Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمه آسیا مووی و چینولات تقدیم میکنم Asianmoviee.ir Chinolate.xyz
Hotaro:مترجم
♪ ابرها به دریا می افتند♪
♪به ستاره های آسمان نگاه کن ♪
♪ ...مردم میگن وجود نور زیر دریا ♪
♪چیزی جز یه افسانه نیست ♪
♪ ...آرزوم اینه که ♪
♪ آسمون آبی رو لمس کنم ♪
♪اصلا باورم نمیشه که دریا خاکستر آسمونه ♪
♪ ...چون به چشم من♪
♪ تو اون نوری ♪
♪ ...توی ژرفای عمیق دریا هم ♪
♪ نمیتونی جلوم رو بگیری که به سمت تو ندوم ♪
♪ اشک ها تبدیل به شیشه میشوند ♪
♪ و یاسمن ها روی تمام زخم ها را میگیرند ♪
♪...چه کسی گفته ابرهای توی آسمان ♪
♪ نمیتوانند ستاره ها را درآغوش بگیرند؟ ♪
♪ ...بگذار دنیا معین کند ♪
♪ که یک تراژدی است یا یک معجزه ♪
♪ حتی اگر اشتباه باشد ♪
♪ همچنان یک غم اسرارآمیز بخوانش ♪
افسانه دو خواهر در هرج و مرج
قسمت دوم
حوصلم سر رفت
بانوی ارشد خاندان فو کجان؟
گفتن میخوان یکم پیاده روی کنن
انگار صدای ایشون بود
کدوم طرف رفتن؟
اونطرف
آروم باش. همینجا بمون
شما ها بامن بیاید
اطاعت
بانوی ارشد خاندان فو
!وایسا
اونجاست
اونجاست. بگیریدش
!زود
!زود، زود
همونجا بمون
بدوید، بدوید
شاو
شاو
شاو
بانوی جوان ارشد
نشان چوبیم کو؟
عالیجناب
ما اطراف رو گشتیم، اما پیداش نکردیم
انگار یه دزد معمولی نبود
از نقشمون خبر داشت
از پایتخت بوده
بانو فوی ارشد
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
شاهزاده جین
دستور بدید بگیرنش
خواهرم جین جان به جای من توی کجاوه بود
برای همین اون دزدیده شده
میخوای بگی به من حقه زدی؟
این ازدواج به دستور امپراطوره
میدونستی حقه زدن به امپراطور جرمه؟
من واقعا
انتظارشو نداشتم
فقط یه اتفاق بود
!که تصادف بود
مقصرش من بودم
حالا خواهرمو دزدیدن
این ازدواج خیلی مهمه
من برم میگردم به کجاوه
تا فرمانو انجام بدم
تنها راه همینه
ممنونم عالیجناب
جیا دا لی
بله
با پنج نفر برو و دنبال
دزد و بانوی فوی دوم بگرد
گوش به فرمانم
بریم
!دینگ جو خیلی احمقه
!شخص اشتباهی رو دزدیده
بانو فو
بادقت بگردید- اطاعت-
!بانو فو
!بانو فو
چقدر دیگه میخوان بگردن؟- !بانو فو-
!بانو فو
عمارت شاهدخت
چی؟
دختر کوچک خاندان فو رو دزدید؟
همش تقصیر من شد
!بانوی من، لطفا منو مجازات کنید
متوجه جریان شدن؟
بله
من قاتلا رو
توی دره جمع کردم
وقتی محافظای عروس واردش شدن
نیروهامون بهشون تیراندازی میکنن
اینبار بانو فو حتما میمیره
...اما
اما شاهزاده جین هم بینشون اند
میترسم آسیب ببینن
شایعه ی ملکه فو
دربار رو به هرج و مرج میندازه
الآن وقتشه که از بین ببریمش
اطاعت
تو کی هستی؟ بذارم پایین
تو کی هستی؟ بذارم پایین. بذارم پایین
!ولم کن! ولم کن
تو کی هستی؟
دست از سرم بردار
خیلی کوچولو به نظر میای
چرا... چرا اینقدر سنگینی؟
،اگه به اندازه یه دزد زور نداری
منو تحقیر نکن
،حالا که به هوش اومدی
پاشو خودت راه بیا
نمیام
!کمک! یکی بیاد به دادم برسه
!کمک! یکی بیاد به دادم برسه
اینجا یه جای متروکه
هیچکس نمیاد نجاتت بده
اگه دنبال دردسر نمیگردی
پاشو و خودت باهام بیا
حداقل دست و پام رو باز کن
باشه
چرا آدما همیشه
این کار احمقانه رو میکنن؟
چقدر احمق بود
!حالا قدرتمو میبینی
!تو
اینکه به یه دختر ضعیف زور بگی
کار درستی نیست
تو اصلا هم دختر ضعیفی نیستی
تو همین حالا
تقریبا از خیلی مردا هم سریعتر دویدی
نزدیکم نیا
واقعا فکر کردی تندتر از من میدوی؟
به عمرم ندیده بودم
که یکی خودش بپره توی دام
خیلی جالب بود
خیلی پستی
این دام توئه؟
بیارم بیرون
دختر خاندان فو دزدیده شده؟
بله
انگار
خیلیا میخوان این ازدواج سر نگیره
امپراطور فعلا حال خوبی ندارن
مزاحمشون نشو
فقط زیرنظرشون داشته باش
اگه خبری شد
فورا به من بگو
به نظرتون وزیر فو این طرح رو ریختن که با فرمان امپراطور
برای انجام شدن این ازدواج مخالفت کنن؟
امکانش هست
من مخفیانه تحقیق میکنم
تا ببینم وزیر فو توش دست دارن یا نه
شاهزاده جین میتونن بهونه ای برای این دزدی بیارن؟
نیازی هست کمکشون کنیم؟
نه
از دور حواست بهشون باشه
کار عجولانه ای نکن
اوه راستی
این نشان چوبی رو پیدا کردم
شاید به کمکش بفهمیم
کی پشت این جریانه
شاو
،بعد از دزدی اشتباه
شاهزاده جین احتمالا حساسیت بیشتری نشون میده
اگه ساده بگیریم
و یه اشتباه دیگه بکنیم
خیلی راحت لو میریم
برادرم خیلی ساده است
شوِ رونگ بچه ی یه خانواده دیگه است
و هیچ رابطه ای با خاندان شوِ نداره
برای چی
زودتر دست به کار نشم
و تا شوِ رونگ خیلی قوی نشده
یه فرمان سلطنتی ندم؟
من نمیتونم اجازه بدم
که امپراطوری شوِ
به دست یه بیرونی بیوفته
اما اگه شاهزاده جین رو بکشیم
نمیتونیم مخفیش کنیم
خصوصا اگه امپراطور بفهمن
خیلی خب
دختر فو و شاهزاده جین رو
جفتشون رو میکشیم
فکر نمیکنم که
برادرم رابطه خونیمون رو فقط به خاطر
شاهزاده جین عوض کنه
حتی اگه سرزنشم هم بکنه
گمون نکنم بکشتم
دخترِ فو ملکه میشه
اگه شایعه ها درست باشن
میتونم بذارم اون زنده بمونه
گمونم خوآی جین و دختر کوچیک فو
رابطه نزدیکی باهم دیگه دارن
وایسید
سرورم، چی شده؟
تا مسافر خونه چقدر مونده؟
با سرعتی که الآن داریم
تا غروب میرسیم
عالیجناب
این کوهستان پر از دره است و مسیراش خیلی باریک اند
نگرانم که
توی کوهستان برامون کمین کرده باشن
میشه از یه راه دیگه بریم؟
بانوی جوان ارشد
حالا که ما اینجاییم نگران چیزی نباشید
عالیجناب
خواهر من دزدیده شده
پس ما هدف آدمای ناشناسی هستیم
اینجا حمله کردن راحت تر از دفاع کردنه. باید هوشیار باشیم
عالیجناب
اگه از بیراهه بریم
نمیتونیم تا قبل از غروب به مسافرخونه برسیم
اوضاع ممکنه برامون خطرناک بشه
ضمنا
فقط بانوی دوم خاندان فو دزدیده شدن
نمیتونن مارو اونجا گیر بندازن
اونا عروس رو دزدیدن. نباید آسوده باشیم
کوهستان پر از درخته
،اگه خودشونو اونجا مخفی کرده باشن
وقتی وارد دره بشیم
دیگه نمیتونیم بیایم بیرون
از بیراهه میریم
اطاعت
!از بیراهه میریم
کلی پشه اینجاهست. پس کجان؟
فرمانده. مسیرشونو عوض کردن
مسیرو عوض کردن؟ بریم
زود باشید
بریم
میترسم بیخودی راهمونو طولانی کرده باشیم
زودتر باید بریم
همش به خاطر بانوی جوان ارشده
که از مرگ میترسن
بانوی جوان
حرفاشونو نشنیده بگیرید. مزخرف میگن
عیبی نداره
حالا که مسیرو عوض کردیم
حرفاشون برام مهم نیست
!مواظب کجاوه باشید
بانوی جوان
!مواظب باشید
کجاوه ی بانوی ارشد
یکی بانوی جوان رو نجات بده
!کجاوه بانوی جوان
دستتو بده من
برو
!زودتر برو
بگیریدشون
برو به شاهدخت خبر بده
بگو شاهزاده جین حواسش جمع بود و فرار کرد
ما دنبالش میریم که در اولین فرصت بکشیمش
اطاعت
بریم
اگه اونجا حوصلت سر رفته
میتونی بیای بالا
و گوشت بخوری
بفرمایید
اگه جرئت داری بیا پایین
اگه من بیام
منم مثل تو گیر میوفتم
فقط وقت کشیه
فکر نکنم بتونی
منو شکست بدی
،اگه منو شکست دادی
میتونی فرار کنی، نه؟
چرا نمیای این پایین
و منو شکست نمیدی؟
ببین، این گوشت پخته
خیلی هم بوی خوبی میده
بیرونش ترده و توش نرمه
مطمئنا خیلی خوشمزه است
بیا بالا، وقتو تلف نکن
تو نمیتونی منو شکست بدی
تو خیلی کله شقی
نه تابوتی داری و نه اشکی برات ریخته میشه
خیلی خب
کمربندمو نکش
!شلوارمو نکش
عالیجناب چطورید؟
تیر سمی بوده
عالیجناب، کشنده است؟
چیز خاصی نیست
قبل از اومدن از پایتخت
امپراطور این پادزهرو بهم دادن
برای همه سم هاست
حواستو جمع کن
بعد از یکم استراحت
بهتر میشم
اگه شما نمیگفتید
که مسیرمونو عوض کنیم
ممکن بود
زخم شونه ام
از این بدتر میشد
برای همین بود که میگفتن بانو فوی ارشد
هوش سرشاری دارند
از تعریفتون ممنونم
من باور دارم
شما با این مهارت خوبتون
توی شمشیر زنی
باید به جز محافظت از بقیه
مواظب خودتونم باشید
شما به خاطر من زخمی شدید. باید مواظبتون باشم
نیازی نیست بهم احساس دین کنید
با محافظت شما
باور دارم که میتونیم ماموریتمون رو انجام بدیم
و سالم برگردیم
،بعد از کشتن لیو چنگ فو
از شر اون دختر هم خلاص شو
اونجا یه گیاه دارویی دیدم
که زخم رو درمان میکنه
،برای در اوردن نوک تیر
باید شونه عالیجناب رو با خنجر ببرم
میشه
بانو فوی ارشد برن یکمش رو بیارن؟
بله
راستی، هیچ خبری از خواهرم نشد؟
متاسفانه هنوز خبری نشده
این دختر واقعا باهوش و تاثیرگذاره
خیلی حیفه
عالیجناب
...بنظرتون قاتلا رو
امپراطور فرستاده بودن
که امروز بانوی ارشد خاندان فو رو بکشن؟
امپراطور بهم گفتن
بعد از کشته شدن جین چنگ بکشمش
فکر نمیکنم امپراطور همچین حرکتی کرده باشن
...تازه، قاتلا از همون اول
به من حمله کردن
مشخصا من هدفشون بودم
امروز
جونمو مدیون سکه ی شانسی ام که امپراطور بهم دادن
چون منو از زخم قاتلا در امان نگه داشت
جونمو نجات داد
چیکار میکنی؟
دا... داری چیکار میکنی؟
ولم کن
مگه تو
ازش خوشت نمیومد؟
دارم هدیش میدم به تو
!تو خیلی احمقی
ولم کن پسره ی زشت
بوی خوبی میدی
خیلی پستی
باید تاوان اینکه
بهم گفتی
پسره ی زشت رو بدی
دستتو به من نزن
برای چی اینقدر ترسیدی؟
من بهت آسیب نمیزنم
تو دیگه کی هستی؟
چرا منو گرفتی؟
فقط میخواستم باهات شوخی کنم
نمیخواد خجالت بکشی
،تو این شرایط
هرکاری هم بکنی
نمیتونم جلوت رو بگیرم
اگه میخوای بکشیم
زودتر بهم بگو
تا حداقل آمادگیش رو داشته باشم
من قصد ندارم بکشمت
درسته که اومدم تو اینکار
اما تاحالا
یه زن رو نکشتم
برای بقیه کار میکنی؟
مدت زیادیه همچین کار خوبی بهم نداده بودن
انتظار نداشتم
یه زیبارو رو بدزدم
خب من دوبرابر پولتو میدم
که ولم کنی
،من قاتل معتبری هستم
اعتماد از اصول کارمه
بهم پول هم بدی نمیذارم بری
پس پنج برابر
ده برابر
تو خیلی پولداری
ولی حتی اگه صدبرابر هم بدی
نمیذارم بری
...تو
با همچین کار بدی که میکنی
چه اعتباری داری؟
اگه کار خیلی بدی بود که
کسی نمیومد سراغم بهم کار بده
درسته؟
شرم آوره
عالیجناب
من داروی گیاهی رو کوبیدم
برای زخمای خارجی خیلی خوبه
ممنونم بانوی فوی ارشد
سرورم
میخواید بذارمش روی زخمتون؟
باشه
درد داره؟
نداره
ممنونم بانو فوی ارشد
هنوز زنده ای؟
!یه چیزی بگو
از تاریکی میترسی؟
داری مسخرم میکنی؟
من از هیچی نمیترسم
باهام حرف بزن
اسم من جیان شاو ئه
اسمت برام مهم نیست
پات چی شده؟
هیچ ربطی به تو نداره
اگه دوباره لگد بزنی
پاهات رو میبندم
نقاط طب سوزنی کون لون و شانگ چیو سرجاشونن
نقاط طب سوزنی تای بای و تای شی هم خوب اند
تکونش بده
درد نداره
استراحتش بده
نذار بازم در بره
فکر نمیکردم آدم خوبی باشی
...پس
درباره هزینش
حرف بزنیم
تکون نخور
چیکار میخوای بکنی؟
چرا ربایندتو نجات دادی؟
ربطی به دزدی نداشت
نمیتونم ببینم
یکی جلوی چشمم بمیره
انتظار نداشتم اینقدر مهربون باشی
آخ، مسموم شدم، مسموم شدم
دارم میمیرم
تظاهر نکن
این مار اصلا سمی نبود
!آقای همه چیز دان
دیگه دستام رو باز کن
خیلی وقته دستام بسته ان، خواب رفتن
باشه باشه
ممنونم
داشتم فکر میکردم
اگه خودنمایی نکنی
خیلی ناز و تو دل برو ای
صد البته
همه چیز آمادست؟
بله آمادشون کردم
اسبا رو ببر تو- اطاعت-
بانوی جوان ارشد، توی مسافرخونه
جامون امنه
من دیگه باید برگردم
و به امپراطور خبر بدم
باشه
حسابی حواست به اطراف باشه
بی دقتی نکن- اطاعت-
عالیجناب
زخمتون هنوز خوب نشده
زودتر برید استراحت کنید
بانو فو ی ارشد، شما هم زودتر برید استراحت کنید
بانوی جوان اینکارو نکنید
همچین کارایی رو من باید انجام بدم
عیبی نداره
اینو ببر برای عالیجناب
بانوی جوان
شاهزاده جین وقتی داشتند نجاتتون میدادن
مثل قهرمانا شده بودن
حواستو جمع کن
!وایسا
بده اش به من
گیره ی نقره رو بده
این سمیه
داروها مشکلی ندارن
شاید
مشکل از یه چیز دیگه است
...پس باید
لان پی
برو برام یه ظرف آب بیار
بانوی جوان
آب
قربان. ننوشیدش
یکم دیگه میریزم
جناب خوآنگ
بانوی جوان میخوان یه چیزی بهتون بگن
خیلی خب، الآن میام
قربان
بفرمایید تو
میخواستم درباره ی
قتل بهتون بگم
من فهمیدم که آب مسافرخونه مسمومه
اینجا دیگه جای امنی نیست
وقتی گفتید ننوشیم
متوجهش شدم
چه راه حلی دارید؟
اگه میخوان بکشنمون
باید دست به کار بشیم
و زودتر بکشیمشون
چجوری بکشیمشون؟
بجنگیم؟
چرا که نه؟
قبلا شکست خوردیم
چون آمادگی نداشتیم
حالا خیلی راحت میتونیم بکشیمشون
نظرتون چیه که به راحت ترین روش ممکن
از شرشون خلاص بشیم؟
بانو فوی ارشد، چه فکری دارید؟
دشمنو از مخفیگاهش بیرون بکشیم
هدف اونا اعلی حضرت اند
باید بدل عالیجناب رو درست کنیم
و طعمه اش کنیم
نیمه شب
شما باید طعمه رو به سمت شرق ببرید
تا اونا رو از مخفیگاهشون بیرون بکشید و بکشیدشون
و در اصل
من و عالیجناب به سمت غرب میریم
و یه جای امن برای مخفی شدن پیدا میکنیم
برو تو
بانو فو، بذارید بکشمش
صبر کنید قربان
اون به دردمون میخوره
میتونم بذارم بری
و این کیسه ی پر از طلا رو بهت میدم
اما تو باید به رهبرت بگی
که من و عالیجناب به سمت غرب نمیریم
بلکه به سمت شرق میریم
فهمیدی؟
رئیس، گفتن میخوان از طعمه استفاده کنن
که به سمت شرق بره
اما درواقع میخوان به سمت غرب برن
بعدش پیدام کردن
اما نگران نباشید
اونا منو نکشتن
به جاش بهم این کیه طلا رو دادن
که بهتون اطلاعات اشتباه بدم
من سرشون کلاه گذاشتم
!کارت خوب بود
رئیس
شاهزاده جین واقعی رفته طرف غرب
بریم
اونا گول خوردن
،نذارید سربازا اینجا آب بخورن
من اونو کشوندم توی دام
که بیاد حرفامونو گوش بده
از عمد گفتم
به سمت غرب میریم
اما باید برعکسشو انجام بدیم
ما دام ها رو آماده کردیم
که به سمت غرب برن
اونا هیچوقت برنمیگردن
عالیجناب
عالیجناب تب کردن و ضعیف شدن
مواظبشون باش
آروم
کسی رو داریم که بفهمه
کجاوه یه دامه یا نه؟
نه
اگه دام باشه نمیتونیم بفهمیم
پس در این صورت فقط یه راه داریم
نیروها رو به اون سمت ببر
منم میرم ببینم چه خبره
باشه
همه به دنبال من
بکشیدشون
این یه تله است
برگردید
بکشیدشون
راه فراری نیست
این دامیه که نمیتونید ازش بیرون بیاید
پیش برید
و همشون رو بکشید
عالیجناب
!عالیجناب
!عالیجناب
حالتون چطوره؟
خوبید؟
چرا من اینجام
و به این حمله کردم؟
مردممون کجان؟
من فهمیدم که همه کسایی که توی مسافرخونه بودن، قاتل بودن
پس تصمیم گرفتم که به دام بندازمشون
سربازا توی یه تله گیرشون انداختن
اما فکر نمیکردم این قاتل
تنهایی بیاد
و مارو اینجا گیر بندازه
ببخشید که تو این شرایط قرارتون دادم
کار الآنت خیلی شجاعانه بود
اون به وضوح منو هدف گرفته بود
حتی اگه منو میگرفت، تو با این هوشِت
نجات پیدا میکردی
چرا اینجوری روی زندگیت ریسک کردی؟
گمونم باید
به همدیگه اعتماد کنیم
و توی مسیر
با همدیگه صادق باشیم
تازه
باید باهم لیو چنگ فو رو بکشیم
نمیتونیم اینجا بمیریم
عالیجناب انتظار ندارن که
بعد از اینکه کارمون تموم شد
سالم به پایتخت برگردیم؟
اون طناب رو فراموش کن
خودت کندیش
باید از نربان انسانی
بریم بالا
باشه
،من از شونه هات میرم بالا
و تو رو میکشم بیرون
تو منو بکشی بالا؟
خودت حرفتو باور میکنی؟
پس بذار همه چیز
همینجوری بمونه
آخرش
یکی برای نجاتم میاد
به همین خیال باش
تو همچین جای دور افتاده ای
کسی نمیاد نجاتمون بده
بانو فو. بانو فو
بانو فو. بانو فو
من اینجام. من اینجام
...من- بانو فو-
بانو فو
باید همینجاها باشن
بریم نگاه کنیم
برگردید
من اینجام
برگردید اینجا
خیلی خوش شانسی
من به این نمیگم شانس
یه مقدار علامت کنار آتیش درست کردم
تا به یه راه دیگه بکشونمشون
تو خیلی حقه بازی
گمونم خیلی دوست داری
که باهم اینجا بمونیم
اونا اومدن اینجا
مطمئنا بازم برمیگردن
اینجا خیلی بزرگه
حتی اگر هم برگردن
زمانش معلوم نیست
بانو فو ی ارشد
کدوم بانوی ارشد؟
من بانو فوی دومم. فو جین جان
تو بانو فوی ارشد نیستی؟
هدفت خواهرم بوده؟
...من
وایسید
یکم استراحت کنید
همگی استراحت کنید
لان پی
بانوی جوان
چرا ایستادیم؟
جناب ساو
میترسن حال عالیجناب خوب نباشه
برای همین خواستن
توی راه بیشتر استراحت کنن
خیلی جالبه
جناب ساو حتی از منم پرسیدن
که غذای محبوب شما چیه
و چی سرگرمتون میکنه
میخواستن براتون فراهمش کنن
بانوی جوان
مشخصا عالیجناب
میخوان شادتون کنن
چرا هنوز اینقدر توی خودتونید؟
پله رو بیار
تا جین چنگ چیزی نمونده
خیلی خب
خیالتون راحت نباشه
درود به عالیجناب
حالتون بهتر شده؟
از نگرانیتون ممنونم بانو فوی ارشد
خیلی حالم بهتر شده
سم از بدنم خارج میشه
قبل از اینکه به جین چنگ برسیم
تاثیری روی نقشمون نمیذاره
لان پی
تنهامون بذار
تنهامون بذارید
چیزی میخواستید بهم بگید بانوی فوی ارشد؟
شاهزاده جین
یه سوال ازتون داشتم
میخوام باهام رک باشید
بفرمایید
حتی اگه لیو چنگ فو رو بکشیم
من زنده نمیمونم، نه؟
بانوی فوی ارشد، این چه حرفیه؟
من بارها بهتون گفتم
بعد از انجام ماموریتمون باهم به پایتخت برمیگردیم
اما شما هربار موضوع رو عوض کردید
فقط دو دلیل میتونه داشته باشه
اول اینکه: شکست میخوریم
دوم اینکه: نمیتونیم باهم برگردیم
امپراطور دستور این ماموریت رو دادن
پس هر جور هست باید موفق بشیم
پس فقط این درسته که
شما حتما برمیگردید
و فقط منم که برنمیگردم
پس
پس من توی جین چنگ میمیرم
واکنشی که نشون دادید
حدسمو تایید میکنه
بانو فوی ارشد
گاهی باهوش بودن
چیز خوبی نیست
شما نمیخوید به من دروغ بگید
سفرمون به جین چنگ
خیلی خطرناکه
عالیجناب ممنونم که باهام رک بودید
بانو فوی ارشد
نقشتون چیه؟
،اگه قصد کشتنمو ندارید
میتونم یه راهی برای زنده موندن پیدا کنم
تازه
تا لیو چنگ فو نمرده
منو سالم نگه میدارید
آماده ای؟
تو
!تو
خیلی منحرفی
به چه دردی میخوری؟
حتی شخص اشتباه رو دزدیدی
فرار نکن
وایسا
وایسا
فکر کردی احمقم؟
فرار نکن
!مواظب باش
Hotaro:مترجم
♪ در زندگی دنیوی غرق شده ام ♪
♪ گل ها آتش فام شده اند ♪
♪ زیر جریان عمیق سکوت ♪
♪ عاشق شده ام اما ناگزیر از نابود شدنم ♪
♪ ملاقات در رویا به سرعت به پایان میرسد ♪
♪ کوه ها و دریاهای بیشمار پیش رو اند ♪
♪ از بهار تا زمستان ♪
♪ من عشق را بهتر میشناسم ♪
♪ در دام زندگی افتاده ام ♪
♪ میخواهم محافظت کنم ♪
♪ از این عشق زودگذر ♪
♪ برای چشمان خیس اشکت ♪
♪ تمام عاطفه ام را خرج میکنم ♪
♪ تمام چیزی که میخواهم ♪
♪ بودن با تو تا ابد است ♪
♪ دوباره تو را دیدم ♪
♪ چندسال است که از هم دورمانده ایم؟ ♪
♪ کوه ها و دریا ها شاهد عشقمان هستند ♪
♪ نمیگذارم بروی ♪
♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪
♪ برای چشمان خیس اشکت ♪
♪ تمام عاطفه ام را خرج میکنم ♪
♪ تمام چیزی که میخواهم ♪
♪ بودن با تو تا ابد است ♪
♪ دوباره تو را دیدم ♪
♪ چندسال است که از هم دورمانده ایم؟ ♪
♪ کوه ها و دریاها شاهد عشقمان هستند ♪
♪ نمیگذارم بروی ♪
♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪
♪ کوه ها و دریا ها شاهد عشقمان هستند ♪
♪ نمیگذارم بروی ♪
♪ تا دیگر نگرانی ای نداشته باشی ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.