Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«« تـقـدیـم بـه فـــارســـیزبـانـان عـزیـز »»
« این فیلم برگرفته از یک داستان واقعیست »
«کشور موریتانی» [ نوامبرِ 2001 - دو ماه پس از حادثۀ یازده سپتامبر ]
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین » :.: WwW.Bia2Movies.App :.:
:تـــــرجـــــمـــــه از « AbG ســـروش » « مـحـمـدعـلـی »
چه خوب شدی آلمان بهت ساخته
باید زودتر برمیگشتم که بهتون سر بزنم
اونجا بنزین چنده؟
نمیدونم، من با مترو میرم
میتونی ویزای برادرزادۀ منو ردیف کنی؟
،میخواد بره درس بخونه انیشتین کوچولوییـه برای خودش، مثل تو
حتماً! فردا بیارش پیشم
ممنونم، خدا خیرت بده
مامان، برو داخل
بهخاطر اون دیش ماهوارهای که جدیداً نصب کردی اومدن؟
نه. چیزی نیست
چندبار باید یهچیز رو تکرار کنم؟
من نمیدونم پسرعموم «محفوظ» کجاست
بعید میدونم اصلاً بن لادن هم خبر داشته باشه
ببین
...بعد از حملاتی که به نیویورک شد
آمریکاییها دیوانه شدن
میخوان باهات صحبت کنن
میفهمی؟
بذارید برم لباسامـو عوض کنم
اینجوری منو با شاهزادههای دُبی اشتباه میگیرن
!بدو، برو دنبالش
[ حذف تمام مخاطبین ]
تو با من میای
ترجیح میدم با ماشین خودم بیام
پس گوشیت رو بده من
خیلهخب
به بقیه چی بگم؟
...بهشون بگو
مسئلهی کاری بود
مامان؟
اگه قرار نبود برگردم که نمیذاشتن با ماشین خودم برم
نگران نباش، مادرم
یهکم خوراک مخصوص برام بذار کنار
« مـوریـتـانـیـایـی » US9MR-000760DP :کد شناسایی
«نیومکزیکو، آلبوکرکی» [ فوریهی 2005 ]
صبحت بهخیر، دیگو
قراره اتفاقاً تو جلسۀ استماع... ،بهصورت زنده شهادت بده
...بهجای اینکه مثلاً شهادتنامه کتباً
سلام
و درمورد برنامۀ جلسۀ توجیهی هم زمانش رو براتون نوشتیم
کپیِ پرونده؟
پیشنهادِ ما اینه که تبادل لیستهای مدارک رو تا آخر ماه جاری انجام بدیم
میخواید روش کار کنید؟
میخواید به تیم پرونده اضافه بشید؟ خوشحال میشیم بیاید
امروز صبح خبرِ شاکی تو تمام رسانههای خبری پخش شده
آره، انتظارشـو داشتیم
یعنی باعث نگرانیش نشده
هواپیماییها میخوان ،اذهان عمومی رو مُشَوش کنن
ولی تو دادگاه شکستشون میدیم
حالا خواهیم دید
تو چهقدر فِرزی میخواستم ناهار مهمونت کنم
برو. صف وایسا من استیکشون رو پیشنهاد میکنم
نه
خب.. بیل چطوره؟
جدا شدیم - عه، متأسفم -
اونم متأسف بود
چه کمکی ازم بر میاد؟
،هفتۀ پیش، تو پاریس یه وکیل از موریتانی اومد مؤسسۀ حقوقی من
موریتانی؟
تو آفریقای غربیـه
طرف وکیلِ یکی از خانوادههای اونجاست
در نوامبر 2001، پلیس موریتانی پسرشون رو برای بازجویی میبره
پسره غیبش میزنه
،تا سه سال نمیدونن مُرده یا رفته زندان
نمیدونستن. هیچکس نمیدونسته
،بعد چند هفته پیش
روزنامۀ اشپیگل تو یه خبری مینویسه که پسره تو زندان گوانتانامو بازداشتـه
میگن طرف یکی از طراحانِ حادثۀ یازده سپتامبر بوده
حالا هست؟ - نمیدونم -
هنوز باهاش صحبت نکردم
زندان گوانتانامو حتی اعلام نمیکنه طرف اونجا زندانیـه یا نه
من مجوز امنیتی ندارم
مؤسسهی من پروندۀ گوانتانامایی قبول نمیکنه
از کِی تا حالا نظر مؤسسه برات مهم شده؟
و هنوزم اون مجوز امنیتیت از شکواییۀ امنیت ملیت رو داری، نه؟
جونِ من. فقط یه تماس بگیر ببین طرف اونجا هست یا نه
زندانیـه، اسمش چیه؟
«صلاحی» ص-ل-ا-ح-ی
«اسم کوچک: «محمدو
نه، نه، نه. «محمد» نه محمدو. بایگانی رو چک کنید
خب، واقعاً اونجا نیست یا شما نمیدونی اونجا هست یا نه؟
باشه، صبر میکنم
گورانسون؟
هواپیماییها
آها آره. ایناهاش
،ولی اونجا ساختمان شماست چطوری حسابِ زندانیهاتون رو ندارید؟
هم هست، هم نیست»؟»
یعنی چی اونوقت؟
خب، پارادوکس گربه شرودینگر که نیست طرف یا اونجا هست یا نیست دیگه
میخواید وکیلِ مسئول ارشد سربازگیری حادثۀ یازده سپتامبر بشید؟
هنوز که ثابت نشده
و خیر، من میخوام از ...حق اعتراض» متهم دفاع کنم که»
بوش» و «رامسفلد» دارن با لبی خندان نابودش میکنن» [ رئیسجمهور و وزیر دفاعِ وقت آمریکا ]
نانسی، ما بدمون نمیاد که ،یه حملهای به این دولت بکنیم
ولی باید به همهجاش فکر کرد
مردم میخوان تیکهتیکهشدنِ این اشخاص رو ببینن
از جمله خیلی از موکلان احتمالی آیندهمون
خب، دولت آمریکا الان بیش از هفتصد زندانی تو گوانتانامو حبس کرده
و هویت این افراد هم نامشخصـه و نمیدونیم چه اتهامی بهشون بستن
از کِی تا حالا تو این کشور آدما رو بدون محاکمه میفرستیم زندان؟
نمیخوام الکی وقتتـو سر این پرونده تلف کنی
...دیوید
توافقِ ما بر این بود که هر کس میتونه پروندههای عام المنعفهش رو خودش انتخاب کنه
بدون دخالت مؤسسه
این پرونده هم نظر منو جلب کرده
فقط خواستم بهت بگم که احترامت رو نگه دارم
خیلهخب
چی لازم داری؟
فعلاً، فقط خودم و یه مترجم با مجوز امنیتی
متهم عربی و فرانسوی و آلمانی بلده
بهنظر گرون میاد
میگم «تری»، تو فرانسوی بلدی دیگه، نه؟
آره ولی من مشغولِ پروندۀ گورانسونام
هواپیماییها
آره، اون تهش هیچی نیست - یهکم تند نمیری؟ -
بررسیش کردم شاکیتون اشتباهیـه
هیچ هیئتمنصفهای بهش رأی نمیده
آره
تری؟
بله حتماً
...یعنی
کی بدش میاد مفت و مجانی بره سفرِ کوبا؟
الان یهکم تایمِ استراحت داریم ساعت چنده؟
یه 20 دقیقهای وقت داریم بریم قهوه بزنیم؟
بریم بزنیم تو رگ - حله - [ کنفرانس قضایی نیروی دریایی - لوئیزیانا، نیو اورلینز ]
!هی، استو
عه! بچهها من الان میام
قربان، اسمتون رو تو تقویم کاری ندیدم برای سخنرانی اومدید؟
نه، فقط داشتم گذری رد میشدم میگم تو «ویت کاب» از دفتر وکالت ارتش رو میشناسی؟
آره. چطور؟
خب، داشتیم رو یهچیزی کار میکردیم و اسم تو مطرح شد. وقت داری؟
!بله
بفرما
ببین کی رو پیدا کردم
سلام، ویت. اوضاع احوال چطوره؟
استوارت. خیلی خوشحالم که بعد از اینهمه سال باز میبینمت
به همچنین
این هم بابـه.. عضو یه سازمان دیگهست
...من و استو رو اون پروندۀ
بشین - ممنون -
من و استو رو اون پروندۀ موادمخدر ...با هم کار میکردیم، سالِ
کِی بود؟ - حوالی 96، 97 -
رفیقمون، مجرما رو یکی پس از دیگری دستگیر کرد
«لنرت بهش میگفت: «سگ موادیاب
ژنرال لنرت میتونست کاری کنه با لباس ضد گاز، سینهخیز از جهنم رد شیم
در جریانِ اتفاقات اخیر زندان گوانتانامو هستی؟
آره تا حدی
،من دستور گرفتم که تحت اختیار رئیسجمهور دادگاه جنگیای در رابطه با حادثۀ یازده سپتامبر برای
سربازان دشمن در زندان گوانتانامو تشکیل بدم
«با پروندۀ «اِکس پارته کویرین آشنایی دارید دیگه؟
همون پروندۀ جنگجهانی دوم درمورد هشتتا خرابکارِ نازی
که در حال ورود غیرقانونی با زیردریایی به خاک آمریکا دستگیر شدن؟
،هشت نازی و هشت محاکمه در عرض کمتر از یک ماه
اصلشـو یادت رفت
ششتاشون حکمِ اعدام با صندلی الکتریکی گرفتن
عدالت سفتوسخت این دولت دنبال همچین چیزیـه
،ما اُسَرای دیگه تو افغانستان گرفتیم
و همینطور اومدیم تا رسیدیم به بنلادن و کسایی که پشتِ این داستان بودن
جنسهای تلنبارشده رو باید خالی کنیم
بیل بهم گفت که یکی از دوستان شما هم تو یکی از هواپیماهای 11 سپتامبر بوده
«بروس تیلور»
،ایشون کمکخلبانِ پرواز شماره 175 بود همون هواپیمایی که به برج جنوبی اصابت کرد
،ما تو پایگاه چری پوینت باهمدیگه خلبان هواگرد کیسی-130 بودیم
،کتی و همسر خودم، کیم ...هم تو یه بیمارستان همکار بودن
محمدو ولد صلاحی موریتانیایی
در دهۀ نود تو افغانستان کنار القاعده جنگیده
مسئول ارشد سربازگیری برای حملۀ یازده سپتامبر در آلمان بوده
،همین آقا، مروان الرشید رو اجیر کرده بود
همون بیناموسی که هواپیمای رفیقت برد کوبوند تو برج جنوبی
دولت این پرونده رو بهعنوان اولین پرونده با حکم اعدام در نظر گرفته
میخوایم دادستانیِ این پرونده رو به شما بسپاریم
کِی شروع میکنیم؟
زمان پرواز تا کوبا، 3 ساعت و 30 دقیقه
،ما در این هواپیما هیچ نوشیدنی خوراکی و یا امکانات دیگری ارائه نمیدهیم
از همراهی شما سپاسگزاریم
به پایگاه گوانتاناموی نیروی دریایی آمریکا خوشآمدید
این پایگاه خارج از حوزۀ استحفاظی قانونیِ ایالات متحده قرار دارد
،اگر خارج از مناطق تعیینشده دیده بشید فوراً از جزیره اخراج میشوید
،به غیر از موکل خودتون
اجازۀ صحبت یا برقراریِ ارتباط با دیگر زندانیها را ندارید
اجازۀ صحبتکردن درمورد ،اطلاعات محرمانه با موکل خود رو ندارید
حتی اگر به پروندهاش مربوط باشه
افشای غیرقانونیِ اطلاعات ممکن است منجر به دستگیری
و اخراج آنیِ شما از جزیره بشه
اگر میخواهید غذایی برای موکلتون بگیرید، همینالان دست بهکار بشید
میدونی چی دوست داره؟
ساندویچ فیلهماهی رو بگیر حلالـه
«بندۀ شرافت»
«دفاع از آزادی»
!باز کنید
قربان
با کارتشناساییتون وارد صف بشید
کیفتون رو بذارید همینجا
عینکتون رو در بیارید
یک دفتر و یک قلم با خودتون ببرید داخل
پیشنهاد میکنیم موقع دیدنِ موکلتون حجابتون رو رعایت کنید
قبلاً پیش اومده که زندانیها رو وکلای خانم تف بکنن
شمارش غیر نظامیان در حال خروج - از اردوگاه اِکو -
با کارتشناساییتون وارد صف بشید
هر یادداشتی که اینجا برمیدارید محرمانه در نظر گرفته میشه
بعد از ملاقاتتون جمعآوری میشه
بعد در یک مرکز محافظتشده داخل خاک آمریکا بهتون برگردونده میشه
،بهخاطر امنیت خودتون ما ملاقاتتون رو زیر نظر میگیریم
به حرفامون گوش میدین؟ ضبطش میکنید؟
نه، فقط تصویر داریم
در صورتی که زندانی به سمتتون حملهور شد، خودتون رو از میز دور کنید
ما هم بهسرعت خودمون رو میرسونیم
السلام علیکم
و علیکم السلام
سلام، خوشوقتم [ به فرانسوی ]
...من استاد ترسا دانکن هستم و میخواستم [ به فرانسوی ]
وکلای من هستید
انگلیسی بلدید؟ چطوری یاد گرفتید؟
مثل خودتون، کلمه به کلمه
بفرمایید
من نانسی هالندر هستم ،اینم همکارم، تری دانکن
و از مؤسسهی حقوقی فریدام، بوید و هالندر
واقعدر نیومکزیکو تشریف آوردیم
و میخوایم وکالت شما رو بهعهده بگیریم
یهکم غذا براتون آوردیم
امیدوارم خوشتون بیاد همینو تو پایگاه داشتن
آقای صلاحی، میفهمم که ،شاید باورش براتون سخت باشه
ولی ما نیومدیم اینجا ازتون بازجویی کنیم
و هیچجوره برای دولت آمریکا کار نمیکنیم
خب، دوست دارم یه توضیحی درمورد وضعیت قانونیتون بدم
،در ماه ژوئن، دیوان عالی ،عالیرتبهترین دادگاه کشور
حکم صادر کرد که زندانیان گوانتانامو
حق دارن درخواست حق اعتراض بدن
به این معنیه که دولت
باید تمام مدارکی که ،علیه شما داره رو ارائه بده
و بعد دادگاه تصمیم میگیره که آیا مدارک مربوطه برای در حبس نگهداشتنِ شما کافی هست یا خیر
و اگر نباشه، شما آزاد میشید
و خب، اگر قبول کنید که ،ما وکیلتون بشیم
ما از جانب شما، یک درخواستِ احضاریۀ دادگاه ثبت میکنیم
این قراردادمونـه
چطور میتونید ازم دفاع کنید
اگه اصلاً نمیدونید به چه جرمی متهم شدم؟
متهم شدید؟ - نه خیر! نه، نه -
سه سال میگذره و هنوز به هیچی متهم نشدم
منو از خونۀ خودم دزدیدن
و پنج ماه انداختنم ،تو یه بازداشتگاهی تو اُردن
،بعد یه پایگاه نظامی در افغانستان
،که در ضمن، مثل زندگی تو توالت بود
و بعدم غلوزنجیر شده و با یه کیسه روی سرم، آوردنم اینجا
در طول بازجوییهاتون چه اتهامی بهتون میزدن؟
،الان سه ساله که هر روز روزی 18 ساعت از من بازجویی میکنن
«مثل اینه که... برید از «چارلی شین اسم همۀ دوستدخترهاش رو بپرسید [ بازیگر سریال دو مرد و نصفی ]
پس اینجا اخبار بهتون میرسه
...حالا که... باهاشون همکاری کردم
بهم یه تلویزیون دادن
اخبار نداریم، ولی یه شبکهای داریم «ای، علامت تعجب»
همون «ایِ!» خالیـه علامت تعجبش خونده نمیشه
خب، چیزی از مدارکی که برعلیهت دارن بهت نشون دادن؟
نه. آره... نه
خب، یهدفعه نشون دادن که بنلادن با تلفن ماهوارهایش با من تماس گرفته بوده
همینطور بوده؟ - بله -
پسرعموم بود
،بهم زنگ میزنه دیگه چمیدونم با چه تلفنی زنگ میزنه
یه تماسی رو جواب دادم دیگه
کلاً یهبار؟
فقط یهبار با تلفن بن لادن باهات تماس گرفت؟
اونا هر کاری میکنم و هر چی میگم رو زیر نظر دارن
فقط تصویر دارن
نه بابا؟
نمیتونیم درمورد این مسائل صحبت کنیم اینجا نمیشه
برام مینویسیش؟
،داستانت رو، اینکه چطور به اینجا رسیدی و چه اتفاقاتی برات افتاد
برامون مینویسیش؟
که بازجوهام بخوننش؟
یهبار همچین کاری کردم پایان خوشی نداشت
خب، ما به شهادتنامهت نیاز داریم
،من تمام عمرمـو مشغول نوشتن بودم و دوست هم دارم
ولی اینجا نوشتن خیلی از حرفزدن خطرناکتره
،اگر تصمیم بگیری که ما وکیلت بشیم
این اسرار بین وکیل و موکل باقی میمونه
،و این یعنی هر حرفی که بزنید ،یا هر چیزی که بنویسید
طبق قانون از دادستانی محفوظ میمونه
نمیتونن ازش علیهت استفاده بکنن
اگه نمیخوای اینکارو بکنی، امضاءش نکن میتونی بیقیل و قال همینجا بمونی
یک دقیقه وقت دارید
باشه
یه کاری برام بکنید
با این شماره تماس بگیرید
سراغِ مادرم رو بگیرید
...بهش بگید
نمیدونم، یهچیز خوب بگید
تمومه
خیلهخب
ممنونم
فعلاً، بتمن
...حالا شما باید بگید
«خدافظی، محافظی»
حالا حالاها خدافظی، محافظی
اینم خوب بود
یادداشتهاتون رو یکجا جمع کنید
در یک مرکز محافظتشده داخل خاک آمریکا بهتون برگردانده میشن
بذارید اینتو
کی تصمیم گرفته غل و زنجیرش کنن؟
پروتکلـه برای محافظت از خودتونـه، خانم
میخوام بدونم که اسم کی رو اعلام کنم
وقتی با دفتر امنیتملیِ روزنامۀ نیویورک تایمز تماس میگیرم
به زندانبانتون بگو که دیگه نمیخوام موکلمـو با غل و زنجیر ببینم
داری دعا میکنی؟
نه، دارم شمارۀ مامانشـو حفظ میکنم
با اون شماره تماس نمیگیریم
نه، اول باید چکـش کنیم
چمیدونیم اونطرفِ خط کیه
فکر نمیکنی مادرش باشه؟
نمیدونم
ولی با هیچکسی تصادفی با تلفن ماهوارهایِ بن لادن تماس نمیگیرن
طرفمون اینه
سال 1988 از یکی از دانشگاههای آلمان در رشتۀ مهندسی برق بورسیه میگیره
دو سال بعد، میره افغانستان و عضوِ القاعده میشه
اینا فقط دو تا از آدم بدهایی هستن که میدونیم باهاشون همکاری داشته
،محفوظ ولد الوالد
«،ملقب به «ابو حافظ پسرعمو و برادر زنِ صلاحی
تو بچگی خیلی با هم صمیمی بودن
در اواسط دهۀ 90، ابو حافظ بهعنوان شاعر شخصی و مشاور روحانیِ
شخصِ بن لادن منصوب شد
،بین سالهای 97 تا 99
سازمان اطلاعات آلمان ردّ چندین انتقال وجه و تماس
بین صلاحی و پسرعموش در افغانستان رو میزنه
میتونیم نشون بدیم که صلاحی تأمینکنندۀ مالی عملیاتهای تروریستی بوده
،رمزی بن الشیبه مرسوم به بیستمین سارق
در سال 1999، صلاحی، بن الشیبه و دیگر اعضای ،گروهک تروریستی هامبورگ رو استخدام میکنه
،از جمله مروان الرشید
،خلبان هواپیمایی که با برج جنوبی تصادف کرد
،«و «زیاد جراح که تو پرواز شماره 93 بود
این فقط دو نفرشونـه
حدود دهتا اسم ترسناک دیگه هم هست که اون باهاشون زد و بند داشته
این یارو، فارست گامپِ القاعدهست
هر جا رو نگاه کنی، میبینیش
تمام این اطلاعات تو صفحۀ اول هست
حالا باید اطلاعات جاسوسیمون رو بررسی کنیم و مدرک جمع کنیم
دقیق و سختگیر باشید
،ما دنبالِ حکم اعدام هستیم
،ولی اگه چیزی از زیر دستمون در بره این بابا آزاد میشه
خب؟
بریم سر کارمون
لطفاً ازشون عذرخواهی کنید
گرفتن مجوز یهخرده طول کشیده
خانم صلاحی میخوان بدونن که واقعاً پسرشون رو دیدین؟
بله، دیدیمش، در زندان گوانتانامای کوبا
جمعش کن. بعدش میبینمت
الو؟ هستید؟
بله، سلام. ببخشید
در چه حاله؟ حالش خوبه؟ غذا بهش میدن؟
بهنظر خوب میومد
میخواست بهتون بگیم که خیلی خیلی دلش براتون تنگ شده
باید بریم ویرجینیا
الان از «تیم اطلاعات ویژه» خبر رسید
محمدو برامون نامه نوشته
باشه
مابقی این تماس رو مکتوب کردم
میدونی چرا محمدو میخواست با اون تماس بگیریم؟
چونکه اون مادرشـه؟
چون هر مادری معتقده که بچهش بیگناهـه
میخواست اینو از دهنش بشنویم
اهمیتی هم نداره چون اصلاً هدف ما این نیست
ما باید ثابت کنیم که دولت آمریکا مدارک کافی برای زندانیکردنِ اون نداره
بقیۀ مسائل عامل حواسپرتیـه
پروندهها رسیدن. باید بریم ویرجینیا
«مرکز محافظتشدۀ فدرال» [ ویرجینیا، کریستالسیتی ]
هر مطلبی که اینجا میخونید بین شما و موکلتون محفوظـه
اما هر چیزی که بخواید در دادگاه بیان کنید ،یا از مرکز خارجش کنید
من یا دیگر اعضای تیم اطلاعات ویژه باید تأییدش کنیم
شما هم باید بخونیدش؟ - بله، صفر تا صدش رو -
پس فقط اطلاعات آبدارش رو برام بیارید
،اما نگران نباشید ما کاملاً از دادستانی مجزاییم
،اگه مطلبی رو به دادستانی بگیم من باید برم حبس
و باور کنید که مالِ این حرفا نیستم
،همین که مطالب رو بررسی کردیم
یا برچسبِ «محرمانه» روش میخوره «یا «محافظتشده
محافظتشده یعنی نیازی نیست برای دیدنش تا اینجا بیاید
فکسش میکنیم دفترتون
و فقط در دسترسِ افرادی خواهد بود که مجوز در اختیار دارن
...اگر اطلاعات اینجا سر از روزنامهها در بیاره
خب، خودتون وکیلاید دیگه میدونید چی میشه
کلیدتون رو گم نکنید
پیدا کردنِ کلیدساز با مجوز امنیتی کار آسونی نیست
شوخی کردم. زاپاس هم داریم
،رمزتون رو فراموش نکنید
،و وقتیم کارتون تموم شد دفتر من همین بغله
صبر کنید، اسمتون رو بهمون نگفتید
کنت هستم - کنت چی؟ -
کنت».. اطلاعات بیشتری بهتون بدم» [ کنت = نمیتونم ]
خیلهخب
چسبش بهنظر دستنخورده میاد
خب، نصفش مال تو
پروندهها کجان؟ نانسی؟
دولت پروندهها رو بهمون نداده؟
آره. تا زمانی که مجبور نشن چیزی بهمون نمیدن
،من درخواستِ «آزادی اطلاعات» ثبت کردم
،ولی تا اون قبول بشه روی همین شهادتنامۀ موکلمون تمرکز کن
...نگهبانها شروع کردن به ] [ ...نکنید! نمیتونستم راه برم
«کوبا، زندان گوانتانامو» [ پنجم اوت - 2002 ]
!سرها پایین، تکون نخورید
گوشهاتون کر ـه؟
!بتمرگ روی زمین
!نفس هم نکش
!به من نگاه نکنید - !مرتیکۀ وحشی -
!زانو بزن
شمارۀ 760، برگرد
شمارۀ 760، تویی
گفتم! برگرد
دستهاتـو بذار روی سرت
!بازجویی
!760
شمارۀ 760، دستات رو بده من
!دستات رو بیار جلو
!سریع باش
!خب، برگرد. گفتم برگرد! برگرد
[ وقایع ثبتشده ]
السلام علیکم
و علیکم السلام
اومدیم باهاتون یه صحبتی بکنیم
میخوایم داستانتون رو کامل بشنویم
کسی آزاری بهتون نمیرسونه
اینکارا ممنوعـه
سؤالی داری؟
چرا کوبا؟ شماها که از کوبا متنفرید
کی گفته تو کوباییم؟
تو فرودگاه دیدم
چطور؟ تو کوبا بودنمون سرّیـه؟
خب، دیگه که نیست
هدف اینه که... گیج بشی
ما اینجا یه پایگاه داریم
ایمنـه. گرم و نرمـه. تازه، وقتایی که در حال انجام وظیفه نیستم، میتونم برم موجسواری
برای همه خوبه
دقیقاً
اینجا خر تب میکنه نمیدونم چطوری دلتون چای میخواید
ببینم متأهلی؟
طلاق گرفتم. شما چطور؟
آره، منم همینطور
باور کن، برادر، درکت میکنم
بیا درمورد خانوادهت صحبت کنیم
شغل پدرت. سفر هم میکنه؟
برای کارش همیشه در سفره
چوپان شتر بود
...فوت کرد
وقتی من نُه سالم بود
تمام عمرش حاضر نمیشد سوار ماشین بشه
حس میکرد توانایی رهیابیِ ذاتیش رو نابود میکنه
وایسا، وایسا ببینم
یهبارم سوار ماشین نشد؟
آره. هی، هی، هی آقا من که میگم زر میزنی
راست میگید. دروغ گفتم
یهبار سوار ماشین شد که بره دنبالِ توله شتر گمشدهش
بعدِ دو ثانیه وحشت کرد و پیاده شد
ایول بابا
تنها ماشینسواریِ دوثانیهایِ پدرم از زیر زبونم کشیدید بیرون
میشه یهکم بریم جلوتر؟
افغانستان - افغانستان -
چطوری عضو القاعده شدی؟
کتی
!سلام
سلام
چطوری؟
خوبم
همهچی ردیفه؟ کیم و پسرا؟
،نمیخواستم از کس دیگهای بشنوی
ولی من دادستانیِ یکی از پروندههای گوانتانامو رو برعهده گرفتم
یکی از سربازگیرهای حادثۀ یازده سپتامبر
همین یارو اون آدما رو فرستاده بود تو هواپیمای شوهر من؟
ببخشید. نمیخواستم جا بخوری ...فقط
نمیخواستم از کس دیگهای بشنوی
کتی، کاری میکنم تقاص کارشـو پس بده
ازت ممنونم
میدونی، بروس هیچوقت طرفدار کلیسا اومدن نبود
همیشه میگفت تو کابین هواپیما بیشتر با خدا احساس نزدیکی میکنه
،خب، اگه خدا تو پرواز 175 بوده مطمئن باش الانم کنار تو هست
بله - ممنونم -
الله اکبر
الله اکبر
برگرد. دستات رو بده من. راه بیفت
تقبل الله
242، اردوگاه اِکو
نمیخواید نماز ظهرتون رو بخونید؟
دریافت شد
نماز به چه دردت خورده وقتی آخرش سر از اینجا در آوردی؟
باور کن که هیچ فایدهای نداره
اشتباهت هم همینجاست من همیشه نماز میخونم که دنیا رو بهتر ببینم
تو این دنیا باید حواست باشه با کی صحبت میکنی
چرا؟ نگهبانی؟
معلوم نمیکنه
اسمت چیه؟
اینجا اسمی ندارم
نگهبانها همهچی رو میشنون
با شمارهم منو صدا کن، 241
با شماره که صدات نمیکنم
اهل کجایی؟
فرانسه، مارسی - !مارسی -
خوشوقتم، مارسی
منم همینطور، برادر
حالا مارسی چطور هست؟
شنیدم شهر زیباییه
پس تا حالا نرفتی ببینیش
مارسی گوهدونیای بیش نیست
یا حداقل تا وقتی بیام اینجا همچین فکری میکردم
من چی صدات بزنم؟
من اهل موریتانیام
باشه
موریتانیایی
ببینم «گوهدونی» یعنی چی؟
،اگر انگلیسی بلد نیستی چطوری حرفِ نگهبانها رو میفهمی؟
تا وقتی بخوام یاد بگیرم، دیگه رسیدم خونه
شاید. شایدم باید خیلی بیشتر از اینا نماز بخونی
بله، برنده میشم» «و جواب نه هم قبول نمیکنم
!نبایدم قبول کنی - !برنده هم شدم -
بردم. باید قیافهشـو میدیدی - خدای من -
میدونی چی میگی تو همیشه برنده میشی
خیلی بامزه بود
[ نانسی هالندر ]
همینو میخوایم، مگه نه؟
...ببخشید. آره خلاصه
حالا مطمئن شدم که داری ازم طفره میری
نانسی
جف و والری رو میشناسی؟
سلام - مشاورین حقوقی اسپیریت داینامیک -
آره بابا. هواپیمایی و موشک
باید درمورد اون پروندۀ گوانتاناموییمون صحبت کنیم
منم بشینم پیشتون؟
اگه ممکنه یهلحظه ما رو ببخشید
بفرمایید. نه، یالا
ببین، میخوام یه لطفی بکنی
«آدما معمولاً میگن: «خواهش میکنم؟ ممکنه؟ نه همچین دیوونهبازیـایی
ولی تو بهم بدهکاری، خب؟
من پروندۀ صلاحی رو قبول کردم
،بار خانوادهشـو از رو شونهت برداشتم
،که راستشو بگو دیگه فقط دنبال همین بودی
چی میخوای؟
باید برای شهادتنامۀ صلاحی مدرک جمع کنم
خب؟ یه شهروند فرانسوی هم باهاش تو حبس بوده
گوانتانامو الکی میگه که طرف وجود نداره
،اسمشـو نمیدونم ولی شماره زندانیش رو دارم، که 241 ـه
با یه شمارۀ خالی چیکار کنم؟
طرف اهل مارسیـه
،با اداره کل امنیت خارجی تماس بگیر ببین میتونن ردش رو بزنن
یه تماس میخوای بگیری دیگه، رفیق
فهمیدی صلاحی برای خودش وکیل پیدا کرده؟
کی؟
نانسی هالندر
یهجور جنگجوی انساندوست از آلبوکرکی
از زمان جنگ ویتنام داره با دولت میجنگه
جنگی که تهش همیشه باختـه - هوم -
قربان؟
من یهکم گیج شدم
میدونید، تو این گزارشات تناقضهای زیادی وجود داره
آره خب، اطلاعات خام همینطوریه
باید بهترتیب تاریخ بچینیشون و تکههای پازل رو بذاری کنار همدیگه
خب مسئله هم همینه
بازجوهای ستاد عملیات مشترک هیچکدوم از تاریخها رو ثبت نکردن
میتونم پرسوجو کنم
بشین معطل
سازمان سیا که کمکی نمیکنه
اونا هنوز اطلاعات صلاحی رو عملیاتی میدونن
نیل باکلند؟
کی هست؟
یکی از همکلاسیهام تو دانشگاه افسری
اسم اون روی این گزارش خورده
میگم نیل - بله -
بازار اجاره در چه حاله؟
میخواستم کیم و پسرا رو واسه تابستون بیارم اینجا
اگه این پرونده کِش پیدا کرد
پرونده؟ منظورت همون قضیۀ گوانتاناموئه؟ در چه حالیه؟
راستشو بخوای، یهکم گیجم کرده
یعنی، همهچی خیلی سریعتر پیش میره اگه بفهمم
ترتیبِ یهسری از این اطلاعات چهجوریه
اصلاً راه نداره، حاجی
وزارت دفاع تمام اطلاعات گوانتانامو رو مهر و موم کرده
خب، اسم تو رو یهسری از پروندههام خورده
صلاحی که رو که گرفتن تو اونجا کار میکردی؟
صلاحی؟ طرفت اون یاروئه؟
خدای من، پس حتماً حسش میکنی
شنیدم رئیسجمهور هم هر روز خبراشـو چک میکنه
تو میدونی اون الشیبه رو اجیر کرده یا نه؟
نمیدونم گوانتانامو مثل چی «و.ث.ش» تولید میکرد
کل بچهها ارائه میدادن و گزارشات رو جمع میکردن
و.ث.ش؟ یعنی چی؟
«وقایع ثبتشده»
شما دارید خلاصهها رو میخونید
گزارشاتِ اصلی وقایع ثبتشدهان که تمام جزئیات توشونـه
،میدونی.. که کی اونجا بوده فنون استفادهشده، اظهاریۀ زندانیها
میتونی اونا رو برام جور کنی؟
چرا که نه، اگه با نقضِ قانون جاسوسی» اوکی باشم»
بیخیال بابا. اصلاً برای چی میخوایشون؟ خودت که میدونی چیکار کردن
کل دنیا پخش زندهش رو از تلویزیون دیدن
[ نانسی هالندر ]
[ چارلی شینِ واقعی ]
«دفاتر تیم اطلاعات ویژه» [ دفتر بررسی اطلاعات محرمانه ]
[ محافظتشده ]
[ !!پروندۀ صلاحی - محافظتشده ]
!فقط افراد دارای مجوز ] [ مگر اینکه بخواید سازمان سیا تلفنتون رو شنود کنه
سلام، همینالان رسید - ممنونم -
از رابطهت با اُسامه برام بگو
میدونید که من هیچوقت بن لادن رو از نزدیک ندیدم دیگه؟
ولی پسرعموت با تلفن ماهوارهای بن لادن باهات تماس گرفته بود
،و دقیقاً بعد از اون تماس تلفنی
پسرعموت پنج هزار دلار از اردوگاه تمرینی القاعده برات واریز کرد
پدرش تو موریتانی مریض بود
و برای بیمارستانش پول لازم داشت
،برای همین پسرش برای من پول ریخت و منم پول بیمارستانشـو دادم
مدرکی هم داری؟
مدرکی ندارم منو لخت کردید آوردید اینجا
من این یارو رو نمیشناسم [ سپتامبر - 2002 ]
خب، اون که تو رو میشناسه
تو پاکستان دستگیرش کردیم
خودم ازش بازجویی کردم
کاملاً باهامون همکاری کرد
آره
آره، فکر کنم یهبار همدیگه رو دیدیم
نه خب، بازم اشتباه گفتی، داداش
رمزی بن الشیبه میگه که تو رو خیلی خوب میشناسه
اسمش رمزیـه؟
بس کن، حاجی
این بابا یکی از عاملین اصلی حادثۀ یازده سپتامبر بوده.. بیستمین سارق
،اون گفته که توی آلمان پیش تو بوده
و تو اون و مروان الرشید و زیاد جراح رو استخدام کردی
اون دروغ میگه
ببین، چندین شاهد سوگند خوردن که تو سربازگیرِ اصلی حادثۀ یازده سپتامبر بودی
،و اگه نتونی داستانِ خودت رو بهم بقبولونی
مجبور میشم داستان الشیبه رو باور کنم
اون فقط یهشب پیش من موند
دوستِ دوستِ یکی از دوستای مسجدم بود
خونۀ من اینجوری بود هر کی میخواست میومد میموند
همین؟ - همین؟ -
آره همین
باید یه داستان بهتری برامون بگی، محمدو
ببین برادر، من شاهدِ بازجوییهای آمریکایی زیادی بودم
فقط با حرفزدن میتونی به خودت کمک کنی
،اگه درمورد کسی ازت پرسیدن بهشون بگو
به من نگو چیکار کنم
من از تو بزرگترم
!من دروغگو نیستم
برادرت هم نیستم
برگرد. دستات رو بده من
خوبی، مارسی؟
آره
دیشب دیدم شمارهت رو صدا زدن چطور بود؟
خوب بود. تصمیم گرفتن که من بیگناهم فردا برمیگردم خونه
جدی؟
بالا سرت رو نگاه کن
اینو از کجا آوردی؟
بازجوم بهم داد
اسمِ یکی رو بهش گفتم
نباید همچین کاری بکنی
آره میدونم
حالا یکی دیگه رو هم میارن مثل ما آزار میدن
...آره. این اسم رو گفتم
عمر شریف
نه؟ - آره بابا، جدی میگم -
آمریکاییها هیچی از چیزای غیرآمریکایی حالیشون نیست
توپ رو میندازی اینطرف؟
شنیدی چی گفتم؟ - آره بابا، باشه -
محمدو! مامان گفت بیای خونه
[ موریتانی - 1988 ]
یه نامه از مدرسهت اومده
واسه آلمان بورسیه شدی
مشکلش چیه؟
الحمد لله
میگن دانشآموز استثناییای هستی
ولی ما از دستت میدیم
اگه نخوای برم که نمیرم
چی؟ دیوونه شدی؟
همچین فرصتی رو از دست میدی؟
باید بری
تنها امید ما، تویی
«ششم اکتبر - 2006» [ دولت با درخواست آزادی اطلاعات موافقت میکند ]
چهقدر پرونده
خب، دولت چهار سال از ما جلوتر بوده
خب
یعنی چی؟
سلام
امروز نیومدید دیدنم
از رفیق نویسندهتون چه خبر؟
چیه؟ پرینترِ وزارت دفاع رد داده؟
این دیگه چه وضعشه، کنت؟ همهش که سانسور شده
ببین، من مسئولِ اطلاعات خروجیام
اگه با اطلاعات ورودی مشکل داری برو به دولت بگو
اسیر شدیم
استو - قربان -
من فردا با ویت کاب قرارِ ناهار دارم
میخواد بهمون بگه که تاریخ دادگاه رو مشخص کنیم
الان آماده نیستیم، قربان هنوز داریم مدرک جمع میکنیم
این همه مدرک داری اینجا
پلیس فدرال از «گاتی» انقدر مدرک نداشت [ رئیس مافیا ]
قربان، اینا در واقع مدرک نیستن فقط یهسری حرف بیپایه و اساسن
خلاصهنویسیان صلاحی فلان گفت، بهمان گفت
ولی اصلاً نمیدونیم این حرفا رو کِی یا به کی زده
جزئیات دقیقش رو
،اگه به دفتر وکالت ارتش تاریخ ندیم خیلیزود خودشون تاریخ تعیین میکنن
خب، گویا باید یه راه دیگه برای
قطعکردن سرِ این مار پیدا کنیم
نه، نه! این دیگه چه وضعِ حمل توپه؟
!بیخیال حاجی - !شوخیت گرفته -
نیل، فکر کنم یهچیزی داره میسوزه
بوش تا اتاق کار منم میاد
!ریدن - ای بابا -
لعنتی
کمک میخوای؟
برو، تو برو بازی رو از دست میدی
!جون بِکن
لطفاً بگو بهخاطر چیزی بیشتر از
فوتبال و رفاقت نکوبیدی بیای تا اینجا
کاخ سفید سیخ کرده رو من ،که صلاحی رو متهم کنم
و من هنوز دنبالِ یه کورسوی امیدم
باشه خب. چطوره یهکاری کنیم؟
میتونم برای تیم عملیاتیتون یه همکاری با آژانس ترتیب بدم
اونا قدرتِ کافی ندارن
از من چی میخوای؟
تو در بَطنِ این ماجرا بودی
چطوری اون وقایع ثبتشده رو گیر بیارم؟ گزارشات اصلی رو؟
نمیشه، استو از من کمک نخواه، رفیق
ببین، خودت که میدونی این اطلاعات خام ،فقط برای سازمان جاسوسیه
نه مدرک برای دادگاه
ولی داستان الان اینه
،اگه من 20 هزارتا خلاصه هم ارائه بدم
،در صورتی که یه مدرکِ محکم نداشته باشم
صلاحی آزاد میشه
و نمیتونم همچین اجازهای بدم
ژنرال مندل رو میشناسی؟ - نه -
اون ناظر بازجوییهای ستاد عملیات مشترکـه
تنها آدمیه که میشه وقایع ثبتشده رو ازش گرفت
یعنی باید برم گوانتانامو؟
آره. خب، ژنرال که نمیاد پیش تو، ستون
گرفتید منو؟ اینو از کجا فهمیدید؟
«کلی شکر. شش قاشق چایخوری» مامانت خیلی دقیق گفت
باهاش صحبت کردید؟
چی گفت؟ حالش خوبه؟
آره، خوبه
...گفت بهت بگم که برادرت، یدیه
یدیه - آره، یدیه -
برگشته خونه
و برادرزادهت صاحب دختر شده و یه کوچولوی دیگه تو راه دارن
،و اگه پسر بشه اسمِ تو رو روش میذارن
دو تا بچه به همین زودی. ماشاءالله
نامههات به دستمون رسیدن
خوب بودن؟ چسبهاشون رو چک کردین؟
دستکاری نشده بودن
مطمئنی؟ 100%؟ - آره
،و باید به نوشتن ادامه بدی ،چون نامههات خیلی باارزشن
مخصوصاً الان
دولت مدارکی که علیهت داره رو بهمون نشون نمیده
چون مدرکی ندارن دیگه
حالا میفهمید، بازم براتون مینویسم
...راستی
خوبن؟ نامههام؟
یعنی.. همهش رو متوجه میشید؟
آره بابا، عالیان
باید نویسنده میشدی
إن شاء الله، در زندگی بعدی
نه جدی میگم
حتی تیم اطلاعات ویژه هم از خوندنشون لذت میبره
چی؟ چی گفتی؟
تیم اطلاعات ویژه چیه؟ - چیزی نیست -
از دادستانی مجزان - نه، نه، نه، نه -
کی داره میخوندشون؟ تو که بهم گفتی وکیل و موکل
من موکلام، و شماها وکیل
این تیم اطلاعات ویژه دیگه سگِ کیه؟
یه سازمان مستقلـه
نامههات رو ارزیابی میکنن و تعیین میکنن چه اطلاعاتی محرمانه باقی بمونه
ولی کاملاً از دولت و دادستانی مجزا هستن
..اگه نگهبانهای من اون نامهها رو بخونن من اینجام
منو میکُنن، نه شما رو
بدون تیم اطلاعات ویژه نمیتونیم کاری بکنیم
همینه که هست
باید بهم اعتماد کنی، خب؟ هنوز واردِ رینگ هم نشدیم
باشه - خوبه -
حالا میخوام که از دولت شکایت کنی
چی؟ - باید درخواستِ اخذ مدرک ثبت کنیم -
که وادارشون کنیم مدارکی که برعلیهت دارن رو منتشر کنن
با یهچیز نامشخص که نمیتونیم بجنگیم
من راستشو گفتم هوم؟
مدرکی در کار نیست من به شما اعتماد میکنم و شما به من اعتماد کنید
من بیگناهم بیگناهم بابا، باشه؟
چی باید ببینید که حرفمـو باور کنید؟
نظرِ ما اهمیتی نداره مهم چیزیـه که بتونیم اثباتش کنیم
،شما هم مثل بازجوهامید سر و ته یه کرباسید
ما میدونیم که تو بیگناهی
جدی میگم
،ولی باید اینو ثابت کنیم
،و تا اتهاماتت رو نبینیم نمیتونیم اینکارو بکنیم
فقط همینو میخوایم
میخواید از کی شکایت کنید؟
«میگید: «دولت
این یعنی چی؟
روی شکواییهمون سه تا اسم میخوره
،ایالاتمتحدۀ آمریکا دونالد رامسفلد و جورج دابلیو بوش
آره خب. باشه
چرا که نه؟
میدونی، اون فقط میخواست بهش بگیم که به بیگناهیش باور داریم
چرا اینو بهش نمیگفتی؟
فکر کنم سر چای تو محاسباتم اشتباه کردم
سه ساعت و نیم دووم نمیارم
تو چیزی میخوای؟ - نه -
،عصر امروز... که ثابت میکنه
در مسائل مربوط به امنیت ملی
جمهوریخواهان حزبِ قویتر به شمار میروند
عراق، مسئلهی اصلیِ رأیدهندگان است
بنابراین رئیسجمهور بوش قطعاً در این مورد صحبت خواهند کرد
و نهایتاً این مسئله را بهانه خواهند کرد که درستیِ حذف صدام حسین
را ثابت کنند
نانسی هالندر؟
،من استوارت کوچ هستم
وکیل اصلی دولت در پروندۀ موکل شما
خیلهخب
تازه رسیدم
فردا میرم اردوگاه رو ببینم
میتونم یه نوشیدنی مهمونتون کنم؟
باشه
،نمیخوام اعزام شم اینجا ولی بهنظر خوراکِ تفریح و تعطیلاتـه
آره
یهروزی، اینجا کلاً یه جاذبۀ توریستی میشه
شوخی نمیکنم
و کشتیهای تفریحی از فلوریدا کیز ،هم میان اینجا لنگر میندازن
و مردم کوکتل به دست ،توی سلولها چرخ میزنن
و حساب کتاب میکنن که اینجا چه اتفاقی افتاده
بهنظر تو اینجا چه اتفاقی میفته؟
هنوز نمیدونم
ولی به دلیل خاصی اینجا رو دور از دسترس دادگاه ساختن
دومین میدون مین شمال
و آبهای پر از کوسهی جنوب
دوتا دلیل داره
و برای چی اجازه دسترسی به پروندهها رو نمیدی؟
من کاری نمیکنم. ما چندماه پیش برای مقدمات محاکمه درخواست دادیم
...من ۲۰ هزار صفحه سانسور شده گرفتم
باید درخواست اخذ مدرک بدی - همینکار رو میکنم -
سد راهت نمیشم - سد راهم نمیشی -
شماها فکر میکنید
که دنبال این هستیم تا یه مدل ایالتِ نظامی بی قانون تشکیل بشدیم
داریم توی کادو فروشیِ زندان آبجو میخوریم
اسمشو چی میذاری؟
ارتش براساس نظم و قانون بنا شده
اجازه خروج از اردوگاه رو بهت نمیدن
مگه اینکه ملافهات رو تا کرده باشی
،قانون میگه شما مقدمات کامل بررسی پرونده رو در اختیار دارید و منم میخوام تا کشفیات خودتون رو داشته باشید
،اینطوری وقتی شکستتون بدم
دیگه موکلت چیزی نداره تا پشتش قایم بشه
از نتیجه دادگاه خیلی اطمینان داری
تو چیزهایی که من دیدم رو ندیدی
بذار ازت بپرسم، میدونم که ...همه حقِ دفاعیه دارن
ولی اذیتت نمیکنه که داری از چنین آدمی دفاع میکنی؟
،من فقط از اون دفاع نمیکنم دارم از حاکمیت قانون دفاع میکنم
چقدر هم کار درست هستید
نمیدونستم توی دانشکده نظامی نیرودریایی بهتون فرقه ژزوئیت درس دادن
ما قبل از اینکه با مشکل روبهرو بشیم اول به دقت اون رو مورد مطالعه قرار میدیم
:نوبت منـه. بذار ازت بپرسم اگه اشتباه کرده باشی چی؟
اشتباه نمیکنیم
اگه کرده باشی؟
،تو این مکان رو ساختی
و حالا تمام اصول و قوانینش رو رها میکنی و در اشتباهی؟
.باید طرز صحبتمون رو عوض کنیم
چی؟
،کاری کنیم این پرونده درباره محمدو باشه وگرنه میبازیم
استراتژی جدید میخوایم
قربان
سرهنگ، به کمپ هند خوش آمدید
،فرد مورد نظرتون، صلاحی مدتی رو اینجا بود
دوست دارن چی بخونن؟
همه جور سبکی میخونن
کتابها به درخواست زندانیها اورده میشه
مطمئنم عاشق داستانهای تخیلیِ مذهبیان
دیوونهی اینجور چیزان، قربان نگاه کنید
،دوست دارم سربهسرشون بذاریم برای همین صفحه آخر کتابها رو میکَنیم
البته من کاری نمیکنم، قربان بقیه نیروها همچین کاری میکنن
،اگه میخواید شرایط رو ببینید اینجا باید سلول خالی داشته باشیم
حتما
،چقدر سرده. دمای اتاق رو روی چند درجه میذارین؟
حداقل دمای کولر یازده درجهست
دو نوع موسیقی داریم که از شنیدنش سردرد میگیرم
یکی هوی متال و اون یکی هم سبک کانتریـه
،ولی در صورتِ لزوم کانتری رو تحمل میکنم
سرهنگ داره میاد
ژنرال، متوجه شدم که دمای اتاق ،رو پایین نگه میدارید
و غلوزنجیرهایی توی دیوار و زمین نصب شده
برای بیخوابیه؟
یکی از روشهامونـه
سرهنگ سیدل بهم گفتن شما خلبان نیروی دریایی بودید؟
به نیوبرانزویک رفتی؟ دانشکده «سره» اونجا هست [ بقا، گریز، مقاومت و فرار ]
درسته
گمان میکنم اونجا لذت نبردید
آدم از چی لذت ببره؟
اینکه سه شب آزگار رو با یه سطل ،واسه ادرار توی چاله بگذرونی
و صدای ارهبرقی و گریه بچهها رو
۲۴ساعت در روز پخش میکنن
موقع پایان تمرین، اوضاع خیلی ناجور بود
به تیراندازی به کندی اعتراف کردی؟
خیر قربان، اعتراف نکردم
فقط دو سه شب بیخوابیـه
این روشها رو از همون کتاب راهنما برداشتیم
تو و بقیه باقی اعضای نیروی دریایی از اون وضعیت صحیحوسالم بیرون اومدید
برای اونها هم مشکلی پیش نمیاد
قربان، تیم دفاع هرکاری از دستش بربیاد انجام میده
،اگه مدرکی بابتِ رفتار خشن دارن بهتره من همین الان بدونم
سرهنگ بهت گفت چرا میخواستم تو رو ببینم؟
بله. بهشون گفتم زحمت سفر بهتون ندم
،گفتش جوابِ نه سرت نمیشه
ولی متاسفانه این تمام جوابیـه که دارم
من به شدت به اقداماتِ ستاد عملیات مشترک افتخار میکنم
ولی دستهام بستهست
اجازهی انتشار وقایع ثبت شده رو ندارم
،قربان، اگه مسئلهی مجوزه من اجازهی دسترسی دارم
مسئله سازمانیه
ولی سازمان شخصا به من گفت که به دیدن شما بیا
مثل حرفی میمونه که شبح بگه، نه؟
خب، سفرت چطور بود؟
اونطور که انتظار داشتم نبود
شماره 760! بازجویی
شماره 760! بازجویی زود باش ببینم
شماره 760! بازجویی زود باش ببینم
بس کن. تو که طوطی نیستی
طوطی حرومی نیستم
زود باش مرد. خودتو جمع کن بلند شو و وایسا
برگرد
برگرد
اول، اسمت رو بهم بگو
منو یه ساله میشناسی و اسمتو نمیدونم
اجازه ندارم. برگرد
برگرد
سرباز کار درستی هستی مثل جیآیجو
دروغ نگو. خفه شو. خفه شو
دستتو بده. تکون بخور
مارسی؟ تویی؟
آره
داری چیکار میکنی، مادر بهخطا؟
،باید از کتاب انگلیسی یاد بگیری نه از نگهبانها
باشه
چیزی شده؟
از زنم نامه گرفتم
خوبه که
نیست؟
نامهست. از طرف زنم نیست
خانواده داری، بچه؟
[ دیسبورگ، آلمان - سال ۱۹۹۰ ]
!فولر - !گل -
هروقت بهش نیاز داری سر و کلهاش پیدا میشه
دکتر گفت اینکار کمک میکنه
تو پسر میخوای یا دختر؟
میدونی الان شوروی زنها رو با هلیکوپتر میدزده؟
اونا رو به پایگاههاشون میبرن و بهشون تجاوز میکنن
باید یهکاری کنیم
مسجد داره پول جمعآوری میکنه
!پول
!داوطلبها دارن از زندگیشون میگذرن
یعنی ما اینجا بیخیال زندگیمون بشیم؟
کدوم زندگی؟
ماشین جدید و خونه بزرگ و بچه رو میگی؟
زندگی نباید فراتر از این حرفها باشه؟
پس تصمیم گرفتی تروریست بشی؟
نه، تروریست نه
...من انگلیسی صحبت میکنم، شاید
رفتم افغانستان و به مسلمونها کمک کردم تا با کمونیستها مقابله کنن
آمریکاییها با ما میجنگن تو یه جبهه بدیم
یه جبهه
کی تو رو توی القاعده استخدام کردم؟
یه جبهه. هیچکس، من گوش نمیدی. یه جبهه
من از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ چندماه با القاعده آموزش دیدم
مزخرف نگو - بعدش رفتم. همین
پس برای چی مخاطبهای موبایلت رو حذف کردی؟
وقتی دستگیرت کردن، گوشیت خالی بود
چندبار بگم؟
نمیخواستم به خاطر تماس تلفنی برای دوستم مشکلی پیش بیاد
خیلی تیزی
آره. واسه همهچی جواب تو آستینـت داری
حتما واسه همین بهت بورسیه دادن، ها؟
مارسی، دوباره توپت رو گم کردی
واسه تو، مال خودت دیگه نمیخوامش
دارن آزادت میکنن؟
هیچکدوممون از اینجا بیرون نمیریم
نمیتونن تا همیشه ما رو اینجا نگه دارن
اجازه نده ایمانـت رو ازت بگیرن یه روز میری خونه، برادر
مارسی روی اقیانوسه؟
آره
نواکشوت هم روی اقیانوسه [ پایتخت موریتانی ]
،وقتی برم خونه، روی تختـم دراز میکشم
به صدای موج دریا گوش میدم
تو هم میشنوی؟
صدای دریای همیشه یهجوره
چشمهاتو ببند
گوش کن
تصور کن خونهای
هی
تسلیم نشو
تموم شد
بریم
تکون بخور
!تسلیم نشو
!هی
خودتو نکش. بیا
میبینمت، تمساح
آب بیارم؟ - نه، ممنون -
نانسی
خانم هالندر - نانسی صدام کنید -
فرانک هستم - بفرمایید، بشینید -
قبل اینکه شروع کنیم باید بهتون هشدار بدم که صرفا قرار نیست مقالهی تعریفی باشه
از کجا شروع کنیم؟
خب، جامعه شما رو وکیل تروریست خطاب میکنه
جوابتون در این مورد چیه؟
خب، وقتی از کسی که اتهام تجاوز داشت دفاع کردم کسی منو متجاوز خطاب نکرد
،ولی از کسی که اتهام قتل بهش خورده بود دفاع کردم
کسی حیاط منو نگشت
،ولی وقتی یک نفر متهم به تروریسمه
عموم جامعه مایلان فکر کنن که این مورد فرق داره
اینطور نیست
وقتی از موکلم حمایت میکنم و اصرار دارم ،که محاکمه منصفانهای عایدش بشه
،من تنها از اون آدم دفاع نمیکنم بلکه دارم از خودم و خودت دفاع میکنم
:قانون اساسی آخرش با ستاره علامت نزدن که بگه
«تنها شرایط و ضوابط اعمال میشه»
روزنامه ژرنال رو خوندید، قربان؟
آره
باورم نمیشه با مصاحبه موافقت کرده باشه
خراب کاریـه
نه، در اصل تحول انگارهست [ غالباً به تغییر اساسی و پارادایمی در تفکر و الگوهای ذهنی اندیشیدن گفته میشود ]
،دیروز داشتیم متهم ترور یازده سپتامبر رو محاکمه میکردیم
و حالا
آرجن کجاست؟
غیرقابل قبوله نه، نمیخوام باهات حرف بزنم
پنج بار بهتون گفتم کارتتون باطل شده
دوباره بهش زنگ بزن - هی، چی شده؟ -
قربان، اجازه ورود به ساختمون رو ندارن
اونها کارتمو باطل کردن
یه لحظه وقت بدید - ...قربان، اصرار دارم که -
یک دقیقه زمان بدید
اونها کیان؟ - نمیدونم -
یهنفر مجوزم رو باطل کرده و دستور دادن به کمپ لژون برگردم
چیکار کردی؟ - هیچی -
فقط درخواست اطلاعاتی که خواستید رو فرستادم
به کی؟
افبیآی، سیا، اینترپل، هرکی که اطلاعات دستش بوده
قربان. باید ازتون بخوام تشریف ببرید
اجازه ندارید اینجا باشید - باشه، دارم میرم، دارم میرم -
،من با همه صحبت کردم، اداره کل امنیت خارجی سازمان اطلاعات فرانسه و دیپلماسی
هیچکس این مارسی که میگی رو نمیشناسه
خب، شاید ملیت فرانسوی نداره
مراکش، الجزیره، تونس چی؟
نه، بهش فکر کردم
اداره اطلاعات میگه ملیتهای زندانیهای گوانتانامو ثبت شده
هیچ سابقهای از ۲۴۱ وجود نداره
کجا رفته؟
نانسی، شاید جایی نرفته
شاید وجود خارجی نداره؟
شاید
میتونم یه چیزی بپرسم؟
دوستم، شمارهاش ۲۴۱ئه
خیلی وقتـه ندیدمش. میدونی کجاست؟
مو، نمیتونم در مورد زندانیهای دیگه باهات صحبت کنم
چه اتفاقی واسش افتاده؟
استیو، خواهش میکنم اون زن و بچه داره
جنازه ۲۴۱ ماه پیش توی سلولش پیدا شد
چی؟
چرا مرده بود؟
خود آسیفکسی [ در پی غیرعادی شدن تنفس، رسیدن اکسیژن به بدن با دشواریِ بسیار جدی روبهرو شود ]
ببخشید داداش. میدونم نزدیک بودید
،پروردگارا، زندهها
،و مردههایمان رو ببخش
،آنانی که در میان ما هستند
،و آنانی که در کنار ما نیستند
،جوانانمان
،و پیرانمـان
،مردان
و زنان
،پروردگارا، هرکس را که زنده نگه میداری
،در اسلام آنان را زنده نگه دار
،و هر کس که مسبب مرگش میشوی
باعث شو تا ایمان بمیرن
الله اکبر
السلام علیکم
!آمریکا! یازده سپتامبر رو فراموش نکنید
!یازده سپتامبر رو فراموش نکنید !آمریکا! آمریکا
یازده سپتامبر رو فراموش نکنید
وکیلِ کثافت
یازده سپتامبر رو فراموش نکنید
!آمریکا! یازده سپتامبر رو فراموش نکنید
حالت خوبه؟
خوب میشم
مطمئنی؟ - آره -
«دادگاه ناحیهای آمریکا برای ناحیه کلمبیا» [ آوریل ۲۰۰۸ ]
دولت مخالفتی با شفاف سازی حق مدافع نداره
ولی صدور اجازهی مدارک محرمانه فرآیند بسیار زمانبری رو داره
ما فقط وقت بیشتری میخوایم، جناب قاضی
.متشکرم، آقای پتون خانم هالندر؟
اگه دولت منحصرا مسئلهی صدور اجازهی ،مدارک محرمانه رو پیچیده کرده باشه
مسائلی هستن که خودشون مسببـش شدن، جناب قاضی
،آقای صلاحی از مرز خارج شده
،مورد بازجویی قرار گرفته
به مدت شش سال بر خلاف خواسته اون رو زندانی کردن
بدون اینکه هیچ اتهامی علیه اون داشته باشن
دادگاه عالی گفته تاخیر بیشتری رو تاب نمیاره
اون هم وقتی که دستور پروندههای احضار زندانی صادر شده باشه
دولت زمان زیادی رو داشت، جناب قاضی
با خانم هالندر موافق هستم
،دولت ده روز وقت داره تا پروندهاش رو تحویل بده
در غیر این صورت این جلسه دوباره تکرار میشه
خب، خودتون خواستید
خوش بگذره
لعنتی
اون اعتراف کرده
به چی؟
به همهچی
،به تامین مالی حادثۀ یازده سپتامبر اینکه هواپیمارباها رو استخدام کرده
تمام و کمال نوشته که عضو القاعده بوده
چرا بهمون نگفت اعتراف کرده؟
اولین بار توی تاریخ نیست که موکل به وکلاش دروغ میگه
ببین. اینو ببین. نگاه کن
اعتراف کرده که مواد منفجره انفجار فرودگاه لسآنجلس رو اون تهیه کرده
بمبگذاری هزارهی جدید؟
منظورت چیه؟
!گناهکاره! مشخصه گناهکاره
شاید
و با اینحال حق وکیل داره
من نمیگم حق نداره
حرف من اینهکه توی کشتنِ ،سه هزار نفر غیرنظامی کمک کرده
و ما داریم به هر دری میزنیم تا بتونیـم آزادش کنیم
آره، داریم کارمون رو انجام میدیم
من واسه این که هزینههاش جور بشه شیرینی پختم این کار جزوی از شغل من نیست
بابام برگشت بهم گفت امسال واسه شکرگزاری خونه راهم نمیده
این جزوی از کار من نیست
برو بیرون
چی؟
میخوای با مامان و بابات و عمو جو بوقلمون و پای کدو میخواد؟
برو، برو بیرون و برو خونه
اگه به خودت باور نداشته باشی نمیتونی پروندهای رو ببری
...من نمیخوام برم، فقط - انقدر وقت منو تلف نکن -
برو بیرون
مهمونی خداحافظیمونه
،کی داره میره خونه من یا تو؟
اطلاعات نظامی فکر میکنه ،داریم وقتمون رو تلف میکنیم
،پس اونها میخوان پرونده رو دست بگیرن
ببین اونها میتونن کاری کنن همکاری کنی یا نه
همکاری میکنم. همهچی بهتون میگم
طبق حرفهای رمزی بن الشیبه اینطور نیست
آخرین فرصتته، محمدو
بار صدمه بهتون میگم
یک شب تو خونهی من موند
اونو نمیشناسم و هیچوقت نشناختم
بار بعدی که اسمشو شنیدم وقتی بود که درباره من دروغهای احمقانهای بهتون گفته
،آره، تو از این حرف خسته شدی و ما هم از شنیدنـش
ارتش ازت اعتراف میگیره
...باید بدونی
،وقتی اطلاعات ارتش پرونده رو دست بگیره جلساتـت به این راحتی نیست
دیگه چایی و کیک نمیدن؟
موفق باشی، مو
فقط میتونم بهت بگو... راستگو باش
دست چپتو بده
!هی
چیکار میکنید؟
!نه، نه. نه. نه
منو کجا میبرین؟
تری کجاست؟
رفتش - چی؟ -
تری باحال بود
حالا فقط با تو گیر افتادم
دیگه نمیخواد وکیل باشه؟
از پرونده تو کنار کشید
خب، درخواست اخذ مدرک رو بردیم
و دولت تمام مدارکی که علیهات داشتن رو بهمون داد
خوبه
همینو میخواستیم، درسته؟
همه مدارک از جمله اعترافت
چرا بهمون نگفتی؟
...چیز خاصی نیست. تخیلیـه
اصلا اتفاق نیفتادن - زیرشون امضا کردی -
مجبورم کردن
منظورت از مجبورت کردن اینه که تو رو وادار کردن؟
خودت چی فکر میکنی؟ - نمیدونم -
تو بهم بگو. وادارت کردن؟ - هیس -
باید بهم بگی چه اتفاقی افتاده، محمدو
تو ازم میخوای اینجا رو به آتیش بکشم ولی هنوز اینجا نشستم
خب، بنویسش. باشه؟
برگه واسه همینه. بنویسش
باید حقیقت رو بهم بگی
باید بهم بگی چه اتفاقی افتاده وگرنه نمیتونم ازت دفاع کنم
متوجهای؟ - !لازم نیست چیزی بهت بگم -
هرچی که بگم، اهمیتی نداره
،تو این جزیره لعنتی همینجا میمیرم
اون بیرون، خانوادهام، برادرم زندگیشون ادامه داره
زندگی تری ادامه داره
ولی من اینجا مثل مجسمهام
و تو هم میری و زندگیـت ادامه داره
زندگی من؟
آخه تو از زندگی من چی میدونی؟
اینجاست. زندگی من اینـه
من وقتمو اینجور جاها صرف میکنم تا به امثال تو کمک کنم
کارمـه
پس تعهد من به پروندهات رو زیر سوال نبر
پرونده
پرونده، پرونده
تو به من متعهد نیستی
!به آدم
تو فکر میکنی من گناهکارم
بگو
...تو باور داری من اینکارها رو کردم، پس
اینجا چه غلطی میکنی؟
جدی بهم توضیح بده
از زندگیت دست کشیدی تا پیشِ آدمی شیطانی مثل من بشینی؟
توضیح بده
همه حق وکیل دارن
باید بهم حقیقت رو بگی
باید بنویسیـش
اگه بتونی بنویسش، من دوباره برمیگردم
...و اگه ننویسی
واست یه وکیل دیگه پیدا میکنم
من آمادهام
کریسمس مبارک، تئو
کریسمس مبارک، نانسی
سلام، استو
سلام هانا. نمیدونستم شما میاید
نزدیک بود نیایم. مسیر آی۸۳ به شمال بالتیمور بسته بود
خوشحالم که صحیح و سالم رسیدی
خب، نیل جوری رانندگی میکرد ،انگار دوباره رفته دانشکده خلبانی
ندیدی چطور تو مسیر بیرونشهری میروند
نیل کجاست؟ - همین دور و اطرافه -
میرم پیداش کنم در ضمن، خوشگل شدی
نیل اصلا از من تعریف نمیکنه
ولی من چرا
چه خبر، استو؟
خوشحالم دیدمت
هرچی سعی کردم بیام دفتر فایدهای نداشت
خب، چی میتونم بگم؟ سرم شلوغ بود
...خب، من رفتم گیتمو
درست همونطور که گفتی و از چیزی که دیدم خوشم نیمد
ژنرال هم مثل تو هیچی نمیگفت
دست بردار، رفیق. ناسلامتی اومدی مهمونی لذت ببر
چرا من رو سر میدونی؟
ببین، میدونم کار افراد تو بود که آرجن رو از تیم عملیاتی کنار گذاشتن
،میدونی، من هیچوقت اهل توطئه نبودم
ولی کمکم دارم فکر میکنم توطئه چینی
همچین احساسی داره
شرمنده، دقیقا داری منو به چی متهم میکنی؟
لعنتی، حتی خودمم نمیدونم چون تو هیچی بهم نمیگی
،بدون دسترسی به وقایع ثبت شده پروندهام شکست میخوره
شده تمام فکر و ذکرت، پهلوون
یا کمک کن یا بیخیال شو
وظیفهی من اینـه که کاری کنم صلاحی حکم اعدام بگیره
،هیچکس دیگه قرار نیست وارد محاکمه بشه نه تو، نه رییس جمهور
روی دوش منـه
و اگه اشتباه کنم، وقتی کار به تاوان دادن برسه
منم که باید جواب بدم
و کی واسه بروس جواب میده؟
میخوای اسمشو وسط بکشی؟ - نه -
تو چیزی که ما میدونیم رو نمیدونی
پرواز شماره ۱۷۵ یونایتد ایرلاینز، بر اساس ،مدارکی که از بقایای هواپیما پیدا کردیم
اولین کاری که تروریستها کردن این بود که به مهماندار هواپیما صدمه زدن
تا کمک خلبان که بروس باشه رو از کابین بکشن بیرون و بیاد مهماندار رو نجات بده
و با کاتر گلوشو بریدن
و گذاشتن همینطور که هواپیما به برج میخوره اونم کف هواپیما جون بده
یکی باید تاوانشو بده
...یک نفر
نه هرکسی
تعطیلات لعنتیـت مبارک
تو کشتیشون، محمدو
چه حسی داری
که خون سه هزار بیگناه روی دستاتـه؟
به اخبار ای خوش آمدید
میدونید، خبرهای جدید سریال ۹۰۲۱۰
فقط مختص به مشروبهای بارِ توی سریال نیست
،درسته. مدتیـه رسوایی کوچیکی شنیده میشه
و حالا ستارههای سریال دارن ...دربارهی
اینجا سلول من نیست !هی! اینجا سلول من نیست
خب، الان هست
!خیلی سرده! هی
قرآن من کجاست؟
وسایل من کجاست؟
!هی، گوش کن
هی
خواهش میکنم
سرده
اون هفتهای که صلاحی رو ،به اطلاعات ارتش سپردن
از طرف دونالد رامزفیلد نامهای گرفتیم که اجازه میداد از روشهای ویژه استفاده کنیم
و تو هم قبول کردی؟
آره
میخواستیم جلو یازده سپتامبر دوم رو بگیریم
.اون بابـه. اینجا کار میکنه تو رو میبره تا وقایع ثبت شده رو بخونی
ممنون
من همین بیرونـم، قربان
لهت میکنیم، بیشرف
!این پایین چیکار میکنی، رفیق؟ بلند شو
درد میکنه - !بلند شو -
میدونم منو میخوای
داری دعا میخونی؟
میخوام منو بکنی. شنیدی؟
!نگاهم کن
میدونم منو میخوای
میدونم منو میخوای منو بکن
میدونم منو میخوای
!آره
۲۰۸۱
۲۰۸۲
محمدو - ۲۰۸۳ -
بیدار شو
!بلند شو
...۲۰۸۵
،از اونجایی که قبول نکردی همکاری کنی
...دولت آمریکا اجازه داده مادرت رو دستگیر کنن
و بیارنـش اینجا
میتونی نجاتـش بدی
ولی تصمیم با خوته
میخوای مدافع باشی یا شاهد؟
نمیتونم شاهد باشم
نمیتونم شاهد باشم
منتظر کسی بودی؟
نمیدونم
شاید دوستت باشه
برو جوابشو بده
آره. برو
محمدو؟
رمزی؟
،آشپزخونه اینجاست دستشویی سمت چپـه
،منو ببخش
صبح زود باید برم سر کار
تو از خودت پذیرایی کن
همین؟ این اتفاق افتاد؟
اونها کیان؟
اشتباهی پیش اومده
راستش ما تا دیروقت حرف زدیم
تا صبح
محمدو خیلی شوق داشت
منو به استخدام القاعده در اورد
...بدون اون
امکان نداشت یازده سپتامبر اتفاق بیفته
حقیقت نداره حقیقت نداره
چی؟
هی، محمدو. کیک بخور
گرسنه نیستم
وقتی بهت میگم غذا بخور
یک، وقتی بهت میگم غذا بخور دو، وقتی بهت میگم غذا بخور
سه، وقتی بهت میگم غذا بخور
!وقتی غذا میخوری که من بگم !وقتی میری دستشویی که من بگم
فهمیدی؟
!نشین، عوضی
مامان؟
واقعی هستی؟
خیلی خوشحالم میبینمت
۴۱۰۰سوراخ، ۴۱۰۰ سوراخ
۴۱۰۰سوراخ، ۴۱۰۰سوراخ
نمیخوای بری خونه؟
،میدونی، اگه حرف بزنی میتونم کمک کنم آزاد بشی
...چند روزه
من شدم پروژه ویژهتون؟
نه، روز نه
تو چندین ماهه اینجایی
باید بس کنیم دیگه
باید چیزی که میدونی رو بهمون بگی
خواهش میکنم
صبر کن، داریت چیکار میکنین؟
!کارت تمومه، مادر بهخطا
!چیکار میکنید؟ بازجوییِ منـه دارین چه غلطی میکنید؟
!ببریدش بیرون
!بسه
مادرت بازداشت شده، محمدو
این نامه رو میبینی؟
از اداره دفاع اومده
انتقالش به گوانتانامو تایید شده
...باید بهت بگم
نگرانم امنیتـش توی این محیط مردونهام
این فرصت آخرتـه
به نام خداوند بخشنده و مهربان مرا یاری ده و مورد مغرفت قرار ده
،مرا از دست گرگانی که احاطهام کردن نجات بده !رحیمترین
...قربان
...به... سروان کالینز بگو
میخوام اعتراف کنم
هی. خوبی؟
کی میتونی این صفحات رو منتشر کنی؟
مال موئـه؟
چه خبر از کوبا؟
ببین، این صفحات، اونها موکل من رو توی موقعیت بسیار آسیب پذیری قرار دادن
در نتیجه باید با حساسیت باهاش برخورد بشه
ترجیحـم این مدل صحبتهای متمدنانهست
خیلی خوشحالم همکاری کردی، محمدو
ولی فکر میکنم فقط ۸۵٪ از اطلاعاتت رو در اختیار ما گذاشتی
مطمئنـم باقیـش رو هم میگی
بله. بله، البته
...حالا
میتونم بخوابم؟
آره، میتونی
،به توفیق خداوند عیسیمسیح ،مهر پروردگار
و یاریِ روحالقدس همراهتان باشد
و با شما
آیا شما در مقاومت شیطان ایستادگی میکنید
،و هر بار که مرتکب گناه میشوید توبه میکنید و به آغوش خداوند بازمیگردید؟
یاری پروردگار همراه من است - یاری پروردگار همراه من است -
آیا هرچه در توان دارید برای جستجوی عدالت بر زمین انجام میدهید
و با هر انسانی با متانتِ ذاتی انسان رفتار میکنید؟
یاری پروردگار همراه من است
قربان
میشه توی خونه صحبت کرد
یا باید همین بیرون صحبت بشه؟
نمیتونیم صلاحی رو محاکمه کنیم مدرک نداریم
ما چندتا اعتراف امضا شده داریم دیگه چی میخوای؟
اعتراف تحت اجبار بوده
میوهی درخت سمیـه
اون ۷۰ روز توی پروژه ویژه بوده، شکنجه شده
حتی یک کلمه از حرفهاش قابل قبول نیست
نه، آموزش دیدن که اینطوری بگن
القاعده اینها رو توی پروتکل منچستر ترتیب داده
،وقتی که بازداشت شدی ادعای شکنجه شدن کن
اینها از طرف القاعده نیست، قربان از طرف ماست
من وقایع ثبت شده رو خوندم
،این بابا، سروان کالینز و یه سرباز ذخیره نیرو دریایی برنامه رو اجرا کردن
،بیخوابی، غرق کردن مصنوعی حالت اضطراب و فرمانبرداری، حمله ناگهانی
اون صریحا تهدید کرده بود که مادر صلاحی به گیتمو منتقل میشه
تا باقی زندانیها بهش تجاوز کنن
و تمام این حرفها ثبت شده
شیوه نظامی بوده و وزارت دفاع تایید کرده دونالد رامزفیلد تایید و امضاش کرده
عملی که انجام شده شنیع و ناهنجاره
نمیخوام یه کلمه دیگه درباره رفتار با زندانی بشنوم
وظیفهی تو اتهام وارد کردنـه
قابل قبول بودن این کارها رو به عهدهی قاضی بذار
قربان، من دادگاهی کردن این پرونده رو قبول نمیکنم
...بعنوان یه مسیحی و یه وکیل
چی باعث شد فکر کنی بهتر از بقیه ما هستی؟
!من فکر نمیکنم از بقیه بهتر و بالاترم !نکته همینجاست
همهی ما سوگند خوردیم تا از قانون اساسی حمایت و دفاع میکنیم
در هر صورت، ما خیلی ازش فاصله داریم
تو خائنی
چی؟
...خب، من
،مکاتبات رو مطالعه کردم
و فکر میکنم دلایلی محکمی وجود داره
که مدارک دولت علیهات رو بی اعتبار میکنه
و تو هنوز وکیل من هستی؟
کاملا
میخوام درباره منتشر کردن نامههات فکر کنی
تو روزنامه؟
شاید کتاب
مردم باید داستانت رو بخونن
و به دولت فشار وارد میکنم تا تاریخ دادگاه رو مشخص کنه
من حاضرم
میخوای برم بیرون؟
نه، بگو
نمیخوای نماز بخونی؟
حالا مذهبی شدی؟
مگه واست مهمه؟
نه
تو واسم مهمی
چی رو میخوای امضا کنم، نانسی؟ امروز از کی شکایت میکنم؟ خدا؟
امروز از این خبرا نیست
پس اینجا چیکار میکنی؟
دلیل خاصی نداره
فقط نمیخواستم تنها باشی
قربان - قربان -
خائن
قربان
ممنون که این همه راه رو اومدی
خواهش میکنم
هیچ کجای شهر
...چندان ازم استقبال نمیشه، پس
واسه منم یکی میاری؟
خواستم ازت تشکر کنم کار درست رو انجام دادی
آره، کریسمسم خیلی کوتاهتر شد
قطعیـه
از من کوتاهتر نیست
خب، خداوند هر دستوری که داده رو ادا میکنه هر طور که شده، عملیش میکنه
بفرمایید، جناب
واقعا به این حرف باور داری؟
آره
میدونی، فکر میکنم فهمیدم چرا اینجا کمپ نظامی ساختن
و هردومون اشتباه میکردیم
مسئله زندانیها نیستن که میخوان از دادگاه دور نگهشون دارن
زندانبانهان هستن
موکل من، مظنون نیست اون شاهد به حساب میاد
جعبه مدارک بازگشتی ۳۲ رو باز کردی؟
روش نوشته ترجمهها ولی داخلش رو ببین
بهنظرم از چیزی که توش هست خوشت میاد
جعبه ۳۲. باشه
تاریخ دادگاه کیه؟
چند هفته دیگه
قاضی رابرتسون. قاضی سرسختیـه
مطمئنا
همونجوری که من رو قانع کردی اون رو هم متقاعد میکنی
اشتباه برداشت نکن
اگه مدرک موثقی باشه که نشون بده ،صلاحی گناهکاره
خودم آمپول رو تو دستش میزنم
غیر از این انتظار ندارم
بیا تو
دوبار تستِ دروغسنج رو قبول شده
حتی یهبار قبول شدن تو دروغسنج هم دشواره
،تو دادگاه به کار نمیاد ولی آره دونستنـش خوبه
جعبه ۳۲. یادمون رفت
این کیه؟
مارسی
اسم واقعیـش احمد جباره، عفو بین الملل کمک کرد زنش رو پیدا کنم، اسمش سامیاست
بیوه
بیوه
صبر کن. کجا میری؟
بیا تو. در رو ببند کلی کار داریم
نانسی هالندر و ترسا دانکن از اتحادیه آزادیهای مدنی نماینده شاکی هستند
جوزف فلیو و رابرت پتون نماینده متهم هستند
صبحـتون بخیر
به گوانتانامو خوش آمد میگم
صحبتهای مقدماتی داشتیم مبنی بر فرآیندی که امروز در پیش داریم
شاکی سوالی نداره؟
چی؟ داره از من میپرسه؟
شاکی منـم؟ - آره، تویی -
بله
چی میگه؟ صداش رو نمیشنوم میشه صداش رو زیاد کنید؟
چرا صدامو نمیشنوه؟ اینجا آنتن میده
صدامو میشنوید؟
بله، الان میشنویم. بله
الان صدام رو میشنوید؟
همه صدات رو داریم، محمدو
مطمئنی، نانسی؟
آره. نگران نباش. همه صدات رو میشنون
زندانی میخواد شهادت بده؟ متوجه هست که مجبور به این کار نیست، درسته؟
بله، جناب قاضی تمایل داره شهادت بده
،میدونه که داره برای زندگیش میجنگه و چیزی برای قایم کردن نداره
آقای صلاحی، ممکنه لطفا دست راستتون رو بلند کنید
و بعد از من تکرار کنید؟
...من - ...من -
اسمت رو بیان کن
اسمت رو بیان
اسمت رو بگو
محمدو ولد صلاحی
با صداقت قسم میخورم حقیقت رو بیان کنم
تمام حقیقت و چیزی جز حقیقت نگویم
،با صداقت قسم میخورم حقیقت رو بیان کنم تمام حقیقت و چیزی جز حقیقت نگویم
ادامه بده، زندانی
متشکرم، جناب قاضی
توی کشور ما، ما به پلیس اعتماد نداریم
میدونیم قانون فاسده و دولت از ترس برای کنترل ما استفاده میکنه
،و وقتی در نوجوانی به آلمان نقلمکان کردم
برای اولین بار زندگی رو تجربه کردم ...که آدمها از پلیس نمیترسن
جایی که مردم معتقدن قانون ازشون محافظت میکنه
،برای من و بسیاری از افراد دیگه در دنیا آمریکا از این قاعده مستثنی نیست
حتی توی موریتانی، سریال نظم و قانون و الی مکبیل تماشا میکردیم
...و وقتی تازه به گوانتانامو رسیدم
خوشحال بودم چون به عدالت آمریکایی اعتماد داشتم
...هرگز
هرگز فکر نمیکردم هشت سال بدون ،هیچ دادگاهی زندانی بشم
و اینکه ایالات متحده آمریکا از ترس و وحشت برای کنترل من استفاده میکنه
،از وقتی که به اینجا اومدم مدام بهم گفتن تو گناهکاری
تو گناهکاری
اون هم نه به خاطر کاری که کردم ...یا چیزی که اثبات شده باشه
بلکه بهخاطر شک و گمان و مشارکت
،اگه با ایالات متحده آمریکا مشکلی دارید
این مشکل هیچوقت رفع نمیشه
بازداشت کنندگان من نمیتونن هرگز من رو به خاطری کاری که انجام ندادم ببخشن
ولی من سعی دارم اونها رو ببخشم
...میخوام ببخشم
چون چیزیـه که الله، خدای من، میخواد
به همینخاطر، من کینهای علیه افرادی که من رو مورد آزار قرار دادن ندارم
در عربی، حرف آزادی و حرف بخشش
یک حرفـه
اینطوری، حتی در اینجا میتونم آزاد باشم
به مدت هشت سال، آرزوی من ...حضور در دادگاه بوده
و حالا اینجا هستم و تا حد مرگ میترسم
...ولی
ولی امید دارم میتونم به آرامش دست پیدا کنم
...چون
...باور دارم این دادگاه به وسیله قانون هدایت میشه
نه ترس
...بنابراین
...هر تصمیمی که بگیرید، جناب قاضی
من قبول میکنم
خداوند ما را ببخشد و در کنارمان باشد
شنیدن؟
نامه برای زندانی ۷۶۰
لعنتی
دوستان
بردم
چی؟ - چی؟ -
پروندهام رو بردم
نگاه، اینجا نوشته !میرم خونه
خوبه، رفیق
ایول رفیق
لعنتی
!میرم خونه! آزادی
با وجود آنکه محمدو قرار احضار زندانی را برنده شد، دولت اوباما درخواست استیناف داد و او هفت سال دیگر در زندان سپری کرد
او هیچوقت موفق به دوباره دیدن مادر خود نشد مادر او در سال ۲۰۱۳ فوت کرد
،نانسی و تری بهطور مداوم به ملاقات محمدو میرفتند و به همراه عفو بینالملل برای آزادی او میجنگیدن
پس از سالها نزاع قانونی، محمدو در سال ۲۰۱۵ نامههای خود را در قالب کتابی با نام «خاطرات گوانتانامو» منتشر کرد
،هرچند که دولت کتاب او را بسیار سانسور کرد این کتاب پرفروش شد و توجهات عموم را به پرونده خود جلب کرد
زندانی ۷۶۰، آمادهای؟
برگرد
بیا
،او در نهایت در ۱۷ اکتبر سال ۲۰۱۶ آزاد شد و ۱۴سال و ۲ ماه را در زندان سپری کردی
هرگز به او اتهام جرمی وارد نشد
:تـــــرجـــــمـــــه از « AbG ســـروش » « مـحـمـدعـلـی »
فعلاً، بتمن
[ ...فیلم ادامه دارد ]
« ارائهای از وبسایت بیاتوموویز » :.: Bia2Movies.bid :.:
محمدو ولد صلاحی به موریتانی بازگشت
در سال ۲۰۱۸، با کیتی وکیل آمریکایی ازدواج کرد
آنها یک پسر به نام احمد دارند
به دلیل مشکلات جاری صدور ویزا، خانواده نمیتوانند با هم زندگی کنند
آنها امیدوارند تا کشوری پا پیش بگذارد به آنها پیشنهاد حفاظت و شهروندی بدهد
نانسی هالندر به کار خود بعنوان وکیل مدافع ادامه میدهد
موکلان وی شامل یکی از چهل زندانی گوانتانامو
و چلسی مننیگِ افشاگر میباشد
استوارت کوچ از نیروی دریایی بازنشسته شد و اکنون در وزارت دفاع مشغول به کار است
ترسا تری دانکن به وکالت در حقوق کیفری ادامه میدهد و تخصص او در پروندههای اعدام است
سازمان سیا، وزارت دفاع و هیچ سازمان دولتی آمریکایی دیگری مسئولیت این پرونده را قبول نکرده
یا هیچگونه عذرخواهی بابتِ آزارهای پیش آمده در گوانتانامو نکردند
از بین ۷۷۹ نفر زندانی در گوانتانامو، هشت نفر به جنایت محکوم شدن
حکم سه نفر از آنها در استیناف تغییر پیدا کرد
...یه چیز محلی واسشون درست کردم
اسمشون رو به عربی حکاکی کردم
یه چیز خیلی نمادین ولی چیزی ،که از بین نمیره
درست مثل رابطه دوستی پایدار ما
ممنون، محمدو
تری. تری. تری. تری. تری
...میشه - ...خب، میخوام
این کتاب منه
کتاب خاطرات گوانتانامو
این به زبون فرانسهست
این به زبون ترکی
نمیدونم چه زبونیـه ولی میگم سوئدیـه
این دانمارکیه
این ایتالیایی
تو سانسور کردن خیلی زحمت کشیدن
ببینید
نگاه کنید
آهنگ باب دیلن رو پخش کن
♪ ...این مرد ♪
♪ ...این مرد ♪
♪ تقریباً دست به هر کاری میزنه ♪
♪ تقریباً دست به هر کاری میزنه ♪
♪ و در عوض ♪
♪ خواستۀ کمی داره ♪
♪ که زنی مثل تو ♪
♪ ذاتِ این مرد رو ببینه ♪
♪ ...ابرهای طوفانی ♪
♪ در خونهم رو از جا کَندن ♪
♪ شبیه خود منه ♪
♪ و با خودم میگم ♪
♪ دیگه طاقت ندارم ♪
♪ زنی مثل تو بیاد ♪
آره
♪ این مرد رو پیدا بکنه ♪
♪ چه حس فوقالعادهای ♪
♪ ...همین که بدونم ♪
♪ همین که بدونم تو پیشمی ♪
:ترجمهشده در تاریخ « چهارم مارس 2021 »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.