Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آسیامووی باافتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم:شکوفه هلو
شاهدخت یاغی
قسمت سیزدهم (این قسمت رو تا تیتراژ ببینین پشیمون نمیشین)
شاهدخت
ارباب
برای چهارمین شبه که بیرون وایستادن
بیشتر و بیشتر دارم با زندگی در نینگ شو آشنا میشم
اما از وقتی شیائو چی اون روز حقیقت رو بهم گفته
نمیدونم
چطوری باهاش روبرو بشم
صدراعظم اینجان
دایی جان
بالاخره اینجایین
...این
عالیجناب
دایی جان
سریعتر یه کاری بکنین تا نیروها رو پس بگیریم
بذارین اول بهتون بگم چی فکر میکنم
اگه نتونیم مستقیم بجنگیم
میتونیم پاداش طلا و نقره بیشتری آماده کنیم
و همش رو به عمو جان بدیم
اگه کار نکرد
به عنوان نایب السلطنه منصوبش میکنیم
چی فکر میکنین؟
حاکم جیان نینگ
فرماندار یه ایالته
راضی کردنش
انقدر راحته؟
خوب
دقیقا میخواد چیکار کنه؟
معنیش اینکه
واقعا برای سلطنت اومده؟
لونگ آر
اول به داییت گوش کن
درموردش نگران نیستم
از اونجایی که امپراتور مریضن
اول ایالت شمال غربی تو شرایط اضطراری بود
شو شو برای کشتن شیائوچی با نیروهای هولان دست به یکی کردن
حاکم جیان نینگ
هم حمله اش رو دقیقا این موقع شروع کرده
به نظرت عجیب نیست؟
...منظور برادر اینه که
اتفاقی که تو شمال غرب و
و جنوب افتاده
به نظر یه چیز میاد
چیزی که میترسوندم اینه که
در واقع همینه
همینه؟
دایی جان منظورتون
اینه که این قضایا یه مجموعه از تبانین؟
و پشتشون یه توطئه بزرگتری خوابیده درسته؟
باید چیکار کنیم مادر؟
به نظر میرسه واقعا یکی هست
که بااینکه پدر جدا مریضه
سعی داره قدرت رو بگیره
به عنوان ولیعهد میتونی
وقتی تو دردسر افتادی انقدر متلاطم نباشی؟
برادر آروم باش
خواهش میکنم واضح حرف بزن
حاکم جیان نینگ سالها داشته ارتش آماده میکرده
این دفعه به این راحتی تسلیم نمیشه
برای الان
یه آرامش موقتی توی شمال غربی هست
....اولویت اصلی الان
دیشب به شیائوچی دستور دادم
صدهزار تا از ارتش نینگ شو رو به سمت جیان نینگ ببره
امیدوارم
بشه شورشی ها رو موقتا توی شش شهر کنترل کرد
شش شهر
و پایتخت
سه تا پنج روز بااسب راهه
دفاع از پایتختم اولویت بالایی داره
به ژنرال وو وی ، وانگ شو هم
دستور دادم که
محافظین سلطنتی رو فراماندهی کنه
و تدارکات بیشتری توی اردوگاه خارج از پایتخت
برای مقابله با همه موارد ،آماده کنه
عالیه دایی جان
اما تو قلبم مطمئن نیستم ببریم
از وقتی که آوو با شیائوچی ازدواج کرده
مدام پشیمونه
مگه قدمی رو
اشتباه برداشتیم؟
...همش برای این نیست که
همش تقصیر منه
تقصیر تو یا من نیست
دنیا اینه
دنیا تو آشوبه
آوو به عنوان دختر وانگ
باید مسئولیتهاش رو به عهده بگیره
این سرنوشتشه
تو و من نمیتونیم کنترلش کنیم
لازمه با ژنرال وو وی کار کنم
تا دفاع از پایتخت رو بررسی کنیم
خدانگهدار
دایی جان
دایی جان
همتون میتونین برین
خودم مراقب اینجا هستم
شاهدخت
وقت غذا خوردنه
به نظر میاد از قبل میشناسیم
شجاعتر شدی
این گوشت خوک پخته شده توی سس سویا
مخصوصا به دستور ارباب برای بهبودیتون درست شده
آرزو میکنم کمی شراب داشتم
شاهدخت میخوان شراب بنوشن؟
ارباب اصلا نمینوشن
برای همین اینجا شرابی نیست
اگه میخواین بنوشین
یه فکری به حالش میکنم
خودت شیائوچی رو دیدی؟
مردیه که قدرت فوق العاده ای داره
تو همسرمی
که باهام زندگی میکنی و میمیری
دختر کوچولو چطوری یاد گرفتی بنوشی؟
پدرم عاشق نوشیدنه
وقتی خیلی مست بود مجبورم میکرد باهاش بنوشم
اگه نمینوشیدم میزدم
روز بعد نمیتونستم از تخت پایین بیام
پدرت کجاست؟
خیلی وقته که درگذشته
مادرمم مرده
بعضی وقتا آرزو میکنم
میتونست دوباره بزندم
اما دیگه نمیتونم پیداش کنم
تنها موندم
آرزو میکنم پدرم میتونست کتکم بزنه
به جای اینکه بهم دروغ بگه
شراب گیلاس
در آوریل بوی خوبی میده
بنفش و بنفش ملایم رو تو انتخاب میکنی
پسرا دوست ندارن احساساتی باشن
اما دخترا بارها و بار ها لبخند میزنن
دیگه نمیتونم بهت بخندم
باید بری
برادر زیتان
شیائو چی
چیکار میکنی؟
لباسام رو درنیار
شب عروسی کجا رفتی
که الان داری لباسهام رو درمیاری؟
پس هنوز این قضیه است
هنوز توی ذهنت تموم نشده؟
مهم نیست
در آینده درکش میکنی
درک نمیکنم
شیائوچی
بهم بگو
کی منی؟
من کی توام؟
آره
تو قلبت
شاید هنوز همون هیولای
سه سر و شش دست باشم
یا مرد بدی که تنها ولت کرد
یا اینکه
ارباب یوژانگی که با پدرت برای قدرت تبانی کرده
برای همین نسبت بهم خیلی حالت تدافعی داری
اره
تو آدم بدی هستی
یه هیولایی
چرا تنهام گذاشتی؟
چرا تنهام گذاشتی؟
آدم بدی هستی
هیولایی
خیلی خوب، خیلی خوب
برای چی
تنهام گذاشتی؟
من هیچ شاهدخت شانگ یانگی رو نمیشناسم
برای من
همیشه همون دختر کوچولوی تو
جشنواره فانوس بمون
و زنی که انقدر باوفا بود
که بدون تردید با مرگ روبرو شد
خیلی خوب
لباسات با شراب خیس شدن
فقط میخوام درشون بیارم
تا بتونی خوب بخوابی
مطیع باش
ولم کن
بهم بگو
کی منی؟
شوهرتم
چه قبولش کنی چه نه
دیگه همسر ارباب یوژانگی
حتی اگه بپذیریم
از قبل تورو سرنوشتم میدونم
عالیجناب
ارباب هوان
الان شنیدم که
وانگ لین میخواد ارتش نینگ شو رو به جیان نینگ منتقل کنه
ارباب هوان فکر میکنه
کی شانس بهتری برای پیروزی داره حاکم جیان نینگ یا شیائوچی؟
با اینکه شیائوچی در جنگ استاده
اما تنهایی نمیتونه مقابل کلی دشمن بجنگه
حاکم جیان نینگ برای سالها این ارتش رو آماده کرده
از اون موقع با حاکم جیان نینگ همکاری میکردم
ما قطعا میبریم
درست همونطور که گفتی
اگه حاکم جیان نینگ ببره چی؟
بعد طبق طرحمون
حاکم جیان نینگ به پایتخت میاد تا به عالیجناب برای تصاحب سلطنت کمک کنه
بعد از اون دنیا به عالیجناب تعلق پیدا میکنه
فقط یه شاهزاده ام
بعداز اینکه حاکم جیان نینگ نیروهاش رو به شهر بیاره
وکنترل اوضاع رو به دست بگیره
یاری دهنده ام میشه
یا امپراتور؟
به طور قطع نمیدونیم
عالیجناب درموردش نگران نباشین
بااینکه بیست سال پیش فکر به دست آوردن این موقعیت روداشته
ارباب هوان بهم بگو
حالا چرا میخواد بهم کمک کنه؟
...این
وقتی زمانش برسه
عالیجناب میفهمنش
ارباب خواهش میکنم خیالتون راحت باشه
این دفعه
دوباره نیروها رو فرستادم
ماموریت رو کامل میکنم
شلیک اول رو از دست دادیم
اثر دفعه دوم ضعیفتر میشه
طرح آخر شکست خورد
شیائوچی بیشتر هوشیار شده
موفقیت دیگه
برات خیلی سخته
ارباب
این بار
بعضی از سربازای شیائوچی رو خریدم
به محض اینکه شیائوچی اردوگاه رو ترک کنه
قطعا خواهد مرد
خیلی خوب
اگه این اتفاق بیفته
میتونم به دربار سلطنتی برگردم
...تو
تو ژنرال نینگ شو میشی
ممنون ارباب
برو
ارباب
شاهزاده دوم پیامرسونی فرستادن اینجا
ازش پذیرایی کنین
اطاعت
تموم شد؟
باید مقداری پول به خونه یی آر بفرستم
برای جهیزیه اش کافیه
فقط اینکه شینگ آر هر روز گریه میکنه
قدر نشناسه
این همه مدت به ارباب خدمت کرده
باهاشون بدرفتاری نکن
این از سخاوتمندی زیاد شاهدخته
باعث افتخارمونه که خدمتکارتونیم
شاهدخت
چیز دیگه ای برای پرسیدن دارم
ارباب همیشه تنها میمونن
حالا که بدن شاهدخت بهتره
اما هنوزم
جلوشون رو میگیرین
...میترسم که
خانم لو
پس خدمتکارایی مثل شما
توی نینگ شو اینطوری خدمت میکنن؟
خواهش میکنم ازم بگذرین
شنیدم برای چندسالیه که عمارت
رو مدیریت میکنی
فراموش نکن
چی بگی و چیکار کنی
باید برای ندیمه های دیگه الگو باشی
من
یادم میمونه
گزارش به شاهدخت
ارباب الان اینجا بودن
وخواستن که شاهدخت بلافاصله به اتاق مطالعه برن
ضروریه؟
نمیدونم
به ارباب بگو
همین الان میرم
بله
ارباب
حاکم جیان نینگ انتقال نیروها رو کامل کرده
و با اردوگاه به شمال رفته
پیشقراولای ارتش دارن به چانگ شویی نزدیک میشن
حاکم جیان نینگ همیشه محتاط بوده
این دفعه توی همچین مقیاس بزرگیه
یعنی یه دستور مخفی از پایتخت گرفته؟
همین الان این اخبار رو به شش شهر شمالی گزارش بده
هواین
تسلیحات و آذوقه رو بررسی کن
وآماده حرکت در هر زمانی باش
اطاعت
خیلی خوب
همگی آماده باشین
بله
چرا همه این
ژنرالای بی پروای کنارت آداب و معاشرت حالیشون نیست؟
حالا که مست نیستی
پس شروع به نادیده گرفتن بی پروایی بقیه کن
میتونی بوش کنی ببینی
هنوز بوی شراب میدم
رفته
برای جنگ میری؟
حاکم جیان نینگ علیه امپراتور شده
حالا که داییت جدا مریضه
حالا
ارتشش
به سمت پایتخت میره
پس کی میری؟
چند روز دیگه
اگه جنگ شروع بشه
مردم دوباره اذیت میشن
اجتناب ناپذیره
آوو
میخوام ببرمت جایی
از کجا اسم تولدم رو میدونی؟
پدرت
یه نامه از پایتخت برات فرستاده
نامه کجاست؟
وقتی برگردیم بهت میدمش
بریم
رسیدیم
چرا آوردیم اینجا؟
یه اسب انتخاب کن
میخوای به جنگ ببریم؟
یه اسب انتخاب کن ولباس هو بپوش
یه مسافرات ناشناسه؟
داد نزن
ارباب و شاهدخت
این اسب می جائومه
یه اسب برای خودت انتخاب کن
این یکی رو میخوام
نمیتونم باور کنم که سوت راهزنی بزنی
علاوه براینکه از اسلحه استفاده میکنی سربازا رو هم برای جنگ رهبری میکنی
ممکنه بتونم هرکاری که انجام بدی رو انجام بدم
اینجا علفزار نینگ شوئه
صدها مایل وسعت داره
از این فاصله میتونی کوهستان رو ببینی
برای هزاران ساله که برف بالای کوهستان تغییری نکرده
هیچکسی نتونسته تاحالا از دامنه کوهستان بالا بره
همه دامدارا
میگن که اقامتگاه پروردگار بالای کوهستانه
و فانی ها نمیتونن بهش بی حرمتی کنن
علاوه بر قصرها
یه قدرت طبیعی هست
که قانع کننده تر از اقتدار سلطنتیه
علفزارهاش بی حد و مرزه
میخوای تو سوارکاری باهام رقابت کنی؟
خیلی خوب
بردی
داری زیادی ازم تعریف میکنی
کجا میبریم؟
به هرحال امشب نمیتونیم برگردیم
فقط میتونیم تو علفزار بخوابیم
اینجا گرگم داره؟
گرگ نه
اما یه پسرهست
خیلی قشنگه
هر روز انقدر سرزنده است؟
امروز درست مصادف با جشنواره طلوع ماه توی هولانه
مثل جشنواره فانوسمونه
همشون مردم هولانن؟
نه دقیقا
ازمون نپرسیدن که کی هستیم
و باهامون خیلی صمیمانه رفتار کردن
میشناسنت؟
واقعا نه
مردم علفزار همیشه خونگرمن
همیشه چندتایی طایفه هستن
و ازدواج مختلط اینجا زیاده
باهمدیگه آمیخته شدن
برای همینه
که انقدر خونگرمن
شنیدم ازت تعریف میکنن
واقعا؟
چی میگن؟
میگن چشمات
به درخشندگی ماهن
لبخندت هم
به شیرینیه عسله
تو هم همین احساس رو داری؟
اولین باره که همچین
تعریف ساده و دوست داشتنی میشنوم
اما
هولان و چنگ برای سالهاست که علیه همدیگه ان
دوطرف کینه های عمیقی دارن
...مردم اینجا
چرا مردم اینجا میتونن
کنار همدیگه شاد باشن؟
هولان و چنگ
به نزدیگکی لبها و دندونان
صدها سال جنگ
مردم رو خیلی اذیت کرده
این کباب رون بره علفزارمونه
ازش لذت ببرین
خوشمزه است درسته؟
میتونی باهام برقصی؟
به او بستگی داره
همراهشی؟
ازش میخوام باهام برقصه
اجازه میدی؟
...من
نمیتونم
چرا؟
چون شوهرمه
باشه
خوبه
صبر کن
عالیه ، عالیه ، عالیه
عالیه ، عالیه ، عالیه
قانون علفزار
اگه یه مرد دعوت رقص دختر رو بپذیره
باید معشوقش باشه
اگه قلبش متعلق به کس دیگه ای باشه چی؟
بستگی داره که کی توی قلبشه
خوب
میخوام یه مرد برای رقصیدن پیدا کنم
جرات داری
البته که دارم
خوشت اومد؟
خیلی زیاد
هیچوقت همچین جای زیبایی رو ندیده بودم
خیلی وقت بود که خوشحال نبودم
وقتی جنگ تموم بشه
دور دنیا میبرمت
تا دریای وسیع شرقی
شوی پرشور غربی
یون نان جنوبی پرافتخار
و شمال دلربا رو ببینی
کوهستان ها و رودخونه های قشنگ توی دنیا
خیلی بیشتر از اینن که بتونی تصورکنی
یه جای خوش منظره پیدا میکنیم
و یه کلبه چوبی میسازیم
بی خیال زندگی میکنیم
و اوقات زندگیمون رو باهمدیگه میگذرونیم
طبق طلوع و غروب
خورشید کار میکنیم
وایسین
تعقیبشون کنین
بجنبین
وایسین
تعقیبشون کنین!
وایسین!
نذارین فرار کنن
نذارین فرار کنن
بریم
اونجان
تعقیبشون کنین!
این منطقه
قبلا مرتع اسبای ارتشمون بوده
پناهگاه
برای شب زنده داریمونه
توی علفزار اختلاف دما خیلی زیاده
به محض اینکه آفتاب بره هوا خیلی سرد میشه
شب ، مه همه جارو میگیره
در حاشیه این کوهستان
شب سخته
میتونی آتیش درست کنی؟
تو میدون جنگ
این یه
مهارت شناخته شده است
...این
میتونی روشنش کنی؟
مشکلی نیست
آسیامووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم:شکوفه هلو
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.