All language subtitles for Yoshiwara Enjo 1987

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

بهار ۱۹۰۷

در منطقه آسوکوسوء درقلب شهر بوشیوارا وجود داشت

بزرگترین محل خوشگذرانی در ژاپن

این دنیای مجزا چند جریب را پوشانده بود

و با حصارهای بلندی محصورشده بود که تنها راه ورود آن دروازه بزرگی بود

خانواده های فقیر ناچار بودند دختران خود را به آنجا بفروشند

آنها به مدت ۷ یا ۸ سال تن فروشی می کردند

یوشیوارا دو نوع مختلف بود:

برای مردان بهشت بود برای دخترها جهنم

فاحشه خانه توکیو

: فیلمی از

هیدئو گوشا

سفلیس

سفلیس

برو پیش یه دکتر

هرزه

بیرون!

اون بچه های لعنتی

پاهات رو بزار اونجا

ببخشید دکتر

اون تازه وارده باهاش خشن نباش

دکتر باید به ابزار کارت که هر روز می خوای ازش استفاده کنی, نگاه بندازه

دکتر, اونو می سپارم به شما

ترجمه از : filmtehran.blog.com film.tehran@gmail.com

به هرحال تو باکره نیستی

یه مرد داشتی, برمیگردی خونه؟

بادقت گوش کن

تو وضعیت خاص داری

اما اون فقط به خاطر مجوزیه که داری

و می تونی کار کنی

اون فحشای وحشتناکیه

اما این فعالیت

فقط تو یوشیوارا تجربه ميشه

یه چپز دیگه

برای بیرون رفتن از یوشیوارا

لازمه که اجازه پلیس رو داشته باشی

اما بقیه مطالب رو کارفرماهات

بهت توضیح میدن

شروع کن

هیسانو یودا, ۱۹ ساله

از دهکده اویایاشی بخش اوکایاما

هشتصد ین؟ اون براتون خیلی هزینه داره

بله. آما اون یه جواهر واقعیه

قبل از اینکه قرارداد رو امضا کنی, اون رو بخون

پدرش تو نیروی دریایی بود؟

بله, در بخش بازرگانی دریایی

چی شد؟

کشتی اون به خاطر بارگیری بیش از حد غرق شد

اون مجیور شد همه چیزش رو بفروشه تا بدهی هاش رو بده

نتونست بدهی هاش رو جبران کنه

اما از اونجایی که کافی نبود مجبور شد که دخترش رو بفروشه

کلمه "اوج" رو میدونی چیه؟

اوج؟

فوکوشیما از تو نپرسیدم

اما رئیس اون باید می گفت

شما به من اجازه میدین؟

وقتی که با یک مرد هستی ...

باید بیشترین لذت رو ایجاد کنی

اما وقتی که با صدها مرد هستی

اگه بخوای هربار یه اوج خودت برسی, به زودی داغون میشی

فقط کاری کن که مشتری ها فکرکنن به اوج رسیدی فهمیدی؟

فوشیکاما, بهت گفتم خفه شو

حالا امضا کن

پوستت خیلی نرمه

سلام, با انرژی جارو کن

سلام منتظرت بودم

همه چی روبراهه

اونو به شما می سپارم

خیلی ممنون

دنبالم بیا

چیکا

من دختره رو میبرم

می خوای اونو به همه نشون بدی

سنله یه کم چایی بیار

با من بیا

زود باش

چرت نزن

کساجی شاید یه چیز دیگه ترجیح بده

بهش چیزهای خوبی بده

دخترخوبی پیدا کردی

خیلی پول در میاره

یه کم ساکی می خوای؟

کوکونه, سلام

این کوکونه اس

من هیسانو هستم

اون کسیه که خیلی در میاره

اگه از ایشون پیروی کنی, فاحشه بزرگی خواهی شد,مثل اون

ازاین بعد, اون خواهر کوچک شما خواهد بود

مراقبش باش و بهش آموزش بده

اینجا یه بوی عجیبی میاد

یه بویی هست

بیا نزدیکتر

بوی اونه

شما بوی خوبی میدی

اون بو میده

من نمی تونم چیزی رو بو کنم

سلام

کوکونو

روز خوبی برات آرزو می کنم

این دختره جدیده؟

بد نیست

کوکونو, روز خوبی داشته باشی

بعدا میبینمت

رییس فقط به کوکونو , کویانا و یوشیزاتا سلام میکنه

سه فاحشه بزرگ ما

اونها درآمد زیادی دارن

اونها برگ برنده ما هستن

سلام

یوشیزاتو, امیدوارم روز خوبی داشته باشی

بعدا میبینمت

این یوشیزاتوئه

سلام, من هیسانو هستم

از دیدنت خوشحالم

به خاطر مراقبتت از اون ممنونم

بسیار خوب

می فهمی؟ تو باید با همکارانت خوب باشی

بله

کوبانا سلام

کوبانا اینجاست, سومین فاحشه بزرگ ما

اگه خوب کار کنی

تو هم به اندازه اون زیبا میشی

سلام, من هیسانو هستم

موفق باشی

خدایان بزرگ

مردانی رو یه اینجا بیار که برامون پول فراوان بیارن

شما درمیان اون دخترها, چیزی رو پیدا خواهید کرد که مطابق سلیقه تون باشه

خیلی وقته نمی بینمتون

گفته بودم خیلی سرتون شلوغه ..

برای همین زیاد نمی اومدین؟

حالا وقتش رو دارین

شما منظم هستید, مگه نه؟ تحت تاثیر قرارگرفتم

امشب شما به روشی خوب خوشگذرانی خواهید کرد

جدی میگم بیایید داخل و یه نگاه بندازید

آقا داره میاد

بیا نزدیکتر

میدونی کجا هستی؟

در جلوی بهترین خانه یوشیوارا

پیدا کردن جایی بهتر از اینجا سخته

فقط با نگاه کردنش راضی نشید

بیایید داخل

اگه درنگ کنید

اونها توسط افراد دیگه برده میشن

انتخاب کنید

بیرون رفتن تو همچین شب خوبی خوبه

اما خیلی بیرون نمونید

ممکنه سرما بخوری

به اون دخترهای جذاب نگاه

شانستون رو از دست ندید

خیلی گران نیست

شب بخیر

منتظرت بودم

می بینی؟

مردها نگاه می کنن اما پولی نمیدن

جذب کردن یه مشتری هنره

مهمترین مساله اینه که اونها رو تبدیل به مشتری دائمی کنی

اگه کوکونو, یوشیزاتو و کوبانا سه فاحشه بزرگ ما هستن

برای اینه که اونها می دونن چطوری دوباره مشتری ها رو به اینجا بکشونن

برای همینه که اونها هرگز خودشون رو به نمایش نمیزارن

اما دخترهای دیگه

میان پشت پنجره

و باید هر مشتری رو راضی کنن

تو باید یه مشتری گرون پیدا کنی

داشتن یک با دو مشتری درشب خیلی خوب نیست

بیا و بشین

از اینجا, می تونم همه چیزو ببینم

اینجا مرکز فرمان خونه اس

از اینجا, خیلی چیزها رو ميشه دید

همچین پشت پرده ها رو هم ميشه دید

باید خیلی هم مراقب باشی

اون اتاقها, تو اون سمتها ...

اونها برای دختران معمولیه

می تونم درو باز کنم؟

بیا اینجا

ببخشید

مجبورم مدتی دور باشم

مارو ببخشید

نگران نباش

من متعجبم

اون آقا سلیقه ای داره اون یه دختر استثناییه

اون داره میاد

مشتری دائمش مجبور شد فورا بره

شما خیلی خوش شانسی

اون دختر اولین انتخابه

منتظر نگهتون داشتم

نباید مایوس بشید

سردمه, کمکم کن گرم بشم

سردمه, کمک کن گرم بشم این جمله رو فراموش نکن

درسته که تو خیلی زیبایی

اما خیلی مغرور نشو

زیبایی یه دختر اول مشتری رو جذب میکنه

اما اگه خودنمایی کنی, نگه داشتن مشتری ها سخته

برای داشتن مشتری های ثابت قدم یه روش قدیمی وجود داره

اون هنر ناله کردن در رختخوابه

چیکا

خواهش می کنم

الان میام

با من بیا

عذرخواهی میکنم آقا

دویاره اینکارو کرد؟ بله

اما اون یکدفعه شروع به شاشیدن کرد

غیرقابل قبوله

متاسفم

اما بعضی مشتری ها اونو دوست دارن

من اونطوری نیستم

دفعه بعد دختر بهتری بهتون میدیم

ببخشید

خیلی دیره

برو دوش بگیر

متاسفم

برو لباسهاش رو عوض کن, سریع

بیا

چرت نزن برو کمکش

مامه

ترسیده بودی؟

درواقع این یه کلکه

تا از دست یه مشتری ناخوشایند خلاص بشی

میدونی این چیه؟

روغن, و تو می تونی اونو بخوری

اما اونو تو دهنت نزاشتی

تو تازه واردی؟

باید یاد بگیری

این برای فریب دادن مشتری هاست

ما باید ازش استفاده کنیم, ما اگه نخواییم برای همه مشتری ها خودداری نمی کنیم

کیکو, چیکا داره داره صدات میکنه

اسم تو چیه؟

هیسانو

بزار دوست باشیم

تو یوشیوارا, ۴۸ نوع درخت مختلف گیلاس وجود داره

بعضی ها خیلی زود شکوفه میدن. بعضی ها دیرتر

هرسال, در آوریل

یوشیوارا پر از گل ميشه

و در ماه می

وقتی آخرین گلهای درخت گیلاس می افته

اون گلها میرن یه جای دیگه

به این ناحیه نگاه کن

عمر درخت گیلاس فقط تا زمانیه که شکوفه میده

درخت گیلاس بدون گل, اینجا جایی نداره

اسم تو چیه؟

هیسانو بله

بوی خوبی میدی

بهم بگو هیسانو

اون بوی چه پسریه؟ از چه عطری استفاده می کنی؟

دانش آموز ها برای دلالی پولی نمیدن

اون داره مستقیم میاد اینجا

کوکونه ازش حمایت میکنه

اون دانش آموز با رغبتیه؟ هم سن اون؟

از اونجایی که قراردادش داره تموم ميشه. هرکاری که بخواد می کنه

نگرانش نباش اون فقط یه معاشقه گذرنده اس

تا زمانی که اون پول درمیاره ...

درست نیست رئیس؟

کاملا درسته

کار کوکونو داره به آخر میرسه

باید به فکرجایگزینی براش باشیم

اون گروه موزیک دوباره اینجان

اون آهنگ واقعا منو مورمور می کنه

ارتش مسیحیان به پیش

سپاس خدا را, به پیش

وقتی که کم زورها متحد میشن

ما باید با اونها بجنگیم

ارتش مسیحی به پیش

سپاس خدارا, به پیش

خواهران و برادرانمون رو نجات بدیم

برای آنها تا آخر می جنگیم

ارتش مسیحی به پیش

امروز نهایت تلاشت رو کن

زیبا باش ما روت حساب میکنیم

یه کم بیشتر بزار

خیلی روشنه خیلی بهتره

عالیه. خیلی جذاب شدی

بهش یاد بده از آرایشش چطوری استفاده کنه

گردن و قوزک پاش

اونها جاییه که مشتری ها اول از همه نگاه می کنن

اون روی پوستش خال داره خوب اونها رو بپوشون

خودت رو زیبا کن

و خوب کار کن

... کیکو

من بوی متفاوتی میدم؟

بله تو به دبیرستان رفتی, درسته؟

اون بوی دبیرستانه

تو به خاطر تصادف پدرت اینجایی

تو مثل ما فقیر نبودی زندگی اینجا برات سخت ميشه

همین طور برای من وقتی که تو خونه بودم

ما چیزی برای خوردن نداشتیم

حداقل اینجا هر روز برنج سفید داریم

برای من اینجا بهشته

کاملا نه

اونها مجانی بهمون غذا نمیدن

دیشب,کاری که من کردم یه مشتری رو ناراحت کرد

چیکای پیر سریع اومد

پرسید که من بین رانهام سوزن دارم

اون سینه ها خیلی هم بد نیستن

فکر می کنی کجا هستی؟

تو اینجا هیچی نیستی غیراز یه کالا

برای مشتری یک ذره هم ارزش نداری

دستت رو بده به من

بس کن

تو نمی تونی از من به عنوان بهانه استفاده کنی

تو اینطوری رفتار میکنی چون تو حسودی

بله, من حسودم

هیسانو, منو ببخش

هیسانو, دختر شیرین من

هیسانو

همون کاری رو که من با تو کردم, تو با من بکن

زود باش, دستم رو بسوزون

از دستور من اطاعت نمی کنی؟

هیسانو

تو هم

همون سوخته قدیمی رو سوزوندی

نشونم بده

جای سوختگیت رو نشون بده

ببین

ما هر دو یک نوع سوختگی داریم

حالا

خواهران حقیقی شدیم

بزودی درختان گیلاس گلهاشون رو از دست میدن

درختهای گیلاس قدیمی شروع به گل دادن می کنن

برای هیسانو, وقتش میرسه که اسم فاحشه بزرگ رو بگیره

"واکاشیو "عید جوان

اسم فاحشه بزرگ برای دختر یک ملوان

امشب, کارت رو شروع می کنی

سخت کارکن تا ۸۰۰ ینی رو که بدهکاری پس بدی

واکاشیو, خوب کار کن

تمام تلاشت رو بکن ما روت حساب می کنیم

واکاشیو

آقا, تو لباسهای غربی تون شبیه میلیونرها هستید

بیا نزدیکتر

این فاحشه جدید ماست

اسمش واکاشیو ست نظرتون چیه؟

اون واقعا زیباست

با دقت نگاش کنید

سریع نرید

با یه نگاه ساده کاری نکنید

شما خوش شانسید آقا اینجا یه تازه وارد هست

نظرتون چیه؟ اونو نمیخواین؟

واکاشیو راست بشین دستت رو بلند کن

گوش کن! خبرهای خوب

چی شده؟

می خواد مشتری های ثروتمندی رو از اوساکا بیاره

وقتی که سه فاحشه بزرگ ما در اون باره شنیدند

اونها پيشنهاد دادن

که به واکاشیو کمک کنن اولین مشتری اونها رو بگیره

فکر خوبیه

یه مشتری ثروتمند در اول کار شگون داره

شانس خواهیم آورد

آقایان چشمهاتون رو باز کنید

در سمت راست, کوکونوئه بزرگ

درسمت چپ, واکاشیو فاحشه جدید ما

درعقب, سمت راست یوشیزاتوی بزرگ

و بالاخره کوبانوی بزرگ

برای لذت شما

و حالا

و حالا

شما اونها رو بین خودتون تقسیم میکنید

با قرعه کشی

موافقید؟

بله, بسیار خوب

ما نمی خواییم جدال کنیم به این روش انجام بدین

آقایان بفرمایید

انتخاب کنید

یکی

بردارید, هر کدوم یکی دارید

برای شما, اونه

برای شما, اونه

خودشه

شما خوش شانسید

واکاشیو محصول جدید شماست شما اولین نفری هستید که اونو امتحان می کنید

می خواستم بهتون توصیه کنم که اونو داشته باشید شانس به روشهای اسرارآمیزی عمل می کنه

یه انعام خوب به من بدید

سه فاحشه دیگه, بهترینها در این خانه هستن

این آقایان دیگه احتیاجی به ما ندارن

برید

لطفا, خانمها

فاحشه ها, بایستید

برید و تو اتاقهاتون منتظر این آقایون باشید

صاف راه برید

اون چش شده؟

واکاشیو

واکاشیو

واکاشیو

همین جا بمون

خانم, سریعتر

جلوشو بگیرید

جلوشو بگیرید

اون داره فرار میکنه

از این طرف

هرزه

پول یعنی خوشبختی پول یعنی بدبختی

پول حیوانات رو هم باهوش می کنه

تو می تونی عشق رو هم بخری

ادیان هم می تونن خریده بشن

راهبان واقعا بدجنس هستن

اما موهاشون به عقب رشد میکنه

اونها مجبور میشن که دوباره موهاشون رو بتراشن, این بی پایانه

می فهمی چیکار کردی؟

من تو رو به اون مشتری توصیه کردم و تو منو شرمنده کردی

اگه این خونه رو دوست نداری

بدهیت رو بده و برو

منو ببخشید

نمی فهمم چی تو سرم میگذره

با من بازی نکن

خانواده ات تا گردن زیر بار قرضن

برای همینه که تو اینجایی

تو هیچی نیستی غیراز یه فاحشه

تو ذهنم اینو میدونم, اما...

تو برای فکر کردن اینجا نیستی

ذهنت مهم نیست مهم اونجاست

بهت نشون میدم

بهم اعتماد کن

بهت یاد میدم چطوری اینکارو کنی

این درس رو یادت باشه

مهمترین مساله برای یه فاحشه

اینه که مشتری رو راضی کنه

اون باید باور کنه که تو هم از این کار راضی هستی

باید لخت بشی

اون باید باور کنه که می تونه تو رو هیجان زده کنه

باید راحت باشی

باید ناله کنی

مردها باید با دیدن تو به هیجان بیان

کاری رو که با تو میکنم با من خواهی کرد

بدنت یاد خواهد گرفت

من پیش به دلال دیگه رفتم

درباره واکاشیو بهش گفتم

اون واکاشیو رو به یه مشتری بزرگ خودش معرفی میکنه

تو بهم قوت قلب میدی

تو واقعا مفیدی

می خواستم در مورد خودمم هم حرف بزنم

من می خوام بدهیم رو بهتون بدم تا اینجا رو ترک کنم

به اندازه کافی کار کردم

می خوام از اینجا برم

امیدوارم نه با این دانش آموز

نمی دونم بهم بگو چقدر باید بپردازم

... و

برای دوباره صحبت کردن درباره واکاشیو

چطوری می تونم بیان کنم؟

اون برای رام شدن خیلی سخته

اگه چترم رو فقط برای خودم باز کنم

آستینهای من خیس نخواهد شد

میدونی ...

وقتی یکی روی میراث خانواده اش حساب می کنه

تو فقط به اون فکر میکنی

نباید عقلت رو از دست بدی

هربار که با اون حرف میزنم اون وانمود می کنه که نشنیده

تو می تونی حق الزحمه آموزش منو بدی؟

چقدر؟ صد ین

بسیارخوب

من روت حساب می کنم

تو چی؟ به من فکر می کردی؟

به زودی, آزاد خواهم بود

وقتی که فارغ التحصیل بشم

باهات ازدواج میکنم

باید همسرت باشم؟

همسرت؟

تو چت شده؟

به چی داری می خندی؟

بین یه دختر و مشتریش

هیچ اتفاقی نمی افته, همش دروغهاییه که تو رختخواب گفته ميشه

میدونم خیلی خوبه

تفاوتهایی که سالها بین من و تو پیش اومده

غیر ممکنه

و تو اینو میدونی

ترجیح میدم که بهت بگم:

یه کم پول بهم قرض بده

و بزار دوستان خوبی برای هم باشیم

این کمتر آسیب میرسونه

این چیزی بود که می خواستم بشنوم

حداقل یکیار

من دوست داشتم که درد دلم رو باهات تقسیم کنم

دیگه نمی خوام بیبینمت گورت رو گم کن

گمشو

آقا, فاحشه بزرگ اینجان

اسم من واکاشیوست

می تونی یه کم بیشتر بمونی

اینجا برای درختهای گیلاسی که گل نمیدن اتاقی وجود نداره

از همه خداحافظی کن

می خوای برات تاکسی بگیرم؟

نه, می خوام فرار کنم

به اندازه کافی تظاهر کردم

خداحافظ

تابستان ۱۹۰۸

دیگه ننوش داری سلامتیت رو نابود می کنی

میدونم که دارم خودم رو نابود میکنم

اگه اینطوری ادامه بدی خودت رو به کشتن میدی

همینو می خوام می خوام بمیرم

احمق

لطفا تنهام نزار

از چی می ترسی؟

یوشیزاتو, تنهام نزار

تا زمانی که بمیرم

منم

کارو بار بده و حالا هم داره بارون میاد

حالت خوبه؟

مشتری یوشیزاتو هنوز اونجاست؟

بله, و حالا وقتشه که ازش بخواييم پولش رو بده

خانم, من ملاقات دارم

اون مشتری, ناگوچی ... اونها میگن اون کلی از سهامدارها رو نابود کرده

وقتی که بدشانسی بیاد

یوشیزاتو باید از دستش خلاص بشه

یه بحران اقتصادی وجود داره

علاوه بر اون, اگه فاحشه های ما عاشق بشن باید اینجا رو تعطیل کنیم

دخترها؟ کی لباس زیر منو برداشته؟

اینه؟

خوب اون به من داده شده

موضوع چیه؟ یه جفت لباس زیر

موافق نیستم

خسیس چی؟

دزد

تو عقلت رو از دست دادی

جلوی اون همهمه رو بگیرید

کافیه

کیکو, با اون لباسهای قدیمی چیکار می خوای بکنی؟

اونها رو به خونه می فرستم خانواده ام خوشحال میشن

بس کن

تو واقعا مارو شرمنده کردی

با من اینطورى حرف نزن

خودستایی رو تموم کن

ما هممون باید مثل سگ بمیریم

هر چی بگیم بهتر از حیوانات نیستیم

اینطور فکر میکنی؟

از طرف خودت حرف بزن

بهت نشون میدم

چرا تو به این دنیا اومدی؟

تو یک حیوان نیستی

از صبح تا شب از تو داره بهره برداری ميشه

باید سرنوشتت رو قبول کنی

باید از همه چیز چشم پوشی کنی این سرنوشت توئه

باید از همه چیز چشم پوشی کنی این سرنوشت توئه

ازاین طرف آقا

خواهش می کنم

آقا

یوکیچی

همه جا دنبالت گشتم

بیشتر از این نمی تونم تحمل کنم

بیشتر از این نمی تونم تحمل کتم

هیسانو, بزار باهم فرار کنیم

به کره میریم

اونجا به موفقیت می رسیم

زود باش

من هرگز فراموشت نمیکنم

هیسانوی عزیزم

من می خوام باهم بچه داشته باشیم لطفا

من دارم از اینجا نقل مکان می کنم

کجا می خوای بری؟

خانم منو صدا کرد

اون بهم گفت که پول کافی در نیاوردم

اون منو به خانه ای در شیناگاوا می فروشه, منطقه مردان کارگر

کیکو

تو با من خیلی خوب بودی

هرگز فراموشت نمیکنم

واکاشیو

تو باید ترک کنی . ...

دلال بهم گفت

مشتری ثروتمند گفته

این شانس رو از دست نده

تا جایی که می تونی زیبا باش و اونو از راه بدر کن

فاحشه بزرگ داره میاد

منو یادت میاد؟

جانشین فروشیما؟

پدرش مرده , وارث اون شده

اون می تونه دختر بهتری از واکاشیو پیدا کنه

تعجب میکنم چرا اونو انتخاب کرده

مثل اینکه قبلا با اون بوده

خانم, زود بیا

این مشتری واکاشیوئه اون می خواد همه خونه رو دعوت کنه

اون ۵۰ ین داده

اون پسر واقعی یه مرد ثروتمنده

وارث فروشیما؟

نباید اینطوری بلرزی

من میرم بهش سلام کنم

وارث فروشیما, اون چی؟

ثروتمند یا فقیر همشون سرو ته یه کرباسن

واکاشیو خودنمایی نکن

منتظرتون گذاشتم

اتاق کناری یه مهمونی برپاست

یه مشتری ۵۰ ین داده و همه جشن گرفتن

همه خوشحالن ...

تو اینجا چیکار میکنی؟

من تنهات میزارم

شب خوبی داشته باشی

چطور جرات می کنی اینطوری حرف بزنی؟

من فاحشه بزرگ هستم

اگه منو می خوای

باید هزینه مهمانی بزرگی رو مثل مشتری در کناری بدی

یوشیزاتو

... تو باید همه چیز رو رها کنی

این سرنوشت توئه ...

من از مردم فقیر متنفرم گمشو

نگران نباشید آقا

اون برمیگرده من در خدمتتونم تا بتونید منتظر بمونید

نوبوسوک

بیا اینجا و دراز بکش

اما

بیا, دراز بکش

یکسال قبل ...

من قادر نبودم نجاتت بدم

گذشته ها گذشته

نگران من نباش

تو خیلی مهربونی

اما حالا

ثروتمندم

هرچیزی رو که بخوام میتونم بخرم

با پول پدرم

پولی که از زحمت دیگران بدست اومده

نوبوسوک

این لازم نیست دراز بکش

نمی تونم اون کارو کنم

راحت باش

نه, من خوبم

لباسهات رو بپوش

تو نباید

من کاملا خویم

می خوام تا صبح اینطوری بمونیم

دراز بکش

و در آرامش بخواب

بعدی

تموم شد

تو بارداری

سه ماهه

بعدی بعدی

به نظر خوب نمیای مدتیه که تعقیبت میکنم

من حساب می کنم

تو چت شده؟

برام حرف بزن

چیزی نیست

تو حامله ای؟

نشون میده, از نگاهت

یا شاید هم مریضی

گفتنش سخته اما ...

بچه کدوم دهاتیه این قانونه

بفرمایید

ممنون

می خوام ازت یه چیزی بپرسم

نتونستی از نوبوسوک ۵۰ ین بخوای؟

ناگوچی رو یادته یکی از مشتری هام؟

اون به خاطر سرمایه گذاری بد ورشکسته شده

از رییس خواستم اما ...

اون قبول نکرد

به خونه دیگه ای رفتم

اونها منو با ۳۵۰ تامی خرن

ناگوچی ۴۰۰ ین بدهکاره

هنوز ۵۰ ین لازم دارم

دیگه زیاد نمی نوشم

و سخت کار می کنم

اگه به خاطر ناگوچیه

می دونم که می تونم اینکارو کنم

یه فاحشه بودن

و تمام شدن در یک قبر مشترک

من چنین زندگی پستی رو نمی خوام

می خوام خودم رو کاملا به یک مرد بدم

فکرمی کنی احمقم؟

نه

تو خوبی

از نوبوسوک می خوام

ممنون

گریه نکن

حتی اگه پدر بچه رو دوست داری باید سقط کنی

هرگز اون نباید بدونه که پدر شده

از پودر سیالیس استفاده کن گل قرمز

حتی اگه پدر بچه رو دوست داری

باید سقط کنی

من اون پول رو نمی تونم قبول کنم

چرا؟

تو گفتی همه چیز درست ميشه اگه بتونی پول پیدا کنی

و اون موقع می تونیم باهم یه خانواده داشته باشیم

بله, گفتم

اما الان فرق می کنه

موقعیت تغییر کرده

خانواده ام پول پیدا کردن اونها ازم می خوان که برگردم خونه

پس پول چی؟ همونی که گفتم

همونی که گفتم

دیگه به کمکت احتیاج ندارم

من عوض شدم

هرگز نباید به خاطر تو

تو بورس سهام اونقدر ریسک می کردم

لعنتی

آقا... بیا و ببین

قیمت ویژه برای شما

انتخاب خوبی کردید

تصمیم دارید چقدر پول خرج کنید؟

بهتون میگم یوکیچی کیه

اون توسط همه نیروهای پلیس در سراسر کشور تحت تعقیبه

اون ۵۰۰ ین دزدیده

اگه اون یکی از مشتریان شما بوده بهمون بگید

همه شما در مورد اون می دونید

این مشتری فقط یکبار اومده

اون هیچی نمی دونه

من از شما مشورت خواستم؟

اون واقعا ادم بدیه

اون یه دزد نمک به حرامه واقعا غیرقابل بازگشت

اون فرار کرده

و در راه توقف کرده تا با همسر رفیقش بخوابه

گوش کن

اگه اون برگشت, به ما خبر بدین

متوجه شدید؟

یاد گرفتی چطور وانمود کنی ارضا میشی؟

فوکوشیما تو واقعا به چیز دیگه ای فکر نمی کنی

متاسفم

من خوشحالم

حتی بدون روغن روان سازی همه چیز خوب پیش میره

نمی دونم

ترک کردن سخته

این چیزیه که تو گفتی

تو چت شده؟ تو همون نیستی

این روزها از همه چیز زود خسته میشم

من همیشه از همه چیز خسته ام

درباره ارتکاب قتل چطور؟

باید قتل کنیم؟

من باید با تو بمیرم

حقیقت داره؟ البته

باید تمام شب رو بنوشیم

قبل از ترک کردن این دنیا

باید وقتی که می خواییم یوشیوارا رو ترک کنیم

اما بعدش چیکار کنیم؟

جایی برای رفتن نداریم

می تونیم سوپور بشیم

یه چیزی به ذهنم خطور کرد

ترک کردن سخته

قبلا اینو گفتی

آروم

درسته؟

اون کنار رودخانه دراز کشیده

یک راننده کالسکه اونو پیدا کرده

چی داری میگی؟

فوروشیما ...

نوبوسوک . .

برای اونچه که میگی, آقای فوروشیما رو می خوای؟

چقدر اون به نظر عجیب میاد

زود باش

بلندشو

بلند شو

بیدارشو

تو چت شده؟

ما دیشب بهم قول دادیم که با هم بمیریم

من جدی حرف نمی زدم

واقعا؟

تو هیچوقت جدی نیستی

دنیای شهوت, دنیای دروغینیه

میشه بس کنی تو قول دادی

برو

به من آسیب نزن

صبر کن, فقط برای خنده بود

برای خنده

برگرد, شوخی بود

خودکشی دونفره

ساکت

زن دیوانه

بزدل ها دوست داری مردن منو ببینی

درسته؟

بسیارخوب

اونجا رو نگاه کن

همتون بزدلید

شما پول بدست میاری فقط به این خاطر که من اینجام

منو رها کن

تو نباید اینجا بمونی

فرار کن

از اینجا دور شو

دارم می میرم

دارم می میرم

دارم می میرم

دارم می میرم

دارم می میرم

باید زنده بمونی

پاییز ۱۹۰۹

من اماده ام

آماده شو

آرام

ما نزدیک اونجايیم

تو در عقب, سرت رو خم کن

درسته

این طرف رو نگاه کن

اونجاست

هورا

لبخند

نمی تونی؟

خوب ..

این چیه؟

این چیه؟

خیلی ترسیده بودم

ده سال پیرتر شدم

کوبانا اون سالها رو بهت بر می گردونه

بله, اون مارو به رستوران غربی دعوت کرده

هیچوقت فکر نمیکردم عکسم رو بگیرم

حیف که برادرت اینجا نیست

تولد اونه

و کوبانا هزینه تعطیلات ما رو میده

باید ازش ممنون باشیم

کوبانا خیلی ممنون

کوبانا در خانواده خوبی متولد شده بود

بعد از اینکه والدینش مردند

اون اینجا تحصیل میکرده تا هزینه تحصیل برادرش رو بده

می فهمم

داستان قشنگیه

اما حقیقت داره

کوبانا عکسی از برادرش رو بهم نشون داد

یه عکس

اون همیشه اون عکس رو همراه خودش داشت

حقیقت داره, دروغ نمی گم

نوبوسوک

از زمانی که همدیگه رو ملاقات کردیم

تو هرگز به من دست نزدی چرا؟

چون من فاسدم؟

نه

لباسهات رو دربیار

بزار لخت ببینمت

من لختم

به اندازه کافی دیدم

لباسهات رو بپوش

کاری غیراز تجسم نمی تونم بکنم

کار .... همچنین عدالت

تا امروز

من هیچ کاری غیراز تجسم کردن, نکردم

کجا داری میری؟

جایی نمیرم

تو جایی که من هستم ...

فقط دارم میرم یه کم نوشیدنی بیارم, همین

اون پول در میاره

آماده اس

کوبانا, به خودت بیا

کوبانا

چیکا, یه کم بهم نوشیدنی بده

خواهش می کنم

عجله کن

بفرما

بس کن, تو مستی

باید آروم باشی

بهار دیگه

بهار دیگه

برادرم فارغ التحصیل ميشه

بعدش

کوبانا

کوبانا

به بعد موکول کن

به بعد موکول کن

یوشیزاتو و حالا کوبانو ...

برای اعتبار اینجا بده

من یه فکری دارم

می خوام که تو فاحشه بزرگ بشی

اسمت جدیدت , موراساکیه

این مشهورترین اسم برای قرنها خواهد بود

من؟

از اونجایی که فوروشیما, چنین مشتری بخشنده ایه

تو واجد شرایط برای داشتن لقب فاحشه بزرگ رو داری

درواقع, مدتهای زیادی دراون باره فکر کردم

ما باید دوباره سنت نمایشی فاحشه بزرگ رو تکرار کنیم

برای برگرداندن یوشیوارا به گذشته اش ما به یک نمایش بزرگ احتیاج داریم

واکاشیو, مطمئنم می تونی اینکارو کنی

کوبانا چی؟

واقعا ناراحت کننده اس

اما دکتر مطمئنه که اون هرگز بهتر نمیشه

باید صبر کنی تا

برادرش بیاد دنبالش

بله اون به برادر داره

اما کوبانا نمیگه که اون کجا زندگی می کنه

اون داره می میره

درک کردن اون غیرممکنه

یکی کوبانا رو خوب میشناسه

ویولن زن

هیچی تو این دنیا, غیراز پول به حساب نمیاد

حتی تو جهنم هم به پول احتیاج داری

پول یعنی خوشبختی

اول پول میاد بعد پول میاد

و در آخرهم پول میاد

پول خانواده ها رو نابود می کنه

پول زوجها رو از هم جدا می کنه

اگرچه مردم میگن این انسانی نیست

اگرچه مردم میگن این خودخواهیه

تماشاگر عزیز, متاسفم

شکمم مشکل داره

باید خودم رو خلاص کنم زود برمیگردم

تا زمانی که منتظرید باهم آواز بخونید

آواز رو خارج از نت نخونید

متاسفم

شروع کنید, یک, دو,سه ...

اجداد اون توکوگاوا بودند, نه دکترها

برادرش داره درس پزشکی می خونه؟

اون جایزه رو میبره

می تونم یه نوشیدنی بخورم؟

مادر کوبانا

یه فاحشه ناچیزه

و پدرش قماربازه

بفرمایید

اون هنوز یه کودک نوپا بود

وقتی که مادرش اونو نزدیک مجسمه بودا رها کرد

من پیداش کردم

اما وقتی کوبانا 13 ساله بود

زنی که ادعا می کرد مادر اونه دنبالش می گشت

و کوبانا به شخصی که اتاق اجاره میداد فروخته شد

وقتی که اینو شنیدم

برای دیدنش رفتم

اما اون از اومدن من, دستپاچه شد

برای همین من تظاهر کردم که اونو نمی شناسم

هیسانو

هیسانو

کیکو! چه سورپرایزی

من برای ملاقات به خانم در یوشیوارا پول دادم

این شوهر منه

بله, من متاهلم

اون یه نجاره

اون یکی از مشتری های من در شیناگاوا بود

اون منو از اون خونه خرید

تبریک میگم

ممنون

به مدت ۶ سال, من پول ذخیره کردم

و اون پولی روکه برای آزادی من لازم بود داد

به زودی برات می نویسم

در اکتبر, جشنواره ها زندگی را در یوشیوارا آهسته کردند

در هوای ملایم پاییزی

اینجا می تونی لوازم گران فاحشه بزرگ موراساکی رو ببینی

نرید آقا

اون دختر دهاتی واقعا موفقه

یه فاحشه بزرگ باور کردنی نیست

شما به ما یه مروارید واقعی دادید ممنون

اون کجاست؟ در میان ثروتمندها

با آقای ایتو

آقاى ایتو؟

سیاستمدار معروف؟

بله

اون در یک مهمانی خیاطی می کنه به افتخار آقای ایتو

قبل از ترک اون به منچوری

درسته

اینو داخل اتاق موراساکی و نوبوسوک ببر

برام فورا یه مشتری پیدا کن

کوبانا

من یه مرد می خوام

برام یه مشتری بیار

کوبانا

ولم کن

کجا داری میری؟

ولم کن

امروز چت شده؟

دور شو

اینجا بمون

تنهام بزار

اینجا بمون

از سرراه برو کنار

نه, اینجا بمون

هرزه

ولم کن

وارد اینجا نشو

یعنی چی؟

کی اتاق منو گرفته؟

حالا اون اتاق موراساکیه اون فاحشه بزرگ جدیده

چی؟

هرزه

این دیگه اتاق تو نیست

ولش کن

کوبانا, پس کن

بس کن

نوبوسوک و موراساکی اونجان

وقتی که من با خوشحالی به خونه برگشتم

یه وزغ رفت زیر کالسکه

برام آرزوی شب خوبی رو کرد

دزد

گمشو

اینجا اتاق خواب منه

من فاحشه بزرگ این خونه ام نه کس دیگه

تا زمانی که من با برادرم نیستم

تا زمانی که بدهی دارم

باید اینجا کار کنم

دزد

گمشو

از اتاق من برو بیرون

گمشو

ولم کن

موراساکی

نوبوسوک, ولم کنید

نوبوسوک

اون

چرا اون از دستم عصبانیه؟

من هرکاری تونستم براش کردم اما اون داره دروغ میگه

اون درباره همه چیز دروغ گفته

درباره خانواده اش, درباره برادرش

حتی اون عکس هم دروغ بود اون رو از به عکاس دزدیده بود

دروغ گفتن با نگفتن اون مهم نیست

واقعیت داشته باشه

یوشیوارا دنیای دروغه

اون داستان درباره هیروبومی ایتو ...

فروشیما, همه چیز دروغ بود

مقایسه کردن با همه اونها

دروغهای کوبانا مهم نیست

اونو برگردون به اتاقش

نوبوسوک

می دونم همه چیز در یوشیوارا بر پایه دروغه

اما با این وجود

دروغ مانع از قانونمند بودن نیست

من برای فاحشه بزرگ بودن تن فروشی کردم

چرا باید یه خاطر اون زن دیوانه از سر راه برم کنار؟

تو باید بفهمی

که من از فقر متنفرم

من علیه دروغ گفتن چیزی ندارم

این دنیای دروغ

از پسش برمیام

اگه اجازه بده که بهترین باشم

موراساکی

تو روح فاحشه گری داری

درسته

من یه فاحشه ام

از روزی که به

یوشیوارا رسیدم

یه فاحشه بودم و اون رو قبول دارم

چه خوشت بیاد یا نه

لطفا

برو از رییس بخواه

که کوبانا رو ببخشه

ازت می خوام

خانم عصبانیه

اون میگه که کوبانا رو به خانه فسادی در یک محله کثیف می فروشه

اون درون تشک بسته شده بود

تا جایی که به من مربوطه

من می خوام اون به جایی که قبلا بود برگرده

براش متاسفم نمی تونم علیه اون باشم

موراساکی لطفا

خواهش می کنم

کی اونجاست؟

برام مهم نیست تو کی هستی

بر گرد به رختخواب با من

لطفا با من برگرد به رختخواب

لطفا

بیا

منو گاز بگیر

لطفا

منو گاز بگیر

گاز بگیر

باید برای رسیدن به این جایگاه

خیلی رنج کشیده باشی

زمستان 1910

روز زیارت به معبد یوشیوارا

اون روز

منطقه یوشیوارا زنده تراز هميشه اس

اون دختر واقعا خوش شانسه

فوروشما اونو ترک کرده

اما اون سوبوساکا رو پیدا کرده یه مشتری تروتمند دیگه

درسته

من خواستم که بدهیم رو بدم

اما نتونستم پولی رو که بهم بدهی داشتن بگیرم

تو این جهان, این قانون زندگیه

بالاخره همه چیزو ترک کردم

بهترین کاره که به خودت اجازه بدی برخلاف جریان آب نباشی

منو احمق فرض نکن

اگه من فروشی هستم تو چی هستی؟

از اینجا برو

چی؟

چیزی برای فروش نداری؟

می فهمم تو بدتر از یه فاحشه ای

تو مغروری

تو هیچی نیستی غیراز یه ولگرد

تو یه سوء استفاده گری, مگه نه؟

هرزه آروم باش

آروم باش

بیا اینجا

کیکو, معقول باش

بریم خونه, به اندازه کافی دیدم

سوبوساکو, به چی فکرمی کنی؟

ازدواج کن

واقعا در موردش فکر کردم

می خوام باهات ازدواج کنم

هیچ سوالی نپرس فقط بگو بله

بعد من میخرمت

منو نمی خوای؟

جوابم رو بده

باید بگم ...

تو منو غافلگیر کردی

این یه پیشنهاد اتفاقی نیست

من به اندازه کافی در خدمات اجتماعی بودم

می خوام به اوکایاما برگردم و تجارت کنم

می خوام همسرم رو که مرده فراموش کنم

و زندگی جدیدی رو با تو شروع کنم

در واقع

من یه رویا دارم

تو رو به خنده می ندازه

من می خوام تو نمایش فاحشه بزرگ باشم

اما برای اون ...

برای اون؟

نه, هیچی

من خیلی خوشحالم

که تو منو اینطوری می خوای

همسر سابق من, اون نجار چه منحرفی! اون می خواست که هرزگی کنه

بزار بره گم شه

و من ترکش کردم

اما جایی رو برای رفتن نداشتم

برای همین مجبور شدم به اینجا برگردم, به یوشیوارا

حالا دوباره مجردم

اما یه شغل دارم

به روزی, کار خودم روخواهم داشت

میتونم یه شیرینی فروشی باز کنم

قناد بودن مناسب توئه تو دختر خوبی هستی

احساس شادمانی می کنم

خوب... . بزار بخونیم

بله, بخونیم

چرا اومدی؟

اومدم که سودها رو بپردازم

من تو این دنیا متولد شدم

باید سرنوشتم رو قبول کنم

این برای مدتیه

بیا و بشین

من میرم

نه, بمون و گوش کن

والدین من وجود پسر هرزه شون رو انکار کردن

اون اسکناسها ...

این آخرین پولیه که من از ودیعه فروشیما گرفتم

این ۲۰۰۰ ینه

موراساکی

این پول مال توئه

با این پول می تونی آزادیت رو بخری

یه زن آزاد باشی

والبته اگه قبول کنی ...

من آماده ام برای ... صبر کن

صبر کین

...اون پول

من بهار آینده, از اون پول برای شریک شدن در نمایش استفاده می کنم

بودن در نمایش

اون چیزیه که هميشه رویاش رو داشتم

بزرگترین رویای من, تا به حال

نوبوسوک

نوبوسوک

تو هميشه از دست زدن به من خودداری کردی

برای تو

من یک زن نبودم

با اون پول

بهت نشون میدم

که من

من گلی از گوشت و خون تو که در این دنیا

خیلی خوار می شمردی هستم

خواهی دید

که من لایق چی هستم

حالا

من و تو ..

فهمیدم

اون پول مال توئه

هرکاری دوست داری باهاش بکن

آقا

موراساکی

بدارید بره

اینطوری بهتره

این طوری بهتره

کیکو

یکی برای دیدنت اومده کی؟

یه زن

واقعا؟

چی می خوای؟

تو شوهرم رو از من دزدیدی بس نبود؟

چی می خوای؟

اون مریضه

که چی؟

پاییز قبل ورشکسته شد و مجبور شد کارگاه خودش رو بفروشه

چرا اینو داری به من میگی؟

این قضیه هیچ ربطی به من نداره

این مجازاته اونه و درسته

تو منو آشفته می کنی, برو

گمشو

صبر کن

لعنتی

چرا من هميشه باید به مردم کمک کنم؟

پدر, مادر و بقیه

باید تا ابد زجر بکشم؟

چرا باید چنین بدشانسی رو بدنبال بکشم؟

چرا خدا اینطوری مجازاتم می کنه؟

صبر کن

هارو, مردت رو تنها میزاری؟

نمی خوام حالا که خوابه مزاحمش بشم

می فهمم

من میرم معده ام رو پر کنم و بعد برم سرکار

ممنون, تو عالی بودی

همه خوشحال بودند

بهت افتخار می کنم

بدون آقای فروشیما, غیرممکن بود

به هرحال

می خواستم درباره اون بهت بگم

ما می دونیم اون کجا زندگی می کنه

باورت میشه؟ اون تو یوشیوارا زندگی می کنه

اون کجاست؟

تو میکاوا, درست زیر پل

خیلی دور نیست؟ درسته؟

نوبوسوک فروشیما اینجاست

گفته بودم

وارث فروشیما؟

یه مردی اینجا زندگی می کنه اما اسمش شینه

شما اینجا مشتری های ثروتمند ندارین

حتما اشتباه کردین

به من گفتن اون اینجاست

لطفا بهم بگو کجا

هیسانو

حتی اگه اون شینی که دنبالش می گردی اون باشه

خیلی دیره

تو کسی بودی که اونو از خودت روندی تو انتخاب کردی که به نمایش بری

حالا تو فاحشه بزرگی این باید کافی باشه

حالا به عشق و توجه احتیاج داری؟

تو خیلی زیاد می خوای

اصلا اینطوری نیست

من نوبوسوک رو می خوام که بفهمم ...

این همه مساله اس

کیکو, چرا؟

برای به عقب برگشتن خیلی دیره

تو هیچی نیستی غیراز به عروسک یوشیوارا

و خیلی مناسبته

هنوز هم متوجه نیستی که هیچی نیستی غیراز یه هرزه معمولی

تو خیلی بی رحمی

تو بی رحمی کیکو

من؟ بی رحم؟

تو بی رحمی و فقط به راحتی خودت اهمیت میدی

و اینو خوب میدونی

اما ...

من از اول شناخته شده بودم

من واقعا نوبوسوک رو دوست دارم چیزهای دیگه مهم نیست

اما ...

اگه نوبوسوک منو ببخشه من باهاش ازدواج می کنم

اون نمی بخشه

گوش کن

حقیقت رو بهت میگم

نوبوسوک عزیز تو

با یه چیز کوچولوی دیگه اس

اون دیگه مال تو نیست

اون مال اونه

و تو باید با چرب زبانی سعی کنی اونو برگردونی

من برای عشق این دختر می جنگم حتی اگه زندگیم به خطر بیفته

گمشو

گمشو

تو ملکه یوشیوارا هستی

کمتر کسی مثل تو اینقدر شانس میاره

یه دختر خوشبخت اینجا جایی نداره

نهم آوریل ۱۹۱۱

سه ساله که تو اینجایی

زمان خیلی زود می گذره

تو خوش شانس ترین دختری هستی که من در اینجا می شناسم

اون فقط شانس نیست

بیشتر به خاطر اینه که اون مصر بود

که آقای سوبوسوکا را متقاعد کنه

رییس

خانم

برای همه چیز ممنون

تو می تونی با قلبی روشن بری

خداحافظ

به چی داری نگاه میکنی؟

به تو نگاه میکنم

تو خیلی زیبایی

وقتی که بتونم اینجا رو ترک کنم

واقعا با من ازدواج می کنی؟

مرغ عشقهای واقعی

آتش

هرزه

اون آتش کجاست؟

تو یوشیوارا, میکاوا زیر پل

من میرم پایین

هارو

نوبوسوک

همه چیز داره می سوزه

اون آتش

همه یوشیوارا رو نابود کرد

اون منطقه شهوترانی برای هميشه ناپدید شد

این روایتیه که چندین قرن باقی مونده

پایان

filmtehran.blog.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.