All language subtitles for Weaving.a.Tale.of.Love.E01.DramaDL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL کانال سايت adrama.ir

تار و پود یک عاشقانه

قسمت یک

یازدهمین سال دوره ی جنگوان ، سلسله ی بزرگ تانگ

مشتری های عزیز بفرمایید داخل

خوش اومدید من صاحب مغازه خیاط خونه رویی هستم

مغازه ی ما کوچیک و ساده ست امیدوارم خوشتون بیاد

من تعریف لباسایی که مغازه شما درست میکنه رو زیاد شنیدم نه تنها گلدوزی های معرکه ای داره

بلکه طراحی شون هم توی شهر تکه

بیشتر این لباس هارو خانم های صاحب مقام ها و تجار استفاده میکنن

برای همین خریدنشون کار هرکسی نیست

امروز من و مادرم اومدیم اینجا تا لباس عروسی سفارش بدیم

که تو کل شهر تک باشه

خیالتون راحت باشه خانوما من بازار گرمی نمیکنم

اما لباس عروس های مغازه ی ما صد در صد تو کل شهر لنگه نداره

بهتره بیخودی قول ندید

چون من توقع زیادی دارم

از کجا میدونین که حتما از لباس خوشم میاد؟

لباس عروسی که مد نظر منه هم باید به قوانین و اداب قصر نزدیک باشه

هم اینکه نمیخوام زیادی سنتی باشه

میخوام مجلل باشه

و طراحیش اصلا دمده و قدیمی نباشه

میخوام با عشق دوخته بشه

تو هر دونه مرواریدش هزاران تا خلاقیت دیده بشه (مشلا توقعش در حد ملکه ی درباره)

باید دل همه رو ببره و به یاد همه بمونه

مغازه ی شما میتونه همچین لباسی واسه من بدوزه؟

گفتین قصر؟

بهتره همتون مراقب باشید و حواستون جمع باشه

اینجا ما لباس ها ی سلطنتی میدوزیم

هیچ خطا و اشتباهی قابل قبول نیست

هرکدوم ازین پارچه ها و گلدوزی هایی که دست شماست به ارزش جونتونه

اگر خراب ، چروک و یا لکه دار بشه

کمترین مجازات واسش کتکه

و حداکثر مجازات به قیمت جونتون تموم میشه

برای کار کردن تو خیاط خونه ی سلطنتی باید همتون با دقت

تیزهوش و هنرمند و خلاق باشید

تا بتونین موفق بشین

حواستون باشه چیزایی که تو خیاط خونه ی سلطنتی دوخته میشن

فقط لباس نیستن ، بلکه منزلت و وقار سلطنتی هستن

هرکس بتونه لباسی خلق کنه که اربابان ما خوب بنظر برسن

وجهه ی خودش هم خوب بنظر میرسه

سرپرست ، تمام لباس های معشوقه ها و بانو ها برای فصل جدید دوخته شدن

لطفا خودتون بررسیشون کنین

لباس همه شون خوبه

اما لباس های بانوی نجیب زاده یانگ رو

خودم شخصا تحویل میدم

ممکنه شایعه ی تو قصر حقیقت داشته باشه؟

بانو یانگ دارن ملکه میشن؟

چطور ممکنه؟

بانو نجیب زاده یانگ قبلا صیغه ی سلطنتی شاهزاده چی و عروس اعلیحضرت بودن

حالا چطور میتونه ملکه بشه؟

دهنت رو ببند

به چه جراتی داری سر تصمیمگیری اعلیحضرت برای انتخاب کردن ملکه جدیدش بحث میکنی؟

مراقب حرف دهنتون باشین

اقای مغازه دار بهتره حواستون باشه

بانوی من ، سی نیانگ ، دختر جنگاور جینگ جو هستن

ایشون لقب دختر با استعداد رو گرفتن و به زودی برای خدمت به اعلیحضرت وارد قصر میشن

ما امروز اومدیم اینجا تا لباسی که قراره اون روز تن کنن رو ازتون سفارش بدیم

باید باعث افتخار مغازتون باشه با نهایت انرژیتون باید سر این لباس تلاش کنین

افتخار دوختن لباس برای بانو ی با استعداد ، بانو وو

چیزیه که مغازه ما با عز و التماس هم نمیتونه بدستش بیاره

ما هرگز تو اینکار غفلت نمیکنیم

اما حرفتون منو یاد یه چیزی انداخت

با اینکه کیفیت لباس های ما تو بازار زبانزده

اما به پای لباس های قصر نمیرسه مغازه ی ما از پسش برنمیاد

مارو ببخشید

شما حتما دارین به قیمت و دستمزدتون فکر میکنین درسته؟

نگران نباشید ، اگر دختر من از لباس راضی باشه

مبلغ زیادی دستتون رو میگیره ما اصلا ادمای خسیسی نیستیم

شما قیمت بدین ما هم چونه نمیزنیم

من چاره ای جز مخالفت ندارم

خیاط ما تو دوخت لباس مهارت های محدودی داره

لباس های ما مناسب ورود به جایی مثل قصر نیستن

دایی

چرا داری اینطوری حرف میزنی و مهارت مادرمو زیر سوال میبری؟

خانم شما به حرفای دایی من توجه نکنین

من خیلی خوب مهارت های مادرمو میشناسم

مادر من خیلی خانم خوش قلبیه تازه تو کل دنیا تکه

اگر مادر من براتون لباس بدوزه

شما خوشگلترین خانم شهر چانگ ان میشین

تو خیلی باهوشی مطمئنم وقتی بزرگ بشی

اینده ی روشنی در انتظارته

اقا شما همش بهونه میاری

نگران نیستین که یوقت شهرت خیاط خونه ی رویی زیر سوال بره؟

اگر این قضیه به بیرون درز پیدا کنه

متاسفانه کسی نمیگه

که بخاطر قیمت کار رو قبول نکردین

بلکه میگن مهارتاتون تو دوخت لباس خیلی محدوده

داداش اگر مشکلی نیست بذار یه امتحانی بکنم

فقط اگر لباس مورد پسندتون نشد

بخاطر مهارت های محدود منه

پس ازتون خواهش میکنم شهرت مغازه ی مارو زیر سوال نبرید

این اولین باریه که همچین مغازه ی محتاطی میبینم

کار رو شروع کنین اگر با قلبتون کار کنین

حتی اگر خوبم در نیومد من سرزنشتون نمیکنم

اصلا هم به شهرت مغازه ی رویی اسیبی وارد نمیکنم

ممنون از درکتون خانم وو

مغازه ی ما تمام سعیش رو میکنه

سرپرست

چند روزیه میبینم که خیلی نگرانین

نگران ملکه شدن بانو یانگ هستین؟

موقعیت بانو یانگ موقعیت خوشایندی نیست اندرونی هم که همیشه با توجه به رتبه بندی برای افراد احترام قائل میشه

ما خیلی ازون غفلت کردیم

حالا انگار بانو یانگ قراره رهبر اندرونی بشه

اینده ی خیاط خونه ی سلطنتی ما

من یه فکری دارم

ممکنه این ایده بانو یانگ رو خوشحال کنه

اینطوری بخاطر کدورت های گذشته شمارو سرزنش نمیکنن

چه فکری؟

فورا برای بانو یانگ یه ردای ققنوس تهیه کنین

تا روز اعطای لقب تن کنن

ردای ققنوس؟

اما ملکه شدن بانو یانگ تا الان فقط یه شایعه ست

اعلیحضرت هنوز حکمی صادر نکردن تا این خبر تو اندرونی و دربار اعلام بشه

اگر خیاط خونه الان برای بانو یانگ ی ردا بدوزه

و بعدا اتفاق خاصی نیفته کار ما یه جرم بزرگ محسوب میشه

دقیقا بخاطر اینکه حکم هنوز صادر نشده

کار ما نشون میده که خیاط خونه چقدر به اتفاقات و رویداد ها اهمیت میده

و ما اینطوری وفاداریمون به ملکه ی جدید رو ثابت میکنیم

اینطوری تو خاطر ملکه ی جدید میمونه که شما چقدر به فکرش بودین

همینکه حکم شاهنشاهی صادر شد

اولین وظیفه ی خیاط خونه دوختن اون رداست

اونطوری دیگه کی به گذشته ها اهمیت میده؟

من فکر میکنم این بهترین فرصت برای خیاط خونه ست

اگر الان اینکارو نکنیم

دیگه کی وقتشو داریم؟

تو همیشه دختر ساکتی هستی

اما تو مواقع حیاتی فکرای خوبی به سرت میزنه

حرفات با عقل جور در میان

خیلی حیف شد که کارشناس آن ، خیاط درجه یک دنیا چندین سال پیش از قصر رفت

الان دیگه کی میتونه همچین چیزی برای ملکه بدوزه؟

من ، جو جینیانگ ، حاضرم که اینکار رو

بخاطر شما بکنم

تو؟

من تنها شاگرد کارشناس آن ، خیاط درجه یک دنیا بودم

از چند سال پیش که استادم از کارش تو خیاط خونه ی سلطنتی استعفا داد

هنوز مشخص نشده که کجاست

الان تنها کسی که میتونه این ردا رو برای ملکه بدوزه

تنها شاگرد کارشناس آن ، یعنی من هستم

دوختن ردا برای ملکه کار دشواریه

تو مطمئنی از پسش برمیای؟

مطمئنم

اگر اینبار

ردایی که برای ملکه میدوزی بتونه براش رضایت بخش باشه

کمکت میکنم ترفیع رتبه بگیری

و بشی کارشناس لباس

ازتون ممنونم سرپرست

لیولی

لیولی

لیولی؟ کجاست

لیولی

خواهر ، هنر گلدوزیت خیلی خوب شده

مادرتم دروغ گفت که هیچوقت بهت یاد نداده بوده

من میرم به بابام بگم که حالت رو بگیره

اشتباه میکنی

واقعا مادرم هیچوقت بهم گلدوزی یاد نداده

خودم یواشکی یاد گرفتم

منو گول نزن

چطوری میشه یواشکی انقدر خوب گلدوزی یاد گرفت؟

باور کن اگر مادرم بهم اجازه میداد از نخ و سوزن استفاده کنم

و نمیدونست که چندتا سوزن تو جا سوزنی هست

من مجبور نمیشدم یه سوزن کند بردارم که به گلدوزیمم اسیب بزنه

منظورت اون سوزن طلاست

که به مادرت برای خیاط درجه یک بودن دنیا دادن؟

با اینکه اون یه سوزن طلاست اما خیلی کنده و کار کردن باهاش سخته

اما تنها سوزنی بود که مادرم خیلی بهش توجهی نداشت

برای همین فقط با همین سوزن میتونم کار کنم

اگر میخوای یاد بگیری من بهت یاد میدم

اما نباید به مادرم چیزی بگی ها

واقعا بهم یاد میدی؟

اره چرا که نه

اگر واقعا داری میگی پس اون دستمال گل کاملیا رو بده من

اگر بزنی زیر حرفت

این دستمال رو به مادرت و پدر خودم نشون میدم (همچین میگه پدرم انگار پدر این بدبخت نیست)

تا اونا تنبیه ت کنن چطوره؟

باشه اگر میخوایش

میدمش به تو

سرپرست، ردای ملکه ی جدید اماده ست

لطفا خودتون بررسیش کنین

تا اگر عیبی داره بهم بگید

سرپرست ازش خوشتون نیومد؟

تو تنها شاگرد کارشناس آن ، خیاط درجه یک دنیا بودی؟

چطور حتی یه ذره

از مهارت های استادت رو یاد نگرفتی؟

ردایی که اون زمان کارشناس آن برای ملکه جانگسان دوخت

هنوزم که هنوزه

تو خاطر ادمایی که دیدنش هست اما تو چی؟

مقایسه ی کارتون مثل مقایسه گل با خاکه

بله

خیلی بد شد که خیاط آن ترجیح داد خارج قصر زندگی کنه

اون زمان تونست ملکه رو راضی کنه تا بتونه خارج از قصر زندگی کنه

ازونموقه هیچکس پیدا نشده که رو دست کار کارشناس آن بزنه

سرپرست من دوباره تلاشم رو میکنم

تلاشمو میکنم تلاشمو میکنم فقط همینو بلدی بگی؟

جو جینیانگ ، من فکر نمیکنم تلاش کردن تو

بتونه استعداد محدودت رو جبران کنه تو از پس کارای مهم بر نمیای

درست کردنش بی فایده ست

فقط داری وقتت رو هدر میدی

الان تنها راه نجات دادن این خیاط خونه

پیدا کردن استادته

ازش بخواه برگرده تا این ردا رو برای ملکه ی جدید بدوزه

اما

استاد خیلی ساله از قصر رفته

تازه غیبش هم زده من از کجا پیداش کنم؟

این سوال رو من باید از تنها شاگردش بپرسم

من باور نمیکنم که بعد از اینهمه سال

تو هیچ خبری ازش نداشته باشی

سرپرست من

فکر کردی من نمیدونم تو چقدر موذی هستی؟

میترسی استادت برگرده

و تو از مقام کارشناس لباس دور تر و دور تر بشی

دارم بهت هشدار میدم جو جینیانگ

الان وقت زرنگی نیست

این مقام خیلی مقام والاییه اما برای رسیدن بهش باید به خودت باور داشته باشی

اگر نتونی یه ردا برای ملکه بدوزی

به بی استعدادی محکوم میشی و اگر خیلی جدی بشه

بهت انگ بی احترامی به ملکه رو میزنن

اونموقه ست که سرتو از دست میدی

من

یا استاد رو پیدا کن یا سرتو بده

یکیو انتخاب کن

گفتم که من یکی از اشناهای قدیمی کارشناس لباس هستم و الانم یه درخواست فوری دارم

تو عمارت کودی اینطوری از مهمون استقبال میشه؟

من که گفتم اینجا کارشناس آن نداریم

برو کنار

نمیتونین برین تو

من یکی از کارکنان قصر هستم چطور یه خدمتکار سطح پایین مثل تو جرات میکنه بهم دست بزنه ، ولم کن

من جسارت نمیکنم اما اینجا یه عمارت خصوصیه

ما کسی که شما دنبالشین رو اینجا نداریم درک کنین دیگه

از صبح انقدر راه رفتم پاهام دارن میشکنن

اگر مطمئن نبودم تا اینجا نمیومدم

منو گول نزن

درود به شما استاد

خیلی وقت بود ندیده بودمتون حالتون چطوره؟

اینهمه سال گذشته

واسه چی یهویی اینورا پیدات شده؟

ایه ، لیولی هنوز داره بازی میکنه ممکنه الانا برگرده

برو بهش بگو زودتر بیاد

بهشم نگو من دارم با یه دوست قدیمی حرف میزنم تا مزاحممون نشه

بله

استاد لطفا به حرفام گوش بدین

راستش مراسم اعطای لقب ملکه به همین زودیاست

سرپرست خیاط خونه به من وظیفه ی دوخت ردا برای ملکه رو دادن

راستش من از پسش برنمیام

این ردایی که دوختم مورد پسند سرپرست نبود

برای همین امروز شخصا اومدم ازتون التماس کنم

که من و خیاط خونه ی سلطنتی رو نجات بدین

و کمکم کنین یه ردای قرقاول برای ملکه بدوزم

تو یادت رفته؟

من چندین سال پیش با اجازه ی شخص ملکه از قصر خارج شدم

ازونموقه هم دیگه هیچ کدوم از کار های قصر و خیاط خونه سلطنتی به من هیچ ربطی ندارن

ببخشید که نمیتونم کمکت کنم

کسی که به شما اجازه داد از قصر برید

ملکه ی مرحوم بودن

اما الان اندرونی یه ملکه ی جدید داره

اگر ملکه ی جدید از ردایی که من دوختم خوشش نیاد

من کاری ازم برنمیاد

جز اینکه شمارو به یاد ملکه جدیدی بیارم

ملکه ی جدید خوب با مهارت های شما اشناست

اونموقه یه حکم صادر میکنه که شما

برید قصر و براش کار کنید

اگر اونموقه هم بخواید مخالفت کنین

مجازاتتون مرگه (از همین الان نقش بد داستان معلوم شد قرار تا اخر چقدر حرص بخوریم)

تو داری من رو تهدید میکنی؟

جسارت نکردم

فقط دارم بهتون از حقایق میگم

اگر شما به من کمک کنین تا برای ملکه ردا بدوزم

هیچکدوم این مشکلات پیش نمیان

شما هم میتونین به زندگی سادتون بین مردم ادامه بدین

منم قول میدم که هیچی

از اینکه شما کجایین به سرپرست و ملکه نگم

استاد

الان شنیدم که شما با خدمتکارتون

درباره یه دختری به اسم لیولی حرف زدین

البته من فکر میکنم اسم دخترتون باید لیولی باشه

اون دختر شماست؟

استاد اگر به فکر خودتون نیستین

حداقل به فکر خانوادتون باشین

ما بیشتر از ده ساله همدیگه رو ندیدیم اما حرفای تو

خیلی از قبل بیرحمانه و ظالمانه تر شدن

الانم دیگه حرف زدن بی فایده ست

من فقط یه درخواست دارم

اگر قبول کنی منم درخواست تورو قبول میکنم

بفرمایین استاد

به هیچکس نگو که من یه دختر دارم

قسم میخورم هیچ حرفی ازش نزنم

اگر زدم زیر قسمم امیدوارم خدا منو بکشه

خوبه

این ردایی که دوختی رو بذار اینجا بمونه

هفت روز دیگه بیا بگیرش من درستش میکنم

یه چیز دیگه هم باید بهت یاد اوری کنم

اگر میخوای رو جایگاه کارشناس لباس تو خیاط خونه سلطنتی بشینی

پیش ملکه هیچ حرفی از من نباید بزنی

این ردا رو هم خودت تنهایی دوختیش

ممنونم استاد خدانگهدارتون

من هفت روز دیگه برمیگردم

بدرقه ت نمیکنم

استاد یه درخواست غیرمنطقی دیگه ازتون دارم

میشه لطفا نشان خیاط درجه یک دنیا رو بدین به من؟

اگر اون سوزن رو داشته باشم

میتونم کارشناس لباس خیاط خونه بشم

اگر بتونم رو اون صندلی بشینم مایه افتخار شما هم میشم

مایه افتخار گروهمون هم میشم خواهش میکنم استاد (رو که نیست ینگ پای قزوین)

تو اونقدر استعداد نداری که ازون سوزن استفاده کنی پس فایده ش چیه؟

لیو لی

این سوزن فقط یه نماده نمیشه ازش برای گلدوزی یا خیاطی استفاده کرد

به مامان بگو ببینم باهاش داشتی چیکار میکردی؟

مامان شما نمیذاری من از نخ و سوزن استفاده کنم

من دلم میخواست یه دستمال گلدوزی کنم

بعدش فکر کردم این سوزن تنها سوزنی ه که شما اصلا بهش سر نمیزنی

برای همین برش داشتم

اشتباه کردم مادر نباید یواشکی برش میداشتم

ینی میگی با این سوزن یه دستمال گلدوزی کردی؟

کجاست؟بده ببینمش

اشتباه کردم مامان خواهش میکنم دعوام نکن

این سوزن خیلی نوک کندی داره

اما تونستی باهاش همچین دستمال خوشگلی گلدوزی کنی

تو

چندبار باید بهت بگم؟

نه باید گلدوزی یاد بگیری نه خیاطی چرا گوش نمیدی؟

چرا میخوای منو عصبانی کنی؟

چرا؟

پس چرا شانهو میتونه گلدوزی و خیاطی یاد بگیره

تازه مادرشم نه میزنتش نه دعواش میکنه

تمام دخترا دوست دارن گلدوزی یاد بگیرن

چرا من نباید یاد بگیرم؟

اخه کار بدی نیست که

اره ، گلدوزی و خیاطی کار بدی نیست

یه ادم معمولی گناهکار شناخته نمیشه اما یه ادم معمولی که یه نشان زمردی دستشه گناهکار شناخته میشه

داشتن مهارت گلدوزی اونم به این خوبی همون نشان زمردیه دخترم

متوجهی؟

اونموقه که از قصر رفتم

بخاطر مهارتم بود

بخاطر اینکه شده بودم یه ادم بی دفاع تو مبارزه ی مرگ و زندگی قصر

من نمیخواستم خودمو قاطی اون مبارزات بکنم

نمیخواستم وسیله ی دست اون ادما

برای مبارزه بشم

مادر

دخترم

تو هرچی بیشتر به این مهارت الوده بشی

من بیشتر نگرانت میشم

من واقعا میترسم

خیلی میترسم

این اجازه ی ورود منه

خوش اومدین ژنرال سو

ژنرال سو؟

ایشون سردار شایسته و مشهور ، سو دینگ فانگ هستن

شما سفر سختی رو پشت سر گذاشتین ژنرال

یک سال گذشته حالتون چطوره استاد بودایی؟

نگران نباشید ژنرال برای بازی شطرنج سالانه

سالم و قوی میمونم

بفرمایین بفرمایین ژنرال

ژنرال سو لطفا صبر کنین

ژنرال سو

من پی شینگ جیان هستم با اسم ادبی شویه

من شمارو خیلی تحسین میکنم ژنرال خواهش میکنم منو به شاگردی قبول کنین

من شاگرد قبول نمیکنم برو خونتون

من خیلی وقته دارم هنر رزمی میخونم و تمرین میکنم به امید اینکه یک روز

مثل شما یه جنگاور قوی و شجاع بشم و از کشورم دفاع کنم

گفتی خیلی وقته داری هنر های رزمی تمرین میکنی

پس بذار یکم امتحانت کنم

الان درخت کامیلا داره گل میده

اگر بتونی فقط با تیر گلی که تو بالاترین نقطه درخته رو بزنی

تورو به عنوان شاگردم قبول میکنم

میذارم پنج قدم هم بری جلو

اونطوری خیلی نزدیک میشم

ژنرال

این گل کامیلا انقدر قشنگ گلدوزی شده بوده که انگار یه گل واقعیه

مهارت های تیر اندازی ارباب پی خیلی عالیه بهشون یه شانس دیگه میدین؟

من ازت خواستم یه گل رو با تیرت بزنی اما به جاش به یه دستمال تیر زدی

درسته که درخواستت منطقیه اما قسمت نبوده که ما استاد و شاگرد بشیم

بهتره بری

ژنرال سو من اومدم چانگ ان که تو ازمون سلطنتی شرکت کنم

اما ارزوم تو کل زندگیم این بوده که یه ژنرال سوار بر اسب بشم و با شمشیرم از خطوط مرزی سلسله ی تانگ و مردم محافظت کنم

تا از اسیب و تفرقه دور باشن

من تازه وارد شهر شدم و تصادفا شمارو دیدم

من مطمئنم که قسمت بوده شمارو ببینم

ژنرال به درخت کامیلا نگاه کنین

یه عالمه گل روشه

اما اون تنها گلی که واقعی نبود رو تیر زد

چه قسمت بوده باشه چه نبوده باشه

فرقش چیه؟

حالا که استاد بودایی میگن یه شانس دیگه بهت میدم

من چند روز دیگه میام اینجا ممکنه یه روز

سه روز یا پنج روز بشه

اگر قسمت باشه بازم همو ببینیم

پس نمیتونیم علیه قسمت باشیم

اما گوش کن ببین چی میگم

اصلا نمیتونی پاتو توی معبد بذاری

بفرمایین بدرود ژنرال

ازتون ممنونم استاد بودایی که بهم کمک کردین

پس اینطور که میگی

ما هنوز نمیدونیم درست کردن این ردا برای ملکه خیره یا شر

خیر که نیست

اما تا وقتی که شر هم نشه ، برای من کافیه و خداروشکر میکنم

جایگاهت به عنوان خیاط درجه یک دنیا

هیچ وقت هیچ سودی برای خانواده کودی نداشته

الانم که برای کل خانواده ، پیر و جوون ، خطر داره

عذاب کشیدن ما مسئله ای نیست

اما نباید بذاریم شهرت اجداد خانواده ی کودی

اسیب ببینه

عزیزم یه فکری کن

حالا که اینطوری شده نیازی به زیاده گویی نیست

انقدر حرف نزنین به فکر یه راه چاره باشین

من یه فکری دارم اما بهتره بعد از گفتنش

من رو سرزنش نکنین

چرا دست دست میکنی؟بگو دیگه

عزیزم بهتره از همین الان یه نامه ی طلاق برای خواهر بنویسی

چی داری میگی؟

بذار توضیح بدم

خواهر یوقت فکر نکنی من خیلی سنگدلما

من فقط دارم اینکارو بخاطر خانواده میکنم

اگر به عذاب انداختن کل خانواده واست مسئله ای نیست

بهتره به فکر دخترت لیولی باشی

نامه طلاق نوشتن فقط محض احتیاطه محض احتیاط برای اینکه یوقت بانو یانگ به عنوان ملکه انتخاب نشد

شوهر من نامه ی طلاقی که امروز نوشته شده رو ، رو میکنه

و هرگونه درگیری باهات رو انکار میکنه

اینطوری میتونی از کل خانواده مراقبت کنی

آسائو بد هم نمیگه

فقط محض احتیاطه ، اگر همچین مشکلی پیش اومد میتونیم (اخه اینم ادم بود زنش شدی میموندی تو قصر بهتر نبود یه هوی حسود و یه شوهر پلشت)

عزیزم ، بهتره دیگه چیزی نگی

حقه ی آسائو خیلی خوبه

خوبه

همسرم ، فورا برو یه نامه ی طلاق بنویس و رابطمون رو انکار کن

این بهترین راهه که بعدا باهاش

بیگناهیت ثابت بشه

آسائو خیلی بدجنسه

شوهرمم خیلی بزدل و ترسوعه

لیولی ، لیولی

زنده موندنم واسم مهم نیست

تو تنها کسی هستی که خیلی واسش نگرانم

بهتره برات یه سری هماهنگی ها انجام بدم

تو مهارت خوبی تو دوخت و دوز داری

قسمت اینطور بوده

وقتشه مهارت بی همتای خیاطیم رو به تو بدم

تا بتونی با استفاده ازین مهارت زندگیت رو بچرخونی

مادر من این ردا رو ندوخته

از کجا فهمیدی؟

پرنده هایی که شما گلدوزی میکنی زنده ان و میتونن پرواز کنن

اما اینا خیلی بی روحن

درسته

این ردا رو یکی دیگه دوخته و اصلا مورد پسندم نیست

برای همین ازم خواستن که من درستش کنم

مامان میخوای یکاری کنی این پرنده ها زنده بشن؟

اگر بتونن زنده بشن

سر صدا نمیکنن؟

مامان من یه فکری دارم

چطوره یه پرنده ی بزرگ گلدوزی کنی؟

واسشون یه مادر گلدوزی کن تا مراقبشون باشه

دخترم تو خیلی با استعدادی

من واقعا نمیدونم اینکار به خیر میگذره یا به شر

لیولی میخوام چند روزی ببرمت یه جای امن بمونی باشه؟

مامان کجا میخوای منو ببری؟

مگه نمیخوای مثل من خیاطی یاد بگیری؟

اگر بچه ی خوبی باشی

خودم بهت یاد میدم

واقعا یاد میدی؟

نمیشه تو خونه بهم یاد بدی مامان؟

جایی که میخوام بفرستمت جای خوبیه

وقتی بری اونجا میتونی مثل مامان ، واسه بقیه لباس بدوزی

مامان تو باهام نمیای؟

سلام خانم ، سلام خانم وو

ما شخصا اومدیم اینجا تا خانم وو و بانو یانگ

هردو بتونین لباسی که براتون فراهم کردیم رو با دقت بررسی کنین

انقدر زود تموم شد؟

نشونم بدین

این همون لباسیه که خیاط خونه ی رویی برای خانم وو دوخته

لطفا خوب نگاهش کنین بانو یانگ و خانم وو

درخت هلو پر از شکوفه ست چه گل های زیبایی

این خانم جوان میخواد ازدواج کنه چقدر به خانومی خونش میاد

شعر نوشتن رو ابریشم و تبدیل کردنش به لباس

واقعا خلاقیت بزرگیه حرف نداره

این قطعه شعر درباره درخت هلو واقعا قشنگه

با اینکه معنی خوبی داره

اما روی لباس فقط یدونه گل هلو گلدوزی شده

بنظرتون برای همچین مراسم باشکوهی مناسبه؟

بهتر بود یه درخت پر از گل های هلو

روی لباس دوخته میشد لباس عروسی باید اینطوری باشه

نکنه شما از قصد کم کاری کردین؟

در جوابتون باید بگم درسته که درخت پر گل ممکنه خیلی روح دار به نظر برسه

اما بین طرح اول و دوم تفاوت زیادی نیست

هیچ تغییری تو به یاد موندنی بودنش بوجود نمیاره

درسته که رو این لباس فقط یدونه گل هلو هست

اما حاصل کار ارزشمند دسته

نماد سربلندی میون میلیون ها نفره

باعث میشه تو خاطر هرکسی که این لباسو میبینه بمونه

سربلندی میون میلیون ها نفر

خیلی خوب گفتی

تو اندرونی که یکی از یکی خوشگل تره

هیچ معشوقه ای نیست که بخواد از بقیه سر تر باشه؟

خدمتکار ها ، پاداش رو بیارید

خانوم صبر کنین

هنوز یقه و استین های این لباس

باید یکم دستکاری بشن تا به بدن

خانم وو بشینه و اندازه بشه

مادرم بهم گفت چند روزی تو عمارت شما بمونم

تا کارای اندازه گیری رو طبق بدن ایشون انجام بدم

وقتی کار لباس تماما انجام شد و خانم وو ازش خوششون اومد

اونموقه من قدر دان پاداش شما هستم

تو؟

تو که هنوز خیلی کوچولویی

درسته مادرت خیلی هنرمنده

اما اخه یه بچه چطور میتونه لباس بدوزه؟

خواهش میکنم منو دست کم نگیرین همچین کار کوچیکی

برای من مثل آب خوردنه

ای بچه

خانم لطفا دست کم نگیرینش

اون دختر خیاط درجه یک دنیاست

مادرش بهش خیاطی یاد داده

خانم آن خودش کارای اصلی لباس رو کرده

این دختر کوچولو هم کارو تموم میکنه

ینی کسی که اون روز اندازه های من رو گرفت

خیاط درجه یک دنیا بود؟

دقیقا

چطوره که حالا که اینطوره

این دختر کوچولو تو عمارت ما بمونه

من میخوام مهارت هاش رو ببینم

اگر لباسم رو اونطور که میخوام تموم کنی خودم بهت پاداش میدم

اگرم اشتباهی کنی بدجوری مجازاتت میکنم ترسیدی؟

اینکار کوچیک هیچ سختی ای واسم نداره

حالا خودتون میبینید

لیولی از حالا هرچی که میگم رو

باید خوب به خاطر بسپاری

فردا از دایی میخوام ببرتت عمارت وو تا هفت روز اونجا بمونی

و کارای لباس خانم وو رو بکنی

مامان واقعا اجازه میدی دست به سوزن بزنم؟

این دانسته های خیاطی من تو این چندین سال خیاطی کردنه

میدمش به تو

وقتی رفتی عمارت وو همه چیز رو خوب به خاطر بسپار

بعدشم این دفتر رو بسوزون باید اینکارو بکنی

به هیچکس نباید راز خیاطی رو نشون بدی

یادت نره چی گفتم

این سوزن طلا رو

اعلیحضرت و ملکه ی مرحوم به من دادن

نماد خیاط درجه یک دنیاست

من اینو میدم به تو

خیلی ازش مراقبت کن

هفت روز دیگه خودم میام دنبالت

اگر به جز من کس دیگه ای اومد باهاش برنمیگردی

بعدش از خانم وو بخواه بفرستت پیش یه دایه

تا پیش بودا دعا کنه

به هیچکس نگو

که دختر خیاط درجه یک دنیایی ، باشه؟

نه مامان من نمیخوام برم به عمارت وو

نمیخوام هفت روز اونجا باشم نمیخوام از پیشت برم

لیولی به حرف مامان گوش کن

من دارم واسه امنیتت اینکارو میکنم

مامان

مامان

بهت قول میدم

هفت روز دیگه میام دنبالت

مامان

مامان

مامان

ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL کانال سايت adrama.ir

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.