Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =
~ Reza.ch , Miss.s : ترجمه و زیرنویس ~
باید صحبت کنیم
باشه
مگه قرار نبود موقع صحبت به چشمای هم
نگاه کنیم ؟
... درباره چیزی که الان گفتم
من کاملا متوجهم
فقط اون حرفو زدی که به ما شک نکنن
اینطور نیست
واقعا منظورم همون بود
مردها معمولا
نسبت به زنهایی که بهشون علاقه ندارن
اونجوری رفتار نمی کنن
... با اینکه میدونستی که من
یون ته رو دوست دارم
اهمیتی نداره
که تو گو یون ته رو دوست داری
اما
من کسی بودم که اول تو رو دوست داشت
اولین باری که همدیگه رو دیدیم یادته ؟
! اوه میری ، تو میتونی
! نگران نباش ، از لحظه لذت ببر
اگه اون مداد رو به من قرض نمیدادی
احتمالا توی کالج قبول نمیشدم
... وقتی دوباره دیدمت
میشه با هم انجامش بدیم ؟
وقتی دستمو گرفتی
واقعا خوشحال بودم
راستشو بخوای ، من
سینه مرغ دوست ندارم
پس وقتی تو مرغ میخوری
من رون مرغ دوست دارم
! من ،،، سینه مرغ دوست دارم
پس
دفعه بعد که تخم مرغ و مرغ میخوریم میشه بازم باهم سفارش بدیم ؟
باشه
خلاصه همینجوری
میخواستم هی باهان صحبت کنم
و
... اون روز
قلبم داشت منفجر میشد
... و اون روزم
ممنونم ، دستتون درد نکنه
کجا دارین میرین ؟
من اوه میری رو دوست دارم
واسه همین عصبانی بودم
خیلی سختگیری
ما فقط با هم دوست بودیم
پس ، سعی کردم ازت دوری کنم
و سعی کردم دوستت نداشته باشم
ولی ، بنظر میاد نمی تونم
که دوستت نداشته باشم
به این خاطر دارم بهت اعتراف میکنم
اینجوری
میتونیم دوباره شروعش کنیم یا همینجا تمومش کنیم
پس
بیا همینجا
رابطه قلابی مونو تمومش کنیم
کجا داری میری ؟
اتفاقی افتاده ؟
دسوم ، جریان چیه ؟
نگو که دفتر طراحی مو دیدی ؟
چرا نگاش کردی ؟
هی ، اوه میری تو حق نداری الان از من عصبانی باشی
من
نمیدونم چطور با این خیانت کنار بیام
... داسوم
تا کی میخواستی همه چیزو ازم پنهان کنی ؟
تا کی میخواستی منو احمق فرض کنی ؟
اصلا ما با هم دوستیم ؟
تو منو دوست خودت میدونی ؟
وقتی یه نفر مورد تنفر قرار میگیره
همیشه یه دلیلی هست
از ترس اعتراف ده گونگ
بی اختیار به داسوم دروغ گفتم
سعی کردم خودمو با نفرت از یون ته مجازات کنم
و اون آدمای ارزشمند رو از دست دادم
بیا ، یه کم چای بخور
یه چای عالی گرفتم اینو بعنوان نمونه باهاش دم کردم
ممنونم
مادر بزرگ خوبه ؟
به لطف تو خوبه
امروز یون ته رو نمیبینم
این چای بینظیرو میخواستم بهش نشون بدم
دیگه این ساعتا نمیاد؟
شاید یون ته دیگه نیاد
متاسفم پدربزرگ
اوه، جدی؟
انتخاب با خودشه
حالا تو چرا متاسفی؟
من واقعا خوشحالم که تو کارمند نیمه وقتمی
من کاری نکردم
نه این حرفو نزن
تو این دنیا همین که بعضی آدما کنارت باشن آدم خیالش راحته
حالا که دارم 70ساله میشم
اینو با قطعیت میگم
چون تو شخصیت خوبی داری
حسابی خیالم راحته
اونجورا هم نیستم پدربزرگ
من حتی آدم خوبیم نیستم
قابل اطمینانم نیستم
حقیقت همینه
عیبی نداره که خوب نباشی
یه نگاه به اطرافت بنداز
گول این حرفو نخور که "باید بدون پشیمونی زندگی کنی"
با همچین احساساتی بجنگ
همینطور با کساییکه نسبت بهت بی ادبن
اگه اینطوری زندگی کنی همه چی خودبخود روبراه میشه
واقعا میتونم؟
!البته
اولا
متاسفم
من ندونسته
مثل یه احمق، احساساتتو خدشه دار کردم
تو چرا متاسفی؟
داسوم روزای سختی رو میگذرونه
...اما
داسوم دفتر طراحیتو ندیده بود
حتما یه مشکلی پیش اومده
...تو میدونی که من
یون ته رو دوس دارم
برام مهم نیست
که اونو دوس داشته باشی
داسوم میخواد باهام بهم بزنه
مسخرس، شماها چرا باید به خاطر من جداشین؟
برای داسوم
تو انقدر ارزشمندی
...من
باید روراست میبودم
منم بکش
سکسی بکش
تو فوق العاده ای من بهت افتخار میکنم
پس میری رو به سلامت به خونه برسون
...معلومه که من
تو فکر جدایی از داسوم نیستم
پس، میری
توهم باید مثل اون فکر کنی
اون دوست ارزشمند توئه
من حرفایی که میخواستمُ زدم
دیگه میرم
عمدا اینکارو کردی؟
آره، عمدی بود
رو راست بودن بهتر ازینه که مثل تو فیلم بازی کنم
به خاطر آدمایی مثل توئه که بقیه زنا همش لعن و نفرین پشت سرشونه
تو فکر بودم که این بوی گند آشغال از کجا داره میاد
تو چی میگی؟ دیوونه شدی؟
دیوونگی بهتر از فاسدایی مثل شماهاست
پاشو
چرا به چرندیاتشون گوش میکنی؟
اوف "دوست" ـشو باش
این عفریته رو باید بزنیم کله پاش کنیم تا دیگه طرف همچین آدمیو نگیره
حرفات تموم شد؟
هی
!ولم کن
حالت خوبه؟
خوب نیستم
تو چی؟
... من - توام خوب نیستی -
معلومه که حالت خوب نیست احمق جون
شرمنده که زودتر متوجه نشدم
تو همیشه همه چیو بخاطر من فدا میکنی
من واقعا متوجه نشده بودم
نه، منم که باید ازت عذرخواهی کنم
باید همون اول بهت میگفتم
حتی نمیتونم بگم اگه جای تو بودم چون معلومه چیکار میکردم
منم مثل تو، تا زمان مرگم تو دلم نگه میداشتم
و من حتی همینم نفهمیدم
متاسفم
نه، منم که باید ازت بخوام تا ببخشیم
اما
از کجا فهمیدی دارم سعی میکنم از یون ته متنفر شم؟
هان ده گانگ زنگ زد و بهم گفت
اون گفت؟ - آره -
تو اگه بودی و میشنیدی چه حالی پیدا میکردی؟
میتونی درک کنی؟
برو پیش هان ده گانگ
تو دوسش داری، مگه نه؟
...ولی
مگه میتونم برم؟
دوس داشتن یون ته، ده گانگُ اذیت کرد
احمق جون
یون ته فقط تیپ ایده آلت بود
هان ده گانگ کسیه که تو واقعا دوسش داری
فقط باید بهش بگی
چیکار کنم؟
هان ده گانگ
میخوام یه چیزی بهت بگم
الان جلوی خونه ـتم
ولی اگه نمیخوای منو ببینی
لطفا به حرفام گوش کن
...میدونی
من
تو رو
دوست
...دوس
خونه ی من اون یکیه
...آها
...که اینطور
گوشیتو بیار پایین
چی میخواستی بگی؟
...چیزه
چرا نیومدی کالج؟
سرما خورده بودم
نخواستم بقیه مریض شن
...پس
چرا جواب تلفنامو ندادی؟
چون قلبم ضعیف میشد(اگه جواب میدادم)
همش همین بود؟
تو گفتی
موقع حرف زدن باید به طرفت نگاه کنی
ازحالا اینکارو میکنم پس گوش کن
من دوستت دارم، هان ده گانگ
ببخشید که خیلی دیر فهمیدم
حتی اگه الان ازم متنفر باشی
و خیلی هم زیاد باشه
یه راهی جور کردم تا دوباره دوسم داشته باشی
...روش اول
اعتراف صادقانه ـست
...من
میخوام یه داستان با تو بسازم
ژانرش هم شیرین و رمانتیک و مدرسه ایه
البته یکم ترسناکم داره
و شاید یه جاهاییشم اکشن بشه
ولی همینکه با تو باشه
حتما خوب میشه
...میخوای
با من باشی؟
چند وقت باید منتظر جوابت بمونم؟
یه روز؟
دو روز؟
یک سال؟
...من
سرماخوردگیم خوب شده
~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =
پشت صحنه
شکلات
میخوای؟
دستای توهم رفته
فکر کردم میخواین همو ببوسین
تصمیممو گرفتم
*صدای کلاغ*
!آخ درد گرفت !باسنم درد گرفت
شعر این آهنگ درست مثل ماست
خوبه
اوف
خودتونُ جمع کنین
چیه؟
نمیخوام
!جمع کن بابا، آهنگتو گوش کن
*امیدواریم از دیدن این سریال لذت برده باشین* ProMovi.ir
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.