Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تاریخ: 31 اوکتبر سال 2005
"سلام، تریسا هستم از مجله ی "اتو تریدر
عکاس این مجله هستم و زنگ زدم بهتون اطلاع بدم که
میتونم امروز، بعد از ظهر بیام اونجا
احتمالا دور و بر ساعت 2 بعد از ظهر اونجا باشم شایدم یه خورده دیرتر
دوباره میگم، تریسا هستم
لطفا برای هماهنگی راجع به این قرار باهام تماس بگیرید
ممنونم
گاراژ ماشینهای اسقاطی ایوری
گم شده
.فرض کنیم قبل از 31 سالگی بمیرم
.یا اصلا بگیم، همین فردا بمیرم
فکر نکنم فردا بمیرم تریسا هالباک، 3 سال پیش
به نظرم هنوز خیلی کارا مونده که باید بکنم
...میخوام مطمئن بشم، وقتی مردم
میخوام کسایی که دوستشون دارم بدونن ...وقتی مردم
راضی از دنیا رفتم
.راضی از نوع زندگیای که انتخاب کردم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد » [ TvWorld.info ]
تــرجــمــه از: آیـــدین و امـــيــن idin & Amin03
تاریخ: 18 سپتامبر سال 2003 یک هفته پس از آزادی استیون
استیون ایوری، به مدت 18 سال، در محدودیت کامل زندگی کرد
اون هم برای جرمی که مرتکب نشده بود
،حال، قانون گذاران ایالتی به دنبال جواب هستند که چرا همچین اشتباهی صورت گرفته
وقتی در زندان بود، همسر ایوری او را طلاق داد
و او بعد از آزادی، مدتی در یک کابین بسیار کوچک زندگی کرد
استیون ایوری اکنون به خانه برگشته ،ولی به مدت 18 سال
به جرم آزار جنسی، که مرتکب نشده بود، در زندان بود
،ایوری میگوید، زنی رو که بهم اتهام زده بود رو میبخشد
ولی هیچوقت مجریان قانون منیتواک رو نمیبخشد
گناهکار". تنها چیزی که سریعا به مغزشون خطور کرد" این بود که این طرف گناه کاره
باید بیشتر بررسی میکردن
استیون شهرتی همچون یک هنرمند معروف در سیستم قضایی پیدا کرده بود
"فرماندار"جیم دویل
سیاستمدار ها همشون میخواستن عکسی با استیو ایوری داشته باشند
از سیاستمدارها از فرماندار تا بگیر ،تا نمایندههای مجلس
استفان گلین، وکیل حقوق مدنی استیون
افرادی که تبدیل به مهره های اصلی گروه کاری ایوری شدند
مردی بیگناه رو از خونش دور کردن
،از خانوادش جدا کردن متهم به جرمی کردن که مرتکب نشده
اون 18 سال به سختی گذشت
ولی باید اون روزها رو تک به تک پشت سر میذاشتم
تا بتونم به زندگی ادامه بدم
باید بررسی بشه تا بفهمیم چطوری این اتفاق افتاده
،نماینده مارک گاندرام موسس کارگروه ایوری
و از اون شاید به عنوان یک کاتالیزور استفاده کنیم تا بتونیم ورای پرونده ی سال 1985 رو نگاه کنیم
ولی اگر کل سیستم قضایی رو در نظر بگیریم
چه عملی مارو به حقیقت و عدالت در سیستم نزدیک میکنه؟
من رئیس کمیسیون قضایی هستم
برای همین یه کارگروه با این هدف تشکیل دادم که
چطوری میتونیم از وقوع این چنین مسائلی جلوگیری کنیم؟
در دسامبر سال 2003، گروه کاری ایوری شروع به برگزاری جلسات رسیدگی
جهت بررسی اقدامات ناصحیح صورت گرفته .توسط پلیس کرد
استیون اولین نفری بود که شهادت داد
...برای مدتی خانوادم کنارم بودن، بعد
خیلی سخت بود
اونجا بود که به زنـم گفتم بره
این سخت ترین بخش اون دوران بود
اگر درست یادم بیاد، تمامی افراد حاضر
بلند شدند و براش دست زدند
بخاطر تحمل تمام سختیهایی که متحمل شده
و برای بیان تاسفـشون بهخاطر بلایی که سیستم سرش اورده
همشون خودشون رو گذاشته بودند جای استیون و میگفتن اگه من جاش بودم چی
یا اگر بچه من بود چی؟ اگه نمیتونستم 18 سال ِتمام باهاش فوتبال بازی کنم
یا شبا موقع خواب براش کتاب بخونم چی؟
یک روز هم نیست که من به آقای ایوری، خانوادش و دوستانش
و زجر و دردی که تحمل کردند، فکر نکنم
وقتی زمان رفتن رسید، گفتم: استیو؟ میتونم بغلت کنم؟
پنی برنستن، قربانی آزار جنسی در سال 1985
و اونجا بود که من رو یه بغل گرم و صمیمی کرد ،و بهش گفتم که، میدونی
من واقعا شرمندم استیو، واقعا شرمندم
و اون بهم گفت: اشکالی نداره، همه چی تموم شده دیگه
کارگروه ایوری پیشنهاداتی برای اصلاح سیستم قضایی ارائه میکنه
و نمایندگان مجلس ایالتی شروع به نوشتن پیشنویس ایوری میکنن
همه چی به خوبی داشت سپری میشد
توی اسقاطی مشغول به کار شدم
،داشتم تمام تلاشم رو میکردم دردسر درست نکنم و با خوشحالی زندگی کنم
بهترین اتفاق؟
احتمالا زمانی که با جودی آشنا شدم
و احساس کردم دوباره کسی میتونه عاشقم بشه و منم میتونم عاشقش باشم
و آینده داشته باشم
...شفافیت این موضوع
خیلی پرونده ها هست که مردم راجع به غرامت صحبتی نمیکنند
چون کاملا شفاف نیست که مرتکب جرم نشدند
فقط میدونی مدارک کافی برای نگه داشتنشون توی زندان نداری
ولی این پرونده خیلی شفاف بود و به نظرم برای خیلی از مردم ایالت
شرایط نگران کننده ای بود
،احتمال دارد برای سال های سپری شده در زندان ایوری 25 هزار دلار دریافت کند
من با قانون مربوط به غرامت برای زندانیانی که
به اشتباه مجرم شناخته شدند، آشنا نبودم
قانون گذاران میگویند، غرامت ایالتی بسیار کم است
و اونا بهم گفتن، سالیانه بین 5 هزار دلار تا 25 هزار دلار
،و آب دهنم پرید توی گلوم و گفتم
خدای من، باید سالی 25 هزار تا باشه
و اونجا بود که درخواست 450 هزار دلار رو دادیم
یک گروه دو حزبی از مجلس تعیین کرد که
به علت خطا در قضاوت، باید 450 هزار دلار به او داده شود
چندین و چند بار به گاراژ اسقاط میرفتم تا استیو رو ببینم
کیم دوکت، دختر عموی استیو
،تا ببینم حالش خوبه یا نه ببینم با محیط و شرایط کنار اومده یا نه
و ببینم چیکارا میکنه و از این دست مسائل
و بهم گفت که، در حال حاضر، میخوام کنار خانوادم باشم
...میخوام توی گاراژ کار کنم، میخوام تلاش کنم تلاش کنم جزوی از خانواده بشم
فکر کنم حس میکرد وقتی از زندان آزاد بشه
باید ایالت رو ترک کنه یا به سمت کریویتز بره و اونجا قایم بشه نام یک دهکده
فکر میکنم حس میکرد که مسئولان ایالتی اونو مجبور به این کار میکنن
و اونم نمیخواست به هیچ کسی این اجازه رو بده که بتونن اون رو از شهر بیرون کنن
میدونید، میخواست همینجا بمونه و سعی کنه بخشی از زندگی از دست رفتش رو برگردونه
و فکر میکنم خودش میخواست که صاحبان قدرت اینجا ببینن که داره زندگی از دست رفتش رو به دست میاره
اصلاح سیستم قضایی بهبهانه ایوری
استیون ایوری 18 سال برای جرمی که مرتکب نشده بود در زندان سپری کرد
تاریخ: 11 سپتامبر سال 2004
امروز یک سال از زمان آزادی ایوری میگذره
او زمان آزادی خودش رو با خانوادش گذرونده
.حس خیلی خوبه داره. بله دوباره همه میتونیم دور هم باشیم
هنوز با افرادی که او را به زندان انداختند صحبتی نکرده
امکانش هست که بتونی اونا رو ببخشی؟
شک دارم
میدونستن که مرتکب اشتباه شدند
او و وکلایش به دنبال شکایتی هستند تا بتونن غرامت دریافت کنن
ایوری میگوید، پول به او کمک خواهد کرد تا بتواند بر روی پای خود بایستد
ولی هیچوقت زمان از دست رفتش رو جبران نخواهد کرد
مردی که علیه قضاوت اشتباه شکایت خواهد کرد
.او 18 سال را بهخاطر تجاوز در زندان سپری کرد
از زاویه دید استیون بر اساس حرفی که به پنی برنستن زد
استفان گلین وکیل حقوق مدنی
توی جلسه رسیدگی کارگروه ایوری
فقط برای این بوده که نمیخواسته
بلایی که سرش اومده، سر فرد دیگه ای هم بیاد
و همچنین نمیخواست بلایی که سر اون دختر اومده سر فرد دیگه ای بیاد
ساکن شهر براون. مورد تهاجم قرار گرفته توسط "گرگوری الن" در سال 1995
و واقعا هم این اتفاق افتاد به خاطر کاری که گرگوری الن کرده بود
درست زمانی که استیون ایوری در زندان بود
دادگاه میلواکی، ویسکانسن
ساختار شکایت مدنی این بود که دادستان و افسر پلیس
از لحاظ قانونی و حقوقی متعهد بودند تا شواهد تبرئهکننده درباره گرگوری الن را
والتر کلی، وکیل حقوق مدنی استیون
.به وکلای مدافع بدند
این یک شکایت ِخفیف نیست
.بلکه اون یک تخطی بزرگ از قانون اساسی بود
از 1میلیون دلار فراتر رفت و به 36میلیون دلار رسید
ما 36 میلیون دلار درخواست غرامت کردیم یا به عبارتی سالی 1 میلیون دلار
برای سال هایی که در زندان بوده
و 18 میلیون دلار باقی مانده را
برای جریمه دولت
از دیدگاه استیون، رقم و اعداد
براش کوچک ترین اهمیتی نداشت
،بلکه موضوعی که برای او اهمیت داشت پیدا کردن خطاکاران بود
"کلانتر، "تام کسوریک کلانتر منیتواک بین سالهای 1979 تا 2001
"دنیس وگل" وکیل شهرستان منیتواک بین سالهای 1977 تا 1986
بیاید کاری کنیم که برای تمامی مجریان قانون تجربه بشه
که دیگه کار غلط رو انجام ندند
و اگر راه غلط رو رفتند، بدونن که چه عواقبی در انتظارشونه
استیون ایوری شاکی
،تمام چیزی که میخوایم جوابگویی در قبال اشتباهاته
"شهرستان منیتواک، "توماس، اچ، کسوریک "و "دنیس، آر، وگل متهم
دارم سعی میکنم تا جلوی از هم پاشیدن یک خانواده ی دیگه رو بگیرم
که دوباره شاهد این اتفاقات نباشیم
"افسر، "جودی دِوورک کلانتری منیتواک بین سالهای 1981 تا 1989
وقتی خانم برنستن، اون شب در بیمارستان
مشخصات مهاجم رو به پلیس داد شما نگفتید که، به نظر میاد استیون ایوری باشه؟
تاریخ: 13 اکتبر سال 2005 ایوری علیه شهرستان منیتواک
نه قربان
بعد از ظهر اون روز بود که گزارشـتون رو دادید، درسته؟
اعتراض به نوع سوال دارم
میتونید جواب بدید
یادم نمیاد که همون روز بعد از ظهر بود یا در اداره پلیس بود
،شما گزارش دادید که توضیحات قربانی به استیون ایوری میخوره
،ولی فقط یادتون نمیاد که این حرفو آیا توی بیمارستان زدید
یا این که بعدا در اداره ی پلیس زدید
...درست - ...من به این حرفتون اعتراض میکنم -
درست میگم؟ - چون ایشون همچین حرفی الان نزدن -
و به نوع سوالتون هم اعتراض میکنم
چرا اصلا همتون نمیاید قسم بخورید و شهادت بدید؟
اجازه بدید شاهد جواب بده - ...من که نگفتم -
من که جلوی شاهد رو نگرفتم
ولی دارید حرف توی دهن شاهد میذارید
"داری میگی، "تو این حرفو زدی در صورتی که همچین حرفی نزده
اعتراض میکنم تا مطمئن بشم اطلاعات درست ثبت میشه چرا، ایشون همینو گفت -
برای ما، گزارش دادستان خیلی خوب بود
توی گزارش، حداقل چندتایی از افرادی که مورد بازجویی قرار گرفتن
در طول بازجویی حس این رو نداشتن که متهم هستند
،و احساس یک صحبت دو طرفه بین مجریان قانون رو داشتند
والتر کلی وکیل حقوق مدنی استیون
برای همین، تقریبا گفت و گوی صادقانه ای داشتند
پس خیلی به ما کمک کرد تا اطلاعاتی که
از اون افراد برای شکایت مدنی نیاز داشتیم .رو بگیریم
چونکه اون زمان از مسئولیت ِمدنی خودشون آگاه نبودند
ولی ما دیگه اون زمان اظهاراتشون توی جلسه تحقیقی رو در اختیار داشتیم
توی گزارش اومده که
دوورک، ایوری رو فرد بسیار کثیفی توصیف کرده
طوری که هروقت به زندان میومده
افسرهای پلیس باید ایوری رو مجبور میکردن دوش بگیره
میبینید؟ - بله آقا -
این حرفو به خانم "استراس" زدید؟
احتمالا، ولی نه با این کلمات
با کدوم کلمات؟
...این که - کلماتی که بکار بردید رو یادتون میاد؟ -
میخوام به نوع سوالتون اعتراض کنم
باشه
من دقیقا به خاطر ندارم
ولی وقتی اینو میخونم، اینا حرفای من نیست
خب، اگه یادتون نمیاد، پس چطوری میتونید بگید اینا حرفای شما نیست؟
اعتراض دارم. سوال جدلبرانگیز
جوابشون رو ندید - میتونید جواب بدید -
.جوابم اینه که، من به این صورت صحبت نمیکنم از این جور لغات استفاده نمیکنم
،خب، ما چند نمونه داشتیم که افراد میخواستن حرفی رو که
به بازرسهای دادستانی گفته بوند رو عوض کنند وقتی که داشتیم ازشون
استشهادیه میگرفتیم
و البته ما میتونیم گزارش های تحقیقات خود دولت رو ارائه بدیم
،و بگیم که این گزارش نشون میده که شما فلان حرف رو زدی
ممکنه ایشون از حرفای من رو از زمینه خودش خارج کرده باشه
چه زمینهای؟
هرچقدر تلاش برای درست کردن اظهارنظرهای قبلی بیشتر میشد
توجیههاتـشون ضعیف تر میشد
جین کوشی کلانتری منیتواک بین سالهای 1979 تا 2003
ما حالا میدونیم، فردی که خانم برنستن تشبیهش کرد براتون
گرگوری الن بوده
درسته؟ - نه -
!نه؟ تاریخ: 26 اوکتبر سال 2005
نه
خب، ما میدونیم که گرگوری الن فردی بوده که به خانم برنستون حمله کرده
این رو ثابت کرده DNA چون آزمایش
خب، این حرف توئه حرف من نیست
من شایعات درون روزنامه ها رو باور نمیکنم. جدی میگم
رو DNA خب، یعنی شما شواهد مبنی بر که توسط آزمایشگاه جنایی ایالتی جمع آوری شده
...و تبدیل به اساس - ...که این شواهد -
!اجازه بده حرفمو تموم کنم که این شواهد دال ِ بر بیگناه بودن استیونـند
،این براتون کافی نیست که بدونید استیون ایوری مرتکب این حمله نشده؟
نه. این شواهد رو از کجا اوردید؟ تمام حرفم همینه
...شک دارید که DNA یعنی دارید میگید به آزمایش
که همخوانی داشته؟ من قبول دارم که همخوانی داشته
...خب پس شما - دست کاری بشن؟ DNA تا حالا نشده نمونه های -
چرا. همچین اتفاقاتی افتاده - یعنی میگید شواهد دست کاری شده؟ - نمیدونم. نمیدونم -
پس در واقع شما فکر میکنید، طرحی که زدید، از
،که گرگوری الن رو محکوم میکنه DNA شواهد قابل اتکا تره
طرح من، نتیجه ی تصاویری بوده که ایشون در ذهنشون داشتند
این طرح اینو میگه
من فقط... من فقط مداد رو حرکت دادم
درسته. درسته. حرف من هم همینه
طرح من بیشتر شبیه به استیون ایوری هستش تا گرگوری الن
درسته. درسته
واقعیت این جور دعوی قضایی
،برای کسی مثل استیو ایوری که هیچ پولی نداره، که هیچ پولی نداشته
اینه که، شرکت های بیمه همگی جمع میشن ...و بهش میگن که
"این یک میلیون دلار رو بگیر، بیخیال این شکایت شو"
،ما چه میتونستیم بکنیم که جلوی وسوسه ی استیو رو بگیریم؟
در اکتبر سال 2005، قانون گذاران پیش نویس قانونی را نوشتند
که به موجب آن باید به استیو بابت به اشتباه مجرم شناخته شدن غرامت پرداخت شود
میخوام خوشحالی خودمون رو باهاتون به اشتراک بذارم
...وقتی فهمیدیم که اون خیلی به دریافت 400 هزار دلار
نزدیک شده
که باعث میشد استیون به هیچ وجه مصالحه نکنه
،اون موقع میتونست تا هر زمانی که طول بکشه برای شکایتش مبارزه کنه
اوضاعـم عالیه
تقریبا هر روز کار میکنم و منتظر جودی هستم که آزاد بشه
زندانی شده ایالت ویسکانسن، علیه جودی استاچوسکی
رانندگی در حالت مستی
به جرم مصرف الکل موقع رانندگی گرفتنش
وجود الکل در خون
چندین بار بهش توپیدم که الکل رو ترک کنه
فکر کنم روش تاثیر گذاشت چون ترک کرد و الان تبدیل به فرد جدیدی شده
بهش حسابی تبریک میگم
،وقتی جودی آزاد بشه میتونیم تاریخ عروسیمون رو مشخص کنیم
ساختمان فدرال دادگاه ایالتی
در زمان قانون گذاری متوجه چیزی شدیم که قبل از شروع این شکایت
هیچ اطلاعی ازش نداشتیم
این که سال 1995، یک سال خیلی مهمی در این مسائل بوده
حرفامون ضبط میشه
...جلسه استشهادیه پرونده ایوری علیه منیتواک
نه تنها احتمال این هست که مجریان قانون
از یک نفر دیگه ای اطلاعاتی داشتند
بلکه واقعا چیزی رو مخفی کرده بودند
...یک موضوع خیلی مهم
،چیزی که ما متوجهش شدیم این بود که وقتی استیون ایوری تقریبا 10 سال از حبسش گذشته بوده
"گزارش گروهبان "اندرو، ال، کلبرن
کسی به دفتر افسر پلیس زنگ میزنه
به خاطر دارم که تلفنی بهم شد
از طرف یکی از دفاتر مجریان قانون
که حداقل یکی دیگه از افسران پلیسی که درگیر ماجرا بوده
اعتقاد داره از پلیس شهرستان براون بوده
میگن، کسی رو بازداشت کردند
که میگه مرتکب جرمی در منیتوواک شده
جرمی که فرد دیگه ای به خاطرش در زندانه
یکی دیگه به خاطر این جرم در زندانه
"گروهبان "اندرو کلبرن از اداره ی پلیس منیتواک
سند 138 رو مطالعه کردید؟ - بله قربان -
توضیح میده که شما در سال 1994 یا 1995 یک تلفن دریافت کردید
تاریخ: 13 اوکتبر سال 2005
از طرف کسی که خودش رو کارآگاه معرفی کرده، درسته؟
بله
کارآگاه بیان کرد که شخصی رو دستگیر کردند
که به جرم خودش توی منیتواک اعتراف کرده، درسته؟
بله - خیلی خب -
و چیزی که اون فرد دستگیر شده گفته
این بوده که جرمی در منیتواک مرتکب شده
که الان فرد دیگه ای بهخاطرش توی زندانـه درسته؟
بله، قربان
در منیتواک افراد زیادی برای جرم های سنگین خشونت و حمله به زندان نمیوفتن
و مشخصا جرمی که طرف هنوز هم توی زندان باشه
اعتراف به حمله و خشونت کرده
یک احتمال خیلی قوی وجود داره که
.1985استیو ایوری به اشتباه محکوم شد
که گرگوری الن بوده که در دفتر پلیس شهرستان براون
1995"گرگوری الن" بهخاطر تجاوز جنسی در براون .دستگیر شد
در 1995 دستگیر شده
و گرگوری الن، در رابطه با استیون ایوری حرفی میزنه
اندرو کلبرن درباره اعترافات یک زندانی تماس دریافت میکنه
و حداقل باید یکی این ادعا رو بررسی میکرده
به نظرم، این واقعه ی خیلی مهمی بوده
درسته. من هم همین فکرو کردم
،کسی که اون تماس رو دریافت کرد اسمش کلبرن بود
و شاید بگید که باید مدرک ثبت شده ای باشه که ایشون
سریعا این قضیه رو گزارش کرده باشه
ممکنه مدرک ثبت شده ای باشه که ایشون سریعا به مافوق خودش گزارش داده باشه
ممکنه مدرکی ثبت شده ای باشه که سریعا با کارآگاهی
که پرونده های خشونت جنسی رو بررسی میکنه تماس گرفته
یا خلاصه باید یه مدرک ثبت شده ای از این تلفن باشه
ولی اگر به هرکدوم از این احتمالات فکر کردید، در اشتباهید
اندرو کلبرن تلفن اعتراف جرم رو در سال 1995 دریافت میکنه
چون هیچ مدرکی در 1995 نبود
،حتی در سال های 1996و 1997و 1998و 1999
2000و 2001و 2002و 2003
و سال 2003 سالیه که مهمه چون در این سال استیون آزاد شد
استیون رو تبرئه کرد DNA شواهد
و در روز آزادی او، یا فردای اون روز
وقتی بود که کولبرن تصمیم میگیره با افسر بالارتبه ی خودش به نام "لنک" تماس بگیره
و "لنک" هم بهش میگه که یک گزارش ثبت کنه
و بعد میرن به افسر پلیس اطلاع میدن
حالا بیاید برای یک دقیقه به این اتفاق فکر کنیم
چرا همچین اتفاقی افتاد؟
چرا به جای اون موقع، 8 سال زودتر این گزارش ثبت نشد؟
به نظرم، من که جواب این سوال رو میدونم
یعنی فکر میکنم که این قضیه به ما به صراحت داره میگه
که این افراد پی بردن که حسابی گند زدن
کلبرن به این گند پی برده لنک به عنوان بالادستش پی برده
و کلانتر هم به این گندشون پی برده
پس لنک به کلبرن میگه که یک گزارش ثبت کنه و کلانتر هم به لنک میگه که
گزارش رو برام بیار
کلانتر هم گزارش رو توی گاوصندوق قرار میده
که نشون میده چقدر این مدرک براش مهمه
...خب، معلومه، که هیچ
خب، که هیچ منفعتی برای استیون نداره
،که این مدرک رو بعد از گذشت 8 سال از اون تلفن تازه ثبت کنی
،چون استیون ایوری اون 8 سال رو درون یه قفس گذرونده بوده
ستوان جیمز لنک
این مدرک تا زمانی که شما با کلانتر پیترسون صحبت نکردید
آماده و ثبت نشد
درسته؟ - درسته -
این مدرک میگه کولبرن گفته در سال 95 یا 96 توسط شخصی مطلع شده
تاریخ: 11 اکتبر سال 2005
"که "این پرونده بسته شده و فرد متهم در بازداشته
درسته؟ - درسته -
گروهبان کلبرن یادش نمیاد که چه کسی بهش گفته
که این پرونده قبلا حل شده و بسته شده
درسته؟ - درسته. به منم همینو گفت -
همینطوری... همینطوری حدس زده یا گفته که
،خدایا، شاید اون یارو بوده، شایدم اون یکی بوده" مطمئن نیستم" ؟
...مطمئن نبوده کی بهش اطلاع داده. اون
گزارش، جیمز، ام، لنک
سند شماره 125 رو میشناسید؟
این یکی از بیانیه های دفتر پلیسه
کلانتر کنت پیترسون بخش منیتواک بین سال های 1979 تا 2007 و افسری که استیون رو در سال 1985 دستگیر کرد
و به نظر میاد امضای لنک هم پاشه
قبلا این مدرک رو دیده بودید؟ - نه -
خیلی خب، سند شماره 138 چی؟
تاریخ: 13 اکتبر سال 2005
خب، شما بگید این چیه آره -
اینم یکی دیگه از فرمای ما هست
به نظر میاد توسط اندرو کلبرن پر شده
و دوباره میگم، این مدرک رو قبلا دیده بودید؟ - نه -
خیلی از مردم بهم گفتن که حواست به خودت باشه
اکثر مواقع جدی نگرفتم
ولی سر جلسه استشهاد یادمه
نمیدونم، نظرم عوض شد
نمیدونستم که کارآگاه به کدوم پرونده اشاره میکنه
چیزی رو مخفی کرده بودن و روش سرپوش گذاشته بودند
هنوزم داشتن همون کارو میکردن
به خاطر ندارم کارآگاه اسمی رو اورده باشه
...حتی با حضور افسر پلیس، اون
اون هم داره چیزی رو مخفی میکنه
تا حالا با کسی صحبتی داشتی
اندرو کلبرن کلانتری منیتواک
به غیر از کلانتر پیترسون و ستوان لنک
درباره محتویات ِسند شماره 138
با فرد دیگه ای هم صحبت کردید؟
با هیچ افسری، دوستی، خانواده ای؟
نه تا اونجایی که به خاطر دارم
،احتمال داره به کسی گفته باشم ولی به خاطر ندارم
مارک روهر دادستان منیتواک
زمانی که شما از آزمایشگاه جنایی اطلاعات رو دریافت کردید
که بهتون میگفت که گرگوری الن در خشونت جنسی
خانم برنستون متهم بوده
تاریخ: 22 سپتامبر سال 2005
با کسی دراین رابطه در دفتر پلیس صحبتی کردید؟
بله - با چه کسانی؟ -
...اندی کلبرن
و جیم لنک
در این باره باهاشون صحبت کردم
اجازه بدید بهتون نشون بدم چی رو در سند شماره 124 نشانه گذاری کردیم
این مدرک رو قبلا دیدم - خیلی خب -
از داگلاس جونز به ام. روهر تاریخ: 18 سپتامبر سال 2003
داگلاس جونز کیه؟
دستیار دادستان شهرستان منیتواک
خیلی خب. به نظرتون این گزارش چی میگه؟
معلومه چیه
میگه اون یه تماس تلفنی با جین کوشی در رابطه با پرونده داشته
جین کوشی
این مدرک نشون دهنده ی تماسی بین شما و داگلاس جونز هست
اون هم مدت کوتاهی بعد از پخش خبر این که استیون ایوری تبرئه شده
و گرگوری الن متهم شناخته شده درسته؟
درسته - خیلی خب. داگ جونز میگه -
با شما صحبتی داشته
و شما بهش گفتید، "در سال 95 یا 96
اندی کلبرن به کلانتر منیتواک، تام کوسورک گفته
که یک افسر پلیس از براون به کلبرن گفته
"که الن و نه ایوری، ممکنه مرتکب این جرم شده باشن
خب؟ شما این حرف رو به داگلس جونز زدید؟
یادم نمیاد - خیلی خب -
آیا این سند شماره 124، به یاری حافظتون میاد؟
چیزی که من به خاطر دارم، که خیلی هم دقیق یادم نیست
این بود که کلبرن شاید به من در رابطه با دریافت یک سری اطلاعات حرفی زده باشه
خب؟
خیلی خب، این بیانیه ادامه داره، جمله ی بعدیش میگه
جین بیان کرده..." که شما باشی"
که کوسورک به کلبرن گفته ..."
ما آدم درست رو دستگیر کردیم "و لازم نیست خودتو نگران کنی
حالا، کلبرن این حرفو به شما زد؟
من یادم نمیاد
دلیلی دارید که باور کنید داگ جونز
حرف شما رو اشتباه ثبت کرده؟ - نه -
باشه
و در ادامش میگه که داگ جونز از شما پرسیده که آیا این اطلاعات درست بوده
یادتون میاد ازتون همچین سوالی کرده باشه؟ - نه -
و در ادامش میگه که شما بهش گفتید، لنک
،که ستوان جیمز لنک، کارآگاه بخش فرماندهی "از این مساله آگاه هستن"
شما این حرفو به داگ جونز زدید؟
اگه ایشون گفته، پس احتمالا همچین حرفی زدم
و بگید بر چه اساسی همچین حرفی به ایشون زدید؟
بر اساس گفته ی اندی کلبرن
عدم ارائه این مدارک و شواهد، کاری غیر وجدانی بود
اطلاعاتی که میتونست مورد استفاده ی وکلای استیون ایوری قرار بگیره
که دقیقا در همون زمان بود که درگیر دعوی قضایی بودند
دعوی که بر اساس مدارک جدید کشف شده انجام شد از زیر ناخنها DNA به وسیله ی استخراج
که احتمال رو میداد شاید فرد دیگری متهم بوده افسر پلیس، تام کسورک
اگر اون اطلاعات در سال 1995 برملا میشد
استیون ایوری در همان سال 1995 آزاد میشد
پس اونا باعث شدن 8 سال بیشتر حبس بکشه
میتونیم بگیم این قضیه، چیزی شبیه به
.یک توطئه از نوع سکوت آگاهانهـست
شما این اطلاعات رو در اختیار دفتر دادستانی کل گذاشتید؟
""مارک روهرر دادستان منیتواک
بله. تا جایی که حافظهـم یاری میکنه فکر میکنم اطلاع دادیم
منظورتون "دادیم" چه کسانی هستند؟
.مایک گریسباک" و من وقتی که توی "مدیسن" بودیم" مرکز ایالت ویسکانسین
ولی این یاداشت
بعد از اینکه شما به مدیسن رفتید نوشته شده
مطمئن نیستم در چه تاریخی مدیسن بودیم
دارید میگید که این اطلاعات رو در اختیار دفتر دادستان کل گذاشتد؟
ما تمام چیزهایی که در اختیار داشتیم رو به .دفتر دادستان کل ارائه کردیم
خب، نه این یادداشت و نه هیچ چیز دیگهای "درباره "کلبرن" و "لنک
توی لیست مدارکی که در اختیار .اداره دادستان کل گذاشتید نیست
.اینو من میتونم این به شما بگم
22سپتامبر 2005
11اکتبر 2005
11اکتبر 2005
،اکتبر 2005 از نقطهنظر مقامات شهرستان منیتواک
13اکتبر
،و وکلایـشون
...من باور دارم که
همهـشون میدونستند که در دردسر بسیار بسیار جدیای افتادند
و احتمال بسیار قویای وجود داشت که حکم سنگینی .علیهـشون صادر بشه
13اکتبر 2005
26اکتبر2005
شهرستان منیتواک و کلانتر و دادستان
توسط بیمههای متفاوتی تحت پوشش هستند
و حداقل پنجشش بیمه مختلفی اونا .رو تحت پوشش خودشون دارن
ولی، بیمهگذارها این موضع رو گرفتند که
،بهخاطر ماهیت اتهامات علیه شهرستان
کلانتر و دادستانی، بیمه این پرونده رو پوشش نمیده
که به این معنی ـه که خود شهرستان مینتواک و کلانتر و دادستانی
باید مسئولیت خسارات وارده رو در اون شکایت مدنی قبول کنند
نیازی نبود که کسی بهمون بگه این
روی ماموران اجرای قانون اثر میذاره
.البته که این روی مامورهای اجرای قانون اثر داره شوخیـت گرفته؟
. ...شکایت "استیون ایوری" علیه منیتواک و
منظورم اینکه، مامورهای قانون وقتی که حتی کسی ادعا کنه که
""توماس کورسوک ، شخصا و بهعنوان کلانتر منیتواک
حرف اشتباهی توی دادگاه زدن، رفتارـشون نامناسب میشه
، و "دنیس وگل" شخصا تنها در جنبههای اداری مشورتیـشون و بهعنوان دادستان منیتواک
تصور کن وقتی که بهشون بگی شما دروغگو هستید
و شواهدی رو مخفی کردید و به عمد کسی رو تحت تعقیب قضایی قرار دادید که
،میدونستید، یا حداقل دلایلی داشتید که فکر کنید که گناهکار نبوده
و اصلا تمام این قضایا رو بذاریم کنار، از نظر وظیفه حرفهای خودت
یه آدمی اون بیرون هست که داره زنها رو میزنه و بهشون تجاوز میکنه
در حالی که این ادمی که زندانیـش کردی .توی سلول خودش نشسته
این باعث میشه چه احساسی بهت دست بده؟
ما کاملا نزدیک این بودیم که
آماده بشیم که بریم سروقت مدعی علیههای اصلی ...با استشهادیهها
تاریخ تعیین شده برای جلسه استشهادیه 10نوامبر 2005
تاریخ تعیین شده برای جلسه استشهادیه 15نوامبر 2005
،که "والت" به من تلفن کرد...
بهم گفت یه روزنامهنگار بهش زنگ زده
و پرسیده که درباره ارتباط ظاهری
بین گم شدن یه زن توی منیتواک
و "استیو ایوری" نظری میده
"کسی که بعدا فهمیدیم که "تریسا هالباک
"11اکتبر استشهادیه "لنک" و "سندی موریس
13اکتبر استشهادیه کلبرن، "جودی دیوراک" و کلانتر پترسن
"26اکتیر استشهادیه "جین کوشی
.31اکتبر آخرین مرتبهای که "تریسا هالباک" دیده شد
.لایحه ایوری در مجلس ایالتی تصویب شد
3نوامبر گزارش شد که "تریسا هالباک" گم شده
4نوامبر
.اخبار "اکشنتونیوز" ِ ساعت پنج اخباری که میتوانید به آن اعتماد کنین
.عصر بخیر. ممنون که ما رو تماشا میکنید کلانتر شهرستان کالومت
اعلام که ناپدید شدن "ترسا هالباک" همچنان یک راز باقی مونده
دختر 25ساله آخرین بار در دوشنبه بعدازظهر .در شهرستان منیتواک دیده شده
در حال حاضر، پلیس در حال گشتن نواحی مختلفی
از منیتواک تا گرینبی هست
اونها امیدوارند که ماشین تریسا رو که
.یه چیز کلیدی در این تحقیقاتـه رو پیدا کنند
ماشین یک تویوتا روفور ِسبز تیره مدل 1999ـه .درست مثل اینی که در تصویر میبینید
جف الکساندر" اخرین اخبار رو درباره این تحقیقات" در اختیارمون میذاره
هالباک" یه عکاس حرفهایـه"
یکی از مشتریهاش "اتوتریدر"ـه
و پلیس گفت که بعدازظهر دوشنبه به شهرستان منیتواک رفت
.تا در سه ملک خصوصی مختلف از ماشینها عکاسی کنه
اتفاق جالب اینکه که آخرین خونهای که دوشنبه به اون سرزده خونه "استیو ایوری" ـه
اونجا بود تا از این "داج کاروان" مدل 1989 عکسبرداری کنه
ایوری" بهطور مرتب توی مجله "اتوترید" تبلیغ میکنه"
و میگه که "هالباک" چندین بار بههمین خاطر
.به خونهاش سر زده
نگفت که اون روز جای دیگهای قراری یا چیزی داره؟
نه، فکر نکنم
چون بیشتر مواقع، میاد و عکس رو میگیره
...و شماره سریالـش رو مینویسه
.و بعد میاد و پولـش رو میگیره و... همین
خب. چه جور سوالاتی که پلیس ازت پرسیده؟
فقط اینکه کی اومد اینجا. چه ساعتی. حدودا
همین
از خواستن که تست دروغسنجی یا چیزی بدی؟
نه، نه
امشب پلیسها اومدن و ازم پرسیدن که من چیزی یادم اومده یا نه
که گفتم نه
میدونی، بعد ازم پرسیدن که میتونن بیان خونهام
«و اطراف رو چک کنن. گفتم «مشکلی ندارم. بیا تو
.کل خونه رو گشتن
.میدونین، همه چی خوب بود و بعد رفتن
منظورم اینکه، چون میشناسیـش، فکر میکنی ...والدینـش چه احساسی دارن و
زندگی باید براشون جهنم شده باشه
4نوامبر 2005 "چهار روز بعد از گم شدن "تریسا
تحملـش خیلی سختـه
"کارن هالباک" مادر تریسا
.ما خیلی دوستش داریم خیلی دلمون براش تنگ شده
...خیلی عجیب که ما
ما دو روز گذشته خبری ازش نشنیدیم
وقتی که جواب تلفنهامون رو نداد. میدونین؟
امیدوارم که بهترین اتفاق ممکن بیفته
اگه اون بیرونـه، میخوایم که برگرده خونه
میدونی، میخوایم بدونیم چه اتفاقی براش افتاده
تا جایی که ما میدونیم، اون هرسهتا جا رو رفته
...و بعد از جای سوم
""مایک هالباک برادر تریسا
که دیگه به تلفنهاش جواب نداد و دیگه زنگ نزد...
بعد از اون دیگه به هیچ کدوم از پیغامهای صوتیـش گوش نداده
و از کارت اعتباریـش استفاده نکرده
به همین خاطر نمیدونیم دیگه بعد از اون چه اتفاقی براش افتاده
حال خودتون چطوره؟
اممم... منظورم اینکه
فرایند عزاداری، میدونین، ممکنه هفتهها، روزها
.یا سالها طول بکشه
میدونی، امیدوارم که، جواب رو هرچه زودتر پیدا کنیم تا بتونیم
اروم اروم، میدونین، امیدوارم که بتونیم از این مرحله گذر کنیم و زندگیـمون رو ادامه بدیم
امیدوارم که با حضور "تریسا" توی زندگیـمون
،"تمام شهرهای کوچیک، حتی "سنت نیزین"، "مریتاون "چلتون"، "نیو هولستین"، "کیل"
،ما داریم هر مکان عمومیای رو نگاه میکنیم
""رایان هیلگاس "دوستپسر سابق "تریسا ،بارها، رستورانها، پمپبنزینها، خواربارفروشیها ...ادارهپستها، بانکها
هرجا که فکر میکنین بهتون اجازه میده پوستر رو .اونجا بچسبونین
،و اگه کسی منطقه منیتواک و توریور رو میشناسه
""اسکات بلودرن هماتاقی تریسا
،منظورم اینکه، اگه اونجا میشناسین .بهترین کار اینکه شما رو بفرستیم اونجا
،اگه چیزی پیدا کردین ،مثلا اگه ماشین رو پیدا کردین
یا مثلا با کسی صحبت کردین که دیدتش، یا اینکه باهاش تماس داشته
،یا میدونه که کجاها رفته یا هرچیزی .بهچیزی دست نزنین
.خیلی مهمـه، بهنظرم .به هیچی دست نزنین
با یکی از کارآگاهها صحبت کنین یا اینکه به کلانتری چیلتون" خبر بدین، میدونین" مرکز شهرستان کالومت
بهشون بگین که نگرانین و اینو پیدا کردین
.اونا شما رو به کسی که لازمه وصل میکنن
نمیدونم امیدوارم چی پیدا کنیم. نمیدونم که میخوام که ماشینـش رو پیدا کنن
""مایک هالباک برادر تریسا
و میدونی، اون هنوز اونجاست
نمیدونم شاید بخوای که چیزی پیدا نکنن
و امیدوار باشیم که اون بیرون هنوز جایی زنده باشه
. ...میدونین، ما نمیدونیم که چی
نمیدونم که امیدوارم باشم چی بشه
5نوامبر، 2005 5 روز بعد از گم شدن تریسا
.سلام، من "پم ستروم" هستم
ما جز گروه جستجو ِ "تریسا هالباک" هستیم .و ما یه روفور پیدا کردیم
پلاک داره؟ - ...اینجا -
،پلاکی نداره .ولی یه خرده پوشونده شده
.عجیبـه. پوشونده شده
.باشه میتونی بری تا جلوی ماشین؟
اره، میرم
.میتونم شماره شناسایی ماشین رو پیدا کنم مسئلهای نیست اگه برم توی ماشین؟
.نه، نرو توی ماشین .به ماشین دست نزن
اره، خب - ،بیرون ماشین بمون -
...برو جلوی ماشین، سمت راننده
خب، صبر کن
:چهار شماره آخر .سه، صفر، چهار، چهار
خب، کجایی؟ - شمارهاش همینـه؟ -
کجایی؟
نه، باید بهم بگی که ماشین رو پیدا کردم یا نه
.اوکی، بس کن. من نمیتونم هیچ چیزی بهت بگم کجایی؟
.من گاراژ اسقاط ماشین ایوری هستم
جز ماشین، ما چیز دیگهای داریم؟
نه هنوز
اوکی، دستگیر شده؟ - منفیـه، نه هنوز -
اونها به شعاع چهار بلاک از آزادراه ِ
.اطراف خونه "استیو ایوری" رو محاصره کردن
،و مدتی قبل، کامیونهای مخصوص هم به صحنه اومدن
."هچنین سگهای نجات ِ "گریت لیک
""گاراژ اسقاط ماشین ایوری
تماس جودی از زندان با استیو
مسخرهـست که اونا میتونن برن خونهـمون رو بگردن و کسی از ما اونجا نیست
خب، اره، تمام گاراژ رو بهم ریختن
واقعا؟ - اره، همهـش رو -
فیلم ِ کلانتری
.من ترسیدم - اره، منم همینطور -
.خب، نه که ترسیده باشم، نگرانم - اره -
وضعیت "اسیتو ایوری" چطوره؟
در این مقطع متهمـه؟ مظنونـه؟
"کلانتر "جری پگل کلانتری ِ شهرستان کالموت
.همه در این مقطع مظنون هستن
،استیو ایوری" در این مقطع بیش از دیگران"
.در معرض اتهام یا ظن نیست
همهچی روی مجموعه ایوری رو متمرکز شده
هیچجای قابلتوجهی دیگهای
بهجز مجموعه ایوری در حال بازرسی هست؟
نمیتونم این اطلاعات رو در اختیارتون قرار بدم
میدونین، گمانهزنیهایی هست که .کی به گاراژ دسترسی داشته
فکر میکنین که دوتا برادرت امکان داره ارتباطی به این موضوع داشته باشن؟
نه. نه، اصلا
،نگاه، هرکسی شب میتونه بره پایین این خیابون ،میدونین
.وقتی همه خوابیدن
.میدونین، همین طوری بیاد داخل .برادر من چیزی نمیشنوه
شما فکر میکنین کی کاری باهاش کرده؟
.من هیچی حدس نمیتونم بزنم
،اگه شهرستان کاری یا چیزی کرده
و داره سعی میکنه شواهد رو جوری جاسازی کنه .که منو مظنون نشون بده، نمیدونم
بهنظرم من هرچیزی از مقامات شهرستان برمیآد
""مارک روهرر دادستان شهرستان منیتواک
برای اینکه شائبهی هیچگونه سوعملی وجود نداشته باشه
،"من تصمیم گرفتم که "کن کرتز
دادستان شهرستان کالموت
.رو به عنوان بازپرس ویژه این پرونده منصوب کنم
"جواب شما به اظهارنظر آقای "ایوری
که مقامات شهرستان منیتواک ممکنه که بخوان براش پاپوش درست کنن، چیه؟
""کن کرتز بازرس ویژه؛ دادستان شهرستان کالموت
.بله، من خوشحال میشم که در اینباره صحبت کنم
این چیزیه، که دوباره میگم، دادستان "روهر"، و "قاضی "فاکس
و کلانتری منیتواک
و مجموعه مقامات قانونی خیلی بهش حساس بودن
.تا از هبچگونه شائبه تضاد در منافع پیش نیاد
،نه یه تضاد منافع واقعی، بلکه شائبه هرگونه تضاد منافع .بهنظرم
"دوباره، دارم درباره دادستان شهرستان، "روهر ،صحبت میکنم
،این مسئله که از یه مجموعه دیگه نیرو آوردند
،و یه مجموعه دیگه مقامات قضایی رو آوردند یعنی شهرستان کالموت
و یه بازپرس دیگه، یعنی دادستان شهرستان کالموت
صرفا به این دلیل بود که
مطمئن بشند که هیچگونه ادعا و بهانهای باقی .نمونده باشه
اونا چیزی پیدا نمیکنن
،چون چیزی اونجا نیست پس چرا باید چیزی پیدا کنن؟
تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینکه دوباره میخوان .برام پاپوش درست کنن
فیلم ِ کلانتری
«...آقای "ایوری" عزیز. من میخوام که شما رو دعوت کنم»
.بیا، من صندلی رو تکون میدم
.یهدونه سوراخ توی کف هست. مواظب باش
باشه
در مهمانی نهاری که پروژه برائت ویسکانسین ...»
برای زندانیان بیگناه ویسکانسین و ایالات اطراف
در 19نوامبر امسال برگزار میکند دعوت میکنیم
هدف این مهمانی جمع کردن زندانیان بیگناه درکنار هم
«است تا یه گروه حمایتی برای یکدیگر بسازیم
.فکر نکنم بتونه توی جلسه شرکت کنه
امضا: رابین دولتن
باید این کفشها رو هم برداریم که اگه جای پایی از پرونده دزدی حلنشدهای مونده باشه
باهاشون منطبق کنیم
اره، ایناهاشش
میتونی یه خرده بیاریـش اینور تر؟
عالیه
.من خونه نبودم اونا دارن میگردن
چقدر سخته که مدرک بذارن توی خونه؟
یا توی باقی ملک؟
.کلانتر، کلانتر قدیمی دفعه اول میخواست منو گیر بندازه
از کجا بدونم که اینبار دخالتی توش نداره، میدونی؟
نمیدونم
.در 8روزی که مامورها مشغول گشتن خانه بودند
خانواده "ایوری" اجازه نداشتند که وارد املاکـشون بشوند
شما همچنان با استیو ایوری در ارتباطید؟
"کلانتر "جری پگل کلانتر شهرستان کالموت
.اون... اونم هم داره با تحقیقات همکاری میکنه
باقی خانواده هم همینطور؟
اره، بله همینطور
،میدونید که ترتیب دیدارهاش چطور بود چه کسی رو سرآخر دید؟
.فکر میکنیم که داریم احتمالات ممکن رو محدود میکنیم
فکر میکنید استیو ایوری
اخرین نفری بود که زنده دیدش؟ فکر میکنیم که داریم احتمالات ممکن رو محدود میکنیم -
امشب، خانواده ایوری احساس میکنن که مرکز تحقیقات هستند
و احساس میکنن که پلیس داره بهشون میگه دروغگو
تمام خانواده ایوری توی کلبهـشون توی ،شهرستان مرینت حضور دارن
بعد از گذشت سهروز بهش گفته شده هنوز نمیتونن برگردن خونه
با این وجود بازپرسها بهشون نمیگن که مسئله چیه
ایوری میگوید که دوباره احساس میکند متهم است
.و میترسد که هرلحظه پلیس میتواند او را دستگیر کند
یاد قدیم داره برمیگرده. تمام این خاطرات و همهچی
.دوباره منو داره میبره به اون دوران و ته قلبم، اذیت میشم
من کاملا امید دارم که تریسا رو پیدا کنیم
آخرین باری که شنیدیم، بعدازظهر دوشنبه زنده بود
،و تا وقتی که چیزی غیر از این بشنویم این طور باور خواهیم داشت
و دعا میکنیم که حقیقت داشته باشه
فقط دعا میکنم که خدا باهاش باشه
لطفا بیارش خونه
.این تمام چیزیه که میخوایم فقط بیارش خونه
لطفا، یکی پیداش کنه
وقتی داشتید جستجو میکردین چیزی پیدا کردن؟
،من نمیتونم در این باره نظر بدم ،ولی اگه چیزی پیدا شد، میدونین
رایان هیلگاس "دوست پسر سابق "تریسا
ما اختیارات لازم رو داشتم و هرجا که لازم بود متخصصها بررسیـشون کردن
چند بار در محل حاضر بودی؟
شنبه وقتی که ماشین رو پیدا کردن تو اونجا بودی
ولی چند بار دیگه تو توی محل بودی؟
.من توی محل نبودم - .تو هیچ وقت توی محل نبودی -
این حقیقت نداره
تو رفتی اونجا، مایک؟
تو بخشی از گروه جستجو بودی؟
...ما - ...نه، مردم -
. ...منظورم اینکه، اولی
.اولین نفری که ماشین رو پیدا کرد جز گروه جستجو ما بود
جز گروه جستجو ما بود. - .- که اجازه گرفت تا بره سایت رو بگرده
.ولی جز اون کس دیگهای توی ملک ایوری نبود
.توی محل اصلی. الان محل وقوع جرمـه و بسته شده .ایمن شده
شواهد عمدهای در 24ساعت گذشته در
.گاراژ ماشینهای اسقاطی ایوری پیدا شده
و شواهد جمع شده داره ما رو متقاعد میکنه بقایا برای .یک انسانـه
.میدونی، ما قربانی هستیم
،میدونی اونا ما رو بیخیال نمیشن
.همینطور ادامه میدن
...،میدونی
میدونی، هر ادمی تا یه حدی تحمل داره. میدونی؟
الان، من دیگه بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم
میدونی؟
.میتونن برن جای دیگه و ما رو تنها بذارن
بذارن ما به زندگی عادی خودمون برسیم
،خب، همونطور مطمئنا همگی خبر دارید
ابعاد تحقیق در حال حاضر جناییـه
.و ما پرونده رو از این نقطه به بعد قتل محسوب میکنیم
ظاهرا تلاشهایی صورت گرفت
.تا جسد رو با آتشزا نابود کنند
.محلی که بقایای یک انسان پیدا شد 8نوامبر. املاک "ایوری"، روز چهارم جستجو
بخشیهایی از استخوانهای و دندان انسان ،در املاک "ایوری" پیدا شد
...و کلیدی که برای روشن کردن ماشین
.کلید ماشین تویوتا ِریوفور پیدا شده 8نوامبر - روز چهارم جستجو
تریسا هالباک" استفاده میشد"...
.در اتاقخواب استیو ایوری پیدا شد
و بار دیگه تاکید میکنم که این تحقیقات
پیرامون تنها یک قربانی در حال انجام ـه و اون قربانی تریسا هالباک"ـه"
و همچنین میخوام تاکید کنم که
نقش کلانتری شهرستان منیتوایک در این تحقیقات
این بوده که منابع و لوازمی که ما نیاز داشتیم .رو در اختیارمون قرار بدند
،لوازمی که در محل احتیاج داشتیم
،تا جستجو رو به انجام برسونیم
ابزارهایی مورد نیاز رو در اختیار ما قرار دادند و این تنها
.نقشـشون در تحقیقات بوده
"من امروز بعدازظهر با وکیل "استیو ایوری .تلفنی صحبت کردم
والت کیلی" به من گفت که نتونسته با "ایوری" صحبت کنه"
نمیدونه که اون کجاست و میترسه که ممکنه چه اتفاقی براش بیفته
.اگه درباره ناپدید شدن "تریسا هالباک" مورد سوال قرار بگیره
""والت کیلی"؛ وکیل "استیو ایوری
من تمام بعدازظهر رو صرف این کرد که موکل خودم رو پیدا کنم
این شامل مکالمه مستقیم با کلانتر "پگل" هم میشه
همکار من "استیو گلن" با ماشین در اون منطقه بود
.و سعی داشت که پیداش کنه
فکر میکنم که اونها به عمد اجازه ارتباط با اون رو به ما نمیدن
.فکر میخوان که بدون حضور ما ازش سوالجواب کنند
ایوری" الان کجاست؟ کدوم زندان؟ شما میدونید؟"
.نمیدونم. ببخشید - ...نمیدونم کدوم زندان. من -
شما نمیدونید "استیو ایوری" کجاست؟
ما میدونم کجاست ولی ما نمیتونیم
،این اطلاعات رو در اختیارتون بذارم . ...چون ما هنوز
.اون حق داره که وکیل داشته باشه
تو میدونی روند این چطوره
نمیتونی شواهد رو انکار کنی
9نوامبر، 2005 بازجویی توسط "مارک ویگرت" و "تام فاسبرندر" انجام شد
با ما همکاری کن به خانوادهات فکر کن
من کاری نکردم
خانوادهات چه حالی پیدا میکنه اگه فکر کنه که تو ادم بیرحمی هستی؟
.من کاری نکردم - ،اگه یه اشتباه کردی -
اونا میفهمن
. ...اره، ولی اگه یه پلیس فاسد هست
داری بهم میگی که کسی جسد رو اونجا جاسازی کرد؟
نمیدونم - کی کرد؟ -
نمیدونم - استیو -
نمیدونم
.استیو، یه لحظه به خانوادهات فکر کن
.من دارم به خانوادهام فکر میکنم - نه، این طور نیست -
.داری به خودت فکر میکنی نه -
تو داری به خودت فکر میکنی
.و ما تو رو به این خاطر سرزنش نمیکنیم
لعنتی، تو 17سال توی زندان بودی برای کاری که اصلا انجام ندادی
.من این یکی رو انجام ندادم - - ما متوجهایم
تو یه اشتباهی کردی. تو یه اشتباهی کردی - .نه، نکردم. نکردم -
من چه اشتباهی کردم؟ - پس به عمد کشتیـش -
این چیزیه که داری بهم میگی؟ نه، دارم اینو نمیگم. من کاری نکردم -
چی شد؟ بهم بگو که چی شد
من میخوام دو نفر رو معرفی کنم که فکر میکنم
.کار فوقالعادهای در این تحقیقات انجام دادند
بازپرس "مارک ویگرت" از دفتر من و مامور ویژه "تام فاسبندر" از
.اداره تحقیقات جنایی
"کنت کرتز"؛ بازپرس ویژه دادستان شهرستان کالموت
شما دیروز و هفته قبل
.گفتید که این پرونده فقط و فقط یک قربانی داره میشه توضیح بدی که منظورتون چی بود؟
.کلانتر "پگل" این حرف رو زدن. منم اینو قبلا گفتم ولی بفرمایید، کلانتر
خب، فقط یه قربانی در این پرونده وجود داره و اون "تریسا هالباک"ـه
"کلانتر "جری پگل اداره کلانتری کالموت
اون فردی ـه که جانـش رو از دست داده
و اون تنها قربانی اینجاست
من بیشتر توضیح میدم
من مشکلی ندارم
من گزارشهای زیادی رو شنیدم
و تصاویر زیادی رو از یک مظنون خاص این پرونده دیدم
،آقای "ایوری"، در رسانههای مختلف
که میپرسیدن چرا دنبال من هستند؟»
«چرا از من درباره ناپدید شدن و مرگ تریسا سوال میکنن؟
DNA امیدوارم که با مثبت اعلام شدن نتایج تست و شواهد دیگه
این سوال دیگه پرسیده نشه
.میدونم که تو ترسیدی، استیو میدونم که ترسیدی
.من نترسیدم - .چون تو نمیخواستی که بکشیـش -
.فکر نکنم قصد این بوده که بکشیـش - .نه، من نکشتمـش -
.این برنامهریزی شده نبود - نه -
برنامهریزی شده بود؟ - نه -
.خب، منم این طور فکر نمیکردم
،منم با توجه به برداشتی که از تو داشتم فکر نمیکردم که تو اون جور ادم باشی
فکر میکنم اتفاقی که افتاده اینکه تو از زندان اومدی بیرون
بعد از اینکه بهخاطر جرمی که حتی مرتکب هم نشده بودی
.کار من نبود - .و اینا فکرت رو داغون کرد... -
همه رو داغون میکنه
.اونا بهت مشاور ندادن .تو قبلا گفتی که اونا بهت مشاور ندادن
.من نکشتمـش - .جسد توی ملک تویـه -
.کلید توی اتاقخواب تویـه
تو میدونی که کلید اون تویـه چون تو کلید رو گذاشتی اون تو
.این تنها راهیـه که کلید بره اونجا نه -
.اره، استیو. اره. این حقیقتـه
.هرچقدر بخوای میتونی انکارش کنی شواهد اینو نشون میده، خب؟
مطمئنا اینطوری میشه ولی پلیسها شواهد رو پیدا کردن -
اره. دوتا بازپرس مستقل که تا حالا تو رو ندیدن
.دوتا ادم که تا حالا تو رو ندیدن
.هیچی ارتباطی با تو نداشتن
.من هیچی درباره تو نمیدونم - ،نه، میدونی -
،اگه کسی شواهد رو اونجا جاسازی کنه ...تو متوجه نمیشی
تو اونجاست؟ DNA پس چرا... پس چرا
چرا خون اون توی خونهی تویـه؟
اون خون رو چطور اوردن توی خونه تو؟
خون اون چطور اومده توی خونه من؟ نباید باشه
.من همیشه در خونهام رو باز میذاشتم
چطور داخل ماشین سردرآورده؟ DNAتو
.من نیست DNA .چون اونها ازم خون گرفتن
چقدر اونا ازم خون گرفتن؟ خیلی
استیو - اونا خیلی خون ازم گرفتن -
کلانتر - .استیو. به واقعیت برگرد -
.هستم - نه نیستی -
.من 18سال توی زندان بودم فکر میکنی من میخوام باز برگردم؟
بهعنوان بازپرس مخصوص، از من خواسته شده که
درباره هرگونه شواهد جاسازی شده
.یا چیزیهایی مثل این نظر بدم
اشاراتی به این مسئله در رسانهها شده بود
که کلید در اتاقـش ممکنه که اونجا گذاشته شده باشه .یا اینکه جاسازی شده باشه، یا همچین چیزی
اقای "ایوری" روی اون کلید DNA چطور شده که ،پیدا شده
سوالی که پرسیدن اینکه بنده باور میکنم که افرادی
نه تنها کلید ماشین تریسا رو داشتند
آقای "ایوری" رو DNA بلکه مقداری از ،هم با خودشون به همراه داشتند
.حالا عرقـشون باشه یا چیز دیگه این مسخرهـست
ِمظنون، استیو ایوری، روی کلید پیدا شد DNA چون
و آقای خون ِایوری داخل ماشین تریسا هالباک پیدا شده
،دیگه جای سوالی باقی نمونده ،حداقل در ذهن من به عنوان بازپرس ویژه ِ این پرونده
.که چه کسی مسئول مرگ "تریسا هالباک"ـه
!هی، استیو، همه دارن گوش میدن امروز چی داری بگی؟
.من بیگناهـم
دیگه چی میخوای بگی، استیو؟ .نمیتونیم بدون تو بگیمـش
میدونی، آخرین بار، 18سال و شش هفته طول کشید .تا ثابت کنم که بیگناهم
.این بار، نمیدونم چقدر
تــرجــمــه از: آیـــدین و امـــيــن idin & Amin03
© TvWorld.info
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.