All language subtitles for The_Godfather_A.Novel.for.Television.1977.UNCENSORED.EXTENDED.720p.HDTV

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

pooyesh5 تهیه و تنظیم توسط

فکت های جالبی از سکانس ها را در این زیرنویس قرار دادم تا از این شاهکار سینمایی بیشتر لذت ببرید

ویتو کورلئونه ،پدرخوانده ،در شهر کورلئونه در سیسیلی به دنیا آمد

در سال 1901 پدرش به دلیل اهانت به یکی از روٌسای محلی مافیا به قتل رسید

برادر بزرگترش پائولو قسم خونخواهی پدرش را خورد و در تپه های اطراف پنهان شد

ویتو ،تنها بازمانده ی خانواده را با مادرش در مراسم پدرش تنها گذاشت

ویتو در آن زمان 9 سال بیشتر نداشت

آن ها پسر را کشتند آن ها پائولوی جوان را کشتند

آن ها پسرت پائولو را کشتند

قاتل ها ، قاتل ها

...پسرم

ما برای بردن پسرت ، ویتو اومدیم

دون چیچیو فکر میکنه اونم مثل پدرش کله شقه

پس ما اونو با خودمون میبریم

!من خودم میارمش

با تمام احترام ، دون چیچیو

...دون چیچیو

شما همسرم را به دلیل تسلیم نشدن در برابرت ، کشتی

و همچنین بزرگترین پسرش ،پائولو رو

چون قسم خونخواهی پدرش را خورده بود

اما ویتو تنها 9 سالشه کر و لاله

او هیچوقت حرفی نمیزنه

من از زبونش نمیترسم

اون ضعیفه ، نمیتونه به کسی آسیبی برسونه

اما وقتی بزرگ بشه ، قوی میشه

نگران نباشین این پسر کوچیک نمیتونه به شما آسیبی برسونه

وقتی مرد بشه به فکر انتقام میفته

التماستون میکنم ،دون چیچیو از خون تنها پسرم بگذرید

اون تنها کسیه که برام باقی مونده

به خدا قسم میخورم او هیچ آسیبی به شما نمیرسونه از خونش بگذرید

نه

ویتو ، فرار کن تکون بخورین ، میکشمش

فرار کن ، ویتو

ویتو ، فرار کن

بکشینش بکشینش

هر خانواده ای که ویتو آندولینی رو پنهان کنه پشیمون میشه

فهمیدین؟

هر کسی که ویتو آندولینی را پنهان کرده باشه در دردسر میفته

زود باشین,زود باشین, زود باشین, زود باشین.

ویتو ما برات دعا میکنیم

...هر کسی که ویتو آندولینی را پنهان کرده باشه

به ما تحویلش بدین...

دون چیچیو بابت این کار ازش قدردانی میکنه

هم به نفع پسره است و هم به نفع شما

هر خانواده ای که ویتو آندولینی رو پنهان کنه پشیمون میشه

برو پیش پرستار

- پولی داری؟ - نه

مترجم بیارین

از کجا اومدی؟

- اسمت چیه؟ - ماریا

اسمت چیه؟

زود باش, پسرم. اسمت چیه؟

ویتو آندولینی از شهر کورلئونه

کورلئونه, ویتو کورلئونه

خیلی خب. برو اونجا

بعدی. اسمتون رو بگین

بهش بگین آبله داره . برای 3 ماه باید قرنطینه بشه

ویتو کورلئونه؟

ویتو کورلئونه؟

اون اینجاست.خودشه.

ویتو کورلئونه ایستگاه مهاجران بندر نیویورک. سال 1901

ویتو کورلئونه شهر نیویورک. سال 1917

فکت: رابرت د نیرو برای ایفای نقش ویتو کورلئونه , 3 تا 4 ماه را در سیسیلی زندگی کرد تا بتواند بر زبان سیسیلی مسلط شود

فکت: رابرت د نیرو در کل فیلم تنها 8 کلمه انگلیسی صحبت کرد

اون دختر واقعا زیباست تو باید ببینیش

صبر کن تا ببینیش با کلمات نمیشه توصیفش کرد

ناپلز را ترک کردم (شهری در ایتالیا ) مادرم را ترک کردم

برای هیچ

حالا من اینجا در آمریکا هستم در نیویورک

تنها! و به مادرم فکر میکنم

بدون خبری از وطن

بالاخره نامه ای از ناپلز رسید

ویتو ، در مورد فرشته ی من چه فکری میکنی؟ زیبا نیست؟

خیلی زیباست

برای تو، او زیباست. برای من فقط زن و بچه ام زیبا هستند

... مادر عزیزمان

!مرده...

بعداً میریم پشت صحنه و ازش درخواست میکنیم باهامون غذا بخوره

بشین ، عوضی

اوه ، متاسفم ، دون فانوچی

میریم پشت صحنه میبینیمش

اون کی بود؟

یه باج گیره

ویتو. زودباش طرف رفت

باید بریم پشت صحنه ببینیمش

ببخشید ، ببخشید

ویتو, بیا اینجا. زودباش

فانوچی اونجاست

باج گیره

با این همه خرج و مخارج... سخته که بتونم هزینه شونو بپردازم

دقیقا ، فقط از ترانه های ناپولی استفاده میکنی !به ترانه های سیسیلی نیاز داری

!یا اپرا

حالا پول رو رد کن بیاد

راجبش فردا صحبت میکنیم

!فردا! همیشه فردا

!پول رو امروز بهم میدی

بیا بریم

!با دخترم اینکارو نکن! بذار بره

!بیا همه ی پولام رو بگیر

!باید همین الان میومدی تو؟

ویتو. بیا اینجا. زود باش

میدونم داری به چی فکر میکنی. اما نمیدونی که اوضاع اینجا چجوریه

فانوچی با خلافکار ها کار میکنه همه ی محله بهش پول میدن

حتی پدرم ، که مغازه خواربار فروشی داره

...اگه اون ایتالیاییه

چرا بقیه ی ایتالیایی ها رو اذیت میکنه؟...

چون میدونه ، اونا کسی رو ندارن که ازشون محافظت کنه

اصلا فراموشش کن از فرشته ی من خوشت اومد؟

اگه تو راضی هستی ،منم راضیم

!نشونتون میدم عوضیا

میخوای بازی کنی؟

!کمک! کمک

شرط میبندم نمیدونی چه اتفاقی افتاد

نه جنکو، چه اتفاقی افتاد؟

چند نفر از اطراف خیابون نهم فانوچی رو گیر آوردن

گلوشو گوش تا گوش بریدن

نمیدونستم

بعدش چی شد؟

مرد؟

نه

اون بچه ها که قاتل نیستن این کارو کردن که بترسوننش

تا کاری کنن که خوب به نظر نرسه ، میدونی؟

توی شهر من ، اگه به یه مرد حمله کنی بهتره که کارشو تموم کنی

ایکاش کارشو تموم میکردن

اون هر هفته 50 دلار از دخل پدر من برمیداره

با یه مرد مثل فانوچی چه کاری میتونی بکنی؟

Perché (Speaking Sicilian)

همچین آش دهن سوزی هم نیست

اون با خیلی ها در تماسه

صبر کن تا ببینی چه بلایی سر بچه های خیابون نهم میاد

یه نفر در رو بگیره

!چه گلابی خوبی

فردو کوچولوی بیچاره ذات الریه گرفته

!آباندانو با برادرزاده ام آشنا شو

کسب و کار چطوره؟

خوبه ، خوبه

فانوچی عصبانیه. میگه که اهل محل دیگه دارن شلخته میشن

مردم سر وقت پول نمیدن یا اگر هم بدن ، کامل نمیدن

میگه زیادی با همه مهربون بوده

پس فانوچی داره عوض میشه؟

آره, از همه الان دو برابر پول میخواد

حتی از پدرم

من دوستتم , درسته؟ پس اجازه میدی اون اینجا کار کنه؟

خبرای بدی دارم

از اینکه اینو بهت میگم احساس بدی دارم

...اما فانوچی....اون یه برادرزاده داره

و تو مجبوری اونو به کار بگیری

از وقتی اومدم اینجا , تو همیشه باهام خوب بودی

تو مثل یک پدر از من مراقبت کردی

ازت ممنونم

و من فراموش نخواهم کرد

اینو برای خانوادت ببر

نمیتونم اینو قبول کنم

حالت خوب نیست؟

رییست باهات خوب رفتار میکنه؟

فراموشش کن

هی, خانم!

تو ایتالیایی صحبت میکنی؟

اینو برام مخفی کن

!هفته دیگه میام و میبرمش

کلنمزو هستم. هنوز وسیله هام پیشته؟

داخلش رو نگاه کردی؟

علاقه به مسائلی که به من ربط ندارن , ندارم

متوجه نمیشم

...ساعت های زیادی رو سخت کار میکنی

برای چی؟

تو مثل پدرمی

اون مرد بیچاره دوازده ساعت تو روز رو توی راه آهن , کار میکرد

و آخرش,خودش هیچ وقت نتونست سوار قطار بشه

نه خودم...هیچ کس به من دستور نمیده

خودم رییس خودمم

یکی از دوستام یه فرش قشنگ داره شاید زنت از فرشه خوشش بیاد

حتما که خوشش میاد. اما کی پول فرش داره؟

...میتونه یک هدیه باشه من میدونم چجوری جواب یک لطف رو بدم

آره, حتما

زنم خوشش میاد

!حروم زاده !خونه نیست

لعنتی. حتی یه کلیدم اینجا نذاشته

خب. ناراحت که نمیشه

اینجا خونه ی دوستته؟

اینجا مثل یه کاخه

یکی از بهترین جاهاست

ویتو میشه یه کمکی کنی؟

بین چقدر خوشگله , سانتینو

!کلمنزو

من تسیو هستم

ویتو

هی, بیا تو

منتظرمون بودی؟ خوبه

آگوستینو کاپولا ، با ویتو آشنا شو

آگوستینو تو ارتش ایتالیا اسلحه میساخت

ما به همدیگه مساعدت میرسونیم

اون بچه اینجا چیکار میکنه؟

اون پسرم کارمین هستش نگران نباشین

مطمئنی؟

بهم اعتماد کن

پسر من اینجور چیزا رو میفهمه

هی کارمین, بیا اینجا. برو فلوتت رو بگیر

هی, یه چیزی برای من و دوستام بزن

اون آهنگه.همون آهنگی که خیلی دوستش داشتم اسمش چی بود؟

...اون آهنگ قدیمیه

اه, صبح بخیر, خانم

من برای این لباس ها دونه ای پنج دلار میگیرم

توی هر مغازه ای که برین شما حداقل باید پونزده یا بیست دلار

براشون بپردازین

!فقط بهشون نگاه کنین !کبفیتش درجه یکه

از این یکی خیلی خوشم میاد

خیلیم بهتون میاد! هر دو تاشو بگیرین

دیوونه شدی؟ اگه 5 دلار برای یه لباس خرج کنم شوهرم منو میکشه

ازت خوشم میاد

میذارم دو تا لباسو به قیمت یه لباس بخری

چی باعث شد که انقدر طول بکشه؟

ویتو

بقیه رو برو به مغازه دادینه بده اونا رو میده به عمده فروش

مرد جوون. میشنوم که تو و دوستات اسباب اثاثیه میدزدین

اما شما حتی یه لباسم به خونم نمیفرستین !هیچ احترامی قائل نیستین

میدونی , من 3 تا دختر دارم

این محله برای منه

تو و دوستات باید احترامتون رو به من نشون بدین

شما باید یکم سیبیلم رو چرب کنین

شنیدم تو و دوستات هر کدوم 600 دلار در میارین

هر دفعه به من 200 دلار برای محافظت از خودتون بدین و من این بی احترامی رو فراموش میکنم

شما ولگرد های جوون باید یاد بگیرین !که چجوری به مردی مثل من احترام بذارین

در غیر اینصورت پلیسا میریزن خونت

و خانوادت نابود میشه

البته اگه دارم اشتباه فکر میکنم. هر چقدر که دزدیدین - من یکم کمترش رو میگیرم

و منظورم از کمتر , 100 دلار کمتره

حالا هم دست رد به سینه من نزن

فهمیدی؟

فهمیدم

من و دوستام پول رو بهتون میدیم. اما اول , باید باهاشون حرف بزنم

به دوستات بگو من پول زیادی نمیخوام فقط اونقدر میخوام که سیبیلم چرب بشه

از اینکه بهشون بگی نترس

دوستت کلمنزو منو میشناسه این چیزا رو میفهمه

به حرفش گوش بده. اون بیشتر از تو تجربه داره

امیدوارم که بدونین همه این اتفاقات برای من جدیده

تو پسر خوبی هستی

تو به من احترام میذاری. برای یه مرد جوون این چیز خوبیه

..لباسای زیباییه

بگو ,تو ازدواج کردی؟

چقدر بد. من 3 تا دختر دم بخت دارم

سهم 200 دلار...فراموش نکن

فکر میکنی از اینکه از هرکدوممون 100 دلار بگیره خوشش میاد؟

...فانوچی در آینده میفهمه که

اون در آینده میفهمه که عمده فروش چقدر بهمون پول میده

اون کمتر از 200 دلار از هر کدوممون نمیگیره

...ششصد دلار

فرض کن بهش پول رو ندیم

تو که آدماش رو میشناسی , تسیو خوده حیوونن

مارانزلا خودش به فانوچی اجازه داد تا این محله رو بدست بگیره

اون با پلیسا هم در ارتباطه. ما باید بهش پول رو بدیم

هر کدوممون دویست دلار....همه موافقن؟

چرا ما مجبوریم بهش پول بدیم؟

ویتو این کار رو به ما بسپر

اون یه نفره , ما سه تاییم

اون اسلحه داره , ما هم اسلحه داریم

برای چی ما باید پولی که براش عرق ریختیم رو بهش بدیم؟

!اینجا محله اونه

چند تا دلال شرط بندی میشناسم که هیچ پولی به فانوچی ندادن

اونا به فانوچی پول نمیدن

اگه اونا به فانوچی پول ندن , پس یه نفر دیگه برای مارانزلا پول ها رو جمع میکنه

برای هممون بهتره که پول رو بهش بدیم نگران نباش

حالا چیزی که میگم همینجا خاک میشه

اگه هر دوتون دوست دارین , چرا هر کدومتون به من 50 دلار نمیدین که به فانوچی بدم؟

تضمین میکنم پولی که بهش میدم رو قبول میکنه

....اگه فانوچی بگه دویست دلار

!یعنی فقط همون باید بشه , ویتو

من باهاش به نتیجه میرسم

همه چی رو به من بسپرین

من حواسم به همه چیز هست

من هیچوقت به دوستام دروغ نمیگم

فردا هر دوتون میرین با فانوچی صحبت میکنین

اون ازتون پول میخواد

بهش بگین , شما هر چقدر که ازتون بخواد رو بهش میدین باهاش بحث نکنین

بعدش من میرم و راضیش میکنم

از اونجایی که اون خیلی سرسخته , باهاش بحث نکنین

چطوری میخوای راضیش کنی که پول کمتر رو قبول کنه؟

اون دیگه به خودم مربوطه

فقط اینو به خاطر بسپرید که این لطف رو در حقتون کردم

قرارمون همینه؟

به سلامتی

به سلامتی

خونوادش خونه نیستن

فانوچی تو کافه تنهاس

ویتو, اینم پنجاه دلار من

موفق باشی

مطمئنی که قبول میکنه؟

پیشنهادی بهش میدم که نتونه رد کنه فکت: این جمله به عنوان یکی از بهترین جملات در تاریخ سینما شناخته می شود

نگران نباش

به نظر میاد که 100 دلار زیر کلاهمه

درست حدس زدم

...فقط 100 دلار

الان دستم تنگه

چند وقته بیکار بودم...پس فقط بهم یکم وقت بده

شما میفهمید , مگه نه؟

!تو جربزه داری , مرد جوون

چطوری من ازت هیچوقت هیچی نشنیدم؟

تو خیلی دل و جراٌت داری

برات چند تا کار خوب با پول خوب جور میکنم

غمت نباشه , خب؟ اگه هر وقت میتونم کمکت کنم خبرم کن

کارت رو خوب انجام دادی

از فستیوال لذت ببر

!اوه , این زیادی برای من خشنه

اونجا چی داری؟

مایکل , پدرت خیلی دوستت داره

این باعث خوش حالی منه من پول نمیخوام

به عنوان هدیه قبول کنین

متشکرم

اگه کاری هست که بتونم براتون انجام بدم بیاین, تا با هم صحبت کنیم

متشکرم

این خانم یکی از دوستان منه

میخواد باهات صحبت کنه

خانم میخوان که شما در حقش یک لطفی بکنین

فکت: خانم کلمبو درواقع مادربزرگ ساندرا کورلئونه همسر سانی کورلئونه در آینده , است

سانتینو

متشکرم.

خانم کلمبو , چه چیزی باعث شد که به دیدن من بیاین؟

همسرتون گفتن که شاید بتونین کمکم کنین ازتون یه درخواستی کنم

تو بد دردسری افتاده

همسایه ها به خاطر سگش به صاحبخونه شکایت کردن

اونم بهش گفت که از شر سگش خلاص بشه

اما پسر کوچیکش عاشق اون سگه پس قایمش کرد

وقتی صاحبخونه اینو فهمید عصبانی شد و بهش گفت که از خونه بره

الان حتی دیگه از شر سگه هم خلاص بشه هم نمیتونه تو خونه بمونه

من خیلی شرمنده ام

اون بهم گفت که پلیس رو میاره تا ما رو بندازه تو خیابون

...معذرت میخوام , اما

میتونم بهتون چند دلار بدم تا نقل مکان کنین

!من نمیتونم خونم رو عوض کنم

!از شما میخوام تا باهاش صحبت کنین

!بهش بگین که میخوام همونجا ساکن باشم

اسم صحابخونه شما چیه؟

اسمش آقای روبرتوئه

تو خیابون چهارم زندگی میکنه , نزدیک همینجا

اونا شیشه پنجره رو میشکونن ...زمینو کثیف میکنن

عین یه خوکدونی واقعی , آره؟

اسم من ویتو کورلئونه هست. خانم کلمبو دوست همسرم هستن

ایشون میگن که بدون هیچ دلیل قانع کننده ای از خونه بیرون انداخته میشن

ایشون یک بیوه ی فقیرن , هیچکس رو ندارن که ازشون نگهداری کنه

هیچ خویشاوندی هم ندارن , هیچ پولی تمام چیزی که دارن این محله س

من همین الانم اون خونه رو به یه خانواده دیگه اجاره دادم

من بهش گفتم که باهاتون صحبت میکنم و اینکه شما آدم منطقی هستین

حتی از شر اون حیوونی که این مشکلات رو به بار آورد هم خلاص شد

بذارین همون جا بمونه

شما اهل سیسیل هستین؟

نه , من اهل کالابرزه ام

پس میشه گفت همشهری هستیم این لطف رو در حق من بکنین

همین الانشم اجاره اش دادم این کار باعث میشه مثل احمقا به نظر برسم

به علاوه , مستاجر های جدید اجاره خونه ی بیشتری میدن

هر ماه چقدر پول میدن؟

پنج دلار

این بیشتر از اجاره شش ماهه

اما , در این مورد هیچی بهش نگو خیلی مغروره

شش ماه دیگه بیا پیش خودم

البته , اون سگ هم میمونه. درسته؟

اون سگ هم همونجا میمونه

تو دیگه کدوم خری هستی که میای به من دستور میدی؟

مراقب باش یا میام اون هیکل سیسیلیت رو پرت میکنم تو خیابون

من فقط ازت میخوام که همین یه لطف رو به من بکنی

!تو سعی داری باهام دعوا کنی

من نیومدم که باهاتون دعوا کنم

منم نمیخوام !پس تنهام بذار

هی ببینین

این پول رو به نشانه حسن نیت من قبول کنین

راجبش فکر کنین

من نمیخوام باهاتون بحث کنم

من واقعا نمیخوام باهاتون بحث کنم

بهم یه لطفی بکنین. این پول رو قبول کنید

اگه میخواین اون خانم رو بیرون کنین

فردا صبح اگه خواستین میتونین این پول رو بهم پسش بدین , همین

اونجا خونه خودته

خوبه که بالاخره اینو میشنوم

این لطف رو به من بکنین

این کارتون رو فراموش نمیکنم

از دوستاتون که در این محله هستن در مورد من پرس و جو کنین

اون ها بهتون خواهند گفت که من میدونم چجوری به لطفی که بهم شده پاسخ بدم

!چه شخصیتی

میخوام با دون ویتو کورلئونه حرف بزنم

...ویتو, صحابخونه اینجاست

روبرتو, همون کسی که صاحب اون چند تا لونه موش هاست

اون داشت راجبت ، از تمام در و همسایه پرس و جو میکرد

امیدوارم مزاحمتون نشده باشم , دون ویتو

چه کاری میتونم براتون انجام بدم , دون روبرتو؟

!چه سوءتفاهمی! یا مریم مقدس

!البته که خانم کلمبو میتونه بمونه

متشکرم متشکرم

اون پولی که به من داده بودین رو بهتون برمیگردونم

چون از همه چیز که بگذریم , دون ویتو !پول همه چی نیست

میتونم بشینم؟

لطف و مهربانی شما نسبت به اون بیوه باعث شد که از خودم خجالت بکشم

اجاره خونه به همون قیمتی که قبلا بود باقی میمونه

حتی قیمت رو کاهش میدم

پنج دلار کاهش میدم

ده دلار کاهش میدم

ده دلار, ممنونم

میتونم شما رو یه قهوه مهمون کنم؟

!من برای قرار ملاقاتم دیرم شده! اینبار نمیتونم !یه موقع دیگه ازم بخواین

الان باید منو ببخشید

!دلم میخواست بیشتر بمونم

!با من تماس بگیرین و من سریع میام

اون به هیچ وجه برنمیگرده !میره برانکس قایم میشه

ویتو

کلمنزو میخواد باهات صحبت کنه

همین الان این بچه رو تو خیابونا پیدا کردم

و کارش با ماشینا واقعا عالیه

به ماشین که نگاه کرد, گفتش که فکر میکنه میتونه درستش کنه

مطمئنی که اون خوبه؟

فکر میکنم

هی اسمت چیه؟

سچاوسکی. هایمن سچاوسکی

آره, اما ما قراره عوضش کنیم

من صداش میزنم جانی لیپز

خب... ما بهش اسم بهتری رو یهش خواهیم داد

بزرگترین مرد در تمام جهان برای تو چه کسیه؟

هی زودباش هایمن, جواب آقای کورلئونه رو وقتی ازت سوال میپرسه رو بده

آره, چه کسیه؟ کلمبوس؟ مارکُنی؟

گاریبالدی؟

آرنولد راثستین

آرنولد راثستین

راثستین, ها؟

ازش خوشم میاد

ما تو رو هایمن راث صدا خواهیم زد

!ویتو! ویتو

این چیه؟

ویتو, نظرت چیه؟ خدا به امریکا برکت بده

ما قراره بیزینس بزرگی داشته باشیم

متشکرم, دون ویتو

فردو..اینو بده به مادربزرگ

هی سانی,جیکار داری میکنی؟ تو همیشه دعوا میکنی

اگه اون پسر , ویتو آندولینی , رو به ما تحویل بدین

دون چیچیو بابت این کار ازش قدردانی میکنه

سلام؟

شما مردی به نام استرولو میشناسین؟

استرولو؟

استرولو منم

همونی که برای دون چیچیو از کورلئونه کار میکرد؟

- بله؟ - بله

خودمم. چی میخوای؟

هی, مایک

دون چیچیو , ایشون توماسینو هستن

اجازه بدین تا افتخار معرفی کسی رو داشته باشم

شریکم در امریکا , در نیویورک

اسمش ویتو کورلئونه هست

ما از اینجا به کمپانی او در امریکا

روغن زیتون میفرستیم

اونها وارد کننده ی روغن زیتون هستند , دون چیچیو

ما از اینکه دعای خیرتون رو بشنویم خوشحال میشیم و همچنین برای شروع کارمون ازتون اجازه بگیریم

این مرد جوونی که از نیویورک اومده , کجاست؟

بیارش نزدیک تر

نمیتونم خیلی خوب ببینمش

با کمال احترام , دون چیچیو دعای خیرتون رو با من همراه کنین

خدا حفظت کنه

اسمت چیه؟

ویتو کورلئونه

!اسم شهرت رو روی خودت گذاشتی

و اسم پدرت چیه؟

اسمش...آنتونیو آندولینی بود

بلند تر , نمیتونم خوب بشنوم

...اسم پدرم آنتونیو آندولینی بود

!و اینم برای توئه...

مایکل, خداحافظی کن

من به آمریکا باور دارم

امریکا برای من سعادت آورده

من دخترم را به شیوه ی آمریکایی بزرگ کردم

بهش آزادی دادم,اما بهش یاد دادم که هیچوقت خانواده اش را بی آبرو نکنه

با یک پسری دوست شد, ایتالیایی نبود

همراهش به سینما رفت

تا دیروقت بیرون بود

مخالفتی نکردم

دو ماه پیش پسره , دخترم رو با یکی دیگه از دوستاش به ماشین سواری برد

وادارش کردن که ویسکی بخوره

و بعد اونا سعی کردن ازش سوءاستفاده کنن

او مقاومت کرد, از حیثیتش دفاع کرد

پس اونا مثل یه حیوون کتکش زدن

وقتی به بیمارستان رفتم,

بینیش شکسته بود,

فکش شکسته بود

با سیم به هم وصلش کرده بودن

به خاطر دردی که داشت حتی نمیتونست گریه کنه

اما من گریه کردم. چرا گریه کردم؟

او روشنایی زندگیه من بود

دختر زیبایی بود

حالا دیگه هیچوقت نمیتونه زیبا باشه

ببخشید

مثل یک آمریکایی خوب رفتم پیش پلیس

این دو تا پسره رو به دادگاه آورده بودن

قاضی اونها رو به سه سال حبس محکوم کرد اما حکم را معلق اعلام کرد

!حکم را معلق کرد !اونا همون روز آزاد شدن

مثل احمق ها توی دادگاه ایستاده بودم

اون دو تا حرومزاده, بهم خندیدن

بعد به همسرم گفتم, برای اجرای عدالت, باید به پیش دون کورلئونه بریم

چرا رفتی پیش پلیس؟ چرا همون اول پیش من نیومدی؟

از من چی میخواین؟ بهم بگین هر چی باشه ,اما بهتون التماس میکنم کاری که میخوام رو انجام بدین

اون کار چی هست؟

اونا رو مرده میخوام

نمیتونم این کار رو انجام بدم

هر چیزی که ازم بخواین , بهتون میدم

سال ها میشه که تو رو میشناسم,اما این اولین باریه که از من درخواست کمک میکنی

نمیتونم آخرین باری که منو به نوشیدن یک فنجان قهوه دعوت کردی رو به یاد بیارم

با این حال همسرم , مادرخوانده ی تنها فرزندته

اما بیا روراست باشیم تو هیچوقت نمیخواستی با من دوست باشی

و ترسیدی که مدیون من بشی فکت: گربه ای که در دستان براندو میبینین, یک گربه ی ولگرده و براندو قبل از فیلمبرداری پیداش کرده و در فیلمنامه خبری از آن نیست

من نمیخواستم توی دردسر بیفتم

میفهمم

به چشم تو , امریکا مثل بهشت بود

کار و بارت پر رونق بود , زندگی خوبی به هم زدی پلیس ازت محافظت میکرد , و قانون و دادگاه در اینجا وجود داشت

تو به دوستی مثل من احتیاجی نداشتی

اما الان میای اینجا و بهم میگی

"دون کورلئونه, برام عدالت رو اجرا کن."

اما با احترام ازم درخواست نمیکنی

با دوستی ازم درخواست نمیکنی. حتی منو پدرخوانده هم صدا نمیزنی

روز عروسی دخترم میای اینجا و ازم میخوای به خاطر پول آدم بکشم

ازتون میخوام که عدالت رو اجرا کنین

این عدالت نیست. دخترت هنوز زنده است.

پس زجرشون بدین همانطور که دخترم که داره زجر میکشه

چقدر باید بهتون بپردازم؟

بوناسرا, بوناسرا

باهات چکار کردم که انقدر به من بی احترامی میکنی؟

اگر از همان اول با دوستی به پیش من میومدی

اون عوضی هایی که دخترت را نابود کردن هر روز زجر می کشیدن

و اگر انسان های صادقی چون شما دشمن هایی داشتن دشمن هایت دشمن های من هم بودن

و آن ها ازت میترسیدن

دوست من میشین؟

پدرخوانده؟

خوبه

یک روزی, که ممکنه هیچوقت هم نرسه, از تو میخوام که خدمتی را برای من انجام بدی

...اما تا اون روز

این اجرای عدالت رو به عنوان هدیه عروسی دخترم قبول کن

- متشکرم, پدرخوانده - خواهش میکنم

اینو بسپر به کلمنزو

به افرادی نیاز دارم که قابل اعتماد باشن و کنترل شون رو از دست ندن

برخلاف چیزی که اون کفن و دفن چی میگفت ما قاتل نیستیم

چیه؟

توجه کردی؟

...البته پدر, چی

فکت :صحنه عروسی فیلم در طول یک هفته و با حضور 750 نفر فیلمبرداری شده

- مایکل کجاست؟ - نگران نباشین, مایکل میاد

بدون مایکل عکس نمیگیریم

- موضوع چیه؟ - مایکل

دون بارزینی

هی, پالی! یکم بهم شراب بده

پالی! بیشتر شراب بیار

ببخشید,بفرمایین

- اون وسط خیلی خوب میرقصین. - چیه حالا داور مسابقه رقص شدی؟

برو سر کارت

ساندرا, مواظب بچه ها باش. نذار شیطونی کنن

تو هم مراقب خودت باش , خیلی خب؟

!هی , تسیو

بیست , سی هزار دلار. نقد

توی اون کیف ابریشمی کوچیک

...اگه این عروسی یه نفر دیگه بود !بدشانسی

هی پالی! دو تا گاباگول گرفتم گاباگول و یه بروشیتو

!احمق کثافت

موضوع چیه؟

- باید برگردم سر کار - تام

هیچ سیسیلی روز عروسی دخترش هم نمیتونه درخواستی رو رد کنه

دون کورلئونه,از اینکه منو به عروسی دخترتون دعوت کردین خوشحال و مفتخرم

! از اینجا برو بیرون این یک مهمونی خصوصیه. برو

چیه؟ عروسی خواهرمه

اف بی آی لعنتی به هیچی احترام نمیذارن

!بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا

فکت: این سکانس توی فیلمنامه نبوده و جیمز کان اینجا را به صورت بداهه بازی کرده

اما در آخر, به او آزادی مشروط دادن تا در امور جنگ ما کمک کند

پس برای 6 ماه در شیرینی پزی من کار کرد

ناتسورینه, چه کاری میتونم برایت انجام بدم؟

حالا که جنگ تمام شده

این پسر, انزو, اونا میخوان برش گردونن به ایتالیا

پدرخوانده, من یک دختر دارم ...ببینین, او و انزو

تو میخوای که انزو در این کشور بمونه, و با دخترت ازدواج کنه

شما همه چیز را متوجه میشید

جناب هیگن. متشکرم

صبر کنین تا کیکی که برای !عروسی دخترتون درست کردم رو ببینین

...عروس,داماد و فرشته

- این کار رو به چه کسی بسپرم؟ - به افراد خودی نسپار

بسپر به یهودی های منطقه مجاور باز چه کسانی توی لیست هستن؟

!هی, مایکل

توی لیست نیست اما لوکا براسی میخواد تا شما رو ببینه

ضروریه؟

توقع اینو نداشت که به عروسی دعوت بشه پس میخواست ازتون تشکر کنه

دون کورلئونه, من خوشحال و مفتخرم که شما من رو به

عروسی دخترتون دعوت کردین امیدوارم فرزند اول شون یک بچه ی قوی باشه

...مایکل

اون مرده اونجا داره با خودش حرف میزنه

اون مرد ترسناکو اونجا میبینی؟

- مرد خیلی ترسناکیه - اسمش چیه؟

.اسمش لوکا براسیه یه وقتایی به پدرم کمک میکنه

!مایکل, داره میاد اینجا

!خیلی خوب به نظر میای

برادرم تام هیگن خانم کِی ادامز

پدر داشت دنبالت میگشت

- از دیدنتون خوشحالم - منم از دیدنتون خوشحالم

اگه او برادرته , چرا اسمش متفاوته؟

برادرم سانی , تام رو توی خیابون پیداش کرد

خونه ای نداشت, پس پدرم گذاشت اون بمونه

از اون موقع با ما زندگی میکنه

وکیل خوبیه

اهل سیسیلی نیست.اما فکر میکنم قراره بشه

- چی هست؟ - ...این

مثل یه مستشار,کسی که راهنمایی میکنه شخص بسیار مهمی توی خانواده است

لازانیات رو دوست داری؟

دون کورلئونه

بسیار خوشحال و مفتخرم که

شما من رو به

عروسی دخترتون دعوت کردین

و امیدوارم فرزند اول شون بچه قوی و قدرتمندی باشه

وفاداری بی پایانم رو تقدیم میکنم

- برای کیسه پول عروسی دخترتون - متشکرم, لوکا. دوست بسیار ارزشمند من

دون کورلئونه, حالا دیگه شما رو ترک میکنم چون میدونم سرتون خیلی شلوغه

ممنون

!خانم کورلئونه

!نه

سناتور کالی بابت نیومدنش عذرخواهی کرد اما گفت که شما متوجه میشید

همچنین چند نفر از قاضی ها. همشون هدیه هایی رو فرستادن

اون بیرون چه خبره؟

!جانی! جانی

!دوستت دارم

این همه راه رو از کالیفرنیا اومده اینجا. !بهت گفته بودم که میاد

- شاید دوباره تو دردسر افتاده. - او پسر خوبیه

!جانی , جانی!یه آهنگ بخون

فکت: ال مارتینو ,بازیگر نقش جانی فانتین, در واقع قرار نبود برای این نقش انتخاب شود , پس او

از دوست مافیایی خود راسل بوفالینو میخواهد تا کاری برایش بکند , و بعد از یک یا دو روز بالاخره این نقش را میگیرد

فکت: راسل بوفالینو یکی از رییسهای مافیا بوده که با او در فیلم مرد ایرلندی ساخته ی اسکورسیزی آشنا شدیم (...خودم با این فکت , خیلی تعجب کردم)

!اصلا نگفته بودی جانی فانتین رو میشناسی

- البته. میخوای ملاقاتش کنی؟ -عالیه! حتما

- !پدرم تو کارش کمکش کرد - واقعا؟

چطوری؟ - اما من یک قلب دارم

- بیا به آهنگ گوش کنیم - ...مایکل

- این قلبی که برایت میارم - اما من یک قلب دارم, تا با تو تقسیمش کنم

- اما من تنها یک رویا دارم, تا به آن بپیوندم. - تو همان رویا هستی, که دعا میکنم تا اتفاق بیفتد

لطفا, مایکل. بهم بگو

وقتی جانی تازه کارش رو شروع کرده بود, با یک رهبر گروهی

قرارداد برنامه های خصوصی بست

و کارش که بعداً خوب گرفت خواست که از گروه جدا بشه

جانی پسرخوانده پدرمه

پدرم رفت تا رهبر گروه رو ببینه

برای اینکه جانی رو ول کنه , بهش یک پیشنهاد ده هزار دلاری داد

اما رهبر گروه گفت نه

پس روز بعدش , پدرم دوباره به ملاقاتش رفت اما اینبار با لوکا براسی

در عرض یک ساعت

قرارداد رهایی جانی رو برای هزار دلار امضا کرد

- چطوری این کارو کرد؟ - بهش یک پیشنهادی داد که نتونه رد کنه

- چه پیشنهادی داد؟ -لوکا براسی اسلحه رو به سمت سرش نشونه گرفته بود

و پدرم گفت که امضاش پای قرارداد قرار میگیره یا مغزش

این یک داستان واقعیه

این خانواده ی منه, کِی من نیستم

!بسیار زیبا

پسر خوانده ام این همه راهو از کالیفرنیا میاد اینجا و هیچکس حتی یک لیوان شراب هم براش نمیاره

!به سلامتی! به سلامتی

ترتیبش رو میدم

...تام

ازت میخوام تا سانتینو رو پیداش کنی بهش بگو بیاد به دفترم

چطوری , فردو؟

برادرم فردو ایشون کِی آدامز هستن

-سلام - چطورین؟

- ایشون برادرم مایک هستن - اوقات خوبی داری؟

آره . دوستته؟

نمیدونم دیگه چیکار کنم. صدام خیلی ضعیفه

حالا هر چی, اگه این نقش رو توی این فیلم بگیرم, دوباره به اوج برمیگردم

اما این... مرد نمیذاره صاحب استودیو.

- اسمش چیه؟ - وولتز

این نقشو بهم نمیده و میگه هیچ راهی نداره

سانی؟

سانی؟

سانی؟

- سانی, اون داخلی؟ - چیه؟

پیرمرد میخواد ببینتت

یه دقیقه

یک ماه پیش حق درست کردن این فیلمو از روی یک کتاب پر فروش خرید

نقش اولش یه مردیه که عین خودمه

حتی نیازی نیست که بازی کنم

پدرخوانده, نمیدونم باید چیکار کنم

!باید مثل یک مرد رفتار کنی چت شده؟

شدی بچه خوشگل هالیوودی که مثل زن ها گریه میکنه؟ فکت: در اینجا مارلون براندو به صورت فی البداهه گریه کردن ال مارتینو رو مسخره میکنه و اونم خنده اش میگیره که از فیلم حذفش نکردن

"چیکار کنم؟ چیکار کنم؟" این مسخره بازیا چیه؟

رقت انگیزه

- با خانوادت وقت میگذرونی؟ - البته که میگذرونم

خوبه

چون مردی که با خانوادش وقت نگذرونه هیچوقت نمیتونه یک مرد واقعی بشه

حال و روزت تعریفی نداره.میخوام که غذا بخوری

استراحت کن, در عرض یک ماه این کله گنده ی هالیوودی چیزی که میخوای رو بهت میده

خیلی دیره, هفته دیگه فیلمبرداری شروع میشه

پیشنهادی بهش میدم که نتونه رد کنه

فقط برو بیرون و لذت ببر و تمام این مضخرفات رو فراموش کن

-میخوام همه چیزو به من بسپری - خیلی خب

- دخترم کِی میره؟ - زود, بعد از اینکه کیکو بریدن

به دامادتون میخواین کار مهمی بسپریم؟

هرگز. یه شغلی براش جور کنین که اموراتش بگذره اما به هیچ عنوان , وارد کسب و کار خانوادگی نکنیدش

- دیگه چی؟ - ویرجیل سولاتسو زنگ زد

- هفته دیگه میبینیمش -وقتی که از کالیفرنیا برگشتی راجبش صحبت میکنیم

- کِی قراره برم کالیفرنیا؟ - امشب

ازت میخوام تا با این کله گنده ی هالیوودی صحبت کنی و این کارو برای جانی راست و ریستش کنی

اگه چیز دیگه ای نیست, دوست دارم برم به عروسی دخترم

بیمارستان زنگ زد

مشاور جنکو, نمیتونه تا فردا دووم بیاره

سانتینو, برو به برادرات خبر بده

که ازشون میخوام باهام بیان تا به عیادت جنکو بریم

تا احترامش رو به جای بیارن

به فردو بگو با ماشین بزرگه رانندگی کنه به جانی هم بگو بیاد

- بابا, اه, مایکل چی؟ - همه ی پسرام

کارلو, قراره عکس بگیریم

یه دقیقه صبر کنین

نه, مایکل. من نه

خیلی خب, همینه. همینطوری بمونین

دوست دختر آمریکاییت به سلامت به شهرش برگشت؟

تام گفت ترتیب این کارو میده

این روبان های کریسمس برای چیه؟

برای شجاعته

چه کارها که برای بیگانه ها نمیکنی

فقط یه دقیقه میخوام باهات صحبت کنم, مایکل

چه نقشه هایی برای بعد از بیرون اومدن ارتش داری؟

درسم رو تموم کنم

خیلی خوبه. با این موافقم

مایکل, تو هیچوقت وظیفه فرزندیت را بجا نیاوردی

اینو میدونی, مگه نه؟

هروقت درست توی کالج تموم شد ازت میخوام تا بیای پیش من

چون نقشه هایی برات دارم متوجهی؟

خواهیم دید

جنکو

جنکو

تمام پسرهام رو آوردم تا احترامت رو بجا بیارن

حتی جانی از هالیوود اومده اینجا

پدرخوانده. پدرخوانده

امروز روز عروسی دخترته

نمیتونی دست رد به سینه من بزنی

درمانم کن. تو قدرتش رو داری

جنکو,من همچنین قدرتی ندارم

اما از مرگ نترس

پس ترتیب کار ها داده شده؟

...آخرین چیز استعفایت را بده

اما به مشاور قبلی خودت احتیاج داری

چه کسی جای منو خواهد گرفت؟

بمون. با من بمون, پدرخوانده

به من کمک کن تا با مرگ ملاقات کنم

اگه مرگ تو رو ببینه , میترسه

و منو به حال خودم رها میکنه

میتونی چند کلمه بگی و و سرنخ ها را خودت به دست بگیری, هاه؟

- با من بمون, پدرخوانده - پیشت میمونم

- به من خیانت نکن - نه

به مشروب خوردن توی جمع ...عادت نکردم

البته, منظورم صحبت کردنه

جینی, جدی میگم, فیلمبرداری را برای مدتی متوقف کردیم

چون همه ی ما میخوایم بهت بگیم که تولدت مبارک

حالا, جینی و همه کسایی که اینجان, ما یک سورپرایز بزرگ برات داریم

برای اینکه بهت نشون بدیم چقدر وولتز اینترنشنال به فکرت هست

برای تو یک هدیه ویژه آوردیم

اینطور نیست عزیزم؟

این لطف و مهربانی آقای وولتز نبود که برات همچنین هدیه ی دوست داشتنی رو بده؟

حرفتو بزن

من توسط یکی از دوستان جانی فانتین به اینجا فرستاده شدم

اگر آقای وولتز این لطف را در حق ایشون انجام بدن

این دوست , دوستی و سپاس همیشگی خودش رو به شما تقدیم میکند

وولتز داره گوش میده

در فیلم جنگی که هفته بعد فیلمبرداریش رو شروع میکنید نقشی که میخواد رو بدین

و در قبال این این کار , این دوست شما چه لطفی رو به من میکنن؟

دوست من تضمین میکنه , مشکلاتی رو که شما با اتحادیه کارگران دارید رو برطرف میکنه

و یکی از ستاره های بزرگی که دارید به تازگی از ماریجوانا به هرویین پناه برده

میخوای از من باج بگیری؟ !حروم زاده , گوش کن

بذار جوابت رو بدم. جانی هیچوقت هیچ نقشی رو در اون فیلم بدست نمیاره

برام مهم نیست چند تا از اون عوضی های ایتالیایی جلوم سبز بشن

- من آلمانی-ایرلندی هستم. - گوش کن بهت چی میگم دوست مسخره من

- من قراره برات خیلی دردسر به وجود بیارم - ...من وکیلم. من شما رو تهدید

من وکلای مشهور نیویورک رو میشناسم تو دیگه کدوم خری هستی؟

من آموزش های ویژه ای را دیدم.فقط به کارهای یک موکل رسیدگی میکنم. منتظر تماستون هستم

و راستی , فیلم هاتون رو خیلی تحسین میکنم

برو تحقیق کن ببین این کیه

فکت: صحنه‌های بیرونی خانه‌ی جک ولتز در واقع در خانه‌ی هارولد لوید، کمدین سرشناس آمریکایی فیلمبرداری شد

- اینجا واقعا زیباست - اینو ببین

- از این قبلا برای دکوراسیون کاخ پادشاه استفاده میکردن - بسیار زیباست

تام , چرا نگفته بودی برای کورلئونه کار میکنی؟

فکر میکردم از این کلاهبردارای آشغالی هستی که جانی جلویم انداخته

- من فقط مواقع ضروری اسم ایشون رو میبرم - نوشیدنیت چطوره؟

- خوبه - حالا میخوام یک چیز بسیار زیبا رو بهت نشون بدم

تو زیبایی رو درک میکنی, مگه نه؟

پس اینجایی. اسب ششصد هزار دلاری من

شرط میبندم تزار روسیه هم انقدر برای یک اسب پول نمیداد

خارطوم

خارطوم

قرار نیست باهاش مسابقه بدم میخوام ازش تخم کشی کنم

ممنون, تونی

بیا بریم یه چیزی بخوریم

کورلئونه پدرخوانده جانی هستن

برای ایتالیایی ها این رابطه بسیار نزدیک و مقدسیه

بهش احترام میذارم. بهش بگین غیر از این هر درخواست دیگه ای رو از من بکنه.نمیتونم این لطف رو در حق ایشون انجام بدم

وقتی درخواست اولشون رد شد درخواست دومی رو مطرح نمیکنن

تو متوجه نمیشی. جانی فانتین هیچوقت در اون فیلم بازی نمیکنه

اون نقش براش عالیه به یه ستاره بزرگ تبدیلش میکنه

من میخوام که اونو از سینما بیرونش کنم و بذار بهت بگم چرا

جانی فانتین یکی از دست پرورده های با ارزش وولتز اینترنشنال رو نابود کرد

ما برا پنج سال آموزشش دادیم کلاس های خوانندگی, بازیگری, رقص

صد ها هزاران دلار براش خرج کردیم تا به یک ستاره بزرگ تبدیلش کنیم

بذار رک و پوست کنده بهت بگم

تا نشونت بدم اونقدر ها هم مرد سنگدلی نیستم این موضوع راجب دلار و سنت نیست

اون دختر زیبا بود !جوون و بیگناه بود

اون بهترین تیکه ای بود که تا حالا و توی این دنیا داشتم

بعد جانی فانتین سر و کله اش با اون صدای چرب و نرم و افسون کننده ی ایتالیاییش پیدا شد

و دختره میذاره میره

همه چیو خراب کرد و باعث شد که !من مسخره عام و خاص بشم

و مردی در مقام من نمیتونه ببینه !مسخره هر کس و ناکسی شده

!حالا گورتو از اینجا گم کن

و اگه رییست خواست شاخ و شونه بکشه بهش بگو من رهبر بند نیستم

آره, داستانشو شنیدم

بابت شام و غروب دلپذیری که داشتیم , متشکرم

اگه میشه ,ماشینتون منو تا فرودگاه برسونه

جناب کورلئونه اصرار دارن که خبر بد رو فوری بشنون

این بیرون چیکار میکنی؟ بهت گفتم به هیچ عنوان از اتاق نری بیرون

زودباش. باهات چند کلمه حرف دارم, خانم کوچولو

هی, کانی, موضوع چیه؟

دوباره دارن دعوا میکنن. کانی و کارلو همش با هم دعوا میکنن

باید با این دامادمون یه صحبتی بکنم (😂میخواد باهاش دعوا کنه)

بشین

بشین. هیچوقت تو مسائل بین یه زن و شوهر دخالت نکن

بشین

حواست اینجا به من و تام باشه

وولتز سرسخت هست؟

اون میتونه ریسک ضرر مالی که اتحادیه بهش میزنه رو تحمل کنه

و میذاره ستاره بزرگش فاش بشه که هرویینی شده

واقعا سرسخته؟ حاضره همه چیزش مثل شرفش و...ببازه؟

منظورتون اینه که سیسیلی است یا نه؟

فراموشش کنین

حالا, این بازیگر کوچک, این بچه

- داستانش حقیقت داره؟ - آره

بی آبرویی این کلمه بزرگترین نکوهش دون کورلئونه ست infamina

خیلی خب, لوکا براسی رو بفرست پیشم

فکر کنم قراره بگردیم یه راهی پیدا کنیم تا با آقای جک وولتز بتونیم کنار بیایم

فکت: در تمرین قبل از فیلمبرداری این سکانس فرانسیس فورد کاپولا از سر اسب مصنوعی استفاده کرده بود

اما در زمان فیلمبرداری از سر اسب واقعی استفاده کرد در اینجا فریاد های جان مارلی ناشی از ترس واقعی است

- به خاطر پرواز ها که زیاد خسته نیستی , هستی؟ تام - نه تو هواپیما خوابیدم

نوشته های سولاتسو رو اینجا دارم

...حالا

سولاتسو با اسم ترک شناخته میشه. به نظر میرسه که کارش با چاقو خیلی خوبه

اما فقط وقتی که پای کاسبی وسط باشه و دلیل موجهی داشته باشد

کار و کاسبیش مواد مخدره

صاحب زمین هایی توی ترکیه هست که ازش خشخاش کشت میکنن

توی سیسیلی هم زمین خشخاش داره و ازشون هرویین درست میکنه

به پول و حمایت پلیس احتیاج داره

یه سهمی هم از معامله میده نمیدونم چقدر میخواد بده

خانواده تاتاگلیا , توی نیویورک , هواشو دارن به اونا هم حتما یه سهمی میرسه

- سابقه زندان داره؟ - یه بار تو ایتالیا رفته زندان و یکبار هم اینجا

به عنوان نفر اول مواد مخدر میشناسنش

- سانتینو , نظرت چیه؟ - یه عالمه پول توی هرویین هست

تام؟

منم موافقم. توی مواد مخدر بیشتر از هر چیز دیگه ای پول هست

اگه ما این معامله رو قبول نکنیم, یه نفر دیگه این کارو میکنه شاید یکی از پنج خانواده ی نیویورک

با پولی که از این کار بیارن میتونن قدرت سیاسی بیشتر و نیروی پلیس بیشتری در اختیار بگیرن

بعدش میان سراغ ما

در حال حاضر ما اتحادیه ها و قمارخونه ها رو داریم, و این عالیه اما مواد مخدر در آینده حرف آخر رو میزنه

اگه ما یه سهمی از این کارو گیر نیاریم همه چیزمون در ده سال آینده رو به خطر میندازیم

خب؟ جوابمون چیه؟ بابا؟

دون کورلئونه

من به مردی با دوستان قدرتمند نیاز دارم

یه میلیون دلار نقد هم احتیاج دارم

به اون سیاستمدارایی که توی مشت تون دارید هم نیاز دارم

- به خانواده من چقدر سود میرسه؟ -سی درصد

آخرِ سال اول میشه تقریبا 3 یا 4 میلیون دلار

و همینجوری بالاتر میره

و سودش برای خانواده تاتاگلیا چقدره؟

قدردانی من

از سهم خودم بهشون میدم

پس من سی درصد برای حمایت مالی

نفوذ سیاسی و حفاظت قانونی گیرم میاد؟

درسته

چرا پیش من اومدی؟ چرا من لایق همچنین سخاوتی ام؟

چون اگه شما مبلغ یک میلیون دلار رو فقط برای حمایت مالی در نظر بگیرین میبینین که چقدر زیاده

به سلامتی, دون کورلئونه

من گفتم حاضرم شما رو ببینم, چون شنیده بودم که شما آدم جدی هستین

که باید براش احترام قائل شد

اما, باید بهتون بگم , نه

و دلیلش رو هم میگم

بله درسته, من دوستان سیاسی زیادی دارم

اما اگه خودمو به جای قمار که کار بی ضرری حسابش میارن

خودمو قاطی مواد مخدر کنم , این دوستی مدت زیادی دووم نمیاره , موادمخدر تجارت کثیفیه

برای من فرقی نمیکنه که یک نفر برای امرار معاش چه کاری انجام میده

...اما کسب و کار شما یکم خطرناکه

اگه شما نگران امنیت هستین خانواده تاتاگلیا اینو تضمین میکنه

- ...داری میگی تاتاگلیا سرمایه ما رو تضمین می - یه دقیقه صبر کن

همینطور که میبینین من یکم نسبت به بچه هام احساساتی بودم که لوس بار اومدن

زمانی که باید گوش کنن , حرف میزنن ...اما به هر حال

جناب سولاتسو, جواب آخر من نه هست. شروع تجارت جدیدتون رو تبریک میگم

میدونم که از پسش خوب برمیاین, موفق باشین

مخصوصا که منافع شما با منافع من تضادی ندارن ممنون

سانتینو

بیا اینجا

تو چه مرگته؟ از بس با اون دختره ور رفتی عقلتو از دست دادی؟

هیچوقت دوباره به کسی که عضو خانواده نیست نگو چی تو ذهنته

برو

تام, این دیگه چه کوفتیه؟

از طرف جانیه داره توی فیلم جدیدش بازی میکنه

- ببرش - ببرش اونطرف

...و

به لوکا براسی بگو بیاد پیش من

من یکم درمورد این یارو سولاتسو نگرانم

ته توشو دربیار ببین چی تو فکرشه

برو پیش تاتاگلیا ها

طوری پیششون رفتار کن که انگار رابطه خوبی با خانواده ما نداری

تا جاییکه میتونی اطلاعات کسب کن

یه چیزی برای مادرت و سانی گرفتم فکت: این صحنه , اولین صحنه‌ی کل فیلم بود که فیلمبرداری شد

و کراوات برای فردو و برای تام هیگن یه خودکار رینولدز گرفتم

- خودت برای کریسمس چی میخوای؟ - فقط تو رو میخوام

الو؟

ظهرتون بخیر, ساعت 3 است

ممنون

- مایکل, ساعت سه شده - چی؟

ساعت سه. باید بلند شیم

چون باید بریم خونه پدرت اینا

- چرا باید بریم اونجا؟ - چون مجبوریم

اگه به خونه پدرم بریم

نمیتونیم رو یه تخت بخوابیم

چرا نمیتونیم؟

چون باید تو اتاق های جدا باشیم

خیلی خب, پس , نمیریم

به پدرت هم نمیگیم

باشه

اول ازدواج میکنیم بعداً بهش میگیم

نمیتونم اینکارو بکنم

پس, مایکل, از تخت برو پایین

بیا فردا بریم

مایکل, اونا منتظرمونن

خیلی خب. تلفن بده

چیکار میخوای بکنی؟

فقط تلفن رو بده

بله؟ میتونم کمکتون کنم؟

...میتونم؟ اه

اُرکارد 99539 , رو داشته باشم لطفا؟

چیکار میکنی؟ چیکار میکنی؟

تو قراره نقش اپراتور راه دور از نیو همپشایر بازی کنی

نمیتونم این کارو بکنم

زودباش, ادامه بده ,میتونی

الو

الو؟ این تماس یک تماس از راه دوره

یک تماس از آقای مایکل کورلئونه دارید

ام, آیا مسئولیتش رو قبول میکنین؟

- بله - یه لحظه, لطفا

- نخند -...من قرار نیست

- الو؟ - الو؟

- سلام تام - مایک, چطوری؟

گوش کن ما هنوز تو نیو همپشایر هستیم

فردا صبح با ماشین میایم نیویورک

کاری هست که بتونم برات انجام بدم؟

نه, ما خوبیم کریسمس میبینمت

همه جمع میشن لانگ بیچ , نه؟

- آره - باشه

آره مایکی, خداحافظ

...خب پس

میخوایم بریم, فردو

- به پالی بگو ماشینو بیاره - باشه , پدر

باید خودم ماشینو بیارم امروز صبح پالی زنگ زد گفت مریضه

پالی بچه خوبیه اشکالی نداره خودم ماشینو میارم

کریسمس مبارک, کارو.ممنون.

- لوکا! من برونو تاتاگلیا هستم - میدونم

میدونی من کی ام؟

میشناسمت

تو داشتی با خانواده تاتاگلیا حرف میزدی درسته؟

فکر میکنم من و تو میتونیم با هم یه کارایی بکنیم

به یه نفر با زور بازوی تو نیاز دارم

...شنیدم زیاد از

خانواده کورلئونه راضی نیستی

میخوای به من ملحق شی؟

چی به من میرسه؟

با پنجاه هزار دلار شروع میشه

!بد نیست

هستی؟

ممنون

تام! تام هیگن. کریسمس مبارک

- خوشحالم که میبینمت. میخوام باهات صحبت کنم - وقت زیادی ندارم

وقت پیدا کن, مشاور. برو تو ماشین

نگران چی هستی؟اگه میخواستم بکشمت همین الانشم مرده بودی

سوار شو

اه, یکم صبر کن, فردو میرم یه مقدار میوه بخرم

باشه پدر

کریسمس مبارک. یکم میوه میخوام

!پدر

بله

صدامو میشناسی؟

فکر کنم آره. کاراگاه سکواد, درسته؟

اسمم رو به زبون نیار, فقط گوش بده

یک نفر یه ربع پیش , به پدرت بیرون از دفترش تیراندازی کرده

اه, مرده؟

نمیتونیم اونقدر نزدیکش بشیم تا بفهمیم

خون همه جا رو گرفته

ببین, تا جایی که میتونم تلاشمو میکنم

هر چقدر میتونی اطلاعات کسب کن هزار دلار گیرت میاد , باشه؟

الو؟

- ترسا؟ - بله

- میخوام با تام صحبت کنم - هنوز خونه نیومده

هنوز نیومده , اه

هر وقت رسید خونه بهش بگو با من تماس بگیره

اگه راهبه بودم بیشتر منو دوست میداشتی؟ مثل داستانه

نه

- اگه من اینگرید برمن بودم چی؟ - حالا باید راجبش فکر کنم بازیگر سوئدی

مایکل

نه,اگه اینگرید برمن بودی بیشتر دوستت نداشتم چی شده؟

ننوشتن که زنده است یا مرده

- سانی. منم مایکل - تا حالا کجا بودی؟

- حالش چطوره - هنوز نمیدونیم

همه جور قصه ای میبافن بد زخمی شده, مایکی

- هنوز اونجایی؟ - آره همینجام

- تا حالا کجا بودی؟ نگرانت بودم - تام بهت نگفت که من زنگ زدم؟

نه. ببین بچه بیا خونه باید پیش من و مامان باشی,میشنوی؟

اوه خدای من

!سانی

همونجا بمون

- کیه؟ - باز کن, من کلمنزو ام

خبرای بیشتری راجب به پدرت هست

بیرون پیچیده که همین الان شم مرده

- چه مرگته؟ - !سخت نگیر

- پالی کجا بود؟ - مریض بود.تمام زمستون رو مریض بود

- چندبار؟ - فقط 3 , 4 بار

- فردی بادیگارد جدید نمیخواست - همین الان برو بیارش

اهمیتی نمیدم که چقدر مریضه همین الان بیارش به خونه پدرم

- میخوای همه رو بفرستم اونجا؟ - نه. برو

میرم به چند تا از آدمای خودمون میگم که بیان اینجا

- بله؟ - سانتینو کورلئونه؟

- آره - تام هیگن پیش ماست

در عرض سه ساعت آزاد میشه تا پیشنهاد ما را به دستتون برسونه

قبل از اینکه بخوای کاری انجام بدی به حرفایی که باید بزنه خوب گوش کن

کاریه که شده. تو هم به اعصابت مسلط باش, سانی

منتظر میمونم

مامان...کجایی؟

سانتینو , تو آشپزخونه ام دارم غذا درست میکنم

....مامان , من

همین الان یه نفر تماس گرفت و گفت که پدر زخمی شده

نمیدونم چقدر وضعش بده

سانتینو , پدرتو کشتن؟

نمیدونم مامان

میرم آماده شم برم ببینم میتونیم به ملاقاتش بریم

- تسیو - بله؟

سانتینو کورلئونه

میخوام خیلی سریع پنجاه تا مرد کار بلد بیان اینجا

باشه , سانی

نمیخوای از افراد کلمنزو استفاده کنی؟

نه, نمیخوام فعلاً از افراد کلمنزو استفاده کنم

- خیلی خب - خیلی خب

زودباش, لوکا

رییست مرده

میدونم تو از اون بازوکلفتای خانواده نیستی پس نیازی نیست بترسی

ازت میخوام تا به من و به کورلئونه ها کمک کنی

وقتی بیرون از دفترش تو خیابون بود گیرش انداختیم تقریبا یه ساعت بعد اینکه تو رو گرفتیم

بخورش

به تو بستگی داره که بین من و سانی صلح برقرار کنی

سانی از پیشنهادم خوشش اومده بود. مگه نه؟

و تو هم میدونستی , که اون کار درستی بود

- سانی با تمام قوا میاد دنبالت - مطمعناً , اولین واکنشش همینه

پس تو باید سر عقلش بیاری خانواده تاتاگلیا پشت منه

خانواده های دیگه ی نیویورک هم هرکاری میکنن تا جلوی جنگ بزرگ رو بگیرن

بیا باهاش روبرو بشیم , با تمام احترام دون خدابیامرز داشت اشتباه میکرد

ده سال پیش , دستم بهش میرسید؟

خب, حالا که مرده, تام هیچ چیزی نمیتونه برش گردونه

تو باید با سانی صحبت کنی , همچنین با گروهتون , تسیو و کلمنزوی چاق

این کسب و کار خوبیه, تام

تلاشمو میکنم. اما حتی سانی هم نمیتونه جلوی لوکا براسی رو بگیره

...آره, خب

لوکا با من

تو فقط با سانی حرف بزن

و همچنین با دو تا بچه ی دیگه

- تمام تلاشمو میکنم - خوبه

حالا میتونی بری

من خشونت دوست ندارم, تام من یه تاجرم

خونریزی هزینه اش زیاده

اون هنوز زندست

!پنج تا تیر بهش زدن, و هنوز زندست

هم برای من بده هم برای تو اگه اون معامله رو جوش ندی

- تو کی هستی؟ - بچه دون است

تو ماشینو ببر, من میبرمش داخل

مادرت با پدرت تو بیمارستانه

به نظر میاد میتونه اینو پشت سر بذاره خداروشکر

ترسا , از تام هنوز خبری نشده؟

سانی داخله؟

زودباش

- هرکدوم از اینا میتونن باشن - ...آره

هی , ترسا

نگران نباش. موقعی که پیشنهادشون رو به تام گفتن

گفتن که تام رو آزاد میکنن

سلام مایکل

کجا بودی؟

-مایکی , وقتی نتونستم باهات ارتباط برقرار کنم , واقعا نگرانم کردی -مامان چطوری با این موضوع کنار اومد؟

خوب تونست کنار بیاد. قبلاً هم به سرش اومده

...سر منم اومده

- بله - سلام , سانتینو؟

من سم هستم از مخابرات تماس میگیرم

اون شماره ای که به من داده بودی رو یادته؟ چکش کردیم

گوش بده, خیلی ممنونم ...تو قراره یکی از اون

بهترین "کریسمس مبارک" ها گیرت بیاد خیلی خب؟

باشه خیلی ممنون

ممنون

میخوای بیرون منتظر بمونی؟ باید یه سری کارها رو با تسیو تموم کنم

چیکار داری میکنی؟

برو یکم بچرخ , چون چیزایی رو ممکنه بشنوی که

- دلت نمیخواد بشنوی - شاید من بتونم کمکتون کنم

نه نمیتونی. اگه تو رو قاطی این کار ها کنم

پدر خیلی دلخور میشه !زودباش

اون پدر منم هست, سانی

میخوای بشنوی؟

سر کی رو قراره بترکونیم؟ کلمنزو یا پالی؟

منظورت چیه؟

منظورم اینه که یکیشون برای پدر تله گذاشته بود

آره

کار کلمنزو نبوده باور نمیکنم

دیدی؟ پسر کالج رفته درست میگه

کار پالی بوده. اونی که زنگ زد از مخابرات بود

اون سه روزی که پالی خونه مریض افتاده بود

یه سری تماس ها از طریق کیوسک تلفن روبروی دفتر پدر بهش شده بود

- پس کار پالی بوده - خداروشکر که کار پالی بود

عوضیه لاغر مردنی

ما بدجور به کلمنزو نیاز داریم

قراره مثل قبل یه جنگ بزرگ شروع بشه؟

آره. تا موقعی که پدر چیز دیگه ای بگه

صبرکن, سانی. با پدر صحبت کن

!صبر کنم؟ بیخیال از همین الان سولاتسو رو مرده بدون

برام مهم نیست که چیارو از دست میدیم سر وقت تمام اون خانواده ها میریم

تاتاگلیا ها قراره به گِل خوردن ,بیفتن

ولی اگه پدر بود , اینطور عمل نمیکرد

گوش کن بذار بهت یه چیزی بگم.وقتی حرف از عمل کردن میشه , من به خوبی بقیه ام

اینو فراموش نکن

!تام

هی پسر ! , اگه در برابر دادگاه عالی هم دفاع میکردم

به این خوبی که امشب در برابر اون ترک عوضی کردم نمیشد

یه دقیقه وقت بدین, باشه؟

- خب چه فکری میکنی؟ - سولاتسو, فیلیپ تاتاگلیا... خیلی قضیه رو شخصی گرفتی

نفرت بینمون خیلی زیاد شده

اگه خود دون اینجا بود اینو صرفا یه قضیه ی کاری میدونست

قراره اونا رو بکشی؟

هی , کاری به این کارا نداشته باش

سولاتسو اصل کاریه

اگه از شر اون خلاص شی, همه چی به هم میریزه

لوکا چی؟ سولاتسو فکر میکنه میتونه کنترلش کنه

اگه لوکا رو خریده باشه , توی دردسر بزرگی میفتیم

- کسی تونسته با لوکا تماس بگیره؟ - تمام شبو تلاش کردیم

- هی, بهم یه لطفی بکن - لوکا هیچوقت با یه بدکاره نمیخوابه

خب, تام, تو مشاوری اگه پدر بمیره چه کاری باید بکنیم؟

اگه پدر رو از دست بدیم , رابط های سیاسی و نصف قدرتمون رو از دست میدیم

بقیه خانواده های بزرگ نیویورک هم برای اینکه جنگ بزرگی شروع نشه از سولاتسو حمایت میکنن

الان تقریبا سال 1946 هستیم هیچکس دیگه خون و خونریزی نمیخواد

...اگه پدرت بمیره

تو باید معامله کنی

- برای تو گفتنش آسونه. پدر تو که نیست - منم یه اندازه تو و مایک پسرش به حساب میام

چیه؟

- پالی بهت گفتم همونجا بمون - یه نفر با یه بسته اومده دم دره

تسیو , برو ببین چی آورده

- میخوای همینجا بمونم؟ - آره. حالت خوبه؟

- خوبم - غذا اینجا هست. گرسنه ای؟

- نه - نوشیدنی چی؟ برندی حالت رو جا میاره

- برو - آره همینکار رو میکنم

ترتیب این مادر جنده رو بده پالی بود که پدر رو فروخت

-این کارو تو اولویتت بذار - فهمیدم

مایکی, فردا, چند نفر دیگه رو بردار برو به آپارتمان لوکا , شاید پیداش شد

شاید بهتر باشه مایک رو مستقیم وارد این ماجرا نکنیم

جواب دادن به تلفن ها توی خونه هم میتونه کمک بزرگی باشه

دوباره با لوکا تماس بگیر

- این دیگه چیه؟ - یک پیغام سیسیلی

این یعنی لوکا براتزی پیش ماهی ها خوابیده

ماشین قشنگیه

نه ماشین قشنگی نیست

دیترویتی های احمق با ضربه گیر های چوبی فرستادنش

دو ماه بعد اینکه جنگ تموم بشه

قراره با ضربه گیر های کرومی تحویل بدن

هی , جنگ تموم شده

دو سال از عمرم رو صبر کردم

برای اینکه اونا ماشینمو با ضربه گیر های چوبی مسخره بفرستن

Soft nose load 22 اسم اسلحه

دقیقا پنج فوت قدشه

امروز زور بازوت رو روی پالی امتحان میکنی

- گرفتی چی گفتم؟ - بله, آقای کلمنزو

-من دیگه دارم میرم - کِی برمیگردی؟

شاید دیروقت بیام

- !کانولی یادت نره بخری - باشه باشه نوعی شیرینی ایتالیایی

روکو, اونطرف بشین جلو آینه رو گرفتی

سانی داره دیوونه میشه.همین الانشم میخواد برای درگیری آماده بشه

باید تو منطقه غربی دنبال یه جای خوب بگردیم برو 309 غربی , خیابون 43 ام

- تو منطقه غربی جای خوب سراغ داری - بهش فکر میکنم

حین رانندگی بهش فکر کن میخوام تو نیویورک سروصدا به پا کنم

مواظب بچه ها باش

داره میاد

الان زمان خوبیه

برای ده نفر خوبه

خیلی خب, این محله رو دور بزن

باید به سانی زنگ بزنم

همینجا منتظر بمون, میرم به سانی زنگ بزنم

دون کلمنزو

انقدر حرف زد که سرم درد گرفت

باید به لانگ بیچ برگردیم

یه کار دیگه برامون جور کرده

تو چه فکری میکنی؟ آخرین جایی رو که دیدیم ,انتخاب میکنیم؟

نمیدونم. چرا باید اینو الان بدونی؟

هیچی نتونستم بفهمم

حواست به رانندگیت باشه ببین داری کجا میری

پالی , برو به خیابان 39 ام

برو 18 تا تشک برای بچه ها بخر

صورتحساب رو هم برام بیار

باشه

مطمئن باش تمیز باشن

چون پسرا قراره مدت زیادی رو اونجا بمونن

اونا تمیزن , ضد عفونیشون میکنن

ضد عفونی؟ کلمه ی خوبی انتخاب نکردی

اینو ببین. مواظب باش تو رو ضد عفونی نکنیم

فکر میکنی خیلی خنده داره؟

...هی , پالی

روکو , چیکار کردی؟

من کاری نکردم

باید کار خودش باشه

هی , بزن کنار , باشه؟ باید بشاشم

اسلحه رو بذار

کانولی رو بردار

هی مایک

- !هی مایکی - بله

یه نفر زنگ زده کارت داره

- کیه؟ - یه دختره

- سلام , کِی؟ - حال پدرت چطوره؟

خطر رفع شده حالش خوب میشه

دوستت دارم

!دوستت دارم

- مایکل؟ - آره, میدونم

- بگو تو هم دوستم داری - نمیتونم

نمیتونی بگی؟

امشب میبینمت

چرا به اون دختر زیبا نگفتی دوستش داری؟

با تمام قلبم دوستت دارم. اگه نبینمت میمیرم

بیا یکم یاد بگیر. یه روز شاید مجبور باشی برای 20 نفر غذا بپزی

اول یکم روغن میریزی, بعد یکم سیر سرخ میکنی

یکم گوجه میریزی, رب گوجه هم اضافه میکنی سرخش میکنی و مطمئن میشی که ته نگیره

سوسیس و گوشت قلقلی هایی که آب پز کردی رو اضافه میکنی

حالا یکم شراب اضافه میکنیم

و شکر هم میریزیم. این شگرد منه

مسخره بازیا رو تمومش کن.چیزای مهمتری برات دارم پالی چی شد؟

دیگه نمبینیش

- کجا میری؟ - به شهر

- همراهش چند تا بادیگارد بفرست - ...میخوام برم بیمارستان

چیزیش نمیشه. سولاتسو میدونه اون یه شهروند عادیه

- مواظب باش - باشه

ولی به هر حال یه نفر رو همراش بفرست

-باید برم -منم میتونم باهات بیام؟

نه کِی. کاراگاه ها و خبرنگار ها اونجا هستن

تو ماشین منتظر میمونم

نمیخوام تو هم درگیر این ماجرا بشی

کِی میتونم دوباره ببینمت؟

برگرد نیوهمپشایر, و منم به خونه ی پدر و مادرت زنگ میزنم

- کِی دوباره میبینمت, مایکل؟ - نمیدونم

اینجا چیکار میکنین؟ شما نباید اینجا باشین

من مایکل کورلئونه هستم. ایشونم پدرم هستن

نگهبان ها کجان؟

پدرتون تعداد زیادی عیادت کننده داشتن که توی کار بیمارستان اختلال ایجاد میکردن

پلیس 10 دقیقه پیش بیرونشون کرد

میشه لطفا با 45620 لانگ بیچ تماس بگیرم

یه دقیقه همینجا بمونین

سانی , من توی بیمارستانم. دیروقت رسیدم هیچکس اینجا نیست

نه افراد تسیو و نه هیچ کاراگاهی اینجا نیستن پدر کاملا تنهاست

- نترس, چند نفر رو الان میفرستم - نمیترسم

ببخشید, اما شما باید برین

میخوام پدرم رو ببریم به یه اتاق دیگه میتونید این لوله ها رو خارج کنین

- !این کار دیگه زیاده رویه - پدرمو میشناسین؟

چند تا مرد دارن میان تا بکشنش متوجه میشین؟

لطفا کمکم کنین

- تو دیگه کی هستی؟ - من انزو ام. همون شیرینی پز

- منو یادت میاد؟ - انزو

تو بهتره که از اینجا بری قراره هرج و مرج راه بیفته

اگه قراره هرج و مرج بشه, به خاطر پدرت میمونم تا کمکت کنم

گوش بده. بیرون منتظرم بمون جلوی در بیمارستان, خیلی خب؟

یه دقیقه دیگه میام

پدر همینجا دراز بکش الان دیگه من ازت محافظت میکنم

من دیگه کنارتم

من پیشِتم

از شر اینا خلاص شو. بیا اینجا

دستاتو بذار توی جیبت, انگار مثلا اسلحه همراهته حالا بهتر شدی

کارتو خوب انجام دادی

فکر میکردم تموم شما ایتالیایی های !عوضی زندانی شدین

- آدمایی که از پدرم محافظت میکردن کجان؟ - !عوضی کوچولو

!لازم نیست کارمو به خودم یادآوری کنی خودم بیرونشون کردم

- !نزدیک بیمارستان نشین -نه تا وقتی که برای اتاق پدرم محافظ نذاشتین

- !فیل , سوار ماشینش کن - سروان , این بچه پاکه

- ...قهرمان جنگیه. اون هیچوقت - !گفتم سوارش کن

- اون ترک بهت چقدر پول میده تا برای پدرم پاپوش درست کنی؟ - نگهش دار. بلندش کن

همینجوری قشنگ نگهش دار

من وکیل خانواده کورلئونه هستم. این افراد استخدام شدن تا از ویتو کورلئونه محافظت کنن

مجوز حمل سلاح گرم دارن

اگر دخالتی از سوی شما صورت بگیره, باید در دادگاه جلوی قاضی جواب پس بدین

بذارین بره

- جریان این آدمای جدیدی که اینجان چیه؟ - فعلا بهشون نیاز داریم

بعد از قضیه بیمارستان, سانی خیلی عصبانی شده

امروز 4 صبح برونو تاتاگلیا رو زدیم

یا عیسی مسیح

اینجا مثل دژ شده

هی... صد تا آدمکش حرفه ای رو 24 ساعته تو خیابون ها گذاشتم که حواسشون جمع جَمعه

اگه اثرش رو هم ببینن , دیگه کارش ساخته ست

مایک, بذار یه نگاه بهت بندازم

خیلی خوشگل شدی, فوق العاده شدی

!ترک میخواد حرف بزنه چه رویی داره , مادرجنده

- میخواد برای امروز قرار ملاقات بذاریم - چی گفت؟

چی گفت...از ما میخواد که مایکل رو برای شنیدن پیشنهادشون رو بفرستیم

همچنین قول داد که , پیشنهاد شون اونقدر خوبه که نتونیم ردش کنیم

- و برونو تاتاگلیا چی؟ - اونم قسمتی از معامله است

- قراره دیگه کاری با پدر نداشته باشن - باید به حرفشون گوش بدیم

دیگه نه! اینبار دیگه نه, مشاور

ملاقات و بحث و کلک های سولاتسو دیگه کافیه

میخوام سولاتسو رو گیر بیارم, یا جنگ شروع میشه

- ...خانواده های دیگه - !سولاتسو رو به من تحویل میدن

پدر نمیخواد این چیزا رو بشنوه این کسب و کاره, نباید شخصی در نظر گرفت

- ...اونا به پدرم شلیک کردن - حتی تیراندازی هم جزو کاره, شخصی نیست, سانی

پس این کاسبی هم باید تاوان بده بهم یه لطفی بکن

دیگه نصیحت برای حل کردن مشکلات , کافیه فقط بهم کمک کن تا برنده شم

تونستم راجب سروان مک کلاسکی یه چیزایی پیدا کنم همونی که چونه مایکل رو شکوند

اون مطمعناً جزو مواجب بگیرای سولاتسو هستش, و به خاطر یک پول قلمبه

مک کلاسکی قبول کرده که محافظ ترک بشه

پس وقتی از سولاتسو محافظت میشه اون آسیب ناپذیره

هیچ کس تا حالا روی یه سروان اداره پلیس شهر نیویورک اسلحه نکشیده , هیچ وقت

تمام پنج خانواده نیویورک بر علیه تو میشن خانواده کورلئونه از همه طرف طرد میشه

حتی ارتباطات سیاسی پدر هم دنبال مخفیگاه میگردن تا برن توش

بهم یه لطفی کن و اینو در نظر بگیر

خیلی خب, ما صبر میکنیم

نمیتونیم صبر کنیم نمیتونیم صبر کنیم

اهمیتی نداره که سولاتسو چی میگه اون بالاخره پدر رو میکشه

هدفش اینه ما باید سولاتسو رو گیر بیاریم

- مایک راست میگه - بذار یه چیزی ازت بپرسم

با مک کلاسکی چیکار کنیم؟ با این پلیسه چی کار کنیم؟

اونا میخوان با من ملاقات داشته باشن , درسته؟

پس این یک ملاقات بین من و مک کلاسکی و سولاتسو خواهد بود

بیاین یه قرار ملاقات تنظیم کنیم

خبرچین هامون رو میفرستیم تا ببینن ملاقات کجا انجام میشه

تاکید میکنیم که یه جای عمومی برگزار بشه یه بار یا یه رستوران

یه جایی باشه که مردم اونجا باشن و شلوغ باشه تا من احساس امنیت بکنم

وقتی برم پیششون , منو میگردن درسته؟

پس نمیتونم هیچ اسلحه ای همراه خودم ببرم

اما اگه کلمنزو بتونه یه راهی پیدا کنه که ...اسلحه رو برای من اونجا جاساز کنه

بعد هر دو شون رو میکشم

بچه دانشگاهی خوشگل. که نمیخواست هیچ وقت وارد کسب و کار خونوادگی بشه

حالا میخوای به یه سروان به خاطر اینکه بهت سیلی زد , شلیک کنی؟

این مثل ارتش نیست که از یه مایل اونورتر شلیک کنی! مجبور میشی انقدر بهشون نزدیک بشی که مغزشون بپاشه روی لباست

خیلی دیگه قضیه رو شخصی کردی

تام, این قضیه کاریه و اون خیلی شخصی گرفتتش

- کجا ذکر شده که تو نمیتونی یه پلیس رو بکشی؟ - ...مایکی

دارم راجب پلیسی حرف میزنم که قاطیه مواد مخدر و کثافت کاریای دیگه ای شده

یه پلیس بیشرف , که هر غلطی که دلش میخواد میکنه و از این کار ها , پول گیرش میاد

این یه داستان بی عیب و نقصه. ما به روزنامه نگارا پول میدیم , درسته؟

- ممکنه از همچین داستانی خوششون بیاد - شاید

این شخصی نیست, سانی به شدت کاریه

همین شکلی جاسازش میکنن. قابل ردیابی نیست, پس نیاز نیست نگران اثر انگشت باشی

یه نوع چسب مخصوص روی ماشه و ته اسلحه میزنیم. امتحانش کن

ماشش یکم زیادی سفت نیست؟

!!گوشام

گذاشتم صداش بلند باشه, چون مردم عادی رو فراری میده تا زیر دست و پا نباشن

به هر دوتاشون شلیک کردی حالا چیکار میکنی؟

- میشینم, بقیه شامم رو میخورم - مسخره بازی در نیار

دستت رو از پهلو پایین میاری و تا اسلحه از دستت سر بخوره

همه فکر میکنن که هنوز اسلحه دستته به چهره ات خیره میشن

پس تند راه میری, اما نمیدویی

به چشمای هیچکس نگاه نمیکنی, ولی خیلیم به دور نگاه نکن

اونا همینجوری ازت میترسن, پس نگران چیزی نباش

چیزیت نمیشه. به یه سفر میری هیچکس نمیفهمه کجا میری

و ما هم اینجا سعی میکنیم اوضاع رو سر و سامون بدیم

- به نظرت وضعیت چقدر بد میشه؟ - خیلی بد

تمام خانواده های دیگه احتمالاً بر علیه ما میشن

اینجور اتفاقا هر پنج , ده سال اتفاق میفته باعث میشه خصومت ها از بین بره

از آخرین بار ده سال میگذره باید همین اولِ کار کَلَکش رو بِکَنی

جلوی هیتلر رو باید وقتی توی مونیخ بود میگرفتن نباید میذاشتن قسر در بره

میدونی,مایک, ما همه به خاطر اینکه قهرمان بودی بهت افتخار میکردیم

پدرت هم بهت افتخار میکرد

هیچی. حتی یه سرنخ هم ندارن

حتی آدمای سولاتسو هم نمیدونن ملاقات قراره کجا انجام بشه

چقدر وقت داریم؟

اونا قراره , یک ساعت و نیم دیگه ,بیرون مغازه ی جک دمپسی ببرنت

- میتونیم برای سولاتسو بپا بذاریم - سولاتسو کاری میکنه , گمش کنیم

- رابط کجاست؟ - داره تو خونه ی من با افرادم پیناکل بازی میکنه

- اون خوشحاله. میذارن برنده بشه - خیلی ریسکیه. شاید باید برش گردونیم

رابط تا موقعی که مایکل سالم برگرده کارت بازی میکنه

- میتونیم ماشینو با هر کسی که توشه رو بترکونیم - فکر اونجاشم کردن

سولاتسو ممکنه اصلا توی ماشین نباشه , سانی

میفهمم

رستوران لوییس در برانکس

- قابل اعتماده؟ - آدم من تو بخش مک کلاسکیه

یک سروان که 24 ساعته گوش بزنگه از ساعت 8 تا 10 اونجاست

- کسی اونجا رو میشناسه؟ خوبه؟ - البته, من میشناسم. برای ما عالیه

یه جای کوچیک مخصوص خانواده, غذای خوبی هم داره همه سرشون تو کار خودشونه. فوق العاده است

اونجا توالت قدیمی هم دارن میدونی از همونایی که, یه جعبه و زنجیر دارن

شاید بتونیم اسلحه رو با چسب به پشت جعبه بچسبونیم

خیلی خب. مایک, تو میری رستوران

خیلی راحت غذاتو میخوری, یکم حرف میزنی کاری میکنی اونا هم راحت باشن

بعد میری دستشویی. نه,بهتره برای رفتن ازشون اجازه بگیری

بعد با اسلحه برمیگردی دو بار شلیک به کله هر کدومشون میکنی

یه آدم کار بلد رو میخوام تا اسلحه رو کار بذاره

نمیخوام داداشم کیر بدست از دستشویی بیاد بیرون

- تفنگ اونجا خواهد بود - تو رانندگی میکنی اونجا و برش میداری

بریم

بهت گفتش که بلافاصله اسلحه رو بندازی؟

آره , یه ملیون بار گفت

یادت نره. تا اومدی بیرون دو بار به کله هر کدومشون شلیک میکنی

فکر میکنی , چقدر طول میکشه تا برگردم؟

حداقل یکسال طول میکشه

...با مامان حرف میزنم که نتونستی قبل رفتن ببینیش

موقعش که شد به دوست دخترتم پیغام میدم

مواظب خودت باش

مراقب خودت باش مایک

خوشحالم که اومدی. امیدوارم بتونیم همه چیز رو درست کنیم

نمیخواستم همه چی اینطوری پیش بره این قضایا هرگز نباید اتفاق میفتادن

امشب میخوام همه چی ردیف بشه. نمیخوام دوباره به پدرم آسیبی برسه

به جون بچه هام قسم میخورم که اینطوری نمیشه , مایک

اما وقتی با هم صحبت میکنیم , تو باید منطقی باشی

امیدوارم مثل برادرت سانی کله شق نباشی. اصلا نمیشه باهاش راجب کار صحبت کرد

اون بچه خوبیه

بابت اون شب ازت معذرت میخوام, مایک

باید بگردمت, پس رو زانوهات به سمت من برگرد

فکر کنم دیگه دارم برای این شغل پیر میشم بدخلق شدم

نمیتونم اعصاب خوردی رو تحمل کنم میدونی چجوریه دیگه

چیزی همراش نیست

به جرسی میریم؟

شاید

کارت خوب بود , لو

- غذای ایتالیایی این رستوران چطوره؟ - گوشت گوساله رو امتحان کن. تو شهر بهترینه

همینو میخوام

میخوام با مایکل ایتالیایی صحبت کنم

ادامه بده

...بابت اون متاسفم - فراموشش کن

باید بفهمی که هر چی بین من و پدرت اتفاق افتاد کاری بوده

من برای پدرت احترام زیادی قائلم

اما پدرت قدیمی فکر میکنه

و متوجه نمیشه که من یک آدم شرافتمند هستم

این چیزا رو نمیخواد به من بگی خودم اینا رو میدونم

میدونی؟

و اینو میفهمی که من به خانواده تاتاگلیا کمک کردم

فکر میکنم که ما میتونیم به توافق برسیم

من میخوام صلح کنیم

و تمام این مزخرفات رو بذاریم کنار

...اما من میخوام که

چی؟

...چجوری میگن؟

چیزی که من میخوام اینه که

چیزی که برام از همه چی مهمتره اینه که

که یه تضمینی داشته باشم

که دیگه به جون پدرم سوء قصد نشه

چه تضمینی میتونم بهت بدم مایک؟

من خودم قربانی ام

شانسم رو از دست دادم زیادی از من توقع داری بچه

من اونقدرا هم زرنگ نیستم

تمام چیزی که من میخوام صلحه

باید برم دستشویی

اشکالی داره؟

اگه باید بری باید بری

گشتمش , چیزی نداره

طولش نده

هزارتا خلافکار رو تا امروز گشتم

حالا بهتری؟ - آره

مایکی, تو متوجه میشی من چی میگم, مگه نه؟

تو ایتالیایی هستی,درست مثل پدرت

پدرت الان حالش زیاد خوب نیست

وقتی حالش بهتر شد, یک ملاقات دیگه ای ترتیب میدیم ...و همه چیز رو ردیف میکنیم

این مضخرفات باید تموم شن

پلیس در پی دستگیر کردن قاتل پلیس افزایش سخت گیری ها برای دستگیری خلافکاران

در ارتباط بودن سروان مک کلاسکی با گروه های قاچاق مواد مخدر

بارزینی -یکی از اعضا های گروه های بزهکاری - راجب جنگ و نزاع های تبهکاران بازجویی شد

فکت : این میان پرده ها توسط جورج لوکاس (خالق جنگ ستارگان )در این فیلم قرار داده شده است

یکی از روٌسای سازمان تبهکاران ویتو کورلئونه به خانه برمیگردد

خیلی خب بیارینش

فکت: در اینجا , مارلون براندو(بازیگر نقش پدرخوانده) برای شوخی چندین آجر زیر پتویش قایم کرد

تا بالا بردن او از پله سخت تر شود

دوستت دارم, پدربزرگ

پدر ببخشید, هنوز شما رو نمیشناسه

- هی مرد بزرگ. اینو بده به پدربزرگ - باشه

"امیدوارم حالتون خوب بشه, پدربزرگ, و آرزو میکنم زود ببینمتون. نوه شما فرانک."

برو پیش مادرت

ببرشون طبقه پایین

برو,کارلو, تو هم برو

برو

- مشکلت چیه, کارلو؟ - خفه شو و میزو بچین

بعد از کشته شدن مک کلاسکی, پلیس روی کسب و کارمون حساس تر شدن

و همینطور خانواده های دیگه خصومت ها خیلی بالا گرفته

اونا به ما ضربه زدن, پس ما هم بهشون ضربه زدیم

به کمک روابطی که در روزنامه ها داشتیم تونستیم مطالبی رو راجب

روابطی که مک کلاسکی با کسب و کار قاچاق سولاتسو داشت رو پخش بکنیم

پس اوضاع داره بهتر میشه

و فردو رو فرستادم به لاس وگاس, تحت حفاظت دون فرانچسکو توی لس آنجلس

-میخواستم بفرستمش اونجا که یکم استرحت کنه - میخوام کسب و کار قمار و کازینو یاد بگیرم

مایکل کجاست؟

مایکل کسی بود که سولاتسو رو کشت

اما جاش امنه. ما داریم تلاش میکنیم تا به زودی برش گردونیم

بالاخره فهمیدی که اون تاتاگلیای خرفت کجا قایم شده؟ همین الان میخوامش

سانی, اوضاع تازه شروع کرده به بهتر شدن

اگه بری سر وقت تاتاگلیا, دوباره همه چیز به هم میریزه پدر میتونه باهاشون مذاکره کنه

- ...اول باید حالش بهتر بشه. من تصمیم میگیرم که - جنگ بهمون خیلی خسارت وارد میکنه. در اونصورت نمیتونیم کاری کنیم

- !اگه اینجوریه پس اونا هم نمیتونن. نگران این چیزا نباش - از پس بن بست و شرایط آچمز نمیتونیم بربیایم حالتی در شطرنج است که بازیکن نه مات شده نه میتواند حرکتی بزند

- هیچ بن بستی در کار نیست. من اون حرومزاده ی پیر رو میکشم - !اون موقع ست که برای خودت یه آبروی خوب دست و پا میکنی

کاریو بکن که من میگم! اگه الان یه مشاوره ی جنگی !سیسیلی داشتم توی این وضع نمی افتادیم

!پدر جنکو رو داشت. ببین کی نصیب من شده

معذرت میخوام. منظورم این نبود

امروز یکشنبه است. مادر یکم شام درست کرده

سیاه هامون از سیاست های بانکی مون توی هارلم راضی ان

کادیلاک های جدید سوار میشن, نصف پول شون رو توی شرطبندی خرج میکنن

به خاطر همینه که شروع کردن به پول قلمبه درآوردن

پدر هیچ موقع در مورد کار , سر میز و جلوی بچه ها حرف نمیزد

- ...خفه شو, کانی - هیچ وقت دیگه باهاش اینطوری صحبت نکن

دخالت نکن

میخوام بعد از شام باهات حرف بزنم ...میتونم برای خانواده بیشتر از این بدرد بخورم

در مورد کسب و کار سر میز صحبت نمیکنیم

دست بوستونم ,دون توماسینو

چرا اینقدر از خونه دور شدی؟

میدونی , من در قبال زندگی تو در برابر پدرت مسئولم

بادیگارد ها هر جا میرم همرامن

هنوزم خطرناکه

...از سانتینو توی نیویورک شنیدم که

دشمناتون میدونن که تو اینجایی

سانتینو اینم گفت که چه زمانی میتونم برگردم؟

هنوز نه

الان به هیچ عنوان نمیشه

الان داری کجا میری؟

به کورلئونه

ماشین منو بگیر

میخوام راه برم

مواظب خودت باش

اونا دارن کجا میرن؟

دارن میرن به پورتلا دلا جینسترا

یکم برامون از نیویورک بگو

از کجا میدونین که من از نیویورک اومدم؟

شنیدیم

یه نفر بهمون گفت که تو آدم خیلی مهمی بودی

یه آدم مهم و با نفوذ

من پسر یک شخص مهم و با نفوذم

این حرفا راسته که میگن آمریکا کشور پولداریه؟

بسه دیگه , کله مو خوردین از بس راجب پولدار بودن آمریکا و این چیزا حرف زدین

!هی, منو به آمریکا ببر

اگه به یک تیرانداز ماهر توی آمریکا احتیاج دارین؟ !منو ببر

من بهترین آدمی هستم که میتونی پیدا کنی

مرد ها کجا رفتن؟

همشون در دوره ی خونخواهی کشته شدن

اسم اونایی که کشته شدن اینجا نوشته

کسی توی اون خونه نیست

اینجا خونه ی ویتو کورلئونه ست؟

توی این خونه به دنیا اومد

من پسرشم

آره, قبلا اونجا زندگی میگرد

خانواده از اینجا رفتن

دوست هاشون چی؟

همه رفتن به جاهای دور...رفتن اونور آب

!هی هی,منو با خودتون ببرین آمریکا, سربازا

!هی هی, منو با خودتون ببرین آمریکا, سربازا !کلارک گیبل

!آمریکا! منو با خودتون ببرین به آمریکا, سربازا !کلارک گیبل, ریتا هیورث

!اوه خدایا , عجب تیکه ای

یه جوری شدی انگار صاعقه بهت خورده

توی سیسیلی , زن ها از شات گان هم خطرناک ترن

خوب شکار کردین؟

تو تمام دختر های اینجا رو میشناسی؟

ما چند تا از خوشگلاشو این طرفا دیدیم

یکیشون باعث شد , برق از کله دوستمون بپره

اون دختر میتونست , قاب شیطان رو هم بدزده

خیلی خوب و خوش لباس هم بود

!مو و لب های خیلی قشنگی داشت

دختر های اینجا خوشگلن...اما پاکدامن ان

...این یکی لباس بنفش پوشیده بود

و یه روبان بنفش هم توی موهاش داشت

بیشتر میخورد یونانی باشه تا ایتالیایی

میشناسیش؟

!!نه

همیچنین دختری توی این شهر وجود نداره

!اوه خدایا , فهمیدم چی شد

مشکل چیه؟

بیاین بریم

دختر همین مرده اس

بهش بگو بیاد اینجا

صداش کن

فابریتزیو , هر چی میگم ترجمه کن

اگر بهتون توهینی کردم , معذرت میخوام

من توی این کشور غریبه ام

منظورم این نبود که به خودتون یا دخترتون بی احترامی بکنم

من یک آمریکایی ام, که در سیسیل پنهان شدم

اسم من مایکل کورلئونه است

یه سری افراد هستن که حاضرن برای به دست آوردن این اطلاعات پول زیادی به شما بدن

...اما بعدش دخترتون یتیم میشه

به جای اینکه یک شوهر گیرش بیاد

میخوام با دخترتون ملاقاتی داشته باشم

با اجازه شما, و تحت نظر خودتون و خانواده تون

در کمال احترام

صبح روز یکشنبه به خونه من بیا اسم من ویتِلی هست

اسم دخترتون چیه؟

آپولونیا

ممنون

خواهش میکنم

بعداً به حسابت میرسم

نگهش دار برای کتابخونه

باید بریم دنبال خواهرم

چیزی شده؟

چی شده؟

- !تقصیر من بود - کجاست؟

سانی , لطفا. من زدمش , اول من شروع کردم

من اول دعوا رو شروع کردم ...زدمش, پس اونم منو زد

من الان میرم فقط برات دکتر بیارم بیاد معاینه ات کنه

سانی, لطفا هیچکاری نکن

تو چِت شده؟ فکر کردی چیکار میخوام بکنم؟

اون بچه رو قبل از بدنیا اومدنش, یتیم بکنم؟

شما مکزیکی های احمق هنوز روی یانکی ها شرط میبندین؟

بهشون بگو این کارو نکنن

هفته پیش به اندازه کافی پول از دست دادیم

!بیا اینجا بیا اینجا

فکت: این صحنه دعوا , در طول 4 روز و به 700 برداشت رسید , کان و روسو قبل از فیلمبرداری با یکدیگر مشکلاتی را داشتند

و استفاده از درب سطل آشغال توسط جیمز کان کاملا بداهه بوده در آخر دو تا از دنده های روسو (بازیگر نقش شوهر کانی) در این صحنه شکست

اگه دوباره روی خواهرم دست بلند کنی میکشمت

سلام! انتظار نداشتیم بیای, کِی باید زنگ بزنی

آره, زنگ زدم. هم زنگ زدم و هم نامه نوشتم

- میخوام با مایکل صحبت کنم - هیچکس نمیدونه مایکل کجاست

تنها چیزی که میدونیم اینه که حالش خوبه

- چه اتفاقی برای ماشین افتاد؟ - یه حادثه, اما هیچکس آسیبی ندید

تام, این نامه رو به مایکل میرسونی؟ لطفا؟

اگه قبول کنم, دادگاه میتونه ثابت کنه من از جای مایکل خبر دارم

اون حتما باهات تماس میکیره

به تاکسی گفتم بره , میتونم یکی دیگه خبر کنم؟ لطفا؟

شرمنده , بیا تو

الو؟

- الو؟ - کارلو اونجاست؟

- شما؟ - دوست کارلو ام.

بهش بگو امشب نمیتونم , تا بعد

!هرزه

!کارلو

دوست دخترت همین الان زنگ زد

!گفتش که امشب نمیتونه

دوست دختر چیه؟ !من دوست دختر ندارم

نمیتونم تو خونه ی خودم دوش بگیرم؟

!همین الان باهاش با تلفن حرف زدم چه اتفاقی داره می افته؟

داری دوباره شروع میکنی؟

اه,کارلو... تو چه مرگت شده؟

به جنده هات شماره خونه ی منو میدی؟

دیگه داری یکم , زیادی گنده اش میکنی

کجا داری میری؟

میخوام برم بیرون

..نه تو نمیری !خونه میمونی

پس حداقل برام یه چیزی درست کن تا بخورم

!و بذار خودمو کامل بشورم

حالا زودباش, از اینجا برو بیرون

برو آشپزخونه و یه چیزی برام بپز تا بخورم

شامت آماده ست

- هنوز گشنم نشده - غذا رو میزه

داره سرد میشه

بیرون غذا میخورم

!همین الان بهم گفتی که برات شام درست کنم

!گورتو گم دیگه

تنهام بذار

گورِتو میکَنم

زنیکه ی ایتالیایی بد دهن

همینه, همشونو بشکن, ایتالیایی لوس !همشونو بشکن

چرا اون جنده اتو برای شام دعوت نکردی؟

شایدم بکنم

- !تمیزش کن - !عمراً این کارو بکنم

زنیکه ی لاغر مردنی لوس !تمیزش کن! تمیزش کن

!تمیزش کن! بهت گفتم, تمیزش کن !تمیزش کن

...تمیزش کن. تمیزش کن , تو

!تمیز کن

تمیزش کن! آره,منو بکش !قاتل شو, مثل پدرت

- !همه ی شما کورلئونه ها قاتلین - !ازت متنفرم

!زودباش منو بکش

!از اینجا برو بیرون

- !ازت متنفرم - !حالا من تو رو میکشمت

!ایتالیایی عوضی. از اینجا برو بیرون

کانی, چی شده؟ نمیتونم بشنوم

کانی, بلند تر حرف بزن. بچه داره گریه میکنه

سانتینو, نمیفهمم نمیدونم

آره کانی

همونجا منتظر بمون

نه تو فقط همونجا منتظر بمون

حرومزاده

- !حرومزاده - چی شده؟

!اون در لعنتی رو باز کن تن لشت رو تکون بده

!سانی

- سانی - ! برو کنار

!برو دنبالش, برو

!حرومزاده. زودباش

فکت : درصحنه تیر خوردن سانی , در بدن جیمز کان 149 ترقّه و چندین کیسه خون گذاشته شده بود و به دلیل سختی تکرار فیلمبرداری آن

فقط در یک برداشت تکمیل شد و همچنین گران ترین سکانس فیلم نیز به میاید

یکمم به من بده

زنم طبقه بالا داره گریه میکنه

صدای ماشینا رو میشنوم که دارن میان به خونمون

تو مشاور منی

به دون خودت چیزیو بگو که به نظر میرسه همه میدونن

به مامان هیچی نگفتم

میخواستم بیام و بیدارتون کنم و بهتون بگم

اما اول باید یکم مشروب میخوردی

آره

خب, حالا که مشروبت رو خوردی

اونا سانی رو تو جاده زدن اون مرده

نمیخوام هیچ تحقیقی درموردش انجام بشه

نمیخوام هیچ انتقامی صورت بگیره

...ازت میخوام ترتیب یک ملاقات رو بدی

با روٌسای تمام پنج خانواده

این جنگ همین حالا تموم میشه

با بوناسرا تماس بگیر

الان بهش نیاز دارم

من تام هیگن هستم. از طرف ویتو کورلئونه زنگ میزنم

پارسال داشتن همدیگه رو میکشتن

حالا چی؟

پدرخوانده میاد سروقت من

چرا؟

اونا یک فرد خیلی مهمی رو کشتن

حالا هم میخوان جسد شو ناپدید کنن

آمریگو

میتونن منو شریک جرم کنن

شریک جرم در قتل

میتونن منو بندازن زندان

و اگه خانواده های دیگه بویی ببرن

منو میکنن دشمن خودشون

اون روزی رو که تو و همسر کورلئونه با هم

دوست شدین رو نفرین میکنم

خب, دوست من, حاضری تا خدمتی در حق من بکنی؟

بله. منو برای چه کاری احتیاج دارین؟

ازت میخوام تمام قدرت و مهارتت رو به کار ببری

نمیخوام مادرش , اونو در این وضعیت ببینه

ببین پسرم رو به چه روزی درآوردن

امن تره که تو انگلیسی بلد باشی

من انگلیسی بلدم

دوشنبه, سه شنبه, پنج شنبه, چهارشنبه,جمعه, یکشنبه, شنبه

سلام , دون توماسینو

اوضاع پالرمو چطوره؟

مایکل داره بهم رانندگی کردن یاد میده...تماشا کنین بهتون نشون میدم

اوضاع پالرمو چطوره؟

...جوونا دیگه به هیچی احترام نمیذارن

اوضاع داره شروع به بدتر شدن میکنه

اینجا برات زیادی داره خطرناک میشه

ازت میخوام که همین الان بری به ویلای نزدیک سیراکوسا

چی شده؟

از آمریکا اخبار بدی رسیده

برادرت , سانتینو رو کشتن

بیا بریم...تو قول دادی

فابریتزیو ماشینو بیار

رییس خودتون راندگی میکنین؟ همسرتون هم باهاتون میاد؟

نه, ببرش به خونه پدرش تا اوضاع امن تر بشه

باشه, هر چی شما بگین

کالو , آپولونیا کجاست؟

میخواد سورپرایزت کنه میخواد با ماشین به سمتت رانندگی کنه

همسر آمریکایی خوبی میشه

صبر کن , چمدونا رو من میارم

!فابریتزیو

کجا میری؟

مایکل

همونجا وایسا , به سمتت رانندگی میکنم

!نه ، آپولونیا

آپولونیا

مرده

فابریتزیو

فابریتزیو رو...برام بیارین

!پیداش کنین

دون بارزینی, میخوام بابت ترتیب دادن این ملاقات ازتون تشکر کنم

و همینطور از روٌسای هر پنج خانواده ای که از نیویورک و نیوجرسی اومدن, تشکر میکنم

کارمین کوئِنو از برانکس

و فیلیپ تاتاگلیا از بروکلین

از جزیره استتن

ما ویکتور استراچی رو همراهمون داریم

و شُرکای دیگه که از راه دور از کالیفرنیا و کانزاس اومدن

و از تمام شهر های دیگه ی کشور اومدن متشکرم

چی شد که کار به اینجا کشید؟

نمیدونم

بسیار غیر ضروری و مایه تاُسف بود

تاتاگلیا پسرشو از دست داد, و من هم از دست دادم

ما دست برمیداریم. و اگر تاتاگلیا موافقت کنه

من تمایل دارم که بذارم همه چیز به روال قبلی خودش برگرده

ما بسیار خوشحالیم که دون کورلئونه خواستن که این ملاقات صورت بگیره

ما همه او را به پایبند بودن سر حرفش میشناسیم یک مرد فروتن که به دلایل منطقی گوش میده

بله, دون بارزینی. ایشون بسیار فروتن هستن

او تمام سیاستمداران و قاضی ها را در مشتش داره

و قبول نمیکنه که اونا رو در دسترس دیگران بذاره

من چه موقع درخواست کمک شما رو رد کردم؟

همه ی شما منو میشناسین

من چه موقع مخالفت کردم به جز یکبار؟ و چرا؟

چون من باور دارم که کسب و کار مواد مخدر ما را در سال های آتی نابود میکنه

این کسب و کار که مثل قمار و مشروب و یا حتی فاحشه ها نیست

که چیزایی هستن که مردم این دوره و زمونه دوست دارن, ولی توسط چند نفر در کلیساها منع به انجام اونا شدن

حتی پلیس که سال های پیش توی قمار و چیز های دیگه کمکمون کردن

هم وقتی به مواد مخدر میرسه دیگه کمکمون نمیکنن

...اینطور فکر میکردم و الانم همینطور فکر میکنم

دوره و زمونه عوض شده

الان که دیگه مثل قدیما نیست زمانایی که هر کاری دلمون میخواست رو میکردیم

رد کردن یک درخواست که عمل دوستانه ای نیست

اگه دون کورلئونه تمام سیاستمداران و قاضی ها را در مشتش داره, باید اونا رو در دسترس دیگران هم قرار بده

یا بذاره دیگران هم از اونا استفاده کنن اون باید بذاره که ما هم از این چاه یه آبی نصیب ما بشه

قطعا میتونن بابت کاری که انجام میدن پولی هم درخواست کنن

از همه چی گذشته, ما که کمونیست نیستیم

من هم به کسب و کار مواد مخدر اعتقادی ندارم

برای سال ها به افرادم پول اضافه میدادم, در عوض اینکه وارد این کسب و کار نشن

یه نفر میومد سمت شون و میگفت من مواد دارم

اگه سه تا چهار هزار دلار سرمایه بذاریم, میتونیم با پخشش 50 هزار تا گیر بیاریم

اونا نمیتونن مقاومت کنن.من میخوام به عنوان یک کسب و کار کنترلش کنم , قابل احترام باشه

نمیخوام خرید و فروش دور و بر مدارس باشه, نمیخوام به بچه ها هیچ موادی فروخته بشه

این بی آبروییه

تو شهر من کاری میکنیم که فقط به رنگین پوست ها فروخته بشه

اونا حیوونن, پس اشکالی نداره که روحشون به فنا بره

امیدوارم بودم با اومدنمون به اینجا و به یک نتیجه ای برسیم

و من باید به هر راه حلی که باعث صلح بین ما میشه , پایبند باشم و انجامش بدم

ما موافقیم. به فروش مواد اجازه داده میشه اما باید فروشش کنترل بشه

دون کورلئونه در شرق از ما محافظت میکنن و بین ما صلح برقرار خواهد شد

من باید از کورلئونه اطمینان خاطر محکمی رو داشته باشم

هر چقدر زمان بگذره , موقعیت و قدرت ایشون بیشتر میشه

آیا ممکنه که دست به انتقام بزنه؟

همه ی ما افراد منتطقی هستیم ما نباید اطمینان خاطر به هم دیگه بدیم

تو راجب انتقام صحبت میکنی

آیا انتقام پسرت رو بهت برمیگردونه؟

یا پسر منو به من؟

من از خون پسرم میگذرم

اما دلایل خودخواهانه ای هم دارم

...کوچکترین پسرم مجبور شد که این کشور رو ترک کنه

به خاطر قضایای سولاتسو که پیش اومد

و من باید اقداماتی رو برای سالم برگردوندنش به اینجا انجام بدم

باید از تمام این اتهامات غلط تبرئه بشه

اما من آدم خرافاتی هستم

اگه اتفاق ناخوشایندی براش پیش بیاد اگه توسط پلیس بهش شلیک بشه

یا توی زندان خودشو حلق آویز کنه

یا صاعقه بهش برخورد کنه

من بعضی از افرادی رو که در این اتاق هستند رو مقصر خواهم دانست

و اون رو دیگه هرگز نمیبخشم

...اما از اون گذشته

بذارین به جون نوه هام

قسم بخورم

که هرگز پیمان صلحی که امروز اینجا بستیم رو زیر پا نمیذارم

باید اصرار کنم که تمام واسطه های تاتاگلیا سابقه شون پاکه؟

اشاره کن اما اصرار نکن

- بارزینی بدون اینکه بهش گفته بشه متوجه میشه - منظورتون تاتاگیاست دیگه؟

تاتاگلیا یه جاکشه. اون هیچوقت نمیتونست سانتینو رو بکشه

اما من تا به امروز نمیدونستم که تمامِ این کار ها رو بارزینی انجام داده

...کاهو

گوجه, فلفل

گل ها

...هشت تا

درخت انجیر

- قشنگه - ...بابا

قضیه سانی چی میشه؟

قضیه سیسیل چی؟

من قسم خوردم که هیچوقت پیمان صلح رو زیر پا نذارم

اما مگه با این کار , ضعف مون رو بهشون نشون نمیدیم؟

آره این کار ضعف نشون دادنه

شما بهشون قول دادین که پیمان صلح رو زیر پا نذارین

ولی من بهشون قولی ندادم

نیازی نیست توی این کار نقشی داشته باشین

من تمام مسئولیت ها رو قبول میکنم

خب.. برای صحبت کردن راجب این موضوع وقت زیاده

زودباش, نانسی

پیش همدیگه باشین, همگی , برایان

باشه, خیلی خب

چند وقته برگشتی؟

یه سالی میشه

یا شایدم بیشتر

خیلی خوبه که دوباره میبینمت, کِی

الان دارم برای پدرم کار میکنم, کِی

اون خیلی مریضه. خیلی ناخوشه

اما تو مثل پدرت نیستی. بهم گفتی که تو قرار نیست مثل پدرت بشی

پدر من با مردان قدرتمند هیچ فرقی نداره

هر مردی که در قبال مردم دیگه مسئوله

مثل یه سناتور و یه رییس جمهور

- میدونی الان چقدر ساده لوح به نظر میای؟ - چرا؟

سناتور و رییس جمهور که آدم نمیکشن

الان کی ساده لوحه, کِی؟

نحوه پیش بردن کار ها به روش پدرم دیگه تمومه حتی خودشم اینو میدونه

تو پنج سال آینده خانواده کورلئونه قراره کاملا قانونی بشه

بهم اعتماد کن. این تمام چیزیه که من میتونم ...راجب کسب و کارمون بهت بگم. کِی

مایکل, چرا اومدی اینجا؟ چرا؟

بعد از این همه مدت از من چی میخوای؟ بعد از اون همه تماس ها و نامه نوشتن ها

اومدم اینجا چون بهت نیاز دارم بهت اهمیت میدم

- لطفا تمومش کن, مایکل - چون... ازت میخوام که باهام ازدواج کنی

- خیلی دیر شده - ...لطفا کِی

هر کاری بگی میکنم. هرکاری که بتونه اتفاقاتی که بینمون افتاده رو جبران کنه

چون این مهمه, کِی ...چون چیزی که مهمه اینه که

ما همدیگه رو داریم این که یک زندگی تشکیل بدیم

که بچه دار بشیم. بچه های خودمون

کِی من بهت نیاز دارم

و دوستت دارم

افراد بارزینی به قلمرو من دست درازی میکنن و ما هم هیچ کاری رو در برابرش انجام نمیدیم

- چند وقته دیگه حتی کلاهم هم نمیتونم جایی بذارم - صبور باش

من برای درخواست کمک نیومدم فقط دستمو باز بذار

- صبور باش - ما باید از خودمون محافظت کنیم

- بذار چند نفر جدید به کار بگیرم - نه

- نمیخوام بارزینی بهونه ای برای مبارزه پیدا کنه - مایک تو اشتباه میکنی

...دون کورلئونه

شما یه روز گفتین که من و تسیو میتونیم خانواده ی خودمون رو تشکیل بدیم

تا امروز هیچوقت راجبش حتی فکر هم نمیکردم باید ازتون اجازه شو بگیرم

الان دیگه مایکل سرپرست خانواده است

اگه اون این اجازه رو بده پس دعای خیر منم پشت شماست

بعد از اینکه نقل مکان کردیم به نوادا

شما میتونید خانواده کورلئونه را ترک کنین و مستقل بشین

- چقدر ممکنه طول بکشه؟ - شش ماه

ببخشید,اما با رفتن شما, من و پیت تحت فشار بارزینی قرار میگیریم

من از اون بارزینی متنفرم. در عرض شش ماه چیزی باقی نمیمونه که ما بتونیم تشکیل بدیم

- شما به قضاوت و تصمیمات من ایمان دارین؟ - بله

- آیا من وفاداری شما رو دارم؟ - همیشه , پدرخوانده

پس دوست مایکل باشین. هرکاری که میگه رو انجام بدین

درباره چیز هایی که مشکلاتتونو حل میکنه و به سوالاتون جواب میده مذاکره شده

این تمام چیزیه که الان میتونم بهتون بگم

کارلو, تو توی نوادا بزرگ شدی

وقتی داریم مقدمات رفتن به اونجا رو آماده میکنیم تو دست راست من خواهی بود

تام هیگن از این به بعد دیگه مشاور نیست او وکیل ما در لاس وگاس خواهد بود

ایرادی به تام وارد نیست, این فقط چیزی هستش که من میخوام

از اون گذشته , اگه به کمک نیاز داشته باشم چه مشاوری بهتر از پدرم؟ همین

- متشکرم, پدر - برات خوشحالم, کارلو

مایکل, چرا منو بیرون کردی؟

به هر حال ما قراره قانونی بشیم, تام تو هم مردِ قانون هستی

جه جیزی از این مهمتر؟

من در مورد این صحبت نمیکنم

من دارم راجب راکو لامپونه صحبت میکنم که بدون اطلاع من داره یه دسته سرّی درست میکنه

حالا چرا این تویی که مستقیم با نِری مراورده میکنی؟ نه از طریق من؟ یا حتی یکی از سردسته ها؟

چطوری خبردار شدی؟

آدمای راکو یه کم برای کارشون زیادی خوبن

اونا دارن بیشتر از کاری انجام میدن پول گیرشون میاد

بهت که گفته بودم تمام اینها از چشمش پنهان نمیمونه

مایک , چرا منو بیرون میکنی؟

تو مشاور زمان جنگ نیستی تام

با این حرکتی که قراره بکنیم اوضاع ممکنه سخت بشه

تام

من به مایکل گفتم.من هیچوقت فکر نکردم که تو مشاور بدی هستی

فکر میکردم که سانتینو دون بدی میشد خدا بیامرزتش

هم به مایکل و هم به تو اعتماد کامل دارم

اما دلایلی وجود دارن که چرا تو نباید هیچ نقشی در اتفاقی که ممکنه بیفته, داشته باشی

- شاید بتونم کاری انجام بدم - تو برکناری, تام

میخوام با پدرم تنها باشم

فکر کنم لوکا براتزی خودتو پیدا کردی

بهش احتیاج دارم

نمیتونم با چهره ات کنار بیام

واقعا خوب به نظر میرسه

دکتره کارش درست بوده

چه کسی تو رو راضی به این کار کرد؟ کِی راضیت کرد؟

هی هی , اونا رو همینجا بذار

بعداً بهشون رسیدگی میکنیم

مایکل خسته است, میخوادبه خودش برسه بذار من در رو باز کنم,باشه؟

- !سلام, مایک! به لاس وگاس خوش اومدی - !همش برای توئه, بچه جون! تمام اینا فکر خودش بود

- نه بابا کار برادرت فردی بود - دخترا

الان برمیگردم. سرگرمشون کن

- هر چیزی تو بخوای بچه جون, هر چی - این دخترا کی هستن؟

- اینو دیگه خودت باید بفهمی - بیرون شون کن , فردو

- ...هی مایک - من برای کار اینجام .بگو شرّشون رو بکنن

خسته ام, بگو گروه موسیقی هم بره

هی, جمع کنین,بلند شین برین

هی تموم شد دیگه هی آنجلو

هی زودباشین بزنین به چاک دیگه

زودباش,عزیزم.نمیدونم چش شده, جانی

ببخشید

نمیدونم حتما خسته است

مو گرین کجاست؟

گفتش یکم کار داره و وقتی مهمونی شروع شد بهش زنگ بزنیم

خب , بهش زنگ بزن

- جانی چطوری؟ - از دیدنت خوشحالم, مایک

- ما بهت افتخار میکنیم - ممنونم

بشین,میخوام باهات صحبت کنم دون هم بهت افتخار میکنه

خب,من همه چی رو بهش مدیونم

دون میدونه تو چقدر سپاسگزاری,برای همینم هست که ازت میخواد یه لطفی رو در حقّش انجام بدی

مایک,چه کاری میتونم انجام بدم؟

خانواده کورلئونه میخواد که تمام سهام خودش رو در کسب و کار روغن زیتون بفروشه و در اینجا مستقر بشه

مو گرین سهم خودش از هتل و کازینو ها رو به ما میفروشه پس ما صاحب همه چیز میشیم

مطمئنی که این کارو میکه؟ مو گرین عاشق این کاره هیچوقت نگفته که میخواد سهمش رو بفروشه

یه پیشنهادی بهش میدم که نتونه رد کنه

ببین , جانی

ما فهمیدیم که تفریح و سرگرمی میتونه قمارباز ها رو به کازینو ها بکشونه

ما امیدواریم قراردادی با تو امضا کنیم که 5 بار در سال بیای اینجا برنامه اجرا کنی

شاید هم بعضی از دوستان بازیگرت رو هم بتونی راضی کنی همین کارو بکنن

ما روت حساب میکنیم

حتما,مایک من هرکاری برای پدرخوانده ام انجام میدم

خوبه

سلام مایک! سلام رفقا همه هم که اینجان. فردی,تام

- از دیدنتون خوشحالم - مو,چطوری؟

چیزی کم و کسری ندارین؟ غذایی ویژه که فقط برای شما پخته شده,بهترین رقاص ها

برای همه ژتون بذار که بتونن دور خونه باهاش بازی کنن

اعتبار من اونقدری هست که بتونم تو رو بخرم؟

منو بخری؟

کازینو, هتل. خانواده کورلئونه میخواد سهمت رو بخره

خانواده کورلئونه میخواد سهم منو بخره؟ نه شما سهم منو نمیخرین,من سهم شما رو میخرم

کازینوی تو داره ضرر میکننه ما میتونیم بهتر از این بگردونیمش

- فکر میکنی من دارم پول بالا میکشم؟ - نه فقط بدشانسی

شما ایتالیایی های عوضی منو به خنده میندازین

وقتی اوضاع تون بد بود , فردی رو پیش خودم آوردم !حالا میخواین منو با تیپ پا بندازین بیرون

تو فردی رو آوردی پیش خودت چون خانواده کورلئونه خرج کازینوت رو میداد

و خانواده مولانری هم در سواحل امنیتش رو تضمین کردن. بیا راجب کار با هم حرف بزنیم

آره بیا راجب کار صحبت کنیم مایک. اول از همه ,کار شما تمومه خانواده کورلئونه دیگه اون زور بازوی قبل رو نداره

پدرخوانده مریضه. درسته؟ خانواده های دیگه و بارزینی دارن شما رو از نیویورک میندازن بیرون

فکر کردی چی میشه؟ فکر کردی میتونی بیای به هتل من و اینجا رو تصرف کنی؟

من با بارزینی صحبت کردم. میتونم یه معامله بکنم و هتلم رو هم نگه دارم

برای همینم جلوی مردم به برادرم سیلی زدی؟

اون که چیزی نبود, مایک مو هیچ منظوری بابت این کار نداشت

درسته که بعضی وقت ها کنترلش رو از دست میده اما ما دوستای خوبی هستیم

من دارم یه کسب و کار رو اداره میکنم باید حال بعضی ها رو جا بیارم تا همه چی درست پیش بره

ما یه بار با هم بحث کردیم پس باید سر عقل میاوردمش

برادر منو سر عقل بیاری؟

اون داشت دو تا پیشخدمت های سروِ کوکتل رو همزمان میکرد, به بازیکن ها کوکتل نمیرسید

تو چه مرگت شده؟

من فردا نیویورک رو ترک میکنم فکر یه قیمت باش

حرومزاده

!میدونی من کی ام؟ من اسمم مو گرینه وقتی تو هنوز موز بودی,من آدم میکشتم

یه دقیقه صبر کن, مو. یه فکری دارم

تام, تو مشاوری ...میتونی با دون صحبت کنی

یه دقیقه صبر کن. دون تقریبا دیگه بازنشسته شده و مایک حالا سرپرست کار و کاسبی خانواده است

اگه چیزی برای گفتن دارین باید به مایکل بگین

مایک, تونمیتونی پاشی بیای لاس وگاس و !با کسی مثل مو گرین این شکلی حرف بزنی

...فردو

تو برادر بزرگتر من هستی و من دوستت دارم

اما هیچوقت دوباره , طرف یکی دیگه رو در مقابل خانواده نگیر

باید پدرم و آدماش رو ببینم پس شام رو بدون من بخور

این آخر هفته میریم بیرون. میریم شهر یه فیلم میبینیم و با هم شام میخوریم

خواهرت میخواد یه چیزی ازت بپرسه

- پس بذار خودش بپرسه - اما میترسه

کانی و کارلو از تو میخوان که پدرخوانده ی پسرشون بشی

- میبینیم چی میشه - این کارو انجام میدی؟

بذار راجبش فکر کنم, بیا

اول بارزینی یه حرکت بر علیهت میکنه

اون یه جلسه بین تو و کسی که بهش اعتماد کامل داری ترتیب میده

امنیتت رو تضمین میکنه

و در اون جلسه , تو کشته میشی

دلم میخواد بیشتر از قبل شراب بنوشم

- هرچند, دارم بیشتر هم مینوشم - برات خوبه, پدر

نمیدونم

از زندگیت با همسرت و بچه هات احساس خوشحالی میکنی؟

- خیلی خوشحالم - خوبه

امیدوارم اینطوری که با قضیه بارزینی پیش رفتم ناراحتت نکرده باشه

- نه, به هیچ وجه - این یه عادت قدیمیه

من تمام عمرم سعی کردم که بی توجه و غافل نباشم

زن و بچه آدم میتونن غافل و بی توجه باشن اما مرد ها نمیتونن

- پسرت چطوره؟ - خوبه

هر روز داره بیشتر شبیه تو میشه

از من زرنگ تره. سه سالشه اما میتونه قسمت های بامزه ی روزنامه رو بخونه

میتونه قسمت های بامزه ی روزنامه رو بخونه

میخوام یه نفر رو برای کنترل تمام تماس های ورودی و خروجی هم قرار بدی

- همین الان هم گذاشتم. انجامش دادم, پدر - درسته. یادم رفته بود

چی شده؟

چی اذیتتون میکنه؟

از پسش برمیام. بهت گفته بودم که از پسش برمیام پس انجامش هم میدم

فکر میکردم یه روز سانتینو تمام اینکار ها انجام میده

...و فردو

...خب فردو

اما هیچوقت هیچکدوم از این چیزا رو برای تو نمیخواستم

تمام عمرم رو تلاش کردم تا شرمنده خانوادم نباشم

و نمیخواستم که مثل یک احمق به نظر بیام

و به دست دیگران کنترل بشم

شرمنده نیستم. این زندگیه منه اما فکر میکردم

وقتی زمان تو سر برسه, تو اون کسی میشی که دیگران رو کنترل میکنه

سناتور کورلئونه. فرماندار کورلئونه یا هر چیز دیگه ای

یه کله گنده ی دیگه

...خب

فقط زمان کافی نبود, مایکل زمان کافی نبود

به اونجا هم میرسیم, پدر به اون مرحله هم میرسیم

حالا گوش کن, هر کسی اومد پیشت تا راجب جلسه بارزینی حرف بزنه

اون آدم خائنه فراموش نکن

میشه نگهش دارم , لطفا؟

- میشه به اینا آب بدم؟ - آره میتونی بهشون آب بدی

اینجا , اینجا

مواظب باش. داری همشو میریزی پایین

!آنتونی

بیا اینجا ,بیا اینجا

همینه, میذاریمش همینجا

میخوام بهت یه چیزی نشون بدم بیا اینجا

همونجا وایسا

!یه پرتقال بهم بده

این یه حقّه جدیده

بدو اونجا بدو اونجا

کجایی؟

مایک, میتونم یه دقیقه از وقتت رو بگیرم؟

بارزینی میخواد جلسه ای ترتیب بده

اون میگه که ما در اون جلسه میتونیم تمام مشکلاتمون رو حل کنیم

- تو باهاش صحبت کردی؟ - آره

توی منطقه من انجام میشه و من امنیتت رو تضمین میکنم

- خیلی خب؟ -خیلی خب

میدونی چطوری میان سراغت؟

اونا یه جلسه ای رو در بروکلین در منطقه ی تسیو, ترتیب میدن

جایی که مثلا امنیتم تضمین میشه

همیشه فکر میکردم کار کلمنزو باشه نه تسیو

این یه حرکت زیرکانه است تسیو همیشه زرنگ تر بود

اما من صبر میکنم

بعد از مراسم غسل تعمید

تصمیم گرفتم, پدرخوانده ی بچه ی کانی بشم

و بعد از اون با بارزینی ملاقات میکنم

و همینطور با تاتاگلیا و تمام روٌسای پنج خانواده

مایکل,تو به خداوند بزرگ , پدر و خالق بهشت و جهنم و زمین اعتقاد داری؟

بله اعتقاد دارم

آیا تو به عیسی مسیح , تنها پسر خداوند اعتقاد داری؟

بله اعتقاد دارم

آیا به روح القدس و کلیسای مقدس کاتولیک اعتقاد داری؟

بله اعتقاد دارم

مایکل فرانسیس ریتزی آیا شیطان را از خود میرانی؟

بله, شیطان را از خود میرانم

و تمام اعمالش را؟

بله, از خود میرانم

!اوه خدایا

- و تمام غرور و خودپسندی هایش را؟ - بله تمام آن ها را از خود میرانم

مایکل ریتزی, آیا شما غسل تعمید این کودک را برعهده میگیرید؟

بر عهده میگیرم

مایکل ریتزی, همیشه در آرامش باشید و خداوند یار و یاورتان باشد,آمین

!کِی

پدرخوانده ات رو ببوس

کارلو ,نمیتونیم به وگاس بریم. یه کاری پیش اومده همه باید بدون ما برن

- !مایک, این اولین مسافرتمونه - کانی , لطفا

برگرد خونه, منتظر تماسم باش موضوع مهمّیه

دو سه روز فقط طول میکشه

ما در راه بروکلین هستیم

- امیدوارم مایک بتونه توافق خوبی رو برامون رقم بزنه - مطمئنم همینطور میشه

سال, تام, رییس میگه با ماشین جداگانه ای قراره بیاد پس شما دو نفر با هم میرین

- نمیتونه این کارو بکنه, تمامِ برنامه ریزی های منو به هم میریزه - این چیزیه که گفتن

منم نمیتونم برم , سال

به مایک بگو فقط به خاطر کار بود که این کارو کردم من همیشه دوستش داشتم

- اون درک میکنه - عذر میخوام, سال

تام, میتونی منو از این وضع خلاص کنی؟

- به خاطر قدیما؟ - نمیتونم این کارو بکنم , سالی

کارلو , تو باید بابت سانتینو جواب پس بدی

- مایک, تو اشتباه متوجه شدی - تو سانتینو رو به آدمای بارزینی لو دادی

اون نمایشی که با خواهرم راه انداختی

- فکر کردی میتونی یه کورلئونه رو گول بزنی؟ -من بیگناهم. به جون بچه هام قسم میخورم

- لطفا, این کارو نکن - بشین

این کارو باهام نکن, لطفا

بارزینی مرده

و همینطور فیلیپ تاتاگلیا

مو گرین

ستراچی کونِئو

الان دیگه من تجارت خانواده رو اداره میکنم پس به من دیگه نگو که بیگناهی, کارلو

به کاری که کردی اعتراف کن

بهش یه کم مشروب بدین

زودباش

نترس, کارلو. فکر کردی من خواهرم رو بیوه میکنم؟

من پدرخوانده پسرت هستم, کارلو

ادامه بده, بنوش

نه کارلو, تو رو از تجارت خانواده بیرون میکنم ابن تنبیه توئه

کارت تمومه با یه هواپیما میفرستمت به وگاس

تام

میخوام اونجا بمونی. متوجه شدی؟

فقط به من نگو که بیگناهی

چون این حرفت به شعورم توهین میکنه خیلی عصبانیم میکنه

چه کسی بهت نزدیک شد؟

تاتاگلیا یا بارزینی؟

بارزینی بهم نزدیک شد

خوبه

ماشین بیرون منتظرته که ببرتت به فرودگاه

به زنت زنگ میزنم و بهش میگم که با کدوم پرواز میری

- ...مایک - از جلو چشمام دور شو

سلام کارلو

- ...دارم سعی میکنم بهت بگم - !مامان, لطفا

!مایکل

- چی شده؟ - تون کجاست؟

!مایکل, عوضیه کثافت تو شوهرم رو کشتی

تا مرگ پدر صبر کردی, تا کسی نتونه جلوتو بگیره بعدشم کشتیش

به خاطر سانی همیشه سرزنشش میکردی همه سرزنشش میکردن

!اما هیچوقت به من فکر نکردی حالا ما باید چیکار بکنیم؟

کانی

فکر میکنی چرا کارلو رو تو پیاده رو نگهش داشت؟ تمام مدت میدونست که قراره اونو بکشه

و بازم قبول کردی که پدرخوانده ی بچه مون بشی !عوضی کثافت سنگدل

میخوای بدونی با کارلو چند نفر دیگه رو هم کشته؟ !روزنامه هارو بخون

!همچین آدمی شوهرته !این آدم شوهرته

!نه, نه, نه

ببرینش طبقه بالا. براش دکتر بیارین

شوک عصبی بهش وارد شده

شوک عصبی

مایکل, این حرفا درسته؟

- !راجب کار از من سوال نپرس, کِی - اینا حقیقت دارن؟

راجب کار از من هیچی نپرس !کافیه

خیلی خب

فقط این بار

فقط همین یک بار میذارم راجب کار از من بپرسی

راسته؟

راسته؟

نه

فکر کنم هر دوتامون به مشروب نیاز داریم.زودباش

دون کورلئونه

دریاچه تاهو , نوادا سال 1958

یه کار هیجان انگیز انجام بده همین خوبه

الان بهترین فرصت توئه. زودباش

پشیزی هم به اینکه تو شوهرمی نمیدم

دست های کثیفت رو از روی من بردار

!و خفه هم نمیشم

عزیزم, یه دقیقه صبر کن

- بیا با هم یه دوری بزنیم, هاه؟ - !به اندازه کافی دور زدم

میخوام برادر شوهرم ,مایکل رو ببینم

نمیخوام تو رو توی این وضعیت ببینه

میشه ماشینو پارک کنین, لطفا؟

بیا, عزیزم, لطفا فقط یه دقیقه ام که شده به حرفم گوش بده

!نه! ولم کن

!نه

میدونی باهام چیکار کردی؟

بهم گوش بده

مایکل اشخاص محترمی رو دعوت کرده

دوست های کِی اینجا هستن

اگه این مهمونی رو به هم بریزی بیچاره میشم

اوه که اینطور؟ از کِی تا حالا تو از برادر کوچکترت میترسی؟

چون اون سرپرست خانوادست

هی کلید ماشین رو آوردی؟

!لاوری

!لاوری

مامان

مامان

- !ببین کی اینجاست - پدر کارملو

- ایشون پدر کارملو هستن - منم مِرل جانسِن هستم

از دیدنتون خوشحالم. سلام عذر میخوام

- بالاخره اومدم - بعد از یک هفته؟

من برات هفته پیش ماشین فرستادم تا بره تو رو از فرودگاه بیاره

یه هرج و مرجی شده بود که نگو

حالا هر چی, با یک هفته تاخیر بالاخره که اومدم,

و اینو برای مامانم آوردم

- این دیگه چیه؟ - مِرل رو یادت میاد, مگه نه؟

- سلام مامان - آره , سلام

چطوری؟ ممنونم

مایکل کجاست؟ ...باید باهاش صحبت کنم

باید تکلیف چند تا چیز رو مشخص کنم نمیتونم تو نوبت بمونم

...اول میری سراغ بچه هات و میبینیشون

و بعدش نگران تو نوبت موندن و دیدن ...برادرت باش

مثل هر کس دیگه ای

گارسون, یه لیوان شراب قرمز دارین؟

متاسفم, فقط شامپاین و کوکتل داریم

یه آبجوی تگری برام بیار, گلوم خشک شده

سعی خودم رو میکنم

هی, فرانکی, یکم آب دارم بیا اینجا

!فردو, ای حرومزاده

!عالی به نظر میای

!فرانک پنتانجلی

فکر میکردم هیچوقت ممکن نیست به غرب بیای

باید یه سری به پسرام میزدم, مگه نه؟

- هی فردو,چه بلایی سر غذاهای اینجا اومده؟ - مگه چی شده؟

...بچه هایی با لباس های سفید میان پیشم

به من یه بیسکوییت و جگر تیکه تیکه ...شده میدن

بعد میگن که اسمش کاناپه است (کاناپه) اسم نوعی غذای فرانسوی است

!منم گفتم : ارواح عمت که این نخود فرنگیه با اسم غذا شوخی کرده

این که بیسکوییت و جگر تیکه تیکه شده ست

- غذاهایی مثل فلفل و سوسیس بیارین - هی, فردی

تو, منو یاد نیویورک میندازی روز های قدیم, هاه؟

هی, فردو ویلی چیچی رو یادت میاد؟

با کلمنزو ی پیر توی بروکلین بودن

ما همه خیلی ناراحت شدیم

حمله قلبی, درسته؟

نه, حمله قلبی در کار نبود

برای همینه که اومدم برادرت مایک رو ببینم

- اما اون چه مرگش شده؟ - منظورت چیه؟

منظورم اینه که, چی کار باید بکنم؟ ...منم باید

یه معرفی نامه دستم بگیرم تا یه جا بتونم بشینم؟

نذاشتن مایک رو ببینی؟

!گفتش باید توی لابی منتظر بمونی

مایکل, ایشون گاردنر شاو هستن

فرانچسکا و او شش ماه میشه که

همو میبینن

گاردنر, ایشون عموی فرانچسکا هستن

- حالتون چطوره, قربان؟ - سلام

خیلی تعریفتون رو شنیدم , جناب کورلئونه

اونا میخوان تاریخ عروسی رو مشخص کنن

...فکر میکردم که شاید دو ماه دیگه

اجازه بده, اجازه بده خودشون صحبت کنن

چرا نمیشینی؟

بله قربان. ممنون

فرانچسکا, حالت چطوره؟

خوبم. ممنون, عمو مایکل

و چی میخواستین بهم بگین؟

خب, عمو مایکل, ما همدیگه رو خیلی دوست داریم

و میخوایم ازدواج کنیم

و اومدیم تا برامون دعای خیر بکنین

هی مایک , حدس بزن کی اینجاست

الان وقت مناسبی نیست, فردی

به مایک بگو , فرانکی بیرونه , خیلی خب؟

- بهش میگم - چی شده؟

موضوع خانوادگیه

همونطور که میدونی, گاردنر

فرانچسکا دخترِ برادر بزرگتر منه

و برادرم سانی , سال ها پیش از دنیا رفت

و من برای فرانچسکا بیشتر حکم پدر رو دارم

تا عموش

خیلی دوستش دارم

منم همینطور

خب, ممنونم ازینکه, قبل از همه اومدین پیش من

قبل ازینکه طبق برنامه هاتون پیش برین

این نشون میده که تو مرد با فکری هستی

متشکرم قربان

- کالج میری؟ - بله قربان , کالج میرم

- چی میخونی - هنر های زیبا

چطوری میخوای خرج زنت رو با هنر های زیبا در بیاری؟

سوال خوبیه

خب ,ببخشید

از گفتنش خجالت میکشم,ربان

اما من سهامدار عمده شرکت خانوادگیمون هستم

تو نباید از داراییت خجالت بکشی

تحقیر کردن بی پول ,فقط یه ترفند دیگه ثروتمندانه

تا فقیر رو از پول دور نگه داره

خب, دیگه چی میتونم بگم؟

معلومه که دعای خیر منو همراهتون دارین

ممنون

خیلی برات خوشحالم

نگران نباش تو قراره بعدی باشی

تبریک میگم

ممنونم , قربان

شاید بهتر باشه یه رشته ی دیگه ای رو

مثل مدیریت تجارت رو هم در نظر داشته باشی فقط برای اینکه خیالت راحت باشه

مطمئن باش که جهیزیه اش کامل و دهن پر کن باشه

پسره از خانواده ایه که فکر میکنن عروس های ایتالیایی

پابرهنه ان

!کِی! زن عمو کِی

!عمو مایکل بهترین مردِ روی زمینه

اسمش فرد وینسنت هست

یه مغازه کوچیک پیتزافروشی توی بوفالو رو میگردونه

زن آمریکایی داره, دو تا بچه کوچیک

رد شو زدیم

فهمیدیم به طور غیرقانونی از سیسیل اومده اینجا زندگی میکنه

تقریبا سال 1956 اومده اینجا

با حمایت و هزینه خانواده ی بارزینی

خودشه

فابریتزیو

چرا انقدر طور کشید؟

...خدایا! نمیتونم باور کنم

...بیشتر از 30 تا موزیسین حرفه ای اینجاست

حتی یک ایتالیایی هم بین شون نیست

زودباشین,بیاین آهنگ تارانتلا بزنیم

!تو, بلند شو! زودباش! بلند شو بلند شو

میخوام با خواهرم تنها باشم

به منم مربوطه. میشه بمونم؟

چطوری, عزیزم؟

مِرل رو که میشناسی توی وگاس همراهم بود

- با تو دیدمش - میشه یه مشروب داشته باشم؟

اَل,میشه براش یه نوشیدنی بیاری؟

ما میخوایم بریم اروپا.دوست دارم با کشتی کویین سفر کنم

پس برای چی امدی پیش من؟ چرا نرفتی به یه آژانس مسافرتی تا کاراتو برسه؟

قراره قبلش با هم ازدواج کنیم

هنوز مهر طلاق نامه ات خشک نشده و الان میخوای ازدواج کنی؟

بچه هات رو آخر هفته ها میبینی؟

هیچ میدونستی پسر بزرگت, ویکتو ...به جرم دزدی توی رِینو دستگیر شده؟

اونوقت تو با مردهایی که ازت سوءاستفاده میکنن میری دور دنیا رو میچرخی

- !تو بابای من نیستی - پس برای چی اومدی پیش من؟

چون پول میخوام

میخوام باهات منطقی صحبت کنم

چرا پیش خانواده ات , همینجا نمیمونی؟

اینطوری میتونی با درآمد مستقل با بچه هات زندگی کنی

هیچ کم و کسری نخواهی داشت میتونی هر چیزی که دلت بخواد رو داشته باشی

من مِرل رو نمیشناسم نمیدونم چیکاره ست

نمیدونم کجا زندگی میکنه

...بهش بگو که باهاش عروسی نمیکنی

و دیگه نمیخوای ببینیش

اون درک میکنه. باور کن

کانی

...اگه به حرفم گوش نکنی

...و با این مرد ازدواج کنی

نا امیدم میکنی

- جانی اُلا - اَل نِری

با وکیلم ,تام هیگن ,آشنا هستین؟ جانی اُلا

معلومه. تام هیگن رو از قدیما میشناسم

روکو, این چیه؟

این یه پرتقال از میامی هستش

هوای آدمای جانی رو داشته باش به نظر میاد گرسنه باشن

- خوبه که میبینمت - تام قرار نیست در این جلسه حضور داشته باشه

الان فقط به برخی از کارهای تجارتی خانواده رسیدگی میکنه

- تام؟ - البته, مایک

چی میل داری, جانی؟

آنیسِته

مایکل ,اگه به چیزی احتیاج داشتین من بیرونم خیلی خب؟

فقط به روکو بگو ما منتظریم,تام

همین الان آقای راث رو به میامی رسوندیم

- سلامتیشون در چه حده؟ - خوب نیستن

کاری هست که بتونم انجام بدم چیزی بتونم براشون بفرستم؟

ایشون از توجه شما قدردانی میکنن, مایکل, و همینطور احترام شما

اون کازینویی که بهش علاقه مندی به اسم

جیکوب لارنس,الن بارکلِی,ثبت شده هر دوی اونها از وکلای بورلی هیلز هستند

صاحبان اصلی اونجا گروه لاکویل رود

و دوستان ما در میامی هستند

مِیِر کلینگمن هم بخشی را در اختیار داره صاحب یک مغازه است

و کار و بارش هم خوبه

اما از من خواسته شده تا بهت بگم ...اگه از جاش تکونش بدی

دوستان ما در میامی هم همراهش میرن

لطف ایشون رو میرسونه

مراتب قدردانی منو بهشون برسونید

هایمن راث, همیشه به دوستانش نفع میرسونه

یکی پس از دیگری دوستان قدیمی از پیش مون رفتن

مرگ, طبیعی یا غیر طبیعی

زندان میرن, یا اخراج از کشور

...هایمن راث تنها کسیه که مونده

چون همیشه به دوستانش نفع رسونده

!انتونی. نه

انتونی, نه, نه

نمیخوام نزدیکِ اون خونه بشی

...کادیلاک قرمز, پلاک نوادا به شماره ی

!انتونی

240792 لطفا جای دیگه ای پارک بشه

- خانم ها و آقایان - فرانکی, بیدار شو

برجسته ترین مهمان امروز مایل هستن تا چند کلمه ای صحبت کنن

خواهش میکنم به سناتور گِری از ایالت نوادا خوش آمد بگین

و همینطور خانم گِری

بسیار متشکرم, خانم ها و آقایون

...امروز روز بسیار,بسیار خوبی برای من

و برای همسرم, خانم گرِی هست

...ما به ندرت میتونیم نوادا رو ببینیم

...اما در این روزِ به خصوص

میتونیم به دوستان قدیمی ملحق شویم, ...و دوستان تازه ای پیدا کنیم

و به اولین جشن عشا ربانی این ...مرد جوان کمک کردیم

...و از خانواده این پسر هم تشکر کنیم

برای کمک های ارزنده ای که به این ایالت کردن

...در دست من یک چک به وجه دانشگاه قرار داره

و این یک کمک بسیار بزرگی از

...طرف

انتونی ویتو کورلئونه است

و این چک توسط پدر و مادر ...این مرد جوان امضا شده

کسانی که فکر میکنم الان هممون اونها رو میشناسیم

...مایک, پَت, کِی

بلند شین,لطفا بذارین همه دوستان شما رو ببینن

دوستان, از همه شما میخوام ...که به من بپیوندید

و قدردانی واقعی نوادا رو به

خانم و آقای کورلئونه تقدیم کنیم

حالا میتونیم از اجرای گروه کُر پسران سیِرا لذت ببریم

همچنین آن ها آهنگ ویژه ای

و برنامه مخصوصی را تدارک دیده ان

تا از میزبان شان جناب مایکل کورلئونه قدردانی کرده باشند

پسرا

لوح

خیلی خب, دوستان, لوح رو در عکس داریم؟

اینم برای شماست

سناتور,فقط شما و خانم کورلئونه

- عذر میخوام - ایشون وکیلم تام هیگن هستن

- سناتور گِری - جناب هیگن

ایشون از طریق آدم شما ,ترنبال ترتیب همه چیز رو دادن

- بله بله - بشینید

فکر میکردم من و شما قراره تنها صحبت کنیم

من با تمام وجود وجود به این افراد اعتماد دارم سناتور

اگه ازشون بخوام این جلسه رو ترک کنن توهین محسوب میشه

به نظر من که اشکالی نداره, اما باید به شما بگم که من آدم رکی هستم

و میخوام رک و پوست کنده با شما حرف بزنم

رک تر از هر کس دیگری که در جایگاه من تا حالا باهاتون دیدار کرده

خانواده کورلئونه در نوادا عملکرد خوبی داشتن

شما مالک و مدیر, ...دو هتل بزرگ در وگاس و

و یک هتل در رِنو را به عهده دارید

که از مالیات معافه

پس هیچ مشکلی با با حق کمیسیون وجود نداره

...اما الان منابع به من میگن که

شما قصد دارین , حرکاتی بر ضد تروپیگالا انجام بدین

...اونا بهم گفتن در عرض یک هفته

میخواین کلینگمن را از دور خارج کنین

این کاملا توسعه و زیاده خواهیه

هر چند, این یک مشکل تکنیکی براتون به وجود میاره

مجوز هتل هنوز به اسم کلینگمنه

ترنبال ,مردِ خوبیه

...آره,خب, بیا فقط بیا این مضخرفات رو بذاریم کنار

نمیخوام بیشتر از اونکه لازم باشه,اینجا بمونم

شما میتونین مجوز را داشته باشین

...قیمتش 250 هزار دلاره

به علاوه , ماهیانه 5 درصد از درآمدِ

...هر چهار هتل تون

جناب کورلئونه

گرفتن مجوز هتل کمتر از 20 هزار دلاره

- درسته؟ - درسته

چرا باید بیشتر از این بپردازم؟

چون من میخوام لهت کنم

من از آدمایی مثل شما خوشم نمیاد

دوست ندارم ببینم آدمایی با موهای چرب به این کشور پاک ,پا بذارن

لباس های ابریشمی بپوشن

و ادای آمریکایی ها رو دربیارن

با وجود نمایش های خنده دار و مسخره

و ژست های متقلبانه ی تو

و تمام اون خانواده ی عوضیت باهات کار میکنم

سناتور

ما هر دو انسان های ریاکاری هستیم

اما هرگز فکر نکن که به خانواده ی من ارتباطی داشته باشه

خیلی خب خیلی خب

بعضی آدما باید بازی های کوچیک شون رو انجام بدن

تو هم بازی خودت رو داری

بیا بگیم که تو برای منافعت با پیشنهاد من موافقت کردی

جواب و پول رو تا ظهر فردا وقت داری بهم برسونی

و یه چیز دیگه هم هست دیگه با من تماس نگیر, هیچوقت

از الان به بعد, تو با ترنبال سر و کار داری درو باز کن, پسرم

سناتور, اگه دوست داشته باشین همین الان جوابم رو گوش بدی

پیشنهاد من اینه

هیچی

حتی پول گرفتن مجوز رو هم نمیدم

چون مایلم خودتون ,شخصاً بهم تحویلش بدین

بعد از ظهرتون به خیر, آقایون

خانما. نمیدونستم این بیرون هستین

- باید بریم. دیرمون شده - واقعا؟ عذر میخوام

خیلی بهمون خوش گذشت از اینکه دعوتمون کردین متشکریم

باعث افتخار بود از حرف زدن با شما لذت بردم

به سلامتی خانواده صد ساله باد

"چن تانی" یعنی چی؟

چن تانی یعنی صد ساله باد

یعنی همگی برای صد سال به خوبی در کنار خانواده زندگی کنیم

اگه پدر زنده بود ,میشد باورش کرد کانی

مِرل, با زن داداشم دیانا آشنا شدی؟

- همسر فردو - خوشبختم , مِرل

- چطورین؟ - خوشبختم

منظورش از این کار چی بود؟

با تمام احترام ,من نیومدم اینجا تا فقط شام بخورم

میدونم ,میدونم

آقای پنتانجلی, امروز داشتین با انتونی حرف میزدین,درسته؟

به زبان سیسیلی با هم صحبت کردیم

یه مکالمه ی یه طرفه بود

بله, متوجه میشم

اون یه پسر کوچیکه, میدونین که

چی شده؟ فقط میخوام برقصم

تو که رو پات بند نیستی

میدونم چرا اینکارو میکنی. حسودیت شده , چون اون مرد بهتر از توئه

به خدا قسم,اگه ساکت نشی دهنت رو میبندم

اگه میتونستی , دهن مادرت رو میبستی

یه چیزی رو میخواین بدونین؟ این ایتالیایی های لعنتی با زن شون مثل آشغال رفتار میکنن

مایکل میگه اگه نمیتونی کنترلش ...کنی

من یه کاری کنم

- فکر کنم بهتره این کارو بکنی - هیچوقت با یه ایتالیایی غربتی ازدواج نکنین

اونا با زن هاشون مثل آشغال رفتار می کنن

!ولم کن

باهام چیکار داری؟

!ولم کن غول بیابونی! کمک

نمیتونم کنترلش کنم, مایکی

تو برادر منی, فردو نیازی نیست ازم معذرت خواهی کنی

کلمنزو به برادران رزاتو قول 3منطقه رو توی برانکس برای بعد از مرگش داده بود

اونجا رو تصاحب کردی و بهشون ندادی

- من طلب داشتم - طلب داشتی؟

کلمنزو سر کارشون گذاشت

کلمنزو بهشون هیچ قولی نداده بود

کلمنزو بیشتر از من از اون حرومزاده ها نفرت داشت

فرانکی, اونا فکر کردن سرشون کلاه رفته

...مایک تو بالای کو ه های سیِرا نشستی

...و مشروب می خوری

- اسم مشروبش چیه, چیچی؟ - شامپاین

شامپاین مینوشی و نحوه عملکرد منو نسبت به خانوادم قضاوت میکنی

خانواده تو ,هنوز اسم کورلئونه رو یدک میکشه

و مثل یک کورلئونه اداره اش میکنی

خانواده من نه اینجا و نه در لاس وگاس هیچ سهمی نداره

نه توی میامی با هایمن راث

تو یک پیرمرد خوب هستی

ازت خوشم میاد

و سال ها به پدرم وفادار بودی

برادران روزاتو دارن گروکشی میکنن

و مایک,اونا به صورتم تف کردن

همش به خاطر اینه که پشتشون به اون یهودی داخل میامی گرمه

میدونم. به خاطر همینه که نمیخوام تحریک بشن

- نمیخوای تحریک بشن؟ - نه

ازت میخوام باهاشون کنار بیای

ازم میخوای باهاشون کنار بیام؟

چطوری میتونی با حیوونا کنار بیای؟

تام, به خاطر خدا گوش کن

اونا نیروی جدید استخدام کردن اونا سیاه ها رو استخدام کردن

اونا به پیرزن و پیرمردا رحم نمیکنن به هیچ کس رحم نمیکنن

و دارم بهت میگم , همش تو کار فحشا

مواد مخدر و کثافت کاریا هستن

اونا حتی مشتری های کازینو رو سرکیسه میکنن

الانم میخوام خانوادم رو بدون کمک تو اداره بکنم

و دوست دارم برادران رزاتو رو مرده ببینم نه

در حال حاضر من یک کار بسیار مهمی با هایمن راث دارم

که دلم نمیخواد بهش لطمه ای وارد بشه

پس میخوای به جای پشتیبانی از هم خونت وفاداریت رو به یه یهودی تقدیم کنی؟

بیخیال. تو میدونی که پدرم هم با هایمن راث کار میکرد

بهش احترام میذاشت

پدرت با هایمن راث کار میکرد

پدرت به هایمن راث احترام میذاشت

اما پدرت هیچ وقت به هایمن راث اعتماد نداشت

یا به اون پیام رسون سیسیلیش , جانی اُلا

باید منو ببخشین , خسته ام و یکم هم مست هستم

و میخوام هر کسی اینجاست اینو بدونه که

هیچ مشکلی قرار نیست برای من پیش بیاد

دون کورلئونه

چیچی,درو باز کن

میخوای بذاری همین الان بره؟

بذارین برگرده به نیویورک من برنامه ریزی هام رو کردم

اون پیرمرد زیادی خورده بود

الان دیر وقته

بهت هزار دلار میدم.نمیخوام پدرت رو شرمنده کنم

بذارش توی جیبت

زیر بالشتت قایمش کن

به کسی چیزی نگو

ببین, چهره ای داری که شبیه فرشته هاست

منم بچه هایی دارم

دوستت دارم

بذار اول بهت بگم. بعدش برو

بچه چطوره؟

توی شکمم خوابیده

- احساس میکنی پسره؟ - آره مایکل

بابت رفت و آمد های امروز معذرت میخوام

زمان مناسبی نبود

هیچکارشم البته نمیتونستم بکنم

یاد حرفی افتادم که یه بار بهم زده بودی

در عرض پنج سال, خانواده کورلئونه کاملا قانونی میشه

اینو هفت سال پیش گفتی

میدونم

دارم تلاش میکنم, عزیزم

شما آقای کلینگمن هستین؟

کی اینو داره میپرسه؟

کجا میتونیم حرف بزنیم؟

همینجا

من نماینده ی خانواده کورلئونه هستم

من شما رو دعوت به حل کردن مشکلاتتون میکنم

تا صبح روز دوشنبه وقت داری تا از این هتل بری بیرون

اصلا میدونی با چه کسی داری حرف میزنی؟

خودت گفتی اسمت کلینگمن هستش

تو نمیتونی بیای و با صاحب اینجا این شکلی صحبت کنی

تو نگرفتی من منظورم چیه تو دیگه صاحب اینجا نیستی

از هتل من برو بیرون

پسرا, از هتلم بیرونش کنین ...بیرونش کنین

!یه نفر کمکم کنه

خیلی خب خیلی خب

خیلی خب , میرم

باشه, ادامه بدین

چه مرگتونه؟ نمیشنوین چی میگم؟

ادامه بدین

چی شده؟

نمیتونی بخوابی؟

رو به راهی؟

از مهمونی خودت , خوشت اومد؟

یه عالمه هدیه گرفتم

میدونم. ازشون خوشت اومد؟

اونایی که بهم کادو میدادن رو نمیشناختم

خب, اون ها دوستان من بودن

هدیه ای که بهت دادم رو دیدی؟

تو برام هدیه گرفتی؟

طبقه پایین , روی بالشتته

خب,وقتی برم بخوابم حتما میبینمش

انتونی, فردا صبح زود قراره اینجا رو ترک کنم

منم با خودت میبری؟

-نه, نمیتونم با خودم ببرمت, انتونی - چرا باید بری؟

چون باید به یه سری کار ها برسم

میتونم کمکت کنم

خب, یه روز کمکم میکنی

حالا بخواب

شب بخیر

اینو دیده بودی؟

مایکل, چرا پرده ها کشیده ست؟

- کِی, حالت خوبه؟ - آره

- تیر خوردی؟ - نه

تموم شد, تموم شد

!در ورودی رو ببندین! حالا

همینجوری نگهش دارین

اونا هنوز توی محوطه ان لطفا, داخل خونه بمونین

- زنده دستگیرشون کنین - سعی مونو میکنیم

!روکو! زنده

کنارِ در بمونین

آره بیا تو

- مایک, حالت خوبه؟ - آره

آره

خیلی چیزا هست که نمیتونم بهت بگم,تام

میدونم که این موضوع تو رو قبلا ناراحت میکرد

حتما فکر کردی که به خاطر عدم اعتماد و اطمینان بوده

اما به خاطر اینه که دوستت دارم و تحسینت میکنم

و همه چیز رو ازت پنهان کردم

حالا فقط میتونم کاملا به تو اعتماد کنم

فردو؟

...خب اون قلب مهربونی داره

...اما ضعیف و احمقه

و این موضوع ,موضوعِ مرگ و زندگیه

تام, تو برادر منی

همیشه میخواستم منو به عنوان برادرت یاد کنی

برادر واقعیت

میدونم

تو اینجا همه ی مسئولیت ها رو برعهده میگیری

تو قراره جانشین من بشی

اگه اون چیزی که من فکر میکنم ...اتفاق افتاده باشه

امشب قراره از اینجا برم

من بهت اختیار کامل میدم ...نسبت به افراد فردو و

روکو, نِری, همه

...دارم زندگی زن و بچه ام رو به تو میسپرم

آینده ی این خانواده

...وقتی این آدم ها رو گرفتیم

فکر میکنی ما میتونیم بفهمیم چه کسی پشتِ این قضایا هست؟

ما نمیتونیم گیرشون بیاریم

اگه اشتباه نکرده باشم, اونا تا حالا کشته شدن

اونا به وسیله یکی از نزدیکان ما کشته شدن

از داخل

اونا از اینکه موفق نشدن خیلی وحشت زده ان

آره, اما فکر نمیکنی افرادت ,روکو و نِری هم توی این ماجرا دست داشته باشن؟

ببین, همه افراد دور و بر ما کاسب ان

وفاداری شون بستگی به میزان کاسبیشون داره

...یک چیزی که از پدر یاد گرفتم این بود

سعی کن مثل آدم های اطرافت فکر کنی

بر اون اساس هر چیزی ممکنه

!پایین پنجره ام دیدمشون

!میخوام از اینجا برم بیرون !جنازه شون اونجاست

!بیارینش داخل

اینجان. دو تا هستن

به نظر میرسه از نیویورک استخدام شده باشن

نمیشناسمشون

الان دیگه نمیشه چیزی ازشون فهمید

از تو آب درشون بیارین

خیلی خب, از شر جنازه ها خلاص شین

- مایک کجاست؟ - روکو

بیاین داخل

بفرمایید, هایمن اونجاست

من تازه داشتم ناهار رو آماده میکردم ساندویچ تن دوست دارید براتون درست کنم؟

نه متشکرم

آقای راث؟

بیا داخل, مایکل

بشین,راحت باش

نزدیکه تموم بشه

مسابقات فوتبال رو دنبال میکنی؟

مدتیه که دیگه دنبال نمیکنم

از تماشای فوتبال در بعد از ظهر لذت میبرم

...این کشور یه چیز خوب داره که من دوستش دارم

بیسبال

...من بیسبال خیلی دوست داشتم

از زمانی که آرنولد راثستین ترتیب مسابقات جهانی سال 1919 رو داد

...بیسبال رو دنبال میکنم

شنیدم مشکلاتی برات پیش اومده بود

- احمق ها

انسان های احمق با اسلحه حرفشون رو میزنن

مهمترین چیز اینه که تو حالت خوبه

سلامتی مهمترین چیزه

مهمتر از موفقیت مهمتر از پول

- مهمتر از قدرت

من اومدم اینجا چون قراره خون و خونریزی های بیشتری به وجود بیاد

...میخواستم قبل از شروع شدنش بهتون خبر بدم

تا خطر به وجود اومدن جنگ دیگه رو از بین ببرم

هیچکس نمیخواد جنگ دیگه ای به پا بشه

فرانک پنتانجلی به خونه ی من اومد میخواست اجازه منو

برای از بین بردن برادران رزاتو بگیره

وقتی درخواست شو قبول نکردم سعی کرد منو بکشه

اون احمق بود. من خوش شانس بودم به زودی ملاقاتش میکنم

مهم اینه که هیچ چیزی نتونه در برنامه های آینده ی ما خللی ایجاد نکنه

- برنامه های شما و من - هیچی از این مهم تر نیست

خوبه

تو مردِ جوان باهوش و با فکری هستی

و شما هم مرد بزرگی هستین,جناب راث

- خیلی چیزا میتونم از شما یاد بگیرم - من هر کاری برای کمک کردن بهت انجام میدم,مایکل

- معذرت میخوام. ناهار آوردم

باشه

هایمن, تو بالاخره پرده گوش هات رو پاره میکنی

- خیلی خب, از ناهارت لذت ببر - ممنون

تو جوونی. من پیر و مریضم

کاری که من و تو قراره در ماه های آینده انجام بدیم

تاریخ ساز خواهد شد ,مایکل

هیچکس تا حالا انجامش نداده

حتی پدرت هم تصور نمیکرد چنین چیزی بتونه اتفاق بیفته

و پنتانجلی رو هم از الان مرده فرض کن مشکلی ندارین؟

اون یه سیب زمینی کوچولوئه

چه خبرا؟

مهمون داریم, مگه نه؟

چه خبر شده؟ مایکل کورلئونه اینجاست

کجاست؟ تو اتاقته. بهتره عجله کنی

نیم ساعته که منتظرته

مشکلی پیش اومده؟

دون کورلئونه,ایکاش قبل از اینکه بیاین بهم خبر میدادین

اگه میدونستم براتون تدارک میدیدم

نمیخواستم بدونی که من دارم میام

شنیدی چه اتفاقی توی خونم افتاد؟

- مایک, من خودم قبض روح شدم - !داخل خونه ی من

داخل اتاق خواب من !جایی که همسرم میخوابه

جایی که بچه هام بازی میکنن

داخل خونه ی من

ازت میخوام در گرفتن انتقام بهم کمک کنی

مایکل,فقط لب تَر کن

چه کاری میتونم برات انجام بدم؟

مشکلت رو با برادران رزاتو حل کن

مایک, متوجه نمیشم ...من

...من در معاملات بزرگ به باهوشی تو نیستم

اما این یه موضوع خیابونیه

...هایمن راث توی میامی ,اون

اون از این حرومزاده ها پشتیبانی میکنه

میدونم

پس چرا؟ چرا ازم میخوای که جلوش زانو بزنم, مایک؟

اون کسی که سعی کرد منو بکشه هایمن راث بود

میدونم کار خودش بود

یا عیسی مسیح, مایک

یا عیسی مسیح, ببین , بیا همشون رو بگیریم

بیا همین الان که زورمون میرسه بهشون ضربه بزنیم

اینجا قبلا اتاق کار پدرم بود

تغییر کرده

یادم میاد , یک میز بزرگ اینجا بود

...وقتی بچه بودم یادمه,فرانکی

وقتی نزدیک اینجا میشدیم باید بی سر و صدا بازی میکردیم

خیلی خوشحال بودم که این خونه به دست غریبه ها نیفتاد

اول کلمنزو اینجا ساکن شد حالا هم تو

پدرم اینجا خیلی چیز ها رو بهم یاد داد

توی این اتاق یادم داد

بهم یاد داد : دوستانم رو نزدیک نگه دارم و دشمنانم رو نزدیکتر

حالا, اگه هایمن راث ببینه,من در این موضوع طرف برادران رزاتو رو گرفتم

فکر میکنه رابطه اش با من هنوز خوبه

این همون چیزیه که من میخوام اون فکر کنه

میخوام که اون خیلی آروم و با اعتماد به نفس روی دوستی من حساب کنه

پس در اونصورت من میتونم بفهمم چه کسی در خانواده ی من ,خائن بوده

- الو؟ - فردو. من جانی ام

جانی اُلا ما به کمک بیشتر نیاز داریم

جانی؟

یا عیسی مسیح,ساعت الان چنده؟

- کیه, عزیزم؟ - خوب گوش کن, فردو

چرا بهم زنگ میزنی؟ من نمیخوام باهات صحبت کنم

پنتانجلی ترتیب یک ملاقات با برادران رزاتو رو داده

- قراره با پیشنهادشون موافقت کنه - اوه خدایا

- تنها میاد؟ - هیچی نمیدونم

- تا همین الانشم به اندازه کافی توی دردسر افتادم - همه چی خوب پیش خواهد رفت

هیچ مشکلی پیش نمیاد,فردو

پنتانجلی میگه که مایله پیشنهاد رو قبول کنه

فقط میخوام بدونم که تنها میاد یا نه؟

شما ها به من دروغ گفتین.نمیخوام از این به بعد بهم زنگ بزنین.

برادرت قرار نیست خبردار بشه که ما با همدیگه حرف زدیم

نمیدونم راجب کی داری حرف میزنی

کی بود؟

اشتباهی زنگ زده بود

فرانک, هیچکس همراه خودم نیوردم

- توی ماشین منتظر بمون, چیچ - ...فرانکی

همه چی مرتبه, چیچ

- این کار ها یعنی چی, رزاتو؟ - برای معامله ی جدیدمون شگون داره

ریچی. یه چیز خوب رد کن بیاد

آره, همه ی ما از تصمیمی که گرفتی خیلی خوشحال شدیم, فرانکی

- پشیمون نخواهی شد - من از این نشونه شانس تو خوشم نمیاد

احساس میکنم یه توهینه

مایکل کورلئونه بهت سلام رسوند

!ببرینش داخل !درِ لعنتی رو ببند

دوستت اون پلیسه

سلام, ریچ, چقدر این داخل تاریکه

- مغازت بازه یا بسته ست؟ - تازه اومدم,دارم یکم تمیز کاری میکنم

چیزی شده؟

- اونجا چیزی روی زمین افتاده؟ - !کارمین, نه, نه. اینجا نه

- !اینجا نه - اینجا نه, کارمین! به پلیس آسیب نرسون

چی؟

اگه دهن لعنتیت رو باز کنی !سرِت رو میترکونم

فردی. از دیدنت خوشحال شدم

اون کجاست؟

حالش خوبه. اون پشته

زودباشین, دخترا. برین بیرون یکم قدم بزنین

داخل این اتاقه

- اول, من میخوام باهاش تنها حرف بزنم - بیخیال

فکر میکردم میتونم کمکتون کنم,سناتور

هیگن؟

- ...گوش کن هیگن, من هیچکار نکر - نه

- همه چی مرتبه - من کاری نکردم

چیزی نیست

شما خیلی خوش شانسین

برادرم فردو , مدیریت اینجا رو به عهده داره

قبل از هرکس دیگه ای, ایشون خبردار شدن

اما اگه این اتفاق در جای دیگه ای میفتاد

نمیتونستیم هیچ کمکی به شما بکنیم

وقتی بیدار شدم ...روی زمین افتاده بودم

و نمیدونم چجوری این اتفاق افتاد

نمیتونی به یاد بیاری؟

از حال رفتم

خودم درستش میکنم

باشه

این فقط یه بازی بود

یا مسیح

!یا مسیح

خدایا

اوه خدایا

نمیدونم و اصلا نمیفهمم چرا نمیتونم به یاد بیارم

شما نیازی نیست چیزی رو به یاد بیارین فقط کاری رو که میگم انجام بدین

به دفترتون تلفن کنین

و توضیح بدین که فردا عصر اونجا خواهید بود

...و تصمیم گرفتین تا شب رو

در خانه ی مایکل کورلئونه در شهر تاهو به عنوان مهمان ایشون , بگذرونین

یادم میاد که اون میخندید

...قبلا هم با هم بودیم

و میدونم که هیچوقت نمیتونستم بهش هیچ آسیبی برسونم

این دختر خانواده نداره

هیچ کس نمیدونه که او اینجا کار میکرد

به طوری که انگار وجود نداشته

تنها چیزی که باقی میمونه ,دوستی ماست

- بله؟ - ببخشید, خانم کورلئونه

- نمیتونیم اجازه بدیم عبور کنید - فقط میخوام برم بازار

اگه به ما یک لیست از چیزایی که میخواین,بدین ما براتون فراهم میکنیم

- چه کسی این دستور رو داده؟ - آقای هیگن, خانم. دارن میان

خیلی خب, پس الان من باید با آقای هیگن صحبت کنم

میخواستم بهت توضیح بدم, اما یه کاری برام توی شهر کارسن پیش اومده بود

این خواسته ی مایکله برای حفظ امنیتتون

- ما همه چی براتون فراهم میکنیم - متوجه شدم

باید توی خونه ی خودم زندانی بشم

نه, میتونی هر جای این محوطه قدم بزنی

قرار بود هفته ی دیگه بچه ها رو به نیو انگلند ببرم

- الان دیگه نمیشه - من اینجا زندانی ام؟ همینطوره؟

- از نظر ما اینطوری نیست - خیلی خب, بچه ها بیاین

برمیگردیم خونه

جو

!کوبا! کوبا

آقایون محترم

به هاوانا خوش اومدین پایتخت کوبا

میخوام از این گروه بسیار برجسته ی صنعتگران آمریکایی تشکر کنم

به خاطر اینکه هنوز به صورت مستمر در کوبا فعالیت می کنند

به سوی رسیدن به بزرگترین دوران شکوفایی

در تمام تاریخ این کشور

"آقای ویلیام شاو, نماینده ی کمپانی "جنرال فروت

آقای کُرن گُلد و آقای دَنت

نمایندگان شرکت تلفن و تلگراف

آقای پتی ,معاون شرکت "معدن "پان آمریکن

آقای رابرت آلن از شرکت شکر آمریکای جنوبی

آقای مایکل کورلئونه از نوادا

نماینده و شریک ما در بخش توریست و سرگرمی

و دوست قدیمی و شریک من از فلوریدا

آقای هایمن راث

میخوام از این فرصت استفاده کنم

و از شرکت تلفن و تلگراف ,بابت هدیه ی کریمس

که به ما دادن , تشکر کنم

تلفن ساخته شده از طلای خالص

شاید شما آقایون هم بخواین بهش یه نگاه بندازین

- جناب رییس جمهور - بله؟

ممکنه درباره شورشگران و تاثیر اونها بر روی سرمایه گذاری های ما صحبت کنید؟

-البته - بسیار زیباست

مایلم به شما این اطمینان رو بدم

با وجود مشکلاتی که شورشیان در لاس وگاس ایجاد کردن

ولی نیروهای داخلی ما خیلی از اونها رو سرکوب کردن

و قبل از شروع سال جدید اونها رو از شهر سانتا کلارا بیرون میکنیم

اجازه بدین خیال همه ی شما رو راحت کنم

ما ایجاد مشکل را در کازینو و استخر های شنا رو تحمل نخواهیم کرد

گفت الان دارن اون چند نفرو دستگیر میکنن

بعد از اون میتونیم رد شیم

جانی

چیزی نیست

یه مشت خلافکارن که پلیس داره جمعشون میکنه

خب, امیدوارم سنّم رو درست نوشته باشین

چون همیشه راجب سن خیلی حساسم

مطمئن باش قبل از بریدن کیک همه کیک رو دیده باشن

بسیار خوشحال شدم که همه ی شما تونستید از فواصل دور تا اینجا سفر کنین

و امروز همراه من باشین

وقتی یک مرد به این نقطه از زندگیش میرسه

حاضره هر چی که داره رو برای لحظه ای خوشی فدا کنه

و تموم اونها رو تسلیم دوستانش کنه

به عنوان هدیه,بده به دوستانی که تا به امروز داشته

و اطمینان داشته باشه که همه چیز بعد از مرگش به خوبی پیش میره

- البته برای 100سال - ایشالله

دکتر ها مخالفت میکنند,اما مگه اونا چی میدونن؟

چیز هایی که در هاوانا به دست آوردیم چیز های خوبیَن

و از این به بعد هیچ محدودیتی برای ما وجود نداره و به دستاورد های بیشتری میتونیم برسیم

این دولت میدونه چجوری به تجارت و تجّار کمک کنه و تشویقشون کنه

هتل های اینجا بزرگتر و بانشاط تر از

هتل هاییه که در لاس وگاس ساختیم

و میتونیم از دوستانمون در دولت کوبا هم تشکر کنیم

که در سرمایه گذاری همراهمون بودن و یاریمون کردن

و در های واردات رو برامون باز گذاشتن

چیزی که سعی دارم بگم اینه که ما چیزی رو که همیشه میخواستیم رو الان داریم

مشارکت واقعی با یک دولت

تیکه کوچکتر

همه تون مایکل کورلئونه رو میشناسین

و هممون پدرش رو به یاد میاریم

...زمانی که بازنشسته شدم یا از دنیا رفتم

من همه ی منافعم در هاوانا رو در اختیارش قرار میدم

ولی همه ی شما در اون سهیم هستین

ناسیونال میرسه به پسران لِیکویل رود

کاپری به خانواده کورلئونه میرسه و همچنین سِویلا بیلتمور

اما اِدی لِوین به همراه برادران پنینو

یعنی ادی و نینو , اداره ی کازینو رو بر عهده میگیرن

یک سهمی رو هم برای بعضی دوستانمون در نوادا نگه داشتیم

تا خیالمون راحت باشه اوضاع اونجا بی سر و صدا ادامه داشته باشه

میخوام همه ی شما از کیک تون لذت ببرید

پس لذت ببرید

- تولدتون مبارک - تولدتون مبارک

امروز شاهد یک اتفاق جالب بودم

یک شورشی داشت توسط پلیس دستگیر میشد

به جای اینکه از جونش محافظت کنه

نارنجکی رو که توی کاپشنش پنهان کرده بود رو منفجر کرد

خودشو کشت تا اون پلیسی که داشت دستگیرش رو بکشه

- درسته جانی؟ - شوشی ها, اونا روانی ان

- آره موافقم - شاید روانی باشن

اما منو به فکر انداخت

برای جنگیدن به سربازا پول داده میشه اما به شورشی ها نه

چه معنی برات داره؟

اونا میتونن پیروز بشن

این کشور پنجاه ساله که از این شورشی ها داره باور کن من میدونم

این توی خون شونه. من از دهه 20 تا امروز دائم میام اینجا

وقتی بچه بودی ما داخل کوبا چغندر تجارت میکردیم

کامیون ها متعلق به پدرت بود

مایکل

ترجیح میدادم وقتی تنهاییم راجب این موضوع صحبت کنیم

اون دو میلیون هنوز به جزیره نرسیده

نباید هیچکس بفهمه که تو در تجارت دچار تردید شدی

چون نگران شورشی ها هستی

بشین, مایکل

بشین

ایکاش میتونستم اونقدر زنده بمونم که نتیجه کارمون با هم رو ببینم

حاضرم برای 20 سال بیشتر زنده موندن

همه چیزم رو بدم

حالا اینجاییم ,در یک مکان حفاظت شده

آزادیم تا منافع مون رو به دست بیاریم

بدون هیچگونه مزاحمتی از طرف دادگستری و اف بی آی لعنتی

از کشورمون 90 مایل دوریم و با دولتی مهربون شریکیم

نود مایل چیزی نیست

فقط یه قدم برای کسیه که میخواد رییس جمهور آمریکا بشه

با پول همه چی شدنیه

مایکل

ما از صنعت فولاد آمریکا هم قوی تریم

مایکی حالت چطوره؟ خوبی؟

سلام فردی کورلئونه هستم- میو فراتی-

یا مسیح, چه سفری بود

تمام مدت داشتم به این فکر میکردم

چی میشد اگه یه نفر میفهمید توی این کیف چی دارم؟

تصور کن. دو میلیون دلار کنارم بود

خیلی خب

- معذرت میخوام - نه اشکال نداره

میخوای بشماریش؟

مایکی, موضوع چیه؟ سر در نمیارم چه خبره

خانواده داره توی هاوانا سرمایه گذاری میکنه

- این یک هدیه برای رییس جمهوره

خب, این عالیه

هاوانا عالیه

شهر مورد علاقه ی منه

- کسی هست که توی هاوانا بشناسم؟ - نمیدونم

هایمن راث؟ جانی اُلا؟

نه. هیچوقت ندیدمشون

...گوش کن مایکی

...هنوز یه جورایی

هنوز یه جورایی به خاطر سفر عصبانیم

میتونم...میتونم یه مشروب یا نوشیدنی دیگه ای بیارم؟

فکر میکردم شاید بهتر باشه... با هم بریم بیرون

یه جایی رو میشناسم که میتونیم اونجا یکم وقت بگذرونیم خیلی خب؟

بعضی وقت ها به این فکر میکنم که ایکاش با زنی مثل زنِ تو ازدواج میکردم

مثل کِی

چند تا بچه داشتم, خانواده تشکیل میدادم

برای یک بارم که توی زندگیم شده ...بیشتر شبیه

پدر باشم

فرزند پسر بودن کار ساده ای نیست فردو. ساده نیست

مامان قبلا عادت داشت اذیتم کنه,میگفت تو بچه من نیستی

کولی ها تو رو گذاشته بودن دم در

بعضی وقت ها فکر میکنم حقیقت داره

تو کولی نیستی ,فردو

...مایکی ,من

از دستت عصبانی بودم

چرا تا حالا مثل امروز با هم صمیمی نبودیم؟

مشروب میخوای, درسته؟ گارسون

- چجوری میگن بنانا داکوری؟ - بنانا داکوری

- همین؟ - همین

- دو تا بنانا داکوری لطفا - بنانا داکوری. بله, آقا

و یک نوشابه هم بیارین

سناتور گری فردا شب از واشنگتن به اینجا پرواز میکنه

با برخی از افراد برجسته دولتی و سیاسی

ازت میخوام اونا رو ببری به یه جایی توی هاوانا بهشون خوش بگذره

این تخصّصمه, درسته؟

- میتونم در یک مورد بهت اعتماد کنم؟ - البته که میتونی, مایک

حول و حوش عصر , ما به کاخ ریاست جمهوری دعوتیم

برای جشن سال نو

بعد از اینکه جشن تموم شه

اونا منو سوار یک ماشین نظامی میکنن تا منو به خونه برسونن

کاملا تنها, برای اینکه امنیتم حفظ بشه

و قبل از رسیدن به هتلم,به قتل میرسم

- به دست کی؟ - راث

راث بود که سعی کرد منو داخل خونه ی خودم به قتل برسونه

همش زیر سر راث بود

یه جور رفتار میکنه که انگارمن پسرشم وارث دارایی هاش

اما فکر میکنه که تا ابد زنده اس و میخواد منو از دور بندازه بیرون

چه کمکی از دستم برمیاد؟

فقط کافیه طوری وانمود کنی که انگار هیچی نمیدونی

- همین الانشم حرکت خودم رو زدم - چه حرکتی؟

هایمن راث هیچوقت سال نو رو نمیبینه

میگه نباید به خودت سخت بگیری

فردا دوباره برمیگرده

دکتر خودم رو از میامی خبر کنید

من به دکتری نتونه انگلیسی صحبت کنه نمیتونم اعتماد کنم

عزیزم, به کازینو برو

- اگه مطمئنی حالت خوبه,میرم - حالم خوبه

- بینگو بازی کن - از دیدنتون خوشحال شدم, آقای پال

- فکر کن خونه ی خودته - متشکرم

...حس ششمم بهم میگه

برادرت با یه کیف پر از پول اومده

کجاست؟

داری زیر حرفت میزنی؟

من فقط... فقط میخوام یکم صبر کنم

حالتون چطوره؟

افتضاح. حاضرم 4 میلیون دلار بدم

تا یه بار بتونم بدون درد ادرار کنم

چه کسانی فرانک پنتانجلی رو کشتن؟

برادران رزاتو

میدونم. ولی کی دستور شو داد؟

میدونم که من ندادم

میدونی یه بچه ای بود که من باهاش بزرگ شدم

کوچیکتر از من بود

یه جورایی من الگوش بودم میدونی

اولین کارمون رو با هم دیگه انجام دادیم

از خیابون شروع کردیم

وضعمون بد نبود پیشرفت کرده بودیم

...در دوران ممنوعیت

چغندر به کانادا صادر میکردیم

ثروت خوبی به دست آوردیم پدرت هم همینطور

...به اندازه ی دیگران

دوستش داشتم و بهش اعتماد داشتم

چند وقت بعد,یه فکری به سرش زد

...تا یک شهر بسازه

یه شهر توی بیابون بی آب و علف در مسیر کسانی که به غرب میرفتن

اسم اون بچه مو گرین بود و شهری که ساخت لاس وگاس بود

یک مرد بزرگ بود

مرد با اراده و دوراندیشی بود

اما حتی یک لوح و مجسمه ای ازش توی اون شهر به چشم نمیخوره

یه نفر یه گلوله توی چشمش خالی کرد

هیچ کس نمیدونه کی دستور شو داد

وقتی این خبر رو شنیدم عصبانی نبودم

مو رو میشناختم میدونستم کله شق و بد دهنه

پس وقتی کشته شد

عادی رفتار کردم

و به خودم گفتم

این کاریه که ما خودمونیم انتخاب کردیم

هیچوقت نپرسیدم چه کسی دستور قتل رو صادر کرد

چون هیچ ارتباطی به کار نداشت

...دو میلیونی که توی کیف داخل اتاقته

من میرم یه چرتی میزنم

وقتی بیدار شدم اگه اون پول روی این میز بود

به معنیه که من یک شریک دارم

اگه پولی نبود,به این معنیه که شریک ندارم

خیلی خب, اینجا همه همدیگه رو میشناسن, مگه نه؟

- ایشون سناتور گری هستن - چطورین, سناتور؟

از دیدنت خوشحال شدم, مایک. از اینکه میتونیم با هم وقت بگذرونیم خوشحالم

- سناتور پیتون از فلوریدا - حالت چطوره, مایک؟

- و قاضی دِ مالکو از نیویورک - حالتون چطوره, قربان؟

- خوبم, متشکرم - سناتور ریم از مری لند

- منتظر این ملاقات بودم - ایشون فرد کورن گلد از یو تی تی هستن

- فرد رو میشناسم. چطوری؟ - فردی رقاص خطرناکیه

- اوه, که اینطور؟ - آقایون, وقت پر کردن دوباره ی شیشه هاست

میتونین مشروبات محلی سفارش بدین مثل کوبا لیبره, پینا کولادا

فکر کنم من یکی از اون مو قرمز های محلی رو امتحان کنم بهتره

- اون که حتما - جانی

برادرم فردو رو که نمیشناسی میشناسیش, جانی؟ جانی اُلا , فردو

- هرگز با همدیگه ملاقات نداشتیم. جانی اُلا - باعث افتخاره

آقایون, به سلامتی امشب که در هاوانا هستیم

- سال نو مبارک - سال نو مبارک

- سال نو مبارک - درسته. مگه نه؟

- هی, فردی, منتظر چی هستیم؟ - زود باش مرد

همه منتظرن,اما ارزشش رو داره

- باورت نمیشه - همین الانشم باورم نمیشه

- پنجاه دلار شرط میبندم,خیلی خب؟ - باشه قبوله

خود خودشه. اون سوپر منه

- !یا عیسی مسیح - دیدی, بهت گفته بودم؟

- باورم نمیشه - اون چیزه باید تقلبی باشه

این تقلبی نیست. واقعیه برای همینه که بهش میگن سوپرمن

هی فردی اینجور جایی رو از کجا پیدا کردی؟

جانی اُلا اینجا رو بهم نشون داد و منو آورده بود اینجا

منم باورم نشده بود

- همینطوریش هم که دارم میبینم هم باورم نمیشه - پنجاه دلار دیگه هم شرط ببند

اون پیرمرده راث اینجور جا ها نمیاد

اما جانی اُلا اینجور جا ها رو مثل کف دستش میشناسه

نگاش کن. ببین چجوری اونو میشکونه

میخوام شکستن آجر ببینم

اون میتونه یه ساختمون خراب کنه

آروم باشین, آقای راث. داریم شما رو میرسونیم به بیمارستان

طبق قضاوت من ...تو هنوزم به گرفتنشون ادامه میدی

چون من یقین دارم,رییس جمهور آیزنهاور به هیچ عنوان از کوبا دست نمیکشه

اونم در زمانی که بیشتر از یک میلیارد دلار در این کشور سرمایه گذاری شده

افکار عمومی امریکا به دخالت نکردن در امور داخلی اینجا اعتقاد دارن

فردو , کجا میری؟

میرم یه مشروب قوی برای خودم بریزم ...چون نمیتونم

چرا آقای راث دیر کردن؟ مگه نمیخواستن تشریف بیارن؟

ریوز, متن معاهده چی شد؟ چقدر دیگه باید منتظر بمونیم؟

نمیدونم. فکر کنم نیم ساعت دیگه کافی باشه

تا موقعی که سال تحویل بشه

یه هواپیما منتظرمونه تا ما رو در عرض یک ساعت به میامی برسونه

خیلی این موضوع رو بزرگش نکن

میدونم همش زیر سر تو بود, فردو

تو قلبم رو شکستی

تو قلبم رو شکستی

با توجه به مشکلات جدی پیش آمده برای ...نیروهای ما در سانتیاگو و گوانتانامو

موقعیت من در کوبا غیر قابل دفاع شده

من استفاع میدم تا از خونریزی های بیشتری جلوگیری بشه

و بلافاصله باید این شهر رو ترک کنم

ما همه یک خانواده هستیم براتون آرزوی خوشبختی میکنم

به سلامتی

زنده باد فیدل , زنده باد انقلاب

فردو! زودباش

همراه من بیا. این تنها راه خروج از اینجاست

راث مرده. فردو

!فردو, با من بیا !تو هنوزم برادر منی

!فردو! فردو

فقط پاسپورت آمریکا

- فقط پاسپورت آمریکا - من پت گری, سناتور ایالات متحده ی آمریکا هستم

- برین عقب, لطفا - !لطفا! من باید اینجا رو ترک کنم

اَل, برام یه حوله خیس بیار

کِی از برگشتنم خبر داره؟

پسرم چی؟ برای کریسمس چیزی براش خریدین؟

- آره,براش فراهم کردم - چه هدیه ای گرفتین؟ میخوام بدونم

یه ماشین الکتریکی تا بتونه سوارش بشه چیز خوبیه

ممنونم, ال

دوستان, میشه برای یک دقیقه بیرون منتظر بمونین لطفا؟

برادرم کجاست؟

اه,راث با قایق خصوصیش از اونجا خارج شد توی بیمارستانی در میامی بستریه

سکته کرده بود اما حالش خوبه

- محافظ شخصیت مرده - راجب فردو سوال پرسیدم

فکر کنم از اونجا خارج شد. اون باید یه جایی در نیویورک باشه

خیلی خب

ازت میخوام باهاش تماس بگیری

میدونم ترسیده بهش بگو همه چی مرتبه

بهش بگو میدونم راث گولش زده

و نمیدونست قصدشون اینه که منو بکشن

و بهشون بگو بیان داخل

اوه ,یه چیز دیگه

چی؟

چیه؟ زودباش بگو چی شده؟

کِی سقط جنین کرد و بچه رو از دست داد

- پسر بود؟ - ...مایکل,بچه سه ماه و نیمش بود

نمیتونی یه جواب ساده بدی؟ پسر بود؟

من واقعا میدونم

از سال 1942 تا به امروز,شما کارمند شرکت "روغن زیتون جنکو "بودین؟

بله بودم

اما در واقع شما یکی از اعضای تشکیلات خلافکارانه ی کورلئونه بودین؟

ما صداش میزنیم خانواده ی کورلئونه سناتور. ما بهش میگیم خانواده

موقعیت شما چی بود؟

اوایل,مثل هر کس دیگه ای یه سرباز بودم

- یعنی چی؟ - دکمه رو فشار میدادم.خودتون میدونین دیگه

نه, نمیدونم چیه. بهم بگو

وقتی رییست بگه "ماشه رو روی سر یکی فشار بده" منم فشار میدادم

- فهمیدین, سناتور؟ - آقای کواستاد

- منظورتون به قتل رسوندن مردمه؟ - چی؟

به دستور مافوقتون آدم میکشتین؟

بله, درسته

و رییس خانواده ی شما مایکل کورلئونه است؟

بله, جناب رییس,مایکل کورلئونه است,درسته

تا حالا به طور مستقیم از مایکل کورلئونه دستور گرفتین؟

نه من هیچوقت باهاشون صحبت نکردم

آقای چیچی, ممکنه یکم شفاف تر پاسخ بدین؟

چیکار کنم؟

میشه یکم بیشتر توضیح بدین من علاقه مندم بدونم آیا همیشه یک

رابط بین شما و رییس خانواده بوده؟

یک نفر بین شما و مافوقتون دستورات رو انتقال میداده

بله درسته,یک رابط وجود داشت

خانواده رابط های زیادی داره

جناب چیچی شاید به نظر شما خنده دار باشه ولی اصلا به نظر کمیته خنده دار نیست

یه چیزی رو بهم بگو , مامان

پدر در عمق وجودش به چه چیزی فکر میکرد؟

او قوی بود

برای خانوادش قوی بود

...اما با وجود قوی بودن برای خانواده

میتونست...

از دستش بده؟...

تو داری به زنت و بچه ای که از دست داده فکر میکنی

اما تو و همسرت میتونین بازم بچه دار بشین

نه منظورم...از دست دادن خانواده بود

اما تو هیچوقت نمیتونی خانوادت رو از دست بدی

دوره و زمونه داره عوض میشه

- پسر ویتو کورلئونه هستی؟ - بله

- و کجا متولد شده بود؟ - کورلئونه, سیسیل

آیا به اسم مستعار پدرخوانده شهرت پیدا کرده بود؟

پدرخوانده واژه ای بود که توسط دوستانشون برای ابراز دوستی و مهربانی به کار برده میشد

جناب رییس, میخوام اظهارات شاهد را تایید کنم

سالهاست که خیلی از موکلین خوب من ایتالیایی هستن

و من خیلی خوب میشناسمشون

و اونها همیشه با دوستی و حمایتشون به من احترام گذاشتن

میتونم با افتخار بگم بهترین دوستان من آمریکایی-ایتالیایی هستند

به هر حال, جناب رییس, الان من باید ...متاسفانه این جلسه رو ترک کنم

چون باید به جلسه خیلی مهم کمیته خودم برسم

اما قبل از اینکه برم,میخوام ...یه چیزی بگم

این محاکمه درباره مافیا ,به هیچ وجه

چهره جامعه بزرگ ایتالیایی اینجا را بدنام نخواهد کرد

چون بر پایه تجربیات و آگاهی هام میتونم به جرات بگم

که شهروندان ایتالیایی و آمریکایی از جمله با وفا ترین

قانونمند ترین, وطن پرست ترین و سخت کوش ترین

شهروندان این کشور هستند

...و این خجالت آوره جناب رییس

که به خاطر چند تا سیب گندیده اجازه بدیم

به کل بار میوه تهمت گندیدگی زده بشه

چون از زمان کریستوفر کلمبوس بزرگ تا زمان انریکو فرمی

و تا همین امروز

ایتالیایی-آمریکایی های این کشور در ساختن و دفاع از این کشور پیش قدم بودند

اونا ریشه در زمین دارند

اونها ستون های این کشورند

مطمئنم که همه ی ما با گفته های همکارمون هم نظریم

آقای مایکل کورلئونه, شما نسبت به حقوقتون آگاهی کامل دارید

ما اظهاریه ای از یک شاهد را دراینجا داریم ...شاهد قبلی که اینجا بودن

ویلی چیچی

ایشون شهادت دادن که شما سرپرست قدرتمند ترین خانواده مافیایی در این کشور هستید

- آیا این حرف درسته؟ - نه درست نیست

...شاهد اظهار کرده که شما شخصاً

مسئول قتل سروان پلیس نیویورک در سال 1947 هستید

و همینطور مردی که همراهشون بودن ویرجیل سولاتسو

- آیا شما این رو تکذیب میکنید؟ - بله

...آیا این حقیقت داره که شما در سال 1950

شما عملیات کشتن روٌسای پنج خانواده در نیویورک رو طراحی کردید

تا با این اقدام پایه های قدرت سازمان خودتون رو محکم کنید؟

- این ادعا کاملا بی اساسه - ...آیا این حقیقت داره که

شما مدیریت 3 تا از مهمترین هتل های لاس وگاس را برعهده دارید

نه, حقیقت نداره. من فقط در چندین هتل سهام دارم,اما به مقدار خیلی کم

سهام دارم IBM و ITT من همچنین در

آقای کورلئونه,آیا شما مدیریت قمار خانه و فروش مواد مخدر در ایالت نیویورک را دارید؟

نه بر عهده ندارم

سناتور, موکلم میخوان عباراتی رو برای کمیته قرائت کنن

آقای رییس,فکر میکنم ای کار کاملا خارج از دستور این جلسه ست

قربان, موکل من به تمام سوال های پرسیده شده با صداقت پاسخ داد

ایشون حتی از قانون پنجم استفاده نکردن با اینکه میتونستن استفاده کنن

پس برای اینکه عدالت رعایت بشه باید عبارت ایشون شنیده بشه

نه,من به آقای مایکل کورلئونه اجازه میدم تا عبارتی که آماده کردن رو بخونن

من اونو در سوابق ایشون درج میکنم

به امید شفافیت و زدودن بدنامی از اسم خانواده ام

و دادن حق زندگی به بچه هام به راه و رسم امریکایی

بدون اینکه آسیبی به اسم و سابقه شان زده باشم

من در مقابل این کمیته حاضر شدم

و هر چقدر که در توانم بود با ایشان همکاری لازم را نمودم

از نظر من این رسوایی بسیار بزرگیست که بخواهم جنایتکار نبودن خودم رو ثابت کنم

امیدوارم موارد زیر در پرونده درج شود

که من با وفاداری و افتخار در جنگ جهانی دوم به کشورم خدمت کردم

و جایزه صلیب دریایی را به خاطر دفاع از کشورم دریافت کردم

و تا به امروز به هیچ عنوان برای هیچ جرمی دستگیر نشدم

و هیچ مدرکی که ارتباط من با جرم یا توطئه ای ثابت کند وجود ندارد

چه به اسم مافبیا و کوسانوسترا یا هر اسم دیگری

شایعات اهمیتی ندارند

بااینکه میتوانستم از ماده پنجم استفاده کنم اما استفاده نکردم

از این کمیته میخواهم اگر مدرکی بر علیه من دارند,آن را ارائه کنند

...و اگر مدرکی ندارند

امیدوارم انصاف و شجاعت برای ...برطرف کردن رسوایی از نام من

به صورت عمومی یا هر جایی که لکه دار شده را داشته باشند

مطمئنم که همه ی ما تحت تاثیر قرار گرفتیم جناب کورلئونه مخصوصا با

دیدن علاقه بسیار زیادی که به این کشور دارید

ادامه جلسه این کمیته به 10 صبح دوشنبه موکول میشه

در جلسه آینده کمیته شاهدی که اتهامات وارده بر شما رو تایید میکنه احضار میکنه

و در اونصورت شما به جرم شهادت کذب محکوم خواهید شد

یادآوری میکنم که شما هنوز تحت نظرید, آقای کورلئونه

پایان جلسه

تو گفتی,ده به یک

تو گفتی ده به یک ...اگه پنجمی رو میزد میباختم

تو منو یاد مشاور شرطبندیم میندازی

زندگیم رو به اون میمون مدیونم

خب, سعی کن شب خوب بخوابی

- شب خوب بخوابی - فردا روز بزرگیه

برات کت و شلوار و کروات جدید تهیه کردم

خودم فردا صبح صورتت رو اصلاح میکنم

باید ظاهر آبرومندانه ای جلوی 50 میلیون آمریکایی داشته باشی

بعد از فردا, زندگیه من دیگه پشیزی هم ارزش نداره

بیخیال,19 باره که دیدمش

برای بقیه عمرت اینجا خونه خوبیه, فرانکی

برای بقیه زندگیت استراحت میکنی, هیچکس نزدیکت نمیشه هیچ جا نمیری

عالیه قشنگه

چه معامله ای انجام دادم

مثل یه پادشاه زندگی میکنی به عنوان یک قهرمان ازت یاد میکنن

توی اینجا زندگی تو, از خیلی مردمی که اون بیرونن بهتره

چه معامله ای. یا عیسی مسیح

زنده است , پنتانجلی زنده است

- چطوری دست شون بهش رسید؟ - راث. نقشه رو کشید,مایکل

فرانکی پیش بردران رزاتو رفت تا باهاشون قرارداد ببنده

و اونا هم سعی کردن بکشنش

فرانکی فکر کرد تو بهش نارو زدی

آدمای خودمون به همراه یک کاراگاه توی نیویورک میگفتن نیمه جون و ترسیده بود

و اسم تو رو بلند صدا میزد میگفت که بهش خیانت کردی

اونا از قبل برای دلالی و قتل و چند تا جرم دیگه زیر نظرش داشتن

تحت مراقبت شدید اف بی آی قرار داره

داخل یک پادگان نظامی نگهداری میشه که 24 ساعته ازش محافظت میشه

هیچ راهی نیست که بتونیم وارد شیم

تو برای خودت پنج شهادت کذب درست کردی

فردو چی؟ اون چی میدونه؟

فردو میگه هیچی نمیدونه و منم حرفش رو باور میکنم

راث...این بازی رو خیلی قشنگ گردوند

میخوام با فردو صحبت کنم

چیز زیادی برای گفتن ندارم, مایک

وقت زیاده

منو زیاد در جریان کاراشون نمیذاشتن

برای همین چیز زیادی نمیدونم

الان چی؟ چیزی هست که الان بتونه بهم کمک کنه؟

چیزی که الان بتونی بهم بگی؟

اونا پنتانجلی رو دستگیر کردن این همه چیزیه میدونم

باور کن نمیدونستم میخوان تو رو بکشن ,مایک

به خدا قسم,نمیدونستم قصد جونت رو کرده بودن

جانی اُلا اتفاقی منو در بورلی هیلز دید

و گفت که میخواد با من حرف بزنه

گفت که تو و راث دارین با هم یه معامله بزرگی رو انجام میدین

و اگه بتونم کمکش کنم یه سودی هم واسه من داره

گفتش که تو داری خیلی توی مذاکرات سختگیری میکنی

اما اگه کمک من باعث می شد این معامله سریعتر جوش بخوره

برای خانواده هم خوب می شد

این داستانو باور کردی؟

باور کردی؟

اون گفت که این موضوع برام فایده داره برای من

من که همیشه ازت مراقبت کردم

از من مراقبت کردی؟

تو برادر کوچکتر منی تو ازم مراقبت کردی؟

تا حالا بهش فکر کرده بودی؟ تا حالا یکبارم بهش فکر کرده بودی؟

فردو برای این کار بفرست اینجا فردو بفرست اون کارو بکنه

فردو رو بذار مراقب کلوب شبانه میکی موس باشه

فردو رو بفرست فرودگاه یه کسی رو بیاره

من برادر بزرگتر تو ام, مایک !و حق من خورده شده

- !این درخواست پدر بود - !اما این خواسته ی من نبود

!منم میتونم کار ها رو انجام بدم !منم باهوشم

اونطوری که بقیه میگن نیستم احمق نیستم. باهوشم

!و میخوام به منم احترام گذاشته بشه

چیز دیگه ای درباره ی این تحقیقات میتونی بهم بگی؟

هر چیزی

...وکیل سنا, کواستاد

برای راث کار میکنه

فردو

تو دیگه برام هیچ معنی نداری

دیگه برادرم نیستی دوستم نیستی

نمیخوام بدونم چیکار میکنی یا کجا هستی

نمیخوام توی هیچکدوم از هتل ها ببینمت

نمیخوام نزدیک خونم ببینمت

وقتایی هم که بخوای به ملاقات مادرمون بیای میخوام روز و ساعتی که میای رو بدونم

تا اونجا حضور نداشته باشم

فهمیدی؟

تا موقعی که مادر زندست نمیخوام اتفاقی براش بیفته

بیشتر از یه استادیوم آدم اینجا جمع شده

اینم از ویلی چیچی

کمیته منظم بشه لطفا

- اسمتون رو بگین, لطفا - فرانک پنتانجلی

- و در کجا متولد شدین؟ - پارتینگو. خارج از پالرمو

در حال حاضر کجا زندگی میکنین؟

توی پادگان نظامی با بر و بچه های اف بی آی زندگی میکنم

ما بالاخره یک شاهدی اینجا داریم ...که شهادت داد

که مایکل کورلئونه سرپرستی یک امپراطوری جنایتکارانه و

کنترل تمام قمارخانه های کشور و شاید هم در کشور های دیگر است

هیچگونه رابطی بین شاهد و مایکل کورلئونه حضور نداشته

ایشون میتونن به اندازه کافی از اتهامات اون رو برای کمیته تایید کنه

تا بتونیم به خاطر اظهارات و قسم دروغ مایکل کورلئونه رو دستگیر کنیم

- سناتور - ممنون, آقای رییس

آقای پنتانجلی

آیا شما عضو خانواده کورلئونه بودین؟

...آیا شما زیر دست پیتر کلمنزو

و ویتو کورلئونه معروف به پدرخوانده خدمت کردین؟

من کسی به اسم پدرخوانده نمیشناسم

من خودم خانواده دارم, سناتور

آقای پنتانجلی, شما قبلا قسم خوردید و اظهاراتی رو به من ارائه دادین پس نمیتونین نقضش کنین

قربان, دوباره ازتون میکنم شما تحت سوگند هستین

آیا تا به حال عضو گروهی جنایتکارانه به سرکردگی مایکل کورلئونه بودید؟

من چیزی در این مورد نمیدونم

من با پدرش توی کار روغن زیتون بودم

اما این برای خیلی وقت پیشه,همین

ما اینجا شهادت نامه شما رو داریم

...ما ...شهادت نامه ی شما

به دستور مایکل کورلئونه میخواستن شما رو به قتل برسونن

آیا میخواین اظهاراتتون رو انکار کنین؟

آیا میدونین چه عواقبی در انتظار شما خواهد بود؟

ببینین,بچه های اف بی آی اونا بهم وعده هایی داده بودن

پس منم داستان هایی رو درباره مایکل کورلئونه سر هم کردم

چون این چیزی بود که اونا میخواستن

اما همه اون ها دروغ بود. همش

...و هر دفعه میگفتن

...مایکل کورلئونه این کار رو کرد

و مایکل کورلئونه اون کار رو کرد

!"پس منم گفتم, "آره حتما

آقای کورلئونه, میشه اون آقایی که کنارتون نشسته رو به کمیته معرفی کنین؟

میتونم به این سوال جواب بدم

اسم ایشون وینچنزو پنتانجلی هست

- آیا با شاهد نسبتی دارن؟ - برادرشون هستن

میتونن بیان اینجا و سوگند یاد کنن ,قربان؟

قربان, ایشون انگلیسی متوجه نمیشن

ایشون با هزینه خودشون از شهرشون اومدن تا برادرشون رو در این مشکل یاری کنن

ایشون از نظر این دادگاه زیرنظر نیستند و حیثیت بالایی هم دارند

یعنی دارین میگین ایشون هیچی در این باره نمیدونن؟

تا اونقدری که من خبر دارم, هیچی

میخوام بفهمم اینجا چه اتفاقی افتاد؟

خیلی خب,این کمیته فعلا خاتمه میابد

- شاهد تبرئه است - !سناتور

!این کمیته باید از موکلم عذرخواهی کنه

!این کمیته از موکل من باید عذرخواهی کنه عذرخواهی, سناتور

- مایکل, متاسفم - یه دقیقه صبر کن

بچه ها بیرونن ما داریم میریم

یعنی چی که داری میری؟ قراره همه فردا با همدیگه بریم

من میرم اتاقم

مایکل, من به نوادا برنمیگردم

بچه ها رو آوردم تا باهات خداحافظی کنن

میخوام بدونی که من برات خیلی خوشحالم

همیشه میدونستم تو اونقدر باهوش هستی که اونا نتونن شکستت بدن

- چرا نمیشینی؟ - قرار نیست زیاد بمونم

چیز هایی هست که دوست دارم راجب شون باهات صحبت کنم

چیز هایی که تو ذهنمه

- تغییراتی که قراره اعمال بکنم - فکر کنم برای تغییر کردن خیلی دیره

به خودم قول دادم که چیزی نگم

منظورت از "خیلی دیگه دیر شده" چیه؟

واقعا چه اتفاقی با پنتانجلی افتاد؟

برادرش اومد و کمکش کرد

من حتی نمیدونستم که اون یه برادر داره

الان کجاست؟

سوار هواپیماست داره برمیگرده به سیسیل

تنها کاری که باید انجام میداد این بود که چهره اش رو نشون بده

این مربوط به دو تا برادره به من ربطی نداره کِی

...هیچکس هیچ جا نمیره نه تو, نه بچه ها! شنیدی چی گفتم؟

تو همسرمی, اونها هم بچه های منن دوستت دارم. اجازه اینکارو نمیدم

تو میگی دوستم داری, بعد درباره !رفتن که حرف میزنیم نمیذاری برم

چیز هایی که بین زن ها و مرد ها وجود داره

- هرگز تغییر نمیکنن - !تو کور شدی

- کور شدم؟ - ببین چه بلایی سر ما اومد

- !ببین چه بلایی سر پسرمون اومده - ...هیچ اتفاقی برای

- !انتونی خیلی هم حالش خوبه - !انتونی خوب نیست

- !نمیخوام هیچی در اینباره بشنوم - !باید بشنوی

!انتونی خوب نیست

!نمیخوام هیچی بشنوم

!تمام

از این لحظه,هیچ علاقه ای بهت ندارم

...هیچ وقت فکر نمیکردم همچین اتفاقی بیفته

اما افتاد

...کِی

ما فردا از اینجا میریم

باشه؟ حالا چرا بچه ها رو نمیبری به اتاقشون؟

نشیندی چی گفتم

کِی

از من چی میخوای؟

از من توقع داری بذارم بری؟

ازم توقع داری بذارم بچه هامو ازم بگیری؟

!منو نمیشناسی؟ نمیدونی که این کار محاله

که هیچ وقت ممکن نیست همچین چیزی اتفاق بیفته

نمیدونی من تمام قدرتم رو به کار میگیرم تا نذارم همچین اتفاقی بیفته؟

اینو نمیدونستی؟

بالاخره یه زمانی میشه که احساساتت تغییر میکنه

از این که الان جلو تو گرفتم خوشحال میشی

میدونم

میدونم به خاطر از دست دادن بچه منو ملامت میکنی

آره

میدونم برای تو چه ارزشی داشته

برات جبرانش میکنم,کِی

قسم میخورم, برات جبرانش میکنم

تغییر میکنم

تغییر میکنم

من میدونم که قدرت تغییر کردنو دارم

و تو هم اون سقط جنین رو فراموش میکنی

و ما دوباره بچه دار میشیم

و ادامه میدیم... من و تو

ما ادامه میدیم

اوه مایکل

مایکل , تو کور شدی

اون سقط جنین اتفاقی نبود

عمدی بود

بچه رو انداختم

دقیقا مثل ازدواجمون که دیگه نمیخوامش

چیزی که پلید و شیطانیه

!پسر تو رو نمیخواستم

نمیخواستم یک نفر دیگه !مثل تو رو به این دنیا بیارم

!اون سقط جنین عمدی بود, مایکل

!بچه پسر بود! پسر! منم کشتمش !چون میدونستم این باید تموم شه

الان میدونم که دیگه تموم شده اونموقع هم تموم شده بود

...هیچ راهی وجود نداره

!هیچ راهی وجود نداره که تو بتونی منو ببخشی

نه با این آداب و رسوم سیسیلی که برای 2000 ساله که ادامه داره

!هرزه

- !بچه های منو هیچ جا نمیبری - میبرم

- !بچه ها ی منو نمیبری - اونا بچه های منم هستن

سلام, اَل

میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟

- مایک کجاست؟ - منتظره تا تو بری

میتونم باهاش صحبت کنم؟

متاسفم, اما هیچ راهی نداره

- میتونم ببینمش؟ - داخل خونه ی کنار دریاچه ست

مایکل , کانی ام

الان دلم میخواد که نزدیک خونه باشم اگه اشکالی نداشته باشه

کِی" میاد؟"

نه

فردو داخل خونه همراه مامانه

سراغت رو گرفت,تام بهش گفت که تو نمیخوای ببینیش

درسته

بچه ها, چرا بیرون نمیرین تا یکم بازی کنین؟

مایکل,لطفا, میخوام باهات حرف بزنم

سالها ازت متنفر بودم

فکر کنم کار هایی که با خودم کردم برای این بود که خودم رو عذاب بدم

...پس در اونصورت تو میتونستی بفهمی

که تو رو هم میتونم عذاب بدم

تو هم مثل پدر برای همه ی ما پشت گرمی بودی

و من میبخشمت

نمیتونی فردو رو ببخشی؟

اون خیلی مهربونه و بدون تو درمانده ست

تو بهم احتیاج داری الان من میخوام ازت مراقبت کنم

بشین

دوست وشریک ما , هایمن راث سر تیتر اخباره

تو هم راجبش شنیدی؟

شنیدم که رفته اسرائیل

و دیوان عالی اسرائیل درخواستش رو برای اقامت به عنوان یک یهودی دراونجا رو رد کرده

گذرنامه اش باطل شده, فقط میتونه برای برگشت به امریکا ازش استفاده کنه

دیروز در بوینس آیرس فرود اومد پایتخت آرژانتین

برای اقامت در اونجا بهشون پیشنهاد یک میلیون دلاری داد

اونا قبول نکردن

- سعی میکنه بره پاناما - پاناما هم بهش اجازه اقامت نمیده

نه با یک میلیون, نه با ده میلیون

گفته شده وضع سلامتیش خیلی وخیمه حداکثر میتونه تا شش ماه زنده بمونه

اون 20 ساله که داره حمله قلبی میکنه

- اون هواپیما میره به میامی - خیلی خب. همونجا میریم به ملاقاتش

مایک, این غیر ممکنه! اونا به اداره گمرک و اف بی آی تحویلش میدن

غیر ممکن نیست هیچی غیر ممکن نیست

مثل اینه که بخوای بری رییس جمهور رو بکشی هیچ راهی برای دسترسیش وجود نداره

میدونی, باعث تعجبم میشی

اگه هر چیزی در این زندگی قطعی باشه

اگه تاریخ بهمون یه درسی داده باشه

اینه که تو میتونی هر کسی رو بکشی

روکو؟

سخت هست اما غیر ممکن نیست

خوبه

چرا وقتی اومدم داخل ازم پرسیدی مشکلی پیش اومده یا نه؟

فکر میکردم میخوای بهم بگی

که داری با خانواده ات میری لاس وگاس

و اینکه مدیریت هتل های هاوستن در اونجا بهت پیشنهاد شده

- فکر میکردم بهم میگی - پیشنهاد شونو قبول نکردم

باید هر پیشنهادی رو که رد میکنم هم بهت بگم؟

بیا بریم سر کسب و کار خودمون

خیلی خب

فقط همینو در نظر بگیر,مایکل فقط در نظر بگیر

راث و برادران رزاتو در حال فرار هستند

آیا ارزشش رو دارن,و آیا به اندازه کافی قوی هستند که براشون وقت بذاریم؟

ارزشش رو داره؟ منظورم اینه که تو برنده شدی

هنوزم میخوای همه رو بیرون کنی؟

...من نمیخوام همه رو بیرون کنم

فقط دشمن هام, همین

تو قراره توی این قضیه همراهم باشی یا نه؟

چون اگه نیستی, میتونی همسرت, خانوادت و معشوقه ات رو ببری

به لاس وگاس

چرا انقدر منو اذیت میکنی, مایکل؟ من که همیشه بهت وفادار بودم ,منظورم اینه که این حرفا یعنی چی؟

یعنی...باهام میمونی؟

آره. میمونم

چه کاری میخوای برات انجام بدم؟

هی انتونی

میخوای بهت یاد بدم ,چجوری یه ماهی خیلی بزرگ بگیری؟

- دوست داری یاد بگیری؟ - خیلی خب

...میدونی, وقتی همسن تو بودم

...با همه ی برادرام میرفتم ماهیگیری

...و به همراه پدرم

...همه با همدیگه

و من همیشه تنها کسی بودم که ماهی میگرفت

هیچکس نمیتونست حتی به دونه ماهی هم بگیره به جز من

میدونی چجوری اینکار رو میکردم؟

هر دفعه که قلاب ماهیگیری رو مینداختم "توی آب,میگفتم "یا مریم مقدس

و هر دفعه که میگفتم یا مریم مقدس یه ماهی میگرفتم

باور میکنی؟ حقیقت داره

این یه رازه

وقتی میریم دریاچه میخوای امتحانش کنی؟

خیلی خب. دیگه چی داری؟

همه چی درست میشه, فرانکی نگران نباش

- برادرم برگشت؟ - آره. نگران نباش

برادرم ده برابر من سرسخت تره

خیلی سنتی فکر میکنه

نمیخواست برای شام بره بیرون فقط میخواست مستقیم بره خونه

برادرمه دیگه, همیشه یه دنده ست

مرغش یه پا داره

میتونست بیاد اینجا و آدم بزرگی بشه میتونست خانواده خودشو داشته باشه

حالا دارم چیکار میکنم؟

فرانکی

تو همیشه به سیاست و تاریخ علاقه داشتی

یادم میاد سال 1933 درباره هیتلر حرف میزدی

هنوزم زیاد مطالعه میکنم چیزای خوبی توی کتابای تاریخی هست

تو خیلی دور و بر قدیمی ها بودی

...اونایی که تشکیلات و خانواده داشتن

با کسانی که در حکومت ها جایگاه داشتن آشنایی داشتی

سربازا و سردسته ها

و فایده هم داشت

آره, فایده داشت

اونا روزای خوش قدیم بودن, میدونی؟

و ما مثل امپراطوری روم بودیم

خانواده کورلئونه مثل امپراطوری روم بود

آره

یه روز همینطور بود

فرانکی

وقتی توطئه علیه امپراطوری لو میره

به توطئه گران همیشه یه شانس دوباره داده میشه

تا خانواده هاشون ,ثروت اونها رو نگه دارن درسته؟

آره, اما این فقط برای افراد پولداره

اونایی که چیزی ندارن,بیرون انداخته میشن

و امپراطوری ثروت شون رو بالا میکشه

مگه اینکه برن خونه و خودشونو بکشن بعد دیگه اتفاقی براشون نمیفته

و از خانواده هاشون نگهداری میشه ,تام

به نکته ی خوبی اشاره کردی معامله خوبیه

آره

میرفتن خونه و توی وان آب داغ دراز میکشیدن رگ رو میبریدن تا از خونریزی بمیرن

و یعضی مواقع قبلش یه جشن کوچیکی هم میگرفتن

نگران هیچی نباش

ممنونم تام ممنونم

میبینمت, تام

کِی ,باید بری

- خیلی خوشگلی - لطفا زودباش. داره میاد

برو استراحت کن

مامان ببوس و خداحافظی کن

انتونی بیا مامانو برای خداحافظی بوس کن

با مامان خداحافظی کن

دوستت دارم

لطفا

بیا اینجا

لطفا, برای یه بارم که شده منو ببوس

آروم

انتونی

!اون اینجاست! داریم میریم ماهیگیری

!نه! همین الان مایکل میخواد ببرتش به رِنو

اوه لعنتی

خیلی خب,بچه, تو باید با پدرت به رِنو بری

زودباش, فردا با هم به ماهیگیری میریم باشه؟

باشه

هی انتونی

گوش کن.یواشکی برات یه ماهی میگیرم, خیلی خب؟

خیلی خب ,برو

خیلی خب, بزن بریم

آقای راث, باید شما رو دستگیر کنم

بله متوجهم

عکس العمل شما نسبت به حکم دیوان عالی اسرائیل چیه؟

من یه سرمایه گذار بازنشسته هستم

به اسرائیل اومدم تا به عنوان یک یهودی واقعی بقیه ی عمرم رو بگذرونم

هی, فرانکی بیا بیرون بیا یه دست ورق بازی کنیم

آیا این حقیقت داره که ثروت شما 300 میلیون دلاره, آقای راث؟

من یک سرمایه گذار بازنشسته هستم که با حقوق بازنشستگی زندگیمو میگذرونم

اومدم به وطنم تا در انتخابات ریاست جمهوری رای بدم

چون غیابی نمیتونستم رای بدم

یا عیسی مسیح

...ای مریم مقدس, ای یاریگر خداوند

ای کسی که در میان زنان دیگر به تو موهبت الهی بخشیده شد

که در رحم خود فرزندی پاک به نام عیسی پرورش دهی

ای مریم مقدس, مادر خدا برای ما گناهکاران طلب مغفرت کن

هی, همه توجه کنی

این دوست من, کارلو ریتزیه برادرم, فردو

- فردو رو که میشناسی - بله البته که میشناسم

ایشونم برادر خونده ام, تام اونم دوست دخترش ترسا ست

این دختر بانمکی هم که اینجا میبینی خواهرم , کانی

زودباش, به کارلو سلام کن خوش تیپه, مگه نه؟

آره

اون آقای رنگ و رو رفته ام که میبینی برادرم مایکه

ما صداش میزنیم جو کولار, میدونی که منظورم چیه؟ برو, بشین

- ادامه بدین. با هم حرف بزنین - بشین

هی ، آقای انیشتین

- اینم از کیک - هی بیا اینجا

- پدرتون کجاست؟ - رفته خرید کریسمس

بیاین ببینیم چیه

- اوه ,عزیزم, این عالیه - قشنگه

- الان باید شمع ها رو روشن کنم؟ - برو. برو کمکش کن, باشه؟

البته

- اون دیگه چیه, مشروب؟ - آره

سانی, بیخیال, تا پدر نیومده بهش دست نزن

راجب اون ژاپنی ها چه فکری میکنین؟ اون چشم بادمی های لعنتی

روز تولد پدر توی حیاطمون بمب میندازن؟ میدونی؟

اونها نمیدونن که امشب تولد پدره

بعد تحریم نفت باید انتظارشو داشته باشیم

نباید انتظارشو داشته باشیم چون اونا تحت هر شرایطی حق ندارن ما رو بمباران کنن. چیه نکنه طرف ژاپنی هایی؟

امروز ,سی هزار نفر برای رفتن به جنگ ثبت نام کردن

- یه مشت احمق - چرا احمق؟

بیخیال, اصلا مگه مجبوریم درباره جنگ صحبت کنیم؟

تو حواست به کارلو باشه, خب؟

احمقن چون دارن زندگیشون رو برای بیگانه ها به خطر میندازن

- مثل پدر حرف میزنی - زدی تو خال,حرف های پدره

اونا برای کشورشون جون خودشون رو به خطر میندازن

کشوری که هم خون تو نیست اینو یادت باشه

- من اینطوری فکر نمیکنم - من اینطوری فکر نمیکنم

اگه اینطوری فکر نمیکنی از کالج انصراف بده و برو ارتش ثبت نام کن

همین کارم کردم

برای نیروی دریایی ثبت نام کردم

- مایک چرا پیش ما نیومدی؟ - منظورت چیه؟

پدر میخواست ترتیب معافی تو رو بده- من نمیخواستم معاف بشم-

من نمیخواستم معاف بشم نمیخواستم

!بس کنید, کافیه !بس کنین

احمق

سانی, بگیر بشین

!مامان, بابا دوباره داره دعوا میکنه

برو به کارلو درخت کریسمس نشون بده

عالیه

خیلی خوبه

روز تولد پدر قلبش رو شکستی

باعث افتخاره, مایک بهت تبریک میگم

همینه, تشویقش کن برو, برام مشروب بیار

برو دیگه

نمیفهمم,پدر برات یه عالمه نقشه داشت

چندین بار من و پدر درباره آینده تو با هم صحبت کردیم

تو و پدر درباره آینده ی من صحبت کردین؟

- آینده ی من؟ - اون برات آرزو های بزرگی داره

من برنامه های خودم رو برای آیندم دارم

کالج رفتی که احمق بشی؟ خیلی احمقی

!پدر اینجاست, بیاین

زودباشین

احمق

!سورپرایز

اون یه آدم نیکه اون یه آدم نیکه

هیچکس نمیتونه انکارش کنه

فکت :با اینکه موضوع اصلی فیلم مافیا و گروه های مافیایی ست اما اگر دقت کرده باشید ,فقط دو بار از کلمه ی مافیا در 7 ساعت فیلم استفاده شد

دلیل آن هم فشار گروه های مافیایی بود

شخصیت های سینمایی دون کورلئونه و جوکر تنها کارکتر های-سینما هستند که دو بازیگر به دلیل ایفای نقش آن جایزه اسکار برنده شده اند

دون کورلئونه :مارلون براندو - رابرت دِ نیرو جوکر : هیث لجر - واکین فینیکس

pooyesh5 تهیه و تنظیم توسط

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.