Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.همگی ما بدون توقف در زمان به جلو حرکت میکنیم
پذیرفتیم که هیچ ...راهی وجود ندارد که از این ماشین پیاده شویم
.یا سرنوشت خودمان را تغییر دهیم
اما اگر این واقعا درست نباشد چه؟
...اگر بتوانیم پیامها را در زمان به عقب بفرستیم
.دریافت شد
و رویدادهایی که اتفاق افتاده است را تغییر دهیم چه؟
آینده میتواند به عقب برگشته و دوباره زمان حال را بنویسد؟
زمان میتواند به عقب برود؟
.فضا، زمان، خود زندگی
.رازهای کیهان در میان کرمچاله قرار دارد
www.iMovie-Dl.com
:مترجم داوود highbury
فکر میکنیم که گذشته ...در میان سنگی محبوس شده است
و آینده تخته سنگی سفید است .که هر چیزی روی آن امکان دارد اتفاق بیافتد
..."اما قوانین نسبیت "اینشتین
.درک ما از زمان را کدر و مبهم میکنند
...همانطور که این مرد بزرگ گفت
...تفاوت بین گذشته، حال و آینده
.تنها یک توهم مزمن سرسخت است
...اگر تمام زمان در بیرون از اینجاست
آیا میتوانیم جهت شنهای زمان را تغییر دهیم؟
..."کریگ کلندر"
..."از دانشگاه کالیفرنیای "سن دیهگو
فیلسوفی است که .فیزیک و علوم وابسته به آن را مطالعه میکند
...در شگفت است که چرا نمیتوانیم
.زمان را آنطور که واقعا هست تجربه کنیم
...به طور عادی فکر میکنیم که مغزهای ما
...به راحتی جریانی از اطلاعات را دریافت میکند
و به شکلی غیرفعال .آنها را به ما میدهد
اما در واقع، ما هرگز ...واقعا نمیدانیم چه اتفاقی میافتد
.و بنابراین نمیبینیم که واقعیت چیست
زمانی که به یک عقربه ساعتی ...که به آرامی حرکت میکند، نگاه میکنیم
...مغز شما میتواند هرگاه که تمرکز ذهنی شما تغییر کند
.زمان را به ظاهر متوقف کند و به راه بیاندازد
...اگر به ساعت عقربهدار نگاه کنید
و به عقربه دوم نگاه کنید ...که در حال چرخیدن است
...به شکلی که تمام توجه شما را به خود جلب کند
عقربه دوم به نظر به .مدت زمان کوتاهی متوقف شده است
...همچنین مکث در زمان را
.زمانی که در آینه نگاه میکنید میتوانید متوجه شوید
...نگاهتان از یک چشم به چشم دیگر هدایت کنید
.و حرکت هیچکدام را نمیبینید
مغز همیشه اینگونه حقهها .را به ما میزند
مغزهای ما زمان را آشفته میکند ...تا به ما کمک کند تصاویر لحظهای از دنیا بگیریم
.و رویدادهای مهم را به یاد بیاوریم
اگر درک ما از زمان بهمریخته شده باشد پس واقعیت چیست؟
..."نظریه نسبیت "آلبرت اینشتین
تلاش میکند تا نشان دهد .زمان چگونه کار میکند
...در نگرش اون، زمان یک بُعد است
.درست مثل ابعاد فضا
...و به خاطر همین، او باور داشت
کلمه جهانی و واحد به .عنوان "حال" وجود ندارد
فضا هیچ مشخصه جهانی یکتایی ندارد پس چرا باید زمان داشته باشد؟
.خب، ما اینجا در سن دیهگو هستیم
مکانهای دیگری هم وجود دارد .بوستون، لندن، مسکو
.آنها مکانهای دیگر هستند
نمیتوانیم آنها را ببینیم، اما .میدانیم که وجود دارند
به طور مشابه، اجسام .به همین شکل در زمان وجود دارند
...تمام زمان پیش از این
.در کنار سه بُعد فضا قرار میگیرند
...در این توصیف "اینشتین" از زمان
...کارهای "کریگ" برای وارد شدن به آب
...پارو زدن در آن و خارج شدن از آن
.همگی در کنار هم اتفاق افتادهاند
...فیزیکدانها به این نگرش حقیقی میگویند
جایی که تمام زمان ...و فضا در کیهان کنار هم
...وجود دارند
.و شبیه این کیک است
خب، بگذارید تصور کنیم ...که این طرف کیک مهبانگ باشد
.و طرف دیگر پایان کیهان
تمام رویدادها .در آن برنامهریزی شده است
پس برخی از این رویدادها .شاید تولد شما باشد
.برخی از آنها شاید همین الان اتفاق بیافتند
.برخی از آنها شاید مرگ شما باشد
.همگی آنجا هستند
البته ما تمام بلوکه کیهان را .به یکباره نمیتوانیم ببینیم
هر کدام کیهان را .به عنوان تکه خودمان از حال تجربه میکنیم
هر چیزی پشت این تکه ...گذشته ما شده است
.و هر چیزی در جلوی ما آینده ما را نشان میدهد
...پس هر ناظری تکهای متفاوت خواهد داشت
.که به گذشته، حال، آینده تقسیم شده
.این چاقو زمان حال آنها خواهد بود
اما درست مانند اینکه نمیتوانیم همه ...را در یک مکان داشته باشیم
همگی نمیتوانند موافق باشند .که زمان حال چیست
...یا به بیانی دیگر
هر کسی برای خودش .تکهای خاص از زمان حال را دارد
تکه حال خود را .اینجا بر روی زمین درنظر بگیرید
زمان حال شما شامل ...نوری در آسمان شب است
.که از ستاره نزدیک آلفا قنطورس میرسد
اما آن نور چهار سال زمان .میبرد که به شما برسد
پس تکه زمان حال شما ...به شکلی است
تا رویدادهای گذشته .در آلفا قنطورس را شامل شود
برای کسی بر روی ...آلفا قنطورس که به زمین نگاه میکند
تکه زمان حال آنها شامل ...رویدادهای چهار سال گذشته
.بر روی سیاره ماست
...و "اینشتین" میگوید که
هیچ وجه تمایزی برای .بریدن این کیک نیست
راههای کاملا منطقی .و درست زیادی برای بریدن همه چیز وجود دارد
...و آنها تکهها رویدادهای متفاوتی
.در چندراه ـه فضا-زمان درک میکنند
نور با سرعت زیاد ...در کسری از یک ثانیه سیاره ما را دور میزند
پس مغزهای ما، ما را .با توافق بر سر ایده مشترک زمان حال فریب میدهد
...و همچنین مغزهای ما ما را گول میزند
که زمان در حرکت است، در حالی ...که گذشته، حال، و آینده
.با هم وجود دارند
...کریگ" فکر میکند این به خاطر این است که"
مغزهای ما تکههای جدا ...از هم زمان حال را بهم مرتبط میکند
.مانند چارچوب یک فیلم
...فکر میکنم چیزی که واقعا اتفاق میافتد این است که
.ما خاطراتی تنها در یک جهت داریم
.نمیتوانید از آینده خاطره داشته باشید
.پس بچگی شما، بزرگسالی شما و غیره
این ریسمان از هویت .را در میان فضا-زمان دارید که ادامه دارد
به خاطر همین این احساس ...را میدهد که من جریان دارم
به خاطر اینکه این داستان .از خودم را دارم میسازم
.واقعا چیزی در این بلوکه حرکت نمیکند
درک ما از زمان به نظر میرسد ...که تحریف شده باشد، حتی ساختگی باشد
پس آیا میتوانیم زمان را متفاوت ببینیم؟
.زمان هرگز متوقف نمیشود
اما مغزهای ما میتواند ...تنها یک لحظه در زمان را ثبت کند
.لحظهای که آن را زمان حال مینامیم
...اگر تمام زمان در یک لحظه وجود داشته باشد
...امکان ندارد بتوانیم دید خود از زمان را تغییر دهیم
و شاید آینده خودمان را ببینیم؟
...جیم هارتل" فیزیکدانی"
.در دانشگاه کالیفرنیا در سانتاباربارا است
...دههها زمان صرف کرده تا از
.نظریه زمان "اینشتین" سر دربیاورد
...ایده گذشته، حال، و آینده
...در نسبیت خاص وجود ندارد
...پس درک ما از گذشته، حال، و آینده
.باید ناشی از چگونگی ساختار ما باشد
...مغزهای ما به طور مداوم اطلاعات را پردازش میکند
.و هر چیزی که تازهتر باشد تبدیل به زمان حال میشود
مغزهای ما آن اطلاعات را ...به حافظه ما منتقل میکنند
.تا برای زمان حال جدید جا درست کنند
.زمان حال تازهترین اطلاعات است
گذشته، چیزی است که .شما در حافظه دارید
از این دو دسته اطلاعات استفاده میکنیم ...تا سعی کنیم پیشبینی کنیم
.چه اتفافی در آینده قرار است ببینیم
اما اگر زمان را به طور متفاوتی درک کنیم چه؟
...جیم" تصور کرد که مغزها ساخته شدهاند"
تا توالی رویدادها را .به روشهای جدید تفسیر کنند
.بازی هاکی بسیار سریع را در نظر بگیرید
...تمام بازیکنان براساس
اتفاقی که در زمان .حال خودشان میافتد تصمیم میگیرند
چه اتفاقی میافتد اگر ...تجربه یک بازیکن از زمان حالش
چیزی باشد که بقیه به عنوان گذشته میبینند؟
بیایید تصور کنیم عینکی ...که "جیم" به این بازیکن میدهد
.دیدگاهش از زمان را تغییر میدهد
بیایید تصور کنیم ...آن عینک شامل برنامهای است
...که رویدادهای زمان حال ما را فیلتر کرده
.و آنها را تا ده ثانیه به تاخیر میاندازد
بعد از شروع بازی .هر دو تیم به سمت دروازه پراکنده میشوند
.بازیکن عینکی هنوز در مرکز زمین میماند
اتفاقی که ده ثانیه پیش ...برای بقیه افتاده
.برای او به نظر زمان حال میرسد
زمانی که بازیکن عینکی ...در نهایت درک میکند که توپ
...در حال نزدیک شدن به دروازه است
...بقیه بازیکنان پیش از این
.به گوشه زمین رفتهاند
.آن بازیکن هرگز نمیتواند خودش را به توپ برساند
در هاکی، بازیکنی ...که گذشته را زمان حال خودش میبیند
...تا ابد در کارش تاخیر بوجود میآید
.و بازیکنی بیفایده خواهد بود
.در دنیای طبیعی، واکنشها بسیار شدیدتر است
اگر یک شکارچی باور کند ...که طعمهاش در زمان و مکانی باشد
...که پیش از این آن را ترک کرده
...هرگز نمیتواند غذایش را بگیرد
.و روزهایش به شماره میافتد
انتخاب طبیعی ...توسعه مغزهای ما را هدایت کرده
.تا به این روش محاسبه کند
...این موثرترین سازوکار بقا است
.و جایگزینهای آن از بین میروند
جیم" بعد در شگفتی بود" ...که آیا یک مغز که به طور مصنوعی ساخته شده
...میتواند بیشتر از یک زمان حال را تجربه کند
.و شاید بتواند چندین برتری پیدا کند
...ممکن است مغزهایی را تصور کنیم
...که تمرکز آگاهانه بر تمام قسمتهای غشای خود
...در زمان حال دارد
...اما منابع محاسباتی ارزشمندی را هدر میدهد
.که به نظر جایگزینهای بیفایدهای هستند
...تصور کنید بازیکن هاکی مجبور است
زمانی تصمیم بگیرد که ...تمام لحظهها به طور مساوی قابل دسترس است
.هر چیزی در تجربه او احساس زمان حال را دارد
جیم" فکر میکند" ...که مغزی با این کارکرد از کار بازمیایستد
.و با دنیایی از انتخاب درهممیشکند
...گذشته، حال و آینده ما
...روش مرتب کردن جریان زمان است
که برای بهترین نتیجه بقای .زیستی ما تکامل یافته
...مغزهای ما جریانی داستانی از زمان را بوجود آورده
.که برای محیط ما مناسب باشد
...اما امکان دارد دیگر درکهای ما از زمان حال
در محیطهای دیگر بهتر کار کند؟
این سوالی بسیار مبهم است ...که اینکه با بودن در یک سیاره دیگر
...برای مثال
آیا همین روشها ...برای منظم کردن زمان را انجام میدادیم یا نه
.گذشته، حال و آینده
،شاید در دنیاهای دیگر ...ذهنهای بیگانه روشهایی طراحی کرده باشند
.تا تجربه خودشان از زمان را تقویت کنند
...شاید بتوانند
از دانستن گذشته، حال و آینده .به طور آنی جان سالم به در ببرند
امکان دارد خود ما یاد بگیریم چگونه چندین زمان حال را مدیریت کنیم؟
.شاید احتمالش از چیزی که فکر میکنید بیشتر باشد
یک دانشمند فکر میکند ...آینده را دیده است
و سایه آن را .در زمان گذشته تشخیص داده است
شما نمیتوانید ...به جایی که میخواهید برسید
.بدون اینکه گام اول را بردارید
.به نظر ساده میرسد
اما پژوهش جدید نشان میدهد که .برخلاف این موضوع نیز میتواند درست باشد
که شما شاید بر مسیری .که انتخاب میکنید تاثیر میگذارید
...ساندو پاپسکو" یک استاد فیزیک"
.در دانشگاه بریستول انگلستان است
.او کشف هیجانانگیزی کرده است
آینده شاید به عقب بازگردد .و در گذشته دخالت کند
این ایده زمانی به ...ذهن "ساندو" خطور کرد که او و همکارانش
در حال بررسی یک مفهوم ...بنیادی ریاضی بودند
.که اصل لانه کبوتری نام دارد
...اگر سه کبوتر داشته باشم
...و بخواهم آنها را در دو لانه کبوتر بگذارم
آنگاه باید دو کبوتر .را به اجبار در یک لانه بگذارم
.این همان عقل سلیم است
...سه کبوار در دو لانه جا نمیشوند
بدون اینکه دو تا از آنها .یک لانه را شریک شوند
اما اگر این کبوترها به اندازه ...اتمها کوچک شوند
...آنگاه آنها از قوانین عجیبوغریب
...مکانیک کوانتومی پیروی خواهند کرد
و آنوقت سه کبوتری که ...میتوانستند در دو فضا جای بگیرند
.هرگز فضایی مشترک نخواهند داشت
میتوانم وضعیتی را ترتیب دهم ...که در آن تضمین کنم
که هیچ دو ذرهای .در یک جعبه یکسان یافت نشوند
...این اثر عجیب به این خاطر ممکن است
...که اجسام کوانتومی ریز
.مکانهای ثابت مشخصی ندارند
...ذرات کوانتومی به طور کلی بسیار
متفاوت از اجسام روزمرهای .که ما میشناسیم رفتار میکنند
...برای مثال، یک اتم میتواند در دو یا حتی بیشتر
.در یک زمان میتوانند قرار بگیرند
...اما زمانی که "ساندو" شروع به فکر کردن کرد که
دقیقا چگونه ذرات از ...شریک شدن یک فضا با هم طفره میروند
.متوجه شد که نتیجهای بنیادین دارد
اطلاعات میتواند از آینده .به گذشته سفر کند
حقیقت این است که زمانی ...با ذرات میکروسکوپی سروکار داریم
...نتیجه یک آزمایش
...از ابتدا مشخص نیست
که این امکان را بوجود میآورد .که آینده بر روی گذشته تاثیر بگذارد
...ساندو" آزمایشی طراحی کرده است"
.تا این وضعیت جالب را بررسی کند
...او سه دسته از الکترونها را
به طرف یک سازه الماسی .شکل شلیک میکند
.دو مسیر وجود دارد
...یکی به چپ، دیگری به راست
قبل از اینکه در .چندراهی دوم بهم بپیوندند
.این دو مسیر همان دو لانه کبوتر هستند
..."برای درک اینکه چگونه "ساندو
...رفتار الکترونها را مطالعه میکند
آنها را سه کبوتر .اسباببازی کلاه برسر تصور کنید
.سه کبوتر و دو لانه کبوتر داریم
...آنها به سمت راست میروند، آنها به سمت چپ میروند
حداقل دو تا از آنها باید .در یک مسیر باشد
...حالا، مسیر بسیار باریک است
پس حتی وجود دو کبوتر .هم ترافیک محسوب میشود
.با وجود ترافیک، آنها با هم برخورد میکنند
به خاطر اینکه این کبوترها ...ذرات مکانیک کوانتومی را نشان میدهند
...ساندو" نمیتواند واقعا آنها را تماشا کند"
.در حالی که دو مسیر را طی میکنند
...اگر این کار را بکند
حرکت آنها را آشفته خواهد کرد .و آزمایش را خراب میکند
میخواهیم مطمئن شویم .که ذرات را آشفته نمیکنیم
...پس کاری که باید بکنیم این است
.که آزمایش را در تاریکی انجام دهیم
...اگرچه "ساندو" راهی دارد
...تا بررسی کند که کبوترها بدون
.آشفته کردن حرکتشان مسیری را شریک شدهاند یا نه
...میتواند در خروجی منتظر آنها بماند
...و ببیند که آیا کلاهشان افتاده است یا نه
.نشانهای قطعی از برخورد
...از آنجایی که همهچیز در دنیای کوانتومی است
...نتایج آزمایش
.در هر بار اجرا متفاوت است
.من سه ذره را در یک راه انداختم
گاهیاوقات کلاهها را میبینم .و گاهیاوقات نه
...اما یک جنبه از آزمایش به نظر میرسید
که به آن قوانین تصادفی .مکانیک کوانتومی مربوط باشد
هرگاه که کبوترها با هم ...از یک طرف خارج میشدند
.ساندو" متوجه شد که کلاه بر سر دارند"
...دو کبوتری که در یک مسیر قرار گرفته بودند
.به طور جادویی با هم برخورد نکرده بودند
...اگرچه، به جای آن
...اگر "ساندو" کبوترها قبل از رسیدن به چندراهی را بررسی کند
.چیزی متفاوت میبیند
گاهیاوقات میبیند ...که هر سه آنها کلاه بر سر دارند
.و گاهیاوقات دو تا از آنها کلاهشان را از دست دادهاند
...اگر قبل از چندراهی آنها را بررسی کنم
...دو رویداد احتمالی زودتر اتفاق افتاده است
.یا کلاهها گم شدهاند یا نشدهاند
اگر با این حال ...کبوترها را بعدا بررسی کنم
.میبینم که یکی از این احتمالات از بین رفته است
...سوال این است
که چگونه تصمیم من ...برای بررسی کردن اینجا یا آنجا
باعث میشود زودتر یکی از احتمالات ناپدید شود؟
ساندو" باور دارد که" ...طبیعیترین توضیح برای اتفاقی که میافتد
...این است که آن اطلاعات از آینده
.در زمان به عقب سفر میکنند
در زمانی که کبوترها هنوز ...داخل مسیر هستند
به نظر میرسد که از قبل میدانند ...که "ساندو" منتظر است
...و بعد از اینکه خارج شدند آنها را بررسی میکند
.و بنابراین برخورد نمیکنند
باید این را نتیجه بگیریم، بدون ...توجه به این که چقدر ممکن است عجیب باشد
...بدون توجه به اینکه چقدر غیرعادی است
...اتفاقی که بیشترین احتمال را دارد
.این است که آینده بر روی گذشته تاثیر میگذارد
...این اصطلاح را شنیدهاید
.که زندگی مانند یک جعبه شکلات است
...احتمالات بسیار زیادی وجود دارد
.هرگز نمیدانید قرار چه بدست آورید
اما احتمالات شاید به این .زیادی که فکر میکنیم نباشد
شاید آینده بتواند به گذشته برسد .و چند احتمالی را بدزدد
...در واقع، آینده تمام کیهان
شاید همین الان .در حال کنترل زندگی ما باشد
چیزی که باید در آینده اتفاق بیافتد .بر چیزی که الان اتفاق میافتد تاثیر میگذارد
حداقل این چیزی است .که در دنیای زیراتمی میبینیم
.اما همگی ما از اتم ساخته شدهایم
.تمام کیهان از اتم ساخته شده
...پس امکان دارد سرنوشت نهایی کیهان
بر اتفاقی که الان و اینجا میافتد تاثیر بگذارد؟
...پرفسور "پال دیویس" کیهانشناسی
.از دانشگاه ایالتی آریزوناست
...او باور دارد که اتفاقی که در آینده میافتد
...در زمان به گذشته سفر کرده
و بر اتفاقی که در زمان .حال میافتد تاثیر میگذارد
...و اتفاقی که الان میافتد انتخابهایی را از بین برده است
که فکر میکردیم میتوانیم .آنها را در گذشته برگزینیم
برای مثال، زمانی که دانشجویانش ...وارد کلاس او میشوند
یک انتخاب پیشین .برای فرار از کلاس از بین رفته است
...دانشجویان "پال" باور دارند
اگر میخواستند میتوانستند ...امروز سرکلاس حاضر نشوند
.اما او فکر میکند آنها هرگز چنین انتخابی نداشتهاند
اتفاقی که در آینده میافتد ...و اتفاقی که در گذشته میافتد
...میتواند بهم مرتبط باشند
...پس به شکلی
زمان حال میداند ...چه اتفاقی در آینده رخ میدهد
...و همچین اتفاقی که در زمان حال روی میدهد
بر اتفاقی که میتوانسته .در گذشته روی دهد تاثیر میگذارد
...آزمایشهای مرتبط با ذرات زیراتمی
تاکنون نشان دادهاند که ...موقعیت آینده یک جسم
.در زمان حال محدود میشود
...پال" فکر میکند همین اتفاق ممکن است"
.در سطح واقعیت روزمره ما هم بیافتد
...برای مثال، در انتهای روز
پال" از یک شام سالگرد ازدواج" .با همسرش لذت میبرد
به این معنا که رویدادهای مشخصی .نمیتوانند زودتر در آن روز روی دهند
...پس، تصور کنید کسی وارد میشود
.و به من چند تا بلیط کنسرت پیشنهاد میدهد
...سلام "پال"، من یه بلیط اضافی
...برای کنسرتی که امشب در وگاس برگزار میشه دارم
.اما باید همین الان حرکت کنیم
میخوای بیای؟
آیا "پال" میتواند به این دعوت به کنسرت جواب مثبت بدهد؟
.اگر این کار را بکند، همسرش تنها باقی خواهد ماند
.صبر کن، بذار با تقویمش بررسیش کنم
شاید احساس کند ...که در آن لحظه دارد تقویمش را بررسی میکند
که برای کاری که میتواند .بکند انتخابی دارد
آیا مجبورم بین رفتن به کنسرت و شام خوردن تصمیمگیری کنم؟
باید چه کار کنم؟
...اما تقویم او به موضوع ربطی ندارد
با اینکه او .این را در زمان حال متوجه نمیشود
.نرفتن به آن شام واقعا یک انتخاب نیست
،اگر آن را از دست بدهد .زندگی "پال" آنطور که او میشناسد از بین رفته است
.نه، یه کاری هست که واقعا نمیتونم از زیرش دربرم
.متاسفم، باید به یکی دیگه بدیش
.نه اینکه همسرش بسیار عصبانی شود
...پال" میخواهد در آینده شام بخورد"
...و برای "پال" غیرممکن میشود
.تا کاری انجام دهد تا جلوی آن را بگیرد
باید این کار را بکنم ...و باید آن کار را بکنم
و چگونه باید این یا آن را انتخاب کنم؟
...و مشخص میشود که
...تمام این مسیرهای احتمالی متفاوت به آینده
میتوانند آزادی عمل .ما در زمان حال را محدود کنند
...و "پال" باور دارد که این اثر زمانی بازگشتی
...در مقیاس کیهانی هم نقش دارد
.از آینده دور تا آغاز همه چیز
...برای کمک به فهمیدن این موضوع
کیهان ما را تصور کنید .که یک کارخانه شکلاتسازی است
...مهبانگ آغاز خط تولید است
...و پایان کیهان
.جایی است که شکلات تمام شده بیرون میآید
.زمان حال ما جایی در این بین است
فکر میکنیم که اتفاقی ...که الان میافتد حالت نهایی شکلاتها را تغییر میدهد
اما در واقع، چیزی که درون ...شکلاتهای تمام شده است
مشخص میکند که چه موادی .باید وارد خط تولید شوند
...شاید مواد اولیه خاصی برای شکلات وجود داشته باشند
.که واقعا با حالت نهایی آن درتناقض باشند
...در میانه خط تولید
شاید مشخص شود که ماشینها ...میتوانند لایهای خامهای
...یا لایهای از تمشک به شکلات اضافه کنند
...اما از آنجایی که شکلاتهای تمام شده شامل تمشک هستند
تنها لایه صورتی .احتمال دارد وارد خط شوند
.پایان چیزی که الان احتمال دارد را محدود میکند
و "پال" فکر میکند که ...یک اثر محدودکننده مشابه
...که گذشته را به حال ما مرتبط میکند
.از سرنوشت آینده نهایی کیهان وجود دارد
...اگر حالت پایانی کیهان را تصور کنیم
که توسط طبیعت ...به شکلی ثابت شده است
...آنگاه برای خط تولیدی که الان میبینیم
.نتایج تاثیرگذاری را درپی خواهد داشت
...تفاوت بزرگ با شکلاتها این است
...که هر اتفاقی که بیافتد
.یک حالت پایانی از شکلاتها خواهد بود
این چیزی است که از پیش .توسط دخالت ماشینی مشخص میشود
...اما در کیهان واقعی، هیچکس، نه حتی طبیعت
.نمیداند که حالت پایانی چه خواهد بود
...اگرچه کسی نمیتواند با اطمینان بگوید
...بیشتر دانشمندان فکر میکنند
...که آینده دوردست کیهان سرد،تاریک
.و کاملا تهی از تمام ذرات خواهد بود
پال" فکر میکند که ما" ...شاید بتوانیم
اثرات این آینده را ...با آزمایشهای مشخصی تشخیص دهیم
.که اینجا و الان انجامشان میدهیم
یک ایده این است .که پرتوی لیزری را به عمق فضا شلیک کنیم
"تا وقتی که پرتو لیزر "پال ...سرانجام به چیزی برسد
...مانند یک سیاره
.پس لیزر به شکل عادی شلیک خواهد شد
...اگرچه، اگر "پال" لیزرش را
به سمت قسمتی از فضا ...کاملا خالی است نشانه بگیرد
...جایی که هیچ چیز نیست که جلویش را بگیرد
...و در نظریه میتواند تا ابد سفر کند
.و لیزر شاید کار نکند
پس میتوانید یک لیزر ...را به سمت قسمتهای تاریک آسمان نشانه بگیرید
و میتوانید متوجه شوید ...که نوری بیرون نیامده
.یا نوری زیادی نبوده
...نوری منتشر نخواهد شد
به خاطر اینکه هیچ نوری .اجازه سفر به آینده دور کیهان را نخواهد داشت
...اگر حالت پایانی کیهان، واقعا تاریک و تهی باشد
هیچ چیز از زمان حال، مانند ...فوتونهای یک پرتوی لیزر
.نمیتواند به آن برسد
پیدا کردن مدارک برای اینکه ...آینده بر روی زمان حال تاثیر میگذارد
.یک احتمال گیجکننده را پدید میآورد
امکان دارد همین الان به گذشته برویم و بر گذشته خود تاثیر بگذاریم؟
مکانیک کوانتومی نشان میدهد .که آینده میتواند گذشته را کنترل کند
شاید روزی، نظریه را ...به عمل تبدیل کنیم
اما محدودیتها چیست؟
امکان دارد کسی به گذشته برود ...و تاریخ را عوض کند
جلوی "هیتلر" را قبل ...از اینکه جنگ را شروع کند بگیرد
یا "کندی" را از گلوله آدمکش نجات دهد؟
...تاد بران" دوست دارد تصور کند چگونه خواهد بود"
.اگر بتوان در گذشته زندگی کرد
...و به عنوان پرفسور فیزیک و مهندس برق
...در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی
...در واقع سعی دارد تا
متوجه شود آیا سفر .به گذشته امکانپذیر است یا نه
.جهت حرکت زمان خودش یک راز است
...در معادلات فیزیک، به نظر میرسد
که میتوانید در محور .زمان به جلو و عقب بروید
...اما هر چیزی که در دنیای اطراف خود مشاهده میکنیم
نشان میدهد که زمان .شاید تنها یک جهت داشته باشد، به جلو
.همه چیز پیر میشود، همه چیز از هم میپاشد
...زمانی که روی یه تخته سیاه مینویسیم
...نشانههایی که باقی میگذاریم گردوغبارهای گچ است
...که از انتهای تکه گچ فرومیریزد
.و به تخته میچسبد
اگر تکه گچ خود را ...روی تخته سیاه حرکت بدهم
...گردوغبار از انتهای آن میریزد
...دوباره به تکه گچ من اضافه نمیشود
.و آن را تکه گچ بلندتری نمیکند
.این جهت زمان انجام کار است
...اگرچه، اگر زمان واقعا یک بُعد داشته باشد
همانطور که "اینشتین" میگوید .زمانی که گذشته هنوز وجود دارد
...تنها در جایی دیگر واقع شده است
.در بُعد پیشروی کیهان
...فضا-زمان چارچوب چهار بُعدی
برای هر چیزی در کیهان است که اتفاق میافتد ...و اتفاق افتاده است
.و اتفاق خواهد افتاد
رویدادها در گذشته ما شاید ...از کیهان خارج نشده باشند
.اما دور از دسترس هستند
...اگر شما سریعتر از سرعت نور سفر کنید
..."معادلات نسبیت "اینشتین
.میگوید که زمان شما به عقب برمیگردد
مشکل این است که ...به بینهایت انرژی نیاز است
...تا به سرعت نور برسیم
.پس باید فراموشش کنید
.اما شاید روشهایی برای رفتن به گذشته باشد
...آنها را منحنیهای نوری بسته زمان مینامند
آشفتگیهای عجیب ...بافت فضا-زمان
که میتواند به شما .میانبری به زمانی متفاوت بدهد
برخی از آرایشهای بسیار ...عجیب ماده در فضا-زمان
...میتواند این مسیرهای واقعا منحنیگونه را بوجود آورد
.آنقدر منحنی که دوباره سرجایشان برگردند
.سلام چطورید
...تاد" مسافر زمان"
لازم نیست که سریعتر .از نور حرکت کرده باشد
همانطور که جلو میرود ...تاخوردگی در فضا-زمان
...او را به همان نقطه از فضا خواهد برد
.اما در زمان گذشته
این موقعیتی نیست ...که به طور معمولی آن را
...در کیهان مشاهده کنیم
...اما افراد میتوانند معادلات "اینشتین" را حل کنند
...و این جوابها را پیدا کنند
.که شامل منحنیها نوری بسته زمان هستند
قوانین فیزیک میگویند .میتوانیم از نقطهای در گذشته دیدن کنیم
چیزی نیست که جلوی "تاد" را بگیرد ...تا یکی از اجدادش را نبیند
و توضیح دهد چگونه .در زمان به عقب بازگشته
.شاید فکر کنید چقدر جالب است
اگرچه، "تاد" فکر میکند .غیرممکن است که گذشته را تغییر داد
...جد "تاد" باید همیشه یک بازدیدکننده
.از آینده را داشته باشد
...تاریخ یک کیهان واحد
.میتواند تنها شامل یک مجموعه از اعمال باشد
...چیزهایی که تطابقپذیر نیستند
...چیزهایی که در واقع متناقض هستند
.اجازه رخ دادن ندارند
...هر کاری که مسافر زمان بکند
باید در چارچوب چیزی باشد .که اتفاق افتاده است
برای مثال، تصور کنیم ...که "تاد" یک مسافر زمان است
که امیدوار است بتواند ...رویدادی در گذشته را تغییر دهد
و تصور کنید آن رویداد .رقصی باشد که "تاد" میخواهد جلوی آن را بگیرد
...گذشته باید نامتناقض باشد
...پس اگر به میانه رقص بروم
...و سعی کنم که آن را بهم بریزم
با بیرون کشیدن یه رقصنده ...از میانه رقص
...آنگاه باید اینطور باشد که آن رقصنده
.در همان لحظه رقص را ترک کرده است
مهم نیست که "تاد" چه کار میکند ...تنها رویدادها را به واقعیت میرساند
و دنبالهای از اتفاقات که .پیش از این روی دادهاند
...اگر سعی کنم به میان یک رقص وارد شوم
...که پیش از این اتفاق افتاده است
...آنگاه باید در گذشته هم اینطور باشد
که به طور مرموز .در نقطهای ظاهر شوم و به بقیه بپیوندم
یا اینگونه است که رقص ...همیشه بهمریخته است
و من تنها رویدادهایی ...که اتفاق افتادهاند را به واقعیت رساندم
...یا اگر رقصی اتفاق افتاده است
آنگاه تلاشهای من برای .برهم زدن آن بیهوده خواهد بود
...انگار که کیهان به شکلی ساخته شده است که
.نگذارد در تاریخچهاش هیچ تناقضی پیش آید
پس بسادگی نمیتوانید .پدربزرگ خود را بکشید
اما یک تناقض وجود دارد .که شاید مسافر زمان بیافریند
زمانی که "تاد" مسافر زمان ...طرحهای ماشین زمان را
...به جد خودش تحویل میدهد
.شاید این برات جالب باشه
آن جد ممکن است ...آن نقشهها را دستبهدست کند
...تا دوباره به خود "تاد" مسافر زمان بازگردد
که از نقشهها استفاده کرده .تا ماشین زمان را بسازد
.در واقع هیچکدام از آنها نقشهها را بوجود نیاوردهاند
سوال این است که نقشهها از کجا آمدهاند؟
به نظر میرسد که نقشهها .از ناکجاآباد آمدهاند
...این نوعی از تناقض است که منتقدات
برای نقض کردن ایده .سفر در زمان بیان میکنند
...و با این حال، محاسبات "تاد" نشان میدهد
که سفر در زمان ...میتواند اطلاعاتی را بوجود آورد
.که از هیچ شکل گرفتهاند
...در برخی از مدلهای ریاضی
که برای منحنیهای نوری ...بسته زمان بوجود آوردیم
میتوانید کیهان را مجبور ...به بیرون انداختن اطلاعات کنید
.بدون اینکه هیچوقت آن را برآورد کرده باشد
تاد" میگوید کیهانی" ...که به سمت عقب در محور زمان حرکت کند
...ممکن است
.اما تغییر دادن مسیر تاریخ ممکن نیست
...اگرچه، هیچکس حتی نزدیک به
.ساختن یک ماشین زمان کارآمد نشده است
،اما شاید برای رسیدن به گذشته .به ماشین زمان نیازی نداشته باشیم
...سفر کردن به گذشته یا دیدن اجداد خود
.در محدوده علم و تخیل باقی میماند
...اما فناوری نوین
...شاید پیش از این ارتباطی بین زمان حال ما
.و گذشته خودمان ساخته باشد
الو؟
...تام وایلر" پرفسور فیزیک"
.در دانشگاه "واندربیلت" است
او به دنبال شکار .مسافر زمانی بسیار کوچکی است
...اگر او آن را پیدا کند
شاید بتواند ...پیامهایی را به گذشته بفرستد
.یک پیام صوتی جدید دارید
.سلام، منم، کیفت رو روی میز جا گذاشتی
.فراموش نکنی برش داری
.و ارتباطاتی را از آینده دریافت کند
...هدف "تام" یک ذره زیراتمی
.هنوز کشف نشده به نام خانواده جفت یگانه هیگز است
...زمانی که قدرتمندترین شتابدهنده ذره ما
یک بوزون هیگز را بوجود بیاورد ...که به عنوان ذره خدا نیز شناخته میشود
.شاید به تنهایی بوجود نیاید
جفت یگانه هیگز .شاید بخشی از ترکش برخورد زیراتمی است
.اگرچه، پیدا کردن آن کار بسیار سختی خواهد بود
...جفت یگانه هیگز شاید از واقعیت ما فرار کند
.و به یک بُعد دیگر فضا برود
...چندین استدلال ریاضی وجود دارد
.که چرا باید بیشتر از سه بُعد وجود داشته باشد
که باعث میشود تمام ...ذراتی که تا به حال کشف کردهایم
...همان مدل استاندارد ذرات
...نتوانند فضای سه بُعد ما را ترک کنند
.و به یک بُعد اضافی بروند
پس جفت یگانه هیگز .تبدیل به یک ذره خیلی خاص میشود
...برای درک بیشت تواناییهای خاص
...جفت یگانه هیگز
...تصور کنید این مسیر مسابقه اسباببازی
.ابعاد فضا را نشان دهد
مسیر صاف بلافاصله ...بُعد آشنای سهتایی ما را نشان میدهد
.و حلقه نشاندهنده یک بُعد اضافی است
...تمام ذراتی که تا به حال کشف کردهایم
...کشش یک نیرو یا سه نیروی اساسی را حس میکنند
...الکترومغناطیس
.نیروی هستهای قوی و نیروی هستهای ضعیف
اینکه چه نیرو یا نیروهایی .را یک ذره حس کند بستگی به بارش دارد
،ممکن است یک بارالکتریکی باشد ...یک بار هستهای ضعیف باشد
یا باری باشد که باعث شود .نیروی هستهای قوی را حس کنید
.هنوز ذرهای را پیدا نکردهایم که باری نداشته باشد
...پس، زمانی که به یک ذره عادی نگاه میکنیم
به خاطر اینکه این ذره ...به نوعی حامل بار است
.آن بار به سه بُعد میچسبد
و این مثالی است .که توسط این ماشین سبز نشان داده میشود
به خاطر اینکه ذرات عادی ...به سه بُعد ما گره خوردهاند
.تنها میتوانند در یک جهت زمان حرکت کنند
اما "تام" باور دارد ...که یک جفت یگانه هیگز متفاوت است
.هیچ باری ندارد
...یگانه نامیده میشود
.به خاطر اینکه تنها یک نیرو را حس میکند، گرانش
و این به معنای این است .که میتواند از مسیر معمول منحرف شود
تام" گمان میکند که یک" ...جفت یگانه هیگز
به یک بُعد اضافی فضا .سفر کند که به دور خود پیچیده است
.او این بُعد را بعد "یو" مینامد
.پس بُعد "یو" بسیار بسیار کوچک است
...جفت یگانه هیگز بُعد اضافی را درک میکند
که در این مدل اسباببازی .حلقهای است که میبینیم
...همانطور که جفت یگانه هیگز وارد حلقه میشود
به طور زودگذر برخلاف .جریان یکطرفه معمول زمان حرکت میکند
...اگر من به زمان شکلی نگاه کنم
که "اینشتین" به ما گفته است ...تنها یک مختصه دیگر است
...هیچ چیزی بنیادی در نظریهاش وجود ندارد
که شما اجازه نداشته باشید .بگویید زمان نمیتواند رشد منفی داشته باشد
...ذره هیگز، در زمان مثبت حرکت خواهد کرد
...و در این جهت، در زمان منفی حرکت خواهد کرد
.و دوباره در این جهت در زمان مثبت حرکت خواهد کرد
...به نظر میرسد که فاصله اضافهای را طی میکند
و بنابراین زمان ...اضافهای را لازم دارد تا به نقطه پایان برسد
اما در واقع اگر در بُعد اضافی ...زمان رو به عقب باشد
آنگاه هر بار که بدور این .حلقه بچرخد زمان بیشتری را بدست میآورد
.و این نشانهای برای پیدا کردن آن است
...قدرتمندترین شتابدهنده ذره در دنیا
...برخورددهنده بزرگ هادرونی در سوییس
پروتونها را در تقریبا .در سرعت نور شلیک میکند
...برخورد آنها بارشی از تکههای ذرات زیراتمی بوجود میآورد
ذراتی که تنها ...در کسری از یک ثانیه زنده میمانند
.قبل از اینکه از هستی ساقط شوند
...تام" گمان میکند یکی از این ذرات"
.ممکن است مسافر زمان مرموز او باشد
اما برای پیدا کردن ...بازگشتهای زمانی در جفت یگانه هیگز
...باید به اتفاقی که
قبل از برخوردی که آن را .بوجود آورده است نگاه کنیم
...ذره را قبل از اینکه
براساس ساعت خودمان .بوجود بیاوریم، پراکنده کردهایم
...در حال حاضر برخورددهنده بزرگ هادرونی
.برای نگاه کردن به قبل از برخوردها تنظیم نشده است
...یکی از روشهای استاندارد این است واپاشی بازبرخوردها
.نباید قبل از تولید شدن ذره روی دهد
بدون متوجه شدن، شاید ...در حال بوجود آوردن جفت یگانه هیگز باشیم
...و "تام" باور دارد ذره مرموزش
.میتواند سرانجام در زمان به عقب سفر کند
...خب، اگر بتوانید این ذره را کنترل کنید، با حداقل شرایط
.ذرات را به شکل کد مورس میفرستید
.میتوانید پیامی به گذشته بفرستید
حتی میتوانید برای .خود جوانترتان پیامی بفرستید
.سلام، منم
.کیفت رو روی میز جا گذاشتی
.فراموشی نکنی برش داری
ارتباطات در حال پیوند با گذشته ...شاید همین الان هم وجود داشته باشند
...و این فیزیکدان نظری
فکر میکند متوجه شده .چه چیزی برای این پیوند لازم است
واقعا میتوانیم یک ماشین زمان بسازیم؟
...خیلی دوست داشتم که یک ماشین زمان داشتم
تا بتوانم لحظات ...طلایی را دوباره زندگی کنم
یا شاید فرصتی .برای عوض کردن برخی چیزها
...سفر در زمان با کمک یک کرمچاله ممکن خواهد بود
.یک میانبر کیهانی از میان فضا و زمان
...هیچکس تا به حال یک کرمچاله را ندیده است
.پس شاید باید یکی بسازیم
...لوک بوچر" یک فیزیکدان نظری است"
.که با دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند کار میکند
...او آشفتگیهای فضا-زمان را مطالعه میکند
چقدر انرژی برای .خم کردن بافت کیهان لازم است
..."معادلات "اینشتین
...ارتباط ما بین انرژی و ماده کیهان
.و انحنایی که ماده ایجاد میکند، است
به سطحی صاف میروید ...به آن کمی انرژی وارد میکنید
و "اینشتین" میگوید .که فضا منحنی خواهد شد
و هر چه انرژی بیشتری وارد کنید .انحنای بیشتری خواهید داشت
.کرمچالهها آشفتگیهای شدید در فضا-زمان هستند
از لحاظ نظری میتوانند ...دو نقطه متفاوت از فضا
.و دو نقطه متفاوت زمان را بهم وصل کنند
...خب کرمچالهها مشاهده نشدهاند
.اما از نظر ریاضی میتوانیم آنها را مطالعه کنیم
اگر شکلی که فکر میکنید ...فضا-زمان باید باشد را بکشید
.آنگاه میتوانید آن را وارد معادلات "اینشتین" بکنید
...و چیزی که آن معادلات نتیجه میدهند
...نوعی از انرژی است که شما نیاز دارید
.تا آن فضا-زمان وجود داشته باشد و پایدار بماند
...لوک" شروع به محاسبه مقدار لازم"
...برای خم کردن فضا-زمان تا حد یک کرمچاله کرده است
.که کسی بتواند از میان آن سفر کند
به نوع خاصی از انرژی .که انرژی منفی نام دارد، نیاز است
بنابراین، بهترین روشی ...که برای فکر کردن به انرژی منفی وجود دارد
.این است که فکر کنیم انرژی صفر چیست
.انرژی صفر خلا است
.اما خلا شاید براستی کاملا تهی نباشد
...با ذرات کوانتومی پر شده است
.که بوجود میآیند و از بین میروند
اگر بتوانیم از شر برخی از ...آن نوسانات کوانتومی خلاص شویم
.به انرژی منفی میرسیم
...دانشمندان توانستهاند
مقادیر کوچکی از انرژی .منفی را در آزمایشگاه تولید کنند
...دو صفحه رسانا را در فاصله بسیار نزدیکی از هم قرار دادهاند
...تا نوسانات کوانتومی را
.در فاصله بین آنها محدود کنند
...به خاطر اینکه نوسانات داخلی
...ضعیفتر از نوسانات بیرونی است
.این فاصله انرژی منفی دارد
اگر بتوانیم این فرآیند را در مقیاس ...بزرگ انجام دهیم، امکان دارد
...آنقدر انرژی منفی تولید کنیم
تا کرمچالهای بوجود آید .و از آن برای باز کردن دریچهای به گذشته استفاده کرد
.اما مشکلی وجود دارد
...ریاضیات میگوید
.که کرمچالهها بسیار ناپایدار هستند
زمانی که سعی کنید وارد آنها شوید .در همان لحظه بسته میشوند
پس، اگر سعی کنید ...از آن به عنوان یک ماشین زمان استفاده کنید
...یا میانبری بین دو نقطه الف و ب
...امیدی برای انجامش وجود ندارد
...به خاطر اینکه این جسم قبل از اینکه
.شما از یک طرفش وارد شوید، درهم فرومیریزد
...اما همانطور که "لوک" به کاوش بیشتر ادامه میدهد
...متوجه شده که شاید روشی
برای بیشتر کردن چرخه زندگی .یک کرمچاله با لاغرتر کردن آن وجود داشته باشد
...نکته جالب در مورد یک کرمچاله این است که
.دو نوع انحنای متفاوت در آن داریم
...،یکی این در راستای طول، انحنای طولی
.انحنایی در راستای کرمچاله، مانند این
.و دیگری انحنای اطراف کرمچاله
...یک کرمچاله طولانیتر و لاغرتر
به انرژی منفی زیادی ...برای باز ماندن نیاز ندارد
...و باریکی آن حتی به آن کمک کرده
.و آن را پایدارتر میکند
...به اجبار، این انحنای طولی در اینجا
نیاز است تا .با چیزی که آن را دربرگرفته موازنه شود
...و بنابراین به صورت تقریبی
...الگوی بافته شده در این طرف
قابل مقایسه با ...نقش انرژی منفی
.در پایدار نگه داشتن کرمچاله است
...دوایر تنگ فضا-زمان
...در اطراف گلوگاه این کرمچاله
...انرژی منفی خودشان را بوجود میآورند
.و این درگاه را باز نگه میدارند
...پس، این کرمچاله، همانطور که آن را میبینید
...کاملا طولانیتر و لاغرتر
...از این کرمچالهای است که با آن کار را شروع کردیم
.یک کرمچاله معمولی
...از طرف دیگر این کرمچاله
...از بالا تا انتها انحنای ملایمی دارد
.و سطح مقطعی بسیار تنگ
...به انرژی منفی کمتری نیاز دارد
...و انرژی منفی بیشتری تولید میکند
.و باید پایدارتر باشد
لوک" شاید متوجه شده باشد" ...که چگونه یک کرمچاله را پایدار کند
اما این سوال باقی میماند آیا میتواند به عنوان یک ماشین زمان استفاده شود؟
...این واقعا در آستانه دانش ماست
اما امیدوارکننده است به این خاطر که ...به طور قطع جوابش منفی نیست
.و به طور قطع مثبت هم نیست
...براساس محاسباتی که من انجام دادهام
...میتوانید جسمی
که با سرعت بسیار نزدیک ...به سرعت نور حرکت میکند را بفرستید
.و آن جسم میتواند از درون آن عبور کند
...کرمچاله "لوک" از نظر طرح
بسیار باریکتر از آن است ...که یک شخص را از خود عبور دهد
.اما یک پرتوی نور احتمالا از آن عبور خواهد کرد
و این تنها چیزی است که .برای فرستادن پیامی به گذشته نیاز داریم
...شاید در آینده کسی ابزاری جدید کشف کند
تا به کرمچاله اجازه دهد ...چیزی بزرگتر را از درون خود عبور دهد
.مانند یک شخص
شاید اینطور به نظر برسد که زمان ...به شکل توقفناپذیری ما را
...از گذشته به آینده میبرد
.اما کیهان به این روش کار نمیکند
...چیزی که در گذشته ما اتفاق افتاده
.به سادگی به تاریخ نپیوسته است
.در بافت کیهان نقش بسته است
یک روز، شاید یاد بگیریم ...که ریسمانهای گذشته
...و آینده را با هم ببافیم
...و به طور واقعی
.با احتمالات بیحدومرز زمان بازی کنیم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.