Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
"Destined To Meet" by Luan Yize
♫ Loving you ♫
♫ Feelings I can't hide away ♫
♫ Loving you ♫
♫ Is you ♫
♫ Suddenly my world ♫
♫ is saying farewell ♫
♫ I have finally found my journey's destination ♫
♫ I just want to hold you ♫
♫ And slowly travel through the universe together with you ♫
♫ Turns out that the fleet of time was an accident ♫
♫ Destined for us to meet ♫
♫ Loving you ♫
♫ Feelings I can't hide away ♫
♫ Loving you ♫
♫ Is you ♫
♫ Holding my hand ♫
♫ To be with me ♫
♫ Can you tell me ♫
♫ You are the only one ♫
[فیلمنامه عاشقانه]
[قسمت 1]
ترجمه و زیرنویس: Hanayi❤️✨ تیم: AsianMoviee.ir
شوان ون
دودمان ژو
فقط باعث سقوط جنگجوها شد
ما هیچوقت رهبری نداشتیم که شهرش رو رها کنه
لیان یی
متاسفم
اعلیحضرت شما گفتید این مقاماتن که برای رهبراشون کشته میشن
اما هیچوقت رهبری نبوده که شهرش رو رها کنه
اما منم یکی از افراد سلطنتی شمام
بهم قول بدین که هیچوقت همدیگه رو تو این زندگی نا امید نکنیم
لیان یی
لیان یی
اعلیحضرت، یادتونه این گیره سر
شکوفه یاقوتی رو بهم هدیه دادید؟
یادم میاد
امروز
لیان لی یک بار دیگه قسم میخوره
عشق این زندگی برمیگرده
تو زندگی بعدی
باشه، این گیره سر هم مدرکش
تو همه زندگی ها
پیدات میکنم
لیان یی
لیان یی
چرا دوباره این خوابو دیدم؟
اون دقیقا کیه؟
امروز، نمایشگاه باشکوه جواهراتی که منتظرش بودیم در شهرمان افتتاح خواهد شد
در مراسم افتتاحیه، شرکت جواهرات، گروه ییکه
رئیس جدید, ژو شوان ون, برای اولین بار دیده خواهد شد
با وجود اینکه این مدیرعامل بسیار جوان ست، اما ثبات و جسارتی دارد که اغلب در افراد همسن او دیده نمیشود
او بلندپروازانه شهرت ییکه را به عنوان یک تجارت در حاشیه از بین می برد
و تمرکز خود را به سمت مخاطبان جوان تر معطوف می کند
که به موجب آن سری جدیدی از جواهرات لوکس را عرضه کرد
با این حال ، بسیاری از افراد خارج از صنعت حدس می زنند که جاه طلبی مدیرعامل جوان در اینجا به پایان نخواهد رسید
ما معتقدیم که ییکه در آینده نزدیک شگفتی های بیشتری برای ما به همراه خواهد داشت
[به منظور جلوگیری از خرابی سیستم، لطفاً با خیال راحت ماشین را پارک کنید]
[ABS]
[درمانگاه]
رئیس، بهوش اومدین
بهوش اومده
شوان ون, حالت خوبه؟
رئیس، بهترید؟
آقای ژو، بهوش اومدید؟ هنوز سرتون گیج میره؟
آنژیوکت رو کندین - رئیس، دارید چیکار میکنید؟ -
رئیس دارید چیکار میکنید؟- اقای ژو- شوان ون-
رئیس - آقای ژو -
آقای ژو، دارید کجا میرید؟
هی هی - رئیس -
اون چش شده؟ - آقای ژو -
رئیس - شماها دارید چیکار میکنید؟ -
هی
از سر راه برو کنار
رئیس
سلام بچه ها. من امروز اومدم لایو
دارم غذای بیمارستان رو میخورم، ببینید
میگو و دنده
من کجام؟ (به چینی باستانی صحبت میکنه)- اینجا بیمارستانه -
بیمارستان؟
بیمارستان چیه؟
سعی نکن گولم بزنی
شاهزاده؟ داری میگی شاهزاده ای؟ در چین باستان ، از عنوان های اول شخص استفاده می کردند. شوان ون به جای گفتن "من" از چیزی استفاده کرد که تقریباً به "این شاهزاده" ترجمه می شود
آره - پس اگه تو شاهزاده ای -
منم همسر امپراتور، یانگ هستم ( همسر معروف امپراتور سلسله تانگ ، گفته می شود یکی از زیباترین زنان چین باستان است(
گستاخ، چطور جرات میکنی اینطور صحبت کنی؟
رئیس
تو کی هستی؟
من، من دای فو هستم، دستیارتون
فراموش کردین؟
من اصلا تو رو به خاطر نمیارم
شوان ون
منو یادت میاد؟ من عموی دومتم
چی شده؟ اگه اتفاقی افتاده میتونی بهمون بگی
من رهبر این شهرم
حتی اگه به دست شما افتاده باشه
من با شما دزدا و خیانتکارا فامیل نمیشم
رهبر این شهر؟
شاهزاده؟
شرکت جواهرات شهر من، گروه ییکه، با تراژدی های متعددی روبرو شده است
بعد از اینکه مدیر عامل شرکت ژو یوجون، به طور ناگهانی در اثر خونریزی مغزی درگذشت
نوه اش، ژو شوان ون کمپانی را به دست گرفت، اما در تصادف شدیدی صدمه دید
و شرایط فعلی وی نامعلوم است
اگرچه این شرکت طرح واکنش اضطراری خود را آغاز کرده است ، اما گمانه زنی ها همچنان ادامه دارد
بسیاری از سهامداران دچار تردید در سرمایه گذاری های خود در ییکه شده اند
- اون اینجاست، اون اینجاست - داره میاد بیرون
با عرض معذرت، لطفاً کمی به عقب برگردید- مدیر ژو، مدیر ژو -
لطفا جواب بدین - لطفا اینجارو نگاه کنید - یکم برگردین -
نظر شما درباره اظهاراتی که در رابطه با کاهش ارزش سهام ییکه وجود داره، چیه؟
افت و خیز سهام به عملکرد فروش ما مربوط میشه
بر اساس گزارشات
فروش ما 11 درصد افزایش پیدا کرده
وقتی همچین رشدی نادیده گرفته میشه
فقط می تونم برای این سرمایه گذارا با این سلیقه بدشون، ابراز تاسف کنم
لطفا کنار وایستین - مدیر ژو -
همگی، لطفا راه رو باز کنید - مدیر ژو، شنیدم تنها پسر ژو یی، ژو شوان ون، بعد از مراسم ختم دچار سانحه رانندگی شد -
برادرزادتون به تازگی شدیدا آسیب دیده، به عنوان عموشون، چیزی هست که بخواید بگید؟
مردم میگن شوان ون شدیدا آسیب دیده و تحت مراقبت های ویژه ست، اما واقعیت نداره
اون در حال استراحت تو خونه ست. ما نمیخوایم چیزی رو اعلام کنیم چون دلمون نمیخواد باعث ناراحتیش بشیم
لطفا درگیر شایعات نشید
پس میخواین بگین شوان ون در سلامتی کامله؟ - بله -
آقا - اقا -
آقا، لطفا جواب بدین -
سلام - چی میل دارید؟ -
دو فنجون لاته لطفا - بله -
ممنون - چند لحظه منتظر بمونید -
کای هوای - بله -
کجا با این عجله؟ - دیرم شده برای کار -
عجله نکن ... صبحانه خوردی؟ بیا اینجا
اینو بگیر - مرسی بابا، من دیگه میرم -
بذار من انجامش بدم - اینو ببر اونجا -
قهوتون - ممنون -
اسم من لو کای هوایه
من یه روان درمانگرم
فرق من و بقیه روان درمانگرها اینه که
من میتونم صحنه های خیلی خوبی برای نقش بازی کردن
بر اساس شرایط بیمارام به وجود بیارم
درمان های جدید برای من مثل یک چالش هستن
کاری که من میکنم اینه که حواسم رو جمع میکنم
تا از همه چالش ها سربلند بیرون بیام
و درمورد اینکه چرا این شغل رو انتخاب کردم
باید بگم که از بچگی آرزوش رو داشتم
- چه خبر شده؟ - کمکش کن
اون دوچرخه سوار کی بود؟
خوبی ؟ - آدمای بی وجدان زیاد پیدا میشن -
حالش خوبه؟ - نمیدونم -
خانم، حالتون خوبه؟
خوبم - گفت خوبه، بریم -
خانم، اجازه بدید شما رو ببریم بیمارستان
نیازی نیست، ممنون
خانم، کجا میرید؟
برای کارم دیرم شده
بذارید ما شما رو ببریم
سختتون نیست؟
خیر
[کلینیک روانشناسی]
[جایزه پژوهش روانشناسی]
بله
تا الان چند دقیقه ای دیر کرده لو کای هوای داره چیکار میکنه؟
به نظر میرسه نه تنها تخصصش رو از خارج از کشور گرفته
بلکه با روحیاتشون هم سازگار شده
جناب مدیر، من میدونم که شما اعتقاد دارید اون پتانسیل بالایی داره
و همچنین جز اولین دانشجوهای چینی ای بود که به آلمان برای یادگیری تراپی فرستاده شد
هرچند، از نظر من
استعدادش دلیل موجهی برای دیر کردنش نیست
خیلی خب، پس ما بیشتر از این منتظرش نمیمونیم
بیایین جلسه رو شروع کنیم
من از همتون خواستم بیایید چون یه بیمار نادر داریم، لطفا یه نگاه بندازید
بعد درموردش صحبت میکنیم
چرا انقدر آشنا به نظر میرسه؟
حس میکنم قبلا دیدمش
عمو و خواجه دای
هردوی شما بسیار گستاخید
از من اجازه نگرفتید
و یک فرد معمولی رو آوردید تا بدون اجازه کنار من بشینه
منظورش از "معمولی" قطعا من نیستم، هستم؟
"این شاهزاده؟"- خانم، ما گروه تئاتر هستیم
داریم دیالوگ هامون رو تمرین می کنیم
آهان، تمرین دیالوگ، تعجبی نداره
هیچ کلمه ای برای بیان اینکه چقدر زشت هستید وجود نداره
حتی نمیشه برات دل سوزوند
چته؟ مگه چیکار کردم؟
رسیدیم رسیدیم، درست همینجاست
میتونید این کنار نگه دارید، ممنون
[کلینیک روانپزشکی]
ببخشید که وقتتون رو گرفتم، ممنون
تا بعد - خدانگهدار -
... تا - دهاتی -
خیلی گستاخید که فکرمیکنید دوباره همو ملاقات میکنیم
راه بیافت
من ... اون دیگه کی بود؟
چقدر بداخلاق و بی اعصاب، خیلی عجیبه که بخواد معروف باشه
جناب مدیر، این مورد اونقدر ساده نیست که بشه به راحتی حلش کرد
بعد از تصادفش، بیمار تو توهمش گیر افتاده
به طور دائم توهم میزنه و فکرمیکنه شاهزاده ای از دوران باستانه
اگه نتونیم درمانش کنیم
فکرمیکنم کارمون تمومه
اینکه ما میتونیم درمانش کنیم یا نه، بستگی به این داره که کی مسئوله
متاسفم
معذرت میخوام دیر کردم
این مورد رو میدیم به تو
طبق چیزی که میگین، این مورد خیلی نادره
همچنین، میزان موفقیت در اون خیلی پایینه
با این حال، من نوعی روش موقعیت درمانی رو مطالعه کردم
که در اون بیمارا میتونن کاراشون رو طی یک موقعیت نشون بدن
این باعث میشه رفتارشون رو تغییر بدن
من فکرمیکنم این سبک درمان براش عالی باشه
همونطور که انتظار داشتم، نا امیدم نکردی. میدونی چرا فرستادمت خارج؟
چون شخصیتم بهم اجازه میده خارج از چارچوب فکر کنم ، بنابراین شما فکر کردین که من برای مطالعه موقعیت درمانی مناسبم
و؟
و اینکه یه شیوه غیرمستقیم برای درمان بیماریمه
کای هوای، از اون لحظه ای که تصمیم گرفتی روانشناسی بخونی
از اون لحظه ای که گفتی میخوای به آدمای مثل خودت کمک کنی، فهمیدم که
تو قطعا یه تراپیست فوق العاده میشی
سپردن این مورد به تو باعث میشه که احساس اطمینان بکنم
اینجا مکانی هست که مدیر عامل ژو قراره درمان بشن. چند لحظه دیگه وارد میشیم
از این لحظه به بعد باید طوری رفتار کنی که انگار از دوران باستان هستی. نباید بذاریم مدیرعامل ژو احساس ناراحتی بکنن
بله، نگران نباشید
اعلیحضرت، پزشک سلطنتی اینجا هستند
بیا داخل
اقای ژو
اعلیحضرت
چهره زیبایی داری
چرا انقدر نحیف به نظر میرسی؟
پزشک سلطنتی، دلم برات میسوزه
مگه نیومدی اینجا تا نبضم رو بگیری؟
بله
سن و سال
خیلی بی رحمه
از اونجایی که تو در سنی هستی که شکوفه های زیباییت شبیه به یک گل هستند
باید یکی رو داشته باشی تا بهت اهمیت بده
موافق نیستی؟
پزشک سلطنتی، میتونی بهم بگی که ارزشمند ترین گنج
در این اتاق چیه؟
نمیدونم
همشون ارزشمندن، درسته؟
در این اتاق
ارزشمند ترین گنج
منم، درسته؟
پزشک سلطنتی، بهم بگو
چه چیزی رو در این اتاق دلت میخواد داشته باشی؟
من ... من
مطمئنا نمیخوای بگی اون چیزای بی ارزش رو میخوای
من اینجام
حالا میدونی چی میخوای؟
من
من... شما رو میخوام
چه خدمتکار گستاخی. اون میخواد از من به عنوان نردبان قدرت استفاده کنه
خواجه دای، ببرش بیرون و بهش 20 تخته بده
هی، آقای ژو
مگه نگفتی من خوشگلم و پوستم مثل برفه؟
من داشتم درمورد خودم صحبت میکردم
تو
این پولو بگیر، قرار داد تموم شد
این چیه؟ اخراجم؟ - آره -
ما یه قرارداد 3 ساله امضا کردیم
حداقل باید پول فسق قرارداد رو بهم بدی
قرارداد خیلی واضح گفته که به محض اینکه اومدی باید اعتماد بیمارو به دست بیاری
قرارداد فقط بعد از شروع درمان ارزش داره
به همین خاطر، من یه سنت هم نباید بهت بدم، اما اخلاق حکم میکنه
میتونی اینو به عنوان غرامت بگیری
درست وقتی که مدیر عامل جدید ییکه منصوب شد، با این بیماری روانی روبرو شد
اگه این خبرارو بفروشم، فکرکنم بیشتر از اینا گیرم بیاد
تو همین الانشم میدونی که ییکه یکی از معروف ترین شرکت های این کشوره
اگه اطلاعات بیمار رو پخش کنی
ممکنه به موقعیت شغلی خودت آسیب برسونی، اینجوری بهش فکر کردی؟
پولتو بگیر و برو
[جواهرات ییکه]
فقط تو چند روز گذشته
شوان ون 5 تا تراپیست و 10 تا از خدمه رو اخراج کرده
به نظر میرسه شرایطتش هیچ تغییری نکرده
مدیر ژو، به نظرت باید ادامه بدیم؟
من یه مقدار سرچ کردم و فهمیدم بعد از تصادف مغزش به طور ناخودآگاه در برابر استرس اینطور عمل میکنه
پیشنهاد میکنم تو موقعیت خیالی با منطق پیش بری
مدیر ژو، میدونم که شما خواستین شوان ون با بیش از 12 تا خدم و حشم
به قصر بره
چون میخواستین اول موقعیتش ثابت بشه و بعد درمان رو شروع کنید
ولی این چیزی نیست که تو دراز مدت جواب بده
شرکت - نگران شرکت نباش. من حواسم بهش هست -
هرچند، باید این رو مثل یک راز نگه داری
خوبه که داره مثل یک فرد سلطنتی زندگی میکنه
همین الان با بهترین کلینیک روان درمانی کشور صحبت کردم. قراره یه نفرو بفرستن
مهم نیست چی میشه، ما باید شوان ون رو درمان کنیم
ژو شوان ون (مدیرعامل گروه ییکه)
پس من این پرونده رو با اعتماد کامل میدم به تو
کای هوای، به عنوان استاد روانشناسیت، من بهت باور دارم
این چطور میتونه اون باشه؟
هیچ کلمه ای نمیتونه زشتیت رو بیان کنه
حتی نمیشه برات دل سوزوند
صادقانه بخوام بگم
هیچ کسی غیر از تو نمیتونه این مورد رو درمان کنه
من بیست ساله که بخاطراین اختلال اذیت میشم. فکرمیکنم تو این مسیر خودمو هم درمان کنم
اولین باری که ژو شوان ون رو دیدم، حس کردم چقدر شرایطش مشابه توئه
تو چندین ساله که در رابطه با موقعیت تراپی آموزش دیدی
اگه بتونی از طریق اون درمانی برای خودت پیدا کنی
فکرنمیکنی خبر خوبی باشه؟
ژو شوان ون، استعدادی نوین در طراحی جواهرات
از دوران راهنمائی، در رقابت های بین المللی مختلفی شرکت میکرد
سپس در فرانسه به تحصیل پرداخت
و دو فوق لیسانس در رشته های هنر و هنر نمایشی گرفت
یعنی قبلا انقدر خفن بود؟
خجالت آوره که همچین مرد بااستعدادی
الان حتی خودشو نمیشناسه
هیچ چی همیشگی نیست
این اولین ویزیت توئه، پس مراقب باش، چون یه شرایط نادره
متوجه شدم جناب مدیر
خانم، رسیدیم
ممنون آقای راننده
الو؟ دکتر لو؟ هنوز نرسیدید؟
آقای لای، من همین الان رسیدم، شما کجایید؟
فکرکنم تو مسیرم یه تصادف شده
تو ترافیک گیر افتادم
عیبی نداره، یه جایی رو پیدا میکنم تا منتظرتون بمونم
چجوری به اینجا رسیدم؟ یعنی منم چیزیم شده؟
کسی اینجا نیست؟
سلام، کسی اینجا نیست؟
کسی هست؟
چه قصر بزرگی
پس استودیوهای ضبط فیلم اینجورین
حتما این تخت شاهزاده ست
خسته ام. همتون برید (داره ادای حرف زدن امپراتورای قدیمی رو در میاره(
موزم رو بیارید اینجا
خیلی خوبه که هر روز تو این قصر زندگی کنی
داری چیکار میکنی؟
کای هوای. نترس
این شمشیر هیچ آسیبی بهت نمیرسونه. آروم باش
باید خونسردیتو حفظ کنی
♫ چهره ای که در عمق ذهنم قرار گرفته ♫
♫ درخت شکوفه گیلاسی که آرزوی منو برآورده کرد ♫
اون کیه؟
آدمی که تو رویاهامه
اونه؟
♫ برای دیدنت به عقب برمیگردم ♫
♫ قول میدم ♫
♫ به اون لحظه ای که شبیه به رویا بود برمیگردم ♫
♫ تا لبخندت رو ببینم ♫
آقا
خوبه، هنوز زنده ای. پس میتونم زندگیت رو نجات بدم
(خانه هزار گیاه(
مردا قبلا هرگز به خونه هزار گیاه وارد نشدن
نمیدونم زیست شناسی مردا
فرقی با زیست شناسی زنا داره یا نه
چون من یه دکترم، میتونم از این فرصت استفاده کنم
تا یکم پژوهش انجام بدم
بیداری؟
شاید کوره
حیف این قیافه جذاب نیست؟
تو کی هستی؟ من کجام؟
تو لباسای منو عوض کردی؟
من نجاتت دادم. لو لیان یی
میخواستم از بدنتون برای آزمایش طب سوزنی استفاده کنم
که یهو بیدار شدین
پس تقصیر منه
اشکالی نداره. من قرار نیست عصبانی بشم. چون شما زخمی شدین
چشمتون چیزیش نشده. فکرمیکنم هنوز یه مقدار سم تو بدنتون مونده باشه
فکر می کنم با چند دوز دارو، بعد از حدود ده روز خوب میشین
ده روز؟
نه. نمیتونم انقدر صبر کنم
کجا دارین میرین؟
یه روز دیگه، چون جونم رو نجات دادی
جبران میکنم
خدانگهدار
برام مهم نیست کجا میری. فقط میدونم چشمات هنوز خوب نشده
اگه الان بری میمیری
به عنوان عضوی از ارتش
حتی اگه بمیرم هم باید به میدون جنگ برگردم
بهت اجازه نمیدم جونی رو که به سختی نجات دادم از بین ببری
اون دختر هنور بیدار نشده؟
هنوز نه. دکترا دیدنش و گفتن حالش خوبه. یکم دیگه بهوش میاد
رویام به روز رسانی شد؟
من کجام؟
این چیه؟
این سینه منه
تو... تو... ژو شوان ون؟
هنوز دارم خواب میبینم؟
خیلی گستاخی، دختره ی خدمتکار
تو جرات کردی خودتو بندازی تو آب
تا منو اغوا کنی
حتی لمسم کردی
تو چشم منو به جهان باز کردی
[ژو شوان ون]
تو عمدا خودتو انداختی تو آب تا بدنت رو نشونم بدی، درسته؟
ولی
این اعتماد به نفس رو از کجا آوردی؟
تو لباسام رو عوض کردی؟
من نبودم، پس کی بود؟
!منحرف
داری ناز میکنی؟
روش خوبیه
صبر کن
درو باز کن
نیا اینجا. نیا اینجا
فکرمیکنی هروقت دلت بخواد میتونی بیای اینجا
و هروقت دلت بخواد بری؟
ژو شوان ون، فکرنمیکنی زیادی تو نقشت فرو رفتی؟
تو تا الان این همه سختی رو پشت سر گذاشتی تا خودتو برسونی بهم
چرا الان پا پس میکشی؟
من، من همچین خیالاتی نداشتم
اگه بذارم داشته باشی چی؟
بذاری داشته باشم؟
خیالات
با اینکه میخواد تحریکم کنه
چشماش پر از تنفره. داره عمدا این کارو میکنه.
اگه بخوام برم بیرون
...اعلیحضرت، پس
از اونجایی که شما منو دیدین
میخواین بذارید کمکتون کنم تا
لباساتون رو عوض کنید یا حمام کنید؟
یا میخواین بیخیال همه اینا بشین
و بذارین من خوشحالتون کنم؟
منو خوشحال کنی؟ چی فکرکردی؟
نمیتونی دم روباهیت رو قایم کنی
خجالتم نمیکشی، خیلی از حدت خارج شدی
برو بیرون
باورنکردنیه
چطور آدم مغرور و دردسرسازی مثل اون
وارد زندگیم شد؟
هروقت اینجا نیستم، همچین اتفاقای بدی میافته! خیلی آزاردهنده ست
خیلی بدشانسم
ببخشید، ببخشید
اینجا چیکار میکنی؟ - دکتر لو؟ -
چرا انقدر عجیب لباس پوشیده؟
دکتر لو من واقعا معذرت میخوام. نتونستم زودتر بیام دنبالتون و همین باعث کلی دردسر شد
عیبی نداره
من از دست یه بیمار عصبانی نمیشم
شوان ون چطوره؟
فکرمیکنه
داری اغواش میکنی تا به جایگاه بالایی برسی؟
الان خیلی خودشیفته ست؟
فکرمیکنه خیلی خوشتیپه؟ مثل یه الهه؟
دیگه تموم شد ... داره بدتر و بدتر میشه. چیکار باید بکنیم؟
اگه فکرمیکنه هر زنی که بهش نزدیک میشه برای منفعت خودشه
فکرنمیکنی خیلی خودشیفتگیه؟
نه نه، تقصیر اون نیست
قبل از اینکه شما بیایید، ما کلی روانشناس استخدام کردیم
یکی از اونا واقعا داشت اغواش میکرد. فکرمیکنید چی شد؟
سریعا توسط شوان ون تبعید شد
تعجبی نداره که هی میگه من میخوام ازش برای منفعت خودم استفاده کنم
حداقل یه دلیلی براش وجود داره
ممنون آقای دای. فکرکنم گرفتم قضیه چیه
هرچند بیماری آقای ژو خیلی وخیم تر از بیمارای عادیه
...باید یه سری تحقیقات تو خونه انجام بدم. میخوام بفهمم میتونم این مورد رو
دکتر لو. ما شرایطتشو درک میکنیم
همین که شما اومدین اینجا مارو خیلی خوشحال کردین
درمورد بقیه چیزا هم ... کافیه نهایت تلاشتون رو بکنید
روان درمانگر حرفه ای: شین فنگ
نظرت چیه؟
من دیروز رفتم تا شرایطو ببینم. مثل اینکه تو دنیای خودش گیر افتاده
همینطور که جلو میریم، باید بهتر بشه
این همه اطلاعاتیه که من جمع کردم. چیز دیگه ای هم هست؟
کارتو خوب انجام دادی. فکرمیکردم بعد از اینکه بفهمی چه مورد سختیه بیخیالش بشی
درمان حین نقش بازی کردن نظر خودم بود. به این راحتیا جا نمیزنم
من فقط ... نگرانم دنیای خواب خودم
بخاطر بودن تو محیط باستانی برجسته تر بشه
کای هوای، دلیل اینکه دنیای خیالیت هنوز نتونسته جای دنیای واقعیت رو بگیره اینه که به خوبی تونستی کنترلش کنی
بعلاوه، آیکموفوبیا خیلی کم رو زندگی روزمره ات تاثیر میذاره (ترس از اشیای تیز(
منظورتون اینه که اگه نتونم خوب کنترلش کنم، ممکنه بدتر بشه؟
احتمالش هست
خودت خوب میدونی که خیلیا هستن که نمیتونن مرز بین خواب و بیداری رو تشخیص بدن
خیلیا هستن که فکرمیکنن دارن تو خوابشون زندگی میکنن، باید مراقب باشی
تائو زی کارت تموم شد؟
سوپ مهربونی لائو لو دوباره اینجاست
فقط تو برات مهمه که سوپ مرغ واسم بیاری
وگرنه من امشب از گرسنگی میمردم
هی، عاشق شدی؟
فکرمیکنی من مثل توام؟ هر ماه با یه پسر جوون و جدید قرار بذارم؟
درسته، ما بیست ساله که باهم دوستیم
ولی هنوز ندیدم کای هوای من رو کسی کراش بزنه
اگه بذارم اونارو داشته باشی چی؟
بذاری داشته باشم؟
خیالات
هی. جدی چیزی نشده؟
!نه
پس اگه ربطی به عشق و عاشقی نداره، لابد درمورد کاره
بهم بگو
نه سرکارم چیزی نشده، فقط اخیرا یه مورد سنگین برای درمان برام پیش اومده
حس میکنم بیمارم و کسی که تو خوابم میبینم خیلی شبیه بهم هستن
نمیدونم باید این پرونده رو نگه دارم یا نه
واقعا؟
داری درمورد خوابی حرف میزنی که تو این ده سال درگیرش بودی؟
اون آدم کیه؟
مریضمه. سوپتو بخور
آخی
بگیرش
[کافه سی و نه]
باید بگیرمش یا نه؟
این مورد
[خانم ها [
...دکتر لو، درمورد شرایط شوان ون
...شما دیدینش، من میترسم
نگران نباش. وقتی من اینجام یعنی براش آماده ام
اعلیحضرت، یه خدمتکار جدید براتون آوردیم. اون میخواد شما رو ملاقات کنه
این همون زن از قبیله هو نیست که اون روز عمداً خودش رو تو آب انداخت؟
تا منو اغوا کنه و بعد فرار کنه؟ ( در دوران باستان از لفظ "طایفه هو" برای صحبت ازوحشی ها استفاده می کردند. اونو وحشی صدا میکنه(
چی شده؟ اومدی تا ببینی من راحت گولت رو نخوردم؟
پس بی شرمانه برگشتی؟
ترجمه و زیرنویس: Hanayi❤️✨ تیم :AsianMoviee.ir
"Smile" by Luan Yize and Queena
♫ The moment you pass by, it's you ♫
♫ A connection we have passes through each other ♫
♫ Your perfect receding figure reflects in my eyes ♫
♫ Remembering the scenery we walked through, hand in hand ♫
♫ My nights are getting farther away from you ♫
♫ The fireworks from our three lives together do not burn ♫
♫ Our hearts are spreading just like this in the darkness ♫
♫ Praying that time would pass by slower ♫
♫ Searching for the memories that have been entangled for thousands of years ♫
♫ The soft whispers in my ear ♫
♫ The one who always approached me was you ♫
♫ The one who continued calling for me in the dark dreamscape ♫
♫ Turns out to be you, it was you ♫
♫ Leading me forward ♫
♫ The face that's been ingrained deeply into my mind ♫
♫ The cherry blossom tree has granted my wish ♫
♫ My wish is to block all the arrows heading toward you ♫
♫ Wandering backwards in time just to meet you ♫
♫ Making that promise ♫
♫ Going back into that dreamlike moment to see ♫
♫ your smile ♫
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.