All language subtitles for Godzilla.vs.Kong.2021.1080p.WEBRip.x264-[YTS.MX]-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

«« تـقـدیـم بـه فـــارســـی‌زبـانـان عـزیـز »»

[ جایی در جزیرۀ جمجمه ]

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین » :.: WwW.Bia2Movies.App :.:

:تـــــرجـــــمـــــه « AbG ســـروش » « عـرفـان مـــرادی »

«بازداشتگاه کونگ» [ پایگاه مونارکِ شماره 236 - جزیرۀ جمجمه ]

هشدار، آسیبِ وارده به زیست‌گنبد

هشدار، آسیبِ وارده به زیست‌گنبد

دکتر اندروز، دیدین چی شد؟

زیستگاه الاناست که فرو بپاشه

باید کم‌کم راه‌حلی خارج از اینجا پیدا کنیم

این جزیره تنها چیزیـه که اونو ایزوله نگه داشته

اگه از اینجا بره، گودزیلا میاد سراغش

وجودِ 2 تایتانِ آلفا در کنار هم غیرممکنه

این تئوریِ رقابت باستانی‌شون

از افسانه‌های مائوری نشأت می‌گیره

اون در طول زمان، خیلی بزرگ شده

این محیط، مدت زیادی دووم نمیاره

بی‌ثبات شده

سلام

عصبانی شده

تو برو منتظر من بمون، عزیزم

،اگه از اینجا خارجش کنیم حکم مرگ‌شـو امضاء کردیم

یعنی میگی کینگ‌کونگ از پس خودش بر نمیاد؟

حتماً یه راه دیگه‌ای هم داره

کشفِ خاستگاه این موجودات

برای بقای بشریت الزامی‌ست

فضای اندرونیِ زمین

از کلبه‌های بزرگ و بادگیرهایی تشکیل شده‌است

که با خیابان‌های طبیعی بهم متصل شده‌اند

دریاسالار سفر اکتشافیِ خود را

با جستجو به‌دنبال ورودیِ دنیایی نهان آغاز می‌کند

هدف، کشف

و ورود به دنیای

،جواهرات ناشناخته‌ی قارۀ جنوبگان است

به‌خاطر تمام نسل بشر

اعضای گروه گم‌شده دیگر هرگز دیده نشدند

هنوز که هنوزه از آن حادثه اطلاعی در دست نیست

،در آنجا اکوسیستمی وجود دارد

که مانندش قابل‌تصور هم نیست

و در همین جزیره نهفته است

« گـودزیـلا در بـرابـر کـونـگ »

سلام عرض می‌کنم به شنوندگان باوفا

«به تی‌تی‌پی خوش‌آمدید، «پادکست حقیقت تایتان‌ها

قسمت 245

بالأخره روز موعود فرا رسید

شاید آخرین پادکستی باشه که ضبط می‌کنم

و خب، می‌دونم که هفتۀ پیش هم همینو گفتم

و شاید هفتۀ قبلش و چند هفته قبل‌ترش

ولی ببینید، مسئله اینه

الان پنج سالـه که به درونِ ،سازمان «اِیپکس سایبرنتیکس» نفوذ کردم

و بالأخره می‌خوام کارمـو بکنم

اینجا یه‌خبرایی هست

،نمی‌دونم موضوع چیه

ولی می‌خوام واردِ اونجا بشم و مدارک محکمی دانلود کنم

و یه توطئه‌ی شرکتیِ گسترده رو افشاء کنم

،آره، به من بگید خبرچین

ولی این یه خبرچینیِ ساده نیست

یعنی بیشتر از یه درزِ اطلاعات ساده‌ست سیل اطلاعاتـه

و مطمئن باشید که این سیل

تمام دروغ‌های اِیپکس رو می‌شوره می‌بره

باور کنید

«اِیپکس سایبرنتیکس» [ فلوریدا - پنساکولا ]

به ایپکس سایبرنتیکس خوش‌آمدید

از اینجا به بعد افراد غیرمجاز اجازه‌ی ورود ندارند

زمانی که ما شرکت ایپکس سایبرنتیکس ،رو راه‌اندازی کردیم

رؤیای راه‌های جدیدی

برای فراتر رفتن از پتانسیلِ بشر در سر داشتیم

رباتیک، ذهن انسان، هوش مصنوعی

کسی چمیدونه بعد از این، رؤیای چه آیندۀ جدید و جسورانه‌ای رو در سر بپرورانیم؟

،من «والتر سیمونز» هستم

و باعث افتخارمـه که اِیپکس رو

به‌سمت عصر جدید و جسورانۀ بشر هدایت کنم

ما جایی نمی‌ریم

شما هم همین‌طور

پیدات کردم، عزیزم

!نه، اونو نخورش

خیلی مضره

توش پُرِ «جی‌ام‌او»ـه [ جانداران دستکاری‌شده ژنتیکی ]

دوتا سر داشتن شاید به‌کار بیاد

خبرشـو بهم بده

چون خودِ من؟

همین یه‌دونه سر رو هم به‌زور تحمل می‌کنم

برنی، اینجا ورود ممنوعـه

تا حالا به این فکر کردی که ما واقعاً داریم اینجا چی‌کار می‌کنیم؟

یعنی جدی داریم چی‌کار می‌کنیم

خودت الان اینجا چی‌کار می‌کنی؟

اینجا که بخش مهندسی نیست

آخه می‌دونی، باید منتظر می‌موندم

،تا مشخصات جدید رو آماده کنن

...که بیشتر از

این رو حالتِ ماشین‌حسابـه

یک ساعت یا حتی بیشتر طول می‌کشه

خلاصه که سرکارگرم بهم گفت برم یه دوری بزنم

و چندتا دوست جدید پیدا کنم

،آها! حالا که دوست شدیم

می‌تونم یه رازی رو بهت بگم، نه؟

باید همین‌جاها باشه

این مایع ضدعفونی‌کننده رو تو باغچۀ خودم درست کردم

حرف نداره

نمی‌دونم این استفاده شده یا نه

آره. همین. اینو نگاه

اینی که می‌بینی یه شبکۀ مِش رادیوییـه

با زیر پردازشگرِ ضبط‌صوت‌دار

حدس بزن مال کجاست. یالا - واسه‌م مهم نیست -

!یه توستر

قطعه‌ی یه توستره. نگاش کن

من باید برم دستشویی

شماره یکه یا دو؟

،چون اگه دوئه احتمالاً به‌خاطر این سیب‌هاست

ببین، می‌خوای از ضدعفونی‌کنندۀ من استفاده کنی؟

نیازی نیست

باشه، پس من همین‌جا می‌مونم

خب. حله

خب بذار ببینم

[ در حال کپی ]

صفحه نمایش

دارن چی می‌فرستن هنگ‌کنگ؟

زیر طبقه 33» دیگه چیه؟»

چی..؟

ساختمان را تخلیه کنید، هشدار تایتان

این یک مانُور نیست

...تمامی کارکنان شرکت ایپکس، لطفاً سریعاً

الان باید برم. الان وقتشه

این یک مانُور نیست

همگی با صف برید به‌سمت پناهگاه ضد اتمی

!زودباشید

به‌جای پناهگاه ضد اتمی

از کپسول سیانور استفاده کردن که رازهاشون برملا نشه

،ولی خب، این اصلاً ربطی به ماجرا نداره

پس به حرفام توجهی نکنید

!پرسنل سطح دو، از این‌طرف !بدوئید، سریع

آره، برم اونجا

!وقتشه

!باید فوراً از اینجا بریم

ساختمان را تخلیه کنید

یکی یکی، خیله‌خب

نه - !هی آقا -

کارت شناساییت کو؟ - ببین چی میگم -

همین که الان تو همچین وضعیتی

از کارت‌شناسایی حرف می‌زنی

نشانه‌ی غیرحرفه‌ای بودنتـه

الان باید درمورد تخلیۀ ساختمون صحبت بکنیم

!هی! باشه بابا

خدایا

اِی وای. این دیگه چه مرضیـه؟

اخبار فوریِ سی‌ان‌ان

ناوگان چهارم نیروی دریایی ایالات متحدۀ آمریکا

پس حملۀ ناگهانی گودزیلا در شب گذشته

به جنوب‌شرقیِ کرانۀ دریای ایالات متحده اعزام شد

وقتی این تایتانِ غول‌پیکر

که زمانی قهرمانِ بشر شناخته می‌شد

،به شهر پنساکولای فلوریدا حمله‌ور شد

صلح و آتش‌بسِ نسبی از بین رفت

در حالی که خسارت به‌وجود آمده بیشتر

به شعبۀ مرکزی شرکتِ ،ایپکس سایبرنتیکس در آمریکا وارد شده

دولت‌های سراسر جهان پس از

اولین نمودِ واضح یک تایتان در سه سال گذشته

حاضر انجام به هیچ ریسکی نیستند

والتر سیمونز، مدیرعامل این شرکت :اظهار داشت

برای تضمین دنیایی امن‌تر باید با هم متحد بشیم

،گودزیلا برای بشریت تهدید به حساب میاد

و اِیپکس برنامۀ خوبی داره که یک‌بار برای همیشه

ترتیبش رو بدیم

،دانش‌آموزان و اساتید گرامی لطفاً توجه بفرمایید

امروز ساعت 2 بعد از ظهر

یک جلسۀ اجباری برگزار می‌شه

مشاورین مدرسه هم

تا آخر هفته ساعات بیشتری در خدمت‌تون هستن

برای جلسات فردی و گروهی

،خوش برگشتین، شنوندگان باوفا

،به پادکست حقیقت تایتان‌ها قسمت 246

وای خدا. من اونجا بودم

.حملۀ گودزیلا به ایپکس !جلوی چشمام اتفاق افتاد

به‌نظرتون اتفاقیه که بعد از برگشتنش به میادین

یه‌راست رفت دقیقاً همون مرکز رو نابود بکنه؟

هه، نه، نه، نه اتفاق متفاق نداریم

«اردوگاه تفریحی مونارک» [ فلوریدا - پنساکولا ]

بابا، باور کن، یه‌چیزی

داره تحریکش می‌کنه که ما متوجه‌ش نیستیم

آخه دیگه برای چی گودزیلا باید همچین قدرت‌نمایی‌ای بکنه

اگه تایتان دیگه‌ای نزدیکش نبود؟

اون پادکستـه داره مغزتـو شستشو میده

تو الان باید مدرسه باشی - من فقط می‌خوام کمک کنم -

من نمی‌خوام کمک کنی می‌خوام جات امن باشه

ما به یه برنامه‌ای نیاز داشتیم ،که صلح‌مون با این موجودات رو حفظ کنیم

و بهترین برنامه‌ای که داشتیم الان دود شد رفت هوا

برنامۀ دیگه‌ای هم ندارم

و الانم اصلاً نمی‌خوام دلواپسِ تو باشم

گودزیلا ما رو نجات داد تو که پیش مامان بودی. با چشمای خودت دیدی

چطور می‌تونی بهش شک کنی؟

حتماً یه الگویی وجود داره - نداره -

و تحریک‌شدنش دلیل داشته - نداره -

تو از کجا می‌دونی؟

چون جانورها هم مثل انسان‌ها، عوض میشن

و الان گودزیلا داره اون بیرون

،به مردم آسیب می‌زنه و نمی‌دونیمم دلیلش چیه

پس انقدر به بابات گیر نده، باشه؟

خونه می‌بینمت، بابا

می‌خوای بدونی نظریۀ من چیه؟

خب معلومه که می‌خوای واسه همینم اومدی اینجا

بی‌خیال، مسئله الگوها و متغیرهاست دیگه

صبر کن، ببین چی میگم می‌خوام برگردی به

کلاس ششم‌ـت، خب؟

گودزیلا هر وقت تحریک بشه حمله می‌کنه، الگوش اینه

پنساکولا تنها مقر ساحلیِ ایپکس‌ـه

که یه آزمایشگاه پیشرفتۀ رباتیک داره

اینم متغیرشـه

:جمع‌شون که بزنی، جوابش میشه

ایپکس در مرکز این مسئله قرار داره

«دانشگاه علم نظری دنهام» [ پنسیلوانیا - فیلادلفیا ]

کمکی از من بر میاد؟

،اگه می‌خواید وقت بگیرید

ساعت کاریم از 9 تا 5 ـه

خواهش می‌کنم، دکتر لیند - ...چی کار -

،امثال من و شما

ساعت کاری‌مون عادی نیست، مگه نه؟

[ دکتر نیتان لیند؛ زمین توخالی ]

منم به اندازۀ شما

روی «زمین توخالی» تحقیق کردم

این تئوری‌تون که میگه اونجا خاستگاه تمامی تایتان‌هاست

واقعاً جالب‌توجهه

کتاب‌تون واقعاً تحسین‌برانگیز بود

جدی؟ خب، 30 تا جعبۀ فروخته‌نشده ازش

تو آپارتمانم دارم، اگه یه‌وقت خواستی

والت سیمونز هستم

شما رو می‌شناسم، جناب باعث افتخاره

نفرمایید، افتخار از منه یه مورد اضطراری پیش اومده

گودزیلا تا حالا بدون تحریک‌شدن بهمون حمله نکرده بود

دوره زمونه‌ی خطرناکی شده، دکتر لیند

اجازه بدید که

،مدیر ارشد فناوری شرکت ایپکس یعنی آقای «رِن سریزاوا» رو بهتون معرفی کنم

ایشون می‌خوان چیز جالبی بهتون نشون بدن

تصاویر مغناطیسی یکی از ماهواره‌های جدیدمونـه

می‌دونید این چیه دیگه، نه؟

زمین توخالی

،اکوسیستمی به وسعتِ اقیانوس‌ها

درست زیر پاهامون

چه سیگنال انرژی بزرگیـه

«و تقریباً همسان با سیگنال دریافتی از «گوجیرا

در حالی که خورشید ما ،سطح کرۀ زمین رو شارژ می‌کنه

این انرژی هم زمین توخالی ،رو تقویت می‌کنه

و به جانوری به قدرتمندیِ این رفیق تایتان خشن‌مون زندگی می‌بخشه

،اگر ما بتونیم این نیروی حیات رو جذب کنیم

سلاحی به‌دست میاریم که می‌تونه با گودزیلا رقابت کنه

برای پیدا کردنش به کمک شما نیاز دارم

بعید می‌دونم آدمی که دنبالشید من باشم

نقدها رو نخوندین؟

یک شارلاتانِ علمی‌تخیلی که» «در علم فیزیک حاشیه‌ای مشغول به کار است

ببینید دفترمـو آوردن کجا

تو زیرزمین ساختمون روبه‌روی کلاس فلوت زندگی می‌کنم

تازه‌شم، من دیگه با مونارک کار نمی‌کنم

و ورود به زمین توخالی هم غیرممکنه

ما امتحان کردیم

بابت برادرتون تسلیت میگم

ایشون یه پیشگامِ واقعی بودن

ممنون

ببینید، تمام اسکن‌های پیشرفته‌مون

نشون میدن که اون پایین یه محیط قابل سکونت وجود داره

پس تو عملیات برادرتون مشکلِ واقعی چی بود؟

،موقعی که خواستن وارد بشن

به وارونگیِ گرانشی برخورد کردن

تمام نیروی گرانشیِ کرۀ زمین

در عرض یک ثانیه برعکس شد

در یک آن، خُرد و خاک شیر شدن

،اگه من بهتون بگم که، ما تو ایپکس

یه وسیلۀ خارق‌العاده ساختیم

که می‌تونه همچین وارونگی‌ای رو تحمل بکنه، چی؟

ماشین هوایی زمین توخالی

«هیو»

ما می‌تونیم سفر به

زمین توخالی رو ممکن کنیم، دکتر لیند

ولی می‌خوایم رهبریِ عملیات رو شما برعهده بگیرید

به من کمک کنید

به همه کمک کنید

پیدا کردنِ این سوزن در انبار کاه

بهترین شانسیـه که جلوی گودزیلا داریم

خب، من شاید یه ایده‌ای داشته باشم

ولی دیوانه‌واره

من عاشق ایده‌های دیوانه‌وارم با همین ایده‌ها پولدار شدم

شما می‌دونید حافظۀ ژنتیکی چیه؟

یه نظریه‌ست که میگه تمام تایتان‌ها یک غریزۀ مشترک دارن

که به منشأ فرگشتی‌شون برگردن

مثل ماهی سالمونِ تخم‌گذار

دقیقاً. یا.. کبوتر لانه‌یاب

پس اگه خونۀ تایتان‌ها اینجا باشه

و این نیروی حیات ...بهشون زندگی می‌بخشه

یه تایتان می‌تونه راه‌شـو بهت نشون بده

آره

با کمک یکی از همکاران قدیمی

اَه، چیه؟

دکتر اندروز، یه مهمون تو حراست منتظرتونـه

ازت ممنونم

خیله‌خب

مضطربی

همه‌چی روبراهه

به من نمی‌تونی دروغ بگی

من دیگه بچه نیستم

منبع نیرو توی زمین توخالی؟

این حتی برای تو هم مسخره‌ست، نیتان

وجود داره! فقط باید !کونگ ببرتمون پیشش

،به محض این‌که کونگ رو از قرنطینه خارج کنیم

گودزیلا میاد سراغش

خودت گفتی نمی‌شه تا ابد اون تو نگهش داشت

نه. دخالتِ ما همین‌الانشم تو زیستگاه کونگ

هرج‌ومرج به پا کرده

عمراً نذارم بکشونیش اون سر دنیا

که به‌عنوان یه سلاح ازش استفاده بکنی

نه به‌عنوان سلاح، به‌عنوان متحدمون

،که ازمون محافظت بکنه و راهِ اونجا رو نشون‌مون بده

اصلاً چی باعث شده که فکر کنی واردِ اونجا میشه؟

تو همیشه باور داشتی که جزیرۀ جمجمه

نمونه‌ای از زمین توخالی روی سطح زمینـه، نه؟

و خاستگاهِ اجداد کونگ هم اونجاست

اوهوم

ما از طریق ورودیِ جنوبگان

می‌تونیم کمکش کنیم یه خونۀ جدید پیدا کنه

و خونه‌ی ما رو هم نجات بده

خونۀ اون رو

اون منبع نیرو شاید آخرین امیدمون باشه

باید جلوی گودزیلا رو بگیریم و این تنها شانس‌مونـه

باید ریسک کنیم

باشه - !ایول -

،ولی در رابطه با کونگ هر چی من بگمـه

شرایط رو تو تعیین می‌کنی. مرسی

ببخشید.. ازت ممنونم

پشیمون نمیشی

هنوز هیچی نشده پشیمونم

...اینجا خونه‌شـه

خونۀ ماست...

...خونۀ ما

هر جاییه که کنار هم باشیم

من و تو

بیا بریم

وای! بوش تا اینجا میاد

خب، اونم بوی شما رو حس می‌کنه

هنوزم طرفدارش نیستی، ها؟

چه آدم بزدلی

چی میگه؟

هیچی، یه اصطلاح مائوری بود

یعنی خیلی آدم شجاعی هستی

جدی؟ - اوهوم -

هی، خیلی آرام‌بخش استفاده نکنید [ میزان آرام‌بخش: 88 درصد ]

اون بادیگاردمونـه

نباید وقتی رسیدیم به زمین توخالی، بیهوش باشه

اگه کونگ با میل خودش نره، چی؟

اون‌موقع چی کار می‌کنی؟

دکتر لیند، لطفاً به

عرشۀ جلویی مراجعه کنید. دکتر لیند

ببخشید

مهمون‌هامون رسیدن

خیلی بزدلـه

خوش اومدین

عجب! این ایده‌ی کدوم احمقی بوده؟

هه هه - من «مایا سیمونز» هستم -

پدرم منو فرستاده

من ناظر ایپکس‌ام

نیتان لیند هستم، رئیس عملیات

آره نگران نباش فقط اومدم پرستاری کنم

ماشین هواییِ ماشین توخالی

الان در راه جنوبگان‌ـه

می‌دونم شماها فکر می‌کنید ،خیلی تکنولوژی مدرنی دارید

ولی فضاپیماهای خودتون

جلوی این نمونه‌هایی که قراره بهتون قرض بدیم، مثل فرقون کارکرده می‌مونه

من عاشق فرقون‌ام

و البته قیمت‌شـم نپرس که باورنکردنیـه

موتورهای ضدّ جاذبه به‌تنهایی

به اندازۀ یک هفته برق لاس‌وگاس نیرو تولید می‌کنن

خواستی تعجب کنی، راحت باش

برگام

خیله‌خب، ما

تا 48 ساعت دیگه می‌رسیم به ورودیِ جنوبگان

این مسیر می‌خوره به زمین توخالی

وارد که شدیم، کونگ احتمالاً می‌بردمون سمت منبع نیرو

خب، وارونگی گرانشی

خیلی شدید خواهد بود

دقیق‌ترین حدس‌مون اینه که دم ورودی

...حسِ بانجی جامپینگ بده

در حالی که طناب به رودۀ بزرگ‌تون بسته شده

ولی اگه این هلی‌کوپترهاتون ...همین‌قدر که می‌گید خفن باشن

هیوها

اگه این هیوهاتون ...همین‌قدر که می‌گید خفن باشن

به‌نظرم از پسش بر میایم

اونا کارشونـو می‌کنن

شما فقط باید کار خودتون رو بکنید

خیلیم عالی

دکتر اندروز

،ما طبق دستورالعمل‌تون به قلمروهای آبیِ

گودزیلا نزدیک نشدیم

خوبه

باید نگران باشم؟

بله. اینا می‌تونن خطر رو احساس کنن

و معتقدیم که یه رقابت باستانی بین‌شون هست

طبق افسانه‌ها، اجدادشون

در جنگ بزرگی با هم جنگیدن

،پس اگه دوباره همدیگه رو ببینن یکی‌شون باید تعظیم کنه، درسته؟

نه، من ده سال تو اون جزیره درمورد اون تحقیق کردم

هیچ شکی ندارم

کونگ به احدی تعظیم نمی‌کنه

اون الان باید اون بیرون باشه؟

جیا، بیا. بدو بریم

داری چی‌کار می‌کنی؟

اینجا امن نیستش

کونگ ناراحتـه

و عصبانی

به‌خاطر اینه که متوجه نیست

ما می‌خوایم بهش کمک کنیم

خودش که این‌طور فکر نمی‌کنه

تو از کجا می‌دونی؟

خودش بهم گفت

خونه

خونه

ببینم این میمونـه الان حرف زد؟

[ صدای پشت پادکست حقیقت تایتان‌ها کیست؟ ]

خب بچه‌ها، خوب گوش کنید

وسط حمله‌ی گودزیلا ،به شعبۀ پنساکولای ایپکس

من یه‌سری تکنولوژی باورنکردنی پیدا کردم که تو هیچ طبقه‌بندی رسمی‌ای قرار نمی‌گیرن

چیزایی که من دیدم با هیچ‌کدوم از

مشخصات مهندسی‌ای که به‌عمرم دیدم، جور در نمیان

پس اینا دارن رو چی کار می‌کنن که تا این حد سرّیـه، هوم؟

این می‌تونه همون چیزی باشه که بالأخره

اسرار توطئه‌ی ایپکس رو افشاء می‌کنه

مطمئن باشید که من دست از تلاش برنمی‌دارم

فعلاً.. جام امنـه

فرد ناشناسی‌ام که تو روز روشن مخفی شده

و به مأموریتم ادامه میدم

رُک بگم، برادرم نباید بفهمه که ون‌ـش رو برداشتیم

،جاش، منم رک بگم ،حتی اگه باهاش تصادف هم بکنیم

بعید می‌دونم اون متوجه بشه

نه، نه، برادرم نمی‌ذاره تو بشینی پشت فرمون

عملیات منه، خودمم رانندگی می‌کنم

راستش فکر نمی‌کنم فکر خوبی باشه

که بریم دنبالِ یه دیوونه‌ی اینترنتیِ اسرارآمیز

خب، تازه در این مورد جلسه تشکیل دادیم

اون دیوونه نیست. کارآگاه مخفی‌ـه

و تنها کسی هم هستش که دنبال حقیقتِ

گودزیلا و ایپکس‌ـه

خب بذار دنبالش بگرده چرا ما هم باید کمکش کنیم؟

...چون که

،اگه ما کمک نکنیم کس دیگه‌ای هم نمی‌کنه

میای یا نه؟

معلومه که میام

گیر کرده

!وایسا، وایسا، وایسا

کنترل ذهن. مطالعه کنید، گوسفندها

تکنولوژیِ دورکاری ذهنی واقعیت داره

بله. کنترل‌شدن یک ذهن توسط دیگری

ای خدایا

حالا اگه مقیاس جهانی‌شـو در نظر بگیرید

ایپکس شکست‌ناپذیر میشه

الان چندساعته که داریم به حرفای این روانی گوش می‌دیم

!هی، هی، هی

!نکن

خب، همین‌جاشـه که بهت می‌گفتم

برای این‌که بفهمید علامت‌گذاری شدید... !به اشعه‌ی ماورابنفشِ خاصی نیاز دارید

یکی دوتا گالن فایده نداره

!باید عمده وایتکس بگیریم

!گرد جاسوسی» واقعیـه، ملت»

...خب، چشم غیرمسلح که نمی‌بینیدش

همین‌طوری پیداش می‌کنیم

وایتکس - وایتکس؟ -

خیلی وایتکس مصرف می‌کنه

وایتکس می‌خوره؟

باهاش حموم می‌کنه

آها! آره، منم با وایتکس دوش می‌گیرم نه بابا، چی؟

مانعی برای تکنولوژی رهیابی طبیعیـه

دیدی؟ فنّ جاسوسی

همون می‌خوردش، منطقی‌تر بود

جونِ من، از یه جای دیگه هم بپرسیم

مدیسون، دیگه دارم خسته می‌شم

سلام، شما وایتکس می‌فروشید؟

ببینم اینم باز چالش اینترنتیـه؟

من وقتی به اون بچه‌ها ،پودر لباسشویی فروختم

نمی‌دونستم که می‌خوان بخورنش

هنوزم دارم با شکایت‌هاشون دست و پنجه نرم می‌کنم

ببینید، ما دنبال یه آقایی هستیم

که برای ایپکس سایبرنتیکس کار می‌کنه

و کلی وایتکس می‌خره یعنی هر شب

،احتمالاً پارانویا داره

خیلی حساسـه و از نور آفتاب خوشش نمیاد

می‌دونی، ریشش کر و کثیفـه

اگر ریش داشته باشه

باشه ببینید، آب‌نبات می‌خواید؟

چون آب‌نبات می‌تونم بهتون بدم

خوب تو چشمای من نگاه کن. خب؟ من اطلاعات می‌خوام

آره، ما کلی آب‌نبات می‌خوام

چی کار می‌کنی؟ ...فکر کردی

آها، منظورتون برنی‌ـه

آره بابا، می‌شناسمش

یه خربار وایتکس می‌خره

آدرسش رو هم داره تازه

اگه یه ماهی بخرید، بهتون میگم

برنی؟

...آقا.. آقای

آقای برنی خونه نیستن

آره، این قطعاً خودِ آقای برنی بود

...آره

سلام! سلام، ببین، ما می‌خوایم درمورد ایپکس و گودزیلا باهات صحبت کنیم

نه. نه. نه

چهره‌هاتون ثبت شد الان به پلیس خبر میدم. آره

برای این‌که درِ خونه‌ت رو زدیم؟

نه، نه

برنی، تو که به پلیس اعتماد نداری

اسم من «مدیسون راسل»‌ـه

...پدرم برای مونارک کار می‌کنه و مادرم

اما راسل، درسته؟

،قبل از این‌که ادامه بدیم یه سؤالی دارم

از شیره یا نه؟

نیست

ببخشید، شیر یعنی چی؟ - آب شیر -

توش فلوراید می‌ریزن از نازی‌ها یاد گرفتن

‫تئوریش اینه که آدم رو مطیع می‌کنه، ‫و راحت می‌شه گولش زد

‫من آبِ شیر می‌خورم

‫آره، خودمم یه جورایی فهمیدم

‫ولی اون به جای جفتتون فکر می‌کنه...

‫پس مشکلی پیش نمیاد

‫- مرسی ‫- خیلی خب

‫چی دارین؟

‫به اعتقاد من حمله‌های اخیر گودزیلا...

‫همینطوری تصادفی نبودن

‫به نظرم مرکز ایپکس رو هدف گرفته

‫منم همین نظر رو دارم

‫ولی چرا؟ ایپکس داره چی کار می‌کنه ‫که اونو تحریک کرده؟

‫من 5 ساله که دارم خودم رو تو این شرکت جا می‌کنم...

‫و سعی می‌کنم بفهمم هدفشون چیه

‫بعد، هفته قبل...

‫اینو دیدم

‫یه نشونه از اینکه یه محموله خیلی بزرگ، داره از اینجا...

‫به مقر ایپکس تو هنگ کنگ فرستاده میشه...

‫که با عقل جور درنمیاد...

‫چون ما برای ارسال محموله‌های سنگین تجهیز نشدیم

‫- بعدش چی؟ ‫- و بعد بوم!

‫گودزیلا پیداش شد

‫نصف مرکز رو نابود کرد...

‫ولی تونستم یواشکی یه نگاه ‫به یه تکنولوژی مشکوک بندازم...

‫که تو یه انبار مخفی قایم کرده بودن

‫یعنی، یه تکنولوژی شدیداً مشکوک

‫آره، ولی اون چیه؟

‫اون...

‫اون ویسکی تک مالت کاتزوناریه

‫آره، ولی تو جلد تفنگه

‫یه هدیه از طرف سارای من بود

‫تو یه سارا داری؟

‫اون زنم بود

‫فوت شده

‫پشت و پناه من بود

‫حقیقت من

‫یه چیزی بهتون بگم، روزی که این خالی بشه...

‫اون روز روزیه که من تسلیم شدم

‫برنی

‫من فکر کنم می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم

‫خیلی خب، فکر کنم حالا که یه تیمیم...

‫احساس می‌کنم باید یه نقشه بریزیم

‫باید مخفیانه وارد ایپکس بشیم

‫- صبر کن، چی؟ ‫- شنیدی چی گفت

‫آب شیر

‫لعنتی

«دریای تاسمان» [ مختصات ]

چرا بهم نگفتی؟

می‌دونی که داشتم سعی می‌کردم ‫باهاش ارتباط برقرار کنم

که حرف‌شـو بفهمم

کونگ نمی‌خواست تو بدونی

اون می‌ترسید

حالا، همه فهمیدن

‫مرسی

‫حالش چطوره؟

‫آروم. ‫اونقدر آرومه که ترسناکه

‫فوق‌العاده بود

‫من با زبان اشاره الفبا و ‫دستورهای اساسی رو بهش گفتم.

‫فکر می‌کردم اونا رو بشناسه، ولی اون هیچوقت...

‫هیچ ایده‌ای داری که الان چند وقته ‫با همدیگه ارتباط برقرار می‌کنن؟

‫نه

‫می‌دونستم یه پیوندی بینشون هست

‫بهش اعتماد داره

‫بدون اون، الان کشتی رو نابود کرده بود

‫می‌دونی، پدر مادر جیا تو جزیره کشته شدن

‫وقتی اون طوفان تو جزیره اومد...

‫همه مردم بومی اونجا رو کشت

‫ولی کنگ اونو نجات داد

‫جایی برای رفتن نداشت

‫به خاطر همین همونجا...

‫قول دادم که ازش محافظت کنم

‫و فکر کنم یه جورایی، اونم همون قول رو داد

‫به نظرت به حرفش گوش می‌کنه؟

‫نه

‫اگه یه نفر باشه که بتونه افسار کنگ رو دست بگیره...

‫آره، هیچکس نمی‌تونه افسار کنگ رو دست بگیره

‫و اونم فقط یه بچه‌ست

‫می‌دونم جیا فقط یه بچه‌ست

‫ولی اون تنها کسیه که می‌تونه باهاش حرف بزنه

‫و به کونگ نیاز داریم که اون منبع نیرو رو پیدا کنه

‫دنیا بهش نیاز داره

‫داره چی میگه؟

‫گودزیلا

‫از مسیر خارج شدیم؟

‫نه، اصلاً نزدیک مناطقی که ممنوع کردین نیستیم

‫با این حال انگار داره میاد دنبالمون

‫دنبال ما نیست

‫اون؟ پس بندازینش پایین. ‫میمون رو بندازین پایین!

‫چطوره به جاش تو رو بندازیم بیرون، ها؟

‫باید آزادش کنیم

‫اگه کونگ رو از دست بدیم، مأموریت تمومه

‫الان اونجا آسیب پذیره

‫باید بذاریم از خودش و ما مراقبت کنه

‫خدای من، جیا!

نیتان؟

‫اون به کمک ما نیاز داره

‫حتماً یه راهی هست که گودزیلا رو گیج کنیم

‫بمب زیرآبی

‫داره دور میزنه

‫تا یکی از اونا تسلیم نشه، این دعوا تموم نمیشه

‫- خاموشش کن ‫- چیو؟

‫همه چیو

‫سلاح‌ها، موتورها

‫- خاموشش کن، همین الان ‫- اگه این کارو بکنیم، می‌میریم

‫نه، ادای مردن درمیاریم

‫و کاری می‌کنیم فکر کنه برنده شده

‫برق رو قطع کن. ‫موتورها رو خاموش کن

‫هر چیزی که صدا ایجاد می‌کنه رو خاموش کن

‫این بهتره جواب بده

مرسی

رفیق

‫به محض اینکه حرکت کنیم، دوباره برمی‌گرده

‫بقیه راه رو چطوری باید بریم؟

‫کونگ میونه‌ش با ارتفاع چطوره؟

‫خب، برنامه چیه؟

‫می‌فهمیم تو زیرزمین 33 چی هست

‫ادامه بده، آب شیر

‫زود باش

‫خیلی خب، مدهتر. ‫از سوراخ موش برو پایین

‫خیلی خب، ما می‌تونیم

‫خدای من!

‫مطمئنی می‌تونیم به این یارو اعتماد کنیم؟

‫آره، چطور؟

‫خب، بیشتر به خاطر اینکه همیشه ‫چرت و پرت‌های عجیب میگه...

‫و یه بطری ویسکی از طرف...

‫زن مرده‌ش رو مثل یه تفنگ با خودش میبره

‫به نظر من رومانتیکه

‫واقعاً زن‌ها رو درک نمی‌کنم

[ زیر طبقه 33 ]

‫خیلی خب، زود باش

‫کل اینجا اومد پایین، و یه...

‫چشم اونجا بود

‫داریم به چی نگاه می‌کنیم؟

‫نه، نه، نه، نه. ‫نه، اینجا بود

‫به خدا قسم، اینجا... ‫همینجا بود

‫هی، بچه‌ها

‫کسی می‌دونه این کجا میره؟

‫حرفم رو باور می‌کنی، درسته؟

‫چون می‌دونم اینجا یه چیزی بود

‫بالاخره از اون چراغ قوه میگرن می‌گیرم

‫"زیر طبقه". ‫این چقدر میره پایین، برنی؟

‫جهنم. ‫میره به جهنم

‫زیر طبقه 33

‫حرکت شاتل مگلو...

‫به سمت رازول، نیومکزیکو، ساعت 0900

‫اینا چین؟

‫تمدنِ جدا شده

‫یعنی، بیخیال. ‫این صفحه اول...

‫از کتاب راهنمای خدا شدن ایپکسه، ها؟

‫یعنی، ایلومیناتی داره اقتصادهای سایه رو اداره می‌کنه...

‫تا یه کلنی مخفی برای قدرتمندها بسازه

‫اگه یهو این حکومت‌ها...

‫و ابرشرکت‌ها...

‫اتفاقی دستشون به دکمه روز قیامت بخوره

‫اگه بهش فکر کنی...

‫- منطقیه ‫- آره، حتماً

‫- یه نفر داره میاد ‫- چی؟

‫- یه نفر داره میاد ‫- چی؟

‫- یه نفر داره میاد؟ ‫- آره!

‫خدای من

‫- اونا شبیه تخم مرغن ‫- اسکال‌کرالر

‫ایپس با اسکال کرالرها چی کار داره؟

‫خیلی خب، بار بزنیم!

‫اون چی بود؟ ‫اون چی بود؟

‫امکان نداره. ‫نه، نه، نه، بیخیال

‫خیلی خب، بچه‌ها، فکر کنم داریم حرکت می‌کنیم

‫می‌گه داریم میریم...

‫سمت مقر ایپکس تو هنگ کنگ

‫- چی؟ ‫- هنگ کنگ

‫این یعنی قراره به جواب سؤال‌هامون برسیم

‫جی10، آماده‌ی پرتاب

‫داریم میریم

‫داریم نزدیک میشیم!

«جنوبگان» [ ایستگاه پرتاب زمین توخالی ]

خونه

‫جواب نمیده

‫فقط صبر کن. ‫صبر کن، صبر کن، صبر کن

‫اگه بهش بگه...

‫اون پایین یه سری مثل خودش هستن چی؟

‫ولی تو اینو نمی‌دونی

‫ما برای رسیدن به اینجا ‫همه ناوگانمون رو از دست دادیم

‫دیگه راه برگشتی برای اون نیست

‫و اینجا هم نمی‌تونه زنده بمونه

‫خیلی خب، خیلی خب

...بهش بگو

‫...ممکنه بازم موجوداتی شبیه به خودش...

داخلِ اونجا باشن...

خانواده؟

نمی‌دونم

امیدوارم

خانواده‌ت شاید اون پایین باشن

‫داره میره، آماده پرواز بشین! ‫همه برین سر ایستگاه‌هاتون

‫باید بریم

‫تمام خدمه پرواز...

‫برای ارسال فوری هیو آماده بشن

‫هیو 1 آنلاین. ‫برای پرواز آماده‌ایم

‫دریافت شد، هیو 1

‫هیو 2 آنلاین. ‫در حال خروج از آشیانه‌ایم

‫هیو 2، تأییدیه 4055

‫هیو 3 آنلاین هستم، در حال پرواز

‫پشت سرش میریم

‫اونجا

‫اوناهاش

‫مطمئنی از اینجا جون سالم به در میبره؟

‫چیزیش نمیشه. ‫من بودم نگران خودمون می‌شدم

‫الان قراره در عرض 2 ثانیه 1000 مایل پرتاب بشیم...

‫تا اینکه جاذبه خودش رو معکوس کنه ‫و ما رو پرتاب کنه به سمت سقوط آزاد

‫شگفت انگیزترین چیزی میشه که تا حالا دیدی

‫بیا. ‫برای بالا اوردن

‫چی؟

‫از کار افتادگی موتور، جاذبه کم است

‫از کار افتادگی موتور

‫تمام دلتاها، پیشرانی گرانش رو معکوس کنین!

‫خیلی قشنگه

‫هیو 3 صحبت می‌کنه

‫داریم فعالیت‌های راداری عجیبی دریافت می‌کنیم

‫ما می‌خوایم دور بزنیم و...

‫تمام دلتاها، آماده حمله بشین!

حالم بهم خورد

کونگ راه افتاد

‫باید بریم

‫خب، انگار می‌دونه داره کجا میره

‫حالا خوب می‌تونه راه بره

‫خیلی خب، خیلی خب

‫مونوریل ترسناک داره آروم میشه

‫توجه، محموله در حال رسیدن است

‫خیلی خب، ساکت باشین. ‫دنبالم بیاین

‫داریم میریم داخل؟

‫آره

‫نه!

‫هر دفعه، قسم می‌خورم. ‫درها از ما متنفرن

‫آره

‫خدای من!

‫خیلی بزرگه. ‫خیلی احمقانه‌ست

‫خب، حالا اینجا کجاست؟

‫خب، اگه یه اسم شرکتی برای ‫"چاه قربانی کردن" وجود داشته باشه...

‫به نظرم الان داخلشیم

‫خدا، بودی گندی میده

‫این خوب نیست، برنی!

‫من واقعاً از اینجا متنفرم

‫توجه، نشان دادن نمونه...

‫تا 1 دقیقه دیگر

‫تمام پرسنل باید از ناحیه خارج شوند

‫آقای سیمونز، سیستم‌ها دارن آنلاین میشن

‫اتصال ماهواره‌ای رو شروع کن

‫در حال برقراری اتصال

‫خلبان متصل شد

‫اون روبات گودزیلاست

‫نه. ‫اون...

‫اون مکاگودزیلاست

‫شماره 10 رو آزاد کن

‫برین، برین! ‫از اونجا برین!

‫مدیسون! ‫بدو، دختر!

‫آره!

‫لعنت بهش

‫سیستم فقط به 40 درصد از توانش رسید

‫می‌دونم

‫همون که انتظار می‌رفت

‫نگران نباش. ‫وقتی نمونۀ زمین توخالی...

‫آپلود بشه...

‫مشکلات برق ما هم تموم میشن

‫اگه بتونن منبع رو پیدا کنن

‫اوه، پیداش می‌کنن. ‫من به دخترم ایمان دارم

‫به مخلوق خودمون ایمان دارم

‫و بشریت بار دیگه...

‫برترین گونه موجودات میشه

‫به خاطر همین گودزیلا به مرکز ایپکس حمله کرد

‫دارن سعی می‌کنن اونو جایگزین کنن

‫زود باش، مدی

‫قربان، گودزیلا همین الان یه تغییر ناگهانی...

‫در مسیرش داد. ‫داره خیلی سریع حرکت می‌کنه

‫پیشبینی‌ها نشون میدن که احتمالاً ‫داره به سمت هنگ کنگ میره

‫حمل و نقل آماده‌ست و منتظره ‫که شما رو ببره اونجا، قربان

‫این باید خودش باشه

‫حق با ما بود

‫خونه‌شه

«ایپکس سایبرنتیکس» [ هنگ‌کنگ ]

‫تمام پرسنل باید در تمام اوقات...

‫نشان کارمندی ایپکس را در معرض دید بگذارند

‫دنبالم بیاین

‫آدم‌های مارمولکی همه مؤسساتشون رو...

‫یه جور می‌سازن. ‫می‌تونم راه خروج رو پیدا کنم

‫خروجی از این طرفه

‫بچه‌ها. ‫مدیسون!

‫خدای من

‫لعنتی، چی؟

‫جمجمه‌ی یه تایتان‌ـه

‫نه، نه، نه. ‫هر تایتانی نیست

‫اون مانستر زیروـه

‫گیدورا

‫دی‌ان‌ای اونو سخت‌افزاری کردن

‫مسیرهای عصبی خود مولد...

‫که قابلیت یادگیری دارن

‫خیلی خب، من باهوشم، ولی فقط یه بچه دبیرستانیم

‫این یه ابرکامپیوتر زنده‌ست

‫سه تا سر داشت

‫گردن‌هاش خیلی دراز بودن...

‫اونا با تلپاتی با هم حرف می‌زدن

‫یکیش اینجاست...

‫و یکی دیگه داخل اون چیز

‫آره، ممکنه یه حد فاصل سایونیک باشه

‫خدای من

‫مراقب باش

‫یه خلبانه

‫آره. ‫تو خلسه‌ست

‫اون یه اتصال سایونیکه

‫از اراده اون اطاعت می‌کنه

‫اوه، ایپکس، چی کار کردی؟

‫این همون روزیه که ازش می‌ترسیدیم. ‫من دستورش رو دادم، دکتر

‫شهر داره تخلیه میشه

‫درک نمی‌کنم، اون ما رو اورد اینجا. ‫پس کجاست؟

‫داره چی کار می‌کنه؟

‫تبره

‫داره از هسته تشعشع می‌گیره...

‫انگار داره شارژ میشه

‫گودزیلا داره واکنش نشون میده! ‫اونا پیداش کردن!

‫چی شد؟

‫داری چی کار می‌کنی؟

‫یه نمونه برمی‌داریم

‫این نیروییه که فراتر از درک ماست

‫نمی‌تونین همینطوری حفاری کنین

‫راستش، می‌تونیم

‫پدرم هر چیزی که بخواد رو بدست میاره

‫اون دیگه ملک ایپکسه

‫چی؟

‫اثر انرژی داره میاد

‫به زودی باید بتونیم اونو بسازیم

‫این مهم‌ترین کشف هزاره‌ست

‫- نمی‌تونین همینطوری تیکه پاره‌ش کنین ‫- نشونه بگیرین

‫بریم، بریم. ‫چیزی که می‌خواستیم رو گرفتیم

‫بریم!

‫آره

‫آقای سریزاوا، موتورهات رو روشن کن!

‫این آپگرید هنوز آزمایش نشده

‫وقتی آنلاین بشیم...

‫گوجیرا مستقیم میاد سمت ما

‫از همون اول که مخلوق ما...

‫بیدار شد، داره میاد سمتمون

‫- باید ازش استقبال کنیم ‫- نباید عجله کنیم

‫اصلاً نمی‌دونیم این منبع انرژی...

‫چه اثری روی مکا می‌ذاره

‫برو روی اون صندلی لعنتی

‫- برو، برو، برو! ‫- زود باش، زود باش!

‫برو! منتظر چی هستی؟ ‫بریم!

‫از این طرف، قربان! عجله کنین! ‫باید برگردیم...

‫خیلی خب

‫اونو از سر راه بزن کنار! ‫بهش شلیک کن!

‫برو، برو، برو!

‫نه

‫نه، نه، نه...

‫اوه، خدا! ‫زود باشین، بریم!

‫- محکم بچسبین، خانم‌ها ‫- آره

‫پایین بمونین

‫آره، این زود پخش میشه

‫چی؟

‫باید سعی کنیم جلوی اینو بگیریم

‫من از این خوشم نمیاد، بچه‌ها

‫اگه اینجا تو نابودی دنیا دخالتی نداشت...

‫اینجا اتاق دی‌جی خوبی میشد

‫می‌دونم این... ‫تعمیرات

‫مدیسون، باید بریم

‫از تعمیراتم. ‫نیازی نیست به کسی خبر...

‫باور نمی‌کنه. ‫مدیسون، باید بریم

‫اون زنی که موهای شیطانی داره...

‫مدیسون، اونا تفنگ دارن

‫هی، بچه‌ها. ‫اینجا عایق صدا داره، پس نمی‌تونم...

‫- می‌خوام صحبت کنم... ‫- درو باز کن!

‫دوباره بگو؟

‫اوه، خدا! ‫بخوابین! بخوابین!

‫لعنتی!

‫الان می‌خوایم از شکاف رد بشیم! ‫محکم بچسبین!

‫انگار راند 2 رو کونگ برد

‫بیخیال، بچه‌ها. ‫واقعاً؟ بازم صلح سبز؟

‫صلح سبز...

‫راستش، قربان، نه که شما باید اینو بدونین...

‫ولی من دستیار مهندسی سطح 2...

‫خب، دستیار موقتی مهندسی سطح 2 هستم

‫نه که شما باید بدونین

‫ارزیابی‌های من خیلی خوب...

‫فقط دارم میگم صلح سبز باید ‫از خداش باشه، فقط همین

‫تو رو از کجا می‌شناسم؟

‫خدای من

‫دختر مدیر راسل، آره؟

‫همه اینا به خاطر توـه

‫اگه منظورت از "همه اینا"، اینه که من، و فقط من...

‫به بشریت یه شانس در برابر تایتان‌ها دادم...

‫پس، آره، این لقب برای منه

‫گودزیلا ما رو به حال خودمون گذاشته بود

‫تو تحریکش کردی که جنگ به پا کنه

‫فقط یه موجود آلفا می‌تونه ‫وجود داشته باشه، خانم راسل

‫به نظر میاد مشیت الهی بوده

‫زمان ارساله

‫اتصال خلبان رو شروع کن

‫و حالا...

‫مکای من

‫این نه تنها با گودزیلا برابری می‌کنه...

‫بلکه بهش برتری هم داره

‫تایتان ایپکس ساخته دست خودم

‫وقتشه به دنیا نشون بدی چی کار می‌تونی بکنی

‫خلبان متصل شد

‫هشدا: از کار افتادگی. ‫سیستم ناپایدار

‫هشدا: از کار افتادگی. ‫سیستم ناپایدار

‫اینطوریه که ما، به عنوان ‫یه گونه از موجودات، برنده میشیم

‫می‌دونین، 10 سال پیش...

‫وقتی گوجیرا برای اولین بار به دنیا نمایش داده شد...

‫من یه رؤیا داشتم

‫و تو اون رؤیا، یه چیز می‌دیدم

‫و اون چیز زیبا و شگفت انگیر...

‫لعنتی

‫نه!

‫انصاف نیست

‫واقعاً می‌خواستم بقیه اون سخنرانی رو هم بشنوم

‫این دیگه چیه؟

‫داره برای خودش فکر می‌کنه

‫باید به مونارک هشدار بدیم

‫یا خودمون سعی کنیم جلوش رو بگیریم

‫اون هنوز به ماهواره‌شون وصله

‫صبر کن، جاش

‫اگه بتونم بفهمم پسوردش چیه...

‫شاید بتونم خاموشش کنم

‫خیلی خب

‫اون دیگه چیه؟

‫چیه؟

قلبش داره کُند می‌زنه

‫چی شده؟

‫می‌تونه ضربان قلبش رو حس کنه

‫داره می‌میره

‫هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم که ‫قلبش رو دوباره به کار بندازیم

‫باید اونقدری نیرو داشته باشیم که بتونه...

‫لاس‌وگاس رو تا 1 هفته روشن کنه

‫اون یه رمزه؟

‫اون یه رمزه؟

‫نمی‌دونم! ‫من به این عادت ندارم

‫من فقط فیلم‌های آنلاین رو می‌دزدم

‫خیلی خب، پس برو تو تنظیمات

‫- این مارکه ‫- بابا؟

‫مدیسون، کجایی؟

‫بابا، می‌تونی صدام رو...

‫می‌تونی صدام رو بشنوی؟ ‫من تو هنگ کنگم

‫- مد؟ ‫- بابا!

‫مد؟ ‫مدیسون!

‫خب، شما 2 تا بهتره یه کم فاصله بگیرین

‫تو دختر خیلی شجاعی هستی

بزدل

‫نمی‌دونم

‫شاید جفت‌مون هستیم

‫خب

‫موفق باشی، گنده‌بک

گودزیلا.. دشمن نیست

دشمن، اونه

راست میگه

...لطفاً

مراقب خودت باش...

‫فکر کردم گفتی هکری!

‫گفتم تو کمپ تابستونی یه کلاس اچ‌تی‌ام‌ال برداشتم

‫- اچ‌تی‌ام‌ال؟ ‫- آره، تو کمپ تابستونی

‫تو کمپ دهه 90 بود؟ ‫زود باش، کوئرتی رو بزن

‫خطا. ‫قفل امنیتی

‫نه. ‫لعنتی!

‫لعنتی

‫جاش! ‫باید یه کاری بکنی

‫ما سعی کردیم اون حرومزاده‌های ‫ایپکس رو شکست بدیم...

‫ولی فکر کنم فقط تا همینجا می‌تونیم پیش بریم...

‫پس به سلامتی

‫امیدوار بودم با آدم بزرگ‌ها بمیرم، ولی باشه

‫اگه تا حالا مشروب نخوردین، الان وقتشه، چون...

‫مشروب. ‫مشروب!

‫هی! داری چی کار...

‫راه حلت اینه؟

‫باید اینجا با تو بمیرم، اونم هشیار!

‫- آره! ‫- آره! آره!

‫هی، نیتان؟

‫نیتان؟

‫نیتان، حالت خوبه؟

‫بابا؟

‫بابا!

‫بابا!

‫سلام. این... ‫ایده‌ی مدیسون بود

‫خفه شو، جاش

‫بابا، این مردیه که جون ما رو نجات داد

‫برنی، با بابا آشنا شو

‫بابا، برنی

‫از آشنایی با شما خیلی خوشبختم

‫می‌خواستم ببینم می‌تونم شما رو ‫به پادکستم دعوت کنم...

‫تا درباره مرکز مونارک تو رازول صحبت کنیم، چون...

‫فوق‌العاده‌ست. ‫این اتفاق...

‫جیا؟ ‫جیا!

:تـــــرجـــــمـــــه « AbG ســـروش » « عـرفـان مـــرادی »

مراقب باشید، بچه‌ها داره میاد واسه پیاده‌رویِ صبحگاهیش

«زمین توخالی» [ مرکز نظارت بر کونگ ]

خونه

« ارائه‌ای از وب‌سایت بیاتوموویز » :.: Bia2Movies.bid :.:

:ترجمه‌شده در تاریخ « یکم آوریل 2021 »

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.