Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه ای از تیم ترجمه ی نقد کره به رنگ عسل قسمت اول
ترجمه وزیرنویس : تداعی
♪از من متنفری؟ چرا باهم این کارو میکنی؟♪
♪طوری احساساتت رو بروز میدی که انگار قلب نداری♪
من از تو متنفرم؟ چرا خودم وادار به موندن میکنم؟
♪این سوالیه که تو قلبم مونده♪
♪میخوام فرار کنم ولی هیچ وقت نمیتونم♪
♪باید پیشت بمونم و بذارم تو به خواسته ات برسی♪
♪تو میخوای بی رحم باشی،پس باش♪
♪من جایی نمیرم♪
♪اونقد عذابم بده تا راضی بشی و از تنفرت کم بشه♪
♪میخوای بی رحم باشی ،پس باش♪
♪چون نمیتونم حقیقت رو عوض کنم♪
ترجمه وزیرنویس: تداعی
♪کسی که از صمیم قلب دوستش دارم یه شخص بی رحمه♪
♪بی رحم تر از تو♪
♪چیزی هست که تو چشماته♪
♪همیشه ضعفت رو پنهون میکنی♪
♪هر چی بیشتر بهم ضربه بزنی♪
♪هر چی بیشتر احساساتم رو لگد مال کنی♪
♪مثل اینه که به خودت ضربه زدی♪
♪میخوام فرار کنم ولی هیچ وقت نمیتونم♪
♪هیچ وقت نمیتونم و باید پیشت بمونم♪
♪و بذارم تو به خواستت برسی♪
♪میخوای بی رحم باشی،پس باش♪
♪من جایی نمیرم♪
♪اونقد عذابم بده تا راضی بشی و از تنفرت کم بشه♪
♪میخوای بی رحم باشی،پس باش♪
♪چون نمیتونم حقیقت رو عوض کنم♪
♪کسی که از صمیم قلب دوستش دارم یه شخص بی رحمه♪
سلام به روی ماه همگیتون با پروژه ی دیگه ای ازتیم ترجمه نقد کره درکنارتون هستیم .این کار تماما به وسیله ی دوست خوبم تداعی خانم گل ترجمه شده که امیدوارم از دیدنش لذت ببرید .جز تشویق وحمایت چیز دیگه ای نمیخوایم پس لطفا همراهمون باشید
این گلا مالِ توأن خواهر
اون گفت این گلو بدم به ملکه
ممنون
به لهجه ی پالونگ چطور میگید ممنون؟
ممنون عالیجناب
من که شاه نیستم
من سرباز پادشاهم
اون گفت که شاه نیست ؛سرباز پادشاهه
حدس بزن کیه؟
خون پراووت
نه
اگه دوباره اشتباه حدس بزنی اونوقت من میبوسمت
ستوان پراووت تایپولراتچاتا
اشتباهه
من یه پادشاهم...که اومده ملکشو ببره
تا تو اداره مملکتش بهش کمک کنه
ممنون
هی!زودتر
اگه بموقع نرسونیمش مرگمون حتمیه
ارباب پات
چیه ارباب؟
ماعجله دارم این برگه های چای رو بفروشیم
هی نوی نمیتونی از دستم دربری
چرا باید از دستت فرار کنیم؟
این برگا مالِ خودمونن؛از مزرعه ی تو ندزدیدیم
میدونم...از مزرعه ی من ندزدیدین
اما اینم میدونم که
اینا فقط برگای چای نیستن
برگه های چاییتونو خیلی ماهرانه تبدیل میکنید به قرصای رنگارنگِ حال خوب کن؛ها؟
میدونی اینا همون برگای چایِ که پلیس دنبالشه؟
الاناست که پلیس سربرسه؛دیگه نمیخوام بعدها اینورا ببینمتون
اشتباهیه که کردین
موادو از بین ببرید
واز اول شروع کنین
تو فکر میکنی کی هستی؟
صاحبِ بزرگترین مزرعه ی چای؟
اوه؛صاحب زندگیِ صدها کارگر؟
هی حتی فکرشم نکن که ما سرمونو بندازیم پایین وبه کسی مث تو خدمت کنیم
صبر کن
بیا باهم مبارزه کنیم
تن به تن
اگه توبرنده شدی
حق انتخاب شما
اما اگه باختی
ازحالا به بعد
شما باید اونطوری که من میگم زندگی کنید
پاشو مبارزه کن
از حالا به بعد؛من خدای توام
...این چه وضعِ رانندگیه؟تو باعث شدی
هونجا وایسین
از حالا به بعد من بهتون میگم چطورباید زندگی کنید
دست از فروش مواد بردارید
همتون باید بدون حقوق واسه من کار کنین
سبدتونو بذارید اینجا
فردا
بیا مزرعه دیدنِ من
احتمالا دیگه فهمیدی
کساییکه به قولشون عمل نکنن...تنبیه میشن
رئیس
باید بااین مواد چکار کنیم؟
بسوزونیدشون
نذارید پلیس چیزی بفهمه
من میدونم اونا درواقع ادمای خوبین
باید کاری کنم اونا زندگی وزمینشونو دوست داشته باشن
مراقب مواد باش؛من برمیگردم مزرعه
بله رییس
بیاین بسوزونیمشون
بندازم گردنت؟
آره
ممنون
تو عزیزِ منی
بله
پئونگ
یه گزارش از هدف رسیده
زودباش برو به کمکت نیاز دارن
تو تنها زنی هستی که منو درک میکنی
ممنون
میدونم برات وظیفت دراولویته
داریم به هدف نزدیک میشیم؛مراقب باشین
چه اتفاقی افتاده فرمانده؟
سلام ارباب
ما داریم توکوهستان قاچاقچیای موادو تعقیب میکنیم
یه سری درگیری پیش اومد؛من تقاضای حکم دادم؛فعلا بااجازه
بریم
چی؟
پلیس فهمیده؟
اونا برای دستگیر کردنمون مامور فرستادن
پس بهشون یه درسِ حسابی بدین تا بفهمن با کی طرفن
بدون جاگذاشتن مدرک ترتیبشو بدین
بفرستینشون به جهنم
هیچکس نمیتونه جلوی منو بگیره
دارن میان اینطرف
دارم با پلیسای محلی میرم
لطفا خودت با ماشین برگرد هتل
نگران نباش..میتونم مراقب خودم باشم
من بعنوان دوست دختر یه پلیس باید قوی باشم
من ستوان پراووت تراپولراتچاتا هستم
سوارشین ستوان
مراقب خودت باش
من زود برمیگردم
ملکه
باشه سرورم
ارواح مقدس لطفا مراقب خون پراووت باشین
!خون
!خون
!خون
!خون
حالت خوبه؟
این چه وضع رانندگیه؟بلد نیستی چطور برونی؟
شرمنده؛دقت نکردم
انقدر حرف نزن
همه ی زنا همینطور میرونن
پس میخوای من چکار کنم؟همه ی مسئولیتشو قبول میکنم
هی!داری چکار میکنی؟
چرا داخلِ ماشینِ منی؟
بذار ماشینتو قرض بگیرم؛عجله دارم
اصلا پرسیدی که بفهمی من ماشینمو بهت قرض میدم یانه؟
نکنه...نکنه تودزدی!پیاده شو
این ماشینِ منه
هی همین الان پیاده شو
هی!بهت گفتم عجله دارم
میخوای مزاحمم بشی؟
کاری بهم نداشته باش!ولم کن
کمک!یکی کمکم کنه
کمک!کمک!یکی کمکم کنه
کمک؛یکی کمک کنه
خفه شو؛باشه؟
اگه میترسی ماشینتو ازدست بدی؛پس بامن بیا
پیاده شو
پراووت
همین حالا ماشینو نگه دار
دوست پسرمن پلیسه
اون ستوانه؛همه ی خانوادش پلیسن
فامیلیش تراپولراتچاتاست؛نمیشناسی؟
اگه فهمیدی زود نگهدار وبذار من برم بیرون
!خفه شو
جدی میگم؛دوست پسرم پلیسه؛اگه بفهمه بامن چکار کردی ولت نمیکنه
همین حالا بذار برم
ماشینو نگه دار
زودباش بیا اینجا
کجا؟- بیا اینجا-
ولم کن بذار برم
هی تو
بذار برم
پیاده شو
چه خبره؟
بهت گفتم پیاده شو
ولم کن
چرا شلیک میکنن؟میخوان مارو بکشن؟
اونا قاچاقچیای موادن ؛دارن با پلیسا میجنگن
احتمالا فکر کردن ما پلیسیم؛همینجا بمون وجایی نرو؛فهمیدی؟
باشه
پراووت؟
بخواب رو زمین
میخوای بامن چکار کنی؟ولم کن
میخوای مزاحمم بشی؟ولم کن
ول کن
بشین
گفتم بشین
بشین
برو
زودباش فرار کن
این منطقه پاکسازی شده ستوان
باید کامل پاکسازی شه
گردنبند؟- بقیه دنبالم بیان-
هی افسرِ بانکوکی!کارت خوبه؛تااینحد دنبالِ موفقیتی؟ها؟
خوبه؛من بهت جایزه ی بهترین افسرو میدم
گردنبند؟
پراووت؟
پراووت؟
!نه
پراووت!نه
پراووت!نه
پراووت!نه
منو ترک نکن
توبهم قول دادی که بیای دنبالِ پرنسست
!پراووت
منوتنها نذار پراووت
پراووت من اینجام
داری چکار میکنی؟ولش کن
ولش کن؛ولش کن
!پراووت
پراووت رسیدی بیمارستان
من کنارتم؛تنهات نمیذارم
تو الان پیشِ دکتری؛لطفا خوب شو
نمیتونین بیاین داخل؛لطفا بیرون منتظر باشین
انگار این دوتا خیلی عاشق همدیگن
اون پلیسه؟من قبلا اصلا ندیدمش
ستوان پراووت اینجا کار نمیکنه
اون برای گذروندن تعطیلات با دوست دخترش اینجاست ولی اومد بهمون پیشنهاد کمک داد
عجیبه
خب قاچاقچیای مواد کی بودن؟
نمیدونیم رییسشون کیه ولی اونیکه تیر خورد دستگیر شده
کِی دست از سوءاستفاده از دیگران برمیدارن؟
من باید ازت تشکر کنم...تو حتی صدمه هم دیدی
فقط یه خراشه
ازاین طرف لطفا خون پات
بله
فعلا با اجازه
این چه وضعشه؟
حتی اگه شده بکشیدشون نباید میذاشتین گیرشون بیارن
اونا نیروی کمکی داشتن؛ارباب پاتم اومده بود کمکشون
دوباره پات؟
مث یه شهروندِ خوب رفتار میکنه
خرمگس معرکه
عاقبت خوشی نداره این پسر
بااونیکه صدمه دیده باید چکار کنیم؟
ترتیبشو بدین
اینکارو نکنین
اینکارو نکنین
کلمه باخت برای زیردستای من بی معنیه
لطفا خوب شو پراووت
منو تنها نذار پراووت
قبلا نمیدونستم کلمه ی عشق چقدر قدرتمنده
تا اینکه امروز فهمیدم
حالا
حسش کردم
الان کلمه ی عشق برام خیلی معنی داره
وخیلی مهمتر از زندگیمه؛لطفا خوب شو
بدونِ تو نمیتونم زندگی کنم
امروز فهمیدم عشق برام خیلی بامعنی وبا ارزشه
چون برام از جونمم مهمتره
ازدواج؟
100میلیون میخوام
مخالفم
میتونی اینکارو برای من وپدرت انجام بدی؟
بیدار شو پراووت
توروخدا بیدار شو
قول میدم ازاین به بعد دیگه توهیچکاری باهات مخالفت نکنم
هرکاری ازم بخوای برات انجام میدم
پراووت تورو خدا بیدار شو
بعدا قولتو پس نگیریا
پراووت توبهوش اومدی؟
وایسا
مراقب باش
بیا
من خوبم
فقط یه گلولست
منظورت چیه؟
اوه...ببخشید
تو کسیکه کمکم کردو دیدی؟
نمیشناسمش
اما اگه اون نبود احتمالا نجات پیدا نمیکردم
میخوام ازش تشکر کنم
برات میپرسم
باشه
یه کم استراحت کن
زخمت درد میکنه؟
فقط یه کم
چرا باید به تو فکر کنم؟
عاشق علاف
افسر
مشکلی هست؟
خون پراووت بهوش اومده ومیخواد از کسی که کمکش کرد تشکر کنه
پلیس؟
همون پلیسی که اوردش بیمارستان
اوه!اون که پلیس نبود
اون اربابِ مزرعه ی چایِ
ارباب؟
اون الان کجاست؟
کارگراش اومدن دنبالش
آهان..ممنون
ونپای
وحشت کردی ها؟
رئیس
اومدم بهتون بگم هرچی دستور دادین انجام شد؛همشو سوزوندیم
همش انجام شد؛هیچ ردی باقی نمونده
خوبه
اگه کار دیگه ای نداری میتونی ونپایو ببری اصطبل
برو
ازدواج؟
میدونی که من آدم ِ رو راستیم
باید الان تکلیفو معلوم کنم
احتمالا قول شوهرتو یادته که درباره ی عروسی بچه ها چی گفت
خوب یادمه
اما من فکر میکنم ...باید به احساسِ بچه ها هم توجه کنیم
مخصوصا دخترِ شما
دخترم به حرف من گوش میده
هرچی ازش بخوام انجام میده؛امیدوارم پسر شما هم همینطور باشه
امیدوارم با یهویی پولدارشدنتون گذشتتونویادتون نرفته باشه
احتمالا هنوز یادتونه کی بموقع به دادتون رسید
وخانوادتونو از فلاکت نجات داد
اوضاع خوبِ مزرعه ی پاتاماکول مدیونِ ماست
هرگز یادم نمیره اما فکر میکنم باید اجازه بدیم بچه ها همدیگه رو بشناسن
فکر خوبیه
اصلا خوب نیست
من امروز یه جواب میخوام
خون
یه کم عجول نیستین خون پرمه؟
ساکت باش
ادمای موفق نباید گذشتشونو فراموش کنن
20سال پیش اگه کمکای خون نوپارات نبود
شما وپسرتون به اینجا نمیرسیدین؛درسته؟
خب اگه حرفِ دیگه ای ندارید من میخوام مسئله ی مهریه رو پیش بکشم
من 100میلیون بات میخوام
برای شروع 10میلیون بات نقد میخوام
...مم
بیا طبق پیشنهاد عمل کنیم
من مخالفم
پات
مامان
درباره ی یه چیزی باید باهاتون حرف بزنم
لطفا ببخشید
پات
چرا همچین برخوردِ زشتی با خون لامپائو وخون نوپارات کردی؟
من به کسایی احترام میذارم که برای دیگران احترام قائلن
اما رفتارشو ببینین؛طوری تهدید میکنه انگار کارمندشین
اون داره منو مجبور به ازدواج میکنه و100میلیون باتم مهریه میخواد؛رسما داره دخترشو بهمون میفروشه
پات چرا این حرفو میزنی؟
مگه اشتباه میگم؟
احتمالا دخترشم از اوناست که راحت بدست میان
اونم احتمالا دنبال پوله وبه امید یه زندگی لوکس به این مسئله مث تجارت نگاه میکنه
پات کی دست از نگاه تحقیر آمیز نسبت به زنها برمیداری؟
من فقط چیزایی که میبینم وتجربه کردمو باور دارم
چیزی به اسم عشق وجود نداره مامان
این فقط یه کلمست که زنها برای فریب دادن مردا وسوءاستفاده کردن از اونا استفادش میکنن
تو بدجوری نسبت به این مسئله گارد گرفتی ؛یه کم ذهنتو باز کن
شاید دختر خون لامپائو به اون بدی که تومیگی نباشه
بسه مامان
غیر ممکنه که
یه عشق واقعی با یه ازدواج از پیش تعیین شده بوجود بیاد
من وپدرتم از قبل ازدواج همو نمیشناختیم
اما با عشق ودرک کردن همدیگه زندگیِ شادی داشتیم
پات
همه ی زنها اونطور که تو فکر میکنی نیستن
خلاصه اینکه من بادختر همچین خانواده ای وصلت نمیکنم
پات
میشه اینکارو بخاطر مامان وبابات بکنی؟
مامان
پدرت داشت همه ی سرمایه وزمینشو از دست میداد
خون نوپارات بموقع به کمکمون اومد
اون بهمون سرمایه داد تا کشتِ چای رو شروع کنیم؛تجارت خانوادگیمون بخاطر کمک اون سرپاشد
چطور میتونی قولمونو بشکنی؟
پدرت توی زندگیش به قولهاش بیشتر از هرچیزی اهمیت میداد
پات
میشه اینکارو بخاطر من وپدرت انجام بدی؟
مهم نیست چی بشه؛تو باید با خون پات عروسی کنی
من زنی میخوام که همپای کارگرا توی مزرعه ی چای کار کنه
پات
من موافقم طبقِ اون قول عروسی کنم
خوبه؛پس بقولی که برای ازدواج وپرداخت بدهی دادین عمل کنین
اینطوری آینده ی زنگیتونم خوب پیش میره
خوبه پس طبق توافق قبلی اول با10میلیون بات نقد شروع کنیم
هیچ مهریه ای درکارنیست
چی داری میگی خون پات؟
برای بالا بردن ارزش دختر حتما باید مهریه وجود داشته باشه
بهم تهمت نزن که دارم دخترمو میفروشم؛من حتی راضی به این ازدواج نیستم
اما چون این یه قوله؛برخلاف میلم باید انجامش بدم
اما پدر من
فقط برای ازدواج قول داده
قولِ مهریه نداده؛مگه نه؟
درسته
ساکت باش
اما این جزو آداب ورسومه
یه ازدواج رسمی هم مهریه داره وهم طلا
...باشه پس
من بهتون مهریه میدم
تو روزِ عروسی البته
خوبه
میتونی نقدی یابا چک پرداختش کنی
خیلی خوشحالم
که دوتا خانوادمون داره یکی میشه
قول میدم دخترم همسر مناسبی برای خون پات باشه
منم هیجانزدم
که قراره همسری داشته باشم که به کارگرای مزرعم اضافه میشه
این روزا پیدا کردن کارگر خیلی سخته
با داشتنِ دخترِ شما توی مزرعه
خیلی از کارها توی مزرعه سریعتر انجام میشن
منظورش چیه؟
اون فقط داره شوخی میکنه
خب حالا دخترتون کجاست؟
شما باید اونو میوردین بهمون معرفی کنین
اون توی استراحتگاهه
همینجور باناز لبخند بزن...خوبه
عالیه
بیا...این ست عالی شد
بیا با یه ست جدید عوضش کنیم
مراقب موهاش باشین
خون پوک بفرما آب- خب بیاین ست بعدیو برنامه ریزی کنیم-
بالاخره برگشتی خانم خوشگذرون
توفقط بلدی این اطراف ول بگردی؛باید اینجا بمونی وبه خواهرت کمک کنی
یادت رفته که واسه تعطیلات اینجا نیومدی؟
کی بهت اجازه داد بری بیرون؟
من بهش اجازه دادم
اما اگه من بهت اجازه ندم حق نداری هیچ جایی بری
قبلا بهت گفتم قبلِ انجام هرکاری اول از من اجازه بگیر
ببخشید مامان
هی اگه برای مراقبت از خواهرت بهت احتیاج نداشتم
فکر کردی این همه مدت پیش خودم نگهت میداشتم؟
برو یه چیزی برام سفارش بده؛دارم میمیرم از گشنگی؛برو دیگه
باشه مامان
خون
فکر میکنم داری خیلی ازش کار میکشی
اون تو بانکوک خیلی سخت کار میکنه؛بذار یه کم اینجا استراحت کنه
اما اون دختر من نیست
محصولات شرکت فروش نمیره وداره ورشکست میشه
تو باید سهامتو بفروشی وپولتو بکشی بیرون
همه ی سهامی که خریدیم سقوط کرده ما دیگه هیچی نداریم که بخوایم بفروشیم
همش تقصیرِ اونه
تحقیرش نکن
اون دختر من نیست
از وقتی اوردیش تو این خونه؛همش بدشانسی میاریم
اون نحسه؛ازش متنفرم؛متنفرم
وقتی اوردیش توی این خونه؛ما کلی پول از دست دادیم
من فقط یه دختر دارم واون پوکه
دختری که با عروسِ خون پات شدن باعث میشه من زندگیِ راحتی داشته باشم
صاحبِ تجارتِ پاتاماکول
خوبه..بریم ببینیم
خب اینم تموم شد؛موها وآرایششو چک کن
بیا بریم اونورو ببینیم
الو؟
نه؛هراتفاقیم بیفته من عروسی نمیکنم
چرا عزیزم؟
خون پات صاحب یه مزرعه ی بزرگ چایِ عزیزم
شما میخواین من با یه مزرعه دار بی سواد عروسی کنم؟
تا جاییکه میدونم اون تحصیلاتِ عالی داره اما نمیدونم از کجا
ببین؟حتی نمیدونید از کجا مدرک گرفته
ممکنه از همون بچگی تو مزرعه کار کرده باشه وحتی دبیرستانم نرفته باشه
احتمالا دیدش به دنیا ومسائلش خیلی سطحی وابتداییه
اصلا اینطور که میگی نیست؛اون یه مرد خوشتیپ وخوش قیافست عزیزم
دروغ نگو!فکر میکنید من احمقم؟
من هیچ وقت با ازدواج بایه کشاورز که صبح تاشب توخاک وخل میپلکه وچای جمع میکنه؛سطحِ خودموپایین نمیارم (بخوابونم دهنش)
عزیزم اگه زنش بشی
بجز اینکه همه ی روزو فقط پول بشمری کارِ دیگه ای نداری
اون بهمون قول داده
که خیلی خوب ازت مراقبت کنه؛؛تو مجبور نیستی اونجا هیچکاری بکنی
خانم اون همچین حرفی نزد
ساکت
به من اعتماد کن عزیزم؛اگه باهاش عروسی کنی
برای همه ی عمرت تو آسایش وراحتی هستی
بیشتر مث اینه که تا آخر عمرم درحال جون کندنم
من ازدواج نمیکنم
پوک!خودت که میدونی الان ما درگیر قسط وامهایی هستیم که گرفتیم
خب این چه ربطی بمن داره؟خودتون مشکلتونو حل کنین
اما این تنها چارمون برای حلِ مشکلاته عزیزم
شما منو چی میبینید مامان؟
تو فکرید منو برای پرداخت اقساطتون بفروشین؟وحشتناکه
خجالت نمیکشید بقیه اینو بفهمن؟
هیچکس هیچی نمیفهمه عزیزم
تو با ازدواج بااون پسر خوشبخت میشی
من عروسی نمیکنم؛دیگه هم دراین باره حرفی نزنید
شنیدین؟من عروسی نمیکنم
اما تو دخترمنی!باید هرچی میگم بگی چشم
کاری میکنم مراسم عروسی هرچه زودتر انجام بشه
ما داریم نابود میشیم ؛میفهمی؟نابود
درهرصورت تو باید با خون پات عروسی کنی
گفتم که عروسی نمیکنم
میشنوین؟عروسی نمیکنم
عروسی نمیکنم
پوک
پوک عزیزم!ببخشید؛ببخشید
پوک عزیزم
چی شده؟
خانم پوک غش کرده
باشه من الان میام
لطفا عجله کنین
خواهرت موقع عکسبرداری بیهوش شده؛بریم ببینیمش
چی شده مامان؟
خواهرت شوکه شد وغش کرد
چرا وایسادی؟همش تقصیر توئه که نرفتی موقع عکسبرداری مواظبش باشی
بیا زودتر برسونیمش بیمارستان
مامان- زودباش بیا-
زود باش؛لازم نیست چیزی بخوریم؛زود باش بریم
گردنبند خون پراووت
بیشتر از تو بمن میاد
اینطوری دخترِ خون لامپائو میفهمه که خون پات صاحب املاکِ پاتاماکول کیه
الان خوبی؟آره؟
کسی مث من به این راحتیا نمیمیره
اگه چیزی داره اذیتت میکنه میتونی بهم بگی
کجا رفته بودی؟
با خون پراووت بیرون رفته بودی آره؟
خب...من
پرسیدم...آره؟
بله
اما...میخواستم دعوتت کنم همرامون بیای
خود خواه؛دیگه اینکارو بامن نکن؛باشه؟
باشه
ازاین به بعد هروقت خواستم با خون پراووت بیرون برم
ازت دعوت میکنم باهامون بیای
لطفا یه کم استراحت کن
بیا
گردنبندِ کیه؟
اون حتی واست گردنبندم خریده؟
اونطور که فکر میکنی نیست بخدا
من وخون پراووت...فقط دوستای معمولی هستیم
خوبه پس...اون گردنبندو بده بمن
اما واسه من اینو خریده
اما منم میخوامش
نگفتی که معنیِ خاصی نداره؟
اگه معنیِ خاصی نداره پس بدش به من
!پوک
اگه گردنبند میخوای؛برات یکی میخرم
من اینو میخوام
خون پوک- زود باش درش بیار-
پوک
...میخوامش
میدمش بهت پوک- میخوامش-
پوک
پوک
بفرما
بگیر پوک
گردنبندِ خون پراووت
بمن بیشتر از تو میاد
برات میبندمش
اگه کارات تموم شده میتونیم بازی کنیم؟
نه هنوز
پس بذار منم کمکت کنم
نکن
نکن
نکن وگرنه مامان دعوام میکنه
میتونی انجامش بدی؟
البته
خوبه پس...بهم کمک میکنیم
خدای من
من به تو گفتم تمیز کن
چطور جرات میکنی بذاری خواهرت تمیز کنه؟
ببخشید
مامان منم میخوام کمک کنم
نه
این وظیفه ی تو نیست
کار اونه
خیلی کار مونده؛برو ظرفارو بشور
چشم
برو
پوک یادت نره که پئونگ خواهرت نیست
اون یه بچه یتیمه که پدرت اورده بزرگش کنه ومهم تر از اون اینکه اون دختر نحسه
از زمانیکه اومده باهامون زندگی میکنه انگار کم کم داره زندگیمون نابود میشه
تو دخترمایی؛یعنی صاحب این خونه ورییسِ اونی
تو حق داری بهش دستور بدی واون باید انجام بده؛اون خدمتکار ماست
آره اون خدمتکاره؛هرچی تو بگی گوش میدم مامان
لطفا استراحت کن
پئونگ
من حس خوبی ندارم
بذار من تمیزت کنم
پئونگ برات یه کم آبنبات اوردم
اشکال نداره؛لطفا بفروشینشون
اوی!نمیشه
دیروز حالِ خوبی نداشتم
وبااین حال بازم اومدی کمک من اسنک بفروشی
اگه کمکای تو نبود من همچنان فقیر بودم
پئونگ چکار میکنی؟سوارشو
بگیر عزیزم
درواقع میخوام کمکت کنم
این اسنکارو با خون پوک شریکی میخورم
زود باش خون پئونگ
باشه؛باشه
اوه عزیزم
شمادوتا همیشه به فکر همید
من فکر میکنم تو یه فرشته ای
اگه خواهرت نصفِ تو مهربون باشه
فکر میکنم والدینت خیلی خوشبخت باشن
ببخشید باید برم مدرسه؛خداحافظ
باشه عزیزم؛خوشبخت باشی
باشه
مراقب باش عزیزم
باشه
خون پوک واست اسنک اوردم
نمیخورم؛دوست ندارم
زود باش خون پئونگ
باشه
بذار تمیزت کنم
خوشت میاد برای جلب توجه دیگران کارای خوب بکنی؟
فقط پاهامو تمیز کن
باشه
پات
خون لامپائو تماس گرفت وگفت که نامزدت
مریضه
میخوام بری عیادتش
حقه بازا
پسرم
چرا اینو میگی؟
اون واقعا مریضه؛تو بیمارستان بستریه
وقتی فهمیده قراره همسر صاحب یه مزرعه ی بزرگ بشه
خیلی خوشحال شده وشوکه شده
درواقع از شدت ذوق باید شوک شده باشه
چطور میتونی این حرفارو بزنی؟
رفتارت شایسته ی یه جنتلمن نیست پسرم
شما خوب میدونی من از این مدل زنها متنفرم
اینکارو نکن
بخودت نگو ازش متنفری
ممکنه اون طوریکه تو فکر میکنی نباشه
مامان
شما باچشمای خودت دیدی
خون لامپائو ازمون مهریه ی بیش از حد معمول خواست
مادرو دختر مث همن
نه!دیگه ازت خواهش نمیکنم؛دستور میدم بری عیادتش
پات
باشه؛میرم دیدنش
خیلی خوبه
اینطوری دخترِ خون لامپائو میفهمه که خون پات صاحب زمینهای پاتاماکول کیه
...بهم نگو که
من ارباب پات پاتاماکول هستم
میدونم چطور از پس مشکلات این عروسی بربیام
همه ی پوستشو بکن
میدونی دوست ندارم با پوست بخورم
باشه
میری بیرون؟
چرا؟من هنوز دارم واسه پوک سیب پوست میکنم
برو بیرون
خون پرمه چند لحظه پیش بهم گفت خون پات قراره بیاد دیدن پوک
خون پات نامزدِ خون پوکه؟
همین حالا ساکت شو
اون نامزد من نیست
طوری رفتار نکن انگار چیزی نمیدونی؛از این متنفرم
پوک چرا باخواهرت اینطوری حرف میزنی؟اصلا درست نیست
بابا میشه دخالت نکنی؟شما همیشه طرفِ پئونگو میگیری
اگه دوسم نداری پس توکارمم دخالت نکن
اوه عزیزم اینطوری فکر نکن
بسه؛پوک راست میگه
تو همیشه طرف پئونگو میگیری
همش بخاطر توئه
میبینی خواهرت حالش بده وهمچنان داری باحرف زدنت ناراحتش میکنی
ببخشید مامان
میتونی بری تا پوک با خون پات تنها باشه
باشه
عزیزم پوک
خواهشا بمون وچند لحظه با خون پات حرف بزن؛باشه؟
نه
نمیخوام اون اربابِ پشت کوهی رو ببینم
خواهش میکنم پوک
میخوام فقط یه بار ببینیش
اگه ازش خوشت نیومد دیگه بهت اصرار نمیکنم
باشه؟لطفا عزیزم
باشه دخترم؟
باشه
پوک دخترم تو بهترینی
فقط یه بار باشه؟
باشه؛فقط یه بار
بریم تا بتونه برای ملاقات آماده بشه
مطمئنم بمحض اینکه پوک خون پاتو ببینه؛همه چی حله
بنظر میاد پات آدم خوبیه
اون همه چی تمومه
اون جنتلمن وتحصیلکرده بنظر میاد
خون پات یه مرد ثروتمنده
اون ده برابر بهتر از دوست پسر توئه
بهترین امتیاز پراووت فقط نام خانوادگیشه
اخلاق ورفتارشو چرا نمیگی؟
خون پات چطور آدمیه؟
شاید اون یه اسم ورسم خانوادگیِ اصیل نداره
اما رفتار وشخصیتش عالی وآروم ومهربونه
رفتار وحرف زدنش بقدری خوبه که هیچ فرقی با خانواده های اصیل نداره
بهم اعتماد کن که برای پوک بهترینو انتخاب کردم
چطور ممکنه یه کشاورز دهاتی خوشتیپ وباکلاس باشه؟
شاید اون یه خوبیهاییم داشته باشه
بیا تو
بهم نگو که تویی
بله
من ارباب پات پاتاماکول هستم
بفرما اینم بیزینس کارتم
گلهای زیبا برای همسرم
من زنت نیستم
برو بیرون
خجالت نکش؛یه کم دیگه ما باهم زن وشوهر میشیم
خجالت نکش
این سیبو واسه من آماده کردی؟خیلی باحالی
گشنته؟بذار بهت سیب بدم
نمیخورم؛نمیخورم
اوه؛دوست داری مث سریالا رمانتیک باشیم
اینجوری عاشقانه تره
ولم کن؛نمیخورم؛برو بیرون؛گم شو
چرا بهم نگفتی از زور خوشت میاد؟
اسلپ کیس دوست داری؟ (اسلپ کیس همون سیلی وبوسه تو دنیای لاکورنه)
باشه برات انجام میدم
اگه بیای نزدیکتر میکشمت
برو بیرون
گم شو- نکن اینکارو-
گم شو بیرون
این صدای پوکه؟
پوک عزیزم
چته عزیزم؟نکنه بادیدن خوشتیپی وصورت خون پات اینطور جیغ میزنی
کدوم خوشتیپی مامان؟
صورتش خیلی داغون وچندشه
نه غیر ممکنه
نمیخوام صورتشو ببینم؛ازش متنفرم
بهم اعتماد کن پوک
اگه املاکشو ببینی میفهمی که اون یه میلیونره عزیزم
نمیرم وهرگزم بااون عروسی نمیکنم
آروم باش پوک؛عزیزم
خودت گفتی اگه ازش خوشم نیاد دیگه اصرار نمیکنی؛مگه نه؟
...ولی
من میخوام همین امروز برگردم بانکوک
نه دخترم اینکارو نکن بذار دکتر خودش بهت اجازه ی مرخصی بده عزیزم
باشه باشه میریم عزیزم
نشنیدی پئونگ؟اون همین حالا میخواد بره؛برو وسایلو ببند
بله
ماداریم میریم عزیزم
میریم عزیزم؛میریم بانکوک
خون
حالا که دخترمون محکم سر حرفش وایساده؛باید چکار کنیم؟
چرا داری ازم میپرسی؟
استرس دارم؛معنی استرسو میفهمی؟
اگه پوک قبول نکنه عروسی کنه؛پول اقساط وامو از کجا گیر بیاریم؟
من وسایلو بستم مامان
برو صورتحسابو بده تا زودتر ببریمش
باشه
فهمیدم
چطور قراره مشکل این عروسی رو حل کنم
تو چه فکری هستی؟
اما پئونگ خودش دوست پسر داره
خب که چی؟نکنه میخوای ورشکست بشی؟
پئونگ عزیزم
چقدر بود؟
امروز میرید؟
بله
متاسفم که نمیتونم بمونم مراقبت باشم
اشکالی نداره
من فردا از بیمارستان مرخص میشم
میتونیم توی بانکوک همو ببینیم
باشه
تو کسی که بهم کمک کردو دیدی؟
نه هنوز؛فقط میدونم اسمش پاته
امیدوارم یه روزی براش جبران کنم
نمیتونم تصورشم کنم
که یه مرد وحشی مث اون بتونه به کسی هم کمک کنه
تو میشناسیش؟
من همون روز که تو بیمارستان بودی دیدمش
خون پات
اسمش پاته؟
رییس
.وای اون دختره انقدر بلند جیغ میکشید که نگو
یه جوری رفتار میکرد انگار من یه سوسک چندشم
همشون مث همن
زنا فقط از دور خوب بنظر میان
اونا فقط چشمشون پولو میبینه؛پولو مث خدا میپرستن
اگه حدسم درست باشه
اون وسایلو پرت کرد وانداختت بیرون درسته؟
اوه!زدی به هدف رئیس
طوری گفتین انگار همون لحظه اونجا بودین؛طوری رفتار میکنه انگار من مریضی دارم
زنها
دیگرانو فقط از روی ظاهر قضاوت میکنن
اونا هیچوقت به احساس آدما توجه نمیکنن
تنها چیزی که زنها میخوان پوله
باشه اگه حرف دیگه ای نیست برگرد سر کارت
پات
من دوباره یه زن مث تو دیدم
زنها کسایین که فقط دنبال پول راه میفتن
لیپائو
بله؟
چی شده ارباب؟
لطفا مراقبش کارا باش
بله ارباب
پات- بله-
بهم نگو که ماقراره تو همچین شرایطی زندگی کنیم؟
میتونی تو این شرایط زندگی کنی؟
بله
خانم
چرا زندگی من باید اینجوری باشه؟
به چی زل زدی؟برو ؛برو دیگه
چشم خانم
گفتی که صاحب اینجایی؛ولی چرا اینجا انقدر هرج ومرج وبی نظمه؟واقعا عذاب اوره
به چی زل زدین؟ها؟بهتون گفتم گم شید؛گم شید
بله خانم داریم میریم
چرا من باید تو اوضاع به این سختی زندگی کنم؟
پول
پول همه ی چیزیه که زنها میخوان؛اونا فقط دنبال زندگی لوکسن
خسته ای؟
آره
اینا غذاهایین که دوست داری
ممنون
آه! پول چی شد؟
هنوز هیچی ندارم
پس اون پول نقدی که از بانک گرفتی چی؟
اونو واسه حقوق کارگرا گرفتم
اما من زنتم؛اصلا به فکر من نیستی؟منم پول میخوام
تازه بهت یه کم پول دادم
کافی نبود؛یه عالمه صورتحساب پرداخت نشده دارم هنوز
الان
بااین شرایط بد اقتصادی اوضاعمون سخت وپیچیدست
هممون باید باشرایطمون کناربیایم
تو نمیتونی مث قبلا پول خرج کنی
بسه!انقدر اینا رو شنیدم که خسته شدم
نکنه میخوای من تا آخر عمرم تو این شرایط سخت وبی پولی زندگی کنم؟
اگه بهم پول ندی؛منم دیگه تحمل نمیکنم
اما در نهایت،
آخرِ تموم حرص وطمع هات مرگ بود
پیاده شید
گفتم پیاده شید
پیاده شید
نه
پیاده شید
نه
تو- ول کن-
همین الان پیاده شید
ول کن بذار برم
گفتم پیاده شو
نمیخوام
!هی
نکن
بهمون صدمه نزن
اگه میخوای بادستِ خالی زندگی کنی خب زندگی کن
حق نداری پولای منو از اینجا ببری بیرون
من حق دارم چون زنتم
تو هیچوقت عاشق من نبودی؛تنها چیزی که تو عاشقشی پوله
یه فرصت دیگه بهت میدم اگه میخوای بری فقط خودت برو؛بدونِ پولا
نکنه میخوای بری زندان؟
تو قلب نداری
ازت متنفرم؛بذار یه چیزی بهت بگم
من هیچوقت؛هیچوقت عاشقت نبودم
ازت متنفرم
برای همچین زنهای حریصِ پولی
...من عزرائیلم
که اینجور زنارو بادستای خودش راهی جهنم میکنه
پراووت؟
پراووت؟
من اینجام
خون پراووت
درست نیست؛دوباره حدس بزن
سرورم
این قصر کوچیک خیلی وقته منتظر اومدن صاحبشه
.لطفا بهم اجازه بده برای همیشه کنارت باشم وازت مراقبت کنم
باشه
من ملکت میشم
ما دوتا تا ابد کنار هم میمونیم
نمیشه
نمیتونی با پراووت عروسی کنی
چرا مامان؟
مامان شما میدونین ما عاشق همیم
شما قبلا هیچوقت جلومو نمیگرفتین
اون مال قبل بود؛اما حالا نمیشه این اتفاق بیفته
نمیفهمم
بابا چی شده؟
من وبابات قبلا دربارش حرفامونو زدیم
تو بجای پراووت باید با خون پات عروسی کنی
مامان
من عاشقِ خون پراووتم
نمیتونم اینکارو کنم
مجبوری
پوک؟
خودت نگفتی هیچ ارتباطی با خون پراووت نداری؟
حالا یهو میخواین عروسی کنین؟
خب...من
پس همش داشتی بهم دروغ میگفتی؟
درسته؟
مامان
مگه قرار نبود پوک با خون پات عروسی کنه؟
من عمرا با مردِ فقیر وچندشی مث اون عروسی نمیکنم
خب پس چرا من باید عروسی کنم؟
چطور جرات میکنی بمن بگی چرا؟
درباره ی چیزای دیگه
همیشه حق انتخابو به تو دادم
...اما درباره ی این ازدواج
تو باید قبولش کنی
چرا؟
چون روجاناسنای
حالا وقتش شده دخترِ یتیم وبی خانواده ای مث تو دِینشو به خانواده ای که بزرگش کردن ادا کنه
پوک
بسه دیگه
نباید جلوشو بگیری
چون اون داره حقیقتو میگه
چی؟
لامپائو
ما توافق کردیم که اینکارو نکنیم
الان این قضیه یه فرصته
تا اون دینشو به خانوادمون ادا کنه
مخصوصا اینکه اون بچه ی واقعیمون نیست
لامپائو
مامان
راسته بابا؟
من بچه ی واقعیتون نیستم؟
لامپائو دیگه هیچوقت این حرفو نزن
مجبورم بگم
پئونگ
تو خودت تاحالا بهش فکر کردی؟
اگه مانبودیم کی میدونه زندگیت چطور میشد
واگه تو بجای پوک عروسی نکنی
نمیترسی دیگران پشت سرت بگن
تو یه بچه ی ناسپاسی که ما عمرو پولمونو براش هدر کردیم؟
شنیدی؟
شنیدی چی گفتم؟
پئونگ
نمیشه
تو نمیتونی با پراووت ازدواج کنی
تو باید بجای پوک با خون پات عروسی کنی
اما من عاشق خون پراووتم
عزیزم پئونگ
بابا
الان وقتشه دینتو به خانوادمون ادا کنی
مخصوصا اینکه تو بچه ی واقعی ما نیستی
من بچه ی واقعی ِ
بابا
ومامان نیستم
بخند عزیزم
پئونگ چرا اینجایی؟میخوای همیشه همینجوری باشی؟
دختره ی مزاحم؛همش جلو چشممه
برو واسه پوک آب بیار
باشه مامان
اوه!پئونگ
چی میخوای؟
من دوره ی اولمو تموم کردم
تو خیلی باهوشی
خوبه که اینطور به درسات میرسی
پوک عزیزم؟
بله مامان
لباساتو پوشیدی عزیزم؟
بله
بیا!بذار ببینمت؛همشو پوشیدی؟
بله
ببینش؛امروز قراره واسه اولین بار پیانو یاد بگیره
خوشگل نیست؟بچرخ تا پدرت ببینه
بانمک نیست؟- بله-
پئونگ مزاحم بابات نشو؛خستست برو سراغ کارای خودت
بله مامان
بریم عزیزم
عزیزم پئونگ
بذار ببینم
پئونگ دختر باهوش من هیچوقت ناامیدم نکرده
بابا
بالاخره فهمیدم
چرا از همون زمان بچگیم تا حالا
مامان هیچوقت منو دوست نداشته
حتی یه بارم بهم تبریک نگفته وازم تعریف نکرده
پات
کجا میری پسرم؟
بانکوک
بانکوک؟
آره
تصمیم گرفتم
خودم مراقبِ کارم باشم
چه کاری؟
میرم مامان؛خداحافظ
پات پات
رییس وایسا
رییس
منم میام
رییس یه کم صبر کن
زیاد فکر نکن عزیزم
چطور ممکنه دوستت نداشته باشه؟
آدما
روششون برای ابراز علاقه باهم فرق داره
اما تو هنوز منو داری عزیزم
بابایی که عاشقته ومراقبته
هرچند بابای واقعیت نباشم
منم عاشقتم بابا
بابا؛بابا
بابا...بابا
یکی کمک کنه؛بابا
واقعا مجبوریم هرماه بیاریمش پیش دکتر واسه معاینه؟
بابا
هنوزم حواست نیست کسی که اینجا بستری ومریض افتاده
باباته؟
من هنوزم هردوتونو دوس دارم وبهتون احترام میذارم
لازم نیست چیزی بگی
لازم نکرده دوسمون داشته باشی؛برو؛هرجا دلت میخواد برو
احتمالا باید خیلی گناه کرده باشیم
که الان به این روز افتادیم
وحالا اونم مریضه
برای درمانش خیلی پول لازمه
باید از کجا براش پول گیر بیارم؟وگرنه اون میمیره
مامان
ترجمه وزیرنویس :تداعی
برای دریافت زیرنویس قسمتای بعدی به وبلاگ تاهی لند مراجعه کنید http://thahiland.mihanblog.com/
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.