Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Phoenix مترجم: آرزو @arz_phoenix
" Ho3einMovie " با ما در اينستاگرام همراه باشيد Ho3einMovie24 آدرس:ياسوج,خيابان فردوسي,بين هجرت يک و دو
.به راست بپیچید
.شما 4 روز بعد به مقصد خواهید رسید
.ببخشید
" تنها "
...طوفان بعدی در حال بوجود آمدن است
جاده
برندگان خوش شانس قرعهکشی سوپر لاتاری .در آخر هفتهی گذشته
...تشنهی فهمیدن معنی...
.و ریشهی هر کلمهی جدیدی بود که میشنید...
شیفتهی ساختمانهای قدیمی و ،شهرهای در حال مرگ
...هوش اون
...از اونجایی که موانع مهمی
برای زندگی ایدهآل حیوونها و گیاههاش ...وجود داشت و شاید
،سفر آسونی نبوده.... ،نه از وقتی که 12 سالش بود
.و از دست پدر و مادر خوندهاش فرار کرده بود
...پاییز اون سال، 42 سالش میشد
.تمام عمر رو به سیاحت کردن بگذرونه
البته به نظر میومد که بعضی اوقات .جزییات بیهوده نبودن
،گاهی اوقات اسامی عوض میشدن
.تقویمها باهم تناقض داشتن
...به عنوان یه طراح گرافیکِ مستقل
!بکش کنار
.لعنتی
.یا استخدوس
این دیگه چه گهی بود؟
این دیگه چه کوفتیه؟
...فیونا بدن خودش رو...
...به سمت میله فلزی افقی میبره
.سلام عزیزدلم - .سلام -
چرا با تلفن خونه تماس نمیگیری و با مامان حرف نمیزنی؟
.چون میخواستم با تو صحبت کنم نه با مامان
...اوه، اوم
خب توی مسالهی بانک پیشرفتی داشتی؟
.آره
.هی، ببین .سیگنال یه جورایی ضعیفه
تو خونهای؟
.راستش من... من از اونجا رفتم
.فقط خواستم بدونی
چی؟ کِی رفتی؟
.امروز صبح
اوه. قرار بود ما فردا بیاییم پیشت .و کمکت کنیم
.میدونم، میدونم
فقط نمیخواستم با مامان و غرغر کردناش .روبرو بشم
.اون فقط نگرانته
.منم همینطور
.میدونم. من چیزیم نمیشه
...ما فقط میخواستیم
.اوه بیخیال
خب حالا چقدر دور شدی؟
ببخشید. چی گفتی بابا؟
من... چقدر دور شدی؟
.حدود 480 کیلومتر از خونه دور شدم
واو، حتما همش توی راه بودی، مگه نه؟
.آره، حد... حدس میزنم
.اوه، فقط... فقط میخواستم بهت بگم
.باشه
.خب، مرسی که زنگ زدی
...شاید بشه بیاییم و سری بهت بزنیم
وقتی یکم سر و سامون گفتی؟
...آره حتما، و
.از طرف من به مامان سلام برسون
.شرمنده
ترس... ترسوندمت؟ - .آره -
.اشکال نداره. نگران نباش
حتما؟ - .آره -
منو میشناسی؟
.نه، نه واقعا
.من رانندهی اونم
.درسته
آره.، من... من فقط میخواستم بخاطر دیروز .ازت عذرخواهی کنم
.داشتم پیام میدادم
.تو رو که سعی داشتی سبقت بگیری، ندیدم
.خب، نزدیک بود
...نه، من گوشیم رو گذاشتم زمین و
فهمیدم که عجله داشتم و واسه همین هم .باید ازت سبقت میگرفتم
فقط یکی از اون روزها بود، میدونی؟
.عیبی نداره
.کاریه که شده دیگه
.اما من... یه ذره ترسوندمت
.من... باید برم، شرمنده
شما همین اطراف زندگی میکنی؟ - .آه، نه، نه، نه واقعا -
کجا داری... اوم... کجا داری میری؟
.دارم میرم سمت شمال - ...من همیشه توی همین منطقه هستم، خلاصه -
شما... اسمت چیه؟
.جسیکا - .جسیکا -
،بازم ازت عذرخواهی میکنم
...و
.دوباره میبینمت
.آره، آره، از... از دیدنت خوشوقت شدم
.منم از دیدنت خوشوقتم
.امیدوارم سفر خوبی داشته باشی
.مرسی
تماس از مامان
میشه شیشه رو بکشی پایین؟
.سلام
سلام. چه... چه اتفاقی افتاده؟
.نمیدونم .موتور ماشین یهو از کار افتاد
.یه تیکه آشغاله چی میتونم بگم؟
.آره، چقدر بد
.آره میدونم .همینو بگو
میخوای به یه جرثقیل یدککش زنگ بزنم؟
...نه اگه... اگه بتونی منو تا
،شهر بعدی برسونی .میتونم برم پمپ بنزین
اما اول، به یکم کمک نیاز دارم تا .ماشین رو از سر راه بردارم
.ببین، من... من فقط یکمی عجله دارم
.آره، یعنی، منم همینطور .کارش فقط یک دقیقه طول میکشه
.من هول میدم .توام میتونین هدایتش کنی
.بیا
.من میتونم جیپیاس رو بررسی کنم
ببخشید؟ - .من میتونم روی جیپیاس جستجو کنم -
چرا؟
.من... پمپ بنزین بعدی رو پیدا میکنم
.و... بهشون زنگ میزنم - .میدونم کجاست -
.از همین مسیر تا اونجا 15 دقیقه راهه
،خب منم میرم تا اونجا
و بهشون میگم که .بیان دنبالت
خب من اول به کمک نیاز دارم که ماشین رو از سر راه بردارم
.یه ذره با این چیز سخته
...شرمنده، من باید برم
.فقط یه دقیقه طول میکشه
.من باید برم .واسه رسیدن به یه جلسه دیرم شده
.متاسفم - ...من فقط به -
...یک شب، وقتی با چشماش
توی محلهی پالاسیس رویال ،دنبالش میگشت
شک داشت که بعدش با چه تفریحی ،سر خودمون رو گرم کنیم
دوستم بازدید از ویسکانتی رو پیشنهاد کرد
...اما پیشنهادش
،من ویسکانتی رو میشناختم ...و چیزی که میگم اینه
تماس با مامان
الو؟
جِس؟
.سلام
عزیزم چرا بدون اینکه بهمون بگی رفتی؟
.درک نمیکنم
،خب من زود بیدار شدم
.و فکر کردم شاید بتونم برم
،ولی عزیزم، من... من چندبار بهت زنگ زدم
.و تماس برقرار نشد
.من سرم شلوغه
...خب
هنوز نرسیدی؟
...نه .فردا میرسم
داری دوباره سیگار میکشی؟
.نُچ
...پس، اوم
جس، با مشاورت تماس گرفتی؟
.یه بار که گفتم، سرم شلوغ بوده
.من فقط نمیدونم چرا الان داری میری
...بعد از تمام اتفاقاتی که افتاد، بهتر نبود
.مامان، ما قبلا هم این حرفا رو باهم زدیم
چرا نمیخوای دربارش حرف بزنی؟
.چونکه نیازی ندارم .من خوبم
واقعا؟
.جس، بیخیال
.عزیزم - .واقعا میگم -
...خب
.ما واقعا فکر میکنیم که این فکر خوبی نیست
...تو دوستات و خونوادهات رو داری
...که اینجا حمایتت میکنن عزیزدلم
.خب دیگه به هر حال دارم میرم
من فقط فکر میکنم باید خونه میموندی
.تا حالت یه ذره بهتر بشه
...شیش ماه گذشته .دیگه وقتشه
،باشه ولی قول بده که وقتی اونجا رسیدی
.با یه کسی حرف بزنی
.من باید برم
.بهم قول بده. خواهش میکنم جس ...تو باید بهم قول بدی
.مامان...اوم...من باید برم
من... من بعدا باهات حرف میزنم، باشه؟
.باشه ولی وقتی رسیدی اونجا بهم زنگ بزن
.باشه خدافظ
...هی، من فقط
.خیلی خب
!سگ تو روحت
!یالا برو
!لعنتی، لعنتی، لعنتی
!هـی
،من داشتم میرفتم که برم دسشویی
.و تو تقریبا داشتی منو زیر میگرفتی
مشکلت چیه؟
!الو؟ هی
.بردار. بردار
شما با 911 تماس گرفتین. چه مشکلی پیش اومده؟
.سلام، اسم من جسیکا سوانسونـه
.فکر کنم دارن تعقیبم میکنن
متاسفم، خانم. میشه دوباره تکرار کنین؟
.به نظر میاد ارتباطمون ضعیفه
.اسم من جسیکا سوانسونـئه .یکی داره دنبالم میکنه
کی داره دنبالتون میکنه؟ - .من... نمیدونم -
.یه مردی هست که تا حالا چندبار دیدمش
.نمیدونم چی میخواد !اون دقیقا پست سر منه
موقعیت مکانیتون چیه خانم؟
!من توی ماشینمام صدامو میشنوین؟
.خانم، لطفا بهم موقعیت مکانیتون رو بگین
!لعنتی، آخه نمیدونم
!نمیتونم، نمیدونم
خانم؟
.اوه، لعنتی
...متاسفم، اون
.اشتباهی شد - خودش نبود؟ -
.نه
.من بهت میگم چکار کنین
،ارتباطتون رو به یکی از افسرها وصل میکنم
و میتونین یه ذره بیشتر .در مورد موقعیتتون به ایشون بگین
.باشه
...این دیگه کوفتی
!لعنتی !نه، نه، نه، نه
.گندش بزنن
.یالا روشن شو، یالا دیگه
.نه، نه، نه، نه
.نه، نه، نه، بس کن
!دست از سرم بردار لاشی !دستتو بکش
!دستتو بکش !نه! آه، لعنتی
.بیا اینجا
رودخانه
!هـی
!بزار من برم !کمک
!کمکم کن
!کمکم کـن !منو از اینجا دربیار
.بزار برم، خواهش میکنم، خواهش میکنم .لطفا، التماست میکنم
!لطفا. خواهش میکنم
از جون من چی میخوای؟
چی میخوای؟
پول میخوای؟ ...میتونم... میتونم واست پول جور کنم، من
.فقط بهم بگو چقدر میخوای .میتونم بهت پرداخت کنم
.بهت قول میدم .فقط بگو چقدر میخوای
.فقط بهم بگو چقدر
.میتونی بزار من برم
.به هیچکس چیزی نمیگم .قو...قول میدم
.قول میدم
فکر میکنی اولین کسی هستی که این حرفا رو میزنه؟
.لباسهات رو دربیار
.یالا
کمک میخوای؟
...من فقط
.نیاز دارم اول برم دستشویی
.بفرما برو
.اشکالی نداره
.چیزی نیست
...حتی وقت نداشتم که
.توی استراحتگاه مشکل رو برطرف کنم
.خواهش میکنم فقط بزار من برم
.دیگه داشتم بیخیال میشدم
.خواهش میکنم
.بزار ببینیم اینجا چی داریم
،خب خانوما و آقایون
من دارم یاد میگیرم که این حقّه رو .چطوری انجام بدم
...تنها دلیلی که
...من با این مرد ازدواج کردم، همینه - .آره -
.چون اون با این حقّه منو تحتتاثیر قرار داد
.آره، فقط به همین دلیل - تنها دلیلش همینه -
خیلی خب، میشه اینو بگیری؟
.یه کارت انتخاب کن
..اوم
.نگاه نکن، نگاه نکن .نگاه نکن، نگاه نکن
.باشه - .خب -
این چه حرکتی بود؟
اون حرکت چی بود؟ - .همین الان دیدی -
.حواسم بهت هستا. میدونم - ...آه -
.میدونم داری چیکار میکنی - !اجی مجی لاترجی -
.شما خیلی به همدیگه میایین
کارتم کجاست؟ - اوه لعنتی. کارتت کجاست؟ -
کارتم کجاست؟ .باید این وسط باشه
وایسا، نکنه گمش کردم؟ .آهان، نه. اینم از کارتت
فکر میکنی نگرانته؟ - !چـی؟! عجب -
.گند زدم
...هی .یه سوال ازت پرسیدم
.اون تو رو ول کرد
هان؟ - .اون مُرد -
چطوری؟
چطوری مرد؟
...اون
.خودشو کشت
از چه طریقی؟
.با تفنگ
و تو جسدشو پیدا کردی؟
.چقدر سخت
.چقدر سخت
.آخی... همهچی درست میشه
.درست میشه
!باز شو دیگه
.اه لعنتی
.یالا دیگه
.سلام
.نه، نه. کار خاصی انجام نمیدم
.فقط توی هتلام
.یکم دیگه میرم یه چیزی واسه ناهار میگیرم
.اوه خدا
.اینجا... فوقالعاده قشنگه
.خیلی خوشگله
.انگاری یه تیکه از بهشته
.اوهوم
.باید یه بار بیاییم اینجا
.آره
نه، مدت زمان انجام معامله، بیشتر از .اونی که فکرشو میکردم، طول میکشه
.اوم، نمیدونم
.انگار ممکنه چهارشنبه باشه
فقط بستگی به این داره که کِی تصمیمشون رو .بگیرن، آره
.اوهوم
.نه فقط داریم یه سری جزئیات رو بررسی میکنیم
.فکر کنم درست میشه - .آره
.اوهوم
مینا چطوره؟
.آره
...آره، فقط ...گمونم فقط مطمئن شو که
بیشتر از این شیر نمیخوره .تا زمانی که مطمئن بشیم
.آهان
.آره، آره، آره .بده باهاش حرف بزنم
.سلام جوجه کوچولو
.آخی...منم دلم برات تنگ شده عزیزم
آره، شکمت چطوره؟
،آره مامان بهم گفت
.ولی حالت خیلی زود خوب میشه
.قول میدم .آهان
فکر کنم تا چندروز دیگه میام میبینمت
.اما احتمالا وقتی برسم خونه، تو خواب باشی
.منم دوستت دارم
.خیلی خب، خدافظ .و گوشی رو بده به مامان اول
.خدافظ
.آره
.نه، میدونم
خیلی خب، بهم بگو، بزار فردا بهت تماس بگیرم
.و بهت میگم که چطور پیش میره
.باشه .دوستت دارم عزیزم
.خیلی خب، خدافظ
" Ho3einMovie " با ما در اينستاگرام همراه باشيد Ho3einMovie24 آدرس:ياسوج,خيابان فردوسي,بين هجرت يک و دو
!کمکم کنین .اوه خدا
.اوه خدا
!نه - !برو عقب -
.بشین رو زانوت
.خواهش میکنم. ببخشید .شما باید بهم کمک کنین
.خواهش میکنم، باید همین الان بهم کمک کنین
لعنتی! جریان چیه؟
.ما باید از اینجا بریم
...بیایین بریم - .همونجایی که هستی بمون -
.نه، یه نفر میخواد منو بکشه
!چی؟ - .اون دیوونهست -
.یه عوضی دیوونهست
خواهش میکنم، شما تلفن دارین؟ چیزی دارین؟
چیزی دارین؟
.صبر کن
.اوه لعنتی
.من باید از اینجا برم .خواهش میکنم منو از اینجا ببرین
با پات چیکار کردی؟
.پام رفت روی ریشهی یه درخت
.توی ماشینم...یه جفت چکمه اضافه دارم
.اون طرفه
.سعی نکنی با اون کاری کنی
.نمیکنم
.حالا برو
.باشه
.اینا مال زنم هستن
احتمالا زیادی برات بزرگ باشن، ولی .بهتر از اینه که زیادی کوچیک باشن
خوبه؟ - .مچکرم -
.خب، بیا از اینجا بریم
تو حالت خوبه؟
.آره
.من خوبم
آخرین باری که چیزی برای خوردن داشتی کی بود؟
.یادم نمیاد
.توی کولهپشتی چندتا ساندویچ هست
.میتونی ازشون بخوری
.پنیر بز و عسل هستن، اگه دوست داری
.زنم ساندویچهای توپی درست میکنه
.توی کوله باید یکم آب باشه
فکر میکنی هنوز اون بیرونه؟
.ممکنه
.من فکر میکنم دیگه رفته باشه
...احتمالا یه جایی وایساده
.داره به اینکه چطوری مخفی بشه فکر میکنه
اوه خدا. این چیه؟
!نه، نه، نه
!جسیکا، جسیکا، آروم باش - !نه، این کار اونه -
.نه، نه، نه
.باید بهم کمک کنی
.جسیکا، تو هیچوقت نمیتونی اون رو حرکت بدی
.یالا، بیا
.یک، دو، سه
.اوه بیخیال .اینجوری فایدهای نداره
!هُل بده
.اه، لعنتی
راه دیگهای هم به بیرون از اینجا هست؟
از کجا بدونم؟
.خودشه
!نه، نه .بزار من ردیفش میکنم
.اون منو میکشه - .من درستش میکنم -
.تو برگرد اونجا .پشت درخت پناه بگیر
.نه، نه. خدا رو شکر، نه
.نه، اون... اون اینجا وایساده
.باشه، آره .نه، اون پیش کسیه
، باشه، خیلی ممنونم
و واقعا متاسفم از اینکه دوباره با این قضیه .زحمتت دادیم
.باشه، حتما .خیلی خب خدافظ
.جس، محض رضای خدا
!ازم دور شو عوضی - .جس، خواهش میکنم -
ببینم، اینجا... اینجا چه خبره؟
.آقا، باید خواهرم رو ببخشین
.اون حالش خوب نیست
!من خواهرت نیستم، عوضی روانی
.من نیم ساعت پیش پیداش کردم
.اون میگه تو دزدیدیش - .اوه خدا، نه
دوباره بیماریش عود کرده بود ،و قبل از اینکه بفهمم
از خونه رفته بود بیرون .و پریده بود توی رودخونه
.حرفاش رو باور نکنی
...ببین، خیلی خب، اوم - .جس، کافیه دیگه
.مسلما ما... ما یه مشکلی اینجا داریم
.اوه خدا اون...دیگه چیا گفته؟
گفت که توی زیرزمین زندونیش کردی؟
.خدایا
...جس
.گوش کن
...ما اخیرا
.توی خونوادمون یه مصیب رو پشت سر گذاشتیم
.و... شوهرش... خودشو کشت
.خفه شو، روانی لاشی
،حالا اون، این رفتارها رو از خودش بروز میده
و یک ثانیه، حالش خوبه و ثانیهی بعدش، حالش .خراب میشه
میره پیش دکتر؟
.هر... هر سهشنبه میره
.داره دروغ میگه .اون داره دروغ میگه
گوش کن، من همین الان داشتم با پلیس ،حرف میزدم
.و جستجو برای پیدا کردنش رو متوقف کردم
...اولین باری نیست که این اتفاق میوفته
.اون دیوونهست - .وایسا عقب -
.برگرد همون عقب
.ببخشید آقا اسمتون چیه؟
.رابرت
،نمیدونم چطوری برای کاری که انجام دادین .ازتون تشکر کنم
،حالا که تورو دیده
،نمیزاره از اینجا زنده بری بیرون .هیچوقت نمیزاره
.جسیکا، برای امروز دیگه کافیه
.یالا دیگه
.اگه میشه بهم کمک کنین اول ببرمش توی ماشین
!نه، نـه! نــه
!نه! کمکم کن
.همه چیز درست میشه عزیزم
!کمکم کن - .حالت خوب میشه -
میشه بهم کمک کنی؟
!ازش بخواه تلفنش رو بده - چی؟ -
.بس کن - !ازش بخواه تلفن کوفتیش رو بده
...بزار من - !نه -
ازش بخواه تلفنش رو بهت بده !و به پلیس زنگ بزن
!نه، نه - .هیسس -
.ببخشید - چیه؟
میشه تلفنتون رو قرض بگیرم لطفا؟
!لعنتی! آخ
!سر جات بمون
میشه برین بگیرینش لطفا؟ - .نه، حق با اونه -
،من باید با پلیس تماس بگیرم
.و مطمئن بشم که همه چیز درسته
.اینجوری باعث میشه حس بهتری داشته باشم
...باشه ولی میشه لطفا اول بهم کمک کنین
تا ببرمش توی ماشین؟
.تلفن
میخواین تلفنم رو ببینین؟ - .بله -
حتما، اگه اینجوری باعث میشه حس بهتری .داشته باشین
.بفرما
!مراقب بـاش
!بسه
شب
" Ho3einMovie " با ما در اينستاگرام همراه باشيد Ho3einMovie24 آدرس:ياسوج,خيابان فردوسي,بين هجرت يک و دو
.میدونم همین نزدیکیا هستی
.میدونم که تیر خوردی
...حدود 2 ساعت بهت وقت میدم
.تا از شدت خونریزی نمردی
...به زودی گرفتگی عضلاتت شروع میشه
...و کل بدنت رو درگیر میکنه
.و بعدش شروع به پوسیدن میکنی
،چرا نمیای بیرون و تا وقتی که نیروش رو داری باهام نمیجنگی؟
.آره منم جوونمردی میکنم
.تفنگ پُره
...یک دقیقه وقت داری
...که بیای و بگیریش
...از الان
.شروع میشه
خیلی ترسیدی؟
میدونی چیو نمیتونم تحمل کنم؟
!ترسوها رو
.درست مثل شوهرت
اصلا چرا خودش رو کشت؟
انقدر آدم ضعیفی بود؟
...میدونی
...آدمایی که به کشتن خودشون فکر میکنن
.معمولا واسه کمک خواستن فریاد میزنن
...اونا سیگنالهای دقیقی رو
.واسه خونواده و دوستاشون میفرستن
.حتما این موضوع داغونت میکنه
...اینکه بدونی
...که اون
.احتمالا سعی کرد که بهت بگه
.این حس گناه باید یه چیز دیگه باشه
،اون قرار بود که پدر بچههات باشه
...و حالا
.داره یه جایی توی قبرش میپوسه
...همهی این غم و اندوه
...این حجم از حس گناه
.اگه من به جات بودم دیوونه میشدم
.عقلمو از دست میدادم
.اون آدم بزدلی بود
.من ترس رو وقتی که ببینم، میشناسم
!تمامش از این چشمها مشخصه
!تمامش از این چشمهای کوفتی مشخصه
،آدما فکر میکنن میتونن ترسشون رو مخفی کنن
!اما نمیتونن
!از من نمیتونن مخفی کنن
!بهم ثابت کن که اشتباه میکنم
!بهم نشون بده تخمش رو داری یا نه
...نشونم بده که از
!اون شوهر احمقت بهتری
صدامو میشنوی؟
میشنوی چی میگم؟
،میام میگیرمت
!جندهی عوضی خوشگل
.دارم میام دنبالت
.من دارم میام دنبالت
.بیا دیگه
شما با 911 تماس گرفتین. چه مشکلی پیش اومده؟
.کمکم کنین
الو؟
.کمکم کنین
.شما باید بلندتر صحبت کنین
.یه مرد عینکی هست
.منو دزدیده
متاسفم. میشه دوباره تکرار کنین؟
.اون میخواد منو بکشه .اون میخواد منو بکشه
...کی میخواد - .فقط این تماس رو ردیابی کنین -
.الو؟ نمیتونم صداتون رو بشنوم
.این تماس رو ردیابی کنین
!جنده
.هی
.سلام بابایی - میتونم با مامانت حرف بزنم؟ -
شما کی هستین؟
.لطفا بزار با مامانت حرف بزنم
.مامان یه نفر میخواد باهات حرف بزنه
.کاترین دیلون هستم
این تلفن شوهرتونه، درسته؟
ببخشید؟ - درسته؟ -
آره ولی شما کی هستین؟
میدونین الان اون کجاست؟
...نمیدونم راجع به چی حرف میزنین
.ازتون یه سوال لعنتی پرسیدم
میدونین اون الان کجاست؟
...شوهرم برای یه سفر کاری به کالیفرنیا رفته
.نه، نرفته - ...من -
.اون یه آدمربا... و یه قاتله
...این یه شوخیه؟ چون اگه باشه
!نه، این یه شوخی مسخره نیست
سم؟ تو اونجایی؟ - میخوای باهاش حرف بزنی؟ -
.بیا. یه لحظه وایسا .میزارم صداشو بشنوی
.یه نفر باهات تماس گرفته
!سم؟ تو اونجایی؟
سم
!قضیه چیه؟
!سم؟ باهام حرف بزن
...اسم من جسیکا سوانسونـئه
و اگر این آخرین باریه که ،دارین صدامو میشنوین
،بخاطر اینه که شوهرتون منو کشته
.مثل مَردی به اسم رابرت که اونو هم کشته
.احتمالا مردم دنبال اونم میگردن
!سـم
!یالا. بیا
!با زنت حرف بزن
سم، تو اونجایی؟
داری چه گهی میخوری؟
.من فقط باید به یه چیزی رسیدگی کنم
!تو اونجایی؟ سـم
سم، هستی؟
!سـم
.خدافظ
Phoenix مترجم: آرزو @arz_phoenix
" Ho3einMovie " با ما در اينستاگرام همراه باشيد Ho3einMovie24 آدرس:ياسوج,خيابان فردوسي,بين هجرت يک و دو
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.