Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
•° ترجمه اختصاصی پروموویز °• •°• ProMovi.ir •°•
چه خوابی رفتم
گریه کردی؟
نه
چرا دیگه اینا جای اشکن
چطور میتونی پای فیلمی که خودت انتخاب کردی بخوابی؟
بعضی وقتا باید پای همچین فیلمایی یه چرتی بزنی
!عه من این اقارو میشناسم
کیه؟
یکی که همیشه خدا تو سینماست
همیشه هم یه لباس تنشه تیپشم کلا خزه
ولی تو خودتم همیشه جات تو سینماعه
تازه همیشه هم یه لباس تنت هست
وایسا باهم بریم
خب , اخر فیلمه چی شد؟
آخرین صحنه ای که دیدی چی بود؟
همونجاش بود که پسره یهو افتاد مرد
این که همون اولش بود
پسر و خورشید سبز
بدو بخور من دیگه میرم
! اوه
خدایا
بیا اینم بزار تو اشپزخونه من رفتم
کجایی؟
خونه
مامانت رفت؟
همین الان
پنج دقیقه ای خودتو برسون اونجا
ده دقیقه ی دیگه میبینمت
تو دوباره از تو توالت به من زنگ زدی؟
در یک روز گرم تابستونی یه دختر قوی با وزنی حدود 4.4کیلوگرم در سئول به دنیا اومد
شاید به خاطر سر بزرگی که داشت مامانش موقع زایمان مرد
بعد هم تو مسیر خونه باباش نگاهش به خورشید و برگای سبز درختا افتاد
و اسم دخترشو نوک یانگ(خورشید سبز) گذاشت
من اینجا به دنیا اومدم
اینجا جای شیطونی کردن نیست
من که نمیخواستم شیطونی کنم
! بدو بیا دیگه
یا خدا چه خوشتیپـه
خیلی خوشتیپه
... دقیقا تو همون روز , تو اتاق بغلی- دکتر, شما چند سالتونه؟-
یه پسر به دنیا اومد و اونو توی دستگاه گذاشتن
کجا داری میری؟
اون خیلی کوچولو موچولو و حساس بود
لی بو هی میگم وایسا باهم بریم
!واقعا که مایه ی خجالتی واسه چی رفتی اونجا ؟
مادرش به خاطر دلایلی که فقط خودش میدونه اسمش رو بو هی گذاشت
و همینطورم که خودتون میدونید جون میده با اسمش لقبای مسخره درست کرد
! اوی لی بو جی ( ترسو)
! بدش به من
میخوام پاکش کنم
خیلی خب به هرحال این که نسخه اصلیش نیست
خب پس اون کلمه رو حذفش کن
کدوم کلمه ؟
همونی که اون موقع گفتی
بو جی؟ نمیشه که ! بخش مهمش همونجاش بود
این چرت و پرتا چیه میگی هیچکس منو اونجوری صدا نمیزنه
هی لی بو جی
! این همه باهم لاس نزنید
خب بعدی قراره چی باشه ؟
هنوز نمیدونم
ولی تصمیم گرفتم اول از تو فیلم بگیرم
نمیخوام
! چته همش داری غر میزنی
قراره وقتی تموم شد باهاش چیکار کنی؟
مگه قراره کاری باهاش بکنم؟
فعلا میخوام کلــی از چیزای مختلف فیلمبرداری کنم
اونوقت تا وقتی که فارق التحصیل بشم یه فیلم کامل واسه خودم ساختم
بعدم , همونجور که میدونی از درس خودن متنفرم
چی میشه اگه فیلمم بترکونه و منو به کن دعوت کنن؟ (کن شهری در فرانسه که بزرگترین جشنواره سینمایی در ان برگزار میشه)
من که حتی نمیتونم یه بلیط هواپیما بخرم
بو هی چت شد؟ حالت خوبه ؟
صبر کن یکم
نمیخوام برم خونه
چرا؟
مامانبزرگ همش غر میزنه
کاش منم یکی از این مامانبزرگا داشتم
گشنمه
باید زود بری خونه؟
از این میخوای؟
نخیر, دستتو به همه جاش مالیدی
برای چی اینقدر ازینا دوست داری؟
همینجوری
اروم بگیر یکم
ولی همه ی صورتت قرمز شده - خوبم من -
کیه اون؟
... میگم - بیا بریم -
کجا ؟
یه جایی رو میشناسم - مراقب باش -
واوو, دوست پسرشه؟
نه
هی ... بیا بریم دنبالشون
هی ! وایسا با هم بریم
پسرِ مامان بیدار شده ؟
مامان
بله
اون موقع کی همرات بود؟
دیدیمون؟ چرا نیومدی سلام کنی؟
یکی از مشتریای مغازه بود
دوسش داری؟
چیو دوست داشته باشم؟ ! ما فقط باهم دوستیم
دوست نداری مامانت دوست پسر داشته باشه ؟
یعنی مامانت واقعا دوست پسر گرفته ؟
یعنی ناپدری قراره بیاد بالای سرت؟
کدوم ناپدری؟ از خونه فرار میکنم
ولی به نظرت خوب نیست؟
تو خوشت میاد نامادری داشته باشی؟
زده به سرت؟
اونوقت میرم قشنگ خودمو میکشم
همین مامانبزرگیم که دارم کافیه
منم دلم نمیخواد
میگم ... اگه اونا بخوان از شرت خلاص شن چی؟
مثل این داستان ها که نامادریا و ناپدریا بچه های طرفو اذیت میکنن
اونوقت دیگه واقعنی فرار میکنم
فرار کنی کجا میخوای بری؟
تو حتی یه مامانبزرگم نداری
! یه خواهر بزرگ تر دارم
بوهی سلام کن این نام هی هست
چیه؟
شماره تلفن خواهرم
کدوم خواهر ؟
همونی که بابا اوردش خونه
از کجا گیر اوردیش؟
از گوشی مامان
خب میخوای بری اویزون خواهرت بشی؟
خب به هرحال باباهامون یکیه مطمئنم همینجوری ولم نمیکنه
اون از تو متنفره ! باباش دوباره رفته ازدواج کرده ها
نه اونقدرا هم ازم متنفر نیست
باهام خوب بود
افرین
هی هی
بیا اول بهش زنگ بزنیم و مطمئن بشیم
الان؟ صبر کن
نباید زنگ میزدی
سلام این خطِ خانم لی نام هی هست؟
ما از تیم کی تی تماس میگیریم شما برنده ی یکی از محصولات ما شدید
قبل از اینکه محصول رو ارسال کنیم لطفا ادرستون رو بدید تا تایید کنیم و بسته رو بفرستیم
بهت گفتم عجله کنی بعد جنابعالی منو مجبور کردی این همه راه تا اینجا بیام
بعدم زود باش برو یه شلواری چیزی بکن پات ! آبروی ادمو میبری
این صدای بلندِ توعه که آبروی ادمو میبره
بو هی تویی؟
اون کیه؟
! بو هی
بو هی ، حالت خوبه؟
خوبی ؟
!زود باش سی.پی.آر ی چیزی انجام بده
! زود باش
! خب بیا - خوبم من -
بعضی وقتا اینجوری میشم
واقعا حالت خوبه؟
چجوری اومدی اینجا؟
اتفاقی افتاده؟ اوضاع خوب بوده؟
... نه فقط
...ببخشید ولی من الان پرواز دارم
توام فعلا با این اقاعه بلند شو برو بیمارستان
این کیه؟
چیکار داری
بعدا خبر میگیرم ازتون
بوهی خودمونیم ولی خیلی بزرگ شدیا
اقا
من نیازی به بیمارستان ندارم ببخشید که مزاحمتون شدم
میرم دیگه
هی
تو کی هستی ؟
ببخشید؟
تو و نام هی باهم چه رابطه ای دارید؟
فکر کنم برادر ناتَنیش باشم
!چی میگی پدر و مادر نام هی وقتی جوون تر بود فوت کردن
قبل از اینکه بابام بمیره نام هی رو اورد پیش ما اون موقع من خیلی بچه بودم
تو پسرعموش نیستی؟
میگفت وقتی بچه بوده با عموش زندگی میکرده
یعنی ... باباهامون یکی نیست؟
! انگار
!ولی نام هی هیچوقت نگفته بود که عموش مرده
وقتی من بچه بودم بابام تو تصادف مرد
مامان - بله -
چرا ما هیچ عکسی از بابا نداریم ؟
وقتی بچه بودی بابات فوت کرد این اتفاق مال خیلی وقت پیشه
کار بابا چی بود؟
یه کارمند معمولی بود
چجوری مرد؟
بهت که گفتم ، تصادف کرد
بیشتر راجبش بهم بگو
من که دیگه بزرگ شدم
وقتی بزرگ تر شدی اونوقت بهت میگم
بابارو چجوری دیدی؟ - بو هی -
من خیلی خستمه غذاتو بخور و برو تو اتاقت
مامان تو همیشه خسته ای
ولی میتونی پاشی بری با مردا مست کنی
چه غلطی کردی ؟
چی گفتم مگه
خیلی خب، من یکم مشروب خوردم
برای اینکه تنهایی بزرگ کردن تو واقعا سخت بود مشروب میخوردم
نکنه الان باید برای مشروب خوردنم از تو اجازه بگیرم؟
خب وقتی اینقدر سختِت بوده چرا منو بزرگ کردی ؟
فکر کردی خیلی دلم میخواسته؟ حواست باشه چی داری میگی
اگه راست میگی برو تنهایی واسه خودت زندگی کن
یعنی خواهرت با یه مرد زندگی میکرد؟ ! چه خفن
اره ، باهم زندگی میکردن
ولی یه چیز عجیبی شنیدم
چی؟
... شاید ... میگم شاید
چی؟
شاید بابام زنده باشه
بابات؟
! اون که مرده
شاید اینجوری نباشه
! چه خفن
یعنی مامانت بهت دروغ گفته؟
فکر کنم
واو ، خیلی خفن شدا
منو نگاه کن
تمومش کن دیگه
هی ... وایسا باهم بریم
بو هی تویی ؟
سلام
ولی مامانت که رفته
واقعا؟
پسر صاحبِ اینجاست؟ - اره -
سلام
چه خوشتیپم هست به مامانت رفتی که اینقدر خوشتیپ شدی
باید خیلی خوشحال باشی که قراره یه بابای جدید گیرت بیا
چی؟
چته خب؟
از مدرسه برگشتی ؟
ایشون یکی از مشتریامه سلام کن بهشون
سلام مامانت خیلی درموردت حرف میزنه
! دارن با شما صحبت میکننا
مامان
چرا بهم دروغ گفتی؟
در مورد چی بهت دروغ گفتم؟
! بو هی
! بو هی
مامان
کیه؟
دوباره تویی ؟ - بله -
نام هی اینجاست؟
گوشیشو جواب نمیده
اخه پرواز داشت
پرواز؟
مهماندار هواپیماست
مهمانداره؟
هفته ی دیگه بهش زنگ بزن و بیا
چیه؟
... من فقط
چی؟
از خونه فرار کردی؟
نه ، به مامانم گفتم میرم یکی از دوستامو ببینم
مامانت از خونه بیرونت کرده ؟ - نه -
سیگار کشیدی؟
نه
الکل؟
پس واسه چی فرار کردی؟
حالا هر چی
میتونی فردا برگردی؟ الان باید برم سر کار
تا وقتی که برگردم هیچ کار نکن، فهمیدی؟
کی برمیگردی؟
باید تنها بخوابم؟
باید حواسم به خوابیدنت هم باشه؟
اگه نمیتونی بخوابی، اینجا رو تمیز کن
باشه. به سلامت برید
نامه؟
یه نامه توی قرن 21ام؟
حتی اسم هم روش نداره
مطمئن نیستم، اما فکر کنم از طرف بابائه
چرا؟
فقط حسم میگه
شنیدم تنها خانواده ای که داره دایی هست
صورت بابات رو یادته؟
نه، به طرز عجیبی همه چی رو یادمه به غیر از صورتش
پس بیا پیداش کنیم
چی رو پیدا کنیم؟
بابات رو
کنجکاو نیستی؟
کنجکاوم، ولی حتی پیام هم بهم نمیده
هیچ وقت به دیدنم نیومده
خب، حتما دلایل خودش رو داشته
چه دلایلی؟
مثل زندان رفتن
بیا بریم
درهای ایمنی در حال باز شدن هستند
سلام. من لی بو هی هستم
بابا، لی بو هی هستم
چرا نمیای؟
شاید بی فایده باشه
پس بیا بریم غذا بخوریم
دارم از گرسنگی میمیرم
عصبانی نیستی؟
چرا باید باشم؟
ببخشید
نمیدونم وقتی که دیدمش چی بهش بگم
پس، توی این بگو
مثل اینکه داری پیام ویدیویی ضبط میکنی
خیلی خب، شروع کن
چیه؟
دوباره میخوای موبایلم رو پرت کنی؟
نه
سلام، اسمم لی بو هی هست
نمیتونی درست بگی؟
ولش کن انجامش نمیدم
بریم
اینه؟
لی نیست
دیدی؟
تقریبا - بنظرت باباته؟ -
مطمئن نیستم
باید چیکار کنیم؟
اینجا عالیه
حتی میتونی نامسان رو هم ببینی
هی، اون چیه؟
!اون
شب های عربی؟
!بیا اینجا
باید چیکار کنیم؟
نمیدونم
شما دوتا چند سالتونه؟
کلاسم هفتم هستیم
سو مین خیلی وقته که اینجا زندگی نمیکنه
اسم فرستنده سو مینه؟
بله، لی سو مین
فکر کنم من زیاد توی اسمی خوب نیستم
میدونید کجا رفته؟
نمیدونم. با عجله رفت بیرون
اجوشی، شغلتون چیه؟
بازیگر
فعلا بیکارم
اونم یه بازیگره؟
...نه، برای بازیگری، اون یکم
یکم چی؟
زشته
شوخی کردم
نمیدونستم که یه پسر داره
شبیه باباشه؟
اره. شبیه پسرمه
نه، پسر شما نه
ویژگی خاصی داره؟
یه عالمه عکس میگرفت و همچنین یه عالمه هم نقاشی میکشید
اینم میتونه نقاشی بکشه عالیه
اجوشی، راهی هست که پدرم رو پیدا کنم؟
فکر کنم شماره قدیمیش رو دارم
اجوشی، چیکار میکنید؟
هوا سرده بخاطر همین پنجره ها رو میبندم
بیا بریم
لعنتی
چیکار میکنی؟
برو کنار
اینجا نیست
چرا دارم میدوییم؟
داشت تلاش میکرد که ما رو بدوزده
چی؟
چی بلغور میکنی؟
تو اینقدر مشغول خوردن بودی که متوجه نشدی
!شماره بابا
این؟
کی گرفتیش؟
وقتی که وحشت برت داشته بود
بیا زنگ بزنیم
خاموشش کن !باتریش رو در بیار
!باتری رو در بیار
یعنی ممکنه بابا من شبیه اون اجوشی باشه؟
چرا؟ چون ترسناک بود؟
نه، یکم ناراحت بنظر میرسید
مگه بزرگترا همینجوری نیستن؟
اگه دوست پسر بگیرم چه احساسی پیدا میکنی؟
اگه گرفتی که گرفتی دیگه
برات مهم نیست؟ اصلا؟
خب، فکر کنم حوصلم سر بره
منم
وقتی کوچیک تر بودم مامانم عادت داشت منو به اینجا بیاره
واقعا؟ حتی خیلی خوب بوده
نه خیلی
ناراحت بنظر میرسید خیلی لبخند نمیزد
نمیشه از مامانت درباره بابات بپرسی؟
نه
چرا؟
متعجبم که مامانم چقدر از بابام متنفر بوده که گفت بابام مرده
باشه. توی راهم
مامان بزرگ، زود میام خونه
بریم. داره دیوونه میشه
داری کجا میری؟
اونجا
راستی! تو فرار کردی
واقعا خونه نمیری؟
سلام، نوک یانگ
سلام
با بو هی بودی؟
بله
همراه با رئیس کلاسه زیاد نگرانش نباشید
باش پس تو خیلی عاقلی
ولی بو هی هنوز مثل بچه ها رفتار میکنه
اجوما
چیه؟
هیچی
صبر کن
لباس های بو هی
حتما چند روزه که داره یه لباس زیر رو میپوشه
نگران نباشید
خداحافظ
به سلامت
به مادربزرگت سلام برسون
و به بو هی بگو که جواب پیام هام رو بده
خوشمزست
مامان شاغله، بخاطر همین از وقتی که کوچیک بودن آشپزی میکردم
چیکار میکنه؟
آرایشگری
پس نیاز نیست نگران موهات باشی
درباره با استعداد بودنش مطمئن نیستم
چزا؟ خوب بنظر میرسی
یکی از کارکنای پاره وقت مغازه انجامش داده
چقدره که با نام هی قرار میزارید؟
تقریبا سه سال
چظور همدیگه رو دیدین؟
کنجکاوی؟
اخر هفته ها توی بار کار میکنم
ببخشید
خانم
الان تعطیلیم
بعدش؟
...چند دفعه دیگه هم به بار اومد
و با هم آشنا شدیم
تو تا حالا هیچ وقت قرار نذاشتی، نه؟
من راهنماییم
ولی درسته که از خونه فرار کنی؟
شما منو یاد دوستم میندازی
از چه نظر؟
خوش خوراکیتون
پسرای هم سن تو مثل اسب غذا میخورن
بابا، هیچ زنی رو نمیبینی؟
کپی باباتی
نگا اون انگشتای تنبلت کن
مراقبت کردن از بابا چه مشکلی داره؟
مامانت سخت کوش بود
حیف که توی دانشگاه باردار شد
من چی؟ شبیهش هستم؟
تو؟
تو مراقب باباتی
نام هی
عزیزم. منو نمیخوای؟
اینطوری نیست
پس چته؟
مدتیه که انجامش ندادیم
من باکرم
چی؟
منظورت چیه؟
منم قبل تو باکره بودم
نمیتونم، باشه؟
فقط همین یه بار، باشه؟
یه بار
لعنتی
میخاره
درباره اون مردی که باهاش زندگی میکنی بهم بگو
ادم مزخرفیه؟
اون؟ نه، اینجوری ها هم نیست
گفتی خالکوبی داره
یکم خشنه اما ادم خوبیه
منو یاد تو میندازه
دخلتو میارم
!اون یه مرده
بهم حس تو رو میده
حالا هر چی داشتی چی میگفتی؟
خب، یه زن تلفن رو برداشت
میشه بعدا زنگ بزنید؟
بدون موبایلش دوباره کجا گذاشته رفته؟
کی هستید؟
خیلی حواس پرتم دوباره موبایلم رو جا گذاشتم؟
باباتش شرمندم
این دانش آموزا کی هستن؟
فکر کردی که من پدرتم؟
صبر کن ببینم. چند سالته؟
چهارده - چهارده -
چهارده؟
یعنی وقتی پنجاه سالم بوده بچه داشتم
...ولی متاسفانه
وقتی 48 سالم بود طلاق گرفتم
چرا طلاق گرفتید؟
خب، بی پروا نیستی؟
یه روز که رفتم خونه، خانمم ازم خواست برگه های طلاق رو امضا کنم
بعدش؟
ازش خواستم که چند روزی صبر کنه
ولی نتونست صبر کنه و فقط گذاشت و رفت
پس برگه ها رو امضا کردم و براش فرستادم
ببخشید
برای چی؟
که مجبورتون کردیم تا دربارش حرف بزنید
نه، نه
لی سو مین رو میشناسید؟
یه نفری که اسم مثل من داره رو میشناسم
توی عکاسی و طراحی مهارت داشته
ادمای زیادی مثل اون وجود دارن
اگه یادم اومد، زنگ میزنم شمارت رو بهم بده
ممنونم - ممنون -
بنظر میاد که ادم خوبیه
اره، ولی چرا زنش میخواست طلاق بگیره؟
کنجکاوم که میتونم بابا رو پیدا کنم
حتی نمیدونم که چه شکلیه
دوست داری بابات چطور آدمی باشه؟
فقط امیدوارم که آدم بدی نباشه
روحیه مردونه داشته باشه، برعکس من
تو هم خیلی روحیات مردونگی داری
نوک یانگ بهش میگی که امروز بیاد خونه؟
بو هی، به مراسم خاکسپاری میرم فردا برمیگردم. بیا خونه و غذا بخور
برای دو روز تعطیل است به دلایل شخصی
بذارش تو یخچال وقتی سیر شدی - مامان
گرگها به عنوان موجوداتی تنها توصیف میشدند
و گونه ای توصیف میشدند که به تنهایی و به دور از جمع زندگی میکنند
اما آنها حیواناتی اجتماعی هستند که در گروههای خانوادگی زندگی میکنند
و پیوندهای خانوادگی قوی تر را نشان میدهند نسبت به سایر پستانداران
گرگها اغلب با مردان بد مقایسه میشوند
اما در واقعیت، آنها جز معدود ...گونه های تک همسر هستند
ساعت چنده؟
دیرم شده
چقدر پول دارم؟
وای، هیچ پولی ندارم
متاسفم که به خاطر من فهمیدی بابات زنده است
اما دلم میخواد نری دنبال بابات
چرا نه؟
پیدا کردنش هیچ خیر و فایده ای نداره
بذار فرض کنیم پیداش کردی و دیدیش
چی میشه اگه یه پسر دیگه همسن تو داشته باشه
یا چی میشه اگه آدم آشغالی باشه؟
درباره ی این مورد فکر کردی؟
چیزی که منظورمه اینه که دنیا جای سختیه
تو هردو والدتو داری؟
من یتیمم. تو نمیدونستی؟
متاسفم
چیزی نیست که تو براش متاسف باشی
بهرحال، من به نام هی میگم که در مورد پدرت اطلاعات پیدا کنه
اما نمیتونم باهاش تماس بگیرم تلفن شو تو توالت یا همچین چیزی انداخته
اون خیلی بی خیاله
اون بی دقته
چی؟
تو گفتی اون بی خیاله وقتی منظورت این بود که بی دقته
خوش بحالت که باهوشی
این دفعه تعطیلاتُ کجا رفتی؟
دوباره جزیره ی ججو ازش خسته شدم
من دوباره رفتم نیویورک
میخوام برای یه بارم شده برم یه جای جدید - افاده ای ها -
من حسودیم میشه
فراموششون کن احتمالا دارن دروغ میگن
اوه، درسته
هی
هی، هی، هی، هی
میخوایی یه چیز باحال ببینی؟
این چیه؟
مشروبی که مامانم قبل بدنیا اومدن من درسته کرده
اما دیروز مادربزرگ همه شو خورد
! هیشکی نمیدونه چقدر به من سخت گذشته
باشه، پاشو بریم بخوابیم
حالش خوبه؟
اون خوبه
چرا بطری رو آوردی؟
تا پُزشو بدم
تو صاحب اینی؟ ها؟
نمیتونی اینجا بخوریش
برو بیرون و انجامش بده
مشکل تو چیه؟
من با تو حرف نمیزدم سرت به کار خودت باشه
این مسخره است
هی
بیا بریم اسنک فروشی من حساب میکنم
نه، هی
بو جیه ترسو
حرفتو پس بگیر میزنم لهت میکنم
! هی
! چه رو مخ
چطور میتونه اینقد رو مخ باشه؟
من میخوام اسممو عوض کنم
به چی؟
در موردش فکر نکردم
دروغگو
اوه، فراموش کردم
میخوایی بعد مدرسه بریم یه جایی؟
کجا؟
شوخی شوخی گفتم بیا ولی انگار جدی گرفتی
این کیه، دوست دخترت؟
نه، بهترین دوستم
کسی که تو منو یادش میندازی
داری میگی من شبیه این جوجه ام؟
به آینه نگاه کن، بازنده به کی داری میگی جوجه؟
! وای چه روزیه امروز
دیدی؟ درست مثل خودته
بهم آبجو بده
آبجو؟
تو اصلا میدونی آبجو چه مزه ای میده؟
این چیزیه که من میخورم
•° ترجمه اختصاصی پروموویز °• •°• ProMovi.ir •°•
سریع نخور وگرنه از حال میری
در واقع
من نمیدونستم کوکتل ها اینقد خوشمزه ان
به نظر میاد ذاتا مشروب خوری
ببخشین که من تشخیص ندادم
خب، حالا که میدونی کافیه
اگه شما دوتا قرار نمیذارین چرا همیشه باهمین؟
ما دوستهای صمیمی ایم الان داریم یه مستند میسازیم
دوستهای صمیمی
مستند برای چیه؟
باید برای چیزی باشه؟
اینکارو میکنیم چون میخوایم فیلم میسازیم چون میخواییم
سانگ ووک؟
رویای تو چیه؟
رویای من؟
من دلم میخواد یه بار مثل این باز کنم
...مال من
من میخوام مثل نوک یانگ بشم
نگاه کن. اون واقعا خیلی خوب نیست اینو فقط به این خاطر نمیگم که از دستش عصبانیم
من فقط لازمه موهامو کوتاه کنم
بهت هشدار دادما
تو یه پسر مجرد خوش قیافه ای
ممنونم
راستش من فقط میخواستم موهامو کوتاه کنم
نه، نه
همه این روزا موهاشونو فر میکنن
اونا بازیگرهای تو تلویزیون؟
خیلی سخت قابل تشخیصه، اما همه شون انجام دادن
من کاری میکنم خوشگل به نظر بیایی
باشه
و چند سالته؟
من 29 سالمه
دروغ نگو
من خیلی سنم زیاده که گول این حرفهارو بخورم
دروغ نمیگم میخوایی کارت شناساییمو ببینی؟
بذار ببینم
اوه خدای من
من متاسفم
موهات چه وضعشه؟
نخند من میخوام از شرشون خلاص بشم
فکر نکنم ممکن باشه
چطوری کارم به دوتا بچه کشید؟
من متاسفم
مادرت باید مغازه شو ببنده
این کارش اصلا درست نیست
بهت که گفتم کارش خوب نیست
من میخواستم وسطش جلوشو بگیرم
اما نتونستم
چرا؟
اون شروع کرد به صحبت کردن در مورد تو
و به نظر می اومد اون یکم هم مشروب خورده
تو تا دیروقت کار میکنی
کسی تو خونه منتظرم نیست
تنها زندگی میکنی؟
من یه پسر دارم
متوجه شدم
اون پسر خیلی خوبیه
اما شاید چون نوجوونه اخیرا بداخلاقی میکنه
شوهرت کجاست؟
جدا شدیم وقتی پسرم کوچیک بود
این روزا طلاق خیلی عادیه
پسرم خیلی کوچیک بود که چیزی بدونه
اما اون هر روز بیرون منتظر پدرش میموند
بعدا که بزرگ شد، پرسید که چرا پدرش نمیاد
بدون فکر کردن، من فقط گفتم که تو تصادف مُرد
دیوونه کننده است
اصلا با شوهر سابقت در تماس نیستی؟
... نمیدونم خب
احتمالا زندگیش خوبه دیگه
من یهویی یادم افتاد
یه دانش آموزی داشتم اسمش لی سو این بود
اینم شماره ی دوست صمیمیش
موفق باشی
بو هی و نوک یانگ؟
چیو میخوایی بدونی؟
تو پدر منو میشناسی؟
ما تو دانشگاه باهم صمیمی بودیم
اون عادت داشت بهم نشون بده که چی مینویسه
اسم شخصیت اصلی مرد همیشه بو هی بود
بعد اون فارغ تحصیل شد و یه کاری پیدا کرد
فکر نمیکردم که ازدواج میکنه
چرا؟
وقتی طلاق گرفت دیگه بهم نزدیک نبودیم
من شنیدم از کارشم استعفا داده
بابام اون چطوری بود؟
از لحظه ای که من دیدمش
ازش خوشم اومد
اما فکر نکنم میدونستم اون به چی فکر میکرد
ممنون به خاطر وقتت من دیگه میرم
هی
چرا داری دنبالش میگردی؟
چون فقط
چیزی داری که میخوایی بهش بگی؟
میتونی اونو بگی؟
حداقلش اسمشو داریم
من دیگه اینکارو انجام نمیدم
چرا؟
واقعا نمیخوام ببینمش
دروغگو
تو میخوایی ببینیش
این برای تو جالبه؟
چی؟ چطوری میتونی اینو بگی؟
تو هم در مورد پدرت کنجکاو بودی
پدرم؟
اون منو ول کرده
از لحاظ بیولوژیکی اون پدرته
حتما باید خوب باشه همه چی برای تو خیلی ساده است
اگه نمیخوایی پس دنبالش نگرد
...من مجبورت نکردم که - من ترسیدم -
چی میشه اگه من پیداش کنم و اون ازم دوری کنه؟
تو مادربزرگ، پدر و عمه هاتو داری
هیشکی هیچ وقت تو رو ول نکرده
من قیافه ی مامانمو میشناسم
اما هیچ خاطره ای ازش ندارم
چون هیچ وقت مامان نداشتم
اما اگه تو پیداش کنی تو میتونی ببینیش و باهاش حرف بزنی
من بهت حسودیم میشد واسه همین میخواستم باهم پیداش کنیم
ولی دیگه مجبور نیستی اینکارو بکنی
! بو هی
همین الان رسیدی؟
بله
چرا ناراحتی؟
هیچی
باهام بیا
حموم عمومی
دو نفر لطفا - باشه -
کجا داری میری؟
آخرین باری که اومدی حموم عمومی با مامانت بود
بله
وای
بیا تمیزت کنیم
لباسهاتو دربیار
نمیتونم
این بچه چشه؟
نمیشه تو اول بری داخل؟
باشه
توالت
داری چیکار میکنی؟
برو تو - ! یالا -
زود برو تو
! یعنی چی
! یالا
سوختمم
بیا بیرون
کجا؟
حموم سرد
! وای سرده
اوه چه حس خوبی داره
میدونی چطوری بری زیر آب؟
هیچ وقت امتحان نکردم
امتحانش کن
بیا شرط ببندیم شیرموز
میتونی بینی تو بگیری
یک، دو، سه
اون چی بود؟
خیلی گرمه
یه چیزی داره اذیتت میکنه؟
من با نوک یانگ دعوام شده
فکر کنم تقصیر منه
چرا همیشه باهاشی؟ بچه های دیگه اذیت تون نمیکنن؟
خب
نگاه کن، اون اصلا شورت تنش نیست
! اون لخته
نا نا نا نا بو بو
سرتو با دو دو فرو کن تو
! از اینجا برین بیرون
تو کی هستی؟ دوست دخترش؟
بهت گفتم از اینجا برو بیرون
بریم
همونموقع فهمیدم
چیو فهمیدی؟
که هیچوقت ترکم نمیکنه
اینطوری که دلم میخواد بهش تکیه کنم
منم همینطورم
بسه. برگرد
!آخ
بچه ننه نباش - دردم گرفت -
نوک یانگ
کیفتو بردار و بیا بیرون
حرف نزنین درستونو بخونین
چی شده؟
مامانبزرگ نوک یانگ فوت شده
حالا مگه مامانبزرگت بمیره چه اتفاق بزرگیه؟
چی گفتی؟
کی اهمیت میده مامانبزرگش مُرده؟
از نوک یانگ خوشت میاد؟
دیوونه شدی؟
اگه نه چرا از ما بدت میاد؟
ازت بدم نمیاد
...دوتا یتیم که به هم آویزونن اعصابمو بهم میریزه
دیونه شدی؟
بیا بزن
!منو بزن
بیا بابا
منو بزن
دارین چیکار میکنین؟
مامان من اومدم
گفتم اومدم
مامان
نه زنگ زدی نه اومدی خونه
میدونی چقد نگران شدم اره؟
صورتت چی شده؟
خوردم زمین
این چیه
مامان
مامان بزرگ نوک یانگ فوت شد
دلم برا نوک یانگ میسوزه
میگما
من یه جایی شما رو ندیدم؟
نه، من تاحالا ندیدمتون
واقعا؟ خیلی برام آشنایین
برم یه کمکی بدم تو بمون و بخور
نردیک بودا
صورتت چی شده؟ کتک خوردی؟
نه
دروغگو، قشنگ معلومه
کتک خوردی؟
نه، منم زدمش
چند بار زدیش؟
چطوری میشمردم اخه؟
دروغگو
صورتت چی شده؟
کتک خوردی؟
نه
غذا خوردی؟
هیونگ
چیه؟
پس تو خیلی مریضی
نگو دیگه خوشم نمیاد
فقط فرض کن هستی
باشه حالا چرا؟
و فردا قراره بمیری
بعد نمیخوای برای آخرین بار پدرمادرتو ببینی؟
نه
فردا قراره بمیریا
اگه اینطوریه میخوام با کسایی باشم که دوسشون دارم حتی نمیدونم پدرمادرم کین
اونی که دوسش داری نام هی ـه؟
خفه شو بچه
اونی که کتکت زد اینجا زندگی میکنه؟
و منم باید معذرت خواهی کنم؟
از خودتون پذیرایی کنین
اومدم بخاطر کتک زدنت معذرت خواهی کنم
آجوما ببخشید
فکر میکردم چون سانگ هیون همیشه گوشه گیره هیچ دوستی نداره
انگاری دیگه بزرگ شده حتی دعوا هم میکنه
چون بابا نداری داداشتو اوردی؟
حتی داداشتت بدبخته
سانگ هیون
بابات اینجا نیست؟
باید برای مامانت سخت باشه
انگار داداشت سنش زیاده
دراصل، من مثل پسر خودم حواسم بهش بوده
باید بیشتر میزدیش
بابا
پسرم
صورتت چی شده؟
چیزی نیس
این همکلاسی سانگ هیون ـه با هم دعوا کردن و اون اومد معذرت خواهی کرد
خوشبختم
بچه ها باید بچگی کنن
چایی میخورین؟
نه ممنون قبلا خوردیم
ببخشید
کوچیکی ولی دل و جرئت خوبی داری
بازم اینجا بیا
به سلامت
تاحالا منتظر کسی بودی؟
خب، من توی یتیم خونه بزرگ شدم
چندوقتی یه بار افراد پولداری میومدن و بچه ها رو به فرزندی میگرفتن
بخاطر همینم من منتظر بودم به فرزندگی گرفته بشم
ولی تهش فهمیدم
چیو؟
اینکه هیچوقت بچه ای که اونا میخوان نمیشم
چرا نمیشی؟
نمیدونم. فقط اینو فهمیدم
بعد خودمو جم و جور کردم از اونجا زدم بیرون و خودمو نجات دادم
و به محض اینکه فهمیدم
هی
خوبی؟
تاکسی هم اینجاها نیست
اینطوری نمیشه، بیا اینجا
داری گریه میکنی؟
یا خدا
مامان
بیدار شدی؟
چطوری؟
مامان من چقد عمر میکنم؟
چی؟ مطمئنم بیشتر از من
ینی من نمیمیرم؟
ولی اون واقعا درد داشت
درد داشتی ولی بازم نه به من میگفتی نه میرفتی دکتر؟
آخه هروقت میگم درد دارم عصبانی میشی
هیچ پدرمادری دوست نداره ببینه بچه ـش مریض باشه
پنوموتوراکس داری ( وجود هوا در ریه)
باید مراقب باشی که دوباره عود نکنه
یعنی چی؟
وقتی خیلی لاغر باشی اینطوری میشی
!کیم سانگ ووک
چی شده؟
چی؟ چی؟
خاله؟
خداروشکر که حالت خوبه
به خاطر شماست
اگه وقتی که فرار کردم
شما نبودین معلوم نبود الان کجا بودم
انگار بو هی داره دنبال بابای واقعیش میگرده
نمیخواستم بهش بگم ولی اوضاع اینطوری شد دیگه
احیانا تو شمارشو داری؟
منم نمیدونم
خیلی وقته حرف نزدیم
فک کنم برای همه چی خودشو مقصر میدونه
بو هی
توی دوربین نگاه کن
تا سه میشمارم یک دو سه
اون پسره توی انتشارات ـو یادته؟
که میگفت اسمت مثل اسم یه شخصیته
من توی فیلما گشتم و یه فیلم که اسم شخصیتش بو هی ـه پیدا کردم
فکر کنم اسم کارگردانش
!لی سو این بود
!دیوونه کننده ست
فکر کنم این سرنوشت ـه
باشه فهمیدم چند بار میگی
قیافه ـش خیلی آشنا بود - ساکت -
بو هی
بو هی ، بیا بریم
ولی فیلمم مسخره بود
دوباره اون مرد خرخون ـه - کارگردان لی -
ممنونم کارگردان لی
اون خرخون ـه کارگردانه
چیکار کنیم؟ بریم باهاش حرف بزنیم؟
نوک یانگ
یادته کِی اولین بار همدیگه رو دیدیم؟
توی استخر؟
یه روز وقتی بچه بودم بابام دیگه نیومد خونه
هرروز روی تاب منتظرش بودم
ولی بعداز چند روز
فهمیدم دیگه نمیاد
داشتم تنها گریه میکردم که تو اومدی و باهام حرف زدی
از اون به بعد دیگه منتظر بابام نشدم
چون همیشه با تو بودم
خب اره
تنها میرم تا برای آخرین بار ببینمش
دیگه هم دنبالش نمیگردم
چون تورو دارم
تازه مامانم و سانگ ووک رو هم دارم
بهت زنگ میزنم
سلام. بو هی هستم
بابا منم بو هی
وای این خیلی خفنه
اینجا رو نگا کن - ولش کن -
خیلی زشتی
فکر میکردم من باعث شدم بری
مامان - چی؟ -
هنوزم با اون مرده قرار میذاری؟
نه
چرا؟
چون تو دوسش نداشتی
نه ازش بدم نمیاد
حتی نمیشناسمش
باشه
مامان
چیه؟
اسممو عوض نمیکنم
چرا؟ همیشه میخواستی که
خب دیگه فکر نمیکنم بد باشه
متفاوته
سلامو خیلی وقته ندیدمت
سلام
امروز تولدته؟
تولدت مبارک
هدیه؟
اینم هدیه ـش تو چته؟
تولد منم هست
تو یه روز؟ دیگه کم اوردم
بهتون اینو میدم
اینقد بچه نباش
هی بچه ها، میزو آماده کنین - باشه -
این مال ماست - خفه شو -
مدرکی نداری - خفه شو -
ترسوندیم
دستاتونو بشورین
ترسیدم خدایا
واقعا منو ترسوندی
اونم دستاشو نشست - طوری نیس -
خوبه؟
خوشمزست؟ - شوره -
سلام. نمیتونم برات هدیه بخرم پس آرزو میکنم روز تولدت بهت خوش بگذره
تولدت مبارک
هی صداتونو بیارین پایین
...سلام، اولین بار که اسمتو شنیدم خنده دار بود
بو هی؟ اون کیه ؟
!هی، لی بو جی
مثل اسم دخترونه بود
قیافه ـش خوبه ولی
دستپختش خوبه
...یادته اون شب بهت چی گفتم
ینی مامانت بهت دروغ گفته؟
آره انگار
مامانبزرگ، دوستمو میشناسی
من خیلی اذیتت کردم
خیلی ببخشید
داری دنبال بابات میگردی
خوشحالم که پیدام کردی
امیدوارم به احساساتت صدمه نزنی
بو هی
میدونی که نمیتونم بدون تو زندگی کنم
بچه عجیب غریب
وقتتو تلف نکن و درستو بخون
شاید..شاید
چیه؟
فکر میکنم بابام زنده باشه
سلام. لی بو هی هستم
نمیتونم صاف بگیرمش
ولش کن اینکارو نمیکنم
بریم
بیا غذا بخوریم
باشه
داشت تکون میخورد مگه نه؟
•° ترجمه اختصاصی پروموویز °• •°• ProMovi.ir •°•
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.