Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!اوه
!خدایا
دولت نمیذاره کسی ازش اخاذی کنه
ما باید انرژی رو جیرهبندی کنیم و ،قطعیهای برق رو تحمل کنیم
...تا وقتی این افراطیون قبول کنن که
اونا فقط حقشون رو میخوان
این اعتصاب برای همهی بدبختبیچارههاست
...همهی کسایی که دیگه خسته شدن از
،فرشتگان فرستادهی خدا برای هدایت من
روشنایی من و در کنارم باشید
مراقب من باشید و از من حفاظت کنید
در مسیر زندگی هدایتم کنید
صبح بخیر، عزیزم
شرق لندن | ژانویه 1974
صبح بخیر
صبح بخیر
.اتحادیههای کارگری و دولت با هم در جنگ هستند .اقتصاد در وضعیتی بحرانی است
به منظور ذخیرهی برق، دستور خاموشیهایی .صادر شده که هر شب کشور را در تاریکی فرو میبرند
« ترجمه از آریـن و یـاشـار » .:: TAMAGOTCHi & Cardinal ::.
،میدونی، بهنظرم اگه شب این کار رو بکنیم
برق بیشتری هست
قطعی کمتره
ژنراتور چی؟
خب، اون میتونه کمبودها رو جبران کنه
...رادیوی جهانیِ شرق لندن
همراه خوب شماست
و بنده مجری شما، دیجی مایک، هستم
...اگه آروم باشید و
میبینم که برای بخش اطفال درخواست دادید
چرا؟
...اوه. خب، من
دوست دارم فکر کنم بچهها رو درک میکنم
،شما ارادهی آهنین لازم دارید .نه توانایی درکشون
درسهاتون چطور بودن؟
خیلی دوستشون داشتم
اونجا بودن یه رویا بود که .به حقیقت پیوسته. همهی اینا همینطوره
بخش ما بدترین بخش شهره
چرا فکر میکنی از عهدهی اینجا بودن برمیای؟
خب، من به روابط بینِ .فقر و سلامتی علاقهمندم
رابطهش اینـه که مردم این حوالی .مثل حیوونها زندگی میکنن
اهل کجایی؟
همین اطراف
پس برگشتی به جامعهت خدمت کنی
چه شرافتمندانه
پیش خودم گفتم اینجا میتونم .خیلی مفید واقع بشم
محل اقامت؟
امیدوارم یه جایی توی ساختمون بهم بدید
اگه اهل اینجایی، نمیتونی پیش خانوادهت بمونی؟
خانوادهای ندارم
من توی «مریم مقدس» بزرگ شدم
یتیمخونه
بله
خب، بدترین روز ممکن رو انتخاب کردی
امشب باید تقریباً تمام بیمارها رو
بهخاطر قطعی برق منتقل کنیم
اون بیرون هرج و مرجـه
،آرمانها مشکلی ندارن .ولی من نظم و انضباط میخوام
نشستن روی تختها و .غذا خوردن توی بخشها ممنوعـه
.آرایش ممنوعـه .کلاهها باید صاف روی سرت باشن
دامنها باید تا سه اینچ زیر زانو بیان
،اگه کوتاهتر باشه .متوجه میشم، باور کن
از خطکش استفاده میکنم
.جایگاهت رو بدون .هیچ دستوری رو زیر سؤال نبر
با دکترها حتی حرف هم نزن
حرفهاشون در حد فهم تو نیست
چشم، سرپرستار
ممنون که من رو انتخاب کردید
اگه مناسب این کار نباشی، نگهت نمیدارم
نگران اون پیرزنِ خشک نباش
سرپرستارها یه گونهی رو به انقراضن
بهزودی برکنارش میکنن و خودشم میدونه
مشکلی نیست
،اینجا یه مقدار شبیه هزارتوئـه
ولی طبقهها به لطف سرپرستار رنگنگاری شدن
،همکف سبزه، بعد قهوهای و آبی .بالاترین طبقه هم زرده
دوست دارم فکر کنم میخواد .اینجا رو با شورتش سِت کنه
تو رو گذاشته توی بخش .زنان و زایمان توی آبی
از پسش برمیای؟
واسه قطعی برق امشب حاضری؟
طولانیترین قطعیـه، مگه نه؟
،نمیخوام نق بزنم ولی خیلی طول میکشه؟
بیمهی درمانی چی میشه؟
مطمئنم دیگه خیلی طول نمیکشه
چیکار میکنی؟
فکر میکردم قرص ضدبارداری مصرف میکنی
بهت که گفتم، اینطوری فقط .فکر میکنن هرزهای
میشه دیگه در این باره حرف نزنیم؟
اون دختر جدیدهست
!هی
آهای؟
توی مریم مقدس چطوری بود؟
!تری، تازه نشسته ها
من راهبهها رو میشناسم
شرط میبندم خیلی بد بوده، مگه نه؟
دختر بیچاره
خیلی بهش فکر نمیکنم - بهش بیمحلی کن -
متوجه میشی که اینجا خیلی رُک حرف نمیزنن، ول
،حالا که حرفش شد
فردا میای جلسهی اتحادیه؟
به خودت بیا. اونا هیچوقت به حرف .یه سری دختر گوش نمیدن
هدف اتحادیه همینـه، تری
تویی که همیشه از کار کردن .توی تاریکی گله میکنی
اینجا چطوریـه؟ .وقتی برق قطعـه
،جایی که مردم توش میمیرن
به هیچ وجه نباید اونقدر تاریک بشه
بازم شروع شد، میبینی؟ .گله میکنی
گله نمیکنم. دارم حقیقت رو میگم
اوه
این دستشویی پرستارهاست
لطفاً بیا بیرون
اوه، نه، اون طرفی نه
اون راه خروجـه
آره، زود باش
باید ازت مراقبت بشه، مگه نه؟
خدای من! اینطوری سرما میخوری
ببخشید، دکتر
یه فراری دارید
صبا
،اگه همهش فرار کنی
چطوری میتونیم خوبت کنیم؟
یالا. برگرد توی تختت
شما دکتر فرانکلین هستید؟
بله
دیدم مقالهتون رو ارائه دادید
با تکتک کلماتش موافقم
.زاغهها بچهها رو میکُشن .بیماری اونان
حقیقت همیشه همهپسند نیست
،فکر انجام کارهایی مثل کار شما
باعث شد بتونم تعلیماتم رو تموم کنم
سرپرستار
من نباید با شما صحبت کنم
،سرپرستار، میخواستم بگم اگه میشه این دختر امروز
این بالا پیش ما باشه
جای دیگه لازمش داریم، دکتر
آره، خب، من هم اینجا لازمش دارم
خیلیخب، دکتر
بیا معاینهت کنیم، خب؟
همم
هنوز کاملاً پاک نشده
و وزنت هم بیشتر نشده
نظر تو چیـه؟
اوه، نمیتونم بگم
ازت میخوام بگی
اون روغن جگر ماهیِ قهوهای چی؟
همهش رو قورت میدی؟
فقط که وانمود نمیکنی، میکنی؟
خب، راشیتیسم هم داره، مگه نه؟
آره، فکر کنم
روغن جگر ماهی بهش میدید دیگه، سرپرستار؟
از پرستار میپرسم
مسلماً به قدر کافی خوب نشده تا بره خونه
امشب میفرستیمش .بیمارستان سنترال. پیش خودم
نگران نباش. نمیذارم بهت نزدیک بشه
اون یکی از مطالعات موردیتونـه؟
بله، بله، همینطور ساختمونی که توش بوده
چندتا مورد از اونجا داشتم
ملاقاتیای هم نداشتی، مگه نه؟
فرانکلین؟
انگار هنوزم توی دانشکدهام
بهتره تختش رو چک کنی
قربان؟
سهتا بیماری مادرزادی قلبی
آم... ناهنجاری ابشتین
یالا، مرد. رقتانگیزه. سریعتر
من هم قدیمها جام رو خیس میکردم
حتی وقتی خیلی بچه نبودم
انگیسی بلدی، عزیزم؟
یهکم
چند سالتـه؟
سیزده؟
چه کوچیک موندی
امشب با من میای؟
به بیمارستان سنترال؟ .من امشب کار نمیکنم
من هم یهکم ازش میترسم
ولی فقط دختر خوبی باش و هر کاری میگن بکن و
مشکلی پیش نمیاد
فرانکلین، میشه لطفاً عجله کنی؟
من سالهای زیادی به این بیمارستان کمک کردم
مطمئن باش اختیار و قدرتی که اینجا دارم رو .بهسختی به دست آوردم
اونوقت توی روز اولت زیر سؤال میبریش؟
خیلی متأسفم، سرپرستار
من واقعاً نمیخواستم اینطوری بشه
متوجهی توی دورهی آزمایشی هستی؟
یا فقط اومدی تا دلبری کنی؟
بله. نه
این بخش رو تمیز کن
همهجاش رو
یه دختر هم واسه امشب لازم دارم
تو اینجا میمونی
شیفت تاریکی؟
اوه، نمیتونم. آماده نیستم
با تاریکی مشکلی داری؟
...خب، فقط اینکه من
همم؟
یه پرستار باید کاملاً خودش رو .وقف کارش بکنه
فداکاری کنه
تو چقدر حاضری فداکاری کنی؟
دوباره سلام
امشب رو میمونی؟
!بله. باید روز شانسم باشه
پس باهات تسویهحساب کرده
اوه، خدای من
حس میکنم بهخاطر منـه
...راستش تقصیر من بود ولی
ما دکترها معمولاً تو این موارد قسر درمیریم
اوه، خب، بخشی از کارمـه
تو یه فرشتهای
اوه، اسمت رو بهم نگفتی
والری
نمیذارم سنترال خودش رو به رُخمون بکشه
،فقط بگو ببینم طبق برنامه پیش میرم؟
طبق برنامه پیش میریم، قربان
،تمامی کارکنان باقیمانده
لطفاً به ورودی اصلی مراجعه کنند
آخرین اتوبوس به بیمارستان سنترال .بهزودی حرکت میکند
فقط بخشهای مراقبتهای ویژه و .مراقبتهای بارداری امشب اینجا میمونن
ژنراتورها برقشون رو تأمین میکنن
تو توی بخش مراقبتهای ویژه هستی
توی بخش بمون مگه اینکه .کار واجبی پیش بیاد
همهجا خیلی تاریک میشه
کار من تمومـه
ساعت 7 صبح وقتی برق اومد، برمیگردم
امشب مراقب خودتون باشید و
نزدیک شمعتون بمونید
!اوه... خیلی زوده
خیلی زود نیست؟
آهای؟
اوه
!وای. لعنت بر شیطون
سلام، عزیزم
دنبال ما میگشتی؟
طبقه رو اشتباه اومدم؟
.توی طبقهی عنی .باید بری طبقهی شاش
.اینجا طبقهی قهوهایـه، عزیزم .باید بری زرد
من رو زهرهترک کردی
.اون مزخرفات رو نخون .اونوقت اینقدر راحت نمیترسی
مزخرفات نیستن
این یکی دربارهی دختریـه که صبرش به سر میاد و
همهچی رو داغون میکنه
فهمیدی چرا ازش خوشم میاد؟
واقعاً استعداد پرستاری نداره
!این رو به مادرم بگو
میدونی چطوری بری اون بالا؟
،پس خودم میبرمت .قبل از اینکه ایشون خرابت کنه
دختر جدیدهمون معصومـه، تری
تو چی؟ تو چرا پرستار شدی؟
اوه
گمونم... بهخاطر کار کردن با .کسایی که اهمیت میدن
...فکر میکردم یجورایی مثل خانوادهی
بزرگ باشه
!خدای بزرگ
حتماً خیلی درموندهای که !میخوای همچین خانوادهای داشته باشی
بچهها چشونـه؟
اوه، نه، مادرهاشونن که مریضن
بعد از زایمان
اونا فقط شیر و بغل کردن لازم دارن
خیلی وقتـه اینجا کار میکنی؟ - اوه، چند سالـه -
...به قدر کافی دوستش دارم ولی
،گاهی دوست داشتم دکتر میبودم
ولی... ایشالا تو زندگی بعدی
،ببین، تو بهنظر دختر خوبی میای، والری
ولی توی همچین جایی همیشه یکی هست که
سعی میکنه کنترلت کنه
،باید همون روز اول جلوش رو بگیری
وگرنه دردسرهات شروع میشن، خب؟
ممنونم، کامفورت
من گفتم میتونی دست بزنی؟
والری - باربارا -
!فکر میکردم دیدمت - خدایا! اینطوری صدام نکن -
حس میکنم برگشتم مدرسه
این روزها ببز صدام میکنن
کارآموز جدیده تویی؟
و اینکه الان ول هستم
!قهوهایِ کثیف. تر و تمیز
خیلیخب
فشار، تنفس، دما. همین
دوباره و دوباره. این بخش .خیلی کسلکنندهست
بیمارها حتی نمیتونن حرف بزنن
تو هم دوست داری باهاشون حرف بزنی؟
نه. اونا فقط دربارهی .مریض بودن حرف میزنن
فقط کِیفش بیشتره
:مثلاً اگه بگن «چای هست، پرستار؟»
:من هم بگم «مردک شکمپرست، تازه خوردی که»
حتی اگه تازه نخورده باشن
،میتونن چشمهاشون رو باز کنن .ولی هیچی نمیبینن
باور کن توی دانشگاه نصفِ .این چیزها رو هم یاد نمیدن
خوشگل شدی، ببز
تو هیچ فرقی نکردی
این بوی چیـه؟
انگار داره دنبالم میکنه
هنوزم خودت رو طعمهی بقیه میکنی
خیلی عجیبی
نه، جدی میگم، بوی سوختگیای چیزیـه
تمام شما بچههای مریم مقدس ساده بودید
از دید شما ما فاسد بودیم، مگه نه؟
البته تقصیر معلمها بود
اونا بدتر بودن
مادرت هنوزم مِیخونه رو میگردونه؟
میگه من خیلی خوششانسم که این کار رو دارم
خودش باید بیاد تمام روز !عن و استفراغ تمیز کنه
!ببین بعضی وقتها چقدر مستأصلم
بگذریم، بهزودی ازدواج میکنم
توی یه خونهی درستوحسابی، دور از اینجا
نامزد کردی؟ - میکنم -
دکتری دیدی که ازش خوشت بیاد؟
من واسه کار اینجام
جدی؟
شنیدم دختر جدیده آویزونِ .فرانکلین شده بوده
این حقیقت نداره - خب، اون صاحب داره -
باهام مهربونـه
...بگذریم، با شهرتی که تو داری
ژنراتور لعنتی
خب، بیمارها چی؟
فعلاً باتری پشتیبان دارن، خنگول جون
ژنراتورها هیچوقت نباید خراب بشن
نه، بیا بالا، مردک تنبل
...اوه، صبر کن .ببز، اون چراغ منـه
نمیدونم مال تو کجاست
سکتهی مغزی
سابقهی آنوریسم، هفت سال
نُه زایمان موفق
کار کی بود؟
فکرش رو بکن همچین چیزی رو .از خودت دربیاری
همه دربارهش شنیدن
تمام محل
«پس اسمش شد «قهوهایِ کثیف
این کثافتکاریها موندگاره، مگه نه؟
تو چتـه؟
من رو انداختی زمین؟
چطور میتونستم؟ !عجیبغریب
روبهراهی؟
نِو هستم
افتادی زمین؟
آره
طوری نیست، دختر
ولی یه چیزی اینجاتـه
اسپانیاییتباری، نه؟
بگو که نیستی. از قیافهت معلومـه
نمیدونم
آره. از دخترهای مریم مقدسی
پس پدر و مادرت رو نمیشناسی؟
خب، خوب از آب دراومدی
تاریکی اذیتت میکنه؟
،گذروندن یه شب با اون فرشتهی مرگ
روی همه همین اثر رو داره
اگه بخوای میتونی از چراغ من استفاده کنی
اوه، جدی؟
روشنترین چراغیـه که داریم
من همیشه روشنایی دارم
آره، نه، مال من تعریفی نداره
البته. من مشکلی با تاریکی ندارم
عاشق شب کار کردنم
میتونی هر کاری بکنی
میتونم هر چقدر که میخوام، تحقیرش کنم
هر وقت خواستی. فقط بیا سراغ نِو
خوشت اومد، مگه نه؟
حالت خوبـه؟
هیچوقت نذار اینجا ازت آتو بگیرن
دهنمون صافـه
برات چای درست کردم
چرا اینقدر باهام مهربونی؟
مرسی
کار پرستارها همینـه، مگه نه؟
مراقبت از بقیه، هر کی که باشن
!هر کی که باشن
منظورم اونطوری نبود
چطور میتونی اینقدر ازخودراضی باشی؟
چرا اون داستانها رو سرهم کردی؟
حیف اون موقع نتونستی لالمونی بگیری
اون مرد بیچاره
.بیا دوست باشیم، ببز .الان دیگه بزرگ شدیم
برو پایین و چندتا چارتِ پزشکی بیار
تموم کردیم
سرپرستار گفت از بخش خارج نشیم
مگه اینکه کار واجب داشته باشیم
اگه بهش بگم از دستورم سرپیچی کردی چی میگه؟
برو دیگه
یهکم تاریکی که چیزی نیست
!اوه
!چیکار میکنی؟
انجام وظیفه
درهای خروجی رو قفل میکنم
نمیخوایم آدم ناجوری .سرش رو بندازه پایین بیاد تو
پس خودمون چطوری بریم بیرون؟
باید به خودم بگی
میخوای بری این بخش؟ .میبرمت
اگه هم ترجیح میدی تنها باشی، خودت برو
صبر کن. اینجا اتاق منـه
...باید یهکم سوخت بیارم واسه اینـ
بیا تو. میخوام یه چیزی نشونت بدم
جدول ردهبندی مشهور من
اکثر دخترها توش هستن
دکترها خیلی باهاش حال میکنن
فعلاً امتیاز تو رو نمیدونم
شاید اگه بیشتر میخندیدی، 7 بودی
من باید برم دیگه
بیا تو. بعد خودم همراهیت میکنم
یالا. بیا دیگه. ضدحال نباش
نمیخوام. مرسی
خیال میکنی میخوام چه بلایی سرت بیارم؟
خداحافظ دیگه
!اصلاً ارزش نداشتی بخوام کاری کنم، عزیزم
!بههرحال داغون و دستخوردهای
آهای؟
آهای؟
!ولم کن. بس کن، بسه
!ولم کن !بسه، بسه، بسه
ببز؟
ببز؟
ببز؟
الو؟ - ببز اینجا نیست -
ببز؟
ول
ول؟
چی شده، ول؟
!خدایا
شرمنده دیگه همین تمیزترینشونـه
قضیه به ببز مربوطـه؟
واسه همین نیستش؟
یالا دیگه. یه چیزی بگو
باید به مریضها رسیدگی کنیم ها! یادت که نرفته؟
...به من
حمله شد
کی حمله کرد؟ کجا؟
یه چیزی تا زیرزمین دنبالم بود
!یعنی چی؟ یه چیزی؟ - یه نفر -
صورتش رو دیدی؟
خیلی تاریک بود
هیچیش رو ندیدی؟ - واقعاً ندیدم -
بهعنوان پرستار وظیفه داری که توضیح بدی
وقتی برگشتم نگاه کردم، کسی نبود
این قضیه رو از خودت درآوردی؟
شرمنده، ول. ولی یه چیزهایی شنیدم
نخیر، از خودم درنیاوردم
میدونم چطور بهنظر میاد... واقعاً
ولی از اول شب همهش دنبالمـه
شاید امشب واسه اولین شیفتت زیادی سخت بوده
شاید بهتره بری خونه و استراحت کنی
اگه برم خانم سرپرستار دیگه نمیذاره اینجا کار کنم
از کار بیکار میشم
شاید حق با شما باشه. شاید توهمم بوده
خب، پس چرا همچین وضعی داشتی؟
با تاریکی مشکل دارم
قبول داری دیگه؟ .همهش تصوراتت بوده
واقعاً اتفاقی برات نیفتاده
هیچ اتفاقی نیفتاده
این دیگه صدای چی بود؟
آهای؟ کسی اونجاست؟
کامفورت؟
.ببینید کی تشریففرما شده !تازه شیر هم میدزده
.آره، ادا و اصول درنیار .رو تخت بگیر بخواب
!هرچی که گفت، بیادبی بود
خیلیخب
دلت میخواد بمیری، خانم کوچولو؟
تو مریضی و ما دارو و غذا داریم
،اگه میخوای مراقبت باشیم .درست رفتار کن
میبینی؟
سفیدبرفی بلده چطوری با حیوونها برخورد کنه
حق با اوناست
نباید اینطوری خودت رو گموگور کنی
واسه همین جا موندی؟
این رو ببین
خوشگلـه، مگه نه؟
وقتی بازش میکنی یکی دیگه هم توشـه
و یکی دیگه
اوه
اهل نقاشی کشیدنی، نه؟
میشه یه نگاه بهش بندازم؟
چرا همهش فرار میکنی، صبا؟
از چیزی میترسی؟
ول، سرپرستار چی میگه؟
زیادی بهشون نزدیک نشو
لطفاً علائم حیاتی بیمارها رو بگیر
...خیلی طول نمیکشه با بیمار
...بعد میشهـ
مطمئنم زیر سر استن و نویل ـه
واسه همین جواب نداده دیگه
اون دو تا حسابی جونجونیان
جونشون که داره درمیاد دیگه. از این مطمئنم
از بس بیسکویت خوردن
هیچ اتفاقی نیفتاده
ول؟
!کامفورت
ول؟
!وای
چیزی نیست، ول
...ول؟ خب
هی، هی، صدام رو میشنوی؟
!ول؟ !گوش کن ببین چی میگم، ول
!چی شده؟
صرع داری؟
!اون صرع نبود
...تا حالا دچار جنون یا
نه
!من کاملاً عادیام
باید زنگ بزنم واسه کمک بیان
تا حالا اینجا هیچ اتفاق غیرعادیای نیفتاده بود
!اونوقت تا تو اومدی قشقرق بهپا شده
گردنت قبلاً کبود نبود
کجا میری، تری؟
از این وضع خوشم نمیاد - ...چی -
یه جای... یه جای کار میلنگه
تری، نمیشه که پستت رو ول کنی بری
!اخراجت میکنن
شرمنده، کامفورت. ولی برو به جهنم
!درها قفلن
از یه پنجره میتونم برم
همین الان از اینجا میرم
!تری، نباید من رو تنها بذاری
!تری
صبا، نمیخوام نزدیکش شی
نباید برم
میدونم این کار چقدر برات مهمـه
ولی دارم بهت میگم باید بری
کامفورت، واقعاً یه بلایی سرم اومد
فقط وانمود کردم چیزی نشده
.این کبودیهای رو گردنم رو ببین !نمیبینیشون مگه؟
هیچی نیست. چیزیت نیست
میرم باهاش خداحافظی کنم
نه، فقط اوضاع رو بیشتر بهم میریزی
کاری که بهت گفتم رو بکن و از اینجا برو
!ای وای! چیکار کردی؟
!ولم کن
!میخوام برم خونه
صبا؟
صبا؟
!فرار کن، صبا
!صبا - ول؟ -
!صبا
!ول
صبا؟
!صبا
ول؟
خب، ولی اینجا بدجور اوضاع بهم ریخته
...میشه گفت اونـ
نباید بیای پیش من
خب، چتـه؟! برو دیگه
وایسا
متأسفم
اون چیه دستت؟
این کیه؟
پلید... گیل
چی میخواد؟
بلایی سر من میاد
چطور هنوز بیداری؟
با اونقدر مسکنی که بهت دادم !یه مرد گنده از هوش میرفت
گیل کیه؟ - برگرد سر جات دراز بکش -
گیلِ پلید کیه؟
داری چیکار میکنی؟
میخوام دوز بیشتری بهت تزریق کنم - نه -
همهی این جریانها زیر سر گیل ـه
واسه چی باید اینقدر ناجور !به خودم آسیب بزنم؟
،شاید این حس پیوندی که باهاش داری
بهخاطر اینـه که اونم مثل خودت .از بچههای مریم مقدس بود
،اگه هم خیال میکنی روح اون بهت حمله کرده
باید بگم از این خبرها نیست
چون اون اصلاً نمُرد. فرار کرد
.بچهی نااهلی بود .پرخاشگر بود
.بچهی خیلی بداخلاقی بود .خیلی سخت میشد دوستش داشت
ذاتش خراب بود
اون عروسک سگ رو یادتـه؟
چی... همون نکبتِ بنفش؟
...آره. خب، اونـ
خب، سعی میکردیم ازش بگیریمش
ولی هیچوقت نمیذاشتش کنار. چطور؟
خب، من تو زیرزمین پیداش کردم
دستم بود
میتونم بهت نشونش بدم
اگه پیداش کنم، حرفم رو باور میکنی؟
!هیچجا رو نمیبینم
!تمام مدت اینجا بوده
!کار توئه
!آخه چرا اینقدر احمقم؟
!من دستم هم بهش نخورده. کار گیل بوده
برو عقب. به ما نزدیک نشو
!گمشو! برو اون تو
مجبورم نکن برم اونجا. خیلی تاریکـه
!تنها خطرِ اینجا خود تویی
!برو تو - نه -
!برو تو
!دست از سرم بردار
!دست از سرمون بردار
!چی شد؟
چه خبر شده؟
!ازش دور شو، والری
چی شده؟ کیه؟ خودشـه؟
کامفورت... سعی کردم بهت بفهمونم
اینجا بیمارستانـه
حواست باشه پر از بیمارهای ناتوانـه
ولی حرفم رو گوش نکردی
الان گوش میکنم
گیل؟
من که بدیای در حقت نکردم، مگه نه؟
گیل؟
ولی باید به یکی میگفتم
...میدونم باید به کسی میگفتم
...گیل، اگه خودتی ...خواهش میکنم
لطفاً من رو ببخش
من که کاری نکردم، مگه نه؟
کارِ اون بود
به همه میگم چیکار کرده
!به همه میگم، گیل !بهم آسیبی نزن
مشکلی نیست. میتونیم بریم پایین
خودم مراقبتم، خب؟
میبرمت اون یکی بیمارستان
!صبا
ول؟
باید از اینجا بری
نمیخوام بلایی سرت بیارم
تو آدم خوبی هستی
ولی من نه
توی اعماق وجودم
.این موضوع رو میدونه .واسه همین ازم استفاده میکنه
...و اگه باز اونطوری شدم
کاری که لازمـه رو انجام بده
فرشتگان فرستادهی خدا برای هدایت من
فرشتگان فرستادهی خدا برای هدایت من
فرشتگان فرستادهی خدا برای هدایت من
فرشتگان فرستادهی خدا برای هدایت من
...فرشتگان فرستادهی خدا برای هدایت من
صبا
!چیکار کردی؟
!تمومش کن
مراقب من باشید و از من حفاظت کنید
در مسیر زندگی هدایتم کنید
.این جسم منـه .دیگه نمیتونی ازم استفاده کنی
اوه
گوش کن
...ساکت باش. من رو میبینه...
...هیس - نه -
.ببین چیکار کردی .برگرد و دهنت رو ببند
ساکت باش - !تو یه هیولایی -
!هیس
!خدایا! اینجا چه خبر شده؟
صبحتون بخیر، صبحتون بخیر
،دیجی مایک از رادیوی جهانی شرق لندن
اینجاست تا آرومتون کنه
آروم باش. سعی نکن حرف بزنی
شانس آوردی که زندهای
ولی شاید حالا بگی ای کاش مُرده بودم
...اینجاست
!خدای من! عجب گندکاریای شده
اگه نمیآوردمش ولکنم نبود
ولی فکرنکنم اجازه داشته باشیم که .بیایم تو بخشِ ریکاوری
اذیتت کرد؟
کجا رفته بودی؟
میشه شما ازش بپرسی؟
میگه: «گیل نمیخواست به من صدمهای بزنه
«تا صبح یه جا قایمم کرد
قایمت کرد؟
« اونم عین من و توئه »
چی... چی گفت؟
«گفت: «خداحافظ. خوشحال شدم دیدمت
!خب... نخیر، این رو نگفت چی گفت؟
.حرفش دروغ بود .من تازه اینجا مشغول به کار شدم
نمیخوام تو دردسر بیفتم، خب؟
کجا میبریدش؟
.فکرکنم مهدکودک .بهترین جای ممکن
...وای، صبا
دیگه در امانی؟
گیل؟
دو تا از کارکنان اینجا دیشب .جونشون رو از دست دادن، والری
چی از این جریان میدونی؟
میخوام با پلیس صحبت کنم
به این نتیجه رسیدیم که مسئله .بیشتر تو حیطهی کاری منـه
بنده رئیس بخش روانپزشکی هستم
دیشب دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟
به خیال خودت
به یکی از بیمارهای اینجا تجاوز شده و .کُشته شده
شما از اون جریان چی میدونید؟
منظورت همون روحی ـه که .جریانش رو به کامفورت گفتی
به چه دلیل این موجود به اونا آسیب زده؟
گمونم باربارا از جریان خبر داشته
شاید کار نویل بوده
چرا تو رو انتخاب کرده که از طریقت به خواستهش برسه؟
ویژگی خاصی داری؟
.بههیچوجه خاص نیستم .همدرد خودشم
شاید متوجه چیزی شده که من نمیدونم
والری، مسئله اینـه که سابقهی ساختِ .داستانهای مندرآوردی داری
مگه نه؟
تهمت غیراخلاقیای که به مدیر اونجا زدی
بعداً حرفت رو پسگرفتی و .اعتراف کردی دروغ بوده
هنوزم دوست داری مورد توجه قرار بگیری؟
خب، دیگه این بحث کافیـه
خب، پس گیل چی میشه؟
میشه یه نگاه به زیرزمین بندازید؟ .فکرکنم اونجا جسد رو سوزونده
ما تا حالا بیماری به اسم گیل نداشتیم
!وایسید
اون ماجرا دروغ نبود
پلیس و راهبهها وادارم کردن بگم دروغ بوده
...و هربار که تو یه جای تاریکم
مطمئنم واقعی بود
گیل هم واقعیـه. اتفاقی که اینجا افتاده هم .حقیقت داره
.میام بهت سرمیزنم، ول .البته اگه بهم اجازه بدن
...فقط
حواست باشه صبا صحیحوسالم از اینجا بره
باشه. خودم میبرمش مهد
!دکتر
والری، نباید از رو تختت بلند بشی
تو همینجا بمون
ببخشید، میشه حواستون باشه که
جایی نره؟
ممنون
بیا. برتگردونم اتاقت
مگه نمیخوای بریم زیرزمین؟
خیلیخب پس
.نه، اجازه نداری بری .کاری که بهت گفتن رو بکن
صبحتون بخیر. درمانگاه همایونی شرق لندن
کمکی ازم ساختهست؟
نویل بهت کلید داده؟
واسه خشنودی یه دکتر حاضره هرکاری بکنه
روپوشت رو دربیار
از همون اول من رو زیر سر گذاشته بودی، نه؟
دخترک بیکسوکاری که صداش هم درنمیاد
واسه حرف زدن نیومدیم اینجا
اصلاً گوش میکنی چی میگم؟
دلیلی نداره به حرف تو گوش کنم
اینجا قدرت دست منـه
گیل فقط یه بچه بود
کجای اون کار نشونهی قوی بودنـه؟
خفه شو
یه آدم بزدلی
باید خفهخون بگیری و صدات درنیاد
از این خبرها نیست - خفه شو -
!نه - !خفه شو -
!و هرکاری که بهت میگم رو بکن - !نه -
دستت به صبا نمیرسه
نمیذارم دوباره تکرارش کنی
گیل، فوراً بیا اینجا
آخی، والریِ طفلکی
!انگار روحی در کار نیست
فقط خودمونیم
والری
شما دخترها فقط بلدید .خودنمایی کنید و لاف بزنید
دوست دارید جلب توجه کنید
میخوای خودت رو از فلاکت نجات بدی
ولی توانش رو نداری
ماییم که به دادتون میرسیم
باید روال کار رو درک کنی
...باید درک کنی
ول؟
ول؟
خواهش میکنم، گیل
...لطفاً
با همدیگه
بهت گفتم همونجا بمون
،از بس درمیری و گموگور میشی
دیگه هیچکس دنبالت نمیگرده
!مجبوری خوب بهمون گوش کنی
بله؟
داره میاد
یکی داره میاد
شما؟
تو رو مقصر میدونیم
چون گذاشتی اینجا به فساد کشیده بشه
از اونور یه راه دیگه هست
نمیخواد دفن شه و به آرامش برسه
پس وقتی همهجا تاریکـه به یاد ما باش
شبهای طولانی و تاریک ادامه دارند
قطعی برقِ مستمر
« ترجمه از آریـن و یـاشـار » .:: TAMAGOTCHi & Cardinal ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.