All language subtitles for Kelor Kirti 2016.Fa.WEB-DL.Bollywood1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسایت بالیوود وان تقدیم میکند BollyWood1.top سفارشی از اقای محمد بابایی

ادرس کانال تلگرام باليوود وان Telegram.Me/Bollywood1Official

تهيه تنظيم وترجمه از سايت باليوود وان Asma : مترجم ویرایش نهایی : یاسین Bollywood1.top

"سیگار برای سلامتی ضرر دارد"

"موجب سرطان میشود"

جوی؟

صبحونه آمادست

اینجا

مجبورم میکنی قبل از کار ورزش کنم

نمیشه قبل از ورزش صبحونه به این سنگینی بخورم

چرا؟ مگه کسی برای صبحونه منتظرته؟

آروم بخور

آروم بخور

این عطر جدیده؟

فکر نکنم بری ورزش کنی، کجا میخوای بری؟

آدم نمیتونه یه حرفی بزنه حالا؟

من میدونم قراره چی بشه

شک میکنی با کسی رابطه دارم

بعد هی ازم بازجویی میکنی

بعد ثابت میکنی که تو راست میگی و من دروغ

گوشیت یادت رفت

گوش کن

میری ورزش کنی تا دیابتت رو کنترل کنی

موقع ورزش دور و برت رو نگاه نکن

میدونم خیلی خوبی، سعی نکن بقیه رو با این جذب کنی

پرونده یادش رفت "به برنامه ی مورد علاقه تون خوش اومدید"_

"شوهران خیانتکار"

"اگر شوهرتون پرونده ی کارش رو توی خونه جا گذاشت"

"مطمئن باشید از عمد اینکارو کرده"

"و واسش برمیگرده"

"بخاطر دیدن شما اونو جا نگذاشته"

"بخاطر زنای همسن شما که توی خونه هستن برگشته"

"اینجوری شوهر ها خیانتکار میشن"

چرا خم شدی؟

نمیتونی ایستاده کارت رو بکنی؟

اگه خم نشم چطوری زمین رو جارو کنم؟

اگه نمیتونی ایستاده جارو کنی پس جارو نکن

اما خم نشو

نمیخوام توی خونه ی من خم شده کار کنی

ریسکیه

ریما، پرونده ی منو ندیدی؟

چرا میخوام برم سرکار جر و بحث میکنی باهام؟

ایناهاش

ریما کجاست؟

رفته حموم، یک ساعتی طول میکشه تا بیاد بیرون

به نظر عصبانی میای، چی شده؟

از من خواستید موقع کار کردن بیشتر خم بشم

بهم گفتید بازیگرا هم با اینکار فیلماشون خوب فروش میره

خانمتون میگه موقع کار کردن نباید خم بشم

حالا من به حرف کی گوش بدم؟

باید کاری رو بکنب که به نفعته

وقتی اونا با دهنت گرفتی چطور میتونی

کارای جالب بکنی؟

درست میگی، این مهمتره

کار خسته کننده بمونه واسه بعد

!جوی

چی شده خانم؟ آقا خیلی وقته رفته

هیچی میتونی بری

"به برنامه ی مورد علاقه تون خوش اومدید، شوهران خیانتکار"

"..ما هر هفته واستون" بگیر، حقوقته_

تو اخراجی خانم دیگه خم نمیشم_

خم هم نشی واسم دردسر زیادی میاری

نمیخوام هیچ ریسکی کنم، برو بیرون

باشه میرم

توی خونه های زیادی کار کردم، هیچکی منو متهم نکرده بود

که میخوام شوهرشو بدزدم گمشو بیرون_

اگه اینقدر به شوهرتون شک کنید بالاخره

یه روزی واقعا خیانت میکنه، این خط اینم نشون

"شوهران گونه ی نادری هستن"

"با وجود اینکه میدونن ممکنه لو برن اما ریسک میکنن"

"فردا همین موقع برمیگردیم"

"با نکته های بیشتر تا بفهمید شوهرتون بهتون خیانت میکنه یا نه"

"تا بعد"

یا لباس های درست بپوش یا اصلا نپوش

بیشتر بدنت معلومه تا پوشیده باشه

مثل یه تبلیغ میمونه که

جاهای مهم پر رنگ شدن

و باقی هم مونده که مردم دید بزنن

صبح بخیر قربان

چی پوشیدی؟

حالا باید حرفامو که به اون زدم دوباره تکرار کنم

این چیه پوشیدی آخه؟

قربان آنلاین خریدمش

با این لباسم یه عکس توی فیسبوک گذاشتم

و 276 لایک گرفتم

نباید سرکار اینجوری لباس بپوشی

بعد از کار بپوشه؟ آره؟

من اینو نگفتم

سر کار این لباس ها رو نپوشید، حواس بقیه رو پرت میکنه

..بیرون

قربان، شما از خانمتون میترسید، درسته؟

فکر میکنی درستکارم چون از خانمم میترسم؟

نه، چون از خانمتون میترسید درستکارید

!خفه شو

فقط وقتی حرف مهمی داری دهنتو باز کن

..چی نوشتی

"کارهای وزیر متقلب"

چرت و پرت

میدونی اگه بدون مدرک اینو چاپ کنیم چی میشه؟

کارمون تموم میشه دیگه نه قربان_

آپوربا رفته مدرک جم کنه !عالیه_

من بهش این شغل رو دادم بله_

من بهش یه جا دادم زندگی کنه بله_

حالا میخواد منو نابود کنه

برقص عزیزم برقص

!عالیه

"اگه این عکسا رو چاپ کنی تیکه تیکه ات میکنم"

نمیتونیم این عکسا رو چاپ کنیم !چی_

یعنی چی؟ نه_

قربان بخاطر این عکسا خیلی ریسک کردم

دیوونه شدی عزیز جان؟

اگه اینو چاپ کنیم دچار دردسر میشیم

عکسای خصوصی از سیاستمدار مشهور

..سعی کن بفهمی عزیز

روزنامه ی ما به زور سرپا مونده

میخوای کلا تعطیل کنیم بریم؟

ریلکس باش قربان

این عکسا روزنامه ی ما رو میندازن سر زبونا

بخوص بین خانما

مشتاق میشن بفهمن

کدوم پست فطرتی دوباره عکساش چاپ میشه؟

و بعد شوهراشون رو کنترل میکنن

فکر کن

اما بعد روزنامه ی ما زنونه میشه

نه قربان، مردا هم میخوننش

تا فحشمون بدن

اما اگه هر روز در مورد رسوایی مردها بنویسیم

مردا خودشونو اصلاح میکنن، اونوقت چکار کنیم؟

نه قربان، همه ی مردا درست بشو نیستن

بعضی مردا مثل دوستتون گورو

هیچوقت عوض نمیشن

درست میگی

باید در مورد رسوایی اش بنویسیم

همیشه همینجوریه، هیچوقت عوض نمیشه

یه زن بازه

بریم هتل

اوناهاش عکس بگیر، بگیر

عکس بگیر

از کمرش گرفتتش

قربان دستتون رو بردارید اوه ببخشید، عکس بگیر_

اوه خدا! بوسیدش اینو گرفتی؟

نه از دستش دادم اوه نه عکس بگیر_

بگیر، دوباره دارن میبوسن همو

هی جوی

دوستمه، بیا

دوستم جوی

سلام دعوت لازم نداره_

گزارشگر اونم بدون دعوت اومده

از من عکس میگیری؟ خوبه

عکسای خوبی بگیر، خیلی وقته عکس نگرفتم

بیا عزیزم، بهم نگاه کن پست فطرت_

برو پایین، خم شو

حالا میبوسمش

عزیزم بیا ببوسمت

این عکسا کافیه، ثابت میکنن گناهکاره

عکسا کی دستم میرسه؟

هیچوقت، عکسا رو میدیم دست زنت

چرا؟

اینا عکسای منو دوست دخترم هستن

چرا باید بدی دست زنم؟

تا دیگه زناکاری نکنی

اجازه نمیدم زناکاری کنی

عزیزم تو برو، میام دنبالت

عاشقتم

جوی، فکر میکنی من کار اشتباهی کردم؟

تو اینجوری فکر نمیکنی؟ شرم کن

زنت کورکورانه بهت اعتماد کرده

اونوقت تو میری زنای دیگه رو میبوسی

این یه گناهه

گناهه؟ معلومه_

قبلا موتور داشتی درسته؟ آره_

بعد یه ماشن کوچیک خریدی آره_

حالا دوتا ماشین داری

چرا؟ نمیدونم_

منظورش اینه که

تنوع نمک زندگیه

درسته؟

آره این بچه جون خوب میفهمه

خسته میشیم مدام از یه چیز استفاده کنیم

بخاطر همین عوضش میکنیم

چه ماشین باشه چه زنهامون

میخوای زنت رو عوض کنی؟

شرم بر تو

فکر میکردم از خانواده ی خوبی هستی

بخاطر همین من اینکارو نمیکنم

مردای خانواده ی خوب زنشون رو عوض نمیکنن

خودشونو عوض میکنن بخاطر همین

بعضی اوقات باید ماشینتو ول کنی و اتو سوار شی

گناه نیست

قربان حرفی که میزنه منطقیه خفه شو_

همین حرفا رو به زنت بزن وقتی عکسا رو میبینه

داره چکار میکنه؟ فکر کنم بخواد شما رو بزنه_

نه، نمیخوام بزنمش

پلیس، لطفا بیایید آره بیایید_

با کسی که توی این محیط به شدت امن

عکس میگیره چکار میکنید؟

چرا اینجا عکس میگیرید؟

نه .. قربان اسم من جوی هستش و من تروریست نیستم

داشتیم برای شوخی از دوستمون عکس میگرفتیم

این دوستتونه؟

دیگه نه

نمیدونم هدفش از عکس گرفتن چیه

اگر اینجا اتفاقی بیوفته اول از همه منو دستگیر میکنید

ضمانتش نمیکنم

دستگیرش کنید با ما بیا_

هیچ فیلمی توی دوربین نیست

میبینید چشمام ضعیفه، باید لنز بزنم تا خوب ببینم

خودتون چک کنید

خالیه اوکی_

اوکی قربان، این دوستمه و تروریست نیست

ممنون، خیلی ممنونم

ممنون ممنون_

تو بهترین دوستمی، میدونستم

وقتی دارم یه کارایی میکنم از من عکس نمیگیری

بذار ببوسمت

یه روز دستتو رو میکنم

و یادم نمیره با خودم فیلم بیارم آره_

و عکستو روی صفحه ی اصلی روزنامه میذاریم

اینکارو میکنیم

خیلی حرف میزنی

ساکت باش ولش کن_

این چیه؟ روزنامه_

این عکس کیه؟ من_

روزنامه ها منو دوست دارن

این دخترای کنارت توی عکس کین؟

نمیدونم دروغ نگو_

چرا داری باهاشون میرقصی؟

من؟ بذار ببینم

این خبر جعلیه

برای افتتاحیه یه مدرسه رقص رفته بودم

از من خواستن اونجوری ژست بگیرم برای عکس

من اصلا نرقصیدم اصلا_

من که همکارت توی مجلس نیستم

من زنتم

سعی نکن با این حرفا گولم بزنی

..دیوونه نشو اگه یه بار دیگه ببینم رقصیدی_

قلم پاتو میشکونم و علیلت میکنم

اونوقت توی انتخابات شرکت میکنم و برنده میشم

و به جای تو وزیر میشم، فهمیدی؟

بریم

منحرف به سلامتی_

یک ساعت گذشت و نتونستم یه جمله در مورد خودکشی بنویسم

ممکنه فردا شغلمو از دست بدم

مسخره ست، نمیدونم چی قراره بشه

نمیدونم چکار کنم چی نوشته؟_

باید تغییر مکان بدی

باید بری یه جای بلندتر و دوباره امتحان کنی

باید بری توی حسش

"روز اولی که دیدمت رو یادمه"

"اولین باری که با تو اینجا اومدم رو یادمه"

"تو همه چیز من بودی" پاشو_

"مرگ تو رو از من جدا کرد"

"منم زندگی خودم رو میگیرم تا بتونیم با هم باشیم"

این یادداشت خودکشیه

کجا رفت؟

تو چکار داری؟ خفه شو_

بریم آره بریم_

دوستت کجاست؟

نه رفته تو تراس

تراس؟ چرا جلوشو نگرفتی؟

اون دوستمه، چرا جلوشو بگیرم یه کار خوب بکنه؟

به تو میگن دوست که میخوای خودکشی کنه؟

احمق بریم

..بریم

چکار کردم آخه؟

تا آخر عمرت مجرد میمونی

!اوه، خدای من

لعنتی، مردم میان اینجا خودکشی کنن

اینجا خیلی وحشتناکه

پسره قبل از اینکه بپره به دوست دخترش چی گفته بود؟

حتما قبل از مرگش اسم دختره رو داد زده بوده

اوناهاش

اسم دختر رو چی بذارم؟

..ناندی

..ناندیتا

دارم میام پیشت عزیزم

روحمون تا آخر با هم میمونه

ناندیتا، دارم میام عزیزم چکار میکنی؟_

داری چکار میکنی؟

آروم باش، بیا پایین

تو کی هستی؟

مهم نیست از اونجا بیا پایین

ترجیح میدم بپرم پایین تا به تو گوش بدم

بدون تو از اینجا نمیرم

آروم باشید خانما بیا پایین_

..بیا پایین

نباید میپریدی

..کمک

اوه خدا، من شنا بلد نیستم احمق_

چرا میخواستی بپری توی آب خودکشی کنی وقتی شنا بلد نیستی؟

اگه نجاتم بدید بهتون میگم

چجوری نجاتش بدیم؟

.. یه طناب میخواییم

همیشه میدونستم زنا بدشانسی میارن

سریع کسی اونجا هست؟ کمک_

..یالا طناب رو بگیر

طناب رو بگیر و بیا بالا

بکشید یالا بکشید_

بالا بکشید ..مواظب باشید_

کارتو به پلیس گزارش میدم

اسمت چیه؟

..معرکه

!معرکه

احمق، بخاطر این روح ناندیتا میاد سراغت

دیگه مجرد نیستید، من بهتون میگم اسم شریک آینده تون چیه

با کی بودید و با کی هستید

و در آینده با کی میرید

..گذشته و حال و آینده

بهتون میگم بریم ازش بپرسیم_

کی پدر و مادر میشیم

حتی دکترها هم نمیتونن درست پیشبینی کنن

این از کجا بفهمه ما کی پدر و مادر میشیم؟ بریم

نظرم عوض شد، شاید بتونه پیشبینی کنه

بریم

خوش اومدید.. بفرمایید

پیشونیتون رو میخونم، به زودی پدر و مادر میشید

بده به من، خودم برمیدارم

امیدوارم دروغ نگید

آقا، ما رابطه ی خیلی قوی ای داریم

پرنده کارت انتخاب میکنه

و من آینده تون رو پیشبینی میکنم، صبر کنید

..بیا اینجا

بده به من بذار ببینم

آقا، آینده ی روشنی دارید، زندگیتون همش خوشیه

از هر چیزی دوتا دارید

دوتا ماشین دوتا خونه

دوتا شرکت

دوتا زن صد در صد_

چی؟ چی؟_

چی داری میگی؟

از خودم که نمیگم، از توی کارت ها میخونم

حالا میفهمم چرا نمیخواستی

بیای اینجا، میخواستی یه راز بمونه

بهم بگو چی نوشته الان میخونم_

یه بچه از ازدواج دومش داره

چی؟ ..بچه

..میکشمت

..به وسیله هام دست نزن تو یه دروغگوی عوضی هستی_

ریما.. باور کن

داره دروغ میگه

باور کن، من بچه ندارم بابا_

بابا

بابا

بابا بابا_

بابا این بچه ی من نیست_

باور کن تا حالا ندیده بودمش

..خفه شو بابا_

پس چرا صدات میکنه بابا؟

برو بابا_

بابا

آقا نمیتونی پسرتو کنترل کنی؟

نزدیک بود بخاطرش توی دردسر بزرگی بیوفتم

بابا من بستنی میخوام_ بهت گفتم اون پسر من نیست_

..اما تو یه زن دیگه داری ریما_

ریما لطفا گوش بده بهم

ریما

با من حرف نزن تو یه فریبکاری

!شمایید چرا گریه میکنی؟_

نپرس

یکشنبه س، گفتم یکمی با هم وقت بگذرونیم

..اما اون پیشگو این بدشانسیه منه_

همه چی درست میشه_ گورو_

چرا تو ازش نمیخوای آینده ات رو پیشبینی کنه؟

کمک میکنه بفهمیم پیشگو شیاده یا نه

بریم بیا_

بیا بریم

بیا

بیایید

ستایش برای خداوند

ریما، دارم بهت میگم، این یه شیاده ستایش برای خدا_

خدای من، دارم کی رو میبینم؟

او روح تناسخ شده ی لرد کریشناست

لرد ما، کی به شکل انسان در اومدید؟

خانم شما خیلی خوش شانسید که شوهری مثل او دارید

ستایش برای ارد نارایانا

به طوطی هام قسم

شما یار هم هستید، برای هم ساخته شدید

آینده ی خیلی روشنی دارید

شنیدی؟

ریما گوش بده بهم ریما_

ریما صبر کن چی شد؟_

چی شد؟ عوضی_

ای الهه ی لاکشمی تو کارت هامون رو عوض کردی_

ربطی به کارت ها نداره، مسئله فقط پوله

بریم جوی.. بریم

..میکش بریم گورو_

به زنت میگم شوهری داری که

وحشیه

به مردم میگم که تو یه شیادی، ازت نمیگذرم

نمیتونی چیزی بهش بگی؟ خفه شو_

تمومش کن

اینقدر مثل بچه ها رفتار نکن

چرا خدا به ما عقل داده؟ چرا؟_

تا فکر کنیم

تا دروغ بگیم

و با چندتا دوست دختر بریزیم رو هم

دوست دختر؟ آره_

چندتا؟_ آره_ من از پس زن خودم بر نمیام_

هر شب میترسم برم خونه

که نکنه دوباره به من شک کرده

همینه، تو باید اینو از فکرش خارج کنی

ولش کن؛ میدونی دوست دختر چیه؟

نه

دوست دختر مثل نوشابه انرژی زاست

یه دیدار کوتاه باهاش تو رو سرحال میاره

باعث میشه زنت رو بیشتر از همیشه دوست داشته باشی

مردایی که دوست دختر ندارن

زندگیشون خسته کننده س

خسته از سر کار برمیگردن خونه

شام میخورن و میخوابن

و زناشون بهشون شک میکنن

که با زن دیگه ای رابطه دارن

منظورمو گرفتی داداش؟

بخاطر همینه به همه میگم راه منو پیش بگیرن

بیا دنبالم

گریه نکن، همه چی درست میشه

گریه نکن

ریما، فیلم سینماییش نکن

اشکاتو پاک کن

همه چی درست میشه

امشب پیش مشاور میبرمش

یکمی دیر میکنیم

چون کلاسای مشاوره شب دیر وقت شروع میشن

نگران نباش

اگه تو باهاش باشی دلیلی واسه نگرانی نیست

میتونم یه چیزی بگم؟

لطفا یه کاری کن مثل تو بشه

اون مردی نیست که بتونم بهش اعتماد کنم

خیالت راحت

توی یک ماه کپی من میشه

..بهت گفتم بریم، مرد صادق_

اجازه ی زنت رو گرفتی، موتور رو روشن کن

کجا داریم میریم؟_ مسیر اشتباهی_

ادرس کانال تلگرام باليوود وان Telegram.Me/Bollywood1Official

برای دانلود فیلم های بیشتر به وبسیات بالیوود وان سر بزنید Bollywood1.top

یه "پرن لیتچی" لطفا

بیا عزیزم

جریان چیه؟ امشب خیلی مست کردی

زنم برای مراسم "جانماشتامی پوجا" خونه ی اونه

تمام شب اونجاست، بخاطر همین

تا از حال برم مست میکنم

هی، یکی رد کن بیاد

جوی، نمیخوای با پلنگ خانم آشنا بشی؟

این دوستمه، جوی

جذاب ترین خانم شهر، اورواشی

سلام علیکم .. آقای جنتلمن_

اینجا کابارست، برای سلام کردن همدیگه رو بغل میکنیم

بغلش کن، این شانسته، محکم بغلش کن

بهش بگو ولم کنه، دیابتم داره میزنه بالا

بی لیاقت

چطور بود؟ عالی_

عطرش بوی خیلی خوبی داره

ازت نخواستم عطرش رو بو کنی

چیز دیگه ای پیدا نکردی از من خوشت بیاد؟ نبود؟

لطفا بهش بگو ولم کنه، گورو بهش بگو ولم کنه

دیابتم داره میزنه بالا

ولش کنم؟ آره_

اوکی ولت کردم

خداحافظ

قندم هفته ی پیش 245 بود

باید دوباره برم چک کنم

نذار زنم برگرده خونه باشه_

چرا این بچه ننه رو اووردی اینجا؟

خواستم با تو آشنا بشه اوه_

اون یه شوهر بنگالی معمولیه، از زنش میترسه

بهت 200000 تا میدم اگر

کاری کنی توی دامت بیوفته

200000 تا؟_ آره جیگر_

مطمئنی؟ گورو دروغ نمیگه_

نقد ..اورواشی؟_

سلام پس آماده باش

تا 200000 تا از جیبت بپره

باشه؟ بای

..گورو

میخوام یه چیزی بگم

چیزی که از حرفات فهمیدم این بود که

دوست ساده و بیگناه تو ازدواج شاد و خوبی داره

چرا میخوای کاری کنی به زنش خیانت کنه؟

فقط ظاهرش بیگناه و ساده ست

اوه که اینطور

میخواست عکسای من با دوست دخترم رو نشون زنم بده

اوه نه

اگه فقط یه نقطه ضعف ازش گیر بیارم

..من تو به همه دنیا نشون میدی_

به همه دنیا نشون میدم

به سلامتی به سلامتی_

..ریما

برگشتی! اگه زودتر اومده بودی مهمونمون رو میدیدی

میدونی خاله ام چی گفت؟ چی؟_

گفت من که هر سال مراسم "جانماشتامی پوجا" رو انجام میدم

حتما لرد گوپال یه بچه بهمون میبخشه

امیدوارم چیزی که گفته واقعا اتفاق بیوفته

تو مدتهاست داری دعا میکنی، مطمئنن به دعاهات گوش میده

این چیه؟ بوی چیه؟

..توی شیشه هستش ما اسپری اش میکنیم

اسمش عطره

میدونم عطره، اما بوی عطر تو نیست

دستمو خوندی

حس بویایی خیلی تیزی داری

خدایا! عینهو سگ های شکاری پلیس میمونی

دوست گورو توی کار تجارت عطره

بهش گفتم روی من اسپری نکنه

اصرار کرد و گفت تو خوشت میاد

بخدا قسم همینو گفت

درست گفته بوی دوست داشتنی ای داره

میخوام از این عطر استفاده کنی

واست شیرینی میارم الان

الان قند خونت نرماله، اینبار استثنا قائل میشیم

پرخوری نکنی فقط

خدایا، من همیشه حقیقت رو بهش میگفتم

اما هیچوقت باور نکرد و منو دعوا میکرد

امروز برای اولین بار بهش دروغ گفتم

حالا میخواد واسم شیرینی بیاره

دروغ گفتن به زن آسونتر از اون چیزیه که فکرشو میکردم

خدایا یعنی من باید یه دروغگو و خیانتکار مثل گورو بشم؟

نه نه، فکر نکنم کار درستی باشه

هر چی باشه زنمه، اما هر چیزی که امشب پیش اومد

عاشقش شدم

در مورد چی حرف میزنی؟_ چی؟_

میگم از دکور خونه و چراغ و گل ها خوشم میاد

راستی، پریا کجاست؟ نمیبینمش

رفت خونه چی_

آره، بگیرش

دلتنگ شوهرش شده بود

بازی گورو تمومه دیگه

مست برمیگرده خونه و زنش درو واسش باز میکنه

!چه شود

"من خیلی جذابم.. مثل بمب ام"

امیدوارم زنم منو نبینه

اوه، اون خونه نیست

"من خیلی جذابم"

گورو؟

مگه تو ... چطوری تو مستی؟_

آ آره، مستم

میدونی چرا مست کردم؟

بپرس بپرس چرا مست کردم

چرا؟ چرا مست کردم؟_

شایما شایما کیه؟_ (اسم مرد)

نمیشناسیش حسابدارمونه

امروز یه کار اسفناکی انجام داد

میدونی چکار کرد؟ چکار؟_

توی شرکت یکی از

زن های کارمند رو بوسید

اینجوری

توی دفترم صداش کردم

بهش گفتم

به زن ها احترام بذاره

میدونی چی بهم گفت؟ چی؟_

گفت هیچ اشتباهی نکرده

گفت بعد از اینکه مست کرده بود، همه ی زن ها رو

زن خودش میدید

آروم باش

داستانشو باور میکنی؟ من که نکردم

به شایما گفتم بیاد پیشم

میدونی بعد از اون چکار کردم؟ چکار؟_

یه سیلی جانانه بهش زدم

صورتشو گرفت و گفت

قربان شما یه جنتلمن هستی

و هیچوقت دست به الکل نزدی

از کجا میدونید چه تاثیری روی آدما میذاره

با حرفش ناراحتم کرد

چطور یه کارمند توی شرکتم به من میگه

که هیچوقت الکل نخوردم و نمیدونم چه اثری روی آدما میذاره

بهش گفتم یه شیشه مشروب بیاره

شیشه رو باز کردم و تا ته خوردم

یه شیشه کامل خوردی؟ آره_

شایما و گورو هر کدوم یه شیشه به یه اندازه خوردیم

بهت میگم بعدش چی شد

به همه ی کارمندای زن گفتم به صف بیاستید

..بین اونا اینا بود و مینا و تینا و لوسی و اورواشی

اورواشی، کیه؟ میشناسیش؟

نه منم همینطور_

منظورم اینه.. اورواشی.. مهم نیست.. داشتم میگفتم

تک تکشون رو تشخیص دادم که کارمندها هستن

و باور کن

هیچکدوم از اونا رو تو ندیدم

حقیقته بخدا قسم باشه_

باشه و بعد_

دوباره شایما رو صدا زدم

شایما دهنشو بسته بود و حرفی نمیزد

و گورو.. گورو هم ساکت بود ..گورو_

بهش گفتم بیاد نزدیک و شروع کردم به سیلی زدنش

دوتا.. سه تا.. چهارتا.. پنج تا

..گورو، مواظب باش

بلندش کردم

و گفتم چیزی رو تقصیر مشروب ننداز

صبر کن تقصیر مشروب نداز

ازش پرسیدم وقتی مست میکنی به مادرت و خواهرت هم بی حرمتی میکنی؟

میدونی چی گفت؟

چی؟ گفت نه_

بهش گفتم گمشو بیرون احمق

..آروم باش

کار اشتباهی کردم؟

بگو؟ نه گورو_

میدونم تو کار اشتباهی نمیکنی

میدونم

درست میگی

هیچوقت اشتباهی نمیکنم

..بذار مردم هر چی میخوان بگن

من عاشقتم

..میدونم یه چیزی میخوام ازت_

..میدونم گورو بهم یه بوس بده_

بهم یه بوس بده

خدایا، تو خیلی خوبی

اگر دوباره به دنیا اومدم کاری کن پریا زنم بشه

عاشقتم پریا

مشکلت چیه؟

نگران نباش چرا اینقدر ترسیدی؟

خرج روی دستت نمیندازم چرا متوجه نیستی؟/_

من دیابت دارم

توی دستات؟ آره_

روی تخت افتاد

اون مغازه رو بریم

اونی که اونجاست؟ بریم

گردنبند رو امتحان کنم؟ حتما_

بله خانم؟ میشه اونو ببینم؟_

حتما خانم

!واو عالیه

از گردنبند خوشت اومد؟ آره، خیلی خوبه، خیلی خوبه_

دور گردنم ببندش

من؟ خیلی قشنگه

توی اون مغازه ساری های خیلی خوشکلی بود، آره

هی، چی شده؟

فکر کنم جوی رو با یه زن دیدم چی؟_

ریما اینقدر بهش مشکوک نباش

مطمئنم دیدمش، چرا باید دروغ بگم؟

بریم اونجا رو ببینیم

بیا پیداش کنیم

"رسواییه"

میدونم.. میدونم اینجاست اما کجا؟_

"رسواییه"

کجا رفت؟ کجا؟_

کجاست؟ کجا؟_

کجا دیدیش؟ ..بریم_

"رسواییه"

..اوه ریما مطمئنم خودش بود_

بریم اونجا رو ببینیم

یالا ..اوه_

...بابا.. گوش بده

..میخوام تا فردا حاضر بشه باشه قربان_

الو، یوگر برتا بفرمایید ..منم_

شما کی هستی؟ رییست_

قربان چرا صداتون اینجوریه؟

انگاری خیلی ترسیدید

درستش میکنم

تماسای به تلفن دفتر رو به موبایلم منتقل کن

قربان نگران نباشید من توی دفترم خودم تماس ها رو جواب میدم

خوب گوش بده

اگر تماس ها رو منتقل کنی اخراجت نمیکنم

اگر این کارو نکنی اخراجت میکنم

خوب فکراتو بکن .. انجامش میدم_

میدونم همینجاست

یه دقیقه صبر کن

الو الو جوی، کجایی؟_

توی معبد کالیقاتم

باراک اوباما اومده واسه همین اوردمش گشت و گذار

چرا اینقدر عصبانی حرف میزنی؟

میخوای چی جواب بدم آخه؟

زنگ زدی به تلفن شرکت و میپرسی کجام؟

آپوربا.. مقاله آماده ست؟

آره ریما، چرا زنگ زدی؟

نه، دلیل خاصی نبود، باشه خداحافظ

عجیبه ، خداحافظ

چی شد؟ توی دفتره_

بهت گفتم

حالا بیا بریم یکمی خرید کنیم

کیه؟

چته؟ چرا اینقدر شوکه شدی؟

زنم اینجاست

چی؟ آره_

مونده بودم که کجا غیبت زد یهو

من غیبم نزد

میدونستی اگه زنم ما رو با هم میدید چیکار میکرد؟

ازم بپرس چکار میکرد؟_

کل پاساژ رو میریخت بهم

همه چی رو نابود میکرد.. آخخخ چی شد؟_

فکر کنم قندم رفت بالا اما اونجا قلبته_

مطمئنی؟

..هی جوی جوی

کی 200000 تا میرسه دستم؟

هی تو

اینجوری بادبادک رو هوا نمیکنن الان بهت نشون میدم

نگاه کن و یاد بگیر

همیشه توی مسابقات بادبادک بازی برنده میشدم

توی مسابقات "ویشواکارما پوجا"

بهم میگفتن لئونل مسی بادبادکها

الان گیر میکنه هیچی نمیشه، خفه شو_

الان گیر میکنه

گیر نمیکنه فقط تماشا کن

گیر نمیکنه، صبر کن اوه نه! گیر کرد_

حالا طناب رو فقط یکبار میکشم و بادبادک میاد بیرون ، ببین

!نه طناب رو برگردوندم_

از یه جای بد بادبادک خریدی

همیشه از "کیدرپور" بادبادک بخر

مغازه اصغر علی روبه روی مغازه فانتزی فروشی

اگه بهشون بگی من فرستادمت بهت تخفیف میدن

بشون بگو لئونل مسی بادبادکها فرستادت

هی، فکر نکن خیلی زرنگی

بادبادکمو از اونجا بیار پایین

بگیر، برو یه دونه نو بخر، برو

هی.. بادبادکمو از اونجا بیار پایین

باشه، موقع برگشت بادبادکتو میارم پایین

حالا برو خونه و مشقاتو بنویس، پسر خوبی باش، برو

آدم لات های محل رو صدا میزنم

و بهشون میگم میخواستی منو بدزدی

تا حد مرگ میزننت

وایسا عزیزم

اگه لات ها رو صدا نزنی بادبادکتو میارم پایین

عزیزم؟ بچه های این دوره زمونه

..کل شب هی زنگ میزد

..بعدش چی شد پسره چی گفت؟_

اوه خدای من

"به امید تو خدا"

..بهت گفتم مسخره ست_

..اون

دوباره میخواد خودکشی کنه

داره چکار میکنه؟ میخوای چکار کنی؟_

کی اونجاست؟ تو، دوباره میخوای دردسر بسازی؟

اگر نری با آجر میزنمت

..اون دیوونه ست

قبل از اینکه بپره به پلیس و آتش نشانی زنگ بزن

..نمیتونم ..اوه نه_

شماره رو بده خودم زنگ میزنم

بیایید، دوباره میخواد خودکشی کنه

چرا رفتی بالا؟ بیا پایین نه قربان_

قربان من نیومدم اینجا خودکشی کنم

قربان اومدم بادبادک رو بیارم پایین

قربان دروغ میگه، قبلا هم میخواست خودکشی کنه

آره، میخواستم، خب که چی؟ بیا پایین_

..آره قربان باور کن_

اومدم بادبادک رو بیارم پایین، خودکشی نمیخوام بکنم

..بیا پایین ..آروم باش_

اگه نیای پایین بهت شلیک میکنم

..بیا پایین

بیا پایین و گرنه شلیک میکنم

ت تو خوبی؟

آره، من خوبم ولی تو نه

..من همین الانم چی؟_

..از وقتی دیدمت

اونجا رو ببین چیه؟_

هیچوقت نباید فقط یه سمت رو سیلی بزنی یا ببوسی

میگن گناهه اون یکی لپ رو هم ببوس

بقیه اش بمونه واسه ماه عسلمون

چرا یه دفعه اینقدر رمانتیک شدی؟

دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم

ت تو؟ آره_

دیدم زنت رفت بیرون

گفتم شاید موقعیت بهتری گیرمون نیاد

بخاطر همین اومدم ببینمت

تا کی میخوای فقط بهم نگاه کنی؟ یه کاری بکن

به محض اینکه شروع کنی نمیتونی جلوی خودتو بگیری

چندبار باید بهت بگم نزدیک من نیا؟

من قند خون دارم لعنتی

من بهت آزار نمیرسونم مشکلی نیست

من یکمی نمکی ام

و شیرینی دوست دارم

..پسر شیرینی مثل تو

وقتی نزدیک توام قلبم تندتر میزنه

طپش قلبمو حس کن

..اگر زنم برگرده

پلیس دوتا جنازه پیدا میکنه

هر دوتای ما رو میکشه

از زنت میترسی؟ آره، خیلی_

منم دوسش دارم

میدونم دوسش داری بیشتر وقتت رو با اونی

من فقط یه وقت کوتاهی از تو رو میخوام

دیوونه وار عاشقتم باور کن، عاشقتم

لطفا برو، زنم هر لحظه ممکنه برگرده

لطفا برو

ادبت کجا رفته؟

باره اوله که میام خونه ات

به جای اینکه مهمون نوازی کنی منو میخوای بندازی بیرون

عادلانه نیست

برو و برام نوشیدنی خنک بیار باشه_

..زود باش .. با باشه_

بفرما

چی شد؟

چته؟

..هیچی

برای کی نوشیدنی اووردی؟

این برای کیه؟ اینو من باید بپرسم؟_

برای توئه

..بیرون خیلی گرمه.. بخورش

هم خونه و هم ماشین کولر دارن

اصلا گرم نیست

اوه خونه کولر داره، آره

..خونه کولر داره

آره، خونه کولر داره

چته؟ چرا اینجوری رفتار میکنی؟

دارم ورزش میکنم گرما رو بزنم

یه چیزی مشکوکه، کسی توی خونه ست

هیچکی نیست کی توی خونه ست؟_

هیچکی جز منو تو نیست

کسی دیگه نیست

جز ما کسی نیست ..جوی_

هیچکسی بین ما نیست

..جوی، در بازه یکی میبندتش_

بعضی وقتا مثل دیوونه ها رفتار میکنی

حمله ی قلبی گرفتم عزیزم.. حمله ی قلبی

چرا میخندی گورو؟ دوستت نگرانه

چرا نخندم؟

..گوش بده بچه

رییست یه مرد معمولیه بنگالیه

مشروب رو میخواد اما بوش رو نه

چرت و پرت بسه

نباید به نصیحتش گوش میدادم

میدونستی اگه ریما اوروشی رو توی

خونه میدید چه اتفاقی میوفتاد؟

مسخره

یه فکری دارم

به اورواشی میگم که تو ازش خوشت نمیاد

دیگه مزاحمت نمیشه

شماره ات رو هم پاک میکنه احمق

نگاش کن

مثل بچه ای میمونه که بادکنکشو ازش گرفتن، حقه باز

..من

بذارش زمین ببخشید_

هی بچه

..رییست میخواد یه زندگی کسل کننده با زنش داشته باشه

رییست فقط میتونه به دخترای خوشکل

و جوون اطرافش خیره بشه

احمق، فقط نگاه نکن

به اورواشی نگاه کن، تا هر چقدر که دلت میخواد

از مغزت استفاده کن

چندتا دروغ بگو

بعد از چند روز زنت یه استاتوس میذاره فیسبوک

"شوشوی من بهترینه"

"صدتا از دوستاش میان استاتوسش رو لایک میکنن"

"دوست دخترش هم همینطور"

"اگه شوهرتون بهتون محبت نمیکنه، یه چیزی مشکوکه"

"از یه سمت دیگه، اگه زیادی محبت کنه هم چیزی مشکوکه"

"شما حتی متوجه نمیشید شوهرتون از کی شروع به خیانت کرده"

"مراقب شوهرتون باشید و زیر نظر بگیریدش"

"فردا سر موعد همیشگی برمیگردیم"

"با داستان هایی واقعی از شوهرها"

"..تا بعد"

چطوری؟ خوبم_

مرتب مدرسه میری؟

بله خوبه_

باشه، برو و بازی کن

نگران نباش هیچکسی نمیفهمه

اینو بگیر ..لازم نیست_

باور کن هیچکی نمیفهمه

خداحافظ

!ریما !تو

ر ریما

ریما.. بهم گوش بده هیچ توضیحی نمیخوام_

همه چی رو دیدم

چه مدته به من خیانت میکنی؟

ر ریما، اونجور که فکر میکنی نیست

خودتو نشون دادی ..ریما، اشتباه میکنی_

فقط میخوام بدونم چیه اون اینقدر خاصه؟

ریما دوباره بهت میگم، اشتباه برداشت میکنی

اون متاهله و یه دختر داره

یه زن متاهل رو معشوقه ی خودت کردی

!ریما-

قبل از اینکه زنی رو متهم کنی یکمی فکر کن

میخوای بدونی چرا اومدم اینجا؟

بیا با من بیا

شناختیش؟

آقای سوجیت؟

آره اقای سوجیت، توی مطبوعات ما کار میکرد

تصادف کرد و دوتا پاشو از دست داد

از اون موقع توی خونه عود درست میکنه

و زنش توی ایستگاه مترو میفروشه

میخواستم بهش حقوقش رو بدم

اما اون قبول نکرد

هیچوقت جلوی کسی گدایی نکرد

اونا حتی نمیتونن شهریه مدرسه دخترشون رو بدن

اونوقت تو شک میکنی

میدونی الان چه حسی دارم؟

حس میکنم ازدواج با تو بزرگترین اشتباه زندگیم بود

خجالت بکش

"بازی تمومه"

"به من میگن خانم "جی" و این اسم خیلی بهم میاد"

بخور

اینو بگیر، سر بکش، بدون قنده

بخورش

به سلامتی

خوبه

..عالیه اولین مشروبتو خوردی_

باید زودتر اینکارو میکردی

آره بازم بهتر از هیچ موقع ست

یه مرد ازش ساختیم

..عزیز درسته_

برای همه چی محدودیت هست

وقتی برای چیزی تردید داریم

قبل از اینکه از خونه بزنیم بیرون باید در رو چک کنیم قفله یا نه

دوبار و یا حتی 3 مرتبه

اما زنت در رو قفل میکنه و تا آخر همونجا میشینه

تو مرد خوبی هستی

به خاطر همین خیلی وقته این رفتار مسخره اش رو تحمل میکنی

اگه من جات بودم

یه کاری براش میکردم

هیچوقت در موردش نمیفهمه

گفته ی خیلی مهمیه خیلی مهم

اما یه چیزی یادت باشه

از بیرون باید همون شخص همیشگی باشی

اما از درون تغییر کن

منظورم رو گرفتی آقای قندی؟

کی توانایی داره بیشتر از همه توی دنیا آزارت بده؟

کی؟ یه زن_

و کی قادر تورو خوشحالترین کنه؟

یه زن مرد عاقلیه_

یه زن امروز بهت رنج داده

چرا تو آغوش یکی دیگه آروم نمیشی؟

نگاه کن

یه زن تورو از خودش میرونه

و یکی دیگه با آغوش باز داره تورو صدا میکنه

برو نه نگو

..نه ..امشب نه

خودت بگو کی

ریما فردا برای 3 روز میره تاراپیث

هی بله؟_

دختره رو 3 روز براش رزرو کن

رزرو با مداد یا خودکار؟

یعنی چی؟ رزرو با مداد قابل کنسل شدنه_

اما با خودکار نه رزرو با خودکار_ خودکار_

اما کجا ببرمش؟ ای احمق_

چرا دوتا خونه داری؟

..یه خونه برای زنته و یه خونه برای

!به سلامتی

من میرم

باشه

لطفا منو ببخش جوی، لطفا منو ببخش

میدونم لایق بخشش نیستم

اما لطفا منو ببخش

وگرنه نمیتونم برم

"اوه خدای من"

"رزرو با خودکار شده، کنسل نمیشه"

"اگه ریما نره" من نمیتونستم درکت کنم_

با وجود اینکه سالها با تو گذروندم

اما بعد از اتفاق اون شب تونستم بفهمم

مهم نیست یه دختر چقدر قشنگ باشه

تو بهش نگاه هم نمیکنی

یالا پاشو

به جونت قسم، دیگه بهت شک نمیکنم

در واقع این اشتباه ِ منه

اگر بچه داشتیم

هیچوقت دنبالت نمیومدم ببینم چکار میکنی

میترسم چون واست بچه نیوردم منو ولم کنی بری

بدون تو نمیتونم زندگی کنم جوی

نمیتونم ای دیوونه_

دیگه گریه نکن

داری میری تاراپیث، اونجا دعا کن

همه چی درست میشه

اگه لازمه بیشتر بمون

باشه؟ ..اما جوی_ مهم نیست_

اینجا همه چی مرتبه

دعا مهمتره بیا بیا

مراقب خودت باش، باشه؟

اگه کاری داشتی بهم زنگ بزن خانم، دارید میرید؟_

آره لوتا؟_ من بهش گفتم بیاد_

گوش بده دارم از شهر خارج میشم

سر وقت بهش صبحونه بده و چای بدون شکر باشه

اصلا نگران نباشید

خوب میدونم چی لازم داره

چی شد؟ هیچی_

داشتم میگفتم.. چون من نیستم

مجبوری غذای بیرون رو بخوری و مریض میشی

نگران من نباش، برو

امیدوارم وقتی برگردم سرحال و قبراق باشی

مطمئن باش! همینجوری میمونم، برو

فقط یه لحظه گوش بده بله_

هرجوری دوست داری کار کن

میتونی خم بشی و کار کنی

اصلا مشکلی باهاش ندارم، برو و ظرفا رو بشور

..برو برو

یه لحظه چی شد؟_

این لباسا رو برای خانم آقای سوجیت و دخترش خریدم

بهشون بده باشه حتما_

حالا برو دیگه یه لحظه_

دوباره چی شد؟

چرا عکسمو با خودت میبری؟

تا حالا بدون تو جایی نرفتم

برو وگرنه دیر میشه یه لحظه_

دوباره؟ اینبار چی دیگه؟

کیف اوه، برو برو_

یه بسم الله بگو و سفرت رو شروع کن

من برمیگردم چرا اینو میگی؟_

مگه الان نمیری؟ خب من که نباید بگم_

که دارم میرم

خب اونوقت آدم گیج میشه

باشه، من بعد از سفر بر میگردم

آره!اینطوری بهتره، برو باید الان برم؟_

آره

بله جوی؟

عزیزم، یادت نره عکستو بذاری داخل

میگم.. چیزی که میخوام.. منظورم اینه که

میشه به اورواشی بگم امروز نیاد؟

چرا؟ چی شده؟ نه.. لطفا باور کن_

دوست ندارم به ریما خیانت کنم

اولین باره چنین قرارداد مهمی بستی؟

بخاطر همین این حس رو داری منو ببین

من بیرون کار میکنم و هیچکسی راجع بهش نمیفهمه

نه، من نباید مسیر اشتباهی رو برم

بهتره همون مسیر همیشگی رو برم

ریما خیلی دوسم داره

دوست عزیزم، نباید این فرصت رو از دست بدی

پریا نظر تو چیه؟ آره، آقای جوی_

بهش گوش بدید وگرنه بعدا حسرت میخورید

!ها گوش بده_

یارو ممکنه هر لحظه برسه اونجا باشه، چی؟ اوه خدای من_

چرا ترسیدی؟ با اعتماد به نفس کار کن

خوب تحت تاثیر قرارش بده تا نتونه با کسی

جز تو کار کنه گورو_

یه ایده ی توپی به سرم زد

بیا کلا این جریان رو کنسل کنیم ایده ی خوبیه، مگه نه؟

فکر بدیه، رزرو با خودکار انجام شده

کنسل نمیشه گوش بده، میخوای 10 میلیون منو هدر بدی؟

ده میلیون؟ آره 10 میلیوم_

از روی تجربه دارم میگم

توی کل کلکته شریک بهتر از اون پیدا نمیکنی

پریا تو چی میگی؟ آره آقای جوی_

به گورو گوش بدید به حرفم عمل کنید

منفعت و سوده !چی_

بگذریم، خوش بگذره جوی

!شیت

..اورواشی

سلام سلام_ ببخشید دیر کردم

ب ببین نمیشه این برنامه رو بذاریم

برای یه وقت دیگه؟ منظورت چیه؟_

بخاطر تو بقیه مشتری ها رو رد کردم

و تو از من میخوای برم؟

مشکلت چیه؟ !اوه_

چرا عصبانی میشی؟

لطفا عصبانی نشو ..هر چی گورو بهت داد

منظورم اینه پول رو میتونی نگه داری

پولی که من میدم گورو تا بده بهت

چی فکر کردی؟ که بخاطر 25000 تومن اومدم؟

25000 تا؟

اون بهم گفت 10 میلیون گوش بده_

رابطه ی ما بخاطر پول نیست

رابطه ی ما عمیق تر از این حرفاست

بخاطر تو از پول میگذرم

و دروغ نمیگم این حرفو با تمام وجودم میزنم

حرفاتو برای خودت نگه دار و لطفا برو از اینجا

اصلا قند خونم داره به سرعت بالا میره

کجاست ها؟_ حموم کجاست؟_

باشه، الان برمیگردم

زود برمیگردم عزیزم باشه_

زود میای آره؟

کارت رو توی خونه فراموش کردم

سوبوا برگرد خونه، باید کارت رو بیارم

جوی کجاست؟ رفت سر کار؟

امروز نرفته سرکار رفته توی اونیکی خونه

..اون یکی خونه

کسی زنگ زد؟

..زنم

.. ز زنم

..باهام بیا چی شد؟_

چی داری میگی؟

اونجا قایم شو.. نه

برو توی حموم، باشه؟ بیرون نیا

سر و صدا نکن، التماس میکنم باشه_

نرفتی تاراپیث؟ چه زود برگشتی

دعا خوندی؟

چرا طولش دادی تا در رو باز کنی؟

ساده ست، توی حموم بودم

منم صدای در رو نشنیدم، میای داخل؟

به جای اینکه بری سرکار اینجا چکار میکنی؟

اینجا چکار میکنم.. آه آره، یادم اومد

از اداره ی مالیات ممکنه هر لحظه بیان

بخاطر همین اومدم چندتا از اسناد مهم رو پنهون کنم

توی حموم توی حموم؟_

خیس میشن نه.. نه_

خیس نمیشن، خوب پنهونشون کردم

حتی تو هم پیداشون نمیکنی

بیا بیا بشین

بشین، یکمی آب بخور

چی شد یه دفعه برگشتی؟

راستش یادم رفت کارت عابر بانکمو ببرم

و پول نقد هم خیلی با خودم نداشتم

اینقدر عجله ای شد یادم رفت ازت پول ببرم

بیا، همه رو ببر

چرا دستات میلرزه؟ میلرزه آها آره_

برای همه پیش میاد

بعد از این که در مورد مالیات شنیدم اینجوری شد ..بگیرش

آپوربا کجاست؟ برای یه ماموریت رفته_

به نظرم الان باید بری دیگه

وگرنه دیرت میشه آب نخور

مسیر طولانیه اوه خدای من_

زود برو، هی، ماشین رو روشن کن

سفر خوبی داشته باشی

کفش زنونه؟

کفش زنونه؟ نمیبینی؟_ اوه_

حتما مال یه خانمه خودم میدونم_

اما مال کی هستن؟ باید از آپوربا بپرسیم_

معطل نکن، برو، مسیر خیلی طولانیه

سفرت به خیر خداحافظ

این لباس کیه؟ اوه خدای من_

فکر کنم مال آپورباست

حتما همین اواخر خریدتش

لباس زنونه ست اوه که اینطور_

پس مال آپوربا نیست

پس مال کیه؟ باید از آپوربا بپرسیم_

دوباره شروع کردی

دوباره شروع کردی به من شک کنی؟

این خونه ی کیه؟ آپوربا

کی توی خونه میمونه؟ آپوربا

وسایل کی اینجان؟

آپوربا درسته؟

نه.. من بهت شک ندارم

نه فقط دارم میپرسم_ آره، تو فقط داری میپرسی_

من دارم میترسم احساس وحشت میکنم

قند خونم حسابی رفته بالا

باید برم دیگه لطفا_

سفر سلامت سفر سلامت

سوسک

سوسک سوسک

این کیه؟ ..این_

..منظورم ای این همون فایل مهمه که گفتی؟_

بخاطر همین

نمیخواستی وارد حموم بشم؟

داشتم بهت اعتماد میکردم جوی

و از لحظه ای که زدم بیرون

داشتی به من خیانت میکردی ..نه_

من بهت خیانت نکردم پس این کیه؟_

و اینجا چکار میکنه؟ ..قربان، بدون هیچ دلیلی_

آپوربا، ای عوضی

فکر کردی ما متوجه نمیشیم؟

که چکارا میکنی؟

همیشه میگن

ماه پشت ابر نمیمونه

گرفتیمت چیکار کردم؟_

چندبار بهت گفتم چیزی رو از ریما پنهون نکن

وگرنه لو میری چی ازش پنهون کردم؟_

حالا از من میپرسی چی ازش پنهون کردی؟

حقیقت رو به ریما بگو وگرنه به من شک میکنه

چی باید بهش بگم؟ آره، درست میگی_

چی باید بگی؟

باشه، بذار من بهش میگم

اورواشی

زنه آپورباست چی_

آپوربا کی عروسی کردی؟

چند وقت پیشا منظورت چیه؟_

یعنی همین چند روز پیش

کی؟ دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه_

شش روز پیش شش روز پیش_

یه تازه عروسه اما النگو نزده

همینطور خال قرمز مشخصه_

چی؟ مسیحیه_

ما دنبال رو آینن کریشنایی هستیم

و اون مسیحیه، خال قرمز نمیزنن

حلقه میزنن

اما چرا تو اینو از من پنهون کردی؟

آره، دلیلش رو بگو چرا ازش پنهون کردم؟_

قربان همه چی رو میدونه، خودش بهتون میگه

من؟ جوی؟_ آره، میدونم_

دلیلش رو میدونم داداش اورواشی

یه خلافکاره آره، 15 تا..

نه 18 تا قتل انجام داده

بذار واست توضیح بدم

اونا ازدواج هاشون رو از بین گروه خودشون انتخاب میکنن

راضی نمیشن با کسانی که عضو گروه نیستن وصلت کنن

گرفتی؟ بخاطر همین که داداش با

ازدواجشون موافقت نمیکنه

و با یه چاقو توی دست دنبال آپورباست

قسم خورده که میکشتش

و خواهرشو بیوه میکنه

بخاطر همین شما از داخل در رو قفل کردید

اینا جرم نکردن، عاشق هم شدن

و ازدواج کردن من با برادرش حرف میزنم

!اوه خدای من

چیزی گفتی؟ نه، داشتم میگفتم_

که لازم نیست توی این مسئله دخالت کنی

از شخص ثالثی خواستم باهاش حرف بزنه

تو توی این ماجرا دخالت نکن

داره دیرت میشه، یالا

تا تاراپیث راه طولانی مونده

بهتره الان بری بذار تموم کنم_

..تاراپیث ..گوش بده_

سفر بخیر، خداحافظ

آپوربا

به من دست نزن

چرا از حموم اومدی بیرون؟

چرا اومدی بیرون؟ مگه من بهت گفتم؟

چرا جیغ زدی و منو بغل کردی؟

یه سوسک توی حموم بود خب که چی؟_

می اومد بخورتت؟

!ترسیدم !!ترسیدی_

منم ترسیدم

اگه زنم حقیقت رو میفهمید چی؟

میدونستی چی میشد؟

باید کل زندگیمو با ترس میگذروندم

!لعنت اما زنت رفته_

چرا اینقدر ترسیدی؟ ..لطفا_

التماست میکنم از اینجا برو

لطفا برو، فقط برو

لطفا برو.. لطفا برو

!رفت !چی؟_

دوست داری چیزی بخوری؟ آره، تو رو_

توروخدا باور کن، من مرد نجیبی ام

آره، معلومه

اگه اینقدر بهم لطف نداشتی

در مورد رابطه ات توی صفحه ی اول روزنامه

مینوشتم و چاپ میکردم

نه.. آپوربا، باور کن من هیچکاری نکردم

گورو مسئول تموم ایناست

کسی نمیاد در اینباره بپرسه

یه راز بمونه، درز نکنه بیرون

اونو زن تو کردم

حالا کمکت میکنم از شرش خلاص شی

کسی که شروعش کرده خودشم تمومش میکنه، باور کن

خداحافظ عزیزم

خداحافظ

مرد نجیب؟ خاک

"امروز کارات پیش من رو میشن"

"شرم بهت"

این چیه؟

"اون یه پسر دیگه ای داره" !چی_ مدرک دارم_

"چی میگی، پسر دارم و خودم نمیدونم"

"اما میدونی پسر داری"

"تو آدم مشهوری هستی"

"با تجارت حکومت میکنی"

اون به زنش دروغ میگه و تو میخندی

تو از من خواستی دروغ نگم و من موافقت کردم

اما چطوری میتونم جلوشونو بگیرم؟

!خیلی باحاله

اون داره دروغ میگه، تو چرا سوت میزنی؟

..گوش بده !خفه شو_

عزیزم لطفا اینکارو نکن، لطفا بشین یعنی تو_

واست مهم نیست اگه کسی دروغ مهمی بگه

نه اینجوری نیست

حتی تو هم مثل اونایی صبر کن_

لطفا بشین من این فیلمو نمیبینم_

همین که گفتم، تو دروغگویی نه، من فرق دارم_

..عزیزم وایسا اگه میدونستم_

اینجوریه، پیشت نمی اومدم

دیگه با این صحنه ها نمیخندم

یعنی تو هم مثل بقیه ای

رابطه مون تمومه

!چی_ جدایی، جدایی، جدایی_

!عزیزم، بخاطر این مسئله ی بی اهمیت میخوای از من جدا بشی

احمقانه نیست؟ مسئله ی بی اهمیت؟_

اصلا چرا دارم باهات حرف میزنم؟ باید ازت جدا بشم

عزیزم.. باشه، دیگه عمرا اگه از این فیلما ببینم

به خودت قسم

باشه، اصلا دیگه پامو توی سینما نمیذارم

قول میدم، ببخشید شرط دارم_

قبوله باید بابامو ببینی و بهش بگی_

که میخوای با من ازدواج کنی اوه خدای من_

قبول میکنه؟_ آره، آماده ست برای ازدواجم_

!این که خیلی ساده ست

مثل آب خوردن

باید حداقل 10 زوج باشه

باشه، دنبال چندتا بگرد

چی شده؟ از تاراپیث که برگشتی

حسابی درگیر جذاب ترین زوج سال شدی

نمیدونم چکار کنم چرا؟_

فردا مسابقه ست و امروز

یه زوج گفتن که نمیتونن توی مسابقه باشن

توی روز آخر از کجا یه زوج پیدا کنم؟

هی!نظرت در مورد آپوربا و اورواشی چیه؟ عالیه_

!نه چرا نه؟_ اصلا _چرا؟_

نمیشه، اصلا

پس یعنی ازدواج نکردن نه_

پس تو به من دروغ گفتی آره_ نه، یعنی.. نه_

میدونی در واقع دیشب

آپوربا و اورواشی جر و بحث کردن

بخاطر همین اورواشی با عصبانیت رفت پیش برادرش

دعوا کردن؟ آره_

هنوز یکماه هم از ازدواجشون نگذشته

و شروع کردن به دعوا؟ آره_

دختر خیلی شیرینی بود_ آره من میدونم چقدر شیرین بود_

الان چی گفتی؟ نه نه، منظورم این بود که_

ما میدونیم چه دختر شیرینی بود

باید با آپوربا حرف بزنیم آره_

من اونا رو وارد مسابقه میکنم

میخوام فردا صبح توی مسابقه باشن

..نه وگرنه خودم مستقیم با آپوربا حرف میزنم_

..داشتم میگفتم خفه شو_

باشه

چی شده قربان؟ چرا منو فوری خواستی؟

ماموریت مخفی ای هست؟ البته_

بخاطر همین به جای دفتر گفتم بیای اینجا بله؟_

میدونی زن من همیشه یه مسابقه راه میندازه

به اسم جذابترین زوج سال آره_

امسال دوباره اینکارو کرده چه عالی_

امسال اسم تو و اورواشی رو هم وارد کرده

لطفا عصبانی نشو

فقط 2 ساعت وقت میبره بیا و بعدش زود برو

آپوربا؟ آپوربا

!هی آپوربا

آپوربا؟

چی میخوای؟ دنبال کسی میگردی؟

ببخشید، اشتباه شده لطفا رو برنگردون_

وگرنه میوفتم توی دردسر کمکی از دستم بر نمیاد_

چی؟ تو کیه من میشی؟_

..کارت تمومه ..کسی که ایش_

تو کی هستی دیگه_ !هی_

هر کاری بگی برات میکنم

زندگیتو ردیف میکنم واقعا؟_

مشخصه آره_

با زن من تو میری ماه عسل

بچه های تو به من میگن بابا مگه تو به من نگفتی که

این یه راز میمونه؟

گفتی هیچکسی بو نمیبره هنوزم یه رازه_

فقط چند نفری میفهمن !چی میگی_

من همینجوریشم روی آتیشم

و قربان الانم دارم گرماشو حس میکنم

آنوشکا از دروغ متنفره من زنده زنده میپزه

فقط فکرشو بکن، توی مایکروفر پخته میشم

مثل مرغ گردون مگه فقط تویی_

من خاکستر میشم و زنم خودکشی میکنه

بعدش دیگه زن منو نمیبینی

دیگه زنم وجودی نداره لطفا برای آخرین بار کمکم کن

اگه آنوشکا بفهمه همه چی تموم میشه

داشتم فکر میکردم تو رو ببرم

پیش پدر آنوشکا تا خواستگاری کنیم میریم_

حالا تنها برو

و بگو من مرده ام نه_

مثبت باش فکرای منفی نکن

همه چی رو درست میکنم

چطوری؟ من یاد گرفتم دروغ بگم_

از حالا میبینم که تو و آنوشکا عروسی کردید

بهم دروغ میگی؟ معلومه نه رفیق_

تو مثل برادرمی واقعا؟_ آره_

!گمشو من نمیتونم نقش زن رو بازی کنم

لطفا رد نکن نابود میشم

هر چقدر بخوای بهت پول میدم، رقم بگو

اما من باهاش برای سه روز تعطیلات اومدم

یه قرار خاصه خودت میدونی پس نه نمیتونم !نه_

نمیتونم بذارم بره، عزیزم بریم

ببخشید ممنون

رفت

قربان، بریم دنبالش هی! گوش کن، ببخشید_

!چیتای

!چیتای چیه؟_

همونطور که داشتم میگفتم اگر با من نیاد

توی دردسر می افتم لطفا، لطفا

فقط برای 2 ساعت خجالت نمیکشی؟_

کسی که توی یک ساعت نمیتونه کارشو بکنه

چطور 2 ساعت میخواد؟ بی عرضه

اینبار ازش استفاده میکنم چی؟_

یعنی.. اینبار انجامش میدم تو میتونی_

لطفا مشکل من رو بفهمید صبر کنید_

شما 2 تا نمیتونید مشکل منو درک کنید

تصور کنید، لباس نو پوشیدم، میخوام وارد عمل ماجراجویانه بشم

تا به اوج شادی برسم

و توی لحظه ی آخر بارون سخت میباره

تصور کنید چه حس بدیه منطقی حرف میزنه_

گوه تو این منطقش چیتای

بیا اینجا، بیا اینجا

اگر با من نیاد

زنم طلاقم میده، لطفا

چی شد؟ اینجوریه؟_ چی؟_

اولین باره همچین چیزی میشنوم

داری میگی اگه دختر رو با خودت نبری خونه

زنت طلاقت میده

داداش، خوشگذرونی برای خودت

این اولین بار منه

اینم میبرید ازم؟ چیتای؟_

50 تا چی 50 تا؟_ هزارتا_

50 هزار تا برای دو ساعت؟ البته_

یه نگاهش 25000 تا می ارزه

و 2 ساعت باهاش 50000 تا

اگر نمیخوایید برید باشه، باشه_

موافقت شد

خب به فینال مسابقه رسیدیم

از دو گروه رقیب که به مراحل بالا صعود کردن سوال میپرسم

و بله، این مرحله ی آخره

خب، اولین سوالم از اولین زوج عاشق

مادهورشری، از نظر تو

فرق بین شب زفاف

و شب های بعد از اون چیه؟

توی شب زفاف عشق روی تخت خواب دیده میشه

و شب های بعد از اون زیرش

!عالیه

خب، جواب خوبی بود

همین سوال رو از اورواشی میپرسم

اورواشی نظر تو چیه؟ من فرقی نمیبینم_

برای من هر شب، شبه زفافه

!عالیه !عالیه

میخواد بگه که برای ما بعد از ازدواج

هر شب مثل شب زفافه !واو_

چه خوب، عالیه

!چه جوابی تشویق کنید لطفا_

خوبه، جواب هوشمندانه ای بود

سوال دومم رو میپرسم، و این بار از اورواشی شروع میکنم

اورواشی به نظر تو بعد از ازدواج فقط

باید شوهر ها کار کنن یا زنها هم باید کار کنن؟

هر دو باید کار کنن

شوهر ها باید در طول روز کار کنن

و زن ها در شب

جواب فوق العاده ای بود

!عالی! عالی چه طرز فکر خوبی_

بعد از یه روز خسته کننده وقتی شوهر به خونه بر میگرده

زن ها باید غذا بدن

و در طول شب رسیدگی کنن

طرز فکر فوق العاده ایه، درسته؟ نه، میکروفون رو بده_

نه، منظورش همین بود زنای بنگالی همینجوری هستن_

قهرمان هستن تشویق لطفا

تشویق کنید

قربان اینجاست

این طرف قربان

روز بخیر قربان سلام_ لطفا بفرمایید_

لطفا بفرمایید مواظب باشید_

آسیب دیدید؟

الان بر میگردم لطفا بفرمایید_

بفرمایید

نتایج آماده ست؟

چی شده قربان؟

این دختره رو جایی دیدم کدوم دختر قربان؟_

اون یکی

غیر ممکنه قربان

اهل اینجا نیست خب چی؟_

خیلی نزدیک دیدمش

..قربان نتایج آراء توی دستمه_

نتیجه رو حدس بزنید

بله! جایزه ی بهترین زوج

کسی نیست جز اورواشی و آپوربا

!آره

!تبریک

صدات میزنه

سزاوار این جایزه هستید

از قربان خواهش میکنم چند کلمه ای صحبت کنن لطفا بفرمایید

ممنون

خوشحالم که اینجا حضور پیدا کردم

به محض اینکه تموم کنه میریم

مسابقه ی خوبی بود قربان کارتون با من دیگه تمومه_

قولتون یادته؟ البته_

این یکشنبه ساعت 5 توی ویلای قاضی سوناندا سانیال

هی، چرا میخوایید برید خونه ی قاضی؟

پرونده قضایی دارید؟

خیلی جوونه درسته درسته_

نمیتونید تصور کنید توی این سن به چه موفقیت هایی رسیده

واقعا؟ بله_

و من باید بگم بفرمایید_

بذارید حقیقت رو بگم، بدون اون من هیچم

منظورتون چیه؟

منظورم اینه بدون اون روزنامه ام پابرجا نبود که اینطور_

یک نمای تازه ای برای روزنامه م اوورده

از ریسک ها و اشتباهات افراد عکس تهیه میکنه

خیلی سخته گزارشگر دیگه ای مثلش توی جهان سومی

مثل هند پیدا کنم

موفقیت ها و تعهد و فداکاری اش به کار

قابل مقایسه با کارهای باراک اوباماست قربان لطفا_

جلوی منو نگیر بذار حرف بزنم

بخاطر اینکه ادای احترام به این پسر جوون کنم

توی شرکتم اونو شریک خودم قرار دادم قربان

این بود ماجرا اقای عزیز !واو_

به نظر میرسه فقط باقی مونده من حکم نهایی رو بدم

چرا برای چنین مراسم خیری تنها اومدید؟

چرا همسرتونو نیووردید؟ بله_

..در حقیقت در حقیقت، همسرش_

حتی واسه ی عروسی هم نمیتونه بیاد چرا؟_

اگر نخواد بیاد باید رازمون رو بهش بگیم چی؟_

در واقع حال و احوال همسرم تعریفی نداره

آره ممکنه آره_ اما میتونه خوب بشه_

همین الان آپوربا گفت توی دردسر میوفته، منظورش چی بود؟

دردسر؟ تو اینو گفتی؟

..از اونجایی ک قراره شما پدرخانمش بشید

چیزی رو ازتون پنهون نمیکنم خوبه_

خانمم از نظر روانی مشکل داره

از ظاهرش اینو متوجه نمیشید، اما این حقیقته

اون شاهد زلزله ی نپال بود

شوک هنوز در اون باقی مونده چقدر بد_

اون موقع توی کاتماندو بود؟

نه، از تی وی دید

ها؟_ ..توی تی وی دید_

ناراحت کننده س آره خیلی خیلی ناراحت کننده س_

به همین دلیل با خودم بیرون نمیارمش

توی عروسی مهمون هست

اگه یه دفعه کاری کنه چی؟

درسته، تصمیم درستی گرفتید

چی دارید میگید قربان؟ ساکت باش، باورش شد_

کاهن، روز مبارکی پیدا کردید؟ بله_

قربان توی دروغگویی خیلی حرفه ای شدید

همینجوری پیش برید دستای گورو رو از پشت میبندید

از تعریفت ممنونم خواهش میکنم_

اسمت چیه؟ سونالی هالدار_

تو؟ بیمی سارکار_ سونالی بیمی_

اسم ها کجاست؟ اینجا نیست

ببریدشون

هی ولم کن منو هل نده_

این درست نیست از حدشون گذروندن_

من از اون دخترا نیستم واقعا؟_

پس از کدوم دخترایی؟

..من اون دختر ِ نجیبیه_

همسر ِ یه مرد محترمیه آره_

و تو کی هستی؟ من.. من کی ام؟_

..من برادر_

خواهرمه خواهر تو؟_

خواهرت توی این هتل چکار میکنه؟

سوال احمقانه ایه با شوهرم دعوام شده

بخاطر همین توی هتل اومدم

درست میگه اغلب دخترا اگه با شوهرشون دعواشون بشه_

..میرن خونه ی پدر و مادرشون، چرا شما آقای افسر_

چرا همه ی دختر ها رو با دخترای توی

خونوادتون مقایسه میکنی؟

خونواده ی ما قانون دیگه ای داره

توی خونوادمون اگر زوج ها دعوا کنن

زن ها توی هتل میمونن واقعا؟_

و وقتی آشتی کنن برمیگردن خونه آره_

اگه برن خونه ی پدری همه پچ پچ میکنن و اینا، درست نیست

خواهر، این هتل خوبی نیست، بریم صبر کنید_

به شوهرت اطلاع بده !نه_

منظورم اینه چطوری بهش اطلاع بدم

من باهاش حرف نمیزنم

باهاش دعوا کردم عیبی نداره_

بهمون بگو کجاست، ما میریم ببینیمش

وگرنه تورو به دادگاه میکشونم

افسر لطفا گوش بده

خانم با شوهرش حرفش شده

به همین دلیل ما توی هتل موندیم

"یکشنبه ساعت 5 توی ویلای قاضی سوناندا سانیال"

..اگر حتما باید شوهرش رو بیاریم

میخوایید همسرم رو ببینید، درسته؟ بله_

میخوایید شوهرمو ببینید، درسته؟ آره_

پس بیایید واقعا؟_ البته، بیایید_

بریم، بریم ببینیم شوهرش کیه

آقای کاهن حالا که موعد عروسی تعیید شده بیایید دهنمونو شیرین کنیم

خب پس موعد عروسی شد برای 29 ام آپریل

یه گاز بزن تاریخ 29 آپریل، خیلی خوبه_

یه لحظه

چی؟ افسر پلیس؟

دیگه عروسی نمیکنم اینا کی هستن؟_

قربان توی یک هتل نزدیک دایموند هاربور

دستگیرشون کردیم کارمون تمومه_

خانم ادعا میکنه همسرش اینجاست

همسرش؟ اینجا؟ کیه؟ کجاست؟

..من بهشون گفتم که لازم نیست چیزی بگی_

قربان یادتونه؟ نپال، زلزله

تعجبی نداره! اما اون هتل؟ ..زلزله_

نه داداش، تقصیر ایشون نیست

همش تقصیر شماست

همش با خواهر من دعوا میکنید

بخاطر همین مجبوره بیشتر اوقات توی هتل بمونه

اصلا اون خواهر کوچیکه ی منه

همه چی رو از تو یاد گرفته

از کجا فرق خوب و بد رو

تشخیص بده؟ درسته؟

از حالا به بعد باید حواستو به زنت بدی

درسته ..لازمه به پلیس بگی_

که اگه یه وقتی منو توی هتلی دیدن

دستگیرم نکنن

..من بذارید من بگم_

افسر؟ بله قربان؟_ دفعه ی بعدی اگه این خانم رو_

دیدید دستگیرش نکنید

باشه؟ چشم قربان_ خداحافظ_

عزیز، خوبه که اینجایید

هفته ی دیگه آپوربا با دخترم ازدواج میکنه

شما حتما باید باشید

اینو با مداد بنویسم یا خودکار؟ ببخشید؟_

منظورش اینه که اگه با مداد بنویسه شاید کنسل بشه

با مداد، قطعیه قطعیه، قطعیه_

قطعیه

اینجا پیداش میکنیم، حتما هست

این خوبه آره_

این چطوره؟ خوبه _قشنگه_

قشنگه، نه؟ ببرش_

دوربین جلو رو ببین ببخشید خانم_

کمکی از من بر میاد؟ _بله_ قیمتش چقدره؟_

ببخشید خانم این همین الان فروخته شد

حتی فیش هم آماده شده

مشکلی نیست، یکی دیگه بهم بدید

ببخشید خانم، تمام کردیم

دو هفته ی دیگه دوباره میرسه

نیازش داره اما من برای هفته ی دیگه میخوامش_

راستش میخواستم اینو به نامزدم هدیه بدم شرمنده خانم_

بیخیال دیگه، بریم

عیبی نداره، بازم ممنون خواهش میکنم خانم_

ببخشید؟ بله؟_

سلام من این گوشی رو خریدم

اما میتونی ببریش نه، عیبی نداره_

هدیه ی عروسی اگه خود عروسی داده نشه ارزشی نداره

و کسی هم یادش نمی مونه اعتماد کن بهم

این لطف خیلی بزرگیه اما شرط دارم

باید یه فنجون قهوه مهمون من باشی

اصلا دو فنجون

چون من خیلی حرف میزنم منم همینطور_

ببخشید؟ _بله خانم؟_ فیش رو به اسم خانم_

تغییر بدید چشم خانم_

بریم بریم_

اینجاست؟ !ساکت_

خدا میدونه کی میاد

حرکت حرکت_ بله حتما_

معلومه که عروسی توکای میام

قطعا میام سیلیجوری

29 آپریل؟ باشه

حتما! 29 آپریل صددرصد میام

گوش بده، عمه ام زنگ زد

توکای 29 آپریل داره ازدواج میکنه

باید بریم سیلیجوری

تو برو، من نمیام

اگه برم اونجا هی ازم میپرسن کی بچه دار میشم

اگه چیزی بپرسن به نظرت میتونم پنهون کنم؟

گذشته رو فراموش کن عصبانی نشو

باید با من بیایی اصلا، من نمیام_

درست نیست

چطوری بدون تو برم آخه؟ قربان شما با کشتی دارید میرید_

اگر خانم بیاد خیلی سختشون میشه درسته_

یاشه، پس نمیخواد بیایی

اما عروسی پسر عمه امه و توی سیلیجوریه

من باید برم خانم سیلیجوری جای خیلی قشنگیه_

دقیقا، اصلا میدونی چیه، باید با من بیایی

اونجا احساس تنهایی میکنم، پس با من بیا

باشه قربان، من همیشه با شمام ممنون_

اگه من نیام حس بدی پیدا میکنی؟

لطفا احساساتمو درک کن

من دوست ندارم بین اون آدما باشم

اصلا یکی از دوستام همون روز داره ازدواج میکنه

حله

تو توی کلکته میمونی و من میرم سیلیجوری

پس دیگه حل شد خیلی ممنونم_

خواهش میکنم

من نمیتونم اینکارو بکنم لطفا_

نباید اینجوری از عروسی بذاری بری

.. برای دو ساعت میتونی_ 500000 تا_

قرار این بود 50000 تا

میخوای با این پول کم منو بخری؟

آروم باش الان بهت میدم

قربان شما رو به من دادید

چی شد؟ قربان، عروسی انجام میشه؟_

!پول رو بده

تقصیر پدر زنت بود دردسر درست کرد

اون اصرار کرد با خودم بیارمش

گزینه ی دیگه ای نداشتم قربان من همه چیز رو درک میکنم_

اما ازدواجم انجام میشه؟

رفیق منو نترسون مثبت باش، مثبت باش

حالا من باید چکار کنم؟

سلام علیکم، سلام علیکم خوش اومدید، خوش اومدید_

خوش اومدید، خوش اومدید

قربان خیلی خوشحالم که تشریف اووردید، یک دقیقه

بذارید دامادم رو بهتون معرفی کنم حتما_

آپوربا؟ _بله پدر؟_ لطفا بیا اینجا

دارم میام

بذار تورو به وزیر هاریناث میترا معرفی کنم

و اینم دامادم آپوربا_

میشناسینش؟

خیلی خوبه واقعا؟_

از کجا میشناسینش؟ پ پدر؟_

کاهن دنبال شما میگرده باشه_

صحبت کنید الان برمیگردم

کجا میری؟ بیا

بم بگو ببینم، جریان این ازدواج دوم چیه؟

این ازدواج دوم داماده

قربان این ازدواج دوم داماده

همسر اولت رو ول کردی یا

اون یه مرد بهتر پیدا کرده؟ هر دو_

اون با یه مرد دیگه فرار کرد و منم ترکش کردم عالیه_

خوش بحالت

دختره فقط با یه مرد نبود

دختره فقط با یه مرد نیست

قربان، دختره با مردای زیادی میره

هی! چی میخوای؟

!احمق

ممنون

ممنون وقتی یه دری بسته میشه_

در دیگه ای باز میشه دارم میام عزیزم

اوه عیبی نداره_ خیلی خوشکل شدی_

ممنون تو تنها زنی هستی که اومدی عروسی شوهرت_

تا خوش بگذرونی نه.. اشتباه برداشت کردید_

امروز عروسی برادر شوهرمه آره_

!برادر شوهر

از کی تا حالا برادر شوهرت شده؟

از وقتی که اون شوهرم شد

!تو من نه قربان_

اون

تو شوهرشی؟

آره قربان، فراموش کردید؟

جذاب ترین زوج سال شما جایزه رو بهم دادید

بم بگو ببینم، اگه اون روز ببینید_

اول شیرینی بخورید ..داشتم میگفتم اگر_

بخورید، اول شیرینی

قربان.. هاریناث میترا اینجا هستن

..اینجا دیدمش، اگه دهنشو باز کن من

اگه دهنشو باز کنه فقط میخواد شیرینی بخوره، اونجا رو ببین

یکی دیگه، یالا، یکی دیگه

اوه چرا اینقدر سخت گرفتی؟

منو ببین اصلا نگران نیستم

چطوری؟ همه چی مرتبه؟

قربان؟ چیه؟_ نگرانیتون اینجاست_

چی؟

آشناست چقدر برای منم_

چطوری اومد اینجا؟

هرچقدر هم از مشکلات دور باشی میان سراغت

فرار قربان فرار

صبر کن شماره تلفنت چیه؟

شماره !اوه خدایا_

چه مرد بی کلاسی بود

خودش شماره ام رو میخواست

هیف بعدا میتونی بنوازی، بذار من انجام بدم

یالا، برو اونور

یک دقیقه

کیه که اینجوری کلارینت میزنه؟

بیرونش کنید خب میگفتی

ریما هستی؟_بله_ من مادر آنوشکا هستم_

اوه، سلام سلام_ این برای آنوشکاست

خیلی ممنونم

هی آقا، لطفا برش گردونید برش گردونید_

یکی بدید بهمون برید اونور_ آقا بهمون بدید_

بگیرید، خودتون بردارید

اینجا چکار میکنی؟ اینجام_

چرا لباس داماد رو پوشیدی؟

شما هم فکر کردید عروسی منه؟

منم همین حس رو دارم

حقیقتش عروسی دوستمه

همیشه واسه هر چیزی دوتا میخره

یکی برای خودش و یکی برای من

یه پیراهن برای من، یکی برای خودش

یه شلوار برای خودش، یکی برای من

یه جفت کفش برای خودش، یه جفت برای من

لباس دامادی هم یکی برای خودش، یکی برای من

!اوه، خدای من

امیدوارم دوتا اتاق زفاف آماده نکرده باشه

خان ریما، حس شوخ طبعیتون خیلی خوبه

اینقدر خندیدم روده هام درد گرفتن

بذارید برم بیرون و یکمی بخندم

یه دقیقه

مگه قرار نبود تو جوی برید سیلیجوری؟

توی ایستگاه بوردوان پیاده شدیم چرا؟_

چرا؟ قربان میدونه

قربان به خانم بگید چرا توی ایستگاه بوردوان پیاده شدیم؟

ای احمق نتونستی بهش بگی

چرا صدام زدی؟

باور کن واقعا دلم برات تنگ شده بود

تو درست میگی، توکای آدم خوبی نیست

منم از آدمایی که تو خوشت نمیاد خوشم نمیاد

بخاطر همین وقتی قطار توی بوردوان متوقف شد

به آپوربا گفتم پیاده بشیم

هی!داماد رو بیارید؛ یالا

هی، داره صدا میزنه برو برو

چرا باید اونو صدا کنه؟ داره داماد رو صدا میزنه

دوستشم شورشو در اوورده

تا اون نباشه وارد خیمه ازدواج نمیشه

موندم شب عروسیشون چی قراره بشه

اوه خدای من تو لازم نیست به اینا فکر کنی_

نه گوش بده کجا رفت؟

!هی

به همدیگه نمیان؟

بله و حالا داره چکار میکنه؟_

دیوونه ست؟

عروس باید با برگ صورتشو بپوشونه

چرا پسره برگ ها رو گرفته؟

شاید رسم و رسومات خودشونو داره

داری چکار میکنی؟ خب بریم بخوریم_ بسه_

صبر کن، میخوام شاهد عروسی باشم

اوه! عروسی طول میکشه

یالا، بریم اول بخوریم

بیا دیگه بیا بیا

داره چکار میکنه؟

حالا خوبه

!ببخشید

میشه عجله کنی؟ مراسم عقدشون داره تموم میشه

چطوری سریع غذا بخورم عزیزم؟ اگه خفه بشم چی؟

تو بخور من میرم توی مراسم

فقط 2 دقیقه صبر کن، لطفا بشین

مرغ میخوری؟ نه _باشه_

اوکی

تو راحت باش، من میرم باشه_

هی صبر کن !ریما

داری چکار میکنی؟

چه خبره؟

!هی

مگه نباید عروس باشه که زیر ساری پنهون میشه؟

چرا دوماد هم رفته زیر؟

چون داماد خجالتیه بریم _نه_

میخوام دوماد رو ببینم

اون اینو نمیخواد

هنوز اصرار داری؟ آره _بریم_

چی شد؟

چی شد؟ قفسه سینه ام_

بریم خونه به دکتر زنگ بزنم؟_

نمیشه به دکتر زنگ زد، باید بریم پیش دکتر

!بریم چی شده آقا؟_

چی شده خانم؟ لعنت به تو_

سرت به کار خودت باشه، یالا بیا

..هی

چکار میکنی؟ خجالت میکشم، ببخشید_

به موقع اومدید

..اگه یکم دیرتر اومده بودید، اونوقت شرایط

!میتونست بدتر باشه چرا اینو میگید؟_

!پاشو، تو حالت خوبه، همه چی مرتبه

اما شما گفتید شرایط بدتر میشد

منظورم این بود میخواستم مطب رو ببندم

بشینید بشینید

آقای دکتر، فکر کنم قند خونم زده بالا

!نه اصلا ..قند، نمک، روغن، سودیم

همه نرمال هستن خواروبار فروشی دارید؟_

اسمش "ماتری باندار" بود، از کجا میدونی؟

ده سال پیش داشتمش، حالا نه دیگه

باز سازیش کردم و این مطب رو باز کردم

گوش بدید، نخندید و بهم بگید

چه اتفاقی واسش افتاد؟ سکته ی قلبی_

!چی آره_

همین الان گفتید حالم خوبه نه، باید اول اونجوری به آدما بگیم_

اگر مطمئن نبودن که واقعا حالشون خوبه

اونوقت میشه دوباره شانس رو امتحان کرد، آره

هی، چی شد؟ چی شد؟_

درد رو توی معده م حس میکنم نه قلبم

پس مشکل با قلب نیست، با کلیه ست !چی_

!کلیه حتما مشکل پیدا کرده_

همش الکل میخوری، آره؟

همیشه یه لیوان مشروب دستته

کی بهتون گفته مشروب میخورم؟ این عادت رو ندارم

با زنی که عاشقشم ازدواج کردم همینه_

پس به قلب ربط داره !چی_

منظورم ناراحتی قلبیه، چیزی برای نگرانی نیست

چند تا دارو تجویز میکنم

..چیزی که از دارو هم مهمتره اینه که میدونم_

دعا کردنه نه، باید هوای تازه بخوری_

بهت یه کارت همراه با تجویز دارو میدم

بهترین هتل توی بانکوک

فقط اسمم رو بگید

بهتون 25 درصد تخفیف میدن

شما دکتر نیستید

آژانس مسافرتی دارید

دقیقا از کجا فهمیدی؟

دکتر؟ شما اینجایی؟

سوال اشتباهه شما آقای جوی هستی

بله قدار برادر منه_

اوه اون قداره و من دانوردار_

اوه! هر دوی شما مشغول چیزی هستید

آره، درسته، اون بهم زنگ زد

بخاطر اون 25 درصد تخفیف بهتون میدیم

با موندن توی این هنل سود کردید

یعنی شما دوقلو هستید؟ سوال گیج کننده خانم_

در واقع حتی بابام هم برای این سوال سردرگم بود

قدای میگه که 5 ثانیه از من بزرگتره

شما بهم بگید

مطب اون بزرگه؟ یا هتل من؟

معلومه، هتل خیلی بزرگه آره_

خب، پس کی بزرگتره؟ سوال بدیه_

باشه، بیایید

دو مرحله از اون جلوتره !نه_

چی؟ اتاق دو قدم جلوتر نیست_

اتاق طبقه ی پایینه باشه_

اتاق های بالا همه پر هستن

خیلی خوبه، یه لطفی بکن، زنم رو به اتاق برسون

و چمدون ها رو هم ببر

یه تلفن بزنم و بر میگردم

به کی میخوای زنگ بزنی؟ سوال خوبیه_

به شرکت یه زنگ میزنم

یه چیزی بهشون میگم و میام دنبالت

اوکی لطفا برو _بریم_

بله آپوربا هستم الو، آپوربا! چطوری؟_

خوبم، برای چی تماس گرفتید؟

چرا اینقدر عصبانی هستی از من؟

منو توی بد مخمصه ای انداختید

نمیدونستم دارم ازدواج میکنم یا

جنگ میکنم عروسی که کنسل نشد، درسته؟_

فیلم بازی کردم حمله ی قلبی دارم و ریما رو از اونجا خارج کردم

..قربان فکر نمیکنید دارید میشید

بهترین دروغگوی دنیا؟ حتی خداوند هم میبخشه_

کسی رو که بخاطر چیز مبارکی مثل ازدواج دروغ میگه

شک دارم، نمیدونم چرا وقتی صداتون رو شنیدم حس میکنم

خطر داره بهم نزدیک میشه

بخاطر اینکه خیالت رو راحت کنم باید بگم

با ریما اومدیم بانکوک، تایلند!سرزمین من

کجا اومدید؟ بانکوک! بانکوک_

!خوش اومدید منم توی بانکوکم

چی میگی؟ کدوم هتل هستید؟

غیرممکنه! عمرا اگه بگم

..وگرنه ممکنه شما رو

عالیه! سنگاپور هست

مالزی هست اما تو برداشتی اومدی بانکوک

شما هم میتونستید برید اونجا

آخه مگه به من گفتید که میایید بانکوک؟

و توی همین هتل میایید؟ گوش کن_

اینو ببند، تو برای من مثل برادر هستی

قبل از اینکه ریما آنوشکا رو ببینه از این هتل برید

منم میتونم همین رو بگم سعی کن بفهمی_

من مشکل قلبی دارم، برای مداوی پزشکی اومدم اینجا

هی تغییر بدم مکانم رو برام خوب نیست

قربان، سعی کنید یه چیزی رو درک کنید

آنوشکا تا هتل رو دید عاشقش شد

..از اینجا نمیره

به هر قیمتی که شده قربان، التماس میکنم

این دومین ماه عسل شماست، اما برای من اولیه

قربان لطفا سعی کنید درک کنید

قربان لطفا درکم کنید آروم باش، آروم باش_

اتاق پایین پله مال ماست

اگر ریما صداتو بشنو میاد بیرون

کدوم اتاق؟ اتاق پایین پله ها_

چرا کف میزنی؟ دارم میگم آروم باش

اتاق بالا پله ها مال ماست، تبریک میگم

قراره هی همدیگه رو ببینیم عالیه _آپوربا_

آقای جوی، اینجایید

اوه، چه سورپرایزی همسرتون کجاست؟

..اون دیوونگی_

دیوونگی اش بدتر شده بخاطر همین نیومده

آقا! _کیه؟_ قربان منم_

من پشت سرتون هستم، منم، دانو

قربان چمدون ها رو بردم توی اتاق، خانمتون رو هم راهنمایی کردم

!چی_ آقای جوی چرا دروغ گفتید که_

خانمتون رو با خودتون نیووردید؟

..حقیقتش خجالت میکشه خجالت؟_

خودت میدونی از نظر روانی مشکل داره

بخاطر همین آقای جوی یکمی خجالت زده س

!چه سوال خطرناکی

زن دیوونه ای رو به اتاقش راهنمایی کردم

متاسفم آقای جوی، مشکلتون رو درک میکنم

ببینید آقای جوی.. خانم از اتاق اومده بیرون

و با یکی دیگه راه میره

چجوری اومد اینجا؟ اینجوری اومد_

با دردسر ..اوه_

اینجا میتونم برای یه ماساژ درست و حسابی بریم

هیچکسی مزاحممون نمیشه قربان، من یه سوال دارم_

اون خانمتونه؟ به آبشار نگاه کن_

همین الان رسوندیش دم اتاق

یادت نمیاد؟ اینجا رو نگاه_

..اما خانمی که رسوندم توی اتاق همینه_

همینه

!گیجم نکن برو

..چی

سوال هنوز باقیه من جواب نمیدم_

برو باشه_

خیلی فراموشکاره

فقط اینجا به آدم آرامش میده ببخشید خانم_

یه سوال، شما کی هستید؟ من اورواشی ام_

پس یه سوال از هر دوی شما دارم یک دقیقه_

سوال اینه که شما کی هستید آقا؟

من دانو هستم قربان، نوکر شما دانوردار

سوال هنوز هست، شما کی هستید؟

من شوهرشم و اینم زنمه، برو

اصلا اون مرده که میگه شوهرشه کیه؟

کیه؟ اونجاست_

!آنوشکا حتی اینجا_

همه اومدن اینجا زندگی منو به هم بریزن

شانس گند من، بانکوک شهر بدیه

گرفتی چی شد؟ نه_

اوه!خدای من همه اینجا هستن

چطوری آنوشکا؟ خوبم_

با آپوربای عزیز اومدی ماه عسل؟

خانم، برادرتون رو اینجا هم اووردید؟

راستش اون خیلی مواظب منه

سوال خیلی گیج کننده ایه

چرا باید اینقدر مواظبش باشی؟

یادت رفت قبلا چی گفتی؟

زن توئه و خواهر من

و آدم باید بیشتر نگران خواهرش باشه

همین نگرانی منو کشوند اینجا

من منظورم توی کلکته بود احمق

چرا اووردیش اینجا؟

عزیزم؟ میشه بیایی اینجا

شنیدی؟ بریم_

منو کجا میبری؟

سلام

شما کی اومدید؟ الان اومدیم_

همین الان آپوربا رو نمیبینم_

کجاست؟ آپوربا؟_

..آپوربا همین الان چکار میکنی؟_

چرا منو اووردی توی اتاق؟

..من واقعا باید خب برو دستشویی_

چرا منو اووردی توی اتاق؟ !نه_

من واقعا باید بهت عشق بورزم !چی؟_

بیا چکار میکنی؟_

بهم اعتماد کن من خیلی خوبم

نه.. نه

عزیز خجالتی من عشق من

اون کیه؟ برادرشه_

آره داداش داداش_

یه دقیقه

سلام سلام_

تو همون برادری هستی که با چاقو افتادی

دنبال آپوربا؟ درسته؟ چرا؟

آخه اینا چه اشتباهی کردن؟ چکار کردن؟

فقط با عشق ازدواج کردن

مسئله ی خیلی بزرگیه؟

خانم.. خانم دوباره میزنید؟_

درد داره؛ درد داره

من اینکارو نکردم پس چکار کردی؟_

من فقط رزروها رو انجام میدم اوه، رزرو_

!گوش بده نه_

نه.. هی، من میگم نه

ببینم چکار میخوای بکنی دارم میام سمتت_

!هی

..آپوربا

!زود برگشت !آپوربا_

آپوربا آپوربا اینجا چکار میکنی؟

با من بیا !اوه_

دنبالم زنم میگشتم سمت شما میدویدم

اما اصلا حواسم نبودکه من بطبقه ی بالا هستم

اومدم پایین دنبال شما بگردم

شما اومدید ماه عسل

باید با هم بمونید و خوش بگذرونید

جریان چیه؟ ببین، بهت گفته بودم_

بریم توی اتاق

ماساژت بدم هی! منظورت چیه؟_

خب شوهر منه آروم باش_

بخاطر همین با من ازدواج کرد

مگه نه آقای جوی؟ درسته آره_

یالا برید آپوربا؟ _بله؟_

دیگه نباید از کسی بترسی

برو، دستشو بگیر و با خودت ببرش

بریم من دستای کیو بگیرم حالا؟_

اینو بگیر و برو

من از اون آدما نیستم برو _ممنون_

خدا رو شکر! خونواده ی شادی هستن

بریم فقط متوجه نمیشم_

کی زن کیه و کی شوهر کی

سوالای زیادی توی مغزم

ادرس کانال تلگرام باليوود وان Telegram.Me/Bollywood1Official

دانلود جدید ترین فیلم های هندی با زیرنویس فارسی اختصاصی Bollywood1.top

لحظه ی آخر برنامه ها رو چیدی

باید بهم میگفتی میخواییم فیلم ببینیم

تا با آپوربا و اورواشی میومدیم

چرا همه جا باید با اونا بریم؟

اونا به روش خودشون خوش میگذرون ما هم به برنامه ی خودمون

ببین، اینجاییم، فیلم های هالیوودی آره_

اوه نه این عالیه_

اونجا رو ببین ببین، اونجا خیلی قشنگه_

اونجا رو ببین! اورواشی و برادرش نیستن؟

برادرشه یا نه، به ما چه؟

به اینا توجه نکن، بریم منظورت چیه؟_

زن آپوربا تمام این کارا رو با اونی که اسمشو گذاشته برادر

انجام میده؟ ول کن، به آپوربا بگو_

وقتی برگشتیم هتل بگو فیلم الان شروع میشه، بریم

تو فقط نگران فیلمی

منم دوستت دارم اوه خدای من، دوست دارم_

تو خیلی زیبایی، ببین، چقدر خوشکله

اوه، ببخشید اون پسر خیلی خوبیه_

باید برم هتل و بهش بگم

چه خبره؟

زنش با یه مرده دیگه راحت بغل هم هستن

و خودش دستای یه زن دیگه ای رو گرفته و قدم میزنه

خدای من، ریماست کجا؟ آره، ریماست_

صبر کن، عمرا ازش بگذرم گوش کن _ولم کن_

گوش بده وایسا اون یه زن بانکوکیه_

نه ریماست، با من بیا نه یه زن بانکوکیه_

!ریما_ ازخودت خجالت نمیکشی؟_

!همین چند روز پیش ازدواج کردی و حالا داری از اینکارا میکنی

من چکار کردم؟ واقعا داری اینو میپرسی؟_

با یه مرد دیگه اومدی بانکوک

!و از من سوال میپرسی

خانم ریما، سوء تفاهم شده

تو خفه شو برگرد هتل

!کارم با تو مونده

!و ببین زنت داره با معشوقه اش چی میکنه

زن... معشوقه؟ جریان چیه؟

خانم ریما خیلی شوخه، داره مسخره میکنه

بذار بخنده، بذار بخنده یه پسر خیلی وحشتناکیه

بریم فیلممون رو ببینیم، دیر شده !نه_

!بذار فیلم شروع بشه من نمیخوام فیلم رو ببینم

با یه زن دیگه همینجوری میچرخه

خونه و ماشین و شغلتو ازت میگیرم خفه شو_

هر چی دلت میخواد میگی

فقط چون من ساکتم؟

چی میخوای بگی؟ زن بی آبرو

من زن بی آبرو نیستم، تو بی آبرویی

داری تظاهر میکنی خیلی پاکی، آره؟

پس با اقای جوی توی بانکوک چکار میکنی؟

منظورت چیه؟ موافقم،زنش از نظر عقلی مشکل داره_

اما تو بهش چسبیدی فقط چون پولداره

چی داره میگه؟

بعد از سینما موقع غذا خوردن واست میگم

بریم به من میگه دیوونه؟_

و تو میخوای فیلم ببینیم من دیوونه ام

چرا تو دیوونه باشی! پس کی دیوونه ست؟_

زن آقای جوی من زن جوی ام_

اگه تو زن اقای جوی هستی پس اون زن کیه؟

اون اورواشیه، زن آپوربا

اورواشی زن اون نیست، زن اونه

جوی، اون زنته؟ زن اونه_

آپوربا، اون زنته؟

زن اینه جوی؟ _زن توئه_

قربانف اون زن شماست دروغ نگو، زن توئه_

قربان، زن شماست

دروغ نگو آپوربا! زن شماست

قربان زن شماست دروغ نگو آپوربا _جوی_

!زن شماست قربان باشه، زن منه_

!جوی باشه، زن منه_

چرا زن تو باشه؟ زن منه

نه، زن منه ..جوی_

نه، زن منه نه_ زن منه_

تا گفتم زن منه نظرت عوض شد

زن منه زن منه_

باشه، زن ماست آره، زن ماست خوشحالید حالا؟_

خوشحالید؟ زن ماست-

طلاق_ اسپانیا_

تو هم از اسپانیایی؟_ آره_

ببخشید راحت باش_

الو گ گورو_

من جوی ام

یه دقیقه چرا گریه میکنی؟

گریه نکنم؟ زنم منو از هتل انداخت بیرون

نه فقط زن تو، هر دوی ما زنامون_

چرا اینجوری رفتار میکنید؟

کی جز زن شما عصبانیه؟

زن هیچکس دیگه ای عصبانی نیست

آره آره قربان، آپوربا هستم

بچه جون

کی زن گرفتی؟

قربان، نزدیکاست طلاق بگیرم

!تو مسئول همه ی اینایی

اگه به خاطر حرفای تو نبود توی مسیر غلط نمی افتادم

الان توی این شرایط نبودم

زندگیم بخاطر تو داره خراب میشه !عالیه_

کیا گوه خور زندگیم بودن؟

یه ادیتور و خبرنگار

که نمیتونن اشتباهات خودشونو بپوشونن

و میان توی زندگی مردم سرک میکشن

بخاطر همینه که روزنامه ات شکست خورده

!هووی

!در مورد روزنامه ی من حرف نزن

قربان باهاش اینجوری حرف نزن، مودب باش

اصلا گوشی رو بدید به من

سلام قربان

میتونید بیایید بانکوک و ما رو از این قضیه خلاص کنید؟

وگرنه بی زن میشم هی تو_

مثل یه بچه زاری نکن

انگاری خود واقعیتو نشون ندادی

تو یه مرد فریبکاری قربان میخواد با شما صحبت کنه_

چی؟ بله_ تو زن بازی_

رذل و بی اخلاق !گورو_

خصوصیات خودتو به من نسبت نده

گوش بدید چی میگم این حرفا رو به زناتون میزنید

تو برو پیش زن این بچه ننه ی نق نقو و خودت رو متهم کن

اونم بیاد پیش زن تو و تقصیرا رو گردن بگیره

این کار جریان رو خاتمه میده

یالا، امروز از این شگرد استفاده کنید

من فردا میام و وضعیت رو اوکی میکنم

اوکی

ریما

ببخشید سوالی دارید خانم؟_

خانم ریما کجاست؟

رفت به اتاق شما

!رفت اتاق من بله_

یه حرفایی به شما زد و الان پشیمونه

به همین دلیل رفت از شما عذرخواهی کنه

اون موقع داشتم اتاق شما رو مرتب میکردم

..اوه که اینطور، پس من نه نه_

نباید برید

به نظرم همینجا بشینید

من ازش میخوام که بیاد اینجا

اوکی

الو

مدیر داره تماس میگیره

به پذیرش بیا

بله، بدون هیچ سوالی میام

کپی

زندگیمو جهنم کرده

آنوشکا

خانم، آپوربا هستم

..آپوربا خانم، میتونم بیام داخل؟_

خانم، باید بیام داخل

آنوشکا، خوبه که تنها هستید

..منظورم اینه که

شما از رییس عصبانی هستید، درسته؟

حقیقتش اینه که من مقصر اصلی ام

رییس شخص بزرگیه

مرد متشخصی مثل اون پیدا نمیکنید

من فقط یه اشتباه کردم

من زن بازم

جذب کردن زن ها یه هنره

و من توی این چیزا هنرمندم

برای من خیلی آسونه

تا هر زنی رو جذب کنم

برای بعضی مردا 5 دقیقه طول میکشه و بعضیا 2 دقیقه

برای من 1 دقیقه کافیه

بعد از اون، عشق و حال میکنم

اما آنوشکا خیلی عجیب غریبه

اگه بخوام بهش نزدیک بشم

بهونه میاره

من بخاطر تمام اینا باهاش ازدواج کردم

یه زنایی هستن که

همش در حال غرغر کردنن

ریما دقیقا این مدلیه

کی میتونه کل عمر باهاش سر کنه؟

من قطعا نمیتونم

اما آپوربا میتونه با چنین زنی بمونه

کل زندگیش زنشه

حقیقتش خانم

من اورواشی رو دوست دارم

بخاطر همین با خودم اوردمش بانکوک و یه اتاق واسش گرفتم

هی میرم و بهش سر میزنم

اون اتاق برای من مثل بهشته

احساس ماه عسل رو داره

اینجا چه خبره؟

حتی فکر کردن بهش هم عجیبه

که شما به چنین شوهرهای خوبی

شک دارید

چطور میتونید بهشون شک کنید؟

اونم با اورواشی؟

!بیخیال بابا

این حرفا چیه

اورواشی زن یکی از دوستاشونه

در واقع من میخواستم بگم ولی هیچوقت فرصت نشد

اورواشی زن منه

!چی چی؟_

گورو چرا تقصیر دوستات رو

گردن میگیری؟

ای بابا! چرا بخوام تقصیر اونا رو گردن بگیرم؟

ساده ست

شما به من اعتماد ندارید، درسته؟

به جونشون قسم

دارم راستشو میگم

دروغ نمیگم

اگر من دروغ میگم، توی همین هفته ایشالا بمیرن

آره

باور نمیکنی؟

جوی، من حقیقت رو میگم

باور نمیکنن

خب، گوش بدید

من و اورواشی از بچگی عاشق هم بودیم

اما پدرامون با هم مشکل دارن

!چی مثل سادوگار_

تحمل همدیگه رو ندارن

بخاطر همین تصمیم گرفتیم بریم معبد

و ازدواج کنیم

میدونید روز بعدش چه اتفاقی افتاد؟

پدرم بعد از دعا و راز و نیاز

از معبد برمیگشت

و پریا داشت وارد معبد میشد و همدیگه رو دیدن

اونجا همدیگه رو دیدن

و اونجا درمورد ازدواج صحبت کردن

بعد از اون

دوباره ازدواج کردم

توی یک هفته

پدرم بیماری قلبی داشت

هر وقت حرف میزد

قلبشو میگرفت

یک روز دستش لیز خورد

و اون آخر ماجرا شد

پدرم فوت کرد

پسر و دو عروسشو

تنها گذاشت

!بابا

چرا من تنها گذاشتی بابا؟

!گورو ..دلم برات تنگ شده_

دوست ندارم این چیزا رو بگم

تنهام بذارید

بذارید کامل قانعشون کنم

دیگه این چیزا گذشته

من اورواشی رو به بانکوک فرستادم

چون باید چند روزی خارج از شهر میرفتم

بهشون گفتم چشم ازش بر ندارید

اونا هم داشتن همین کارو میکردن

آنوشکا باور کن

جوی، چرا حقیقت رو بهش نگفتی؟

باید بهش میگفتی

درسته

!چطور میگفتی

چون اون پریا رو میشناسه

و دوستای صمیمی هستن

اگر بهت میگفت اورواشی زن منه

اونوقت تو به پریا جریان رو میگفتی

و پریا گوش میداد و میومد بانکوک

..و اون میگفت من اینجا نقشم چیه؟_

!پریا

شما بهش گفتید؟

نه اصلا

پریا

پریا اینا توی دردسر افتادن

باید کمکشون کنم

مسئله در مورد یه زنه مچشون رو گرفتن

!گورو

چی زیر لب بهش میگی؟

صبر کنید، الان میام دو دقیقه وقت بدید

گوش بده، دارم سعی میکنم نجاتشون بدم !نه_

چی میخوای بهش بگی؟

بگو ببینم بابا دو دقیقه وقت بده_

الان میام

..گوش بده، من گورو! نمیتونی پچ پچ کنی_

بلند بگو

!پس گوش بدید

پریا، دیشب به من زنگ زدن

گفتن زناشون دستشونو موقع خیانت گرفتن

..هی !اورواشی_

اون با این بود

نه، با اونم بود !چی_

اومدم اینجا نجاتشون بدم

هر چی باشه دوستای منن

..تو چه دوستی

گوه توی این دوستی

دوستا موقتی ان

اما زن آدم تا اون دنیا هم باهاته

رابطه ام با زنم رو بخاطر شما خراب کنم؟

هی، گورو

از اورواشی استفاده کردی تا رییس رو توی دردسر بندازی

خودم شاهد بودم آره_

و بعد رییس منو وارد این ماجرا کرد و من شاهد همه چی بودم

لعنت به همش

..پریا، تمام این چیزا !بسه_

فقط بهم بگو

تا حالا ازت پرسیدم

که توی شرکتی یا نه؟

تا حالا ازت پرسیدم کجا میری و میای؟

وقتی دیر میای خونه پرسیدم کجا بودی؟

تا حالا بهت گفتم چرا دیر میای خونه؟

نه فقط این وقتی خونه نیستی

مرتب زن ها تماس میگیرن

عادت داشتم پیام هاشونو توی دفترچه مینوشتم

اینجوری بهت اعتماد داشتم

پریا اما دیگه نه_

الان دیگه قضیه رو دادگاهی میکنم

!چی

حقشه !موافقم_

امروز فقط اعتمادمو از دست ندادی

منو هم از دست دادی گورو

..هی

!پریا پریا، بهم گوش کن_

!پریا پریا_

پریا برو زمین بدمینتون

برو زمین تنیس برو رستوران

اما نرو دادگاه، خواهش میکنم پریا

حتما میره چی؟_

اما چطوری کنترل همه چی از دستت خارج شد؟

با وجور تموم حیله گری هات؟

همش مربوط میشه به شانس

وقتی شانس بد یکی در بزنه

گرفتار دردسر و مشکلات میشه

حتی اگه خیلی احتیاط کنه

من توی شرایط بدی هستم

پولم کجاست؟

!پول

!همش نگران پولی

زنم داره ترکم میکنه و زندگیم خراب شده

و تو پول میخوای؟

اصلا به جز پول برای چیزی ارزش قائلی؟

!پول

!اوه تو هم اینجایی؟

تو هم پول میخوای، درسته؟

تو اشتباه کردی

اشتباه کردی بهش نگاه کن

اون خانم، اورواشی.. شوهرش توی کماست

از یک سال پیش

برای معالجه روزی 20000 تا لازم داره

و هرجوری شده میخواد این پول رو به دست بیاره

بخاطر همین اومد بانکوک

کی یهش اهمیت میده؟

اون فقط یکمی پول داره

و یه دوست مضخرف مثل من

متاسفم

نباید توی این شرایط اسم پول رو میوردم

چی شد؟

چرا اینجوری بهم نگاه میکنی؟

یه زن نقاب زده میبینم

زنی که نگرانی هاشو پشت یه لبخند

پنهون کرده

من مسئولیت و خرج مداوای همسرت رو به عهده میگیرم

تا وقتی که بهتر بشه

همه چی درست میشه

هی آپوربا، اینو بگیر هرچقدر میخوای بنوش

یکمی پرن لیتچی بنوش

بهتر میشی یالا

هر چقدر تلاش کنیم فایده نداره

ببین، باید از مشکلی که توش هستیم

خارج بشیم

یالا بریم معذرت خواهی کنیم

وقتی اشتباهی نکردم چرا باید عذرخواهی کنم؟

من نمیتونم تو برو

هی! مثل یه بچه لجباز نباش

شغلتو میخوای، مگه نه؟

باشه.. بگو گوش میدم

یکمی کمتر گستاخ باش

قربان لطفا درک کن، اونا ما رو باور نمیکنن

شغلت سرجاشه

نه.. ما باید متقاعدشون کنیم

وقتی دستمال یه خانم میوفته زمین

بلندش میکنه، تمیزش میکنم و توی کیفش میذاره

ما که دیگه شوهراشونیم، باید سعی خودمونو بکنیم

یالا، بیا اینو بخور

..هی آنوشکا آنوشکا

هی! دارید چکار میکنید؟ دارید چکار میکنید؟_

آنوشکا لطفا منو ببخش ..ولم کن_

ولم کن.. پاشو! پاشو

لطفا منو ببخش !پاشو_

من اشتباه کردم اشتباه کردم_

هی!پاشو ولم کن_

ازمون خواست بیاستیم

گوشاتونو بگیرید

و قول بدید که به هیچ زنی جز زن خودتون

نگاه هم نمیکنید

قول میدم قول میدم_

چشمام کور بشه

اگه بخوام به کسی نگاهی بندازم

تلفنم زنگ میخوره، جواب بدم؟

میشه بیاستم؟

میشه جواب بدم؟

الو قربان، سوال دارم_

شماها کجایید؟

یکی از دوستای شیطونتون

رفته خودکشی کنه

خیلی خوبه کیه؟

آقای گورو

گورو؟ چی؟_

!گورو میخواد خودکشی کنه

کجا؟

هنوز نیومدن

یعنی پیشخدمت تا الان بهشون خبر داده؟

که اومدم خودکشی کنم؟

باور کردن حرفشو؟

!هی، صبر کن، صبر کن

گورو کجاست؟_ !گورو_

!گورو! گورو

گورو؟ کجایی؟

!هی، گورو

اوه خدای من، اونجاست

هی! گورو هی گورو_

هی، گورو رسیدن_

هی گورو گورو، صبر کن ریما_

سعی نکنید نجاتم بدید

من دارم میرم

گورو اگه خودتو بندازی پایین میمیری

هی گورو_ امروز هیچکی نمیتونه جلوی منو بگیره_

دارم زنگ در مرگ رو میزنم

هی، گورو، صبر کن هی، گورو، صبر کن_

احمق ها! وقتو تلف نکنید، هی با خودشون حرف میزنن

یالا! زنم رو بفرستید بیاد

هی، چرا اینجا وایسادی؟ برو نجاتش بده

فرض کن یکی منو گروگان گرفته، یالا بدو

هی گورو چیه؟_

هی گورو هی گورو_

هی آنوشکا اوه خدای من_

عزیزم اوه خدای من!_ هی آنوشکا_

!آنو اگه از اینجا بیوفتم صددرصد مردم_

هی آنوشکا سریعتر بدو_

عزیزم دارم میام سریعتر بدو_

!آنوشکا

!آنوشکا تو هم باید بری_

یالا، برو آنوشکا! آنوشکا_

!برو گورو! منم دارم میام_

چرا اسممو فریاد میزنن؟

عزیزم.. دارم میام عجله کن_

هی! چرا دارن اسم زن هاشونو فریاد میزنن؟

دارم میرسم زنت اونجاست_

برگرد من گورو ام_ آنوشکا_

من گورو ام !آنوشکا_

هر دو میمیریم !آنوشکا_

دارم میام بیاست، آروم باش_

آروم باش نمیتونم_

هی.. گورو بیاست، بیاست_

هی !گورو!

هی..کمک.. پریا! پریا_

کمک... کمک

بریم! بریم

!کمک

!ای احمق چرا اومدی اینجا بمیری؟_

نیومدم اینجا بمیرم اومدم نجاتت بدم

چرا وقتی میدویدی اسم زنت رو داد میزدی؟

تا بتونم یکمی سریعتر بدوم احمق_

الانه منو بکشی

اسم پدرم چیه؟ فکر کنم اسمش کاگن بود_

الان لگدت میزنم هی! متاسفم_

ببخشید، ببخشید، ببخشید

گورو من اینجام نگران نباش، نجاتت میدم

!گورو

هی گورو ما اینجاییم_

کجایید؟ ما اینجاییم_

یکمی بیا پایین

تا بتونی ما رو ببینی

بیا پایین

پایین ِ تپه؟

قربان یه کم پایین تر

هی گورو

چطور رفتید اونجا؟

هی!آپوربا کجاست؟

پای منو گرفته قربان من اینجام_

پاهاشو گرفتی؟ اونجا چکار میکنه؟

به پام آویزونه

!اونجا آویزونی !احمق

اومدی گورو رو نجات بدی یا بکشیش؟

!احمق!خر!گاو!خنگ

خفه شو، احمق تویی

منو بکش بالا

هی! اخراجت میکنما

قربان فقط اگه زنده بمونم میتونم کار کنم

لطفا نجاتم بدید

اوه، آره.. درست میگی

مضخرفات رو تموم کنید

هی جوی یه طناب بیار

میارم طناب .. طناب

قربان عجله کنید

..قربان یالا

وگرنه هر دو میمیریم

جوی، محکمتر بکش

اینو بگیر، یالا! عجله کن

بگیرش بیارش پایین_

مواظب باش !چی میگی_

!حرف نزن نمیبینی مشغولم؟

دارم سعی میکنم نجاتشون بدم بگیرش

یکمی پایین تر یکم دیگه؟_

باشه، باشه بگیرش! بگیرش

جوی، مواظب باش !ساکت باش_

نمیبینی کار خطرناکیه؟ حواسمو پرت نکن

!خفه شو احمق زود باش

بیارش پایین تر

بازم؟

صبر کن، صبر کن

یه لحظه

جوی توروخدا مواظب باش، ممکنه بیوفتی

بسه دیگه

دارم بهتون اخطار میدم

میشه لطفا برید از اینجا؟

رسید؟

یکم پایین تر قربان

!یکمی پایین تر آره.. یکم دیگه_

حالا خوبه؟

نه پایین تر عجله کن

!جوی! جوی

!جوی! جوی

!قربان

!وای جوی باید یه کاری کنیم

ببین میتونی توی ون یه طناب پیدا کنی

عجله کن

دلم میخواد هر دوتونو پرت کنم

نه خواهش میکنم

کی کدوم پا رو گرفته؟

من پای چپت رو گرفتم

وای قربان، حتی اینجا هم میخوایید منو قربانی کنید؟

!به شغلت فکر کن

هی، بچه جون

پای چپم میخاره، میخارونیش؟

!ولم کنید بخارون_

میندازمت پایین ها باشه باشه_ نه نه_

حالا خوشحالی؟

میخواد بمیره و بدنش میخاره

"التماست میکنم آقای مار"

"..لطفا عصبانی نباش"

چرا داره اهنگ میخونه؟ چرت و پرت میخونه_

"کی میدونست اینجا هستی"

آهنگ آقای ببره

آهنگ فیلمه هیروک راجار دشه ست

"کی میدونست اینجا هستی"

"آقای مار"

هی! چرا آهنگ میخونی؟

چون دوست دارم

مشکلتون چیه؟

یا گوش بدید یا ولم کنید برید

نه.. با تو نبودم

"بیخیال آقای مار"

"لطفا برو از اینجا"

طناب پیدا کردم یالا یالا

بده به من بده به من

از اونجا بگیرش بده به من

!مار

!مار

!مار !مار_

!مار نه، مار نیست_

یه طنابه بگیرش

بگیرش

هی! یه طنابه خب بگیرش_

یالا دیگه، طناب رو بگیر

نه، من طناب رو نمیگیرم

هی چرا؟_

اگه طناب رو بگیرم و بیام بالا

اونوقت پریا فکر میکنه من فقط داشتم تظاهر میکردم

اول از پریا بخوایید منو ببخشه

هی، آنوشکا لطفا منو ببخش

هی! آنوشکا نه به پریا بگو

هر کی که هست لطفا ما رو ببخش! لطفا لطفا لطفا

یالا پریا، ببخشش، یالا ببخشش

وگرنه طناب رو نمیگیرن

تا وقتی پریا منو نبخشه طناب رو نمیگیرم

گورو من تورو بخشیدم

طناب رو بگیر و بیا بالا

لطفا بیا بالا... لطفا

باشه پریا

من میام بالا، فقط چون اصرار میکنی

بیا بالا لطفا

فقط بخاطر تو

بگیرش.. بگیرش

بکش یالا، بکشید_

بکشید_

یالا

!بکشید !محکمتر_

حالتون خوبه؟ آره.. حرکت کن_

حرکت کن

مواظب باش! هی منو اینجا ول نکن_

چرا همچین کار خطرناکی کردی؟ بهم بگو

هیچوقت حتی به ترک کردنت فکر هم نمیکنم

من همینجوری اون حرفا رو زدم

منظور من رو متوجه نشدی؟

من کاملا ایمان داشتم که

برای همیشه تغییر میکنی

این یعنی تو همه چیز رو میدونستی

..آره

اگه دوباره به دنیا بیام بازم با تو هستم

چطور میتونم بذارم راحت بری؟

اگه کسی دیگه جای تو بود

هیچوقت منو نمیبخشید

من بهترین شوهر توی دنیا میشم واست

قول میدم واقعا؟_

!باور کن

تهيه تنظيم وترجمه از سايت باليوود وان Asma : مترجم Bollywood1.top

برای سفارش ترجمه ی فیلم های هندی با ما در ارتباط باشید Bigane087@gmail.com telegram.me/yasiin20

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.