All language subtitles for His.Dark.Materials.S02E01_720p.AMZN.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه گذشت

جادوگرها نجواهای جاویدان کسانی که

بین جهان‌ها تردد داشتن رو می‌شنون

از بچه‌ای صحبت می‌کنن که مُقدر شده

تا پایان تقدیر رو رقم بزنه

ولی تنها قدم نخواهد زد

با همدیگه، همه چیز رو تغییر میدن

می‌خوام به سمت شمال برم تا سعی کنم بفهمم چه اتفاقی برای

هيئت اعزامی گرومن افتاده

گرومن اشاره به پدیده‌ای طبیعی اشاره داشته

که فقط در سرزمین‌های شمال دیده شده

شهری در آسمان

اون نور از کجا میاد؟

نور نیست، "غبار"ــه [ذراتی بنیادین دارای شعور و آگاهی]

لایرا، خانم کالتر هستم

ممکنه برات جذاب باشه

تعجب می‌کنم ازریل بیشتر درباره‌ت صحب نمی‌کنه

عمومو می‌شناسین؟

نمی‌تونی اینطوری باهام رفتار کنی عموم بهت اجازه نمیده

!اون آدم و پدرِ بدرد نخوریه

تا پیدات نکنه دست از تلاش برنمی‌داره

اون مادرته لایرا

لی اسکورزبی، می‌تونم بجنگم و پرواز کنم

و تو به کمک هر کسی احتیاج پیدا می‌کنی

!لایرا

!لایرا

بخاطرش جنگیدی و الان سرنوشتش در دستان یه نفر دیگه‌ست

برات فایده‌ای ندارم

به همه‌مون احتیاج داره

دیر کردی - دستم بند بود -

کجا؟

آکسفورد

باید این مرد رو پیدا کنم - سرهنگ جان پَری -

توی آلاسکا گُم شد

یه زن و بچه از خوش بجا گذاشته

احتمالاً توی اون خونه جواب‌هایی وجود داره

یه دنباله‌ی کاغذی

درست مثل اونی

پدرت

و تو هم جا پای اون می‌ذاری و راهش رو ادامه میدی

یک چاقو در یک بُرج که توسطِ فرشته‌ها احاطه شده وجود داره

و این چاقو، اون پسره ما رو بهش می‌رسونه

!لایرا کوچولو

سلام ثورولد

من نفرستادم دنبالت

ازریل

راجر پارسلو

خیلی خوشحالم که اومدی

اگه بتونیم اون شهر در آسمان ببینیم

اونوقت یه پُل می‌سازیم و می‌تونیم تردد کنیم

به جهان‌های چند گانه؟

!بیا اینجا

!لُرد ازریل

کمکم کن یه جمهوریِ جدید از بهشت بسازم

بچه‌ی ما توی این دنیاست

خداحافظ ازریل

ما نمی‌خواستیم این اتفاق بیافته - ولی افتاد -

باید غبار رو پیدا کنیم

قبل از اینکه اون پیداش کنه

مطمئن می‌شیم مَرگت بیهوده نباشه

خداحافظ راجر

لایرا؟

لُرد ازریل آسمونِ ما رو شکافت

و دنیا رو در هرج و مَرج قرار داد

جادوگرها اعتقاد دارن این شروع یه پیش گوییِ قدرتمنده

پیش گویی‌ای که ...می‌تونه تمام هستی رو نابود کنه

یا جدیدش کنه

...وقتشه برای

انتخاب طرفین آماده بشیم

می‌دونم

...منم دلم برای راجر تنگ شده ولی

نمی‌تونیم به عقب برگردیم

!لایرا، ببین

عکسِ ازریل

شهری در آسمان

« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما » .: FilmoGen.Org :.

ترجمه از مهرداد و مریم .:: Mehrdadss & Carelless_Whissper ::.

از این وضع خوشم نمیاد

یه نفر با عجله اینجا رو تَرک کرده

بقیه کجان؟

یه اتفاقی اینجا افتاده پَن

منظورت ازریل‌ـه؟

فکر نمی‌کنم تواناییشو داشته بوده باشه

از دستگاه حقیقت یاب بپرسیم بقیه کجان؟ [دستگاهی برای ارتباط با غبار و یافتن پاسخ سوالات]

نه. از اون چیز هیچ چیزی نمی‌پرسیم

فعلاً نه - بنظرم می‌تونیم بهش اعتماد کنیم -

تا حالا بهمون دروغ نگفته

بدون اون دستگاه، راجر می‌مُرد؟ نه

باید خودمون مسیرمون رو بسازیم

تمام مشاهده‌های مایل به انشقاق بدستمون رسیده

همه‌شون گواهی یه چیز رو میدن

یه دنیا

و می‌دونن چه‌جوری باید این چاله رو مسدود کرد؟

فعلاً نه

دنیایی جدید و ازریل با انفجار بوجودش آورد

احتمالاً از قبل وجود داشته

!این کُفره

...کاردینال

دیگه نمیشه بهش گفت کفر

در آسمان بالای سرمون مشخصه

اگه لُطف می‌کردین کِشتی رو ترک می‌کردین و نگاش می‌کردین خوب بود

قرار نیست راجع به این موضوع برام سخرانی کنی

نبایدم این اتفاق بیافته

...کاردینال استاروک، من فقط ازتون می‌خوام

که بجای تمرکز کردن روی گذشته

روی حال تمرکز کنیم

فتیله آتیش گرفته

بُمب مُنفجر شده

تمام دنیا از این موضوع باخبرن

نمی‌تونیم چیزی که همه دیدن رو نادیده بگیریم

...ما اینجوری - !لعنت بهت -

شاید من بتونم کمک کنم

یه جادوگر توی این کِشتیه

به عنوان بخشی از ناملایمات‌مون بعد از

این تهاجم دستگیر شد

قَرن‌ها، جادوگرها ادعا کردن از جهان‌های دیگر اطلاعاتنی دارن

شاید این جادوگر بتونه کمکمون کنه این بی ثباتی رو دَرک کنیم

خوبه

این افتخار رو بهم بدین من باهاش حرف بزنم

...البته اگه

بحث شما آقایون تموم شده

هنوز متوجه نشدیم نقشِ دقیق شما در تمام این ماجراها چیه؟

نقشِ دقیقِ من"؟"

اون شب توی کوه شما و ازریل راجع به چه چیزی حرف زدین؟

من اصلاً ازریل رو ندیدم عالیجناب

چرا به این حرف مشکوکم؟ - من نمی‌دونم -

ولی حرفتون درسته

باید جلوی ازریل گرفته بشه

این انفجار به تحقیق و رسیدگی احتیاج داره

نه جهل و نادانی

احتمالاً یه دنیای چند گانه وجود داره

و این جادوگرها همیشه بیشتر از اون چیزی که باید می‌دونن

اجازه بدین بفهمم چی می‌دونن

نمی‌تونیم اجازه بدیم این زن کنترل اوضاع رو در دست بگیره

می‌دونی، دور تا دورِ ...این اتاق رو که نگاه می‌کنم

شکست می‌بینم

پدر مَک‌فِیل که حتی نتونست از آزمایشگاه ازریل بیاد بیرون

فِرا پاوِل که نتونست از دستگاه حقیقت یابش استفاده کنه

تا بفهمیم چه اتفاقی داشت میافتاد

منم در مقابل شکست مصون نیستم

به موقع به ازریل نرسیدم

...ولی همین الان و همین جا سوگند می‌خورم

دیگه هیچوقت شکست نمی‌خورم

این جادوگره

فکر می‌کنین بتونین جوابی

برای کارِ ازریل پیدا کنین؟

...خب، فکر می‌کنم

از بقیه متقاعد کننده‌ترم

امتحانم کنین ببینین چی پیدا می‌کنم

...و اگه چیزی پیدا نکنم

بدترین کار ممکن رو انجام بدین

یه کافه‌ست

شاید یه چیزی برای خوردن پیدا کنیم

!داری بهم آسیب می‌زنی

اینکار یادت میده به کسی دزدکی نزدیک نشی

ببخشید ترسوندمت

تو منو نترسوندی

ببخشید که من ترسوندمت

لطفاً وِلم کن

تو کی هستی؟

لایرا سیلور تانگ

اینجا خونه‌ته؟

نه. من ویل پَری‌ام

بالاخره، یه نفر دیگه پیدا شد که بشه باهاش حرف زد

این پَن‌ــه

دیوِت کجاست؟

چطور حرف می‌زنه؟

می‌دونه که نباید بهم دست بزنه نه؟

یه حیوانِ سخنگوئه

حیوان سخنگو نیست. دیوِ منه

چیت؟

تو تجلی نداری؟

من که چیزی نمی‌بینم

غیر ممکنه

نمی‌دونم داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی

نه

بیل پَن

لایرا سیلور تانگ

!وایسا

حدس الکی نزن

بنظر مهربون میاد. می‌تونه کمک کنه

هنوز بخاریمو درست نکردی؟

بخار قاطی کرده

قطب نما هم همینطور

قطب نما بخاطر طوفان اینطوری شده

لی، داری عجیب و غریب رفتار می‌کنی

عجیب و غریب رفتار نمی‌کنم

تمام دنیا دارن درباره‌ی شکاف توی آسمون صحب می‌کنن

جادوگرها ازمون می‌خوان به این مبارزه ملحق بشیم

نیومدیم اینجا درباره‌ی مبارزه صحب کنیم

اومدیم اینجا راجع به لایرا حرف بزنیم

و ببینیم جادوگرها می‌تونن کمکمون کنن یا نه

شاید این اسلحه‌ای که دنبالش می‌گردیم رو بشناسن

لی، ببین

خب این شد یه چیزی

لایرا، باید درست و عاقلانه فکر کنیم

اگر پدرت اینجا بوده، رفته

پس، باید یه نقشه‌ی جدید داشته باشیم

...ولی باید دوستایی داشته باشیم و

یه دوست داشتیم، اون مُرد

لطفاً فکر کن

...شاید اون تنها شانسمون باشه برای

سلام

سلام ویل

ببخشید، نمی‌خواستم ناراحتت کنم

فقط... تا حالا یه تجلی ندیده بودم

برای من، "تجلی" یعنی یه چیز شیطانی

باید بگم ممنونم؟

تو مال اینجا نیست نه؟

این دنیا رو میگم

منم همینطور

چه‌جور اومدی اینجا؟

...از یه پنجره که پدرم

ساخته بود عبور کردم

تو چی؟

من یه گربه رو به سمت یه چاله توی هوا دنبال کردم

احمقانه و عجیب بنظر می‌رسه

پس، 3 تا دنیا و 2 تا پنجره وجود داره؟

همه‌شون به اینجا وصل میشن

ببین، می‌دونم این دنیا با عقل جور در نمیاد

و نمی‌دونم من بخاطر نداشتن تجلی

...یا تو بخاطر داشتن یه تجلی عجیب هستیم ولی

شاید بتونیم اینجا رو با همدیگه بررسی کنیم؟

هر سه تامون

این بهترین ایده‌ایه که تمام روز شنیدم

زمونه‌ی جدید و عجیب غریبیه

جُدا شدن از خواهرهای جادوگرت باید برات سخت باشه

من دارم سعی می‌کنم بهت کمک کنم

نه بخاطر روحیه‌ی سخاوتمندی

بلکه بیشتر بخاطر مصلحت گرایی

چه قدر این قابلیت دستِ کَم گرفته شده

می‌دونی که تو تَله افتادی؟

تو و دیوِت

...تنها چیزی که داری

اطلاعاتیه که توی ذهنت حَمل می‌کنی

این اطلاعات رو باهام در میون بذار

اونوقت می‌تونیم سازنده و پُر بار بشیم

...و افراد سازنده و پُر بار

...خب، اغلب باهاشون خیلی خوب

رفتار میشه

دنبال یه بچه می‌گردم

آخرین بار توی یه بالن

و همراه با یکی از هم نوعانت در بولوانگار دیده شده

چیزی نمی‌تونم بهت بگم

کاجِ جادوییِ یه جادوگر

حقیقت داره قدرتِ پروازت درونشه؟

تواناییت برای استفاده از جادو؟

چیزی که درونِ منه فراتر از اون چیزیه که بتونی تصور کنی

یه نفر باید بتونه بهمون بگه نحوه‌ی ارتباط این جهان‌ها به چه صورته

میلیون‌ها جهان وجود داره پدرِ من این یکی رو دید چرا؟

فکر می‌کنم یه ربطی به غبار داره

فکر می‌کنم به این دلیلِ که اینجا

غبار؟ - شما غبار ندارین؟ -

چرا غبار داریم

ولی حدس می‌زنم غبارِ من با غبارِ تو فرق داره

خب، بعضی از مردم فکر می‌کنن گُناهه

راستش من فکر می‌کنم خیلی پیچیده‌تر از این حرفاست

بنظرِ من، اگه افرادِ بَد فکر می‌کنن چیزِ بدیه

پس، شاید چیز خوبی باشه

شنیدی؟

کسی اونجاست

!وایسین

!فقط می‌خوام باهاتون حرف بزنم

!وایسین

!بجنب

!هی - !برو اونور -

!بَسه - !وِلم کن -

کی هستین و چرا داشتین از دستمون فرار می‌کردین؟

شما کی هستین و چرا داشتین تعقیبمون می‌کردین؟

...چون که

شما تنها کسایی هستین که اینجا دیدیم

فقط می‌خوایم راجع به اینجا بدونیم

نه، من نمی‌خوام

نگران نباش

ما خودمون استادِ بو کردنِ چیزای سالم و خوبیم، مگه نه پائولا؟

نون هنوز تازه‌ست

افراد بالغ کجان؟

باهوشا فرار کردن

از زمان حمله

اشباح همه‌جا هستن

اشباح دیگه چیه؟

به همین دلیلِ هیچکس اینجا نیست؟ - نمی‌دونین اشباح چیه؟ -

این اشباح که میگی بَدن؟

فعلاً در امانی

هنوز یه دختری

با این حال اون نزدیکه، به تغییر

کدوم تغییر؟

وقتی که مَرد شدی

و اشباح می‌تونن بیان سراغت

درست مثل تولیو - تولیو کیه؟ -

هیچکی

باید مراقب باشیم همین

خب، اگر این اشباح همه جا هستن پس چرا ما نمی‌تونیم ببینیمشون؟

فقط افراد بالغ می‌تونن اشباح رو ببینن

چیکار می‌کنن؟

خیلی بَد و ترسناکه

دَرونت رو می‌کِشن بیرون

هنوز زنده‌ای

...ولی هر چیزی که باعث میشه انسان باشی

از بین رفته

والدینمون، این بلا سرشون اومد

پس فقط ما بچه‌ها موندیم

و خوشحالیم، مگه نه، پائولا؟

الان می‌تونیم دور و بر شهر بچرخیم

هر کاری دلمون بخواد بکنیم

و همینطور شماها

بعداً می‌بینمتون

چی کار می‌کنی؟

پول غذایی که خوردیم رو میدم - به کی؟ -

خوردن غذا بدون پرداخت پول با دزدی فرقی نداره

،اگه مثل آدم بزرگا رفتار کنی

اشباح می‌گیرنت

نظرت در موردش چیه؟

بهش اعتماد ندارم - منم -

تجلی هم نداشتن

آره، به نظر میاد عجیب غریبه‌شون توئی

مجبوری مخفیش کنی

!من مخفی نمیشم

،خواهران

فرزندی که انتظارش را می‌کشیدیم ناپدید شده

من از آقای اسکورزبی دعوت کردم تا با ما همفکری کنن

حرف بزن، لی

،از زمان گم شدن لایرا

در مورد مردی به اسم استنیسلاس گرومن تحقیق کردم

کسی اسمش رو شنیده؟ نه؟

خب، شایعات بسیاری در موردش هست

اما مردم میگن اون مکان

یه جور شی‌ء رو می‌دونه که از محافظت جادویی برخورداره

با شناختی که از لایرا دارم ،و دردسری که توش افتاده

فکر کردم می‌تونم این شی‌ء رو پیدا کنم و براش ببرم

تا ازش محافظت بشه

ممنونم، لی

هر کجا که باشه این محافظت به دردش می‌خوره

این طور فکر می‌کنی؟

اینو با خودت ببر

،و هر وقت به کمکم نیاز داشتی

در دستت بگیر و منو صدا بزن

هر کجا که باشی صدات را خواهم شنید

ممنون، خانم

لرد ازریل راهی را از این دنیا به دنیای دیگر باز کرده

و فرزند پیش ‌گویی در راهه

لی می‌تونه کمکش کنه

ما باید تصمیم بگیریم نقش‌مون رو بازی کنیم

ملکه اسکادی؟

،ملکه سرافینا پکلا

این مرد به اینجا تعلق نداره

به خواستِ من اینجا اومده، همینطور شما

روتا اسکادی عصبانی ـه

همه بایستی عصبانی باشن - !خواهران -

کاتیا سرکا توسط کلیسای اعظم زندانی شده

خبر رسیده هر کسی که اختیار و صلاحیت‌شون رو

زیر سوال می‌بره دستگیر می‌کنن

همان گونه که آن حیوانات در کلیسای اعظم

از زمان بازگشایی سرکوب شدن

شهرها در کنترلِ شدید ارتش می‌باشند

ما به آخر خط رسیدیم

خفه شو، هستر

،پس زمان عمل فرا رسیده

تا به کلیسای اعظم نشان بدیم که اعمالشان عواقبی در پی داره

و من التماستون می‌کنم، سرافینا پکلا

و همه‌ی خواهرانی که اینجایید

برای نجات کاتیا به من ملحق بشید

بر این باورم چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

،پیش گویی واضح بود باید اون دختر رو پیدا کنیم

مسئله فقط پیش گویی نیست

تو زیادی خطر می‌کنی

کلیسای اعظم به خاطر بی‌تفاوتی تو رشد کرده

روتا اسکادی نشون‌شون میده ،که ما دیگه بی‌تفاوت نیستیم

با کمک قبیله‌ی تو یا بدون کمک‌تون

!لایرا

گرسنه‌ای؟

املت درست کردم

اگه تو دنیاتون املت دارید

پس تو آشپزخونه کار می‌کنی؟

چی؟

تو دنیات، تو آشپزخونه کار می‌کنی

نه

توش چیه؟

تخم‌مرغ

به گمونم تو دنیات از کارد و چنگال استفاده نمی‌کنی

خیلی خندیدم

"خوشمزه‌س، این "املت

پَن نباید چیزی بخوره؟

یه کم پنیر یا...؟

نه

تجلی ـه

اما از تعارفت ممنونم

هیچ وقت مجبور نشدم در مورد یه تجلی توضیح بدم

بخشی از وجودمه

اون منم و من اونم، به گمونم؟

خیلی زود می‌فهمی

چند وقته که اینجایی؟

چند روزی میشه

تو؟ - سه روز -

...تو این فکر بودم

شاید

بهتر باشه

از الان به بعد پیش هم بمونیم

ازم می‌خوای اینجا بمونم؟

اینجا اردو بزنم؟

منظورم این بود باید با هم اینجا رو کاووش کنیم

نه اینکه بیای اینجا زندگی کنی

احتمالاً این‌ طور آسون‌تر باشه، نیست؟

حالا که پیش هم می‌مونیم

،همه‌ی خونه‌های اینجا خالی از سکنه‌س مجبور نیستی بیای تو خونه‌ی من

خونه‌ی تو؟

،اوّل تو به من حمله کردی و بعدش فرار کردی

و حالا می‌خوای اینجا بمونی

سرعتت 160 کیلومتر در ساعت ـه

160کیلومتر در ساعت"؟" - یعنی سریع -

آها، من سریعم، همیشه بودم

،اما تو گفتی بهتره با هم باشیم

پس گمون کنم گیرِ من افتادی

اگه بخوای تخت کوچیکه رو بر می‌دارم

من اونجا می‌خوابیدم

.باشه، باشه، حرفی نیست آره، یه جای دیگه طبقه‌ی پایین پیدا می‌کنم

بالاخره، یه تصمیم خوب گرفتی

تصمیم خیلی خوب

دوباره ازت می‌پرسم

شما جادوگران بین دنیاها سفر می‌کنید؟

به ازریل گفتی که چی پیدا می‌کنه؟

خواهش می‌کنم، دیگه نه

دست بردار، کاتیا

می‌دونم یه عاشقِ جادوگر داشتیم

به رخم می‌کشید

حتی ازریل برات مهم نیست

بهتر شد

کی برام مهمّه؟

پیش گویی شروع شده ،و تو نمی‌تونی جلوش رو بگیری

هر چقدر که فکر می‌کنی قدرتمندی

این پیش گویی چیه که من نمی‌تونم متوقفش کنم؟

پیش گویی در مورد دختریه به اسم لایرا

درباره‌ی لایرا چی می‌دونی؟

با یه اسم دیگه شناخته شده‌س

اما من به فرزند پیش گویی خیانت نخواهم کرد

...بگو ببینم

!لایرا بلاکوا کیه

!یامبه-آکا! به سویم بیا

اون حاضره! برای مرگ فرا خوانده شده

در آرامش باش

!جلوشو بگیرید

!فوراً بیاید اینجا

!جادوگر داره فرار می‌کنه

چه خبر شده؟

فایده نداره اونجا بشینی بهش نگاه کنی

در یه مقطعی، لازمه دوباره ازش استفاده کنیم

به روش تو سعی کردیم و به جواب نرسیدیم

صادق باش، می‌خوای چی رو بدونی؟

می‌پرسم اگه مادرم هنوز داره دنبالم میاد

یا اینکه پدرم کجا بوده

یا اینجا کجاست

اگه راجر منو می‌بخشه

یا الان باید چی کار کنم

خب ازش بپرس

لایرا، حکمتی داره که تو می‌تونی بخونیش

نه

،اومدیم اینجا در مورد غبار اطلاعات به دست بیاریم

و کمک لازم داریم

!یالا دیگه

دوش رو درست کردم

دوش؟

شستشو؟

خودت رو می‌شوری؟

آره، تو سینک ظرفشویی

یا تو حمام

،دوش هم مثل حمام می‌مونه فقط ایستاده هست

اوهوم

خب، حداقل بهش فکر کن

،و اگه نظرت عوض شد

حوله و صابون اینجاست

من اوّل دوش می‌گیرم

به حمام ایستاده نیاز ندارم

نه؟

سوالیه که مجبور نیستی از دستگاه حقیقت‌یاب بپرسی

نه، همینطوری خوبم

!مراقب باش

دیدی؟ آسون ـه

ممنون

از من تشکر نکن

تو یادم دادی چطوری درستش کنم

ظاهراً تغییراتی اعمال کردی

به نظرت اون تو چیه؟

اونجا، نگاه کنید

برو

باید اشباح باشن

خوشبختانه نمی‌تونن بهمون حمله کنن

تا سنّمون بیشتر نشده

دختره گفت سنم نزدیکه

اون فریاد‌ها مال انسان نیستن

!بس کنید

چرا این گربه رو اذیت می‌کنید؟ - تو اهل اینجا نیستی -

اهل چیتیگاز نیستی - از سر راهم برو کنار -

شاید نخوام از سر راهت برم کنار

پس وادارت می‌کنم بری کنار

اسمت آنجلیکا بود، نه؟

برو خونه‌ات، آنجلیکا

بریم

!چه خوبم مخفی موندی

به کمکم نیاز داشتی

بهتر نشده؟

نه

هر چی زودتر باید پهلو بگیریم

بهترین پزشک‌ها رو پیدا می‌کنم مداواش کنن

یا نتونستی این کار رو بکنی

چه پیشنهادی داری؟

،اگه زنده بمونه

معلومه که آتوریتی می‌خواد اون رهبری رو به دست بگیره

اگه بمیره، اون وقت باید تصمیم بگیرن

،کلیسای اعظم به رهبری قدرتمند نیاز داره

نه یه مرد خپل که هیچ وقت نمی‌دونست

چطور دست رد به یه لیوان شراب بزنه

،خانم کولتر

بعد از اتفاقی که افتاد چرا باید بهت اعتماد کنم؟

توضیح دادم چی شد

خاطر جمع شدم در امان بودی و به بالای کوه رفتم

.ولی مسئله اعتماد نیست موضوع ایمان ـه

شنیدی چی گفت، دنیا رو می‌بنده

سعی می‌کنه مردم رو تشویق کنه که این اتفاق هرگز نیفتاده

و من و تو هر جفتمون می‌دونیم

که کلیسای اعظم اینطور دوام نمیاره

به تو نیاز داره

و در ازای این توصیه، یا این حمایت چی می‌خوای؟

من این توصیه رو می‌کنم چون به مسیر درست باور دارم

،و بله، اگه تو به این مقام برسی ...من می‌تونم به منافع دیگه‌ای برسم

چه منافعی؟ - به تو مربوط نیست -

به همه‌ی افراد تو کشتی میگم کاردینال

خصوصاً درخواست کردن که در تنهایی راز و نیاز کنن

و من شخصاً به جراحاتشون رسیدگی خواهم کرد

قتل؟

گناه من باشه

...در حقیقت

یه جور خدمت ـه

،می‌دونی عجیبه که همه رفتن

ولی عنبر هنوز کار می‌کنه

چی چی؟

عنبر، اون چراغ‌ها

!آهان

ما بهش می‌گیم الکتریسیته

الکتروم یه سنگه

،یعنی جواهری که از سقز درختان رشد می‌کنه

و گاهی حشرات بهش می‌چسبن

منظورت کهرباس

،پس دنیات مثل دنیای منه اما کلماتش قاطی پاتیه

،یا دنیای تو مثل دنیای منه با کلمات قاطی و پاتی

خداشناسان آزمایشی در آکسفورد عاشق اینجا میشن

گفتی آکسفورد؟

تو دنیای من یه جایی به اسم آکسفورد هست

من از اونجا اومدم

منم اهل آکسفورد هستم

پنجره‌ی من اونجاست

دو تا آکسفورد؟

دنیاهای مجزا

تو دنیای تو هم آکسفورد هست؟

محقق هم داره؟

...خب یه دانشگاه هست ولی

شاید بتونم کسی رو پیدا کنم تا در مورد غبار بهم بگه؟

لایرا، تو... اهل آکسفوردی

ویل، باید فوراً بریم

!خواهش می‌کنم

پنجره رو نشونم بده

،هیچ کس در دنیای من درباره‌ی غبار حرف نمی‌زنه

،اما شاید در دنیای تو

اونا جوابی داشته باشن

جوابِ چی؟

اگه مهم نبود، ازت نمی‌خواستم

به کمکت نیاز دارم

من تو آکسفورد خودم در امان نیستم

و منم تو آکسفوردم در امان نیستم

،آخه برای منم خطرناکه برگردم

اما باید به یه چیزایی تو خونه سر زد

باشه

فردا صبح اوّلِ وقت می‌ریم

ممنون

،می‌دونی

...تو یه تجلی داری

حتی اگه نمی‌شناسیش

می‌تونی ببینیش؟

فعلاً نه

اما می‌بینم

بهمون دروغ نگفت، لایرا

کمکمون کرد بیلی کاستا رو پیدا کنیم

وقتی در موردش پرسیدیم حقیقت رو بهمون گفت

دقیقاً

در مورد بیلی بهمون گفت

نگفت پدرم نقشه داشته با راجر چی کار کنه

...پس حقیقت رو بهمون میگه ولی

همه چیز رو نمیگه

اون به من اعتماد داره

باید بدونم منم می‌تونم بهش اعتماد کنم

خب در مورد ویل ازش بپرس

اون قاتل ـه

قاتل ـه؟

از نوع خوبش

درست مثل یورک

اما چیز دیگه‌‌ای هم در موردش هست

به اینجا متصل ـه

باید یه کاری در اینجا بکنه

فکر کنم هر دومون باید بکنیم

ترجمه از مهرداد و مریم .:: Mehrdadss & Carelless_Whissper ::.

« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما » .: FilmoGen.Org :.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.