All language subtitles for Wild.Mountain.Thyme.2020.1080p.BluRay.x264.AAC5.1-[YTS.MX]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.خوش آمدید. به ایرلند خوش آمدید

من تونی رایلی هستم

من مُرده‌م

بقیه میگن اگر یک ایرلندی درحال داستان گویی بمیره

مطمئن باش که اون برمیگرده

روزی روزگاری در ایرلند

دو مزرعه بودند

،رزماری با مادرش ایفا در مزرعه مالدون زندگی می‌کردن

همچنین با پدرش کریس

که با کلاغ ها درگیر بود

و درست پایین جاده

روی دلنشین ترین تپه‌ی جزیره که تا به حال دیدید، مزرعه من بود

جایی که همسرم مری تا جایی که خونه رو تصرف کنه، آواز می‌خوند

♪ ...تمام گل ها روی کوهستان ♪

و در طبقه ی بالا

پسرم آنتونی، تنها سوالش رو از ستاره ها پرسید

مادر طبیعت

چرا منو اینطور آفریدی؟

پاسخ حقیقی، شاید درست پایین جاده قرار داشت

رزماری مالدونِ کوچولو

آنتونی

پر از عشق بود

آنتونی

فیونا - دماغت رو نگاه کن -

شبیه یه دلقک شدی

قضیه چیه؟

کریسی، کریسی

ما یه مشکلی داریم

آنتونی، رزماری رو انداخت زمین - تقصیر من نبود -

چرا؟ - چون رزماری، دنبال فیونا کرده بود -

رزماری، مشکل چیه؟

من هیچ هدفی ندارم

،من فقط یه دخترم دنیا پر از دختره

تو فقط یه دختر نیستی

تو یه ملکه هستی

چجور ملکه ای؟

این برای مادرم بود

پر از قوـه

و تو، رزماری

چه خوب چه بد

تو قو ی سفید هستی

قو ی سفید بودن یعنی چی؟

خب این یعنی هیچکس نمی‌تونه تو رو متوقف کنه

دنیا برای توـه

هرکاری از تو برمیاد

!هی

ترجمه و زیرنویس توسط SAHEB

اینستاگرام و کانال تلگرام @saheb2485

«آویشن وحشی کوهستانی»

به اون ابرها که دارن میان نگاه کنید

منو یاد شبی می‌اندازه که کریس مالدون رو دفن کردیم

مالدون، زیاد "رایلیز" رو ترک نمی‌کرد

باید دوتا دروازه رو باز می‌کردیم و بارون شدیداً می‌بارید

باید درها رو باز بذاری

اونها دروازه های مالدون هستن و اون دوست داره بسته باشن

باورم نمی‌شه که ژامبون یه بیوه رو گرفتی خجالت نمی‌کشی؟

خودش پیشنهاد داد تو درخواست کردی

عجله کن

عجله کنم؟ چرا خودت نمیری ببندیش؟

بارون خیلی شدیده

بیا پایین، فلوسی

خودت رو نگاه کن حتی نمی‌تونی به یک سگ عشق بورزی

نگاه کن چه گندی به آشپزخونه زده

اگر مادرت وضعیت این خونه رو می‌دید دوباره می‌مرد

بقیه فکر می‌کنن ما ولگرد هستیم

قیافه م چطوره؟ - اخمو -

پیپ من کجاست؟ - طبقه بالا، و حق نداری برش داری -

منو نگاه کن شبیه یه گورکن شدم

من دارم یخ می‌زنم

چرا آتیش رو زیاد نمی‌کنی؟ - می‌خوای یدفه خونه رو آتیش بزنم؟ -

باید خانواده مالدون رو دعوت کنی

مراسم خاکسپاری برات کافی نبود؟

یعنی انقدر خودخواهی، بابا؟

خدایا

این دود رو نمی‌بینی

باورم نمی‌شه کریس مالدون مرده

پس کی قراره کلاغ ها رو بکشه؟

درسته، کریس مالدون دوست داشت به کلاغ ها شلیک کنه

با اون تفگ آسمون رو سوراخ کرده بود

مامان، وایستا

بس کن

به چی می‌خندید؟

حالت خوبه، ایفا؟

خوبم؟ من تیکه تیکه شدم

درو ببند خوب نیست شب باز باشه

ایفا، بیا کنار آتیش بشین

نمی‌تونم اونجوری بشینم پاهام قفل می‌کنه

داشتید می‌خندیدید؟ - آره -

نمی‌خندیدیم - به چی؟ -

آبجو می‌خوای؟ - توی بطری یا قوطی؟ -

بطری - نه ممنون -

بطری مزه ی شیشه می‌ده

بعد شیشه چه مزه ای می‌ده؟

شیشه مزه ی دندون می‌ده

،اوه، مزه ی شیشه می‌دونم چجوریه

تو می‌دونی شیشه چه مزه ای می‌ده؟ - آره -

نه نمی‌دونی

حالا که با آبجو مخالفید یذره چای درست می‌کنم

برای تو هم درست می‌کنم - این دود دیگه چیه؟ -

دودکش ها جرم گرفتن

دودکش (ریه) های من که افتضاحه

هر نفسی که می‌کشم کلی انرژی مصرف می‌کنم

نگاش کن در عرض یه سال می‌میره

.مردن برام مهم نیست مگر اینکه رزماری رو تنها بذارم

و اون یتیم بشه - تو حالت خوبه -

البته، وقتی که کِرم وارد میوه می‌شه ظاهر میوه بنظر خوب میاد

خودت چی؟ تو کی راهی دیار باقی می‌شی؟

من تا کریسمس می‌میرم

بیا نمیر

رزماری کجاست؟ - بیرون -

زیر بارون؟

،اون هیچوقت جلوی من پیپ نمی‌کشه و از اونجایی که همیشه پیپ می‌کشه، من هیچوقت نمیبینمش

اون همینه یه دنده

اون بیرونه و حالش خوبه

داره پیپ می‌کشه - قطعا ذات الریه می‌گیره -

.نه اون دیوونه ست دیوونه ها هرگز مریض نمیشن

دیوونه؟ تا حالا متوجه نشدم

دلیلش اینه که تو هرگز چیزی رو متوجه نمی‌شی

تو بخاطر چیزایی که درباره ت می‌گن در ایرلند مشهور شدی

!مشهور. نه بابا

تونی، تو مزرعه رو به نام آنتونی کردی؟

چی؟ این چه سوالیه که می‌پرسی؟

من امشب می‌خوام راجع به مقدماتش تصمیم بگیرم

خب - تو می‌خوای مزرعه رو به اون بسپری؟ -

پس باید به کی بسپره؟

بقیه همه شونه خالی کردن

من هنوز تصمیم نگرفتم

تو چی؟ - من فکر کردم کریس مالدون ممکنه -

یه برنامه هایی داشته باشه

همینطوره. چیزهای که قرار بود به جا بذاره، به من سپرد

طبق برنامه ی قبلی؟ - ‏- الان تو این فکرم اونا رو به رزماری بسپرم

منظورت چیه که نمی‌دونی مزرعه به من می‌رسه؟

مسیر روشنی نمی‌بینم

از کجا به کجا؟

از من به تو - بس کن -

اینها باید گفته بشه

تو ظاهر خوبی نداری

تو از بعضی مردم سوءاستفاده می‌کنی

تو بیشتر یه کِلی هستی تا رایلی (فامیلی مادریش کِلی ـه و پدریش رایلی)

راست می‌گه تو ظاهرت شبیه کِلی ـه

ظاهرم؟ - اون ماهیگیری دوست داره -

کِلی همینه همه می‌دونن

جان کِلی فکر می‌کرد خودش یه ماهی ـه

اسم من رایلی ـه. من یه رایلی هستم - نه تو یه کِلی هستی -

تو از جان کِلی هواداری می‌کنی و اون مرد تا مرز جنون دیوانه بود

خودش رو غرق کرد

توی کانال رویال - اون افتاد توش -

اون یه سنگ بسته بود به گردنش - من یه کِلی نیستم -

تو یه کشاورز نیستی این چیزیه که نیستی

الان نه، تونی

تو روی زمین پایبند نمی‌مونی تا ازش نیرو بگیری

مثل کاری که من کردم تا وقتی مادرت مرد

تو ترجیح می‌دی مجله های لعنتی ت رو بخونی

آروم باش

انقدر به من سرکوفت نزن، بابا

بعضی از ما شادی نداریم ولی اونچه لازمه رو داریم

مردی که لیاقتش رو داره اما شادی احساس نمی‌کنه

از مردی که شاده، کمتره؟

دیگه بسه

فقط برای اینکه جمعمون جمع تر بشه

من میرم رزماری رو بیارم

آنتونی، آنتونی

رزماری

آنتونی

اینجا بیرون از خونه چیکار می‌کنی؟

پیپ می‌کشم

زیر بارون؟

اینجا یذره سقف هست

اینجا تاریکه

من می‌تونم ببینم

حالا دیگه پیپ می‌کشی؟

برای باباـه

اون گاوِ تو انگار سیاه سرفه داره

بهش دارو ی سرفه دادم تا کرم هاش خارج بشه

ظاهرش که خوب نیست

این حرفو نزن

چه مدته بهش دارو دادی؟

سه هفته - تا الان باید پاک می‌شد -

نمی‌دونم باید دامپزشک خبر کنم؟

هرچه سریعتر

بیرو تو، اینجا تلف می‌شی - نه -

از فیونا خبر داری؟

هرگز

نه از دوران بچگی

می‌دونی کجاست؟ - اون توی ویکلو ـه -

و با شوهر و سه دخترش

اون فکر می‌کنه ما راجع به اون حرف می‌زنیم

خب، مردها همیشه به موضوعات پیش روشون فکر می‌کنن

تو جدی می‌خوای آنتونی رو از زمین محروم کنی؟

من سه ساله که حلقه ی مادرش رو بهش دادم

اون هیچ کاری باهاش نکرده اصلا هیچ رابطه ای برقرار نکرده

کاری که می‌خوای بکنی، اشتباه ست - این مزرعه 121 ساله که برای خانواده ی منه -

با آنتونی خاتمه پیدا نمی‌کنه

هرچیزی فقط با خواست خدا خاتمه پیدا می‌کنه

ایفا. ایفا

باورم نمی‌شه کریسی رفته

ایفا

اوه، ایفا

روشناییِ خونه م رفته

ایفا

پس فلوسی چیه؟

دنبال ژامبونه

نمی‌تونه برش داره

اون توی فریزره

چیزی به تو می‌رسه؟

اگه ژامبون می‌خوای خودت بگیرش

!منو به ژامبون نفروش

گوش کن، من بابت پدرت متاسفم

ممنون، آنتونی

خدایا. وقتی مادرم مردم

دیگه نمی‌تونستم رنگ ها رو ببینم

وقتی می‌میریم کجا میریم؟

آسمون؟

زمین

پس فایده آسمون چیه؟

.برای ماست فایده آسمون برای ماست

می‌دونی؛ من بودم که پیداش کردم

وقتی مامانم اومد، صورتش مثل گچ سفید بود پس منم بهش یه لیوان آب دادم

ولی نمی‌دونستم توی لیوان دندون بوده

!نه - دیوونه شده بود -

از اون موقع دیگه توی لیوان چیزی نمی‌خوره

آره خودم شاهد بودم

میگه مزه ی دندون میده - مزه ی دندون میده -

خب من می‌برمش. اون هیچ جا غیر از صندلی خودش نمی‌شینه

ما بهتره بریم

درسته

و تو می‌ذاری برم مگه نه؟

خودت گفتی داری میری - اصلا معاشرت با مردم رو بلد نیستی -

اون کیه؟

اون کلیریِ سق سیاه ـه

چرا اینجوری صداش می‌کنی؟

چون اون فقط خبر بد میاره

سلام رزماری بابت فقدانت متاسفم

گوش کن، اسب ت دوباره از حصار پریده اونور

!نگو

آره، فکر کردم بخوای بدونی

آره، ممنون کلیری

بهتره بری داخل و مادرش رو ببینی اون داخله

نمیرم! شب بخیر

دیدی؟ کلیریِ سق سیاه - تو افسار داری؟ -

دارم - لطفا بده به من -

پس مادرت چی؟

می‌شه بیاریش خونه؟

البته - ممنون -

مطمئنی ژامبون نمی‌خوای؟

یه تیکه برای سگ ببر

نه این براش زیادی خوبه

برای تو هم زیادی خوبه

بهتر نیست راجع بهش حرف بزنیم؟

راجع به چی؟

زنده بودن کریس، هیچ فایده ای نداشت

داری خواستگاری می‌کنی؟

چی؟ خدایا، نه

پس یدفه برو سر اصل مطلب احمقِ ناصادق

اون تیکه از زمین که منو از جاده جدا می‌کنه

دوباره به من بفروشش

فقط کافیه دروازه ها رو باز کنی

تا حالا مثل من وسط بارون از ماشین پیاده شدی

تا اون دروازه های لعنتی رو باز کنی؟

بارون روی همه می‌باره

به جاش بهت یه تیکه دیگه می‌دم

این قضیه رو به کریسی گفته بودی؟ - آره -

جوابی نداد

جواب ندادن، خودش جوابه

من باید مثل وقتی که این مزرعه به من داده شده، اونو به ارث بذارم

حالا دیگه داری اونو به ارث می‌ذاری؟

من تمام مدت داشتم اونو به ارث می‌ذاشتم - به آنتونی -

رزماری از من خواست شما رو به خونه ببرم

خودش کجاست؟ - اسبش دوباره فرار کرده -

اون اسب، یه شیطانِ چهارپا ست

به چیزی که گفتم فکر کن

نمی‌کنم - چرا؟ -

برای اون دروازه ها به رضایت من احتیاج نداری

رزماری باید رضایت بده - چرا اونوقت؟ -

من مالک محوطه ای که کریسی از تو خرید نیستم

،باقیش برای منه ولی اون قسمت نه

اون فروختش؟

اون دادِش به رزماری

رزماری؟

چی میگی؟

کریس مالدون اون زمین بین دروازه ها رو به نام رزماری کرد

وقتی کمتر از 10 سال داشت

اون حق منو داد به یه بچه ی 10 ساله؟

،زمین مال اونه و من نمی‌تونم به تو دلیل پس بدم

این همون محوطه ایه که آنتونی اونو زمین انداخت

من؟ - تو یه دختر بچه رو هل دادی؟ -

ندادم. کی؟

!وقتی 10 سالش بود !تو هلش دادی

و تو از اون زمین طرد شدی

حالا قبل از اینکه ضربان سازم خاموش بشه، منو ببر خونه

بای، بای، بای بای، بای، بای، بای، بای

بای

پسر خوب، بلیستر

آفرین پسر خوب

تو خیلی زیبایی همونجا وایستا

خیلی خب

خیلی خب

چیز نیست، عزیزم

چرا نمیری به جهنم

اسبِ عوضی

آفرین پسر

خیلی خب، هیس، هیس

آنتونی

حالت خوبه؟

خوبم - اونجا چیکار می‌کردی؟ -

ماهیگیری - اون ماهیگیری بود؟ -

آره - بدون قلاب؟ -

با کی حرف می‌زدی؟ - من حرف نمی‌زدم -

انگار داشتی حرف می‌زدی - تو رو صدا کردم، بعد تو پریدی تو آب -

،من نپریدم. کِلی می‌پره تو آب من یه رایلی هستم

باشه تو یه رایلی هستی - کنار رودخونه چیکار می‌کنی؟ -

کاری که داشتم انجام می‌دادم بعد از این یکی

تو از دیشب هنوز بیرونی؟ - آره -

!خدای من خیلی داغون شدی

.خیلی ممنون خودتم همچین عالی نیستی

امسال چندتا گاو زیبا داری، آنتونی

بدک نیست. چرا اسبت همیشه فرار می‌کنه؟

اون مضطربه

درکش می‌کنم - جدی؟ -

بعضی وقتا که میام اینجا یه صداهایی می‌شنوم

صدا ها میگن: برو

برو؟

مزرعه رو دوست نداری؟

دوست دارم؟ مثل یه زندان ازش متنفرم

مثل یه درخت اینجا بزرگ شدم و حالا تمام اطرافم رو گرفته

چرا نمیری و اون صدا ها رو دنبال نمی‌کنی؟

نه - چرا نه؟ -

اینجا مزارع سرسبزی وجود داره

و حیوانات ازش تغزیه می‌کنن

و کنار اون حیوانات ما زندگی می‌کنیم

و از اونها تغزیه می‌کنیم

و کنار ما هم چیزی که به ما گرایش داره زندگی می‌کنه

و شاید از ما تغزیه می‌کنه

هرچیزی که هست

منو اینجا نگه داشته

تو بهتره بری

وقتی که مستقل شدی باید مزرعه رو بفروشی

به کلی ایرلند رو ترک کنی

چرا؟

اینجا برای یک انسان نجیب جای بدیه

تو نجیب نیستی؟

من؟

من دیوونه‌م

می‌تونی تا خونه ما رو بدرقه کنی - نمی‌تونم قایق رو ول کنم -

توی کلیسا می‌بینمت

اونجا داشتی حرف می‌زدی - توی کلیسا می‌بینمت -

اینجا مزارع سرسبزی وجود داره"

"و حیوانات ازش تغزیه می‌کنن

بلیستر، وقتی این حرفا رو می‌زنه

مطمئنم که باید به دستش بیارم خدایا کمکم کن

اون چیه؟ - خورشت -

دیر کردی - توی کلیسا توقف کردم -

اداره ی اونجا رو دستت گرفتی؟

این به تو مربوط نیست

خورشت می‌خوای؟ - آره -

نمی‌خوای بازش کنی؟

چی رو؟ - نامه ای که از آمریکا اومده -

بعدا بهش سر میزنم - بهش سر میزنی؟ -

از کی تا حالا از برادر زاده ت نامه می‌گیری و بهش سر میزنی؟

عینکم طبقه ی بالا ست

من میارمش

وقتی تنها شدم، می‌خونمش

توش چی نوشته؟

از کجا بدونم؟ نخوندمش

توش چی نوشته؟

!تو حق نداری

باشه! پس یه زن بگیر

رزماری

...بنظر بهتره که ما

...بهتره که ما

بهتره که ما ازدواج کنیم

رزماری

ما یه مدتی هست که

همو می‌شناسیم

بدون شک لیاقت تو بیشتر از اینه ..اما

خب، بنظر نمی‌رسه خیلی زیاده خواه باشی ...پس

منو به غلامی قبول می‌کنی؟

لعنتی، این برات کافی نیست؟

بنظر تا وقتی که زانو نزنم راضی نمیشی

با من ازدواج می‌کنی؟

.پس حقیقت داره تو هم مثل کِلی دیوونه ای

!کلیری - فکر کردم تونی منو دست انداخته بود -

دزدکی داری چیکار می‌کنی؟ - پدرت داره مزرعه رو می‌فروشه -

فکر کردم شاید بخوای بدونی

پس با یه الاغ زدی تو کار، ها؟

!مراقب باش

نمی‌دونستم کلیری می‌تونه اینجوری بدوئه

!تونی، ای حروم زاده

چیه؟ - اون داره مزرعه رو به آدام می‌فروشه -

!پس برو با اون پیرمرد روبه رو شو

من دوست ندارم دعوا کنم - کی داره؟ -

نصف ایرلند، به جز من - خودم میرم -

!تو نمی‌ری! رزماری - چیه؟ -

هیچی

!ولش کن

اون چی میگه؟ - امیدوارم تو تقصیری توی این ماجرا نداشته باشی، مامان -

تونی می‌خواد مزرعه رو به برادر زاده ش بفروشه

آدام؟ توی آمریکا؟ - آره -

پس به همین خاطر می‌خواست زمینش رو پس بگیره

یانک نمی‌خواد دروازه ها مزاحمش بشن

...ولی اون

اون اذیت میشه

خیلی به پدرت رفتی

به این افتخار می‌کنم

.دوتا شیر نه من یه قو هستم.‏

چی فکر کردی که داری آنتونی رو محروم می‌کنی؟

ولش کن - اگر می‌خوای راجع به این دروازه ها -

،با من صحبت کنی باید قبلش راجع به آنتونی با من صحبت کنی

من حرفی برای گفتن ندارم

تو با وعده ی این مزرعه اونو اینجا نگه داشتی

این حقیقت نداره

منو عصبانی نکن، تونی رایلی

تو عاشق آنتونی شدی؟ - این از عشق هم بالاتره -

نباش. حالا درحالی که دروازه های لعنتی ت بازه، برو

من حرفم با تو تموم نشده

اون طبیعی نیست - برای مهم نیست -

اون هرگز ازدواج نمی‌کنه - پس منم نمی‌کنم -

و هرکدوم از ما توی خونه ی خودش می‌مونه

!رزماری

زود باش! من دستشویی دارم

و می‌خوای به یانک بفروشیش مگه نه؟

اون یه رایلی ـه - اون یانک ـه -

تو حالا دیگه یه متجاوز هستی

از خر شیطون پایین بیا وگرنه می‌کشمت

هنوز نه به باره نه به داره

آنتونی هرگز ازدواج نمی‌کنه - چرا می‌کنه -

!به خودت بیا یه نگاه به خودت بنداز

،اگر اون بخواد ازدواج کنه من تخمک هام رو فریز می‌کنم (ذخیره ی تخمک ها برای لقاح مصنوعی، حتی پس از یائسگی)

تو چی؟ - من تخمک هام رو فریز می‌کنم -

اگر اون کُنده، من صبر می‌کنم

اگر منتظر اون هستی بهتره تمام بدنت رو فریز کنی

من ایمان دارم که اون به سمتم میاد

من باید مطمئن باشم

من 75 سالم شده - گوش کن -

مزرعه به آنتونی می‌رسه فقط به زبون بیارش

نمی‌تونم

!رز

یادت باشه ما هنوز کارمون تموم نشده

کارمون تموم نشده

چطوری تموم می‌شه؟

من می‌خوام این دروازه ها برداشته بشه

الان اوج تابستان است و عسل در اوج فراوانی قرار دارد

بال زنبور ها کندو را خنک نگه می‌دارد

پس از رفتن ملکه به خانه ی جدیدش آنها با ملایمت آنجا را تمیز کرده اند

تونی

حق با تو بود

من هرگز ازدواج نمی‌کنم

این زمین توئه هرکاری دوست داری باهاش بکن

من باهاش کنار میام

دود دادن به کندو زنبور ها را آرام می‌کند

!باورم نمی‌شه

مامان - خدایا! می‌خوای منو بکشی -

بیخیالش شو حدس بزن ماشین کی رو دیدم

که کنار کلیسا پارک شده بود؟

کی؟ - تونی رایلی -

مراسم خاکسپاری اونجا بود؟ - فقط ماشین اونو دیدم -

باورم نمی‌شه

چرا مرد بی دینی مثل تونی باید بره به کلیسا؟

اون می‌دونه اشتباه می‌کنه - اون می‌دونه اشتباه می‌کنه -

چطوری پسر کوچولو؟

عالی

چی می‌خوری؟

راستش نمی‌دونم "بهش میگن "شکوفه پرتقال

منم یکی می‌خوام

خب، تو می‌خوای مخمو بزنی مگه نه؟

.درسته شنبه شبه، و منم می‌خوام مخ بزنم

نوش

آنتونی کجاست؟

"کیلالا"

چرا رفت به کیلالا؟

مردم برای چی میرن اونجا؟

ای کاش مری اینجا بود اون عاشق موسیقی می‌شد

همینطوره

فکر می‌کنی اون چه فکری راجع به تو می‌کنه

وقتی داری آنتونی رو از مزرعه محروم می‌کنی؟

نمی‌تونم راجع به این فکر کنم

مشکل همینه، مگه نه؟

اگر مری کِلی می‌دید که تنها پسرش از مزرعه محروم شده، چی می‌گفت؟

چون اون یه کِلی بود

مثل مادرش

،من اومدم بیرون یه چیزی بخورم یذره موسیقی گوش کنم

دست از سرم بردارید

زیبا بود، زیبا بود

و حالا یک آهنگ از یک بانوی زیبا می‌شنویم

رزماری مالدون

برام آرزوی موفقیت کن

اون داره چیکار می‌کنه؟

می‌خواد آهنگ بخونه

همسایه م، مری رایلی

که احتمالا الان در بهشت باشه

این آهنگ رو می‌خوند

،و وقتی فوت کرد انگار که پرنده ها صداشون رو از دست دادن

پس من الان می‌خونمش تا اونو به یاد بیارم

♪ حال که تابستان در راه است ♪

♪ و گل ها شکفته می‌شوند ♪

♪ و آویشن وحشی کوهستانی ♪

♪ اطراف گل هِدِر رشد می‌کند ♪

♪ خواهی رفت، دختر، برو ♪

♪ عشقم، من برجی خواهم ساخت ♪

♪ برجی از آب نمای روشن و نقره‌ای ♪

♪ و آن را می‌پوشانم ♪

♪ با گل های کوهستان ♪

♪ خواهی رفت، دختر، برو ♪

♪ و ما همه با هم خواهیم رفت ♪

♪ برای چیدن آویشن وحشی کوهستانی ♪

♪ اطراف گل هِدِر ♪

♪ خواهی رفت، دختر، برو ♪

♪ اگر عشق حقیقی‌ام رفته باشد ♪

♪ یقیناً عشقی دیگر خواهم یافت ♪

♪ برای چیدن آویشن وحشی کوهستانی ♪

♪ اطراف گل هِدِر ♪

♪ خواهی رفت، دختر ♪

♪ برو ♪

من فقط سعی دارم کار درست رو انجام بدم

برای کی؟ - مزرعه -

مزرعه هیچی راجع به حق و حقوق نمی‌دونه و نخواهد دونست

می‌دونی چرا شوهرم همیشه با کلاغ ها درگیر بود، تونی؟

اون از کلاغ ها کینه داشت

ما یه بچه مون رو از دست دادیم

یه پسر

و اون از کلاغ ها کینه داشت

تو بچه های خودت رو داری و زندگی خودت رو داشتی

بیشتر از این از خدا می‌خوای؟

ساعت چنده؟

خیلی دیره، اول صبحه

حالا کجا بریم؟

قبرستون - عالیه -

فکر می‌کنی اون دیوار چقدر بلنده؟

دوباره بگو اسمت چی بود؟

آنتونی

آنتونی، ما با هم غریبه هستیم

درسته

هرگز دوباره همو نمی‌بینیم

نه، نمی‌بینیم

پس من بدترین راز م رو بهت میگم

لطفا بگو

من با یه کشیش خوابیدم

!نه - آره -

دوبار

!پشمام

توی تخت مادرم

بدتر از بدترین

من مایه ننگ م - آره -

ولی من کار بدتری کردم

چی تو چنته داری؟

...من یه من یه ریزه کاری توی مغزم دارم

ریزه کاری؟

آره

بالاخره رسید

سلام، آنتونی

به ایرلند خوش اومدید - آدام رو یادته؟ -

.البته از دیدنت خوشحالم، آنتونی

به ایرلند خوش اومدید - ممنون -

نیویورک چطوره؟ - ترافیک. باید بیای -

آره. درسته بیاد ادامه بدیم

میشه تو پدرم رو همراهی کنی؟ من می‌خوام برم یه ماشین اجاره کنم

باشه

عالیه، اونجا می‌بینمت، پاپ ممنون

هیچ جا مثل خونه خود آدم نمیشه

آره، ممنون که بخاطر تولد پدرم اومدید

از دستش نمی‌دادم. 75 سالشه؟ - درسته، آره -

هنوز اون دروازه ها اونجا هستن؟ - آره -

چرا؟ - تاریخ -

تاریخ زیادی در ایرلند وجود داره

این دیگه کیه؟ - !تونی -

خوش اومدی، بارون نم نم داره میاد - برای اردک ها روز خوبیه -

آدام کجاست - داره میاد -

رفته یه ماشین اجاره کنه - شرط می‌بندم، یه ماشین اتوماتیک -

اگر گیرش بیاد

دنده عوض کردن انقدر سخته؟

ایفا چطوره؟

داره از هم پاشیده میشه

قلبش

و پاهاش و ریه هاش

یه چشمش کور شده

اونها هم به مهمونی میان؟ - آره -

تولدت مبارک

دیگه چیزی از جانی اوبرایان باقی نمونده

دیگه نمی‌شه بهش گفت جانی اوبرایان

اولا، نصف گله ش با سل مرده بود

نصف شده بود

بعد سعی کرد خودشو بکشه

ولی تفگ فقط لب ش رو برداشت

،همینطور درحال لبخند مونده از دیدنش خوشتون نخواهد آمد

کلیری می‌شه گمشی؟ بچه ها رو می‌ترسونی

یذره ترس مگه چه مشکلی داره؟

درسته، بچه ها؟

ای مریم مقدس

یه نگاهی به این بنداز

نظرتون چیه؟

خیلی خفنه

اوتوماتیکه؟

،آنتونی این یه رولز-رویس ـه

یه رولز-رویس

این کلمات باورت میشه بابا؟ یه رولز-رویس

این بهترین ماشینیه که تا به حال دیدم

و اینطور شد که آنتونی رایلی عاشق یه خر شد

آنتونی

یه چیزی برات گرفتم

منظورت چیه؟ این تولد تونی ـه، نه من

این چیه؟ - بازش کن -

چطوره؟ - دارم بهش نگاه می‌کنم ولی بازم نمی‌دونم چیه -

یالا

این یه بارونی ـه - سفیده -

یه بارونی سفیده

سلام

چطوری؟

من برادر زاده ی تونی هستم، آدام - آره می‌شناسمت -

رزماری مالدون - آره، منم می‌شناسمت -

تو توی مزرعه جلویی زندگی می‌کنی - آره -

و صاحب اون یه تیکه زمین بین دروازه ها هستی

آره - و قراره به من بفروشیش -

به کی؟ تو؟ - درسته -

تو یذره مشاجره آمیز هستی

اینطور فکر می‌کنی؟ - آره -

زیاده روی نیست؟

نمی‌دونم

به چشم هام نگاه کن و دوباره ازم درخواست کن

می‌خوای اون زمین رو به من بفروشی؟

خیلی قوی بود

نمی‌دونم شاید بفروشم، شاید نه

من ثبات ندارم

،خدایا اون داره چیکار می‌کنه؟

برای خودش یه فلزیاب خریده

چیزی گم کرده؟

نه فقط خجالتی ـه

فکر کنم درسته

متاسفم که حال مادرت خوب نیست

خیلی خوبه که برای تولد اومدی

آره. ای کاش بتونم یذره بیشتر بمونم

مجبورم برگردم - چقدر بد -

تو باید بیای به نیویورک

توی نیویورک چیکار کنم؟

می‌تونم ببرمت تا شیر شاه" رو ببینی"

من نمی‌خوام شیر شاه رو ببینم

،به هر حال کی می‌خواد از مزرعه‌ام مراقبت کنه؟

تو خودت مزرعه رو می‌گردونی؟ - درسته -

مگه چند هکتار زمین داری؟

نمی‌دونم

...چطور نمی‌دونی چند هکتار زمین

چون این فقط یه عدده

.از اعداد جلوی من حرف نزن من برای زندگی کردن، پول مدیریت می‌کنم

اوه، اون پول برای مدیرت شدن به تو نیاز داره؟

مطمئن نیستم

تو لجباز بنظر می‌رسی

منتظر اون پسر هستی؟

نمی‌دونم

نمی‌دونم

تو منتظر چی هستی؟

من منتظر چیزی نیستم

از این خیلی خوشم میاد

باید گاهی بیای به نیویورک

من نمی‌خوام شیر شاه رو ببینم

چی می‌خوای ببینی؟ - رقص باله -

حدس نمی‌زدم

هرگز رقص باله ندیدم

من شنیدم اون عاشق یه خر شده

!چیزی که شنیدی اشتباهه

،ببخشید من شما ها رو درک نمی‌کنم

تو بنظر می‌رسه این دیوونه رو قبول کرده باشی

...بعدش قضیه ی دروازه پیش اومد و

و چی؟

تنهایی

اون ماشین توئه؟ - اجاره ش کردم -

چرا همچین ماشینی رو به مزرعه آوردی؟

برای پز دادن - منم اینو درک نمی‌کنم -

چیزی خوردی؟

نه

اصلا نزدیک پودینگ نشو

فکر کنم خرابه

می‌دونی چیه؟ مطمئنم که خرابه

پیکنیک ایرلندی؟ این دیگه چه کاریه؟

برای آمریکایی ها این کارو کردیم

یانک ها فکر کردن خیلی خوب میشه که یه پیکنیک داشته باشیم

خدا بهشون خیر بده - تولدت مبارک تونی -

مامان، سلام رسوند

بهش بگو حالش بهتر بشه - حتما -

داری می‌ری؟ - آره -

مادر رزماری چطوره؟

وضعیتش بده

چقدر بد؟ - بد -

اینا چجور گاوی هستن؟

"بهشون می‌گن"شارولا برید بچه ها، برید

داری چیکار می‌کنی؟

قارچ ها رو می‌چینم

خوردنی هستن؟

آره

برای بچه ها خیلی خوبه

قارچ نو ک تیز

چه منظره ی قشنگی

آره

اون یکی بنظر یکم ترسیده

.بخاطر این کت ـه منو با این کت تشخیص نمی‌ده

گرچه گرسنه هستن

بیاد بخورید

دقیقا چند هکتار زمین داری؟

نمی‌دونم

چطور هیچکس نمی‌دونه چند هکتار زمین داره؟

ما زیاد شیله پیله نداریم می‌دونی

پس می‌خوای یه کشاورز بشی؟

آره - نه نمی‌شی

.تو می‌خوای یه مزرعه بخری این فرق می‌کنه

من می‌تونم یه کشاورز بشم

به خودت بیا

تو کشاورز نیستی

این یه جوک مسخره ست

شاید تو زیادی کشاورز بودی؟

خب که چی؟

با کلیری حرف زدی؟ چی بهت گفت؟

یه چیزی راجع به تو و خر

من یه روزی اون مرد رو می‌کشم

دنیا از من ممنون می‌شه

من نمی‌تونم مزرعه رو به تو بفروشم

گوش کن، تونی

حتی اگر مجبور باشم با اون دروازه ها کنار بیام

هنوزم می‌خوام زمین رو بخرم - نه -

خدا از من ناراضی می‌شه -

مشکل اون دوتا هستن؟

نیدونم اونا می‌خوان چیکار کنن

ولی من نمی‌تونم دلیلی باشم که اونها رو از هم جدا می‌کنه

خدایا، کمکم کن

کمکم کن

من اونجا بودم

در روز عروسی ایفا

تابه حال عروسی دلنشین تر از اون ندیدم

آنتونی

!آنتونی

حالت خوبه؟

پیپ م رو برام بیار

جدی میگی؟ پیپ‌ات؟

با این اکسیژن نمی‌تونی پیپ بکشی - من اینو نیخوام -

چیکار می‌کنی؟ تو بهش نیاز داری

.اون مخزن رو از اتاقم بردار خودم نمی‌تونم

باشه، من می‌برمش

پرستار سرمو قطع می‌کنه

پرستار تا صبح نمیاد

بوی سیگار رو می‌فهمه

عطرش افتضاحه

دیروقته

درسته

من از پنجره یه ستاره نزدیک به زمین دیدم

تا حالا ستاره ای که انقدر پایین باشه دیدی؟

،وقتی بچه بودم دیدم از اون پنجره

برام روشنش کن

باشه

دارم می‌بینمش. ستاره رو

این اتاق تو بود

‏- دود زیاد شده ‏- بهت که گفتم

مهم نیست، خوشم میاد

نه

کنارم بشین، پسر

متاسفم که دارم ترکت می‌کنم، آنتونی

این حرفو نزن - متاسفم -

این جا زمین تنهایی ـه، و وقتی من برم شبو صبح کردن سخت میشه

خدایا

مزرعه دیگه برای توئه

متاسفم که همونطور که به من داده شده بود اونو به تو نمی‌دم

فکرشم نکن چیزی نیست

گوش کن پسر، مادرت

من عاشقش نبودم

چی میگی؟ - حقیقت -

...تنهایی

به من چیره شده بود و نمی‌دونم چرا اون جواب مثبت داد

من زیاد بهش اهمیت نمی‌دادم

.اون برام بچه آورد تریش، آدری و تو، من هیچ احساسی نداشتم

...تا اینکه یک روز

...چیزی

.منو متحول کرد

خارج از مزرعه ...در چمن های تر

دست خدا به من کمک کرد

چیزی اومد تا منو نجات بده

و تا اینکه اون برای تو هم اومد

نمی‌تونم برای روزی که بارون متوقف شد، اسمی انتخاب کنم

خورشید به من تابید

،و من شروع کردم به آواز خوندن مثل همون آواز قدیمی

آواز مادرت. اونو بلدی؟ - معلومه بلدم -

♪ و آنها همه با هم خواهند رفت ♪

♪ برای چیدن آویشن وحشی کوهستانی ♪

آواز می‌خوندم! توی مزرعه

من

من هرگز چنین مردی نبودم و می‌دونستم بخاطر آواز مری اینطور شدم

اون قسمت پایین جاده رو به قیمت 200 پوند به مالدون فروختم

...و برای مادرت

.یه حلقه ی طلای واقعی خریدم و یه رابطه ی واقعی رو باهاش شروع کردم

و بعد از اون عجب لحظاتی داشتیم

توی آشپزخونه توی همه ی اتاق ها

و الان دارم میرم پیشش، پسر چون می‌دونم منتظرمه

هنوز کنار اون در قدیمی منتظرمه

می‌تونی منو ببخشی، آنتونی؟

چی رو ببخشم؟ محروم کردن از زمین؟

اهمیتی نداره - برای نداشتن هیچ انصافی -

،تا راه خودت رو پیدا کنی مستقل بشی

خیلی دیر دارم بهت افتخار می‌کنم، پسر؟

منم دلم نمی‌خواد تو بمیری

متاسفم، من اون قسمت کنار جاده رو فروختم

و تو رو با دوتا دروازه تنها گذاشتم

و بعد تصمیم گرفتم باقیش هم از تو بگیرم

هر جوری که بهت آسیب زدم، من می‌خوام وقتی می‌میرم حساب‌مون صاف باشه

مسلماً من همه چیز رو بخشیدم

دوستت دارم، پسر

هرچقدر بگم کمه

دوستت دارم، پدرم پدرم، پدرم

همیشه دوستت داشتم

ولم کن قبل از اینکه منو بکشی

باشه

آفرین پسر

تو پسر خوبی هستی

ممنون، بابا

من ایمان دارم که عشق تو رو پیدا خواهد کرد

خارج از اون مزرعه

جایی که تو سرگردانی

خدا بهت خیر بده

تو هم همینطور

من دیگه می‌خوابم

اکسیژن رو می‌خوای؟

سعی می‌کنم بدون اون بخوابم

پدرم

پدرم، پدرم

صبح بخیر

این چیه؟

،اینا رو از ارتفاعات جمع کردم مثل ملخ می‌مونن

خدا بهشون خیر بده

کلاغ ها خیلی سروصدا می‌کنن

ای کاش پدرت همشون رو کشته بود

سعی کرد

می‌بینم هنوز سیگار می‌کشی

روی نیمکت اونجا برات یذره خورشت گذاشتم

خودم آشپزی بلدم - نه نیستی -

حالا که مامان رفته کسی نیست براش آشپزی کنم خودمو سرگرم می‌کنم

باشه

هوا برای قدم زدن عالیه

با جاهای دیگه فرقی نداره

چطور می‌تونی این حرفو بزنی؟

.من داشتم توی باتلاق چمن ها رو می‌زدم گل هِدِر همه جا هست

خودت چمن ها رو می‌زنی؟

پس کی بزنه؟

الان یذره دیره - خودم می‌دونم -

این کار دوتا مرده

یا یک زن

آره

دنیا عوض شده

مردها بی فایده شدن - اینطور نیست -

چی؟ - مردها بی فایده نیستن -

الان مرد به چه کاری میاد؟ جایگاهش چیه؟

تو این حرفو می‌زنی - من حرف نمی‌زنم -

شاید سکوتی که اطراف یک چیز وجود داره به اندازه ی خود اون چیز مهم باشه

هنوز اون صداها رو توی مزرعه می‌شنوی؟

نمی‌دونم

توی این دوره زمونه این معمول نیست

منم معمول نیستم

تو مزرعه رو داری

آره - احساس خوشی می‌کنی؟ -

نه

چرا بیخال نمی‌شی تا خوشحال باشی؟

نمی‌دونم چطور این کارو کنم

هیچکس نمونده که تو رو بخندونه، آنتونی

درسته

ما چند روز اینجا داریم که خورشید توی آسمونه؟

خورشید که توی آسمون نیست

من معتقدم که هست

مشکلی نداری؟

از چه لحاظ؟

اونجا توی خونه، تنهایی

می‌بینم که تو این دروازه رو بین ما گذاشتی

درسته - چرا؟ -

من یه خواب‌هایی دیدم

رویاهایی راجع به همه ی موجودات

این خیلی زیاده

اجداد، و غیره

.تمام بشریت تاریخ مردم

و من جلوی اونها بودم مثل رهبر یک راهپیمایی

خدایا، توی تختم نشستم و نمی‌دونستم چطور این رویا رو تعبیر کنم

،حالا به اینجا رسیدم ،تنها مثل یک دور افتاده

و شب هام پر شده از آدم ها

یه مدتیه که ما همدیگه رو خوب می‌شناسیم

همینطوره

تا حالا راجع به چیزی که بهت گفتم فکر کردی؟

کدوم؟ ما هیچوقت صحبت نمی‌کنیم

"توی کلیسا می‌بینمت"

اگر تو نمی‌رفتی منم نمی‌رفتم

من فکر می‌کنم تو باید کلا از این کشور تخلیه کنی

جدی گفتی؟

چرا که نه؟ - همینو از من می‌خوای؟ -

شاید بهتره بری

شاید رفتم

بعضی وقتا بیا کنار خونه

شاید بیام - نه نمیای -

باید سیگار رو ترک کنی

!شاید کلا این کشور رو ترک کنم

شاید رفتم

امروز همون روزـه

این مثل دندونه، مگه نه؟

دوباره بگو - ساختمون مثل دندونه -

خیلی خب

چی شد که سوار هواپیما شدی؟

انگیزه م رو از دست دادم

باید فردا برگردم

چی؟ شوخی می‌کنی؟

نه، از یه نفر شنیدم فقط دو روز، نه بیشتر

فقط واسه یه روز اومدی اینجا؟

.آره برای رقص باله بلیط گرفتم

منو می‌بری اونجا؟

باشه

باید بگم، امروز موقع تماشای باله درست مثل یک الهه شده بودی

اون ازش محافظت کرد

کی؟ پرنده؟ - قو ی سفید -

تو قو ی سفید هستی

از کجا می‌دونی؟

.شوخی می‌کردم - .من واقعا هستم -

...گوش کن، رزماری، من

من توی بهترین مدرسه درس خوندم

اجازه نده فکر های عاشقانه زندگی ت رو خراب کنه

کی همچین کاری می‌کنه؟

تو؟

ولی من خیلی از تو کله شق تر هستم

درسته، ولی اگر بخوای خوشبخت بشی

باید یذره بیشتر واقع بین باشی

...من زیاد از معنی عشق مطمئن نیستم، ولی

اما ازدواج یعنی همکاری عملی

"همه چیز با زور حل نمی‌شه"

یه همچین چیزایی - کدوم ازدواج؟ -

می‌خوای ازدواج کنی؟

داری خواستگاری می‌کنی؟

،نه کلاً میگم می‌خوای ازدواج کنی؟

بهتره بکنم - منم همینطور -

به هرحال، من فکر نمی‌کنم آنتونی برای ازدواج مناسب باشه

از کجا می‌دونی؟ - چون تو درست اونجایی -

و درست در همسایه ش هستی

و هیچ اتفاقی نیفتاده

من همسایه ش نیستم

نه، نیستی

و من اینو خیلی امیدوار کننده می‌دونم

...تا حالا آرزویی داشتی

...مثلا از زمان بچگی

و نتونی اونو از خودت جدا کنی؟

البته

چیکار کردی؟

ازش جدا شدم - چرا؟ -

چون این آرزوهای کودکی بزرگسالان رو بدبخت می‌کنه

مثل بانکداری که آرزو داره یه کشاورز بشه؟

البته

...ولی بذار ازت بپرسم

آرزوی تو باعث شد خوشبخت بشی یا بدبخت؟

چراغ های اینجا رو نگاه کن

از امشب راضی بودی؟

خیلی زیاد

رودخونه خیلی خوشگله

خدای من چیکار کردی؟

خودت می‌دونی چیکار کردم

و حالا مخوام مثل یک مرد متشخص

شما رو تا هتل بدرقه کنم

خدای من

خدای من

خدای من

الو؟ سلام آدام

آره، دارم میام اونجا

واقعا؟ خب، باشه

می‌خواستم نظرت رو راجع به چیزی بدونم

...من نمی‌خوام کسی رو ناراحت کنم، ولی

می‌دونی؟ اممم

اصلا، اصلا، اصلا، اصلا، مشکلی نیست

آها

...خب

جدی میگی؟

خب باشه، خیلی خب، باشه

بای

آنتونی

آنتونی

آنتونی، دیدمت

برگرد پایین - در چیزی که به من مربوطه به من دستور نده -

نه بابا؟ - برگرد توی خونه -

نمی‌تونم، کلی کار دارم - غلط می‌کنی! دیگه از دستت خسته شدم -

گفتم که کلی کار دارم - اون دسته رو به سمت بلیستر نگیر، جفتمون رو می‌کشه -

کشاورز ایرلندی

پس تو یه کشاورز ایرلندی نیستی

از کجا می‌دونی؟

اولاً، تو خیلی با تجربه به نظر نمیرسی

درضمن دستات شبیه کشاورزها نیست

خب، هرکس یه آرزویی داره و منم آرزو دارم کشاورز بشم

چیه؟

آرزوی بیشتر مردها راجع به کشاورزی نیست

پشت پنجره ای ها رو باز کن

شاید امروز صلاح اینه بسته بمونن

،اگر اتفاقی افتاد با من برو بازشون کن

"پشت پنجره ای ها رو باز کن"

"اگر اتفاقی افتاد با من"

خانوم بلند مرتبه و توانا

رزماری - دارم میام -

خدای من

!رزماری - صبر کن -

!یا خدا

!بیا تو

اونو دیدی؟

،دیدم. بارونه فقط کت ت رو دربیار

باید به اسب ت سر بزنی - اون حالش خوبه -

نه اون بدجور عصبانیه - این که چیز جدیدی نیست -

من نمی‌تونم اینجا بمونم

جدی میگی؟ یه نگاهی به خودت بنداز اون چکمه ها رو در بیار

خدایا، همه ی چراغ ها رو روشن کردی

به افتخار شما روشن کردم

خیلی زیادی روشنه دارم کور میشم

بهتر شد؟

یذره

چیه؟ - خدایا، یه نگاه به بارون بنداز -

!ماهی توی این بارون غرق میشه - آره -

وای خدا

فلوسی! داره چیکار می‌کنه؟

داره به ما حسودی می‌کنه

اسب ت دست کمی از اون نداره

مشکل خودشه، بذار غرق بشه - نه نمی‌ذارم -

نباید می‌ذاشتی بیاد داخل - چرا که نه؟ -

!تو رو که گذاشتم بیای داخل

چیزی نیست، فلوسی - بیخیال -

بیا، خودت رو تمیز کن خودت رو خشک کن

خدای من، نگاه نکن خونه داره خراب میشه

چی میگی؟ فقط یه بارون شدیده

.نه این یه التهاب ـه ...اگر می‌دونستم تو داری میای

بد موقع مزاحم شدم؟ - خب، چه زمانی بد نیست؟ -

می‌دونی، اگر اینا نشانه های بهشتی نبود

پس چیزی جز شرارت در ذهنم نیست

نشانه های بهشتی!؟

.چند روزی همینطوره بیا بشین

،بشین، مثل موش آب کشیده شدی این حوله رو بگیر

خودم یه دستمال دارم

خدای من! از کی اون دستمال تو جیبت بوده؟

نمی‌دونم - نیمه جون شده -

.بده ش به من اگر نمی‌پره و فرار نمی‌کنه، من می‌شورمش

ببین من باید برم، یه موقع دیگه برمی‌گردم - نه بابا، برمی‌گردی؟ -

این اولین باره که اومدی اینجا از اول عمرت

چمن زن رو بذار زمین

این که چمن زن نیست این فلز یابه

به جز گنج اونجا دنبال چی می‌گردی؟

چیز های غیرمنتظره

شاید سکه - سکه -

توی این آب و هوا دنبال سکه می‌گشتی؟

...رزماری - فقط بذار ببینم گینس دارم یا نه - (نوعی آبجو)

من کلی کار دارم

چرا همه چیز رو انقدر سخت می‌کنی؟ - من؟ -

خب نه دقیقا تو ایرلندی ها

اونا هرگز نمی‌تونن واقعا، از روزشون استفاده کنن و یه تغییری در زندگی بدن

خب ایرلند همینه دیگه، می‌دونی؟ اونجا باید محتاط بود

کسی دلش نمی‌خواد توجه ها رو به خودش جلب کنه

خب ببین، من از توجه خوشم میاد

البته که خوشت میاد تو آمریکایی هستی

دارم بهت میگم من فقط برای یه دقیقه اینجا می‌مونم

تو مجبوری اینجا بمونی

گفته میشه این بطری گینس به انداره ی پاپ خوبه

،ولی این دروغه ولی اونقدرها هم بد نیست، شاید

مزه ی شیشه میده؟

آره

می‌دونی چیه؟ بازش نکن

می‌خوام بازش کنم - نکن -

تموم شد، من بازش کردم

خدایا - این مزخرفه ولی مجبوریم بنوشیم -

باشه. واسه منم بریز - من؟ نمی‌تونم -

بریزش توی دوتا لیوان - تو فقط برای این داری اینو میگی -

تا سریع تر از اینجا بری

بشین و بریزش وگرنه بهش دست هم نمی‌زنم

خودت رو نگاه کن. تو یک شیطان هستی که با یک نوشیدنی منو اغوا می‌کنی

نوش - نوش -

خدای من، طناب داری؟

امروز برای دار زدنِ خودت عالیه

شوخی نکن به این موضوع فکر می‌کنی؟

چی؟ نه

چطور؟ تو به این موضوع فکر می‌کنی؟

خودکشی؟ تمام فکر و ذکرم همینه

جدی نمی‌گی - احتمالا باید خودمو بترکونم و بمیرم -

با چی؟ - شاتگان -

تفنگ قدیمی پدرت؟ هنوز اونو داری؟

دارمش. توی کمد گذاشتمش پُر و آماده

باورم نمی‌شه - برو خودت ببین -

خدایا چرا نگهش داشتی؟

تا با افسردگی مقابله کنم

چی؟ تو افسردگی گرفتی؟

جدی میگی؟ من با افسردگی متلاشی شدم

من با ابر های سیاه افسردگی، متلاشی شدم

از کی؟

از وقتی سیگار رو ترک کردم

آره، شنیدم که اون سیگار لعنتی رو کنار گذاشتی این خوبه

.نه خوب نیست به سم خوردن فکر کردم

نمی‌تونم به زندگی ادامه بدم به شدت خون م به جوشش افتاده

خودت می‌دونی تمام این احساسات چطوریه

خدایا، خون خودت با تو مقابله می‌کنه

می‌تونم ببینمش - انقدر مشخصه؟ -

دوباره بشین بالا سر من واینستا

تنها این نشانه های بهشتی به من امید میدن

تو اضطراب داری مشکلت همینه

اسمش همینه؟ - البته -

این گاهی سراغ منم میاد چیز خاصی نیست

حسی مثل به جوش اومدن داره مگه نه؟

آره، ازش متنفرم این احساسات به هیچ دردی نمی‌خورن

فکر می‌کنم این برای مردها خیلی بده

من نمی‌تونم یه مرد با این احساسات رو تحمل کنم

یه مرد با این احساسات بهتره بمیره

میشه یه ساندویچ برات درست کنم؟

نه - می‌خوام درست کنم -

بهت گفتم من کلی کار دارم

بفرمایید، فلوسی

گینس خوبه

ازش خوشت میاد؟ - حرف نداره -

مثل پاپ نیست

نه

باید بیشتر به من سر بزنی

یه دختر نیاز داره مکالمه داشته باشه

میشه یه ساندویچ دیگه برات درست کنم؟

رزماری، من مجبورم برم - نه نیستی -

باید برم به فرودگاه

پسر عمو م داره از آمریکا میاد

کی؟ - پسر آدام، فرانک رایلی -

اون؟ همون از خود راضی؟ همون که ماشین خفن داره؟

همون که توی خاکسپاری حاضر نشد؟

آره همون

اون می‌خواد با ما یه حرفایی بزنه

منظورت چیه؟ - خب اون بهم زنگ زد -

واقعا؟ - اون می‌خواد با مردم آشنا بشه -

که چی؟

خب مشکلی برای تو پیش نمیاد - من؟ -

ما می‌تونیم بعضی وقتا به هم سر بزنیم

سر بزنیم؟ تو هرگز توی زندگیت به کسی سر نزدی

باشه، اگر می‌خوای حقیقت رو بدونی

من فکر می‌کنم آدام برای ازدواج کردن داره از آمریکا میاد

چه مسیر طولانی داره میاد

...اون فکر می‌کنه دختر های ایرلندی از

دختر هایی که توی آمریکا هستن، بهترن

درسته. نظرت راجع به مری اوکانر چیه؟ - مری اوکانر؟ -

اون هنوزم لکنت زبون داره؟

آره داره - ...نه، خدا بهش خیر بده، من -

من بیشتر داشتم به یه نفر مثل تو فکر می‌کردم

من؟

چی؟ کی از من خوشش میاد؟

ولی تو دوست داشتنی هستی

داشتم فکر می‌کردم شاید بذارم یه نگاهی به تو بندازه

از چه لحاظ؟

زیبایی

زیبایی

خب، الان اولین باره که راجع به این قضیه زیبایی شنیدم

تظاهر نکن خبر نداری

می‌خوای منو بذاری توی ویترین فروشگاه

مثل اون هرزه های توی آمستردام؟

راجع به چی حرف می‌زنی؟ آمستردام؟ - دارم راجع به پسر عمو ت حرف می‌زنم -

و اونو آوردی تا یه نگاهی به من بندازه مگه من گوساله م؟

حالا می‌فهمم منظورت راجع به ترک کردن سیگار چی بود

تو خودت نیستی - از کجا می‌دونی؟ -

خیلی خشن شدی - بهت پول پیشنهاد داد؟ -

باید یه ماشین بگیرم، اون منتظرمه - نمی‌تونی منو تنها بذاری -

من باید برم - مجبورم نکن از اون شاتگان استفاده کنم -

خدای من، رزماری، شاتگان؟ منظورت چیه؟

اگر به من پشت کنی

به شیطان قسم یه سوراخ داخلت ایجاد می‌کنم

خدایا، رزماری، اگر انقدر حالت بده دوباره برگرد به همون سیگار کشیدن

تو حاضری من دوباره سیگار بکشم؟

الهی خیر نبینی

!منو نفرین نکن

بعد از چیزی که با اون قضیه سم زدایی کشیدم

فقط بشین داری فلوسی رو ناراحت می‌کنی

اون خودش آروم میشه من هنوز باید ماشین گیر بیارم

خودم می‌رسونمت بشین

پس الان آرومی؟ - آره -

هیس

یه لیوان دیگه گینس برات میارم - نمی‌تونم دوتا بخورم -

تو یه دونه هم نخوردی نصفه خوردی

خدای من - هیس دیگه آروم باش -

گینس رو بخور

بخور

عالی نیست؟

تو همجنسباز هستی؟

چی؟ - تو گِی هستی؟ گِی هستی؟ -

!نه

نه

بالا سر من واینستا

چرا سعی داری که منو از پسر عمو ت دور کنی؟

کارِ درست همینه

اون وضعش خوبه پولداره

که چی؟ - که چی؟ -

نمی‌خوای پولدار باشی؟ - نه من یه مرد می‌خوام -

آدام یه مرده - آدام بوی صابون میده -

اون بوی نیلوفر میده

چرا ترجیح میدی بوی گاو رو از من حس کنی

وقتی می‌تونی بوی نیلوفر رو از اون حس کنی؟

،من اونی هستم که باید بوی خوب بده یه مرد باید بوی گند بده

مثل تو - خب، خیلی ممنون

منو عصبی نکن - من دارم عصبی می‌کنم؟ -

اسم تو کافیه تا منو از خود بی خود کنه

خیلی خوبه که تو قدبلندی

مرد ها هیولا هستن

اونها باید بلندقد باشن تا حقیقت و خوبی رو در زن ها به تعادل برسونن

جوابی برای این مزخرفات ندارم

امید یک نیرو ـه

و زن ها مسبب نجات دنیا هستن

من به این ایمان دارم و می‌خوام تو هم بهش ایمان بیاری

دوست دارم که بهش ایمان بیارم

اون قضیه ی خر با تو اصلا حقیقت نداره درسته؟

کی اینو بهت گفت؟ - من اصلا باورش نکردم -

یه روز کلیری رو می‌کشم

باید حرف دلت رو بزنی

نه

فکر کردم مشکلت با سیگاره پس ترکش کردم

تو بخاطر من اون کارو کردی؟ - آره -

ترک سیگار منو به زانو در آورد. می‌تونم بهت بگم احساساتم غیر قابل بیان بود، آنتونی

غیر قابل بیان من بیچاره شده بودم

من رفتم به نیویورک

چی؟ کی؟ - سه شنبه -

اینم از برق

تو سه شنبه رفتی نیویورک؟ چطوری؟

با هواپیما و پنج شنبه برگشتم

تو فقط برای یک روز به نیویورک رفتی؟

من آدام رو بوسیدم - تو چی؟ -

!من بوسیدمش بوسیدمش، بوسیدمش

صبح بخیر مسافران عزیز.‏ ما درحال ورود به خاک ایرلند هستیم.‏

کسی منتظرته؟

بله. شما چی؟

نه

تو خروپف می‌کنی

جدی؟

بله

فکر نکنم

خب، باید مجرد باشی

چی جلوت رو گرفته؟ فیونا؟

هنوز دلت پیش فیونا گیر کرده؟ - نه -

بنظرم مشکل فیونا ست - گور بابای فیونا -

من قلبم رو براش باز کردم ولی اون خیلی راحت گذاشت رفت

بهش چی گفتی؟

بی‌خیال

به من بگو - نه -

...تا حالا فکر کردی

وقتی لباس کمی پوشیدم چی تنمه؟

تو منو از دست دادی - تا حالا منو لخت تصور کردی؟

وای خدا، رزماری، لخت؟ خفه شو. من تو رو توی کلیسا دیدم

تو میگی من خوشگلم پس به من فکر کردی؟

راجع به بدنم فکر کردی؟

نمی‌دونم - به این فکر کردی که منو بغل کنی و -

و منو تا ابد به آغوش بکشی؟

نه

پس چه مرگته؟ بهم بگو باکره ای؟

وقت ندارم باید یه ماشین گیر بیارم

نه خودم می‌رسونمت

تو اونو بوسیدی - اون منو بوسید -

همین باعث این قضیه شد اون به همین خاطر داره میاد

زمان داره از دست میره راز ت رو بهم بگو، آنتونی

به فیونا گفتم اونم فرار کرد

من نمی‌تونم با کسی باشم دلیلش مهم نیست

بخاطر اینه که از مردم متنفری؟

!نه، من از کسی متنفر نیستم

من شوکه نمی‌شم

من به هر احتمالی فکر کردم اصلا از این قضیه شوکه نمی‌شم

بگو

چیه؟

خیلی خب

باشه

من باور دارم که یک زنبور عسل هستم

دوباره بگو

من باور دارم که یک زنبور عسل هستم

میرم ماشینو بیارم

.باور نمی‌کنم !تو فکر نمی‌کنی یه زنبور عسل هستی

داری منو دست می‌اندازی

جدی؟ چه مدت؟

نمی‌دونم. فکر می‌کنم یه زنبور عسل هستم همیشه فکر می‌کردم

تو آنتونی رایلی هستی - هرچیزی که هستم، خدا می‌دونه -

به همین دلیل هرگز به من نگفتی من خوشگلم؟

اون، و نزدیکی مزرعه ی تو به من

و این حقیقت داره که زنبور ها از دود(سیگار) خوششون نمیاد

بذار من برونم

نه - آروم تر برو -

برام مهم نیست که فکر می‌کنی یه زنبوری آنتونی

!تو فکر می‌کنی یه زنبوری !یعنی، تو فکر می‌کنی یه زنبوری

حواست به جاده باشه

ولش کن! برام مهم نیست

تو منو نیمه جون کردی

!مراقب باش

حواست به جاده باشه

فکر می‌کنی منم یه زنبورم؟ - نه -

میشه بگی من چی هستم؟ - تو یه گل هستی -

زیباترین شکوفه ای که رشد می‌کنه

جدی همچین فکری می‌کنی؟ - آره -

آنتونی، تو برای من مناسبی

نه من مایه ننگ هستم. با آدام ازدواج کن تو که قبلا اونو بوسیدی

اون منو بوسید - ازدواج می‌کنی و میری آمریکا -

تا حالا با خودت فکر نکردی با من ازدواج کنی؟ - کردم -

چی جلو ت رو گرفت؟ - وقتی اومدم به خونه ت و -

دنبال حلقه ی مادرم گشتم فهمیدم که گمش کردم

بخاطر همین اون فلزیاب رو خریدی؟ دنبال حلقه ی مادرت بودی؟

این حقیقت که گمش کردم همه چیز رو روشن کرد

مردی مثل من بهتره ازدواج نکنه

!مراقب باش

!می‌خوای ما رو به کشتن بدی

همه فکر می‌کنن چیزی هستن که نیستن - ولی نه یه زنبور -

مراقب باش! مراقب باش

ماشینو نابود کردی - اشکال نداره -

اشکال داره - ماشین منه -

نگاش کن - !گور بابای ماشین -

چی؟ عالی شد

عالی شد چرا تصمیمت رو نمی‌گیری!؟

می‌خواد بارون بیاد یا آفتاب بزنه؟

بهم بگو روی این زمین مقدس ایرلند وایستادیم

چرا نباید با من ازدواج کنی؟

من یه آشغالم

برای عشق ورزیدن به یه زن فکر می‌کنم یه حشره م

که چی؟ بعضی وقتا من فکر می‌کنم گربه خونگی م

نه نمی‌کنی - ولی با این فکر نمی‌مونم -

چون مطمئنم که یه قو هستم

تو فکر نمی‌کنی که دقیقا یه قو هستی

.چرا می‌کنم این منو زن بی فایده ای می‌کنه؟

اون ربطی نداره

.خدای من ما روی یه کره راه میریم

و توی زمینت می‌مونیم

فقط یه فرصت بهمون بده

اگر قراربود درست بشه من حلقه رو پیدا می‌کردم

ما تصمیم میگیریم چی درست بشه زندگی اینجاست. ما براش اسم می‌ذاریم

ولی آدام منتظرمه - منو نگاه کن -

ببین چطور بهت نگاه می‌کنم

نمی‌دونم بتونم با یه زن توی یه خونه بمونم یا نه

می‌تونی بادها و مزرعه رو داشته باشی

فقط باید به من به عنوان حلال مشکلات فکر کنی

و بیا، ساده لوح

می‌تونی حلقه ت هم داشته باشی

اون چیه؟ - کنار در خونه م پیداش کردم -

حلقه ی مادرم

فکر کردم از بهشت اومده تا به من امید بده

باید چیکار کنم؟ باید التماست کنم که حلقه ت رو به من بدی؟

من می‌ترسم - از چی؟ -

از عشق

فقط به لذتش فکر کن

حلقه ت رو بگیر

مطمئنم که برای توئه

همیشه بوده

خودشه

چیکار می‌کنی؟

اون تپه رو نگاه کن - کدوم؟ -

یذره نور اونجا هست

تو رو نمی‌دونم ولی من از زندگی زیر بارون خسته شدم

من می‌خوام کسی رو به اینجا دعوت کنم که یه آهنگ بلده، نه دوتا

نذارید فرار کنه درو ببندید

من بهش گفتم اون خوب آواز می‌خونه

و هیچکس به جز زنش اون آواز رو نشنیده

و اون هم حرف نمی‌زنه

خیلی خب

می‌دونی، منم دیوونه م - چطوری دیوونه ای؟ -

،خودت می‌فهمی وقتی دیگه دیر شده

دروازه ها رو برمی‌داری؟ - هرگز -

قالت گذاشتن؟

شاید. نمی‌دونم

تا حالا "حلقه ی کری" رو دیدی؟

آره، دیدمش

می‌خوای دوباره ببینیش؟

صداهایی که توی مزرعه شنیدم

اونا نگفتن: برو

نه فقط همین

اونا گفتن: برو پیش اون

اسب دیوونه م رو نگاه کن

♪ حال که تابستان در راه است ♪

♪ و گل ها شکفته می‌شوند ♪

♪ و آویشن وحشی کوهستانی ♪

♪ اطراف گل هِدِر رشد می‌کند ♪

بقیه میگن اگر یک ایرلندی درحال داستان گویی بمیره

مطمئن باش

که اون برمیگرده

♪ برای چیدن آویشن وحشی کوهستانی ♪

♪ اطراف گل هِدِر ♪

♪ خواهی رفت، دختر، برو ♪

می‌خوام بیای بالا رزماری، بیا بالا

♪ عشقم، من برجی خواهم ساخت ♪

♪ برجی از آب نمای روشن و نقره‌ای ♪

♪ و آن را می‌پوشانم ♪

♪ با گل های کوهستان ♪

♪ خواهی رفت، دختر، برو ♪

♪ اگر عشق حقیقی‌ام نخواهد آمد ♪

♪ یقیناً عشقی دیگر خواهم یافت ♪

♪ برای چیدن آویشن وحشی کوهستانی ♪

♪ اطراف گل هِدِر ♪

♪ خواهی رفت، دختر، برو ♪

♪ و ما همه با هم خواهیم رفت ♪

♪ برای چیدن آویشن وحشی کوهستانی ♪

♪ اطراف گل هِدِر ♪

♪ خواهی رفت، دختر، برو ♪

♪ خواهی رفت، دختر، برو ♪

♪ خواهی رفت، دختر ♪

♪ برو ♪

ترجمه شده توسط SAHEB

اینستاگرام و کانال تلگرام @saheb2485

«امیدوارم لذت برده باشید»

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.