All language subtitles for @kdramakorea8.Game sanaeha ep2 part2

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

نگاش کن چقدر خوشگله

کیس من چطوره؟به اندازه ی کافی خوب هست؟

نمیدونم

چیزی که میدونم اینه که من این پسرو برای ناک پسندیدم

من فکر میکنم

امروز باید این دوتا همو ببینن

تو چقدر بامزه ای

نای لطفا مواظب ناک باش

در واقع یک رئیس نیاز نداره تو زمین کار کنه

اما من میخوام از اول همه چیزو یاد بگیره

درسته!

پس نگران ناک نباشید

اون توی این پروژه تمام تلاششو میکنم مطمئنا

نای

اگرچه من خوشحالم

که ناک میخواد با من کار کنه

اما میخوام بهت بگم

اما من هیچوقت به اینکه بزارم ناک بیاد جای تورو بگیره فکر نکردم

من میخوام هردوی شما

باهم توی این شرکت کار کنین و از شرکت محافظت کنید

ممنون عمو

من خوبم

من حد خودمو خوب میدونم

هی تو اصلا پست نیستی!

اگه تو شرکت منو ترک کنی

شرکتهای زیادی هستند که به تو خوشامد بگن

یا اگه تو شرکت خودتو بخوای باز کنی

تو یه رقیب تجاری خیلی خطرناک برای من میشی

اما میدونم هیچوقت همچین کاری نمیکنی

کاری که ناک کرده

فقط به خاطر اینه که دچار سوتفاهم شده

پس میخواد از تو جلو بزنه

اما امیدوارم

تو نظرشو عوض کنی

که بتونه دوباره به تو اعتماد کنه

پس هردوی شما

به هم کمک کنین تا از این شرکت محافظت کنید

معذرت میخوام

ترجمه ی اختصاصی در @kdramakorea8

مترجم : helia_rp

مطمئنید که میخواین تنها از زمین دیدن کنید

جناب وات به آقای نای گفتن که به شما آموزش بدن

برو کنار پی سودی

جناب نای

پی سودی تو نمیخواد بری

من میبرمش

نه من میخوام با این ماشین بیام اونجا

چیه؟ نکنه از من میترسی؟

حتما میترسی جایگاهتو از دست بدی

که نمتونی اجازه بدی واسه یه لحظه هم که شده از کنارت جم بخورم

نخند!

قسمت دوم پارت دوم

چیزی که من میگم درسته مگه نه؟

باشه

اگه انقدر به خودت مطمئنی

پس فرار نکن

_من.... _اگه انقدر شجاع و قوی هستی بزار من ببینم

که تو واسم خطرناکی یا نه

من میتونم نفس بکشم؟

من عقب میشینم!

من هنوز نائب رئیسم

تا وقتی بتونی منو کنار بزنی صبر کن

جلو کارمندا

من نمیتونم راننده ی تو باشم

چرا که نه؟

تو دیروز منو رسوندی اینجا

من دیروز برای دختر رئیس رانندگی کردم

اما تو الان یه کارمندی

و مقام من از تو بالاتره

پس باید رو صندلی جلو بشینی

چطور جرات میکنی!

حواست باشه وقتی اینطوری رفتار میکنی بعدا با مغز سقوط میکنی

اگه میخوای هرچه زودتر سقوط کردن منو ببینی

عجله کن و این پروژه رو به نحو احسنت تموم کن

ترجمه ی اختصاصی در @kdramakorea8

مترجم: helia_rp

مردم با ما تماس گرفتن که درباره ی مدیریت زباله های این منطقه یه راه کار پیدا کنیم

یه مرکز ارتباطی تو همین منطقه هست

باید رئیسشون رو اونجا ملاقات میکنیم

میخوای از نزدیک عکس بگیری؟

نه همین که شیشه رو بدی پایین کافیه

شیشه رو بده پایین دیگه!

چرا تو همش برعکس چیزی که میگمو انجام میدی

چون تو داری این بازدیدو خراب میکنی

اگه اینطوری از دور نگاه کنی

نمیتونی بفهمی چه جور زباله ای اینجا هست

کدوم زباله بیشتره

چطور میتونیم این مشکلو حل کنیم

اها این به من مربوط نیست

فراموش کرده بودم که این پروژه ی توعه

پس الان راه میوفتم

نه نه صبر کن

کرم!

وووی!

وایسا!

با اینکه کرم ها تمیز نیستند

اما دست زدن بهشون نمیکشتت!

اگه این برات خوشاینده

پس تو اینجارو تمیز کن

من داخل نمیرم اونجا یه عالمه زباله هست

صدها منطقه که قبلا زباله هارو دفن میکردن پر شده

بعد روستایی ها معمولا زباله هاشونو اینجا میریزن

بیا

اگه همه روشونو از این کوه زباله برگردونن

که ما خودمون هر روز تولید میکنیم

اگه همه بخوان مثل تو رفتار کنن

حتی تصور اینکه تو آینده چه اتفاقی میوفته سخته

اگه نمیخوای این کارو انجام بدی دوربینو بده من

برو اونور ببینم

میبینی کلی بطری اونجاست

خودم میدونم

مرکز ارتباطی که میگفتم همینجاست

مطمئنی؟

شما میخواین از اینجا بازدید کنید؟

پس چرا از اول نگفتین

دفتر مرکزی گفت

که قبلا به شما اطلاع دادن

قبلا باهاتون تماس گرفتیم!

فکر نکنم

غیر ممکنه

گوشیم اینجاست

این خط ماله شماست؟

پنج بار زنگ زدین

الان دیگه میتونم باهاتون صحبت کنم

ما میخوایم که شما این اطرافو به ما نشون بدین که ما بتونیم یک سری اطلاعات جمع کنیم

امممم

این راند آخر بازی بوکسه

میتونم برم مسابقه رو ببینم؟میخوام ببینم لوک پیچ بازیو میبره یا نه

منو ببخشین

عمو

عمو وایسا!

این دیگه چه وضعیه

الان وقت خوبی نیست

چون الان سر همه شلوغه

هیچکس در دسترس نیست

فکر کنم

بهتره منم برم باهاشون مسابقه بوکس ببینم

نای!

لوک پیچ نیاز نداره که بیشتر امتیاز بگیره اون فقط داره مسابقه میده که امتیازشو حفظ کنه

البته!

لوک پیچ امتیازش خیلی بیشتر از پارا یکه اصلا لازم نیست مسابقه بده

اون قطعا میبره!

وایسا

پارا یک مسابقه رو ادامه میده

و اگه لوک پیچ رو توی طناب گیر بندازه

اها اها الان وقتشه

اینهههههه!

برو برو ادامه بده بزنش !

مشت بزن!بزنش!

اها همینه!

آرههههه

میشه لطفا منو به یه نفر وصل کنید که بتونم صحبت کنم

چی؟ هیچکس در دسترس نیست؟

نمیشه یکی از کارمنداتونو بفرستین اینجا؟

من منتظر میمونم

چی؟

بیرون شهرین ؟

هی داداش!

بازی باخته رو برد خیلی جالبه

تو پیش بینی کردن بازی خیلی خوبیا

خیلی خوب!

اونقدرم که میگید خوب نیستم

فقط برای سرگرمی نگاه میکنم

آفرین!

اگه مسابقه تموم شده

باید الان برگردیم !

اوه!

ترجمه ی اختصاصی در @kdramakorea8

ببخشید داداش!

که دوست دخترتو به خاطر مسابقه ی بوکس عصبی کردیم

اون دوست دخترم نیست

جدی!؟

اما اون خیلی بانمکه باید سعی کنی مخشو بزنی

چرا میزاری بره؟

با اینکه خیلی بداخلاقه اما به هرحال بانمکه

حالا دفعه ی بعدی که دوباره باهم مسابقه ی بوکس رو نگاه کردیم

من حتما طرف کسی که تو انتخاب میکنی رو میگیرم

این چیزیه که من میگم

وای ماشینت خیلی قشنگه!

گفتی تو کارخونه ی بازیافت کار میکنی مگه نه؟

چرا

این ماشین از پول فروختن زباله های بازیافتی اومده

یعنی این ماشین از پول بازیافت زباله اومده؟

بله

خیلی باحاله!

به چراغش نگاه کن!

خانم پراسونگ برای روز پونزدهم ساعت نه صبح یه قرار ملاقات برای ما و اهالی اینجا گذاشتن

من همین الان تاریخ این قرار رو برات ایمیل کردم

مطمئنی این کارسازه؟

بله

خودشون گفتن که میخوان زباله هاشونو به ما بفروشن!

وقتی بهشون یاد بدیم چه طوری زباله هاشونو تفکیک کنن

اونوقت بهشون حق امتیاز میدیم تا زباله هاشونو به ما بفروشن

دیدی که

نمیتونی به همه دستور بدی؟

تو باید یاد بگیری دیگرانو درک کنی

دربارشون یاد بگیری

سعی نکن به من یاد بدی

من باید بهت یاد بدم

من مطمئنم هیچکس تا حالا بهت یاد نداده

واسه همینه که این شکلی شدی!

خواهش میکنم حواست به این پروژه باشه

این تازه اولشه!کلی کار برای انجام دادن هست

من این بازی رو بهت باختم

اما دفعه ی دیگه ازت میبرم

شوگر ددی عزیزم تو کلی برام خرید کردی

اینم جایزه ی امروز که باهام خوب رفتار کردی

هممم خیلی خوشمزه اس

من خوشحالم که میبینم شادی

آپارتمانت چی شد؟ کارش تموم نشد؟

من حتما باید اونجا ببینمت

نه هنوز!من چندبار قرداد رو با شوق تمدید کردم

اگه نمیتونیم بریم خونه ی تو

پس چرا نریم خونه ی من؟

شاید ایده ای برای چیدمان خونت به ذهنت برسه

چیدمان خونه ی من خیلی قشنگه

اون یه پیرمرد پولدار کثیفه

یکم پول خرجم کرده میخواد از من سو استفاده کنه

برای این دفعه متاسفم

دوستم تو دردسر واقعا بزرگی افتاده

تو خونه تنها بوده از پله های خونشون افتاده واقعا باید برم دیدنش

یه روز دیگه میام مبلمان خونتو میبینم

خب

منم باهات میام

اگه حال دوستت خوب بود

بعد باهم میریم خونه ی من

من نمیخوام بیشتر از این مزاحمت بشم

بهتره خودم تنها برم

وایسا وایسا!

واسه من طاقچه بالا نزار

من آدمای مثل تورو خوب میشناسم

وقتی برات پول خرج میکردم

اصلا ندیدم با کسی تماس بگیری

تو فکر میکنی من دارم بهت دروغ میگم مگه نه؟

این درسته؟

همین الان اینا رو پس بده

چرا این کارو میکنی؟ تو اینارو برای من خریدی!

پسشون بده

تو کی هستی؟این بهت مربوط نیست

میشه صدمه زدن به یه خانم رو تمومش کنی

فکرشم نکن بتونی دیگه چیزی از من بگیری

ممنونم!

صدمه که ندیدی ؟

وِس!

پن!

هی من مطمئنم وس صدمه ندیده! ولش کن بره

شما همدیگرو میشناسین؟

چی باید بگم!؟

بله ما همدیگرو خوب میشناسیم!

بریم!من قبلا یه میز رزرو کردم

دوستاتو به من معرفی نمیکنی

فکر نمیکنم لازم باشه

چون ما هیچوقت رابطه ی خویشاوندی باهم نخواهیم داشت

شجاع بودن کافی نیست

باید بدونی چه موقعیتی برات مناسبه

بیا بریم وس

من عاشق بردن موقعیت های سختم

وایسید!

تو خاله وی رو میشناسی

ما بعدا حتما همو میبینیم

حتما مهمونت میکنم برای کمک امروزت

هی!

رئیس خیلی زود از جلسه برمیگردن

پدرم فردا میخواد بره کنسرت؟

بله

اممم ما اسپانسر این کنسرتیم

دوتا بلیط!؟

این یکی بلیط ماله کیه؟

خانم کا

من خیلی متاسفم

که خوب از بلیط ها مراقبت نکردم

انتظار نداشتم خانم ناک بعد از دیدن بلیط ها بخواد

بلیط شمارو برداره

میخواین من چیکار کنم؟

میخواین به جناب وات بگم یه بلیط جدید براتون بگیره

مطمئنی نمیخوای من بیای؟

شما باید برید دنبال خانم کا

من تو سالن یه قرار دارم

چرا این ماشینو آوردی؟ من خودم رانندگی میکنم!

خانم ناک بهم دستور دادن

ناک!؟

بابا

چرا داری تنهایی میری کنسرت؟

شما باید یه نفرو باخودتون ببرید

شما درباره ی کنسرت میدونستین؟

ناک دربارش بهم گفت چون آماده بودم قبول کردم بیام

چطور میتونی فراموش کنی

که من عاشق گوش کردن به ارکستم

اگه یه دفعه ی دیگه یادت بره به من بگی مطمئن باش باهات قهر میکنم

عجله کنید من نمیخوام دیر برسم

بریم

لطفا به کا خبر بده

باشه

عجله کن بابا

فکر نمیکنم

که کسی که بهم زنگ زده تو باشی

به نظر میرسه اصلا سورپرایز نشدی

کسایی که تو جنگ هستن

خودشون رو برای هر شرایط غیر منتظره ای آماده میکنن

تو خبر داری که

ناک و خاله وی هم به کنسرت میرن؟

بله

پس لازم نیست خیلی حرف بزنیم

بله

عمو ازم خواست ازت معذرت خواهی کنم

باشه

دیگه چی؟

مرسی که موقعیت رو درک میکنی

نمیخواد از من تشکر کنی

خودم میدونم باید چیکار کنم

سورپرایز شدی!؟

از این کار چی عایدت میشه؟

خودت چی؟

تو چی بدست میاری که داری از یه خیال محافظت میکنی؟

تو چی عایدت میشه؟

کا

این کاری که داری انجام میدی ارزششو نداره

تو یه تاجری!تو باید واقعیتو درک کنی

که اگه هزینه ی چیزی رو کم کنی

ارزشش صفر میشه

اما اگه بخوای با همون برند قدیمی رقابت کنی

که مشتریای خیلی وفاداری داره

تو قطعا میبازی

چه حیف!

هیچکس طرف من نیست

تا آخر عمر از من مواظبت میکنی؟

اگه ناک باعث شد پدرش منو رها کنه

فکر میکنم جوابو میدونم

واسه همینه من باید خودم تنهایی حواسم به خودم باشه

کا

میخوای چیکار کنی؟

ترجمه ی اختصاصی در @kdramakorea8

مترجم : helia_rp

لاکانای!!

چطور جرات کردی این زنو بیاری اینجا

خواهر

خوشحالم که میبینمتون

دوست داشتم زودتر همدیگرو ملاقات کنیم

خیلی خوشگل تر از عکستون توی تلویزیونید

کلماتت خیلی دلنشینن

به همین خاطره که این پیرمرد مجذوبت شده

اما من کسی رو تحسین نمیکنم

که شیرین زبونه ولی شخصیت پستی داره

باب میلم نیست

وی!

چرا؟

اون جرات کرده بیاد منو ببینه

من نمیتونم خودمو پشت ماسک بایه زبون چرب پنهان کنم

ببخشید که رک حرف میزنم

نه

اگه من آدمی که شما میگین بودم

یعنی دیوونه بودم

درسته؟

اینکه نتونی عصبانی بشی چون اینطور آدمی نیستی

فرق میکنه با این که عصبانی نمیشی چون آدم بی حیایی هستی

ناک!!

لطفا به کا احترام بزار

من فقط متوجه شدم که

به کسی که باعث از هم پاشیدن خانواده ی دیگران میشه باید احترام بزارم

باشه به خاطر تو بابا

برات نوشیدنی میگیرم

ناک!

که مجبور نشی از دیگران بدزدیش!

ناک این دیگه زیاده رویه!

بیاین بریم داخل کنسرت الان دیگه شروع میشه

از کا معذرت خواهی کن!

مطمئنم شنیدی که چی گفتم!

به هیچ وجه!

ازش متنفرم! من از این زن متنفرم!

اگه به کا احترام نزاری یعنی به منم داری بی احترامی میکنی!

اون هیچ وقاری نداره!

تنها کاری که میخواد انجام بده اینه که یه مردو گول بزنه! یعنی نمیبینی؟!

داری به من توهین میکنی!

اگه یه فحش دیگه بدی دیگه نباید حرف بزنی!

تو!

نمیدونم واسه مشروبی که ریختم تو صورتت باید تاسف بخورم

یا برای کلمه ی پدر که دخترم صدات میکنه باید تاسف بخورم!

این روزا معشوقه هارو

دیگه پنهان نمیکنن

این یکی که تو عموم مردمم میاد!

اگه انقدر شجاعی

اسم پیمول کا برات مناسب نیست!

باید اسم خودتو بزای

وارانوس

خیلی برات مناسبه!

به سلامتی!

کا

نباید میومدی اگه میدونستی ناک اینجاست

باشه همش تقصیر منه قبول دارم!

اگه من اینجا نمیومدم همه خوشحال بودن

اما میتونست به این معنی باشه که من خودمو تسلیم کردم که دیگران زیر پاهاشون لهم کنن

من نباید به خودم فکر کنم اونوقته که همه چی درست میشه

منظور من این نبود!

تقصیر من بود

که اجازه دادم دخترم باهات بد رفتار کنه

تقصیر من بود!

که اجازه دادم از روی احساساتش هرکاری دلش میخواد انجام بده

به همین خاطره که ناک انقدر لوسه

من میفهمم

تو ناک رو خیلی دوست داری

هیچ پدری نمیخواد که دخترش ناراحت باشه

اما من اجازه دادم هرکاری که دوست داره بکنه

برای همینه که انقدر سرکشه

نمیتونم مجبورش کنم حقیقت رو قبول کنه

از الان به بعد باید سخت گیر تر باشم

اگه به کا احترام نزاری یعنی داری به منم بی احترامی میکنی!

اون هیچ وقاری نداره!

تنها کاری که میخواد انجام بده اینه که یه مردو گول بزنه!نمیتونی ببینی؟

داری به من توهین میکنی

اگه یه فحش دیگه بدی دیگه نباید حرف بزنی!

الان خوشحالی؟

که منو تویه همچین وضعیتی میبینی

تو دچار سوتفاهم شدی

ناک! من....

هیچی نگو

من دیدم که تو اون زنو آوردی اونجا

تو داری به زن جدید بابام خوش خدمتی میکنی برای منافع خودت

چقدر رقت انگیز!

من میدونم که تو هیچوقت افکار مثبتی راجب من نداشتی

فراموش نکن

کسی که جنگ با پیمول کا رو شروع کرد تو بودی

کسی مثل پیمول کا

اگه اذیتش نکنی اذیتت نمیکنه

پس داری تهدیدم میکنی

تا منو از رئیس جدیدت دور نگه داری

اگه اینجوری فکر کنی

هیچوقت نمیتونی خوشحال باشی

پدرت هنوز عاشق توعه

پس چرا باید با پدرت بجنگی؟

به من درس یاد نده!

عشق؟

تنها چیزی که من دارم میبینم اینه که

همه ی آدما فقط به شادی خودشون فکر میکنن

شامل خودتم میشه مگه نه؟

تو!

درسته؟

من قبلا فکر میکردم تو خیلی خوش شانسی که همه دوست دارن

اما الان

میفهمم که

آدمی که همه دوسش دارن و لوسه

بد شانسه

وقتی چیزی رو که میخوای بدست نمیاری

نمیتونی تحمل کنی

و مثل این میمونه که الان میمیری

بهت اجازه میدم بزنی تو گوشم

وقتی که واقعا آدم بدی باشم

اما الان

امیدوارم حالت خوب بشه

جرات کردی بگی امیدواری حالم خوب شه

باعث میشی حالت تهوع بگیرم

اگه واقعا آرزوت اینه

پس باید از اینجا بری

تو یه غریبه تو خانواده ی منی

بدون تو

من خوشحالتر خواهم بود

جرات کردی بگی امیدواری که حالم خوب شه

باعث میشی حالت تهوع بگیرم

اگه واقعا آرزوت اینه پس باید از اینجا بری

تو یه آدم غریبه تو خانواده ی منی

بدون تو

من خوشحال تر خواهم بود

تو یه غریبه ای

زندگی من بدون تو خیلی بهتره

مامان

از من دور شو

تو جرات کردی برگردی؟

نیم!

رئیس

تو بی حیایی

نه تنها خودت برگشتی بلکه یه احمق دیگرو هم با خودت آوردی؟

مامان

برو بیرون

چرا آب میریزید روی مامانم؟

کی بهت اجازه داد بیای اینجا؟

خواهش میکنم

من هیچ جایی رو ندارم که برم

لطفا بهم کمک کنید

من ازتون نمیخوام به من کمک کنید اما ازتون میخوام به این بچه کمک کنید خواهش میکنم

لاکانای تو درساش بچه ی خیلی باهوشیه

لطفا اونو به مدرسه بفرستید

میتونید ازش بخواید توی خونتون هرکاری که بگید انجام بده

نه!من نمیخوام اینجا باشم من میخوام با تو باشم

چقدر آزار دهنده!میخوای مثل من بشی

همین الان به رئیست احترام بزار

اگه اینجا بمونی

میتونی بری مدرسه و مثل بقیه ی بچه ها آینده ی درخشان داشته بتشی

نه من اینو نمیخوام

خواهش میکنم!

لطفا یه بار دیگه به من کمک کنید

مامان بیا باهم بریم خونه

چرا میخوای همیشه پیش من بمونی؟

من دیگه نمیتونم تورو بزرگ کنم

لطفا به این بچه رحم کنید

نیم!برگرد

اینم با خودت ببر!الان!

من نمیخوام اینو بزرگش کنم من پسر تورو بزرگ نمیکنم

برو دیگه اینجا برنگرد

برو!

مامان!

مامان

کجا داری میری؟بزار منم باهات بیام خواهش میکنم

دنبال من نیا

همینجا بمون!دنبال من نیا

مامان!تو دیگه منو دوست نداری؟

عشق؟

من هیچوقت دوست نداشتم

هیچوقت نمیخواستم بدنیا بیای

تو زندگی منو نابود کردی من هیچوقت تورو نمیخواستم میشنوی چی میگم؟

من هیچوقت تورو نمیخواستم

راه بیوفت

مامان!

همه هستن؟

به جز خانم موآن ناک

خانم ناک ممکنه امروز نیان

بیاین جلسه رو شروع کنیم

میشه من برم برای جلسه آماده بشم؟

بیا بریم!

ببخشید

فکر کردی من میشینم تو خونه گریه میکنم؟

بهت گفته بودم به راحتی تسلیم نمیشم

دیر یا زود باید دنبال یه کار جدید بگردی

بفرمایید..

این روستا از اون چیزی که فکر میکردم بیشتر مشکل داره

ما باید سریع یه راه حل پیدا کنیم که این مشکل رو حل کنیم

من یه راه حل دارم که بهتون ارائه بدم

دادن اطلاعات به روستاییان و یا خریدن زباله ازشون کافی نیست

ما باید یه فعالیتی رو اونجا شروع کنیم

تا یه انگیزه ای بشه برای جداسازی مناسب زباله ها

من پیشنهاد میدم

15تا روستا در مسابقه ی جداسازی زباله ها شرکت میکنن

روستایی که از همه تمیز تر باشه

کمک هزینه ی تحصیلی برای دانش آموزای فقیر روستا دریافت میکنه

با انجام این کار

جدا از اینکه روستاییان جداسازی زباله هارو تو زندگی روزمرشون انجام میدن

مقدار زباله کاهش پیدا میکنه

و همچنین روستاییان رو به این فکر میندازه که بهم دیگه کمک کنن

مفهوم این کار همون مفهوم پروژه ی(با ضایعات ارزشمند شوید)رو میده

که روستاییان درآمد خودشونو از فروش این زباله ها به خیریه اهدا کنن

اما این سری ما این رویه رو عوض میکنیم تا به مردم کمک کنیم

من باور دارم

که انگیزه ی درونی روستاییان

باعث میشه این پروژه با موفقیت تموم شه

کارت خوب بود

من خیلی خوشحالم که شما اهمیت بیشتری به این پروژه میدین

من پیشنهادتو به تیم آقای آ منتقل میکنم

بله رئیس

چرا؟بابا...

رئیس چرا اجازه نمیدین من خودم این پروژه رو دنبال کنم؟

چون ما یه کار مهم و ضروری داریم که باید اول اونو انجام بدیم

بخش دولتی از شرکت ما خواسته

که حواسمون به زباله های کل جزیره باشه

برای حفظ منظره

این برای هدف ملیه

و این برای شرکت ما خیلی سود داره

ما باید یه تیم تشکیل بدیم و تا فردا بفرستیمشون به جزیره

ناک تو هیچ تجربه ای نداری

پس نای

بله؟

من ازت میخوام که لیدر تیم باشی

چشم

بزار کمکت کنم

مزاحم تو نمیشم

خودم میتونم انجامش بدم

ناک

اشکال نداره این کارو انجام بدیم؟

دیشب

ناک تا دیروقت منتظر شما موند

من کار اشتباهی انجام دادم نای؟

در واقع

اول ناک کار بدی در حق خانم کا کرد

من هرچی میگم ناک اصلا گوش نمیده

من صبر میکنم تا حالش خوب شه

سر کار

واقعا لازم دارم که مراقب ناک باشی

هیچکس بهتر از تو بهش آموزش نمیده

ترجمه ی اختصاصی در @kdramakorea8

مترجم: helia_rp

بایدم این جوری میشد

اون دختر میتونه به یاد بیاره که پدرش دیگه اونو نمیخواد

تا دیگه سعی نکنه مامان پیرشو به باباش بچسبونه

هرچی بیشتر بهش فکر میکنم بیشتر خوشحال میشم

همین الان ممکنه اون پیرزن با کلاس انقدر گریه کرده باشه که تو خونه سیل راه افتاده باشه

بعد از اینکه شوهر سابقش دست تو دست زن جدیدش

تو کنسرت اونو تحقیر میکنن

چطور تونستی اجازه دادی شوهر سابقت همچین کاری کنه؟

تو و اون دختره کی هستین؟

چطور جرات کردن دختر و نوه ی منو تو کنسرت تحقیر کنن؟

کی گفته تو بهترینی؟

چطور نتونستی از دخترت در مقابل اون دختره محافظت کنی؟

همه چی درست میشه

تو اشتباه نکردی

به جای تو اون مرد باید شرمنده باشه

بزار من به این موضوع رسیدگی کنم

به خاطر اون مرد گریه نکن

من گریه میکنم

به خاطر این مرد

دوست دخترش مرده دلم براش میسوزه

مامان!!

دیوووونههه!!!

زن جدید شوهرت دخترتو تحقیر کرده بعد تو نشستی به خاطر سریال تلویزیون گریه میکنی

فکر نمیکنی باید به بچت کمک کنی

از کجا میدونی من به دخترم کمک نمیکنم؟

چون تو دیوونه ی این فیلمایی پس چه جوری میخوای به بچت کمک کنی؟

دارم فیلم میبینم چون میخوام به ناک یاد بدم که یه فیلم درام بازی کنه

چی!؟

یه مرد هرچقدرم باهوش باشه

وقتی با مکر زن روبه رو میشه

به جای برنج خوردن, علف میخوره

دقیقا مثل شوهر سابق من

هرچند دوست دختر جدیدش جلوی خودش دخترشو تحقیر کرده

اما مغزش هنوز صدمه دیدست و طرف دوست دخترشو میگیره

پیمول کا داره برای ما فیلم بازی میکنه پس

منم به ناک یاد میدم که جلوی پیمول کا فیلم بازی کنه

بله

نگران نباشید رئیس دستور دادن یه قرار ملاقات برای پس فردا براتون بزارم

پس نگران نباشید

این تضمین میکنه که خانم کا مصاحبه با مجله ی hiso life رو از دست نده

بله خدانگهدار

خانم ناک

میتونم کمکتون کنم؟

اومدم جزئیات مراسم جزیره رو ازتون بگیرم

میخوام بدونم ارشد کیه که بتونم باهاش تماس بگیرم

جزیره؟

خیلی خب الان براتون انجامش میدم

سلام

من موآن ناک نماینده ی شرکت green dream هستم

میخواستم بیشتر درباره ی پروژه ی بحران زباله های درون آب بدونم

آیا مشکل ضروریی وجود داره که نیاز به حل شدن داشته باشه

در این صورت میتونم به رئیس اطلاع بدم

که رئیس خودشون شخصا به این موضوع رسیدگی کنن

من نمیرم

لطفا به خاطر مراقب ناک باش

اگه ناک رو اینجوری بفرستید سر کار

فکر میکنم ممکنه ناراحت بشه یا فکر کنه دارین اخراجش میکنین

من اخراجش نمیکنم!

جدا از کار دارم میفرستمش اونجا که بره استراحت کنه

چون فعالیت های توی جزیره خیلی سنگین نیستن

فقط یه مسابقه ی جمع آوری زباله های کنار دریاست

و غواصی برای جمع آوری زباله های زیر آب

و یه چشم انداز برای ناک که کمک میکنه حالش بهتر بشه

اونقدرام که ناک فکر میکنه بد نیست!

خانم ناک فایل گزارش فعالیت های جداسازی زباله های جشن ماه کامل تو جزیره ی بوم رو براتون فرستادن

کدوم جشن ماه کامل؟

من با معاون فرمانده تماس گرفتم و راجب مشکلات زباله های دریا صحبت کردم

من ازشون پرسیدم چه مشکلاتی دارن که باید حل بشه

ایشون گفت که یه جشنی هست به نام جشن ماه کامل که باید پس فردا برگذار شه

این خودش یه مشکله که باعث میشه زباله های بیشتری تولید بشه

و این باعث میشه روی منابع زیست محیطی جزیره ی بوم تاثیر بزاره

بعد من داوطلب شدم تا این مسابقه رو برگزار کنم

اما این کاری نیست که من گفتم انجام بدی

من گفتم بری غواصی برای جمع آوری زباله های زیر دریا!

حتما برای انجام این کارا میرم

اما بعد از مراسم جشن ماه کامل

ناک

هدف اصلی شرکت ما محافظت از محیط زیسته

و ما میدونیم که این جشن ماه کامل چقدر زباله تولید میکنه

و این فرصتیه که شرکت ما میتونه کمک کنه

فکر نمیکنم بزاری این فرصت به خاطر کمک به روستایی ها از دست بره!درسته؟

به این آسونیام نیست

این جشن جشنیه که روستاییان محصولاتشون رو توی این جشن میفروشن

روستایی ها میخوان پول در بیارن تا زندگی کنن

من به جای تو نای رو میفرستم

اما من قبلا به افسر قول دادم

تو قبلا به من یاد دادی

که مهم ترین چیز توی کار قول و قرار ها هستن

اما الان از من میخوای بزنم زیر قولی که به افسر دادم؟

ناک

میدونم

که این جشن برای اینه که روستایی ها پول بدست بیارن

اما فکر میکنم همه ی آدما خونشونو دوست دارن

من به همه ی سنگ ریزه های محل زندگیم اهمیت میدم

من همه ی درختای خونمونو دوست دارم

روستایی هام ممکنه عاشق سنگ ریزه های محل زندگیشون موج و دریا باشن

من باور نمیکنم کسی بتونه وایسه و ببینه که دیگران محل زندگیشو نابود میکنن

چه یه روستایی چه من

هممون مورد حمله قرار گرفتیم

اما جشن ماه کامل فقط برای روستایی ها نیست

همچنین کلی توریست از همه جا ی دنیا میان

تو نمیتونی کنترلشون کنی

من وقتی خارج از کشور بودم تونستم تنها زندگی کنم

اما چرا نتونم این مراسمو انجام بدم؟

اما

اجازه بدید برم!

نزار بعدا کسی تورو مقصر بدونه که به خاطر مسائل شخصی نزاشتی من کار کنم

یه چیز دیگه

کسی که تو بیشتر از همه نگرانشی و برات مهمه دیگه من نیستم

یکی دیگست

اما....فکر کنم

فقط جشن ماه کامل

اگه نتونستم از عهدش بر بیام بزار مسئولیتشو خودم به عهده بگیرم و یاد بگیرم

چون از الان به بعد دیگه هیچکس مراقب و محافظ زندگی من نیست

باید یاد بگیرم خودم زندگی کنم

پس تو با خیال راحت از آدمای زندگیت مراقبت کن

ناک

چه طوری میتونی اینو بخوری؟

تندیشو حس نمیکنی؟ من حتی با اینکه فلفل رو از تو غذا درآوردم

ولی تا آپاندیسم داره میسوزه

من هیچی حس نمیکنم

اگه جای من بودی

و تو اتاق ملاقات بودی

و به حرفای خانم ناک که میخواست رئیس رو برای رفتن به جشن راضی کنه گوش میکردی

حتی اگه یه مشت از این فلفلا رو هم میجویدم بازم بی مزه بود برام

خانم ناک دوباره خل شده؟

اون ساکت موند

مثل دریای تابستان

همین الان گفتی تند تر از جویدن یه مشت فلفل بود

آره

هرچیزی که خانم ناک گفت با آرامش گفت

اما عصبانیتشو مخفی میکرد

تو هر کلمه ای که میگفت

اینو نمیخوام

چه شکلی بود؟

مثل آرامش دریا

قبل از طوفان

جدی میگی؟

آره

پس مصاحبمون با مجله ی hiso life چی؟

فقط یه مصاحبس با چندتا عکس برای مجله

بهتره مصاحبه رو عقب بندازیم

باشه

اگه این کار خوشحالت میکنه

من حتی با عقب انداختن عروسی هم موافقم

فقط مصاحبه

چندتا قطعه عکس

راحت میتونم اینارو عقب بندازم

از من که عصبانی نیستی هستی؟

همونطور که گفتم

میتونم هرکاری کنم تا تو خوشحال باشی

مرسی که منو درک میکنی

اما میخوام که بدونی

تو برای من از همه مهم تری

اگه میتونستم رفتن به جزیره ی بوم رو عقب مینداختم

اما رویداد خیلی بزرگیه کلی کارمند میرن اونجا من یکم نگرانم

تو کار درستی میکنی

که حواست به این مراسم هست

و همه ی کارمندا

ببخشید که مزاحمت شدم پی سودی

جناب توات راجب جشن ماه کامل بهم گفتن

منم میخوام برم

فقط میخوام بدونم کارمندای زیادی اونجا هستن یا نه تعدادشون کمه؟

میخوام بدونم کیا تو این جشن شرکت میکنن

ممنون از نگاهتون برای دریافت ادامه زیرنویس عضو کانال تلگرامی ما بشید ترجمه اختصاصی در @kdramakorea8 مترجم helia_rp

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.