Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!این همون تونل مخفیه
!مراقب باشین
آقای جین لطفا برو پایین و وان وانو نجات بده
جانگ شیان .چیان دایو
با کسایی که تا اینجا تعقیبمون کردن مبارزه کنین
بله قربان
خوبه
همه دنبالم بیایین
شماها اینجا بمونین
بقیه همین الان برید
بله قربان
رونگار
ممکنه که آدم کش همین اطراف پنهان شده باشه
مرافب باش
من دقت کردم دیدم سه تا تیر داشت
یکیشو استفاده کرده
فکر میکنم دو تا تیر داشته باشه ،خیلیم خطرناک نیست
اون به تیراندازی با کمانش اطمینان داره
بهتره مراقب باشی
اگر به دو دسته تفسیم بشیم .حتما پیداش میکنیم
باشه
!باید مراقب باشم
حالت چطوره ،؟خوبی؟
نگران نباش ما برای نجات تو اینجایبم
مراقب باش . این سنگ چخماقه
یه عالمه پودر سیاه اینجا ریخته شده
بیا از اینجا بریم بیرون
باید ازش محافظت کنیم
نه رئیس دوم .خیلی دیره
عجله کنین
برو زودباش
عجله کنین
حالت چطوره ؟
خوبم ممنون
چه خبر شده؟
حالت خوبه؟
الان پشت اون درخته
پنجاه قدم به طرف شمال شرقی
رونگار,بگیرش
تو میخوای من بزنمش ؟
هدفش منم
من طعمه میشم
اگر تکون بخوره .معلوم میشه کجاس
نه .این خیلی خطرناکه نباید عجله کنیم
مشکلی پیش نمیاد
درست مثل تیر اندازی به درخت بیده
میتونی بزنیش
اما مهارت تیر و کمانش حرف نداره
دومین تیرش از اولی قویتر بود
جون سالم به در بردن از سومین تیر خیلی سخته
رونگ اِر
بهت اعتماد دارم
تو هم باید بهم اعتماد کنی ،مگه نه؟
باشه،بهت اعتماد دارم
آماده باش
میشمرم .سه .دو .یک
سه
دو
یک
رودخونه به سمت شرق جریان داره .جایی که خورشید داره غروب میکنه
مهتاب رو باخودش داره میبره (منظور افتادن مهتاب داخل رودخونه است)
سوار بادها و موجها میشه
...با شمشیر تو جهان ماجراجویی میکنه
احمق
قهرمانا تنها ترسشون
گریه ی زن زیباشونه
به خاطرش جهان رو نابود میکنن
اون ( قهرمان) همیشه نگرانش (زیبای گریان)خواهد بود
اون میتونه خودش رو برای محافظت
از اون قربانی کنه
باد موجهارو تعقیب میکنه
دهانه های غارهارو میسازه(منظور شاعر:باد موجهارو به سخره ها میزنه و دهانه های غارها رو میسازه)
چین شانگ چنگ .انجامش دادم
چین شانگ چنگ
چین شانگ چنگ. خوبی؟
قلبش به اون دختر گره خورده
منتظرش میمونه
بالاخره اون دختر یه روز عاشقش خواهد شد
چین شانگ چنگ .چین شانگ چنگ
چین شانگ چنگ
خوبی؟
چین شانگ چنگ .چین شانگ چنگ
چین شانگ چنگ .باهام حرف بزن
چین شانگ چنگ
چین شانگ چنگ
نمیر چین سانگ چنگ
ازت متنفرم
هنوز منو به جزیره ی خوارونگ نبردی
بهم قول داده بودی
فکر میکردم دیگه هیچوقت تو رو نمی بینم
آخ آخ آخ
خوبی ؟ خیلی درد داری ؟
گریه نکن
گریه نکن
کجا زخمی شدی ؟
پاشو
گریه نکن
باید از زره طلایی که
چین دایو بهم داد ممنون باشم
وگرنه دیگه نمیدیدمت
چین شانگ چنگ وقتی آماده اش کرده بودی
چرا بهم چیزی نگفتی ؟
از ترس داشتم میمردم
بد اخلاق من گریه نکن
باشه .همه چی روبه راهه
آقای چین خوبی؟
رئیس ما بهترینه،بایدم حالش خوب باشه
رئیس با این یارو چیکار کنیم؟
چین شانگ چنگ
تو تنها کسی هستی که نجات پیدا کردی
بعد از اینکه سه تا تیرو زدم
حرفی برای گفتن ندارم
تو اولین کسی هستی که تونستی با تیر منو بزنی
بگو کی پشت این قضیه است
بگو
میگی یا نه؟
نیازی نیست که دنبالش برین
این مرد تیراندازی با کمانش حرف نداره
اون فقط سه تا تیر با خودش داشت
اون باید آدم مشهوری تو جیانگو باشه
جانگ شیان
اینو بگردش
چشم رئیس
سه تا تیر رو از دست دادیم
منم کشتمش
همونجور که انتظار میرفت
پادشاه دزدان دریایی .چین شانگ چنگ
اون واقعا ماهره
هر چند که
بیشتر و بیشتر بهش علاقه مند شدم
جین فو
الان وقتشه که گربه رو از مخفیگاش بکشیم بیرون
همه جای دنیا پخش کنین که
نیمه ی دیگه ی یشم سفید
تو ویلای منگدیه
ممنون برای اینکه توی این مدت
از دخترم مراقبت کردین
پس بیاین به سلامتیتون بنوشیم
به سلامتی
در حقیقت منو وان وان خواهریم
پس باید بهش کمک میکردیم
این سری تونستیم خانم وان وان نجات بدیم
چون آقای جین تمام خطرات رو برای نجاتش خرید
آقای چین شما شکسته نفسی میکنی
این تلاش همه س
ارباب دوم،بفرمایید
به خاطر نجات دخترم از شما ممنونم
بیاین به سلامتیتون بنوشیم
لطفا
در حال حاضر ارباب دوم شما برنده
مسابقه ی انتخاب همسر شدین
شما هم نماینده ی برادرتون جین دو شیونگ هستین
...پس ما چطور
پدر
نمیخوام با کسی که تا حالا ندیدمش ازدواج کنم
از این گذشته
الانم یکی و تو ذهنم دارم (یکیو دوست دارم)
رئیس لو نگران نباشید
اینو برای برادرم توضیح میدم
نمیزارم دوشیزه وان وان
با کسی که دوستش نداره ازدواج کنه
عالیه
سرورم،ممنونم
من فکر میکنم که این همایش کاری که داشتیم
ذهن و بدن همگی خسته بشه
امروز جشنواره درخت بید توی وان جیانگه
پیشنهاد میدم برین اونجا و از دیدن فانوس ها لذت ببرین
ذهنتون رو آروم کنین
خوبه
خوبه
چطوره؟
نه این رنگ خیلی روشنه
این یکیو امتحان کن
این چطوره ؟
به این مدل موت نمیاد
مدل موم؟
این یکی ؟
این خیلی رایجه (همه میپوشن)
این یکی ؟
این زیباترین و با طراوت ترین لباس
محبوب بین دختراست
فکر میکنم این خیلی برات مناسب باشه
نه،فکر نکنم
این یکی زیادی تو چشمه
خواهر رونگ امروز اولین قرار رسمی شما با آقای چینِ
بعد از اینکه به وان جیانگ اومدین
البته که باید به بهترین و زیبا ترین
شکل جلوی اون ظاهر بشی
به علاوه
اندام ظریف شما
خیلی مناسبشه
خیلی شیرینی
اما وان وان
یادمه این لباس قرار بود برای تو باشه
چرا تو
نپوشیدیش ؟
تو این شب به این قشنگی
چرا از این فرصت استفاده نمیکنی؟
اگر میخوای از آقای جین برای نجات زندگیت تشکر کنی
پس حرف دلتو بهش بگو
خواهر رونگ
منو دست ننداز
آقای جین مرد خوبیه
اون منونجات داد
اون یه آدم مهربون و بخشنده س
لطفا بهش فکر کن
او حتی میتونه خودشو برای نجات تو قربانی کنه
چطور میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟
نگران نباش،بسپارش به من
میخوام این نقاشی روی
صورتت رو پاک کنم
و یه سوپرایز براش درست کنیم
در مورد حرکات آقای لو
چی فکر میکنی آقای جین؟
آقای چین چرا اینو میپرسی؟
رییس لو خودش قدم زدن توی جشواره ی فانوس ها رو پیشنهاد داد
به نظر میاد که تو رو به عنوان داماد قبول داره
برای همینم همچین چیزی پیشنهاد داد
این به آبروی خانم وان وان مربوطه
لطفا دوباره همچین شوخی نکنید
آقای جین شما نمیدونین که بیشتر حقایق
مثل شوخی میمونه ؟
من بانو وان وان رو کمتر از یک ماهه که میشناسم
ما فقط دوستای خوبی هستیم
باشه
مثل این بازی
تموم شد
من باختم
من فکر میکنم که اصلا
حواست به بازی نیست
میخوام بهت بگم
تا چند لحظه ی دیگه سورپریز میشی
این باید یه سورپریز باشه
درسته
شما دو تا
وقتی وان وان اومد پایین
از این حرفا نزنین
میدونم
اون اینجاست
رونگ اِر
تو تلاش میکنی ما
تنها بمونیم ؟
وان وان عاشق آقای جینه
ما باید این شانسو بهشون بدیم که باهم تنها بمونن
درست میگی
اما این اتفاق یه شانس برای تنها شدن به ماهم داد
بریم با هم آتیش بازی نگاه کنیم
صبر کن
خواهر رونگ و آقای چین کجا رفتن؟
شاید میخوان با هم تنها باشن
آقای جین ممنونم که جونمو نجات دادین
فکر میکردم قراره
شادیمو پدرم برام رقم بزنه
خوشبختانه خواهر رونگ رو دیدم
و دوستان خوب زیادی پیدا کردم
مخصوصا تو
خانم وان وان احتیاج نیست حس دین داشته باشین
از این گذشته
این مال توِ
شنیدم که مادرت اینارو برای تو گذاشته
این باید خیلی مهم باشه برات
حالا به صاحب اصلیش برمیگردونم
آقای جین شما خیلی مهربونی
از طرفی آقای جین
جشنواره درخت بید هر سال برگزار میشه
و نمایش رقص عروسک کله گنده رو انجام میدن
وقتی بچه بودم گریه میکردم
از پدرم خواهش میکردم منو ببره تا ببینم وقتی بچه بودم گریه میکردم
وقتی بچه بودم گریه میکردم
کنجکاوم بدونم دوست داری یه نگاه بندازی ؟ وقتی بچه بودم گریه میکردم
کنجکاوم بدونم دوست داری یه نگاه بندازی ؟
البته
بیا بریم
بارون بند نمیاد
اون گلسرشو به سرش زده و
قسم خورده که زیر بارون بمونه
نگاه کن صد تا فانوس
میشه ما هم یه أرزو کنیم ؟
من شنیده م که موثره
میشه ماهم با
فانوس دیگران آرزو کنیم ؟
The spirit?
دوست دارم .هیچ وقت برای من عوض نمیشه.
اگه با تو ازدواج کنم حتی مرگ هم نمیتونه مارو از هم جدا کنه
عشق ابدی
جاودانه س
حدس بزن چه آرزویی برای تو دارم
حدس میزنم ..آرزو کردی که
آتیش بازیارو نگاه کن
خیلی زیبا
خیلی پر زرق و برقه
دوسشون داری؟
خب میخوای از نزدیکتر نگاه کنی ؟
اره
با من بیا
اینجا برای دیدن آتیش بازی عالیه
مخفیانه آماده اش کرده بودی ؟
گلسرشو به سرش زده بود و
قسم خورده زیر بارون بمونه
خورشید ،ماه و شتاره ها میتونن قلب
زیباشو ثابت کنن
به خاطر اینکه عشق آدمو شیدا میکنه
میدونی چقدر دلم برات تنگ شده ؟
عشق ابدی
هیچوقت تو دنیا تموم نمیشه
از کجا درباره ی آرزوی من میدونی ؟
وقتی تو خواب حرف میزدی خیلی بانمک بودی.
وقتی من خواب بودم منو نگاه میکردی ؟
تو گفتی که نمیتونی بخوابی
فراموشش کن
به خاطر اینکه همچین چیزی رو برام آماده کردی
باهات دعوا نمیکنم
خیلی زیباست
چین شانگ چنگ
یه کم استرس دارم
استرس در مورد چی؟
برای اینکه من الان خیلی خوشحالم
از این میترسم که
یه روزی اینارو از دست بدم
دختره ی احمق ،اینا همش حدس و گمان احمقانه است
هیچکس نمیتونه تورو از من بگیره
به هر حال الان
من شخص مورد علاقه مو کنارم دارم
برام کافیه
من قسم خورده بودم آزاد و بی احساس باشم
اما هنوزم احساساتیم
خجالت آور شدم
برگرد اونطرف
موهاتو ببر بالا
شمع ها روشن توی شب
و سرنوشتی که بین دستامونه
خاطرات همیشه دردناکه
تمومه
سرگردون بیرون پرسه میزنم ،رویا ها بعضی وقتا شکننده است
هر سال مثل علف های هرز میگذره
فقل ظلایی؟
برای اینکه
درستش کنم چند شب بیداری کشیدم
باشه. میگیرمش
اما تو هم ازم چیزی میخوای ،مگه نه؟
پس فهمیدی چیزی میخوام
چه هدیه ای میخوای ؟
میخوام
تا ابد کنارم بمونی
خیلی حریصی
تو نمیخوایش
چرا میخوام
یه لحظه صبر کن
نگفتی چه آرزویی برام کردی ؟
آرزوی من اینه که
وقتی قهرمان خوآ خوآ داره برای عدالت میجنگه
صدمه نبینه
میخوام به دنبال آرزوی کل زندگیم برم
بزار به دنبال باد برم وقتی از خواب پا میشم
سه تا پرس نودل مار ماهی
اینو از کجا خریدی؟
از این جا دور نیست
تعجبی نداره چرا اینقدر داغه ،بوش عالیه
چطوره ؟
با اینکه به خوشمزگیه اصلش نیست
اما میتونم همچین چیزی رو توی وان جیانگ تجربه کنم
من خیلی راضیم
رونگ اِر
اگر دوست داری
میرم یه آشپز استخدام میکنم که
همون مزه اصلی شهرتو برات درست کنه
واقعا ؟ خوبه
اگه چیزیم تو دوست داری
تو هم میتونی بهم بگی
بعدها یاد میگیرم چطوری درست میشه
بعد برای تو میپزم
رونگ اِر ، خیلی پیشرفت کردی
میدونی چطور باید ازت شوهرت مراقبت کنی
یه بوس بده
یه لحظه صبر کن
بد میشه اگه چیان دایو بیاد
همچین چیزی رو ببینه
مشکلش چیه ؟
من میتونم تو رو جلو دو تاشون ببوسم
زنداداش
ببین چی میگن
خرمگس معرکه چه به موقع
زنداداش رئیس اینجاست ؟
میخوام یه چیز مهم بهش بگم
چرا هیچکس جواب نمیده ؟
چی شده ؟
درو بشکن
چی شما رو اینقدر عصبی کرده؟
رییس امروز رفتم اتاقت ببینمت نبودی
رئیس.اون شب
شما و زنداداش تو اتاق
درست میگی
رئیس و زنداداش
باید شب سختی رو گذرونده باشن
تو زود رفتی خوابیدی
و امروزصبح زود از خواب بیدار شدی
میدونی چیه ؟
دهنتو ببند
چرت و پرت زیاد میگین
مسئله چیه ؟
اره ،مسئله چیه ؟
رییس ،از رهبر اون آدمکش ها سرنخی پیدا کردم
اسمش سه تیرِ
میگن که اون فقط سه تا تیر با خودش میبره
با سه تا تیر جون یه مرد رو میگیره
به خاطر همین بهش میگن سه تیر
درسته
و مهمترین چیز اینکه
سه تیر عضوی از عمارت منگدیه
عمارت مُنگده؟
بله
علاوه بر این یه شایع ای هم وجود داره
انگار قسنت دوم یشم سفید هم اونجا نگه داری میشه
یشم سفید
رونگار .تو چی فکر میکنی ؟
سه تیر برای ویلای منگدی کار میکرد
شاید کسی که پشت قضیه انتخاب همسر بود
همین عمارت منگدیه
اما سه تیر الان مرده
و تو همچین لحظه ی خاصی
شایعه شده که قسمت دوم یشم سفید هم
توی عمارت منگدیه
باید تله باشه
بله
زن داداش تو خیلی هوشیاری
میتونی تو یه دقیقه واقعیت رو آشکار کنی
درسته
صبر کنین
اما فکر میکنم که برای اینکه دلیلشو بفهمیم
باید بریم عمارت منگدی و
ببینیم چه خبره
رونگار تو داری باهوشتر میشی
نمیتونیم این کار رو عقب بندازیم ،الان از اینجا برین
بله رئیس
منم عذامو میخورم
خواهر رونگ
داری میری تفریگاه تپه ی پروانه ها
نمیدونم کی تو رو دوباره میبینم
خنگ خدا،انگار که نمیخوام برگردم
وقتی کارم تموم شد برمیگردم
خواهر رونگ
منم اینجام که ازت خداحافظی کنم
اگه کار خاصی توی قصر جین نبود
دوست داشتم با هم به عمارت منگدیه
میرفتیم
هر کار از دستم بر میومد انجام میدادم
آقای جین کارت خیلی مهم تره
خانم رونگ اگه آقای چین برات قلدری کرد
بهم بگو و منم به حسابش میرسم
خانوم وان وان
اگه ارباب دوم باهات بد رفتار کرد
به رییس و زن دادش بگو
مطمئنا ازت مراقبت میکنن
باشه آقای چین ما میریم
مراقب باش
به زودی میبینمت
وایسا،وایسا ،من میخوام پیاده شم
مشکل چیه ؟
رازه
به هر حال ،تو جلو تر منتظرم بمون
دارم میرم
آروم برو پایین
باز دوباره تویی که ؟
از اینجا برو
من ارزون نمیدم
رئیس
همه ی اینارو میخرم
مطمئنی؟
پنجاه تا شمش نقره برای هر کدوم
بیا شانس باهاته
باشه
الان برات بسته بندی میکنم
قربان،مجسمه ای از قهرمان یون خو داری؟
قهرمان یون خو
این دختر خانوم همه رو خرید
بفرمایید،پول نمیخوام
ممنون
خواهر ،تو هم استاد یون خو رو دوست داری؟
البته
عالیه ،پایین خیابون یه تئاتر دارن اجرا میکنن
اونا دارن داستان قهرمان یون خو و معشوقشو بازگو میکنن
بیا بریم یه نگاهی بندازیم
صبر کن صبر کن
دفعه بعد ، یه کاری هست که انجام بدم
بیا بریم
بریم
اما
باشه
حق با من نبود؟
جالبه،مگه نه؟
چقدر قهرمان یون خو قشنگ بازی میکنه
بدک نیست
در واقع ،اگه بخوایم درمورد هنر های رزمی
ذهنش و خلق و خوش حرف بزنیم
بازم یه خلا هایی داره
پس یعنی
شما قبلا قهرمان یون خو رو دیدین
بیشتر از دیدنه بابا
کجا دیدی ؟
یه شانس واسه دیدنش داشتم
واقعا؟
قهرمان یون خو ،اون مردیه که
خیلی خشنه یا
خیلی آروم و مهربونه
یا خیلی پر حرارته ؟
چه جوریه ؟
در واقع ،همه داره
قهرمان یون خو همشو یه جا داره
اون
یعضی وقتها محترم و درخشان میشه
بعضی وقتها بیرحم میشه
یعضی وقتها سلطه گر میشه
بعضی وقتها مهربون و خونگرم میشه
در یک کلمه
اون عالیه
چبن شانگ چنگ
یه عالمه دختر دوست دارن
چرا اون هنوز برنگشته؟
نگران نباش رئیس
من و دادش میریم پیداش میکنیم
خودم میرم
مراقب باش رئیس
مراقب باش
خیلی خوب
تو راحت باش و لذت ببر
من دارم میرم
اینجا بمون خواهر
تانگ چودی میخواد بیاد روی صحنه
تانگ چودی
کیه؟
تو تانگ چدی رو میشناسی ؟
اون اولین زن استاد توی وان جیانگه
با قهرمان یون خو میشه قهرمان یون دی
بهترین زوج دنیا
اوناهاش ،نگاه کن
خوبه
بریم
تانگ چودی کیه ؟
تانگ چودی ؟
قهرمان یون خو و تانگ چودی
خیلی خوب با هم کار میکنن
واقعا از همه نظر به هم میان
مسخره
رونگار یه لحظه منتظرم بمون
مشکل چیه ؟
اون کیه؟
قهرمان یون خو اصلی
فقط یه نفر تو کل زندگیش دوست داره
اونم تویی
خوبه
قهرمان یون خو خیلی خوشتیپه
خوبه
خیلی خوشتیچه
شوهرت چطور بود؟
جون سالم به در بردیم
فقط همین؟
خیلی خوب بودی
اما خیلی از اولین استاد زن
وان جیانگ ،تانگ چودی خوشم اومده
هر کسی که هست
اصلا به چیزی که تو فکر میکنم حتی نزدیکم نیست
از کی تا حالا اینقدر شیرین شدی ؟
تو عوضم نکردی ؟
بریم
زود باش
بالاخره رسیدیم
به خاطر این مسافرت طولانی تمام استخونام درد میاد
زنداداش
عمارت منگدی بالای اون تپه است
ما الان دقیقا پایینشیم
یه عالمه دیگه با انرژی بزاری بیای بالا
چرا اینقدر طولانیه ؟
نگرانش نباش
امشبو اینجا میمونیم
فردا در موردش حرف میزنیم
واقعا؟
بله
اول بیا یه چیزی بخوریم .من گشنمه
باشه
رئیس
یکم برام شراب بیار
اومدم
خیلیا میخوان از اون تپه بالا برن
غذا رو بچش
رئیس من فقط پرسیدم
از اینجا تا ویلای منگدی
فقط یه جاده ی تپه ای هست
برای همین از یه خدمتکار
نقشه رو خریدم
انگاری ویلا منگدی خیلی سخت پیدا میشه
خیلی نگهبان داره و حمله بهش سخته
باید برامون مشکل بشه
از این گذشته،غذا ها خیلی خوشمزه است
غذاهای خوشمزه و شرابی عالی بهم بده
شما ها برنده ی مسابقه ی انتخاب همسر نیستین ؟
بانو خوا رونگ و آقای سیتو
کی شما دو تا با هم دوست شدین؟
پس ارباب دوم کجاست؟
یه دفعه اشتها مو از دست دادم
دارم برمیگردم
نوش جونت
باشه،منم بعدا میام
آقای سیتو ،عجب کلکیا
کی هستی تو بابا ؟
مگه بهت اجازه دادم بشینی؟
برادر سیتو
اخمو نباش
ما آشناهای قدیمی هستیم
برای یشم سفید اومدی
عمارت منگدی،درسته؟
ما میتونیم برای هدفمون باهم کار کنیم
علاقه ای ندارم
بعد اینکه حرفم تموم شد میتونی تصمیم بگیری
میدونی مالک جوون این عمارت کیه؟
اون
تانگ چودی ،اولین استاد زن وان جیانگه
تانگ چودی ؟
چه تصادفی ؟
من همیشه آدم خوش مشرب و شوخ طبعیم
اما
همینطور حد خودمم میدونم
من فقط میخوام زیر نظر تو یه نگاه به
یشم سفید بندازم
همچین چیز کمیابی رو ببینم
آقای سیتو
میتونی اون زن رو برای خودت کنی
مطمئنم که این تانگ چودی خیلیم سخت نیست
یه لحظه صبر کنین
من یی چِنگ ،پسر صاحب معبد لینگ شوی هستم
خوشبختم
میتونم کمکتون کنم؟
آقای سیتو
من سهوا چیزایی که باهم میگفتین رو شنیدم
من فکر میکنم با اینکه این مرد
یه چشم حرف های زشتی به زبون آورد
اما همشم بی ربط نبود
اگه میخوای وارد عمارت منگدی بشی
این برای هممون سخته
تنها برو اونجا
آقای یی
تو که بیم دهنده نیستی
یه روز قبل از شما اینجا اومدم
یه چیزایی در مورد ویلای منگدی میدونم
چهار یا پنج تا گروه دیروز به اونجا رفتن
ولی هیچ کدوم برنگشتن
همشون گم شدن
بله
آقای سیتو ،راست کار خودته
چرا فردا ما سه نفر باهم نریم ؟
میتونیم از همدیگه مراقبت کنیم
برای پیدا کردن یشم سفید
چرا باهم به ویلای منگدی نریم
و باهم رقابت نکنیم ؟
منم همینطور فکر میکنم
فردا ساعت هفت از اینجا میریم
خدمتکار ،صورت حساب
نیازی نیست
من پرداخت کردم
تا خلوص نیتمو نشونتون بدم
ما میتونیم خودمون پرداخت کنیم
پول داریم
مسخره
رئیس
وقتی که زن دادش رو دیدی
بهش نگو که تانگ چودی همون
صاحب جوون ویلای منگدیه
چرا نباید بهش بگم؟
فقط محض احتیاط میگم
وقتی باهم تو تئاتر بودین ناراحت بود
اگه اون بدونه که تانگ چودی
صاحب جوون عمارت منگده است
اون حتما خیلی ...چین شانگ چنگ
فهمیدی ؟
من کاری با تانگ چودی ندارم
من حتی نمیشناسمش
من اینا رو بهش نمیگم که
اذیتش کنم
اگه به خوای این جوری بهش بگی که
بدتر میشه که ،رییس
رئیس
چرا فکر میکنم که
بهتره ما به زن دادش بگیم ؟
چیو بگی ؟
خوشبختانه ،شیاو خوی عاشقت شد
نکنه فکر کردی کازانوایی ؟
گوش کن به من رئیس
نمیتونی به حرفاش اعتماد کنی
بزار زن دادش خودش بفهمه
خودش بفهمه ؟
در مورد چی دارین پچ پچ میکنین ؟
هیچی
زنداداش
فردا ،رییس با اون یارو یه چشمه
با اون پسره آبس پوشیده انگار پسر صاحب معبد لینگ شویه ،باهم میرن
اونا باهم میرن بالای تپه
و از هم مراقبت میکنن
اونا قابل اطمینانن ؟
چه قابل اطمینان بشن چه نباشن
در حال حاضر امن ترین راه اینکه با هم بریم
ببینیم چطور پیش میره
خیلی خوب ،به خودت مربوطه
خوبه
آقای یی
نگفته بودی که مردایی که به اینجا اومدن
همشون گم و گور شدن ؟
به عقیده ی من
ما همه ی راهو پیاده رفتیم
حتی یه نفرم ندیدم
یه نفر میخواد خبرای الکی پخش کنه
ما باید هر چی سریع تر به بالای تپه برسیم
یا شاید
این یشم سفید رو
همین مردایی که به بالای تپه رسیدن گرفتن
باید مراقب باشیم
داریم راهو اشتباه میریم رئیس؟
این تنها راه به طرف تپه س
آقای یی
آقای سیتو
وحشت نکنین
ایین فقط رطوبت بالای تپه است
که به شکل مه در اومده
اگه جرئت نداری بری
مشکلی نیست
اول من میرم
من براتون یه الگو میشم
بریم
رونگار
چیزی پیدا کردی ؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.