All language subtitles for Bojack.Horseman.S01E01.WEBRip.x264-RED

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

اسب سواری" بعد از یه مصاحبه" . حضوری تو استودیو ساخته شد

! بازم دوشنبه

! بَه ! صبح تو هم بخیر

! اوه ! هی

! کوش ؟! من عاشق یونجه ـم ( hay و hey تلفظِ یکسانِ )

درسال 1987 ... "مجموعه‌ی کُمدی "اسب گردی

. شروع به پخش کرد ABC از شبکه‌ی

... این مجموعه که یک اسبِ جوان و مجـرد

با قبول کردن سرپرستی سه بچه

مجبور میشه زندگیش رو از نو اولویت بندی کنه

... در آغاز کار توسط منتقدها بعنوانِ

بعنوان یک مجموعه‌ی آبکی و مسخره نقد شده بود

اما این مجموعه طناب رو سفت گرفت

. و تونست 9 فصل به روی صفحه نمایش بره

... "ستاره‌ی "اسب گردی" یعنی "بوجک اسبه

. مهمون امشبِ ماست

. "خوش اومدی "بوجک

. "خوشحالم که اینجام "چارلی

... بابت تاخیرم معذرت میخوام . ترافیک

. هیچ اشکالی نداره

. توی پارکینگِ شل و پل‌ها پارک کردم

. انشالله که اشکالی نداره

... توی پارکینگِ

! ببخشید ؛ معلول‌ها

کلمه‌‌ی مناسب ـش همینه دیگه ؟

. شاید بهتر باشه ماشین ـت رو از اونجا برداری

. نه الان رانندگی نکنم بهتره

. مثل سگ مست کردم

یعنی همین الان مستی ؟

فقط منم یا واقعاً دارم این مصاحبه رو به گند میکشم ؟

. احساس میکنم دارم به گند میکشمش

. بله

حالاهرچی ؛ ما داشتیم راجع به . اسب گردی" حرف میزدیم"

استقبال از این مجموعه رو چطوری توصیف میکنی ؟

... "ببین "چارلی

... میدونم این روزا خیلی حال میده که

... "بزنی برینی به "اسب گردی

... ولی باید بگم که

مشکلی ندارم بگم "برینم" ؟ - ! لطفاً نگو -

چون من ... من فکر میکنم این مجموعه

. تو نوع خودش خیلی خاصه

... مثل برنامه‌های "ایبسین" نیست ولی ( هنریک ایبسین ؛ کارگردان و شاعر نوروژی )

... ببین زندگی برای خیلی از آدم‌ها

... مثل یک ضربه‌ی محکم تو تُخم‌های خایه ـست

... و بعضی وقت‌ها که میای خونه

... و حسابی هم خورده توی خایه ـت ( روز گندی داشتی )

فقط لازمه یک برنامه ببینی ... که توش آدم‌های خوبی بازی میکنن

. که همدیگه رو دوست دارن

اونجاست که هیچ چیز برات مهم نیست

... و فقط با نیم ساعت

. همه چیز برات روبراه میشه

... میدونی چون توی زندگی واقعی

واقعاً الان حرف از خایه زدم ؟

. بیا راجع به زندگی واقعی حرف بزنیم

از 18 سال پیش که برنامه ـت متوقف شد

چیکارا کردی ؟

. "عجب سوال خوبی "چارلی

... من

... اه

... اممممـ

تی‌وی‌شو با افتخار تقدیم میکند

مترجمین جـواد و خشایار

زندگی واقعی در دنیای مجازی Forum.TVSHO.info

! ماری ! ماری ! ماری ! ماری

در ضمن ، شما پدر اون سمندرِ

. یک ساله هستید

. صبح بخیر عزیز دلم

چرا ناراحتی هم اتاقی ؟

. اول از همه ما هم اتاقی نیستیم

. تو مهمونم هستی

! لازم نیست به هم لقب بدیم

تو روی تخت من خوابیدی . تازه کرایه هم ندادی

من کرم کدو گرفتم . انگل ـش کمتر بود

حتی نمیدونم همون اول برای چی

. اجازه دادم باهام بمونی

... چون ننه بابام منو انداختن بیرون

... و جایی نداشتم برم

و تو هم نمیخواستی ... کسی بدونه

. تو قلب مهربونی داری

... تو بهم گفتی که اونا با

. سبک زندگیِ دیگه ـت" موافقت نکردن"

... فکر میکردم مثلاً

. یک همجنسباز خرابکار یا چیزی هستی

... "فکر نمیکردم منظورت از "سبک زندگیِ دیگه ـت

. گشادی بیش از حدت بوده

. دیگه هرجور میخوای فکر کن

... اگه دنبال ورق‌های تُسـتر میگردی

دیشب که نعشه کرده بودم . همه ـشون رو خوردم

گفتی کرم کدو گرفتی ؟

. ممنونم که اومدی به دیدنم

میخواستم به دفترم دعوتت کنم

. ولی شرکت برق برقمـون رو قطع کرده

! مایه تاسفه

... فقط یک مشکل با بانکیه

. که یه عالم توش دارم

... همونطور که میدونی پنگوئن خیلی دوس داره

... کارِت رو منتشر کنه

. ولی تو هم فرصتت رو از دست دادی

... میدونم ؛ ببخشید

. ولی من پیشرفت بزرگی کردم

... "بوجک اسبه" : "داستانِ بوجک اسبه"

! "نوشته شده توسط "بوجک اسبه

. قسمت اول

. قسمت اول

... قـســـــمـــــــــتــ

! اول

. ببین ما به یک کار پرفروش‌تر نیاز داریم

. هیچ چیز بر وفق مراد من پیش نمیره

مگه تو ویراستار چاپ و نشر خانه نیستی ؟

. چرا ویراستارم

آخرین باری که چشمت به یک کتاب افتاده کی بوده ؟

یه بار یکی رو توی پارک دیدم

که داشت کتاب میخوند

. ولی بعدش فهمیدم منوی خرید بوده

. هروقت آماده‌ای

. ما ماه به ماه اینجا زندگی میکنیم

... ما روی زندگی نامه‌ی تو حساب کردیم

. تا شرکت ـمون رو نجات بدیم ! بدون هیچ سختی

! ولی خیلی سختی داره

تا بحال به کار کردن با یک سایه‌نویس فکر کردی ؟ ( کسی که به جای کس دیگه ای چیزی مینویسه )

. نه ممنونم

فقط یک هفته دیگه بهم وقت بده

من یه یادداشتی بهت میدم

که تو رو مستقیم . پرتت میکنه به قطب جنوب

! و اهل سینسینتی هستم ( شهری در اوهایو )

. اصلاً ... مهم نیست

. هفته‌ی بعد بهت زنگ میزنم

. آره ؛ هفته ی بعد

... بهت بگم

. این کتاب مهمترین اولویتِ منه

! خودشه ! ایششش

برای مجلس رقص مدرسه ـت اینو پوشیدی ؟

چیه ؟! جذاب نیست ؟

! "به هیچ وجه "خوزه

! "به هیچ وجه "خوزه

. اینجاشو از خودم درآوردم

... یعنی توی فیلمنامه بود

. ولی به سبک اسبیِ خودم گفتمش

چندبار این قسمت رو دیدی ؟

لُپ کلام رو گرفتی ؟

... "هم به یعنی "نه nay چون

. هم صداییه که اسبا در میارن

. همه‌جا کاربرد داره

. فهمیدم - . عمراً فهمیده باشی -

♪ سه تا یتیم ♪ ♪ یک ، دو ، سه ♪

♪ بدونِ خانه و خانواده ♪

♪و یهو این اسب گفت ♪ ♪ "بیاین با من زندگی کنین " ♪

♪ حالا ما یه خانواده جدید داریم ♪

♪ ما گمشده بودیم و الان پیدا شدیم ♪

♪ ... و ما ♪

♪ اسب سواری میکنیم ♪

تو مستی ؟

. تاد" ؛ من بیشتر از 1200 پوند وزن دارم"

. باید یه عالم آبجو بخورم تا مست کنم

. آره مستم

. آها فهمیدم

تو به این وضع دراومدی ... "چون شاهزاده "کارولین

. دیشب ازت جدا شد

. "باید حرف بزنیم "بوجک

. موهای اون یارو رو ببین

آروم و یکنواخت ، درست نمیگم خانوما ؟

فکر میکنه داره کیو گول میزنه ؟

. لاک پشت‌ها که مو ندارن

. آبرومو نبر

. "اون "لنی لاک‌پشت ـست

میدونی ؛ با مزه‌ی . نون های اینجا مشکلی ندارم

. همم

چرا اینقدر دلم میخواد بخورمشون ؟

میشه یه لحظه گوش بدی "بوجک" ؟

! حواسِ پرت ـم بهت هست

. فکر کنم باید بقیه رو ببینیم

مگه قبلاً بقیه رو نمیدیدم ؟ ( بوجک" منظورش با بقیه خوابیدنه" )

. "دارم ارضا "بوجک

! صبرکن . خفه شو

... این اسب یه چیز متفاوتیه

! مثل این شیرینی

! اوه

. خدایا ؛ چقدر خنده‌داره

! "بوجک" - چیه ؟ -

... همه یه شانس دومی دارن ( ( Mulligan بازی با لغتِ ) )

. "و شانس دوم من "کری مولیگان ـه ( بازیگر انگلیسی )

. شوخی کردم . "امیلی مورتیمر" بود ( بازیگر مشهور انگلیسی )

مشکل چیه ؟

تو از دستم عصابی هستی چون من دیگه مشهور نیستم ؟

چون تو میدونی که دارم اون کتاب رو مینویسم

. که باعث میشه همه دوباره ازم خوششون بیاد

. تو هیچ کتابی نمینویسی

... خب الان‌هم بعنوان قدم اولم

. خودمو خیلی جلو انداختم

ببین تا الان خیلی خوش گذشته

. ولی من باید به فکر آینده‌ـم باشم

یعنی تو اونقدر هم به اینکه من دوست دارم بچه دار بشم

. احترام نمیذاری

چی چی ؟

. من هیچوقت همچین چیزی رو نگفتم

. با کارهات اینو نشون دادی

کدوم کارها ؟

. این بچه رو ببین

این بانمک ترین بچه‌ای نیست که دید ؟

... ! چی ؟ چی ؟ چی ؟ نه ! نه

! از ماشینی که دزدی دور شو آقا

. نه ؛ سوء تفاهم شده آقای پلیس

من داشتم از دست دوست دخترم در میرفتم

! که به نظرش راجع به بچه احترام نذاشتم

تو اون اسبه توی "اسب سواری" نیستی ؟

. قبول کن که تو از مسئولیت میترسی

. من از مسئولیت نمیترسم

. من همیشه خودم رو مسئول همه چی میدونم

... فقط با انجام دادن کامل بعضی مسئولیت ها

. موافق نیستم

اون رفیق ـت نیست اونجا خنگه ؟

منظورت آقای "کره‌ی بادوم زمینیه" ؟

. خدایا ! ای کاش مارو نبینه

اون "بوجک اسبه" ـست ؟

. اوه شروع شد

"آقای "کره‌ی بادوم زمینی

. و "بوجک اسبه" توی یک اتاق

چه خبره ؟ یک قسمتِ مشترکه ؟ ( هردوی این دو شخصیت های برنامه‌ی تلویزیونی هستند )

. میدونی هربار خنده‌دار تر میشه

... تو خیلی طعنه آمیز بودی

. ولی هردفعه خنده‌دار تر میشد

... راستش ما الان وسط بهم زدنیم

... پس میتونی - واقعاً ؟ -

وسط بهم زدنین ؟ - . آره همینطوره -

به نظرت معرکه نمیشه اگه منم بهتون ملحق بشم ؟

. آره خیلی معرکه میشه

واقعاً معلوم نیست ؟

الان معرکه ـست ؟

. آره ؛ لطفاً برو

چطوری آقای "کره‌ی بادوم زمینی" ؟

توی رویا زندگی میکنم ! عزیز دلم ؛ توی رویا

چرا باهاش حرف میزنی ؟

... یک کلمه انگلیسی هست

. که بهش میگن "مودب بودن" بوجک

اما گوش نمیدی میگم الان وقت درستی نیست ؟

تو همیشه اسبی و هیچوقت آدم خوبی نیست . مگه نه "بوجک" ؟

چی ؟

. بعداً خودت میفهمی

. "بزن بریم "اریکا

میمیری یکم بافرهنگ باشی ؟

. برای همینه که داریم بهم میزنیم

پس یعنی سرِ قضیه‌ی بچه نیست ؟

. بخاطر خیلی چیزاست

پیشخدمت ؛ میشه پول مارو حساب کنی ؟

. ممنونم - . ما که هنوز چیزی سفارش ندادیم -

من یه عالم شام رو بخاطر تو . "از دست دادم "بوجک

نمیدونم تو چطوری انتظار داری ... وقتی خودت از خودت بدت میاد

. کسی دوستت داشته باشه

. بفرمایید - . بده ببینم -

10 دلار برای نون ؟

... من نمیخوام توی جامعه ای زندگی کنم

. که نون پیش غذاش مجانی نیست

. اگه غذا سفارش بدین مجانی ـه

میشه منو ببری خونه ؟

. آره ، ولی من اونقدری نون نخوردم

... چقدر خوردم ؟ خیلی بشه

. شما 9 سبد نون خوردین

!9 سبد ؟! تروخدا ؟

. عالی شد . حالا تمام هفته باید نگران چاق شدنم باشم

. تو منو لخت دیدی فکر میکنی من چاق ـم ؟

میخوای دلیل اصلی جداییمون رو بدونی ؟

. چی گفتی ؟ ببخشید

نمیتونم باصدای کالـری های . متابلیزه نشده ـم بشنوم چی میگی

. دقیقاً مثل سابقی

... داری از این قضیه نون ها استفاده میکنی

. تا از حرف زدن درباره ی رابطه ـمون طفره بری

. نه اصلاً همچین چیزی نیست

. من میخوام همین الان برم خونه

. تو فکر میکنی من چاق ـم

... آره منو وِل کرد

... ولی موضوع اصلی اون شب این بود که

آدم‌‌های خنگی که نون میخورن" "چاق میشن تمام

این دیگه چه موضوعیه ؟

همین الان اینجا پیتزا نبود ؟

. خدا بکشت ! اینقدر رو اعصاب نباش

. تو چاق نیستی

. یه مهمونی راه بنداز . اینطوری سرحـال میای

. نه . اینطوری فقط تو سرحال میای

... من همینطوری یه گوشه وایمیستم

... و پشمک میخورم تا وقتی که بالا بیارم

. مثل مهمونی قبلی که رفتیم

هی ! تو همون اسبه توی برنامه ی "اسب سواری" نیستی ؟

. عجب مهمونی خَفی بود

ما اونموقع ماشین پشمک زنی گرفتیم ؟

کی بهت گفت که من و شاهزاده "کارولین" بهم زدیم ؟

. خودش - چی ؟ -

! تو منو نبردی خونه عوضی

. همه چی تقصیر منه

. منو ببر خونه

. باشه دلبندم

ولی اصلاً دوست ندارم . ماشینم رو توی "دریاچه‌ی نقره‌ای" پارک کنم

... من ماشین رو آروم میکنم

. بعد خودت شیرجه بزن بیرون

میتونی آخرین نگاهت رو به این چهره بندازی

. چون آخرین باریه که میبینیش

! پرتاب

! الو

. شاهزاده "کارولین" پشت خطه

. آه ... باشه

. بوجک

. خدایا ، همین الان بهم زدیم ها

. آره ولی من هنوزم وکیل ـتم

... به خودم برای اینکه تونستم

زندگی شخصیم رو از زندگی حرفه‌ایم . جدا کنم افتخار میکنم

! عجب

، حالا بعنوان وکیل ـم فکر میکنی من چاق شدم ؟

. به هیچ وجه

تو مثل همون دوران بچگیت هستی . هیچوقت بهتر نشدی

بعنوان دوست دختر سابقم چی ؟

مثل یه تیکه آشغالی ... که یه تیکه آشغال دیگه خورده

. و یه تیکه آشغال سومی بزرگ کرده

حالا من کدوم یکی از این آشغالام ؟

. سومیش - . چی ؟ اون که بدترینشه -

. من بعنوان دوست دختر سابق ـت زنگ نزدم

. بعنوان وکیلت زنگ زدم

اون کتابی که گفتی داری مینویسیش رو یادته ؟

. خب پنگوئن یه مدرک از پیشرفتت میخواد

تا سه‌شنبه حلش میکنی

... یا قراره تمام روزهای هفته رو

مشغول جَق زدن با عکسهای خودت باشی ؟

بهت گفتم . که اون بار از اینکارا نمیکردم

داشتم با چیزی که اون . عکس‌ها به ذهنم میاوردن جَق میزدم

. تو توی بدترین موقع ممکن اومدی

پس سه شنبه شد ؟

. آره حله

! هووو

هیچی نداری ؟

. انگار برقتون برگشته

. خوش بحالتون

. این شرکت توی وضعیت وحشتناکیه

. ما سرمایه گذاری های خیلی بدی داشتیم

... تا حالا اسم جوون هایی که

بهشون میگن "هیولاهای مردابِ مالیبو" رو شنیدی ؟ ( گروه موسیقی )

. نه والا

پس برای چی ما 20 میلیون دلار روی فروش کارهاشون سرمایه گذاری کردیم ؟

! چیزی نیست پسرجان ! به چیزای خوب فکر کن

... آه

. ببین من میدونم سرت شلوغه

. واقعاً هم سرم شلوغه

. کلاً سبک زندگیم خیلی سنگینه

نمیتونم باهات تو خونه باشم ؟

... میدونم مهدکودک ترسناکه

... ولی الان دختر بزرگی شدی

. و باید شجاع باشی

. باشه بابایی

الان بهم گفتی "بابایی" ؟

سابرینا" کوچولو رو ما بزرگ کردیم ؛" مگه نه "تـاد" ؟

! تـاد

! تـاد

چیه ؟

سابرینا" رو ما بزرگ کردیم ؟"

. آره

. از صبرکردن خسته شدیم

. یه روح‌نویس بهت پیشنهاد میکنیم ( کسی که به جای کس دیگه ای مینویسه )

دایان نوجـنت ؟

اون فوق العاده ـست و . اون یه چیزی برای اسب ها داره

. اینو ببین

. "اوه ! "سکرتریات ( اولین اسب پیروز مسابقاتِ اسب سواری )

همیشه میخواستم این نقش . رو توی یک فیلم بازی کنم

. اون یجورایی قهرمانِ منه

بهرحال نمیشه این . پروژه رو رو هوا وِل کرد

... منظورم اینه که تو دهه ی 90 بود که

... فیلمهای "پریفونتین" اومد بیرون ( یکی از رکوردداران در رشته ی دوندگی )

و مردم از دیدن . فیلمهای دوندگی خسته شده بودن

! به من نگو ! به اون بگو

. بانمکه

. بهش زنگ بزن . کتاب ) رو هم قرض دادم بهت )

... ما همینطوری مجانی به بقیه کتاب نمیدیم

... ولی میتونی هرچیزی که بخوای

. از جعبه "هیولاهای مرداب مالیبو" برداری

! خدایا چقدر داغونم من

! داغون نیستی

چرا گفتم میتونم کتاب بنویسم ؟

. چون داستان فوق العاده ای برای گفتن داری

. آروم باش - آروم باشم ؟ -

! گفتنش برای تو آسونه عنتر

تو یه روز هم . توی زندگیت اینقدر تحت فشار نبودی

!اوخ ! چرا ؟

این برای این بود که . داشتی توی محدوده‌ی من قرص میفروختی

گابریلا" کجاست ؟"

... اون به مکزیک برگشته

. تا کنار شوهرش باشه

!! چی ؟ نه

چرا "گابریلا" ؟ کی ؟ -

. داشتیم راجع به من حرف میزدیم

میشه برای یه لحظه تمرکز کنی ؟

آها ببخشید . داشتی چی میگفتی ؟

هیچوقت نباید اون قرارداد . مربوط به کتاب رو امضا میکردم

میدونی مشکلِ من چیه ؟

... نمیتونم به ملت نه بگم

. چون میخوام همه منو دوست داشته باشن

تو میخوای همه دوستت داشته باشن ؟

آره چطور ؟

مگه ازم خوششون نمیاد ؟

... اه

... اه

داشتیم چی میگفتیم ؟

. سرتیتر خبرها رو از الان میدونم

بوجکِ احمق یک کتابِ احمقانه " ... راجع به زندگی احمقانه ـش مینویسه

"و هیچکی هم اهمیتی نمیده

کدوم روزنامه‌ها رو میخونی ؟

... چرا نمیزاری اون خانومه

کتابت رو بنویسه و بره پی کارش ؟

سوالِ بهتر ؛ تو توی آشپزخونه‌ی من چیکار میکنی ؟

. صبحانه درست میکنم

. دیشب باهم سکس داشتیم خنگول

... از این به بعد باید وقتی دارم مست میکنم

. گوشیم رو روی حالت پرواز بزارم

این خانومه انگار فکر میکنه . من یک بازیگر سیتکامِ گوسفند هستم

... من از خودش و فامیلِ

. غیرقابل تلفظ احمقانه ـش متنفرم

! ناگویاگوگاگاگا

. تو که هنوز ندیدیش

. یه فرصتی بهش بده

. باید به مهمونی دعوتش کنی

کدوم مهمونی ؟

... چرا یهویی اینقدر

علاقه داری مهمونی بگیریم ؟

! اوخ ! اوخ ! اوخ

میدونی چقدر پول بخاطر تو از دست دادیم ؟

حتی نمیتونم برای تولد 15 سالگی دخترم ... یه تالار بگیرم

. یه عالم مهمون هم دعوت کردم

! تو یه مهمونی بهم بدهکاری عموجون ... و اگه اینکارو نکنی

چون مهمونی حال میده ؟

. این کتاب خیلی برام مهمه

نمیخوام همینطوری . به یکی دیگه بسپارمش

... اگه مهمه چرا توی یک سال و نیم

اصلاً هیچ چیزی ننوشتی ؟

. چون خیلی وظیفه سنگینیه

این کتاب تنها . فرصت زنده نگه داشتن میراثمه

... من یک شوخی بزرگم و اگه این کتاب رو نشه

. من همیشه یک شوخی میمونم

همه فکر میکنن من ... یه اسبِ بیچاره ی ورشکسته هستم

... ولی

خدای من ولی اگه حق با اونا باشه چی ؟

. نمیتونم نفس بکشم

دارم میمیرم ؟

! نون ! بوی نونِ سوخته میاد

... وای ! نون هام

... تاد" ؛ میخوام روی قبرم"

. بنویسین که توی سال 1975 بدنیا اومدم

... هیچکس باور نمیکنه

لعنتی نمیتونی به خواسته ی یک مردِ مرده احترام بذاری ؟

. تو نمیمیری

. خب ما هرکاری تونستیم کردیم

. پرستار ، زمان مرگ رو اعلام کن

. اصلاً آسون نمیشه

. هیچوقت آسونتر نمیشه

... چی ... نمیخوام

منظورت چیه که اون مُرده ؟

. حقیقت داره عزیزمِ من

... اون با قلبی شکسته مرُد

... چون تو به اندازه کافی قدرش رو ندونستی

. و برای همیشه رفته

. انگار یخورده پایانِ سریال رو تیره درست کردیم

... من دستانِ این کودک بینوا رو

. به سوی خدماتِ سرپرستی کودکان دراز میکنم

. شما الان در دستانِ دولت هستید

! نــه

تو واقعاً هرجایی بری دی وی دی های اینو با خودت میبری ؟

. لاینوس" حوله ـش رو همه جا میبرد" لاینوس وَن پلت بهترین دوستِ چارلی براون ) ( در همین انیمیشن

. و کسی هم به تُخمش نبود

این دکتره قراره چقدر لفتش بده ؟

با یه مشتری دیگه . ساعت 3 قرار دارم

تو مشتری دیگه ای داری ؟

پَ نَ پَ هر روزم رو . با تو میگذرونم و همه ـش مشکلاتت رو جمع میکنم

مشتری های دیگه ـت مثل من با استعدادن ؟

. سکوتت جوابم رو داد

... خب "بوجک" بنظر میاد تو فقط یک

. تشنج ملایم داشتی

... یا علی ! اگه این ملایم بود

. معلوم نیست ادویه بزنی بهش چی میشه ( سنگین تر بشه )

خیلی جذبه ـم بالاست ؟

. شوخی اسپانیایی بود مردم

. خیلی بهت فشار اومده بود

. ازت میخوام آسون بگیری

آروم بگیره ؟ شوخی میکنی ؟

. اون بیکاره . هیچ مسئولیتی خاصی نداره

. اون فقط و فقط آسون میگیره

خب میتونی بیشتر آسون بگیری ؟

. سعی میکنم دکتر . سعی میکنم

این قرارداد کتاب . فشار زیادی بهت وارد کرده

میشه همین الان زنگ بزنی به اون روح نویسه ؟

تو واقعاً میخوای با گوشیم زنگ بزنم به اون خانومه ؟

. خب تو دوباره تشنج گرفتی

"و مجله‌ی "سرگرمی هفته‌ای . گفته که من مقاوم نبودم ( EW مجله ی معروفِ )

واقعاً الکی هم خنده ـتون نیومد ؟

! من همین الان مُردم ها

! هه

. من باید به بیمارهای دیگه ـم برسم

تو بیمار دیگه ای هم داری ؟

! "بیا مهمونی رو راه بندازی "بوجک

. همه چیزش رو من ترتیب میدم

تو هم میتونی اون روح‌نویس رو دعوت کنی

و باهاش مودبانه صحبت کنی

! اونم توی یک فضای کاملاً شاد و باحال

. باشه مهمونی راه میندازیم

. خداروشکر

. ولی ماشین پشمک سازی نمیاریم

. من نمیتونم خودم رو کنترل کنم

... کاملاً میفهمم چی میگی

. و سعی میکنم هرکاری میتونم بکنم

هیچوقت لطفت رو فراموش نمیکنم . "آقا اسبه"

. تو یک حامی بزرگ برای زندگی ـت داری

. بیا قرش بدیم

این یارو کی بود دیگه "تاد" ؟

اصلاً این ملت کین ؟

... فقط یه سری آدم

. که همینطوری باهاشون آشنا شدم

!این تولد 15 سالگیه ؟ در کشورهای لاتین تولد 15 سالگی ) ( خیلی مهمه و توی این روز بزرگ شدن اون شخص رو جشن میگیرن

... پس هر مهمونی که توش دخترهای مکزیکیه

!تولد 15 سالگیه" ؟"

حالا کی نژادپرسته ؟

( "نوشته : امروز "تولد 15 سالگیته کریستینا )

. حسابی بهم برخورد

... حالا اگه اجازه میدی

من یه عالم . کار دارم که باید پیشکش کنم

! بوجک

! خدای من

. "سلام آقای "کره‌ی بادوم زمینی

باروت میشه جفتمون باهم توی یک خونه ایم ؟

این یک قسمتِ مشترکه ؟

. داشتم شوخی میکردم رفیق

خودت چطوری ؟

... خب ، روبراهم و

توی رویاها سیر میکنم ؛ ها ؟

بعدا به هم میرسیم مگه نه ؟

. باهات حرف دارم

. "چقدر قشنگ شدی "اریکا

! عصبانی ـم

هی ، "بوجک" شمایی ؟

بوجک اسبه" ؟ " - . بله -

... ببخشید . من اصلاً دلم نمیخواد اسمت رو اشتباه بگم

. "دایان"

. "اوه ، "دایان

. ممنون که منو دعوت کردی

. ببخشید که تا الان تشکر نکرده بودم

. من یجورایی تو مهمونی ها گند میزنم

مشروبات الکلی رو امتحان کردی ؟" - . نمیدونم -

. مهمونی ها منو حسابی دلواپس میکنن

. مثلاً اون یارو رو ببین

. اون شاده

چرا تا الان نفهمیده بودم ؟

کدوم یارو ؟

. نه کسی اونجا نیست

فقط داشتم میگفتم یه یارویی . فهمیدی ؟

! اوه آره

... فقط داشتم اینطوری فکر میکردم

... چون تجربه ندارم

چون توی دوران دبیرستان . به هیچ مهمونی دعوت نشده بودم

دارم چی میگم ؟

. تو که به هیچکدوم از اینا اهمیت نمیدی

. "خفه شو "دایان

. تو توی مهمونی هستی . از میزبان تعریف کن

. عجب خونه‌ی دوست داشتنی داری

... آره خب اگه تمام زندگیت رو

... صرف یک سیتکامِ احمقاته بکنی

. بهت یه خونه ی اینطوری میرسه

خب این روزها چیکار میکنی ؟

... بیشتروقت ها تو خونه میشینم و

. غُر غُر میزنم

خب چه حسی بهت دست میده ؟

. مشکلی نداره . میدونی

. نه ! من باهات نمیخوابم

. این دختره میخواد که بامن بخوابه

. فقط داشتم شوخی میکردم

. شما چقد باحالید

اون یارو رو میشناسی ؟ - آقای "کره ی بادوم زمینی" رو ؟ -

آره تو برنامه ی خونه ی آقای کره‌ی بادوم زمینی" بود"

که درباره ی یک سگ بود . که سه تا بچه رو به سرپرستی گرفته بود

. چه ایده ی گندی برای یک برنامه تلویزیونی

. شما خیلی خوبین

کی میخواد عکس بگیره ؟

... اون چقدر احمقه که نمیفهمه

. چقدر بیچاره ـست . حسودیم شد

تو داستان بابایه تو برادی بانچ" رو میدونی ؟" ( ABC سریالی از شبکهِ )

داستانش رو میدم ؟

... اگه درست یادم بیاد

. اون خودش سه‌تا بچه بزرگ کرده بود

... درسته اما

... چهار نفر بودن باهم زندگی میکردم

. ولی همه ـشون تنها بودن

. این خیلی ناراحت کننده ـست

نه موضوع اینه که ... اون کسی که نقش بابا رو بازی میکرد

"اصلاً دوست نداشت توی "برادی بانچ ... بازی کنه چون یه بازیگر واقعی بود

. و اینکارو رو در سطح خودش نمیدونست

آشنا نیست ؟

. فقط همین در سطحِ اون نبود

. شوخی مسخره ! ببخشید ولی من از اون بهترم

... بیشتر مردم حتی نتونستن

... کارهایی که اونا توی

. برادی بانچ" کردن رو بکنن"

تو توی موقعیت خوبی هستی

. چون هرکاری دلت بخواد میتونی بکنی

تو مسئولِ شدی خودتی ؛ میفهمی ؟

. خدای بزرگ چقدر افسرده کننده ـست - . نه اینطور نیست -

من مسئول شادی خودمم ؟

من حتی نمیتونم مسئول . صبحانه ـم باشم

! تــاد

! کمک

چی تو رو خوشحال میکنه ؟

. تموم کردن شرح حالم فکر کنم

. همش همین ؟ من میتونم کمکت کنم

آره ؟ منظورم اینه واقعاً دلت میخواد ؟

. باید خیلی بامن وقت بگذرونی

. احتمالاً از من متنفر میشی

. فکر نمیکنم اینطوری بشه

واقعاً ؟ - . "آره "بوجک -

. باشه

... خب فکر کنم تو استخدامی

ولی اینایی که الان گفتیم . رو توی کتاب نیار

. به هیچ عنوان

. ما که هنوز شروع به کار نکردیم

. دقیقاً

... تو تنها روح‌نویس منی که از الان

. شروع به کار میکنی - . درسته -

. بوجک - . اوه ؛ بازم این یارو -

... میخواستم بدونی که

. آبجوها تموم شده

... میبینم که با دوست دخترِ

. زیبای من "دایان نوین" آشنا شدی

. یه لحظه صبرکن

تو همه آبجوها رو خوردی ؟

ببینم ؛ شما دوتا همو میشناسین ؟ - . آره -

تو اونو میشناسی ؟ - . آره -

این دوست پسرته ؟

. درسته

تو با تو میرین بیرون ؟ - . آها -

ولی فقط به روشِ جنسی نه بعنوان دوست ؟

. درسته - . یعنی تو اونو لخت دید -

. چندبار

تو مجذوبِ این شدی ؟ - . آره -

. این کیر رفته توی این کُس

. آوره - . ولی فقط به روشِ جنسی -

. آره خب

. خدای من

تو خوبی ؟

... من

. خوبم

. من ... برای شما خیلی خوشحالم

... باید کسی رو بیاریم یا

... نه همه چیز

... این خیلی

. فوق العاده ـست

! خدا

. از الان شروع شد

دانلود فیلم و سریال TVSDL.org

♪ Back in the '90s ♪

♪ I was in a very famous TV show ♪

♪ I'm BoJack the horse ♪ ♪ BoJack ♪

♪ BoJack the horse ♪

♪ Don't act like you don't know ♪

♪ And I'm trying to hold on to my past ♪

♪ It's been so long ♪

♪ I don't think I'm gonna last ♪

♪ I guess I'll just try ♪

♪ And make you understand ♪

♪ That I'm more horse than a man ♪

♪ Or I'm more man than a horse ♪

♪ BoJack ♪

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.