All language subtitles for DasBoot-S02E02-720p-Blu-Ray.Persian Subtitle

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

این یه ماموریت فوق محرمانه اس اس هست

باید ازت بخوام که پاکت مهر و موم شده حاوی دستورات

رو تا زمانیکه به مدار 20 درجه غربی نرسیدی، باز نکنی

از آنا برام بگو

گروه مقاومت آنا رو بردن به یه صومعه در اسپانیا

این همون آقایی هست که میخواستم ببینیش آقای فردریک برگر

بهم کمک کرد که از اروپا برگردم گفتم شاید بتونه به تو هم کمک کنه

همونطور که میبینی سم به من اعتماد داره

اگه میخوای بهت کمک کنم تو هم باید بهم اعتماد کنی

امیدوارم بتونید زودتر برگردید خونه آقای کروزوئه

ولی نه قبل از قرار شاممون

زندگی ادامه داره رئیس- نه برای همه-

فعلا بهم امان دادن ولی باید امروز برم ماموریت یه ماموریت ویژه هست

محموله مون رسید ناخدا

اشتورمبانفورر اروین فریدل از اس اس هستم

رفقام اونتراشتورم فورر سالتس و فرویند

بازرس دووال گفت اطلاعاتی برای ما دارید

یهودیا. یه زن آلمانی هم هواشونو داره

کی؟- یکی که میشناسی-

!فقط برو

بریم

تو رو میخواستم

فقط تو رو

!خانم ببخشید

ژان لویی؟

همرام بیاید. زود باشید

پدر، اینا دیوید، روت و الیاس گولدبلات هستن

به کمکتون نیاز دارن

برید داخل. بعد میام میبرمتون توی سرداب

بعدا میبینمتون

بابت مهربانیتون خیلی ممنونم- نقشه ات چیه؟-

میبرمشون به سن رمی اونجا یه رابط دارم

واقعا خوشحال میشم که بهشون پناه بدم ولی آلمانی های زیادی برای دعا کردن میان اینجا

باشه، هرکاری بتونم میکنم

این همون کاریه که خدای مهربان ازمون انتظار داره

احتمالا گلوله به کبد خورده

شاید به طحال هم خورده باشه

مورفین بده

!نه

خیلی درد داره و باید فورا برای جراحی آماده اش کنیم- ممکنه زنده بمونه؟-

!پس فقط منابع رو هدر میدیم

لطفا تنهامون بذارید

!گفتم برو بیرون

Subtitle: Young Wolf Instagram ID: young_wolf9169

**توجه** این سریال حاوی الفاظ رکیک و صحنه هایی است که شاید برای همه مناسب نباشد

بفرمایید داخل

ناوبان اهرنبرگ

چکار میتونم براتون بکنم؟

خب؟

میخوام گزارش یه شورش رو بدم

!بیا- بیا بیا، پاس بده-

!رالف! پاس بده- همینه-

برو جلو

بگیر- آره-

هی، اونجارو نگاه کن

چه خبر شده؟

اینا چی میخوان؟- نمیدونم-

بلند شید. یالا- یالا تکون بخورید دیگه-

بلند شید، باید باهامون بیاید- یالا بلند شید-

جناب ناخدا سوم ورانگل؟ به ما دستور دادن که شما رو بازداشت کنیم

راه برید یالا

!حرف نباشه

درود بر تو ای مریم که پر از نعمتی ...و خداوند با توست

میان همه زنان تو مبارک هستی و عیسی میوه درون تو مبارک است

رالف؟

چیه؟- چه خبر شده؟-

!از رئیس بپرس

اونم همینجاست. مگه نه؟

!حتما شوخی میکنی رئیس ما رو فروخته؟؟

یعنی هممون رو اعدام میکنن؟

آره، بجز استراسر و شیندلر و لادروپ

!حرومزاده های خر شانس رفتن ماموریت

پیتر و اشترلیتس هم همینطور

تیربارون میشیم؟- چرا؟-

واسه چی باید تیربارون بشیم؟

ما که کاری نکردیم! مگه نه پیپس؟

!آره، دقیقا

رئیس! صدامو میشنوی؟

وقتی آزادمون کردن !یه حال اساسی بهت میدیم

!اینو بهت قول میدم

!رئیس

! یه خانواده یهودی در لاروشل

مدارک ثبت پلیس دستکاری شده بود تا وانمود بشه این خانواده از اینجا رفته

...مشخصا این کار کار خانم استراسر بوده

بهای گزافی هم بخاطر این کارش پرداخت

مشخصه کار استراسر بوده نه؟

قبل از این اتفاق خیانتش آشکار و مشخص نبود اینو میخوای بگی؟

یا شایدم میدونستی خائن هست ولی چشم روی خیانتش بسته بودی؟

...نه بازرس، شما که میدونید من

همه داشتن پشت سرم بهم میخندیدن، آره؟

...نه، معلومه که نه

من تو رو مسئول این فضاحت میدونم دووال

در واقع همه این اتفاقات تقصیر تو هست

پس شما با چشم خودت دیدی که هوفمان چجوری مُرد؟ اون لحظه اونجا بودی؟

بله

در رخدادنامه ذکر شده که هوفمان روی برجک زیردریایی کشته شده

چطور ممکنه وقتی سر پستت در موتورخونه بودی کشته شدن هوفمان رو دیده باشی؟؟

...من

پس مرگش رو ندیدی؟

بذار اول راجع به مرگ لوتس حرف بزنیم

لوتس بنیه ضعیفی داشت بعد هم از روی زیردریایی افتاد توی آب

خیلی سریع اتفاق افتاد

ما نتونستیم نجاتش بدیم- آره آره، همه اینا که میگی در رخدادنامه اومده

!واو ننداز و کلمه به کلمه

بله، قضیه از این قرار بود

کم جون و ضعیف بود- !چیز دیگه ای نداری بگی؟

درباره اینکه چجوری یکی از رفقاتون میفته توی دریا؟

ناخدا سوم ورانگل همراهمون بیاید

داستان هایی که افرادتون میگن با مطالبی که در رخدادنامه ذکر شده همخوانی نداره

خب طبیعیه. به ندرت پیش میاد که یادآوری و دریافت انسانها از یک واقعه عینا مشابه همدیگه باشه

ولی میدونید من چی فکر میکنم؟

فکر میکنم که شما خدمه رو تحریک کردید که شورش کنن و فرماندهی زیردریایی رو به دست گرفتید

...قتل چند خدمه رو لاپوشونی کردید

و ناو سروان هوفمان رو در دریا سرگردان و رها کردید !درواقع اونو به مرگی حتمی محکوم کردید

و الانم که بِر و بِر داری نگام میکنی !و به اتهامات پوزخند میزنی

...عذرخواهی میکنم فرمانده

من به اتهامات پوزخند نمیزدم بلکه !داشتم به شما پوزخند میزدم

باید عرض کنم که علی رغم تلاشهای شما برای ...خراب کردن رابطه من با افرادم

و همینطور قبل از اینکه من شانس اینو داشته باشم ...که از خودم دفاع کنم

...تو دیگه خیلی وقیحی مرتیکه- شما مدام میگفتید (فکر میکنم) که همین به من نشون میده که-

هیچ مدرکی برای اثبات ادعاهات نداری جز اباطیل یه مردک دائم الخمر که خیک الکلش خالی شده

اتهاماتی بدون مدرک علیه شهادت 20 نفر یا شایدم بیشتر از خدمه خوب نیروی دریایی

!و همینطور شهادت خودم

یعنی شهادت یک افسر برجسته ارتش و ناخدای !پر افتخار و مدال دار نیروی دریایی آلمان

چیز دیگه ای هم میخوای بگی؟

خیر

هنوز این قضیه تموم نشده ورانگل اینو بهت قول میدم

برش گردونید به سلولش

خب آقایون. در سمت راست و چپ خودتون، خدمه اژدرافکن یا متصدیان اژدر رو میبینید

ولی من ترجیح میدم بهشون بگم بوزینه های اژدری

دیدی گفتم؟ بوزینه اژدری

اینا اینجا همه غلطی میکنن

انقدر بوی گه میدن که خوابگاهاشون رو کنار خلا گذاشتیم

این مستراح که ذکرش رفت، مقصد بعدی تور گردشگری ما هست. بفرمایید آقایون

!از اونایی هستن که به کونشون میگن دنبالم نیا بو میدی

اینم همون مستراحی که خدمتتون عرض کردم !اوه انگار اشغال هم بود

آره، از عمد کثیف نگهش میداریم تا کسی هوس نکنه اون داخل زیاد بمونه. ولی باید بگم

!این خلا به اندازه تو متصدی اژدر بوی گند نمیده

خب اینجا هم اتاق بیسیم و رادیو هست ما به متصدی های رادیو میگیم تلفنچی

اینا از همه چی خبر دارن. از اتاق فرمان بگیر تا کابین افسرها

خودشون که ادعا میکنن حتی فکر ناخدا رو هم میخونن

من همیشه گفتم به آدمی که همش گوش میده و حرف نمیزنه اعتماد نکن. درست میگم؟

خب ادامه بدیم- بله، بفرمایید-

اول شما بفرمایید آقایون

!یادم رفت بگم مواظب سرت باش. کوچولو

ما اینجا در اتاق فرمان تصمیمات مرگ و زندگی رو میگیریم

و باید با افتخار روی کلمه (ما) تاکید کنم چون یه مدتی این کلاه خوشکل رو از من گرفته بودن

و بجاش بهم یه کلاه کوچولوی سفید داده بودن بخاطر یه حادثه ناگوار منو به آشپز تنزل درجه داده بودن

اما الان همه چی مرتبه. چون الان من رئیس هستم- !خب حداقل مثل یه رئیس هم رفتار کن-

آشپزیش بهتر از مهندسیش بود و باید بگم آشپز خیلی گهی بود

چه سرنوشت کاری جالبی داشتی- کفاره اشتباهاتمم دادم دیگه-

ما هم وقتی تپاله هایی که اسمشون رو غذا میذاشتی میخوردیم، کفاره میدادیم

ولی فکر میکنم مقامات به قابلیت های واقعی من پی بردن

مقامات فقط پی بردن که وقتی رئیس هستی، عن کمتر از وقتی که آشپزی تولید میکنی

از این طرف لطفا بو بکشید و برید جلو

!مراقب سرت باش کوچولو جان

!بهش نگو کوچولو

خوشش نمیاد

اینجا ما روی همه اسم میذاریم. تازه فکر نمیکنم ...که من اولین نفری باشم

اطاعت جناب اشتورمبانفورر

فکر میکنی کجا داریم میریم؟

...باتوجه به مسیر، دستورات مهر و موم شده و سوخت اضافی

آمریکای شمالی

خب، الان در قلب این آلونک کوچولو هستیم

موتورخونه! خونه پسرای من سرخپوست های پا سیاه

اینا هم که میبینید افسارهای درشکه هستن

افسار چیه؟ من سوخت رسان موتورم ! مکانیک موتور دیزل هستم رئیس

خیلی خب بابا

ولی اگه به یه مسابقه مچ اندازی دعوتتون کرد قبول نکنید

چندتا حیله کثیف تو چنته داره

با همین دوز و کلک هاش هفته پیش مچ منو خوابوند

خب بدین ترتیب تور تالارهای مقدس ما به پایان رسید

خب حالا بریم سراغ شما و ماموریتتون

باید ماموریت خاص و مهمی باشه که یه زیردریایی رو دربست در اختیارتون گذاشتن

!ممنون که وقت گذاشتید و صحبت کردیم

!هی

پس کی میخواید بهمون بگید که کجا میریم؟

توی این قوطی کبریت گیر کردیم و میخوام دلیلشو بدونم

وقتش که شد بهتون میگم

قهوه من کجاست رئیس؟

...اما

قهوه. باشه

پیامی از لوریون نیومده؟- خیر ناخدا-

موشها و آدمها *رمانی است اثر جان اشتاین بک نویسنده ناتورالیست* آمریکایی که در سال 1937 به چاپ رسید

...میخواستم زبان آلمانیش رو بگیرم ولی- منم این کتاب رو خوندم-

به انگلیسی؟

...موشها و آدمها ...جاز

انگار عاشق چیزای آمریکایی هستی

دلت میخواد بری آمریکا؟

منظورم بعد از پایان جنگه

...منظورتون وقتی که بالاخره جنگ تموم بشه هست

اگه تا اون موقع زنده باشم

قهوه تون

مرسی رئیس

خواهش میکنم ناخدا

خیلی کشته دادیم

بعضی وقتا دلیلشو از خودم میپرسم

من میدونم چرا میخوام زنده بمونم

خانواده؟

یه خواهر و یه دختر

شاید زیردریایی جای چندان خوبی هم برای زنده موندن نباشه

نوبت شیفت منه مهناوی

صفحه هات رو پخش میکنیم

قصد دارم یه جشن برای تحویل سال نو بگیرم

سلام، ببخشید

چجوری برم به این آدرس؟

برو سمت غرب بعد جنوب. 3 تا بلوک رد کن

ممنون

آلمان در استالینگراد محاصره شد

!هی، اگه بخونیش باید بخریش رفیق

Verzeihung منظورم این بود که ببخشید *حواسش نبود اول به آلمانی گفت ببخشید*

مرسی

عذر میخوام

!آلمانی های حرومزاده

!امیدوارم همه تون توی جنگ سقط بشید

بیا داخل

ممنون- خوشحال شدم زنگ زدی

به شکوه خونه گرین وود نمیرسه ولی حداقل میتونی اینجا آلمانی صحبت کنی

و اینکه مجبور نیستی وانمود کنی که از اون موسیقی آشغال کاکاسیاها لذت میبری

همون آهنگایی که سم فکر میکنه بی نظیرن

اشناپس، تقطیر شده در آلاباما این روزا بهترین مشروبی که گیرت میاد همینه

لهجه پنسیلوانیایی نداری

آلمان بزرگ شدی؟

این روزا جفتمون باید ملیت خودمون رو مخفی نگه داریم

منصفانه نیست ما که کار خطایی مرتکب نشدیم. مگه نه ناخدا؟

من شانس آوردم

...اگه سم منو داده بود دست پلیس- شاید هم برای جاسوسی اومدی اینجا-

معذرت میخوام. خب من باید محتاط باشم

من برای بدست آوردن جایگاه فعلیم خیلی تلاش کردم با آدم های مهم زیادی نشست و برخاست دارم

آقای برگر بهتون اطمینان میدم که من جاسوس نیستم

فراموشش کن

ما 2 آلمانی در خاک بیگانه هستیم

سربازیم

مثل پیشوامون، منم در جنگ اول یه پیک تندرو بودم

فکر میکنم بر اساس اصول باید هوای همدیگه رو داشته باشیم

پس به سلامتی

من باید برگردم آلمان- من بهت کمک میکنم-

کار آسونی نیست

همه چی تقریبا هر روز تغییر میکنه طبیعیه، داخل جنگ هستیم

حتی اگه همه آدمای این شهر وانمود کنن که اینطور نیست

آره

انقدر دوره که بعضی وقتا خودمم فراموش میکنم

مکس

!مکس

!مکس

هی! داری چکار میکنی؟

آب دریا میکشتت. دیگه نخور

تشنمه، باید یه چیزی بخورم

بیا- نه، توافق کردیم که هرکسی سهم خودشو داشته باشه

تو بیشتر از من به آب الان نیاز داری. بگیرش

نه

یوبوت! برگشتن دنبالمون

!وایسید !وایسید

ما اینجاییم

!مکس !مکس بشین سر جات

!برگردید بی پدر و مادرا

!برگردید

برگردید

برگردید

چرا برنمیگردن؟

چیزی اونجا نیست مکس

کسی اونجا نیست مکس

آره خوشم اومد. فقط تعجب کردم که همچین جایی دیدمش

تعجب کردی؟

چرا؟

بالاخره یه هنرمند بزرگ آمریکایی هست و سرمایه گذاری خوبی هم هست

شیء زیبایی هم هست

راجع به منم اینجوری فکر میکنی؟- درباره تو؟ نه! نه، اصلا

پس شئ زیبا نیستم؟

چرا هستی. زیبا هستی اما شئ که نیستی ...منظورم اینه که

دارم سر به سرت میذارم

...داری

کلاوس، زود رسیدی

خانم لوید

حالا که رابینسون هم اومد، میتونیم بریم- کجا بریم؟-

پس اون قرار توی رستوران باکلاس وسط شهر چی شد؟

الان توی قراری دیگه

اینجا از همه آشغالدونی های الکی معروف، باکلاس تر و شیک تره

زنگ زدم هتل پلازا و گفتم برای 3 نفر برامون غذا بیارن

بد هم نمیشد میبردیمون توی همون آشغالدونیا تا بعد منم بگم اینا الکی معروفن

اینجا که بهتره. خصوصی تره

میدونی که خانواده من چه حسی نسبت به به اشتراک گذاشتن اشیاء زیبا با عموم داره

عذرمیخوام، میرم دست و صورتمو بشورم

تمنا میکنم سرویس طبقه پایین سمت راست هست

!ممنون

ببین، به 4 تا رستوران زنگ زدم. هیچکدومشون بهم جا ندادن وقتی گفتم رنگین پوست همرامونه

خب چرا بهشون گفتی؟- چرا بهشون گفتم؟ ای بابا

میخواستی بریم اونجا بعد راهمون ندن؟

یا وقتی تمرگیدیم داریم خیر سرمون غذا میخوریم همه رستوران تا آخر شب بهمون زل بزنن؟

گه توش

ولی میتونست بدتر از این باشه

میتونستیم توی برلین باشیم

با برگر به کجا رسیدی؟

اون چیزی که انتظار داشتم نبود

خب، منونایت ها آدمای عجیب غریبی هستن تعجبی نداره که اینم خل وضع باشه

بهم استرس میده

ولی منو میخندونه

مطمئنی میتونه کمک کنه برگردم آلمان؟

...بنظر آدم ...چجوری بگم

زهوار در رفته ای میاد

زهوار در رفته که هست، واسه همین میتونه کارای کثیفی مثل برگردوندن تو به آلمان بکنه

من درک نمیکنم ...این همه پول

دقیقا شغلت چیه سم؟

کارهای کوچولو موچولو

خب اگه دلت میخواد بدونی، من دارم روی یه پروژه سری با نیروهای دریایی آمریکا و بریتانیا کار میکنم

احتمالا حتی اینو هم نباید بهت میگفتم

این پروژه بچه ام هست

و وقتی به جایی که باید برسه، رسوندمش

...بعد پدرم مجبور میشه

دیدش رو نسبت به من تغییر بده

دقیقتر بخوای بگی اینه: بچه ما هست

آره

راست میگه بچه ما هست

کلاوس مشاور کلیدی ما در این پروژه هست

چی مشاوره میدی رابینسون؟

...خب همونطور که سم گفت

یه راز بزرگه

که یعنی؟- یعنی خیلی خسته کننده هست-

نه... فقط راداره میدونی؟ برای هواپیما

خب الان رادارا خیلی گنده و بدقواره هستن

و رادار برای پیدا کردن چیزای بزرگ خوبه

ما میخوایم کوچک و جمع و جور باشه و بتونه چیزای کوچولو رو هم پیدا کنه

و اگه کلاوس بتونه اون چیزی که قولش رو داده بهمون بده، بعدش به همون جایی که گفتم باید برسه، رسوندیمش

Gut ding will weile haben.

یعنی چی؟

...یه چیزی تو مایه های

بهترین ها هنوز در راه اند

عالیه

خیلی خب، حالا تو رویای منو میدونی میخوام پدرم رو تحت تاثیر قرار بدم

بچه ام رو به ثمر برسونم و رویای کلاوس رو هم میدونی

میخواد برگرده خونه اش حالا، رویای تو چیه؟

...آرزو دارم

که یه آهنگ توی نیو ارلئان ضبط کنم

چندتا از بچه ها اونجا یه استودیو راه انداختن ...و اون صدا و موسیقی که میسازن

خب چی جلوت رو گرفته؟ چرا سوار اتوبوس یا قطار نمیشی که بری اونجا؟

منو 5 تا مرد گروهم با اون درامز و کنترباس هاشون؟

و با وجود دوست دخترای شکاکشون که فقط وقتی جلوی چشمشون هستن بهشون اعتماد دارن؟

اجازه نمیدن که همرام بیان

سرزنششون نمیکنم (منظورش اینه که خوشکلی و دوست دخترای اونا حق دارن بترسن)

به سلامتی رویاهامون

آره

سلامتی

بنام پدر، پسر و روح القدس آمین

مارگوی بیچاره من بخاطر دوستت بهت تسلیت میگم

پلیس امروز بهم زنگ زد- باشه، حالا بعدا راجع بهش صحبت میکنیم-

براتون ارزشمند بود؟

بهتون قول میدم خانم بوستال که دیگه این اتفاق برام تکرار نمیشه

یه لطف بهم بکن

قبلا بهت یه لطف کردم که نباید میکردم

یه مسیر امن به سن رمی. واسه خودم ...نمیخوام. برای یه خانواده که

نمیخوام بدونم

...ولی قبلا کمکم کردی- اون قبلا بود-

فورستر چهارچشمی منو می پاد متوجهی؟

اگه بفهمه یه خانواده رو قایم کردی به سرنوشت دوستت دچار میشی

میخوای به آدما کمک کنی؟ برو توی بیمارستان کار کن

بچه هستن باید زودتر از اینجا برن

!نمیخوام بدونم

انگار با آدم ناجوری در افتاده بودی

نه اتفاقا برعکس

اونا از اینکه با من در افتادن پشیمون شدن

صحیح. میبینم که به انتقام هم اعتقاد داری

بنظرم کاملا هم منطقیه

چرا نرفتی بالا بخوابی؟

بالا یه تخت گرم و نرم هست

زیرزمین رو دوست دارم

ما خونه رو مصادره کردیم. اگه میخوای میتونی اینجا بمونی. حتی اگه میخوای تو زیرزمین بمون

چکار باید بجاش بکنم؟

حداقل میدونی باید در ازای هرچیزی کاری انجام بدی

میخوام یهودیایی که قایم شدن رو پیدا کنم

میتونی پیداشون کنی؟

زیاد نیست

متاسفانه جیره غذایی من از جیره غذایی سیمون کمتره

باورم نمیشه خونسردانه بهش شلیک کردن

آخه چرا؟

فقط بخاطر اینکه برای یه خانواده غذا می آورد؟

مسیر فرار چی شد؟

متاسفم

اگه بتونم ببرمتون به اون خونه امن بعدش از اونجا میتونید برید اسپانیا

فقط باید از اینجا فرار کنیم

مردم میدونن توی شهرشون چه خبره؟

البته که میدونن

فقط نمیدونن باید چکار کنن

اون یه کاری میکرد

سیمون یه کاری میکرد

تو یه کاری میکنی

اگه بریم بیرون و روی پله های کلیسا دستگیر بشیم

...یه پدر با 2 تا بچه اش

اگه مردم این صحنه رو ببینن شاید یه اقدامی بکنن و یه اتفاقی بیفته

نه، هیچ اتفاقی هم نمیفته

مردم ترسیدن

وقتی آدما میترسن، وانمود میکنن که چیزی نمیبینن

چیزی نیست

باید برن به سن رمی

ولی همه جا ایست و گشت پلیس گذاشتن

باید از جاده قدیمی زائرین سانتیاگو د کومپوستلا برن

اینم نقشه. امیدوارم بتونن راهشون رو پیدا کنن

مرسی

یه کشیش جوان اونجا هست اسمش پدر اتین ژونیه هست

اگه مشکلی به وجود اومد، برن پیشش

مرسی

امشب موقع غروب حرکت میکنیم

تو هم همراشون میری؟

به من نیاز دارن

!خدا بهت برکت بده

قربان این همین الان از برلین رسید بنظر مهم میاد

درباره ناخدا سوم یوهانس فون راینهارتس هست

بنظرم باید یه نگاه بهش بندازید. موضوع اضطراریه

ممنون

یه لحظه منو ببخشید- خواهش میکنم-

امیدوارم خبری که برام آوردی، شبم رو خراب نکنه

این یه کپی از نامه ای هست که یوهانس فون راینهارتس قبل از حرکت زیردریایی یو822 به همسرش نوشته

الی عزیزم، من به تصمیمی رسیدم

... و امیدوارم که منو در این تصمیم حمایت کنی

من دیگه نمیخوام در این جنگ بیهوده بجنگم

و قصد دارم به آمریکا پناهنده بشم

خبر داشته مقصد ماموریتش آمریکا هست دستورات مهر و موم شده رو خونده بوده

و اینکه در نامه گفته که قصد داره زیردریاییش و دستگاه انیگما رو هم تسلیم نیروی دریایی آمریکا بکنه تا جنگ تموم بشه

...فورستر این

من اشتباهات زیادی مرتکب شدم و الان زمان اون رسیده که کار درست رو انجام بدم. دوستت دارم

...و همیشه دوستت خواهم داشت. برو به دانمارک. اونجا پیدات- آره، و همینطور ادامه داره-

این نامه رو چجوری بدست آوردی؟

به شما ارتباطی نداره- !معلومه که به من ربط داره-

!منم دارم بهت میگم به شما ربطی نداره

حتما اشتباه میکنید. همه چی سر جاشه

شواهدی دال بر قصد فرار و پناهندگی به دشمن میبینید؟

این دروغی بیش نیست. من بیشتر از 20 ساله که یوهانس رو میشناسم

باهاش تماس میگیرم تا همه چی مشخص بشه

10, 9, 8, 7, 6, 5, 4, 3, 2, 1!

!سال نو مبارک

استراسر، صدای آهنگ رو ببر بالا

سال نو مبارک جناب معاون اول

سال نو شما هم مبارک ناخدا

سال 1943 سالی که جنگ رو خواهیم برد

با خدمه مست نمیتونیم که جنگ رو ببریم ناخدا

بدون آبجو هم که نمیشه جشن گرفت

اگه با همقطارای جدیدمون دوست نشیم اونا هم برامون نمیجنگن

ناخدا میشه باهاتون صحبت کنم؟

سال خوبی داشته باشید اشتورمبانفورر- شما هم همینطور ناخدا-

پیام از لوریون

زیردریایی یو822 فورا به لاروشل بازگردید

چی جواب بدم؟

اگه بگم داریم میریم آمریکا چی میگی؟

تعجب نکردم- داریم میریم نیویورک-

دلم میخواد یه روز برم نیویورک- منم همینطور-

!ولی نه یه روزی

!الان

میتونی تا وقتی جنگ تموم میشه راحت توی آمریکا لم بدی، بعد هم بری خواهر و دخترت رو پیدا کنی و از نو شروع کنی

میدونم تلاش کردی از خدمت فرار کنی

نگران نباش. فرمانده گلوک دوست منه این مطلب رو فقط به من و در خفا گفت

قرار بود هواتو داشته باشم

اگه میتونستیم این قوطی حلبی و اون اسباب بازی کوچولو که اونجاست با کتابچه رمزش رو به آمریکاییا بدیم، این جنگ ممکن بود زودتر تموم بشه

ولی باید یه جوابی بهشون بدیم

اگه جواب ندیم چی؟

نمیشه که پیام های لوریون رو ندید بگیریم- چرا نشه؟-

چه فکری میکنن اگه جواب ندیم؟- !که زده به سرمون-

...یا

که دستگاه رادیومون خراب شده

من که تنها اپراتور رادیوی این زیردریایی نیستم- درسته-

سال نو هست

بخاطر همین یه تاخیر کوچولو در پاسخ دادن رو میپذیرن تا اون موقع هم ما وقت داریم راجع بهش فکر میکنیم

گوش دادن به آهنگ کاکاسیاها توی زیردریایی آلمانی معمول هست؟

شاید ناخدامون به ارزش هایی که ما داریم بخاطرش میجنگیم، اهمیتی قائل نیست

فورا پاسخ بدید در غیر اینصورت شیلر فرماندهی را به عهده بگیرد

دستورات جدید اومده ناخدا؟

یه پیام خصوصی برام اومده

خبر بدیه؟ رنگتون پریده

جدا؟

گفتن مدال صلیب شوالیه به من تعلق نمیگیره

چه بد

شاید دفعه بعد بهتون بدن

شانس آوردم وقتی تو سر پست بودی پیام اومد

...اون یکی اپراتور رادیو ممکن بود

بره به بقیه خدمه راجع به این سرافکندگی من بگه

دیروز لوریون به فون راینهارتس دستور بازگشت داده

تا الان جواب نداده

حالا فهمیده که ما خبر داریم شاید نباید بهش میگفتی

خیلی درگیر جنگ شده بود

خودمو مقصر میدونم

اگه میتونستم باهاش حرف بزنم عقلش رو میاوردم سر جاش

آره، ولی کاملا واضحه که تمایلی نداره باهات حرف بزنه

باید قبل از اینکه به آبهای آمریکا برسه جلوشو بگیریم

شاید اگه خدمه درست و حسابی داشتیم میشد جلوشو بگیریم

مشکل اینه که خدمه درست حسابی از کجا بیاریم؟

ما تلفات سنگینی دادیم و الان فقط افراد بی تجربه و جوان تو دست و بالمون داریم

بهترین ناخداهام خیلی ازش دور هستن

ما همینجا یه ناخدای خیلی باتجربه داریم

اگه منظورت ناخدا سوم ورانگل هست که هنوز بازجوییش تموم نشده

به زودی دادگاه نظامی براش تشکیل میشه

آره، برلین از این موضوع چندان راضی نیست

ورانگل ارزش تبلیغاتی زیادی داره

همونطور که گفتی تلفات سنگینی دادیم ما به مردانی مثل ورانگل نیاز داریم

ورانگل یه جنایتکار خطرناکه- بجاش وفاداره-

و یه قهرمانه

فون راینهارتس یه خائنه

اگه مردم درباره دستگیر شدن ورانگل و خیانت فون راینهارتس بفهمن، شما بعنوان فرمانده شون باید پاسخگو باشید

ولی اگه ورانگل موفق بشه جلوی فون راینهارتس رو بگیره

...و کاری کنه که ماموریت اس اس به موفقیت ختم بشه

اینجوری با یه تیر 2 نشون زدید

!ورانگل یه ولدالزنای کثافته

اینم ماموریت کثیفیه

ناوبان اهرنبرگ همراه من بیاید

...این شورش که ادعا میکنی اتفاق افتاده

ادعا میکنم؟؟

اثبات این ادعا خیلی سخته

فکر میکنم به نفع خودت باشه که اتهاماتت رو پس بگیری

مطمئن میشم که در پرونده ات چیزی در این مورد ذکر نشه

و هم اینکه مطمئن میشم این موضوع مانع شانس ترفیع گرفتنت در آینده نشه که باید بگم شانس بالایی هم برای ترفیع داری

فکر میکنید حقیقت رو نگفتم؟

حقیقت همیشه حداقل دو رو داره

دقیقا همون اتفاقاتی افتاد که گفتم- من دارم بهت لطف میکنم-

شما هیچ لطفی هم به نمیکنید- ! گوش نمیدی دیگه-

یه بیانیه آماده کردم

که این بیانیه میگه شما هنگامی که اون اتهامات رو وارد کردید، مست بودید

و از اینکه موجبات تصدیع و عذاب دیگران شدید !بسیار پشیمان و نادم هستید

شما از من میخواید که این موضوع رو فراموش کنم؟- !نخیر ناوبان

!بهت دستور میدم که فراموشش کنی

پاشید برید بیرون

آزادید برید بیرون

چی شده؟- کی اهمیت میده که چی شده-

شما نمیتونید برید

اتهامات علیه شما پس گرفته شد

دیر یا زود اتهامات رفع میشد مساله زمان بود

یه اتفاق جدید افتاده

اتفاقی که برای حل اون به یه ناخدای با تجربه نیاز داریم

کاملا در خدمتم

کما فی السابق

...اگر ماموریت با موفقیت انجام بشه

پرونده و سوابق شما از اون اتهامات بطور کامل پاک میشه

!جونم رو هم برای این ماموریت میدم، فرمانده

تامس- فردریک-

ممنون که اومدی

...خب ناخدای یه یوبوت، آره؟

میگه امواج دریا آوردنش اینجا

قهوه میخوری؟- نه ممنون-

بعد اتفاقی سر از ضلع غربی خونه جک گرین وود در میاره؟

!شاید همچین اتفاقی هم نبوده

آره، گرین وود هیچ وقت با ما در باند نبود **باند سازمان سیاسی بود که در آمریکا و قبل از شروع** جنگ جهانی دوم تاسیس شد و طرفدار آلمان نازی بودند

درسته، ولی یکی از سرمایه گذاران اصلی در برنامه تجدید تسلیحات رایش بود

و فکر میکنم

که ارتباطات تجاریش ممکنه هنوز هم با وجود آتش جنگ قطع نشده باشه

رفقای تجاری یهودیش از این موضوع خبر دارن؟

نه

شرط میبندم اینو هم نمیدونن که هوفمان داره برای گرین وود کار میکنه

چه بازی تو سر داره؟- نمیدونم-

واسه همین به کمکت نیاز دارم که از طریق رابطتت یه پیام به سفیر آلمان در دوبلین بفرستی

که اونم بتونه به برلین خبر بده که هوفمان اینجاست

باشه، مشکلی نیست

دلم میخواد ببینمش

ببینم چکار میتونم بکنم

...حالا که حرف دوبلین شد

رفیقم توی ازتش جمهوری خواه ایرلند گفت اینو بدم به تو

از طرف سفیره

ازت خواستن که بری جاهای دیدنی رو ببینی؟

چیه؟

مختصات یه موقعیت برای یه محموله جدید یا رابط هست

یا شانسی هست که بتونی خودتو به پیشوات اثبات کنی. آره؟

سلامتی

فکر کنم خبرای خوبیه

خبرای خوب

قطعا خبرای خوبیه

خفه شو

خفه شو

میدونی این چیه؟

این دادگاه نظامیه و ما هم جوخه اعدام هستیم

!کافیه

دوباره دارن میفرستنمون ماموریت

چی؟

تازه ما رو آزاد کردن که- آره میدونم ولی گلوک بهمون نیاز داره-

که یه خیانتکار واقعی رو شکار کنیم

...واین اهرنبرگ که اینجا میبینید

بهترین سرمهندس هست

اخیرا حالت خوب نبوده مگه نه؟

با شیاطین توی ذهنت درگیری داشتی

میخوام این درگیری رو تموم کنی

به نفع هممون هست اگه در فضای باز از شر شیاطینت خلاص بشی

اینو بعنوان یه دوست دارم بهت میگم اهرنبرگ

یه قپ بزن باشه؟

تصمیم با خودت

یا مشروب میخوری

یا بهشون اجازه میدم باز کتکت بزنن تا وقتی که خودشون ول کنن. شایدم ول نکردن

عجیبه

برای بیشتر آدما تصمیم سختی نیس که مشروب بخورن یا بمیرن

...ولی برای تو

یالا

بخور

!کوفت کن دیگه

حس خوبی داره مگه نه؟

دیگه هیچوقت بهمون خیانت نمیکنه

از کجا بدونیم میتونیم بهش اعتماد کنیم؟

چون الان بیشتر از اینکه از ما متنفر باشه از خودش متنفره

Subtitles: Young Wolf Instagram ID: young_wolf9169

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.