Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:ترجمه توسط Marty_Oz با تشکر از محمد عزیز
و همچنین حمید رضا
مدیاسیتی mediasity.us
:ترجمه توسط Marty_Oz
ماوزی ,این همه سروصدا بیرون .واسه چیه؟ یه نگاه بنداز
یه مشت بچه کوچولو هستن که بیسبال بازی .میکنن
.اومدن
هی,تو یه توپ ندیدی؟
.اوه,اونجاست
.بیرون
,خیلی خب خیلی آره .خیلی خوب بود و تو فوق العاده ای
ولی میشه لطفا اون ماسک رو ,بیرون بیاری
.کلهام داره میشکنه- .اوه-
.ویلارد,تو قهرمان واقعی منی .تو بهترینی
.نه,تو بهترینی- .نه نه نه, تو-
نه,خودت.حالا چه فرقی میکنه؟ .دیرمون شد, باید بریم
اوه,ویلارد , نمیتونن صبر کنن؟
.نه,حالا نه عزیزم .خیلی مهمه. حالا,یالا
.میدونم- .بازش کن. بریم-
فکرکنم بازی امروز از همه بازی ها بهتر بود,مگه نه؟
.حتما-
.آره,به نظر منم هم همینطوره .خیلی خب, تو برو
,بجنب,عزیزم .نباید دیرمون شه
.باشه,دارم عجله میکنم
.دکمه, دکمه
.اینم از تو
.دستکش ها تو بپوش ,عزیزم
.شلوارتم یادت نره
.اول شما
.خیلی زیبا شدین, خانوم پیتون
.ممنونم, ویلارد .خودت هم خیلی بد نیستی
یه دختربچه 10ساله از بین پنچ تا عموی خل و چل
.باید یه پدر واسه خودش انتخاب کنه
.اون ها خل و چل نیستن
.شاید فقط غیر عادی
.سخت نگیرین .بلاخره آخرین آرزوش هست
.بیاین بهش احترام بذاریم و اجراش کنیم
حالا,من چند تا برشور از هر کدوم از .این عمو های سبک مغز آماده کردم
.از هر کدوم از عمو ها
این اطلاعات تصوراتی رو از این عموها به ما میده
و اینکه چه توقعی از هر کدوم از اونها .باید داشته باشیم
پس اون پول چی میشه؟- چی؟-
.پدرش 30میلیون دلار براش به ارث گذاشته
مردم برای بدست اوردن 30میلیون دلار .کارهای عجیب غیبی میکنن. حتی اگه برادر باشن
.باید کاملا هوشیار باشیم
سخت میتونم باور کنم که هر کدوم از عموهاش
فقط برای اون پول سعی کنن .که پدرش باشن
,اون عموی گانگسترش ,همون که هیچکس درموردش حرف نمیزنه
حاضره دختره رو برای یه کمی پول .تو روغن داغ بجوشونه
.عمو باگزی که مرده
.یا گمشده
.هیچوقت پیداش نکردن
و اگه از درس های دانشکده حقوقم ,درست فهمیده باشم
.گمشده بحساب میاد
!آدم زنده یه روز بلاخره سروکلهش پیدا میشه
.این توضیح پلیس بود
,پلیس دنبالش بود .که این خودش خیلی گرفتاریه
ولی مردم هم دنبالش میگشتن .البته بخاطر اینکه خوب آواز میخوند
.پس اگه پیداش کنین احتمالا مُرده
تازه اون ها ماشین تیربارون شده
.و خون آلودش رو کنار رودخونه پیدا کردن
."حالا شما دلتون بخواد میتونین بهش بگین "گمشده ."من که میگم "مرده
!ختم کلام
چیه؟- .ویلارد و دونا اومدن-
.بیان تو
حالا تو کجا بودی که حالا پیدات شده؟
.دختره پدرش رو از دست داده نباید یخورده احترام بذاریم؟
.الان چند ماهه که
اون با دوستاش تو مدرسه شبانه بوده
.و حالا دیگه کاملا باهاش عادت کرده .او چیز رو بیرون بیار
.شاید حق با توئه
...اون پرید داخل
...صبر کن,من
.بذارش واسه بعد
.میتونیم درستش کنیم
وقتی که خیس هستن ...سخت میشه رو کشیدشون,پس
...اگه ولش کنی ...بذاریش واسه بعد
.بیا,میگیرمش
.دیوونه شدی؟ آره.اون دیوونه س
.من واقعا متاسفم,آقای لایمن
.شما دوتا کجا بودین؟ دیر کردین
.غذا میخوردیم,میرفتیم خرید- .آره میرفتیم خرید,غذا میخوردیم-
کی برنده شد؟- .ما-
ویلارد از روی حفاظ پرید ...و توپ رو گرفت و
تو چطور میدونستی؟- .مهم نیست چطور بدونم-
فکرمیکنم برای اینکه تابستون نمیری مدرسه خوشحالی,نه؟
...آره بابا,خیلی خوشحالم چون
!داشتم با دونا حرف میزدم
آره,خیلی خوشحالم که تابستون ,نمیرم مدرسه
تازه منتظرم تا پدر جدیدم هم .ببینم
.خیلی هم عالی,عزیزم
منم از اینکه تو اینقدر خوشحالی که
.پدر جدیدتو ببینی کیف میکنم
خب دونا ,من حواسم به تمام جزئیات بود و هیچ مشکلی نمی بینم
که تو و ویلارد .خودتون شروع کنین
فکرمیکنم همه ما ,دقیقا میدونیم که شما چه حسی دارین
و اتفاقا این حس شما .بزرگترین نگرانی ماست
.ویلارد
.یه بار دیگه بهتون یادآوری میکنم
دونا هر دو هفته با یکی از عموهاش .تنهایی زندگی میکنه
نمیخوام که شما تو تصمیمش .دخالتی کنین
.اوه,فهمیدم .خیلی خب
حالا ببین من یه تاریخچه از هر کدوم .عموهات آماده کردم
توی راه ویلارد میتونه اونا رو .واست بخونه
ویلارد ,تو که سواد داری؟
!دستت دردنکنه
خب,فقط چون دیدم توی انتخاب و پوشیدن لباس هات
گند زدی فکر کردم
خوندن اینها میتونه واسه تو مشکل پیچیده تری .باشه
.خب عجله داشتم
.داشتم میگفتم
,حالا,یادت باشه,دونا
.تو باید یکی از اینها رو انتخاب کنی
این خواسته پدرت بوده که .خودت اینو انتخاب کنی
.میدونم که تصمیم درستی میگیری
ویلارد؟
.چیه,عزیزم
.میخوام از تو بپرسم چرا یه شب رو تو یه هتل موندیم؟
.خب,عزیزم ما که نمیتونستیم کل شب رو ماشین برونیم .باید یخورده استراحت میکردیم
اوه,میخوای آهنگ بذاری؟
.آره,میخوام یخورده موزیک بذارم
.خوبه,موزیک دوست دارم- ,خیلی خوبه,خوشت میاد که بخوابی-
چون فردا برای تو .روز بزرگیه
.اوه,ویلارد
.دندونا
.گوشها
.گردن
.دستها
.لب ها
.شب بخیر- .شب بخیر-
.بدو , بدو
Marty_Oz ترجمه از
Marty_Oz
Marty_Oz
.ویلارد ,تو یه قهرمانی
چی چی؟
,اینجا نوشته,توی این برگه .درست تو همین صفحه
.بذار ببینم
نوشته که چطور تونستی با یه مشت دزد که
ماسک های هالووین گذاشته بودن و میخواستن .یه بانک رو بزنن بجنگی
.آره,فهمیدم.یجور قهرمان .حتی خودم هم نمیدونستم
.خیلی هم خوب
.اگه این کارو کرده باشم,پس اون لحظه خیلی ترسیده بودم
,ببین,عزیزم .یه چیز هم درباره تو نوشته
واقعا؟درمورد من؟
آره,گوش کن."دختر کارخونه داری .که دنبال بابای جدیدشه
, دونا پیتون" دختر و تنها وارث
,مرحوم لوئید سی. پیتون" ,کارخونه دار میلیونر
که میخواد اولین عمو" از پنج تا عموش رو ببینه
تا یکی از اونها رو بعنوان" ".پدر انتخاب کنه
پنج تا عمویی که" ,تو نقاط مختلف کشور هستن
این شانس رو دارن" .که با دخترک آشنا بشن
.اون هر دوهفته با یکی از اونها میمونه"
اون تو سفرش با راننده خانوادگی" و بادیگارد
".همراه میشه"
!چندشم شد
خب,خانم جوان,گمون کنم میخوای درمورد من بیشتر بدونی
و اینکه چیکار میکنم و راستان من چیه,درسته؟
.اوه,نه,آقا .من همه چیز رو درباره شما میدونم
جدی؟- .کاپیتان,بویلرها آماده هستن-
.با چهارتا زنگ...
شماها,بادبان رو بکشید ...و بطرف پائین
تو چطور منو میشناسی؟- .ویلارد درمورد شما گفت-
هولارد؟
نه بابا ویلارد.همونی که .من رو آورد اینجا
می بینی,تو این پوشه .همه چیز درباره عموهام رو داره
.خیلی هم باهوشه
تو...تو خیلی دوسش داری,آره؟
.ویلارد رو دوست دارم؟ عاشقشم
.کاش یکی از عموهام بود .تا اونو بعنوان بابام انتخاب میکردم
.می فهمم
,البته نمیخواستم ناراحتتون کنم .عمو جیمز,شما رو هم دوست دارم
.شاید شما بابای من بشین کی میدونه؟
آره. کی میدونه؟
.شاید هم عمرا دلت نخواد بابای من شی
!اوه,رفیق. البته .حتما که خیلی دوست دارم پدر تو باشم
...ولی اینجا بدرد یه
.دختر کوچولو نمیخوره...
گاهی اینجا بدجور خشن .و خطری میشه
خطری؟
,آره,ولی دیگه مثل قدیما نیست
.مثل زمان جنگ
توی هم جنگ بودی؟- .آره,بودم-
.اوه,روزهای خوشی بود
درمورد چندتا اتفاق که برات افتاده تعریف میکنی؟
خب,این حادثه اوایل جنگ
تو عملیات آتلانتیک شمالی .برام افتاد
یه اژدر درست زیر خط مقدم آبی
بهمراه مواد منفجره زیادی به ناو مارشال ما .خورد
,ولی بخاطر یه فیوز معیوب .نتونست منفجر بشه
من تنها سرباز مجاز به ,رسیدگی به این بحران بودم
ملوان های زیر دستم رو کنار زدم و مافوقم که دوستش داشتم رو خبر کردم
.من,و فقط من,داوطلب شدم
.لبخند گرمی زد
گفتم که این یکی از مارک9 های .مدل جدید هست
,با یه محرک تعویض شده و غیرفعال کردنش هم کار من بود
که سربازی باتجربه و با تخصص آهن .بودم
اون مافوق با یه پوزخند معنی دار
.جعبه ابزار مخصوص خودم رو بهم داد
هرچند که رفیقام نمیذاشتن .انجامش بدم
.اصرار کردن که کنار من بمونن .ولی, من تحمل کردم و نذاشتم
و خیلی با اکراه و ناراحتی به طرف نسبتا ایمن تر کشتی
.از اونجا بیرون رفتن
خم شدم تا اون فیتیله حساس رو .جدا کنم
اونقدر ماهر بودم که انگار اون ابزار مثل اجزای دیگه .بدنم بودن
.دیگه "زیردستی" من که تابلو بود . ولی عقربه اون اژدر ساعتی کار میکرد
چقدر دیگه وقت دارم؟ یه دقیقه؟
.یهو,یه چیزی پیدا کردم
.یه دریچه کوچیک
.و بعد هم یه چیز کشف کردم
...که البته کوچیک بود
.ولی خیلی مهم بود...
.دیدم که ساخت شورویه
.حالا حداقل,یه موردی بود که من باهاش آشنا بودم
یکدفعه خودم اون تیک تیک کردن رو ,حس کردم
و همونطور اون بند آتیش گیر رو نگه داشته بودم
.از جای خطرناکش خارجش کردم
,صدای تیک تیک تایمر اژدر بیشتر شد .ولی من از کارم مطمئن بودم
.دیگه موفقیتم نزدیک بود
اگه میتونستم اون فیتیله رو بدرستی ,از اونجا بیرون بیارم
و بدم به رفقا که تو دریا بندازنش
.دیگه اون اژدر بی ضرر میشد
البته که یکم از مواد منفجره توی خود فیتیله ,مونده بود
ولی نمیتونست خیلی .برامون دردسرساز باشه
البته اگه میتونستم از .اژدر جداش کنم
...با دقت,فیتیله رو از دریچه گرفتم
وبعد از اینکه یه نگاه به یه یارو دیگه... ...انداختم
گذاشتمش یه جای امن,جاییکه... .افراد مطمئن باشن بعدا میتونن پیداش کنن
چند لحظه باهاشون فکر کردم که لازمه خبرشون بدم یا نه
چون شاید خیلی وقت نداشته باشن ...تا بخوان ازش خلاص بشن و بندازنش دور
ولی بعد با خودم گفتم... .لازم نیست
تازه,همونطور که گفتم,ماده محرک .کمی داشت
نمیتونستم تصور کنم که تو این لحظه چه خوشحالی و آرامشی
.توی کشتی برقرار میشه
اونها حتما تا حالا فیتیله رو .پیدا کردن
.و دارن برای تشکر میان سمت من
.نمیخواست زیاد منتظرشون بمونم
.اومدن
و من شاید هیچوقت چهره پر از احترام
.و تشکر اونها رو یادم نره
.همش همین بود,بچه
,یکم نشتی هم داشت
ولی خودم تونستم با یه اسفنج و چندتا .پارچه کهنه تمیزش کنم
...هربار که بهش
...بهش فکر میکنم
.احساس میکنم دوباره دارم تجربش میکنم...
این واقعا شجاعانه ترین چیزیه که .نا حالا شنیدم
.ما اینیم,مرسی,بچه
.واو,همه چیز خیلی بزرگه
میدونه چیه عمو جیم؟
.یکی داره منو نگاه میکنه
.بذار ببینم,عزیزم. اوه,منو بگیر
.حالا دیگه هیچکی اونجا نیست
خب همین یه لحظه پیش .اونجا بود
Marty_Oz :ترجمه توسط (با تشکر از محمد عزیز)
.اشکالی نداره,کارل, دارمش
حالت چطوره,کارل؟
دوست دختر کوچولوت کجاست, ویلارد؟
داره پیش یکی از عموهاش وقت .میگذرونه
.یه جورایی منم دلم واسش تنگ میشه- .مطمئنم که همینطوره-
, اوه,ویلارد یه لطفی میکنی؟
آره,قطعا, چی؟
این چیه,کارل؟- .اوه-
خب,هیچ روزی سه ماشین .اینجا نیست
تا وقتی که میرم به بانک حواست به اینجا باشه,خب؟
.باشه,خوشحال هم میشم
,شک دارم مشتری داشته باشی ,با این اوضاع
,ولی اگه لازم شد .این کلید توی کشو هست
.ده دقیقه دیگه برمیگردم
,باشه,خیلی خب. عجله نکن .کارل. من حواسم به همه چی هست
.بله,خانم
,اوه,مرد جوون یکم آب توی مخزن میریزی؟
.اونجا اون کناره,لطفا
آبی که برای اونه .درست همینجاست
.اگه لطفا بیاریش...ببرش,ببرش .بیارش اینجا
.تو اونجا میری. همین .اونجاست. همین...مستقیم
.بیارش داخل. برو راست .برو...راست
.همین.ببرش.ببرش .خوبه
.ببرش! عالی.خیلی خوبه. همونجا .عالیه
...خیلی نزدیک بود,همونطور
هی,بچه,کارل کجاست؟
من...اوه,اون باید برای چند دقیقه میرفت به بانک,ولی .برمیگرده
.مخزنش باید خالی باشه .من هفته پیش یه روز از دست دادم
.آره,پس باید خالی باشه
...مستقیم رفت
.و نزدیک شد...
,مرد جوون لطف میکنی و
حدود شیش تا بطری بابل آپ برامون بیاری؟
.آره,قربونت هم میرم- .ممنون-
.خواهش میکنم. مواظب قوطی ها باشین
!بله,آقا
جوونک, گمونم یه مدتی میشه که .روغنم رو عوض نکردم
بنظر میاد دیگه بهش نیازی .نداری
.نه,منظورم ماشینمه
.اوه,البته. شوخی کردم
.بله,خب. خودم روغن رو عوض میکنم
میذارمش رو بالابر .و واست عوض میکنم
خوبه, و یادت باشه خیلی,خیلی مواظب این .ماشین باش,جوون
.اصلا یه خش هم روش نمیندازم
و بهتره وقتی برگشتم یه خش هم .نباشه
اوه,نه,حواسم خوب به همه چیز .هست
.ممنون- .خواهش میکنم,حله-
.حواسم هست...نگرانش نباشین
.همه چیز
.مراقبش هستم
با سفارش های بابل آپ هاتون !میام اونجا
!خیلی خب,دارم میام !دندون رو جیگر بذار
من...میتونم توضی..؟ .خب,دوست دارم توضیح بدم
چی...میدونی,واقعا...به اون بدی .که فکر میکنین...نیست
,میدونی,تو میتونی برق بندازیش .و اینجوری واقعا میدرخشه
من...من...من
...خب,شاید روکش صندلی لازمت بشه اما
عمو جیم رو دوست داشتی, آره؟
.بعله دوست داشتم .اون میتونه بابای خوبی بشه
.هی,یکم واسه تصمیم زوده .هنوز چندتای دیگه داریم
...ما هیچ جا نمیریم مگه اینکه
.من به پوشیدن اینها اینجوری عادت کنم ...خوبه,بذار
.خب,ادامه بده,بخون عزیزم
ایوریت پیتون 49ساله,وقتی 16 سالش بود از" .خونه فرار کرد
اون الان 33 سال هست که" .با سیرک کافی و براون زندگی میکنه
.شغل,دلقک"
".بدون زن و بچه"
.عمو ایورت رو دیدم,عزیزم
یه شب وقتی با پدرت میرفتیم .که شام بخوریم
نظرت درموردش چی بود؟
.خب,نمیتونم بگم .یادت باشه,من نباید رو تصمیمت تاثیر بذارم
.باشه,ویلارد
هی راستی,اینکه یه بابای دلقک .داشته باشم. چه باحال میشه
.میتونم یه سیرک واسه خود خودم داشته باشم
.آره
آره. حالا,هرچی رو که بهت گفتم .یادت نره ها
,هرروز صبح مسواک بزن ,موهات رو هر روز شونه کن
...تازه باید- .اوه,ویلارد-
.تو حتما یه مرغ پیر رو دوست داری .من میدونم چطور هوای خودم رو داشته باشم
.بله,صد در صد,خوشگلم. باشه
حالا یادت باشه دو هفته دیگه .میام آکلند دنبالت
دختر خوبی باش و .خوش بگذرون
.و اون رو هم خوب زیر نظر بگیر
یادت نره, اون میتونه بابای .آینده تو بشه
.خدانگهدار,عزیزم .بای بای,ویلارد-
پس بوسه من چی؟
.تازه- .احمق-
.خب دهاتی ها,ایناهاش
.دیگه آرایش بسه
.نمیخواد مثل لولو ترسناک بشین
.تازه,بچه جیغ جیغو هم نیست
,اینبار فرداشب .من تو راه سوئیس هستم
سوئیس؟
.نمی فهمم. کنجکاو شدم آخه چرا سوئیس,ایورت؟
...پسر
.میگم چرا...
چون وقتی شما دیوونه ها داشتید پول ها تون ,رو خرج میکردید
,من پول هام رو توی بانک سوئیس میذاشتم
.واسه ایام بازنشستگی
.حالا دیگه موقعش رسیده
و دیگه مجبور نیستم بقیه عمرم رو به گوش دادن .به جیغ جیغ کردن اونها بگذرونم
تا جائیکه میدونم,اون جیغوها .دلیل زنده موندنمون هستن
.باریکلا احمق
و تاجائیکه به من مربوطه
اون جیغ جیغوها مثل بختک .هستن
,و دیگه حالا اونجام .لااقل چند روز دیگه میرم اونجا
.اوه,تو برمیگردی .حداقل واسه وطنت هم که شده برمیگردی
.به هیچ وجه عزیزم .حواسم بهش هست
دیگه تبعیت آمریکائیم رو .انکار کردم
,چندتا دلیل داشت .یکیش همین که دیگه مالیات در کار نیست
,پسر,واقعا دلمون واست تنگ میشه .رفیق
.اوه,ویلارد,منتظر من باش
.یه دلقک
لااقل مجبور نیستم نگران انتخاب کردنش .باشم
اوه؟ چی شد؟
.داره کشور رو ترک میکنه .و این عالیه
خب,بعدی کیه؟
.اوه,مطمئن نیستم .فکر کنم عمو جولیوس
.عموت یه عکاس نمونه س
عکاس؟ از چی عکس میگیره؟
,خیلی خوشگلن نه,ویلارد؟
درسته,ویلارد؟
.همیشه هستن
واقعا؟
چی شده؟
,میگم,اونها قشنگن تو اینطور فکر نمیکنی؟
.اوه,آره,قشنگن
.آره
...میدونی
ویلارد؟
,اونها خودشون زیبا هستن
یا عکاس هست که اینکار رو میکنه؟
حالا که چی؟
,راستش پریسکیلا وقتی اون رسید اینجا
تو باید بهش غذای همراه شیر بدی .حالا , لولا, بذار شیر رو ببینم
.حالا,یکم بالاتر .نه,خوب نیست
.بذار دوربین رو یذره عقب تر ببرم
فقط...من میخوام .دوربین رو عقب بیارم
.فقط عقب تر, همینه
.اوه,رزمری,تو بیا اینجا
.بیا,بیا نزدیک پریسکیلا
.بیشتر,یکم نزدیک تر .رزمری,بیا,بیا
.بیا
.بیا,نزدیک تر
خانومم.حالا یادت باشه .هرروز صبح مسواک میزنی
.دختر خوبی باش. خوش بگذرون
,یادت باشه دوست دارم .و به زودی می بینمت
ویلارد؟- بله؟-
.ماچم کن, لطفا
.آبدار
.ای کودن
آقای پیتون؟
آقای پیتون؟
,من واقعا متاسفم ,ولی میدونین
حتما وقتی ویلارد در رو باز کرد شما یکم زیادی .به در نزدیک بودین
...آره,خب,دیگه
.خب. اوه,خب
.ما...نگران نباش
.فقط...آره
...اونجا بشین,شروع میکنیم
,یه جورایی دیر کردیا. بشین پیش دخترا .ما درستش میکنیم
چطور میتونستم...؟
,همونجا بشین بچه .بزودی آماده میشیم
.درواقع...همونجا بشین
.حالا آروم باش و روبرو رو نگاه کن
میخوای ازم عکس بگیری؟
.پَ نَ پَ میخوام مجسمه تو بسازم .آره دیگه ازت عکس میگیرم
,فکر کردی واسه چی اومدی اینجا دخترک احمق؟
...شبشه رو نشکوندم, ولی
...بذار کل فیلم رو
.بگیرم
بعضی از این گیره ها .یهو گیر می کنن
.خوبه, محلولش خوبه
.خوبه
.فقط بگیر بشین. همین
...اوه اینا چیزن .حالا آماده اش میکنم
..نه...اینجارو...فقط اینجا
...اونجا دیگه...درست
.اینجا. همه اینجا
...از اینجا همه تون رو میبینم
...شما
...باید یه عکس دیگه رو ببینم. فقط
...منتظر باش. یه لحظه,م...
...ولی نباید
.دوباره برمیگردم
.نور رو اونجا تنظیم میکنم
.اونها هم اونجا
.این دوتا لامپ گنده هم که هستن
...حالا,فقط تکیه بزن
دیگه آماده ایم...فقط کله ات رو ...رست بگیر... و دیگه
...آره فکر کنم
حالا میتونیم...
.کله ات رو به طرف اون خم کن .آره خوبه
...نقطه اف
.باید یه شمعک 7000 پایی دو سوراخه باشه
...باعث میشه پخش شه ... شما
.آره اینم که گرم شده
...فقط خم کن...همونطور که می بینیم .این یه تبلیغ مو هست
دستت رو میندازی...؟ .فقط...رهاش کن
خودشه. حالا بغلش کن ...ژست بگیر تا
...به سمت دوربین
اوه 1600پایی شماره 9 هست...اف 63
...نشد
...اون
.خب,درست میشه
,شاید یکم داغ باشه .ولی ظاهرش می کنن
...تو اینجایی,خانوم جوان. نه
...نه,رنگ ها
...بذار من
حالا این که به رنگ پوستت .نمیخوذه عزیزم
...آماده س. فقط ...اونجا رو نگاه کن. این
...این میتونه
...پسر, اف 17 میتونه
.فقط...خیلی خب,روبرو رو نگاه کن .حالا,یکم قیافه بگیر
...خیلی خب,رنگش هنوز
..اون پارچه رو درستش کن
.سبز؟ نـــه
.باید رنگ رو درست بگیرم...خودشه
.اون دیوار سفید رنگ.خیلی جالب میشه
...این رنگه
...نور بیشتری میخوایم واسش
.حالا,درست به دوربین نگاه کن .همونجا نگهش دار
.این نور رو میندازم
نگهش دار.حالا,برمیگردم که .ازش عکس بندازم
...خیلی خب,حالا
.پریسکیلا,عزیزم- .چیه,جولی,عشقم-
.اوه,آره,البته
میخوایم تبلیغ گندم و شیر .کنیم
.گندم شیر خوشمزه,درواقع براکل
...حالا,خانوم جوان,فقط
,از اون بهت میده .این دختر
.گندم شیر رو میذاره تو دهنت .نه , یه لحظه
...نه,اون..نه,ببین ...بذار...اگه تو
.پریسکیلا,واست مشکلی نیست میتونی اونجا وایسی؟
.بذار نشونت بدم,بچه
...میدونی,برای اینکه ...راستش,برای اینکه ما
.می دونی,واقعیت خیلی مهمه
,و بدون شیر ...گمونم دلیلش همینه
میتونی فقط؟ .ممنون,عزیزم
حالا میخوام بهت .عکس های اکشن مون رو نشون بدم
ما این سیستم خارق العاده رو برای
.پر کردن این فیلم ها داریم,می بینی
حالا دهنت رو مثل گاراژ باز کن به سمت دوربین, دیدی؟
.نه نگرفتی چی شد ...بذار بدمش به
...نه,یه لحظه. میدونی,تو .نه,فقط...نه,نه
میتونم توضیح بدم؟ ...نگا کن,فقط گوش کن. به من توج
...نه تو فقط ژست بگیر. یکم سعی کن
میتونی یخورده...؟- !عمو جولیوس-
عمو ج..عم..عمو...؟
,من دونا هستم...دونا پیتون .برادر زاده تو
مگه نشنیدی که دارم میام پیشت؟
.یا امام غریــب
...اوه,هَی وای من,راستش,آره,من
.اوه,برادر...آها آره,دختر برادرم
.دونا,برادرزادم.آره .اوه,من واقعا متاسفم,کوچولوی نازنینم
من فکر کردم تو اون مدلی هستی که .من منتظرش بودم
,میدونی,راستش...چرا خودتو تمیز نمی کنی .دونا, گلم
!رسما عذر مبخوام
چرا نمیری اینجا تو اتاق خانوم ها .تا تمیزت کنن
,و بعدش برگرد .تا شام بخوریم,عزیزم
.بله,عمو جولیوس
.واقعا منو ببخش
,فکر کردم که مدله هست .و...اوه
.انگار خیلی گرم شده ...بذار فقط
.شاید دوباره مجبور شی لباس بپوشی
.من باید این در رو تعمیر کنم
.یکی نزدیک بود از این ماشین پرت بشه بیرون
هواپیمایی کانتیننشال ,جت طلایی,پرواز 13
.فرودگاه را به مقصد شیکاگو ترک میکند
.لطفا فقط مقصد خارج
.صبح بخیر,کاپیتان اِدی
.صبح بخیر,کاپیتان
.صبح بخیر,خوشتیپ
.آره,خودشه,اون طیاره گنده .خودشه
,هواپیمای سه موتوره
,سوخت گازی داره .ظرفیتش 12 نفرِ
.توش ورودی مسافر داریم, ورودی سمت راست
.ورودی مرکزی هم هست
,یه جا هم واسه بارها داریم .و مثل بنز میره
می پره,و همراه باد به آرومی .جا بجا میشه
.باد پشتشه .به صداش گوش کن
.اونجاس .خودشه.همون طیاره
اون کیه یا بهتره بگم چیه؟
.اِدی پیتون هست- اِدی پیتون کیه دیگه؟-
اون مالک طیارهس و همینطور .صاحب اونجایی که با طیاره ش میشینه
.آره- اون مال کیه؟-
اون از من سر تره؟- .نه-
,هیچ کی با اون که نمیره درسته؟
.نه هنوز,ولی اون مجوز داره- مجوز خلبانی؟-
سه سالی میشه که اون هرروز صبح
اینجا واسه پرواز .آماده اس
,خب,بچه نظرت چیه؟
,خب,بنظرم خیلی قشنگه .عمو اِدی
پرواز هم میکنه؟- !گفتی پرواز میکنه؟-
.منظورم.نه...خب,یعنی,آره دیگه
.آره بابا,می پره .مثل یه عقاب بزرگ
بهم بگو,برادرزاده عزیزم,چقد دوست داری که یه خلبان بابات شه؟
اوه,عاشق اینم.میتونم تو چندتا از سفرهات همراهت باشم؟
.اگه خیلی اضافه بار نداشته باشم. حتما
عمو,پرواز بعدیت کِی هست؟
.پرواز بعدی,آره بذار ببینم .خب,سوال خوبیه
.پرواز بعدی,هیچ وقت معلوم نیست
کاپیتان اِدی,شما به بخش .پیشخوان بلیط فراخوانده شدید.همین حالا
اوه,با منه,عزیزم. آره؟
.اینجائیم,خانوما. اینجائیم
فقط یه لحظه,تا این بارها رو .اینجا بذارم
بگیرش عزیزم. میتونم کمکتون کنم خانوما؟
.حتما میتونی,جوون
اَه دیدی,از پرواز شیکاگو مون جا .موندیم
و لازمه که امروز عصرر واسه گرند بال .اونجا باشیم
این طیاره میره شیکاگو؟
.شیکاگو؟ آخ,آره,اوه. شیکاگو .آره,ما میریم
.اوه,خوشگله
.نباید دیر کنیم
.نه,نباید دیر کنیم .موقع گردهمایی سالانه هست
.ما هر سال یکی داریم- شما ازدواج کردید؟-
نه.گردهمایی؟ گردهمایی؟
آره,انجمن سالانه موتورسواری .لاشخورها و هوتینانی
اوه,نمیخوایم دیر برسیم .اونجا
این پرواز کِی راه میفته؟
زمانش؟ چه موقع؟ این پروازه؟ .کِی؟ اوه,آره
تقریبا همون موقع که شما خانوما بارهاتون .رو میگیرین, و بارگیری شدیم
.دیگه دارن خفه ام میکنن منظورم اینه که, داریم میپریم
.و با کله میریم غرب آب ها
.اوه,این عالیه- .خوبه,صبر کُـــن, اجــــــازه بده-
.بلیط بلیط هاتون, خانوما .بلیط ها یادتون نره
.بفرما اینم بلیط رفت و برگشته یا نه؟
.نه,خب,هردو .خیلی فرق نمیکنه
اوه,دیانا,میخوام برادرزاده کوچولوم .را ببینم,دونا
.دونا, دیانا. دیانا, دونا .برادرزادهم , دیانا
.دونا,قرار شد طیاره گنده رو من برونم ,این پرواز رو گرفتم
و داشتم فکر میکردم شاید تو بتونی
از این خوشگل خانوم تا وقتی عصر بر میگردم .مراقبت کنی
.اصلا,کاپیتان آخه کی میخواد...؟
منظورم اینه که,کی میخواد تو سفر همراهیت کنه؟
.چند تا پیرزن موتورسوار- .اوه-
.آره,درسته . یا خدایا, باهوشه .خوبه, کله اش خوب کار میکنه
.خب , با اجازه. پیش به غرب ...میرم که برسم به اونور آب
...پیش به اونور آب, ملت
.حواستون به اون پله باشه .عین چاله رُستمه
خوشگل نیست؟ اوه, همچین چیز .مالی ندیده بودم
.اوه,این برام گرون تموم میشه
.نمیتونم انجامش بدم .نمیتونم
.میتونی بابا. کمکت میکنم .من کمکت میکنم
یکی اینو میگیره؟-
.دستتو بده- ...اوه,یا-
.آره,خوبه- .اوه,عزیزم.اوه-
.ایناهاشی
.ایناهاشی. خیلی عالیه- .به این پرده های دوست داشتنی نگاه کن-
میتونم رو این صندلی بشینم؟
Marty_Oz :ترجمه توسط (با تشکر از محمد عزیز)
...از قیل میدونستم , ولی من .هیچوقت نتوستم. اوه اونجارو
.خب,خب,داریم میریم دخترا .کمربندهاتون رو ببندین
.خواهشا اینجا سیگار نکش
.سیگار نکش,اگه اشکال نداره- .ببخشید-
عزیزم میتونی کمربندم رو واسم ببندی؟
.نه,اشکال نداره .هیچ چی مهم تر از امنیت نیست
اونجایی که,چطوره؟- .عالیه-
.ممنون عزیزم- .خوبه-
با یه ماچ چطوری؟
.این خلاف مقرراته .متاسفم واقعا
.بذارین بارهاتون رو براتون ببرم,خانوما .اگه اشکال نداره,مراقبشم
.اینا رو توی اتاق بارها میذارم .و بعدش میتونیم بریم
.پیش به غرب ...فقط اون رو ببند
.فقط اونجا حواستون رو جمع کن- اوه,خوش میگذره؟-
.بذار فقط من اینا رو بگیرم- .اوه,ذوق مرگ شدم-
,اینارو میذارم تو قسمت بار .و بعدش میریم خانوما
.خیلی خب,ملت,فقط راحت بشینین .تا یه دقیقه دیگه راه میفتیم
کاپیتان؟ کاپیتان,یکم صدای موزیک رو کمتر میکنین؟
.آره,ممنون میشیم صدای خودمون رو هم نمیشنویم,درسته؟
نه- .حتی یه کلمه-
.خدایـــا ...نه, اشکال نداره
She goes downtown In a pair of old blue jeans
- Little Miss G|o G|o, Little Miss G|o G|o - Guys.
- She's the kind of girl who knows - Say, guys, would you...?
- What the in-crowd means - Could you hold it down?
!یــا حضرت آدم
.اوه, شیکاگو داریم میایم
.حالا این لیسته. "ارتفاع سنج", درسته .فرمون, دسته", عالیه"
.دریچه سلکتور سوخت", درسته"
.ماده مشتعل", فعاله"
,کیف پول,مجوز,پای خرگوش" ".دسته کلید
...دسته کلید. بنظرم تو اتاق پرو جاش گذاشتم
.نه,نه اینجاس
بله,آقا,تا چند لحظه بعد .حرکت میکینیم,دخترا
.همه چی خوبه, اووووف
,سلام,برج لس آنجلس ,هواپیمایی اِدی صحبت میکنه
.هواپیمایی پرنده ها .جوجه عقاب هستم
.پرواز 132774 آماده پروازم
برج لس آنجلس,تکرار میکنم .هواپیمایی اِدی صحبت میکنه,برای پرواز آماده ایم
...برج لس
.برج اِل.اِی ,آماده پرواز هستیم
.به جهنم که جواب نمیده .بدون اجازه میریم
.موتور یک
.دو
!موتور سه
جالب نیست دخترا؟ تا یک ساعت پیش داشتیم جا میموندیم
,و نمیدونستیم چیکار کنیم
.ولی حالا تو راهیم
.و تازه خلبان خوشگلی هم هست- .خوش قیافس-
.کارش هم خوب بلده- .درسته-
.خیلی هیجان دارم
.یه لحطه , مایک .دیدمش
چی رو؟- .یه یارو داره دنبال طیاره میدوه-
چی؟- .باور کن-
.طرف اونجاس داره دنبالش میکنه
.صبر کن ببینم. گرفتــــش
.بزنیم به چاک .شاید بخواد بیارتش سمت مون
.برج لس آنجلس, اِدی هستم میتونم تِیک آف کنم؟
.آره, تو رو خدا- .اوه, ایول-ایول-
,صبحتون بخیر .کاپیتان صحبت میکنه
.خوش اومدین .تو راه شیکاگو هستیم
ما از کولورادو اسپرینگز,نیو همپشایر و ایری .رد میشیم
.و یه مشت جای دیگه
,تا زمانی که تو پرواز هستیم
با ساندویچ و قرص های تازه کننده .ازتون پذیرایی میشه
!خیلی هم خوب
.همچنین بین ابرها فیلم های بروز رو پخش میکنیم
.پس راحت باشین,بشینین و از سفرتون لذت ببرین !یــا علی, رفتیم که بریم
.چارلی شرط رو باختی, پرواز کرد-
.عصرتون خوش,روزتون خوش
خب,حالا میتونیم با احترام فیلم های
.به اصطلاح] بین ابری مون رو براتون پخش کنیم,دوستان]
فیلم های جدید, دسته اول, سه بعدی .و بدون سانسور
.حالا می بینین که پرده نقره ای میاد جلوتون
.هشت درجه,12 گره تا 12000-
.مسیر بعدی, کولورادو اسپرینگز به ایری
بعدیش رو نمیدونم .و یه مشت جای دیگه
.باید این خرابکاری رو درست کنم
.خب,دیگه رسیدیم .به شیکاگو خوش اومدین,خانوما
.رسیدیـــم
عمو اِدی, همه چیز روبه راهه؟
.چرا نباشه,آره کوچولو. ماروی,ماروی
خب شما اینجا تو شیکاگو چیکار میکنین؟
شیکاگو؟ شما تو لس آنجلس چیکار میکنین؟
..اوه,خب...من
...میدونی,این چی.. نقشه
.ملت...اون نقشه
خب حالا که اتفاقی نیفتاده,نه؟
.اسکایلاک پیتون" ,کارآگاه,جرم شناس
ملقب به مجازات گر خلاف کارا" .و داداش دوقلوی جولیوس پیتون
اون کارشناس تایید شده ایه"
که با رفیق قدیمی و با معرفت خودش" .آقای مَتسون زندگی میکنه
اون بخاطر درس هاش سال های زیادی" .رو توی انگلستان گذرونده
چون برخلاف داداش های دیگه اش" ,عاشق چای بود
,پس رفت به انگلستان,معدن چای"
.و تا سال ها بعد همونجا موند"
4سال پیش به آمریکا" ,برگشت
و چون پاسپورتش رو گم کرد" ".تصمیم گرفت بمونه
داداش دوقلو؟ دوقلوی جولیوس پیتون؟
.امکان نداره 2 دوتا از اونها وجود داشته باشه- .خب,ظاهرا که اینطوره عزیزم-
,خب,اگه مشکلی پیش نیاد .فکرکنم خوش میگذره
.خب, خودت بزودی می فهمی عزیزم .حالا بیا,بیا بریم
کیه؟
.اوه, دونا پیتون هستم
هی,با این صدا .حتما خیلی خوشگلی
...خب,لطف داری, من
.نه,من دونا پیتون نیستم .اون اینجا پیشم ایستاده
.خب بفرسش تو
.اوه,بله,خیلی خب. خداحافظ خوشگله .دو هفته دیگه می بینمت
.بای بای
,اوه, گمونم داریم می گیرمش .متسون
می ترسی؟
ترسیدی,نه؟
.از چی می ترسی .این فقط یه ماسکه
.بیرون میارمش. ایناها
حرف بزن, تو کی هستی؟ اینجا چه خبره؟
.من عموی تو هستم,عمو باگزی پیتون
.اسم تو رو توی لیست یادم نمیاد
اوه,یادت نمیاد, بخاطر اینه که .همه فکر میکنن من مُردم
.می بینی, هیچ کی نمیدونه من زنده ام .من شبح ام
هی , مستون
میگم یادت میاد با عینک ته استکانی من چیکار کردی؟
.ته استکانی..؟ اوه,آره آره
.فکرکنم توی جیب پشتم هست
.خب,کار من آسون میشه- جدی؟ چرا؟-
.بذار ببینم میتونم یه دستم رو بیارم بیرون
!اوه, چی ساختی .میدونی که ,متسون
.بله ,آقا
جیبت کجاس؟- .اوه پشتم دیگه,مرد گنده-
.پشتم- .آره,یه لحظه شک کردم,متسون-
.اوه بگیرش متسون. تکون نخور,حالا- .خیلی خب-
.خیلی خب,پسر
پیداش کردی؟
آره- .شُکر-
,میدونی,چیزی که بهم این ایده رو داد,متسون اون نوری بود
که از اونجا میومد,می بینی؟
.گرمه- .آره,گرمه-
.صبر کن یه نقطه داغ درست کنم .الان واقعا حسش میکنی
ببین ,باید بگم,ما اوقات خوبی .رو با هم گذروندیم
.اوه تموم نشدن. هنوز نه .3 پای دیگه مونده
.همونجا نگهش دار,متسون
.خب میبینی عزیزم؟ به این میگن آدم رُبایی
,اگه نمیدونی آدم رُبایی چیه .بهت میگم
.من میخوام اون 30 میلیون گنج تو رو گیر بیارم
یه تلفن میزنم به اون شوفر احمقت
یه سری دستور میدم و یادش میارم چی قراره سرش بیاد
,اگه واسه پلیس هم خودشیرینی کرد .ما هم یه حرکتی میزنیم
...زنگ نزن ویلارد کودن, تو
!لاشی
.من لاشی نیستم
.خیانت میکنم ولی لاشی نیستم
.آها ,حالا زور بزن
.خوبه
.بهتره که بجنبیم,متسون- .بله,دارم تلاش خودمو میکنم-
.فکرت واقعا عالی بود
.آره,خودم هم اعتراف میکنم
.اونجایی- ...فقط ب-
بزن بریم. میگم الحق که ایول داری ...چون کله ات تو هر شرایطی
.آره, واقعا دم خودم گرم
.ایناها دیگه تمومه
.اوه, میگم متسون خیلی نزدیک بود, مگه نه؟
میگم این تاکسی کرایه شده؟
.آره, 20 دقیقهای هست
20 دقیقه هست که من واسه این .زنیکه منتظرم
.کرایه کرایه س. بپر بالا- .اوه خوبه. آره , آره
.عالیه, واقعا عالیه
,اوه,میگم...میگم,آقای راننده تو همینجوری...؟
یه ماشین ندیدی که حدود 20 دقیقه پیش اینجارو ترک کنه که
یه دختربچه و دوتا مرد توش باشن؟ .چرا-
خب,میتونی بهشون برسی؟
.امتحان میکنم- ...اوه, اینم 20 تا بیشتر اگه-
.مرام بذاری بهش برسی
تو میرونی دیگه, نه متسون؟
اوه البته پیتون. آره
.دمت گرم
...اوه,حالا
.خب,شماها
اینم نقشه مون. یه مشت به خانومه میزنیم .و ازش میدزدیم
اون سیگار بوگندو رو از .دهنت بیار بیرون
چته, دیوونه شدی؟
.بچه ها که اونو نمیکشن
.هی جو, چشمتو تیز کن
.آره,جو. مواظب باش .ممکنه اون غوله گیرت بندازه
هی,شما نمی ترسین؟- .اوه نه-
.چون مطمئنم ویلارد منو گیر میاره
.و وقتی گیرم بیاره,تو ضایع میشی
ویلارد؟ اون کیه,شوفره؟
.خیلی چندش بنظر میاد- .خب,اینطور نیست-
.به مرد مهربون و دوست داشتنیه
.آره
عمو باگزی؟- .چیه-
.کنجکاو شدم- جدی؟ درمورد چی؟-
کجائیم ما؟- .به خودم مربوطه-
.شما خودتون باید بفهمین .اون باید پیدام کنه
فرق نمیکنه .اون پیدام میکنه
.شرط میبندم الانم دنبالمه
.هیچ کی نمیفهمه کجا قایم میشم
..و وقتی من...وقتی من
...اونها نمیتونن
.چون درست حسابی قایم میشم
.مجبور میشی واقعا بگردی تا پیدام کنی
.عروسک نانازی دونا
.بهتره بهش بدمش .بدون این خوابش نمیبره
!دونا
.سلام- .به هرچی بهت میگم گوش کن-
,از هرچی میگم باید خوشت بیاد
.تا هیچ آسیبی به اون بچه نرسه
.درحال حاضز اون کاملا راحته .و همینطور هم میمونه
البته اگه چیزایی که تو نامه خواستم رو .انجام بدی
.برو دنبالشون "verboytem" .خوبه
حالا کنار تلفن بایست که .میخوام زنگ بزنم
تا بهت بگم چقدر پول از اون دوتا وکیل .حقه باز میخوام
فهمیدی؟ بعدش به تو زنگ میزنم و بهت میگم .که کجا باید پول رو بیاری
تازه یه چیز دیگه. اگه نمیخوای بلایی سر این ,دختره بیاد
پیش پلیس نمیری و ,شتر دیدی ندیدی
.وگرنه خودمون فاتحه اش رو میخونیم
.تموم شد رفت
.چندش
دزدینش؟
چه خاکی تو سرم بریزم؟
.نمیتونم پلیس رو هم خبر کنم
.عمو های دونا .شاید اونا بتونن حرکتی بزنن
.اپراتور هستم- .سلام اپراتور-
میتونی...؟ هـــی؟- .اپراتور-
بله اپراتور, لطفا به شماره .297-392 وصل کن
خیلی زیباس. برنده مسابقه .برنده مسابقه
بله,سلام؟
بله, اون چی؟
.دختر داداشم, دونا...اوه, واویلا
...خب,یه کاری رو باید همین الآن انجام .باشه, قربونت. ممنون
...باید یه .دوربین رو قطع کردم
اونو دزدیدن؟ دز...؟
...کی؟ چی شده؟! باشه
.سه سوته اونجاییم
!آهــــای
.هی بزن زنگ رو
...ایــست
...تخت گاز. بوق کجاست؟ چرا
.می فهمم
.چی شده؟ خب, ملت , این یه جنگه
دارم میام .آسمون رو میشکافم. حملــه
چرا زنگ نزدن؟
.اگه یه تار موش کم بشه, من میمیرم
.حالا میخوام بگم بهت .قبلا گفتم
من جو رو فرستادم رفت واسه کتابها, درست؟ .بخاطر اینکه تو برادرزادم هستی
الان دو ساعته نشستیم اینجا, نه؟
.چون ازت میخوام هوشیار باشی
,اگه یه روز خواستی دزد بشی باید همه چیز رو
.درباره آسمون و هوا و اعداد و این مزخرف ها بدونی
پس من یه بار دیگه میخوام اینو برات .بخونم
. ببین میتونی حفظش کنی
.پنج هفتا میشه 35تا. پنج هشتا 40 تا
.پونزده تا دوتا میده 30 تا
.با هم جمع کنی,میشه, 105تا
.خب,حالا امتحانش کن
.پنج تا هفتا میشه 35تا. ده تا چهارتا میشه 40تا
.پونزده تا دوتا, 30تا
...جمع شون میشه,میشــــه
.105تا...
.آره همینه,متسون
.اتاق واترفرانت با میز بیلیارد .اتاق واترفرانت معروف با میز بیلیارد
بهترین جای دنیا واسه گرفتن .اطلاعات خلاف
.ولی مطمئنا شما که نمیرین اونجا- .نه,ما اونجا میریم متسون-
,و تا اونجائیم,...گوش کن,حالا ,تا اونجائیم,میدونی,راستش
,من خودمو تو دل یکی از این کلاه بردارا جا میکنم .چون تو دل برو ام
,و تو این فاصله درمورد گمشدن دونا
.باید کل اطلاعات رو بدست بیارم
تازه شاید,همونجا یه دستی هم به بیلیارد .بزنم
,اوه,آقای پیتون عزیز .ولی شما تا حالا بیلیارد بازی نکردین
.شاید هم درست میگی,متسون
,اما یه زمانی گلف هم بازی نکرده بودم یادت میاد؟
ولی اون روز من بیشتر از همه هم گروهیام
.اون پیشخدمتا رو شکست دادم
.اوه,عزیزم,البته که یادم میاد .واقعا حیرت انگیز بود پیرمرد
.مرسی,متسون حالا اینم زمین بیلیارده دیگه؟
.فکرکنم اسمش "میز" بیلیارد باشه,پیتون- .دیگه خیلی پر رو شدیا , متسون-
.اوه,منو ببخشید,پیتون
.خیلی هم خوب, رسیدیم
چیزی میخوای,مک؟
آها,آره. راستش داشتم فکرمیکردم کسی اینجا هست که
دلش بخواد یه گوشمالی تو بیلیارد .بخوره
و اگه دلش بخواد میتونیم
یه شرط بندی کوچولو هم روی نتیجه ش .بکنیم
...من
.چندتا پاپاسی دارم...
.میدونی,من تاحالا اینکارو نکردم
درست شنیدم که کسی میخواد یخورده بیلیارد بزنه؟
...نه,داشتیم فقط
.اوه متسون,متسون,خواهش میکنم- .متاسفم-
...خب,آره من
من...من فکر کردم این یه امتیازه ...اگه بتونم
.آره
.دوستش دارم
.چقدر میذاری وسط, عزیز
.خب, دوست دارم اینجا مهمون تو باشم
.تو اول بگو
,خب,چطوره با یکم کمتر شروع کنیم حرکتی پنج تا,تو هم مال خودت رو بگو
امتیاز برنده با توپ8 !بدون جِر زنی
عالیه دیگه؟ شنیدی,متسون؟
این دقیقا همون چیزی بود که میخواستم .پیشنهاد بدم
,آره. شما یه چیز...؟ نه .گمونم یکی رو باید بیارم
میگیرم...اوه, اون قسمت "جر زنی"ش .رو دوست دارم
...میخوام- .پیتون. اوه نه-
.یکم سبکه
.این باید خوب کار کنه
.گمونم جواب میده
چی شده,عوضی؟- .اوه,هیچی-
.خوبه. عــالیه
...منو ببخشین. من فقط
میتونی؟
...دلم میخواد فقط
.فقط...ببخشین یه لحظه
...اونجا,اون
.بسیار خوب
...فقط
اوه,میگم میتونی...؟
آره, میتونی لطفا...؟ .مرسی
.دیگه عینک جدید لازم دارم
واقعا متاسفم,ولی باید برگردی .عمو باگز
چی شد,باید برگردم؟
!چرا؟ چون تو دستور میدی؟
.بهتره که دلیل خوبی واسش داشته باشی
.خب , یه دلیل خیلی خوب دارم واست
یه دلیل خوب داری که منو بفرسی دنبال نخود لوبیا؟
.پس سعی کن بهونه خوبی باشه چیه اونوقت؟
.تو روی خط ایستادی
.من قانون رو نمیدونستم
...یعنی یعنی اینکه باید برگردم,آره؟
...پس باید برگردم...باید برم
دوباره شروع کنم دیگه؟- .آره-
هی,باگزی, باج ما رو بده بیاد؟
پس کی به اون شوفر زنگ میزنه؟
,هی , خفه میشی , جو وقتی دارم بازی میکنم؟
.داریم واسه پول بازی میکنیم
حالا چی؟ شیش تایی؟
.کشتی منو, جو
مگه 100 بار نگفتم حواست به کارت باشه؟
,دفعه بعد که دهنت رو باز کردی .یه راست از پنجره میندازمت بیرون
.دیگه فضولی نکن- .باش-
.من تماس میگیرم- .باشه, باگزی-
هر موقع عشقم کشید زنگ .میزنم
.بیرون نگاه بنداز,جو- .باشه خب-
.منو بشتر عصبی نکن- .باش-
.تو فقط بیرون رو نگاه کن .حرف هم نزن
.باشه,باگزی یه لطفی میکنی-
و دهن گشادت رو ببندی؟ چون لبت رو جِر میدم
,و میچسبونمش کنار گوشت !و از پنجره راهنماییت میکنم بیرون
,دستت رو میشکونم .و سیلی آبدار میذارم تو صورتت
.دارم میگم بهت. فقط بیرون رو نگاه کن- .باش-
,حواست به کارت باشه,جو ,چون دهنت رو میشکونم
.گوشت رو میبرم .مثل اون وَن گاگ سرت میارم
.سرت رو بیرون پنجره نگه دار
یه محبتی کن .خفه بمیر. جوابم هم نده
اصلا حرف نزن,جو,میفهمی؟ حالیت میشه؟ گرفتی؟
.خب,جوابم رو بده ....خب تو گفتی-
!بیرون رو نگاه کن
.میگم, پیتون
.درباره دختره ازشون بپرسین
.اجازه بده,متسون .اگه اشکال نداره,صبر کن
.بله- .این یه نمایشه-
سلام؟
عمو باگز؟- .آره-
نمیخوای بگی کجا هستیم؟
.فرق نمیکنه کجاییم
وقتی پول زور رو گرفتیم .می فهمی
هر چندلحظه صدای سوت .کشتی رو میشنوم
.شرط میبندم نزدیک آب نما هستیم
.آب نما؟ البته
داره سعی میکنه بهم بگه که .تو آب نما هستن
!نگران نباش, دونا !دو دقیقه دیگه اونجام
.از آدم ربایی ازش بپرس
چی چی ربایی؟
.آها, آره
.به وقتش, متسون .به وقتش
.یک پا, میدونی
!بچرخ به راست
!راست! یه بار
!چپ! راست! روبرو
!خیلی خب
حالا کدوم یکی رو باید بزنم؟
.هشت- .خونه هشت-
.روی خطه, پس درست نیست
...اونو فراموش
...و اون یکی
.صورت جلو
.حالا برعکس , رو
.عوض کنین
!به چپ
.از ونجا برین
!به چپ,هُپ
...برعکس
!گروه, بایست
!مستقیم
!آماده
.خــوبه
به ابنر تیف رای بدید .خانوم ها و آقایان
یادتون باشه,تو تمام مدتی که پشت میز بوده
.ابنر تیف دله دزدی نکرده
.اون فقط یه شانس میخواد
به ابنر تیف رای بدید .خانوم ها و آقایان
.خیلی خب ,بکِشین بکِشین
.همونجا نگهش دارین
,از طرف ارتش ایالات متحده .من این کامیون رو مصادره میکنم
شوخی میکنی؟- .نه شوخی نمیکنم-
,تو و اون یارو پشت میکروفون .پیاده شین
.یالا هری .سربازها رسیدن
.پیاده شین. از کامیون پیاده شین
.ادامه بدین, برین
,شما آدم رباها .ما میدونیم که اونجا تشریف دارین
.بیاین بیـــــرون
.باگز, بجنب, از این طرف
,خیلی خب, آدم رباها .میدونیم که اونجایین
,دیگه شانسی ندارین .بهتره تسلیم شین, دست بکشین
,شماها دیگه شانسی ندارین بهتر نسیت شما کوتاه بیاین؟
.شما تسلیم بشین
,بهتره بیاین بیرون .وگرنه منفجرتون میکنیم
تو به این چی میگی؟
چیه؟ تروریست؟ ...والا نمیدونم اونا
:خیلی خب, گوش کنین
,شماها شانسی ندارین .پس براتون بهتره تسلیم شین
.تسلیم شین
.کار خودتون رو راحت کنین
.ما همه جا رو محاصره کردیم
ما یه شرطی هم داریم,درسته؟
.خب,تو بدهی منو داری .ما همشو میخوایم
.خیلی هم عــالی
.عمو اسکایلاک, من فرار کردم
.حالا نه, الان سرم شلوغه
,بابا منو دزدیده بودن یادت رفته؟
,الان موضوع پول و زندگیه .فسقل دختر
فسقل دختر"؟"
.منم دونا پیتون, عمو اسکایلاک
.حالا نه, دختربچه .داره ماموریت رو میبره, بشین همونجا
.خب پس من به پلیس زنگ میزنم
.خب, شماها
.شروع میکنم به شمردن
اگه تا ده ثانیه دیگه کت بسته ,نیاین بیرون
!ما میایم دانبال تون
!یک
!دو
!سه
!چهار
!پنج
!هفت
!نه, ده, از دستتون رفت
!داریم میایم داخل
.آقایون
باید به عرضتون برسونم
که تصمیمی که خانوم پیتون امروز میگیره
.دیگه نهایی ایه
بند های وصیت برادر فقید شما .کاملا واضحه
.پدر جدید اون یکی از شماهاست
و طبق دستور نامه ای که از طرف همین دفتر ,دریافت کردید
حضور شما امروز به معنی تمایل به دونستن .تصمیم ایشون هست
...دونا
میتونیم تصمیمت رو بدونیم؟... !آره, میتونین-
ولی اول اگه اجازه بدین یه چند تا چیز .واسه گفتن دارم
.البته که میتونی, بله. البته
شما همتون خیلی عالی بودین
که این کار رو واسه من خیلی سخت میکنه
.تا یکی از شما رو از بین بقیه انتخاب کنم
.عمو اسکایلاک
...اگرچه که زمان زیادی رو با هم نبودیم
.شما عالی بودین...
تلاشتون واسه نجات من
بهم ثابت کرد که شما میتونین برام بابایی بشین
.که دائم هوام رو داره
.عمو جولیوس
,شما خیلی باهوش و خیلی خوبین
...که میدونم زندگی با شما
.واقعا جالب میشه...
کی میدونه؟ .شاید واسه خودم یه روز مدل شم
.فقط , مدلِ لباس حموم نمیشم
.و عمو جیمز عزیزم
برای یه دختر زندگی روی اقیانوس با یه کاپیتان
.اگه بشه خیلی عالی میشه
.و اون یکی عموی خوبِ کاپیتانم, اِدی
یا "کاپیتان عموها"؟
,همونطور که خودت میگی
.زندگی باهاتون خیلی هیجان انگیز میشه
,و حدس میزنم اون صندلی واسه عمو ایوریت باشه .دلقک هنرمند
راستش نمیتونم بگم انتظار داشتم .که بیاد
.و عمو باگزی
,من و شما,البته شما به اندازه ای که خودتون
.و بقیه فکر میکنید بد نیستین
بنظرم میتونیم با هم یه آدم .جدید از شما بسازیم
.ولی من باید فقط یکی رو انتخاب کنم پس بذارین به همه
شما عمو های عزیز و خوشگلم بگم
.لطفا بیشتر اوقات بیاین و به من سر بزنین
ولی انتخابم واسه کسی که بیشتر از همه
,دوستش دارم
.ویلارده...
.آقایون. آقایون,خواهش میکنم .فقط...فقط یه لحظه
,دونا,بنظرم همه میدونیم دقیقا چه حسی داری
و خوشحالی تو .دغدغه اصلی ماست
.ولی, اینجوری که نمیشه
اون وصیت دقیقا میگه که انخابت باید از بین
.یکی از برادرای پدرت باشه
حالا,ویلارد, درسته که پسر خوبی هستی ,و دوست قابل اعتماد خونواده ای
.ولی تو صلاحیتش رو نداری
.ولی شما متوجه نیستید
...وی
!ویلارد
اوه,چطور میتونم به شماها بفهمونم؟
.من عاشقتونم. عاشق همتون
ولی ویلارد همیشه واسه من مثل ,بابا بوده
حتی وقتی بابای واقعیم .هنوز زنده بود
.من بیشتر اوقاتم رو با ویلارد گذروندم
درست نیست که اون راننده یا بادیگارد من
.یا یه چیزی شبیه این باشه
.اون باید پدرم باشه
و اگه اون بابام نشه .من اصلا بابا نمیخوام
.میرم خونه یه غریبه یا فرار میکنم
.آره! فرار میکنم
چرا عجله میکنی,عزیزم؟
.اوه, دونا باید دونا باشی
نمیخوای عمو ایوریتت رو انتخاب کنی؟
.من پدر خوبی واست میشما
بیا بریم, دیرم شده. باید .به یه نمایش دیگه برسم
...خب- .بیا, یالا دیگه-
.اون جیغ جیغوها منتظرن
.باشه, حتما
.اینم انتخاب من .عمو ایوریت رو میخوام
.اون. پدر بابای اونه
.حرکت هوشمندانه ای زدی, عزیزکم
آقای وکیل, دو روز دیگه به شما .زنگی میزنم
و بهتون میگم که پول و سندها رو .کجا بفرسین
.اول شما, عزیزم
.کارت عالی بود, ویلارد
ویلارد, ها؟ خب.چطور فهمیدی؟
وقتی دستتو گرفتم؟ اون موقع؟
.نیازی بهش نبود, دیوونه. ببین
.امروز صبح عجله داشتم
.اشکال نداره, بابایی
هفته دیگه, حتی بهت یاد میدم .که چطور خودت لباس بپوشی
باشه,بابایی. هفته دیگه یادت میدم که" ".چطور خودت لباس بپوشی
هی , رفیق, انگار نتونستم .کار رو تموم کنم
.اوه, اتفاقا برعکس .کارت عــــالی بود
.نه خیلی
.اگه لطف کنی
.خوشگله
چی شده؟ چی میگه؟
.بخونش
.نمی بینم...اوه
:ترجمه توسط Marty_Oz (با تشکر از محمد عزیز)
Marty_Oz
Marty_Oz
Marty_Oz
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.