Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آسیامووی باافتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir shirini &مترجم:شکوفه هلو
شاهدخت یاغی
قسمت چهارم
ژنرال شیاءو چی از نینگ شو
مرزها رو گسترش داد و ازشون دفاع کرد
کمک بزرگی به حکومت کرد
به ایشان لقب ارباب یو ژانگ اعطا میکنم
عالیجناب شیاءو چی از لطف اعلیحضرت سپاسگزاری می کنن
ارباب یو ژانگ
بله اعلیحضرت
شما اولین ارباب
با نام خانوادگی متفاوت از زمان تاسیس سلسله چنگین
امیدوارم با افتخار زندگی کنین
و از قلمرو کشورمون دفاع کنین
و تا همیشه بهم وفادار بمونین
عالیجناب شیاءو چی از فرمان اعلیحضرت اطاعت می کنن
بعدا بهت
پاداشم میدم
ضیافت آغاز میشود
ارباب یو ژانگ
من زی دان ازتون به خاطر نجات زندگیم در اون روز ممنونم
اون شب خوشبختانه ارباب یو ژانگ به موقع رسیدن
و نجاتم دادن
والاحضرت بهش اشاره نکنین
اون روز فقط یه تصادف بود
خوبه که صحیح و سلامتین
زی دان این جام شراب سبک
رو به سلامتیتون مینوشم
والا حضرت مغذرت میخوام
که الکل نمینوشم
این فنجون از آب پر شده
مهم نیست
ارباب یو ژانگ خواهش میکنم
کجا میری؟
بگو همه تالار هوا گوانگ رو ترک کنن
بله
برین بیرون، برین بیرون، برین بیرون
اونایی که داخلن برین بیرون
برین برین برین
برین بیرون
عجله کنین
برین!
میخوای بمیری؟
برین برین،سریع برین بیرون
تو هم همینطور
تاجایی که ممکنه برین
بله
برادر میخوام به سلامتیت بنوشم، بفرمایین
برادر بفرمایین
این مسیر تالار ژاءو یانگ نیست
امروز ملکه تو تالار هوا گوانگ هستن
مدت زیادیه
ارباب یوژانگ
ارباب یو ژانگ
ارباب یوژانگ
اینجایین
داخل قصر خیلی خفه است
اومدم بیرون که هوا بخورم
بعدا اعلیحضرت خبرهای خوبی رو درموردت
اعلام میکنن
چه جور اخبار خوبی؟
اوم....جرات ندارم بگمش
بهتره بری داخل و منتظرش بمونی
داری بهم دستور میدی؟
جرات ندارم جرات ندارم
چرا الان از جلوچشمم دور نمیشی؟
بله
شاهدخت لطفا از این سمت
بفرمایین
اینجا قصره؟
چرا یه نفرم اینجا نیست؟
اینجا
شاید ملکه
حرفای خصوصی دارن که به شاهدخت بگن
برای همین مخصوصا جای آرومی رو پیدا کردن
شاهدخت
ملکه داخلن
برین داخل
ندیمتون اینجا منتظرتون میمونه
راحت باش
عمه جون
آوو
آوو
آوو
آوو
آوو
آوو
در رو باز کنین
آوو بیا دیگه آوو
نکن
در رو باز کنین
نکن، نکن
نگهبانا کجان؟
فریاد نکش آوو
جیغ نزن
آوو جیغ نزن
جیغ نزن
چرا انقدر دیر اومدی اینجا همین الان نبودی؟
آوو
این واقعیت نداره
برادر زی لونگ واقعا دوستت داره
آوو
بهم اعتماد کن
واقعی نیست
آوو
زی لونگم
زی لونگ ، ببین
بذار بغلت کنم
تنهام بذار
بذار بغلت کنم
بیا دیگه
بیا
باهام بخواب
باهام بخواب باشه؟
برادر زی لونگ واقعا دوستت داره
ای بی شرم
بیا دیگه
باهام بخواب باشه؟
بذار برم
نزنم
همسرم باش- نزدیکم نشو-
همسرم باش باشه؟
همسرم باش باشه؟
تو همسرمی
آوو ، آوو
آوو
بهم دست نزن
دوستت دارم
تمومش کن من برادرت زی لونگم
من ولیعهدم
عمه جون
کمک
دوستت دارم
آوو
آوو
آوو
اینجا نیا
چرا زی دانه؟
چرا من نیستم؟
تو چی از زی دان بدترم؟
من ولیعهدم
گمشو
آوو
هنوز یادته تو بچگی باهم چی میخوندیم؟
صدای مرغ های دریاچه
روی جزیره کوچیک باهمدیگه نگهشون میداره
خانم عادل
آوو
بیا پایین
تو بیا پایین
بیا پایین
دنبالت نمیام
بیا پایین ، بیا پایین
بپر تو بغلم
آوو بیا دیگه
آوو
آوو
نزار مردم توی قصر ببینن
آوو
آوو
آوو
آوو
نه
دنبالت نمیام بیا پایین
آوو
آوو
آوو
بیا پایین
آوو
التماست میکنم. به پات میوفتم
سریع بیا پایین
بیا پایین
آوو
برادر زیتان
کمکم کن
چرا تویی؟
تموم شد؟
تموم شد؟
آوو به سالن هواگانگ نرفت؟
شاهدخت رفتن
موفق نشد؟
موفق شد
فقط اینکه
چیه خب؟ بگو دیگه
فقط اینکه
ولیعهد
شاهدخت خاندان شیه رو
با شاهدخت شانگ یانگ اشتباه گرفتن
چرا شیه وانرو به سالن هواگ یانگ رفت؟
نمیدونم
شاهدخت
ملکه میخوان شما رو ببینن
از این طرف لطفا
شما بمون
بزار خدمتکار بهشون خدمت کنن
شاهدخت چند لحظه توی سالن منتظر بمونین
آوو
آوو
آوو
آوو
سرورم
آوو
آوو
اینجایی
آوو انتظار نداشتم احمق باشی
آوو
آوو نرو
نرو
ولیعهد
من وانرو هستم
بالاخره گیرت اوردم
ببین منم وانرو
کلی وقته منتظرتم
تموم مدت بهت فکر میکردم
بزار برم، ولم کن، بزارم برم
تو
ولم کن
از ولیعهد نترس
ولم کن
وان ار
نمیتونی خودکشی کنی هر چقدر که قضیه بزرگ باشه
نترس
عمه برات بررسیش میکنه
نترس
اعلی حضرت
درسته که ولیعهد لجباز و بدرفتاره
ولی همیشه نگرانه آوو هست
چجوری میتونه اینکارو با وان رو بکنه؟
باید یه سوتفاهمی باشه
اعلی حضرت
یعنی چی؟
دختر تو از خاندان وانگ مهمه
ولی دختر ما از خاندان شیه
خودش خواسته بهش تجاوز بشه؟
بحث نکنین
قطعا حقیقت رو پیدا میکنم
و به خاندان شیه جواب میدم
پدر امپراطور
تقصیر منه
تقصیر منه
توی ضیافت امروز خیلی نوشیدم
نمیدونم چرا
ممکنه
برای چند لحظه عقلم رو از دست داده باشم
باعث شده نتونم متوقف شم
متوجه نشدم
که چجوری اونه؟
شیه وان رو
اگه وان رو اون کسی که میخواستی نبوده
پس کیو میخواستی؟
فکر کردم آوو هست
عوضی
موقعیت ولیعهدی
توسط من به تو داده شده
و منم میتونم برش دارم
پدرم امپراطور
اعلی حضرت لطفا نکنین
تقصیر کنه
پدر امپراطور
من واقعا ازش درس گرفتم
جرات داری بگو
مادر
مادر
لطفا التماس امپراطور رو بکن
تقصیر منه
واقعا درسمو گرفتم
فقط میخوان شاهدخت خودم رو برگردونم
آوو دختر خاندان وانگ هست
و باید زن من بشه
چطوری
میتونه زن کس دیگه ای بشه؟
اعلی حضرت
حتی ولیعهد کلی اشتباه کرده
به هر حال اون ولیعهده
اعلی حضرت لطفا دوباره فکر کنین
اعلی حضرت
اعلی حضرت
شوئه دائون
بله
به جز دایه شو
هر خدمتکاری که تو سالن هواگ گوانگ بوده
باید یه جام زهر بنوشه
تو
چی میتونم بهت بگم
برادر
برادر لطفا عصبانیتت رو کنترل کن
ولیعهد توی یه موقعیت بدون فکر بوده
توسط امپراطور تنبیه شده
تازه
آوو هم اسیبی ندیده
اگه آوو واقعا آسیبی ندیده
هزارتا ولیعهد هم
اندازه یه انگشتش ارزش ندارن
دایی
میدونم اشتباه کردم
جرات ندارم دوباره اینکارو بکنم
دایی
لطفا کمکم کن
کمکم کن
این دفعه امپراطور
واقعا داره به برداشتن ولیعهدی فکر میکنه
دایی باید کمکم کنی
زی لونگ
به داییت قول بده که
دیگه جرات نمیکنم
کاری به خواهر آوو داشته باشم
برادر
زی لونگ این سری مشکل بزرگی درست کرده
ولی اون خون خاندان وانگ رو داره
برادر باید راه حل پیدا کنی
اگه امپراطور واقعا ولیعهدیش رو برداره
میراث صد ساله ی خاندان وانگ
توسط تو و من از بین میره
دایی
نجاتم بده
گوش کن
اگه جرات کنی نقشه ی بزرگ منو دوباره خراب کنی
خاندان وانگ ما
دیگه پشتت رو نمی گیره
سریعا با شیه وان رو ازدواج کن
و اونو ملکه کن
اه .. آوو
چطور جرات میکنی بازم اسم آوو رو بیاری
باید به این فکر کنی
که چجوری ولیعهدیت رو نگه داری
اه این برادر سوممه
ترسوندیم
دیروقته
چرا به قصرت برنمیگردی تا بخوابی؟
برگرد و بخواب
برو
فقط برو
برگردین
ولیعهد
برگرد
زیتان
من ولیعهدم
برادر بزرگترت
چطور جرات میکنی منو بزنی
به خاطر خواهر وان رو میزنمت
به عنوان دختر خاندان شیه توسط تو بهش تجاوز شده
حتی با دار زدن خودکشی کرد
به عنوان یه زن
شهرت و نجابتش رو از دست داده
چحوری میتونه با کسی روبرو بشه؟
چرا
چرا بازم میزنیم؟
اینم برای آوو
از وقتی بچه بود
با بی محبتی ها ناراحت نمیشد
آوو باید ملکه ی من باشه
همش به خاطر توئه
نمیزارم آوو رو تحقیر کنی
اعلی حضرت
لطفا بس کنین. کسی نیست؟ بیا
اگه امپراطور و ملکه بفهمن
به این آسونیا تموم نمیشه
برو کنار
بهت اخطار میدم
بهت اخطار میدم
اگه دوباره جرات کنی به آوو دست بزنی
نمیبخشمت
بهتره نزاری زی لانگ رو ببینم
اگه ببینمش قطعا برای آوو
کتکش میزنم
درد جسمی خوب میشه
ولی درد روحی به این اسونیا از بین نمیره
هوان می به مادر ادای احترام میکنه
شنیدم آوو مشکلی توی قصر داشته
برای همین اومدم ببینمش
بابت نگرانیت ممنون دختر خوب
بزارش زمین
افراد زیادی هستن که نمیزارن آوو خوب بشه
میتونی برگردی
بله
بله دارم میرم
سو ار
تو و هوان می چند سال هست که ازدواج کردین
چرا اینقدر بد باهاش رفتار میکنی؟
هنوزم امیدوارم اولین نوه ام رو زودتر ببینم
میبینی آوو الان مریضه
چجوری بازم میتونی به من فکر کنی؟
بعدا
آوو جطوره؟
ارباب
شاهدخت ترسیدن
از وقتی برگشتن خونه تب بالایی دارن
تازه دارو خوردن
و خوابیدن
خانم شخصا ازش نگهداری میکنن
صبور باشین
مادر انتقامت رو میگیره
مادر
عصبانی نباش
این مسئله
به خاطر منه
دلیل اینکه زیتان اینقدر وحشیانه منو زد
به خاطر این بود که خواهرش تحقیر شده بود
پدرم امپراطور و دایی
هنوز عصبانین
معشوقه شیه هنوز پیگیره
مادر
اینجور نیست؟
فراموشش کن باشه؟
باشه
تو
نمیدونم چی بهت بگم
اگه این قضایا در آینده
پخش بشه پس ارزش ولیعهد کجا میره؟
تو حتی شهرت منو به عنوان ملکه هم خراب کردی
مادر لطفا منو ببخش
نمیخوام دوباره ناراحت باشی
بهتره ولشون کنی
بلند شو زود باش
بیا بلند شو
حس میکنم سردرد دارم
واقعا
علاقه ای به شیه وان رو ندارم
یعنی باید
از این به بعد به عنوان غریبه
با هم زندگی کنیم؟
الان به عهده تو نیست
اگه با شیه وان رو ازدواج نکنی
اون معشوه شیه بدجنس
بازم
جلوی پدرت امپراطور مزاحم میشه
بعشد میترسم حتی نتونم ازت مراقبت کنم
مادر
پدرم امپراطور از این فرصت برای
برداشتن ولیعهدی استفاده نمیکنه که؟
یادم انداختی
زیتان جرات کرده اینجوری بزنتت
فکر کرده یه نفر پشتشو میگیره
به نطر این قضیه باید هر چه سریع تر تموم بشه
آوو چی؟
نباید اینقدر به آوو فکر کنی
اعلی حضرت
چرا تو فکری؟
اهنگی که زدین هم متفاوت بود
مسخره اس
فقط بگو
چی شده؟
خونه ای که توش زندگی میکنیم خیلی بزرگه
و ازم خواستی هر چیز باارزشی هست رو بفروشم
ولی تو الان ارباب یو ژانگ هستی
اگه اون
ژنرال ها و نجیب زاده ها به عنوان مهمون بیان
و بفهمن که چیز باارزشی نیست
خجالت زده نمیشی؟
وقتی داشتیم ارتش رو برای جنگ رهبری میکردیم
چجوری دشمن رو ترسوندیم؟
با نشون دادن اون چیزای باارزش؟
بهتره بفروشیمشون
تا به ارتش کمک کنیم
اگه اون مردا نمیخوان بیان خب نیان
میدونم
ولی.. ولی نمیتونه خالی باشه که
فردا
حیاط رو با شمشیر و نیزه پر کن
خونه رو با کتابای چنگی
میز سنگی
خلاصه اش اینکه حیاط
مثل کمپ نظامی باشه
هو این متوجه شد
فردا اینکارا رو میکنم
عالیجناب
یه چیز دیگه
الان
وقتی آهنگ میزدی
به دختری که امروز نجات دادیم فکر می کردی؟
نور ماه خیلی خوبه
اگه واقعا نمیتونی بخوابی
پس دور حیاطمون
100دور بدو (یعنی عاشق پیچوندنش شدم)
لازم نیست
خوابم میاد
میرم بخوابم
شاهدخت
ارباب همین الان اینجا بودن
بعد از این همه سال بازم ارباب صداش میکنی
دوست نداره
اینجوری صداش بزنین
دیگه ارباب صداش نکن
بله
یادم میمونه
شاهدخت خوابیدن
و شما هم باید استراحت کنین
همه میگن
من تائویسم رو قدر میدونم
ولی هیچ کس نمیدونه
توی تمام دنیا
حتی یه جا برای حرف زدن هم ندارم
مشکلاتم
رو فقط به تو میتونم بگم
یه راهب تائویسم
کور و لال
پشیمونم
که با خاندان وانگ از لانگ یا همکاری کردم
تا این تاج و تخت رو بگیرم
الان
الان مثل غل و زنجیر شده
همه میگن
من ولیعهد رو دوست ندارم
ولی اون پسر منه
هنوز لحظه ی
تولدش رو یادمه
خیلی کوچولو بود
و بهم میخندید
درواقع میدونم که
زی لونگ خیلی ساده اس
که
حتی نمیتونه یه نقشه رو مخفی کنه
ولی اون از خون خاندان وانگ هست
در آینده
وقتی مردم
اگه تاج و تخت رو بگیره
میترسم که این امپراطوری
همونی که مال خاندان ما هست نباشه
چه حیف
راستنش میخواستم
از ازدواج با خاندان شیه تعادل خاندان وانگ رو بهم بزنم
در آخر
توسط زی لونگ خراب شد
حالا
تنها کاری که میتونم بکنم استفاده از فرصت برای تصمیم گیری هست
بهتره یه بار برای همیشه تمومش کنم
چیه؟
عود گیج کننده
بررسی کردم
که اثر این مواد مخدر که توی عود هست خیلی زیاده
توی هر خاندان
قانونا ممنوع
شده که به قصر وارد بشه
ولی حرمسرای سلطنتی
هر جور که میتونسته اونو میاورده
تا ازش لذت ببره
برای همین مرتبا بر خلاف ممنوعیت پیدا میشده
این چیزیه که توی سالن هواگ گوانگ پیدا کردم
ولیعهد و شیه وانرو هر دو توسط این عود مسموم شدن
برای همین ولیعهد عقلشو از دست داده
پس چرا شیه وان رو توی اون سالن بوده؟
اون توسط خدمتکار قصر به اونجا برده شده
اون خدمتکار کجاس؟
نه زنده اش پیدا شده
نه مرده اش
رفته؟
میبینی
فقط رابطه ی ازدواج بین آوو
و ولیعهد قطع نشده
بلکه
امکان داره که رابطه ی بین خاندان شیه و ارباب یوژانگ از بین بره
با یه تیر دو نشون زدن
زیتان ترور شده
گو یونگ کشته شده
و این اتفاق توی سالن هواگ گوانگ افتاده
انگار
ذی نفعش
نه از خاندان وانگ هست
نه از خاندان شیه
نه امپراطور
خب
از نگهبانا بخواه تا جستجوشون رو ادامه بدن
و قطعا شخص رو پیدا کنن
ولی الان مسئله ی مهمتری هست
که باید سریعا انجام بشه
چیه؟
یه پیامی از قصر دریافت کردم
که امپراطور میخواد ولیعهد رو عوض کنه
به زودی
اون یه دستور سلطنتی برای برکناری زی لونگ میفرسته
ولیعهد
قطعا زی لونگ عجوله
ولی الان اون
بنیاد خاندان وانگ هست
برادر
بهتره این موضوع رو
با امپراطور صحبت کنی
امپراطور
از اونجایی که بی مهرید
منو وانگ لین برای عدالت خواهیم سرزنش نکنین
کیه؟
منم
خواهر
خانم
تازه از اتاق آوو اومدم
وقتی داشتم رد میشدم نور رو دیدم
برای همین اومدم یه نگاهی کنم
انگار برادر دوم هم اینجا هستن
بله
در مورد یه سری چیزای سلطنتی صحبت میکردیم
خب ادامه بدین
من میرم بخوابم
عزیزم باید زودتر استراحت کنی
میبینمت خواهر
برادر
برادر که نشنید. شنید؟
الان جین رو
خواهر کوچیک تر منه
یا زن وزیر اعظم؟
شاهزاده ی سوم
دیروقته
برو بخواب
شاهدخت بیدار شدن
امروز بهتری؟
دیشب من
خواب برادر زیتان رو دیدم
دوباره بهم خندیدی
جین ار
به شاهدخت نخند
جین ار تعجب کرده
که شاهدخت و شاهزاده ی سوم
اینقدر تفاهم دارن
منظورت چیه؟
شاهزاده ی سوم دیروز اومدن
چرا بیدارم نکردی؟
شاهزاده ی سوم اجازه ندادن
گفتن
میترسن مزاحم استراحتتون بشن
بیرون پنجره ایستادن و برای مدت زیادی آروم
نگاهتون میکردن
اگه ارباب متقاعدشون نمیکردن برگردن
تا سپیده دم نگاهتون میکردن
بزار وان رو ملکه ولیعهد بشن
درسته که یه راه حل توسط وانگ لین هست
ولی به نظر عملیه
فقط عصبانی شدم
احساساتت رو درک میکنم
و یه راهی برای راضی کردن خاندان شیه پیدا میکنم
وقتی ولیعهد همچین خطایی کردن
باید
خلع بشن
اعلی حضرت
ولیعهد رو خلع کنین و زیتان رو ولیعهد کنین
چیزی نیست که میخوای؟
این فرصت عالی ای هست
تغییر ولیعهد مسئله ی خیلی مهمیه
عوضش نکن همه چیز خوبه
اگه عوضش کنم سریعا باید به تخت بشینه
فهمیدم
و اتفاق توی قصر هواگ گوانگ
فکر نمیکنی عجیبه؟
فکر میکنم عجیبه
پس اعلی حضرت میگن که
یه نفر دیگه
توی مخفیگاه
داره تحقیق میکنه
بله
اعلی حضرت اینجا هستن
به پدر امپراطور احترام میزارم
بزار شیه وان رو با زی لونگ ازدواج کنه
بعدش همه چیز تمومه
ولی یادت باشه
این آخرین شانس من برای تو هست
ممنون از لطف شما پدر امپراطور
اعلی حضرت نمیشه اسمش رو لطف گذاشت
تمام کاری که داری میکنی
برای من و ولیعهد نیست
برای احترام سلطنت هست
از تصمیم من
بازم راضی نیستی؟
پس چی میخوای؟
میخوای زی لونگ رو برای بازپرسی دستگیر کنم؟
بالاخره حرفت رو زدی
کاری که زی لونگ امروز کرده
تو به عنوان مادرش باید
نصف تقصیر رو گردن بگیری
چرا تقصیر منه؟
به خاطر این نیست که فامیلم وانگه؟
عصبانی نباشین پدر امپراطور
عصبانی نباشین مادر ملکه
همش تقصیر منه
همش تقصیر منه
باعث عصبانیت پدر و مادر شدم
همش تقصیر منه
هوان شی روزای قبل
یه زنی بود که میخواست از خودش محافظت کنه
اونم با عشقی که از همسرش داشت
کی؟
کی بود که با یه چاقوی سرد پشت سر هم بهش خنجر زد؟
هنوز یادمه
که اعلی حضرت چی بهم گفتن
چرا؟
چرا وضعیتمون اینجوری شد؟
همش به خاطر
اینه که دختر خاندان وانگ هستی
و من
پسر خاندان سلطنتی
آوو
بابایی
تکون نخور
بهتری؟
عرق کردم
و امروز صبح بهتر بودم
اینجا چکار میکنی؟
دلسرد شدم
میخوام به دیدن خواهر وان رو برم
ولی میترسم
باعث ناراحتی بیشترش بشم
توی این دنیا
میترسم که آوو ی احمق من
فکر کنه که ملکه شدن
چیز بدیه
چی؟
خواهر وان رو قراره ملکه بشه؟
ولیعهد همچین کار بدی کرده
چجوری میتونه
بدون اعتراض زنش بشه؟
شیه وانرو نجابت و شهرتش رو از دست داده
اگه با ولیعهد ازدواج نکنه
فقط میتونه راهبه بشه
عادلانه نیست
ارباب یوژانگ جی؟
چجوری بهش توضیح میدین؟
در مورد ارباب یو ژانگ
اون تو رو دیروز نجات داد
هنوز ازش تشکر نکردی درسته؟
درسته
اون موقع گیج بودم
بعدش فهمیدم که اون نجاتم داده
تو یه دختری
به عنوان پدرت
به خاطرت حواسم بهش هست
بیرون سرده
خیلی زیاد نشین
فهمیدم
فردا دوباره میام
تکون نخور
میبینمت بابایی
مزاحمتون شدم پدر امپراطور
برای چی؟
اینقدر عصبانی بودم
که ولیعهد رو زدم
اعلی حضرت منو تنبیه کنین
فقط فکر کن به جای من اونو زدی
بلند شو
یه درخواستی دارم
اگه پدر جواب مثبت ندن
همچنان زانو میزنم
آسیامووی باافتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir shirini &مترجم:شکوفه هلو
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.