All language subtitles for Lost.S05E10.Bluray.720p.x265-@archive_series- und

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

:آنچه گذشت

تو يکي از اونايي؟

يکي از کيا؟ .يه دشمن

اسمت چيه؟ .بن

.من رو با خودت ببر

.اگه اين چيزيه که واقعاً ميخواي بن .اگه اين چيزيه که تو ميخواي

.ازت ميخوام که راجع بهش فکر کني

.و تو بايد خيلي خيلي صبور باشي

ميخواي از دوستات محافظت کني يا نه، سعيد؟

،من سعيد جراه هستم .يکي از 6 نفر اوشينيک

!همونجا وايسا

سعيد؟

.جين

.خفه شو! بشين

.يک کلمه ديگه حرف بزني ميميري

.من برات ساندويچ آوردم تو يه دشمني؟

فکر ميکني هستم؟ اسمت چيه؟

.سعيد

.من بن هستم

.از آشناييت خوشحالم بن

تيکريت ، عراق

!زود باش

!تو ديگه يه بچه نيستي !مثل يه مرد رفتار کن

.بايد يکي از اونا رو بُکُشي

.من...من نميخوام

.تو همون کاري رو ميکني که پدرت ميگه

!نه !به چيزي که بهت ميگم گوش کن

!زود باش، يکي از اونا رو بُکُش

!تا موقعي که اون کار رو نکني بايد بيرون وايسي شنيدي چي گفتم؟

.آفرين بر تو. تو انجامش دادي

!من نبودم

خب، لااقل يکي از شما دوتا !يه مرد واقعي ميشه

!آفرين، سعيد

.سلام، فيل

.سلام

.يه ساندويچ ديگه براش آوردم

.اين دفعه سالادِ مرغه

.آره، فکر نميکنم اون مِنو داشته باشه

.اون نميخوره .خودتو توي دردسر ننداز بچه

.ولي هورِيس بهم گفته اين کار رو بکنم

چرا اون اينقدر اهميت ميده؟ .اون يارو يه دشمنه

.اون به اين معني نيست که گرسنه ش نميشه .هر چي.بيخيال

.برات ساندويچ آوردم

.و يه کتاب

.اينو 2 بار خوندم

.خوبه

.ممنون

ريچارد تورو فرستاد؟

.ريچارد

اون رهبرتونه، آره؟

.اون فقط يه دوربينه

.اونا ميتونن ببينن ولي نميتونن بشنون

،چهار سال پيش،من به جنگل فرار کردم

. و ريچارد منو پيدا کرد

،بهش گفتم که ميخوام از اونجا برم

.و به اون ( ريچارد ) ملحق بشم

.پس من صبور بودم

،و اگه تو هم صبوري

.فکر ميکنم ميتونم کمکت کنم

مسکو

چطور پيش رفت؟

.اون سعي کرد به من رشوه بده

.ولي من قبول نکردم .البته که قبول نکردي

الان کجا بريم؟

.هيچ جا

.تو کارت تمومه منظورت از اينکه ميگي کارم تمومه چيه؟

.کارِ ما تمومه

.اَندروپوو آخرين نفر بود

.تو از همه محافظت کردي

.هر کسي که با دوستات ارتباط داشت

.کار کردن با تو افتخاري بود، سعيد

پس،...همينه؟

،من تموم اون آدما رو برات کُشتم

و تو داري...همينجوري...همينجوري ميري؟

.تو اونا رو براي من نکُشتي سعيد

.تو کسي بودي که اسامي اونا رو خواستي

ديگه هيچ کسي از تشکيلات ويدمور نيست

.که بايد بريم دنبالش

.تبريک ميگم

.مأموريت انجام شد

من الان چيکار کنم؟

.من فکر ميکنم الان بايد بري و زندگيتو بکني

.تو آزادي سعيد

.دستتو بيار بالا

.زود باش

.ممنون

.خيلي خوبه که بالاخره صدات رو ميشنوم

.من هورِيس هستم

.حالا اين قسمتيه که به من اسمت رو ميگي

ازت ميخوام که به من بگي .اون بيرون تو جنگل چيکار ميکردي

...ازش درباره نقشه بپرس.من .رادزينسکي.اون با من

...اون دستبند

با افرادت مشکلي داري؟

،چونکه تو يه جورايي يا از برنامه خارجي

،که اين باعث ميشه من بخوام به تو کمک کنم

.يا اينکه يه جاسوسي که ميخواي درون ما نفوذ کني

خب، حالا کدومشي؟

.باشه

بهت 1 ساعت زمان ميدم که تصميم بگيري

.که شايد دلت بخواد با من حرف بزني

...ولي اگه تصميم بگيري که با من حرف نزني

.اونوقت اوضاع از ايني که هست بدتر ميشه

.فکر ميکنم اون تيکه گوشتت آماده ست

.اوه

.يادم رفت

تلويزيون چي داره؟

تموم شد، نه؟

چي تموم شد؟

.اين

.ما...خونه بازي

.همش

.راستش هيچ وقت فکر نميکردم که اونا بخوان برگردن

.خب، اونا برگشتن .هيچي تغيير نکرده

اگه سعيد بهشون بگه که کيه چي ميشه؟

.سعيد هيچي نميگه

.هي

.من اون رو تحت کنترل دارم

.صبح بخير هورِيس

.جيم چي شده؟

.جوليت .هورِيس

.من با زنداني صحبت کردم .ما يه مشکلي داريم

چرا؟اون چي گفت؟ .هيچي، که اين منو نگران ميکنه

ما بايد بفهميم چرا اون آتش بس رو به هم زده

.چرا اون بايد بياد به منطقه ما

.من بايد اولدهام رو پيدا کنم که کارهاش رو انجام بده

!اون يارو روانيه؟ به هيچ وجه

چه انتخابي دارم؟

.فقط بذار من تنها برم پيشش

،حتماً با کمال ميل، ولي بذار بهت بگم مرد

.اون حرف نميزنه

.او، اون با من حرف ميزنه

.آقاي لافلور .ناهارت رو بخور فيل

داري تنهايي برميگردي اونجا؟

.ناهارت رو بخور فيل

.بله قربان

چطوري؟

بن لاينوسِ 12 ساله

.برام يه ساندويچ سالاد مرغ آورد

فکر ميکني حالم چطوره؟ بچه ي نازيه، نه؟

چطوري ميتوني اينجا باهاش زندگي کني؟

.چونکه راه ديگه اي ندارم

همين؟

بذار ببينيم تو بعد از 3 سال زندگي کردن .در دهه ي 70 چه حسي داري

...خوش به حال تو

من اون مدت، خودم رو

.خودم رو توي موقعيتي قرار دادم که نجاتت بدم

.متأسفم سعيد

چيکار داري ميکني؟ وقتي بهشون بگم که تو اعتراف کردي

ازشون ميخوام که باور کنن .به سادگي اعتراف نکردي

چه اعترافي؟

.ما ميگيم که تو داشتي خطا ميکردي

تو ميخواستي يه چيزايي رو از غريبه ها به ما پيشنهاد بدي

.در مقابل اينکه با ما زندگي کني

بخاطر خدا، من چرا بايد اون کار رو بکنم؟

من با تو چه غلط ديگه اي بايد بکنم؟

.بذار من برم

و بعدش چي؟ .نميتونم بذارم بري

چرا نميتوني؟

.چون اين آدما به من اعتماد دارن

.من اينجا زندگي درست کردم، يکي از بهترين زندگي ها رو

.اگه بذارم بري، همه اونا به باد ميره

.خب، پس تو يه انتخاب داري رئيس

، يا همکاري ميکني و به دهکده دارما ملحق ميشي

.يا خودت ميموني و خودت

.پس فکر ميکنم خودمم و خودم

.ميز رو خالي کن

.و يادت نره روش سُس هم بريز

.اونا واقعاً هبرگر رو ميارن بيرون

.ممنون هارلي

...خب، پس

از سعيد چه خبر؟

.هنوز هيچي نميدونم

منظورت از اينکه هيچي نميدوني چيه؟

.فکر کردم ديشب پيش ساوير بودي

اون بهت چي گفت؟

بهم گفت که تنهاش بذارم .و اجازه بدم کارش رو بکنه

و تو هم داري ميري؟

.با جوليت حرف ميزنم، ببينم اون چي ميتونه بهم بگه

،خب، اگه ساوير بهت چيزي نگفت چرا جوليت بايد بگه؟

خب، چرا نگه؟ .چونکه اونا با هم هستن

منظورت از اينکه با هم هستن چيه؟ ...با هم يعني

.با هم زندگي ميکنن .نه مثل هم اتاقي

.ميدوني، مثل شما دوتا که با هم بوديد

.فکر ميکردم يه جورايي تابلوئه

منظورم اينه که، کي اونجاش رو پيش بيني نميکرد؟ .هارلي

...خب، فکر ميکنم که من بهتره .برم يه مقدار بيشتر کلوچه درست کنم

تو ميدونستي؟

.آره

ميدوني چي رو متوجه نميشم؟

.اين که تو چطوري دستگير شدي

شما دشمنا بايد .شاه جنگل باشيد

و چقدر تو احمقي که توسط اين آدماي الاغ دستگير شدي؟

.و هنوز اين تو هستي که ميخواي اونا رو از بين ببري

...آره، خب

خب، خواهيم ديد چقدر دوست داشتني ميشي .وقتي که کارِ اولدهام باهات تموم ميشه رفيق

تو اينجا چه غلطي ميکني؟

.داشتم برات ساندويچ مياوردم

ساندويچ؟

.تا حالا تو عمرت واسه من ساندويچ درست نکردي

...آره، خب ...من...من يه دونه براي خودم درست کردم

.آهـ....ـا

...خب...خب فکر کردم که برات

...اوه، آره؟ تو فقط

!پدر، نه .به من دروغ نگو

تو اين پايين چيکار ميکني؟

اين ساندويچ رو براي اون درست کردي، آره؟

آره؟ .بله

کي بهت گفت اون کار رو بکني؟ .هيچ کس

هيچ کس؟ ...من فقط فکر کردم

فکر کردي، آره؟

.برو خونه

.برو.بهت ميگم تو چي فکر ميکني

سانتو دومينگو غرب کشور هند

چطوري من رو پيدا کردي؟

.من نگاه کردم

تو چي ميخواي بن؟

.جان لاک مُرده

.من فکر ميکنم اون کُشته شده

چرا کسي بايد اونو بُکُشه؟

من ميگم اين مجازاتِ

.کاريه که من و تو انجام ميديم

.خب، تو توي خطري سعيد

.اگه من تو رو پيدا کردم، آدما هم ميتونن لاک رو پيدا کنن

همون آدمايي که همين الان که ما داريم حرف ميزنيم

.بيرون مؤسسه روانيه هوگو نشسته اند

مراقبشن؟

،يه يارو توي ماشين يه هفته است که اونجاست

...فقط منتظره

.به احتمال زياد منتظر تو يا منه که خودمون رو نشون بديم

و به همون خاطر تو اينجايي؟

اين همه راه رو اومدي اينجا که به من پيشنهاد کني اون يارو رو بُکُشم؟

نميخواي؟

چي باعث شده که فکر کني من ميخوام؟

...چونکه، سعيد

، بطور ساده و واضح

تو قابليت انجام کارايي رو داري .که بقيه اون قابليت ها رو ندارن

،هر تصميمي که تو زندگيت گرفتي

،چه قتل چه شکنجه

هيچ وقت يه انتخاب نبوده، بوده؟

.اين طبيعت توئه .اين چيزيه که تو هستي

.تو يه قاتلي سعيد

.من اون چيزي که تو فکر ميکني نيستم

.من کُشتن رو دوست ندارم

.خيلي خب، پس من معذرت ميخوام

.درباره تو اشتباه کرده بودم

.خيلي خب، آخرين انتخابه

چيزي نميخواي بگي؟

.اونو ببر پيش اولدهام

.اولدهام

.هي مرد ما حاضريم؟

اون مرد کيه؟

.اون براي ما مثل توئه

.بهتره اون رو محدود نگه داريم

.اونا براي محافظت تو هستن

.در چيزايي که بهت ميدم عواقب جانبي هم وجود داره

.دهنش رو باز کن

.باز کن

.نترس

.ذهنت رو خاموش کن .بذار تحت تأثير قرار بگيره

اين فراتر از کنترل توئه

.پس جنگيدن در اين حالت عاقلانه نيست

ميبيني

چه جر و بحث بکني چه نکني .اين يکي ديگه مطمئناً هست

.تو به ما حقيقت رو ميگي

...يه نفر اينجا هست .اينجا در لوس آنجلس

.بذار ببرمت پيش اونا کي؟

همون آدمي که قراره به ما نشون بده

.چطوري برگرديم به جزيره پس قضيه همين بود؟

.اين ديوونگيه .شماها ديوونه ايد

سعيد، کجا داري ميري؟

.نميخوام قسمتي از اين ماجرا باشم

و اگه دوباره ببينمت

.براي جفتمون خيلي بد ميشه

ببينم، شما مِنو داريد؟

.بفرماييد

قربان؟ يه مَک کاتچيونِ ديگه؟

.لطفاً

اون چيه داري ميخوري؟

ببخشيد؟

.اون مشروب

اون ليوان چيه؟

.هر چي که هست گرونه

من نميفهمم

.چرا يه نفر بايد 120 دلار پول براي يه ليوان بي مصرف بده

.کاش ميدونستم چي به قيمت نوشيدنيه منه چرا ازم سؤال کردي؟

به همون دليلي که من دارم شامم رو بجاي .اينکه رو ميز بخورم اينجا ميخورم

.من يه تيکه استيک خوني ميخورم

.بله خانم. استيک خوني

تو متخصصي؟

متخصصِ چي؟

تو فکر ميکني من براي پول دست به هر کاري ميزنم؟

.من متخصص هيچي نيستم ...من فقط

.فکر کردم به نظر غمگين ميايي

.من مردهاي غمگين رو دوست دارم

.متأسفم که اينو ميشنوم

...پس

...غير از مشروب خوردن تو کاباره

ديگه چيکار ميکني؟

.براي گذروندن زندگي

.الان ديگه کار نميکنم

خيلي خب، تو چکار ميکردي؟

.تنها چيزي بود که من توش خوب بودم

پس چرا اونو رها کردي؟

.دارم سعي ميکنم که تغيير کنم

.نميدونم الان چرا ناراحتي

ميدوني؟

وقتي تو توي يه چيزي خيلي خوبي

هميشه يه سري آدما هستن

.که سعي ميکنن تو رو وسوسه کنن هموني که هستي بموني

و از کجا اينقدر درباره وسوسه کردن ميدوني؟

.برام يه ليوان ديگه از اون مشروب بخر تا بهت بگم

.سلام

سلام؟

.من ميخوام چندتا سؤال ازت بپرسم

...ازت ميخوام آروم باشي و صادقانه جواب بدي

.راه ديگه اي نداري

اسمت چيه؟

.سعيد

.سعيد جراه

.خيلي خب سعيد

وقتي که ما تو رو پيدا کرديم چرا دستبند دستت بود؟

...چونکه

.چونکه من يه آدم بد هستم

داشتي از دست افرادت فرار ميکردي؟

کدوم آدما؟

.دشمن ها

.من دشمن نيستم

پس از کجا اومدي سعيد؟

.با يه هواپيما اومدم

کدوم هواپيما؟

.پرواز شماره 316 آجيرا

.و اونجوري برگشتم به جزيره

برگشتي؟ تو قبلاً اينجا بودي؟

.اوه آره

دفعه اول

.در پرواز شماره 815 اوشينيک بودم

.اون سقوط کرد

.من حدود 100 روز اينجا بودم

.بعد رفتم

.از ساوير بپرس

ساوير کيه؟ !کي اهميت ميده؟

.هيچ کدوم اينا مهم نيست .از اون درباره شعله بپرس

.ساکت

از ايستگاه هاي ما در اينجا چي ميدوني؟

.ميدونم شعله يه ايستگاه ارتباطي بود

.مرواريد براي نظارت ساير ايستگاه ها بود

.قو براي مطالعه درباره الکترو مغناطيس بود

...ولي البته اون قبل از اون رويداد بود

!قو؟

اون چطوري ميدونه قرار بود اسمشو چي بذاريم؟

!ما حتي اونو هنوز نساختيم !بهت گفتم!اون مُدل رو ديد

!ميبيني؟اون يه جاسوسه .هي

!ميدونستم

!رادزينسکي .ديگه دوباره بهت نميگم

.خونسرد باش

شما همتون ميميريد ميدونيد؟

چي؟

.شماها کُشته ميشيد

از کجا دقيقاً اينو ميدوني سعيد؟

.چونکه من از آينده ام

.شايد بايد نصف قطره چکون رو استفاده ميکردم

...تو

.تو دقيقاً به اندازه استفاده کردي

،سمباده چرخي بزرگ، وسايل روغن کاري .مته ها رو بذار اينجا

،فيش ها، ريل ها .کابل ها، لبه هاي اينجا

با يه موتور تخت شماره 4 چطوري؟

هيچ ايده اي نداري دارم درباره چي حرف ميزنم، نه؟

.نه، واقعاً نه

.چيزي نيست

...جک درباره تو به ما گفته بود

.نه، در واقع هارلي

.يه جورايي آرامش بخشه

مطمئن نبودم چطوري انجامش بدم

.بدون اينکه به نظر برسه بهت ميگفتم دور بمون

.چيزي نيست

...خيلي خب

باهاش چيکار کنيم؟

.ميکُشيمش

.يه ثانيه صبر کن ببينم ما کسي رو نميکُشيم، درسته؟

.اون آتش بس رو شکست

فکر ميکني اگه يکي از ما رو بگيرن چيکار ميکنن؟

از کِي تا حالا داريم مثل اونا رفتار ميکنيم؟

.ما آدماي متمدّني هستيم .بله، هستيم

.ما قوانيني داريم

.ما فرصت اينکه از خودش دفاع کنه رو بهش داديم

آيا بايد بهت يادآوري کنم که اين آدم چيزايي رو ديده؟

.اون چيزايي رو ميدونه .هيچي براي صحبت کردن نداريم

.اون يه جاسوسه در اين باره مطمئني؟

.اون داشت تلاش ميکرد از دست دشمن ها فرار کنه

.واضحه که با آدماش مشکل داره

آره، و در ميون گذاشتن اسرار ما

سريع ترين راه .براي حل مشکلاتشه

.خيلي خب، يه مقدار زمان ميخوام که فکر کنم

فکر کني؟

منظورم اينه که هر چي بيشتر بين ما بمونه

.ما بيشتر توي خط قرار ميگيريم

.ميتونم باهاش حرف بزنم هورِيس .من فقط يه مقدار زمان بيشتر نياز دارم

!نه، تو شانس خودت رو داشتي

ما چرا طبق برنامه تو هستيم رادزينسکي؟

.هورِيس تو بايد رأي گيري کني

يا يه تصميمي ميگيريم

...يا من به آن آربور زنگ ميزنم

.و اونا برامون تصميم ميگيرن

.رادزينسکي درست ميگه

...هورِيس، خواهش ميکنم

...من نميتونم

.من نميتونم با يک چشم باز بخوابم

.ما الان يه بچه داريم

.بايد درباره اتان فکر کنيم

.بايد درباره تمام بچه هاي اينجا فکر کنيم

چطور ميتونيم با وجود اين مرد احساس امنيت کنيم؟

نميدونم اون چه قصدي داره

.ولي نميتونيم اينجا نگهش داريم

.راهي نداريم

.خيلي خب

.بذار رأي گيري کنيم

هر کي با رادزينسکي موافقه

.دستش رو ببره بالا

لافلور؟

.بايد بگم که همه با هم موافق هستيم

فقط براي ضبط

.من فقط راستش براي شام اينجا بودم

ميترسي تصميم اشتباه گرفته باشي؟

.فکر ميکنم براي اون خيلي ديره

.دَرِش بيار

.حرکت اضافه بکني ، مُردي

پس تو کي هستي؟

.ازم پرسيدي آيا من يه متخصص هستم

.من يه متخصص هستم .استخدام شدم تا تو رو ببرم به گوام

کي تو رو استخدام کرد؟

...خانواده پيتر آوِلينو

همون آدمي که پارسال با خونسردي کُشتيش

.توي زمين گُلف در سِي چِلز

تو براي پول آدماي خلافکار رو ميکُشتي؟ .مهم نيست من چي هستم

.براي کاري که کردي بايد جواب پس بدي

.بزن توي صورت من

چي؟

.زود باش يه دونه بهم بهکاري .يکي از بهترين هاش رو بزن

بعد ميخوام اين کليد ها رو از جيبم بياري بيرون

.و خودتو آزاد کني

.نگهبان فيله اون خيلي شوته، بهت قول ميدم

.ميتوني اسلحه اش رو قبل از اينکه بفهمه بيروني برداري

.فقط بهم قول بده بهش شليک نميکني

من از پيشنهادت استقبال ميکنم .ولي من جام اينجا خوبه

.اونا تو رو ميکُشن

.اونا رأي گيري کردن .حتي مامان جديده هم ميخواد تو بميري

.من اينجا ميمونم جيمز

تو امروز صبح .بهم التماس ميکردي بذارم بري

...پس چرا نظرتو ...چونکه

وقتي توي جنگل بيدار شدم

...و فهميدم که برگشتم به اين جزيره

.احساس کردم هيچ هدفي ندارم

.ولي الان دقيقاً ميدونم چرا اينجام

که تير بخوري؟ بعدش چي؟

.تو ديوونه اي

.سلام

.سلام

چرا برگشتين؟

چي؟

سعيد از هدف لعنتي اي که داره

کلي تو گوشم خوند

...و ميخوام بدونم چرا شما همتون برگشتيد؟

...آه

چرا، کيت؟

.من نميدونم چرا بقيه برگشتن

.من فقط ميدونم چرا خودم برگشتم

چي؟

!چه جهنميه؟

تو حالت خوبه؟

.کرِيگ!يه آچار بردار.اون شير رو باز کن .بذار آب از تو شيلنگ بره

.باشه

!اِرِن، دنده ي آتيش رو بيار

.بيل، برو به کرِيگ کمک کن

چي جهنمي شد؟

.سه سال هيچ آتش سوزي اي نبود ...شما همتون برگشتيد براي يه روز

.برو اون شلنگ رو بيار

!مرد، اين شلنگ

!فشارش بده بيرون

!گروه هاي امنيت!گروه هاي امنيت !من لافلور هستم!اينجا آتش سوزي شده

!همه بريد به ساختمان 15، همين الان

.دريافت شد.دارم ميام

چه اتفاقي براي عينکت افتاد؟

.پدرم

براي اينکه براي من ساندويچ مياري؟

.ميدونم

.باباي من هم مثل ديوار سخت بود

.واقعاً از اينجا بودن متنفرم

...اگه بذارم بري بيرون

...منو با خودت

ميبري پيش افرادت؟

.آره، بن، ميبرم

.به همين خاطر اينجام

.توجه کنين مسافران

هواپيمايي آجيرا شماره 316 ...از گوام به هانلولو

مطمئني ميريم گوام؟

کجا ديگه قراره بريم؟

ميتونم ازت يه تقاضايي بکنم؟

ميتونيم با هواپيماي بعدي بريم؟

چرا؟

.وقتي ميخواد پرواز کنه من يه ذره خرافاتي ام

.برات يه پاي خرگوش از مغازه هديه ميگيرم

.ما با اين هواپيما ميريم

.به خاطر دستبند متأسفم، ولي هنوز ما تو کاريم

!صبر کنين!صبر کنين، خواهش ميکنم .ممنونم که نبستيدش

!اون اينجا چيکار ميکنه؟ !نه،نه،اون نميتونه بياد

هارلي،هي،اگه ميخواي برگردي

.اينجوري اتفاق ميفته تو براي بنجامين لاينوس کار ميکني؟

چي؟ براي اون کار ميکني؟

بنجامين لاينوس کيه؟

...يه دروغگو، يه آدم وادار کننده

يه مردي که اجازه داد دخترش کُشته بشه

...که خودش زنده بمونه

.يه هيولاي مسئول براي هيچي، نزاع هاي نژادي

چرا بايد براي يه آدمِ اونجوري کار کنم؟

.راستش من کار ميکردم

!قايم شو

جين؟

.سعيد

اينجا چيکار ميکني؟ چطوري اومدي بيرون؟

.ساوير گذاشت برم .اونا ميخواستن منو بُکُشن

چي؟

.توجه! زنداني فرار کرد

.دشمن در سلولش نيست .حواستون به همه جا باشه

.ميتونه نشون داشته باشه

.اونا نميدونن اون منو آزاد کرده

.خواهش ميکنم جين، من بايد برم

.باشه

.بذار من اول باهاش حرف بزنم

.لافلور، جين اينجاست .جواب بده

!واو

اون کار رو از کجا ياد گرفتي؟

.زود باش

.بهتره بريم .اون به لافلور زنگ زد

.تو درباره من درست ميگفتي

چي؟

.من يه قاتلم

ارائه ای از کانال آرشیو سریز T.me/archive_series

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.