Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◣ تیم ترجمه چوکو دریم با افتخار تقدیم میکند ◢ @ChocoDreamSub : کانال تلگرام ما Din Din : مترجم
[ عاشقانه خوآ رونگ ]
[ قسمت پانزدهم ]
اینا دارن چیکار میکنن؟
،بهش میگن ژست نقاشی نامزدی جدیدا خیلی بین زوج ها مشهور شده
به خاطر همین یه نقاش معروف توی تیان چو پیدا کردم
که هر چی ناراحتی تو گذشته داشتیم رو از بین ببره
بزار اول اونا امتحان کنن
تا یه ژست مناسب برای ما پیدا کنن
زن داداش
شما و رییس اگه این ژست رو بگیرین
خیلی خوشگل میشین
نه، دلم نمیخواد انجامش بدم
خیلی عادیه
عادیه؟
...خب
هر جور تو بخوای انجامش میدیم
واقعا؟
نقاشی واقعا محشر شده
عالیه
عالیه؟
نه، منظورم اینه که
شما و زن داداش از اول زیبا متولد شدین
بین مردم شما تک این
یه زوج فوق العاده این
که همه بهتون حسودی میکنن
برای خواستگاری هیجان انگیز امشب آماده ای؟
!البته
!همه چی مرتبه
میدونی چیه رییس
هیچ زنی نمیتونه در مقابل
همچین خواستگاری هیجان انگیزی دووم بیاره
خیلی خوبه
رییس، من فقط هنوز نتونستم یه چیزی رو بفهمم
شما و زن داداش قبلا ازدواج کردین
چرا خواستگاری آخه؟
!همش به خاطر توئه
به عنوان سومین برادرمون
هیچی از آداب و رسوم
!و همینطور اولویت ها نمیدونی
اگه همون اول تیر رو به هدف زده بودی
الان شیاو خوی حامله بود
پس رییس مجبوره تلاش کنه
تا بتونه تو رابطه پیشرفت کنه ،مگه نه؟
به من گوش کنین
خوا رونگ دلش نمیخواست با من ازدواج کنه
اون ازدواج به حساب نمیاد
دلم میخواد کاری کنم که امشب با میل خودش عروسم بشه
درستش همینه
پس از شب عروسیتون لذت ببرین
چه زری میزنی آخه؟
همین الان برین گمشید
چیان دا یو، دوباره همه چی رو چک کن
نزار هیچ اشتباهی بشه
اونوقت میتونی
از شب عروسی لذت ببری
وای، چقدر غذا آماده کردی
همشون رو دوست دارم
!صبر کن
اجازه بده اول اسماشونو بهت بگم
این غذاها، اسمشون
ازدواج پر سعادت و فوق العاده
عشقی از ته قلب و پر از تعهد
با من در عشق پرواز کن
و عشقی با وفا
...و همینطور
!صبر کن
میزی که روش شمع گذاشتی
و اسم های لوسی که واسه غذاها گذاشتی
چیکار داری میکنی؟
رک و پوست کنده حرف بزن
رونگ اِر
میدونم که سری قبل
دلت نمیخواست با من ازدواج کنی
پس این سری
من برات یه خواستگاری متفاوت آماده کردم
یه شمشیر خاص برات ساختم
!چقدر ظریفه
!صبر کن
این فقط دستشه که پس شمشیرش کو؟
اون یاقوت آبی رو فشار بده
!چقدر جالبه
این شمشیر ظریف به نظر میاد ولی
!در حقیقت خیلی بُرنده اس
راحتم میتونی با خودت ببریش
اینو مخصوص تو درست کردم تا از خودت مراقبت کنی
خوبه، دوسش دارم
حالا اسمش چیه؟
اسم این شمشیر
عشق ابدیه
چقدر چندش
زود باش، رونگ اِر بلند شو
زود باش
♪ تمام تلاشهایی که کردم این عشق رو جاودانه کرد ♪
♪ زیر این آتیش بازی باشکوه ♪
♪ یه عالمه حرف دارم که بهت بزنم ♪
♪ زیر این فانوس آرزومو حک کردم، لطفا منو به رویاها ببر ♪
این قفل طلایی رو
خودم با دستام برات ساختم
برای همیشه
به گرمی تو رو پیشم نگه ات میداره
تو این زندگی فقط با من ازدواج میکنی
♪ برای اینکه دنبالت بیام چه سفر سختی رو میگذرونم ♪
♪ عشق بیمارم به تو داره بیشتر میشه ♪
به جزیره ای که اونجاست نگاه کن
اسمش درست شبیه اسم توئه
جزیره خوآ رونگ
از الان به بعد
فقط متعلق به منو توئه
....و
بچه هامون
!چی میگی بابا
!ردم نکن
مثل اینکه اونجا داره آتیش میگیره
!هنوز بهم جواب بله ندادیا
نه، واقعا اونجا آتیش هست
!رییس، رییس، خبر بد، رییس، رییس
چی از مراسم خواستگاری مهم تره آخه؟
کشتی سلطنتی که اونجاست داره آتیش میگیره
درسته،درسته،درسته
واقعا اونجا آتیش گرفته
رونگ اِر ،منتظرم باش ،زود برمیگردم
نه،پس من چی؟
چیان دا یو ،کشتی رو ببر اون سمت
باید کمکش کنیم
چشم،فهمیدیم
خیلی عجیبه
چرا هیچ کس رو عرشه نیست؟
عجیبه واقعا
هی ،آقایون مراقب باشین
چیان دا یو ،جانگ شیان
شما دو نفر روی بینی و دهنتون دستمال نگه دارین
با من بیاین داخل کشتی تا چین شانگ چنگ رو پیدا کنیم
بقیه هم اینجا روی عرشه باشین و منتظر خبر من باشین
چشم
این کشتی از وانجیانگ اومده
آره،درسته ،پرچم روی کشتی ماله وانجیانگِ
نمیشه....تو این سال ها از پدرم شنیدم که
کشتی های بازرگانی وانجیانگ
با خودشون شراب های مخصوص و ویژه و
خز حیوانات حمل میکنن
...اما توی این کشتی
نه خزی هست و نه شرابی
به جاش فقط یه عالمه خاکستر چوب هست
پس یه نفر ما رو گول زده که ما رو اینجا بکشونه
...پس چین شانگ چنگ
عجیبه
چرا اینا حتی یه جای زخم رو بدنشون ندارن ؟
خواستین به من کلک بزنین
اونم با همچین حقه های مسخره ای؟
چین شانگ چنگ
تو پارسال رییسمون رو که رییس گروه دزد دریایی شیو لو بود رو کشتی
!امروز،با خونت تاوانشو میدی
پس تو از گروه دزد دریای شیو لو هستی
که قایق های ماهیگیری رو میدزدین
چقدر به موقع اومدین با یه حرکت همتونو میکشم
بهت گفتم تو کشتی بمون
من فقط میخواستم کمکت کنم
باحال بودم مگه نه؟
!عالی بود
!لطفا،منو نکش
من به همه آدمام میگم که به تو پناه بیارن
رییس،نزار بره
اون خیلی از برادرامونو کشته
درسته،رییس
اگه منو نکشی
هر کاری برات انجام میدم
!مراقب باش
رونگ اِر
رونگ اِر
رونگ اِر
رونگ اِر
!رونگ اِر،رونگ اِر،رونگ اِر
...بیدار شو،بیدار شو
...لطفا رونگ اِر ،بیدار شو
بیدار شو ،بیدار شو ،لطفا
چیان دا یو ،جانگ شیان
!چیکار کنم ،چیکار کنم من
♪ از اون چشم های مستت خیلی آسیب دیدم ♪
♪ یه سرنوشت اشتباه رو توی قلبم تجربه کردم ♪
،امشب همه چی تموم میشه ♪ ♪ فقط همه چی رو فراموش کن
♪ دندون های سفیدت میون لب های قرمزت ♪
♪ وانمود میکنی که مستی ♪
♪ تا ابد صدات تو گوشمه ♪
♪ وقتی مینوشم، این عشق توئی ♪
♪ وقتی بیدار میشم، میفهمم همش رویا بوده ♪
♪ وقتی مینوشم، این عشق توئی ♪
♪ وقتی بیدار میشم، میفهمم همش رویا بوده ♪
!خیلی خوب گریه کردیا
باشه،باشه،باشه
من حالم خوبه
فقط داشتم اذیتت میکردم
دیگه همچین شوخی هایی باهام نکن
باشه
فقط داشتم اذیتت میکردم
نمیدونی که چقدر نگرانت بودم
،تو داشتی منو اذیت میکردی اما یه چیزی اون واقعا یه چیزی پرت کرد
منو نگاه ،حالم خوبه
...اون قفل طلایی که به من هدیه دادی
این سری نجاتت داد خدا رو شکر
اما دیگه به خاطر من خودتو به خطر ننداز
قول میدم
چی شده؟
آروم باش،باشه؟
من که صدمه ندیدم
حالم خوبه
جدی میگم
رونگ اِر
لطفا بهم قول بده
دیگه هیچ کار خطرناکی نمیکنی
باشه،بهت قول میدم
اما چرا اینقدر جدی حرف میزنی ؟
میدونی چیه؟ ...امروز فکر کردم که
برای همیشه از دستت دادم
و دیگه نمیتونم تو کل عمرم ببینمت
احساس ناتوانی میکردم
احساس بدبختی میکردم
وقتی که اون لحظه کاری از دستم برنمیومد
دیگه نمیخوام همچین چیزی رو تجربه کنم
هیچ وقتِ هیچ وقت
ترجیح میدم بمیرم تا همچین چیزی رو تجربه کنم
خیلی خوب
خدا ازم مراقبت میکنه
به خاطر همین من به این آسونیا نمیمیرم
علاوه بر این
من ترجیح میدم بمیرم تا اینکه تو
مجبورم کنی که یه زندگی عادی داشته باشم
دیگه همچین حرفایی بهم نزن
دلم میخواد یه زندگی طولانی رو تجربه کنی
باشه،یه زندگی طولانی تجربه میکنم
اما تو هم یه قولی بهم بده
که تو هم یه زندگی طولانی تجربه میکنی
و اینکه
تا ابد پیش هم زندگی میکنیم
باشه،بهت قول میدم
من تا صد سالگی زنده میمونم
با تو موهام سفید میشه
خیلی خوب میشه
♪ جیان گو پر از خطره ♪
♪ عدالت خیلی قدرتمنده ♪
♪ عدالت هم خوبه و هم شیطانیه ♪
♪ یه دزد دریایی هم میتونه قهرمان بشه ♪
پدر خونده
من نقشه یه عالمه سفر و ماجراجویی با رونگ اِر کشیده بودم
تا قاتل رو پیدا کنم
و انتقامتو بگیرم
اما سفر به وانجیانگ خیلی خطرناکه
حتی خطرناک تر از اتفاقایی که چند لحظه پیش افتاد
نمیتونم اجازه بدم که رونگ به خطر بیفته
پس تصمیم گرفتم تنهایی به وانجیانگ برم
فکر میکنم که تو هم موافقی
اگه این حرفامو میشنوی
امیدوارم که
بتونی از رونگ اِر مراقبت کنی
♪ تو اتاق به صدای باران گوش میدم ♪
♪ دوباره دلم برات تنگ شده ♪
♪ چه احساسات درهم ریخته ای دارم ♪
♪ به هر ریسمانی چنگ میزنم ♪
♪ یه دنیای متفاوت توی ذهنم ساختم ♪
♪ انتظار احمقانه ی من ♪
♪ یه روز بالاخره اونو عاشقم میکنه ♪
پدر خونده
نگران نباش
من کسی که پشت این ماجرا بوده رو پیدا میکنم
و میکشمش
پس امیدوارم روحت در آرامش باشه
♪ با اینکه توی هنر های رزمی و تیر و کمان ماهرم ♪
♪ اما تنها چیزی که ازش میترسم اشک های زیبای توئه ♪
،توی این زندگی فانی و پر از آشوب ♪ ♪ تنها یک نفر در قلبم دارم
♪ من خودمو قربانی خواهم کرد تا تو رو نجات بدم ♪
♪ باد، موج های ترسناک رو تحریک میکنه ♪
♪ دریا الان دیگه طوفانیه ♪
رونگ اِر
وقتی این نامه رو میخونی
من دیگه به وان جیانگ رسیدم
لطفا منو به خاطر اینکه بدون خداحافطی رفتم ببخش
سفر به وان جیانگ خیلی خطرناکه
دشمنامون اونجا کمین کردن
من پدرمو از دست دادم
دلم نمیخواد تو رو هم از دست بدم
پس مجبورم که این کارو کنم
من به چیان دا یو دستور دادم که تو رو سلامت برگردونه
نگران نباش
بعد اینکه قاتل رو کشتم
به تیان چو برمیگردم
و تو رو به جزیره خوآ رونگ برمیگردونم
بعد از اون تا ابد با هم میمونیم
!همه چی مرتبه
چیان دا یو
بیا اینجا
بهم بگو
کشتی کجا داره میره؟
...به
تیان...تیان چو
!چین شانگ چنگ
!دوباره منو تنها ولم کردی
آروم باشین
شما تنها نیستین
من کنارتونم
تو رو که میبینم بیشتر عصبانی میشم
چرا جلوشو نگرفتی ؟
ایشون رییس منه
من جرئت نمیکنم جلوشو بگیرم
...تو
چیان دا یو ،بهم بگو ببینم
از دستور کی تبعیت میکنی ؟
رییسم
رییست از دستور کی اطاعت میکنه؟
شما
پس، نباید ازم تبعیت کنی؟
چرا
دور بزن
نمیشه ،زن داداش
اگه من دور بزنم
رییسم حتما منو میکشه
خیلی خوب ،اگه حرفمو زمین بندازی
!تا اونجا شنا میکنم
!صبر کن! زن داداش
خیلی خوب،دور میزنیم
ولم کن
همین الان - دور بزن -
زود باش
زن داداش ،لطفا عصبانیتتو کم کن
لطفا آروم باش آروم باش
چرا یه عالمه مغازه به اسم یون خو اینا هست؟
خوآ رونگ،خوآ رونگ
الان دیگه تو زن داداش منی
لطفا از این به بعد یهویی کاری انجام نده
،اگه بازم همین کارا رو بکنی چجوری میتونم به رییس توضیح بدم ؟
تو روی عرشه به حرفم گوش ندادی
!منم بهت اهمیت نمیدم
اگه دوباره به حرفم گوش ندی
!منم این شکلی باهات رفتار میکنم
وقتی که چین شانگ چنگ رو ببینم
میگم تو مجبورم کردی که این کار رو بکنم
!همچین حرفی نزنیا
!من دلم میخواد بیشتر از اینا زنده بمونم
مگه ما با هم دوست نیستیم ؟
باشه،به خاطر اینکه با هم دوستیم
میتونم یه شانس دیگه بهت بدم
این دیگه به خودت بستگی داره که رو هوا بقاپیش یا نه
!قطعا میقاپمش
پس قبول میکنی؟
اره
پس الان به من بگو
چطور چین شانگ چنگ میخواد انتقام پدرشو بگیره
و در حال حاضر کجاست؟
نقشه اش چیه؟
زن داداش ،این سفرش
کاملا سری بود ،به منم چیزی نگفت
!خیلی خوب
تو واقعا نمیخوای چیزی به من بگی ؟
خودم جوابشو پیدا میکنم
دیگه ازت چیزی نمیپرسم
قهرمان یون خو
!موضوع رو عوض نکن
!جدی دارم باهات حرف میزنم
اصلا انتظار نداشتم
آوازه شهرت این پسر تا وان جیانگ بپیچه
اما این اصلا شبیه اش نیست
زیبایی ظاهرییش
که تنها حسن چین شانگ چنگِ اونم نابود شده
قربان،قیمت این چنده؟
پنج قطعه نقره
!خیلی گرونه
گرونه؟
!پس دیگه از قهرمان یون خو پیروی نکن
کی میخواد از اون پیروی کنه ؟
!من بهش یه ذره هم اهمیت نمیدم
زن داداش
چیه این قهرمان یون خو خوبه؟
حتی به اندازه ی منم خوشتیپ نیست
!چش
حالت خوبه؟
!متاسفم،واقعا متاسفم
مشکلی نیست،اشکال نداره
اون اونجاست
اونجاست،برین بگیرینش
اونا دنبال تو اومدن؟
عجله کنید
!نمیتونم تحمل کنم که چند تا مرد واسه یه دختر قلدری کنن
!زن داداش
!اینجاست،وایسین
!زن داداش
!بدویین
!بریم
!اون دختر رو بگیرین
!برید
!عجله کنین
اول لباساتو عوض کن
به خاطر کمک امروزت ازت ممنونم ،خواهر
نه بابا ،کاری نکردم
به هر حال،اسمت چیه؟
چرا اون سربازا دنبالت میکردن؟
تو مال این طرفا نیستی ،مگه نه؟
من خوآ رونگ اهل تیان چو هستم
من لو وان وانم
پدرم رییس بازرگانی و تجارت وان شانگِ
اگه بخوام راستشو بهت بگم ،خواهر
من تصمیم پدرمو مبنی بر اینکه
شوهرمو از بین کاندید های مراسم وان شانگ انتخاب کنم، رد کردم
پس پنج روز پیش
یواشکی از خونمون فرار کردم
!فهمیدم!تو از ازدواج فرار کردی
گوش بده به من
من عاشق آدمایی مثل توام
،که ازدواج از پیش تعیین شده رو رد میکنن
و شادی و سرنوشتشون رو
تو دستای خودشون میگیرن
جدی؟ آبجی رونگ ،تا به الان
شما اولین نفری هستین که به خاطر فرارم از ازدواج حمایتم میکنین
!مراسم وان شانگ ،چه تصادفی
چیان دا یو،چیو چه تصادفی؟
!هی...هیچی
هیچ تصادفی
بگو ببینم ،چین شانگ چنگ رفته به اون مراسم؟
خیلی خوب،مشکلی نداره اگه که تو قبول نکنی
به هر حال من تصمیم گرفتم
به اون مراسم برم
زن دادش من که چیزی نگفتم
زن دادش شما خیلی باهوشی،درست حدس زدی
خواهر رونگ ،شما واقعا میخوای به اون مراسم بری؟
پس من چیکار کنم؟
معلومه با من بیا،فقط یه لحظه بهش فکر کن
اگه پدرت پافشاری میکنه که
شوهرتو از اون مراسم انتخاب کنی
چرا مخفیانه اونجا نمیری تا
مرد مورد علاقتو اونجا پیدا کنی؟
اما اگه خودمو نشون بدم
فورا همه منو میشناسن
اوه،درسته
تو منو داری
اینو بسپار به من
چیان دا یو،اینا چیه رو صورتش کشیدی؟
نفهمیدی زن داداش
این یکی از معروف ترین نقاشی های دستی هایناست که مخصوص مناطق غربیه
نقاشی دستی هاینا ؟
فقط یه مشت مهارت رزمی نمیتونه خطرات جیان گو رو از بین ببره
اگه اینطور نیست ،چرا اینقدر رییس بهم اطمینان داره؟
خیلی خوب،خیلی خوب،خیلی خوب
فقط این مهمه که اونو نشناسن
فردا
بریم ببینیم
این مراسم وان شانگ چی هست
اوه ،نه!به محض اینکه پامو گذاشتم اینجا رییسو دیدم
زن داداش
به این ابریشم جیانگ نان نگاه بنداز
چقدر بهت میاد
یه پارچه گرون قیمت و اعلا با رنگ خوشگل
اگه بپوشیش
خیلی بهت میاد
خوشم نمیاد ازش
این یکی سبکِ
خیلی هم بافتش خاصه
خیلی خوبه
اگه بپوشیش احساس راحتی میکنی
تو میتونی این نکبتو بپوشی و باهاش احساس راحتی کنی
خواهر رونگ
چی شده؟
من همسر دوم پدرمو دیدم
خاله لان
چیان دایو ،تو از قصد جلوم وایسادی
تعجبی نداشت که چرا داشتی برای من پارچه انتخاب میکردی
میخواستی چین شانگ چنگ رو نبینم ،مگه نه؟
زن داداش،اون رییس نیست؟
تو راستی راستی داداش خودشی
به بازیگریت ادامه بده
زن داداش،تو واقعا شوخ طبعی
من شاید داداش باشم ولی شما زنشی
...من
من زنش نیستم
برین اون طرف
من شنیده بودم که آقای سیتو
توی کشور یه شیانگ تجارت ادویه جات دارن
تا امروز نمیدونستم که
نه تنها اینقدر موفق و جوونی
بلکه خوشتیپم هستی
تعجبی نداره که همه دخترای یه شیانگ
دوست دارن ازت ادویه جات بگیرن
من چاپلوسی میکنم ،خانم لان
من فقط یه سگ خوش شانسم
که تمام تلاش های پدرمو یه جا بدست آوردم
پس طبق حرفایی که زدین
شما قصد دارین که
با خانواده ی سیتو توی وان جیانگ همکاری کنین؟
میخواین با هم همکاری کنیم؟
چطور میتونم وقت گرانبهاتو هدر بدم اگه در موردش فکر نکرده باشم؟
اما توی تجارت ،مهم ترین اصل محصوله
فقط دلم میخواد فویو شیان معروفو که مال یه شیانگ ِ امتحان کنم ( پ.ن : رایحه ای خوشبو )
و بعدش تصمیم بگیرم
من کنجکاوم بدونم که آقای سیتو کاری که ازش بخوام رو برام انجام میده
میتونیم تو اتاق تجربه اش کنیم
هر طور که شما بخواین ،خانم لان
جانگ شیان ،تو همین جا بمون
باشه
ولم کن،دستتو بکش
چه رنگ قشنگی داره
چین شانگ چنگ ،توئه پست فطرت
فقط اگه بفهمم داری ادا اصول در میاری
یا داری بهم خیانت میکنی
شما دو نفر اینجا وایسین
من چند لحظه دیگه بر میگردم
زن داداش
ولم کن
ول کن بینم
به من گوش بده
بدون فکر کاری نکن
اول آروم باش
زن دادش ،هویت رییسمون رو لو نده
دست از سرم بدار
وقتی موقع ارتکاب جرم بگیرمش
میتونم بفهمم چی دیگه از دهنش میریزه بیرون
برادر دا یو ،آقای سیتو
شوهر خواهر رونگِ،مگه نه؟
فکر نکن این سگ ها ی نگهبان جلو در
میتونن جلو منو بگیرن که نزارن ببینم داری بهم خیانت میکنی
آقای سیتو،استاد لو
عاشق بخور خو شی یو بودهیِ (نوعی رایحه )
از وقتی که از اون استفاده میکردم
ارباب لو بیشتر و بیشتر بهم توجه میکنن
ایشون هر شب
به اتاقم میان
اما بعد اینکه یه مدت گذشت
ارباب خسته شدن
خانم لان
فویوشیانی که من میفروشم
از گل های وحشی تازه و
برگ های سبز چای و
بنفشه های خوش طعم و شیرین درست شده
و همینطور از انگور های مخصوص شراب سفید که مال مناطق غربیه
شما رو از خود بی خود میکنه
وقتی بوش میکنی
بهتون قول میدم تاثیرش خیلی بیشتر از بودهیِ
و به هیچ عنوان رایحه اش کسی رو مریض نمیکنه
خانم لان میتونین امتحانش کنین
در مورد چی دارن حرف میزنن؟
نمیتونم واضح بشنوم
رایحه ی فویوشیان خیلی سنگینه
آدمو گیج و منگ میکنه
چین شانگ چنگ ولخرج
جرئت میکنی که از مواد بیهوش کننده استفاده کنی
مثل اینکه کار ساز بوده
خانم لان
لطفا میشه بهم بگین که
آیا ارباب لو جزو گروه اژدهای سیاهه؟
چه گروه اژدهای سیاهه؟
هیچی در موردش نمیدونم
پس یشم سفید رو از کجا گرفته؟
من چیزی در مورد یشم سفید از ارباب نشنیدم
نمیدونم از کجا گرفته
رونگ اِر؟
چرا تو اینجایی؟
مراقب باش
خوآ رونگ
چرا تو اینقدر زود وا میدی؟
چرا رو خودت تسلط نداری ؟
یادت رفته واسه چی اومدی اینجا؟
!ولم کن بابا
!چین شانگ چنگ
توی تیان چو ولم کردی
منو از وان جیانگ دور کردی که
یه زن دیگه رو ملاقات کنی؟
یه زن دیگه رو ملاقات کنم؟
حسودیت شد؟
حسودی؟
این از کجا دراومد؟
پس چرا پشت پنجره فال گوش وایساده بودی
و بعد اومدی تو؟
نگران بودم که یه وقت بلایی
سر این دختر بیاری
نگران نباش ،این کارا رو فقط با تو میکنم
رفتارای بی ادبانمو
لعنت بهش
میخواد از این طریق خرم کنه
ولم کن،ولم کن،ولم کن
خانم،حالتون خوبه ؟
خوبم،خیلی خوبم
...بوی فویو شیان واقعا
خیلی محشره
حس میکنم الان درست تو بهشتم
آقای سیتو ،مدیر درست و مناسب
فویوشیان توی وان جیانگ هستن
که قراره با ما کار کنن
لطفا با بقیه کار نکنین
چرا صدای بانو فرق کرده؟
خانم لان من میتونم بهتون اطمینان بدم که
فویوشیان فقط برای استاد لو و شما ساخته شده
ببخشید که مزاحم شدیم
ولم کن
بوش خیلی خوبه
رییس
رییس
این دیگه کیه؟
دوست جدیدمه،به تو ربطی نداره
بشین
ایشون وان وانه ،دختر استاد لو
پنج روز پیش ،از ازدواج فرار کرد و زن داداشم پیداش کرد
لطفا بشین
همگی نگاه کنین،رییس لو اومدن
دوستان قدیمی و جدید من که از سر تا سر دنیا به اینجا اومدین
دلم میخواد از همتون تشکر کنم
باعث افتخار منه که بعد مدت زیادی با هم اینجا جمع شدیم
مراسم تجاری منو مزین کردین
من برای همتون آرزو میکنم
که توی این مراسم تجاری
شریک های مناسبی برای خودتون پیدا کنین
بهترین ها رو براتون آرزو دارم
عالیه،عالیه،عالیه
مراسم تجاری امسال با سال های دیگه فرق داره
دختر کوچیک من وان وان
به سن ازدواج رسیده
من میخوام از این فرصت خوب استفاده کنم
تا یه شوهر خوب برای دخترم پیدا کنم
بنابراین،این یه مسابقه برای انتخاب همسره
برنده ی نهایی نه تنها با دخترم ازدواج میکنه
بلکه به عنوان هدیه
نصف یشم سفید گرانبهای خودم هم بهش میدم
یشم سفید
رییس لو
این نصف یشم سفید
همونی نیست که چند روز پیش توی جیانگو بوده
و همراه نقشه گنج توسط خاندان پادشاهی قبلی مخفی شده بود؟
دقیقا همون یشم سفیده
پس،این یه نقشه گنجه
اگه کسی این یشم رو بدست بیاره
میتونه این شانس رو داشته باشه که گنج خاندان پادشاهی قبلی رو بدست بیاره
امیدوارم که همه کسانی که اینجا هستن
این فرصت رو غنیمت بشمرن و با قلبی مشتاق شرکت کنن
رییس لو،چون این مراسم انتخاب شوهره
چرا به دخترتون وان وان اجازه نمیدین که به اینجا بیاد ؟
و بتونیم ببینیمش
درسته،درسته،درسته
داره میاد،داره میاد
یشم سفید رو بزار کنار بابا
من برای
زیباترین دختر وان جیانگ ،وان وان
من ،نه چشم
خودمو به آب و آتیش خواهم زد
و از هیچی شکایت نمیکنم
منم انجام میدم ،منم انجام میدم
منم انجام میدم ،منم انجام میدم
به خاطر محبتاتون از همتون سپاس گذارم
اونایی که میخوان در این رویداد شرکت کنن
لطفا برگه ورودتون رو حدود ساعت ده صبح همراه داشته باشین
تا توی عمارت جوفو ثبت نام کنین
!لطفا همگی
!خوبه!خوبه
پدرم حتی از خدمتکارم شیاو خنگ استفاده کرده
تا حتما کارشو به سرانجام برسونه
انگار خودشو متقاعد کرده که منو مجبور کنه ازدواج کنم
نگران نباش ،تو منو داری
من قطعا بهترین شوهر رو برات پیدا میکنم
رییس ،بالاخره برگشتی
شما منو نا امید کردین
منو و رییس ،استاد لو رو ملاقات کردیم
اون و گروه اژدهای سیاه و همینطور اون یشم سفید
هیچ ارتباطی با همدیگه ندارن
اونو یه مرد مرموزِ که وان وان رو دزدیده و تهدیدش کرده
و مجبورش کرده که این پیامو بده
استفاده از یشم سفید فقط یه طعمه اس
و انتخاب همسر فقط یه بازی که قهرمان یون خو رو بگیرن
من یه جورایی فهمیدم
این مرد مرموز میتونه
رییس گروه اژدهای سیاه باشه
و اون میخواد که یه مراسم انتخاب شوهر راه بندازه
تا بتونه نصف دیگه یشم سفید رو بدزده
اینم میتونه درست باشه
هنوز از نصف دیگه سرنخی وجود نداره
و نصف دیگه اشم دست منه
میتونم از قدرت هویت سیتو چِنگ استفاده کنم
تا گیجش کنم و درست به موقع مار رو از لونه اش بکشم بیرون
درسته
رییس،حالا قدم بعدیت چیه؟
قبلش من باید رونگ اِر رو بفرستم به تیان چو
و از این شهر پر دردسر دورش کنم
ما باید مراقب باشیم
دلم نمیخواد رونگ اِر وارد این قضایا بشه
حتی مشکلات بزرگتر از این هم وجود داره
نمیخوام سلامتیش به خطر بیفته
درسته،ما باید آروم آروم پیش بریم
اگه رییس تو مراسم انتخاب شوهر برنده شه
و یشم سفید رو بگیره
رییس گروه ايدهای سیاه مطمئنا خودشو نشون میده
درسته،منم موافقم
داری باهوش میشیا
نه بابا ،اینطوریام نیست
خب
رونگ اِر الان کجاست؟
همه چی آماده اس؟
بله
این سری ،نباید اشتباهی پیش بیاد
نگران نباش ،رییس،من مراقب همه چی هستم
این سری کارمو درست انجام میدم
و صحیح و سلامت زن داداش رو به تیان چو برمیگردونم
بریم
چرا منو هل میدی؟
نمیبینی رییس میخواد با زن داداش خداحافظی کنه؟
بی ملاحظگیه که اینجا باشیم
بریم،بریم،بریم
رونگ اِر،سفر به وان جیانگ خیلی خطرناکه
مجبور شدم این کارو کنم
سرزنشم نکن
برو کنار ببینم
!تو وانمود کردی که خوابیدی
خب که چی؟
تو میتونی بهم کلک بزنی
اما من نمیتونم براش آماده بشم؟
...نمیشه،چطور تونستی
چرا بیهوش نشدم؟
کاری که با خانم لان کردی
نمیتونی باهاش منم گول بزنی
بازم دست کم گرفتمت
فکرشو نمیکردم بدون اینکه بفهمم پادزهر رو ازم بدزدی
من فقط میخواستم بهت ثابت کنم
که میتونم کنارت باشم
اما سفر به وان جیانگ
خیلی خطرناک تر از اتفاقایی هست که توی تیان چو افتاد
همینطور رییس گروه اژدهای سیاه مثل
جاو یوان مینگ نیست که سریع بتونیم بگیریمش
خب یکی از دلایلم همینه ،میخوام اینجا بمونم و در کنارت با هم مبارزه کنیم
بگو ببینم
بهت قول میدم هر کاری برات بکنم
اگه مثل دخترای خوب به تیان چو برگردی
جدی؟
خوب
بیا با هم یه قرارداد منصفانه بزاریم
در مورد مسابقه انتخاب همسر
و یه رقابت سالم با هم داشته باشیم
اگه من بردم و یشم سفید رو بردم
تو باید بهم قول بدی که
هر جا میری منم با خودت ببری
باشه
اگه من بردم چی؟
اونوقت منم برمیگردم تیان چو
به حرفت عمل میکنی؟
من هیچ وقت زیر حرفام نمیزنم
و میخوام بدونی که
من میتونم برنده نهایی باشم
از تمام قدرتم استفاده میکنم
من خوآ رونگ رو هیچ وقت دست کم نگیر
پس
منم یشم سفید رو به
عنوان جهیزیه میارم
...تو
چرا به من خیره شدی؟
رونگ اِر
تو به خواستگاری من
جواب مثبت دادی؟
میدونی عاشق چیه تو هستم ؟
من عاشق وقتاییم که تو مثل یه اسب کوچولوِ
خشمگینی ، که میخوان رامش
کنن ، و یک دندگی میکنی
چرت و پرت نگو بابا
خیلی خوب
بیا به عنوان
قول یه بوس بهم بده ببینم
نه
نه ،من جدی دارم حرف میزنم،خیلی هم جدی
بیا دستامونو به عنوان قول بهم بزنیم
هاه،باشه
بزن قدش
برین داخل
رییس
اونم داره میاد؟
اگه هم بیاد
برای ورودش احتیاج به برگه ورود داره
آره،آره،آره
این قهرمان خوآ خوآ نیست؟
اگه دلت میخواد بری داخل
و ببینی تو چه خبره
من با خودم میبرمت
اما یه شرط دارم
وقتی رفتی سر درآوردی
باید برگردی خونه
آقای سیتو
اصلا فکر نکن که چون برگه ورودی داری خیلی باحالی
وان وان
ما هم برگه ورودی رو داریم ،بریم
نگاش کن
خط طلایی داره،مگه نه؟
یکم متواضع باش
...چی
کجا تونسته برگه ورودی رو بگیره؟
!نمیدونم،این مسئله مربوط به برادر سومه
...من
!اره،تو
وان وان
ما با این برگه ورودی میتونیم
همه جا بریم،از کجا گرفتیش؟
از قصر طلایی گرفتمش
قصر طلایی؟
!صداتو بیار پایین
قصر طلایی
اینو برای جین دو شیون فرستاده بود
تا تو این مراسم شرکت کنه
اما الان اون مریضه و تو خونه افتاده
پس یه نفر رو فرستادم تا کاغذ ورودی رو ازش بگیره و پول زیادی هم بابتش دادم
و ازش دو تا جعل کردم و
براش پس فرستادم
خیلی عالیه،وان وان
تو برای انتخاب شوهرت
خودت شخصا داری تلاش میکنی
البته ،از قدیم میگن
هر که پر طاووس خواهد،جور هندوستان کشد
من فقط یه مقدار پول خرج کردم
اونم از راه رسید
رونگ اِر
به نظر میرسه که تصمیم گرفتی از من ببری
توی محافل عمومی
نمی تونی هیچ کاری باهام بکنی
کاری میکنم کناره گیری کنی
خیلی خب،ببینیم چیکار میتونی بکنی
کافیه
توی جایی به این شلوغی
اینقدر به چشماش نگاه نکن
من که تو چشماش نگاه نکردم که،بریم
عصبانی نشو
اونجا جای خالی برای نشستن هست
اول بریم اونجا بشینیم
بریم،بریم،بریم
آره،آره،آره
بریم
رییس،در مورد دو نفر یه مشکلاتی هست
کیا؟
بریم ببینیم چه خبره
کاغذ های ورودتون رو نشون بدین
نشونش بده
..تو
!چه غلطی میکنین
..چی
چطور جرئت میکنین به خانواده قصر طلایی توهین کنین
شما جزو خانواده قصر طلایی نیستین
!شما دوتا دروغگویین
...من
بزار یه چیزی بهت بگم
کاغذ های اصلی از کاغذ ارزشمند دومبا ساخته شدن
!که به هیچ وجه با آتیش نمیسوزن
من به این موضوع فکر نکرده بودم آخه خط طلایی داشت
وان وان،فقط پولتو هدر دادی
خیلی خوب،شما دو نفر قطعا دروغگویین
و حتی جرئت کردین وانمود کنین جزو خانواده قصر طلایی هستین
زود باشین
اینا رو به اداره انتظامات ببرین
و ازشون بازجویی کنین
!نگاه کنین اون چیه دیگه
!بریم
!برید بگیریدشون
!رییس ،رییس
!زن دادش تو دردسر افتاده
!از سر راه برین کنار! وایسین
!شما دو تا دزد ،چرا دارین فرار میکنین؟ بگیریدشون
!اون دختر مال منه
چطور جرئت میکنی بهش دست بزنی ؟
☟ لطفا جهت حمایت از ترجمه عضو کانال ما بشین ☟ @ChocoDreamSub : کانال تلگرام ما
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.