Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
قبل از اینکه شروع کنم به فرار...
باید استراحت کنم
حتی اگه شده برای یه شب
:مترجمین « Highbury » « AbG ســـروش »
میدونی چطوری تموم میشه
جورابامو پیدا نمیکنم
سعی میکنیم جلوتو بگیریم
بنفشه با تکشاخ کوچیک روش
اگنس خیال میکنه تکشاخ خوششانسی میاره
جوراب تکشاخی برای محافظت در برابر ردینگتون
فکر بهتری داری؟
آره. نرو دنبالش
ممنون که گذاشتی بمونم
برات یه آدرس میفرستم
به محض اینکه تونستی بیا دیدنم
چند سال قبل، فهمیدم...
شوهرم یه زندگی دوگانه داشته
عجب
آره
رازهایی داشت. اونم خیلی
از جمله این آپارتمان
فکر کردم شاید اینجا چیزی پیدا کنیم که بتونه...
- یکم کمکت کنه - به من؟
آره. زیاد نیست، اما میتونی از شهر بری بیرون
زود باش، برش دار
به اندازه کافی تو دردسر انداختمت
میدونی که ما به بیشتر از این نیاز داریم
به همه چی بیشتر نیاز داریم
پول. اسلحه. آدم
- کسی رو تو ذهنت داری؟ - یه لیست دارم
اول...
به همه زنگ میزنیم و دخترمو گیر میاریم
لو رفتیم
الیزابت کین، باهام ازدواج میکنی؟
لیز. همین حالا باید بریم
امنه
خیلی دیر کردیم
:فصل هشتم، قسمت چهارم « الیزابت کین؛ شمارۀ 1 »
تازه با ردینگتون حرف زدم
میگه کین تازه آدرس کالاراما رو...
با یه فورد برانکو ترک کرده
میخوام حکم بازداشت ماشین صادر بشه نه کین
و وقتی پلیسها پیداش کردن چی؟
هر کاری میکنیم تا ازش محافظت کنیم
وقتی ردینگتون تو بیمارستان بود ازت محافظت کرد؟
یه بمب کار گذاشته بود که نزدیک بود تو رو بکشه
پس اشکالی نداره از...
قاتل واقعی مثل ردینگتون محافظت کنیم...
اما از افراد خودمون نه؟
ببین، کاری که کین یه بار کرده...
اصلا قابل مقایسه با کاری که ردینگتون...
هر روز میکنه نیست
و بااینحال اسم اونو وارد لیست سیاه کرده
ردینگتون میخواد پیدا بشه، نه اینکه آسیب ببینه
اما با توجه به تمایل کین برای آسیب رسوندن بهش...
بعید میدونم براش چارهای بمونه
به خاطر همین اول ما باید پیداش کنیم
حکم رو صادر میکنم
قبل از این کار، میخوام یه چیز دیگه بگم
هر چقدر ما مامور کین رو دوست داریم...
اونم هم ما رو دوست داره
با توجه به همین، تعجب نمیکنم اگه باهامون تماس بگیره...
تا ازمون کمک بخواد ردینگتون رو پیدا کنه
اگه این کار رو بکنه، میدونم که وسوسهانگیزه...
که بهش کمکی که میخواد رو بکنیم...
اما این کار اشتباهه
شرایط رو براش بدتر میکنه، نه بهتر
پس اگه زنگ بزنه یا یه سر بیاد اینجا...
باید بدونم
پارک، برو حکم رو بگیر
آرام، رسلر، حواستون به اگنس باشه
شاید ندونیم مامور کین کجاست...
اما میدونیم که تو شهره...
و بدون دخترش از شهر نمیره
لیز، سلام! تو اینجا چه کار میکنی؟
زیاد وقت ندارم، تاداشی، پس میرم سر اصل مطلب
میخوام بیای و برای من کار کنی
ممنون، اما کار دارم
بیمه سلامت خوبی هم داره
تا وقتی که کارمو خوب انجام بدم، آقای ردینگتون منو نمیکشه
ردینگتون داره میمیره
انکارش میکنه، اما حقیقت داره
و وقتی بمیره، در موقعیتی قرار میگیرم...
تا هر کاری میخوای بهت بدم...
چون همه چیز به من میرسه
به ماروین جرارد زنگ بزن، تاییدش میکنه
یه مورد دیگه
اینا همه همکاران ردینگتون هستن که من ازشون خبر دارم
شماره تلفنشونو میخوام
شرمنده، من ندارمشون
میدونم. اما میتونی هکشون کنی
گفتش تو مریضی
اینقدر مریضی که داری میمیری
همه جاهطلبان مثل همهن
کمی بیچاره، غیرمنطقی و همیشه بیتاب...
هرگز صبر نمیکنن تا بدن خنک بشه
بهش گفتم چه گرم یا سرد با توام...
اما حالا که حرفشو زدی، داری خنک میشی؟
مثل شیری در زمستان هم خستهم و هم خطرناک...
هر کسی بخواد به الیزابت کمک کنه سریع پیدا میشه
دقیقا کمک روچی تعریف میکنی؟
چون یه لیست داشت...
میدونم شوکهآوره، اما حقیقت داره
ریموند یه خائنه؟
یه جاسوس روسی به اسم «اِن 13»
سالهاست داره ما رو بازی میده
یه ثانیه. شرمنده
- الو؟ - رودیگر...
با الیزابت کین حرف زدی؟
آره، الان پشت خطه
میگه تو خائنی مطمئن نیست به کدوم کشور
رودیگر، لطفا
من به اصول وفادارم، نه کشور
و اولین اصلی که بهش وفادارم، وفاداریه
وفاداری تو رو دارم؟
صبر کن، باید برگردی عقب
- دوباره بهم بگو - یه معامله کرده
آره، معامله چی داری میگی؟
- معامله با کی؟ - با افبیآی
داری بهم میگی اون حرومزاده یه خبرچینه؟
آره. به خاطر همین میخوام بیای و برای من کار کنی
بهت میگم برای کی کار نمیکنم، اون عوضی خائن...
همون دست نشونده...
یه لحظه صبر کن
گوش کسی داره زنگ میزنه؟
با الیزابت حرف زدی
ببخشید اینو میگم، اما چه زن افتضاحی!
- صدای هر دوتونو میشنوم - شایعهپراکنی میکنی، آره؟
حقیقت رو میگم
فکر کنم به جای انتظار تماس دکمهی کنفرانس رو زدم
نفر بعدی توی لیستت کیه؟
دوست نداری بدونی؟
اون گذشتهس، مورگان. من آینده...
درسته، تونی، برای مسکو کار میکنه
حتما، گلن، گوشی دستمه
نه، نه، چاک قبل از اینکه تماس دیگه رو جواب بدی...
فقط حرفمو گوش کن
خب، چاک؟
از دوستمون در شرق یه پیامگرفتم
میخواد تو رو ببینه
به این راحتی آروم نمیشه فعلا دست به سرش کن
دارم در یه جبهه میجنگم
مطمئن نیستم توان کافی برای جنگیدن در دو جبهه رو داشته باشم
پس میگی که به آقای کوپر نمیگی
میگم بستگی داره
به چی؟
فقط میگم اگه یه موقع بهت زنگ زد...
اگه واقعا دیدیش، باید متفاوت فکر کنی
- باهات تماس گرفته؟ - نه، نگرفته
اما اگه گرفته، دارم میگم...
شاید تفاوتی ایجاد کنه
- میتونم کمکتون کنم؟ - خانم مارکز؟
از افبیآی اومدیم با الیزابت کین کار میکنیم
همه چی مرتبه؟
متوجه شدیم که شما مراقب دخترش هستین
مشخص کرده کی میاد دنبال دخترش؟
در روزگار قدیم، مخلوط دارو خیلی جذابیت بیشتری داشت
با دوستمون در شرق حرف زدم
ممنون. خیالم راحت شد
انتظار داره پس فردا بری به مسکو
و داره بدتر میشه
بدتر از مسکو در این وقت از سال...
در هر وقتی از سال
خب
انگار که به طور رسمی درگیر دومین جبهه هم شدم
هیچکس جواب مثبت نداد؟
حتی نگفتن در موردش فکر میکنم
کسی دیگه مونده؟
یه نقر دیگه مونده...
و ارزشش از هر کسی تو این لیست بیشتره
اگه بتونم راضیش کنم، شانس جنگیدن داریم
- کی هست؟ - ماروین جرارد. وکیل ردینگتون
شاید ندونه تمام اجساد کجا دفن شده...
اما فکر کنم بدونم کل پول کجا ذخیره شده
باید فرض کنی که ردینگتون بهش زنگ زده
به خاطر همین باید رودررو باهاش حرف میزنم
ازت میخوام تعقیبش کنی...
و بهم بگی کی حرف زدن باهاش امنیت داره
تا اون موقع، میخوام برای برداشتن اگنس برنامه بریزم
باورم نمیشه که زندگی و ثروت...
و شرف نه چندان بینقصشونو صرف یه جامعهستیز خائن کردن
یعنی همهشون اینقدر میترسن؟
ترسه
این تلفن اعتباری رو بگیر. تمیزه
وقتی مکان امن رو پیدا کردی خبرم کن
در مورد اگنس؟ مراقب باش
میدونی که مراقبش هستن
آره
برونکو رو پیدا کردیم تو یه پارکینگ رها شده بود
برای کمک در این مورد...
- با خارج از نیروی ویژه تماس گرفتی؟ - خودمون از پس گندکاریمون برمیایم
مدارک یه چیز دیگه میگن، هارولد
اعلام وضعیت فراری بودنش هر شانسی که...
الیزابت داره رو برای گردوندن این غول تو بطری از بین میبره
اون غوله یا من؟
- گیج شدم - میدونی به نظر من چی گیجکنندهس؟
نواری که الیزابت از حرفهای تو و کاتارینا پخش کرد...
که تو رو متهم کرد یه جاسوس روس هستی
حتما هارولد بیا هر چیزی که برونهلیدا...
در اون نوار گفته رو وحی منزل در نظر بگیریم
ان 13، چه معنایی برات داره؟
یعنی باید اولویتهات رو مشخص کنی
تو تلفن رو برداشتی و الان داریم حرف میزنیم
آخرین باری که با مامور کین حرف زدی کی بود؟
الیزابت کین هدف توئه. نه من
اوناهاش
من پادو نیستم دستور نمیگیرم جایی برم
دوستمون نگرانیهایی در مورد کین داره
نباید یه مو از سر الیزابت کین کم بشه
نگرانی دوستمون رو قبول میکنم، نه چیزی بیشتر
با اسکوتی گلوبال آشنایی داری؟
البته. داره تبدیل به مرکز سوددهی میشه
که تا وقتی اعتمادشونو دارم همچنان اینطوری میمونه
و یکم نگران شدی...
که اعتماد ممکنه شکسته بشه...
حالا که اسمت به عنوان...
بخشی از تحقیقات کمیته اطلاعات کنگره بیرون اومده
قبل از اینکه بری مسکو، میخوایم این مسئله رو حل کنی
که اینطور. پس اومدم اینجا تا بازجویی و مشاوره بشم
دوست دارم فکر کنم اومدی اینجا تا کار درست رو بکنی
باشه. برو لباستو عوض کن
و منم زودی میام تو
واقعا لازمه؟
خب، خودت گفتی که لیز نگفته...
کی میاد دنبال اگنس...
پس باید فرض کنیم که هر لحظه ممکنه بیاد دنبالش
پس هر جا که میریم باید تعقیبمون کنین؟
نمیخوایم اگنس رو بترسونیم، اما باید لیز رو پیدا کنیم
تا بتونین از دخترش جداش کنین؟
اصلا چنین چیزی نمیخوایم
پس قول بدین که جداش نمیکنین
هی، دختر. کمک میخوای؟
اینجا چه کار میکنی؟
دارم دختر زیبامو تحسین میکنم
دو تا مامور تو لابی وایستادن
بهش گفتم
چطوره تو بری کلاس و من به مریت...
نقشهمونو بگم، باشه؟
باشه، مامان. امشب میبینمت؟
بله، میبینی. صبر ندارم
نقشهت؟ کدوم نقشه؟
جرارد رو میبینم. رستوران لو خیابون سوم و کلارک
امشب تو بیمارستان شیفت شبی، درسته؟
لیز، افبیآی تعقیبم میکنه
دیگه نه نه اگه دقیقا کاری رو بکنی که میگم
حالا خوب گوش کن
حتی اگه ردینگتون تو رو دوست داشت...
که شک دارم نداره
و حتی اگه بهت اعتماد داشت، که مطمئنم نداره...
در کشتن تو تردید نمیکرد، اگه اینو بهش نشون میدادی
فکر کردم ازم خواستی حسابها رو مرتب کنم
خواستم. اما دیجیتالی؟
روی حسابداری آنالوکگ اصرار داره
یه کتاب. دفتر. یه چیز آفلاین
ماروین
- جواب منفیه - سلام. لیز
اسکیپ. میدونم کی هستی
تو دفتر یه جور افسانهای
میدونم به کی زنگ زدی
بریملی، هدی. رودیگر. مورگان و چاک
و همینطور میدونم که همگی دست رد به سینهت زدن
چون حقیقت رو نمیدونن دست رد به سینهم زدن
تو میدونی. میدونی مریضه
میدونی وقتی بره...
من به قدرت میرسم چون تو وصیتنامه رو نوشتی
درسته
صبر کنی، به همه چی میرسی
- پس صبر کن - نمیتونم
چرا، چون مادرتو کشته؟
برای دفاع از شرف زنی اعلام جنگ میکنی که...
وقتی بچه بودی رهات کرد...
و پدربزرگت رو به قتل رسوند
اگه تو بهم کمک کنی...
بلیط بخت خودتو نوشتی
پنجاه-پنجاه شریک میشیم
میتونم خیلی پولدارت کنم
رد دوست منه
حتما، اگه بتونی کمکش کنی
اما اگه نتونی، میری بیرون
وفادار نیست، حال و هواش عوض میشه
واقعا فکر میکنی الان اگه جای تو نشسته بود...
میدونست که توازن قدرت...
داره به طرف من میافته...
تو رو به من ترجیح میداد؟
شاید بهتره بهش فکر کنی
بررسی قانون در ییل
- احمق - به نظر من که خیلی باهوشه
باشه
در موردش فکر میکنم
کی هستی؟ اینجا چه کار میکنی؟!
برای اسبابکشی بزرگ آمادهت میکنیم
- به پلیس زنگ میزنم - که چی بگی...
یه مشت غریبه...
- تمام رویاهاتو به واقعیت تبدیل کردن؟ - هی
اینم باید بره؟
خدا نکنه
- تاداشی، به گونیویر سلام کن - سلام
من که خودم از فرشتگان آسمونی خوشم میاد
به غیر از سلیقه، تاداشی کاری که در پیش رو داری رو...
- سریع و آسون میکنه - کار. کدوم کار؟
پاک کردن یه سری اطلاعات از کامپیوتر سرور...
کمیته اطلاعات کنگره
تاداشی مهارت لازم رو دارم...
و به عنوان مشاور تو دسترسی داری
همونطور که گفتم سریع و آسون
چی باعث شده فکر کنی همچین کاری میکنم؟
دنیل استیل. 16 جلد کتاب داری
هیچکس اینقدر رمان عشقی نداره...
و دلش بخواد تنها تو کلیولند پارک زندگی کنه
و اگه بگم نه؟
کنار بیا، گوئن
فردا مثل همیشه میری سر کار...
فقط اینکه وقتی تنهایی و فرصتش پیش اومد...
با تاداشی تماس میگیری...
که تو رو گام به گام راهنمایی میکنه...
تا این فلش رو وارد سرور کنی...
که داده رو در سرور گفته شده...
- آلوده و حذف میکنه - به هیچ وجه
اخراج میشم
- به خاطر خیانت میافتم زندان - نه اگه اشتباهی بوده باشه
بدافزار طراحی شده تا از آلودگی مایع تقلید کنه...
مایع در کامپیوتر اصلی نشت میکنه...
باعث خوردگی صفحه سطحی میشه
یه قهوه میریزی تا رد ما رو بپوشونه
و اخراج میشم
بله. از زندگی قدیمیت خارج میشی و وارد زندگی جدیدت میشی
زود باش، یه نگاه بنداز
تضمین میدم که داستانش ارزش وعدهی اشتیاق رو داره
چیه؟
خونهای در ساحل. پولی در بانک
یه پایان خوش برای داستانت
اگه اینقدر باهوش باشی تا قبولش کنی
لطفا برو
گونیویر، تاداشی میگه تو یه جورایی قانونشکنی
میگه تمام مالیاتت رو پرداخت نکردی
یه مقدارشو آره، اما همهشو نه
بهش نزدیک هم نشدی، چی؟
چهار سال فدرال، سه ایالت
مادرم مریضه بیمه نداره
گوش کن، بد برداشت نکن
هم درک میکنم و هم از...
فرار مالیاتی درستکارانه حمایت میکنم...
یا در این مورد نه چندان درستکارانه
اما شک دارم افبیآی به اندازهی من همدردی کنه...
که به خاطر همین پیشنهاد میکنم این کار رو انجام بدی
چی میگی؟
کمدی یا تراژدی
چطوری تموم شدن این داستان کاملا به تو بستگی داره
لیز! لیز! متاسفم. لیز، تمومه
- کی هستی؟ کین کجاست؟ - نمیدونم. قسم میخورم
یه زن، بهم پول داد که این کلاه رو بذارم و به ماشین نزدیک بشم
باشه
پخش بشین
ماشینها و چهرهها رو بگردین...
با امنیت بیمارستان هماهنگ کنین
لیز اینجا نیست اما دخترش هست
باید همین نزدیکی باشه
اگنس
اسمم آرامه
نمیدونم منو یادت میاد یا نه، اما...
از وقتی به دنیا اومدی میشناسمت
راستش، در مراسم غسل تعمیدت بودم
بیشتر از چند ماهت نبود...
پس اگه منو یادت میاد که خیلی باحال میشه...
یا شاید عیجب
اما، به هر حال، چیزی که من یادمه...
اینه که تو خیلی شجاع هستی...
که اصلا تعجبی نداره...
چون مامانت هم...
شجاعترین آدمیه که تا حالا دیدم
رسلر
به دخترم نیاز دارم
- و اونم به تو - پس بذار ببرمش
با میاد به ادارهی پست
خدمات کودکان خبر داده شده
نیازی به مددکار اجتماعی نداره
به مادرش نیاز داره
چی، در حال فرار؟ به عنوان یه فراری
واقعا همینو براش میخوای/
مادرم وقتی فراری بود منو ول کرد
نمیخوام همون اشتباه رو بکنم
- آلیسون؟ - آره
- هی - چیه؟
چرا زنگ زدی؟
نمیدونم
فکر کنم...
هر بار که خداحافظی میکنیم...
میترسم که واقعا بار آخر باشه
[ ایالت مریلند، منطقۀ سیلور اسپرینگ ]
میخوای داستانشـو برام تعریف کنی؟
این واشره رو
آها - ،تو آپارتمان که بودیم -
نزدیک بود بهخاطرش گیر بیفتیم
بهنظرم یه توضیح بهم بدهکاری
انگشتر نامزدیمـه
تام قبلنا یه قایقی داشت که همهش بهش ور میرفت
میدونی.. تعمیرش میکرد
بعد یهروز همینطوری اینو از جعبهابزارش در آورد
و رو یه پاش زانو زد و ازم خواستگاری کرد
چه قشنگ
...اون
خیلی تو اینکار از من حرفهایتر بود
محال بود اجازه بده اَگنس رو بازداشت کنن
میدونی که باید چیکار کنی
آره
کاشکی با دخترش آشنا میشد
و میدید داره به چه آدمی تبدیل میشه
پاشو دیگه. وقتشه
خیلهخب
چهقدر زمان میبره؟
بهطور متوسط بهنظرم 2 ساعت
دو ساعت؟
تا اونموقع که همه میرسن
الگوریتم پاکسازی دادۀ گاتمن رو میشناسی؟
نه؟ هیچی؟
بگذریم، من با یه کیلاگر ،بهش نفوذ کردم
یکی دوتا کُد رو دستکاری کردم و در نتیجه
این عزیزمون همینالاناست که باید... پاکسازی بشه
اصلاً میدونی توی اون فایلهایی که الان حذف کردی، چه اطلاعاتی بود؟
من؟ نه
رابطۀ من و رئیسم کاملاً «چیزی نپرس و چیزی نگو»ـطوره
خیلهخب، ردیف شد
فلش رو در بیار و قهوه رو استاد کن
هی. یه سؤالی. تا حالا «الکسندریا اوکاسیو» رو دیدی؟ [ نمایندۀ مجلس آمریکا ]
خیلی باحال میشه
باورم نمیشه دارم اینکارو میکنم
خب دیگه، الان قطع میکنم باید برم
الانـه که اخراجم کنن
دخترش چی شد؟
الیزابت ولش کرد و رفت
فکرشـو نمیکردم همچین کاری کنه ولی اشتباه میکردم
خب، تا موقعی که بزرگترها به کارای
کسلکنندۀ بزرگترونهشون میرسن
من و تو
با هم مسابقۀ موشک کاغذی میدیم
خوبه؟
آره فکر کنم
فکر کنی؟ فکر کنی؟
فکر کردنی در کار نیست
هدف اینه که ببینیم کی میتونه
موشکِ بیشتری توی اون سطل آشغال بندازه
موشک که بلدی درست کنی، ها؟
خب. عیبی نداره من درست میکنم. تو بفرستشون هوا
خوبه؟
برو بریم
خب
[ ناشناس: اسامیِ خوراکی، مواد غذایی و برنامهکودک ]
[ تماس دریافتی از ناشناس ]
رسلر هستم - حالش چطوره؟ -
این پیامـه رو تو فرستادی - حالش خوبه؟ -
قطعاً که اینطور بنظر میرسه
دوتایی با آرام اداره رو به گند کشیدن
ماروین جرارد رو آوردمش طرفِ خودم
پس امکاناتِ کافی برای فرار کردن رو دارم
اَگنس چی؟ - حق با تو بود -
فراریبودن براش خوب نیست
همون اشتباهی که مادرت مرتکب شد
گمونم بیشتر از اونی که دوست دارم اقرار کنم، بهش شباهت دارم
...خب این فهرستِ برنامه کودک و خوراکی
موردعلاقههای اَگنسان
آدرسی هم که نوشتم، آدرسِ یه انبار شخصیـه
یه کمد توشه پر از لباسها و کتابهای موردعلاقهش
چیزیش نمیشه - قول میدی؟ -
،آره. تا تو برگردی
کُلی عمو داره که دیوونهشـن
من باید برم - نه، بایدی در کار نیست -
چرا. و این دفعه باید جدی انجامش بدم
الان برمیگردم
چی شده؟ - کین بهم زنگ زد -
نتونستم ردشـو بزنم، ولی ضبطش کردم
لیز بهت زنگ زد؟
،ببین، نمیدونم کجا بودش
ولی یه سر و صداهایی ناواضحی تو پسزمینۀ صداش بود
میخوام که کیفیتِ صداشـو تقویت کنی
خب. من شاید نتونم یه بچۀ 6 ساله رو
...تو مسابقۀ پرتاب موشک ببرم ،خدایی داره پارهم میکنه
...مثل.. ورژنِ کوچک «چاک ییگر»ـه [ خلبان سابق نیروی هوایی آمریکا ]
ولی اینو میدونم که «وقتی میگی «کین بهم زنگ زد
در واقع منظورت اینه که «کین دوباره بهم زنگ زد»
...ببین، میدونم کوپر چی گفت
اون «نگفت»، دستور داد
،آره، ولی بهت گفتم اگه میدیدیش نظرت فرق میکرد
یعنی تو دیدیش؟! کِی؟ کجا؟
اومده بود خونهت؟
خواهش میکنم تو رو خدا بگو که نیومده بود خونهت
اومده بود خونهت؟
کیفیتِ صدائه رو تقویت کن
کین رو پیداش کردیم ایستگاه متروی سیلور اسپرینگ
بهم زنگ زد از اَگنس خبر بگیره
یه صدایی تو پسزمینهش بود
آرام تونست ارتقاءش بده
،در حال رسیدن به راهآهنِ یک، بلو ریج
،به سمت واشنگتن ایستگاه سیلور اسپرینگ
من به پلیس محلی مونتگومری خبر میدم
شما هم یگان ویژه رو بردارید و برید اونجا
امیدواری اتفاق خاصی بیفته، دونالد؟
تو چی رفته تو جِلدت؟
جلد نیست، نخود سیاهـه
نخود سیاهی که میترسم بخوای ما رو بفرستی دنبالش
یعنی چی اونوقت؟ - تو مأمور خوبی هستی -
ولی نمیدونم دوست بهتری هستی یا نه
فکر میکنی دارم بهش کمک میکنم
،که این یهجور حقهست
یه سرنخ کذبی که گمراهمون کنه تا اون فلنگـو ببنده
بهنظرم احتمالش هست
خیلی خندهداره که تو این حرفـو میزنی
در حالی که فقط به این دلیل ممکنه بتونه فرار کنه
که یکی از افراد خودتـو برده تو تیمِ خودش
ماروین جرارد تمام امکاناتِ موردنیازشـو در اختیارش گذاشته
الیزابت اینو بهت گفته
آره. و منم حرفشـو باور میکنم
مطمئنم که همینطوره
و همینه که نگرانم میکنه
خب؟
خب چی؟
کاسهای زیر نیمکاسهست؟ - خب، اون به من اعتماد داره -
و این مشکل نیست
خب برای همینه که یه سرنخ گیر آوردیم
قبلاً هم باهات تماسی برقرار کرده بود؟
...خب، اون دوبار بهم زنگ زد و
یه بار اومد خونهم
گفتمـا
وقتی از ایستگاه برگشتیم در این مورد صحبت میکنیم
یعنی چی، میکنیم؟
این مشخصاً مسئلۀ پیچیدهایه برای همهمون
اگر این شانسی برای ،دستگیر کردنِ الیزابت باشه
بهنظر باید برای انجامش
از همدیگه حمایت کنیم
،لطفاً پیش از سوار شدن به مسافرین اجازۀ خروج دهید
رفته - فیلم دوربینهای مداربسته رو دیدی؟ -
بیشتر از یه ساعت اینجا بودش با اِسی جکسون
ولی مترو که هنوز اینجاست شاید سوارش شده باشن
لیز سوارش نشده
تو فیلم دوربینها دیدم که داره ایستگاه رو ترک میکنه
کِی؟ - کِی به تو زنگ زد؟ -
11:33
دو دقیقه بعدش از ورودی اصلی خارج شده
چرا باید بیاد مترو بعد سوار مترو نشه؟
خدای من
چیه؟
سی ثانیه
با شکستن رکورد جهانی فاصلهای نداریم
یعنی میتونه بدون گذاشتن انگشتهاش روی زمین، تا آخر بره؟
آقای کوپر، پیداش کردین؟
نه. خواسته با مترو حواسمونـو پرت کنه - از چی؟ -
چرا بخواد شما برید اونجا؟
که بیاد دخترشـو ببره - ولی دخترش که اینجاست -
آره. مأمور کین هم همینالان وارد اداره پست شد
!مامان
بعداً باهاتون تماس میگیرم
نگاش کن
خدای من، عزیزم چه سرش شلوغـه
،بدون اینکه پام به زمین بخوره کل اینجا رو رد کردم
کلش رو؟
رکورد جدید جهان
باید بریم، عزیزم - میشه یه بار دیگه هم امتحان کنم؟ -
متأسفانه نه، عزیزم کفشهاتـو بپوش بریم، خب؟
بدو
تو پارکینگ دیدمت
اونطوری که باهاش حرف میزدی و الانم این کار... ازت ممنونم
بهخاطر تو اینکارو نکردم
الان دیگه باید ببرمش
تو هم باید بذاری بریم
تو کی هستی؟
خودت منو میشناسی و میدونی چرا باید اینکارو بکنم
تو امضای منـو جعل کردی که نیم کیلو مواد منفجره بدزدی
نزدیک بود بزنی آقای ردینگتون و رسلر رو بکشی
من میشناختمت، لیز
ولی.. این آدمی که بهش تبدیل شدی رو به جا نمیارم
از آرام تشکر کن، عزیز دلم
برای تیم امنیتی هشدار فرستاده شده
،برای رد شدن از طبقۀ سی دو دقیقه آوانس لازم داریم
دو دقیقه
تنها خواستهم همینه
یالا. بریم
بدو بریم
آره خب، گفتم بهش فکر میکنم که همدستش شم
و اینکارو هم کردم. دو ثانیۀ تمام
محض رعایت ادب بعدش درخواستشـو رد کردم
راست میگه، آقای ردینگتون منم اونجا بودم و دیدم
تو دیدی - بله، قربان، دیدم -
اینو هم دیدی که ماروین بلیتِ هواپیمای سوئیس بخره؟
معلومه که ندیده
چون من بلیت هواپیما برای سوئیس نگرفتم
اشتباهی گفتم ،تو به مقصد سوئیس بلیت گرفتی
و یه سوئیت تو هتل «کوپفر گرندِ» زوریخ رزرو کردی
متوجه نیستی
قشنگ جلوی روتـه
و انقدر عصبانیت کورت کرده که متوجهش نیستی
خب روشنم کن
اسم خودم روی رزرو اتاق خورده
فکر کردی من با کین میریزم رو هم
بعد با استفاده از اسمِ خودم برنامۀ فرار میچینم؟
که بدون هیچ پنهانکاریای میام ازت دزدی کنم؟
من فکر میکنم تو هیچوقت
بهخاطر اون سه سال حبسی که کشیدی منو نبخشیدی
من بهخاطر اینکه به تو وفادار بودم !رفتم حبس
بله. و الان که فهمیدی ،دورهم داره سر میرسه
وفاداریت تغییر کرده قابل درکـه
،آیندهت رو در نظر گرفتی و زدی تو خط بازیِ طولانیمدت
اونی که بازیچه شده، تویی
اون میخواد با آسیب زدنِ به من
تو به خودت آسیب بزنی
،با این تفاوت که من آسیبی نمیبینم
نه وقتی این اسکیپِ عزیز
جای خالیت رو پر کنه - ببخشید، جانم؟ -
دسترسیِ ماروین به حسابها بسته شد؟
از 20 دقیقۀ پیش - عالی شد -
داری مرتکبِ اشتباه بزرگی میشی
لطفاً اطلاعات رو به اسکیپ بده
و اثر انگشت و قرنیهش رو تو سیستم ثبت کنید
برای دسترسیِ به حسابهامون در جزایر نیوس و کیمنز
،آقای ردینگتون، واقعاً باعث افتخارمه
ولی ماروین... بهتون قول میدم که اون خیانت نکرده
آره خب، حالا خواهیم دید - شانس آوردی -
دیروز روز تنآساییِ بنجی بود
،با شامپو شسته شده، ماساژش دادن و استراحت کرده و آمادهست
راست میگفتی
واقعاً فرق کرده
هر چی
رابط ها. پناهگاهها
حتی به یکی از مأموراش به اسم «آقای فرانسوی» اشاره کرد
هر منبعی که بتونی ،از مادرم پیدا کنی
لازممون میشه
تو هم همینطور، مرسی، اِسی
آرام پسر خوبیه
آره، درسته. بهترینـه
بازم میبینیمش؟
نمیدونم، عزیزم
امیدوارم
...واقعاً
نمیدونم
،برای اینکه سر وقت دوستمون رو ببینیم
باید تا یک ساعت دیگه پرواز کرده باشیم
بدون گرفتنِ جوابم جایی نمیرم
تاداشی کار خودشـو کرد فایلها پاک شدن
،به غیر از تو ماروین قدیمیترین همکار منه
میخوام یه سؤالی ازت کنم
،و وقتی پرسیدم میخوام حتماً صادقانه جواب بدی
البته
خودت میخواستی الیزابت ببینه به مادرش شلیک میکنی؟
،با علم بر اینکه اگر اینو ببینه
زندگیش انقدر سیاه بشه که
دیگه نتونه به زندگی سابقش برگرده
چرا باید همچین کاری بکنم؟
چون زندگیِ خودتـم همونقدر سیاهـه
و اون نمیتونه بدون سیاهشدن
امپراتوریـت رو دستش بگیره
تو اف.بی.آی رو بهخاطر دو دل بودن
برای دستگیر کردنِ یکی که ،دوستش دارن مسخره میکنی
ولی خودتـم دوستش داری
و بعید میدونم تو هم بخوای اون دستگیر بشه
من هیچوقت نگفتم میخوام اون دستگیر بشه
ولی میخوام که پیدا بشه
...میبینی چه بلایی سرش آورده
این همه پنهونکاریای که ازش کردی
اونـو... سنگدلش کرده
سراوازِ لیستسیاه کردتش
من میخوام بدونم که این قضایا از اول برنامهت بوده یا نه
...من
برنامهای براش نداشتم
اگر ممکنه دستتون رو اینجا قرار بدین
انتقال انجام شد
کمک دیگهای از من بر میاد، آقای هدلی؟
مطمئنی پولِ اینو دارم؟
ده مرتبه که بهت بگم - میدونم. ببخشید -
فقط باور کردنش برام سختـه
35 میلیون
انقدر پول از حساب ردینگتون کشیدیم بیرون
35 میلیون
آره. تازه به یورو
میشه 41 میلیون دلار
،پس آره
بهنظرم پولِ اینو داری
درمورد ماروین جرارد اشتباه میکنی
الیزابت، به نسبتِ کسی که ،میخواد گم و گور بشه
خیلی همهش حرّافی میکنیـا
«بانکِ «سوئیس کاپیتال یه حساب توش داشتی
الان دیگه نداری
این چه ربطی به ماروین داره؟
بعد منو بگو این همه مدت فکر میکردم
تو بلدی مثل خلافکارها فکر کنی
اسکیپ هدلی
شوالیۀ سوار بر اسبِ سفیدم
ماروین امیدِ آخرم بود
،وقتی دستِ رد به سینهم زد فکر میکردم دیگه کارم تمومه
نه پولی، نه حمایتی. تمام
هی - ...ولی بعد -
اون رفته دستشویی ...و فقط یه دقیقه وقت دارم، ولی
من پایهام
فکر میکردم استفاده از اسم اصلی ماروین
برای رزور بلیت هواپیما و هتل
نخود سیاهی باشه که یه آدم زیرک ازش بو ببره
ولی گمونم باید بعداً رو یه آدم زیرک امتحانش کنم
تا بفهمم
...به قولِ معلم سوم دبستانم آقای تریت
جوجه رو آخر تابستون میشمرن
آره، ولی 35 میلیون یورو که قطعاً حال و هوای تعطیلات تابستونی رو داره
خدای من. دیگه آخراشـه
ماروین، واقعاً شرمندهتـم منو میبخشی؟
حالش خوبه؟ - خوب میشه -
البته بنجی یهکم بوی «های کاراته» گرفت [ نوعی اَفترشیو ]
گمونم اَفترشیوش بود
بوی گریپفروت میده. یا پرتقال خونی
پرتقال خونیـه؟
برو به جهنم، ریموند
فکر کنم پرتقال خونی باشه
بفرما
خب
مأمور کین جفتتون رو به بازی گرفت
حستون به خودش رو به بازی گرفت
بهعنوان یه مأمور، دوست و مادر
ازتون سوء استفاده کرد
بله، درسته
،با توجه به این موضوع بهتره که از پرونده کنارهگیری کنید
موافقیم
برای همینم هست که استعفاء نامهمون رو آماده کردیم
...تیم عملیاتیمون الان تنها یک مأموریت داره
«دستگیر کردنِ «کین
و ما هم ثابت کردیم که صلاحیتِ انجام این کارو نداریم
جفتتون موافقید که این بهترین کاره؟
بله - منم همینطور -
...اما اگر از شما بخوام برید
،راستشو بخواید خودمم باید بذارم برم
چرا؟ شما که کاری در جهتِ خرابکردنِ این تحقیقات نکردین
نه، ولی وسوسه شدم اینکارو بکنم
دوست داشتم بزنم خرابش کنم
اگر مأمور کین تو اون ایستگاه مترو بود
بازداشتش میکردم؟
بله، اینکارو میکردم
از اینکه مجبور به این کار نشدم خیالم راحت شد؟
معلومه که راحت شد
از اینکه گولمون زد بریم اونجا
که بتونه بیاد اینجا دنبالِ دخترش عصبانی شدم؟ خب معلومه
خوشحال شدم که برگشتن پیش هم؟ معلومه که شدم
خب... حالا چیکار کنیم؟
...بهتون میگم چیکار قرار نیست بکنیم
اجازه بدیم یهمشت غریبه برن دنبال یکی از افراد خودمون
دوست ندارم ردینگتون بفهمه که
گذاشتیم یهبار دیگه از دستمون قسر در بره
همین قبل از اینکه شما بیاید اینجا داشتم باهاش صحبت میکردم
بعید میدونه خیلی قیافه بگیره
گویا درمورد ماروین جرارد اشتباه قضاوت کرده بوده
آره، کین بهم گفت بردهش تو تیم خودش - که تو بری به ردینگتون بگی -
...که اونم قدرت رو بده به دست راستِ جرالد
که معلوم شد تو جیبِ مأمور کین بوده
...منظورتون از قدرت دادن
ردینگتون دسترسیِ حسابهاشـو بهش داد
که اونم باهاش 35 میلیون یورو برای الیزابت واریز کرده
خوششانسی آوردن؟
آره بابا
آره، عزیزم
خیلی هم زیاد
پس کین از من استفاده کرد که پول ردینگتون رو بدزده
احساسِ آرامش عجیبی بهم دست داده
همهچی خوبهها
،ولی جدی اگه دستگیرش نکنیم، چی؟
اگر دلسوزیمون براش مانعمون بشه
و اون موفق به کشتنِ آقای ردینگتون بشه، چی؟
میخوای ببینی دیگه چی برام خوششانسی میاره؟
این چیه؟
تا حالا برات تعریف کرده بودم که بابایی چطوری ازم خواستگاری کرد؟
[ روسیه، مُسکو ]
ممنونم
کارت عالی بود
وظیفۀ خودمـو انجام دادم
دوستانمون در اسکوتی گلوبال خیلی ازت راضیان
واسه من هیچ اهمیتی نداره
...خب شاید
به این برات جالب باشه...
تازه از آرشیو در اومده
چیزی که برای من جالبه اینه که چرا بعد از حدود 30 سال
یهویی طوری رفتار میکنی که انگار من برای شما کار میکنم
ولی اینطور نیست - ما از قضیۀ کین خبر داریم -
حرفی که زده
که اِن 13، تویی
تهمتی که هیچکس باورش نداره
حقیقتی که هیچکس از درستبودنش خبر نداره
باید هر کاری میتونیم برای حفظ این شرایط بکنیم
من 15 ساعت پرواز کردم که بیام توی چشمای تو نگاه کنم
و همون چیزی که ...به راکیتین گفتمـو بهت بگم
الیزابت کین خط قرمزِ منـه
منم ازت خواستم با هواپیما بیای اینجا که توی چشمای تو نگاه کنم
و بهت بگم که باهات موافقم
البته فعلاً
:مترجمین « Highbury » « AbG ســــروش »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.