Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مطمئن نیستم زایمانـش کی هست
!خدای من
آره، آره، آره، آره، آره، آره
آره، همینطوری. آره، همینطوری
خدای من
لعنتی! خدایا، کونـم چقدر گشاد شده
چه کون گشادی
«!خانم فلچر»
!تف! لعنتی
!سلام
!خدای من، عزیزم
...لعنتی! این خیلی
ارائـهای از تـیـم تـرجـمـهی شـوتـایـم « WwW.Show-Time.iN »
خیلیخب، متاسفم
میدونی، منو ترسوندی
فکر کردم اتفاق بدی افتاده
«همچین خوب هم نیست، «جورج
یعنی باید درک کنی
خانمهای بخش هنرهای دستی ...داشتن دستبند درست میکردن
اونم وقتی که پدرت با صدای بلند داشت فیلم سوپر میدید
مگه چیه حالا؟ همه سوپر میبینن
آ... نه توی جمع
به نظرم صحبتم اینـه
که وقتی آدمهای مسن نمیتونن از احساساتشـون جلوگیری کنن
...ممکنه نشونههای جدی از
وضعیت عصبیشون باشه - صبر کن -
تو دکتری؟
اصلا پرستار به حساب میای؟
نه، من حتی پرستار هم نیستم
میدونم ممکنه شنیدنـش واست سخت باشه
ولی به نظر ممکنه زمان مناسبی باشه
تا دنبالِ تهمیداتِ دیگهای
برای مراقبت از پدرت باشی - ...من از پسِ -
هزینههای تهمیداتِ دیگه برای مراقبت از بابام بر نمیام
باشه؟ میشه بهش کاری نداشته باشین؟
اون فقط یه پیرمرده و مامانـم مُرده
باشه؟ اون فقط میتونه سوپ میخوره
هیچ خوشی تو زندگیـش نداره
میفهمی یعنی چی؟
«شاید درست کردن «کابوسگیر
کافی نیست تا آدم بتونه روزشو از سر بگذرونه
من نمیخوام خوشیشو بگیرم، جورج
فقط نمیتونه جلوی خانمهای بخش صنایع دستی !فیلم سوپر نگاه کنه
بهش میگم
صحبت خوبی بود
...خیلیخب
لباس خوابتـو گذاشتم تو چمدون، باشه؟
میگم، یه وقت آیفونتـو آپدیت نکنی
چون میزنه آیفون قدیمیها رو خراب میکنه
باشه، خوب شد فهمیدم
...خب
...آ
آ... حالا باید میزتـو مرتب کنیم
که قبلا تا میخواستی به میزت دست بزنی سرت داد میکشیدم
خب کمکم کن
«آم... از زمین به «برندون - بله، چیه؟ -
نمیدونم میخوای با این آت و آشغالها چیکار کنم
...آم - خیلیخب، مثلا این -
جمعش کنم یا بذارم باشه؟
جمعش کن - جمع کنم، باشه -
مطمئنی؟
اینـو باید بذاری تو ماشین و ببری جای دیگه؟
درسته، فکر نکنم تو ون جا بشه
نمیخوام ریز ریز وسایلتـو کنترل کنم
میدونم... اگه دوستش داری ...دوستش داری دیگه، فقط
...احساس میکنم
خیلی راحت بود، تموم شد
خب، بابت کمکت ممنون
بدون تو اصلا نمیتونستم
خستهام - اوه، ببخشید -
از دراز کشیدن خسته شدی؟ میخوای دراز بکشی؟
عجب، مامان، من شب آخریـه که خونه هستم
واقعا میخوای همچین رفتاری کنی؟ - میخوای؟ -
متاسفم - عیبی نداره -
گرسنهای؟ - اوهوم -
فکر کنم گشنهام باشه
اوه، باید موهاتـو کوتاه میکردم - خدای من -
تو فقط دلت پاستا میخواست
تنها چیزی که حاضر بودی بذاری دهنـت
پاستا و سس قرمز بود
اوه خواهشا، یکم پروتئین بخور
شکلات پروتئین دار و پاستا - !نه -
آره
...خب
خیلی نخور
...چون شاید یه نفر
...رفته باشه بیرون و واست
!کیک فنجونی جشن خریده
آ... نمیتونم الان بخورم
«چون باید برم پیشِ «تروی» و «وید
عیبی که نداره، نه؟
...آ
...نه اما - دیشب بود، پس گفتم -
باید برم ببینمـشون - نه، آره، آره، آره -
باید با دوستهات وقت بگذرونی
باید برم
...آم... بابت شام
و بابت جمع کردن وسایلم ممنون - خواهش -
خیلیخب، خوش بگذره
برندون خیلی دیر نکنی، باشه؟
فردا روز بزرگیـه - باشه -
آره، میدونم - خیلیخب -
دوستت دارم - باشه -
!مادر جندهی اعظمـو نگاه
سلام! سلام، سلام، سلام، سلام، سلام
بهبه! سلام
دادا، قشنگ گرفتـت
از چشمهاش مشخصه - !نگرفته -
!تابلوئـه
درسته - آره، درسته -
خیلیخب، خیلیخب
سلام
سلام
آ... فقط... خواستم ببینم اوضاع چطوره
!پسر کوچولمون داره میره دانشگاه
اوهوم - چطوری دووم میاریم؟ -
خب، با سخت کار کردن
...فقط میخوام بگم
تو تربیتـش کم نذاشتی
بچهی خیلی خوبیـه
واقعا مستحق این تعریفها هستی
«ممنون، «تد
خیلی لطف داری
جمع کردن وسایل چطور پیش میره؟
میدونی، دارم تلاش میکنم زندگی بچهمونـو
تنهایی... بچپونـم توی صندوق عقب ماشینـم
خوبه
چه خبره، تد؟
آره، در مورد فرداست
...دکتر «جاناتان» نوبتش رو عوض کرده
...واسه همین نمیتونم
متاسفانه خودم رو برسونم تا توی بار زدن وسایل کمکت کنم
شوخی میکنی؟
حتی نمیخوای بیای خداحافظی کنی؟
دست من نیست
قضیه این دکتر رژیم بیماران اوتیسمیـه
فقط واسه یه مشاوره باید چندین و چند سال صبر کرد
برندون خبر داره؟
بعدا بهش پیام میدم
...مطمـ
مطمئنی عصبانی نیستی؟ - خداحافظ، تد -
!گاییدمش
بیا تو - ممنون -
خدایا
قبلا خیلی منو پس میزد میزد
ولی بیخیال، امشب؟
این شب آخرمونـه
بچهها خیلی بی رحمـن
شب آخری که «گرتا» میخواست بره دانشگاه رفت شب رو خونه دوستش خوابید
و رفتم سر وقت کمدم
و دیدم ژاکت مورد علاقهام رو برداشته
...اونی که - !آره -
...دخترهی - !جنده -
آره
خوراکی نداری؟ - نه -
وقتی دم دانشگاه پیادهاش کردیم همه چیزهای خوشمزه رو ریختیم دور
اوه، آفرین
منم همینکار رو میکنم
میدونی چیه؟
باید بگم
مشتاقـم به این کار
از دست بچههامون راحت شدیم
بالاخره کاری که دلمون میخواد رو انجام میدیم
من دقیقا کاری که میخوام رو نمیتونم انجام بدم
اما واسه یه کلاس اسم نوشتم
خدای من، رفتی کلاس سفالگری؟
اسمش مقاله نویسی شخصیـه
توی ایسترن کامینیوتی - ای وای -
خیلیخب، چرا جوری واکنش نشون میدی انگار بهت گفتم
که لامپ پیدا کردم؟
چون نمیفهمم چرا به محض اینکه
برندون از خونه رفته میخوای بشینی پای درس و مشق
فکر میکردم هیجان زدهام کنه
...کـ... کاتالوگ باز کردم و نمیدونم
منو... منو درگیر خودش کرد
باشه
میخواستم بذارم واسه فردا ولی احساس میکنم هرچی بادا باد
الان انجامش میدم الان وقتشـه
یه چیز خیلی کوچولوئـه
...«جین»
اوه، خیلی قشنگه
آره، میدونم، ۴۱ دلار قیمتشه
چه گرون - خب، دوستت دارم دیگه -
«اوه، «نفس بکش
خیلیخب، باشه
اما به نظرم شاید بهتر باشه به حرفِ شمع گوش کنی
من نفس میکشم
میدونم ولی برو خونه
برو تو وان و مغزت رو خاموش کن
و فقط به چیزهای جدید فکر کن
خیلیخب... مثلا چی؟ - مثلا خوش گذرونی -
مثلا یه پیمان کار خوشتیپ
اوهوم، کسیو میشناسی؟
نه - فکر نمیکنم -
بیا
بیا اینجا، بیا
...نگاه کن
فقط میخوام با آدمهای جدید آشنا بشی
توی یه الههی میلفِ لاغر مردنی هستی
خدایا، چقدر از این کلمه بدم میاد
میدونم، ولی درسته
قبولش کم - از این یکی بیشتر بدم میاد -
مشکلی واسمون پیش نمیاد
چیزی نمیشه
هی
ببین کی اومده
چـ... فکر کردم رفتی دانشگاه
...نه، نـ
فردا میرم، آره
خب خوش بگذره - صبر کن، «بِکا»؟ -
چی شده؟
دیگه... دیگه ازم خوشت نمیاد؟
آره، من عاشق اون پسرهاییام که کل ترمـو باهام سکس میکنن
و بعدش وانمود میکنن که انگار وجود خارجی ندارم
راستشو بگم فکر میکردم که
...اگه توی تابستون با هم بخوابیـم
موقعی که میخوام برم دانشگاه حسابی دلم واست تنگ میشه
درست میگم؟
خب خوبه دیگه، اینطوری اصلا دلت واسم تنگ نمیشه
...هی، نگاه کن
تو خیلی خوشگلی، بِکا خوشتیپی
حرف نداری
واقعا فکر میکنی انقدر راحتـه؟
میای بهم میگم جذابـم و من واسه اینکه
مثل گه باهام رفتار کردی میبخشمت؟
نمیدونم
شاید؟
خداحافظ برندون - !لعنتی -
سلام - گمشو -
باشه، گم میشم، خیلیخب
برندون؟ - برندون، هی -
دهنتـو باز کن - !عمرا بتونی -
!من آرون راجرز تخمیام، جنده! خودت میدونی [ بازیکن فوتبال آمریکایی ]
صبر کن دادا - !ای تف -
چیچی؟ - اس
!صبر کن، صبر کن، تف
لعنتی، تقصیر از من بود
این یکی اتفاقی بود راستش، صبر کن
ای وای، پسر باحالهی مدرسه داره با آبنبات بهم حمله میکنه
باشه بابا، تف
نمیشه همون اینترنتی واسم قلدری کنی؟
الان مردم اینکار میکنن
رو در رو حالش خیلی بیشتره
درسته؟
میدونی داری میری دانشگاه
و همه قراره ذات واقعیتـو بشناسن، آره؟
«عجب حرف پر مغزی زدی، «جولین پر مغز بود
آره، آره - ...نکن... نکن -
نکن... نکن... وایسا... وایسا جولین، جولین، جولین، جولین
...من... من... من
متاسفم، خب؟
...تف رفیق، نمیدونم چی بگم
احساس میکنم کل دبیرستانـو
باهات بد تا کردم
آره؟
آره
قصد و منظوری نداشتم متاسفم، باش؟
پس چرا اونطوری کردی؟
آ... موبایل توئـه؟ - ...آره -
چرا قضیه رو با خوبی و خوشی فیصله ندیم
عکس بگیریم؟ سلفی، آره؟
بیا، بیا عکس بگیریم
نه، نکن - آره، ردیفه، بیا دیگه -
!دبیرستان تا ابد
هیچی؟ خب؟ - میشه گوشیمو بدی؟ -
باشه
مردیکه عوضی! لعنتی
بذارش تو برنج، بذارش تو برنج
!نامردی بود
بگایی بود
یادگیری دوست داشتن لونهی تنهایی خود
دوش طولانی بگیرید
[گم بشید [از عمد
لاکهایی با رنگ جالب بزنید !جواهرات بندازید
دمتون کصخلها
میبینمت دادا
سر حال باشی - !بدرود جنده -
ما رو یادتون نره
فردا نمیتونم واسه بار زدن وسایل بیام شرمنده برنامه تغییر کرد، با عشق، بابات
[بِکا]
کاش اینجا بودی
برندون؟
خدا لعنتت کنه
برندون
...اوه، تـ
باشه
خدای من
اوه، ببخشید، منو ترسوندی
صبح بخیر خانم فلچر - اوه، لطفا منو اینطوری صدا نزن -
نباید کلاه سرت باشه؟
کلاه چندشه، خانم فلچر
میدونی دیگه چی چندشـه؟
ضربه مغزی شدن
خونهست؟ - عزیزم، خیلی متاسفم -
...دیگه داریم - یه دقیقه بیشتر نمیشه -
باشه
من میرم بنزین بزنم
بهش بگو وقتی برگشتم باید بیرون وایساده باشه
و آماده باشه
سلام
سلام
صبح بخیر
صبح بخیر
عکستو گرفتم
جدی؟
آره
ببخشید دیشب بدجنسی کردم
عیبی نداره
میتونم واست جبران کنم؟
آره
تف
دلم واست تنگ شده بود
منـم
!لعنتی
برندون
وقتشه بیای پایین مهمونی تمومـه
برندن، اصلا قابل قبول نیست
خیلیخب
آره
کیرمو بخور، جنده
جندهی کثیف
!خداحافظ، خانم فلچر
!از لونهی خالیتون لذت ببرید
...هی، یادتـه... همیشه
هر شنبه صبح تو این جاده بودیم
تا بریم واسه تمرین هاکی
یادتـه؟ - اوهوم -
یادتـه چقدر سرد بود؟
همیشه تاریک بود وقتی میرسیدیم
بدت میومد
یادتـه وقتی از تیم اومدم بیرون چقدر خوشحال بودی
خدایا، سر از پا نمیشناختم
...خب - ضبطـو روشن کنم؟ -
آ... آره
...خب
هر طور بود، هیچوقت غر نزدی
چه پسرک سرسختی بودی
حالا مرد شدی
ببخشید
...گمـونم میخوام بگم که
...بـ... به نظرم
...چیزهایی هست که
ممکنه به دختری بگی که اونـو بترسونه
بـ... بدون اینکه بفهمی
ببین، من میدونم باکره نیستی، درسته؟
...میدونی؟ میدونم فیلم سوپر و فیلم
میدونی، کلی آهنگ دربارهی جک و جندهها هست
و میدونی، میدونی همینـه که هست
خب، گـ.... گمونـم میخوام بگم
که یکی از مهمترین چیزها واست
اینه که همیشه یادت باشه
...که... به خصوص الان
...مـ... میدونی، توی
...عصر و دوره... تو زندگی میگم
...واقعا میگم، اینـه که... اینـه
باید با زنها مهربون باشی
فهمیدی... میفهمی چی میخوام بگم؟
آره
خیلیخب
خیلیخب؟ - خیلیخب -
خیلیخب مامان، به این مرد خوشتیپ اتاقش رو نشون میدیم
خیلیخب، بریم - تو نیا، مامان -
باید ماشینتون رو ببرید تو پارکینگ بازدید کنندهها
ولی باید واسه باز کردن وسایل کمکش کنم
اول ماشینتون رو تکون بدین، مامان
باشه - مردم منتظرن -
...آ
من والد مجرم، اون تنها بچهی منـه
مسئلهی خیلی مهمیـه
مامان
فقط... چیزه... عیبی نداره، ردیفه
برو ماشینتـو جا به جا کن
نگران نباش، مامان - درسته؟ -
حسابی مراقب بچهات هستیم
آره - باشه، الان برمیگردم -
!وایسا، یه لحظه، یه لحظه
باشه، خیلیخب
عوضی
الان ۱۱ کیلوئـه، خب؟
دستهاش رو بچرخون، بوم شد ۱۸ کیلو
عجب - آره -
حیف که نهایتـش ۲۲ کیلوئـه
لعنتی، بیشتر از این دمبل میزنی؟
راستش هر وقت بخوام بشاشم ۲۲کیلو دمبل میزنم
باید یه سر بری دکتر، رفیق
باید برم
ببخشید
اومدم خوابگاه یا باشگاه؟
سلام خانم فلچر، «زک» هستم
از دیدنتـون خوشحالم - سلام، منم از دیدنـت خوشحالم، زک -
سلام، میتونی منـو «ایو» صدا کنی
اگه دوست داری - باشه، ایو -
خیلیخب، شروع کنیم وسایلتـو باز کنیم
چهارتا پیام واسش فرستادم
چون میخوام قشنگ پیاممـو بگیره
خیلی راحتـه، ها؟
آره، خیلی قشنگ شده خوشم اومد
برندون، برندون؟
اوردمش
لازم نبود بیاریش
...خب
...اینجاست دیگه، پس
...آخرین چیز، آ
...زنـه تو فروشگاه گفت که
به ندرت لازمه آب بهش بدی
اوه - خوبه -
کار دیگهای هست واستون انجام بدم؟
...آ - نه، فکر کنم چیزی نیست -
آره
بریم ناهار بیرون؟
...آره، تو
تا آسانسور باهات میام
خیلیخب
گیاه قشنگیـه، خانم فلچر
ممنون، ممنون زک
از آشنایی باهات خوشوقت شدم - بله، منـم -
خیلیخب
خیلیخب
خیلی دوستت دارم
منم دوستت دارم
خیلیخب - خیلیخب -
خیلیخب
خیلیخب - خداحافظ -
قول بده روزی به بار بهم پیام بدی
باشه
حالت خوبه، مامان؟
!من مامان تو نیستم، مرتیکه از خود راضی
بفرمایید
شب بخیر - ممنون -
[ میلف ]
!خدای من، آره
!آره، آره
حاضری؟
حسابی - حاضری؟ -
آره - فکر کنم کلاسم این طرف باشه -
خیلیخب
میبینمت رفیق - بدرود -
آ... کلاس مقالهی شخصیـه؟
گوشیم خراب شده، نمیتونم شمارهها رو ببینم
آره، گمونـم همکلاسی هستیم ایو هستم
جولین هستم - سلام -
سلام
:.: تـرجـمـه از مـحـمـدعـلـی :.: @mml_moh
ارائـهای از تـیـم تـرجـمـهی شـوتـایـم « WwW.Show-Time.iN »
:ما را در تلگرام دنبال کنید T.Me/Showtime
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.