Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم و زیرنویس از امیر
قسمت سوم آواز شن متاسفانه زیرنویس این قسمت خوب نیست بعضی جملات باهم تناقض و ایراد داره اگه کمی زبان بلد باشیم یک کم توجه کنید می فهمین واقعا بدزیرنویس شدهدر بعضیجاها
نژاد مردمان مارنماها
جزو گونه هایی بسیار قدیمی و باستانی هستند که توسط همه مورد احترام قرار گرفته میشن
در هر نسل ودر هر دوره آنها(قبیله ی مارنماها)ا
یک ملکه خواهند داشت
مدوسا
به دلیل استعداد و توانایی به شدت زیادشون
آنها راهنما و هدایت گر تمام مردمان مارنما میشن و تمام افراد خارجی و مزاحم ها رو از بین می برن
نژادشون رو به کل به تمام و کمال می رسونن
شهرت و اسم ملکه مدوسا در تمام قاره پخش میشه
هرنسل مدوسا از تخم متولد میشد (کلا داستان اینه که بعد ازمرگ مدوسای قبلی یک ملکه جدید با اسم مدوسا متولد میشه)
و قدرت بسیار زیادی رو به نسل بعد منتقل می کنه (میگه هرچه قدر نسل ها میره جلو نسل بعدی وبعدی پتانسیل و قدرت بیشتری به مدوساهای متولد شده منتقل میشه)
آقا
این موضوع هیچ ارتباطی با تو نداره
من شخصیتی دارم که همیشه کارم رو تا تموم نشده ول نمی کنم
اجرای درخواست مشتری جزو کار و قوانینه منه
من باید دفعه ی پیش میکشتمت
یالا
من واقعا کی هستم
چرا این همه ادم مدام دنباله منن
من فقط یه زندگیه اروم میخوام
چرا این قدر شلوغ و سخت شده
زندگی همیشه این جوری بوده
اگرچه زندگی الان خیلی سخت شده
اما من حس می کنم از هرچی متعلقات و وابستگی های زندگی رها شدم
می خوام برم بیرون
مثل این
من فکر کنم که اسمش باید
اسمش شا ینگ(گل شن)ا
مثل یک پروانه ی آزاد
نامحدود و بی کران
آره
من بهش میگم پروانه های ازاد
به دلیل اینکه از زمان بدو تولد به بعد تعیین شده که ازادانه پروازکنن
دوباره منو نجات دادی
ازمن خوشت که نمیاد
فقط شوخی کردم نترس
بنظرت
ممکنه که مردمانه مارنما و انسان ها با هم باشن
بازم میگی که
چنین قانونی وجود نداره
تو خیلی شبیه کسی هستی که من میشناسم
من درسازمانی سنتی و اصیل متولد شدم
مسیر زندگیمان از قبل تولد مشخص شده بود
ما شبیه عروسک های دست آموز بودیم
ما همیشه پیروی می کردیم قوانین سازمان رو مطیعانه
و تمام ماموریت هایی که رئسا و ارشدها به ما میدادن ما کامل انجام می دادیم
به عنوان بهترین مزدور این نسل
من خیلی زود تونستم یک همکار و همراه خوب پیدا کنم
ما همیشه فرستاده می شدیم برای انجام دادن ماموریت های خیی سخت
اون دوستم بود
اگه اون زنده بود
تا الان به اندازه من قوی شده بود
...اون
دختری مهربونی بود
اون ارزو ها و رویاهای خودش رو داشت
اما فقط من درباره ی اونها می دونستم
به خاطر وجود بسیار از کارهای حرام و قوانین منع شده توسط سازمان
به خاطر این سختی و مشکلات من به شدت دنبال این ازادی بودم
ما عاشق همدیگه شدیم
با اینکه می دونستم که این کار باعث میشه که ما به صورت جدی قوانین سازمان رو نقض کنیم
اما حفره ی بسیار کوچکی نور امید وجود داشت
زمان زیادی نگذشت که ارشد ها درباره ی این فهمیدن
من از تایید کردنش خودداری کردم
برای ثابت کردن بی گناهیش
مجبور شد خودش رو با دست هایش بکشه
قبل از اینکه من بهش برسم
یه خنجر به دست گرفته بود
اون خنجر رو توی قلب خودش فرو کرده بود
از اون موقع به بعد
من به درستی یه ماشین کشتار شده بودم
علیا حضرت ملکه
ما تونستیم محل خیانت کار رو پیداکنیم
بفرمایین
چرا من تو رو تا حالا ندیدم
چرا اونی که همیشه با من درارتباط بود نیومده
اون کجاست؟
کالا تو راهه
اما هنوز زمان تعیین شده برای تحویل کالا نرسیده
لطفا میتونید کمی صبر کنید
به من بگو مکانش رو
این کار برخلاف روال کاریمونه
کسی که من استخدامش کردم
فردی قانونمند و قوی ترین فرد امپراتوریه جیاماست که کار وقبول کرده
هیچ سابقه ی شکستی نداره
ولی
اگه خیلی مشتاقی تا محلشون رو بهت بگم باید 20 تا برده از دختر های مارنما روی پیشنهادت اضافه کنی
شاید من تونستم
درباره اش فکر کنم
خوبه؟
تو واقعا کی هستی
نیازی نیست که بدونی
لعنتی
چه اتفاقی افتاده
چی شده
چه هاله ی قدرتمندی
این شخص همونیه که ما استخدامش کردیم تا خیانتکار رو بگیره
من انتظار نداشتم که بمیره
کسی که اینو کشته حتما از اینجا فرار کرده
سرنخمون از خیانتکار رو از دست داده ایم
چندتا از افراد رو بزار برای نگهبانی از اینجا
اگه هر سرنخی پیدا کردید سریع منو خبر کنید
چشم ملکه
بقیه تون همراه من بیاین
نباید خودمون رو به انسان ها نشون بدیم
همه ی سربازان
فرصت حمله به اون انسان رو ندید
چشم
چرا میخواین منو بکشین
مگه من چه کار اشتباهی کردم
بکشمت؟
تو
اتفاقی برایت افتاده
این موضوع کلا هیچ ارتباطی با تو نداره؟
من دفعه ی قبلی باید می کشتمت
زودباش
علیاحضرت
اجازه بده از اینجا از هم جدا بشیم
در این صورت شانسمون برای فرار زیاد میشه
تو از این طرف برو
سریع باش
طی چند ساعت به شهر یان میرسی
من می خوام با تو بیام
در موقع ما دو تا در بیابون لعنتی تو تله می افتیم
تا زمانی که با تو باشم
حتی مرگ هم منو نمی ترسونه
ما باید زنده بمونیم
وقتی اول به شهر یان رسیدی
اگه نتونستی منو پیداکنی
تو رو این حلقه مستقیما میبره به پایتخت امپراتوریه جیاما
و شخصی به نام تانگ شان رو پیداکنه
اون حتما کمکت میکنه
اگرچه خیلی چیز ها هست
که یادم نمیاد
ولی این گردنبند قطعا برای من خیلی با ارزشه
میدمش بهت
لطفا دفعه بعدی که همو دیدیم این رو برام برگردون
ارزو دارم که در امان باشی
به نظر میرسه که این اخرین ماموریت باشه که برای خودم گرفتم
علیا حضرت
ما تمام جاده های منتهی به شهر یان رو بستیم
اون کجاست؟
به جزء من هیچ کسی جاشو نمی دونه
اینهم می تونه خوب باشه هیچکسی از مرگت خبردار نمیشه و منم می تونم با خیال راحت اون خیانتکار رو بگیرم
لطفا اجازه بده به من اون شهرت و افتخار ملکه مدوسا رو امروز تجربه کنم
من بزرگی و غرور افسانه ی مدوسا رو من باچشم خودم ببینم
دروغگو
دروغگوی
ملکه دستور داده زنده دستگیرش کنیم
پس تو همونی
باید مدتهای پیش حدس می زدم
چطور ممکنه که نژادمارنماها به سطح دوو امپراتور برسن (دووامپراتور همون دوو هوانگه)
نژاد مارنماها هم میتونن به سطح دوو امپراتور برسن
به هرحال سرنوشت فقط ظالم بوده
سرنوشت؟ههه چه بیچاره
ولی تو امروز باید سرنوشتت رو بپذیری
!!ولم کنین
من مگه چه جرمی انجام دادم
حالا یادم اومد
یادم اومد کی هستم
در هر نسل از مردمان مارنما یک ملکه ظاهر میشه
و از تخم متولد میشن
ولی شما دوتا همزمانمتولدشدید (فکرکنم منظورش اینکه دو قلو هستند)
قبیله ی مارنما فقط یک ملکه مدوسا احتیاج داره
خواهربزرگ
همدیگرو بکشید
هرکدومتون اگه زنده بمونه ملکه میشه
یک قانون سنتی واصیل قبیله ی مارنما از زمان باستان بوده
خواهر بزرگ
من شکست خوردم
خواهر بزرگ
تو ملکه واقعی هستی
ممنونیم از لطف روح مار مقدس به خاطر نشان دادن راه به ما
اما اگه اون اینجا باشه ما یعنی قبیله قطعا میتونیم ازشر این وضیعت بد و فاجعه بارمون رهایی پیداکنیم
همش حرفه,ما در وضعیت دشواری نیستیم
اوه ببخشید نمیخواستم توهین کنم
به هرحال سنت قبیله نباید شکسته بشه
قصد ما این نیست که عمدا کارها رو سخت کنیم
حالا که اون تصمیم گرفته تسلیم بشه
بنابراین تو بایدسرنوشتت رو به پذیری و به تخت بشینی
احساسات خود را کنترل کن واماده یمراسم شو
نه من نمیخوام ظالم باشم
حالا که تو ملکه هستی مجبوری که این کار رو بکنی
اگه الان بزاری برن ,,,,انها مارو خواهند کشت
علیاحضرت
ارشد ها به من گفتند که شما رو خبر کنم که مراسم داره شروع میشه
مراسم؟
چرا من همیشه مجبورم اینکار رو بکنم
خواهر خودت رو بکش
تو ملکه راستین هستی
تو داری چیکار میکنی؟
خواهر داری چیکارمیکنی
خواهر
ارزوی تو اینکه بتونی قبیله رو رهبری کنی
و رویای من آزادیه
ما هم به اون چیزی که میخوایم میرسیم
هیچ کدوم راضی به مرگ دیگری نیست
تو برای ملکه شدن بهتر از منی
لطفا منو بخاطر این سرپیچی ببخش
سربازا
تو داری از تکنیک ممنوعه انتقال فضا استفاده می کنی
خواهر بزرگ
بارهبری تو قبیله ی مارنما دیگه در اسارت سرنوشت قرار نمیگیره
این تکنیک ممنوعه خیلی خطرناکه
زودتر متوقفش کن
بسه ,,,,سریع تمومش کن
تبریک میگیم ملکه مدوسا
بلند شید
اون فرار کرد
اون به خودش جرات داد که قانون قبیله رو زیر پاه بزاره
علیاحضرت،شما باید اون خیانتکار رو مجازات کنید
من اون خیانتکار رو بر می گردونم
در این دنیا هیچ چیز عادلانه نیست
این دنیا جایه که قوی بالاتر ضعفا و ضعیف زیردست قویه
این دنیا دیونه است
من تواناییه متوقف کردن این جنگ رو ندارم
امامن حداقل میتونم از کسانی که دوستشون دارم محافظت کنم
فکر نمیکردم امروز اینجا بمیرم
اما تا حالا این قدر حس خوشحالی نکردم
من میتونم حسش کنم که تازه متولد شدم
زیرا از الان من های بو دونگ
دیگه در هیچ قید و بندی اسیر نیستم
لطفا اینکارو نکنین
نــــــــــه
گریه نکن
وقتی گریه میکنی خوش تیپ نمیشی
آقا
من هنوزاسمت رو نمیدونم
های بو دونگ
تو چی؟
زی یو دیه (یک پروانه ی ازاد)
حالا دیگه آزاد شدم
حتی اسمم رو هم میدونم اسم من دای با هستش
خواهر بزرگ
متاسفم بازم نگرانت کردم
ولی این دفعه لطفا بهم افتخار کن
به خاطر اینکه من در اخر تونستم کاری کنم و بی مصرف نباشم
تو کسی هستی که من در دوره ی زندگیم خیلی دوستش داشتم
امیدوارم در زندگی خوشبخت باشی
آزاد زندگی کن
من امروز تو رو نخواهم کشت
بهتره از اینجا بری
دفعه بعدی که من تو رو ببینم فکر کنم خودت میدونی که چه اتفاقی برات میافته
اون مرد رو بکش این یه دستوره
هیچ کس بهش دست نمیزنه
تو داری چیکار میکنی؟
حتی توهم می خوای سر پیچی کنی
گستاخ
من ملکه مدوسا هستم
قلب هر شخص فقط از خود شخص پیروی می کنه
اگه میخوای اونو نابینا کنی (یعنی میخوای جلوی خواسته ی قلبت رو بگیری)
اما یک روز ان منفجر و ازاد میشه
من ازاین جنگ متنفرم
من خوشم نمیاد از این بازی گرفتن زندگی بدون دلیل
هرکدوم از ما میتونه به اختیار راهش رو انتخاب کنه
من تمام قوانین سنتی قبیله رو از امروز منسوخ شده و لغو اعلام میکنم
من به روش خودم قبیله ی مارنما رو به سمت ازادی رهبری میکنم
قسم می خوریم تا پایان با ملکه باشیم
من بالاخره اونو فهمیدم
این ببخشش الهی که به من شد
چیزی که تا الان اصلا نمیشناختم و تجربه نکرده بودم
حسی مثل اینکه یکسری از افراد به تو اهمیت میدن و منتظر تو هستند
واقعا که حس زیبایی بود
اینقدر زیباست که هیچ کلمه ای نمی تونه توصیفش کنه
...ولی چیزهای زیبا
آنها به آسانی از بین میرن
بعد از اندینگ انیمه ادامه داره
پیرمرد من اومدم یک نقشه بخرم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.