Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
میای یا نه؟
خیلی خوب، الان میارمش پیش شما تشکر میکنم
سلام - سلام -
دکتر کلیسزینکسی به بخش ای آر دکتر کلیسزینکسی به بخش ای آر
سلام، ببخشید - بله، چند دقیقه لحظه اجازه بدید، باشه؟ -
این فرم رو پرکن و اونجا منتظر باش - نه، من... من دکتر فورستر هستم
گفتن که اینجا خودم رو معرفی کنم
شما امروز مسئول مراقبت از 22 بیمار خواهید بود. این طبقه و بعدی
بیست و دو؟ - صبح زیاد شلوغ نیست
اگر برات مشکلی پیش اومد من رو پیج کن ولی عادتت نشه
پرستارهای بخش تو کارهای جزئی بهت کمک میکنن
اون اینجا چیکار می کنه؟ گفتم ازش ام آر آی بگیرید
وسیله نقلیه تا چهار ساعت دیگه میرسه - تا چهار ساعت دیگه اون میمیره -
فکرش نکن، دکتر فورستر ام آر آی
سمت راست، دوبار به چپ آساسور به طبقه دوم باشه -
علام رو دنبال کن برای تعویض شیفت زود بیا
دکتر کلی
من رو داری جای میبری؟. مسلماً، امیدوارم آقا
امروز حالتون چطوره؟ اووم..؟ من زنده میمونم؟ -
بله، البته
الکس
من اون پای اسفناج رو درست کردم خیلی خوب و سوخاری شده
نمی تونم
ببین، اینجا واقعا سرده یه وقت مریض نشی
من هیچوقت مریض نمیشم
شنیدم یه خونه خریدی و ظاهرا من آخرین نفری هستم که میفهمم
فکر کردم که گفته بودم
صبرکن
کجا؟
بالای شهر یه مقدار بالتر از ساحل
بالاتر از ساحل اونجا که هیچ خونه ای...؟
اوه، خدا، منظورت اون خونه با پایه های چوبی که نیست؟
حالت خوبه؟ - بله، مگر دیوانه شدی؟
الکس چرا اون خونه رو گرفتی؟
اون از شیشه ساخته شده آدم حریم شخصی نداره
مونا؟
یه چکمه بپوش
هی، گونزالز
چهارصد وسی - گم شدی؟
بله - یه مقدار طول میکشه تا عادت کنی
من مادوی هستم - سلام، کیت فورستر
اوه طبقه رو اشتباه اومدی کارآموزی ات رو کجا گذروندی؟
یه بیمارستان عمومی توساحل شمالی
مستاجر جدید عزیز به خونه جدید خوش آمدید
اجازه بده به عنوان مستاجر قبلی بگم
امیدوارم به اندازه ای که من از زندگی در اینجا لذت بردم، لذت ببری
من به اداره پست تغییر آدرسم رو اطلاع دادم
ولی میدونی که چقدر میتونه دردسرساز باشه
پس اگر نامه ای اومد آنجا میشه لطف کنی و برام بفرستی؟
ازشما متشکرم آدرس جدیدی من این پایینه
قبلا تشکر میکنم، پاورقی
بابت جای پنجه ها جلوی در متاسفم وقتی من اومدم همون جا بودند
همینطور اون جعبه تو اتاق زیر شیروانی
جای پنجه؟ چی داره میگه؟
هی، دختر کوچولو. سلام. سلام. هی
تعمیر چراغ ها
خرید غذای سگ، هان؟
خرید غذای آدم
هی، بیا اینجا
گرمای شصت درجه تو روز ولنتایین شیگاگو اصلا اینجوری نبوده
تلویزیون میگفت به خاطر گرم شدن زمینه
کوههای یخی شروع به آب شدن میکنن آب زمین رو فرا میگیره
خدا رو شکر که ما تا اون موقع زنده نیستیم که ببینیم
این چیه؟
چیزی نیست یکی از کتاب های پدرت
داستایوسکی؟ اوه، آره
در مورد یه شخصیه که گردن یه زن بیچاره رو با تبر قطع میکنه
و... تا به امروز هنوز هم در حیرته و تاسف میخوره
این خیلی خوبه
اوه، آره؟ بله، واقعا خوشمزه است
اونجا میبینمت
داری به چیه فکر میکنی؟
خانواده ام داره میان به شهر
هیچی
وقتی پدرت فوت کرد برام خیلی سخت بود، هنوز هم هست
وقتی کتابهاش رو نگه میدارم، احساس میکنم که با منه
دانستن اینکه روزی اون هم توی همون صفحه ها بوده
همون کلمات رو میخونده
اوه خدای من یه آمبولانس خبر کنید
ما در فروشگاه دالی یه آمبولانس میخواهیم
یه مرد با یه اتوبوس تصادف کرده گروه پزشکی رو بفرستید به اینجا. آقا
خیابان رو خلوت کنید بری تو پیاده رو
برید تو پیاده رو، خیابان رو تخیله کنید آقا؟
برید تو پیاده رو برید تو پیاده رو
میخوام که امروز کار فونداسیون قسمت شماره 17 رو شروع کنیم
ببین من میدونم که تو اینجا تازه واردی، بچه
چی؟
من حداقل تا هفته بعد به 17 نمیرسم
یالا بجنب مولهرن این مزخرفه و خودتم میدونی
کلمنز و رودریگز رو اقسمت سقف زنی بیار
هورهه میتونه رو بیل مکانیکی که. تو قسمت 14 بیکاره کارکنه
و 4 و یا 5 تا از بچه های رو که
تو قسمت 7 و 10 بیکار هستند رو بیار
پولی، دنی، اوس، فرانک و کارل و اون یکی اسمش چیه بود، اون قد بلنده؟
رافائل؟ رافائل
بزن بریم باشه
حاضری؟ آره
خب، برای 10 و 11 میخواهم
سلام - سلام -
جریان فروشگاه دالی رو شنیدم
گروه پزشکی گفتند که هر کاری تو تونستی برای نجات اون یارو انجام دادی
آره خودم رو کشتم
کیت می خوام چیزی رو بهت بگم که به بقیه دکترهای جوان هم گفتم
امیدوارم، تو اولین نفری باشی که به حرفم گوش کنی
تو روزهای تعطیلیت، تا اونجایی که میتونی از اینجا دور شو
برو به یه جایی که خودت رو بیشترین حد احساس کنی
خانم فورستر عزیز
من یاداشت شما رو دیدم
و فکر کنم که یه سوءتفاهمی شده باشه
تا اونجایی که من میدونم، خونه روی دریاچه چندین ساله که خالیه
شاید نوشته شما برای خانه سندربرگ باشه که پایین ساحله
چونکه خیلی وقته اینجا کسی زندگی نکرده
ولی در مورد جای پنجه ها کنجکاو شدم
آقای وایلر عزیز، من کلبه سندبرگ رو بخوبی می شناسم
و میتونم بهتون تضمین بدم که من هیچ وقت اونجا زندگی نکردم
شاید یه مقدار قدیمی فکر می کنم ولی فکر نکنم که یه خونه 6000 پای مربع باشه
پس بذار دوباره امتحان کنم
من قبلا در خانه روی دریاچه زندگی میکردم بعد از اونجا رفتم
حلا در شماره 1620 در خیابان راسین شمالی زندگی میکنم در شیگاکو
ممنون میشم اگه نامه های منو برام بفرستید
اوه، راستی الان سال2006 است
همه سال هم بوده، از هر کس میخوای بپرس
سال2006؟
منظورش از 2006 چیه؟
خدا
اوه خدا
صبح بخیر، آقای وایلر - صبح بخیر، آقای وایلر -
صبح بخیرقربان - صبح بخیر، صبح بخیر
سلام، آقای وایلر
آقای وایلر
قربان
خوب کاملا واضحه کار من الهام گرفته از
برای استعاره از قطعه های موسیقی، حلقه...
بله
دو ساعت نکبت، شوخیت گرفته؟ چی داری میگی؟ -
اون حتی یه کلمه هم حرف نزد - سادیسمی، گوشت تلخ، پیرمد گوش تلخ -
فکر کنم که داری دیگه زیادی شلوغش میکنی
کجا داری میری؟
مرد، اینجا رو خیلی دوست دارم
باورم نمیشه اون هنوز هم کار میکنه
بله
قیافه ات رو ببین
دلم برات تنگ شده بود
هی، فراموشش کن
ساختمان مسکونی - املاک ریویرا
شوخی میکنی؟ - باورم نمیشه -
بعد از چهار سال برگشتم
و باید این رو ببینم - چیه؟ -
اینکه برادرم فکر میکنه فرانک لوید شده
اوه، یالا - پدر تو روی تو اون کارخانه -
اسطوره سازی که خودش رو اسیر کرده
در حالی که تو حتی یه باجه تلفن یا یه قفس موش هم نساختی
خیلی خوب شد که گفتی
تو ذهنم یه ایده قفس موش دارم یه ساختمان براساس اون
پیش ساخته بدون فنداسیون نظرت چیه؟
ببین، منم همین رو بگم تو تصورات داری
حالا که این رو گفتم
میخوام بدونی که یه خونه خریدم
کجا؟ - روی دریاچه -
خانه روی دریاچه - پس وضع ات خوب شده
خوب، اون یه خونه خرابه هست - سال ها خالی بوده، ولی
پس تو یه خونه خرایه جن زده رو
...این دلیل خوبیه برای فروختن همه چی و
پیوستن به اون بساز و بفروش های پیش ساخته
در مورد این یکی چیه میگی؟یه سگ هم دارم سگ داری؟
معلوم نیست از کجا یکدفعه پیداش شد
اینجا چیکار میکنیم؟ باید یه نامه رو برسونم -
باید همین جا باشه. شماره 1620 راسین شمالی
ولی
اینجا هیچی نیست
با کسی اینجا قرار داریم؟ کسی اینجا زندگی میکنه؟
آره
فکر میکردم
باید زنگ بزنیم؟
خانم فورستر عزیز
من رفتم به شماره 1620 در راسین شمالی ولی چیزی ذر آنجا نبود
اونجا فقط یه محل ساخت و ساز بود
از روی عکس قشنگ به نظر می رسید ولی حداقل نا تا 18 ماه دیگه
من کجا اشتباه کردم؟
شاید آدرس رو اشتباه دادی چون تاریخ رو هم اشتباه زده بودی
پس واقعا میخوای به این بازی ادامه بدی
اگر تو واقعا در سال 2004 هستی
پس
حواست باشه
اون روز رو یادته؟ تو خوشحال بودی، یادته؟
من میدونم
خیلی خوب مخاطب مرموز من متوجه شدم
اگر احتمالا تو واقعا همون جا و در همون تاریخی هستی که فکر میکنی
این به دردت میخوره
بهار اون سال یکدفعه یه برف سنگین اومد و همه مریض شدند
پس حسابی استراحت کن، مایعات زیاد بخور این ها دستورات دکتره
برف، باشه حتما
بیا ببینم
جکی
جک
جک یالا، یالا دختر بیا جک
غیر ممکنه، میدونم، ممکن نیست
ولی داره اتفاق می افته
باشه
من کجا هستم؟
خیلی زیرکانه است
خانه روی دریاچه
همون طوری که میبینی منم تو خونه روی دریاچه هستم
ولی دیگه داره دارم از این بازی خسته میشم برای اینه که دارم میرم باشه؟ خدا حافظ
ممنونم، خدا نگهدار
شاید ما باید خودمون رو درست بهم معرفی کنیم
من یه دکتر هستم وقف درمان مریض ها
حداقل سعی میکنم
من یه مهندس ساختمان هستم دوست دارم که بسازم
نمیگم که این پروژه ام خیلی ایده اله
ولی باعث میشه که اینجا باشم فعلا دیگه کافیه
ولی یه چیزی رو بهم بگو .الان تو یه بیمارستان تو شیکاگو کار میکنی
قبلا کجا بودی درزمان من؟
دو سال قبل در زمان تو
من به عنوان یه دکتر داخلی تو مدیسون کار میکردم
در مورد آینده برام بگو
سال 2006 چطوریه؟
فکرکنم که دنیا همون شکلی باشه
البته ما همگی لباسهای آهنی میپوشیم و ماشین های پرنده سوار میشم
و کسی دیگه حرف نمی زنه چون میتونیم ذهن هم دیگر رو بخونیم
ولی حقیقت اینه، آقای گذشته
در سال 2006 چیز زیادی تغییر نکرده
حرف گذشته رو زدی داشتم راجع به جای پنجه ها فکر میکردم
چطور امکان داره؟ خوب، فکر کنم که هرما دو نفر یه سگ رو داریم
اوه واقعا؟ مال تو چه شکلیه؟
برطبق گفته دامپزشک مال من در زمان خودم هشت ساله است
در زمان تو شش ساله
اون لاغره، چشم های غمگین داره خرو پف میکنه و مثل آدمها میخوابه
نمیدونم ولی من بهش میگم جک
سلام جک
اینجا قشنگه
نمیخواد برا شام بریم بیرون همینجا بمونیم
باید یه چیزی بخوریم
چیکار داری میکنی؟ تو باید الان خواب باشی
من می پزم
فکر میکردم که از آشپزی خوشت نمیاد
نه، از آشپزی خوشم نمیاد
اون میخواد با اون مرد ازوداج کنه؟
تو چی فکری میکنی؟ - نمیدونم، ولی اون مرده یه کم پیره -
کچا میری؟ خوب آنقدر ها هم پیر نیست
دوست پسر فبلی مادرم کچل بود
مرد خوبی بود
ولی مادرم با اون ازدواج نکرد - نه؟ -
همیشه یه چیز بهتری هست که سراغت میاد
این حرف اونه
شاید اون زن هم باید همین کار رو بکنه صبر کنه که یه چیز
بهتری سراغش بیاد - شاید -
ولی اگه حواسش نباشه ممکنه تمام عمرش رو به انتظار بگذرونه
چیزی میخوای که با خودمت برات بیارم؟
آره، یه بطری شراب خوب
جشن بگیریم؟
چه ساعتی برگردم؟ ساعت هفت
متاسفم که این چند وقت سراغ صندوق نامه نرفتم
هفته طولانی بود. همش شیفت شب
خوشحالم که دوباره ازت میشنوم فکر کردم منو ترک کردی
باید بدونی که تو تنها رابطه من با آینده هستی
چطور ما هیچ وقت در مورد چیزهای که دوست داریم حرفی نزدیم؟
خواندن، بذاز ببینم خوندن کتابهای کلاسیک برای جک
نویسنده ای مورد علاقه اش کیه؟ داستایوسکی -
برای من این شهر در روزی که کاملا روشن باشه
که من بتونم تمام جزییات رو لمس کنم
هر آجر وپنجره رو در ساختمان هایی که دوست دارم
یالا، بیا این شنبه با هم قدم بزنیم بذاز بهت نشون بدم
تو دیوانه ای، چرا میخوای به خاطر من اینقدر به خودت زحمت بدی؟
زحمتی نیست، تابستون اومده
باشه، نوبت توئه، چیزهای مورد علاقه
خوب، از کجا شروع کنیم
وقتی که بوی گل رو احساس میکنم قبل از اینکه ببینم شون
وقتی رو که قبل از تمام شدن پیک نیک بارون میگیره
و عاشق بوی پنجه های جک هستم
از شوهرت یادت نرفت که بگی؟ مگه نه؟
خوب البته من شوهرم رو که یه دکتره رو دوست دارم
جراح پلاستیکه برای مزرعه حیوانات
خوبه، منم متاهلم
من هشت تا بچه دارم و هیچ کدومشون هم شبیه به من نیستند
نگران شدم کیت منم بودم نگران میشدم -
من مجردم
منهم همینطور
شماره 27
زیباست پدرم همیشه میگفت
اون مادربزرگ همه خونه های توشهره
اون هم من رو با خودش میبرد که قدم بزنیم همونطوری که من دارم تو میبرم
الکس؟ کیت؟
کاش میتونستیم با هم قدم بزنیم
خوب، چی فکر میکنی؟
به نظر بچه خوبی میاد
پسر خوبی به نظر میاد چیز دیگه؟
طرز نوشتاری فوق العاده ای داره مادر -
به تاریخش نگاه کن تاریخش
تاریخش رو میگی؟ آره -
این که یه چیز جزئیه چیز جزئیه؟
در مورد آن روز
موقع مناسبی نبود من خیلی عجله داشتم
البته
قطعات خوبی داری
اوه، آره موسیقی خوبه، موسیقی کمک میکنه
همون طور که نیچه میگه
زندگی بی معناست بدون بدون موزیک -
فکر کنم قبلا بهت گفته بودم، هان؟
برای خودت یه مشروب بریز
حالا دیگه میتونی یه شراب خوب رو تشخیص بدی؟
البته
میدونی باید پدرت ببخشی که اینقدر کنجکاوی میکنه
ولی اینهمه سال کجا بودی؟
فکر میکردم که دوران غرورت رو پشت سر گذاشتی
معذرت میخوام، چی؟ چی؟ -
اوه اگه دلت یخواد میتونی بیای بالا
رو چی داری کار میکنی؟
اوه، من فقط دارم یه چیزهای رو به خاطر میارم
کار زیاد راحتی نیست بزار بهت بگم
و در مورد من زیاد هم معصوم نیست
پدرت داره خاطراتش رو می نویسه
ما هم توش هستیم - تو چی فکری میکنی؟
میخوای باشی؟
تو چی؟
البته شما همه بخشی از زندگی پدرت بودید
چرا با من مثل شخص ثالث صحبت میکنی؟
خوب ...نه....ا
فکر کنم چون دارم در مورد خودم مینوسیم چرا، خوشت نمیاد
گفتم شاید از اینها خوشت بیاد
اینها چیه؟ چیزهای که روش کار کردی؟
نه، اونها... اونها مال تو هستند
از اون خونه که من کنار برکه خریدم
اوه، بله گقتن که یه ساختمان ساز شل و ول
اونجا رو خریده
اوه، بیا پدرت رو نرنجون
تحمل شوخی رو نداری
یالا
بگو
کجا بودی؟ من میخوام واقعا بدونم
میخواستم فراموشت کنم
یا ببخشمت
موفق شدی
نه
اگر درمورد یادآوری کردن کمک خواستی خبرم کن
اوه، باشه، خبر میکنم
یک میلیگرم ای پی ای بیارید 300 آمیو رو آماده کنید که شاید بهش احتیاج داشته باشیم
همه کنار کنار
فشار رو نگه . بادکردن رو شروع کنید
ضربان داره ولی آهسته
نبضش هم با اون میزنه؟ نبضش میزنه -
داره قوی تر میشه - این روزها خیلی طولانیه
سی ساعت پشت سر هم کار کردم
هر وقت که توقف میکنم که نفس بگیرم
متوجه میشم که چقدر منزوی شدم
باور کن ممکنه که یه مقدار نا امید بشی
اون یکی؟ باشه. بفرما
حرکت خوبی بود، خوب، خیلی خوب
نه اینکه بخوام شکایت کنم من عاشق کارم هستم
و تور ما در شیکاگو چشم منو رو بروی زیبایی ها باز کرد
ولی قلبم هنوز دلتنگ اون خونه روی دریاچه است
و درخت هایش
دلم خیلی برای درخت هایش تنگ شده
نگران نباش کیت مادر گذر زمان با هم خواهیم بود
حتی اگه ما از هم دور باشیم من راهی رو پیدا می کنم که به تو نزدیک باشم
و از تو مراقبت کنم
کاترینا
اینو بگیر
باید بیشتر بخوری تو خیلی لاغر شدی من خیلی لاغر نشدم -
یادته که وقتی بچه بودی چقدر میخوردی؟
با دستات - بله، یادم هست -
حالا شما برای همدیگر نوشتید یا ننوشتید
به پدرت؟ - نه به کلارک گیبل -
بله، به پدر
من
چی مامان
قبل از پدرت
خوب
یه پسره بود
دوستش داشتی؟
آره
پس چرا باهاش ازدواج نکردی؟
که تو بتونی یه روزی از من این سوال رو بپرسی
کوچکتر به نظر می آید
کی تمومش کرده بود؟
تو هنوز بدنیا نیومده بودی و من 8 ساله بودم
ملاقات فرنک لوید رایت و کوربزیر
میدونی که پدر با هر دو اونا ورق بازی کرده بود
کمک میکنی؟ خوب، البته
نمیتونی شنا کنی
باید یه پلهای به داخل آب باشه یه بالکن، یه عرشه
اینجا تو توی یه جعبه هستی
یه جعبه شیشه ای که که به همه چی در اطرافت دید داری
ولی نمی تونی بهش دست بزنی
هیچ تماسی بین تو و چیزهای که داری بهشون نگاه میکنی نیست
نمیدونم، میدونی اون یه درخت افرا درحال رشد رو
درست در وسط خونه داره محدود نگاه داشتن
محدود نگه داشتن و کنترل
این خونه مربوطه به تعلق نه تماس
منظورم اینه که زیباست. حتی اغوا کننده
ولی ناقصه
همه چی در مورد اونه
پدر میدونست که چطوری یه خونه بسازه ولی نه یه خونه گرم
ولی میدونی
فکر کنم که اون میخواست ما کاری بکنیم که اون نتونست
ولی قبول این موضوع
به این معنی است که اون کوتاهی کرده
و اینکه میتونست بیشتر از این انجام بده
و این آزارش میده
اینجا بودن با مادر رو یادت هست
من یادمه که اون سعی کرد کنار بیاد
با ما
با اون
هی، پس اون پیشتاز افسانه چی شد؟
که چی؟ یالا -
نمیتونی من رو مجاب کنی که تو با درست کردن این جعبه ها برای توریست راضی میشی
کسی که تو رو بخاطر این کار تحسین نمیکنه
برای این کار تحسین کنه - آره پیشتاز افسانه ای -
این ایده تو است
من نمی تونم ولی تو می تونی از این اسم استفاده کنی
نه، یالا باید من و تو با هم باشیم
هنری، متاسفم نمیتونم
من فقط
چی؟ - نقشه های دیگه ای دارم
دوست دختر داری؟
نه
نه
یعنی چی؟ تو تردید داری؟ نه، تردید ندارم
یالا مرد من زمان برای این اینکار ندارم
زمان چه ربطی به این موضوع داره؟
اوه، حتما فکر می کنی که من دیوونه شدم
آقای وایلر بسیار عزیزم
میل داری که با من یه بازی انجام بدی؟
دو سال پیش در چنین روزی من داشتم سوار ترن 145 میشدم که از مدیسون
برم به ایستگاه ریوساید و چیزی رو جا گذاشتم
یه هدیه از پدرم بود
اگر پیداش کردی؟ میشه لطفا بذاریش تو صندوق پست
اینکار خیلی برام با ارزشه
کیت
آخرین اخطار برای ترن 5:45 به مدیسون
همه سوار بشن باشه
بهت زنگ میزنم
کیت، پیداش کردم، الان پیش منه
یه روزی بهت میدم باور کن
میدونم که چقدر برات مهمه
شاید یادت نیاد ولی ما همدیگر رو دیدیم
حداقل من تو رو دیدم
بهم نگفه بودی که چقدر زیبایی
خوب شاید یکی دیگه رو دیده باشی
اون سال ها موهایم خیلی بد بود
موهای بلند وقهوه ای چشم های ظریف و بدون حفاظ
باشه، باشه، باشه
منو رو دیدی
ولی من هنوز نمیدونم تو چه شکلی هستی
خوب بهتر نیست که ما در آینده به هم ملاقات کنیم
بعد تو بهم بگو که در مورد من چی فکر میکنی
اینهم قرارمون
باشه
بهم در 10 جولای 2006 زنگ بزن
در 9:05 شب
سلام کیت؟
بله - منم مورگان
مورگان
من تو شیکاگو هستم، من برای یک جلسه اومده بودم که کنسل شد
برای همین گفتم بهت زنگ بزنم
هی، غذا خوردی؟
وه، ولی من منم همیطور، الان فهمیدم که چقدر گرسنه هستم
میتونیم بریم سریع یه چیزی بخوریم باشه -
آره خیلی خوب
هی، به نظر خوب میاد
عالیه نه مورگان این
کامل و عالی نه مورگان این -
نه نیست نه نه، باور کن
خیلی خوب
سلام
یه لحظه میشه یه لحظه گوشی رو نگهدارید؟
یه میز برای دو نفر اسم؟
ما نکردیم... ما رزرو نکردیم
متاسفم آقا تا اکتبر جای خالی نداریم
اکتبر؟
خوب
میام پیشتون
خیلی خوب بود
چیز مهمی نبود
یالا، اوه یالا بس کن
این بهترین رستوران شهره هیچ کس نمی تونه اینجا جای خالی گیر بیاره
نه، موضوع این نیست خوب پس چیه؟
خراب کردم
جلسه ای نبود اگر موضوع مهمی نبود تو حاضر به دیدن من میشدی
اگر فقط دام
میدونی، یه قهوه بعد از قهوه میشه شام
شام هم میشه میشه چی؟
قبول دارم که بعضی وقت ها یه کم زیادی جلو (تند روی) میرم
مورگان یه کم؟ تو یه همیشه 10 متر جلوتری
ما چند وقت، یک وقت فقط یک هفته بود که با هم بیرون میرفتیم
و تو تمام آینده مون رو برای خودت ترسیم میکردی
وقت کا آموزی من تو برای ملک انتخاب میکردی
همه شهر رو تو خونه ات دعوت کرده بودی که بیان و منو ببینن
یادم میاد که با یکی ازآنها خیلی صمیمی شده بودی
منظورت چیه؟
تو میدونی منظورم چیه؟
اون پسره کدوم پسره؟ -
همونی که سر لاس زدن باهاش مجت رو گرفتم من باهش لاس نمیزدم
چیه حالا داری بچه بازی در میاری؟
پس بهش چیه میگی؟
یک بوسه
فقط یه بوسه از یه مردی که بطور تصادفی دیدم و
سال ها... میدونی چیه؟
آقایان
واحد 381 املاک ریویرا آماده است
تبریک میگم کارتون خوب بود
یکی تمام شد چهل و چهار تا دیگه مونده
ما زیاد از برنامه عقب نیستیم فقط یه مقدار کم
درست میشه بچه ها دارم کارهاشون رو یاد میگیرین
ولی باید یه بیل مکانیکی دیگه بیاریم
و آب شماره 14 باید دوباره بسته بشه
خفه شو
چیه؟ و واقعا ازت نا امید شدم
چرا؟ تو باید حواست به همه چی باشه
فکر کردم هست حواست به اینها نبود
یادته؟ گفتی بگیرم
درسته، درسته
دقیقا اون چیزی نیست که تو ذهنم داشتم ولی
خوشت میاد؟ - آره خوش میاد
چطوره امشب با هم بریم بیرون امشب البته اگر کاری
جک، جک
هی جک
جک
بیا جک
الکس صبر کن کن بیام
جک
جک
جک
جک
مال شماست نه؟ بله، متاسفم، ممنون
بیا جک
چیکار می خواستی بکنی دختره هان؟ چیکار میخواستی بکنی؟
تا حالا اینطور فرار نکرده بود آدم باید حواسش بهشون باشه
اسمش چیه؟ اسمش جک است
جک، برای یه دختر اسم خوبیه
منم باید یکی مثل تو برای دوست دخترم بگیرم اون عاشق سگ است
هی، ما همدیگر رو ندیدم؟ نه، فکر نکنم
مورگان پرایس الکس وایلر
هی مرد کمک میخوای؟ آره
باشه - خیلی وقته که داره اینجا زندگی میکنی؟
یه چند ماه یه جا دارم روی دریاچه
روی دریاچه، واقعا؟ منم فکر میکردم اوه، الکس
خدا رو شکر که پیداش کردی بله
مونا، مورگان مورگان، مونا
سلام سلام
از دیدنت شما خوشبختم مهم همینطور
چکمه های قشنگیه
برای اینکه فکر نکنید من همه این ها رو خودم میخوام بخورم
من امشب یه مهمونی دارم شما دو تا هم اگه خواستید بیاید
اوه، هی، الکس
کارت منو بگیر من هم ممکنه دنبال
اجاره خونه روی دریاچه باشم باشه -
به خاطر کیت، دوست دخترم اون از اینجا خوشش نمیاد
و من بهش قول دادم که وقتی کار آموزیش رو تموم کرد یه جای جدید بگیریم
اگه چیزی به تورت خورد به من بگو
البته، اون یه دکتره؟ آره
الکس
از دیدنتون خوشحال شدم منهم همینطور
هی مورگان هی مورگان مهمونی ساعت چنده؟
ساعت هشت، تولد کیت است
تولد کیته
بیا جک
سلام سلام -
چی میل دارید؟ لطفا یه لیوان شراب
ممنون خواهش میکنم
برطبق تمام اصول مقبول اجتماعی
هیچ کس نباید بعد از ساعت 10 شب به تنهایی مشروب بخوره
مگه اینکه بهانه خوبی داشته باشه
بهانه تو چیه؟
خدای من، بهانه ای ندارم
من دارم
کوچکترین دخترم امروز رفت به کالج و منو ترک کرد
ماری
یک روز میبینی کنار استخر تو با پوشک داره تو آب شلپ شلپ میکنه
تابه خودت میای، داره وسائلش جمع میکنه که بره به کالیفرنیا
امیدوارم که فقط بدونه که داره وارد چی میشه
نگو
دوره مقدماتی پزشکی؟ آفرین -
هی چطوری؟ از دیدنت خوشحالم خوبم، ممنون
بیا به چند تا از دوستام معرفیت کنم
الکس، مونا، ووچ
سوزان، جانی سلام -
بیا برات یه نوشیدنی بریزم بار همین پشته
یالا هی، این مارجوری است
چرا نگفتی که امروزه؟
میتونستم برات یه کیکی، چیزی بگیرم
اوه، فقط زمانه که میگذره
دوست ندارم که زیاد گنده اش کنم
تو خیلی چیزها رو تو خودت میریزی
عیبی نداره
ولی بعضی از وقت ها با خودم فکر میکنم غیر از کارت دیگه چی تو زندگی ات داری
خانواده؟ دوست پسر
خوب، یک دفعه داشتم
اسمش مورگان بود
مورگان، مورگان
اسمش خیلی سکسیه
سورپرایز
تولدت مبارک، کیت
تولدت مبارک تولدت مبارک
گرفتیمت
واضحه که این کیته سلام، کیت
این الکس و اینم مونا
سلام سلام
اون میخواد که به ما کمک کنه یه خونه کنار دریاچه پیدا کنیم
درسته؟
تو کیک نخوردی؟
به هر حال خوب، من تمومش میکنم
و الان هم خوشحالم و کار درستی انجام دادم
خوب اون کیه که براش می نویسی؟
هر دفعه که تو بیمارستان استراحت میکنی
یه چیزی مینویسی یه کسی هست
یه چیزی مثل رابطه دور
چطور همدیگر رو دیدید ندیدیم
چی؟ نه
داستان زندگی منه شوخی میکنی؟
همه چیه رو رد فاصله نگه داشتم
همه کسی رو
مردی رو که روبروی من ایستاده
اون میخواست با من ازدواج کنه
اونی که من کنارش زدم...ازش فرارکردم
درهمین حین
کسی رو که تا حالا ندیدم
حاضرم تمام قلبم رو بهش بدم
اون باید نامه های خیلی خوبی رو نوشته باشه
عالیه
امنه
یا مسیح اون تو زندانه، مگه نه؟ نه
تو یکی از همون زنها هستی، مگه نه -
نه، فقط اون یه مردیه که تو یه خونه روی دریاچه زندگی میکنه و اون معماره
اوه، خدای من
تولدت مبارک
ممنون
امیدوارم سالی خوبی برات باشه ممنون
من الکس هستم
مرد کناردریاچه
اوه، بله، حالت چطوره
اجازه هست؟
پس تو میخوای ...میخوای برای برای ما یه خونه روی دریاچه پیدا کنی؟
امیدوارم آره -
اگه بتونم
تو یه بنگاه داره املاک هستی؟
نه من من فقط یه خونه روی دریاچه دارم
آره
آره عاشقش میشی من که از اونجا رفتم، اجاره اش میکنی
اوه، واقعا
کیت، تا حالا کتاب
ترغیب رو خوندی؟
چی؟
نوشته جین آستن میدونم کی نوشته
آره اون کتاب اون مورد علاقه منه
چرا همچین چیزی رو مطرح میکنی؟ چی باعث شد همچین چیزی رو بگی؟
من فقط... ازدوست هام اخیرا این کتاب رو به من داده، ومن میخواستم بدونم
راجع به چیه؟
اون... فوق العاده است
آره آره -
در مورد
صبر کردن
دو نفر هستن، اونا اونا، با همدیگه ملاقات میکنن
تقریبا عاشق هم میشن ولی زمان مناسب نیست
اونا...اونا از هم جدا میشن
و بعد از
سالها، اونا همدیگر رو ملاقات میکنند
یه فرصت دیگه بدست میارن
میدونی ولی اونا نمیدونند که زمان زیادی گذشته
و اینکه مدت زیادی رو منتظر بودن، و آیا
میدونی که اگر خیلی دیر باشه که همه چی درست بشه
چرا به همچین چیزی علاقه داری؟
نمیدونم
منظور بدی ندارم از یه لخاظ قشنگه
نه، خیلی بده خیلی بده
خیلی بده خیلی بده
خیلی
آره خیلی، خیلی بده
این سوال شخصیه
ولی تا حالا همچین اتفاقی نیافتاده
من؟ نه نه نه نه -
وقتی من
شانزده سالم بود
عاشق یه پسری بودم
اون گیتار میزد
و من از خونه فرار کردم
و رفتم به سان فرانسیسکو که بتونم با اون زندگی کنم
آره اون منو مجاب کرد که من صدای خوبی دارم
و من آرزو داشتم که یک خواننده بشم
من سان فرانسیکو رو دوست دارم
و اون اولین عشق من بود
و تنها عشقم
باید آدم خوبی بوده باشه من... نمیدونم، من
ممکنه بوده باشه ولی من اینقدرها باهاش نبودم که متوجه بشم
آره واقعیت اینه که
حتی یادم نمیاد که چه شکلی بود
واقعا؟ آره
این خیلی بده
در واقع سر و کله پدرم پیدا شد
تو دردسر افتادی اون اومد
آره تو درد سر افتادم اون من رو به شیکاگو برگردوند
آره
اون مریض بود
اون آرزو داشت ...آرزو داشت که من دکتر بشم، میدونی؟
و بعد اون تبدیل به آرزوی من هم شد
اون راست میگفت
میدونی من احساس خوبی از کمک به مردم دارم
بعد اون مرد
کیت
چیه؟
من
تو؟
من فقط
چی؟
این آهنگ رو میشناسی؟
آره
تو آواز میخونی؟ نه
هیچ کس نمی خوا صدای تو را بشنوه تو فکر نکنم بخوای صدای من رو بشنوی
من...منظورم این نبود که، میدونی
ولی آره
ولی میتونم برقصم
کیت
هی
الکس داشت... الکس داشت در در مورد خونه روی دریاچه حرف میزد
آره، صداهای خوبی داره میاد، واقعا خوبه عالیه -
الکس، دیروقته
بله
آره
شب بخیر شب بخیر
تو بودی
تو فردا شب کار میکنی؟ بله
چرا چیزی نگفتی؟
اونوقت فکر میکردی من دیوونه ام، یا مستم، ویا هردو
آره ولی
من از خوش خوشم اومده بود باید یه چیزی میگفتی
چطور تو با دوست پسر بودی
میدونی چیه، اینها همش بهانه است تو ترسوئی
من ترسو نیستم
اوه واقعا خوب، دوست دخترت چی؟
چی؟ قبلا هم بهت گفتم
اون دوست دختر من نیست اون هم دوست پسر من نیست
اوه واقعا پس چیه برادرت؟
حالا بامزه شدی. امروز صبح چی خوردی، یه دلقک؟
عالیه اولین دعوای ما
میتونی درموردش یه آهنگ بنویسی و بری تو سان فرانسیسکو بخونی
چی؟
سلام
هی، هنری
چی؟
اگه چیزی بود، خبرم میکنی؟
آره، باشه
سلام عصربخیر -
من دنبال پدرم میگردم. نمیدونی تو کدوم اتاقه. سایمون وایلر
آقای وایلر، همون معماره؟ بله
من آنا کلیزینسکی هستم من مسئول مراقبت از پدرشما هستم.
چی شده؟ حالش چطوره؟
حالش خوبه، یک سکته قلبی رو رد کرده خوشبختانه مشکلش جزئی بود
علائم حیاتی خوبه، حالش هم طبیعیه
ولی باید مداوا بشه
قرار گذاشته برای فردا
خوشحالم که میبینم حالت خوبه
خوب تو لازم نبود بیای اینجا من حالم کاملا خوبه
بسیار عالی
خوب، پدر تو سکته قلبی کردی
فقط یه حادثه جزیی بود
نه بیشتر
ممنون میشم اگه همه چی رو در حرف هات لحاظ کنی
خب، فقط میخواستم بدونی اگه کاری داشتی، من هستم
قهوه
چی؟
شنیدی چی گفتم
قهوه
یه چیزی هست که هیچ وقت بهت نگفتم، کیت
ببین این پدرم بودکه خانه روی دریاچه رو ساخت
منظورم اینه که بادست های خودش
وخیلی وقت پیش بود قبل از اینکه معروف بشه
موقعی که هنوز یه خانواده داشت و مادرم رو می پرستید
اسمش مری بود و خونه هدیه ای بود برای او
او با هوش و بامزه بود
او می توانست هر کاردیگه ای بکنه، ولی تصمیم گرفت که از من و برادرم مراقبت بکنه
و به پدرم کمک کنه که تو کارش موفق بشه
ببین هر چی پدرم موفق تر میشد زندگی با هاش سختر و غیر ممکن میشد
بالاخره مادرم دیگه تحمل زندگی کردن با اون ازدست داد
و رهاش کرد
در طی یک سال مادرم مریض شد
متاسفانه او نمیدونست که چطور از عشق اون دست بکشه
پدرم برای ختمش نیومد
وقتی ازش پرسیدم چرا؟
بگو الکس چی گفت؟
گفت مادرت از وقتی که پاش رو از خونه بیرون گذاشت برای من مرده بود
و بعد هم یکی از اون لبخند های مرد - معمار - سال رو زد
امیدوارم متشکر باشی
مجبور شدم از سه تا پرستار و مراقب ردش کنم
اوه، خدا، داغه
بدون کافئین نیست که، هست؟
باید باشه، ولی نیست
بد نیست، ممنون
پسرم
خواهش میکنم برادرت کجاست؟ -
فرستادمش بره حالش زیاد خوب نبود
میدونی که چطوریه، نگران میشه آره میدونم -
فکر کنم از مادرت ارث برده باشه
اون همیشه نگران بود
داری به چی نگاه میکنی؟
اوه، آره، بیا یه نگاهی بنداز
یه طرح برای موزه
اون کیه؟ یه تازه وارد
اوه از راهروها خوشم میاد همون جایی که نورمیفته
از چه مصالحی استفاده میشه؟
گرانیت، آلومینیوم
پایه های سفید چیده شده به سبک مایر
ولی رنگ های داخلی که از داخل پنجره میاد یه چیزه متفاوتیه
جدید نیست ولی ترو تمیزه و مرتبه
خوشم اومد
آخرین باری که بارسلونا بودی کی بود؟
سال ها قبل با تو، مادر و هنری
یادته رفتیم به کاسا دلا کاریتا؟
نوانخانه؟
درسته، گفتی مایر
موزه بارسلونا هم درهمین منطقه کاسا کاریتا هست
همون نور رو هم داره
مایر منفذهایی رو طراحی کرد که از اون برای نور استفاده کنه
و به سمت داخل هدایتش کرد که آثار هنری داخل رو به بطور مستقیم روشن کنه
و این خیلی مهم بود چون نور به اثار هنری جلا میده
ولی در عین حال میتونه اونها روتنزل بده ولی تو خودت همه اینها رو میدونی
و حالا این
فکرمیکنی که این قراره کجا ساخته بشه؟
نمیدونم
ولی تو گفتی که خوشت اومده تصورم رو گفتم
حالا بیا
تو هم مثل من میدونی که نور تو بارسلونا
با نور توی توکیو فرق داره
و نور توکیو با نور توی پراگ فرق میکنه
یک بنای واقعا عالی، چیزی که در گذر زمان پایدار بمونه
هیچ وقت از طبیعت اطرافش چشم پوشی نمیکنه
یه معمار این رو درنظر میگیره
اون میدونه که اگر میخواد حضور داشته باشه باید طبیعت رو در نظر بگیره
اون باید فریفته نور باشه
همیشه نور، همیشه
هی یه کار ضروری دارم شیفت منو رو بگیر لطفا
الو
آقای وایلر؟ بله -
من دکترکلیزینسکی هستم از بیمارستان شیکاگو
خیلی متاسفم که خبر بدی براتون دارم
متاسفم الکس
کاش می تونستم آنجا پیشت باشم
که میتونستیم اونجا با هم بشینیم دراون خونه ای که پدرت ساخته
به آب و نور نگاه کنیم
میتونستم سنگ صبورت باشم همونطوری که تو برای من بودی
و بهت بگم که همه چیز درست میشه
اگر امروز میتونستم یه کاری برات بکنم
از اینجا
یک کار کوچک و ساده از آینده
امیدوارم که همین باشه
تا یکی دو سال دیگه منتشر نمیشه
و فکر کنم تو مجبور نشوی که آنقدر صبر کنی
امیدوارم که بتونه کمک کنه که بفهمی چقدر دوستت داشته
یه جایی رو انتخاب کن من میام اونجا، قول میدم
فردا، نظرت چیه؟
ولی الکس برای تو فردا نمیشه
توباید دوسال دیگه دیگه صبر کنی میدونم، عیبی نداره، صبر میکنم
مطمئنی؟ من نمیدونم
آره . تاحالا اینقدر تو زندگی مطمئن نبودم
باشه، پس دوسال دیگه میبینمت
فردا میبینمت، پس
کیت
کجا دوست داری بری؟
ایل مار
کی دوست دارید که جا رزرو کنید
دو سال دیگه از فردا
دوسال دیگه از فردا؟ بله
دوسال؟ از فردا-
سلام - سلام، اسم؟
فورستر
میتونم اسم تونرو بپرسم؟ وایلر -
یا وایلر من زیاد مطمئن نیستم
فکرکنم برای شما جا داشته باشیم
خوبه - وایلر؟ -
وایلر
گارسون الان میاد خدمتون
عصر بخیر خانم
افتخار میدن
ممنون موفق باشید
یه لیوان دیگه میل دارید خانم؟
تو اونجا نبودی
نیومدی
نمیفهمم
باید یه اتفاقی افتاده باشه متاسفم
برای من دو سال دیگه مونده میتونیم دوباره امتحان کنیم
نه الکس خیلی دیرشده
امتحان کردیم. جواب نداد
ولم نکن، کیت
پس ترغیب چی میشه؟ تو به من گفتی . اونها صبر میکنن
دوباره همدیگر رو میبینن یه فرصت دیگه بدست میارن
زندگی یه کتاب نیست الکس
و میتونه در یه لحظه تموم بشه
من داشتم با مادرم تو فروشگاه دالی نهار میخودیم
و مردی درست درمقابل من کشته شد
اون توی دست های من مرد
و با خودم فکر کردم
نمیشه تو روز والنتاین انطوری تموم بشه
فکر همه اونایی رو میکردم که اون رو دوست داشتن، تو خونه منتظزش بودن
اونایی که دیگه نمیتونن ببیننش
و با خودم فکر کردم
اگر اصلا هیچ کسی نباشه چی؟
اگر تو همه عمرت رو بگذرونی و کسی منتظرت نباشه چی؟
برای همین رفتم به خونه روی دریاچه که یه جوابی پیدا کنم
و تو را پیدا کردم
و خودم رو محو تماشای اونجا کردم
محو این تخیلاتی که توش زمان ثابته
ولی واقعی نیست الکس
من بایدیاد بگیرم که زندگی رو که دارم بکنم
لطفا دیگه برام ننویس
سعی نکن من رو پیدا کنی
بزار که ولت کنم
سلام
چی؟ ببخشید، صبر کن صدات رو نمیشنوم، الان میام، ببخشید
الو، الو، صبرکن
الو
سلام
چقدر طول میکشه که بیای اینجا؟
من با چند تا از دوستان توی بار هستم بیا
زیادی خوش نشی
باورم نمیشه
این خوبه
از شنیدن صدات خوشحال شدم
من خودمم غافلگیر شدم
جلسه ات چطور بود؟
خوب بود آره -
آره من استخدام شدم
واقعا آره
خوبه، تبریک میگم فکرش رو بکن
آره یه شرکت مخابراتی من میشم مشاور داخلی .حقوقش خوبه
و اینجاست
در شیکاگو
خوبه
خبر خیلی خوبیه
هی
چیه؟
جک
هی، جک
جک
آخر این هفته میای
دلت برای من تنگ نشده
اوه، فقط یه کم، زیاد نه، هان؟
باشه، نه نشنیدم، آره
کیت بعدا بهت زنگ میزنم، باشه؟
هنوز هم میخوای خونه روی دریاچه رو اجاره کنی؟
این چیزیه که کیت میخواد
تو از کجا میدونی که اون چی میخواد؟
باور کن
هی تو، من تو رو میشناسم
هرچی بخوای اون پشت
نظرت چیه؟
تو تمرکزت رو یه چیزه، میدونی
چرا هی خونه روی دریاچه رو می پیچونی
چرا کار خودت رو انجام نمیدی؟
چون اونجا مال اونه
اون دختر در آینده رو میگی
کیت
و هنوز هم با "کیت " مکاتبه داری؟
نه چرا نه؟
اون ازم خواست که نداشه باشم
چرا؟
زمان
هی، یالا
این چیز خوبیه تو به یه زن واقعی نیاز داری
یه زن هنری گوش کن
به من گوش کن
تا موقعی که بود اون برای من از هر چیز دیگه ای واقعی تر بود
اون برای من از هر چیزی که تا الان شناختم واقعی تر بود
من اونو دیدم
بوسیدمش
دوستش دارم
و الان اون رفته
او رفته
و تیم داکتز ازش رد میشه
اولین چیز
چطور اب سیزر ماشین 4 دقیقه ای
و سیب زمینی ها روش بپزه
اینجا قشنگه همینجا بمونیم
باید یه چیزی بخوریم
میتونیم همینجا بخوریم من می پزم
فکر میکردم که از آشپزی خوشت نمیاد
نه، از آشپزی خوشم نمیاد
ولی من یه مرغ تو فریزر دارم و تو میخوریش
بعدش شستن همه ظرفها چی؟
با دست میخوریم میشه یه کمی کمش کنی؟
بشقاب نمیخوایم؟
آره، یکی مال تو و یکی مال
هیچ دو قلبی نمیتونسته اینقدر باز باشه
هیچ سلیقه ای اینقدر مشابه
و هیچ سلیقه ای اینقدر همنواخت
ده، نه، هفت، شش
پنج، چهار، سه، دو، یک
سال نو مبارک
بیا تو
سلام
سلام
نظرت چیه؟
من رو از سر ناهار به خاطر اینجا کشوندی؟
میدونم که کار داره کار داره؟ نظرت چیه که کاملا خرابش کنیم؟
من یه معمار پیدا کردم که تخصصش در نوسازیه
برای فردا قرار گذاشتم
تله
بیا
ما نمیتونیم تو اون اپارتمان بمونیم الان بشتر از یک ساله که اونجاییم
من میخوام که پیشرفت کنم
یه شرکت جدیده جدید منظورت بی تجربه است؟
نه منظورم از جدید، ارزونه
سلام دکتر فورستر تا چند لحظه ای دیگه میام پیشتون
عالیه، متشکرم
اوه راستی
روز والنتایین مبارک
اوه، خدای من، کیت من برات هیچی نگرفتم
متاسفم، من خیلی مشغولم
مهم نیست
چی شده؟ زمین داره گرم میشه
دکترفورستر؟ سلام، معذرت میخواهم که معطل تون کردم
سلام، خوشحالم که دوباره میبینمتون دکتر، منم همیطور
سلام، من مورگان هستم سلام مورگان، من ونسا وندربرگ هستم
کاملا واضحه که اولین چیزی که میبینید همونی نیست که در موردش صحبت کردیم
فوق العاده است
س میتونیم با پانل های شیشه ای تو ساختار فلزی انجامش بدیم؟
بله - بله میتونیم -
میخوای بعد از کار یه آبجو بخوریم؟
متاسفم . نمیتونم، میخوام ونسا رو برای روز ولنتاین ببرم بیرون
صبرکن
دوباره بگو
امروز روز والنتاییه میخوام ونسا رو ببرم بیرون، دوست دخترم رو
شامپاین سرد، صدف، شاید یه مقدار شکلات
امروز جندمه؟ امروز 14 فوریه
چهارده فوریه 2006 بله
حیرت انگیزه، متشکرم باعث افتخاره
متشکرم . هنری ترتیب همه چی رو براتون میده
عالیه. فوق العاده زیبا بودند
ممنون
چیه؟
کیت، من باید برگردم سرکار
کی اینو کشیده؟
برادرم
برادر شما کیه؟
الکس وایلر
شما اونو میشناسید؟
بله
بله، میشناسم
میدونی چطور میتونم باهاش تماس بگیرم؟
اون...؟ جایی هست که بتونم بهش زنگ بزنم؟
متاسفم
اون مرده
دو سال پیش در چنین روزی
تصادف کرد
کجا؟
کیت
صبرکن، صبر کن
لعنتی جواب بده
چه اتفاقی افتاده؟ کیت
کیت
شصت درجه در روز والنتاین
تو شیکاگو سابقه نداشته
تلویزیون میگفت زمین داره گرم میشه
هیچ مشکلی نداره
چیز خطرناکیه
الکس
میدونم چرا اون شب نیامدی
اون روز تو فروشگاه دالی این تو بودی
تو بودی
خواهش میکنم، نرو
صبر کن، خواهش میکنم
دنبال من نگرد
سعی نکن منو پیدا کنی
دوستت دارم
تمام این مدت طول کشید تا بگم ولی من دوستت دارم
و اگر هنوز هم برای من اهمیت قائلی
منتظرم باش
با من منتظر باش
فقط، صبر کن، صبر کن
فقط دوسال صبرکن الکس
بیا به خونه روی دریاچه
من اینجام
تو صبر کردی
کاری از امین صداقتی پنجم آبان 1386 2:16 am
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.