Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(وقتی که خواب بودی)
(بیمارستان کی یانگ)
یه مصاحبه ی مشکوک؟
چه اتفاقی داره میوفته
میدونی همون خانومی که ده ماه تو کما بود
شنیدم که دادستان اینجا از اون بازجویی میکنه
توی اتاقش؟
اتاق ۶۱۰ اوه اونا اینجان
اون اقا باید دادستان باشه
تو محافظشی؟نه
خانم نام
...میدونی ک تو الان به خاطر موارد ویژه ی
تصادفات رانندگی مورد بازجویی قرار گرفتی درسته؟
...این حقو داری ک سکوت کنی و از جواب دادن
ب سوالایی که علیهتن خودداری کنی
ساکت موندن بر علیه تو به کار برده نمیشه
چون منم
میتونم باورت کنم
...همچنین این حقو داری
که با یه وکیل مشورت کنی و یه وکیل مدافع حین بازجویی داشته باشی
باشه
۱۴ فوریه ، ۲۰۱۶
توی ماشین مادرت در راه خونه
تو اقای هان وو تاک رو در تقاطع سانگو-دونگ
با ماشین زدی و کشتی درسته؟
من رانندگی نکردم
مردی که باهاش بودم ، لی یو بوم ماشینو میروند
درسته ، این همون چیزیه که توی مصاحبه با کاراگاه هم گفتی
اره ، هر چند باورم نکرد
از اقای لی هم بازجویی کردم
اون چی گفت؟
ازش پرسیدم ک میتونه رانندگی کنه
برای همین بیشترین تاسف میخورم
من اون روز باید رانندگی میکردم
سعی کردم جلوشو بگیرم
بهش گفتم ک نباید وقتی جاده لغزنده س برونه
ولی گفت باید فورا بره خونه چون مادرش تلفنو جواب نداده
نمیتونستم بذارم تنها بره
برای همین باهاش رفتم ، نگران بودم
دروغه ، داره دروغ میگه
میدونم اون کسیه که...میدونم اون کسیه که اون روز رانندگی میکرد
ما خون روی کیسه هوای صندلیه راننده رو بررسی کردیم
و دی ان ایِ تو روش پیدا شده
غیر ممکنه
...حتی فیلم ظبط شده ی داشبورد امبولانس
نشون میده ک تو از صندلی راننده نجات پیدا کردی
اقای لی هم از صندلیه مسافر نجات پیدا کرده بود
قسم میخورم. من رانندگی نکردم
خب چطور میخوای دی ان ای وفیلم روی داشبورد رو توضیح بدی؟
مطمئنم که یکی شواهد رو دستکاری کرده
هونگ جو هونگ جو هونگ جو
همین که تصادف شد من بی هوش شدم
حتما یکی منو به صندلی راننده جابجا کرده
حتما خونش رو از کیسه هوا پاک کرده و مال منو گذاشته
بعد رو صندلی مسافر نشسته
..منظورت از "یکی" نکنه
حتما یو بومه
مطمئنم همه چیز رو سر من ول کرد که خودش بتونه خلاص بشه
فکر میکنی برات پاپوش درست کرده؟
یه حدسه
ما به شواهد بیشتر از حدس خالی اعتماد میکنیم
متاسفانه هیچکدوم از شواهد از ادعات پشتیبانی نمیکنن
پس چی کار باید بکنم؟
هیچ کاری از دستم برنمیاد که بیگناهیمو ثابت کنم
تمام شواهد تو رو مقصر نشون میدن
...اعتراف میتونه بهترین راه برات باشه
چون میتونه یه عامل تخفیف حکم شناخته بشه
با اینکه من باعث تصادف نبودم؟
خانواده قربانی تقاضای مجازات برات دارن
..ادامه دادن به انکارش
ممکنه به عنوان یه عامل مشدد عمل کنه که حکمت رو زیاد میکنه
(لی یو بوم)
اگه به خاطر من بلایی سر تو بیاد
نمیتونم به زندگیم ادامه بدم
توی کل دنیا تو تنها کسی هستی که من دارم
پس ترکم نکن
باشه؟
خانوم نام هونگ جو داری چی کار میکنی ؟
نزدیک من نیا
اگه نزدیکتر بیای میپرم- فقط اول بیا پایین-
میتونیم کم کم درباره همه چیز حرف بزنیم
چی قراره تغییر کنه؟
از قبل همه چیزو بهت گفتم
ولنتاین بود، و برف میبارید
به خاطر همینه که یو بوم به جای من رانندگی کرد
و یکی مرد
بعد یه کاری کرد که انگار من راننده بودم
هرچقدر تلاش میکنم که توضیح بدم فرقی نداره، کسی حرفمو باور نمیکنه
فایدش چیه؟
من باورت میکنم
من چیزی که میگی رو باور میکنم
پس خواهش میکنم بیا اینجا
اگه این یه خواب بود
خیلی خوشحال میشدم
..اگه این خواب تو بود
..ممنونم
که میگی حرفمو باور میکنی
خانوم نام هونگ جو
خدایا- نه-
نه
اوه خدایا
..چطوری یه خواب
انقدر واقعی حس میشه؟
(۱۴فوریه، ۲۰۱۶)
بیداری؟
خدایا بدجور منو سکته دادی
چرا انقدر زود بیداری؟
یه خواب عجیب دیدم
منو ترسوند، و خیلی واقعی حس میشد
درباره چی بود؟
دختری که اون ور خیابون زندگی میکنه رو دیدم
اون لحظه که بی ادب صداش کردی میدونستم قراره یه خبرایی بشه
فیلمای کمدی رمانتیک معمولی اینجوری شروع میشن
و الان حتی سر و کله ش تو خوابت پیدا شد
از این خوشم میاد، ژانرش چی بود؟
کمدی رمانتیک؟ ملودرام احساسی؟
یا مثبت هیجده بود؟
اون دختره توی خوابم مرد
چی؟
نه
چی؟ پس هیجانیه
درسته ، یه هیجانی که خیلی واقعی حس میشه
واقعیو کوفت
گفتی زنه تو خوابت مرد
ببین، سر و مر و گنده ست
خدا رو شکر
و چرا یو بوم سر و کله ش تو خوابت پیدا شد؟ خیلی تصادفیه
چند وقت پیش یهویی دیدمش
گذاشتی همینجوری بره؟ باید مشت نثارش میکردی
فقط سلام گفتم با یه لبخنده گشاد عین اسکلا
اگه جای تو بودم، فحشش میگرفتم
و تف میکردم تو صورتش، اینجوری
راستی، دختره توی خوابت با یو بوم قرار میذاشت؟
داشتن تو روز ولنتاین همدیگرو میدیدن، پس فکر کنم آره
این فقط یه کابوسه
دو نفری که از همه بیشتر بدت میاد تو خوابت ظاهر شدن
کلاً یه سریال آبکی مزخرف نوشتی
امروز چندمه؟
۱۴فوریه
امروز ولنتاینه، و قرار بود ماشین جدیدت رو بگیری
تمام زوجها لاو میترکونن
و تو ماشین جدیدت رو تست میکنی بدبخت
هیچ برنامه ای داری؟- آره دارم-
کنسلشون کن، بهتره دیر نکنی
اه ایش
چی میخوای؟
از بین این همه جا چرا اینجا میشینی؟
میخوام یه چیزی ازت بپرسم
از من؟
پسری به اسم لی یو بوم میشناسی؟
..چطور میدونی
زاغ سیاه منو چوب میزدی نه؟
در مورد من اطلاعات جمع کردی که بیای مخمو بزنی مگه نه؟
خب، لی یو بوم رو میشناسی؟
تاکسی- صبر کن-
امروز بعدتر میبینیش نه؟
بهتره این کارو نکنی، اگه ادامه بدی جیغ میزنم
میدونم که الان ممکنه پاک دیوونه به نظر بیام
اما تو رو خدا فقط گوش کن
امروز نبینش، و رانندگی نکن چون برف میباره
اصلا نزدیک ماشینها هم نرو فهمیدی؟
هی، شنیدی الان چی گفتم؟
حالتون خوبه؟
حتما مزاحمه
چرا براش مهمه من رانندگی کنم یا نه؟ بهش هیچ ربطی نداره
چرا برات مهمه؟ به تو ربط نداره
آقا، میدونی که قراره امروز برف بباره یا نه؟
نه قراره کل روز آفتابی باشه
ممنون
هی، میدونی الان ساعت چنده؟
هیونگ- چیه؟-
قرار داری؟
ای خدا، ماشین جدید گرفتی؟
چرا اینجایی؟
یه قرار دارم
خانوم نام هونگ جو؟
یو بوم
هیونگ، گفتی من رو سوشی مهمون میکنی
بیا الان بریم
هی، امروز نمیشه، از قبل برنامه های دیگه ای داریم
من هیچ برنامه ای ندارم، پس امروز مهمونم کن، باشه؟
هی، چته؟ امروز ولنتاینه
..به خاطر همینه که
همین الان بدجوری هوس سوشی کردم
اما یه مرد تنها توی ولنتاین سوشی بخوره عجیبه
هی توی ولنتاین دو تا مرد با هم سوشی بخورن که عجیبتره
این بیرون چی کار میکنی؟
اومدی
بهت گفتم امروز فقط مستقیم برو خونه
چرا باید این کارو بکنم؟ بهم بگو چرا؟
..آخه- یه لحظه صبر کن
من تنها کسی ام که اصلا نمیدونه الان چه خبره؟
بیا بریم هونگ جو
هی من و تو باید یه روز دیگه درباره این حرف بزنیم
بیا بریم
ببخش. دیر کردم نه؟
او خدا. این ماشین جیگره
خدا، اینا چی ان؟ همه لوازمشو گرفتی؟
جون، اینو
هیونگ، دوستم امروز تک نوازی پیانو داره، میخوای بری؟
خیلی خب، میرم
باید سرم به کار خودم باشه، بیا بریم
چی؟ قرار نبود امروز برف بباره
از قبل همه چیزو بهت گفتم
ولنتاین بود و برف میبارید
هی میدونم این دیوونگی به نظر میاد
اما فکر میکنم همه چیز دقیقا مثه خوابم داره اتفاق میفته
کابوسی که امروز صبح داشتی؟
آره- هیونگ-
این دیوانه بازیا چیه. کمتر چرت و پرت بگو، و بیا بریم
باید یه چیز دیگه رو چک کنم، فقط یه چیز دیگه رو
خدایا، الان شروع میشه
یادم رفت در رو قفل کنم
در رو قفل نکردم، باید سریع برگردم خونه
درست بود
واقعا یو بوم رانندگی کرد
هیونگ
خانوم نام هونگ جو
وایسین
هیونگ، چه خبره؟
هی همین الان به پلیس زنگ بزن
بهشون بگو ماشینی که شماره آخر پلاکش ۴۷۷۳س متوقف کنن
عقلتو خوردی؟ زنگ بزنم به پلیس و بگم چی؟
براساس خواب برادرم، به زودی یه تصادف میشه"؟"
دیوونگیه
رفتارت خیلی عجیبه
چرا انقدر به اون دختره اهمیت میدی؟
...اینجوری نیست که بهش اهمیت بدم. فقط
فقط نمیخوام سرنوشتش مثل من بشه
اگه دوباره مثل یک احمق بهش اجازه بده که همه چیو تقصیر اون بندازه چی؟
دیدار دوباره ی یو بوم حتما خیلی برات استرس آور بوده
احتمالا بخاطر همین کابوس دیدی
بیخیال
بیا بریم
اره، من واقعا باید فقط سرم به کار خودم باشه
اگه بیشتر از این پیش برم واقعا خل و چل میشم
اه، واقعا که
هیونگ صبر کن، هیونگ وایسا
چجوری میتونی اینجوری بری؟
تصادف؟ در مورد چی صحبت میکنی؟
خب، در مورد الان صحبت نمیکنم
چیزی که ممکنه در آینده اتفاق بیوفته
حتی اگه این اتفاق بیوفته من مشکلی ندارم
پس مراقب مامانم باش
باشه
...مهم نیست چه اتفاقی بیوفته،من حتما
از مادرت مراقبت میکنم. الان خوب شد؟
به هر حال ، بین تو و جه چان چه اتفاقی افتاده؟
...به نظر میومد که اون
حالت خوبه؟
صدمه دیدی؟
خوبی؟
اره
جه چان
تو به ماشین زدی؟
آره. فکر میکنم بخاطر برف ماشینم لیز خورد
...این
عمدی بوده مگه نه؟
نه، گفتم که بخاطر برف ماشینم لیز خورده
متاسفم هی
!هی
فکر میکنی من کورم؟
تو تعقیبمون کردی و زدی به ماشینمون
کاملا مشخصه که از قصد بوده
چطوری جرات میکنی تو صورتم دروغ بگی؟
همچین چیزی اتفاق نیوفتاده پس چه اتفاقی افتاده؟
هی، جوابمو بده
پول لازم داری؟
واسه کلاهبرداری تصادف کردی مگه نه؟
اگه من این کارو نمیکردم تو یه نفرو می کشتی
تو کلا مخت تعطیله نه؟
دیوونه ای
به خاطر اون تصادف موتور سیکلت این کارو می کنی؟
جه چان چیکار باید بکنیم؟ پلیس داره میاد
لعنتی. این دیوونگیه
بابا میفهمه که من اون موتورو خریدم
باید وقتی پلیس رسید ، بهشون التماس کنی
بهشون بگو که متاسفی و خسارتو پرداخت می کنی
درمورد چی حرف میزنی؟
تو رانندگی میکردی. چرا من خسارتو بدم؟
بگو که تو رانندگی میکردی. اینجوری طبیعی تره
داری میگی دروغ بگم؟
نه، جه چان
دارم میگم چیزیو بگی که بیشتر قابل درک باشه
بذار رک باشیم
این که تو این کارو کرده باشی، بیشتر قابل درکه
اصلا هم قابل درک نیست. تقصیر تو بود
وقتی پلیس رسید من راستشو بهشون میگم
واقعا؟
("قوانین جنایی:سوالات تمرین")
بهشون میگم که کار تو بوده
!هیونگ شاهدی نیست
و فقط من و توییم که اینجاییم
کنجکاوم
...که بدونم پلیس
حرف کیو باور می کنه
من تقریبا کسیو کشتم
همچین حرف چرتیو نزن
جه چان، تو کاملا عقلتو از دست دادی. میدونستی؟
نه ، من سرعقلم
اگه من ماشینو نگه نمیداشتم، اون مردو کشته بودی
...و تو مدارکو دستکاری میکردی
که نشون بدی اون رانندگی می کرده
تمومش کن ، دیوونه ی عوضی
کارش به سابقه کیفری برای کشتن یکی میکِشید
و این شوک میتونست مادرشو هم به کشتن بده
.... و اون زن
به خاطر حس قربانی بودن مثه احمقها جون خودش رو می گرفت
تو
از تو بعید نیست واقعا
حتی یه ذره هم عوض نشدی
هنوز بقیه رو به خاطر همه چیز سرزنش می کنی و بهانه های الکی میاری
حقیقت اینه که تو تقریبا مارو کشتی
نه
این کارو کردم که زندگی کسیو نجات بدم
اخه کی همچین چیزیو باور می کنه؟
هونگ جو
تو حرف های این دیوونه رو باور می کنی؟
درسته
...کی باورم میکنه
...اگه بگم که تو رو تو خوابم دیدم
...و اومدم اینجا که چیزیو که خواب دیدم عوض کنم
چون تو خیلی ناراحت بودی
هیچ کسی باور نمیکنه
که من آیندتو عوض کردم
...من
باورت دارم
چون این منم
باورت میکنم
ممنون
(وقتی که خواب بودی)
تيم ترجمه بارکد براي دريافت زيرنويس فارسي اين سريال به کانال ما ملحق شويد @barcodesubtitle مترجم:Mary_Fall
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.