All language subtitles for Flickering.Lights.2000.Bluray.1080p.DTS-HD.x264-Grym.he_auto

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «MeysaM/Unicorn»

‫بعضی اوقات، البته نه خیلی وقتا

‫یه جایی رو پیدا میکنی که منوی غذا مهم نیست

‫جایی که صرفا بخاطر خوردن نمیای ‫میای که اونجا باشی

‫تو یه گوشه آروم بشینی ‫و کار کردن کارکنان رو ببینی

‫که یک حس خاص رضایتی بهت دست بده

‫و نگاهشون کنی وقتی کار میکنن

‫و ناگهان متوجه میشی،

‫اونا همیشه به اینجا و فقط اینجا تعلق دارن

‫آدم اضافه شده، حالا لعنتیا دیر کردن؟

‫- اون لهستانیه ‫- خب کی چی؟ باید اینجا میرسید تا الان

‫خیلی به یارو سخت نگیر

‫چرا دیر کردی؟

‫- چی میگه این پیتر؟ ‫- انگار اسهاله

‫آره، دست انداز راننده‌ها رو اسهال میکنه ‫معلومه دیر میکنه

‫من از 16 سالگی اسهال داشتم ‫سیگار؟

‫این چه کوفتیه؟ ‫جنس اشتباهیه! حالا چه کار کنیم؟

‫با 34000 کارتن look چکار کنیم؟

‫هیچکی این آشغالو نمیکشه

‫- سیگار.. ‫- آرن، آروم باش

‫پیتر بهش بگو ‫- آروم باش مرد

‫شاید بتونیم عوضشون کنیم

‫شاید حتی متوجه نشده

‫اسکیمو رو برام بگیر

‫- میدونم هیچ موقه نمیخونیش ‫- من میخونمش

‫مردان مریخی و زنان ‫ونوسی

‫قبلا بهت دادم، ولی انداختیش دور

‫من میخونمش ‫ممنون

‫بیا برگردیم به جای تو ‫من یکیو دیدم

‫چی؟ ‫- تموم شد

‫ببین، وقتی پول اسکیمو رو پس بدم.. ‫- پنج ساله داری اینو میگی

‫نه اینجور نیس

‫دارم به این فکر میکنم که کسب و کار ‫خودمو بزنم

‫شاید یه مغازه حیوون خونگی ‫- تو به ماهیم نمیتونی غذا بدی

‫میتونم یاد بگیرم، هر کاری میتونم بکنم

‫نه نمیتونی ‫چهل سالته

‫اون کیه؟ ‫- تو روزنامه کار میکنه

‫اسمش چیه؟ ‫- بهش دست نزن

‫عاشقشی؟ ‫- فکر کنم

‫می‌خوای بچه دار شی؟ ‫شاید

‫این کاریه که آدمای معمولی میکنن ‫بچه دار میشن میبرنشون به دیزنی لند

‫شش پرچم بهتره ‫خیلی کانوکس نیست

‫برات مهم نیس؟

‫موفق باشی ‫- آره. تو هم همینطور

‫یه تفنگ... ‫- یه تفنگ؟ این یه کلاشینکفه!

‫میدونستی میتونیه از آهن رد شه؟

‫آهن؟ ‫این میتونه همه چیو سوراخ کنه

‫بده من نشونت بدم

‫چرا اینقد طولش دادی؟ ‫- مامانم زنگ زد

‫داریم هدیه‌ها رو باز میکنیم ‫- چی بهش دادی

‫یادته اون یاروئه که تو کاخ سفید ‫تیر خورد؟

‫یه بیمار روانی 20 تا تیر بهش زد ‫- نشنیدم

‫گور باباش، اون از کلاشینکف استفاده کرد

‫نه اینطور نیست استفان!

‫قشنگه، چیه؟ تفنگ تزئینی؟ ‫- اون چی گفت؟

‫تفنگ تزئینی... به نظر واقعی میاد ‫- معلومه واقعی نیس

‫تو هانه ای؟ ‫استفان همش راجب تو حرف میزنه

‫قبلا همو دیدیم؟ ‫- هانه رو یادته

‫آره..

‫مگران نباش، منم همیشه فراموشش میکنم ‫دوسش داری؟

‫البته

‫فقط می‌خوام...

‫خدا لعنتت کنه پیتر ‫- یکم می‌خوای؟

‫میتونستم با تیر بزنمت ‫- چیزی نشد

‫بدون من جشن میگیرید؟

‫چرا اسکیمو رو دعوت نکردیم؟

‫پریود شدی مگه؟

‫نه فقط داشتم میومدم...

‫تولدت مبارک.

‫ممنون

‫پولمو گرفتی؟ ‫- نه

‫حالا مال منی تورکیلد

‫آره...

‫یه چمدون برای من بر میداری امشب ‫- باشه، کجا؟

‫داخل خانه یه دیپلمات یونانیه ‫تو جعبه پولاش

‫چیش؟ ‫- گاوصندوقش

‫ویلیام جزییاتو بهت میگه ‫- چمدونو وا نکن

‫نمیتونم یه کار مهم بکنم؟ ‫که یه بار برای همیشه قرضم تموم شه بهت؟

‫هر کاری میکنم، داشتم پیترو میزدم با تیر

‫تو مال منی تورکیلد ‫چمدونو بگیر، باشه؟

‫باشه

‫خفه شه آرنه!

‫چیه آینه ای ‫خوش ساخته

‫تمرکز کن! ‫- میتونیم برش داریم...

‫ما اونو دنبال خودمون نمیکشونیم

‫همیشه یکی از اینا می‌خواستم ‫میدونی قیمتشو؟

‫خب بیارش

‫نگاش کن! قشنگه

‫استفن کجاس؟

‫اون چیه؟

‫فلفل شکم پر، می‌خوای؟ ‫- حال بهم زنه

‫می‌خوای کمک کنی؟

‫یا خدا

‫تورکلید، اون منو زد، کمکم کن

‫بیا تو ماشین

‫چرا مردمی که دارن می‌میرن ‫هی حرف میزنن؟

‫اگه خفه نشی میزنمت ‫- باید هشیار بمونم، خود داره ازم میره

‫یه زخم سطحیه ‫وقتی جق میزنم ازین بیشتر خون ازم میره

‫داری روی پولا خونریزی میکنی احمق!

‫روی پولا خون ریزی نکن پیتر! ‫- من سردمه

‫چون تیر خوردی

‫چکار کنیم حالا؟

‫کجا داریم میریم؟

‫تورکیلد؟

‫می‌خوام برم بیرون ‫- چی؟

‫می‌خوام برم بیرون

‫تورکیلد، به ما کمک کن ‫- از چی می‌خوای بیای بیرون؟

‫من 40 سالمه، یه جشن تولد نمیتونم داشته ‫باشم بدون این که به کسی شلیک کنم

‫من یه کلاشینکفت هدیه گرفتم ‫- کلاشینکف

‫باید یه کیسه گلف بگیرم ‫باید یه خونه تو روستا بگیرم

‫روستا؟ ‫- میتونیم بریم اگه بخوای

‫نه نمیخوام ‫- چی می‌خوای پس؟

‫فکر میکنی چقد پول باشه؟ ‫- سه چهار میلیون؟

‫ولی اسکیمو میکشتمون

‫هیچ موقه اینقد گیرم نمیاد ‫- درسته، بریم!

‫بارسلونا؟

‫آره بیا بریم اونجا

‫تا زمانی که خودمونو نشون ندیم ‫- چه خبره؟

‫برای چه مدت؟ ‫- تا بفهمم چی می‌خوام

‫ما نمیتونیم ‫من نمیتونم

‫هانه داره صبحانه درست میکنه

‫هر کدومتون 100000 تا میگیرید اگه بیاید

‫من مراقبت پزشکی می‌خوام! ‫- مستقیم اومدم پیشت

‫دو روز دیگه خوب میش ‫بیا فکر تورکیلد رو امتحان کنیم

‫باید یه یادداشت برا هانه میزاشتم ‫- خفه شو استفان

‫اون هیچ وقت نمیزاره بری

‫زنا نمیدونن چطوری خداحافظی کنن

‫اونا پایانو دوست ندارن، برا همینه سریال ‫Days Of Our Lives رو میبینن (تموم نمیشه)

‫اونا تموم نمیشن

‫من همه قسمتای "مرد پولدار مرد فقیر" رو دیدم ‫- اون فقط 4 قسمت بود

‫نه حداقل شش تا بود ‫- توی "مرد پولدار مرد فقیر" ؟

‫آره، همون که فالکونتی توش بازی میکرد؟ ‫- فقط شیش قسمته

‫هشت تاست، من دیدم

‫شماها دیدینش؟ ‫- باید یه یادداشت میزاشتم

‫ندیدمش ‫- 24 تا نبود؟

‫یادم نیس ‫- موافقم

‫نه، ما قعطا اینجا هستیم ‫آرنه تمرکز کن

‫کلی درخت اینجاست ‫- نمیشه از جاده بریم؟

‫مرز اینجاست ‫- دفه بعد برو راست

‫باورنکردنیه

‫خیلی خنگی آرنه ‫گفتم یه ماشین بیا برای فرار

‫اونوقت تو اینو اوردی؟

‫تو یه چیز ارزون می‌خواستی

‫تو به این چی میگی؟

‫نه ممنون، بیا ازینجا بریم

‫چرا توقف کردیم؟ ‫میتونیم شبو اینجا بمونیم

‫باید یه کلبه قدیمی باشه ‫- یا اصطبل!

‫حالمو بهم میزنه این

‫برای یه شب خوبه

‫چی بهت گفتم تورکیلد؟ ‫امسال میوه هام به ثمر نشستن

‫حالا میبینی چرا اینجا رو خریدیم

‫فقط سه تا هست ‫- خب چی؟

‫بعضیاشون زیاد داره ‫بعضیاشون کم

‫مال ما سه تا داره

‫درخت سیبه منه! ‫سیبای منن

‫نمیتونیم یه جای بهتر بگیریم؟ ‫- دیوونه شدی؟ نمیتونیم جا به جا شیم الان

‫چرا باید جا به جا شیم؟ ‫- اتاق خودمو می‌خوام

‫تورکیلد، بس کن!

‫یکی از سیبای بابا رو خوردی؟ ‫میدونی چقدر براش ارزش دارن

‫18 سال اون راجب درخته حرف میزد

‫من یه اتاق برا خودم می‌خوام. ‫- خفه شو!

‫درخته بابا داره میوه میده ‫خیلی صبر کردیم، میفهمی؟

‫قول بده حداقل دوتاشو بزاری

‫بعدش میتونم اتاق خودمو داشته باشم؟

‫قول میدم دوتاشو باقی بزارم حداقل

‫پاول!

‫چی بود؟ ‫- یه سیب

‫یه سیب بود ‫- چطور میتونی این کارو با ما بکنی؟

‫چرا، تورکیلد؟ ‫به خانوادت اهمیت نمیدی؟

‫تورکیلد، نمیفهمی چیزایی هست ‫که نمیتونی به سر مردم بیاری

‫همه چیزایی دارن که مال خودشونه

‫پس قول بده ‫حداقل بزار سیب آخر بمونه

‫بیا اینجا! می‌خوای چکار کنی؟ دیوونه شدی؟

‫پدرت نمیتونه گریه نکنه ‫برو همین الان ازش عذرخواهی کن!

‫پاول...

‫تورکیلد!

‫پیتر مریضه ‫بهتره بیای

‫بلند شو ‫- ولم کن

‫بس کن آرنه! ‫- آرنه بزارش زمین

‫تورکیلد، حالم خوب نیست

‫میتونی تکون بوری؟ ‫- فکر میکنی اگه میتونستم اینجوری بودم؟

‫آب می‌خوام، و یه دکتر ‫- چیز برگرم می‌خوای؟

‫برو ببین برون دکتر هست یا نه ‫- یکم آب بیار

‫ما باید بریم ‫- خفه شو و برو یکم آب بیار

‫- حس عجیبی دارم ‫بده؟

‫خوب به نظر نمیرسه ‫تورکیلد

‫یکی داره میاد.

‫اون دلقکه کیه؟ ‫- کیه؟

‫خالیه احمق ‫- کدوم خریه؟

‫اون یه شکارچیه ‫- همین‌جا بمون

‫یبار یکیشونو اخراج کردم

‫سلام! ‫- سلام

‫امیدوارم ارزون گرفته باشیش ‫- ارزون؟

‫اون 20 ساله که خالی بوده

‫ما نگران شدیم که به اردوگاه ‫پناهندگان نرسیده باشن

‫ما نمیتونیم یه گله آدم این دورو اطراف ‫ داشته باشیم

‫البته که نه ‫- شما از صلیب سرخ نیستید؟

‫نه، نگران نباش

‫ما تازه اینجا رو خریدیم

‫دارید رستوران وا میکنید؟ ‫- درسته

‫پیتزا فروشی که نیست؟ ‫- نه، رستوران خانوادگی

‫منو بابام اینجا غذا میخوردیم قبلنا

‫دوسش داشتیم ‫- آره... جای خوبیه

‫خیلی دوسش داشتیم

‫بهتره بچه هارو بفرستی ‫سر کار

‫این دوتا مثله دوره گردای تنبلن

‫می‌بینمت. ‫- میدونی کجا میشه دکتر پیدا کرد؟

‫یکیشون حالش بده ‫- می‌خواد از زیر کار در بره

‫نه واقعا مریضه ‫ما به دکتر احتیاج داریم

‫کارل؟ ‫- منم.

‫اون داخله

‫چطوری اتفاق افتاد؟ ‫- تصادفی موقعه شکار

‫من چند تا حادثه موقع شکار دیدم

‫این جز اونا نیست

‫بهت پول میدم که خوبش کنی ‫- نه، نمیتونم

‫خیلی پول دارم ‫اگه بین خودمون بمونه

‫این چیزا گرون در میاد

‫باشه.

‫باید تا دو هفته دراز بکشه ‫- دو هفته؟

‫اون نمیتونه؟ ‫- باید با ما بیاد

‫نه، هر حرکتی میکشتش ‫زخم باز میشه

‫باید بی حرکت دراز بکشه ‫نمک بخوره و مایعات زیاد

‫ما نمک نداریم ‫- سوارتون میکنم تا داخل شهر

‫درمانش همین بود؟ ‫- بله

‫کار دیگه نمیکنی؟ ‫- نه

‫باهاش میرم

‫تورکیلد...اون یارو روانیه ‫می‌خوای باهات بیام؟

‫نه، اینجا بمون

‫یکمیشو از دست میدی ‫- ممنون

‫نمیدونم کی هستیو یا ‫چرا بهش شلیک کردی

‫اگه می‌خواید اینجا کسب و کار راه بندازید ‫نباید به همدیگه شلیک کنید

‫این کارا رو نمیکنیم ‫- نه

‫چرا اینقدر طولش داد؟ ‫تورکیلد اینجوری نبود

‫خفه شو.

‫همه پولا رو برد؟ ‫- گه نخور

‫همش رفته

‫داره میاد

‫سلام ‫- سلام؟

‫اون چیه؟ ‫-

‫یه ون خریدی؟ ‫- آره، به کارمون میاد

‫چیمون؟ ‫- کمک کن

‫این دیگه چیه؟ ‫- چه کار میکنی؟

‫این آشغالا چین؟ ‫- این آشغال نیست، فرهنگه

‫چرا آرنه باید تنها کسی از ما باشه که ‫"مرد پولدار، مرد فقیر" رو دیده باشه

‫این یه گنجینه فرهنگیه در 8 قسمت، ‫و فقط آرنه دیدتش

‫هشت هزار تا پول دادم پای فرهنگ

‫کارن بلیکسن، و ‫هانس کریستین اندرسن هم هست...

‫هانس کریستین اندرسن رو گاییدم! ‫(نویسنده مشهور) - نه، آرنه. ما نمی‌تونیم.

‫ازین به بعدم، گه و گاییدن و لعنت و ‫فحش تعطیله

‫دو هفته اینجاییم ‫پس باید جا بیوفتیم

‫بارسلونا چی پس؟ ‫- شنیدی کارل چی گفت

‫خفه شو

‫از کجا می‌خوای بری بارسلونا؟

‫ولش کن احمق!

‫گاییدمت ‫- فحش ندید

‫نمیبینی؟ شانس در خونمونو زده

‫اونا فکر میکنن می‌خوایم رستوران بزنیم

‫یکم روش کار کنیم ما رو ول میکنن

‫شماها خدمه من هستید

‫من خدمه لعنتی تو نیستم ‫- فقط تا وقتی پیتر حالش خوب شه

‫بعدش میریم بارسلونا

‫بیا، کمک کن

‫آنها رفتند.

‫منظورت چیه؟ ‫- دود شدند رفتن تو هوا

‫کسی ندیدتشون ‫چمدونم نیست

‫به گا رفتم

‫چکار کنیم؟ ‫- منتظر میمونیم

‫یه اشتباهی میکنن ‫بعدش ما وارد میشیم

‫ما حمله میکنیم ‫- اینم میشه

‫برو، ماهیمو داری اذیت میکنی

‫قدیما وقتی توپ جنگی میساختن

‫- اسلحه ساز باید روش مینشست ‫اولین باری که شلیک میشد

‫توپ‌های جنگی بد زیاد بودن ‫وقتی شلیک میکردی منفجر میشدن

‫برا همین پادشاه گفت اسلحه ساز ‫باید برای شلیک اول روشون بشینه

‫آرنه ما چهار روزه پیتزا یخزده میخوریم

‫کی فر رو درست کرد؟ من

‫میتونی فر خودتو درست کنی ‫خفه شو بابا

‫هر سبزی بگی تو این هست

‫فکر خوبیه ‫- روی توپ جنگی نشستن؟

‫منظورم مسئولیت پذیریه ‫- این آشغالو دیگه نمیخورم

‫چند تا تفنگ فروختی؟ ‫- نمیدونم

‫اگه یکیشون یه روزی تو رو بکشه چی؟

‫فکر میکنی چی میشه؟ ‫یارو رو میبرم بولینگ

‫اما مسئولیتش با کیه؟ ‫- من 16 ماه رو گذروندم مگه نه؟

‫کی براش مهمه اگه اون به او.جی.سیمپسون ‫موشک انداز بفروشه؟

‫من غذا می‌خوام! حمام می‌خوام! ‫من یکمی کوکائین می‌خوام

‫نمیتونی داشته باشی ‫- باید برم!

‫باید برای دماغم یه چیزی بگیرم ‫و گرنه دیوونه میشم

‫تورکلید، منو ببین

‫تورکلید، منو ببین!

‫باید بمن کمک کنی

‫نمیتونم پیتر

‫آرنه

‫چیه؟ ‫- پیتره

‫کدوم پیتر؟ ‫- همون پیتر دیگه

‫هنری، چند تا کیسه می‌خوام ‫- کجایی؟

‫هنری زیاد می‌خوام ‫- باشه، ولی کجایی؟

‫نمیدونم

‫نیوپورت. ‫ما میتونیم تو اسکله همو ببینیم

‫باید بدونم ‫چهارشنبه میگیریش

‫باشه، اسکله نیوپورت ‫لعنتی!

‫چه غلطی میکنی پیتر؟ ‫می‌خوای هممونو به کشتن بدی؟

‫بهت هشدار داده بودم تورکیلد

‫آرنه!

‫بهت گفته بودم!

‫چه خبره؟

‫اون همونجا میمونه ‫- اون خفه میشه

‫نه نمیشه ‫اون داشت به هنری کوکائین فروش زنگ میزد

‫پس چرا من نمیتونم به هنری زنگ بزنم؟ ‫- من به موقه جلوشو گرفتم

‫آروم باش ‫- بیا بیرون و گرنه میکشمت

‫اون قول داد دیگه تکرار نکنه

‫اون قوانینو زیر پا گذاشته ‫باید مجازات بشه

‫بریم بیرون. ‫- خفه شو.

‫اون ما رو میکشه، نمیتونه دود رو تحمل کنه ‫- اون چیزی نمیفهمه

‫در واقع اشتباه پدربزرگ منه

‫اون مچ بابامو موقع سیگار کشیدن دید و ‫تو یه کمد با 50 تا سیگار زندانیش کرد

‫اون باید همشو میکشید ‫- اون کامل دیوونه شد

‫چی گفتی؟

‫برو پیتر

‫باشه، میتونی بیای بیرون وقتی ‫همشو کشیدی

‫نه، پیتر سرش شلوغه

‫نه، نمیدونم کی وقتشو پیدا میکنه

‫اونا رو کشیدی؟

‫نه ‫- پس اونجا میمونی

‫تولدت مبارک

‫تولدت مبارک

‫تولدت مبارک پیتر عزیز ‫تولدت مبارک

‫ممنون

‫تولدت مبارک.

‫بیا پیش مهمونا

‫با آمبولانس تماس بگیر!

‫بیا بیرون پیتر، زود باش! ‫بابات سکته کرده

‫عجله کن ‫- مرده؟

‫نه، ولی عجله کن

‫بزار بیام بیرون! ‫- تورکیلد، اون متادون می‌خواد

‫نه! ما اینجا ازش استفاده نمیکنیم

‫باشه، اگه اینجا ازش استفاده نمیکنن ‫ما همه چیزو از راه درستش اجرا میکنیم

‫بهش غذا، آب و نمک بدید ‫و اینو

‫مطمئنی؟ ‫- دکتریِ؟

‫نه ‫- پس کاری که میگم بکن

‫اون نعشس تورکیلد ‫- آرنه

‫نباید رانندگی کنی ‫غیرقانونیه

‫چه اتهام مهمی!

‫بسه آرنه ‫بهش محل نزار

‫باید ببندیمش ‫- بارسلونا

‫آرنه!

‫بزار بیام بیرون آرنه! ‫باید برم نیوپورت

‫بزار بیام بیرون!

‫اونا اینجا نیستن ‫- بهت گفتم

‫دارن بهت کلک میزنن

‫بیا بریم...

‫ما میمونیم، ما پول دادیم که از پل رد شیم ‫پس ما میمونیم

‫دارن خرت میکنن ‫میتونن هر جایی باشن

‫حس میکنم اینجان ‫- چی میتونی حس کنی؟

‫همیشه می‌خواستم روستا رو ببینم

‫پیتر...

‫می‌خوام بیام بیرون ‫- میای

‫میشه بیام؟ خوب میشم دیگه

‫میتونی راه بری؟ ‫- بزار بیام بیرون خوب میشم

‫پیتر، چه غلطی میکنی؟

‫می‌خوام بیام بیرون ‫- تو بیرونی

‫- پیتر؟

‫چه حسی داری؟

‫تورکیلد، میتونم بیشتر بیام بیرون؟ ‫- البته.

‫نمیخوای اول یه دوش بگیری؟ ‫- نه فقط می‌خوام بیام بیرون

‫هی، کجا میری؟ ‫- بیرون

‫یکم صبر نمیکنی؟

‫تو بو میدی! بوش رو نمیفهمی؟

‫حالت خوبه پیتر؟

‫میتونیم بریم الان؟

‫تورکیلد! پیتر حالش خوبه ‫بیایید ازینجا بریم.

‫باشه، ولی آروم باش ‫- بمن نگو به اون بگو

‫پیتر، محض رضای خدا!

‫وای!

‫قشنگه

‫روی یه کاندوم وایسادی

‫یکمی سوپ مونده

‫بچه هه رو ببینید! ‫هنوز بزرگ نشده

‫چه احمقیه! ‫الان مریض میشه

‫آب سرد نیست

‫خیلی سرده!

‫تورکیلد، تو یه ترسویی

‫ما میریم بارسلونا

‫پیتر؟

‫پیتر باید بریم ‫- من می‌خوام بیشتر بخوابم

‫اینجا چی شده؟

‫پولا کجاس تورکیلد؟ ‫- ما نمیریم؟

‫اینجا رو خریدم

‫1 میلیون و 700 هزار تا ‫همه زمینا هم جزئشه

‫چرا اینکارو کردی؟

‫نمیخوام برم بارسلونا ‫جای خودمو می‌خوام

‫هر چیزی که می‌خوام اینجاس ‫جنگل، ساحل... شماها

‫نمیبینی؟ ما انجامش میدیم

‫چیو انجام میدیم تورکیلد؟ ‫- باز کردن یه رستوران

‫نه، ما میریم بارسلونا ‫تو یه نیمرو هم نمیتونی درست کنی

‫میتونیم یاد بگیریم ‫- یک و نیم میلیون دادی، سقف نداره؟

‫من میرم بارسلونا، باشه؟ ‫- من اینجا میمونم

‫تو بهت پول میرسه ‫- من 28 هزار تا می‌خوام هر ماهی، مثل هانه

‫مشکلی نیست. ‫- بس کن

‫ما میریم یا نه؟ ‫- نه میمونیم

‫باشه...

‫میبینی؟ پیتر می‌خواد بمونه

‫آرنه، نگاه کن!

‫سلام...

‫تو زدیش! ‫- چه غلطی میکنی؟

‫نمیتونی همینجوری حیوونا رو بکشی!

‫اون یه سنجاب بود

‫به تخمم نیست! نمیتونی این کارو ‫ادامه بدی، اونو بده من

‫اون یه سنجاب بود! ‫- که چی؟

‫دیگه تیر اندازی ممنوعه ‫اونا اینجا این کارا رو نمیکنن

‫اگه اسکیمو بیاد چی؟ ‫- شلیک نکن، اونم نمیاد

‫مرغ طلایی چطور؟ ‫- نه... مثل این مغازه‌های بین راهی میشه

‫- ریتز رو ترجیح میدم ‫- زیادی با کلاسه

‫باید یه چیز جذاب باشه

‫استفن؟

‫چی شده استفن؟ ‫- مشکلی هست؟

‫خیلی قشنگه

‫گوش بده:

‫در شب درازی که حافظه در گذشته ‫سرگردان میشود،

‫چراغ‌های کودکی سو سو میزند ‫در یک قلب نگران فراری

‫بیشترم هست

‫کسی که می‌خواهد شب را با تو شریک شود ‫و روزهایت هیچوقت طولی نمیکشد

‫زندگیت پشت نور‌های لرزان پنهان ‫میشود، و کسی نمیداند که هستی

‫یه چیزی کمه

‫چی بود اسمش؟

‫فانوس‌های لرزان ‫نوشته شده نوسط میلی دیکنسون

‫موش تو کتاب میلی دیکنسون بوده

‫خوبه، چیزی کم و کسر نیست ‫میلی دیکنسون یه شاعر مشهوره

‫اون کتاب استفن خوب بود ‫- ولی معنیش چیه؟

‫چه اهمیتی داره!

‫استفن، بخاطر شعر گریت گرفته؟ ‫- نه

‫این یه استعارست ‫- این دیگه چیه؟

‫حالا منتقد ادبی شدیم؟ ‫- آرنه، آروم باش

‫و مغزت از وقتی که از فریزر ‫در اومدی تا حالا کار نکرده

‫استفن، بخاطر شعر گریت گرفته؟ ‫- نه، نه

‫این باشگاه سونا شده مگه؟

‫یه مشت کونی ‫- ببخشید

‫نه، خوشم اومد ازش، فانوس‌های لرزان

‫منم همینطور، جالبه

‫بیاید اسم اینجا رو همین بزاریم

‫هزینش چقدر میشه؟ ‫- نگرانش نباش

‫استنفان، کمکمون کن ‫- دسته نداره

‫می‌خوام بدونم چقدر مونده ‫- خیلی هست

‫چرا اون دوتا کمک نمیکنن؟ ‫- ولشون کن

‫حالا ما یه یخچال واقعی داریم ‫- ولش کن

‫آبجو باید رو زمین خنک شه ‫رسمش اینه

‫باید عمقشو رو پیدا کنیم

‫خیلی کم عمقه ‫سرما میگیرتشون

‫کمک می‌خوای؟ ‫- نه صبر کن

‫تو سوراخای زیادی میکنی

‫سالها طول میکشه تا عمق دلخواهتو ‫پیدا کنی

‫چجوری میفهمی پیداش کردی؟

‫میتونی مزشو بچشی

‫یه روز، یکیشونو میاری بیرون ‫مزشو میچشی

‫مثل این میمونه که درهای بهشت ‫بروت باز شده

‫همه غم و غصه هات میره ‫به آرامش میرسی

‫شاد میشی

‫نشاط زمینی

‫سلام

‫کار به کجا رسید؟ ‫یه هدیه کوچیک

‫بابام زدش ‫اونور دریاچه

‫ما سرمون شلوغه الفرد ‫- اوه؟ ببخشید

‫مزاحمتون نمیشم پس ‫خیلی ببخشید

‫بعدا میبینمت آلفرد

‫به تورکیلد سلام کن

‫خداحافظ، آلفرد.

‫قبرتو بکن!

‫به این میگی سس؟ ‫- دیگه چی؟

‫من به خیلی چیزا میتونم فکر کنم ‫ولی سس قطعا نیست، دوباره سعی کن

‫شوخی میکنی ‫- باید مثل انسان ازش محافظت کنی

‫نیاز به توجه مداوم و علاقه ‫زیاد داره

‫این سسه اینجور نبود ‫فقط یه جنین بود

‫به سس من میگی جنین؟

‫خیلی بهم ور بود ‫به دقت و فکر نیاز داره

‫یه جدید درست کن، و بهش برس ‫و شراب بیشتریم اضافه کن

‫این فقط یه سسه! ‫بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم تورکیلد

‫باید یاد بگیری.

‫من بسمه دیگه

‫خوبه پیتر ‫میتونی تمیزش کنی

‫در حالی که ما منتظر سس هستیم

‫کجا آشپزیو یاد گرفتی؟

‫با یه زنی که آشپزی بلد نبود ازدواج کردم

‫من برای زنم و بچه‌ها 17 سال ‫غذا می‌پختم

‫فکر کنم بدونم آشپزی چجوریه ‫- آروم باش

‫نمیتونیم الان ول کنیم ‫- نه، خوبه که دوباره آشپزی میکنم

‫وقتی تنهایی، اذیت نمیشی

‫چجوری مرد؟ ‫- یه راننده مست

‫یه اتوبوس ‫کاملا بی محلاحظه

‫اونا رفتن مامانمو از ایستگاه بیارن و ‫... بنگ!

‫هنریک، پسر بزرگم روز اول ‫سال نو مرد

‫رانندهه رو گرفتی؟ ‫- اونم مرد، همشون مردن

‫ولی تو هنوز نمیتونی بمن یاد بدی ‫چطوری سس درست کنم!

‫درسته آرنه؟

‫تو بدردنخوری آرنه!

‫سلام...

‫استفان اینجاست؟

‫هانه... ‫- سلام.

‫شما اینجایید؟ ‫- جای خیلی خوبیه

‫چطوری پیدامون کردی؟ ‫- منظورت چیه؟

‫نگفتی بهشون دارم میام؟ ‫- نمیدونستم

‫بهت گفتم ‫- استفان، بهش زنگ زدی؟

‫محض رضای خدا

‫بهت گفتم نیا ‫- آروم باش

‫شرط میبندم اسکیمو هم با خودش اورده ‫- دوستای احمقت میتونن بمونن

‫مخصوصا الان که بچه تو راهه

‫یا خدا.. ‫- سوپ چطور...

‫بچه تو راهه؟

‫نمیتونستم پشت تلفن بهت بگم ‫تو قراره بابا شی

‫ما قراره یه خانواده کوچولو بشیم

‫خوشحال نیستی؟ ‫- چرا...

‫حتما

‫این دوتا کل مکانو به گا میدن

‫تازه سقفو رنگ کردم! ‫- فیلمو ببین

‫اونم یکی اورده؟

‫آروه، اونم یکی گرفته ‫برای مهربون بودن

‫بعدا یه کونی میشه ‫- به ما نگو!

‫میتونی اونجوری سکس کنی ‫وقتی حامله ای؟

‫بچه به سرش فشار نمیاد؟

‫تورکیلد، یه اسب اینجوری چنده؟

‫بسه! با جفتتونم

‫صبح بخیر. ‫میرم تو ساحل قدم بزنیم

‫ایده خوبیه، ما هم میایم

‫لازم نیست بیاید ‫- به هر حال ما اونوری میریم

‫ما یکم جلو میریم ‫میتونید به ما برسید اگه می‌خواید

‫من اون جنده رو میکشمش

‫هی! عفت کلام داشته باش! ‫- خفه شو بابا

‫ببین: مشتری اومده برامون

‫- آماده نیستیم ‫- چرا هستیم

‫اونا اولین مشتریامونن! ‫یه لباس تمیز بپوش

‫کی غذا میپزه؟ ‫- آرنه دیگه

‫سلام!

‫یه میز برای دو نفر؟

‫صندوق رو باز کن!

‫پولو بده ما و گرنه... بهت صدمه میزنیم

‫آرنه، اگه آروم باشیم ‫همه چی درست میشه

‫آروم باش، این یه دزدیه

‫اینجا چه خبره؟

‫کجا اونو گرفتید؟

‫بده من ‫بده بیاد

‫برشون دار ‫- چی؟

‫اونا پر نیستن ‫- نگو اینو!

‫بیا، بگیر ‫و گمشو بیرون

‫آرنه!

‫بس کن!

‫محض رضای خدا بگیرش و برو بیرون

‫بس کن دیگه تورکیلد! ‫- آرنه آروم باش

‫خفه خون بگیر! ‫چه خبره؟

‫اونا با پول خوردامون فرار کردن ‫بسه دیگه این مسخره بازیا

‫این حرف زشتت 50 تا خرج برداشت

‫گمشو بابا

‫100 تا

‫من توروالد هم دوست دارم ‫- تورکیلد چشه مگه؟

‫تقریبا مثل همه ‫- نه نیست

‫پدربزرگم اسمش توروالد بود نه تورکیلد

‫هیچ بچه ای از من نباید اسمش باشه

‫یه نفر این وسط به گا میره

‫چی شده؟ ‫- آرنه نیست

‫چی شد؟

‫خونه کیه؟ ‫- چند تا مشتری

‫آرنه حالش خوبه؟ ‫- آره

‫ساحل چطور بود؟ ‫- مشتری؟ دیوونه شدی؟

‫اونا روانین استفان ‫- بیا کمک کن

‫چی؟

‫آروم باش چیزی نشده

‫چیو نگاه میکنی؟

‫کری مگه؟

‫گفتم چیو نگاه میکنی؟

‫دوست داری نگاه کنی؟ ‫خیلی زشتی

‫یه گاو چاق گنده

‫گاو لعنتی

‫چه غلطی داری میکنی؟

‫داری به گاوام شلیک میکنی؟ ‫- ببخشید، نمیدونستم مال توئه

‫پول اون گاو رو میدی!

‫با چی زدیش؟ ‫- یه desert eagle (اسلحه شبیه کلت)

‫مال ارتش اسرائیل

‫بگیرش

‫عجب چیزیه مگه نه؟

‫بزرگترین تپانچه ای که ساخته شده

‫مال تو، برای گاو

‫اونم شاتگان خوبیه ‫- اون یه جورج کریستینسنه

‫مال بابام بود ‫می‌خوای ببینی؟

‫میشه؟

‫ببینش

‫آرنه!

‫چه غلطی داری میکنی؟ ‫- شکار میکنیم.

‫گمشو ‫آشغالاتو نمیخوام

‫اون فقط لازمه از بدنش خارج کنه

‫بعدش میفرستمش خونه ‫نگران نباش تورکیلد

‫- میبینمت

‫چه جایه خوبیه

‫اگه اینجا بمونم، وقتی خورشید بالا ‫بیاد میتونم به اردکا شلیک کنم

‫اردکا صبح میان؟ ‫- آره

‫ولی باید آماده باشی ‫چون سریعن

‫بابام میتونست اردکا رو بزنه ‫هر بار، هشت نه تا

‫اون باید کارش خوب بوده باشه

‫اگه حلزونم حرکت میکرد ‫میزدیمش

‫ولی اون رفت تایلند ‫و یکی از اون جنده‌ها رو اورد خونه

‫تا 13 سال ما یه پرنده هم نزدیم

‫چون زنه گیاهخوار و بودایی و ‫ازین چرت و پرتا بود

‫پس بابام ول کرد همه چیو

‫وقتی مرد زنه برگشت ‫منم برگشتم به جنگل

‫ولی مثل همیشه که کارل میگه ‫دوتا باحال تره

‫آره کارل همیشه درست میگه ‫- براش ناراحت نباش

‫باور کن نیستم ‫- میدونی که دروغگوئه؟

‫چطور؟ ‫- همه داستاناش احمقانس

‫تا سرشو برگردوند زنش ‫ترکش کرد

‫بچه هاشو ازش گرفتن چون میزدشون

‫میزدشون؟ ‫- بله که میزد

‫خب منم چند بار زدمشون ‫که حس بدی پیدا نکنه

‫اون هیچوقت نباید بچه میداشت

‫تو باید گواهینامه و مدارک داشته باشی

‫فقط برای خرید یه سلاح کوچیک

‫ولی مردم میتونن هر چقدر دلشون خواست ‫بچه داشته باشن

‫باید برعکس باشه!

‫شما چی؟ ‫خانواده ای دارید؟

‫نه

‫شماها واقعا آشپز نیستید مگه نه؟

‫نه، ما فقط مخفی شدیم ‫ولی باهاش میسازیم

‫کسیو کشیتید؟ ‫- آره اونم هست

‫همیشه می‌خواستم امتحانش کنم

‫ولی هیچوقت دلیلی نداشتم ‫پس به حیوونا اکتفا کردم

‫داری میری؟ ‫- نمیدونم

‫شما از خیلی قبل همو میشناسید مگه نه؟

‫آره

‫آرنه؟

‫بیا اینجا.

‫فکر کردی کجا داری میرِی؟ ‫- پیش لارس

‫لارس؟ اون بچه چهارچشمه؟ ‫مگه تو سوئد نیستن؟

‫اونا گذاشتن خونه بمونه ‫- بیا اینجا

‫خرابکاری نکنید باشه؟ ‫- نه، ما فقط مطالعه میکنیم

‫درسته، اگه تو مدرسه سخت تلاش کنی ‫به ره خلاف کشیده نمیشی

‫خداحافظ بابا

‫زدیش؟ ‫- فکنم، برو ببین

‫بهتره برگردیم، تو سعیتو کردی

‫نوبت توئه ‫- نمیخوام

‫انجامش بده! ‫- نمیخوام

‫بیشتر می‌خوای؟ ‫- نه

‫اون چیزی نیستن

‫آروم باش اونا چیزی نیستن

‫بببین، هیچی

‫بیا بریم قدم بزنیم ‫- یکم صبر کن باشه؟

‫برای چی باید اینجا بمونیم؟ ‫آرنه رفت، چرا تو نرفتی

‫اون برمیگرده

‫خیلی حوصله سر بره ‫قسمتای اول خیلی بهترن

‫نمیتونیم بریم کنار ساحل؟ ‫- مسئولیتش با خودت

‫با من اینجوری حرف نزن ‫- احمق

‫شنیدی چی بمن گفت؟ ‫- خفه شو

‫اونجاس

‫سلام!

‫سلام، آرنه.

‫من 12 تا اردک زدم تورکیلد ‫آلفرد گفت تا حالا چیزی مثل این ندیده

‫12 تا تو یه بار! ‫- خیلی خوبه آرنه

‫کیفت کچاست؟ ‫- دادمش به آلفرد

‫اونم بهت شاتگانو داد؟ ‫- آره عوض کردیم

‫فکنم یه شاتگان عیبی نداشته باشه

‫خیلیا دارن. ولی نزار مشتریا ببینن باشه؟

‫مشتریی نمیاد تورکیلد

‫نمیتونی وسط جنگل رستوران وا کنی

‫می‌خوای یه روباه ببینی؟

‫سلام، آرنه. ‫تورکیلد ..؟

‫اون هانه هست ‫- ما میریم قدم بزنیم

‫هممون اینجاییم، میتونیم بریم ‫به ساحل همگی

‫بیا بریم...

‫اگه غرقش کنی بقیه پولمو بهت میدم

‫یکم تحمل از خودت نشون بده

‫ببین چقدر خوشحاله

‫چه خبره؟ ‫مثله کونیا شدید

‫بهش یه فرصت بده

‫حالت خوبه؟

‫آره خوبم

‫ببین، خیلی بد نیستن ‫- اونا خلن، نمیبینی مگه؟

‫اونا یه مشت بیمار روانین ‫ما نمیتونیم اینجا بمونیم

‫اونا خوبن ‫باید بشناسیشون فقط

‫چطوری؟ تنها کاری که میکنی خوردن و ‫شکار و تلوزیون نگاه کردنه

‫پس بزار یه کار دیگه کنیم ‫می‌خوای چکار کنی؟

‫اون چیه؟ ‫- دوست دارم تخم مرغ بشکونم

‫چی؟ ‫- می‌خوام تخم مرغ بشکونم

‫نوبت توئه استفان

‫باحال نیس؟ ‫- آره..

‫تو هم بچه بودی تخم مرغ میشکوندی؟

‫آره

‫هر عید پاک ما چهل تا تخم مرغ میشکوندیم

‫خیلی باحال بود

‫شماها حیوونم داشتید وقتی بچه بودید؟

‫بیا فقط تخم مرغ بشکونیم

‫نوبت توئه تورکیلد

‫نمیخوام ‫- بیا، همه انجام دادن

‫اگه اون نمیخواد، پس...

‫باشه، یه دونه میشکونم

‫هیچی نمیشه تورکیلد!

‫اشتباه داری انجامش میدی تورکیلد

‫تورکیلد اشتباه انجامش دادی

‫تورکیلد ریدی بابا

‫بزار امتحان کنه ‫- هیچ موقه ندیده بودم یکی تو این کار بد باشه

‫بزار نشونت بدم

‫صبر کن، استفان. ‫تورکیلد، اگر تو فقط...

‫خفه خون بگیر جنده!

‫یه مشکلی داره تخم مرغه

‫استفان، ازین جا ببرش ‫- بیا عزیزم

‫چی شد؟

‫ببین، تقصیر تو نبود تورکیلد

‫آره، حتما مرغه مریض بوده

‫آره، پوستش عجیبه ‫- فراموشش کن

‫برو!

‫شاید بهتره خداحافظی کنم؟ ‫- نه، اونجوری ونه گیرمون نمیاد

‫ون مال تورکیلده ‫- تو بهش هیچی مدیون نیستی

‫اون بهت پول بدهکاره مگه نه؟ ‫- آره، ولی

‫پس برو

‫بیخیال استفن ‫- باشه

‫دارم بیلیارد بازی میکنم

‫فقط به این گوش کن

‫شماها با هم آشنایید؟

‫این بچه بازیا چیه؟ ‫چرا اون بر نمیگرده؟

‫بشین و اینو ببین ‫- 20 بار دیدمش

‫دیگه بامزه نیست

‫کارت بازی چطور؟ ‫- میرم بخوابم

‫بخوابی؟ ‫- آلفرد فردا صبح میاد

‫میتونی یکم دیگه بیدار بمونی ‫اگه استفن برگرده چی؟ یا مشتریا

‫گوش کن، مشتری در کار نیست ‫اگه بود، بیدارم کن. شب بخیر

‫اگه برنگرده چی؟ ‫- شب بخیر تورکیلد

‫می‌خوان بدونن ما ترقه ‫داریم یا نه

‫خب استفان، هدیه پدربزرگو باز کن

‫واییی! ‫- ممنون پدر بزرگ

‫از طرف مادر بزرگ هم هست ‫البته برات مهم نیست

‫درست بخور استفان! ‫کوچیک گاز بزن

‫برات مهم نیست که مادربزرگ تا ‫خرخره سرطان داره مگه نه؟

‫چرا ‫- چند وقت یه بار میدیدیش؟

‫یه بار! یه ملاقات شل و ول ‫تو دو هفته

‫وقتی بمیره شرمنده میشی

‫وقتی کور شدم، بمن گفتن بقیه ‫حواسم تقویت میشه

‫ولی همیشه این سرماخوردگیا رو ‫داشتم

‫استفان، امروز تو یه آدم ‫بالغ میشی

‫پس بزار چیزیو بهت بگم که پدرم بمن گفت

‫هیچوقت خانوادتو فراموش نکن

‫فرقی نمیکنه چی بشه ‫هیچوقت خانوادتو فراموش نکن

‫ببین سوزان و... ‫- آندرس

‫آندرس. سوزان و آندرس.

‫همه ما میدونیم با بچه کوچیکت چی ‫کشیدن

‫خدا اونو برد پیش خودش ‫ولی اونا تسلیم شدن؟ نه!

‫تو پیشرفت کردی ‫چون خانواده داشتی

‫بس کن! ‫- چی شد؟

‫هیچ چی. ‫- خر و پف میکردم؟

‫عیبی نداره ‫- بهش عادت میکنی

‫فقط صبر کن عمو سون رو ببینی ‫یه بار داشت تو خر و پف کردن خفه میشد

‫اونا مشتاقن ببیننت ‫- گفتی

‫مطمئنم خوششون میاد ازت ‫و تو هم باید رالف و ماریانو ببینی

‫اونا سه تا پسر خنگ دارن!

‫دلیل همه اینا اینه که

‫فرقی نمیکنه چی بشه ‫باید خانوادتو داشته باشی

‫بهشون تکیه کنی ‫و چیزی نیست که نتونی انجام بدی

‫به سلامتی پسرم ‫و فراموش نکن

‫چرا نمیتونی درست رفتار کنی؟

‫ببینش

‫میدونستم! ‫مدونستم اینجوری میشه

‫دارم خونریزی میکنم

‫دارم خونریزی میکنم!

‫دوباره نه!

‫نه، روی فرش دراز نکش!

‫نمیتونی خونو پاک کنی

‫من نمیخوام از دستش بدم! ‫- بیا بیرون اینجا روی زمین

‫بیا دیگه. ‫- چه خبره؟

‫چه خبره؟

‫عصر بخیر!

‫یه رستوران این دورو اطراف هست

‫تو جنگله ‫- میدونم، همه همینو میگن

‫یه روزو نیمه دنبالش میگردیم ‫گاییده شدیم

‫حرف دهنتو بفهم پسر

‫بزار برم ‫- نشونم بده کجاست!

‫اینجاست

‫ممنون

‫مشتری هست؟ ‫- آره، همشون میان بشاشن

‫کارل چی؟ ‫- نه هنوز

‫فکر کنم باید بریم ‫- چی؟

‫میتونیم بریم جنوب

‫این خالیه تورکیلد ‫و تو خیلی به ما بدهکاری

‫ما از یکی دوتا پمپ بنزین تو راه ‫بارسلونا دزدی میکنیم

‫تو میتونی کوکائین بخری پیتر ‫تو هم میتونی اسلحه بخری آرنه

‫من فردا میرم شکار

‫بیا اینجا!

‫اسلحشونو بگیر

‫چرا این کارو کردی تورکیلد؟

‫اونا چیزی ندارن

‫شماها اسلحه هاتونو ول کردین؟

‫این یه کلکه ‫میدونی که من به یه مرد بی دفاع شلیک نمیکنم

‫ولی کلکتون کارساز نیست

‫بفرمایید...

‫حالا شد یه مبارزه عادلانه

‫همونجایی که هستی بمون

‫سلام

‫استفن؟ ‫- سلام، تورکیلد. آرنه... پیتر.

‫چرا؟ ‫- به نتیجه نرسید

‫هانه چی؟

‫خب، یکم گریه کرد

‫یکمم داد زد

‫ببخشید بچه‌ها

‫عیبی نداره تورکیلد ‫- خفه شو!

‫شماها چتونه؟ ‫کونی مونی شدین؟

‫چرا من همیشه عقب میمونم؟ ‫فکر کردی از من بهتری؟

‫پولا رو بده من که بتونی ‫سریع بمیری

‫همش تموم شد ‫- دروغ نگو! کجاست؟

‫درسته، همش تموم شد

‫ما این رستورانو خریدیم ‫- یه رستوران؟

‫چرا تورکیلد؟

‫چون من جایی که مال خودم باشه می‌خواستم

‫اون اونجاس

‫آلفرد بیخیال شو، اونا مردن

‫آروم باش آلفرد ‫تموم شد

‫آروم باش

‫سه گوشت کباب خوک و یک کلم خورشتی؟

‫اونجا مرد

‫نترسیده بودی؟ ‫- چرا، خیلی

‫و اون اسکیمو بود؟ ‫- کارل فکر میکرد اون هست

‫ولی در واقع نروژی بود ‫- کارل کیه؟

‫اونی که جلوی بار با آلفرد نشسته

‫میتونم میزتونو بهتون نشون بدم؟

‫بشین، یه لحظه ای میام

‫دو دیگه، لطفا.

‫یه دونه هم برای من ‫- یه لحظه صبر کن

‫سلام، تورکیلد. ‫- سلام.

‫این فلمینگه. ‫- سلام.

‫سلام. ‫- سلام.

‫این خودشه؟ ‫- این خودشه

‫پس اینجا مال خودته؟ ‫- بله

‫می‌خوای بشینی؟ ‫- بله ممنون

‫هر چی بخوای، به حساب من ‫- لازم نیست

‫چیز خاصی به ما نده ولی معمولی باشه ‫- البته

‫این حال بهم زنه

‫میدونی کی اونجاس؟

‫آره خیلی بهتر به نظر میاد الان ‫- نه اینجور نیست

‫هست تورکیلد ‫- اون شکوفا شده

‫خفه شو پیتر، بهترین شرابمونو بیار

‫تموم شده ‫- نمیتونه تموم شده باشه، چی داریم؟

‫آبجو.

‫لطفا کمکم کن.

‫فقط این کارو بکن دیگه کاری ‫ازت نمیخوام

‫ما غذای مجلسی نمیتونیم درست کنیم ‫- مهم نیست، فقط بهترین کارتونو انجام بدید

‫مهم همینه مگه نه؟

‫منوی امروز، مثل همه

‫من رستورانای زیادتری از چیزی که بیشتر ‫مردم تو یه عمر میبینن دیدم

‫ولی غذایی که توی فانوس‌های لرزان خوردم

‫بدترین چیزی بود که تجربه کردم

‫ولی با وجود کارد و چنگال غیر بهداشتی

‫و سیب زمینی نیم پخته و سوخته

‫بهرحال بهشون 4 ستاره رو میدم

‫یه دونه برای استفان، یه دونه برای پیتر

‫یه دونه برای آرنه ‫و یه دونه برای تورکیلد

‫‫تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «MeysaM/Unicorn»

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.