All language subtitles for Come.True.2021.720p.BluRay.x264-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« به روزترين مرجع فروش فيلم و زيرنويس در ايران » ما را در تلگرام دنبال کنيد .:: @QNDVD ::.

« کانال سايت کاور » .:: @QDVDCover ::.

« بزرگترين و به روزترين مرجع فروش کاور فيلم و سريال در ايران » .:: WwW.QDVDCover.Co ::.

به حقیقت پیوستن

تـرجـمـه از آرزو و مـرتـضـی Morteza_Lkz & arz_phoenix

"پرسونا"

...آره، من

می‌تونم از مامانم که پنج‌شنبه برمی‌گرده، بپرسم

"از بابام نمی‌پرسم چون در جا میگه: "نه

و یه سری دلایل احمقانه و الکی برام میاره

ولی تو مطمئنی اشکالی نداره؟

آره، معلومه که مطمئنم

حالا امشب قراره چکار کنی؟

سارا؟

!کون لقتون

رد داده خل شده

سلام

سلام - حالت خوبه؟ -

من میرم یه قهوه بگیرم تو چیزی نمی‌خوای؟

آره، منم یکی دیگه می‌خوام

آیا در به خواب رفتن و آرامش یافتن مشکل دارید؟ ساعتی 12 دلار دریافت کنید

تحقیق بر روی خواب !در ازای خوابیدن پول بگیرید

سارا؟ بیا داخل

...تا حالا شده توی به خواب رفتن

یا خواب موندن مشکل داشته باشی؟

آه، اخیراً آره

بسیار خب

...قهوه، چایی

یا نوشیدنی‌های کافئین‌دار دیگه‌ای مصرف می‌کنی؟

و اگه آره، چندبار در روز؟

قهوه می‌خورم

معمولا حدود 3 تا 6 فنجون در روز

باشه

تا حالا اختلالات خواب در موردت تشخیص داده شده؟

مثلا راه رفتن در خواب، کابوس‌های شبانه یا بی‌خوابی؟

نه

نه به شکل رسمی

وقتی بچه بودم، توی خواب راه می‌رفتم ولی سال‌هاست که دیگه پیش نیومده

باشه

و مشکلی با پیوستن به دوره‌ی دو ماهه‌ی کامل نداری؟

نه - عالیه -

خیلی خوبه

خب پس، ما فقط میایم اینجا و می‌خوابیم؟

آره. فقط همین

البته، من چندتا چیز رو بهت وصل می‌کنم

و هر روز صبح چندتا سوال ازت می‌پرسم

...اما به‌جز اینا

ما فقط می‌خوایم که دراز بکشی و به حالت "رِم" بری

رِم"؟"

آه، یعنی خواب همراه با حرکات سریع چشم

مرحله‌ای از خوابه که ما به واضح‌ترین شکل خواب می‌بینیم

خب، از اینکه پیشمون اومدی، ممنونم سارا

فرم درخواستت رو برای رئیس هیئت علمی‌مون ‌می‌فرستم

و احتمالا فردا باهات تماس بگیریم

اگر که برای تحقیقاتمون انتخاب شدی

کی ممکنه شروع کنیم؟

دوشنبه

امیدوارم که دوباره ببینمتون

باشه، خداحافظ

چیه؟

تو روبراهی؟

آره. خوبم

واقعا؟

آره واقعا

چون می‌دونی، اگه هم روبراه نباشی اشکالی نداره

می‌دونم

اصلا نمی‌دونی چه حس خوبیه

...اینکه فقط توی یه رختخواب و

یه خونه باشی

ازت مچکرم

شب بخیر

خوابای خوب ببینی

"آنیما و آنیموس"

...باورم نمیشه انقدر طول کشید تا بفهمم

که چطور با خوابیدن پول دربیارم

...مطمئنم زنت به خاطر این آرامش و سکوت

خیلی خوشحاله

خب، خودم اینو می‌دونم

...میگم، تو

تنها دختری هستی که واسه این تحقیقات اومده؟

نه، یه دختر دیگه هم هست اسمش اِمیلی‌ـه

آهان چه خوب

این اولین باریه که به کلینیک خواب میای؟

اوهوم

شماها چطور؟

منم همینطور

من به چندتایی رفتم

اوه، سلام

خودت چطور؟

...من

من از وقتی پنج سالم بود به اینجور جاها میرم

در واقع، من و "آرون" خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم

من 16 سالم بود که شروع کردم به اینجا اومدن

گمونم "مایر" پیر عاشق اینه که خوابیدنمون رو نگاه کنه

مایر؟

دکتر مایر ...اون

رئیس بخشه بعداً باهاش آشنا میشید

اون معمولا مصاحبه‌های پایانی رو انجام میده

کاملا اندازته

بیا بشین تا هدفون رو روی سرت بذاریم

همه باید اینا رو بپوشن؟

متاسفانه بله

...از این طریقه که می‌تونیم توی اتاق کنترل

اطلاعات رو ازت به دست بیاریم

بسیار خب

می‌بخشید؟

...سلام، ببخشید

مایکل بهم گفت که از این طرفی بیام

آره، سلام اِمیلی

راه رو درست اومدی نگران نباش

می‌تونی بری بشینی منم یه ثانیه دیگه میام پیشت

باشه ممنونم

سلام - سلام -

چند نفر توی این تحقیقات هستن؟

شش نفر دو فرد مؤنث و چهار فرد مذکر

چرا تعداد آقایون بیشتره؟

علتشو نمیشه بگم

خب، در مورد چی تحقیق می‌کنین؟

اینو هم نمیشه بگم

بهت گفتم عجله کن

خب، "ریف" ازم خواست که درایورهای جدید رو نصب کنم

عیبی نداره. می‌تونی وقتی کارای اِمیلی رو می‌کنم، نگام کنی

و بعدش می‌برمت واسه کارای آقایون توی اتاق بغلی کمک کنی

خوبه - باشه -

سلام - سلام -

من دستگاه سارا رو راه می‌اندازم

تا تو کار اِمیلی رو شروع کنی

عالیه. ممنونم

الان برمی‌گردم - باشه -

تقریبا راه افتاد

چقدر دیگه تا شروع‌مون باقی مونده؟

به نظرم تا یک ساعت دیگه

قبل از اینکه همگی متصل بشن و وضعیتشون پایدار بشه

باشه عالیه

مرحله‌ی اول

بسته بودن چشم‌ها

کاهشی در فعالیت میان بیداری به‌وجود میاد

بیمار رو میشه به راحتی از خواب بیدار کرد

ولی اگه در این مرحله بیدار بشه

احساس نمی‌کنه که خواب بوده

...خیلی از افراد

،در طیِ 5 تا 10 دقیقه‌ی اولِ خواب حسی شبیه به افتادن دارن

که می‌تونه باعث انقباض ناگهانی ماهیچه بشه ...که بهش میگن

سقوط ِخوابگاهی؟

"آفرین به تو، "لایل

حالا نوار مغزی و سیگنال الکترواکولوگرافی رو نگاه کن

بعضیاشون دارن وارد مرحله‌ی دوم میشن

حالا یه سری قلّه‌ها و درّه‌ها می‌بینیم

که نشون دهنده‌ی دوره‌هایی از ...انقباض‌های ماهیچه‌ای

و شل شدن ماهیچه‌هاست

...عملیات همگام سازی، آروم شدن ضربان قلب

و کاهش دمای بدن رو هم نشونمون میده

بدن‌شون برای خواب عمیق آماده میشه

...مرحله‌ی سوم و چهارم

...با موج آهسته

امواج دلتا نام دارن

...اگه الان بیدارشون کنی، برای یک لحظه

اصلا نمی‌دونن که کجا هستن

حالا صبر می‌کنیم

کمی دیگه شروع می‌کنیم به دیدن یه سری تصاویر "از "رِم

خیلی منظم و دقیقه

آره. خب، واسه خیلی از آدما همینطوره

شروع کنیم؟

ضبط میشه

اون

اون اطلاعات مال کیه؟

مال "سارا دان" توی اتاق الف

و... حس می‌کنی خوب استراحت کردی؟

آره، واقعا

...آه... بیشتر استراحت کردی یا کم‌تر از

زمانی که معمولا توی خونه می‌خوابی؟

قطعا استراحت بیشتری داشتم

چه عالی

حالا چندتا سوال دیگه می‌پرسم

و بعد، برای امروز کافیه

باشه

تماس از مامان

خوبه، نه؟

من اونو توی یه بار نشستن خوندم

هوم

طاقت نداشتم از دستم بذارمش زمین

واقعا کتاب خوبیه

جدی؟

...هوم. یه

...یه جور

غمِ تسخیر کننده‌ای درونش هست

باید حتما بخریش

از کتاب‌های "فیلیپ کی. دیک" چیزی خوندی؟

نه، نه زیاد

یه آدم کاملا شکاک و بدبین بوده

ولی از مفاهیم هوشمندانه‌ای استفاده می‌کرده

نوشته‌هاش باعث میشن بشینی با خودت فکر کنی

مرسی

می‌برم بخونمش

از بردنش پشیمون نمیشی

باید اونجا یه شغل برام پیدا کنی

!چون من عملاً توی خوابیدن حرفه‌ایم

اگه واسه خوابیدن بهم پول می‌دادن ...حتی نمی‌تونم تصورش کنم

وایسا، وایسا، وایسا

چیه؟

دارم سعی می‌کنم از اون یارو دوری کنم

از کی؟ - ...همون -

یارو که پالتوی کمربنددار پوشیده و عینک داره

قبلا توی کتاب‌فروشی دیدمش

...من فقط

حس اجتماعی بودن ندارم، باشه؟ زودباش بریم

باشه

ازش خوشت میاد ها

!خفه شو

بسیار خب، دراز بکش

همه‌چی آمادست

یکم دیگه آنیتا میاد پیشت

اِمیلی امشب میاد؟

آه، اون احتمالا فقط دیر کرده

یا اینکه دیگه نمی‌خواد بیاد

همیشه توی تحقیقات پیش میاد

شب بخیر، سارا

شب بخیر

و... این یکی؟

نه

هیچی

پس تو هیچ واکنشی نسبت به این عکس نداری درسته؟

درسته

باشه

راستشو بگم، من واقعا نمی‌دونم که هر کدوم از اینا چی هستن

آره، می‌دونیم

اجازه بده تا توضیح بدیم

...من هنوز چیزی نمی‌بینم

یا حس نمی‌کنم

...آه

یعنی...انگار چندتا دست هستن که یه چیزی رو نگه داشتن؟

اِمیلی هنوز توی تحقیقات هست؟

احتمالا نه

چیزی شده؟

نه

آدما معمولا بعد از چند شبِ اول علاقه‌شونو به این کار از دست میدن

میدونی، متوجه میشن که از خوابیدن توی یه جای عجیب خوششون نمیاد

...یا حالا هرچی، اما

به محض اینکه تونستیم، توی اتاق الف یه نفر جایگزین می‌ذاریم

پس شماها... باهاش حرف زدین، آره؟

نه

ولی این اتفاق همیشه میوفته

توی هر چرخه، چیزی نمایش داده نمیشه ..فقط بخشی

بچه‌ها

متاسفم ولی ما چهارتا دیگه از اینا رو باید انجام بدیم

که تازه بعدش می‌تونم برم خونه و بخوابم

بسیار خب، سارا آخرین سوال امروزمون

سارا؟

سارا، تو...؟

!برو دنبالِ ریف !عجله کن

اون حالش خوبه؟

ظاهرا الان آره

نه

من تعقیبت نمی‌کردم

واقعا؟

پس چطوری هرجا سرمو چرخوندم، دیدمت؟

هوم

...تو اونجا نشسته بودی

خوابیدنمو نگاه می‌کردی

:و یهو پیش خودت گفتی ...هِی"

حالا که من هیچوقت خلوتگاه خرخونیِ خودم رو" ترک نمی‌کنم

احتمالا این بهترین فرصته که" با دختر رویاهای خرخونیم آشنا بشم

...پس اگه فقط هرجا میره، دنبالش برم"

!شاید عاشق جذابیت‌های جادوییِ خرخونیم بشه

لطفا به خاطر رفتارای من از شرکت در تحقیقاتمون دست نکش

من به خاطر تو دست نمی‌کشم

به این دلیل دست می‌کشم که ...همین الان بدترین حمله‌ی عصبی

توی عمرم رو داشتم و هیچ‌کدوم از شماها علتش رو بهم نمی‌گید

بسیار خب، سارا

آخرین سوال امروزمون

سارا؟

سارا، تو...؟

!برو دنبالِ ریف !عجله کن

...و فکر ‌کردی که با نشون دادن

این عکسا به اون، چه اتفاقی میوفته؟

...من

این کار شوخی نیست، آنیتا

این اولین باریه که تاحالا کسی همچین کاری کرده

و ما باید در مورد نحوه‌ی تحقیقات بیشتر احتیاط کنیم

...بر اساس برخوردمون با این موفقیت

یا تحسین میشیم یا به صلیب کشیده میشیم

...ما هیچوقت

دیگه هیچ آزمایش غیرمجازی انجام نشه، آنیتا

برام مهم نیست ریف چی میگه

ما فقط می‌خواستیم ببینیم یادشون میاد یا نه

خب، واضحه که یادشون میاد

...خب پس

دوباره مثل دانشمندا رفتار می‌کنیم، باشه؟

...حالا، این به معنای جمع‌آوری داده‌ها

و سپس مطالعه در موردشون درون محدوده‌ی شرافته

دیگه از روش‌های شما منحرف نمیشیم

مچکرم

امشب میام اونجا که روی کار نظارت کنم

سلام

زو؟

الو؟

!خانم جوون !بیدار شو! بیدار شو

نمی‌خواستم بیدارت کنم ...ولی اون پسرا

‫یه چیزی ازت دزدیدن

‫چی؟

‫اون پسرا، یه چیزی ازت برداشتن،

‫و فرار کردن، برای همین بیدارت کردم

‫چه مدتی من...

‫لعنتی!

‫اوه، نه، نه، نه...

‫زویی؟ زویی!

‫لطفا خونه باش ‫لطفا خونه باش

‫زو! ‫زو، بجنب!

‫زویی، بیا، لطفا

‫هی، خرخون!

‫سلام

‫اون عکسایی که امروز صبح ‫آنیتا بهم نشون داد، چی بودن؟

‫نمی‌تونم اینو بهت بگم

‫تا نگی برنمی‌گردم

‫پس، انصراف نمیدی؟

‫انصراف نمیدم یا به کسی نمیگم ‫که منو زیر نظر گرفتین...

‫اگه... اگه...؟

‫اگه بهم بگی دارین روی چی تحقیق می‌کنین؟

‫- نمیشه ‫- لطفا

‫کم‌کم دارم می‌ترسم، باشه؟

‫از امروز صبح...

‫تا حالا هیچوقت همچین ‫احساس عجیبی نداشتم

‫ولی اگه بهت نشون بدم...

‫می‌تونه نتایج رو کاملاً ‫به‌خطر بندازه...

‫نه، بهم گوش کن

‫من فکر می‌کنم پروژه‌ی علمی‌تون ‫داره به‌کل نابودم می‌کنه!

‫اگه اونجا رو ترک کنم، این نتایج‌تون رو ‫به‌خطر نمی‌ندازه؟

‫خیلی خب، بیا

‫بیا!

‫شوخی نمی‌کنم

‫اگه اینو بهت نشون بدم...

‫نباید به کسی بگی

‫اول از همه...

‫متوجه میشی که اینو روی سر خودم می‌ذارم...

‫تا بهم اعتماد کنی که ‫چیزی برای ترسیدن وجود نداره

‫خب، چند سال پیش، ‫یک متخصص اعصابِ نابغه

‫از برکلی، راهی برای رمزگشایی کردنِ تصاویری که

‫ذهن‌مون پردازش می‌کنه، پیدا کرد...

‫چیزی که می‌بینیم...

‫صادر کردنِ داده‌ها...

‫...به‌عنوان یک تصویر متحرک

‫امکان نداره

‫خیلی باحاله

‫همینطوره!

‫و سریعاً به این فکر کردم که کجا می‌تونیم ‫به‌کار ببندیمش

‫پس چند سال گذشته رو صرفِ ‫تنظیمِ این دستگاه کردم

‫تا بتونه اجسام رو حتی ‫به‌طور شگفت‌انگیزتری ببینه

‫شماها خواب‌هامون رو تماشا می‌کنین؟

‫آره!

‫قاعدتاً نمی‌تونم خوابِ خودتو ‫بهت نشون بدم،

‫همونطور که قبلاً دیدیم ‫چه اتفاقی ممکنه بیافته

‫وقتی حتی یک فریم ‫توسط بیننده خواب، بازگو میشه

‫فکر کنم با خیال راحت بتونم ‫فیلم یکی دیگه رو

‫از دیشب آماده کنم

‫اونا رؤیاهاشن؟

‫نه ‫اون هنوز خوابه

‫می‌بینی؟

‫این‌ها تجربیاتِ خواب‌شونه

‫ذهنش در تلاشه تا ‫ورودیِ کاهش‌یافته رو درک کنه

‫وقتی داره از هوش میره ‫اونو دریافت می‌کنه

‫خیلی عجیبه

‫و جالب

‫به عکس‌ها و اَشکالی که

‫توی ذهنش شناوره، نگاه کن

‫درواقع کاملاً زیباست

‫اگه درست خاطرم باشه، من...

‫فکر کنم در اوج یه خواب خیلی ترسناک دیده

‫شاید مجبور بشم کوتاهش کنم

‫خواب‌هام اونقدر داغونن؟

‫گاهی اوقات

‫ما همه کابوس می‌بینیم

‫این دیوونگیه

‫تا حالا احساس نکردی داری ‫چیزی رو می‌بینی

‫که نباید ببینی؟

‫اگه دلیلی نداشتم ‫این‌کارو نمی‌کردم، سارا

‫چه دلیلی؟

‫لعنتی ‫ما... باید بریم

‫بجنب

‫من به قولم عمل کردم...

‫اون تو می‌بینمت

‫این جدیده

‫آره

‫بذار یه‌کم واضحش کنم

‫چطور این اتفاق داره می‌افته؟

‫اونا همه خواب و اتفاقات رواییِ

‫منحصر به‌فرد خودشون رو دارن، ‫اما درنهایت...

‫اینطوری کارشون به اینجا می‌کشه

‫این چیزها رو توی خواب‌های خودمم می‌بینم

‫از وقتی شش سالم بود

‫سوابق بی‌شماری در طول تاریخ بوده،

‫در بینِ فرهنگ‌های مختلف ‫و با این‌حال، به دلایلی

‫ما همیشه راهی پیدا می‌کنیم ‫تا به‌سادگی اونا رو فقط

‫به‌عنوان رؤیا محسوب کنیم

‫خیلی وحشتناکه

‫اینکه بفهمیم واقعا ‫دلیلِ رؤیاهامون چیه

‫لایل، میشه کیفیت رو بذاری رو 4کِی؟

‫- دان داره از رِم خارج میشه ‫- لعنتی!

‫ضربان قلبش بدجوری بالا رفته

‫سارا؟

‫سارا!

‫سارا، حالت خوبه؟

‫ریدم به این‌جا! ‫نه، خوب نیستم!

‫ببین، فقط یه کابوس دیدی

‫می‌دونم کابوس دیدم!

‫درباره چی بود، آنیتا؟ ‫هان؟

‫دیدی‌شون؟

‫آره، می‌دونم چی‌کار می‌کنین ‫پس می‌تونی خفه‌خون بگیری!

‫من دیگه نیستم!

‫الآن برمی‌گردم ‫از بقیه چشم برنداری!

‫سارا!

‫چشمت

‫چه خبر شده، ریف؟!

‫- هیچی ‫- مایر ساعت 2 میاد!

‫بهش چی بگم؟!

‫حواست به بقیه باشه! ‫تا قبل اون‌موقع برمی‌گردم!

[ یک سایه‌ی تاریک ]

‫بیل!

‫زویی امشب اینجا اومده؟

‫شاید. من تازه اومدم

‫میشه برم تو ببینم؟

‫- دو دقیقه وقت داره ‫- آره

‫بعد بهمون توضیح میده که اون دختره ‫از کجا می‌دونسته

‫بله. میگه

‫فکر کنم یکی از اونا ‫توی اتاق "سی" داره بیدار میشه

‫ویل‌ـه

‫هر دو دارن بیدار میشن

‫نه...

‫اتاق رو ببین...

‫علائم حیاتی‌شون

‫داره اتفاق می‌افته

‫لایل، به ریف زنگ بزن ‫همین حالا!

‫چی شده؟

‫گفتی ریف کجاست؟

‫برای یه کاری مجبور شد سریع بره خونه،

‫اما هر لحظه ممکنه برسه

‫خب، فقط نمی‌خوام این لحظه رو از دست بده

‫این دقیقاً همون چیزیه که منتظرش بود

‫هی! ‫حالش خوبه؟

‫احساس بدی دارم که توی ‫همچین موقعیتی قرارشون دادیم

‫باید ترسناک باشه

‫هست

‫اما این یه عملکرد طبیعیه

‫و اگه قراره ازش سر دربیاریم،

‫به این داده‌ها نیاز داریم

‫این تصاویر...

‫اونا یه‌جور ارتباطِ اولیه ‫با این نماد رو اثبات می‌کنن

‫یک ترسِ یکپارچه ‫از این سایه با چشم

‫علائم حیاتی‌شون تغییری نمی‌کنن

‫بااحتیاط برو اون‌جا و ‫سینک‌هاشون رو دوباره وصل کن

‫باید بیدارشون کنیم؟

‫اونجا

‫شوخی نکن

‫چیه؟

‫مایکل...

‫مایکل، چی شده؟

"خود"

‫بیدار شو!

‫بیدار شو! ‫بیدار شو!

‫باید بیدار شی! ‫باید بیدار شی!

‫سلام

‫سلام

‫الآن برمی‌گردم

‫اه، یه سؤال عجیب

‫میشه امشب روی کاناپه‌ت بخوابم؟

‫البته

‫گوشیم رو گم کردم

‫و هیچ‌جایی برای رفتن ندارم

‫چرا "ریف"؟

‫تا حالا فیلم راکی هارور رو دیدی؟

‫البته

‫ریف-رف رو یادته؟

‫اوه...

‫گرفتم. تو ایگورِ مایر هستی

‫می‌دونی، نسبت به سِنت باهوشی

‫من 18 سالمه

‫رؤیات رو دیدم

‫سارا؟

‫سارا...

‫هیچ اقوامی، فامیل نزدیکی داره که ‫بتونیم باهاش تماس بگیریم؟

‫نمی‌دونم ‫زیاد نمی‌شناسمش

‫سلام؟!

‫پرستار!

‫سلام؟!

‫بقیه کجان؟

‫طبقه‌ی دوم، من... من...

‫یه دوستی دارم که داره اون بالا درمان میشه

‫و نمی‌دونم الآن کجاست

‫هیچ پرستاری جای میز پذیرش نیست

‫اسم دوستتون چیه؟

‫دان ‫سارا دان

‫- سارا... ‫- دان

‫سارا... دان

‫توی اتاق 237 هستش

‫نه! نه، نیست

‫منم همینو دارم میگم، اونجا نیست!

‫آقا، لطفا آروم باشید

‫پیداش می‌کنیم

‫بذارین به یه پرستار توی طبقه دوم...

‫اما هیچکس اون بالا نیست!

‫دارم بهتون میگم

‫جری، می‌تونی بری طبقه دوم و

‫ریچل یا کیکی رو برام پیدا کنی؟

‫این آقا دنبال جایِ یه بیمار هستن

‫بهتون گفتم هیچکس اون بالا نیست

‫احتمالاً به‌خاطر کمبود کارکنان

‫مجبور شدن انتقالش بدن

‫چرا کنار میز نمی‌شینین

‫و وقتی مکانِ جدیدش رو فهمیدیم ‫بهتون زنگ می‌زنم

‫باشه، ممنون ‫من فقط...

‫فقط... نگرانشم

‫سارا!

‫سارا! ‫منم، جرمی!

‫سارا!

‫سارا...

‫سارا...

‫منم، جرمی

‫بیدار شو

‫بیدار شو

‫آخ!

‫کدوم گوری بودی؟!

‫ببین، الآن نمی‌تونم توضیح بدم ‫توی آزمایشگاهی؟

‫آره! اینجام و دارم گندکاریتو ‫جمع و جور می‌کنم

‫من واقعا الآن بهت نیاز دارم

‫نه! نه! تو ریدی به زندگی همه‌مون!

‫اگه بتونیم تحقیقات دیگه‌ای انجام بدیم ‫شانس آوردیم...

‫می‌دونم، متأسفم، فقط...

‫ یه اتفاقی برای سارا دان افتاده و من...

‫ فقط واقعا بهت نیاز دارم که بیای...

‫چی‌کار کردی؟

‫بدجوری گند زدم

‫فقط همین یه کار ‫دیگه کاریت ندارم

‫آنیتا، خواهش می‌کنم

‫بعدش دیگه کاری با هم نداریم

‫- چه غلطی کردی، ریف؟! ‫- وسایل کجاست؟

‫صندوق عقب

‫چرا برش نگردونیم به بیمارستان؟

‫چون اونجا در امان نیست

‫اونا هیچ ایده‌ای ندارن که ‫چه اتفاقی داره براش می‌افته

‫بیشتر از ما نمی‌دونن

‫فعال شد

‫یه کابوسه

‫خوبه ‫می‌تونه کمکمون کنه از خواب بیاریمش بیرون

‫تو همینطور نگاه کن ‫من مطمئن میشم که کاریش نشه

‫پس، سعی داریم توی اوجِ کابوسش ‫بیدارش کنیم؟

‫آره

‫بدن توی رؤیا تلاش می‌کنه ‫مرگ رو پس بزنه

‫اونوقت بیدار میشی

‫اگه اشتباه کنی چی؟

‫نمی‌دونم

‫چیزی می‌بینی؟

‫هنوز هیچی

‫ببین، چقدر دیگه واقعا باید ‫بهش اجازه بدیم ادامه بده...

‫هی، هی، هی

‫این با عقل جور درنمیاد

‫فکر کردم قراره به یه جای آشنا بره، یا...

‫وایسا! ‫یه چیزی می‌بینم

‫تا حالا هیچوقت این تعداد رو ‫نه دیده بودم و نه خوابشو دیده بودم

‫وقتی یکی از اونا نزدیک اومد یا لمسش کرد،

‫خودشو از خواب میاره بیرون

‫ریف، دیگه نمی‌خوام این‌کارو بکنم

‫بیا به تاکسی زنگ بزنیم، باشه؟ ‫بیا از اینجا بریم، اینجا رو ترک کنیم!

‫فقط... فقط همینطور نگاه کن

‫سارا...

‫هی، من همینجام ‫اینجام

‫چی شد؟

‫واقعا متأسفم ‫واقعا متأسفم

‫نمی‌تونستیم بیدارت کنیم...

‫نمی‌تونستیم بیدارت کنیم

‫تو دیدی؟

‫- دیدی؟ ‫- آره

‫واقعا متأسفم ‫متأسفم

‫واقعا متأسفم ‫واقعا متأسفم

‫مطمئنی از همین راه اومدیم؟

‫اینو از کجا آوردی؟

‫بیرون توی زمین پیداش کردم

‫این گوشی منه

‫اینجا گمش کردی؟

‫من هیچوقت اینجا نیومدم!

‫ببین، شاید قبلا یه همچین خوابی دیدی

‫و اینجا اومدی و از دستت افتاده...

‫ساعت چنده؟

‫یعنی چی؟

‫ساعت چند رو نشون میده؟

‫فرار کنین!

‫نه! ‫نه...

‫فقط همینطور نفس بکش

‫نه!

تـرجـمـه از آرزو و مـرتـضـی Morteza_Lkz & arz_phoenix

اگر دارید این متن را می‌خوانید، شما تقریبا 20 سال در کُما بودید ما درحال امتحان یک شیوه‌ی جدید هستیم نمی‌دانیم این پیام کجای رؤیایتان به شما می‌رسد. لطفا بیدار شوید

« به روزترين مرجع فروش فيلم و زيرنويس در ايران » ما را در تلگرام دنبال کنيد .:: @QNDVD ::.

« کانال سايت کاور » .:: @QDVDCover ::.

« بزرگترين و به روزترين مرجع فروش کاور فيلم و سريال در ايران » .:: WwW.QDVDCover.Co ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.