All language subtitles for Through the Wormhole S06E05 Why Do We Lie IMDB-dl

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تو این کار رو کردی؟ - .نه من نکردم -

.میدونی که جریمه‌ش 400 دلار میشه - .نه -

.رفیق، کار من نبوده .زود باش

تا به حال حتی یک دروغ کوچک گفته‌اید؟

آیا فناوری دروغ گفتن را برای ما آسانتر می‌کند؟

...یا شاید چیزی تغییر نکرده است

و دروغگویی تنها یک .بخش ازلی و ابدی در ذات انسان است

."دیون"

چه کار داری میکنی؟ کی بود؟

...امکان دارد جامعه‌ای در دنیایی

که در آن دروغ و رازی در میان نباشد، کارکرد داشته باشد؟

.نه، من دوست‌دختر دیگه‌ای ندارم

.خب، تو یه دروغگویی

...دروغگویی شاید آنقدر شایع است

...چون ما به آسانی گول می‌خوریم

.و حافظه‌های ما دارای اشتباههای زیاد است

آیا می‌توانیم ذات حقیقی طبیعت را ببینیم؟

یا آیا حقیقت یک دروغ است؟

.فضا، زمان، خود زندگی

.رازهای کیهان در میان کرمچاله قرار دارد

www.iMovie-Dl.com

:مترجم داوود highbury

.می‌خواهم با شما راز کوچکی را در میان بگذارم

.من هرگز دروغ نگفته‌ام

حتی یک بار در طول دوران کاری خود ...کلمه‌ای دروغ از لبهای من بیرون نیامده است

.راست می‌گویم

...همگی موافقیم که دروغ گفتن شرم‌آور است

با این حال باز هم مدام .همدیگر را فریب می‌دهیم

شاید دروغ می‌گوییم .چون نمی‌توانیم جلوی آن را بگیریم

زمانی که اولین دروغ خود را گفتید کی بود؟

شاید بعد از آن بوده .که برای بار اول دروغی را شنیدید

به پسرم می‌گفتم ...که اگر کلم بروکلی‌ها خود را نخورد

.قدش تا آخر عمر زیر 120 سانتیمتر باقی خواهد ماند

به پسرم گفتم که پتویش ...او را در برابر هیولاهایی که در کمد هستند

.محافظت خواهد کرد

...به دخترم گفتم که اگر اتاقش را تمیز نگه ندارد

هرگز مردی را پیدا نخواهد کرد .که بخواهد با او ازدواج کند

...کنگ لی" یک روانشناس برجسته"

.در دانشگاه تورنتو است

به عنوان یک پدر، او درک می‌کند .که چرا ما به بچه‌هایمان دروغ می‌گوییم

گاهی‌اوقات، شما از ...تمام روشهای بهتر خسته شده‌اید

...و دروغ گفتن گاهی‌اوقات تبدیل به تنها راهی می‌شود

.که می‌توانید مشکل در برابر خود را حل کنید

.در واقع، "کنگ" به اندازه ما گناهکار است

قبلا پسرم "ناتان" را .هر روز صبح به مدرسه می‌بردم

...و گاهی‌اوقات، در صندلی عقب

...او جیغ و فریاد می‌زد و نقش بازی می‌کرد

...و من به دکمه روشن کردن چراغ مه‌شکن اشاره می‌کردم

و می‌گفتم که در آن دکمه .پرتاب صندلی است

...اگر آن را فشار دهم، صندلی‌ت

...پرتاب میشه و از سقف میری بیرون

.و بیرون از ماشین پرواز میکنی

.و بلافاصله خیلی ساکت می‌شد

...آیا بچه‌ها راستگو و بی‌آلایش می‌مانند

اگر ما با دروغهایمان آنها را منحرف نکرده بودیم؟

کنگ" باور دارد که چیزی عمیق‌تر" .از این موضوع درون ما وجود دارد

...او و همکارانش آزمایشی را

.با هزاران بچه با سنین مختلف اجرا می‌کنند

فکر میکنی این چیه؟

.سگ- .سگ-

.بیا این طرف .بله، سگ ـه

.سگ ناز

...به عنوان یک بازی

حدس زدن اسم حیوانات .فقط از روی صدا که درمی‌آورد، شروع می‌شود

اسب؟ - .آره -

.برگرد. یه نگاهی بنداز

.آره

...به بچه‌ها قول یه جایزه داده شده

.اگر بتوانند حیوان سوم را درست حدس بزنند

.برگرد

بعد، افراد بزرگسال .اتاق را ترک می‌کنند

...و میخوام صدا را پخش کنم

.باشه من همین پشت هستم، باشه؟

می‌توانید حدس بزنید .که چقدر این کار نتیجه دارد

...دوربینهای مخفی نشان می‌دهند

که برای بسیاری از بچه‌ها .وسوسه زیاد از حد است

.متاسفم

.حالا می‌تونی برگردی

...وقتی من اتاق را ترک کردم

سرت رو برگردوندی تا ببینی چه حیوونی ـه؟

.نه؟ باشه

حالا، فکر میکنی چه حیوونی ـه؟

.گاو

یه گاو ـه؟

اگر آنها بدون اینکه صدای حیوان را بشنوند ...حیوان را شناخته باشند

آزمایش‌کنندگان می‌فهمند .که بچه‌ها دروغ می‌گویند

...روش کار اصولا همین است

...از این روش برای بچه‌ها در کشورهای آمریکا، کانادا

.چین و آفریقا استفاده کردیم

و با بچه‌های سرتاسر دنیا .بسیار نتیجه خوبی داشت

...محققان پیش از این باور داشتند

...که بچه‌ها در حوالی 5 سالگی شروع به دروغ گفتن می‌کنند

بعد از اینکه بیشتر در معرض .دنیای بزرگسالی قرار گرفتند

اما "کنگ" نشان داده است .که دروغگویی از بسیار زودتر شروع می‌شود

فکر میکنی چیه؟

.گاو

.یه گاو، باشه

از کجا میدونی که یه گاو ـه؟

بچه‌ها معمولا از 2 سالگی ...شروع به دروغ گفتن می‌کنند

.که بسیار شگفت‌آور است

...در سن 2 سالگی

...در حدود 30% از بچه‌ها دروغ می‌گویند

...و در سن 3 سالگی

.در حدود 50% از بچه‌ها یک دروغ خواهند گفت

.تا 7 و 8 سالگی، 100% بچه‌ها دروغ خواهند گفت

یواشکی برگشتی و نگاه کردی؟

.نه

آشکارسازی "کنگ" کافی است ...تا پدرومادرها

...نگران شوند

با اینحال یک مزیت .در دروغگویی از سنین پایین وجود دارد

آن بچه‌هایی که زودتر از ...بقیه بچه‌ها دروغ می‌گویند

...در واقع بچه‌هایی هستند

.که توانایی‌های آگاهانه بهتری دارند

...پس آنها به نظر پیشرفته‌تر از

...بچه‌هایی هستند که حقیقت را می‌گویند

که به طور کلی .برای ما شگفت‌آور است

یک دروغ خوب نیاز به دوراندیشی .و توانایی در کنترل خود دارد

باید بتوانید برنامه‌ریزی بکنید ...که قرار است در ادامه چه بگویید

.و چگونه می‌خواهید بیانش کنید

...به عبارت دیگر، شروع به دروغگویی

.مرحله مهمی در توسعه مغز است

اما چرا به محض اینکه مغز ما توانایی دروغ گفتن را پیدا کرد، دروغ می‌گوییم؟

آیا بهتر نیست که همیشه از گفتن حقیقت طفره برویم؟

.برخی از دروغها خوب هستند، دروغهای جامعه‌پسند

...دلیل اینکه دروغهای سفید را می‌گوییم برای این است که

نمی‌خواهیم احساسات دیگران .را جریحه‌دار کنیم

.تصور کنید که دارم با دوستانم کارت بازی می‌کنم

در همان زمان، واقعا می‌خواهم .برنامه مورد علاقه تلویزیونی خود را نگاه کنم

چه کار می‌کنم؟

یک راه این است که .به طور ناگهانی آن را انجام دهم

اینطور بگویم که برنامه تلویزیونی مورد .علاقه من شروع شده و بنابراین باید بروم

.ممنون، ممنون بچه‌ها

.خداحافظ، خداحافظ

.اینطوری هیچکس از شما خوشش نخواهد آمد

.یا می‌توانید متفاوت انجامش دهید

در واقع یک دروغ سفید می‌گویید ...اینکه : می‌دونید

.احساس زیاد خوبی ندارم .باید حتما دراز بکشم

.ببخشید بچه‌ها

.یهو خیلی حالم بد شد

.احتمالا باید برم خونه و دراز بکشم

آب میخوای؟

پس واقعا باید این توانایی ...را داشته باشید که بدانید زمان

...گفتن حقیقت کی است

.و کی زمان خوبی برای گفتن حقیقت نیست

.یک دروغ سفید کوچک به هیچکس ضرری نمی‌رساند

اما برخی از افراد نمی‌توانند ...دست از پیچاندن حقیقت بردارند، صرف‌نظر از اینکه

ممکن است چه عواقب .مخربی برای دیگران یا خودشان داشته باشد

.برای آنها، دروغگویی یک بیماری است

...چه چیزی این دروغگویان بیمار را

از بقیه ما جدا می‌کند؟

...چارلز پونزی" در اوایل دهه 90 شروع به"

.دروغ گفتن به مشتری‌هایش کرد ...نمی‌توانست دست از دروغ گفتن بردارد

حتی بعد از اینکه سه بار .به جرم کلاهبرداری به زندان افتاد

..."خبرنگار قرن هجدهم "دنیل دفو

...تا می‌توانست گفته‌هایی را خود می‌ساخت

.و به جرم تهمت و افترا به زندان افتاد

چه چیزی باعث می‌شود که برخی از دروغگویان به مرحله بیمارگونه فریب و نیرنگ شوند؟

...این چیزی است که "یالینگ یانگ" روانشناسی

در بیمارستان کودکان لس‌آنجلس .می‌خواهد پاسخ دهد

ابتدا شروع به تشخیص .ناپایداری در حالت آنها می‌کنیم

حتی وقتی که می‌دانند ...ما اطلاعات دیگری داریم

...از جمله سوابق جنایی رسمی

.باز هم دروغ می‌گویند

...یالینگ" و همکارانش"

...در شگفتند که آیا تفاوت فیزیکی

...بین مغزهای دروغگویان بیمار

.و مغز دیگر مردم معمولی وجود دارد یا نه

...مغز خاطره‌ها و دانش ما را

...در سلولهای خاکستری ذخیره می‌کند

،اما یک نوع دیگر از نورون ...که سلول سفید است

.روابط بین آن همه اطلاعات را بوجود می‌آورد

هر موقع که ما داستانی می‌گوییم ...چه حقیقت باشد و چه نباشد

...باید جزییات را از سلولهای خاکستری جمع‌آوری کنیم

.که در بخشهای مختلف مغز هستند

مانند جمع‌آوری اطلاعات از .مجموعه‌ای از کتابهای مختلف است

کتابها همان سلولهای خاکستری هستند ...که از دانش و آگاهی پر شده‌اند

که نیاز دارید آنها را .کنار هم بگذارید تا یک داستان معنادار بسازید

راهروهایی که از یک کتاب .به کتاب دیگر می‌کشید همان سلولهای سفید هستند

تصور کنید به کتاب‌فروشی بروید ...تا ده کتاب متفاوت بگیرید

...که همگی

.در بخشهای متفاوت کتاب‌فروشی پراکنده شده‌اند

وجود داشتن چندین مسیر ...برای این که شما را به آن کتابها برساند

.به شما کمک می‌کند که راحت‌تر و سریعتر بتوانید به کتابها برسید

مغز انسان .بسیار شبیه به این مثال کار می‌کند

...زمانی که ارتباطات بیشتری دارید

...که بین بخشهای مختلف مغز برقرار است

آنگاه برای شما بازیابی .اطلاعات مهم آسانتر خواهد بود

...برای مثال، بیایید فرض کنیم یک دوست

از "یالینگ" بپرسد که .دیشب شام چه خورده است

...برای گفتن حقیقت

فقط باید چند قطعه از اطلاعات .را کنار هم جمع کند

.او در خانه اسپاگتی و سالاد خورده است

.اما دروغ گفتن سخت‌تر است

...یالینگ" مجبور است حقیقت را نادیده بگیرد"

و داستانی در مورد یک ...رستوران پنج ستاره بسازد

...و یک وعده غذایی کامل

یک مناسبت ویژه .و شامپاین گران‌قیمت

اگر در هر زمانی و نقطه‌ای دچار تردید شود ...دروغش آشکار خواهد شد

پس به مسیری خوب نیاز دارد تا ...از موضوعی به موضوع دیگر برود

.و اطلاعاتی که نیاز دارد را جمع‌آوری کند

از آنجایی که دروغ گفتن به ...جمع‌آوری بیشتری از اطلاعات نیازمند است

...نسبت به گفتن حقیقت

...یالینگ" و همکارانش گمان می‌کنند که مغزهای"

دروغگویان بیمار احتمالا .مسیرهای بیشتر دارند که سلولهای سفید آنها را ساخته

.اسکنهای مغزی نشان می‌دهد که حق با آنهاست

...دروغگویان در حدود 25% سلول سفید بیشتری دارند

.درمقایسه با افراد سالم

پس داشتن سلول سفید بیشتر ...به این اطلاعات اجازه می‌دهد

بازیابی و .به شکلی بسیار سریعتر استفاده شوند

یالینگ" همچین متوجه شده است" ...که دروغگویان بیمار

14%سلول خاکستری کمتری .نسبت به افراد معمولی دارند

...سلول خاکستری خاطره‌های ما را ذخیره می‌کند

...اما یک کاربرد دیگر هم دارد

.محرکهای آنی و ناگهانی ما را کنترل می‌کند

...سلول خاکستری نقش مهمی

.در کنترل محرک آنی برعهده دارد

...پس این مقدار کاهش در سلول خاکستری

احتمالا منجر به عدم کنترل ...بر روی این محرکها خواهد شد

.که در دروغگویان بیمار مشاهده می‌شود

دروغگویان بیمار می‌توانند ...به آسانی زندگی خودشان را نابود کنند

.همینطور زندگی دیگران را

شاید الان که بیشتر در مورد ...اینکه چه چیزی باعث دروغگویی آنها می‌شود، می‌دانیم

بتوانیم روشهای درمانی پیدا کنیم .تا جلوی آنها را بگیریم

...بدون آن اطلاعات

...بسیار دشوار خواهد تا هر گونه

تداخل یا درمانی برای .این نوع رفتار بسیار مخرب پیدا کرد

...اما فناوری

فریب دادن دیگران را برای ما آسانتر نکرده است؟

...راهی وجود دارد که بگوییم چه چیزی بر روی اینترنت

درست است و چه چیزی درست نیست؟

این دانشمند اطلاعات .راهی برای فهمیدن آن بوجود آورده است

ابزارهای مدرن ما به نظر .می‌رسند که از همیشه راحت‌تر دروغ می‌گویند

از این گذشته، کسی از پشت .صفحه نمایش نمی‌تواند ما را ببیند

امروزه فناوری خودش را به .عنوان یک نوع دروغ جدید درآورده است

.که فریب دیجیتالی خوانده می‌شود

آیا این عصر اطلاعات واقعا عصر اطلاعات نادرست است؟

"دانشمند اطلاعات "جف هنکاک ..."از دانشگاه "کورنل

در حال آزمایش تفاوتهای بین ...دروغهای فناوری

.و دروغهای قدیمی است

اگر در قدیم می‌خواستم ...بگویم که بیمار هستم

باید خودم را به بیماری می‌زدم .و صدایم را بیمارگونه نشان می‌دادم

.بله، سلام

.واقعا متاسفم

.من خیلی حالم بده، امروز نمی‌تونم بیام

.آره

امروزه، می‌توانیم در مورد حال بدی داشتن ...تنها پیامی را بفرستیم

بدون صدا، بدون ردی در صدا .بدون استفاده از نشانه‌های کلامی

.دکمه فرستادن را بزنیم و دروغ من کامل شده است

...برخی از فریبهای دیجیتالی آنقدر رایج شده‌اند

.که "جف" و تیمش به آنها اسمهایی داده‌اند

یکی از چیزهایی ...که در پیامهای نوشتاری دیدیم

.دروغی بود که آن را دروغ پیشخدمت می‌نامیم

قبلا از افرادی استفاده می‌کردیم ...که نقش میانگیر را به عهده داشتند

...و آنها میانگیر فیزیکی لازم را

بین شما و دنیایی که سعی داشت .با شما تماس گرفته و صحبت کند را بازی می‌کرد

.حالا همگی ما پیشخدمت های دیجیتالی داریم

...مردم می‌گویند: خب، توی راهم. در حالی که

"نیستند، یا "باتری گوشیم داره تموم میشه ...چون چیزی که ما متوجه می‌شویم

این است که این دروغها ...میانگیری بین آن شخص

و این حقیقت که دنیا می‌تواند تقریبا .هر هفت روز هفته و در 24 ساعت با آنها در تماس باشد،است

...با اینکه تماس گرفتن ما بسیار آسانتر شده

.دنیای آنلاین همچنین گمنامی بی‌سابقه‌ای را بوجود آورده

هویت جدید به معنای .تنها چندین دکمه روی صفحه کلید است

...که این منجر به فریب دیجیتالی

.به نام دروغ عروسک خیمه شب‌بازی می‌شود

عروسک خیمه‌شب بازی ...فریب هویت است

...به صورتی که شما نمونه‌ای تغییر یافته از خو دارید

...که چیزهایی در مورد شما می‌گوید

بدون اینکه اصلا .شباهتی به هویت شما داشته باشد

شما "جف هنکاک" نیستید، درسته؟

.نه، نیستم

عالیه، چون این ...کتابی که جدید بیرون اومده رو گرفتم

.و واقعا نیاز به یه نقد ساده دارم

می‌تونید بهم کمک کنید؟

.بله - .عالیه، ممنون -

...تعجبی ندارد که ما

در تصمیم‌گیری برای باور .چیزی که در اینترنت می‌خوانیم، مشکل داریم

امکان دارد که بشود حقیقت را از دروغ تشخیص داد؟

.این چیزی است که "جف" تصمیم دارد متوجه شود

...او با نگاه کردن به چیزی شروع می‌کند

...که همگی ما در موردش شگفت‌زده‌ایم

نقدهای مشتریان زمانی .که به فروشگاهی آنلاین سر می‌زنیم

چه کسانی آن پیامها را می‌نویسند و آیا می‌توانیم به آنها اعتماد کنیم؟

.مقدار پول سرمایه‌گذاری شده عظیم است

...در مجموع، ما تریلیونهای دلار را در سرتاسر دنیا

.در هر سال صرف خریدهای آنلاین می‌کنیم

جف" نقدهای هتلی را بررسی کرد" .که ما قرار است تعطیلاتمان را در آنجا بگذارنیم

آیا واقعا باید به نظرات آن غریبه‌ها اعتماد کنیم؟

...افرادی را استخدام کردیم تا برای ما نظرات جعلی بنویسند

.و برای آن نظرات به آنها پول دادیم

.می‌دانستیم که جعلی و دروغین هستند

آنها را با نمونه‌هایی .که واقعی بودند مقایسه کردیم

بنابراین نمونه‌های واقعی ...را از سایتهای متعبر گرفتیم

و به الگوهای زبانشناسی .و اینکه چه فرقی با هم دارند نگاه کردیم

...اگر او واقعا در هتل می‌بود

.جف" در مورد هتل به روشی خاص می‌نوشت"

.در مورد جزییات کوچک اتاق می‌نوشت

...یک نقدکننده واقعی

.در مورد اینکه تختها و حمام چطور هستند می‌نویسد

آیا تمیز هستند، یا دوش کوچک است یا نه؟

این جور چیزها ...از آنجایی که آنها در آن فضا بوده‌اند

.بدنشان در آن فضا حرکت کرده است، واقعی خواهد بود

...اما اگر "جف" هرگز به هتل نرفته باشد

نمی‌داند که آیا بر روی ...دوش قارچ یا کپک وجود دارد یا نه

.یا سرویس اینترنت کند است یا نه

...پس مجبور است که در مورد چیز دیگری بنویسد

.چیزی از خودش دربیاورد

حالا، من اینجا یک نقد دروغین ...با کامپیوترم در خانه می‌نویسم

.که کاملا متفاوت است

زمانی که یک نقدکننده دروغین ...باید چیزی بنویسد

.شروع می‌کند به داستان تعریف کردن

.ما در مسافرت تجاری بودیم

پس شروع می‌کنند به گفتن داستان ...که با چه کسی رفتند

.قرار بود چه کار کنند

.سعی دارند اینگونه مردم را متقاعد کنند

جف" و تیمش" ...نقدهای دروغین را

که برایشان پول دادن بودند .با نمونه‌های راستین و معتبر مقایسه کردند

...بعد، یک الگوریتم حقیقت یا دروغ بوجود آوردند

که هدفش پیدا کردن .عبارتها و کلمات داستانی است

...می‌بینید که اینجا در نمونه‌های معتبر

...عبارتهای مانند: اتاقها بزرگ بودند

...و گران‌تر بودند با این حال

...در مقایسه با نمونه دروغین وجود دارد

که در آن افرادی را می‌بینیم .که در مورد خودشان حرف می‌زنند

.یه جا رزرو کرده بودم

.کلی عبارت که با من شروع می‌شود

...جف" الگورتیمهای کلمه‌محور"

...دیگری برای محصولات و خدمات دیگر بوجود آورده است

.و نتایج شگفت‌آوری کشف کرد

افراد تمایل دارند که فکر کنند ...بیشتر نقدها دروغین هستند

و تخمین ما این است .که درصد نقدهای دروغین پایینتر است

.شاید در حدود 5% تا 10% دروغین هستند

پس نقدهای آنلاین .به نسبت قابل اعتماد هستند

ارتباطات دیجیتالی به کلی چه وضعیتی دارند؟

آیا ما از وسایل دیجیتالی خود بیشتر برای ...دروغ گفتن نسبت به صحبتهای رودروی قدیمی

استفاده می‌کنیم یا کمتر؟

...چیزهایی مثل پست الکترونیکی

بسیار کمتر از چیزی .که مردم انتظار دارند دروغین است

دلیل اصلی آن فکر می‌کنم .این است که سابقه‌ای وجود دارد

ما با حرف زدن تکامل پیدا کرده‌ایم ...و حالا آن حرف زدن ناپدید شده

.و حالا ما در دوران بسیار جدیدی هستیم

...اگر من یک پست الکترونیکی را بنویسم

نه تنها برای خودم سابقه‌ای ...را بوجود آورده‌ام

.به شما نیز این سابقه را داده‌ام

.آن سابقه می‌تواند کپی شود

.می‌تواند مورد جستجو قرار گیرد .می‌تواند به اشتراک گذاشته شود

...پس دروغ گفتن به شکل دیجیتالی آن

...همراه با خطرات مهمی خواهد بود که هرگز

به عنوان مجموعه‌ای از ارتباط‌برقرارکننده‌ها .پیش از این نگرانش نبوده‌ایم

جف" متوجه شده" ...که در پیام نوشتن کمی دروغگویی بیشتری وجود دارد

که برای ارتباطاتی که نسبت به پست الکترونیکی رسمی .بودن کمتری دارند، از آنها استفاده می‌کنیم

...و به محض اینکه کلمات نوشته شده ناپدید شوند

.دروغهای بیشتری دوباره نمودار می‌شوند

...چیزی که متوجه شدیم این است که

.مردم پشت تلفن دروغ زیاد می‌گویند

...در هر تحقیقی

همیشه پشت تلفن .ییشترین دروغها گفته می‌شود

..."برطبق گفته "جف

بیشتر زمانی دروغ می‌گوییم ...که ما وسایلمان را کنار بگذاریم

.و رودررو با هم صحبت کنیم

چرا؟

شاید به خاطر اینکه بسیار .در تشخیص دادن دروغها بد هستیم

اما یک ابزار جدید شاید .به ما کمک کند تا هر بار مچ دروغگو رو بگیریم

فکر می‌کنید می‌توانید یک دروغگو را تشخیص دهید؟

...شاید به دنبال واژگان خاص باشید

حالتهای صورت، تغییر غیرعادی .لحن، زبان بدن غیراستادانه

.اما بیاید خودمان را گول نزنیم، بچه‌ها

سخت است .که بتوان تشخیص داد که کسی دروغ می‌گوید یا نه

امکان دارد که فناوری حقیقت ...را به این عبارت بازگرداند

که: چشمها دریچه‌ای به روح هستند؟

...این دانشجوی دانشگاه یوتا به دنبال دزدیدن پول

.از دفتر دانشکده است

.و متوجه فرصتش می‌شود

...او نگران از بین بردن آینده خودش نیست

...آنهم برای مقدار ناچیز 20 دلار

به خاطر اینکه همه این کار ...بخشی از آزمایش "ماموریت غیرممکن" است

.که توسط روان‌فیزیولوژیست "جان کریچر" طراحی شده

جان" 30 سال گذشته را" ...صرف مطالعه دروغها کرده است

و این آزمایش طراحی شده تا ...ابزاری را بیازماید

.که شاید دروغ گفتن را غیرممکن کند

.امروز، دو نمونه آزمایش وجود دارند

...جان" نمی‌داند که آیا یک نفر"

هر دو، یا هیچکدام پولی .خواهد دزدید یا نه

هر نمونه یک ...دستور خاص برای عمل کردن را دریافت می‌کند

...یک پاکت نامه مرموز

و یک صدای کامپیوتری .که آنها را هدایت خواهد کرد

.شما یک شرکت‌کننده بیگناه در این آزمایش هستید

لطفا 20 دقیقه بیرون از ...این ساختمان منتظر بمانید

.قبل از اینکه به آزمایشگاه بازگردید

.دانشجوی دیگر یک وظیفه شیطانی را به عهده می‌گیرد

شما باید 20 دلار را .از کیف پولی بدزدید

.باید یک بهانه از پیش آماده شده داشته باشید

اگر گیر بیافتید از .شما حمایت کامل نخواهد شد

به آنها دستور داده شده ...که به ساختمان متفاوتی بروند

...به دفتر یک منشی بروند

و از منشی بپرسند که دفتر ...دکتر "میچل" کجاست

و او هم جواب خواهد داد ...که دکتر "میچل"ی وجود ندارد

یا اینکه باید .با دفتر مرکزی بررسی کنند

.منشی در اتاق خود است

به او دستور داده شده ...که بدون برنامه

.چند دقیقه‌ای اتاقش را ترک کند

بعد از اینکه دانشجو .برای پرسیدن در مورد دکتر "میچل" آمد

سعی کردیم که این موقعیت .را شبیه به یک فیلم "ماموریت غیرممکن" کنیم

برنامه‌ای که نمونه‌های آزمایش را ...درگیر خود آزمایش کنیم

.و به آنها بگوییم که دارند چه کار می‌کنند

...این اثرات چیزهایی را بوجود می‌آورند

که ما در موقعیتهای جنایی .و مظنونین واقعی می‌بینیم

.یه صندلی بردارید و بشینید

.حالا حقیقت یا دروغ

.آزمون فریب چشمی آغاز می‌شود

...نمونه‌ها پاسخ

یکسانی از درستی و غلطی ...به سوالاتی در زمینه‌های عمومی

.و در مورد جنایت می‌دهند

...زیر صفحه ابزار "جان" قرار دارد

یک دنبال‌کننده فروسرخ چشم که می‌تواند ...کوچکترین گشادگی‌ها

.و بسته شدن‌های مردمک را تشخیص دهد

...تغییراتی که در اندازه مردمک می‌بینیم

.بسیار کوچک هستند

...کمتر از یک دهم میلیمتر

اما با یک کامپیوتر ...می‌توانیم دلیلی روشن

داشته باشیم که مردمک وقتی شخصی .فریبکار است گشاد می‌شود

این نمونه به نظر می‌رسد ...مشکلی در پاسخ دادن

...به این سوالها نداشته

...و اطلاعات مربوط به مردمک

به نظر می‌رسد که یک .شخص راستگو را نشان می‌دهد

...آیا مردمک دزد

وقتی به همان سوالات پاسخ می‌دهد گشاد می‌شود؟

...آنها واکنشهای قوی‌تری

...به سوالاتی در مورد 20 دلاری پاسخ می‌دهند

پس من می‌گویم احتمال .زیادی دارد که این شخص عضوی از گروه گناهکاران باشد

.به درستی حق با "جان" است

...نمونه زن بیگناه بود

و نمونه مرد .باید 20 دلاری را پس دهد

اما چگونه گشادگی مردمک به "جان" کمک کرد که دزد را پیدا کند؟

...جان" می‌داند که وقتی مغزهای ما"

با فعالیت ذهنی برای مدت ...بیشتری فعال باقی می‌مانند

.مردمک بی‌اختیار گشاد می‌شود

...و از آنجایی که فریبکاری

...پیچیده‌تر از گفتن حقیقت است

مغز دانشجوی مرد .باید سخت‌تر کار کند

نمی‌تواند پنهان کند که .چشمهایش دروغ می‌گویند

"ابزار فریبکاری چشمی "جان .اینک 85% دقت دارد

که به خوبی .نتایج بهترین دروغ‌سنج‌هاست

اما وقتی مردم می‌توانند آموزش ...ببینند که از پس آزمونهای دروغ‌سنج‌ها بربیایند

..گشادگی مردمک بی‌اختیار خواهد بود

...و هر چه فناوری بهبود پیدا می‌کند

.دقت شناساگر دروغ "جان" هم پیشرفته‌تر خواهد شد

با داشتن فناوری ...بهتر دنبال کردن چشم

اندازه‌گیری بهتری از .تغییر اندازه مردمک بدست می‌آوریم

..."به این معنی که دقت ابزار "جان

.می‌تواند روزی به 100% برسد

آینده را تصور کنید ...که شخصی با یک گوشی تلفن

یا یک ابزار چشمی ...بتواند دیدی دقیق

"با ابزار "جان ...به چشم هر کسی داشته باشد که با او حرف می‌زند

...شوهر، همسر، پدر یا مادر و فرزند

.کارگر و رییس

آیا حقیقت و هیچی ...به جز حقیقت

ما را بهم نزدیک خواهد کرد یا ما را از هم دور خواهد ساخت؟

...براساس گفته این دانشمند متخصص فرآیندهای آگاهانه

دانستن حقیقت واقعی ...جهان اطراف ما

.تنها باعث می‌شود که ما دچار سردرگمی شویم

چیزی که ما به عنوان واقعیت می‌پنداریم .تنها مجموعه‌ای از شعبده‌ها است

چرا مغز و حواس ما اینقدر آسان گول می‌خورند؟

.وای

به حواس خود وابسته هستیم .تا دنیای اطراف ما را حس کنیم

به خاطر همین وقتی در این .کار موفق نمی‌شویم اینقدر ناراحت‌کننده است

نمی‌توانیم به توانایی .خود برای دیدن حقیقت اعتماد کنیم

...و حتی اگر بتوانیم

می‌توانیم تحملش کنیم؟

الو؟

الو؟

الو؟

.تا جایی که میدونم من "دان هافمن" هستم

دانشمند متخصص فرآیندهای آگاهانه ..."دانشگاه "ایروین"، "دان هافمن

...فکر می‌کند که هر کسی که باور دارد حواس ما

طوری طراحی شده‌اند .که حقیقت را درک کنند، کاملا در اشتباه است

...او با ثابت کردن حرف خود

بوسیله پیدا کردن روشهای .جدید برای گول زدن حواس ما لذت می‌برد

...من می‌خواهم این لیموی ترش را بخورم

به طور معمولی به نظر ...ایده خوبی نمی‌رسد

اما قبل از آن، می‌خواهم ...اول این توت خوشمزه را بخورم

.که از غرب آفریقا آمده است

...چیزی به اسم "میراکولین" را آزاد می‌کند

یک ماد شیمیایی که .با حسگرهای شیرینی روی زبان من ارتباط دارد

و کاری که قرار است بکند این است که ...وقتی اسید این لیمو

با میراکولین برخورد می‌کند ...حسگرهای شیرینی روی زبان من را برمی‌انگیزد

.که به من توهم یک مزه شیرین را دهد

.بیایید ببینیم واقعا موثر است یا نه

پس توت را بیرون می‌آوریم .و این لیمو را می‌بُریم

.و لحظه نمایان شدن حقیقت

.وای

.مزه شیرین می‌دهد

.هیچوقت مزه لیمو را اینگونه نچشیده بودم

.واقعا خوب است

...دان" روشهای بسیاری زیادی پیدا کرده"

که حواس و مغز ما از طریق .آنها دنیای اطراف ما را بد تعبیر می‌کنند

به طور قطع فکر می‌کنیم که حس لامسه ما .هرگز نمی‌توانید اشتباه کند

با لمس کردن فکر می‌کنیم که ما ...در تماس مستقیم با واقعیت هستیم

.آنهم همانطوری که هست

خب، اگر به شانه ضربه‌ای بزنید ...و بعد به آرنج ضربه‌ای بزنید

...و بعد به مچ ضربه‌ای بزنید و زمان‌بندی شما هم درست باشد

آن شخص در بین ضربه‌زدن‌ها .چه احساسی خواهد داشت

پس اینجا، اینجا، آنجا .و آنجا ضربه‌ای را حس می‌کنید

و حس می‌کنید که موجودی .در حال دویدن از روی بازوی شماست

....مغز می‌گوید که بهترین داستان

در مورد دنیا که بتوانم با آن کنار بیایم چیست؟

و بهترین داستانی ...که می‌تواند با ما کنار بیاید، خب

احتمالا این است .که چیزی روی بازوی من دارد می‌خزد

...با چنین حواس محدودی

...حقیقت فیلترنشده جهان

هرگز به مغز ما نمی‌رسد ...بنابراین مجبور به استفاده از داستانها هستیم

یا قوانین از پیش قبول شده .در مورد اینکه واقعیت باید چه باشد

اما زمانی که واقعیت ...را براساس قوانین بنا کردید

...اگر چیزی با فرضیات شما جور درنیاید

چیزی می‌سازیم .که واقعی نیست

هر کدام از چشمهای ما .تنها می‌تواند تصویر 2 بُعدی را دریافت کنند

این مغز ماست که یک .دید سه بُعدی از جهان بوجود می‌آورد

...سایه و لایه‌های مختلف رنگی وجود دارد

پس همانطور که از روشنی ...به تاریکی و از تاریکی به روشنی می‌روید

...سیستم بینایی به طور خودکار در آن دخالت می‌کند

.براساس اشکال سه بُعدی

به طوری که چیزهایی مثل ...ریلهای راه‌آهن می‌بینید

...که در فاصله دور بهم می‌رسند

در واقع شما به اشتباه .به این تصویر عمق داده‌اید

...نتیجه افراطانه "دان" این است که حواس ما

.طراحی نشده‌اند که واقعیت را ببینند

حواس ما به اندازه‌ای هستند ...که به ما در پیدا کردن جفت، پیدا کردن غذا

.و جلوگیری از اینکه غذای دیگری شویم، کمک کنند

...این سیستمهای ادارکی است

که به شما اجازه می‌دهد .تا اندازه‌ای زنده بمانید که بتوانید تولیدمثل کنید

...آنهایی که ژنهایشان

.به نسل بعدی منتقل می‌شود

.پس، به این معنا، کاملا روشن است

...ادراک و تکامل ادراک

در مورد داشتن بچه است .نه فهمیدن حقیقت

هر موجودی بر روی زمین تنها ...حواس را به این دلیل توسعه می‌دهد

.که زنده بماند و تولیدمثل کند

...این منطقه قبلا زمین مرطوب بسیار بزرگتری بود

.که میلیونها قورباغه داشت

.محققان باور دارند جهان از دید یک قورباغه این چنین است

...اگر چیزی حرکت نکند

...قورباغه تقریبا آن را نمی‌بینید

.یا برنامه‌ریزی شده تا آن را نادیده بگیرد

...خوشبختانه برای قورباغه، تشخیص دادن اجسام کوچک

...که در محدوده رسیدن زبانش به آن پرواز می‌کند، آسان است

.تا تبدیل به یک غذای خوشمزه شود

ما می‌توانیم اجسام ساکنی ...که قورباغه نمی‌تواند ببیند را ببینیم

اما نمی‌توانیم تمام رنگهایی که یک ...پروانه می‌بیند را ببینیم

...و نمی‌توانیم تمام فرکانسهای صوتی که

...یک خفاش می‌شنود را بشنویم

که این سوال را مطرح می‌کند که واقعا جهان چه شکلی است؟

چه چیزی را نمی‌بینیم؟

رنگی را تصور کنید که .هرگز پیش از این آن را ندیده‌اید

.هیچ اتفاقی نمی‌افتد

...اگر نتوانیم آن را ببینیم

تنها یک رنگ جدید است ...که هرگز آن را ندیده بودید

...ما واقعا آگاهی بسیار کمی

.در مورد اینکه هدف پیچیدگی واقعیت چیست داریم

پس حواس ما این دریچه ...شگفت‌انگیز به جهان هستند

اما همچنین زندانی هستند .که نمی‌گذارند بیرون را ببینیم

...ما به ناچار نمی‌توانیم به حواس خودمان اعتماد کنیم

اما حتی اگر بتوانیم ...یک درک ساده شده از واقعیت را دریابیم

...به طور قطع، حافظه‌های ما

می‌تواند رد جا و زمانی .که همه چیز اتفاق افتاده را بگیرد

.یا این چیزی است که ما فکر می‌کنیم

...تحقیق جدید نشان می‌دهد

که مغزهای ما در بد به خاطر آوردن .خاطره‌ها ما را گول می‌زند

...نمی‌توانیم تک‌تک اتفاقاتی که برای ما افتاده است

...را به یاد بیاوریم

اما به حافظ اعتماد داریم که .می‌توانیم حفظ‌شان کنیم

هرگونه جزییاتی در مورد .تولد یک بچه را به یاد می‌آوریم

می‌دانیم که کجا یک .غذای خاص را خوردیم و با چه کسی خوردیم

اما اگر برخی از آن خاطرات واقعی نباشند چه؟

اگر ما درستشان کرده باشیم چه؟

یا اینکه یکی دیگر آنها را در ذهن ما قرار داده باشد؟

..."اینجا محل مورد علاقه "سوسومو تانگوی

.برای لذت بردن از یک فنجان قهوه است

و نشستن در اینجا همچنین ...این دانشمند ام.آی.تی را به یاد زمانی می‌اندازد

.که دو ماشین تنها چند متر دورتر بهم برخورد کردند

...او تصادف را برای دوستش بازگو می‌کند

.اما دوستش آن را متفاوت به یاد دارد

...با دوستم دعوا کردم

.که او گفت: نه،نه،نه

در واقع تصادف ماشین .در جلوی آزمایشگاه ما اتفاق افتاد

سوسومو" فکر می‌کند" .که نه، نباید این موضوع درست باشد

اما من اصرار کردم که تصادف .جلوی قهوه‌فروشی اتفاق افتاده

.و بعدش، او متوجه اشتباهش می‌شود

...به مکالمه‌ای فکر می‌کردم

که با دوستم زمانی ...که قهوه می‌نوشیدیم داشتیم

وقتی که تصادف ماشین جلوی .آزمایشگاه ما اتفاق افتاد

او و دوستش جلوی ...آزمایشگاه بودند

...وقتی که ماشینها بهم برخورد کردند

اما ذهنش روی ...یکی از گفتگوهای قبلی‌شان

.در قهوه‌فروشی مانده بود

مغز "سوسومو" به اشتباه دو موقعیت را ...با هم ترکیب کرده بود

و یک خاطره جدید بوجود آورده بود .که در واقع نادرست بود

...به عنوان دارنده جایزه نوبل و یک دانشمند

که سه دهه از عمرش ...را صرف درک ذهن کرده است

سوسومو" می‌خواست بداند" .که چطور چنین چیزی امکان دارد

او و تیمش تصمیم گرفتند ...که به شواهد فیزیکی

.شکل گرفتن خاطرات نادرست نگاهی بیاندازند

...در مغز، ناحیه‌ای که هیپوکامپ نامیده می‌شود

.نقشی بسیار مهم در این نوع از خاطرات دارد

...اگر اختلالی در هیپوکامپ داشته باشید

آنگاه نمی‌توانید به خوبی .خاطره را قسمت به قسمت شکل دهید

تحقیق "سوسومو" متمرکز ...بر روی تغییرات فیزیکی

در هیپوکامپ است .زمانی که یک خاطره اتفاقی شکل می‌گیرد

زمانی که چیزی را مانند ...دیدن یک تصادف ماشین را تجربه می‌کنیم

به طور زیست-شیمیایی ...گروه کوچکی از نورونها را تغییر می‌دهد

.که در هیپوکامپ هستند

دانشمندان عصب‌شناسی .به این تغییر گروهی یک "انگرام" می‌گویند

.رد فیزیکی یک خاطره ذخیره شده

خاطره ذخیره شده گاهی‌اوقات ...برانگیخته می‌شود که چیزی می‌بینیم

.که جدید است اما مشابه

یک درخت تنها، باشکوه کاج ...ممکن است ما را به یاد

اولین نگاه‌مان از برج ایفل .در تعطیلات چندین سال پیش‌مان بیاندازد

سوسومو" متوجه شد که وقتی" ...خاطرات قدیمی

...با تجربیات جدید فعال می‌شوند

.می‌توانند هر دو گمراه‌کننده باشند

...گاهی‌اوقات، نورونهای انگرام خاطره قدیمی

از نظر فیزیکی .به انگرام تازه شکل گرفته متصل می‌شوند

...نتیجه یک خاطره نادرست است

.که به اشتباه دو خاطره را با هم ترکیب می‌کند

...این باعث شگفتی "سوسومو" و همکارانش شد

آیا امکان دارد که به عمد خاطرات نادرست را بوجود آورد؟

.آنها آزمایش یک موش و دو اتاقک را طراحی کردند

...بعد از اینکه موش برای چند دقیقه در معرض اتاقک الف قرار گرفت

.خاطره اتاقک الف در مغزش شکل می‌گیرد

.بعد موش را به اتاقک ب منتقل می‌کنیم

موش از هر دو مکان .خاطرات جداگانه‌ای تشکیل می‌دهد

...برای مثال، اتاقک ب یک کف سیمی دارد

.و اتاقک الف ندارد

...سوسومو" آماده می‌شود تا جایگاه هر خاطره"

.در مغز موش را پیدا کند

...این موش مجموعه‌ای

از سیمها دارد .که فعالیت مغزش را زیرنظر دارند

...وقتی او موش را در اتاقک الف می‌گذارد

سوسومو" می‌تواند موقعیت" .خاطره اتاقک الف را مشخص کند

اما سیمها می‌توانند همچنین ...نورونها را وادار

به واکنش کنند با فرستادن .پالسهای کوچک نور

"پس هر موقع که "سوسومو ...یک نور را به همان نورونها می‌تاباند

می‌تواند حافظه موش حاضر در .اتاقک الف را فعال کند

...زمانی که موش یک خاطره از اتاقک الف شکل داد

.در اتافک ب با کف سیمی قرار داده می‌شود

سوسومو" آماده‌ست" .تا خاطره نادرست را بوجود آورد

در این اتاقک دوم یک شوک الکتریکی بسیار ...کوچک به کف این اتاقک منتقل می‌کنیم

...و بعد در همان زمان خاطره اتاقک الف را فعال می‌کنیم

.این شوک بدون ضرر اما تکان‌دهنده است

...از آنجایی که خاطره اتاقک الف

در حالی فعال می‌شود که ...شوک را در اتاقک ب دریافت می‌کند

.یک هماهنگی بین اتاقک الف و شوک بوجود می‌آورد

...و به طور قطع

وقتی "سوسومو" موش را ...به اتاقک الف برمی‌گرداند

.از ترس خشکش می‌زند

...حتی بدون کف سیمی

موش طوری رفتار می‌کند .که انگار قرار است شوک به او وارد شود

...حالا دارای یک خاطره نادرست است

از برق‌گرفتگی .در اتاقکی که هیچ شوکی به او وارد نشده

...سوسومو" و همکارانش"

با موفقیت خاطرات نادرست .را وارد موشها کرده‌اند

این یعنی می‌شود با انسان نیز این کار را کرد؟

...چیزی که امروز علمی-تخیلی است

.شاید در 50 سال دیگه نباشد

...مغز انسان بسیار از مغز موش بزرگتر است

.اما از لحاظ نظری، امکانپذیر است

...پس اگر نمی‌توانیم به خاطرات، حواسمان

...یا یکدیگر اعتماد کنیم

چیزی به عنوان حقیقت نهایی وجود دارد؟

این فیزیکدان به دنبال پاسخی .در دنیای کوانتومی است

او متوجه می‌شود که ایده حقیقت ...مدام کنجکاوانه‌تر

.و کنجکاوانه‌تر می‌شود

.پیدا کردن حقیقت در دنیای انسان سخت است

.مغزهای ما برای دروغ گفتن برنامه‌ریزی شده است

رویدادهایی را به یاد می‌آوریم .که هرگز اتفاق نیافتاده‌اند

...و حواس ما

.واقعیت جهان اطراف ما را درک نمی‌کند

...اما به طور قطع اگر از ابزار علم استفاده کنیم

...تا ذات بنیادی واقعیت را بررسی کنیم

.می‌توانیم ذات نهایی حقیقت را ببینیم

.مگر اینکه خود کیهان هم به ما دروغ بگوید

من "جف تولاکسن" هستم .و این حقیقت است

...جف تولاکسن"، فیزیکدانی"

...از دانشگاه "چپمن" کالیفرنیای جنوبی است

که سفرهای .بسیاری به جهان کوانتومی کرده است

...میلیاردها میلیون، میلیون اتم

.در هر دانه شن وجود دارد

اما زمانی که در مورد ...جهان کوانتومی حرف می‌زنیم

منظورمان حتی کوچکتر از .موادی است که اتمها را ساخته‌اند

...پرتونها، نوترونها و الکترونها

...آنها همه چیز را در تمام کیهان ساخته‌اند

.از جمله خود ما

...جف" می‌داند که سنگ بنای هستی"

.از قوانین اساسی تبیعت نمی‌کند

.به عنوان مثال الکترون را در نظر بگیرید

...قوانین جهان کوانتومی

نشان می‌دهد که همه چیز ...می‌تواند در مکانهای بسیار متفاوتی باشد

.آنهم در یک زمان

آنها همچنین نمی‌گذارند .ما همه‌چیز را در مورد الکترون بدانیم

.کمی شبیه به نگاه کردن به مرغ مگس‌خوار است

بالهایش آنقدر سریع حرکت می‌کنند .که به نظر ما تنها یک لکه هستند

...اما اگر عکسی از مرغ مگس‌خوار بگیرم

.می‌توانیم یکی از دو تا چیز را بفهمم

اگر روی سرعت بیشتر ...بازوبسته شدن شاتر تنظیمش کنم

...می‌توانم به وضوح مکان بالها را ببینم

.اما نمی‌توانم سرعتشان را بگویم

حالا آن را روی .سرعت پایین بازوبسته شدن شاتر قرار می‌دهم

.و حالا یک لکه است

...نمی‌توانم چیزی در مورد موقعیت بالها بگویم

اما به وضوح می‌توانم ببینم .که آنها سرعت دارند

...به طور مشابه، هرگز نمی‌توانیم موقعیت حقیقی

.و سرعت یک الکترون را بدانیم

...پس ایده حقیقت در سطح کوانتومی

بسیار از درک معمولی و انسانی .ما از حقیقت تفاوت دارد

...اما به همان اندازه که این ذرات عجیب هستند

با این حال می‌دانیم ...که آنها ماده هستند

...و ویژگی‌های معین خاص دارند

.مانند جهت اسپین و بار الکتریکی

ماده و ویژگی‌هایش .مانند سنگ و سختی با هم رابطه دارند

.نمی‌توانید بدون یکی، دیگری را داشته باشید

یا شاید بتوانید؟

...هر چه "جف" و همکارانش

...سنگ بنای کیهان را مطالعه می‌کنند

.کنجکاوانه‌تر و کنجکاوانه‌تر می‌شود

"اگر تا به حال کتاب "لوییس کارول ...به نام "آلیس در سرزمین عجایب" را خوانده باشید

.می‌دانید که در آن یک گربه خندان وجود دارد

.حالا، گربه خندان یک پوزخند به لب دارد

.و پوزخند قابل توجهی است

پس بدون آن پوزخند نمی‌توانید .گربه خندان را تصور کنید

.آن پوزخند متعلق به گربه است

"اما یک روز، "آلیس ...گفتگویی با گربه دارد

...و ناگهان، بدنش ناپدید می‌شود

.و فقط پوزخند به جا می‌ماند

...که "آلیس" می‌گوید

خب، به دیدن گربه‌ای .بدون پوزخند عادت کرده‌ام

اما پوزخندی بدون گربه؟

.این جالبترین چیزی ـه که تا به حال دیدم

حالا، به نظر می‌رسد ...که از نظر فیزیکی غیرممکن باشد

حتی در عجیب‌وغریبترین رویا .که چنین چیزی اتفاق بیافتد

اما چیزی که قابل توجه است ...این است که ما پیش‌بینی کنیم که شما چگونه این کار را انجام می‌دهید

.یعنی ویژگی‌ها را از ماده جدا کنید

...در جولای 2014

جف" و همکاران در" ...موسسه فناوری وین

.این پیش‌بینی را به آزمایش گذاشته‌اند

امکان دارد که آنها یک گربه خندان کوانتومی بوجود آورند؟

آنها یک باریکه از نوترونها را .به دو باریکه تقسیم می‌کنند

بعد، آنها از میدانهای مغناطیسی ...استفاده می‌کنند تا به نوترونها

.در هر باریکه جهت اسپین متفاوتی بدهند

با استفاده از دیگر میدانهای ...مغناطیسی و فیلترها

...سیستم را دستکاری می‌کنند

.تا چیزی عجیب و نادر اتفاق بیافتد

بیشتر نوترونها به کلی ...به باریکه بالایی رفتند

...در حالی که ویژگی اسپین نوترونها

.به طور جداگانه به باریکه پایینی منتقل شد

...مانند یک گربه و پوزخندش

.ماده و ویژگی‌هایش جدا شده‌اند

...اگر امکان داشته باشد که یک جسم را

از ویژگی‌هایش جدا کرد ...که ما با استفاده از آنها توصیفش می‌کنیم

...آیا حقیقت خودش

تنها یک ویژگی دیگر است که می‌تواند جدا شود؟

آیا به پیدا کردن ...حقیقت کیهان نزدیکتر شده‌ایم

یا به از دست دادنش به عنون چیزی که بیشتر از یک شبح نیست، نزدیک شده‌ایم؟

...هر بار که کمی آن پرده را کنار می‌زنیم

به طرز شگفت‌آوری حقایق .زیبا و خیره‌کننده را کشف می‌کنیم

...چه دانشمندان بتوانند

،حقیقت محض ...ذات عمیق همه چیز را کشف کنند و چه نتوانند

.ما نمی‌دانیم

اما به تلاش ادامه دادن در .ذات علم است

....آیا تا ابد به برداشتن لایه به لایه

حقایق جدید ادامه می‌دهیم؟

آیا اصلا می‌توانیم ...حقیقت را با حواس محدودمان

و خاطرات گزینشی و معیوب‌مان درک کنیم؟

...تنها از یک چیز می‌توانیم مطمئن باشیم

هر کسی که ادعا می‌کند ...حقیقت نهایی را می‌داند

احتمالا تنها دارد یک .دروغ دیگر به شما می‌گوید

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.