All language subtitles for The.Rebel.Princess.E12.AsianMoviee.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آسیامووی با افتخار تقدیم می کند AsianMoviee.ir.ir shirini:مترجم

شاهدخت یاغی

قسمت دوازدهم

جین ار

تو خیلی خوشگلی

با این لباس قصر

از هیچ طرفی زشت نیستی

حتی در مقایسه با شاهدخت

میدونم که نمیتونم

خودمو با شاهدخت مقایسه کنم

این استورکس گیاه مورد علاقه ی اوو هست

با خودت ببرش

زیتان ازش خوشش میاد

زمین سرده

بزارین کمکتون کنم به تخت برین

بزارین کمک کنم

نه ممنون

اوو

اوو تو برگشتی

میدونستم که منو مقصر نمیدونی

بریم

بریم

حالا

بیا بریم الان

اعلی حضرت

فرماندهان جیانگ نان گزارش دادن

به خاطر سیل های پی در پی

پانزده رودخانه از جمله گان و ژان نیاز به بازسازی دارن

که تقریبا ۱۵ میلیون تیل نقره هزینه اشه

تائیده

یک گزارش از یه ژو

گزارش اورژانسی. گزارش اورژانسی از نینگ شو

گزارش اورژانسی از نینگ شو

بگو

هلان ژان بازمانده ی شیطان

شاهدخت یوژانگ رو گروگان گرفته

به زمین ملکه حمله کرده

و ژو شو فرستاده ی سلطنتی رو کشته بود

ارباب یوژانگ ارتش رو فرماندهی کردن و به اونجا حمله کردن

و شاهدخت یوژانگ رو نجات دادن

خوبه خیلی خوبه

میدونستم اوو خوش شانسه

اوو میتونه شانس بد رو به خوب تبدیل کنه

وزیر اعظم باید خیالت راحت شده باشه

امنیت دختر من

به خاطر سعادت اعلی حضرت و ولیعهد است

برو و دستور سلطنتی رو بده

صد شربت و بطری شراب از بهترین کیفیت

رو سریعا به نینگ شو بفرستسن

تا به اوو

شاهدخت یوژانگ کمک کنه تا از ترس بیرون بیان

به خاطر دخترم از اعلی حضرت و ولیعهد تشکر میکنم

اوو

مشکل اعلی حضرت چیه؟

چی شده؟

تو فکرم چرا

اعلی حضرت

اعلی حضرت مراقب باشین

مرخصید

مراقب باشید اعلی حضرت

اعلی حضرت

گزارش از قصر اومده

شاهدخت توسط ارباب یوژانگ نجات پیدا کرده

واقعا؟

بله

باید

به خاطر دعاهای خیر شما پشت سر شاهدخت

باشه که الان صحیح و سالم هستن

و از شر شیطان آزاد شدن

اون خوبه

پس الان خیالم راحت تره

به هر حال

بزرگ شدنشو دیدم

از وقتی یه بچه ی کوچیک بوده

از وقتی

یه دختر کوچیک بوده

سو ار

درسته؟

اوو واقعا امنه؟

توسط ارباب یوژانگ نجات داده شده

کنار هم برگشتن درسته؟

چجوری میتونم بهتون دروغ بگم؟

این دست خط

مشخصه که مال اووه

بله خاله ی شاهدخت من

این باید

دست خط شاهدخت باشه

بله

انگار اینطوره

توسط اوو نوشته شده

یکم بد به نظر میرسه

دختر بیچاره ی من

باید خیلی بد صدمه دیده باشه

بله

اگه امکان داشت

من تموم این سختی ها رو

جای اوو تحمل میکردم

مادر ناراحت نباش

مسئله ی اتحاده

بعد از نجات پیدا کردن از یه همچین اتفاقی

اوو اینده ی خوبی داره

لطفا صورتتون رو بشورین شاهدخت

اب گرم بیشتری بیارین

حمام میخوام

شاهدخت

ما فقط اب برای شست و شو پخت و پز داریم

پس چجوری حموم میکنین؟

پنجم هر ماه

کالسکه ها اب گرم رو میارن

و همه ی خدمتکارا میتونن خودشونو بشورن

تو

یه بار در ماه حموم میکنی؟

توی روزای گرم

وقتی سربازا از نمرین عرق کردن

ده مایل میرن تا به رودخونه ی شا برسن

پس ارباب چی؟

اونم همیشه مثل سربازاس

نینگ شو چجوری میتونه اینجوری باشه؟

بگو

چرا ارباب

بعد از اون روز دوباره نمیاد؟

از ژنرال سونگ خواستن هرروز بیان

خیلی درگیرن

و شاهدخت باید استراحت کنن

کار زیادی نیست که بتونن بکنن

نمیتونی اینجوری بگی

لطفا لباسارو عوض کنین

کی اینو فرستاده؟

خواهر شینگ ار

خیلی تنگه

این چیزیه که خدمتکار برادرم میپوشه

تقصیر منه

الان عوضش میکنم

این چند روزه این اطراف بودی

بله

اسمت چیه؟

اسمم یوژو

چند سالته؟

شانزده

چیز بدی پرسیدم؟

جین ار

تو فکرم کجایی

عالیجناب

عالیجناب

شاهدخت یوژانگ پیدا شدن

اخباری از قصر اومده

یوژانگ

...اون

شاهدخت شانگ یانگ توسط ارباب یوژانگ توی نینگ شو نجات پیدا کردن

الان امن هستن

زیتان

زیتان

بهار و تابستان پایتخت رو دوست داشتم

توی پاییز

خانم های قصر

لباساشون رو به لباسای زیبای پاییزی تغییر میدادن

توی پیاده روی

زیباتر حرکت میکردن

و رنگارنگ بودن

مثل اون نیست

بهار به خاطر هوا نیست

ارزوی رفتن به پایتخت رو دارم

اگه برگردم

تو رو هم میبرم

ممنونم شاهدخت

خوبه که لبخند میزنی

وقتی اخم کردی

با من حرف نزن

انگار که کلی کتک خوردی

قبل از این نمیدونستم

که اینقدر راحتین

توی زندگی روزانه

شینگ ار هست که همه چیز رو کنترل میکنه

نمیزاره حرف بزنیم و بخندیم

شینگ ار

کی بهت گفته؟

همشون میگن

خواهر شینگ آر

چرا همشون رو برگردوندی؟

خواهر شینگ آر

شاهدخت گفتن

این لباسا و جواهرات

چسبناکن

چسبناک؟

این لباسا و جواهرات خوب

ما نمیتونیم بپوشیمشون

دختر خانواده ی لانگیا وانگ

خیلی بد اخلاق نیست؟

خوبه

یی ار

حالا که اون دوسشون نداره

بیا خودمون بپوشیمشون

خوبه

این چطوره؟

خیلی بهت میاد

ارباب کجا زندگی میکنه؟

معمولا توی چادر ارتش هست

اون ارباب یوژانگه

ولی حتی عمارت خودشو نساخته

برادر من

هیچ وقت اینکارو نمیکنه

معمولا چکار میکنه؟

همیشه مشغوله

تا دیروقت

توی ساعتای ازادش

کتاب میخونه و شمشیربازی تمرین میکنه

سرگرمی دیگه ای نداره

چقدر حوصله سر بر

این گوشواره بیشتر از لباس ارزشمنده

زمرد قشنگه

شاهدخت

یی ار به شاهدخت درود میفرسته

شینگ ار به شاهدخت درود میفرسته

تو و شینگ ار

بله

من شینگ ارم

مگه قانون نزاشته بودی

که نباید مسخره بازی دربیارین؟

این قانون خدمتکاراس

خدمتکارا؟

پس تو چکار میکنی؟

شاهدخت

من مسئول

تمام کارای روزمره ی خانه هستم

اونا احمقن

اگه بهتون صدمه زدن

بهم اطلاع بدین

تو باهوشی

من خدمتکار باهوش کم دارم

فردا

میتونی به یی ژو کمک کنی

به عنوان دستارش

شاهدخت

من به ارباب خدمت میکنم

برای خدمتکارای ارباب

نمیتونم بهشون دستور بدم

یو ژیو

بله

ارباب این قانون رو گذاشته

شاهدخت

نه نشنیدم

پس این قانون

توسط تو گذاشته شده؟

اون بی ادب و بی احتیاطه

و نمیخواسته بهتون بی احترامی کنه

لطفا ببخشیدش

من ادمایی که درست و غلط رو میدونن دوست دارم

فردا باهاش بیا

سو جین ار

معمولا شاهدخت رو همراهی میکرده

باهوشه

نمیتونم باور کنم چقدر بی حیاس

چجوری شاهزاده سوم دوسش داره؟

خانم لو

شاهدخت دارن استراحت میکنن

تو کی هستی

ییو ژیو

چجوری

خودتو جای

من گذاشتی و کسی شدی؟

وقتی قبلا منو میدیدی

خیلی مطیع بودی

ولی امروز

حتی باهام اینجوری صحبت میکنی

بهت گفتم

شاهدخت دارن استراحت میکنن

یه روز دیگه بیا

حالا که بیدار نیست

اینجا منتظرش میمونیم

تا بیدار بشه

تو

امروز شاهدخت عصبانی میشن

چطور جرات میکنی

یوژیو

بزار بهت یاداوری کنم

درختای بزرگ و سایشون رو هیچ وقت باور نکن

شاهدخت دیر یا زود به پایتخت برمیگرده

وقتی اینجوری بشه

کی حرف اخر رو میزنه

باید خودت بفهمی

واقعا نمیتونی بری داخل

کیه؟

اصلا قانونی هست؟

شاهدخت

خانم لو اصرار دارن منتظر باشن تا بیدار بشین

چقدر بی قانونی

مهم نیست کیه

بزار جلوی در زانو بزنن

بله, شاهدخت

ارباب

یه چیز دیگه

گزارش شده که خاندان جینگ نان ارتششون رو سروسامون دادن

متعجبم میخوان چکار کنن

امپراطور داره میمیره

انگار یه نفر میخواد دردسر درست کنه

ارباب

ارباب

چی شده؟

امروز

یی ار و شینگ ار

اتفاقی به شاهدخت بی احترامی کردن

شاهدخت گفتن

چی گفتن؟

شاهدخت میخواستن دو دختر بهشون خدمت کنن

ولی فکر کنم

فقط دو دختر اطراف شما هستن

برای همین گفتن

ارباب

بعد از فرستادن اونا

برو عقب

بله

امپراطور داره میمیره

خانواده ی سلطنتی تو هرج و مرجه

جالبه

خب

حواست به

افراد سلطنتی همه جا باشه

بله

چکاری باید انجام بشه؟

شاه جیان نینگ برادر امپراطور

داره میاد امپراطور رو ملاقات کنه

۱۵۰هزار سرباز با خودش اورده

الان باید چکار کنیم؟

اعلی حضرت

وزیر اعظم کجاس؟

چرا نمیبینمش؟

به دنبالش فرستادم

برو ازش خبر بگیر

باشه الان انجام میدم

عجله کن

اعلی حضرت

وضعیت مشخص نیست

فکر نمیکنم

نتیجه گیری کار خوبی باشه

اتفاقاتی است که شما خبر ندارین

قبل از اینکه اعلی حضرت تاج و تخت رو به دست بگیره

پسر مورد علاقه ی شاه قبلی

شاه جیانگ نینگ بوده

اعلی حضرت و شاه جیانگ نینگ

برای ولیعهد شدن رقابت میکردن

به همدیگه ارفاقی هم نمیکردن

تا زمان

مرگ امپراطور فقید

که جایگزینی نداشته

برای همین

بعدا

ملکه ی اعظم دواگر دستور سلطنتی رو گرفته

و تاج و تخت رو به اعلی حضرت داده

شاه جیان نینگ هم برگشته

و حاکم یه منطقه شده

برای بیشتر از ۲۰ سال

داشته سربازا و طرفدار جمع میکرده

و منطقه رو تو دست گرفته

این چیزیه که بهش میگیم

با تمام قوا کار کرده

برای همین این دفعه

به نظر من

ما فقط میتونیم

برای بدترینا خودمونو اماده کنیم

مشاور ون میدونم چی داری میگی

ولی

بهترین راهکار برای مقابله چیه؟

بهترین راهکار برای مقابله؟

اعلی حضرت

شاه جیانگ نینگ خدای جنگه

هیچ وقت شکست نخورده

و بیشتر افرادش

بیشتر این سالا کنارش بودن

برای همین میتونن مستقیم حمله کنن

ولی الان

ما هیچ سرباز یا ژنرالی نداریم

سرباز یا ژنرال نداریم؟

تمام تلاشامون برای یه باره

یعنی اینکه

من کسی رو ندارم که ازش استفاده کنم؟

خب

یه چیزی بگو

ارباب

بهتری؟

زخم بهتره

فقط سینه ام یکم درد میکنه

نفسم هنوز تنگهچ

پنجره رو باز نکن

دکتر سلطنتی گفتن که

وقتی بیمارین توی باد واینسین

تو بی ادب ترین ادمی هستی که تا حالا دیدم

دوست دارین

با من به اطراف نینگ ژو بیاین؟

این چندروزه دیدن شما نیومدم

کنجکاو نیستین درگیر چه کاری بودم؟

مسائل نظامی دیگه

برای چی بپرسم؟

شاهدخت

شاهدخت

شاهدخت

اولین باره که دیدنت

اخلاقیات رو بلد نبودن

مهم نیست

نینگ شو خیلی با پایتخت فرق داره

خیلی خاصه

نینگ شو

با هولان از شمال

و با لیو پن از جنوب متصله

برای ۳۰۰ سال

شهر توی جنگ بوده

متوجهم

هولان توی شمال

لیوپن توی جنوب

هرروز درگیر دفاع

مامان بزرگم وقتی بچه بودم ازم خواست که اینو بخونم

عادت داشتم

روی نقشه توی سالن بپرم

روی هی ژو توی نقشه میپریدم

یا نینگ شو

هیچ وقت فکر نمیکردم که

توی نینگ شو اصلی وایسم

با چشمای خودت ببین

شخصا تجربه کنم

نینگ شو

مثل اون چیزی هست که شنیدی

وقتی بچه بودی؟

هولان اونجاس

ولی لیوپن از بین رفته

با تشکر از تو

هولان ژن بهت اینو گفته؟

اگه کینه یا بینتون نیست

چرا اینقدر زت بدش میاد؟

این چندروزه دیدنت نیومدم

چون رفته بودم

به مرز هولان

و یه نفر رو فرستادم

هولان ژن

نمرده؟

به سختی زنده بود

وقتی پیداش گردم

نجاتش دادم

و به هولان برش گردوندم

چرا اینکارو کردی؟

شاه الان هولان

فرزند مشروعی نداره

و فقط یه فرزند نامشروع

هلان ژن رو داره

اگه اتفاق دیگه ای نیوفته

تاج و تخت رو به ارث میبره

ولی شاه قبلی هولان

یه برادرزاده داره

هلان تو

که وقتی بچه بوده پدرشو از دست داده

و شخصا توسط شاه مثل پسرش بزرگ شده

برای جلوگیری از خراب شدن لیو پن

و حمایت از هلان ژن

اون از این اتفاق استفاده کرده

ولی لیو پن توسط تو از بین نرفته؟

هلان تو بوده

که تظاهر کرده ارتش نینگ شو هست

میخواسته هلان ژن رو بکشه

توسط من

برای همین اون

بتونه شاه هولان بشه

پس اینجوری

چرا به هلان ژن نگفتی؟

فکر میکنی باور میکنه

اگه بهش بگم؟

اگه بزاری بره ممنون نمیشه

چی برسه به این اسونی تسلیم بشه

بهتره که ببرا رو رام کنی تا بکشیشون

گذاشتم هلان ژن برگرده

تا با هلان تو بجنگه

فقط وقتی در مقابل هم بجنگن

من میتونم سود ببرم

میگن که ادمای عادی نقشه ای ندارن

ولی تو

خوب فکر میکنی و نقشه میکشی

تموم قوای جنگی

برروی فریب هستن

فرق بین من و هلان ژن چیه؟

هممون تو دستای توییم

منظورت چیه؟

از قوای نظامی مثل طعمه استفاده کردی

تا ملکه و پدرم رو مجبور کنی

تا با تو ازدواج کنم

بعد از اون

تو به سطح اشرافی رسیدی

خیلی مکاری

میترسم

داره باد میگیره

بیا برگردیم

یه مرد واقعی از هیچی نمیترسه

چرا شجاعت این که بگی چکار کردی رو نداری؟

اینجوری که فکر میکنی نیست

حقیقت رو بهم بگو

حقیقت تلخه

نمیتونی تحمل کنی

اونقدرا که فکر میکنی نازک نارنجی نیستم

واقعا میخوای بدونی؟

اره

توی شب عروسی

مرز توی وضعیت ضروری بود

فکر کردی اتفاقیه

واقعا فکر میکنی

من شیائو چی

میخوام باهات ازدواج کنم

اونم دختر وانگ؟

برای ازدواج

چاره ای نداشتم

من

احساس همدردی میکنم

این ملاقات

در مورد

اتحاد با تو بود

من اینجام

برای عروسی دخترم

امروز بهت قلبم رو نشون میدم

میخوام دامادم بشی

توی تاریخ سه بار از ژوئه لیانگ توی کلبه اش بازدید شد

اگه درست یادم باشه

این دفعه دومه

منتظر دفعه ی سومم

میتونیم به توافق برسیم

بازم سراغ من میاد

و حتی

فرزند دخترش رو به من داد

فقط به خاطر

اینکه قدرت نظامی منو میخواست

میدونستم تو و شاهزاده ی سوم همدیگه رو دوست دارین

نمیخواستم بینتون باشم

و نمیخواستمم

توی هرج و مرج پایتخت درگیر بشم

ولی اتفاقا

امپراطور در خطره

پدر تو و ملکه

این ازدواج رو ترتیب دادن

چاره ای نداشتم به جز اینکه این ریسک رو با مشاور ون بپذیرم

و شب عروسی از پایتخت فرار کنم

در واقع

دارم فرار میکنم

از پدرت

همیشه فکر میکردم

مثل چیزی که خاله ام گفت

که داری با خانواده ی وانگ بازی میکنی

ولی اون

پدرم ترتیب داده

که دختر عزیزش رو بده بره

پدرم؟

پدرت

پدرم؟

تنهام بزار

برو بیرون لطفا

دقیقا بیرون درم

شیائو چی

گذشته

همه چیز تموم شده

باید با

چیزی که باید روبرو بشیم

غیر ممکنه که همیشه

زیر سایه ی پدر و مادرت قایم بشی

از الان

تو شاهدخت منی

کسی که با من زندگی میکنه و میمیره

اجازه نداری که ضعیف باشی

برو حیاط پشتی

پدر

برگرد

این مسئله ی خانوادگیه

نیازی نیست زحمت بکشی

میتونی زمان های عادی بگردی

ولی الان پدر زنت توی شهره

اینکه تظاهر کنی یا تحمل

باید یه زوج خوشبخت با هوان می باشی

مثل تو و مادر؟

نگران نباش منم مثل توام

توی این مسائل

بس کن

چیز دیگه؟

فکر نکن چیزی نمیدونم

معشوقه هات

اگه بچه ی دختر به دنیا بیاره مشکلی نیست

ولی اگه پسر باشه

به لانگ یو برمیگرده

و توی تبعید بزرگ میشه

توی این خونه ی بزرگ

برای یه بچه جایی نیست؟

بزرگترین نوه وانگ

باید توسط هوان می به دنیا بیاد

هوان می پایتخت رو تو کنترل خودش داره

و قوای نظامیشون از چندتا گروه تشکیل شده

تو با هوان می ازدواج کردی

ولی عشقی به هم ندارین

و اون فرزندی نداره

ارباب هوان کینه داره

حالا که وضعیت خرابه

و تموم نیروها میخوان مشکلی ایجاد کنن

خانواده ی هوان خیلی مهمه

اگه فرزند یه معشوقه

باعث مشکل با پدر زنت بشه

به خاطر یه چیز کوچیک چیزای بزرگی رو از دست میدی

توی چند روز

تو و زنت با من به ملاقات ارباب هوان میاین

نمیتونی چشم پوشی کنی

من مسائل مهمی هم دارم که باید باهاش صحبت کنم

ازدواج من و ازدواج اوو

فقط برای اورن منفعت بوده

حالا که خاندان شیه تموم شده

تو و خاله توی قدرتین

موقعیت ولیعهد تثبیت شده

دیگه چی میخوای؟

برگرد

وقتی متوجه شدی

چی فکر میکنی؟

زیلو

باید خیلی مراقب باشی

نمیخوام تو خطر باشی

جواهرات رو برداشتی؟

نگران نباش

توی چند روز به خونه ات میاد

مطمئنم خوشحال میشی

ممنون

وقتی جواهرات اماده شد بهم خبر بده

خودم شخصا برش میدارم

باشه

مراقب باش

لطفا

عزیزم

شنیدم دور بودی

اخیرا

به غرفه جیوژوان در جنوب شهر رفتم

جواهرات اونجا خیلی خوب بود

ژو یان میخواد بچه دار بشه

میخوام

یه جفت قفل جاودانیگ بهش بدم

به عنوان زن اصلی

بهترین کارو میکنی

طبیعی رفتار میکنی

یا اینکارو میکنی تا تنهات بزارم

شوخی میکنی

خاله

خاله خاله

چکار میتونیم بکنیم

لطفا یه کار بکن

خاله

لطفا کمکمون کن

چجوری میتونین اینقدر احمق باشین؟

حتی اگه ارباب اونو دوست نداره بازم اون شاهدخته

دختر خاله و وزیر اعظمه

خاله

اشتباه کردیم

خاله

اون

مدت زیادی توی نینگ شو نمیمونه

اگه علاقه ی ارباب رو جذب کنیم

و معشوقه بشیم

هیچ وقت مهربانیتون رو فراموش نمیکنیم

شاهدخت خانم لو دوباره اومدن

کیه؟

شاهدخت

اون رئیس استوارد

که اسم اصلیش فانگ هست

اون

زن دوم ژنرال لو هست

اون برای یه مدتی اوازخوان بوده

توی خانواده ی ثروتمندی بزرگ شده

باهوش و با مهارته

چون ارباب با مسائل نظامی درگیرن

و هیچ وقت در مورد مسایل داخلی سوالی نمیپرسن

برای همین خانم لو مسئولن

اون دوتا دختر

چه ربطی بهش دارن؟

دوسال پیش خانم لو اونا رو از خانواده اش

انتخاب کرده

تا به ارباب خدمت کنن

چون هیچ زنی توی خونه نبوده

و اونا حمایت خانم لو رو داشتن

اونا

حتی خودشونو رئیس میدونن

و امیدوارن

امیدوارن

معشوقه بشن؟

اها

بزار بیرون برای مدتی زانو بزنن

مشکل چیه؟

شاهدخت

ارباب بهم دستور دادن

تا دوتا دختر رو بفرستم برن

ارباب چی گفته؟

گفته که

گفته که

اگه شاهدخت دو تا دختر رو میخوان

پس فقط اونارو بفرستین

شاهدخت اون دوتا دختر حواس پرت بودن

و به شاهدخت بی احترامی کردن

همش تقصیر منه

امروز اونارو اوردم

تا توسط شما تنبیه بشن

تنبیه؟

کی گفتم اونا رو تنبیه میکنم؟

چجوری اینجوری شده؟

شاهدخت

درواقعیت اونا میدونن که جچوری باید پشیمون بشن

لطفا باهاشون مهربون باشین

ببرینشون

ممنون, شاهدخت

اونا رو از قصر ببرین بیرون

تو منظورت اینه

میخوای دوباره بگم؟

فهمیدم

الان انجام میدم

آسیامووی با افتخار تقدیم می کند AsianMoviee.ir.ir shirini:مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.