Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه در "سييِل تيم" گذشت
تيم اکو توي دومين مرحله شبانه بود
اونا به سازمان حمله کردند
چند ثانيه بعد يه انفجار رخ داد
پس داري ميگي همه اون
شيش نفرِ تيم اکو مردن
دستور رسيده که اطلاعات صفآراييتون تنظيم بشه
شما 18 ساعت ديگه حرکت ميکنيد
بقيه خونواده خيلي سعي کردن بمونن
من نميتونم چيزيو باهات تقسيم کنم
فکر نميکنم درست باشه که همسرت باشم
تاريگ جمالا
خوب، اگه بچههاي ما تو تله افتادن
دليلش اينه که تاريگ اونجا فرستادتشون
آخرين تلفني که زد
به عظيم رييساني 19 ساله هستش
تاريگ از اين پسره عظيم خوشش اومده
دِک گفت همسايگي چيز بديه رييس
ميريم تو، ميايم بيرون
بچه رو ميگيريمو ميايم
هيچکدومتون عصباني نشدين؟
آره، اين جا خاطرات زيادي داريم
فکر ميکني چند بار تو جِيبد بوديم؟
خيلي
تياُسي، براوو 1 در حال پيشروي تو جادهي مزاريه
دريافت شد، براوو 1 توي جاده مزاري پيدات کرديم
هدفتون تقريباً 800 متر از سمت چپ باهاتون فاصله داره
دريافت شد
قربان، من از قيافه اينا خوشم نمياد
اولين چيزي که
بهم تو صفآرايي گفتن
تو توي يه مکان با دشمناي خطرناکي
خيليا تلفن دارن
اگه همه تلفنا رو گرفتن چي؟
اونوقت همشونو بررسي کنيد
آره باعث ميشه صاحب چندتا عقل و قلب بشي
اونجا وايسا
تياُسي، ما رو ميبيني؟
دريافت شد، براوو 1
براي وارد شدن امنه
دريافت شد، بريم
برو برو برو برو
حواسم بهت هست، رفيق کوچولو
آخرين بار که يه تيم توي ساختمان تاريگ رفت همش منفجر شد
براي همين بايد کارمونو درست انجام بديم
تو آخري
هي، هي
بيا بيرون، بيا بيرون
بخواب رو زمين
عظيم، عظيم، عظيم!
تياُسي، براوو 2 صحبت ميکنه
عظيمو گرفتيم
دريافت شد، براوو 2
ببين، يه وسيله نقليه ناشناس
به هدف داره نزديک ميشه
ديويس، همين الان از وناي اسکوبي رو بيار
دريافت شد. ون هارو به محل آمادهباش ميبرم
ما حواسمون هست
رفيق کوچولو تو راهه
تعجب آور نيست
براک، اين يعني چي؟
باد از طرف حرکت ماشين مياد
يعني ميگي يه آيايديه؟ - توش يه بمبه -
توش - پسمونده؟ -
ممکنه ، ولي بايد پسموندههاي زيادي باشه
من از اين بچهها خوشم نمياد رييس
براوو 1، چند نفرو ميبينم
تعدادشون زياده، دارن به شما نزديک ميشن
کجان؟
از هر طرف
اولين هقته تو روستا
نميذاريم کلکمونو بکنن
تياُسي، درخواست فوري پشتيباني هوايي داريم
خطر نزديکه
براوو 1، محدوديت هوايي داريم
نزديکترين وسيله داره سوختگيري ميکنه
ايتياي تو راهه، 10 دقيقه
الان ميزنه
همه خوبن؟ - آره -
آره، خوبيم
يا نميدونن عظيم اين بالاست يا اصلاً براشون مهم نيس
آره، فکر کنم ميخوان اونم بکشن
تياُسي، براوو يک صحبت ميکنه چقدر مونده پشتيباني هوايي بياد؟
براوو1، تياُسي صحبت ميکنه
پشتيباني هوايي تأخير داره
ولي يکيو داريم که ميتونه
شما رو خارج کنه و به سمت الزد ببره
جنوب شما از کوچه ميکاييل
دريافتشد، الزد چيه؟
يه زمين پشت بزرگراه کابله
من تو جيپياس براي راننده ها ميفرستم
دريافتشد، اونجا ميبينيمت
ون ميره به کوچه غربي آماده رفتن بشين
جيس، وقتشه از داج خارج بشيم!
هي، سه نفر، سه نفر اون بالان
اونا دشمنن، مواضب باشين!
يه نارنجک بده
نارنجک
نارنجک
دودزا
آماده براي رفتن
هي، بلند شو، بلند شو
برو برو برو راست، بريم
ون 30 ثانيه ديگه مياد
دودزا آماده
داريم خارج ميشيم
آخريَم
آخريَم
آخريَم
برو برو
برو برو برو
تياُسي، داريم ميريم به سمت الزد
فصل 1 قسمت 14 اعلام خطر
ايران فيلم تقديم ميکند mj_jalilvand : ترجمه از جليلوند، تلگرام
موفق شديم - آره، اميدوارم ارزششو داشته باشه -
چون حسابي پدرمون در اومد
تاريگ جمالا بچههاي مارو به يه حونه که منفجر شد راهنمايي کرد
عظيم آخرين کسيه که باهاش حرف زده اون ارزششو داره
ببينم چي ميفهمي
اون گفت تاريگ يه تروريست نيست
تلفن سوخته تاريگ چندتا تماس داشته
همدست شبکه هالاني هم هست
اين طوري ما براي اولين بار پيداش کرديم
اون ميگه دروغه - ما هم ميدونيم -
ميگه شبي که اون مُرد
همون شبي هستش که افرادمون مردن
بعد از اين که مثل خر زحمت کشيديم
اين پسره عظيمو بياريم، حالا به بنبست خورديم؟
هيچوقت نميتوني بفهمي چرا يه همجنسباز، جهادي ميشه
جنگيدن بين کسايي که پرتت کردن بيرون
اگه واقعا بدونن کي هستي - احتمالا ميدونن -
دوتاشون عاشقمون بودن
منظورم اينه طوري که اونا به خونه شليک ميکردن
معلوم بود به اين عظيم اهميتي نميدادن
شايد اونا نميخواستن عظيم رو زنده بگيريم
ميخوام بهش يه شانس ديگه هم بدم
واقعاً اين کارو ميکني؟
من هرجايي بخوام ميتونم برم
از اون موقع برنگشتم
ببينم تو همهي صفآرايي خواب بودي؟
من هر روز بيرونت ميفرستادم تا رو زندگيت ريسک کني
خب، طول کشيد بهت اعتماد کنم
من تو رو به هدفاي درستي ميفرستادم
اِه - سلام، قربان -
چيه؟
هيچي، فقط فراموش کردم شماها کلهگنده هاي اينجايين
تعجب ميکنم که اون به اساما شليک کرده
آلانا داره براي طلاق آماده ميشه
من، خيلي متأسفم
ميخواي راجع بهش حرف بزني؟ - نه -
نه
تا حالا فکر کردي چندبار رو تخت يه
آدم مرده خوابيدي؟
هيچ تختي مثل تختاي تيم اکو نيست
ارشدا رو تخت پايين
باشه عوضي
سلام داگ
سلام - سلام -
کي برميگرديم؟
کي برميگرديم؟
دوازده و نيم ظهر
به خونوادت ايميل زدي؟
آره
تو خوبي؟
من به ايايآرِ اکو نياز دارم
اين جواب سوالم نبود
لازم نيست برام دلسوزي کني، رفيق
نه اينطور نيس
ايايآر... بده بياد
ممنون
جيسون، خواب نقطه ضعف نيست
بيا پسر، هاپ هاپ
مهم نيست چجوري نردبونارو درست ميکنن
هم تيميمون يه راهي براي بالا رفتن پيدا ميکنه
پيش من نيا
فکر کنم عاليه
پس برا اين به وسايل برچسب زدي
من به همه چيز برچسب ميزنم
ببين، تا قبلا از اين که به قوانين
احترام نذاري نميتونم کمک کنم
تو بايد وسايلتو قبل از رفتن به هواپيما
با من چک کني
بروک
من يه عضوي از سيستمم - خب که چي؟ -
من ميرم دنبالش بگردم ولي دليلش اين نيست که
فکر کنم تقصير منه که اون گم شده
براي اينه که من همکاريتو نميخوام
که تحمل بيعرضگيتو بکنم
باشه - باشه -
ادامه بده
وضعيت امنه بريد تو و گزارش بديد
چقدر طول ميکشه افرادت بمب گذارو پيدا کنن؟
چيزي نمونده
اونا تلاششونو ميکنن که سريع پيداش کنن
پس قبلا که رفتن همه تلاششونو نکردن
بايد همين حالا شناساييش کنين. فهميدي؟
هر کي اين کارو کرده استاد بمب ساختن بوده
کاري که بايد بکني نگاه کردن
به ويديوِ و اين که بفهمي کي بمب جاگذاري کرده
يه حرفهاي بوده
ببخشيد. ببخشيد
من فقط
ببين، ميدونم که تو هم مثل ما خيلي دلت ميخواد اونو پيدا کني
عذرخواهي پذيرفته شد
آره، درست ميگي
اون يه بمب حرفهاي بود
ما کسي که بمب گذاري کرده پيدا ميکنيم
و کسي که پشتشو رو هم پيدا ميکنيم
و همينطور بعدي، چون کار ما اينه
ببين، من طبق ايايآرِ اکو تيم پيش رفتم
تا ببينم از طرف تاريگ و عظيم اومدن يا نه
ولي اونا از طرف هيچکي نيومدن
من و افرادم حتماً حسابشونو ميرسيم
من با همون افرادم که الان خوابيدن
بچهها چطورن؟
سعي ميکنيم زياد راجع بهش فکر نکنيم
سرمون تو کار خودمون باشه
هوشمندانس
تو چطور، خوبي؟
فقط بمبگذارو پيدا کنين
سلام، جعبه نظامي اضافه داري؟
صبر کن، اينو پر کنم، الان تموم ميشه
ري - صبر کن -
حالت خوبه؟
تو سعي کن وارد راديو بشي
کليد کار نميکنه، ما هم بلد نيستيم
فکر ميکني خوبه؟
اگه حالت خوبه يه چيزي ازت خواستم
نه ليسا، من جعبه اضافي ندارم
باشه
عوضي
نذار ناراحتت کنه اون فقط يکم اذيت شده
به خاطر اين دستگاها - اوهوم -
خوبه، با ابزارايي که داريم ميتونم بهتر تمرکز کنم
راحتتر ميتونم با تخليه و پشتيباني هوايي تماس بگيرم
مهم نيس
پس، اوه، دنبال چي ميگردي؟
بروک يه جعبه نظاميو گم کرده
ولي خب اون کار نکردنش با سيستم بدتر از گمکردناشه
اوه، پس داري از سيستم حرف ميزني
همينو بهش گفتم
واقعا حواست هست؟
ها؟ - ببخشيد؟ -
خب منم چسبِ ژلهايمو گم کردم
خب تا حالا پيش نيومده بود
خب الان دارم فکر ميکنم فرقش چيه؟
خب، فکر ميکني داري با مشکل من مقايسه درستي ميکني؟
درمورد، چيز، چسب
خب، ميخوام بگم، فقط يکم حواسم پرت شده، ولي
ساني، واقعا نتوستي پيداش کني
شايد، به باسنت چسبيده بود - اوه، اينجاست -
و دفعه بعد لازم نيست چرتوپرت بگي
کار من پيدا کردن چيزيه که شما ميخواين - خوبه -
حالا بگو جعبه من ميدوني کجاس
اگه ميدونستم، بهت ميگفتم
ميتوني از اون بپرسي
بتسي روس
هي بتسي - اوه -
اين يه قيافه جديده
هيچوقت به تکتيراندازي که نميتونه خياطي کنه اعتماد نکن
يادم ميمونه
ببينم تو جعبه نظاميي داري که مال تو نباشه؟
اوه، نه، نه، شرمنده
هي، ديويس
ببينم ميدوني، اوه, من رو تخت کي ميخوابم؟
تخت خودت ديگه
نه منظورم اينه کي قبلاً رو تخت من ميخوابيد؟
اون، اُه
آخه يه چيزيو جا گذاشته
شبيه وسيله جادوگرايه
هي، پيداش کردم
اوه، خوبه، مربوط به غذاي سگه؟
نه کاملاً
دوربين سگ و فرستنده صدا
بُردِش دوبرابر قديمياس
اوه، جالبه - خيلي جالبه -
اوه، آره بده منم ببينم
هيچکي انقدر هواي جلالآبادو دوست نداره
من پاول مالري هستم
باشه
عضو ديآياي هستي؟
ببخشيد؟
يا سيآياي؟ يا ناسا؟
دارم سرواژهها رو ميگم
ببخشيد، من سرواژههارو نميشناسم
ببخشيد من با وايس هستم
آره، دان جانسون
تو داخل کار مبکني؟
اين ساختمون؟ بعضي وقتا
نه دفتري، نه پوشه اي، نه کدشناسايي
نه پلاکي
تجهيزاتتون ميگه سازمان باهوشي هستين
ولي مدل موت ميگه
مدل موم چيزي ميگه؟
نه فقط سعي ميکنه
يه چيزاييو درموردت مشخص کنه
دليلش کاريه که تو با افراد اماس13 کردي
ميدوني من کيم؟
ميدونم چيزاي زيادي راجع به گروههاي آدمکشي نوشتي
و وقتي که دياياِي ازت خواست چيزاي بيشتري بنويسي
درخواستشونو رد کردي
من براي دياياِي کار نميکنم
ولي تو ميدوني من کيم و چي نوشتم
آمادهاي؟
البته
خب، آقايون قبل از اينکه خانم اليس بيان
و خلاصهاي از هدف عصر بدن
قصد داريم سياستي رو ببينيم
اوه
لطفا بهم ياداوري کنين چرا
صف واحد1
از پشتيباني تيما معاف نشدن
چون دستور همين بوده
دستور همين بوده، چرا که نه حالا چرا بيخيالش نميشيم؟
اين يه تعهديه که ما با فرماندههاي محلي داريم
خب اگه تو ارتفاع بالايي بريم چي؟
خب فشار هوا خيلي کم ميشه
طوري که کاميوترا نميتونن خوب کار کنن
بازدهشون خيلي کم ميشه
طوري که ارزش يه بند تفنگ ازشون بيشتر ميشه
من نميخوام حتي يکي از سربازارو از دست بدم
به خاطر چندتا تعهدي که داريم
آره، باشه
فرمان رسيده که
ما بايد يه زن همراهمون باشه
تا مشکلمون با زنايي که ممکنه هدف باشن برطرف بشه
همونطوري که راجع مرداي افغان ميدوني
نميخوان به زناشون کسي دست بزنه
من دست نميزنم
ديويس
گروهبان واناسا رايان
پيش تيم براوو برو
خانم اليس
ميشه نشونمون بدين ما دنبال کي هستيم؟
آرش کمال، بمبساز
قانون فکر ميکنه اين بمب گذاشته
که افراد تيم اکو رو کشته
همونطور که تو پروندش هم ميتونين ببينين اون اين اطراف زياد بوده
اون هميشه بمبو تو خونه ها نصب ميکرده
مأموراي افبيآي شناساييش کردن
بمبي که افراد اکو ر. کشته
ترکيبي از کلر و فسفر بوده
ترکيبش شبيه مخلوط آرمسترانگه
عوضي ميخواسته بيشترين نفر ممکنو بترکونه
باشه، پس ميدونيم اونجاست
چرا با هواپيماي بدون سرنشين بهش حمله نميکنيم؟
لازمه که با اس.ا.بي توافق کنيم
کمال يه مزدور کامله
That means somebody backed up the truck big time
for the Echo job, and we want to find out who that is.
خيلخب، بهنظر بستن خيابون ساده مياد
آره، محيط جزييات خاصي نداره فقط خونست
در هر دو طرف بنظر هم خالي ميان
خيلِخب، ما حمله اوليمونو اينجا تنظيم ميکنيم
بعدي ايجا
يه کاري ميکنيم اون حرومي بيرون بياد
با اون موهاي کوتاش
خيلي سادس - فکر ميکني خيلي سادس؟ -
آره، شرط ميبندم کل اونجارو تله گذاشته
اين خيلي ساده نيست - آره -
اون براي امرار معاش بمب درست ميکنه
چرا درخواست نيروي بيشتر نميکنيم؟ - راجع بهش فکر کردم -
جواب خيلي ريسکيه، برادر
خب، اين کاريه که ميکنيم، بايد خيلي مواظب باشيم
و درخواست کمک هم بکنيم اگه جواشون منفي بود که هيچي
ساني، تو چندتا بمب صدا از پنجره مينداري تو
اگه کسي اومد بيرون حواست باشه، خب؟
اين اتفاق نميفته، بعد مارو سگا راهنمايي ميکنن
بروک، حواستو جمع کن که حتما اون دوربين جديدرو بياري
ما بايد بدونيم داريم کجا ميريم، خب؟
تو هموني هستي که فکرشو ميکرديم، بريم انجامش بديم
آره
خوبه
بااحتياط حرکت کردن جلبتوجه نميکنه
خوبه که ميدوني
ميخواي اذيت کني؟
اصلاً. من چنين کاري نميکنم
خوبه که ميبينم عضو کنگره وحشيتر نشده
تو توي آخرين ملاقاتمون به پدرم اشارهاي نداشتي
اميدوارم ميکنه که تو کاراي پدرمو به حساب نذاشتي
من فقط
من فقط ميخوام به زيردستات دسترسي پيدا داشته باشم
اونا زيردستاي من نيستن
به هر حال گروه واحد 1
نميذارن روزنامهنگارا تو عمليات بيان
خب من که راجع به اومدن تو عمليات حرفي نزدم
هر چند اگه بشه دوست دارم بيام
من فقط يه دورنمايي از عملياتشون ميخوام
دورنماشون مزخرفه
من و استيو پرتر، فرمانده اکو
خيلي با هم رفيقيم
ما هر چند وقت يه بار راجع به خاطراتمون حرف ميزنيم
ببين من قوانينو تنظيم نکردم پس تو و اون
سباستين جانگر بايد بريد يه جا ديگه
حرف ديگهاي نداري؟
نه، ميتوني بري
بگيرش
اوه، کجا ياد گرفتي اونطوري بزني؟
چيزي لارم نداري؟
مثلاً تير بيشتر؟
نه، نميخوام سرنوشت رو وسوسه کنم که
از همه اين تيرا استفاده کنه
منظورم اينه که يه چيزي اشتباهي شده
به هر حال، وناسا هستم
منم ديويسم
اسم کوچيکم داري؟
کسي هست نداشته باشه؟
سه ماه بعد هماتاقي ميشيم
پس اسم کوچيکتو نميخواي بهم بگي؟
شايد وقتي يکم همديگرو بيشتر شناختيم بهت گفتم
چيزي لازمه من بدونم؟
در مورد افرادتون
تو کارتو بکن، اونا هم بهت احترام ميذارن
مگه نه؟
نمايش بشه
چيزي هست که لازم باشه من بدونم؟
نسبت مردا به زنا تو اردوگاه
ده به يکه، پس مواضب خودت باش
يا ازش لذت ببر
اگه چيزي لازم داشتي بهم بگو
پسر خوب
زودباش، سربس
هي
به جونورا نه نگي
ري
تياسي، براوو 2 صحبت ميکنه ما رو از بالا ميبيني؟
دريافت شد، براوو2
آياسآر توي ايستگاهه
با احتياط به سمت ساختمان هدف ميريم
ديد وسيعش چطوره؟ همه چيو نشون ميده؟
الان تنها نشانه گرمايي
مال افراد افرادمونه
اتفاق جديدي رو تو تلفن هدف افتاد؟
آخرين سيگنالش
از توي خونه اومده
اميدوارم بمبساز هم اونجا باشه
براوو1، تياُسي صحبت ميکنه
سيگنال تلفن آخرين بار از بالا تو ساختمون اومده
از بلندگو استفاده کنينو بخواين تسليم بشه
خب، بالا با تو، بريم بچه
زودباش، بجنب، بلندگو
تياُسي، تحرکي ديدي؟
تحرکي نديدم
دوباره بگو
باشه
موفق شديم
کسي دشمن نميبينه؟
بگو وايسه
بهش بگو وايسه
هي، شايد نميتونه پَشتو صحبت کنه
فارسي دَري رو امتحان ميکنم
داره بازم مياد، من ميزنمش
وايسا
(دري صحبت کردن)
وايسا
نورو رو من بنداز
خيلِخب
ميخوام بهش بگي
لباسشو بزنه بالا
تا بفهميم مسلحه يا نه
بروک، بگردش - اطاعت -
بگرد
مشکلي نداره
تنها منطقهاي که مدرسه ناشنوايان داره جلالآباده
يعني ميخواي بگي زن بمبساز يه ناشنواست؟
اين مسخرس - شايد تنها کسيه که -
ميتونه تحملش کنه
اون ميگه شوهرش اينجا نيست
رفته برادرشو ببينه، تو خونه اونو تنها گذاشته
اگه اون واقعا الان تنهاست پس چجوري ميدونه که چطور از خونه بيرون بياد؟
آره، مخصوصاً اينکه اون نبايد صداي بلندگو رو شنيده باشه
ميدوني چيه؟ حتما خودشو مثل
يه بزدل زيرتخت قايم کرده،تفنگمونو بگيريم طرف زنش تا بياد بيرون
ميخواد مارو همونطوري که تيم اکو رو فريب داد
فريب بده، بعد همه جا رو روسرمون خراب کنه
قربان، به نظر شما راهي وجود داره که بدون اينکه بريم تو دستگيرش کنيم؟
سگو بفرستين، بره ببينه بمبگذاري شده يا نه
بروک، آمادهاي؟
آره،آماده رفتنيم
بريم - چطوري اون بره تو؟ -
در و پنجرهها بستست
فقط تماشا کن
برو
بگو وايسه - بشين -
بشين
چپو ببين - سِربِرس -
چپ
حالا برو راست - سِربرِس -
راست
خوبه، امنه
ما با حمله از طريق ديوار غافلگيرش ميکنيم
هي، اون يه چيزي داره
قمهداره - بريم -
برو، برو، برو
تياُسي
سگ نشونمون داد مسيري که کمال توشه امنه
لباس سگه رو دربيارين کمالو بررسي کنين
چيزي نيست
بيا اينجا
خوبه؟ - چيزي نيست، خون اون نيستش -
آره، فکر کنم خون کماله
تياُسي، براوو1 صحبت ميکنه
ما کمالو از پا دراورديم
بروک، نميخواي تميزش کني؟
نه تميزش نکن
نگاش کن، مغرور به نظر مياد
اون مغروره
حروف زبان پشتو؟
خب زبان پشتو حروف خاصي نداره
ندارن؟ - مدرسه هاي جلالآباد
همون چيزايي که من تو مدرسه نظامي يادگرفتم، ياد ميدن
آره خب، از خوششانسي ماست
يا براي اون جهنمِ حرفا
اگه منفجر ميشديم جزو احمقا بوديم
خوشبختانه هنوز منفجر نشديم
يا اينجا حداقل نميشيم
من نميخواستم سختيهاي
زبون پشتو رو بهت تحميل کنم
(CHUCKLES)
شرمنده که وقت نداشتيم راجع به کشتنش اجازه بگيريم
خب من متوجهم که
به يکي از افراد تيمت حمله کرد
خب، اون خطر انتحاري بودن هم داشت
به نظر ميرسه بهت انتخاباي زيادي نداده
خب شما برا اون عمليات خيلي فسفر سوزوندين
اميدوارم يکي از تلفنا هدفو برامون مشخص کنه
يه کاري ميخوام برام انجام بدي - خب چه کاري؟ -
خب اگه يکي تاريگو تهديد کرده باشه که افرادمونو بکشه چي؟
رابطه فاميليش با عظيم باعث شده که تبديل به يه هدف جنايي بشه
آره، ولي چرا اون اينهمه تماس با آدم بدا داشته؟
چي ميشه اگه مجرم نباشه؟
همه تماسا از طريق يه برج تلفن فرستاده شدن
توي همسايگي گونارا
از جايي که زندگي ميکنه دوره
شايد ترفندش بوده
از خونه خارج ميشده، بعد تماس ميگرفته
يا شايدم يکي ديگه براش انجام ميداده
تاريگ هيچ کسيو تو پرونده هامون لو نداده
و يه آدم خوشحالِ توسعه دهنده
چرا بايد اين کارو بکنه؟
شبيه هيچکدوم از پروندههاي تروريستي که ديدم نيست
آره، ولي کي به خودش اين همه دردسر ميده
تا اونو مجرم نشون بده؟
بايد بفهميم
حالا گردنکلفتتون مياد منو بزنه
خب، ببين، اوه
عظيم، ميدونم يه عذرخواهي بهت بدهکارم
ميگه تو فکر ميکني اون احمقه
نه اصلاً، در واقع من فقط
پرونده کارايي که تو مدرسه انجام داديو خوندم
واقعا خوب بود
مخصوصاً نمرت توي درس انگليسي
حالا چي ميخواي؟
به من گفتي تاريگ تروريست نيست
من باور نميکنم
من آمادم کاري کنم که باور کني
ما به تو توي فهميدن قضايا نياز داريم
چرا اونکارو کرد
چرا افراد مارو کشت
فکر کنم يکي مجبورش کرده
عظيم، ما ميتونيم ازت محاظت کنيم به شرطي که کمکمون کني
اوم، چند هفته پيش
يه چيزي تو تاريگ عوض شد
مثل قبلاً آدم آرومي نبود
اول فکر کردم ممکنه بخاطر همسرش باشه
در مورد تماسي که باهات داشت قبل از اين که بميره چي؟
اون... اون ميخواست خداحافظي کنه
ولي فقط اين نبود، درسته؟
اون، اون ازم خواست فرار کنم
دليلشم گفت؟
فقط ازم خواست از شهر خارج بشم
اگه بتونم برم خارج کشور
اون ازت خواست کشورو ترک کني
و نميدوني چرا؟ - به من گفتش -
تو دردسر بزرگي افتادم
و بايد برم تو خونه فيتنا
فيتنا منظورت مخفيگاهه؟
آره، همون جايي که پيدام کردين
اونجا پول قايم کردهبود
ازم خواست برا يه زندگي جديد اونارو وردارم
عظيم، فکر کن ببين
چيز ديگهاي يادت مياد گفته باشه
چيزي که کمکمون کنه کسايي که اين کارو کردن پيدا کنيم
ازم خواست هر چي راجع به مرد با ماشين قرمز ميدونم فراموش کنم
يکي با ماشين قرمز؟
اون با تاريگ تجارت ميکرد
اسمشو نميدونم - تو براي تاريگ کار ميکردي -
حالا داري بهم ميگي اسمارو يادت نمياد
اسمايي که با تاريگ تجارت ميکردن؟
اين چيزيه که واقعاً ميگي؟
فکر کنم تاريگ از قصد ميخواست من اسمشو ندونم
تنها دفعهاي که ديدمش، اون
اومد تاريگو تو آپارتمان ببينه
اون مارو باهم ديد
تاريگ خيلي عصباني بود
يادت مياد راجع به چي صحبت کردن؟
مّرده بردش بيرون
که تو ماشين باهاش حرف بزنه
تو ماشين قرمز؟
يه مرسدس
ميخواي همه افتخاراي درخشان منو بدست بياري؟
خودتو لوس نکن
اوه، پس اگه دزدکي دنبالم نميکردي
چيکار ميتونم برات بکنم؟
کيو ميشناسي که اين اطراف يه مرسدس قرمز داشته باشه؟
خب، طبق تجربهاي که داري مردم يه کاري واسه آدم ميکنن
تا در ازاش يه چيزي بگيرن
نه، به نظرم به شخص مربوط ميشه
چند نفر، براي تو کار ميکنن
و هر اطلاعاتي بدست ميارن بهت ميگن
خب البته به کسايي هم که برات کار ميکنن بستگي داره
جدي ميگم
اگه ميخواي بهت اطلاعات بدم
اين مثل يه خيابون دوطرفست
هيچي براي هيچي؟
ذقيقاً
پس بذار يه چيزي بهت بگم
هر اطلاعاتي که برام بياري هر چقدر بخواي بهت ميدم
چيزيم نميگم که بيفتم زندان يا زيرقولم بزنم، قبوله؟
پس ميخواي بدوني کي مرسدس قرمز ميرونه؟
مرسدس قرمز؟ - اينجا که دوبِي نيست -
همه وقتي که تو افغانستان بودم
شرط ميبندم مرسدسايي که ديدم اندازه انگشتايه يه دست بود
در واقع من اين اطراف فقط يه مرسدس ديدم
گشنمه
اين چيه؟ - اوه -
استيو انقدر چوب و مصالح اورده که ميتونيم باهاش يه نوشگاه بزنيم
نوشگاه تيکي، البته خيلي کهنن
خب بيايد نوشگاه تيم اکو رو بسازيم
اينارو قبلاً سعي کردن متصلشون کنن
آره، پس ازش استفاده کن، باشه؟
کيف ابزار، رفيق - تو يه کيف ابزار داري؟ -
هي ميشه ازت يه چيزي بخوام؟
من متصدي نوشگاه نيستم
اين چيزي نيست که ازت ميخوام
من، اينو پيدا کردم
لعنت
رومان
مال رومانه - يه سرباز؟ -
آره، رومان تو عراق بود تا اينکه يه پسره پريد روش
تقنگ فقط يه اينچ از سرش فاصله داشت طوري که انگار با تفنگ حرف ميزد
البته اول چهاراينچ از سرش فاصله داشت
پسره ماشه رو کشيد ولي گلوله گير کرد
دود تفنگ صورت رومانو پوشوند رومانم گلوله گير کرده رو دراورد
چاشني عمل نکرده بود
اوهوم، يکي تو مليون
آره، بعضيوقتا خوششانسي ديگه
يه کاري ميخوام برا اين انجام بدم
خوبه
ميخواي راجع به چيزي صحبت کني؟
آره، ميخواي با هم يه نوشيدني خوب
بخوريم و بريم يه پيادهروي طولاني
آره، قبلاً تو چشات خونده بودم
ميدوني معنيش چيه
به اون يه فرصت دادي، جِيس
فرصت دادن از طرف من نيست، ري
اون قصد نداره به من هيچ فرصتي بده
امکان نداره
خب من خيلي وقت پيش ترکش کردم
فکر کنم فهميده بود ديگه هيچوقت من برنميگردم
يک، دو، سه، برو
من خوبم مرد، يه استراحتي بکنيم؟
آره، آره، پسر، خب
ما بالاشو ميگيريم مياريمش اينجا
آره، بزن بريم
دارمش، هي
بريم، گرفتيش؟
يک، دو، سه آره، يک، دو، سه، بريم
بگيرش کِلي
بيا به پيرمرد کمک کن
اورديش
هنوزم داري تقلا ميکني
همينطوره
خب اينجا زن کافي نداريم
که بتونم راحت استراحت کنم
هميشه اينطوري نبوده
چه خوب که اينجا با تيم ميبينمت
ولي من دوست داشتم به تيم شوآک ملحق بشم
اونجا مرداي زيادين
تو هم مثل خوناشاما تو آفتاب نميري؟
منو از اونا سوا کن، امشب برميگردم به تياسي
ببين، ما فقط بيرون رفتيم
که يه نوشگاهو درست کنيم اگه ميخواي کمک کني
فقط بيا اينارو بگير
به نظر خوب مياد
ببين، اگه ميخواي راجع به آموزش سياستي صحبت کني
اوه، من، من يه نقشهاي دارم
ميدونم
اونو به جاي مشعل گذاشتيم،درسته؟
تو فکر ميکني اون نوشيدنيارو جايي قايم کردن؟
خب اين بهترين چيزي بود که ميتونستم بيارم
قبلاً هم قاچاقي مشروب اوردي؟
اين تنها چيزيه که ميذارن
اون عوضيا بيارن تو نيروي هوايي
اونا ميدونن چطوري آبجو درست کنن
فکر کنم اونا از کارخونه هم بهتر آبجو درست ميکنن
اين يه کاري ميکنه برقصم اينو ورميدارم
به سلامتي اکو
تو زنگ زدي؟
سليم هکان
سليم هکان؟
فرمانده افغانها
پليس ملي کل شهر
خيلي آدم مطرحيه
يه کانديداي قوي براي يه پست خيلي مهم اداري
خب،خوشحال اونو و بقيه
حالا ميخواي باهاش چيکار کني؟
فکر کنم اون صاحب ماشين قرمزه
هموني که تاريگ از عظيم خواست که فراموشش کنه
فکر کنم ميخواي به يه چيزي برسي
فکر کنم اين يعني
سليم همونيه که تاريگو تهديد کرده
تا تيم اکو رو فريب بده و بکشتشون
ببين، اگه ميخواي يه رييس پليسو متهم کني
به مدارک بيشتري
نسبت به چيزايي که الان ميدوني نياز داري - ميدونم -
دارم فکر ميکنم اينارو
اون دوست گزارشگرت
احتمالاً تو گوشِت خونده
که سليم صاحب يه ماشين قرمزه؟
بايد بيشتر مراقب اين آدما باشي
مخصوصاً گزارش گرا، بهت گفته باشم
تو که به من نميگي چطور با افراد صحبت کنم؟
پس يکي از افراده؟
اصلاً نميخوام راجع بهش صحبت کنم
ميخوام بهم کمک کني که بفهمم اين کلهگنده
ترتيب کشتن ششتا از افرادمونو داده
خب ، حالا ايدهاي داري که چطوري
بفهميم يه همچين کاري کرده
دقت کن
ايران فيلم mj_jalilvand :ترجمه از جليلوند، تلگرام
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.