Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دختر حقیقت جو
قسمت اول
دررو باز کنید
چهره رنگ پریده
پشت دستش کبودی داره
قفسه سینه اش ضعیف و شکننده است
شکمش متورمه
الان دلیل مرگو فهمیدم
دلیل مرگ این آدم چی بوده؟
بهتره که راستشو بگی
وگرنه ... هر چی دیدی از چش خودت دیدی
کلی به خودتون زحمت دادین تا منو بدزدین به اینجا بیارید
تا واستون کالبدشکافی جسدو انجام بدم
طبق قوانین ، ما اول باید سر قیمت توافق کنیم
باید بهمون دلیل مرگ این مغول رو بگی
یا اینکه شما از استاد کله اسبی و چشم موشی
که قیافش شبیه میمون آمازونیه و فندق مغز و مارموزه ، استفاده میکنید
تا منو باهاش تهدید کنید
شاگرد خوبم ، میدونم که بچه حق شناسی هستی
میدونستم که خطرو در نظر نمیگیری و میای تا استادت رو نجات بدی
از قیاقشون مشخصه که کلی پول باختی
خیلی نیست ... فقط
پونصد سکه است
یه بار دیگه کمکم کن
به جان خودم دفعه آخره
همش همینکارو میکنی ، خسته نشدی؟ میشه دفعه دیگه از یه روش دیگه استفاده کنی؟
-بریم -نه
-بریم -نمیشه
بهت گفتم بریم
دلیل مرگ
من بهت دلیل مرگ این جسد رو میگم
و همین رو به عنوان قرضت در نظر بگیر
همه جای جسد کبودی داره
قفسه سینه اش ضعیف و شکننده است
چون دنده هاش شکسته
شکمش متورم شده ، چون خون توش جمع شده
و این ثابت میکنه که اون به خاطر خونریزی داخلی مرده
خونریزی داخلی؟
به نظر میرسه اونی که برادر منو کشته یه رزمیکار ماهر بوده
نگهبانا
مگه توافق نکرده بودیم که وقتی دلیل مرگ رو گفتم همونو به جای پولت در نظر بگیری
منکه که هیچوقت موافقت نکردم
تو خودت فرض کردی فقط
شمشیر بکشید
من شنیدم که تو دختر ارشد خانواده ران از شهر شوجویی
حساب بابام از من جداست
من دختر مورد علاقه اش نیستم و اون منو دوس نداره
به خاطر همین به هیچ جاش نیست که بیاد جون منو نجات بده
پول نمیدی؟
پس فقط باید بمیرید
-دختر نجاتم بده -باشه . پولشو میدم
استاد
پس اندازتو بهشون بده
زودباش فرار کن
برید دنبالشون . نزارید اون دختره فرار کنه
دنبالشون کنید
-لباس بردار -باشه
بگیریدشون
بگیریدشون
بگیریدشون
زودباشید
بگیریدشون
دیگه نمیتونم بدوئم
استاد زود باش ، عجله کن
-بگیریدشون -برید کنار
بگیریدشون
ندو
بدبخت شدیم
دیگه کجا میخواهید فرار کنید؟
الان فقط میتونیم بپریم تو آب
اما من شنا بلد نیستم
با شماره سه بپر تو آب
بپر
پریدی که
اینجا نیا
تو کی هستی؟
مروارید مارکیز سوی کجاست؟
تو بودی که برادر کوچیک منو کشتی؟
....تو میخوای مروارید مارکیز سوی
بهت میگم
...دست لیو سانه
کجا قرار دارید؟
ساعت هفت بعد از ظهر
تو فاحشه خونه چینگ لی
طبق تاریخچه شوآن مینگ
وقتی امپراطور یانگ از" سوی" زنده بودند ، ثروتی به ارزش کل کشور از خودشون به جا گذاشتن
اون توی مروارید مارکیزِ سوی جا سازی شده
اعلیحضرت
این مروارید مارکیز سوی باعث یه طوفان میشه
همه قدرت های مختلف به خودشون میوفتن و باعث هرج و مرج میشن ، به خصوص حامیان سلسله سوی
اونها قطعا از این فرصت استفاده میکنن تا گنج رو به دست بیارن
تا دوباره به قدرت برسن
چند صد تن از سربازای "چیان نوی" که اعزامشون کرده بودم دیگه هرگز برنگشتن
ما فقط شنیدیم که مروارید دست یه نفره
و اونم اسمش لیو سانه
همونطور که از اندوه ارواح چانگان انتظار میره
مروارید مارکیز سوی الان دست اون سوداگر ، لیو سانه
اون الان با عجله داره میره به سوجو
تا با یکی معامله کنه
قائم مقام شیائو
این خنجر امپراطور پیشینه که توی روز به سن قانونی رسیدنم
بهم هدیه داده
الان اینو میدمش به تو
این وزیر جرأت گرفتنش رو نداره
این خنجر فقط حکم جایزه رو برای من نداره
بلکه نشونه اعتماد من به توعه
امیدوارم این اعتماد
بتونه مدت های مدیدی رو بین من و تو , امپراطور و وزیرش , باقی بمونه
توی این زندگی
هیچوقت شما رو از اعتمادی که به من داشتید ناامید نمیکنم
اون همشون کشت؟
چه آدم ظالمی
[ران یان]
لرد ، تاجر لیو فقط میتونه با تاجرای عود ایرانی وارد شهر سوجو بشه
رابطشون هنوز سر و کله اش پیدا نشده
چجوری برگشتم؟
استاد منو نجاتم داد؟
تونست فرار کنه؟
بانو حتی اگه مجبورتون کردن که ازدواج کنید ، چه نیازی بود که بپرید تو رودخونه تا خودتون بکشید؟
وان لو چرا مثل این مرده هایی که از قبرشون پا میشن ، پا شدی
منو ترسوندی
این یه وضعیت اضطراریه
نامادری و خواهر کوچیکتون دوباره مجبورتون کردن که با سو فو از خانواده سو ازدواج کنید
مثل همیشه رفتار میکنم
به تاخیر میندازمش
دیگه نمیتونیم به تاخیر بندازیمش
کاروان همراهی عروسِ خانواده سو چند روز دیگه میرسن اینجا
منتظر چی هستی ، بیا فرار کنیم
بانو ایندفعه اونها از تکنیک تور ماهی گیری استفاده کردن
جلوی درِ عقبی. و هم در جلویی نگهبان کاشتن
به نظر میرسه ایندفعه نمیتونید فرار کنید
متاسفم براتون
من توی چی بیشتر از همه مهارت دارم؟
جمع کردن جسد؟
تغییر دادن یه موقعیت ناممکن
بانو حالتون خوبه؟
چرا قیافتون یه جوریه که انگار قراره یه اتفاق بد بیوفته؟
یه اتفاق بد قراره بیوفته
حیاط پشتی به کجا میخوره؟
انبار غذای ارباب
بانو کفشاتون نپوشیدید
لرد ، لیو سان الان توی خیابون فو یوآنه
انبار غذا سه سال پیش منفجر شد؟
منظورتون همون موقعیه که ارباب غذا ها رو میزاشتن تو انبار
و آرد
به طور مرموزی جرقه زد و منفجر شد (منفجر شدن آرد اتفاق میوفته ، مخصوصا تو کارخونه های آرد . به دلیل ایجاد بار منفی )
همینجا صبر کن
بانو
مادر
حرکت شما که مجبورش کردید تو اتاقش بمونه خیلی خوبه
این دفعه دیگه نمیتونه دَر بره
اینطوری اون با پسر نامشروع خانواده سو ، سو فو ، ازدواج میکنه
بعدشم من از پدرت میخوام که یه خانواده اصل و نسب دار واست پیدا کنه
بهت قول میدم که بقیه عمرت رو مثل شاهبانو ها زندگی کنی
بانو منو ترسوندید
آتش زنه رو بده بهم
بانو خوب فکراتون کردید؟
بانو کجا میرید؟
بانو
بانوی من ، خانم ارشد فرار کردن
زودباش برو بگیرش
بیا به نوشیدن ادامه بدیم
لرد ، فی یانگ سر و کله اش پیدا نشده
فک کنم ... هدف رو گم کردیم
متاسفم، متاسفم
دروازه شهر
دروازه مزرعه
خیابان فویوآن
لیو سان به سمت شمال میره
اون قطعا معامله رو توی جای شلوغ و پرازدحام انجام میده
خب اون مکان
باید
اینجا جایی که مردا میان
اومدم دنبال پدرم
چه پدری؟
اگه اینجا قایم بشم اصلا نمیتونن پیدام کنن
هیچوقت نشنیدم بودم که یه دختر اینجا بیاد دنبال باباش ، عجب دور زمونه ای
-تو برو به بانو گزارش بده ، ما میگردیم دنبالش -باشه
اون طبقه بالاست
برو بیرون
ببخشید
اون خیلی ساده لباس پوشیده
به نظر میرسه که از فاحشه های اینجا نیست
لباش رنگ و رفته است و چشم هاش قرمزه
این استخر هم از آب دارویی که با گیاهان دارویی قاطی شده ، پر شده
یه نظر میرسه که اون میگرن داره
تو یه طبیب سرگردونی؟
این حمام دارویی به دردت نمیخوره
دفعه دیگه که سردرد گرفتی
این نقاطی که الان گرفته بودم رو پنجاه بار فشار بده
میتونه از سردردت کم کنه
میشه بزاری برم؟
واسه چی باید بزارم که بری؟
...لرد ، اون خانوم
همش تقصیر منه ، الان دستگیرش میکنم
نیازی نیست ، نقشه امون مهمتره
حواست به لیو سان باشه
چشم
چه روباه مکاری
بفرمایید داخل
ایشون داخلن
حسابشو میرسم
بانو
اومدی اینجا بازی کنی یا باهات بازی کنن؟
چه خضعبلاتی داری میگی
اومدم دنبال یه دختر
احوال شما
تو منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی
بزن به چاک
اون کسی که سفارش رو گرفته گفت که اینجا گذاشتتش
مجبور شدم اینهمه راه تا اینجا بیام
حتی اگه اشتباه گرفته باشم هم لازم نیست که اینقدر گستاخانه باهام حرف بزنی
یه جنتلمن نه با بقیه بد حرف میزنه و نه با آدمای پست دمخور میشه
به چیزای بد نه گوش کن و نه نگاه کن
به چیزای بد نه گوش کن و نه نگاه کن
چند تا از وزیر وزرا ها اینجان ، حواست باشه
جلوتو نگاه کن
بگیرش
اون واسه چی اینجاست؟
مهمانان گرامی ، به فاحشه خانه چینگ لی خوش آمدید
حضور شما سروران باعث افتخار ماست
برای قدردانی از شما گرامیان، من ، رئیس فاحشه خانه رقص مخصوصی رو براتون آماده کردم
یه رقص ماسک دار که توسط ماهر ترین رقاص های ما نجام میشه
چه خبره؟
کشتنش؟
زودباشید
مرده؟
اون مرده ، اون واقعا مرده
عجله کنید
یکی به قتل رسیده ، برید
زودباشید برید
یه قتل اتفاق افتاده
عجله کنید و بگیریدش
زودباشید بدویید
درها رو ببندید ، من شیائو سانگ ، قائم مقام رئیس دادگستری ام
بدون اجازه من ، هیچکس حق رفتن رو نداره
نتونستیم مروارید مارکیز سوی رو ، روی جسد لیو سان پیدا کنیم
احتمالا اون کسی که کشتتش با خودش برده
من از همه رقاصا سوال کردم ، هیچکس اون رقصنده ای که تو ایوان بوده رو نمیشناسه
اما طبق تحقیقات من
اون دانشمندی که الان با لیو سان بحث میکرد
اسمش هست سانگ چن
اون یه معلمه که مرکب دان هم میسازه
به آدمام گفتن بیارنش تا ازش بازجویی کنیم
لرد
اون خفه شده
با توجه به زخمش اون توسط یه گردنبند خفه شده
ببخشید
تو ... کی هستی؟
اسمت چیه؟
آه مولی
من رییس فروشگاه لباس بین پین هستم
این پیشخدمت من دالاساست
ما هر دو ایرانی هستیم ؟ (اسم جدید ایرانی : آه مولی :))))
ایرانی؟
دنبالم بیایید
اسمت چیه؟
ران یان
گیرت آوردم ، این موقع شب اینجا چیکار داری؟
دارم با تو حرف میزنم ، گوشِت کرِ؟
با من بیا خونه
بشین تو این کالسکه
برای آخرین بار بهت بگم ، دیگه فرار نکن
جناب لرد دستور دادند که هیچکس حق خارج شدن رو نداره
چشم
لرد ، ما تمام اتاقای پشتی نوارنده ها و رقصنده ها رو گشتیم
هیچکس نیست
مطمئنا دوست نداری که کل خانواده ران رو به قتل برسونم
از کجا منو میشناسی؟
کالسکه ها چی؟
وزارت دادگستری داره تحقیق میکنه ، هر کس که تو کالسکه است پیاده بشه
من شیائو سانگ هستم
انتظار نداشتم بانو هر دفعه که میبینمت
تو ظاهرت تغییری اینجا کنی
ببخشید دیگه
من واقعا خیالم راحت شد که این دفعه شما رو با لباس میبینم لرد شیائو
بانو ، یادمه که یه طبیب سرگردون بودی
اما الان به نظر میرسه که
یه رقصنده ای
و منم یادمه که لرد شیائو همش به فاحشه خونه ها سر میزنه
دهنتو ببند ، ایشون وزیر حکومت هستند
من مجازاتت نمیکنم
وای وای ترسیدم
لرد شیائو ، ببینش چی میگه
تو واقعا زبون نقره ای داری و با حرفات میتونی بقیه رو گول بزنی
جناب لرد از تعریفتون ممنونم
-بای یی -بله
کالسکه رو بگرد
به رو تخم چشمم
لرد شیائو اون مرد خفه نشده بود
همه دیدن که اون خفه شد
اونهایی که خفه میشن معمولا آب دهنشون میریزه
و ردش تا پشت گردن هم میره
و سرازیر میشه
اما دهن اون کاملا بسته بود
هر کسی که داره خفه میشه به طور طبیعی ار خودش دفاع میکنه
اما دستای اون مرد به دو طرفش افتاده بود
مثل این بود که قبل از مرگش هیچ فرصتی برای واکنش نشون دادن نداشته
این برخلاف عادته
وقتی اون رقصنده خفه اش میکرد ، منم اونجا بودم
اون اصلا حرکتی نکرد
-برو اونور -لرد شیائو
تو اون لرد رو میشناسی؟
زودباش بگو کجا زندگی میکنه ، چند سالشه
مزدوجه یا نه؟
از کجا بدونم؟ اصلا دوست ندارم بشناسمش
نمیشناسیش؟
خوبه که نمیشناسیش
اون الان مال منه
غلط میکنی اگه بهش نظر داشته باشی
حیف شد که فرار کرد
فقط یه جعبه موند
لرد حالتون خوبه؟
اون فرار کرد
قبل اینکه محاصره اش کنیم جعبه عوض شده
غیر ممکنه
ما تموم مدت چشمون به لیو سان بود
نکنه اون همون رقاصی بود که لیو سان رو کشت ؟
ما باید قاتل رو پیدا کنیم
لرد
کی میتونیم بریم خونمون؟
لرد ، ما کل شب رو همینجا بودیم
کی دخترا میتونن برن بخوابن؟
یه اتاق بده بهم
میخواهید استراحت کنید؟ میخواهید یکی از دخترا همراهیتون کنه؟
میخوام
کدوم دخترو دوس دارین ؟
اوشونو
تاجر عود ، چهل و پنج ساله
توضیحی که دیروز کنار کالسکه ات
در مورد مرگ اون دادی
کنجکاوی منو برانگیخت
به عنوان یه طبیب مسافر
تو به زنده ها علاقه نداری ولی از مرده ها خوشت میاد
این ثابت میکنه که تو یه آدم عادی نیستی
چطور عادی نیستم؟
دیشب یکی تو کالسکه ات پنهون شده بود
اما اون شخص با تو از کالسکه پیاده نشد و باعث شک من شد
اینکه ، ممکنه که اون
به قتل دیروز ربطی داشته باشه؟
در مورد چی حرف میزنید؟ من متوجه نمیشم
خیلی خب ، امروز در مورد اون پرس و جو نمیکنم
کمکم کن جسد رو بررسی کنم
اولا من نیاز به وسایل خاص دارم تا بررسی رو شروع کنم
دوما بعد اینکه چکش کردم میرم
سوما ، میشه صد سکه
اگه پول میخوای باید تواناییتو بهم نشون بدی
پس این شهروند دون پایه باید مهارت هاشو نشون شما بده
بفرما
ران یان
هیجده ساله
دختر مشروع خانواده یان
که با این وجود در یکی از عمارت های فرعی تنها زندگی میکنه
اون تو طبابت مهارت داره ، اما علاقه ای به درمان کردن نداره
دختر مشروع خانواده یانه
اما بازم از راه کالبد شکافی جسدا پول درمیاره
من دلیل مرگ رو پیدا کردم
یه سوزن فلزی تو نقطه بای هوی در قسمت بالای سرش فرو شده
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.