آروم

کل وزنش روی منه

یه فکری دارم

داری چیکار میکنی؟

!چه خبرته؟ درست کار کن

ااا. یه سکه. یه سکه

یه سکه اونجاست

کجاست؟ کجاست؟

مال منه

سر و صدا نکنید

داری چیکار میکنی؟

چیکار میکنی؟

!شماها

بیاید کمکم

اومدیم

اومدیم اومدیم

ممنونم

مال منه. تمومش کن

شادی دوبرابر

شادی دوبرابر

شادی دوبرابر

شادی دوبرابر

بِکشِش

نزدیک بود پیدامون کنن

باید بدونی

دیگه نمیتونیم از این کارا بکنیم

خوب گوش کن

،شب که لیو چنگ فو خوابید

نگهبانا هر دو ساعت عوض میشن

کسی نباید مزاحمش بشه

برای همین

نگهبانا فقط تو حیاط جلویی اند

اینجوری موقع تعویض نگهبانا

وقت داریم

باید از این زمان استفاده کنیم

و لیو چنگ فو رو بکشیم

بعدشم فرار کنیم

چرا تو اینقدر اطلاعات داری

ولی من هیچی نمیدونم؟

هرکسی

مهارت خاص خودشو داره

بدون برنامه ریزی

نمیتونی بعد از قتل

سالم فرار کنی

...من

میخوای بجنگی و در بری؟

این که دیگه قتل نیست، کشتنه

نمیشه

اینجا خیلی ناجوره

باید یه جای امن قایم بشیم

بریم

جین جان

اون تخته ها خیلی صاف اند

و به راحتی نمیفهمن اونجاییم

برای کارمون خیلی خوبن

برای چی

نریم اونجا قایم بشیم؟

باشه

جین جان

بهشون دست نزن

ممکنه متوجه بشن

من تو دزدیدن غذا ماهرم

عمرا نمیفهمن

بیا

برای منه؟

مگه گشنه ات نبود؟

قانونه کارم

اشتراکه

مرسی

خیلی خوشمزست

خیلی آبداره

بریم

چهرت خیلی نازتر از

خونگ لوآن از عمارت چون فِنگه

انگار عمارتمون برای دخترا جای بهتریه

بیا

!سرورم

من الآن پریود ام

!چه بد

گمشو

اطاعت

اندازه طناب کافی نیست

!سرورم

!سرورم

یه پیامی براتون دارم

!سرورم

کجاوه ی عروسی خاندان فو رسید اینجا

اما جاسوسمون از لینگ یانگ یه خبری اورده

تاییدش کردی؟

سرورم خیالتون راحت

یه پیغام محرمانه فرستاده

که نشه تغییرش داد

برای همین

ما همیشه

توی پاکت

یه نشان میذاریم

که فقط خودمون

معنیشو میدونیم

هدف ازدواج قتله

شاهزاده جین بین محافظاست

هدف ازدواج قتله

شاهزاده جین بین محافظاست

هوا خشکه. مواظب آتش باشید

هوا خشکه. مواظب آتش باشید

من در رو باز میکنم

بانوی دوم

خواهر. من اومدم

جین جان

خوبی؟ چیزیت که نشده؟

ژنرال جیا همراهت اومدن؟

...من

تازه

این بار خیلی خرابکاری کردی

توهم همینطور خواهر

چرا توی پایتخت نموندی؟

چرا شخصا اومدی اینجا؟

من شخص مورد نظر عروسی بودم

باید میومدم

ایشون کی اند؟

این جیانگ شاوه

خواهر گوش کن

فکر نکن آدم بدیه- جیانگ شاو-

اون خیلی باهوشه

و خیلی هم توی جنگیدن از من قویتره

اون مشاور شخصیمه

خیلی عجیبه که میگی

کارش از تو بهتره

جیانگ شاو

برادر

واقعا خودتی؟

چرا توی جین چنگی؟

جین جان

شماها

همو میشناسید؟

ما سالها پیش

توی جنگ آشنا شدیم

جیانگ شاو

جونمو نجات داد

زخم سمت چپ سینمه

تو جونمو نجات دادی

زندگیم رو به تو مدیونم

واقعا ازت ممنونم

توی مرزها

همیشه جنگه

چرا اومدی اینجا؟

بهم پول دادن

که یه جنگجو رو توی پنگ زُ بکشم

میخواستم بعد از کارم عقب بکشم

ولی انتظار نداشتم

درگیر یه جنگ بشم

مهارت رزمیت

نشون میده که آموزشای خاص دیدی

قبلا با عموم

وقتی کوچیک بودم

توی یه اردوگاه جنگی بودم

پس چرا

به ارتش ملحق نشدی؟

توی ارتش

همیشه باید محدود باشم

با اینکه

زندگی کردن به عنوان یه جنگجوی ولگرد

یه جورایی سخته

ولی خب

حداقلش زندگیم

آزاد و شاده

ممنونم

جیانگ شاو

یادت باشه

یه دوست روزای سخت توی پایتخت داری

هروقت یه جایی به دردسر افتادی

یه پیام به دره ی لنگ یینِ پایتخت بفرست

و من برای نجاتت میام

باشه

عالیجناب و ارباب جیانگ

خیلی خوبه که بعد از اینهمه سال همو دیدن

اما

تو چطور با ارباب جیانگ آشنا شدی؟

این دزدیدم

تو اون دزدی؟

ارباب جیانگ، چرا جین جان رو دزدیدید؟

یه معامله بود

طرف معامله کی بود؟

این یه رازه

اما

یه چیزی مهم تر از طرف معامله هست

که حتما باید درباره اش بدونید

وای یادم رفته بود

خواهر

تو نباید بری

لیو چنگ فو نقشمونو فهمیده

سرورم

من ازشون میخوام

که عروسی رو لغو کنن

وایسا

دلیلی نداره که بخوام عروسی که بهم دادن رو

بیخیالش بشم

نیروهامون رو برای محافظت از عمارت بفرست

همه ی همراهای عروس رو

زیر نظر داشته باشید

دست به کار عجولانه ای نزن

انگار

از لینگ یانگ

کسی برای لیو چنگ فو خبر میفرسته

و الآن هم درباره نقشمون بهش گفته

پس برای کشتنش

باید

یه راه دیگه پیدا کنیم

یه خبر سری رسیده

که میگه شوِ رونگ خودشو بین اعضای گروه مخفی کرده

تا به بهونه محافظت از عروس

بیاد و منو بکشه

نظرتون چیه؟

به نظر من

این خبر خوبیه

برای چی؟

فعلا

لیو چنگ فو هیچکاری نکرده

اون انتظار نداره که

ما فهمیده باشیم متوجه شده

به نظرم

باید وانمود کنیم نمیدونیم

و عروسی رو پیش ببریم

تا دفاعش رو بیاره پایین

بعد قدم اول رو برمیداریم

اول

ازدواج و اتحاد شما و لینگ یانگ

به خاطر اون شایعه

درباره ی ملکه فو

و راحت به حکومت رسیدنه

الآن بانو فو به جین چنگ رسیدن

و ازدواج بی تردید انجام میشه

برای نقشه قتل هم

سرورم

فقط باید محافظای بانو فو رو

تحت نظر بگیرید

و بعد از عروسی سر به نیستشون کنید

اینجوری

راحت میشید

نمیشه

اون خودشو آماده کرده

تو نباید بری

اگه باید انجام بشه

من جات میرم

من میتونم بجنگم

،اگه اتفاقی افتاد

میتونم فرار کنم

جین جان

تو نباید بری

به حرفم گوش کن

دوم

نقشه ی شوِ وی

خیلی به نفعتونه

یه دلیل دست آویز خیلی بزرگ میشه

که میتونید بعد از به تخت نشست

ازش استفاده کنید

که بهشون

حمله بکنید

خوبه. خوشم اومد

اون شوِ وی

!به چه جرئتی میخواد منو بکشه؟

تاوان کاری که باهام کرده رو

ازش میگیرم

بانو فوی دوم درست میگن

مطمئنا لیو چنگ فو

خودشو حسابی آماده کرده

تا حسابمونو برسه

بانو فوی ارشد نمیتونن بجنگن

و ضعیف و حساس اند

فرار کردن تو این اوضاع یکم سخته

تو این شرایط

بانو فوی دوم باید لباس عروس رو بپوشن

اینجوری امن تره

با اینکه بانو فوی دوم میتونه بجنگه

ولی اون گزینه مناسبی نیست

آقای لیو

درخدمتم

حسابی حواست به عمارت باشه

اگه چیز غیرعادی ای دیدی

به جز بانو فو

همشونو

از دم تیغ بگذرون

اطاعت

!سرورم

،اگه لینگ یانگ قصد کشتنتونو داره

باید یه خبرچین هم باهاشون فرستاده باشه

بهتره

داخل و خارج شهر گشتی بذاریم

،که اگه کسی مشکوک بود

بتونیم بکشیمش که خبر نبره

شادی دوبرابر

یه زیبارویی هست

که نمیشه فراموشش کرد

یه روز نباشه

آدم دیوونه میشه

حق با اجدادمونه

چهره ی یه زیبارو

حتی سردترین قلب ها رو گرم میکنه

این حرف فقط درمورد تو صادقه

من تاحالا به خاطر یه زیبارو

کارمو نصفه ول نکردم

من ماموریت داشتم عروس رو بدزدم

اما بعدش

کار دیگه ای نباید میکردم

درسته که شخص اشتباهی رو دزدیدم

خب که چی؟

اینکارا فقط از تو برمیاد

یه سوال دارم

تو از عمد بانو فوی دوم رو

با بانو فوی ارشد جا به جا کردی؟

به خاطر این بود که نگران بانو فوی ارشد بودی؟

من کاری رو کردم که به نفع ماموریت بود

هیچ قصد شخصی ای توش نبود

خیلی خب. باشه

همش به خاطر ماموریت بود

حالا که حرفش شد

...بعد تموم شدن ماموریت دو بانو فو

میای یه مدت توی پایتخت... پیشم بمونی؟

خودت که میدونی من

خونه و زندگی ای ندارم

به نظرت فکر خوبیه

که باهات بیام پایتخت؟

اما به نظرم اگه یه مدت بیام خونه ات

و تجربیاتمون رو باهم به اشتراک بذاریم

خیلی خوبه

!سرورم

بانو فو اومدن دیدنتون

بانوی جوان

بانو فو اگه چیزی خواستید

حتما بهم بگید

!سرورم

راستش، هدف از این ازدواج

اینه که به دستور امپراطور

بیایم اینجا و

شما رو بکشیم

داری راستشو میگی؟

،اگه شک دارید

یکی رو بفرستید به عمارت

شاهزاده جین، شوِ رونگ

توی گروه محافظا

خودشونو مخفی کردن

اونم به اسم لی لیانگ

اون خودشو رئیس محافظای خاندان فو جا زده

اما

میخواد رفتار خاندان ما رو تحت نظر بگیره

لیو چنگ فو

حرفای خواهرمو باور میکنه؟

خیالت راحت

لیو چنگ فو با اینکه باهوشه

ولی خیلی مغروره

مشاورش آقای وانگ

یه آدم گند دماغه

که فکر نمیکنه سرش کلاه بره

اگه بانوی ارشد

،اونقدری که گفتی باهوش باشن

میتونن خیلی راحت اعتماد لیو چنگ فو رو

جلب کنن

رئیس

کدومتونید؟

من لی هستم

و رئیس محافظای خاندان فو ام

چیکار میتونم براتون بکنم؟

جناب لی

اربابمون گفتن

بانو فو در آینده شاهدخت ما میشن

و باهم خانواده میشیم

برای همین خواستن من مواظب سلامتی شاهدختمون باشم

جناب لی این مسیر طولانی

باید خستتون کرده باشه

لطفا تو عمارت کناری

باهمراهاتون استراحت کنید

خیلی هم عالی

خیلی از لطفتون ممنونم

همین حالا راه میوفتیم

بانو فو

هدفتون از گفتن این چیزا

چیه؟

سرورم راستشو بخواید

...امپراطور لینگ یانگ از قدرتِ

نظامی خاندان فو میترسن...

پدرم خیلی حواسشونو جمع کردن

،تا اشتباهی نکنن

برای همین امپراطور تاحالا نتونستن قدرتشونو ازشون بگیرن

وقتی شما

،پیشنهاد این ازدواج رو دادید

، به نظر شوِ رونگ فکر خوبی اومد

،از یه طرف

از خاندان فو خواست که شما رو بکشن

،از یه طرف

میخوان از این فرصت استفاده کنن

تا خاندان فو رو از بین ببرن

خاندان فو رو

،در هر صورت

امپراطور یه بهونه ای پیدا میکنن

که از بین ببرن

اگه امپراطورِ لینگ یانگ

،خاندان ما رو نپذیرن

برای چی باید از تاج و تختشون

محافظت کنیم؟

منظورتون از این حرفا چیه؟

،بعد از اینکه من با شما ازدواج کردم

پدرم

ارتششونو میفرستن

که به تخت بشوننتون

پس

امیدوارم شما هم بتونید کمک کنید

پدرم امپراطور بشن

شاهزاده وی هم تخت رو میخوان؟

ما باید زود عروسی کنیم

من و شاهزاده وی

خیلی شبیه همیم

بانوی جوان

سرورم باورتون کردن؟

نمیدونم

شوِ وی بیماره و

خیلی به خاندان فو مشکوک شده

به جز همکاری با سرورم

راه دیگه ای پیدانکردم

که مشکلات خانوادم

حل بشن

توی این سفر

پدرم تموم تلاششونو کردن که شوِ رونگ رئیس گروه بشه

چون میخوان از شوِ رونگ استفاده کنن و

به سرورم تقدیمش کنن

امیداورم سرورم باورم کنن و

شوِ رونگ رو بگیرن

اینجوری خاندان فو به هدفش میرسه

این که شاهزاده جین اینجان

نقشه ی شاهزاده وی بوده

تا نیت خوبشونو نشونتون بدن

پس برای گرفتن تاج و تخت

میتونید کمکشون کنید

شک شوِ رونگ به خاندان فو رو فراموش کن

من فکر میکنم

فو یان شین مدت زیادیه

به تخت حکومت تکیه زده

این ازدواج فقط

حکم یه بهونه رو داره

اگه

،بانو فو پیشنهاد کشتن امپراطور رو دادن

به نظرم

حرفی که زدن کاملا حقیقت داشته

اما خب

شخصا پیشنهاد میدم

زیاد بهشون اعتماد نکنید

برای چی

گولشون نزنیم؟

بانو فو

قول دادن قدرت نظامی خاندان فو

بیاد و به شما کمک کنه

پس بهتره که

ازدواج رو پیش ببریم

...اون شوِ رونگ رو هم

حالا که جداش کردیم

فقط

باید حواسمون بهش باشه

اگه ارتش خاندان فو اومد

راحت میکشیمش

،اما اگه نیومدن

سرورم

باید علیه شوِ وی

اون رو هم گروگان بگیریم

آقای لیو

درخدمتم

برو و به بانو فو بگو

فردا عروسی میکنیم

اطاعت

فو یو جان اعتماد لیو چنگ فو رو به دست اورده

اما لیو چنگ فو خیلی شکاکه

اون عروسی رو گذاشته برای فردا

اگه نیروها فردا نرسن

دیگه جیان چنگ رو

به دست نمیاریم

امروز یه راهی برای رفتن پیدا میکنم

و ارتشو میارم

،اگه فردا به موقع اومدم

نقشمون طبق برنامه پیش میره

وگرنه

فردا بعد از عروسی

،بعد از تایید شدن مرگ لیو چنگ فو

منتظرم نمون

سریعا فو یو جان رو

بکشش

با افتخار این ماموریت رو انجام میدم

رفتی دیدن شاهزاده جین؟

چیزی که میخواستمو گرفتی؟

شاهزاده جین گفتن

یه سم کشنده رو زدن

روی گیره مو

پس وقتی تو شب عروسی

،قصد جون لیو چنگ فو رو میکنید

اون بی هیچ تردیدی میمیره

بانوی جوان

،وقتی رفته بودم گیره ی مو رو بگیرم

گفتگوی شاهزاده جین

و خوآنگ جیان رو شنیدم

شاهزاده جین گفتن

،وقتی شما لیو چنگ فو رو کشتید

ایشون شخصا میان شما رو میکشن

شما تموم تلاشتون رو برای کشتن لیو چنگ فو کردید

و لیاقتتون رو ثابت کردید

این به نفع کشورمونه

چرا میخوان بکشنتون؟

شاهزاده جین دارن زیاده روی میکنن

نگران نباش

خودم خبر دارم

و براش آماده ام

یه راهی پیدا کردم

که بتونم در امان بمونم

شاهزاده جین بهم آسیبی نمیزنه

بانوی جوان، واقعا یه راهی پیدا کردید؟

لیو چنگ فو خیلی منحرفه

اون میخواد باهات ازدواج کنه

چون به نظرش تو خوشگلی

نمیدونم ارتشمون کجاست

،اگه عروسی طبق برنامه باشه

نقشمون به درد نمیخوره

نمیشه

باید برم بکشمش

!صبرکن

!اینقدر نگران نباش

چجوری آروم باشم؟

فردا روز عروسیته

آروم باش

از قبل انتظارشو داشتم

یه راه حلی براش پیدا کردم

Hotaro:مترجم

♪ در زندگی دنیوی غرق شده ام ♪

♪ گل ها آتش فام شده اند ♪

♪ زیر جریان عمیق سکوت ♪

♪ عاشق شده ام اما ناگزیر از نابود شدنم ♪

♪ ملاقات در رویا به سرعت به پایان میرسد ♪

♪ کوه ها و دریاهای بیشمار پیش رو اند ♪

♪ از بهار تا زمستان ♪

♪ من عشق را بهتر میشناسم ♪

♪ در دام زندگی افتاده ام ♪

♪ میخواهم محافظت کنم ♪

♪ از این عشق زودگذر ♪

♪ برای چشمان خیس اشکت ♪

♪ تمام عاطفه ام را خرج میکنم ♪

♪ تمام چیزی که میخواهم ♪

♪ بودن با تو تا ابد است ♪

♪ دوباره تو را دیدم ♪

♪ چندسال است که از هم دورمانده ایم؟ ♪

♪ کوه ها و دریا ها شاهد عشقمان هستند ♪

♪ نمیگذارم بروی ♪

♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪

♪ برای چشمان خیس اشکت ♪

♪ تمام عاطفه ام را خرج میکنم ♪

♪ تمام چیزی که میخواهم ♪

♪ بودن با تو تا ابد است ♪

♪ دوباره تو را دیدم ♪

♪ چندسال است که از هم دورمانده ایم؟ ♪

♪ کوه ها و دریاها شاهد عشقمان هستند ♪

♪ نمیگذارم بروی ♪

♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪

♪ کوه ها و دریا ها شاهد عشقمان هستند ♪

♪ نمیگذارم بروی ♪

♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.